کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای ادبی > ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي

ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-04-2006   #46 (permalink)
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)


در بررسی اثار و اندیشه های هدایت پی می بریم که نگاه و جهان بینی اوبه همان چیزی می پردازد که بسیاری انرا سعی می کنند فراموش کنند !یا همچون سنگی بالا بیاندازند .نگاهی که واقعیات را بدون دخالت شاعرانه!بیان می کند.در مقابل این نوع نگاه مثلا جهان بینی کسانی امثال سهراب سپهری قرار دارد.یعنی این درست است که بعضی واقعیات تلخ وجود دارد اما مهم ان است که ما باور داشته باشیم به نیکی و خوشبختی و مهر.و همین باور بوده است که از ابتدای حضور انسان روی کره زمین موجب سازندگی و ابادانی شده است.در مقابل زمانیکه میانگین جهان بینی بشر به سمت کفه سیاه ترازو سنگینی می کند به جای سازندگی شاهد تخریب زمین هستیم.مثلا در زمان جنگهای جهانی این جهان بینی سیاه است که غالب می شود و حتی می تواند تا نابودی کامل زمین پیش برود.و هر گاه این دو اندیشه یعنی نیک و سیاه در توازن هستند ما شاهد ارامشی شکننده در جهان هستیم که هر لحظه انتظار سنگین شدن یک طرف ترازویش می شود.این دو جهان بینی تمام هنر و موسیقی و شعر و نویسندگی و صنعت و ادبیات و همه چیز دیگر را نیز تحت سلطه خود دارد.
مثلا طنز فرزند جهان بینی نیک است.یعنی ما یک واقعیت زشت داریم.اما چون باور به نیکی داریم تلاش می کنیم این واقعیت را چنان تغییر دهیم تا به کمال نیکی خود نزدیک شود.مثلا مبارزه با بیماریها و ساختن دارو یکی از نتایج این جهان بینی است.اما خود کشی نتیجه ان جهان بینی دگر است.یعنی ان یکی بیمار را درمان می کند و این یکی سالم را هم می کشد!
و نبرد بین این دو از اول تاریخ ادامه داشته است .و با پیشرفت سلاحهای کشتار جمعی در دوران امروز بسیار هشدار دهنده است که مراقب باشیم که مبادا جهان بینی **** روزگاری اکثریت داشته باشد که زمانیکه اینگونه شود همان اخر زمان است....
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-04-2006   #47 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,282
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,053
از ایشان 13,331 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

جالبه!
__________________
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما...
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-04-2006   #48 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

خب ایندفعه خلاصه تر مجبورم بنویسم...

در نگاه به داستان از دید من دو جور دید میشه داشت که یکی نگاه مفهومی ودیگری نگاه ویرایشی داستانه....و لزوما نمیشه به هر کدوم از این جنبه ها جدا نگریست...هر چند نهایت یه داستان مفهوم اون داستان وپیام اونه..

به نظر من هدایت در جنبه ی مفهومی کار بسیار موفق تر از جنبه ی ویرایشی اونه...به عبارت دیگه در بعضی مواقع میشه ضعف در شیوه نگارش اونو به وضوح دید...ولی نمیشه از این حقیقت گذشت که در بیان مفاهیم گسترده که عامه مردم از روبه رو شدن با اون واهمه دارن وجرات تفکر وبررسی اونو ندارن ویا اصلا چنین تفکری ندارن بسیار تواناست...

در بحث تدوین داستان وشیوه نگارش میتونیم به تکرار و توضیح بیش از حد عناصری که در شکل گیری داستان نقشی ندارن و یا نقش کمی دارن اشاره کنیم..

در داستان مذکور چنین خصیصه ای در چند جا دیده میشه:
__________________
دیگر تاب تحمل این همه درد ورنج در من نیست...آیا پادشاه رستگاری توان بردن مرا به خانه ندارد؟!!!...
death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-04-2006   #49 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,282
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,053
از ایشان 13,331 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

درسته.!
ممکنه در چیدمان درست لغات زیاد توانا نبوده ولی در منعکس ساختن موضوع و محتوا دادن به اون به نظرم موفق بوده!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-04-2006   #50 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

جالبه...برای بار دوم پست من فرستاده نشد..

بعد از اینکه تایپ میکنم موقع فرستادن از سایت میفتم بیرون...

بهتره ادمین برای این نقیصه کاری بکنه...

death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-04-2006   #51 (permalink)
نجیب زاده
Tetris Champion, Snake Champion, Battle Pong Champion, Beer Addict Champion, Beach Pong Champion, Aski Champion, Eskiv Champion, Belter Champion, Aussie Xmas Champion, Juggler Champion, Arkanoid Champion, Basketball Rally Champion, Hexxagon Champion, Flexi-Combat Champion, Gravity Ball Champion, Aim & Fire Champion, Pop-Up Killer Champion, flyplane Champion, Squirrel Soccer Champion
 
smsk's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2006
محل سكونت: تو فکر یک سقفم
ارسالها: 7,413
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 20
از ایشان 5,365 بار سپاسگزاري شده است
Thumbs up پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

دیشب داشتم کتاب بوف کور صادق هدایت رو می خوندم
سال انتشارش 1341 بود !! خیلی جالب بود کتابش
__________________


عمریه غـم تو دلم زندونیه
دل من زنـــدون داره تـو می دونی
هر چی بهش میگم تـو آزادی دیگه
میگه من دوســـت دارم تو می دونی
smsk آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #52 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

در اونجا که توصیف عروسی زرین کلاه رو میبینیم به نوعی توضیحات اضافی و غیر لازم در اون مشهوده....نه اینکه گریز زدن در داستان و حالا داستان کوتاه به طور کلی نامناسب باشه...ولی بهتره توزان در این گریزها رعایت بشه...بهطوری که تمام داستان یک رویه ثابت رو داشته باشه...و ذهن خواننده با اون فرم شکل بگیره...

همچنین در جاهایی از جمله اونجا که به صراحت هدایت در داستان میگه:((اما بر پدر رفیق بد لعنت)) به نوعی هم از ارزش ویراستاری داستان کاسته میشه و هم اینکه جای خواننده و نویسنده عوض میشه...در واقع در هیچ داستانی نباید قضاوتهای نویسنده در متن داستان مشخص باشه...تنها کمکی که نویسنده به شعور خواننده میتونه بکنه فضا سازی شخصیتی مثلا رفیق گل ببوست...نه اینکه واضح عنوان بشه که رفیق گل ببو واقعا رفیق بدیه...و اون هم با این جمله ضعیف...

اما در کل داستان به خاطر توصیفهای به جا هم بسیار موفقه...و کمک بسیاری به شکل گیری عناصر داستان میکنه...و نکته ظریفی که اشاره شده همون گویش مازنی اهالی روستای گل ببوست که به زیبایی گنجانده شده و فضا را کاملا واقعی تداعی میکنه...
death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #53 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

از لحاظ مضمون داستان به نکته بسیار ظریفی اشاره داره که میشه گفت نه تنها درد یه خطه و یا منطقه خاص جهانی نیست...بلکه کاملا عمومیت داره و اون هم به طرز بسیار ساده فرار به سوی خوشبختیه...

شخصیتهای اصلی داستان همگی از شرایط فعلی موجود خودشون ناراضی هستن و دنبال کسب موقعیتی برای رهایی از اون وضعیت هستن و حاضرن به هر قیمتی شده اونو به دست بیارن...

اونجا که زرین کلاه وصلت با گل ببو رو به نوعی جداشدن از خونواده سراسر درد خودش میدونه...اونجا که گل ببو رفتن به روستای خودش رو در جهت ارزوی خودش وفرار از وضعیت موجود میبینه..
ودر نهایت نقطه اوج در پایان داستان که زرین کلاه با از دست رفتن گل ببو،برای دوباره برنگشتن به شرایط قبلی هم از بچه خودش میگذره و هم حاضره با مرد غریبه ای شانسشو امتحان کنه...

تمامی ما در نهایت تمامی تلاشهامون دنبال ارامش هستیم و به نوعی تثبیت...روح انسان خاصیت تثبیت و ارامش داره....از این شاخه به اون شاخه پریدنها و کلا تمامی حرکات روزانه ما بر اساس هدفی شکل میگیره که غایت اون هدف ارامشه...
death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #54 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

در پایان دوس دارم اگه دوستان نقدی دارن بذارن و یا اصلا صحبتهای منو به نقد بکشن که اینم یه شیوه ی نقد در مورد موضوع اصلی میتونه باشه..

منتظرم..
death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #55 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,282
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,053
از ایشان 13,331 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

وصف بجا و مناسب جزئیات و توانایی در پر و بال دادن به اون و همچنین شرح اوضاع اقتصادی و اجتماعی مردم اون هم به حالی محاوره ای و بدور از هرگونه اجمال فکر میکنم از خصوصیات داستان های موفق صادق هدایت باشه!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #56 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله roshanak نمايش نوشته ها
وصف بجا و مناسب جزئیات و توانایی در پر و بال دادن به اون و همچنین شرح اوضاع اقتصادی و اجتماعی مردم اون هم به حالی محاوره ای و بدور از هرگونه اجمال فکر میکنم از خصوصیات داستان های موفق صادق هدایت باشه!
منظورتون از بدور از اجمال چی بود؟...
death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #57 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,282
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,053
از ایشان 13,331 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله death blooms نمايش نوشته ها
منظورتون از بدور از اجمال چی بود؟...
منظورم اینه که تو اکثر نوشته هاش مردم بدور از هرگونه تجمل زندگی میکنن و نوشته های ایشون هم بدور از اجماله!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-05-2006   #58 (permalink)
Aficionado
 
death blooms's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 857
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله roshanak نمايش نوشته ها
منظورم اینه که تو اکثر نوشته هاش مردم بدور از هرگونه تجمل زندگی میکنن و نوشته های ایشون هم بدور از اجماله!

البته اگه جسارت نباشه اجمال یعنی خلاصه....ونه تجمل...

death blooms آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي death blooms به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-05-2006   #59 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,282
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,053
از ایشان 13,331 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)

بله. شما متین میگید!منظورم این بود که به طور جملگی و خلاصه نگفته به شرح جزئیات هم پرداخته!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-23-2007   #60 (permalink)
کاربر
 
sootedel's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: تهران
ارسالها: 169
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 10
از ایشان 45 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض صادق هدایت شهیرترین داستان نویس ایرانی

به دلیل آنکه برخی دوستان هم میهنی نسبت به صادق هدایت سخنان دور از ذهنی فرموده بودند برای آگاهی ایشان نسبت به هدایت و آثارش این موضوع را عنوان کردم،امید است رضایت شما را کسب کند.
کوروش ایرانی
زندگى نامه ى صادق هدايت


صادق، کوچکترين فرزند هدايتقلی خان هدايت، اعتضاد الملک، ۱ شب سه شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۲۸۱، هنگامی که « از خاک ايران آزادی خواهی و مشروطه طلبی می جوشيد »، در يک خانواده ی معروف و ثروتمند اشرافی از دودمان رضا قلی خان هدايت، اديب و دانشور عهد ناصری، در تهران چشم به جهان گشود. وی خيلی زود پيوند خود را از خانواده - که افراد آن همه مردان سرشناس کشور بودندو اگر او می خواست می توانست با بهره گيری از قدرت و نفوذ آنان به مقامات عاليه ی دولتی دست يابد و زندگی مرفه و بی دردسری برای خود فراهم نمايند - بريد و از تن آسايی يک فرد نازپرورد و متنعم سر باز زد و با درآمد ناچيزی، که از راه خدمت در دواير مختلفه ی دولتی به دست می آورد، مستقلا زندگی کرد. اين وارستگی و آزادگی به او مجال داد که اوقات خود را به کاری که دوست داشت، يعنی ادبيات وقف کند.
« صادق پس از دو برادر و خواهر به دنيا آمده و عزيز کرده ی خانواده بود. وی مانند ساير برادران و خواهران در دست عمه ها و دايه ها بزرگ شد؛ و هفت هشت سالش بود که به اتفاق دو دوست و همبازيش، مهندس خسرو هدايت قائم مقام شرکت ملی نفت که پسر دايی او بود و دکتر منوچهر هدايت رييس پيشين بهداری وزارت و آموزش و پرورش که پسر عمويش بود به مدرسه ی علميه رفت؛ و اين سه نفر تا کلاس نهم دبيرستان با هم بودند. » ۲
هدايت در سال ۱۳۰۴ تحصيلات متوسطه را در دارالفنون و دبيرستان فرانسوی « سن لويی » تهران به پايان برد؛ و با کسب موفقيت در مسابقه ای که ترتيب يافته بود، در آبان ماه سال ۱۳۰۵ با کاروان دانش آموزان اعزامی به اروپا به بلژيک روانه شد؛ و در آموزشگاه عالی آنجا، در رشته ی مهندسی راه و ساختمان، نام نويسی کرد. اما در آنجا نماند و يک سال بعد با نخستين گروه دانشجويان اعزامی به اروپا برای تحصيل در رشته ی معماری رهسپار پاريس شد و « ظاهرا دوره ی اقامت او در فرانسه - که چهار سال طول کشيد - بخصوص بيشتر به سير و گشت گذشت. » ۳
بدين قرار هدايت تحصيلات خود را به پايان نبرد و در سال ۱۳۰۹ که اوج قدرت رضا شاه بود، به تهران باز گشت.
از قرار معلوم خانواده اش ار اين حيث ناراضی بوده و اصرار داشتند که او دوباره به اروپا برگردد و در رشته طب يا مهندسی و يا هر رشته ی ديگری که مايل است تحصيل کند. اما او نه تنها به رفتن به اروپا و ادامه درس و تحصيل حاضر نشد، بلکه از اقامت و کار کردن در تهران هم گريزان بوده و ميل داشته است ماموريتی هر چه باشد در يکی از شهرستان ها دست و پا کند.
هدايت در تهران ماند و شغل محقری ( حسابداری جزی با ماهی بيست هزار تومان حقوق ) در بانک ملی مرکز به عهده گرفت و تا شهريور ۱۳۱۱ در آن بانک کار کرد و از ششم شهريور آن سال تا ۱۶ ديماه ۱۳۱۳ در اداره ی کل تجارت و از آن به بعد چندی بعد تا سی ام اسفند ۱۳۱۴ در وزارت امور خارجه مشغول کار شد و بعد وارد شرکت سهامی کل ساختمان گرديد. ۴
اگر از کتاب کوچک ولی جالب انسان و حيوان، که در سال ۱۳۰۳ پيش از سفر اروپا در تهران نوشته است، بگذريم، نخستين اثر هنری هدايت قطعه ی نا تمام مرگ است که در سال ۱۳۰۵ در گان بلژيک نوشت؛ ۵ و بعد در سال ۱۳۰۶ که در پاريس بود، رساله ی « تميز و تقريبا بی ايراد » فوايد گياه خواری را به قلم آورد که در سلسله انتشارات ايرانشهر در برلين چاپ شد.۶
از آثار ديگر او در اين زمان، نمايش نامه ی سه پرده ای پروين دختر ساسان است که يکی دو سال بعد ( سال ۱۳۰۹ ) رد تهران چاپ کرد. و ديگر افسانه ی آفرينش که در سال ۱۳۰۹ نوشت و در سال ۱۳۲۵ به همت کتر حسن شهيد نورايی در صد پنج نسخه در پاريس چاپ شد.
هدايت در اواخر سال ۱۳۰۸ و اوايل ۱۳۰۹، نخستين داستان های زيبای خود را به نام مادلن، زنده به گور، اسير فرانسوی و حاجی مراد در پاريس به رشته ی تحرير کشيد؛ و پس از بازگشت به ايران داستان آتش پرست و سپس داستان های داود گوژپشت، آبجی خانم و مرده خورها را درتهران نوشت و آن ها را با نوشته های پاريس يک جا در مجموعه ای به نام زنده به گور در سال ۱۳۰۹ منتشر کرد؛ و سال بعد سايه ی مغول را در مجموعه ای با دو اثر از بزرگ علوی و دکتر شين پرتو انتشار داد.
از اين سال به بعد، تا سال ۱۳۱۵ که به هندوستان رفت، پربارترين دوره ی فعاليت ادبی هدايت بود؛ و هم در اين دوره بود که با سه تن از ديگر ادبای جوان و روشنفکر که عبارت بودند از بزرگ علوی، مجتبی مينوی و مسعود فرزاد آشتنا شد؛و اين چهار نفر، که اصول فکری و ديد واحد به ادب و دانش و هنر آنان را به هم نزديک کرده بود، اغلب عصرها در يکی از کافه های لاله زار نو به نام « رز نوار » گرد هم می نشستند و در افکار و انديشه های يکديگر بحث و انتقاد و نکته گيری می کردند و از يکديگر چيز می آموختند و به زودی در مقابل اديبان محافظه کار که آنان را « سبعه » ۷ ناميده بودند، موسوم به ربعه شدند.
پرفسور يان ریپکا از ايران شناسان چک گفته است:
« گروه ربعه » در مورد هنر و فلسفه می دانست چه می خواهد و آنچه را که می دانست به ديگران عرضه می کرد؛ و اين جنبه ی مثبت ايشان بر عقايد اغراق آميزشان می چربيد؛ و کسی که از پوسته ی سخت ريشخندها و مسخرگی هايشان می گذشت و به دل آنان نفوذ می يافت، چيزی جز احساسات ميهن پرستی پاک و آتشين نمی ديد. ۸
مجتبی مينوی، طرز فکر گروه ربعه و نقش هدايت را در جلسات آنان چنين تعريف می کند:
« ما با تعصب جنگ می کرديم و برای تحصيل آزادی کوشش می کرديم و مرکز دايره ی ما صادق هدايت بود. » ۹
و کمی پايين تر اضافه می کند:
« شايد ما آن روز گمان می کرديم چون قدر مقام نويسندگی هدايت را می شناسيم او را تشويق می کنيم؛ اما حقيقت مطلب اين بود که او موجب تشويق ما بود و در هر يک از ما لياقتی می يافت آن را به کار می انداخت. مرکز دايره بود و همه را دور خود می گرداند. » ۱۰
کم کم به شماره ی ياران هدايت افزوده شد و از جمله دو موسيقيدان ( سرهنگ مين باشيان و حسين سرشار ) و يک بازيگر و کارگردان هنرمند نمايش ( عبدالحسين نوشين ) به اين جمع پيوستند. ۱۱
هدايت دو مجموعه ی قصه به نام سه قطره خون و سايه روشن و داستان علويه خانم و سفرنامه ی اصفهان نصف جهان را نوشت. نسخه ای از ترانه های خيام را با مقدمه ی مفصل و شش مجلس تصوير از درويش نقاش ( سوريو گين ) منتشر کرد. سخنان موزون عاميانه را در مجموعه ای به نام اوسانه و عقايد عاميانه را در مجموعه ی ديگری به نام نيرنگستان انتشار داد، و با مسعود فرزاد کتاب مستطاب وغ وغ ساهاب را در سخريه ی ادبای معاصر رقم زد. ۱۲
به تشويق او، علوی چمدان را نوشت، نوشين تئاتر تپاز ۱۳ را به نام مردم به معرض نمايش گذاشت. در موقع تشکيل کنگره ی فردوسی، نوشين و مين باشيان سه پرده نمايش از شاهنامه بيرون کشيدند و روی صحنه آوردند؛ و مجتبی مينوی در آن دوره نامه ی تنسر، تاريخ مازيار ۱۴ ، نوروزنامه، جلد اول شاهنامه، شاهنشاهی ساسانيان و ويس و رامين را تصحيح کرد که « در آن ها فکر هدايت و همه ی ربعه دخالت داشت ». ۱۵ اين بود خلاصه ای از کوشش هنری هدايت و دوستان او در دوره ی پنج ساله ی ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵.
هدايت در سال ۱۳۱۵، به دعوت دکتر شيرازپور پرتو ( شين پرتو )، عضو وزارت امور خارجه که در آن هنگام وايس کنسول ايران در بمبئی و با تحصيل مرخصی به ايران آمده بود، به عنوان متخصص تنظيم ديالوگ فيلم فارسی به هندوستان رفت؛ و در اين سفر، که کمتر از يک سال طول کشيد، با فرهنگ غنی هند آشنا شد و اطلاعات وسيعی در زبان و ادبيات فارسی ميانه ( پهلوی ) به دست آورد. نقل کرده اند که در بمبئی هر روز قسمت اعظم اوقات خود را در موزه ها و کتابخانه ها می گذرانيد و مثل شاگرد مکتبی دفتر و کتاب خود را بر می داشت و به نقطه ی دوری در بيرون شهر که اقامتگاه بهرام گور انکلساريا ۱۶ ، از دانشمندان پهلوی دان پارسی، بود می رفت و در محضر او به آموختن اين زبان ( که به گفته ی خودش نه به درد دنيا و نه به درد آخرتش می خورد ) می پرداخت؛ و هم در آن جا بود که کتاب کارنامه ی اردشير پاپکان و گزارش گمان شکن را به فارسی درآورد و دو داستان Lunatique ( ماه زده ) و Sampingue را به زبان فرانسه نوشت؛ و از آن پس شاهکار معروف و بی مانند خود « بوف کور » را، که در تهران شروع کرده بود، به اتمام رسانيد و آن را در همان سال ۱۳۱۵ با خط خود به صورت پلی کپی در پنجاه، و به قولی در صد و پنجاه نسخه چاپ کرد.
هدايت ظاهرا ميل نداشته به ايران برگردد و می خواسته در هندوستان بماند و کسب و کاری برای خود فراهم آورد.
با اين همه، چون از حيث معيشت در تنگنا افتاده بود در سال ۱۳۱۶ به ايران بازگشت و بار ديگر به استخدام بانک ملی ايران درآمد، ولی بيش از يک سال در آن جا نماند. سال های سخت و خفقان آوری بود. گردباد زمان آشيانه ی گرم ياران گروه « ربعه » را متلاشی کرده و دوستان هر يک به سويی پراکنده شده بودند: مجتبی مينوی به لندن رفته بود و در برنامه ی فارسی راديو BBC سخن پراکتی می کرد؛ و بزرگ علوی در زندان می زيست. تا چندی، دکتر خانلری، دکتر محمد مقدم و مسعود فرزاد در خانه ی هدايت جمع می شدند و از ادبيات و موسيقی و هنر سخن می گفتند، بعد مقدم به آمريکا رفت و جلسه ی هفتگی بی ترتيب شد.
هدايت، کسی که « در اين دنيا نمی خواست از کسی کمک، حتی از فلک ». ۱۷ در اين چند سال با شغل محقری در يکی از سازمان های دولتی کار می کرد و حوصله و توانايی اين که شاهکار تازه ای به وجود آورد نداشت؛ و بيشتر اوقات خود را به ترجمه ی متون پهلوی، که در هنگام اقامت هند روی آن ها کار کرده بود، می گذرانيد؛ و چون آثار عاميانه را جزء مهم فرهنگ ملی می دانست، در خلال سال های ۱۳۱۸ - ۱۳۲۰ در اوراق مجله ی موسيقی، که خود در آن کار می کرد، مقالات و تحقيقات گونه گون خود را منتشر می کرد.
جنگ دوم جهانی در حيات سياسی و اجتماعی ايران تغييراتی داد. اين سال ها، که دوران شکفتگی آثار اکثر نويسندگان و شاعران ايرانی بود، در زندگانی هدايت نيز دوره ی نوينی به وجود آورد و قريحه ی نويسندگی او را به حد کمال نمودار ساخت.
وی در فاصله ی سال های ۱۳۲۱ - ۱۳۲۳ مجموعه ی داستان های کوتاه سگ ولگرد و ولنگاری را انتشار داد که بعضی از داستان های آن دو مجموعه، آثار سال های قبل او بود که نخستين بار منتشر می شد؛ و نيز دو ترجمه ی پهلوی با عنوان های گزارش گمان شکن و زند و هومن يسن چاپ کرد؛ و دو ترجمه ی ديگر از همان زبان، که يکی فصولی بود از يادگار جاماسب در مجله ی سخن ۱۸ و ديگری رساله ی شهرستان های ايرانشهر در مجله ی مهر ۱۹ و سپس در مجله ی ايران ليگ منتشر نمود.
هدايت هميشه کار می کرد و وقتش، چه در اداره و چه در خانه، صرف مطالعه بود و کار اداريش را تنها برای رفع تکليف انجام می داد.
هدايت در فعاليت ادبی جمعيت ايرانی روابط با اتحاد جماهير شوروی که در سال ۱۳۲۲ تاسيس يافت، شرکت داشت و با مجله ی پيام نو، ارگان جمعيت مزبور، همکاری می کرد؛ و چند مقاله ی تحقيقی، از جمله مقاله ای با عنوان « چند نکته درباره ی ويس و رامين » ۲۰ و يک داستان به نام فردا ۲۱ در آن مجله انتشار داد. همچنين با مطبوعات ديگر، از جمله مجله ی سخن، که دکتر پرويز خانلری در خرداد سال ۱۳۲۲ داير کرده و در آن روزها يکی از مجلات پيشتاز و ترقی خواه بود، همکاری صميمانه داشت؛ و چندين ترجمه، قصه و مقاله ی تحقيقی او در دو سه ساله ی اين مجله منشر گرديد. از جمله ترجمه ی داستان مسخ از کافکا در دوره ی اول ۲۲ و سلسله ی مقالات او درباره ی فرهنگ عامه در دوره ی دوم و سوم ۲۳ سخن انتشار يافت. ژان پل سارتر را با ترجمه ی ديوار در اين مجله ۲۴ نخست او به خوانندگان فارسی زبان معرفی کرد؛ و علاوه بر اين ها، در هيئت تحريريه ی مجله هم شرکت داشت و کمک فکری می کرد.
هدايت روز شانزدهم آذر ماه ۱۳۲۴، همراه يک هيئت فرهنگی، برای شرکت در جشن يادبود بيست و پنجمين سال تاسيس دانشگاه تاشکند، به دعوت آن دانشگاه به ازبکستان رفت ۲۵ و دو ماه در آن جا ماند و در اوضاع و احوال مردم آن سرزمين مطالعه و تحقيق کرد و ذخاير نسخه های خطی نفيس و فراوان دانشگاه تاشکند را با علاقه و اعجاب از نظر گذرانيد؛ اما در بازگشت از اين سفر حاضر نشد مطابق معمول در انجمن فرهنگی ايران و شوروی درباره ی مشاهدات خود در آن سفر سخنرانی کند و يا در جايی مطلبی بنويسد.
هدايت در نخستين کنگره ی نويسندگان ايران، که در سال ۱۳۲۵ تحت شعار « ادبيات نوين و مترقی ايران » تشکيل يافت و کليه ی دانشمندان و نويسندگان کشور را به خدمت و بيان افکار و اميال مردم دعوت کرد، شرکت نمود. ۲۶
اوضاع ايران در سال های ۲۷ - ۱۳۲۶ در وضع روحی هدايت تاثير شديد به جا گذاشت. دخالت امپرياليست های بيگانه در امور داخلی ايران تاثير ناگواری در هدايت داشت. وی از دل و جان طرفدار استقلال کشور و مبارزه به خاطر صلح و آزادی بود و کسانی چون احسان طبری، احترام عميقی برای او قايل بودند. با اين همه تا توانست خود را از جنجال ها و کشمکش های روز، که غرض از آن ماهی گرفتن از آب گل آلود بود، دور نگهداشت و به خصوص هرگز به حزب توده نپيوست. خليل ملکی ضمن مدافعات خود در دادگاه نظامی، از علل انشعاب حزب توده، چنين گفت:
« من بالاخره پيشنهاد نوشين را پذيرفتم و با دوستان او در منزل صادق هدايت تماس گرفتم. صادق هدايت هيچ وقت عضو حزب توده نبوده، اما با نوشين و غيره دوست صميمی بود و از حزب توده انتظاراتی داشت و سمپاتيزان بود و اتاق خود را در اختيار اين گروه ياغی نسبت به رهبری حزب قرار داده بود ». ۲۷
دکتر احمد فرديد نيز گفته است:
« هدايت هيچ گاه به مارکسيست نپيوست و گرايش او به روس از دل بستگی او به مارکسيسم و کمونيسم نبود؛ از تاثير ژرفی بود که ادبيات و روح عرفانی روس ( مانند داستايوفسکی ) در او بخشيده بود. وانگهی نوع نزديکی او با برخی از جريانات زمان، باز نماينده ی سرکشی و شورش خوی آزادمنش او بود که سال ها در زير فشار زورگويی و زورتوزی مثل خوره روح او را خورده و فرسوده بود ». ۲۸
بالاخره مجتبی مينوی، دوست نزديک او، در اين باره چنين آورده است:
« گروهی اصرار دارند که او را به فلان حزب بچسبانند و عده ای مدعی اند که با فلان مرام و مسلک توافق داشت. آنچه از اين ميان درست است، اينکه آن دوست ما ( هدايت ) از بيست سال پيش از اين که او را می شناختيم، با هرگونه رذالت و دورويی و بی حيايی و قلدری و جباری مخالف بود و کسانی را دوست او می دانيم که مانند او از اين صفت ها مبرا و به انسانيت و معرفت و نجابت و آزاده خويی پايبند باشند! » ۲۹
در سال ۱۹۴۹ ميلادی ( ۱۳۲۸ خورشيدی )، که نخستين کنگره ی جهانی طرفداران صلح در پاريس منعقد شد، فردريک ژوليو کوری از هدايت دعوت کرد که در آن کنگره شرکت نمايد. او اين دعوت را نپذيرفت، ولی پاسخی که داد دستور کنگره را تاييد و کوشش ملت ها را در راه صلح تمجيد کرد.
« ... امپرياليست ها کشور ما را به زندان بزرگی مبدل ساخته اند. سخن گفتن و درست انديشيدن گناه شمرده می شود. من نظر شما را در دفاع از صلح می ستايم ... » ۳۰
آخرين اثر ادبی هدايت ( اگر از قطعه ی کوچک فردا ( ۱۳۲۵ )، و مقدمه ی معروف او به نام « پيام کافکا » بر گروه محکومين کافکا، ترجمه ی حسن قائميان ( ۱۳۲۷ ) بگذريم، داستان حاجی آقاست، که به ضميمه ی دوره ی دوم مجله ی سخن در سال ۱۳۲۴ انتشار يافت؛ و پس از آن تاريخ، داستانی نيز به نام قضيه ی توپ مرواری نوشت که متن کامل آن به چاپ نرسيده بود و تنها خلاصه ای از آن را حسن قائميان، ضمن حواشی خود بر ترجمه ی فارسی کتاب ونسان مونتی درباره ی صادق هدايت، نقل کرده بود.
در سال ۱۳۲۹، کاسه لبريز شده و فصل آخرين قمار زندگی نويسنده فرا رسيده بود. هدايت از دانشگاه تهران چند ماه مرخصی گرفت و ظاهرا به نام معالجه روز دوازدهم آذرماه ۱۳۲۹، با وجه ناچيزی که از فروش کتاب هايش به دست آورده بود، به پاريس رفت. ۳۱ او نمی خواست به ايران بازگردد و اميدوار بود که در آن جا آسايش روحی و شرايط و محيط مناسبی برای کارهای هنری خود به دست آورد. اما در آن جا هم روی مساعد نديد و با دشواری های گوناگون روبرو شد؛ و در ۱۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ به برادرش محمود هدايت نوشت: « عجالتا با اشکالات زياد دو ماه تمديد جواز اقامت در فرانسه را گرفتم، لکن خيال دارم سويس يا جای ديگری بروم. اشکالات زياد يرای ايرانيان است ». ۳۲
اما به سويس و جای ديگر نرفت و بامداد روز دوشنبه ۱۹ فروردين ماه ۱۳۳۰ در پاريس، در آشپزخانه ی آپارتمان اجاره ای خود در بلوار سن ميشل، کوچه ی شامپيونه، با گشودن شير گاز به زندگی خود پايان داد؛ و روز بعد، دانشجويان ايرانی، که در آموزشگاه های پاريس تحصيل می کردند، جسدش را در کنار خاکستر آثار چاپ نشده اش يافتند و جنازه ی او را تا گورستان پرلاشز تشييع کردند؛ و بدين قرار، دفتر زندگانی چهل و هشت ساله ی يکی از تابناکترين قريحه های هنری ايران معاصر بسته شد.
هدايت مرگش نبز همچون زندگيش زيبا بود. رحمت مقدم، که او را در بستر مرگ ديده، گفته است:
« يک ژاکت به تن داشت خيلی تميز با پيراهن سيد، و شلوار هم به پا داشت. صورتش را اصلاح کرده بود، انگار می خواسته به مهمانی برود يا در مجلس رسمی شرکت کند. لباس تميز، صورت تراشيده و موها شانه خورده و مرتب. »


زهی حالت خوب مرد سخن که مرگش به از زندگانی بود ۳۳


پانوشت ها:
۱ - متوفی به سال ۱۳۳۴ ق.، پسر نيرالملک بزرگ، که مدت سی سال رييس دارالفنون و وزير علوم بود؛ و او پسر رضا قلی خان، نخستين مدير مدرسه ی دارالفنون و مولف مجمع الفصحاست.
۲ - محمود هدايت، مجله ی سپيد و سياه، سال پانزدهم، شماره ی ۱۴.
۳ - ونسان مونتی، صادق هدايت، نوشته ها و انديشه های او، ص ۲۹.
۴ - عقايد و افکار، ص ۱۷۷، حاشيه ی ۲.
۵ - اين حکايت نخست در مجله ی ايرانشهر برلين، شماره ی ۱۱ از دوره ی چهارم، به تاريخ يکم بهمن ماه ۱۳۰۵ و بعد در مجموعه ی پروين دختر ساسان، تهران، ۱۳۳۳ چاپ شد.
۶ - هدايت از بيست سال پيش از مرگش لب به گوشت نيالود و نخستين کس و يا يکی از نخستين کسانی بود که گياهخواری را در ايران متداول کرد.
۷ - يک گروه هفت نفری يا کمتر يا بيشتر از نويسندگان بنام آن زمان را، که اغلب مقالات ادبی در مطبوعات به نام آنان بود ( همچون نفيسی و فلسفی ياسمی و سعيدی )، حاج محمد رمضانی، از ناشران پرکار آن روز، « ادبای سبعه » ناميده بود؛ و کلمه ی « ربعه » بر وزن سبعه يک کلمه ی غلط عمدی بود که هدايت و ياران او در برابر آنان بر خود نهاده بودند؛ و تفاوت اين دو کلمه از نوع تفاوت « رند » و « زاهد » در شعر حافظ بود. ( مسعود فرزاد در چندين مصاحبه با ارباب جرايد ).
۸ - ی. ريپکا، « يادبودهای من از صادق هدايت »، سخن، دوره ی پانزدهم، شماره ی ۵، ارديبهشت ۱۳۴۴. پرفسور ريپکا، که خاطرات شيرينی از آن ديدارها دارد، اضافه کرده: « من هنوز يک شب زنده داری در سالن داغ و دودآلود کافه ژاله را با آسايش در تمام سالن های خنک تهران برابر نمی کنم ».
۹ - عقايد و افکار درباره ی صادق هدايت، ص ۱۰۶ - ۱۰۷.
۱۰ - عقايد و افکار درباره ی صادق هدايت، ص ۱۰۶ - ۱۰۷.
۱۱ - در سال های ۱۴/۱۳۱۳ غير از کسانی که در متن نام برده شد، دوستان ديگر هدايت عبارت بودند از دکتر حسن شهيد نورايی، رضا جرجانی، دکتر شين پرتو ( شيراز پور )، احمد قاضی ( دکتر ارانی )، ا. جمشيد ( ايرج اسکندری )، م. قباد ( فتح الدين فتاحی ) مدير روزنامه ی دماوند، دکتر محمد مقدم، دکتر پرويز ناتل خانلری و جلال صالحی. پرفسور يان ريپکا هم که برای شرکت در جشن هزاره ی فردوسی به ايران آمده بود، چند ماه با ياران « ربعه » معاشر بوده است.
۱۲ - نام نويسندگان در کتاب ذکر نشده بود ولی خوانندگان به فراست دريافتند که اين طنزهای تلخ و گزنده درباره ی نويسندگان، ناشران و کتابفروشان آن زمان به قلم هدايت و مسعود فرزاد است. ( نخستين کنگره ی نويسندگان ايران، تهران، ۱۳۲۶، ص ۱۷۱؛ و نيز احسان طبری، « صادق هدايت »، مجله ی مردم، شماره ی ۱۰، تهران، ۱۳۲۶. )
۱۳ - Topaz اثر مارسل پاينول ( Marcel Pagnol )، نويسنده ی فرانسوی ( ۱۸۹۵ - ۱۹۷۴ ).
۱۴ - تاريخ مازيار در دو بخش است: بخش اول تاريخ زندگانی و اعمال اوست به قلم مينوی، و بخش دوم يک درام تاريخی در سه پرده از هدايت.
۱۵ - عقايد و افکار درباره ی هدايت، ص ۱۰۷.
۱۶ - T. D. Anklesaria
۱۷ - وغ وغ ساهاب، قضيه ی ميزان تروپ.
۱۸ - سخن، دوره ی اول، شماره های ۳، ۴ و ۵.
۱۹ - مهر، سال هفتم، شماره های ۱، ۲ و ۳.
۲۰ - پيام نو، شماره های ۹ و ۱۰، مرداد و شهريور ۱۳۲۴.
۲۱ - پيام نو، دوره ی دوم، شماره های ۷ و ۸، خرداد - تير ۱۳۲۵ ( اين داستان به صورت جزوه ی مستقل هم منتشر شد ).
۲۲ - مجله ی سخن، شماره های ۱ - ۸، خرداد - اسفند ۱۳۲۴.
۲۳ - سخن، شماره های ۳، ۴، ۵ و ۶، اسفند ۱۳۲۳ - خرداد ۱۳۲۴.
۲۴ - سخن، سال دوم، شماره ی ۱۱ - ۱۲ ، دی و بهمن ۱۳۲۴.
۲۵ - همراهان او در اين سفر دکتر سياسی و دکتر کشاورز بودند.
۲۶ - ملک اشعرای بهار رياست کنگره را بر عهده داشت و کسانی مانند کريم کشاورز، سيد نقی ميلانی، بانو هنگامه ی محصص، علی اکبر دهخدا، فروزانفر، علی اصغر حکمت، دکتر شايگان، هدايت و نيما در آن عضويت داشتند.
۲۷ - روزنامه ی اطلاعات، شماره ی ۱۲ اسفند ۱۳۴۴.
۲۸ - احمد فرديد، « انديشه های هدايت »، کتاب صادق هدايت، ص ۳۸۵.
۲۹ - مجتبی مينوی، سخنرانی در جلسه ی يادبود هدايت، ۲۵ فروردين ماه ۱۳۳۱.
۳۰ - روزنامه ی شاهد، تهران، ۲۷ فروردين۱۳۳۰؛ عقايد و افکار درباره ی صادق هدايت، ص ۱۶.
۳۱ - بيماری او را با تدبير دکتر تقی رضوی پسيکوز مغزی و يا چيزی شبيه به آن قرار دادند و يکی از آن شوخی های دردناک او خلق شد که « تصديق ديوانگی هم کف دستمان گذاشتند! »
۳۲ - استاد سعيد نفيسی، « او ديگر چرا رفت؟ »، مجله ی کاويان، سال دوم، شماره ی ۴۲، ۵ ارديبهشت ۱۳۳۰. و نيز عقايد و افکار، ص ۵۰.
۳۳ - قبر هدايت در گورستان پرلاشز، در قطعه ی ۸۵ در ميان ديوارکی از شمشاد سبز قرار دارد و بر روی سنگ تيره ی قبر او تصويری از بوف کور و اين عبارت کوتاه با خط زيبای فارسی نقش شده است:
صادق هدایت نویسنده شهیر ایرانی
__________________

ويرايش توسط sootedel : 06-23-2007 در ساعت 01:01 AM.
sootedel آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي sootedel به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:35 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک