کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > دهکده جهانی هم میهن > طنز ، تفریح و سرگرمی

طنز ، تفریح و سرگرمی در این تالار میتوانید به همراه دیگر کاربران لحظات خوب و خوشی را داشته باشید.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-22-2005   #1 (permalink)
Addict
 
Naashenaas's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,404
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 82
از ایشان 299 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض اس ام اس

خواهشا جك و اس ام اس رو فققط تو همين تاپيك بنويسين
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Naashenaas به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 08-23-2005   #2 (permalink)
رهگذر
 
brata_shaperta's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 21
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
Thanked 4 Times in 1 Post
پيش فرض نقل قول : جك و لطيفه هاي گوناگون!

يه روز يه نفر ميره مراسمه ختم وقتي ميخاد بياد بيرون حول مي شه ميه ببخشيد مرد
__________________
dar in khak bar in khak dar in mazraeye pak be joz eshgh be joz mehr degar hich nanevisim
brata_shaperta آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي brata_shaperta به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 08-26-2005   #3 (permalink)
Addict
 
MILAD DJ's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2005
محل سكونت: پرسپولیس
ارسالها: 4,487
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 74
از ایشان 987 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : جك و لطيفه هاي گوناگون!

زن: سلام
...: هان؟
زن:هان چيه بگو عليك
...: آهان!!!
__________________


MILAD DJ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي MILAD DJ به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 11-21-2005   #4 (permalink)
Addict
 
Naashenaas's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,404
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 82
از ایشان 299 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض

يه نفر طنابي رو به كمرش بسته بود ازش پرسيدن چرا اين كار رو كردي
جواب داد مي خوام خودم رو اعدام كنم
بهش گفتن پس چر بستي به كمرت بايد ببندي به گردنت
جواب داد اولش بستم به گردنم ولي ديدم دارم خفه مي شم

معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم

يه بار به ينفر علامت @ را نشان مي دن مي گن يعني چي؟

طرف يه كم فكر مي كنه ميگه: آ دورت بگردم
__________________

... اگه قلبم رو به تو نسپرده بودم
همون روزهای اول مرده بودم ...
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Naashenaas به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 11-24-2005   #5 (permalink)
مدیران
 
Sarvenaz's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,337
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,160
از ایشان 1,763 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

روزي مردي به سفر مي رود. و به محض ورود به اتاق خود در هتل، متوجه مي شود که آن هتل به کامپيوتر مجهز است. تصميم مي گيرد به همسرش ايميلي بزند. نامه را مي نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه مي شود و بدون اين که متوجه آن شود نامه را مي فرستد.

در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي، زني که تازه از مراسم خاکسپاري همسرش به خانه بازگشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشد به سراغ کامپيوتر مي رود تا ايميل هاي خود را چک کند.

اما پس از خواندن نخستين نامه غش مي کند و بر زمين مي افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مي دود و مادرش را نقش بر زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد.

گيرنده : همسرم

موضوع : من رسيدم

تاريخ : 1 اگوست 2005

" مي دونم که از گرفتن اين نامه غافلگير شدي. راستش آنها اين جا کامپيوتر دارند و هر کسي به اينجا مياد مي تونه براي عزيزانش نامه بفرسته. من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم. همه چيز براي ورود تو رو به راهه. فردا مي بينمت. اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه."
__________________
انگار نوبت ماست تا سفر کنیم به صفر! با اولین قطار سریع السیر که از غروب پاییز می آید! از رومئو به مجنون!
فقط همین


Sarvenaz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
20 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-06-2005   #6 (permalink)
Addict
 
Naashenaas's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,404
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 82
از ایشان 299 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض

... يعني قل مراد

به ... ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: ايلده يکلام 2500 ميگيريم‌ خالي ميکنيم!!

... رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

... زنشو می کشه ميره مرحله بعد !!!

... ميافته تو دره، Game Over ميشه!!

... يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

... ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!

... پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!

.... با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. .... يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. .... ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!

....مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

.... ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. ... يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز افي بي سي دي رو ياد نگرفته!

... ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

.... هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا ... زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ ... حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!

...ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. ... ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Naashenaas به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-08-2005   #7 (permalink)
Addict
 
Naashenaas's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,404
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 82
از ایشان 299 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشف محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتف اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Naashenaas به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-11-2005   #8 (permalink)
رهگذر
 
THIRD_SCRIPT's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 6
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
Thanked 7 Times in 1 Post
پيش فرض نقل قول : این همه جک

یه گلابی گن می پوشه میگه به به عجب موزی شدم
THIRD_SCRIPT آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر از کاربران ، از دوست گرامي THIRD_SCRIPT به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-12-2005   #9 (permalink)
مدیران
 
Sarvenaz's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,337
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,160
از ایشان 1,763 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

...رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟

ويرايش توسط Naashenaas : 12-12-2005 در ساعت 09:22 PM. دليل: ممکنه بهشون بر بخوره
Sarvenaz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-12-2005   #10 (permalink)
Addict
 
Saeed_Professional's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2005
محل سكونت: توي گوگل سرچ كن اگه پيدا نكردي بيا شيراز بهت ميگم...
ارسالها: 10,994
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,948
از ایشان 1,125 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

نفهميدم چي شد..........

به يكي مگن يه جمله بگو 6تا بيل توش باشه... ميگه.........
من آخر نفهميدم كه هابيل قابيل بابيل رو كشت....يا بابيل هابيل قابيل رو كشت....

بعد بهش ميگن يه جمله بگو 7 تا بيل توش باشه... ميگه.........
بيل ميرم ....من آخر نفهميدم كه هابيل قابيل بابيل رو كشت....يا بابيل هابيل قابيل رو كشت....

بعد بهش ميگن يه جمله بگو 8 تا بيل توش باشه... ميگه.........
بيل ميرم ....من آخر نفهميدم كه هابيل قابيل بابيل رو كشت....يا بابيل هابيل قابيل رو كشت...... علي هستم از اردبيل...
__________________
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت مارا غم بی همنفسی.
تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند.
قدر آیینه بدانیم چو هست ... نه در آن وقت که اقبال شکست.

به اومدنم اعتباری نیست

ويرايش توسط Saeed_Professional : 12-12-2005 در ساعت 10:44 PM.
Saeed_Professional آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Saeed_Professional به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-15-2005   #11 (permalink)
ساز مخالف
 
diba's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
ارسالها: 1,873
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 290 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض

.... ميره مغازه با لهجه ميگه اقا ربععع دارين
ميگه:داريم ولي نه به اين غليظي

يه نفر تو اتوبوس واستاده بود يه دفعه مي بينه بند كفشش بازه به بغليش ميگه اقا قربون دستت يه لحظه ميله رو نگه دار من بند كفشمو ببندم

يه نفر 19 تا بچه داشت بهش ميگن چرا يه دونه ديگه نمياري رند شه ميگه فرزند كمتر زندگيه بهتر

... زنگ ميزنه خونه ي دوست دخترش باباي دختر گوشي رو بر مي داره هول مل ميشه ميگه ساعت شانزده وژنجاه وچهار دقيقه!

...زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميگه عزيزم من لهجه دارم؟
ميگه:اره
ميگه:ژس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم

.... تو جزيره ادم خوارا ميفته رئيسشون ميگه اينارو پوستشونو ميكنن باهاشون قايق درست مي كنن تركه يه چاقو در مياره مي زاره رو شكمش ميكه جلوتر نياين وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم

... مشروب ميخوره مي برنش كلانتري كه شلاق بزنن بعد از چند دقيقه افسره ميده شلاقو به يكي ديگه ميگه برادر حسين شما هم بيا يه فيضي ببر بعد از چند دقيقه دوباره اون يكي ميده به يكي ديگه ميگه مي گه برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر بالاخره بعد از اين كه حسابي پدر يارو رو درميارن ميرن بيرون
تركه ميگه برادر لااقل در فيضيه رو ببند

به يه نفر ميگن با سين سه تا ميوه نام ببر
ميگه سيب سير سحر
ميگن سحر كه ميوه نيست
ميگه:نمي دونيد چه هلويه

... به دوستش ميگه :اصغر برو عقب ماشين ببين چراغ راهنماي ماشين كار ميكنه
دوسته مي ره ژشت ماشين ميگه:كار ميكنه كار نميكنه كار ميكنه كار نميكنه كار ميكنه كار نمي كنه.............

يه نفر ميخوره زمين واسه اين كه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره

....هر روز زنگ كليسا رو ميزد در ميرفت اخر پدر روحاني شاكي ميشه يه روز پشت در كمين ميكنه تا تركه مياد زنگ بزنه ميگيردش ميگه چي كار داري تركه به تته ژته ميفته ميگه ببخشيد عيسي هست؟

يه نفر ميره بقالي مي بينه نوشتن علي با ماست !حسين با ماست!حسن با ماست!
ميره تو ميگه:اقا ببخشيد شما ماست خالي ندارين؟

يه نفر ميخواست گردو بشكنه گردو رو ميزاره زيزپاش با اجر ميزنه تو سر خودش
__________________
خیانت تنها این نیست که روزت را با دیگری بگذرانی
خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد
diba آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر از کاربران ، از دوست گرامي diba به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-15-2005   #12 (permalink)
مامان شیطونکم
 
لیلی's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 1,638
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 373
از ایشان 620 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض

دو تا ديونه ميخواستن آتيش روشن كنن يكيشون يه كبريت سوخته دستش ميگيره و سعي ميكنه كه روشنش كنه... دومي ميگه چرا روشن نميشه حتما فاسد شده... اولي ميگه نه بابا همين 5 دقيقه پيش روشن شد.



به يه آدم ساده لوح ميگن پيامبر كي به رسالت رسيد؟ ميگه من نميدونم من سيد خندان پياده شدم.
__________________
گرچه شب تاریک است.

دل قوی دار،سحر نزدیک است.



لیلی آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي لیلی به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-15-2005   #13 (permalink)
Expert
 
EXOTIC's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,924
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 763
از ایشان 1,275 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

يه دختر خوشگل كار درست ميره كليسا و جلوي مجسمه ي مريم مقدس ميشينه ميگه : عيسي تو به من همه چي دادي پول و ثروت و زيبايي و خانواده ي خوب و ......... و اگه يه شوهر خوبم بهم بدي ديگه هيچي نميخام .. تركه كه پشت مجسمه بوده و اين حرفارو ميشنوه كه دفعه از پشت مجسمه مياد بيرونو ميگه . اا عيسي هل نده . عيسي هل نده
__________________


بگذار همه پیرامون ام بشنوند که از سرمای زمستان لرزان ام و آه کشان، با چنین آه و لرزی همچنان از اتاق های گرمشان گریزانم.
EXOTIC آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر از کاربران ، از دوست گرامي EXOTIC به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-18-2005   #14 (permalink)
مدیران
 
Sarvenaz's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,337
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,160
از ایشان 1,763 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض نقل قول : این همه جک

يه روز يكي از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي
Sarvenaz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-18-2005   #15 (permalink)
Addict
 
Naashenaas's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,404
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 82
از ایشان 299 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض

.... = قل مراد



یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!

از .... میپرسن: میدونی Usa مخفف چیه؟ میگه: یوم‌الله سیزده آبان!

...رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. ...یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

...ساعت سه نصفف شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرف شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ... میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ...میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ...میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!

...تصادف میکنه، ملت علاف میریزن دورش و شروع میکنن نظر کارشناسی دادن. بالاخره بعد یک مدت افسر راهنمایی میاد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت میگفتن که صدای افسره به جایی نمیرسیده. ... شاکی میشه، داد میزنه: ساکت.. ساکت... دیگه اینجا کسی جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!

...تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ... یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه ... رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ... میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!

...کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن

بعد از عمری داریوش میاد ایرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیی حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یک ... ازون پشت داد میزنه: افبی بـخـــون.. افبی بـخـون!

از ... میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا ین که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن!

...میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب برج ایفله، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ... میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ...میگه:...ها! پس حتماٌ برج ایفله!

...میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ...میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ... میگه: بابا این عجب خیار گنده‌یه!

...میخواسته تو یک ادارة دولتی استخدام شه، میبرنش گزینش. اونجا یارو ازش میپرسه: شما وقتی میخوین وارد مستراح شید، با پای راست وارد میشید یا با پای چپ؟! ...هول میشه، میگه: شما منو استخدام کنید، من با سر وارد میشم!

عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، که یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاکی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که!

ماشین ... رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آی دزد! بگیـــرینش! یهو ... داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ... میگه: یلده من شمارشو برداشتم

....میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن!

...میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره ... میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار ... این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه‌ی بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح ...میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! ... میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده!

پرچم عربستان رو به ... نشون میدن، ازش میپرسن: این پرچم کجاست؟ ... یوخده فکر میکنه، میگه: پرچم اسپانیا! ملت جا میخورن، میگن: آخه چرا اسپانیا؟! ترکه میگه: یلده خودتون نگاه کنید، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!

...سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطی راه، یک مهمون داره میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ... میپرسه: شما چی؟ ... میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!

...کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن!

به ....میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه که درازه،‌ زرده، موزه؟!

یه هواپیما تو قبرستون ...سقوط میکنه، فردا رادیو ... میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومة شهر ... سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!

از یارو نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه

...سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!

...میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی ... قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چیی تعارف کنه، .... میگه: دست شما درد نکنه آآهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.... میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!

دو تا کرم تو روده یک بدبختی زندگی مي‌کردن، یک روز یکیشون بیدار میشه، میبینه دومی با کت شلوار و کروات و عینک آفتابی و کیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش میپرسه: تیپ زدی، با کسی قرار داری؟! دومی میگه: نه با هواپیمای بعدی پرواز دارم!

به يارو خبر میدن که بابات مرده، میگه: آخ جون... از فردا تریپ مشکی!
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Naashenaas به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:08 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , جامعه مجازی هم میهن
جامعه مجازی هم میهن - جستجوگر وب - پخش زنده - اطلاعات عمومی -