|
|||||||
| خانه و خانواده بحث ها و گفتگوهای مربوط به خانواده از جمله زندگی زناشوئی و مشکلات مروبوط به خانواده از ابعاد مختلف |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: زیر چتر محبت خدا........
ارسالها: 1,367
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 212
از ایشان 397 بار سپاسگزاري شده است
|
به نظر شما براي چي بعضي از مسائل كوچيك و پيش پا افتاده باعث ميشه كه دو طرف نسبت به هم كم لطف بشن و ..........با اين كه عاشقانه همديگه رو دوست دارند و به هيچ عنوان حاضر نيستن دوري همديگه رو تحمل كنند باز هم نسبت به هم كم لطفي ميكنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
__________________
|
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي HASTI به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#17 (permalink) |
|
تنهاترين تنها
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
محل سكونت: درشهر تنهایی
ارسالها: 479
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 75
از ایشان 44 بار سپاسگزاري شده است
|
من با سوال ایشون موافقم هرکی جواب بلد بیاد بگه
__________________
درحسرت دیدارتو اوارترینیم بزرگترین آرزویم این است کوچکترین آرزوی تو باشم http://ariahmishetanha.blogfa.com وبلاگ ببنید |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي aria_hmishe_tanha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#19 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: زير سايه خدا
ارسالها: 22
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 62
از ایشان 27 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
به نظر من خانم محترم اول مطمئن بشيد و اكه درست بود فقط يك راه مي مونه : جدايي و بعد هم ابروشو جلوي خاص و عام ببريد به خاطر اينكه اكه خودشم بود همين كارو مي كرد |
|
|
|
|
|
|
#21 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 407 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
|
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي moen1378 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#22 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 407 بار سپاسگزاري شده است
|
من يك سؤال دارم برنده جون اين وياكراى كه كفتيد واسه زوجهاى جوان هم خوب ميباشد يعنى عارضه جانبى نداره؟
|
|
|
|
|
|
#23 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 122
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
درود زندگی زیر یک سقف با یکدیگر شامل مشکلاتیست که انصافاً 90% این مشکلات را ما خودمان بزرگ کرده ایم ؛ مشکلاتی که به راحتی قابل چشم پوشی و قابل حل شدن است. من برای بررسی این موضوع ، یک مثال میزنم: فرض کنید شما به دستشویی میروید و می ببینید که همسرتان در خمیر دندان را باز گذاشته و یادش رفته ببندد . روز اول شما به جای او در خمیر دندان را میبندید. فردا به دستشویی میروید و میبینید که در خمیر دندان باز است . باز هم میبندید. روز سوم نیز همین اتفاق تکرار میشود. واکنشتان چیست؟ من حدس میزنم که باظاهری آرام و درونی ناآرام به همسرتان تذکر میدهید. اما روز بعد میبینید که او باز این کارش را تکرار کرده است. باز شما در خمیر دندان را میبندید. روز بعد باز میبینید که همین اتفاق تکرار شده است.. فکرمیکنم اینبار اعصابتان خرد میشود و شاید تمام روز فکرتان را مشغول کند و بیصبرانه منتظر باشید ، تا او از سرکار به منزل بیاید و تکلیفتان را با او و در خمیر دندان مشخص کنید!!! اینجا دقیقا اون نقطه سرنوشت ساز است. ببینید در خمیر دندان باز باشد یا بسته ، چیز خاصی را در زندگی تغییر نمیدهد ، اما بحث راجع به آن ممکن است تغییرات زیادی را در زندگی شما ایجاد کند!! پیشنهاد من این است که در برخورد با چنین مسائلی اصلا نباید کوچکترین اجازه ای داد که فکر مشغول قضیه شود و ناخود آگاه در ذهنمان بزرگ و بزرگتر شود. اگر تا 100 روز هم رفتید و دید در خمیر دندان باز است ، شما آن را ببندید ! مطمئن باشید هیچ اتفاقی نمیافتد! و مطمئن باشید بلاخره یک روزی به دستشویی میروید و میبینید که در خمیر دندان بسته است!!! این یک مثالی بود که اگر کمی به آن فکر کنید مطمئن هستم موارد بسیار بسیارمشابهی نظیر آنرا در زندگی خود پیدا میکنید و در می یابید که چقدر از فکر و ذهن و وقتتان را صرف این مسائل پیش پا افتاده کرده اید. و مهمتر از همه اینکه با بحثهای مکرر را جع به این مسائل ، خودتان را نسبت به هم دلسرد کرده اید. ( خاصیت جر و بحث زیاد ، همین است ) . خب ، شما میتوانید به جای این مثال هزاران مورد مثال دیگر را در مورد همسرانتان قرار دهید و موضوع را در ذهن خودتان بررسی کنید ، و فکر کنید که آیا براستی فلان موضوع ارزش اینهمه فکر و جدل را داشت؟! خوشبخت باشید... ![]()
__________________
گاهی اوقات برخی برکات خداوند با شکستن تمامی شیشه ها وارد میشوند... |
|
|
|
|
| 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي aida2003 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#24 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
محل سكونت: ایران
ارسالها: 5
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
__________________
در بن بست هم راه آسمان باز است ،پرواز باید آموخت ![]() My Weblog : www.funfa.blogfa.com My Website : www.javanestan.com |
|
|
|
|
|
|
#25 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
ارسالها: 3
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
|
با مردي كه به زنش دروغ ميگويد و در غياب زنش تعصب او را در مقابل خانواده اش نميكشد چگونه بايد رفتار كرد.؟ خانواده شوهر من فوق العاده سياستمدار هستند در ظاهر با من مشكلي نداشته و در ظاهر هم قربان صدقه هاي الكي ! شوهر من هم فوق العاده وابسته به خانواده اش وتك پسر است . مساله از آنجا شروع شد كه من مكالمه هاي شوهرم را ضبط كردم . و چندين مورد دروغ شوهرم برايم روشن شد . همچنين شاهد اين بودم حين صحبت با خانواده اش اگر آنها پا را فراتر از حد ميگذارند و از چيزي صحبت ميكنند كه مربوط به ما است و يا حين صحبت درباره من لحن تحقيرآميز دارند شوهر من هيچ عكس العملي نشان نميدهد. اين بي تعصبي شوهرم من را ديوانه كرده بود. بطوريكه قضيه ضبط مكالمات لو رفت . وهيچ جوابي از شوهرم نگرفتم و در نهايت گفت غلط كردي مكالمات ما را گوش كردي ! بسيار از او دلسرد شده و اعتماد ندارم . علاقه ام كم شده . نمي خواهم زندگي ام بپاشد . ولي نمي دانم چطور او را از نفوذ خانواده اش در بياورم.چه كار كنم كه من و بچه مهمتر از خانواده اش باشيم ! دلم ميخواهد وقتي خواهرش در مورد دكور اتاق بچه ام نظر ميدهد و ...... شوهرم قاطع به او بگويد زنم بايد تصميم بگيرد ولي او اين را نميگويد. در ظاهر هيچگونه دخالتي ندارند ولي همه چيز پشت پرده است ويرايش توسط sarv_ : 02-23-2008 در ساعت 03:19 AM. |
|
|
|
|
|
#26 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
محل سكونت: ایران
ارسالها: 5
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
خانوم عزیز سلام : امیدوارم منتظر نباشی که یکی بهت بگه " این شوهر به دردت نمی خوره و ولش کن و ... از این حرفا " !!! این مشکل خاص شما نیست . به جرات می شه گفت که اکثر زوج های جوون با این مسئاله یه جورائی سر و کله می زنن . راه حل مشکل هم فقط دست خودته . صبر داشته باش و با متانت خودت ،حساسیت های شوهرت رو از بین ببر ... فقط همینو می تونم بگم و آرزو می کنم که در زندگی موفق باشی ... ![]() |
|
|
|
|
|
|
#27 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
محل سكونت: در آغوش خدا
ارسالها: 386
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 135
از ایشان 146 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
و همين باعث بالا رفتن توقعت از همسرت ميشه و در پي عدم دستيابي به اون توقعات دلسرديتو از زندگي مشتركت به همراه خواهد داشت يه مثل قديمي ميگه قبل از ازدواج هر چي ميتوني چشماتو باز كن و بعد از ازدواج هر چي ميتوني چشماتو ببند اول اينكه شتابزده عمل نكن سعي كن روي شما و شوهرت در هيچ شرايطي تو روي هم باز نشه چون نمونه ش همينيه كه وقتي فهميد شما از مكالماتش با خبريد علنا به شما توهين كرد در صورتي كه اگه از جريان با خبر نبود حداقلش اين بود كه جلوي خودت بهت احترام ميذاشت و سعي ميكرد وانمود كنه كه طرف شماست هميشه غذايي كه با شعله كم ميجوشه بهتر جا ميفته پس بايد آرام آرام قدم برداري تا بتوني به هدفت برسي وابستگيه آدما به خانوادشون يه امر طبيعيه و درست هم نيست كه بخواي اين حق رو ازش بگيري شما مطابق علايق و سلايق شوهرت رفتار كن به هر حال اونم ميتونه محبت رو درك كنه و طبعا در قبالش عكس العمل نشون ميده و در اموري كه خانواده شوهرت دخالت ميكنن منتظر نباش شوهرت جوابگو باشه خودت صريح اما با احترام بهشون بفهمون توي اموري كه بهشون ربطي نداره وارد نشن اميدوارم موفق باشي ![]()
__________________
روزگار چنان ميگذرد كه نمي پنداري.....
|
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
ارسالها: 3
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ممنون از راهنماییت . ولی چقدر مایه تاسف است که انتظار یکرنگی و صداقت داشتن از کسی که شریک زندگی ات هست یک تعبیر ایده ال باشه که با دنیای حقیقیمون فاصله داره . چقدر خوب بود که انسانها یک رو بیشتر نداشتن |
|
|
|
|
|
|
#29 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: مهم نيست
ارسالها: 593
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 619
از ایشان 355 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
براي منم سؤاله كه چرا؟ اين كم لطفيا از كجا سر چشمه مي گيره؟ اصلاً چي مي شه اين اتفاق ميفته؟ يه چيزي كه به نظر من مي رسه و به نظر كاملاً صحيحه اينه كه، هر وقت تو زندگي از خدا فاصله مي گيريم همچين بلاهايي سرمون مياد. اصلاً نمي فهميم چي شد چه اتفاقي افتاد. (اصلاً بعيد نيست كه اين هم جزو كيد هاي شيطان باشد) من به شخصه به اين نتيجه رسيدم هر وقت حتي يه سانت پشتم از خدا جدا مي شه شيطون همه ي زورش رو مي زنه كه خودشو اونجا جا كنه. |
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
ارسالها: 1,783
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 393
از ایشان 1,086 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
دوری هم رو نمیتونن تحمل کنن چون به هم عشق دارن ! کم لطف میشن چون نسبت به هم گذشت ندارن ! پس اون عشق به قوت خودش باقیست اما بقیه گزینه ها یا در جای درست قرار نگرفتن یا مقدارشون استاندارد نیست خلاصه همه این جملات میشه : برای زندگی و ازدواج عشق لازمه اما کافی نیست !
__________________
نرم نرمك ميرسد اينك بهار
خوش به حال روزگار .... |
|
|
|
|