تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum              

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-05-2007  
هم میهن دوست
 
sroush1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

با سلام : در اين تاپيك قصد دارم خلقت اولين انسان را از منظر قرآن مجيد بررسي كنم : قرآن در آية يك سورة مباركة نساء مي فرمايد : يايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس الواحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً كثيرا و نساء....
ويا در آية 6 سورة مباركة الزمر مي فرمايد : خلقكم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها و ....
با توجه به دستور زبان عربي هردو جملة بكار برده شده در اين آيات مؤنث هستند زيرا علامت (ه) در نفس واحده خطاب به جنس مؤنث دارد و ضمير بكاربرده شده بعد از آن (منها) نيز براي جنس مؤنث بكار مي رود پس مي توان اينگونه ترجمه نمود : اي مردم بخداوند خود ايمان بياوريد ، اوست كه آفريد انسان را از يك جنس مؤنث و از آن نيز جفتي برايش خلق كرديم و ....
(همانگونه كه حضرت مريم باردار گشت )
لذا بر طبق اين آيات خداوند بدواً حضرت حوا سلام الله عليها را خلق نموده است ! پس چرا به ما اينگونه تلقين كرده اند كه اول حضرت آدم سلام الله عليه خلق شده است ؟
مي دانيد چرا؟ چون...
__________________
لا اله الا الله الا حٌب رسول الله.
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ .
sroush1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-06-2007   #16 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
sroush1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

[quote=سرباز كوروش;581799]
نوشته اصلي بوسيله tanha990 نمايش نوشته ها
علم میگه انسان از نژاد میمون بعد قران میاد واسه خودش میگه که یهویی از خاک و اب و گل بازی ادم حوا به وجود امد .... این عقیده فقط در یهود و اسلام بوده در زرتشت و مسییحیت نیست ....[/quot
اخه اين مسلمونا علم كه قبول ندارند ميگن غلطه اينا همه چيز رو تو قران و احاديث جست و جو مي كنن پس حرف شما واسه اينا ارزش نداره اگه حديث يا ايه بياري اون وقت شايد قبول كنن
هم ميهن گرامي : اگر علم انسان را از نسل ميمون بداند پس در اين جهان نبايد ميموني وجود داشته باشد چون تكامل روبه جلو مي باشد و توقفي ندارد لذا اگر در چرخة تكامل، ميمونها به انسان تبديل شده باشند بايد همة آنها تبديل شوند نه اينكه تعدادي بشوند و بقيه به تكامل نرسند مگر اينكه توجيه كنيد كه تعدادي دير تر از درخت به پايين آمده اند.
sroush1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2007   #17 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
Piper's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

نخير دوست عزيز من همچين حرفي نزدم !! لطفا تفكرات خودتون رو تو دهن من نزارين .
هر وقت شما تونستيم به من بگين كه اول مرغ بوجود اومد يا تخم مرغ منم جواب اين سوال شما رو ميدم

نوشته اصلي بوسيله sroush1 نمايش نوشته ها
يعني شما يكدفعة از آسمان پايين افتادي يا اينكه پيرو نظرية داروين بوده و خود را از بازماندگان نسل ميمون مي داني ؟
__________________
در ميان كساني كه به خود مي بالند آن كس كه به مليت خود مي بالد احمقي به تمام معني است

تنها براي يك ملت نوشتن آرمان بس حقيري است


Piper آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2007   #18 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
Piper's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

وقتي گاليله گفت كه " دنيا كره زمين مركز جهان نيست و بدور خورشيد گردد همه او را كافر و جادوگر و منحرف و ديوانه و .... خواندند . ولي با گذشت زمان و پيشرفت علم صحبتهاي او اثبات گرديد .

جواب همه اين سوالات با پيشرفت علم و تكنولوژي در آينده مشخص خواهد شد . از عمر بشر خيلي نگذشته است و ما هنوز در اول راه پيشرفت هستيم . ولي بعضي ها بدليل اينككه بشر هنوز به آن پيشرفت لازم براي جوابگوئي به اين سوالات نرسيده است به دين و احاديث و اينجور چيزها روي مي آورند .

علم همه اين سوالات را روزي پاسخ خواهد داد و مردمان آن زمان خواهند فهميد كه براي جوابگوئي به اين سوالات بايد به سرغ علم رفت و دانش آموخت نه يك مشت حرف و كتاب مربوط به دوران قديم !!
Piper آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2007   #19 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
roan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

مسئله عجيبي كه مشاهده ميشود اين است كه بعضيها هستند كه هر نظريه اي را ميخواهند با قران تطبيق دهند يك روز تكامل در قران است يك روز بيگ بنگ و روز ديگر .. (واين در حاليست كه قران كتاب هدايت است نه شيمي وزيست شناسي و زمين شناسي وغيره ) اگر هم نظريه كمي سست شود ميزنند زيرش ... بگذريم بعضي از كاربران به نظريه تكامل ايراد وارد اورده اند كه پاسخشان را در تالار فلسفه وجستار هدف افرينش گذاشته ام ولي باز مطالب خود را تكرار كردند لذا مختصري در مورد حلقه گمشده را براي انان در اين جستار ميگذارم و البته اين مطالب ادامه خواهد داشت.

گزارش گاردين از كشف حلقه مفقوده در اسرار تكامل ________________________________________جمعه 18 فروردين ماه 1385 18:53 جام‌جم آنلاين: دانشمندان فسيلي يافته‌اند كه يكي از مهمترين كشفيات در تاريخ اين رشته است ، حلقه‌اي مفقوده بين ماهي و حيوانات خشكي ، فسيلي كه نشان مي‌دهد مخلوقات چگونه 375 ميليون سال قبل براي نخستين بار از آب بيرون آمدند و در خشكي زندگي كردند. باستان‌شناسان گفته‌اند اين يافته كه موجودي شبيه تمساح به نام تيكتاليك است ، مي‌تواند نماد عملي تكامل باشد مانند «آركا اپتريكس» يا همان فسيل معروفي كه شكاف بين خزندگان و پرندگان را از بين برد.بسياري از دانشمندان مي‌گويند شكاف‌هاي بسيار در وجود فسيل‌ها نشاندهنده وجود قدرتي برتر در خلقت موجودات است.ريچارد داوكينز ، زيست‌شناس تكاملي گفت حضور انسان در خشكي يكي از مهم‌ترين مراحل تاريخ تكامل است و تيكتاليك ارتباطي مهم در اين تاريخ است.خشكي‌ها به تدريج پديدار شدند و ماهي‌ها نخست در آب‌هاي كم‌عمق زندگي مي‌كردند. اين حيوان در عصر «ديووني» كه از 417 تا 354 ميليون سال پيش طول كشيد، زندگي مي‌كرد.دانشمنداني كه آن را كشف كردند مي‌گويند اين حيوان شكارچي بود و دندان‌هاي تيز، سري شبيه تمساح و بدني داشت كه در ازاي آن به 2.75 متر مي‌رسيد.اين حيوان نخستين نمونه كامل از حيواني است كه در آستانه انتقال از آب به خشكي قرار داشت.تد داشلر از آكادمي علوم طبيعي انگليس گفت: اين كشف ، مانند رويايي است كه به حقيقت پيوسته است.

قطعاتي از حلقه گم شده داروين ________________________________________بخشي از شكاف موجود در تاريخ تكامل انسان پر شدقطعاتي از حلقه گم شده داروينبي بي سي-پل رينكون: جويندگان فسيل، بقاياي آنچه را كه احتمالا جد مستقيم انسان است و بيش از ۴ ميليون سال قبل مي زيسته پيدا كرده اند. كشف بقاياي اين موجود كهن به دانشمندان كمك كرده است شكاف هايي بزرگ در مرحله اي مهم از تكامل انسان را پر كنند. پروفسور تيم وايت از دانشگاه كاليفرنيا در بركلي و همكارانش اين گنجينه فسيلي را در منطقه اواش مياني در اتيوپي كشف كرده اند. آنها اين يافته ها را كه مي گويند به گونه اي به نام «آسترالوپيتكوس آنامنسيس»(Australopithecus anamensis) تعلق دارند در نشريه نيچر تشريح كرده اند.آسترالوپيتكوس يك نوع اصلي كهن از موجودات انسان نما يا همان هومينيدهاست. عموما تصور مي شود كه نوع ما انسانها، هومو، از اين گروه تكامل يافته باشد. بنابراين رابطه آسترالوپيتكوس با هومينيدهاي دو پاي حتي قديمي تر، براي درك سرمنشاء پيدايش ما انسان ها اهميت اساسي دارد. وقتي دانشمندان بقاياي ۱/۴ ميليون ساله آنامنسيس را در كنار فسيل هاي يافته شده در همان ناحيه كلي از اتيوپي قرار مي دهند، به اين نتيجه مي رسند كه اين نمونه ها ظاهرا سير تكامل ميان گونه هاي قديمي تر و جديدتر را كامل مي كند. تيم وايت گفت: «نكته با اهميت در مورد اين سلسله اتيوپيايي اين است كه آنامنسيس بين هومينيدها قديم تر و اخيرتر جاي گرفته است.»انسان ميانياين يافته شكاف ميان يك گونه كهن تر به نام آرديپيتكوس راميدوس با قدمت ۴/۴ ميليون سال و گونه هاي تازه تر موسوم به آسترالوپيتكوس آفارنسيس كه در حدود ۴/۳ ميليون قبل در اواش مياني مي زيستند را پر مي كند. آسترالوپيتكوس آنامنسيس نقش واسطه را ميان اين دو بازي مي كند؛ نه فقط از لحاظ ترتيب زماني بلكه همچنين به لحاظ آناتومي. گونه آنامنسيس براي دانشمندان تازگي ندارد، اما محققان مي گويند كه اين اولين بار است كه نشان داده مي شود اين سه گونه به ترتيب زماني و در يك مكان، يكي پس از ديگري ظاهر مي شوند.يك توضيح ممكن براي اين كشف اين است كه يك گونه به سادگي به گونه ديگر تكامل يافته است. يك احتمال ديگر اين است كه آسترالوپيتكوس ابتدا به عنوان انشعاب فرعي آرديپيتكوس ظهور كرد. براساس اين نظر، گونه مادر براي مدتي در كنار گونه دختر مي زيسته تا اينكه منقرض شده است. اما هيچ نشانه اي مبني بر اينكه اين سه گونه همزمان در اتيوپي زيسته باشند يافت نشده است.شكافي كه هنوز باز استتيم وايت توضيح داد: «فكر مي كنم بتوان بدون اغراق استدلال كرد كه شواهد ضمني استوار بر جغرافيا و زيستگاه، نشانگر تكامل يكي از گونه ها به ديگري است و آنچه ما اينجا ناظر آن هستيم همانا شكل گرفتن مرحله دوم تكامل انسان يعني پيدايش آسترالوپيتكوس است.»كشفيات تازه تا حدودي شكاف ميان آرديپيتكوس و آسترالوپيتكوس را پر مي كنند اما نه به طور كامل. پروفسور وايت گفت: «شكاف كاملا پر نمي شود؛ يك شكاف بزرگ پر شده اما دو شكاف كوچكتر ايجاد شده است. ما اكنون شكافي ميان ۴/۴ ميليون سال قبل و ۱/۴ ميليون سال را پيش چشم داريم. اين يعني ۳۰۰ هزار سال؛ كه با مقياس هاي انساني زماني بس طولاني است، اما نه در مقياس هاي زمين شناسي.»اين فسيل ها متعلق به حداقل ۸ موجود بوده است و شامل بزرگترين دندان نيش متعلق به يك هومينيد، قديمي ترين استخوان ران شناخته شده از آسترالوپيتكوس و همچنين استخوان هاي دست و پا از اين موجود است.منبع: همشهري</p>

ويرايش توسط roan : 08-06-2007 در ساعت 06:17 PM
roan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2007   #20 (لینک نوشته)
مشاور ارشد سایت
 
Borhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

نوشته اصلي بوسيله roan نمايش نوشته ها
مسئله عجيبي كه مشاهده ميشود اين است كه بعضيها هستند كه هر نظريه اي را ميخواهند با قران تطبيق دهند يك روز تكامل در قران است يك روز بيگ بنگ و روز ديگر .. (واين در حاليست كه قران كتاب هدايت است نه شيمي وزيست شناسي و زمين شناسي وغيره ) اگر هم نظريه كمي سست شود ميزنند زيرش ... بگذريم بعضي از كاربران به نظريه تكامل ايراد وارد اورده اند كه پاسخشان را در تالار فلسفه وجستار هدف افرينش گذاشته ام ولي باز مطالب خود را تكرار كردند لذا مختصري در مورد حلقه گمشده را براي انان در اين جستار ميگذارم و البته اين مطالب ادامه خواهد داشت.

گزارش گاردين از كشف حلقه مفقوده در اسرار تكامل ________________________________________جمعه 18 فروردين ماه 1385 18:53 جام‌جم آنلاين: دانشمندان فسيلي يافته‌اند كه يكي از مهمترين كشفيات در تاريخ اين رشته است ، حلقه‌اي مفقوده بين ماهي و حيوانات خشكي ، فسيلي كه نشان مي‌دهد مخلوقات چگونه 375 ميليون سال قبل براي نخستين بار از آب بيرون آمدند و در خشكي زندگي كردند. باستان‌شناسان گفته‌اند اين يافته كه موجودي شبيه تمساح به نام تيكتاليك است ، مي‌تواند نماد عملي تكامل باشد مانند «آركا اپتريكس» يا همان فسيل معروفي كه شكاف بين خزندگان و پرندگان را از بين برد.بسياري از دانشمندان مي‌گويند شكاف‌هاي بسيار در وجود فسيل‌ها نشاندهنده وجود قدرتي برتر در خلقت موجودات است.ريچارد داوكينز ، زيست‌شناس تكاملي گفت حضور انسان در خشكي يكي از مهم‌ترين مراحل تاريخ تكامل است و تيكتاليك ارتباطي مهم در اين تاريخ است.خشكي‌ها به تدريج پديدار شدند و ماهي‌ها نخست در آب‌هاي كم‌عمق زندگي مي‌كردند. اين حيوان در عصر «ديووني» كه از 417 تا 354 ميليون سال پيش طول كشيد، زندگي مي‌كرد.دانشمنداني كه آن را كشف كردند مي‌گويند اين حيوان شكارچي بود و دندان‌هاي تيز، سري شبيه تمساح و بدني داشت كه در ازاي آن به 2.75 متر مي‌رسيد.اين حيوان نخستين نمونه كامل از حيواني است كه در آستانه انتقال از آب به خشكي قرار داشت.تد داشلر از آكادمي علوم طبيعي انگليس گفت: اين كشف ، مانند رويايي است كه به حقيقت پيوسته است.
قطعاتي از حلقه گم شده داروين ________________________________________بخشي از شكاف موجود در تاريخ تكامل انسان پر شدقطعاتي از حلقه گم شده داروينبي بي سي-پل رينكون: جويندگان فسيل، بقاياي آنچه را كه احتمالا جد مستقيم انسان است و بيش از ۴ ميليون سال قبل مي زيسته پيدا كرده اند. كشف بقاياي اين موجود كهن به دانشمندان كمك كرده است شكاف هايي بزرگ در مرحله اي مهم از تكامل انسان را پر كنند. پروفسور تيم وايت از دانشگاه كاليفرنيا در بركلي و همكارانش اين گنجينه فسيلي را در منطقه اواش مياني در اتيوپي كشف كرده اند. آنها اين يافته ها را كه مي گويند به گونه اي به نام «آسترالوپيتكوس آنامنسيس»(Australopithecus anamensis) تعلق دارند در نشريه نيچر تشريح كرده اند.آسترالوپيتكوس يك نوع اصلي كهن از موجودات انسان نما يا همان هومينيدهاست. عموما تصور مي شود كه نوع ما انسانها، هومو، از اين گروه تكامل يافته باشد. بنابراين رابطه آسترالوپيتكوس با هومينيدهاي دو پاي حتي قديمي تر، براي درك سرمنشاء پيدايش ما انسان ها اهميت اساسي دارد. وقتي دانشمندان بقاياي ۱/۴ ميليون ساله آنامنسيس را در كنار فسيل هاي يافته شده در همان ناحيه كلي از اتيوپي قرار مي دهند، به اين نتيجه مي رسند كه اين نمونه ها ظاهرا سير تكامل ميان گونه هاي قديمي تر و جديدتر را كامل مي كند. تيم وايت گفت: «نكته با اهميت در مورد اين سلسله اتيوپيايي اين است كه آنامنسيس بين هومينيدها قديم تر و اخيرتر جاي گرفته است.»انسان ميانياين يافته شكاف ميان يك گونه كهن تر به نام آرديپيتكوس راميدوس با قدمت ۴/۴ ميليون سال و گونه هاي تازه تر موسوم به آسترالوپيتكوس آفارنسيس كه در حدود ۴/۳ ميليون قبل در اواش مياني مي زيستند را پر مي كند. آسترالوپيتكوس آنامنسيس نقش واسطه را ميان اين دو بازي مي كند؛ نه فقط از لحاظ ترتيب زماني بلكه همچنين به لحاظ آناتومي. گونه آنامنسيس براي دانشمندان تازگي ندارد، اما محققان مي گويند كه اين اولين بار است كه نشان داده مي شود اين سه گونه به ترتيب زماني و در يك مكان، يكي پس از ديگري ظاهر مي شوند.يك توضيح ممكن براي اين كشف اين است كه يك گونه به سادگي به گونه ديگر تكامل يافته است. يك احتمال ديگر اين است كه آسترالوپيتكوس ابتدا به عنوان انشعاب فرعي آرديپيتكوس ظهور كرد. براساس اين نظر، گونه مادر براي مدتي در كنار گونه دختر مي زيسته تا اينكه منقرض شده است. اما هيچ نشانه اي مبني بر اينكه اين سه گونه همزمان در اتيوپي زيسته باشند يافت نشده است.شكافي كه هنوز باز استتيم وايت توضيح داد: «فكر مي كنم بتوان بدون اغراق استدلال كرد كه شواهد ضمني استوار بر جغرافيا و زيستگاه، نشانگر تكامل يكي از گونه ها به ديگري است و آنچه ما اينجا ناظر آن هستيم همانا شكل گرفتن مرحله دوم تكامل انسان يعني پيدايش آسترالوپيتكوس است.»كشفيات تازه تا حدودي شكاف ميان آرديپيتكوس و آسترالوپيتكوس را پر مي كنند اما نه به طور كامل. پروفسور وايت گفت: «شكاف كاملا پر نمي شود؛ يك شكاف بزرگ پر شده اما دو شكاف كوچكتر ايجاد شده است. ما اكنون شكافي ميان ۴/۴ ميليون سال قبل و ۱/۴ ميليون سال را پيش چشم داريم. اين يعني ۳۰۰ هزار سال؛ كه با مقياس هاي انساني زماني بس طولاني است، اما نه در مقياس هاي زمين شناسي.»اين فسيل ها متعلق به حداقل ۸ موجود بوده است و شامل بزرگترين دندان نيش متعلق به يك هومينيد، قديمي ترين استخوان ران شناخته شده از آسترالوپيتكوس و همچنين استخوان هاي دست و پا از اين موجود است.منبع: همشهري</p>
جناب روآن .
اول از همه خواهش مي كنم به اين عبارات دقت كنيد :
"بقاياي آنچه را كه احتمالا جد مستقيم انسان است و بيش از ۴ ميليون سال قبل مي زيسته"
"عموما تصور مي شود كه نوع ما انسانها ...باشد"
اينها بر گرفته از متن شما مي باشد .
بخوبي مشخص است كه اينها در حد يك فرض و يك تئوري است دوست من .
دانش كنوني حتي در خصوص تاريخ صد سال پيش خود هم قطعيت ندارد چه برسد به 4 ميليون سال پيش .
اگر به مقالات رفرنس اين نظريات مراجعه كنيد مي بينيد كه اين فرضيات تنها با كشف شباهت هايي ما بين دو موجود و برخي قرائن ادعاي هم جنس بودن و قرار داشتن آن دو در يك زنجيره تكاملي را كرده اند .
پس به هيچ وجه اين موارد يقين و اطمينان آور نيست .
بلكه تنها فرضيه ايست كه با برخي شواهد مطابقت دارد .
و اگر به خود اين محققان هم مراجعه كنيد اين اطميناني كه شما داريد را به فرضيه خود ندارند .
ضمن اينكه ممكن است موجوداتي شبيه به انسان هم در صدها هزار و ميليون ها سال پيش وجود داشته باشند .
ولي منشاء انسان هوشمند فعلي نباشند .
كلام وحي اين را نقض نمي كند .
در قرآن از اين سخن گفته شده كه انسان آفريده شد و به او مفاهيمي آموختيم . و فرشتگان را امر كرديم كه بر او سجده كنند و ...
اما اينكه دقيقا اين خلقت به چه صورت بوده و چه مراحلي را طي كرده اين در اين مورد توضيحي داده نشده .
در حقيقت قرآن سير تكامل روحي انسان است نه سير تكامل جسم مادي او . چون در مقابل حقيقت انسان جسم او بي اهميت است و موضوع بحث قرار نمي گيرد .
چون اساسا هدف قرآن انسان سازي است نه پرداختن به جانوري دوپا .
-----------------------------

اما در مورد آنچه در خصوص برخورد اسلامگرايان با نظريات گفتيد .
ببينيد هيچ اشكالي ندارد كه برداشت خاصي مطابق با دستاورد هاي علوم تجربي از آيه اي داشته باشيم .
و بعد كه ديدگاه علوم در آن مورد متحول شد ، ديد ما هم نسبت به آن آيه تغيير كند .
چرا كه اصلا اين علوم تجربي در قرآن موضوعيت پيدا نمي كنند .
زيرا كه همانطور كه گفتم علوم تجري در حيطه كشف حقيقت نيستند .
اين علوم صرفا به رفع نيازهاي موجود بشر تعلق دارند .و كلا روش بوجود آمدنشان هم با علوم عقلي و نظري فاصله دو چنداني دارد .
اگر در علوم عقلي تنها "يقينيات" پايه قضايا هستند در علوم مبتني بر تجربه فرضيات و آزمون و خطا و محاسبات و اندازه گيري هايي كه بدون استثنا داراي خطاي انكار ناپذير هستند ، پايه اين علوم قرار مي گيرد .
__________________
خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

أميري حسينو نعم الأمير
Borhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #21 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
roan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

هفت انتقاد بي اساس به نظريه تكامل
پس از گذشت بيش از يك قرن از ارائه نظريه تكامل با توجه به انتخاب طبيعي توسط چارلز داروين اين نظريه توسط تمامي زيست شناسان جهان پذيرفته شده است با اين وجود هنوز در مجامع عمومي مورد بحث و انتقاد ميباشد. منتقدان داروين هفت دليل عمده را براي مخالفت با نظريه تكامل دارند.

1- تكامل كاملاً اثبات نشده است: تكامل فقط يك نظريه است.
به نظر برخی منتقدان نظریه ی تکامل داروين، نظريه (theory) به معني فقدان دانش است و به معني حدس و گمان مي باشد. دانشمندان براي كلمه نظريه معني كاملاً متفاوتي را در نظر دارند. نظريه ها زمينه هاي استوار، قابل اعتماد و اثبات شده در علم هستند. هيچ كدام از ما نظريه جاذبه نيوتن را به اين دليل كه "جاذبه فقط يك نظريه است" رد نميكنيم .

2- فسيل هاي حد واسط (حلقه هاي گمشده) پيدا نشده است : مثلاً هنوز هيچكس مشاهده نكرده كه پا چطور بوجود آمده است.
در روزگار داروين حلقه هاي گمشده بسياري در ميان شواهد فسيلي وجود داشت. از آن هنگام تا كنون فسيل هاي بسيار زيادي در مورد تكامل مهره داران پيدا شده است. رده مشخصي از فسيل ها بين سم داران و وال ها، خزندگان و پستانداران، داينوسورها و پرندگان، ميمون ها و انسان يافت شده است. رده هاي فسيلي به شكل كاملاً وسيعي يافت شده اند.[1]

3- طراحي هوشمندانه: اندام هاي جانداران پيچيده تر از آن هستند كه فرآيندهاي تصادفي بتواند آنرا بوجود آورند، وجود ساعت نشاندهنده وجود ساعت ساز است.
حد واسط هاي تكامل گوش در مهره داران يافت شده است. حد واسط هاي تكامل چشم در ميان تعداد فراواني از بي مهرگان يافت شده است. در حد واسط ها و روند تكامل نشانه اي از طراحي هوشمند وجود ندارد. ساختارهاي پيچيده اي مثل چشم به توسط فرآيدندهاي سلسله وار آهسته بوجود آمده است.[2]

4- تكامل قانون دوم ترموديناميك را نقض ميكند. جهان به سمت بي نظمي پيش ميرود. فرآيند هاي تصادفي ساختارهاي منظم را به هم ميريزد نه اينكه آنها را سازماندهي كند.[3]
زيست شناسان( ودانشمندان) توصيه ميكنند پيش از انتقاد بفهميم كه قانون دوم ترموديناميك چه ميگويد:
Disorder increases in closed systems
بي نظمي در سيستم هاي بسته[4] افزايش پيدا ميكند.
كه زمين به هيچ وجه سيستمي بسته نيست. انرژي به طور مداوم توسط نور خورشيد وارد زمين ميشود و فرايند هاي زيستي را پيش ميبرد.

5-تكامل پروتئين ها غير محتمل است: هموگلوبين 141 اسيد آمينه دارد. احتمال اينكه اولي لوسين باشد 20/1 است. احتمال درست قرار گرفتن 141 پروتئين در جاي خود برابر با 141(20/1) ميباشد پس تكامل هموگلوبين غير ممكن است.
اين نظر نشان دهنده بي اطلاعي منتقد از علم احتمالات و رياضي است. از احتمالات نميتوان براي رد كردن فرايندهاي پسگشتي(backward) استفاده كرد. احتمال اينكه هر كدام از دانش آموزان يك كلاس در روز تولد خودش (روزي مشخص از سال) متولد شده باشد 365/1 است. پس احتمال اينكه هر يك از 50 دانش آموز كلاس در روز تولدش به دنيا آمده باشد 50(365/1) است با اين وجود آنها در كلاس نشسته اند.


6- انتخاب طبيعي منجر به تكامل نميشود. هيچ دانشمندی بوسيله آزمايش نشان نداده است چگونه ماهي به قورباقه تبديل شده است.
در تكامل خُرد (تمامل يك گونه خاص) يعني مكانيسمي كه منجر به تكامل كلان (تكامل گونه ها) ميشود، زيست شناسان نيز به اين مسئله فكر ميكنند. در انتخاب غير طبيعي (تجربه هاي آزمايشگاهي) گاه نتايجي بدست مي آيد كه با گونه هاي موجود در طبيعت متفاوت است. اما بايد توجه داشت كه اين فرآيندها نياز به مليونها سال زمان دارد و در شواهد فسيلي كاملاً نشان داده شده است.

7- پيچيدگي فرونكاستني: مكانيسم هاي پيچيده سلولي را نمي توان تكامل يافته از مراحل ساده ابتدايي فرض كرد. براي مثال فرآيند پيچيده سلولي مانند لخته شدن خون توسط چند سيستم مرتبط به هم انجام ميشود. انتخاب طبيعي چگونه هر بخش را بوجود آورده است؟
چقدر اشتباه است اگر فكر كنيم هر قسمت از فرآيندي مولكولي به عنوان بخشي از يك سيستم تكامل پيدا ميكند. انتخاب طبيعي در تكامل سيستم هاي پيچيده دخالت ميكند زيرا در هر مرحله سيستم كاركردي دارد. قسمتهايي كه سيستم را ارتقاء ميدهند اضافه ميشوند و به دليل تغيرات بعدي وجودشان ضروري ميشود. به عنوان مثال سيستم لخته شدن خون در پستانداران از سيستم ساده تري تكامل يافته است. سيستم مركزي لخته شدن خون 500 مليون سال پيش در مهره داران ابتدايي بوجود آمده است و امروز هم در ماهيهاي نخستي مثل لامپري ديده ميشود. 100 مليون سال بعد پروتئينهايي به اين سيستم اضافه شدند كه به مواد آزاد شده از بافت هاي آسيب ديده حساس بودند. 50 مليون سال بعد بخش سوم اضافه شد كه لخته شدن خون در محل زخم ميباشد. در هر مرحله سيستم پيچيده تر شده است و سيستم به بخشهاي اضافه شده وابسته شده است.
تئوري تكامل داروين هنوز هم در مجامع عمومي مورد بحث است با اين وجود بسياري از انتقادات "علمي" بويي از علم نبرده اند!!!


[1] حتي اگر هيچ فسيلي وجود نداشته باشد تكامل به دلايل زير براي زيست شناسان اثبات شده است: شواهد مولكولي(ژنتيك، بيوشيمي...)، آناتومي مقايسه اي، جنين شناسي مقايسه اي، جغرافياي زيستي- مترجم
[2]- اين بحث در ديدي وسيعتر به برهان خداشناسي نظم مربوط ميشود. براي اطلاع بيشتر به كتاب "ساعت ساز كور" نوشته ريچارد داوكينز مراجعه كنيد-مترجم
[3] فيزيكداني مي گفت "كساني براي اثبات وجود خدا از قانون دوم ترموديناميك دم مي زنند كه حتي نمي دانند قانون اول ترموديناميك چيست!". اين مسئله توسط برخي تحصيلكرده هاي خداباور ارائه شده، كه با وجود اينكه نشانگر شوق و علاقه ي آنها به مسئله ست، متاسفانه سطحي و غير دقيق است. من اين انتقاد به تكامل را در يكي از انجمنهاي اينترنتي دانشجويان فيزيك ايران مشاهده كرده ام. اين موضوع نشان ميدهد كه چگونه افرادي براي اثبات آن چيزي كه به آن علاقه داند به سرعت نتيجه گيري ميكنند و بررسي دقيق و جامع همه جوانب كه شايسته بحث هاي علمي است ناديده ميگرند-مترجم
[4] سيستم بسته با محيط اطرافش تبادل ماده و انرژي ندارد. براي انجام كار انرژي لازم است. هر ثانيه مليونها ژول (معادل چند بمب اتم) انرژي نوراني به زمين ميرسد كه اين انرژي منجر به كار ميشود مثل بخار شدن آاب درياها و فرايندهاي زيستي. مترجم

roan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2007   #22 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Heydar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Wink پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

vala man migam khoda aval adam ro afarid chon agar aval hava ro miafarid enghad harf mizad ke khoda vaght nemikard adamo biafarineh
__________________
.
.

من نگويم سمندر باش يا كه پروانه باش
گر به فكر سوختن افتاده اي مردانه باش
Heydar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2007   #23 (لینک نوشته)
رهگذر
 
سرباز كوروش's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

[quote=sroush1;581832]
نوشته اصلي بوسيله سرباز كوروش نمايش نوشته ها
هم ميهن گرامي : اگر علم انسان را از نسل ميمون بداند پس در اين جهان نبايد ميموني وجود داشته باشد چون تكامل روبه جلو مي باشد و توقفي ندارد لذا اگر در چرخة تكامل، ميمونها به انسان تبديل شده باشند بايد همة آنها تبديل شوند نه اينكه تعدادي بشوند و بقيه به تكامل نرسند مگر اينكه توجيه كنيد كه تعدادي دير تر از درخت به پايين آمده اند.
اصلا اين حرف شما درست نيست
چرا امكان نداره؟؟؟
سرباز كوروش آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #24 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kayvan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

هم ميهن گرامي : اگر علم انسان را از نسل ميمون بداند پس در اين جهان نبايد ميموني وجود داشته باشد چون تكامل روبه جلو مي باشد و توقفي ندارد لذا اگر در چرخة تكامل، ميمونها به انسان تبديل شده باشند بايد همة آنها تبديل شوند نه اينكه تعدادي بشوند و بقيه به تكامل نرسند مگر اينكه توجيه كنيد كه تعدادي دير تر از درخت به پايين آمده اند.
نه ، تمامه میمون ها تکامل نیافته اند ، شاخه ای از انها با اسمی خاص و به دلایلی مشخص با سیر تکاملی چند بخشه تکامل پیدا کرده است.
__________________
در تنهایی فرهیخته ترین مردم دنیا و در کنار هم و در جمع وحشی ترین!!
kayvan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #25 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
ماني_فرشاد's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

2- فسيل هاي حد واسط (حلقه هاي گمشده) پيدا نشده است : مثلاً هنوز هيچكس مشاهده نكرده كه پا چطور بوجود آمده است.
در روزگار داروين حلقه هاي گمشده بسياري در ميان شواهد فسيلي وجود داشت. از آن هنگام تا كنون فسيل هاي بسيار زيادي در مورد تكامل مهره داران پيدا شده است. رده مشخصي از فسيل ها بين سم داران و وال ها، خزندگان و پستانداران، داينوسورها و پرندگان، ميمون ها و انسان يافت شده است. رده هاي فسيلي به شكل كاملاً وسيعي يافت شده اند.


اگر منبع رسمي داريد حرف بزنيد تئوري داروين اثبات نشده و فسيل هاي مياني هم ثابت نشده فقط منبع رسمي بياريد
__________________
آخر ناسيوناليسم = فاشيسم
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #26 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
sroush1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

نوشته اصلي بوسيله Piper نمايش نوشته ها
نخير دوست عزيز من همچين حرفي نزدم !! لطفا تفكرات خودتون رو تو دهن من نزارين .
هر وقت شما تونستيم به من بگين كه اول مرغ بوجود اومد يا تخم مرغ منم جواب اين سوال شما رو ميدم

همان آيه اي كه آوردم دلالت بر آفرينش زن (نفس واحده) دارد زيرا فقط زن مي تواند در وجود خود مولودي را پرورش دهد ولي مرد نمي تواند و اين موضوع در مورد ساير جانداران نيز صدق مي كند يعني هر موجود جانداري حاصل صدور رفتار جنسي نر و ماده است كه موجود اولية توسط خداوند متعال خلق مي شود و باذن او تكاثر مي يابد حالا اگر مي گوييد چطوري؟ به نظر من لاك پشتهاي اينجا از امريكا به اينجا آورده نشده اند بلكه تحت شرايط محيطي خاصي ملكه از آن جاندار توليد مي گردد كه قادر به تكاثر از نوع خود است كه در شرايط اقليمي متفاوت مي تواند نوعاً مختلف باشد ولي ذاتاً يكسان است يعني نام آن باز هم لاك پشت است ويا ساير جانداران ديگر مثل زنبور عسل كه داراي ملكه اي هستند كه بستة به محيط وزمان مناسب در انواع مختلف خلق مي گردند ولي نقطة وحدت همة وجود ملكه از آن جاندار مي باشد كه اگر آن نباشد امكان تكاثر وجود ندارد ، لذا در پاسخ مي گويم كه حتماً اول مرغ بوجود آمده است
sroush1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #27 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
roan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها

اگر منبع رسمي داريد حرف بزنيد تئوري داروين اثبات نشده و فسيل هاي مياني هم ثابت نشده فقط منبع رسمي بياريد
كاربر گرامي ماني_فرشاد
چند پست بالاتر دو نمونه با ذكر منبع گذاشته ام (البته بيشتر هم ميتوان مثال زد)ضمنا شما كه به زبان انگليسي تسلط داريد براحتي ميتوانيد در اين زمينه اطلاعات كسب نماييد.
شما از اثبات كامل حرف ميزنيد بايد بدانيد كه اين موضوعي بسيار حساس است وممكن است تا سالها وحتي با اكتشافات علمي بسيار بيشتر از امروز نيز بشر نتواند پي به بسياري از مسائل در مورد دنياي پيرامونش ببرد.
roan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2007   #28 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
sroush1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

نوشته اصلي بوسيله کیوان;يك58453دي2
نه ، تمامه میمون ها تکامل نیافته اند ، شاخه ای از انها با اسمی خاص و به دلایلی مشخص با سیر تکاملی چند بخشه تکامل پیدا کرده است.
حتماً همانهايي كه دير تر از درخت آمدند پايين! در هر صورت ميمون هستند
sroush1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-08-2007   #29 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
azadoraha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

[quote=sroush1;581832]
نوشته اصلي بوسيله سرباز كوروش نمايش نوشته ها
هم ميهن گرامي : اگر علم انسان را از نسل ميمون بداند پس در اين جهان نبايد ميموني وجود داشته باشد چون تكامل روبه جلو مي باشد و توقفي ندارد لذا اگر در چرخة تكامل، ميمونها به انسان تبديل شده باشند بايد همة آنها تبديل شوند نه اينكه تعدادي بشوند و بقيه به تكامل نرسند مگر اينكه توجيه كنيد كه تعدادي دير تر از درخت به پايين آمده اند.
ارجمند
کیهان به تیمارستانی ماند با اغتشاشات فراوان .
با نگری از یکی از بزرگترین نویسندگان علمی جهان " جان ففر" در باب تکامل انسان در برداشتی آزاد به مرور خوانده هایم مینشینم .
که بسیار در خور تعمق است !
وجواب سوال شما را هم در بر دارد .
پیش آهنگان انسان
اولا اگر بر گذشته برگردیم ؛ سراسر زمان میان ابر نخستین ( تشکیل دهنده هستی )
تا پیدایش آدم ؛ سراسر این ده بیلیون سال را به طول شبانه روزی تقلیل دهیم ؛
به بیست وچهار ساعت
بر میزان این مقدار از زمان ؛ روز ما از ساعت 12 شب در ابر آغاز میشود .
کهکشان راه کعبه در حدود یک دقیقه پس از ساعت هفت پیدا میشود .
درست هنگام ظهر خورشید ظهور میکند .
ساعت یک ودوازده ثانیه ظهر زمین
ساعت شش عصر حیات اغازیدن میکند
اکنون چهاردقیقه و دوازده ثانیه به نیمه شب است
و یا بر میزان زمانی مورد سنجش در حدود 30000000 سال پیش از میلاد مسیح است .
زمین قبل از شروع آدم ؛ پیش از فرار رسیدن نیمه دومین شب دائما در حال تکامل وتطور بوده
است .
در برخی جاها حالت کشش شدیدی داشته ؛ تا سرحد گسستن کشیده شده ؛
بر پوسته آن ؛ شکافهای بسیاری پدید آمده است .
التهابات بیشماری در زمین روی کرد پیدا میکند ؛
زمین چون مجروحی که از هزاران زخم آن خون میریزد . در سراسر دورانی که ظهور آدمیزاد را در بر دارد ؛ بی ارام وبی قرار است . و پر شتاب نفس میکشد .
پیشینیان ما (ادوارهای گذشته بشری ) هرگز از اقلیمی طبیعی و نورمالی که نود ونه درصد دوران زمین
شناسی را شامل میشه ؛ برخوردار نبوده اند .
همه پستانداران جدید ؛ از گربه وسگ گرفته تا شتر وفیل وزرافه والخ
تحت همان شرایطی که ما تکامل یافته ایم چرخه تکامل آنها را هم در بر گرفته
نوع ما (انسان ) در دوران نامساعدی ظهور پیدا کرده است .
سی میلیون سال پیش آغازیده ایم و اکنون ما بر سر چهارراه دور افتاده و تا اشنایی کامل با جاده تکامل
در میان راههای بیشمارو پر پیچ که گانهن با یکدیگر برخورد وهمدیگر را هم قطع کرده و در افق
ناپدید می شده اند .
اکنون ما مبهوت و متحیر وارث نوع اولیه مان هستیم .
راه ما بسان دلتای رودی است که پایانی ندارد ؛ به عقب که مینگریم در میان ابر ومه از دیده
ناپدید میشن .
ماقبل میمونها در میان شاخه هایی از این رود قرار داشته اند . " ائو هیپوس "
که برخی از انها در جنگل های بر دامنه کوههای راکی میزیسته اند .
این ماقبل ها به ارواح مردگان میمانند . مخلوقاتی بوده اند شبیه ببرو گربه با چشمانی
درشت ودرخشان و جغد مانند که بر روی درختان زندگی میکرده و شبها به شکار میپرداختند و
حرکتشان جهش وار میبوده است .
این گروهی از ماقبل میمونها بوده اند .
اما همه میمونها از این راه گذر نکرده اند . اینجا بر سر چهاررراه حیرت موجوداتی هستند که
هنوز طرح حیاتی مشخصی نپذیرفته اند . چون میمونن اما میمون هم نیستند .
چهار دست وپا از درخت بالا میرفته اند .
از شاخه ای به شاخه دیگر تاب میخورده اند .
اما هنوز دستهایشان بدرستی تکامل نیافته بوده است .
اینها در دو جهت کلی سیر میکرده اند .
بر مسیر این چهارراه جلو میرویم ؛ اگر بر راهی که به چپ میرفته نگاهی بیاندازیم .
در میان جای پر پیچ وخم بزرگ اصلی ؛ به جای کوچک ولی پر پیچ وخم دیگری میرسیم .
از این راه پس از طی راههای فرعی بسیار و پیچ وخم ها و بن بستها به خانواده میمونها
میرسیم ؛ و زیر مجموعه انواع گوریل ها ؛ اورانگوتان ها و شامپانزه ها قرار میگیریم .
اگر برگردیم و از چهار راه و سمت راست را دنبال کنیم ؛ به ادمیزاد میرسیم صد البته که
راه متروک وتنهایی است . زیرا بر خلاف راه ههای دیگر که پر از سنگواره واثر فسیلیست ؛
به تعداد بسیار محدودی که آنهم مساحی هایمان در این مورد ناقص ونقشه هایمان ضعیف
است .
این جاده سمت راست ما را به جاهای کشف نشده ای میرساند که بکر و در ان اثری از سکونت نیست .
حتی با نیروی بصیرت و ÷یش بینی و دانشی که از تجربیات هزار هایمان آموخته ایم ؛
باز هم مشکوک ومتحیر ومرددیم .
چنان راه دراز و پر پیچ وخمی را پیموده ایم در جاده تکامل که اکنون نمیدانیم راه درستی پیموده ایم
یا اینکه گمراهی نصیبمان گشته است .
اما سرانجام پس از در نوردیدن حدود دو سوم راه به چیزی زنده ونامتعارف میرسیم .
که نشان بسیار ضعیف اما ر خور تعمقی است .
" ارئوپیته کوس " ( میمون کوهی ) که از میمون در بعضی مواردذ کمتر ودر پاره ای دیگر
از خصوصیات سر تر است .
در دنبال گیری جاده تکامل بسوی انسان اینجا نقطه توقف وحیرت است .
در سال 1958 کشفی در توسکانی در معدن ذغال سنگ توسط کارگری صورت پذیرفت .
این فسیل در بررسی های به عمل آمده معلوم داشت قسمت اعظم یک اسکلت چمباتمه نشسته
که شامل استخوانهای بازو و دنده و ستون فقرات و لگن و یک ران بوده است .
استخوانهای مفقوده این اسکلت نیز بعدا یافت شد .
این اثر تنها اثر و کاملترین در نوع خود است .
که از پیکره و ساختمان " ارئو پیته کوس " بدست آمده ؛
جراید آن زمان از آن به عنوان یک حلقه گمشده تکامل جهت پر کردن شکاف جریان
تکاملی انسان یاد کردند که همراه با بار غلو و بیرون از حد واقعیت بود .
و نقاشان وهنرمندان به خلق تصاوری از این موجود پرداختند که آن هم دارای بار غلو میبوده است .
به هر حال برای موجودی که دوازده میلیون سال میزیسته است این خلق تصاویر تملق آمیز بود .
در حقیقت گویی این فسیل مانند بسیاری از فسیلهای دیگر نمیتوان بطبقه خاصی نسبت تام نهاد .
و اگر ما در قلمرو علم به طبقه طبقه کردم مواد تنها اکتفا کنیم جز بیهودگی نصیبی نخواهیم داشت .
این موجود یک حالت مخلوط مابین انسان ومیمون میبوده است .
برخی از خصوصیاتش ؛ همچون چانه گرد و از لحاظ چینش دندانی به انسان شبیه بوده
و برخی دیگر خصوصیاتش بر میمون نزدیک بوده است .
بدین ترتیب ما در واپسین مراحل سیر تکاملی خود بدین موجود میرسیم .
اکنون در دنبال گیری این راه در مکانی باتلاقی ایستی خواهیم داشت ؛ و از دور بر
این موجود که با شتاب میگذرد را مینگریم .
این موجود در میان علفهای بلند و فضای باز وسط دو قسمت جنگل حرکت میکند ؛
بر چهار دست وپا راه میرود .
اما گه گاهی بی آنکه بیاستد روی پاهای غقبش بلند میشود . همانطور که میگریزه
به اطراف مینگرد . در این فضای باز درختی نیست تا بدان پناه ببرد .
این موجود یک لحظه بسویی که ما ایستاده ایم مینگرد ؛
حال بر صورت وچشمانش مینگریم ؛ ما چهره و چشمهای نزدیک به همش را میبینیم .
صورتش به میمون بیشتر میخورد تا اجداد ما .
اما در چهره او چیزی فراتر از مینها موج میزند .
در حرکات ووجناتش نشانی از هوش ؛ نشانی از ادمی هست که
نمیتوان از کنار آن با ساده انگاری گذر کرد .
اما این نگاه لحظه ای تمام میشود وموجود بداخل جنگل از دست ما میگریزد .
در سیر دنبال کردن رد پای تاریخی ؛ علمی تکاملی خود پس از گذشت
نه یا ده میلیون سال به یک نقطه ایست دیگر میرسیم .
نوعی دیگر از جانوران که در جنوب افریقا میزیسته اند .
این موجودات در فضاهای باز بر دشت های وسیع پوشیده کم علف زندگی
میکرده اند .
" اوسترالوپیته سین " یا میمون های جنوبی
البیته این مام میمون دیگر همان وجهه میمون ایست قبلیمان را ندارد ؛ گویی به
مرز انسانی نزدیکتر شده ایم .
حداقل میتوان گفت که نخستین ادم های میمونی در زمره این موجودات قرار میگیرند .
وزن این موجودات در نوع بالغشان
میتوان گفت هشتاد پوند و قدشان در حدود صد وبیست وپنج سانتیمتر میبوده است .
چهره میمونی شکل شبیه شامپانزه ؛ بینی پهن ؛ گوش های بزرگ چشم های کوچک
نزدیک به هم ؛ پیشانی بر آمده و لب های بیرون زده و فک هایشان نشان از جلو آمدگی پوزه بوده است .
اما قادر بوده اند سرشان را بالا نگه دارند .
و همچون میمون به سمت جلو نمیافکننده اند .
دندانهایشان بیشتر از آنکه به دندنهای میمون شبیه باشد ؛ به انسان نزدیک تر بوده
پاهایی بشکل پای انسان داشته اند .
و ساق هایشان کوتاه وخپل و به استثنای موهای بلندی که بر ران و مچشان رسته بوده
شبیه انسان بوده است .
دستهایشان دارای انگشتان باریک و.ظریف که بکار راه رفتن نمی امده است ( کارائی
راه رفتن را نداشته ) صاف وکشیده راه میرفته اند .
این ادم میمونی ممکن است تکامل یافته و اصلاح شده نیاکان دور توسکانی خود بوده باشد .
اما باز هم نمیتوانیم زیاد بر موجودی که به بعضی جهات برتر از پیشینیان جانوری خود بوده
ارزج وبهای بیش از حد بگذاریم .
این موجود در زمان خودش نه قدرت وصلابت جانوران تند پا وتیز و چالاک را داشته
و نه مسلح به دیگر خصوصیات دفاعی جانوران
شاید بی راه نبوده باشه که فقر فسیلی این سلسله های تکاملی انسان رو در این جاده دنبال شده ناشی از همین فقر
دفاعیات وبرتریشان بر دیگر جانوران هم عصر خودشان بدانیم .
بسیاری از انها دریده شده واز بین رفته اند . ( هضم در دیگر جانوران گشته اند )
این موجود نه هیبت داشته ونه چالاکی و دندانهای نیش کوچکش هم بی خاصیت در این
جنگاوری زمانه خودش . ( نخوری میخورنت )
نسلی بوده لخت وعور در دنیایی پر از کابوس نه کنامی داشته و نه لانه ای در فضای باز صحرا
زیر اسمان کبود میزیسته .
نسل این موجود در میان عظمتهای طبیعی نسلی بی مکان وبی پناه است .
در پهنه عظیم مرغزارها صاف وکشیده میاستاده .
از جایی که در توقفگاه دوم ایستاده ایم ؛ حال وروز این موجود رقت بار وترحم برانگیز
بوده است .
کم کم این موجود در نسلهای بعد خود از مین معابر و صخره های لخت وعور عبور میکند .
جرات به خرج داده ووارد غار میشود .
زیرا نیاز پناه جستن از کنام درندگان و عوامل طبیعی مرگبار
در او ایجاد شده (نیاز طبیعی )
حتی ورود و سکنی گزیدنش هم در غار دردی در این مرحله از او دوا نمیکند .
دیگر جانوران درنده ای هم غار را هر از گاهی برای خود انتخاب میکرده اند .
و این موجود تکاملی داستان علمی ما باز هم بسوی نیازهای دیگری کشیده میشود .
آدم میمونی در نبرد غار هم اکثرا مغلوب دیگر جانوران بوده است . هر چند نسبت به
فضای باتز برتری های نسبی نایل شده است .
رفتن به میان دشت برای این گونه موجودات بسیار مخاطره امیز وتوام با نابودی بوده است اما در
کنام غارها و صخره های صعب العبور برای دیگر درندگان برتری نسبی عاید این ادم میمونی
گشته است .
اگر در جایی که ایستاده ایم ؛
اگر از جنبه منفی بر این چشم انداز بنگریم ؛ اگر از سلطه تغییرات بر اوضاع جهان آگاهی نداشته باشیم .
میبایست حکم بر جولانگاه همشیگی جانوران مخوف و برتر بهیم .اما
هنوز آثاری هست که از اینده دیگری خبر میدهد .
آدم میمونی عملیاتی را اغاز میکند . که هیچ جانوری قبل از او بدان دست نیافته است .
با انکه کغزش نسبت به ایندگانش کوچک (به اندازه مغز نوزاد ) میبوده است ؛ اما نسبت به
دیگر جانوران هم عصر خود دارای قابلیتهای بالاتر بوده است . و این روند را بدان جایی
در نسلهای اینده خود ادامه خواهد داد تا جایی که حتی چرخه تکامل را هم مقهور خلاقیت خود بنماید .
و از بیخ وبن تغییر را اغازیدن خواهد کرد .
آدم های میمونی بر اثر شروه خود اگاهی کم کم به صورت جمع به زیست خود ادامه میدادهاند .
این ادم ها از بالای صخره ها وقتی بر دشت مینگریسته اند ؛ دیگر همانند سلف های پیشین خود
ذلت بار نبوده اند ؛ به قوایی مسلح شده اند که انها را قادر بر راندن و تسلط بر دیگر حیوانات
قادر ساخته است .
گرسنگی ادم های میمونی را از غارها و صخره ها به بیرون میکشاند و کفتار ها و کرکس ها را
از اجساد مرده دیگر موجودات دور ساخته وخود را سیر میکرده اند .
در کشف دیگری در جنوب افریقا در انفجار معدنی جمجمه کوچکی یافت شد ؛
در سال 1924 دانشمندان توافقی بر سر اینکه این از ان یک شامپانزه یا بچه گوریل یا
یک کودکی ( از نسلهای پیش ) نداشتند .
چند سال بعد در دره استرک فونین ابزارهایی استخوانی کشف شد که نشانگر این بود موجوداتی با بکاگیری ابزار
استخوان بز کوهی جمجه بابونی را شکسته ومحتویاتش را میخورده اند .
میشود استنتاج کرد که این به کار گیری ابتدایی ابزار ( هر چه بدستشان میآمده )
به اقتضای حال به کار میبرده اند .
هنوز در سلسله تکامل آدمیزاد حلقات گمشده زیادی به چشم میآید .
زمانی بس طولانی برای ما وزمانی کوتاه برای تطو ر وتکامل ماده سپری میشود .
اعقاب این اد مهای میمونی که هر چه میگذرد از خصوصیات میمونی فاصله پیدا میکنند .
این نسلهای جدید نسبت به آدم های میمونی اولیه بی ارام تر وخطر ناکترند .
میمونها با همه پر چانگی و جنبل وچجوش فراوانشان و کنجکاوی بیش از حدشان آنها را
به اوارگی نمیکشاند . عموما در منطقه قلمرو خود تا پایان عمر میمانند .
اما در ان سوی خط دیگر سمتی که در راست بود ودنبال کردیم ؛
مو جوداتی که دست تکامل آنها را بسوی ادمیت سوق داده است .
در سیر تکاملی شکار وشکارچی هم بنگریم . بعد از قرنها تکامل همراه با تکامل شکار در
این راه راستی که دنبال کردیم . تغییر مهمی رخ میدهد ؛
مغز کارایی نسبی ( چند درصدی ) را بدست آورده است .
__________________
تعصبم خودكشي كرد تا آزاد و رها بيانديشم !
azadoraha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-08-2007   #30 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
S.T.A.L.K.E.R's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداوند متعال اول حضرت آدم را خلق نمود يا حضرت حوا را؟

منم با داروین موافقم البته داستان افرینش قران در تورات هم همینطوری ذکر شده اما باید به نظر من این داستان ربطی به اجداد اولین انسانها نداره اگه بخواهیم یه نگاهی به عمر پیامبرانی که اسمشون تو قران امده نگا کنیم عیسی 2000سال پیش موسی 700 سال قبل از ان ابراهیم 3000سال پیش نوح 4500سال پیش ونهایتان ادم که حدود 5000وخردهای در خاور میانه پدید امدند بله این سرگذشت یک خانواده است خانوادهای که ازنسل ادم هستند
چطور ممکن است یک انسان در عرض این مدت کوتا به سراسر زمین مهاجرت کرده باشند ونزادهایی با رنگ زرد سیاه سرخ چشمهایی بادامی... برای من مشکل اینجاست که در قران فقط ازیهودیها که پسر عموی مسلمانان هستند صحبت شده (محمد از خاندان ابراهیم است وموسی و بنی اسراییل هم همینطور ) نظریه من اینطوری بیان میشه انسانهایی بروی زمین بودند و سپس حضرت ادم و بروبچ سرو کلشان تویه بیابان بی اب علف پیدا میشه وشروع به ازدیاد نسل میکنند وهمینطور زمینوتسخیر میکنند واسه زمین دین میارن جنگ را می اندازندو خلاصه........ بله چه عقل سلیمی باور می کنه نوحکه از اولین فرزندان ادم هست در زمانی بوده که کشتی وفلان فلان بوده بعدش از هر موجودی یکجفت جمکرد گذاشت تو کشتی ما نهصد هزار نو حشره داریم وهزاران نو جانورر که چند سال اخیر دید شدند حالا این نوح چطور جمع کرد ما نمی دانیم اما میشود گفت که نخستین تمدنها با طللوع این اقایون بوجود امدند اما انسانی در شمال سیبری قدمتی 50000 ساله دارد در افریقا و در اروپای غربی در جزیره رد دوردست ترین نقطه جنوب شرق اسیا در جزیرهای که قرن نوزدهم کشف میشود
اقایون یجای کار میلنگه
ا
__________________
وبلاگ اقای
دجال
S.T.A.L.K.E.R آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
متعال, نمود, آدم, حوا, حضرت, خلق, خداوند, را؟

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:03 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.