|
|
#136 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
روغن امولسيون شونده ( ولك )
گروه شيميايي : هيدروكربن آليفاتيك ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي : گاهي خصوصيت روغنها را بر حسب جرم مولكولي آنها بيان مي كنند . روغنهاي بسيار سبك خاصيت حشره كشي چنداني ندارند به عكس در صورتيكه از مولكولهاي روغني بسيار سنگين استفاده شود علاوه بر آفت ؛ گياه ميزبان هم صدمه خواهد ديد . آن دسته از هيدروكربنها براي مبارزه با آفات روي گياهان به كار گرفته مي شوند كه نقطه جوش آنها دقيقا كنترل شده و عمدتاً از هيدروكربنهاي پارافيني تشكيل شده باشند . خلوص روغن از نظر وجود هيدروكربنهاي غير اشباع را با درجه سولفوناسيون نشان مي دهند . اگر درجه سولفوناسيون روغن 100 باشد يعني صد در صد از هيدروكربنهاي اشباع شده تشكيل شده است . بنابراين هر قدر درجه سولفوناسيون از 100 كمتر باشد ميزان هيدروكربنهاي غير اشباع بيشتر است . درجه سولفوناسيون در تعيين روغنها براي سمپاشي زمستانه و تابستانه موثر مي باشد . مثلاً روغنهاي با درجه سولفوناسيون 85 تا 95 براي سمپاشي تابستانه و روغنهاي با درجه سولفوناسيون 65 تا 75 براي سمپاشي زمستانه مناسبند . روغنها را به صورت امولسيون فرموله مي كنند . اين امولسيون را تنها يا همراه با حشره كشهاي ديگر رقيق كرده و مصرف مي نمايند . ماندگاري در محيط زيست : تجزيه زيستي روغنهاي امولسيون شونده توسط ميكروارگانيزمهاي موجود در خاك صورت مي گيرد . عواملي كه مي توانند بر سرعت تجزيه زيستي اثر بگذارند عبارتند از : شرايط محيطي از قبيل دما ؛ رطوبت ؛ بارندگي ؛ نوع خاك و ميكروارگانيزمها . سميت : LD50 بيشتر از mg/kg4300 يكي از مزاياي روغنها نسبت به حشره كشها كم خطر بودن آنها براي انسان است به طوريكه باقيمانده سم روي محصولات براي انسان خطرناك نمي باشد . روغنها سميتي براي پرندگان و حشرات مفيد ندارند ولي ماهيها و زنبورهاي عسل تا حدي به اين سم حساس هستند . موارد مصرف : روغنها از طريق بستن منافذ تنفسي باعث مرگ حشرات مي شوند . همچنين با انحلال قشر مومي جلد حشره باعث مي شوند كه حشره بوسيله نيروي كشش سطحي آب گرفتار آيد . اينگونه خواص روغنها در روش مبارزه با لارو پشه با پهن كردن يك لايه نازك روغن روي سطح آب مورد استفاده قرار مي گيرد . روغنها را در دفع آفات در موارد زير بكار مي برند . 1- براي سمپاشي تابستاني بر ضد شپشك آردآلود ؛ سپردارها و شته ها . 2- براي سمپاشي زمستاني بر ضد شپشكهاي گياهي ؛ كنه هاي گياهان ؛ تخم عده اي از حشرات و بعضي از لاروهاي زمستاني . 3- بر ضد انگلهاي خارجي مانند كك ؛ شپش و كنه . 4- به عنوان حامل و حلال حشره كشها . 5- جهت مخلوط كردن با امولسيون بعضي از حشره كشها مانند تركيبات فسفره به منظور بالا بردن اثر حشره كشي آنها . روغنها را به صورت امولسيون فرموله مي كنند . اين امولسيون را تنها يا همراه با حشره كشهاي ديگر رقيق كرده و مصرف مي نمايند . در اين صورت روغن به صورت يك ورقه نازك پايدار روي سطح سمپاشي شده باقي مي ماند . بايد توجه داشت كه ميوه هاي هسته دار و نيز مركبات تا اندازه اي نسبت به روغن حساسند . به طور كلي در مورد كاربرد روغنها بايد احتياطاتي را رعايت كرد كه مهمترين آن عبارتند از : 1- در بهار و تابستان بايد قبل از سمپاشي با روغن درختان را آبياري كرد . 2- سه هفته قبل و بعد از سمپاشي با روغن از كاربرد گوگرد روي گياه بايد خودداري نمود . 3- اگر روغن با سم همراه باشد بايد احتياطات مربوط به سم رعايت شود . فرمولاسيون : امولسيون 80% و 90% بدون آب
__________________
گفتمش بايد بري نامم ز ياد ![]() گفت آري مي برم اما زياد |
|
|
|
|
|
#137 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
تري فلورالين (ترفلان)
گروه شيميايي دي نيترو آنيلين : ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :ماده تكنيكال تري فلورالين يك جامد كريستالي زرد ـ نارنجي و بدون بو است . خلوص تقريبي ماده تكنيكال 96% است . تري فلورالين براحتي در آب حل نمي شود . ماندگاري در محيط زيست پايداري تري فلورالين در خاك بسته به شرايط محيط متوسط تا زياد است . توسط ميكروارگانيزمهاي خاك تجزيه مي شود . ممكن است تري فلورالين كه پس از استفاده در سطح خاك باقي مانده است بوسيله اشعه ماوراي بنفش تجزيه شود و يا تثبيت گردد . اين تركيب در مقابل حركت بهمراه آب مقاوم است و در خاك گرم و مرطوب قبل از 12 ماه از بين مي رود و پس از شش ماه و يكسال هشتاد تا نود درصد از فعاليت آن كاسته مي شود . سميت : LD50 > 5000 mg/kg ممكن است تماس مداوم و طولاني مدت با تري فلورالين سبب التهاب و حساسيت شود . براي پرندگان و زنبورها تقريباً سمي نيست اما براي ماهيها و ديگر موجودات آبزي بسيار سمي است . كشاورزي علف هرز و يا هر دو استفاده مي شود مهمترين كاربرد اين علف كش در پنبه ، سويا و يونجه و براي كنترل اغلب برگ باريكها و برگ پنها مي باشد . در برخي گياهان زراعي مثل گوجه فرنگي ،سيب زميني ، چغندر قند ، طالبي ،كدو و هندوانه در مرحله نشاء و يا گياه كامل مورد استفاده قرار مي گيرد . زيرا براي دانه سميت دارد و دانه به آن حساس است . تري فلورالين روي بعضي از گياهان چند ساله مثل پيچك و قياق خوب اثر مي كند . پادزهر : پادزهر اختصاصي ندارد . فرمولاسيون : مايع قابل حل در آب SL %41 w/w |
|
|
|
|
|
#138 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
تتراديفون ( تديوم ) ـ وي ـ 18 ، تدون)
گروه شيميايي :دي فنيل ارگانوسولفوره ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :ماده تكنيكال آن بصورت كريستالهاي جامد ، سفيد و يا زرد بسيار روشن است . حلاليت در آب در 20 درجه سانتيگراد و mg/lit08/0 . با اغلب حشره كشها و قارچ كشها سازگاري دارد و بخوبي در روغن حل مي شود . ماندگاري در محيط زيست :دوره پايداري تقريبي در گياهان يك الي سه هفته است . سميت: mg/kg14700LD50 >در پرندگان و ماهيها و حشرات مفيد اثر منفي اندكي دارد و يا بدون زيان است . براي زنبورهاي عسل تقريباً بي ضرر است . موراد مصرف :از آن براي كنترل كنه هاي ميوه ها ، سبزيجات ، محصولات زراعي و گياهان زينتي استفاده مي شود . تتراديفون بر تخم و مراحل نمف كنه ها مؤثر بوده و نيز كنه ماده را نازا مي كند . اين كنه كش سيستميك نيست ولي خاصيت نفوذي خوبي دارد . بطوريكه مي تواند كنه هاي هر دو سطح برگ را از بين ببرد . در كنه هاي تار عنكبوتي خاصيت تخم كشي و لاروكشي دارد . براي كنترل كنه ها در گونه هاي ميوه دار ( از جمله مركبات و آجيل ها ) سبزيجات ، پنبه ، رازك ، چاي ، حبوبات و گياهان زينتي بكار مي رود ولي در خانواده كدوئيان باعث گياه سوزي مي شود . پادزهر: پادزهر اختصاصي ندارد . |
|
|
|
|
|
#139 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
انواع هورمونهای گیاهی :
اکسینها فراوانترین اکسین طبیعی اسید اندول استیک است. مناطقی از گیاه که فعالیتهای رشد و نمو در آنها شدید است معمولا بیشترین مقدار اکسین را تولید میکنند. بدین ترتیب مریستمهای مختلف از جمله مریستم نوک ساقه ، مریستم نوک ریشه و کامبیومها سرشار از اکسین هستند. اکسینها علاوه بر تاثیری که در افزایش طول یاخته دارند، در کنترل ریزش پاییزی برگها و میوهها ، جلوگیری از رشد ریشههای نابجا ، رشد گل و میوه در بسیاری گیاهان دخالت میکنند. این هورمون به مقدار کم برای رشد ریشه لازم است و افزایش جزئی آن از رشد ریشه جلوگیری میکند. اکسین سبب نسخه برداری Rna از Dna و در نتیجه افزایش سنتز پروتئین میشود. در بسیاری از دو لپهایها رشد جوانههای جانبی به وسیله اکسین متوقف میشود. اکسین همچنین در بازدارندگی فعالیت فصلی کامبیوم آوندی و نمو چوب پسین نقش دارد. جیبرلینها پژوهشگران ژاپنی هنگام پژوهش بر روی نوعی بیماری قارچی برنج که باعث دراز شدن غیر طبیعی گیاه نورسته میشود جیبرلینها را کشف کردند. این قارچ مادهای به نام جیبرلین A را ترشح میکند که وقتی آن را روی بوتههای سالم برنج بپاشند، در آنها هم نشانه چنین بیماری مشاهده میشود. جیبرلین A مخلوطی از شش نوع ترکیب شیمیایی کاملا متمایز است. تاکنون در حدود 84 نوع جیبرلین متفاوت بطور طبیعی در گیاهان شناخته شدهاند. مهمترین اثر جیبرلینها در افزایش طول ساقهها است. جیبرلینها همچنین سبب تمایز یاختهای میشوند. در گیاهان چوبی ، جیبرلینها سبب تحریک کامبیوم آوندی جهت تولید آبکش پسین میشوند. جیبرلین بطور کلی تمام جنبههای مختلف رشد و نمو در گیاهان از رویش دانه تا تشکیل میوه میتوانند تحت تاثیر جیبرلینها قرار بگیرند. اثر تحریک کنندگی جیبرلین در رشد ساقه ، بویژه در ساقههای گیاهان طوقهای ، با افزایش ابعاد یاخته و تعداد آن آشکار میشود. جیبرلینها به مقادیر مختلف در همه بخشهای گیاه وجود دارند. ولی بیشترین مقدار آنها در دانههای نارس دیده شده است. بطور کلی رویش دانه در نتیجه تغییر واکنشهای متابولیسمی از صورت کاتابولیسمی به آنابولیسمی حاصل میشوند و جیبرلین باعث افزایش فعالیت و یا سنتز گروه ویژهای از آنزیمها میگردد که متابولیسم قطعات 2 کربنی را تغییر داده موجبات سنتز ترکیبات حد واسط را فراهم میآورد. سیتوکینینها سیتوکینینها شامل گروهی از ترکیبات محرک رشد هستند که فرآیند تقسیم را در یاختهها تحریک میکنند. سیتوکینینها در تمام مراحل رشد گیاهان دارای نقش هستند این ترکیبات بر روی متابولیسم از جمله فعالیت آنزیمها و بیوسنتز مراحل رشد تاثیر میگذارند و همچنین در ظهور اندامکها و انتقال مواد غذایی در گیاهان موثر بود و مقاومت گیاه را نسبت به عواملی مانند پیری ، آلودگیهای ویروسی و علفکشها و همچنین دمای پایین افزایش میدهند. سیتوکینینها ابتدا در شیر نارگیل که آندوسپرم مایع است پیدا شدند. اگر به محیط کشت بافت ساقه تنباکو سیتوکینین اضافه شود یاختههای غول پیکر بوجود میآیند یعنی سیتوکینین باعث بزرگ شدن یاختهها میشود. سیتوکینین مصنوعی که بیشتر در تحقیقات بکار میرود، کینتین نام دارد. مجموع کینتین و اسید اندول استیک سبب تسریع تقسیم یاختهای و در نتیجه تولید یاختههای بیشمار میشود. سیتوکینینها در چیرگی راسی (تسلط انتهایی) دخالت دارند با وارد کردن این هورمون در محل جوانهها از رشدشان جلوگیری میشود. نقش دیگر سیتوکینینها جلوگیری از پیری برگهاست. اتیلن اتیلن از لحاظ آن که به حالت گاز است یک هورمون غیر معمولی است. در اوایل قرن نوزدهم ، پرورش دهندگان میوه کوشیدند تا رنگ و طعم مرکبات را با قرار دادن آنها در اتاقی که با بخاری زغال سنگی گرم میشد مرغوبتر کنند. مدتها تصور میشد که گرما سبب رسیدن میوه میشود. سپس پژوهشهای فراوان نشان داد که در حقیقت فرآوردههای کروسن سبب رسیدن میوه ها میشوند. از بین این فرآوردهها ، گاز اتیلن ، گاز بسیار فعال تشخیص داده شد. به دنبال آن دانسته شد که اتیلن بوسیله گیاهان هم تولید میشود. این گاز قبل از رسیدن میوهها در گیاه تولید میشود و مسئول تغییرات رنگ ، بافت و ترکیبات شیمیایی هنگام رسیدن آنهاست. اکسین در تراکم معین سبب تولید مقدار زیادی اتیلن در گیاه میشود. هنگامی که پیری برگ آغاز میشود اتیلن تنظیم کننده اصلی ریزش برگ است این گاز سبب تسریع در سنتز آنزیم سلولاز و آزاد شدن آن میشود. این آنزیم دیوارههای یاخته را از بین میبرد. اگر پیش از آغاز پیری برگ اکسین به آن اضافه شود، از پیری برگ جلوگیری میگردد. ولی پس از تشکیل لایه ریزش ، اکسین ریزش برگ را با تحریک تولید اتیلن ، تسریع میکند. اسید آبسیزیک اسید آبسیسیک این هورمون سبب خواب گیاه میشود. آغشته کردن جوانههای رویشی به اسید آبسیسیک آنها را به جوانههای زمستانی تبدیل میکند. بدین ترتیب که این اسید بیرونیترین برگهای مریستمی را به پولک مبدل میسازد. این هورمون در دانههای بسیاری از گونههای گیاهی وجود دارد و سبب خواب دانه میشود. اسید ابسیسیک سبب بسته شدن روزنهها به هنگام کم آبی میشود تا از تعرق جلوگیری کند. بدین سبب این هورمون به عنوان محافظ گیاه در مقابل شرایط نامساعد محیطی شناخته شده است. اسید ابسیسیک همچنین از تاثیر جیبرلین بر تولید جوانهها جلوگیری میکند و این بازدارندگی بوسیله سیتوکینین برگشت پذیر است. اسید ابسیسیک علاوه بر تاثیر بر خواب جوانه و دانه و جداشدن برگ و میوه از گیاه بر رشد گیاه و تشکیل گل نیز اثر بازدارنده و یا گاهی محرک دارد. این ماده بر رشد قسمتهای مختلف بسیاری از گیاهان اثر بازدارنده دارد و اثر ترکیبات طبیعی محرک رشد را خنثی میکند. |
|
|
|
|
|
#140 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
بادام زميني
خصوصیات گیاهی: بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae) ، كوتاه و يكساله كه چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد . گلها كامل و خودگشن مي باشد . دگرگشني به فعاليت حشرات بستگي داشته و حداكثر به 2 درصد مي رسد . ميوه بصورت نيامي ناشكوفا و تقريباً استوانه اي شكل رشد مي كند . ديوارة نيام بصورت مشبك است و در فاصله دانه ها فرو رفته مي باشد . سازگاری: بادام زميني گياهي اس گرما دوست كه به هواي گرم و آفتاب فراوان و يك فصل رشد بدون يخبندان 200 روزه محتاج است . بادام زميني نياز فراوان به آب دارد و بخصوص از هنگام گرده افشاني تا دو هفته قبل از رسيدگي به كمبود رطوبت خاك حساس مي گردد . بادام زميني از نظر حاصلخيزي خاك بسيار كم توقع است و در خاكهاي شني فقير با مادة آلي كم عملكردي كاملاً اقتصادي توليد مي كند . تناوب زراعی: در انتخاب تناوب زراعي بادام زميني مي بايستي به نكات زير توجه داشت : 1) بادام زميني ممكن است در خاكهاي فقيري كاشته شود كه براي ساير محصولات مناسب نباشد . 2) بادام زميني مقدار زايدي از مواد غذايي خاك را مي گيرد . زيرا بقاياي گياهي نيز از زمين خارج مي گردد . بادام زميني در بعضي از بيماريهاي خاكزي مانند بوته ميري باكتريايي با گياهان تيرة گوجه فرنگي مشترك است . مثالهايي از تناوب هاي بادام زميني عبارتند از : بادام زميني ـ ذرت خوشه اي ـ پنبه ـ آيش بادام زميني ـ ( كود سبز ) ، پنبه ـ ذرت خوشه اي کود شیمیایی: بطور كلي هر يك تن بادام زميني ( نيام كامل ) با 5/1 تا 2 تن علوفه همراه آن حدود 60 تا 75 كيلوگرم ازت ، 10 تا 15 كيلوگرم اكسيد فسفر ، 400 تا 50 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 40 تا 50 كيلوگرم اكسيد كلسيم از خاك خارج مي كند . چنانچه كود شيميايي زيادي براي محصول قبل مصرف شده باشد به اضافه كردن كود به زمين بادام زميني نيازي نيست . تاریخ کاشت: حداقل درجه حرارت خاك براي جوانه زدن بادام زميني حدود 10درجة سانتي گراد است . آبیاری: حساسيت به كم آبي و نياز به آب در بادام زميني از زمان تشكيل جوانه گلها تا نزديك به دو هفته قبل از رسيدگي زياد است . کنترل علفهای هرز: میتوان از علف کشهایی مانند امولسیون 43 درصد آلاکلر(لاسو)به میزان 4تا5 لیتر یا امولسیون 48 درصد یفلورالین به میزان 1/2 تا 1/8 لیتر در هکتار بصورت قبل از کاشت استفاده بعمل آورد . این علف کشها محصول را 2تا 3 ماه بعد از مصرف در برابر اکثر علفهای هرز محافظت میکند. آفات و امراض: بعضي از آفات عمومي مثل زنجره باقلا ، كرم غوزه پنبه و پروانه كارادينا به بادام زميني نيز خسارت وارد مي سازد . بيماري لكه برگي بادام زميني عامل بيماري قارچي است بنام Cercospora personata كه روي بقاياي گياهي آلوده زمستان گذراني نموده و اسپور آن توسط باد منتشر مي گردد . پوسيدگي پايه تخمدان ، ريزش برگها و نيامها و يا كوچك ماندن نيامها از نتايج اين بيماري مي باشد . كنترل بيماري با استفاده از ارقام مقاوم ، تناوب حداقل سه ساله ، تقويت محصول و بالاخره استفاده از سموم قارچ كش مانند زينب و مانب امكان پذير است . برداشت: زمان برداشت با آثار زردي خفيف برگها و بررسي نيامها مشخص مي شود .در برداشت مكانيزه ابتدا قسمتهاي هوائي را با علف زن ( موور ) قطع كرده و سپس با دستگاهي مشابه دستگاه برداشت سيب زميني و در صورت عدم دسترسي به اين دستگاه با دستگاه معمولي برداشت سيب زميني بادامها را خارج كرده و بصورت رديفي روي زمين قرار مي دهند . موارد استفاده: دانه از نظر فسفر و ويتامينهاي گروه B نيز غني است . مقدار انرژي ، قابليت هضم و كيفيت پروتئين دانه بسيار زياد مي باشد . يكي از مصارف مهم ارقام كم روغن بصورت آجيل است . كنجاله بادام زميني را كه 40 تا 50 درصد پروتئين پر كيفيت دارد بعنوان مكمل پروتئين در جيره دام بكار مي برند . علوفه بادام زميني حدود 7 درصد پروتئين دارد و براي تغذيه دام بسيار مطلوبست ولي كيفيت علوفه به روش خشك كردن و جمع آوري آن و بخصوص ميزان برگ بستگي دارد . |
|
|
|
|
|
#141 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
آفتابگردان
خصوصیات گیاهی: آفتابگردان با نام علمي Helianthus annuus L . گياهي است يكساله از تيره مركبه Compositae كه بصورت بوته اي استوار رشد مي كند . طول دوره رشد آفتابگردان بسته به رقم و كليه عوامل محيطي از 90 تا 150 روز مي باشد . آفتابگردان ريشه مستقيم و توسعه يافته اي دارد كه پتانسيل نفوذ آن در خاك به سه متر مي رسد . پهنك برگهاي كه در معرض نور است همراه با خورشيد تغيير جهت داده و همواره به حالت تقريباً عمود بر اشعه آفتاب قرار مي گيرد . پهنك برگ هنگام صبح بسوي شرق ،هنگام غروب بطرف غرب و ظهر رو به بالا مي باشد . گل آذين آفتابگردان طبق يا كپه اي است . لقاح به دليل اينكه پرچمها زودتر بلوغ مي يابد غالباً از نوع دگرگشني است . ميوه آفتابگردان نوعي فندقه است كه در اينجا با دانه مترادف گرفته مي شود . رنگ دانه از سفيد تا سياه با خاكستري خط دار و بسته به رقم تغيير مي كند . هر چه درصد وزني پوسته كمتر باشد درصد وزني روغن بيشتر خواهد بود . سازگاری: آفتابگردان از نظر عكس العمل نسبت به طول روز بي تفاوت بشمار مي رود ولي به نور فراوان نياز دارد . آفتابگردان ريشه توسعه يافته اي دارد كه گياه را به خشكي مقاوم مي سازد ، مشروط بر آنكه خاك عميق بوده و تراكم و ساختمان خاك محدود كننده رشد ريشه نباشد . آفتابگردان به شوري خاك نسبتاً مقاوم است و در محدوده اي از اسيديتيه خنثي رشد خوبي دارد . تناوب زراعی:موقعیت آفتابگردان در تناوب زراعي مشابه ذرت است و معمولاً بعد از بقولات علوفه اي بعنوان اولين يا دومين محصول وجيني كاشته مي شود ، در صورت وجود و گسترش بيماريهاي ريشه اي نبايستي با گياهاني مانند نخود ، چغندر قند و سيب زميني كه بيماريهاي ريشه اي مشابه دارد در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب آن در شرايط آبياري بشرح زير است . علوفه چند ساله ـ پنبه ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو ـ آيش ـ شبدر ـ آفتابگردان ـ گندم ـ جو کود شیمیایی: توليد هر تن دانه آفتابگردان موجب خروج 40 تا 60 كيلو ازت ، 15 تا 33 كيلو اكسيد فسفر( p2o5) و 75 تا 120 كيلو اكسيد پتاسيم (K2o) از خاك مي گردد . معمولاً ثلث تا نصب كود از ته را قبل از كاشت و بقيه را همراه با آخرين وجين مكانيزه به خاك اضافه و بلافاصله آبياري مي كنند . تاریخ کاشت: حداقل حرارت لازم براي جوانه زدن بذر آفتابگردان حدود 8 تا 10 درجه سانتيگراد در خاك است . معمولاً اين حرارتها در خاك با رسيدن ميانگين شبانه روزي حرارت هوا به 10 تا 15 درجه سانتيگراد تأمين مي گردد . کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز با استفاده از علف كشها بسيار مطلوبست . از علف كشهايي كه بصورت قبل از كاشت جهت كنترل بذر علفهاي هرز مختلف در آفتابگردان قابل مصرف است مي توان اپتام (Eptam) و تريفلور الين Ttifluralin را مورد اشاره قرار داد . اين علف كشها را مي توان قبل از پشته بندي روي خاك پاشيد ، با ديسك تا عمق 10 سانتي متري با خاك مخلوط و سپس پشته بندي كرد . ميزان مصرف اپتام 4 تا 5 ليتر از مولسيون 75 درصد و ميزان مصرف تريفلورالين حدود 2/1 ليتر در خاكهاي سبك ، 8/1 ليتر در خاكهاي متوسط و 4/2 ليتر در خاكهاي سنگين از امولسين 48 درصد مي باشد . آفات و امراض: مهمترين آفت اختصاصي آفتابگردان در ايران پروانه دانه خوار آفتابگردان با نام علمي Homoeosoma nebulella است . لارو اين پروانه به رنگ عمومي شكري و سر قهوه اي رنگ از برگ و گلها تغذيه و سپس به دانه حمله مي كند . در هر حال مي توان از سموم تيودان و ديازينون در دو نوبت يكي همزمان با تشكيل گلها و ديگري حجدود 10 روز بعد استفاده نمود . انهدام بقاياي گياهي آلوده از طريق سوزانيدن يا شخم بقايا جهت از بين بردن لاروها و شفيره هاي زمستان گذران مفيد است . مؤثرترين روش مبارزه با اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است . حشرات ديگري كه در ايران به آفتابگردان حمله مي كند عبارتند از شب پره زمستاني ، سوسكهاي گرده خوار و پروانه كار ادربنا . اين آفت اهميت اقتصادي زيادي ندارد . از بيماريهاي مهم آفتابگردان در ايران مي توان سفيدك داخلي وزنگ آفتابگردان را نام برد . عامل بيماري سفيدك داخلي قارچي است بنام Plasmopora helianthi كه بوسيله خاك و بذر آلوده انتقال ،از طريق ريشه به نبات سرايت و بحال سيستميك در مي آيد . مبارزه با اين بيماري انتخاب بذر غير آلوده ، ضد عفوني بذر با سموم قارچ كش مانند گرانوزان يا مركوران به ميزان 2 در هزار ، تناوب زراعي ، كندن و سوزاندن بقاياي گياهي آلوده و كشت ارقام مقاوم انجام پذير است . عامل بيماري زنگ آفتابگردان قارچي است بنام Puccinia helianthi رشد و نمو اين قارچ سب پيدايش لكه هاي برچسته و پراكنده اي به رنگ قهوه اي تيره در پشت برگها مي گردد كه در نهايت منجر به رد شدن و ريزش برگها مي شود . مهمترين راه مقابله با اين بيماري استفاده از ارقام مقاوم است . سمپاشي محصول با گل گوگرد يا تركيبات قارچ كش ديگر در صورت اقتصادي بودن مؤثر است . برداشت:رسيدگي دانه ها بتدريج و از خارج طبق آغاز و بسمت داخل ادامه مي يابد . برداشت زود هنگام موجب افت عملكرد و تأخير در برداشت موجب ريزش و افزايش خسارت پرندگان ، بخصوص گنجشك مي گردد . بطور كلي ، برداشت هنگامي انجام مي شود كه پشت طبق به رنگ زرد مايل به قهوه اي درآمده و برگكهاي كناري طبق قهوه اي شده باشد . موارد استفاده: دو مصرف اصلي دانه آفتابگردان بصورت روغن گيري و مصرف آجيلي است .انواع آجيلي دانه درشت تري نسبت به انواع روغني داشته و حدود 25 تا 20 در صد روغن دارد . ميزان پروتئين دانه در آفتابگردان حدود 17 درصد است . ظاهراً هر چه دوران رسيدگي دانه با هواي خنك تري روبرو گردد بر درصد اكسيد چرب اشباع لينولائيك در روغن اضافه مي شود و بر ارزش غذايي آن افزوده مي گردد . ساقه آفتابگردان فيبر زيادي داشته و در صنعت كاغذ سازي و تهيه سلولز مصرف دارد . ساقه از نظر ازت ، كلسيم و پتاسيم نيز غني است و اضافه كردن آن به خاك موجب افزايش ماده آلي و حاصلخيزي خاك مي گردد . ![]() ![]() ![]() |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Sinderella به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#142 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
گلرنگ
خصوصیات گیاهی: گلرنگ گياهي است با نام علمي Carthamus tinctorius L . از تيرة مركبه ( compositae) و با اينكه ظاهراً شبيه خار زرد مي باشد اما بصورت علف هرز در نمي آيد . گلرنگ گياهي است كه بصورت بوته اي استوار رشد مي كند . ميوة گلرنگ همانند ميوة آفتابگردان به صورت فندقه است . دانه از نظر شكلي شبيه يك دانة كوچك آفتابگردان است و به رنگهاي سياه ، زرد ، سفيد يا كرمي با سطح خارجي صاف ديده مي شود . ذخيرة روغن در لپه ها انجام مي شود . وزن هر دانة گرنگ از 35 تا 50 گرم متغير مي باشد . سازگاری: گلرنگ گياهي بلند روز است ، اما گلدهي آن در هواي گرم بميزان قابل توجهي جلو مي افتد . گياهچه هاي جوان به سرما مقاومند . اما گياه با انتقال از مرحلة رويشي به مرحلة زايشي به سرما حساس مي گردد . گلرنگ به گرما نيز مقاوم است و در صورت وجود رطوبت كافي در خاك مي تواند ماكزيمم حرارتهاي حدود 40 درجة سانتيگراد را تحمل كند . به هواي مرطوب بخصوص در دوران گلدهي علاقمند نيست . زيادي رطوبت هوا در اين دوره گلدهي موجب توسعه بيماريها و افت عملكرد مي گردد . گلرنگ با داشتن ريشة عميق و توسعه يافتگي به خشكي مقاوم است . اما مقاومت آن به خشكي از جو كمتر مي باشد . گلرنگ به آب ايستادگي و كمبود تهويه نيز حساس است . گلرنگ خاكهاي عميق ، داراي بافت متوسط و اسيديتية حدود خنثي را ترجيح مي دهد . تناوب زراعی: گلرنگ به بيماريهاي خاكزي حساس بوده و نبايستي بيش از يكبار طي چهار سال متوالي در يك قطعه زمين كاشته شودو يا با گياهان حساس به بيماري بوته ميري جاليز در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب گلرنگ در كشت بهاره آبي بصورت زير است : شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم يونجه ـ سيب زميني ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آيش کود شیمیایی: توليد هر تن دانه گلرنگ موجب خروج 25 تا 30 كيلو ازت ، 7 تا 12 كيلو اكسيد فسفر (p2o5) و 10 تا 15 كيلو اكسيد پتاسيم (K2o) از خاك مي گردد . ميزان كود مصرفي در كشت آبي معمولاً 50 الي 90 كيلوگرم در هكتار ازت خالص و 40 تا 70 كيلوگرم در هكتار اكسيد فسفر مي باشد . تاریخ کاشت: هنگامي كه حرارت خاك در عمق كاشت در حدود 5 درجه سانتيگراد باشد ، گلرنگ طي دو هفته يا كمي بيشتر سبز مي شود . گلرنگ بصورت يك محصول پائيزه كشت مي شود ، تاريخ كاشت آن همزمان با كمي ديرتر از گندم و جو مي باشد . کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز قبل از كاشت و نيز تهية بستر عاري از علف هرز ضرورت دارد . از علف كشهايي ماننند ابتام و تريفلورالين بصورت قبل از كاشت و از طريق اختلاف آنها با خاك تا عمق 10 سانتي متر مي توان استفاده و محصول را براي حدود 2 تا 3 ماه بعد از سبز شدن در مقابل بسياري علفهاي هرز محافظت نمود . براي كولتيوا تورزدن مي بايستي روزهاي آفتابي را انتخاب كرد تا علفهاي هرزي كه ريشه كن شده است امكان استقرار مجدد پيدا ننمايد . پس از سبز شدن بوته ها بهتر است فقط بين رديفها را كولتيواتور زد ، هر چند كه در صورت تراكم زياد بوته مي توان تا قبل از رشد ساقه ها نيز روي رديف هاي كاشت را با وسايل سبك و بطور سطحي كولتيواتور زد . آفات و امراض: مگس گلرنگ (Acanthiophilus helianthi) . در تمام نقاطي از ايران كه گلرنگ كاشته مي شود يافته شده و خسارت قابل توجهي به اين محصول وارد مي سازد . خسارت آفت مربوط به لارو آن است كه ابتدا از قسمتهاي نرم برگ مي خورد و بعد به دانه حمله كرده و محتويات دانه را از بين مي برد . در نتيجه خسارت لارو ، حفره هايي به طول 1 تا 5/1 سانتيمتر در طبق بوجود مي آيد . و استفاده از سمومي مثل ديپتركس و دپازينون و سمپاشي در زمان ظهور مگسها مي باشد . حضرات ديگري نيز به گلرنگ خسارت وارد مي سازد كه عبارتند از سنگ تخم گلرنگ ، پروانه طبق خوار گلرنگ ، پروانه كارادرينا و كرم برگخوار پنبه . اين آفات اهميت اقتصادي كمتري نسبت به مگس گلرنگ در ايران دارد . از بيماريهاي مهم گلرنگ در ايران مي توان زنگ گلرنگ و بوته ميري گلرنگ را نام برد . عامل بيماري زنگ گلرنگ قارچي است به نام Puccinia carthami كه ازطريق خاك ، بقاياي گياهي و دانه انتقال مي يابد برگهاي گياه مبتلا به زنگ زرد شده و بالاخره گياه خشك شده و مي ميرد ، كنترل بيماري با استفاده از ارقام مقاوم ، كاشت بذر سالم و غير آلوده ، ضد عفوني بذر با سموم قارچ كش قبل از كاشت ، سوزانيدن بقاياي گياهي آلوده و تناوب زراعي انجام پذير مي باشد . بيماري بوته ميري گلرنگ نيز در تمام مناطق گلرنگ كاري مشاهده مي شود و كم و بيش خسارت وارد مي سازد عامل بيماري قارچي است به نام Phytophthora drechsleri كه بوسيه خاك و بقاياي گياهي آلوده ، رعايت تناوب زراعي و عدم كاشت گياهان حساس در تناوب امكان پذير است . بيماري بوته ميري گلرنگ با بوته ميري جاليز مشترك است . برداشت: برداشت گلرنگ را مي بايستي بلافاصله پس از خشك شدن و قهوه اي شدن برگها و نيز خشك شدن و سخت شدن دانه هاي وسط طبق انجام داد . با اينكه ريزش خودبخودي دانه كم است و خوابيدگي اتفاق نمي افتد ولي خشك شدن بيش از حد بوته ممكن است موجب ريزش دانه در موقع برداشت گردد . موارد استفاده: دانه گلرنگ داراي 25 الي 45 درصد روغن 120 تا 24 درصد پروتئين و 35 الي 60 درصد پوسته مي باشد . روغن گلرنگ در طباخي ، تهيه صابون ، رنگ ، ورنيس و مواد پوشاننده مشابه مصرف مي شود . كنجاله گلرنگ حدود 23 درصد پروتئين و 35 درصد فيبردار و بعنوان نيمه مكمل پروتئين در تغذيه دام و طيور مورد استفاده قرار مي گيرد . |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Sinderella به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#143 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
لوبيا روغني
خصوصیات گیاهی: لوبيا روغني يا سويا با نام علمي Glycine max L. گياهي است يكساله از تيره نخود (Leguminosae) كه بصورت بوته اي استوار و نسبتاً پر برگ رشد مي كند . گرده افشاني در لوبيا روغني بصورت خودگشني است . ميزان دگرگشني به فعاليت حشرات بستگي دارد . نيامهاي رسيده برنگهاي زرد ، خاكستري ، قهوه اي يا سياه ديده مي شود . سازگاری: لوبيا روغني گياهي است كوتاه روز كه بيش از هر محصول زراعي ديگر نسبت به طول روز حساسيت نشان مي دهد . لوبيا روغني در گروه گياهان گرمادوست قرار دارد و از اين لحاظ تا حد زيادي مشابه ذرت است . به گرما و نور فراوان نياز دارد و به سايه اندازي علفهاي هرز حساس است . لوبيا روغني به خشكي حساس است . بذر در مرحله سبز شدن به زيادي رطوبت نيز حساسيت نشان مي دهد . به شوري خاك حساس است . اسيديته حدود خنثي تا كمي اسيدي براي آن مناسب مي باشد . ارقام لوبيا روغني را مي توان از لحاظ مورد مصرف در سه گروه علوفه اي روغني و حبوبات قرار داد . تناوب زراعی: بطور كلي موقعيت لوبيا روغني در تناوب زراعي همانند حبوبات است و مي توان بعنوان فزاينده باروري خاك در تناوب قرار گيرد . شبدر ـ ذرت ـ گلرنگ ـ گندم يونجه ـ سيب زميني ـ حبوبات ـ گلرنگ ـ جو ـ آيش کود شیمیایی: . چنانچه لوبيا روغني براي اولين بار در مزرعه اي كشت مي شود بهتر است بذر آنرا با باكتري تثبيت كننده ازت تيمار نمود . توليد هر تن دانه لوبيا روغني موجب خروج 60 تا 70 كيلو ازت ، 15 الي 20 كيلو اكسيد فسفر و 20 تا 25 كيلو اكسيد پتاسيم از خاك مي گردد . لوبيا روغني توان زيادي در جذب مواد غذايي از خاكهاي فقير دارد و همانند بادام زميني مي تواند در اين خاكها رشد خوبي داشته باشد ، بهرحال براي حصول حداكثر عملكرد لازم است كه مواد غذايي كافي در خاك قرار داد . مقدار كود مورد نياز لوبيا روغني مي تواند صفر تا 120 كيلو در هكتار ازت و 45 تا 90 كيلو اكسيد فسفر باشد . در اين شرايط ممكن است تا حدود 50 كيلو در هكتار اكسيد پتاسيم نياز باشد . تاریخ کاشت: حداقل حرارت خاك براي جوانه زدن و سبز شدن لوبيا روغني حدود 15 درجه سانتيگراد و حرارت مطلوب آن حدود 30 درجه سانتيگراد است . آبیاری: معمولاً اولين آبياري را بلافاصله پس از كاشت انجام و خاك را تا عمق حدود يك متر خيس مي كنند . دومين آبياري بفاصله كمي بعد از آبياري اولي و بسيار سبك انجام مي شود تا سبز شدن تسهيل گردد . کنترل علفهای هرز: توان لوبيا روغني در مقابله با علفهاي هرز ، بخصوص در شرايط افزايش فاصله رديفهاي كاشت بسيار كم است . لوبيا روغني به بسياري از علف كشها حساس است . علف كشهاي قبل از كاشت مانند تريفلورالين ، اپتام و لاسو و علف كشهاي قبل از سبز شدن مانند داكتال را مي توان براي كنترل علفهاي هرز لوبيا روغني مورد استفاده قرار داد . آفات و امراض: از آفات اختصاصي لوبيا روغني مي توان پروانه دانه خوار Etillo zinkenella را نام برد كه به ساير حبوبات نيز خسارت مي زند . كنترل اين آفت با شخم پائيزه ، يخ آب زمستانه و تناوب زراعي بصورت عدم كاشت كليه حبوبات براي 2 تا 3 سال در ناحيه امكان پذير است . كنترل شيميايي با مشاهده مداوم مزرعه از اوايل رشدو انجام سمپاشي با ظهور پروانه ها و مشاهده اولين آثار خسارت امكان دارد . استفاده از سموم گوزاتيون و ديپرتكس و تكرار سم پاشي پس از 7 الي 10 روز از نوبت اول توصيه شده است . بيماريهاي سفيدك داخلي لوبيا روغني ، بيماري لكه ارغواني لوبيا روغني و موزائيك لوبيا روغني بطور پراكنده و با خصارت غير اقتصادي در مزارع لوبيا روغني ايران مشاهده شده اند . ظاهراً عامل بيماري بوته ميري لوبيا روغني در ايران قارچي است بنام Rhizoctonia solani كه ساپروفيت اختياري است . مبارزه با اين قارچ با انتخاب ارقام مقاوم ، زهكشي زمين و ضد عفوني بذر بوسيله قارچ كشهاي سيستميك مانند تيابندازول و بنوميل مي باشد . برداشت: معمولاً برداشت لوبيا روغني هنگامي انجام مي شود كه نيامها زرد و خشك شده اند موارد استفاده: دانه خشك لوبيا روغني 14 تا 20 درصد روغن و 30 الي 40 درصد پروتئين داد . ارقام روغني داراي پروتئين كمتر و روغن بيشتري هستند . كنجاله لوبيا روغني را براي تغذيه دام مصرف مي نمايند . اما مصرف كنجاله لوبيا روغني در كشورهاي صنعتي براي تهيه گوشت گياهي با گوشت لوبيا روغني در كشورهاي صنعتي براي تهيه گوشت گياهي يا گوشت لوبيا روغني معمول است . |
|
|
|
|
|
#144 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
پنبه
خصوصیات گیاهی: پنبه گونه هاي وحشي زيايد دارد كه همگي به جنس Gossypium تعلق دارد . بنظر مي رسد كه منشأ تمام گونه ها از آفريقاي استوائي باشد . قابليت شستشو ،دوام ، استحكام (هنگام خشك و تر بودن ) ،قابليت هدايت بخار آب ، دوام شيميايي ، نرمي ، قابليت انعطاف و سهولت آب رفتن يا تجمع اوليه از خصوصيات الياف پنبه مي باشد . بيشتر ارقام زراعي از گونه G.hirsutum مي باشد . پنبه گياهي است ذاتاً چند ساله كه بصورت گياهي يكساله مورد زراعت قرار مي گيرد . پنبه داراي ريشه مستقيمي است كه به سرعت زيادي به اعماق خاك نفوذ مي كند . ميوه بصورت كپسول يا غوزه است . سازگاری: پنبه گياهي است گرما دوست كه به هواي گرم و يك فصل رشد بدون يخبندان حداقل 200 روزه محتاج است . پنبه به آفتاب فراوان نياز دارد . كمبود نور موجب افزايش رشد سبزينه اي و نقصان توليد غوزه مي شود . ارقام: بيشتر ارقامي كه امروزه در جهان كاشته مي شود به گونه G.hirsutum تعلق دارد . تناوب زراعی: پنبه به عنوان اولين محصول وجيني پس از گياهان علوفه اي چند ساله ،كود سبز و يا كود حيواني فراوان ( 30 الي 50 تن در هكتار ) قرار مي گيرد . پنبه از محصولاتي است كه مي توان آن را طي چند سال مداوم در يك زمين كاشت بدون آنكه عملكرد آن نقصان يابد . مثالهايي از تناوب پنبه عبارتند از : يونجه ـ پنبه ـ ذرت ـ گندم ـ آيش كود سبز ( خلر ، منداب ، شنبليله ، لوبيا روغني و يا شبدر ) ، پنبه ـ حبوبات ـ گندم كود سبز ( خلر ، چاودار، ماشك ) ، پنبه پنبه ـ آيش ـ گندم پنبه ـ آيش کود شیمیایی: توليد هر تن وش ( دانه همراه با الياف ) موجب خروج 32 تا 46 كيلو ازت ،12 تا 15 اكسيد فسفر ، 32 تا 43 كيلو اكسيد پتاسيم ، 30 الي 40 كيلو اكسيد كلسيم (cao) و 8 تا 10 كيلو منيزيوم (Mgo) از زمين مي گردد . بطور معمول 90 الي 150 كيلو ازت ، 90 تا 120 كيلو فسفر و در صورت كمبود پتاسيم 50 تا 60 كيلو اكسيد پتاسيم در هكتار بكار مي برند . تاریخ کاشت: حداقل درجه حرارت براي جوانه زدن بذر پنبه حدود 15 درجه سانتي گراد مي باشد . بهترين درجه حرارت براي جوانه زدن و رشد گياهچه پنبه حدود 34 درجه سانتي گراد است . ميانگين درجه حرارت شبانه روزي هوا به حداقل 15 درجه سانتي گراد رسيده . روش کاشت: بذر سالم پنبه مي تواند تا 11 سال قوه ناميه خود را حفظ نمايد مشروط بر آنكه در شرايط مساعدي نگهداري شود . چنانچه درصد جوانه زدن بذري از 80 درصد كمتر باشد بايستي از كشت آن خودداري شود . مساله ديگر در كشت پنبه وجود كرك روي پنبه دانه است . كرك نه تنها بر كار دستگاه رديف كار ايجاد اختلال مي نمايد بلكه در جذب آب دخالت نموده و جوانه زدن را به تأخير مي اندازد . براي كرك زدائي مي توان از وسايل مكانيكي سانيده استفاده نمود . اما مواد شيميايي ماند اسيد سولفوريك ( فرو بردن بذر در محلول 1 نرمال اسيد براي 10 تا 15 دقيقه و سپس شستن كامل و خشك كردن بذر ) و يا قرار دادن پنبه دانه تحت تأثير بخار اسيد كلريدريك نتيجه بهتر و كامل تري مي دهد و كركها بهتر حذف مي كند . کنترل علفهای هرز: پنبه به علف كشهاي هروني بسيار حساس است . علف كشي مانند تريفلورالين را مي توان قبل از كاشت با خاك مخلوط نمود . اين علف كش اثر بقائي داشته و بذر علفهاي هرز را در مرحله جوانه زدن تا 2 الي 3 ماه پس از سبز شدن محصول كنترل مي كند بدون اينكه بر پنبه اثر نامطلوبي گذارد . آفات و امراض: كرم خاردار پنبه ، كرم غوزه پنبه ، كرم برگخوار پنبه ، كرم ساقه خوار پنبه ، عسلك پنبه ، تريپس زرد پنبه ، سن سبز پنبه ، سنگ تخم پنبه ، كنه تار عنكبوتي و كك پنبه را نام برد . كرم خاردار پنبه با نام علمي Earias insulana از مهمترين آفات پنبه در ايران محسوب مي شود . كرم خاردار به رنگهاي قهوه اي ، زرد يا سبز زيتوني و گاهي خاكي ديده مي شود . بر روي حلقه هاي پشتي بدن لارو برآمدگي هاي گوشتي خار مانند ديده مي شود . اين كرم از اوايل فصل به غنچه هاي جوان حمله و از طريق تغذيه آنها را سوراخ كرده و باعث ريزش گلها و غوزه هاي جوان مي گردد . غوزه هاي مسن مقاومت نشان داده و ريزش نمي يابد . و نيز مبارزه شيميايي با سمومي مانند گوزاتيون يا سوين امكان پذير است . كرم غوزه پنبه با نام علمي Heliothis obsoleta علاوه بر پنبه به بسياري محصولات ديگر نيز حمله مي كند . خسارت توسط لاروهائي بعمل مي آيد كه طول آنها به 40 ميليمتر مي رسد و رنگ بدن آنها از سبز تا سياه متفاوت و روي پشت آنها چهار رديف نوار تيره مشاهده مي شود . لاروهاي جوان ابتدا از پارانشيم برگ تغذيه و سپس به غنچه ، گل و غوزه حمله و غوزه ها را سوراخ مي كند . كرم برگخوار پنبه با نام علمي Spodoptera littoralis عمومي است كه به پنبه خسارت وارد مي سازد . طول لارو كامل به 40 ميليمتر مي رسد و رنگ آن از زرد مايل به سبز تا سياه مايل به خاكستري با نقطه هاي سياه تغيير مي كند . در روي سينه و شكم لارو خطوط طولي سبز مايل به زرد و در طرفين بدن نوار پهن موج دار به رنگ زرد تيره مشاهده مي شود . مبارزه زراعي عليه كرم برگخوار پنبه با جمع آوري بقاياي محصول ، انهدام علفهاي هرز و شخم عميق پس از برداشت محصول مي باشد . مبارزه شيميايي با سمومي مانند ديپتركس ، سوين و گوزاتيون توصيه شده است . كرم ساقه خوار پنبه بنام علمي Platuedra vilella كرمي كوچك به طول 7 تا 11 ميليمتر است كه در ابتداي جواني از جوانه هاي پنبه تغذيه و سپس از راس ساقه به داخل آن نفوذ و دالاني طولي به طول 5 تا 8 سانتي متر بوجود مي آورد . شدت خسارت اين آفت با گذشت فصل و چوبي شدن ساقه ها كاهش مي يابد . عسلك پنبه با نام علمي Bemisia tabaci شته اي است كه به بسياري گياهان زراعي حمله مي كند . اين شته از طريق مكيدن شيره پرورده از آوند آبكشي سبب ضعف بوته ها گشته و با ترشحات خود سبب بهم چسبيدگي الياف و نيز توسعه قارچها مي گردد . خسارت اخير موجب افت كيفيت محصول مي شود . براي مبارزه شيميايي ممكن است از سموم تيودان ، ديميكرون و يا پرفكتيون استفاده نمود . تريپس زرد پنبه با نام علمي Thrips flavus حشره زرد كوچكي است كه بسرعت از بوته اي به بوته ديگر انتقال و به جوانه ها ، برگها و غوزه هاي جوان حمله و در سطح زيرين برگ ايجاد لكه هاي نقره اي مي كند . براي مبارزه با اين آفت ممكن است از سموم فسفره استفاده بعمل آورد . سنك تخم پنبه با نام علمي Oxycarenus hylipennis حشره كوچكي به طول 4 تا 5 ميليمتر است كه از لپه دانه هاي رسيده تغذيه مي كند . برداشت زودهنگام محصول جهت پيش گيري از تخم ريزي حشره بر روي دانه ها موثر است . كنترل شيميايي عليه ساير آفات بر كنترل سنك تخم پنبه نيز موثر واقع مي شود . عامل بيماري بوته ميري پنبه قارچي است بنام Fusarium oxusporum كه به بافت آوندي ريشه حمله و انتقال آب را مختلف مي نمايد . ريزش برگهاي مسن در اثر حمله اين قارچ تسريع گشته و پژمردگي بوته در ارقام حساس مشاهده مي گردد . ظاهراً ارقام استونويل ، كوكروامپاير به اين بيماري مقاوم و ارقام آكالا و دلتا پاين 15 به اين بيماري حساسند . بيماري پژمردگي پنبه توسط قارچ Verticillium dahliae ايجاد مي شود .بارزترين نشانه بيماري زرد شدن حاشيه برگها و فواصل رگبرهاست . انتقال آب در اثر توسعه بيماري دچار اختلال شده و گياه دچار پژمردگي مي گردد . مبارزه بااين بيماري از طريق عمليات معمول بهداشتي ،ضد عفوني بذر با قارچ كشها و استفاده از ارقام مقاوم بعمل مي آيد . ظاهراً رقم ساحل مقاومت نسبي به اين بيماري دارد . بيماري ساق سياه پنبه توسط يك نوع باكتري بنام Manthomonas malvacearum ايجاد مي شود . حمله اين باكتري سبب پوسيدگي و سوختگي ساقه و طوقه پنبه مي شود . بدنبال توسعه بيماري ساقه ها خشك و يا ضعيف شده و در اثر باد و وزن بوته مي شكند . عمليات بهداشتي ، ضد عفوني بذر و استفاده از ارقام مقاوم براي كنترل اين بيماري توصيه شده است . بيماري مرگ گياهچه پنبه توسط قارچ ساپروفيت Rihizoctonia Solani ايجاد شده و در اوايل دوره رشد به پنبه آسيب مي رساند . گاهي گياهچه قبل از سبز شدن دچار بيماري گشته و در زير خاك از بين مي رود . مبارزه با اين قارچ از طريق تأمين شرايط مناسب براي تسريع در سبز شدن بذر و نيز انتخاب ارقام مقاوم انجام پذير است . موارد استفاده: كنجاله پنبه دانه 33 الي 43 درصد پروتئين دارد و بعنوان مكمل پروتئين در جيره دام مصرف مي شود . |
|
|
|
|
|
#145 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
چغندر قند
خصوصیات گیاهی: چغندر قند با نام علمي Beta vulgaris گياهي است دو ساله از تيره اسفناج كه بصورت گياهي يكساله زراعت مي شود . چغندر قند طي دوره رشد رويشي فاقد ساقه بوده و بصورت مجموعه اي از برگهاي بزرگ افقي تا عمودي مشاهده مي شود . طول دوره رشد براي توليد قند 6 تا 9 ماه مي باشد . محصول زراعي چغندر ريشه اي است بزرگ و آبدار كه شامل سه قسمت است : 1) طوقه كه قسمت بالائي ضخيم شده و برگها از آن منشأ مي گيرد 2) منطقه كوتاه و صاف در زير طوقه كه گردن گفته مي شود . گردن قطورترين منطقه ريشه مي باشد ب3) قسمت گوشتي ريشه كه ذخيره قند در آن انجام مي گيرد . مقدار قند در منطقه گردن و طوقه پايين است مقدار قند در ارقام اصلاح شده به 16 تا 20 درصد مي رسد . امراض و كمبود مواد غذايي موجب افزايش ريزيش برگها گشته و عملكرد را پايين مي آورد زيرا در اين حالت برگهاي جديد بوجود مي ايد كه صرفاً بامصرف قند ذخيره شده ريشه رشد مي كند . معمولاً ساقه گل دهنده چغنمدر كه در سال دوم رشد بوجود مي آيد از مركز طوقه رشد مي كند گلها كوچك و در روي گل آذين خوشه اي مركب بطور منفرد با دستجات 2 تا 7 گلي مشاهده مي شود خود عقيمي و دگرگشتي بر گياه حاكم است باد عامل مهم در گرده افشاني بشمار مي رود . تجمع قند در بعضي از دوره هاي رشد تحت تأثير دو عامل به حداكثر ميزان خود مي رسد 1) آهسته و كند شدن رشد برگها و ريشه 2) تعادل مطلوب بين فتوسنتز و تنفس بعلت روزهاي آفتابي و روشن كه موجب بالايي فتوسنتز مي گردد و شبهاي خنك كه تنفس را پايين نگه مي دارد . چغندر قند سازگاري وسيعي به شرايط محيط متنوع دارد به سرما و گرما نسبتاً مقاوم است تحمل خشكي را دارد به شوري خاك نيز مقاوم است . عوامل محيطي مانند حرارت ، نور ، طول روز و رطوبت خاك تا حد زيادي تعيين كننده نحوه رشد و ذخيره قند در ريشه مي باشد . خاكهاي بارور ،داراي زهكشي خوب ، بافت متوسط و اسيديته خنثي تا كمي قليايي براي چغندر قند ايده آل است . عملكرد در خاكهاي نيمه سنگين بشرط وجود زهكشي خوب نيز مطلوب مي باشد . تناوب زراعی: چغندر قند به ساختمان عالي خاك نياز دارد . بنابراين بهتر است بعد از بقولات علوفه اي چند ساله ، كود سبز و يا كود آلي فراوان و به عنوان اولين محصول وجيني در تناوب قرار گيرد اگر چه چغندر قند به مواد غذايي زيادي نياز دارد و خاك را تا عمق 80 الي 125 سانتي متري از مواد غذايي تهي مي سازد اما زمني باقيمانده از آن فاقد علفهاي هرز بوده و ساختمان خاك را بهبود مي بخشد . چغندر قندر با ساير چغندرها ، گياهان جنس كلم و جنس اسفناج در بعضي بيماريها مشترك بوده و نمي بايست با آنها در تناوب قرار گيرد . مثالهايي از تناوب چغندر قند : يونجه ( 4 ـ 5 سال ) سيب زميني ـ چغندر قند ـ ذرت شبدر ـ چغندر قند ـ گندم يا جو گود سبز ـ چغندر قند ـ حبوبات يا سويا کود شیمیایی: توليد هر تن چغندر به 5/3 الي 5/4 كيلو ازت ، 25/1 تا 5/1 كيلو اكسيد فسفر ، 2/4 تا 5/5 كيلو اكسيد پتاسيم و 8/1 تا 2/2 كيلو اكسيد كلسيم نياز دارد . تاریخ کاشت: حرارت مناسب جوانه زدن بذر چغندر قند بين 15 تا 20 درجه سانتي گراد است . با رسيدن ميانگين حرارت شبانه روزي هوا به حدود 10 تا 12 درجه سانتي گراد به كشت چغندر بهاره نمود . كشت زود هنگام پاييزه ممكن است با هجوم آفات در اوايل دوره رشد و نيز گلدهي روبرو گردد زيرا هر چه سن چغندر قند در زمان روبرو شدن با سرما بيشتر باشد بهتر نسبت به سرما عكس العلم نشان مي دهد . کنترل علفهای هرز: چغندر قند ، بخصص در مراحل اوليه رشد نسبت به رقابت علفهاي هرز بسيار حساس است . از حدود يك هفته بعد از سبز شدن فقط مي توان بين رديفها را كولتيواتور زد . علف كشهايي مانند رونيت و اپتام را ميتوان قبل از كاشت چغندر پاشيد و با خاك مخلوط نمود . علف كش پتانال را مي توان بعد از سبز شدن چغندر هنگامي كه چغندر حداقل 2 برگ داشته باشد ولي علفهاي هرز جوان و كمتر از 4 برگ داشته باشد بكار برد . علف كش پيرامين از برگ وريته علفهاي هرز جذب شده و بصورت قبل از كاشت مصرف مي شود . آفات و امراض: كرم برگخوار چغندر قند يا كارادرنيا Caradrinacxigua : از آفات عمومي محسوب مي شود رنگ لارو كارادرنيا بطور معمول سبز است ولي گاهي به رنگ قهوه اي و حتي سياه ديده مي شود لاروهاي جوان به پارانيم برگ و لاروهاي مسن تر به رگبرگها حمله مي كنند در صورتيكه تراكم آفت شديد باشد طوقه نيز مورد تغذيه قرار مي گيرد و بوته خشك مي شود مبارزه با اين آفت عمدتاً از طريق مصرف سموم فسفره مانند ديمكون ، گوزاتيون ، ديپرتكل و يا سوپر اسيد انجام مي پذيرد . بيد چغندر قند يا ليتا پروانه كوچكي است با نام علمي wcellatella scrobipalpa از آفات خصوصي چغندر قند است لارو كامل اين حشره از جوانه هاي مركزي تغذيه مي نمايد مبارزه با اين حشره عمدتاً با استفاده از سموم شيميايي فسفره مانند گوزاتيون ، ديمكون انجام مي شود . از جنس آگروتيس Agrotis چند حشره با اسامي شب پره زمستاني Agrotis seaetum كرم آگرويتس A.ypsilon ، آگرويتس A.nigrum و شب پره آگرويتس A.pronuba به چغندر حمله مي كنند اين آفات به برگها ، دمبرگها و طوقه چغندر حمله مي كند و موجب خشك شدن گياه جوان مي گردد مبارزه با حشرات جنس آگرويتس عمدتاً با استفاده از طعمه مسموم انجام مي شود . كك چغندر با نام علمي chaetocnema tibialis يكي از آفات مهم چغندر در ايران محسوب مي شود . خسارت به چغندر توسط حشره كامل كه سوسك كوچكي به طول 2 ميليمتر است مي باشد كك به برگهاي جوان حمله و آنها را مشبك مي سازد . براي مبارزه مي توان از سمهاي فسفره استفاده نمود . مگس چغندر با نام علمي Pegomyia betae مگس كوچكي است بطول تقريباً 5 ميليمتر كه لارو آن به چغندر آسيب مي رسانند قسمتهاي آلوده ماننده تاول باد مي كند و زرد رنگ مي شود كه در نتيجه برگها خشك شده و از بين مي رود مبارزه با اين آفت از طريق سموم فسفره مانند ديازينون يا ديمتوات بصورت سمپاشي مي باشد . شته سياه باقله با نام علمي Apbis fabae از افات عمومي محصولات زراعي است اين شته بين 5/2 تا 3 مليمتر طول داشته و به رنگ سياه براق و گاهي تا سبز زيتوني ديده مي شود اين شته از شيره پرورده گياه تغذيه و باعث پيچيدگي ، پژمردگي و زردي برها و حتي خشكيدن آنها مي گردد با اين آفت مي توان با سموم متاسيستوكس ، ديمتوات و سوپر اسيد مبارزه كرد . بیماریهای مهم چغندرقند: بيماري سفيدك سطحي توسط قارچي بنام Erysiphe betae ايجاد و از مهمترين بيماريهاي چغندر قند در ايران محسوب مي شود علائم بيماري ابتدا بصورت ظهور پوشش گرد مانندي در سطح زيرين برگ است كه در اثر توسعه بيماري به سطح فوقاني برگها نيز گسترش مي يابد اين پوشش سفيد مدتي بعد تغيير رنگ داده و قهوه اي مي گردد و در نتيجه برگها شادابي خود را از دست داده و زرد مي شوند راه مبارزه استفاده از قارچ كشها مانند سموم گوگردي مي باشد . بيماري لكه گرد برگ چغندر يكي از بيماريهاي مهم چغندر در نواحي گرم و مرطوب است كه توسط قارچي بنام Cercospora beticola ايجاد مي شود . علائم بيماري پيدايش لكه هاي گرد كوچكي به قطر 2 تا 5ميليمتر به رنگ خاكستري يا قهوه اي مايل به خاكستري با حاشيه قرمز متمايل به قهوه اي روي برگها مي باشد . كنترل بيماري با ضد عفوني بذر با فرمالين و سمپاشي مزرعه با تركيبات مس مانند كوپر اويت انجام مي شود . بيماري پوسيدگي ريشه چغندر قندر ظاهراً توسط قارچهاي مختلفي توليد مي شود اين بيماري پس از تشكيل ريشه غده اي به چغندر حمله و موجب پوشيدگي ريشه در ناحيه طوقه مي گردد . راه مبارزه با آن با انتخاب ارقام مقاوم و استفاه از قارچ كشها مانند تترا كلرو سوپرايكس و ريزكتول كمبي امكان دارد . |
|
|
|
|
|
#146 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
كتان
خصوصیات گیاهی: كتان از اولين گياهاني است كه اهلي شده و تاريخ كاشت آن به حدود 500 سال پيش در مصر مي رسد . بزرك يا كتان با نام علمي Linum ustatissimum گياهي است يكساله از تيره كتان (Linaceae) كه بصورت بوته اي ايستاده رشد مي كند . ريشه مستقيم بزرك و كتان نفوذ عمقي به داخل خاك نداشته و بيشتر در لايه فوقاني خاك پراكنده است . ميوه بزرك و كتان بصورت كپسول يا غوزه كوچكي است . سازگاری: بزرك و كتان محصولي است سرمادوست كه همانند گندم در بهار و نيز در پائيز ( بسته به سرماي زمستان ) كاشته مي شود . گياهچه سرماي زير صفر ( 4- تا 6- درجه سانتيگراد ) و بوته هاي استقرار يافته سرماي نسبتاً شديد ( تا 10- درجه سانتي گراد ) را بخوبي تحمل مي كند . اما گياه بعد از گلدهي به سرما حساس مي شود . بزرک و کتان ماهیتا بلند روز می باشد. کود شیمیایی: مقدار 45 الي 60 كيلوگرم ازت و 35 تا 45 كيلوگرم اكسيد فسفر براي هر هكتار زمين بزرك مناسب مي باشد . توليد هر تن الياف به حدود 80 كيلوگرم ازت ، 70 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 40 كيلوگرم اكسيد فسفر نياز دارد . تاریخ کاشت: تاريخ كاشت بزرك و كتان تحت تأثير دو عامل سرما و زمان توسعه علهاي هرز قرار دارد کنترل علفهای هرز: كنترل علفهاي هرز بزرك و كتان با عمليات تهيه بستر ، تناوب زراعي با محصولات وجيني ، تراكم بالاي بوته و استفاده از علف كشها انجام مي شود . علف كشهائي مانند MCPA , Diallate , TCA , Diuron بصورت قبل از سبز شدن قابل استفاده است . علف كشهائي مانند DNOC , MCPA را مي توان براي كنترل علفهاي هرز مزرعه تا قبل از شروع رشد جوانه گلها استفاده نمود . آفات و امراض: آفت اختصاصي بزرك با خسارت اقتصادي در ايران گزارش نشده است . از بيماريهاي مهم بزرك در ايران زنگ كتان است . عامل بيماري قارچي است به نام علمي Melampsora lini كه بخصوص در نواحي مرطوب خسارت زيادي وارد مي سازد . علائم اوليه بيماري بصورت لكه هاي نارنجي رنگي از اسپور قارچ بر روي ساقه ها ، برگها و گلها مي باش د. اين اسپورها توسط باد انتشار مي يابد . در اواخر فصل ، لكه هاي سياه رنگي در محل لكه هاي نارنجي پديدار مي شود . لكه هاي سياه در حقيقت اسپورهائي است كه همراه با بقاياي گياهي از سالي به سال ديگر انتقال مي يابد . برداشت: بزرك را هنگامي برداشت مي كنند كه بيش از 75 درصد كپسولها رسيده باشد كپسول و دانه رسيده قهوه اي رنگ بوده و دانه در كپسول بحالت آزاد تكان مي خورد . بزرك را مي توان به كمباين غلات برداشت نمود . |
|
|
|
|
|
#147 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
كنف
خصوصیات گیاهی: كنف از گياهان ليفي است كه در نواحي گرم و مرطوب و اساساً براي استخراج فيبر نرم از پوست ساقه جهت تهيه اليافت كشت مي گردد ، هر چند كه دانه كنف نيز جهت روغن گيري قابل استفاده است . كنف با نام علمي Hibiscus cannabinus L. گياهي است يكساله از تيره پنيرك (Malvaceae) ميوه كنف بصورت كپسول است . سازگاری: كنف از محصولات نواحي گرم و مرطوب است . به يخبندان حساب و به يك فصل رشد بدون يخبندان حداقل 200 روزه نياز دارد . كنف ما هيتا گياهي كوتاه روز است ولي حساسيت آن به طول روز كمتر از لوبيا روغني است . نياز كنف به آب زياد است . كنف به شوري خاك نسبتاً مقاوم است . تناوب زراعی: كنف از گياهاني است كه حاصلخيزي خاك را به شدت مورد استفاده قرار داده و خاك را ضعيف مي سازد . از تناوبهاي مناسب كنف مي توان به تناوبهاي زير اشاره نمود : شبدر ـ ذرت ـ كنف ـ آيش شبدر ـ كنف ـ گندم كنف ـ نخود يا لوبيا ـ ذرت يا برنج ـ آيش کود شیمیایی: حدود 90 كيلو ازت ، 140 تا 180 كيلوگرم اكسيد فسفر و در صورت ضرورت 100 كيلوگرم اكسيد پتاسيم براي هر هكتار مناسب است . بهتر است ثلث تا نيمي از كل ازت را قبل از كاشت و بقيه را بصورت سرك و 1 تا 5/1 ماه بعد از سبز شدن به خاك داد . تاریخ کاشت: حداقل حرارت براي جوانه زدن بذر كنف حدود 13 درجه سانتيگراد است . عامل ديگري را كه مي بايستي در انتخاب تاريخ كاشت در نظر گرفت جلوگيري از برخورد تاريخ برداشت با هواي خشك در اول پائيز است . آفات و امراض: آفتي اختصاصي براي كنف در ايران شناسائي نشده است . ولي بطور كلي آفات كنف با پنبه مشترك است . |
|
|
|
|
|
#148 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
نيشكر
خصوصیات گیاهی: نیشکر با نام علمی Saccharum Officinarum گیاه غول پیکری از تیره غلات (Gramineae) است که به صورت چند ساله برای برداشت ساقه حاوی قند آن تولید میشود . ساقه نیشکر دارای مغز است که قند در آن ذخیره می گردد ذخیره ساکارز بیشتر در قسمتهای مرکزی و پایین انجام می شود . وجود عناصر معدی در شربت قند بر کریستاله شدن قند اثر نا مطلوب دارد . سازگاری: نيشكر محصول مناطق حاره و نيمه حاره اي مي باشد . توليد نيشكر در آن نواحي كه ميانگين حرارت ماهيانه طي حداقل 8 ماه از سال حدود 20 درجه سانتيگراد يا بيشتر باشد امكان پذير است ، مشروط بر آنكه در هيچ ماهي از سال يخبندان وجود نداشته باشد . حرارتهاي حدود 20 درجة سانتيگراد درخاك براي رشد ريشه ها مناسب است و حرارتهاي كمتر از اين مقدار موجب محدوديت رشد ريشه مي گردد . حرارتهاي كمتر از 5 درجه سانتيگراد نيز ممكن است به برگها آسيب رساند . حساسيت نيشكر به كمبود نور شديد است و پنجه زدن آن به مقدار زيادي نور نياز دارد . مقاومت نشكر به خشكي در بعضي ارقام زياد است . با اين حال ، نيشكر به بالا بودن رطوبت خاك و محدوديت زهكشي نيز چندان حساس نمي باشد . نيشكر به شوري خاك نسبتاً مقاوم مي باشد . کود شیمیایی: نياز نيشكر به عناصر غذائي زياد است . هر تن ساقه نيشكر برداشتي موجب خروج 45/0 تا 9/0 كيلوگرم ازت و همين مقدار اكسيد فسفر ، 8/1 تا 5 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 45/ تا 8/1 كيلوگرم كلسيم از خاك مي گردد . نيشكر در تمام خاكها نسبت به ازت واكنش نشان مي دهد . زمان دادن كود ازته ، مقدار ازت در خاك و اثر آن بر قند در نيشكر مشابه چغندر قند است . عكس العمل نيشكر به كود فسفره به نوع خاك بستگي دارد . معمولاً مقدار 400 تا 500 كيلوگرم اكسيد فسفر را قبل از كاشت به خاك مي دهند . عكس العمل نيشكر به پتاسيم نيز به خصوصيات خاك بستگي دارد . كمبود پتاسيم منجر به پيدايش ساقه هاي لاغر و نرم مي گردد و درصد قند را كاهش مي دهد . استفاده از كود پتاسيم در نواحي جنوبي ايران ضروري بنظر نمي رسد ، بخصوص اينكه با سوزاندن برگها در جريان برداشت مقداري از پتاسيم مصرفي به خاك برگشت داده مي شود . کنترل علفهای هرز: رقابت علفهاي هرز در اوايل دوره رشد نيشكر اهميت دارد . علف كشهاي قبل از سبز شدن مانند آترا زين مي تواند علفهاي هرز را بين 4 تا 12 هفته پس از كاشت ( بسته به شرايط ) كنترل نمايد . پس از هر برداشت نيز مي توان اين علف كش را بين رديفها پاشيد . آفات و امراض: كرم ساقه خوار نيشكر و سوسك نيشكر دو آفت مهم نيشكر در ايران بشمار مي رود . خسارت كرم ساقه خوار نيشكر (sesamia nonagrioides) توسط لاروها انجام مي شود كه صورتي رنگ بوده و طول آنها به 30 تا 35 ميلي متر مي رسد . لاروها ابتدا از پانشيم غلاف برگ تغذيه كرده و سپس به داخل ساقه نيشكر وارد شده و از بافت داخلي تغذيه مي كند . و باين طريق موجب خشكيدن جوانه انتهايي ساقه مي گردد . ظاهراً پارازيت هاي طبيعي جمعيت اين آفت رادر حد غير اقتصادي نگهداشته و سمپاشي ضرورت ندارد . سوسك نيشكر يا سوسك ذرت با نام علمي Pentodon iniota يكي از آفات عمومي محصولات زراعي است كه به نيشكر نيز حمله مي كند . اين سوسك حشره اي است به رنگ بور متمايل به سياه و طول 20 تا 24 ميلي متر كه به قلمه و اندامهاي زيرزميني نيشكر خسارت وارد مي سازد . حشره كامل و لارو آن هر دو از مغز قلمه و ساقه در زير خاك تغذيه مي كند . براي مبارزه با اين آفت مي بايستي بقاياي گياهي آلوده و علفهاي هرز را زا خاك خارج و جمع آوري نمود . كنترل شيميايي با پاشيدن حشره كشها قبل از شخم و با استفاده از طعمه مسموم امكان پذير مي باشد . بيماريهاي سياهك ، موزائيك و بوته ميري آوندي نيشكر بطور پراكنده و موضعي در روي بعضي ارقام نيشكر در خوزستان مشاهده گرديده اند ، ولي در حال حاضر اهميت اقتصادي آنها زياد نيست . استفاده از ارقام مقاوم مهمترين راه مبارزه با اين بيماريهاست . برداشت: نيشكر با خنك شدن هوا در اوايل پائيز شروع به رسيدن مي كند و مقدار زيادي مواد قندي در آن ذخيره مي شود . در ايران ابتدا مزرعه را آتش مي زنند تا برگها بسوزد .در صورتيكه برگها بخوبي نسوزد ، مي توان ابتدا برگها را با علف كش گراماكسون خشكانيد و 5 تا 9 روز بعد مزرعه را آتش زد براي سمپاشي مي توان از هواپيما استفاده كرد . پس از سوزانيدن برگها نسبت به بريدن ساقه ها از نزديكي سطح خاك اقدام نموده و قسمت فوقاني ساقه را كه قند كمي دارد قطع مي كنند ( حدود 20 تا 30 سانتي متر فوقاني كه ميانگره ها بخوبي تشكيل نشده اند ) . ساقه ها را روي تريلرها بار نموده و كارخانه مي برند . موارد استفاده: ساقه تازه نيشكر داراي 90 درصد عصاره است كه حاوي 12 تا 17 درصد ساكرز مي باشد . از هر تن ساقه تازه نيشكر حدود 85 تا 110 كيلوگرم قند استخراج مي گردد . ملاس و تفاله دو محصول جنبي نيشكر است . از ملاس براي تهيه الكل و نيز تغذيه دام استفاده مي شود . از تفاله در تهيه كاغذ ، مقواي ساختماني و پوشهاي ديگر استفاده مي گردد . تفاله مي تواند بعنوان بستر مرغ و دام نيز مصرف شود . نیشکر خصوصیات گیاهی: نیشکر با نام علمی Saccharum Officinarum گیاه غول پیکری از تیره غلات (Gramineae) است که به صورت چند ساله برای برداشت ساقه حاوی قند آن تولید میشود . ساقه نیشکر دارای مغز است که قند در آن ذخیره می گردد ذخیره ساکارز بیشتر در قسمتهای مرکزی و پایین انجام می شود . وجود عناصر معدی در شربت قند بر کریستاله شدن قند اثر نا مطلوب دارد . سازگاری: نيشكر محصول مناطق حاره و نيمه حاره اي مي باشد . توليد نيشكر در آن نواحي كه ميانگين حرارت ماهيانه طي حداقل 8 ماه از سال حدود 20 درجه سانتيگراد يا بيشتر باشد امكان پذير است ، مشروط بر آنكه در هيچ ماهي از سال يخبندان وجود نداشته باشد . حرارتهاي حدود 20 درجة سانتيگراد درخاك براي رشد ريشه ها مناسب است و حرارتهاي كمتر از اين مقدار موجب محدوديت رشد ريشه مي گردد . حرارتهاي كمتر از 5 درجه سانتيگراد نيز ممكن است به برگها آسيب رساند . حساسيت نيشكر به كمبود نور شديد است و پنجه زدن آن به مقدار زيادي نور نياز دارد . مقاومت نشكر به خشكي در بعضي ارقام زياد است . با اين حال ، نيشكر به بالا بودن رطوبت خاك و محدوديت زهكشي نيز چندان حساس نمي باشد . نيشكر به شوري خاك نسبتاً مقاوم مي باشد . کود شیمیایی: نياز نيشكر به عناصر غذائي زياد است . هر تن ساقه نيشكر برداشتي موجب خروج 45/0 تا 9/0 كيلوگرم ازت و همين مقدار اكسيد فسفر ، 8/1 تا 5 كيلوگرم اكسيد پتاسيم و 45/ تا 8/1 كيلوگرم كلسيم از خاك مي گردد . نيشكر در تمام خاكها نسبت به ازت واكنش نشان مي دهد . زمان دادن كود ازته ، مقدار ازت در خاك و اثر آن بر قند در نيشكر مشابه چغندر قند است . عكس العمل نيشكر به كود فسفره به نوع خاك بستگي دارد . معمولاً مقدار 400 تا 500 كيلوگرم اكسيد فسفر را قبل از كاشت به خاك مي دهند . عكس العمل نيشكر به پتاسيم نيز به خصوصيات خاك بستگي دارد . كمبود پتاسيم منجر به پيدايش ساقه هاي لاغر و نرم مي گردد و درصد قند را كاهش مي دهد . استفاده از كود پتاسيم در نواحي جنوبي ايران ضروري بنظر نمي رسد ، بخصوص اينكه با سوزاندن برگها در جريان برداشت مقداري از پتاسيم مصرفي به خاك برگشت داده مي شود . کنترل علفهای هرز: رقابت علفهاي هرز در اوايل دوره رشد نيشكر اهميت دارد . علف كشهاي قبل از سبز شدن مانند آترا زين مي تواند علفهاي هرز را بين 4 تا 12 هفته پس از كاشت ( بسته به شرايط ) كنترل نمايد . پس از هر برداشت نيز مي توان اين علف كش را بين رديفها پاشيد . آفات و امراض: كرم ساقه خوار نيشكر و سوسك نيشكر دو آفت مهم نيشكر در ايران بشمار مي رود . خسارت كرم ساقه خوار نيشكر (sesamia nonagrioides) توسط لاروها انجام مي شود كه صورتي رنگ بوده و طول آنها به 30 تا 35 ميلي متر مي رسد . لاروها ابتدا از پانشيم غلاف برگ تغذيه كرده و سپس به داخل ساقه نيشكر وارد شده و از بافت داخلي تغذيه مي كند . و باين طريق موجب خشكيدن جوانه انتهايي ساقه مي گردد . ظاهراً پارازيت هاي طبيعي جمعيت اين آفت رادر حد غير اقتصادي نگهداشته و سمپاشي ضرورت ندارد . سوسك نيشكر يا سوسك ذرت با نام علمي Pentodon iniota يكي از آفات عمومي محصولات زراعي است كه به نيشكر نيز حمله مي كند . اين سوسك حشره اي است به رنگ بور متمايل به سياه و طول 20 تا 24 ميلي متر كه به قلمه و اندامهاي زيرزميني نيشكر خسارت وارد مي سازد . حشره كامل و لارو آن هر دو از مغز قلمه و ساقه در زير خاك تغذيه مي كند . براي مبارزه با اين آفت مي بايستي بقاياي گياهي آلوده و علفهاي هرز را زا خاك خارج و جمع آوري نمود . كنترل شيميايي با پاشيدن حشره كشها قبل از شخم و با استفاده از طعمه مسموم امكان پذير مي باشد . بيماريهاي سياهك ، موزائيك و بوته ميري آوندي نيشكر بطور پراكنده و موضعي در روي بعضي ارقام نيشكر در خوزستان مشاهده گرديده اند ، ولي در حال حاضر اهميت اقتصادي آنها زياد نيست . استفاده از ارقام مقاوم مهمترين راه مبارزه با اين بيماريهاست . برداشت: نيشكر با خنك شدن هوا در اوايل پائيز شروع به رسيدن مي كند و مقدار زيادي مواد قندي در آن ذخيره مي شود . در ايران ابتدا مزرعه را آتش مي زنند تا برگها بسوزد .در صورتيكه برگها بخوبي نسوزد ، مي توان ابتدا برگها را با علف كش گراماكسون خشكانيد و 5 تا 9 روز بعد مزرعه را آتش زد براي سمپاشي مي توان از هواپيما استفاده كرد . پس از سوزانيدن برگها نسبت به بريدن ساقه ها از نزديكي سطح خاك اقدام نموده و قسمت فوقاني ساقه را كه قند كمي دارد قطع مي كنند ( حدود 20 تا 30 سانتي متر فوقاني كه ميانگره ها بخوبي تشكيل نشده اند ) . ساقه ها را روي تريلرها بار نموده و كارخانه مي برند . موارد استفاده: ساقه تازه نيشكر داراي 90 درصد عصاره است كه حاوي 12 تا 17 درصد ساكرز مي باشد . از هر تن ساقه تازه نيشكر حدود 85 تا 110 كيلوگرم قند استخراج مي گردد . ملاس و تفاله دو محصول جنبي نيشكر است . از ملاس براي تهيه الكل و نيز تغذيه دام استفاده مي شود . از تفاله در تهيه كاغذ ، مقواي ساختماني و پوشهاي ديگر استفاده مي گردد . تفاله مي تواند بعنوان بستر مرغ و دام نيز مصرف شود . |
|
|
|
|
|
#149 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
منداب
خصوصیات گیاهی: منداب بومي ايران كه از بلوچستان تا نواحي اطراف درياي خزر يافت مي شود از گونه Eruca sativa مي باشد . دو گو نه اس يكي B.napus يا كلزاي معمولي و ديگري B. compestris . منداب ريشه مستقيم و توسعه يافته اي دارد كه به آن صفت مقاومت به خشكي مي دهد . گلهاي سفيد يا زرد منداب با گل آذين خوشه اي در انتهاي ساقه ها مشاهده مي شود . لقاح بصورت دگرگشني انجام مي گيرد . ميوه منداب نيامي است . سازگاری: منداب گياهي است سرما دوست و بلند روز كه همانند گندم داراي انواع پائيزه و بهاره است . مقاومت منداب به خشكي تقريباً مشابه گندم بوده و توليد موفق آن در ديمكاري به حدود 400 ميلي متر آب نياز دارد . با اينحال به رطوبت زياد خاك نيز سازگاري ندارد . توليد منداب در اغلب خاكها با اسيديته حدود خنثي امكان پذير است . منداب شوري متوسط خاك را بخوبي تحمل مي كند . بطور كلي ،قدرت توليدي منداب در خاكهاي فقير بيش از غلات است . تاریخ کاشت: منداب مي تواند در حداقل حرارت 2 درجه سانتيگراد شروع به جوانه زدن نمايد . تاريخ كاشت منداب در كشت پائيزه كمي قبل از گندم است . آفات و امراض: مبارزه با اين حشره با يخ آب زمستانه براي از بين بردن تخمها در خاك و سمپاشي لاروها و حشرات بالغ با سموم فسفره يا كار با ماتها مي باشد . برداشت: برداشت زماني است كه نيامها برنگ قهوه اي متمايل شده باشد . موارد استفاده: روغن بعضي از انواع منداب داراي مقدار قابل توجهي ماده سمي اسيد اروسيك است. |
|
|
|
|
|
#150 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,168 بار سپاسگزاري شده است
|
گوجه فرنگي
مشخصات گياهشناسی گوجه فرنگی از گياهان عالی گلدار ، از راسته دو لپه ای ها ، از خانواده Solonaceae ، از جنس Lyopersicon می باشد . اين گياه دارای واريته های بسياری است که ممکن است برای استفاده از ميوه آن و يا تزئينات کشت شوند . ريشه آن عميق و گاهی به طول يک متر می رسد که چنانچه نشاء شود توليد ريشه های جانبی قوی خواهد کرد . ساقه جوان گوجه فرنگی علفی ، گرد ، صاف ، شکننده و کرکدار بوده که در اثر مسن شدن گوشه دار ، سخت و تقريبا خشبی می گردد . ساقه خزنده و منشعب به طول 5/1 متر می رسد ولی بعضی از واريته های آن به نام Validum دارای ساقه کوتاه ، محکم و ايستاده است و در هوا بدون کمک قيم می ايستد . برگهای اين گياه متناوب و مرکب می باشد که بزرگی آنها نسبت به واريته های مختلف يکسان نيست . رنگ برگها سبز روشن و پشت آنها معمولا کرکدار است . گلهای کوچک گوجه فرنگی به صورت خوشه در روی ساقه بين دو گره ظاهر می شود . 5 گلبرگ زرد رنگ به هم پِوسته دارد که در انتها از هم جدا هستند . گلبرگها برگشته ، پهن و نيزه ای شکل می باشند . کاسه گل سبز رنگ دارای 5 کاسبرگ بلند و کشيده يا نيزه ای شکل که در ابتدا کوچکتر از گلبرگها بوده ولی با رشد ميوه بر طول آن افزوده می شود . پرچمها 5 عدد با بساکهای بزرگ که در روی ميله کوتاهی قرار می گيرد . ميوه گوجه فرنگی سته و از 2 تا چند حفره تشکيل شده است . ميوه ها گوشتی و دارای تعداد زيادی تخم های قلبی شکل کوچک می باشد . رنگ و شکل ميوه ، دير يا زودرس بودن ميوه ، گوشتی يا آبدار بودن ميوه و بالاخره صاف يا چروک بودن ميوه در واريته های مختلف گوجه فرنگی متفاوت است . بذر گوجه فرنگی کوچک ، سبک ، پهن و سفيد رنگ است و تا حدود 4 تا 5 سال قوه ناميه خود را حفظ می کند . تشکيل ميوه در بوته گوجه فرنگی تابع چند عامل است که در يکديگر تاثير متقابل دارند . اين عوامل عبارتند از مواد غذايي ، درجه حرارت و طول مدت روز . از طرف ديگر تلقيح در گلهای گوجه فرنگی بسيار دشوار بوده ، رطوبت زياد هوا و يا ريزش آب روی گلها در هنگام تلقيح ميزان ميوه دهی را به شدن پايين می آورد . ارقام در گوجه فرنگی گوجه فرنگی دارای واريته های بسيار زيادی است که از نظر رشد گياه کيفيت ميوه ، شکل ميوه و مقاومت به امراض و آفات تفاوتهای زيادی با يکديگر دارند . اين گياه را می توان از نظر رنگ به زرد ، قرمز ، نارنجی و از حيث شکل به گرد ، بيضی ، صاف ، کنگره دار در اندازه های کوچک و بزرگ تقسيم نمود . در انتخاب واريته بايد مقدمتا هدف از پرورش گوجه فرنگی مشخص شود . آيا منظور توليد در مقياس کوچکی برای مصارف خانگی است و يا منظور عرضه به بازار است و يا تحويل به کارخانه برای تبديل به رب و کنسرو مطرح می باشد . دو واريته معروف گوجه فرنگی گلخانه ای عبارتند از : Vendor اين واريته دارای ميوه های متوسط ، پوست ضخيم و مقاوم به ويروس موزائيک تنباکو و بيماری Leaf mold بوده ولی نسبت به gray mold حساس می باشد . Vantage دارای ميوه متوسط و سفت ، گلابی شکل با پوست ضخيم است ولی چون نسبت به ويروس موزائيک تنباکو حساسيت دارد کمتر از Vendor مورد استفاده قرار می گيرد . اين واريته در مقابل leaf mold مقاوم و به gray mold حساس می باشد . در زير برخی از واريته های ديگر گوجه فرنگی با ذکر خلاصه ای از مشخصات آنها نام برده شده است : 1 _ هيبريدهای نسل اول که به بيماری leaf mold مقاومند . Ailresist : بلند و گسترده ، ميوه ها متوسط و مناسب برای نقاط کم نور . Amberely Cross : بلند و گسترده ، پر محصول و زود رس Arasta : کوتاه و پرپشت ، عملکرد محصول خوب . Bonset : متوسط ، زود رس ، مقاوم به بيماری ورتسليوم Harrisons , Systan Cross : کوتاه و پر پشت ، رنگ و کيفيت ميوه ها خوب ، مناسب برای گلخانه های سرد . 2 _ واريته های معمولی Alicante : بلند و گسترده ، زودرس ، کيفيت ميوه ها خوب Ailsa craig : بلند و گسترده ، ميوه ها دارای شکل خوب و اندازه متوسط Best of all : بلند و گسترده کيفيت ميوه ها خوب ، پر محصول . Market king : بلند و گسترده ، داخل گلخانه يا هوای آزاد ، عملکرد محصول خوب . 3 _ واريته های زرد رنگ Golden dawn : زودرس ، اندازه ميوه ها متوسط Mild – day Sun : اندازه ميوه ها متوسط ، دارای رشد خوب در هوای آزاد شرايط لازم برای پرورش گوجه فرنگی در گلخانه حرارت حرارت يکی از عوامل مهم در پرورش گوجه فرنگی است . برای تهيه نشاء گوجه فرنگی گلخانه هايي که دارای حرارت يکنواختی بين 18 تا 20 درجه سانتيگراد باشد نتيجه مطلوبی داشته و از اين مرجله به بعد حرارت بين 16 تا 18 درجه سانتيگراد در روز و 12 تا 14 درجه سانتيگراد در شب برای گياه مناسب شناخته شده است . لازم به ذکر است که در روزهای آفتابی حرارت گلخانه به 21 تا 24 درجه سانتيگراد افزايش پيدا می کند ضمنا با نزديک شدن شب بايد درجه حرارت به سرعت کاهش و با شروع روز سريعا افزايش داده شود . اين مطلب بيانگر اين است که حرارت گلخانه به نور بستگی دارد و بايد حرارت و نور تواما کنترل شود . نامنظم بودن حرارت اثراتی بر روی بوته های گوجه فرنگی و عملکرد محصول می گذارد که در زير به برخی از آنها اشاره می شود . - چنانچه در طول روز حرارت زياد و در شب کم شود در رشد نباتات اختلالی ايجاد می شود . علت اين امر اين است که غذای ساخته شده توسط برگها در هوای گرم روز اگر در شب حرارات کم باشد نمی تواند کاملا مورد استفاده قرار گيرد که نتيجتا برگها پيچش پيدا کرده ، گياه کوتاه و ميوه ها شکاف خورده و کوچک می شوند . - در صورتيکه حرارت در شب زياد باشد گياهان ضعيف و دراز و باريک شده و ميوه ها ريز می شوند . - اگر بوته گوجه فرنگی شبانه روز در حرارتهای پايين نگهداری شود دارای رشد بطءی تری بوده در حاليکه پرورش آن در حرارتهای زياد در طول شبانه روز رشد آنها را تسريع کرده و معمولا توليد ميوه های زودرس و کوچک می نمايد . هر چند در مجموع عملکرد محول در واحد سطح بيشتر نخواهد بود . به طور کلی حرارتهای خيلی بالا سريع تر از حرارتهای پايين تر از حد مطلوب موجب مرگ گياه خواهد شد . لازم به يادآوری است که حرارت محيط کشتی که در آن گياه پرورش می يابد در عمق 10 تا 15 سانتی متری نبايد از 15 درجه سانتی گراد کمتر باشد . نور گوجه فرنگی احتياج فراوانی به نور دارد بنابراين در نقاطی که زمستان و پاييز نور کافی نمی باشد بايد نسبت به جهت گلخانه ، نوع پوشش و محل آن دقت کافی به عمل آيد تا نياز به استفاده از نورهای مصنوعی نباشد . کمبود نور بخصوص در ماههای زمستان باعث کاهش رشد و نمو گياه شده ، تشکيل گل و رشد ميوه را مختل می سازد . متوسط شدت نور لازم برای گوجه فرنگی 20000 لوکس معين شده است . سرمايه گذاری در جهت تجهيز گلخانه به لامپهای فلورسنت به منظور رفع کمبود نور به ويژه در مرحله تهيه نشاء و نقاطی که دارای آب و هوای ابری می باشند ضروری است . برای نشاء های جوان ساعات روشنايي نبايد بيش از 17 ساعت در شبانه روز بوده که معمولا 17 تا 21 روز تکرار می گردد آب گوجه فرنگی برای رشد و نمو سريع خود و همچنين به خاطر محصول زيادی که توليد می کند نياز فراوانی به آب دارد . از علل ديگر مصرف آب زياد در اين گياه می توان به تبخير آب اشاره نمود زيرا در اثر تهويه که برای پايين آوردن رطوبت محيط لازم است تبخير شدت يافته و در نتيجه نياز گياه به آب افزايش می يابد . کنترل دقيق مقدار و زمان آبياری در برقراری تعادل بين رشد رويشی و زايشی گياه و در نتيجه ميزان باروری و کيفيت محصول گوجه فرنگی موثر خواهد بود . اين عمل هر چند مشکل است ولی استفاده از رطوبت سنج می تواند کمکی در اين راه محسوب شود . کم يا زياد شدن دفعات آبياری و نامرتب بودن آن مخصوصا در اواخر دوره رشد گياه و موقع رسيدن ميوه دچار پاره ای از بيماريهای فيزيولوژی می شود . در روزهای گرم آفتابی اگر آّب کافی در اختيار گوجه فرنگی قرار نگيرد پژمرده شده و اغلب در روی برگهای فوقانی آنها لکه هايي ظاهر می شود ، به علاوه گلها به سرعت خواهند ريخت . نباتاتی که بيش از حد آبياری می شوند برگهای قسمت پايينی آنها زرد شده که ادامه اين وضعيت پوسيدگی ريشه را به دنبال خواهد داشت . آبياری گوجه فرنگی معمولا در مواقع لزوم صورت گرفته ولی از شروع ميوه و متورم شدن تا پايان دوره برداشت بايد افزايش پيدا کند و خاک هميشه مرطوب نگهداری شود . چنانچه در اين مرحله خاک خشک شده و يک مرتبه آبياری شديد انجام شود باعث ترک خوردن پوست ميوه ها می گردد . ميزان آّب در گوجه فرنگی به مقدار زيادی استگی به وضعيت آب و هوای خارج از گلخانه دارد . روزهای گرم و آفتابی گياه نياز بيشتری در مقايسه با روزهای ابری دارد . همچنين مقدار آب بستگی به نوع محيط کشت داشته و در سيستمهای مختلف کاشت و پرورش گوجه فرنگی نيز متفاوت می باشد . مطابق برخی از آزمايشات هر بوته گوجه فرنگی گلخانه ای در طول دوره رشد 65 ليتر آب مصرف می کند . بنابراين برای هر مترمربع سطخ زير کشت حدود 300 تا 340 ليتر آب لازم است . محيط کشت ( خاک ) يکی ديگر از عوامل مهم در پرورش گجه فرنگی گلخانه ای محيط کشت می باشد . محيط کشتی که برای اين منظور فراهم می شود علاوه بر نگهداری نبات بايد دارای خصوصيات زير باشد : تهويه در آن به خوبی انجام گيرد ، آب و مواد غذايي کافی در خود ذخيره کند ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد ، عاری از آلودگيها بوده و بتوان آن را بدون اينکه اثر سويي روی گياه بگذارد ضد عفونی نمود . گوجه فرنگی را می توان داخل بسترهايي در خاک کف گلخانه کشت نمود . خاکی که برای اين منظور استفاده می شود بايد پوک ، قوی و بافت آن شنی يا شنی لومی بوده و زهکشی در آن بخوبی انجام گيرد . علاوه بر خاک محيط کشت های ديگری که در پرورش گوجه فرنگی گلخانه ای استفاده می شود عبارتند از : محيط کشت ( خاک ) يکی ديگر از عوامل مهم در پرورش گجه فرنگی گلخانه ای محيط کشت می باشد . محيط کشتی که برای اين منظور فراهم می شود علاوه بر نگهداری نبات بايد دارای خصوصيات زير باشد : تهويه در آن به خوبی انجام گيرد ، آب و مواد غذايي کافی در خود ذخيره کند ، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد ، عاری از آلودگيها بوده و بتوان آن را بدون اينکه اثر سويي روی گياه بگذارد ضد عفونی نمود . گوجه فرنگی را می توان داخل بسترهايي در خاک کف گلخانه کشت نمود . خاکی که برای اين منظور استفاده می شود بايد پوک ، قوی و بافت آن شنی يا شنی لومی بوده و زهکشی در آن بخوبی انجام گيرد . علاوه بر خاک محيط کشت های ديگری که در پرورش گوجه فرنگی گلخانه ای استفاده می شود عبارتند از : 1 _ محيط کشت بذر از آنجا که پس از جوانه زدن بذر ، بوته های گوجه فرنگی در گلدانهای ديگری نشاء می شوند لذا برای کشت بذر به مواد غذايي چندانی احتياج نيست . در اين رابطه فرمول 1 برای تهيه محيط کشت بذر توصيه می گردد : فرمول 1 : لوم 2 قسمت به علاوه 1 قسمت پت به علاوه 1 قسمت ماسه که به هر پيمانه 45 گرم سوپر فسفات و 24 گرم سنگ آهک اضافه می شود . 2 _ محيط کشت نشاء پس از جوانه زدن بذور ، نباتات جوان را در داخل گلدان و يا جعبه های مخصوص نشاء می کنند . از اين مرحله به بعد گياه حداکثر 10 تا 12 هفته و 6 تا 7 هفته و يا حتی برای محصولات ديررس زمانی کوهتاتر در گلدانها نگهداری می شوند . فرمول 2 برای محيط کشت نشاء پيشنهاد می گردد : فرمول 2 : 7 قسمت لوم به علاوه 3 قسمت پت به علاوه 2 قسمت ماسه که به هر پيمانه 24 گرم سنگ آهک و 120 گرم کود اضافه می شود . 3 _ محيط کشت برای پرورش نبات به منظور پرورش گوجه فرنگی در گلدان ، کيسه های پلاستيکی ، تغارهای پلاستيکی و غيره از فرمول 3 استفاده می شود . فرمول 3 : 7 قسمت لوم به علاوه 3 قسمت پت به علاوه 2 قسمت ماسه که به هر پيمانه حدود 45 گرم سنگ آهک و 240 گرم کود اضافه می شود . 4 _ محيط کشت برای پرورش گوجه فرنگی به روش هايدروپونيک در اين روش محيط کشت را معمولا از موادی مانند پيت موس ، خاک اره و يا محلوط ورمی کوليت به نسبت مساوی از نظر حجم تهيه می نمايند . چنانچه ورمی کوليت در اختيار نبود پرليت را می توان به نسبت 50 درصد جايگزين آن نمود . ضمنا سنگ آهک دولوميت و سنگ گچ به مقدار 6 تا 9 کيلوگرم در متر مکعب با هريک مواد فوق پيشنهاد می گردد . خاک اره به دليل وزن سبک ، عاری از آلودگی و سهولت در جابجايي يکی از بهترين محيط کشتهايي است که برای پرورش گوجه فرنگی در گلخانه به روش هايدروپونيک استفاده می شود . خاک اره های نرم در مقايسه با خاک اره هايي که دانه های آن درشت است ترجيح داده می شود ولی بايد توجه داشت که درجه ريزی خاک اره نبايد به ترتيبی باشد که در اثر آبياری فشرده شده و مانع زهکشی گردد . علاوه بر محيط کشتهايي که در بالا اشاره شد برای پرورش گوجه فرنگی به روش هايدروپونيک از پوست صنوبر ، ماسه ، سنگريزه به قطر يک سانتی متر ، مخلوط ماسه و پيت و مخلوط خاک اره و ماسه استفاد می گردد . از آنجا که از مخلوط خاک اره و ماسه رطوبت به طور جانبی پخش می شود خاک اره به تنهايي ترجيح داده می شود . گلخانه پرورش گوجه فرنگی از عوامل مهمي كه در پرورش گوجه فرنگي گلخانه اي بايد مورد توجه قرار گيرد داشتن يك گلخانه مناسب است . تامين حرارت ، تهويه و همچنين آبرساني در گلخانه از نكاتي مي باشد كه هنگام ساختن گلخانه بايد مورد مطالعه دقيق قرار گيرد . ساختمان گلخانه به منظور پرورش گوجه فرنگي از انواع گلخانه ها ( پلاستيكي يا شيشه اي ) در اشكال مختلف مي توان استفاده نمود . اسكلت اين گلخانه ها از چوب و فلز و احتمالا قسمتي از ديوارهاي آن از آجر يا سيمان ساخته مي شود . گلخا نها هايي كه ديواره هاي آنها كاملا از شيشه و يا پلاستيك انتخاب شود نفوذ حرارت و نور در روزهاي آفتابي به داخل گلخانه افزايش داشته ولي بعد از غروب آفتاب حرارت بيشتري را از دست مي دهند . هر چند كه هزينه تامين حرارت گلخانه هاي تمام شيشه اي خصوصا در مناطق سردسير سنگين مي باشد ولي شاغلين اين حرفه به دليل استفاده از نور بيشتر ، از اين گلخانه ها استفاده مي كنند . چنانچه در تهيه اسكلت گلخانه چوب به كار رود لازم است كه از تخته هاي محكم استفاده كرده و آنها را با مواد شيميايي مناسب آغشته نمود . اسكلت گلخانه بهخصوص اسكلتهاي چوبي را بايد به وسيله رنگهاي روشني كه نور را منعكس مي نمايند رنگ آميزي كرد . براي اسكلت اين گلخا نه ها كه در ابعاد و اشكال مختلف ساخته مي شوند مي توان از لوله هاي فلزي توخالي و ميله هاي گرد توپر استفاده كرد كه ساده ترين آن طح نيم استوانه اي ( Quonset ) مي باشد . پوشش گلخانه را علاوه بر شيشه مي توان از پلي اتيلن و فايبرگلاس نيز تهيه كرد . در مناطقي كه سرد است دو لايه كردن پلي اتيلن به حفظ حرارت داخل گلخانه كمك مي كند . گلخا نه هاي پلاستيكي در مقايسه با گلخا نه هاي شيشه اي ، در شب حرارت كمتري را در خود نگهداري مي كنند . نكته ديگري كه در ساخت اين گلخانه ها بايد مورد توجه قرار گيرد ارتفاع گلخانه است . گوجه فرنگي گياهي است كه اگر خوب پرورش يابد از رشد طولي قابل توجهي برخوردار خواهد بود . بنابراين در صورتيكه هدف برداشت محصول خوب باشد ، به دليل محدود بودن سطح گلخانه بايد از ارتنفاع گلخانه استفاده كرد و به همين منظور گلخانه هاي پرورش گوجه فرنگي را بايد با ارتفاع زياد احداث نمود . نكاتي كه در تهيه گلخانه گوجه فرنگي بايد مورد توجه قرار گيرد عبارتند از : - گلخانه طوري ساخته شود كه از سقف آن قطرات آب ريزش نكند . - تهويه در آن به خوبي انجام شود . مسئله اي كه در فصل تابستان حائز اهميت است . - گلخانه بايد داراي سيستم حرارتي مناسب باشد كه حرارت مورد نياز گوجه فرنگي تامين گردد . - به دليل نياز قابل توجه گوجه فرنگي به آب ، گلخانه بايد داراي آب كافي باشد . - از نوع سيستم حرارتي استفاده شود كه سرويس خدماتي مربوطه در دسترس باشد . - محل احداث گلخانه حتي الامكان دور از سايه درختان و ساختمانها باشد . جهت ساختمان گلخانه شمالي ـ جنوبي بوده و رديفهاي كاشت نيز شمالي و جنوبي در نظر گرفته شوند . - محل احداث گلخانه مجهز به برق باشد . - از ديوار شمالي گلخانه كه مجهز به پنكه است به فاصله حدود 5/8 متر مانعي وجود نداشته باشد . - به منظور احداث چندين گلخانه نزديك هم فاصله هر گلخانه حدود 5/4 متر در نظر گرفته شود . - يكي از نكاتي كه در گلخانه ها مطرح است و بايد مورد توجه قرار گيرد مسئله بهداشتي بودن محيط گلخانه مي باشد . معمولا پس از برداشت محصول گوجه فرنگي مازاد آن را از گلخانه خارج نموده سپس سقف ، ديواره ها ، وسائل حرارتي و تهويه ، كف گلخانه ، بسترها و گلدانها و به طور كلي تمام اشياء موجود در گلخانه را به وسيله آب تميز كنند . به منظور ضد عفوني گلخانه و وسايل و ادوات موجود در آن مي توان از محلولهاي پاك كننده شيميايي يا محلول 1 به 25 فرمالين استفاده كرد كه در اينصورت قبل از كاشت نشاء هواي گلخانه را بايد كاملا تعويض نمود تهويه ساده ترين سيستم تهويه در گلخانه هاي گوجه فرنگي ، نصب پنجره مي باشد كه بايد تعداد و اندازه آنها متناسب با حجم گلخانه بوده و در جهات مناسب ديواره هاي گلخانه تعبيه نمود . كانالهاي پلاستيكي كه در طول گلخانه از سقف آويزان شده و از يكطرف توسط پنكه هواي تازه به داخل آن هدايت مي شود يكي ديگر از روشهاي مناسب تهويه به شمار ميرود . در اين روش معمولا پنكه هاي تخليه هوا باعث خارج شدن هواي گرم گلخانه شده كه به جاي آن هواي تازه از سوراخهاي كانال پلاستيكي داخل گلخانه مي گردد . استفاده از حرارت مصنوعي در گلخانه براي گرم كردن گلخانه منابع حرارتي مختلف مانند برق ، نفت ، گازوئيل ، چوب و آب گرم وجود دارد كه بسته به هزينه از هركدام مي توان در مناطق گوناگون استفاده نمود . سيستمي كه براي گرم كردن گلخانه ها در نظر گرفته مي شود بايد حرارت لازم را تامين كرده و از آنجا كه كنترل درجه حرارت در اين گلخانه ها به خصوص انواع پلاستيكي آن نياز به دقت زياد دارد استفاده از سيستم خودكار مناسبتر مي باشد . گرم كردن گلخانه به وسيله لوله هاي آب گرم و يا كانالهاي پلاستيكي كه بين رديفهاي گوجه فرنگي قرار ميگيرد ترجيح داده مي شود زيرا ضمن كاهش رطوبت اطراف بوته ها ، حرارت بيشتري توليد مي كند . آبرساني علاوه بر آبياري دستي به وسيله شلنگ كه يك روش ساده محسوب مي شود مي توان از آبياري قطره اي در گلخانه هاي پرورش گوجه فرنگي نيز استفاده نمود . اين روش ضمن كنترل يكنواخت رطوبت خاك ، برنامه آبرساني را سهل تر كرده و نيازمنديهاي مربوط به آب و كارگر را كاهش خواهد داد . آبياري قطره اي ممكن است انواع مختلف داشته باشد كه در زير به يك نوع آن اشاره مي شود . در اين روش لوله اصلي ، آب را به داخل لوله هاي هدايت كننده اي كه داراي سوراخهايي به قطر 035/0 اينچ مي باشند رسانيده سپس توسط شلنگهاي بسيار نازكي به قطر 045/0 تا 036/0 اينچ آب به داخل گلدان و يا در بستر كنار بوته ها منتقل خواهد شد . به منظور پخش يكنواخت آب بايد طول لوله هاي هدايت كننده و قطر آن با فاصله بين سوراخها و فشار آب تناسب داشته باشد . ضمنا لوله هاي هدايت كننده بايد طوري نصب شوند كه شيب آنها به طرف بالا قرار نگيرد . اين سيستم آبياري كه براي پرورش گوجه فرنگي در گلدان بسيار مناسب مي باشد نياز به پمپهايي براي به جريان انداختن آب در لوله ها دارد كه بايد ظرفيت آن متناسب با تعداد لوله هاي هدايت كننده آب و سوراخهاي آن تعيين شود . آبياري قطره اي در روشهاي هايدروپونيك كه محلول غذايي از روي بستر در اختيار گياه قرار مي گيرد مورد استفاده هاي فراواني دارد . سيستمهاي مختلف كاشت و پرورش گوجه فرنگي در گلخانه Border Culture در صورتيكه خاك كف گلخانه خوب و عاري از آفات و بيماريها باشد اين روش يكي از روشهاي ايده آل محسوب مي گردد . به همين دليل براي استفاده از اين روش بايد قبل از ساختن گلخانه خاك مورد آزمايش قرار گيرد . از اين روش فقط در چند سال اول كه خاك مناسب است استفاده شده و بعد از آن به روشهاي ديگر مثلا استفاده از گلدان تبديل مي گردد . براي اين منظور بسترهايي در كف گلخانه تهيه نموده و آنها را توسط راهروهاي سيماني با ديواره هاي كوتاه از هم جدا مي كنند . معمولا در اين سيستم به جاي گلخانه از تونلهاي پلاستيكي نيز استفاده مي كنند . خاك گوجه فرنگي براي گسترش ريشه هاي عميق و قوي خود احتياج به زميني نرم و عميق دارد . بنابراين گلخانه بايد در محلي بنا شود كه داراي خاكي نرم و قوي بوده و در آن زهكشي به خوبي انجام گيرد . از خاكهاي سرد و مرطوب براي كشت گوجه فرنگي در گلخانه بايد بر حذر بود . چنانچه خاك در اثر كشت مجدد مبتلا به آفات و امراض گردد بايد آن را تعويض كرد كه بدين منظور خاكهاي زراعتي قوي كه قبلا در آن گوجه فرنگي كشت نشده باشد نتيجه خوبي خواهد داشت ، استفاده كرد . همچنين مي توان با ضد عفوني آفات موجود در خاك را از بين برد . گوجه فرنگي به خاكهاي قوي و خوب آماده شده PH آن 5/6 باشد نياز دارد . خاك را ابتدا شخم زده بعد از خارج كردن علفهاي هرز مقداري كود حيواني حدود 10 كيلوگرم در مترمربع و گاهي پيت موس به مقدار 6 كيلوگرم در هر مترمربع به خاك بستر اضافه مي نمايند . چنانچه مقداري كمپوست به خاك گوجه فرنگي اضافه شود در عملكرد محصول بي تاثير نخواهد بود . |
|
|
|