کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > دانشگاه > پزشكي, بيولوژي , روانشناسی

پزشكي, بيولوژي , روانشناسی بحث و گفتگو در زمینه های پزشکی و مطرح کردن سوالات خود در این زمینه ها

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-13-2007   #181 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

زالزالك

Hawthorn

زالزالك در اروپا، به ويژه در آلمان براي معالجه بيماران مبتلا به فعاليت نامنظم قلب مورد استفاده قرار مي گيرد. زالزالك در دمان آنژين، سفتي رگها و برخي از انواع خفيف بي نظمي ضربان قلب نيز مؤثر است. اگر پزشك معالج شما مصرف زالزالك را برايتان توصيه كرده است، احتمالاً از بيماري قلبي خيلي جزئي رنج مي بريد و مطالعات به عمل آمده نشان مي دهد كه زالزالك مي تواند در كنترل آن به شما كمك كند.

معرفي گياه

زالزالك يك گياه تيغ دار معمول است كه طول آن به پنج پا مي رسد و در دامنه كوهها و اراضي جنگلي آفتابي در سرتاسر جهان مي رويد. گلهاي اين گياه در ماه "مي" شكوفه مي دهد اما به رغم اينكه زالزالك جزو تيره گياهان طبي مانند انواع رز است ليكن گلهاي اين گياه معطر نيست. گلهاي آن در بوته هاي كوچك رشد مي كنند و به رنگ سفيد، قرمز يا صورتي هستند.

دانه هاي كوچك اين گياه كه به آنها زالزالك گفته ميشود پس از شكوفايي گلها رشد مي كنند. ميوه اين گياه معمولاً پس از رسيدن رنگ قرمز به خود مي گيرند اما رنگ سياه آن نيز يافت ميشود. برگهاي زالزالك درخشان است و به اشكال و اندازه هاي گوناگون رشد مي كنند.

تركيبات گياه

تهيه دارو از زالزالك از برگها، دانه و گاهي اوقات از گلهاي آن (فقط گلهاي سفيد خواص درماني دارند) آغاز ميشود. اين قسمتها خشكانده ميشوند و سپس به پودر تبديل مي شوند. پودر تهيه شده به صورت انواع كپسول در مي آيد يا توأم با آب به الكل يا گليسرين (مايعي شيرين و غلي الكلي) اضافه ميشود. در نتيجه نوع مايع آن را نيز مي توان تهيه كرد. اگر الكل و آب با مواد گياهان طبي مخلوط و مايع دارويي از آن تهيه شود، در آن صورت الكل و آب تركيبي قابل هضمتر را تشكيل خواهند داد.

اشكال موجود

زالزالك به صورت انواع كپسول، تنتور، عصاره هاي مايع استاندارد يا عصاره هاي جامد عرضه ميشود. مي توان از برگها، گلها و دانه هاي زالزالك خشك چاي نيز درست كرد.

نحوه مصرف

درصدد تهيه و مصرف فرآروده هاي استاندارد زالزالك باشيد. در پي مصرف نوعي محصول زالزالك باشيد كه برچسب روي آن مؤيد محتواي استاندارد حاوي 4 تا 10 ميلي گرم فلاونويي يا 30 تا 160 ميلي گرم پروسيانيدين اليگومريك و يا 1/8 درصد رامنوسيد ويتكسين يا 10 درصد پروسيانيدين باشد. اگر براي نارسايي يا آنژين قلبي ناگزير به مصرف زالزالك هستيد، لازم است مصرف آنرا حداقل قبل از احساس هر نوع نتيجه اي به مدت شش هفته و روزي سه بار ادامه دهيد.

نكات احتياطي

انجمن فرآورده هاي گياهان دارويي آمريكا زالزالك را از نظر بي خطر بودن درجه 1 ارزيابي كرده است كه اين ارزيابي نشاندهنده اين است كه گياه مزبور ضمن ميزان بالاي مصرفي خيلي بي خطر است. حتي با وجود اين حالت، همواره عاقلانه خواهد بود اگر دستورالعمل دوز مصرفي آن رعايت شود. در صورت باردار بودن از مصرف زالزالك پرهيز شود.

توجه به هر نوع تغييري كه در طول مصرف زالزالك احساس مي كنيد فوق العاده حائز اهميت است. درد زياد، حملات زيادتر آنژين، تحليل و ضعف بيشتر در طول قدم زدن يا ورزش كردن جملگي دلايل خوبي دال بر ضرورت اجتناب از مصرف زالزالك است و لازم است بلافاصله با پزشك معالج خود مشورت كنيد. اگر با هيچكدام از اين علايم بيماري مواجه نيستيد، در صورت حصول بهبود پس از شش هفته درمان با زالزالك با پزشك معالج خود صحبت كنيد. روند پيشرفت شما حتي اگر احساس مي كنيد داريد بهتر مي شويد بايد تحت نظر پزشك باشد.

تداخل هاي احتمالي

زالزالك اثرات درماني ديژيتاليس ديگوكسين را تشديد مي كند و از اينرو در صورت مصرف ديژيتاليس از مصرف توأم زالزالك بپرهيزيد. زالزالك مي تواند در كنار ساير تقويت كننده ها (نظير منيزيم يا ويتامين B6) يا گياهان دارويي (مانند سير يا قارچ خوراكي ريشي) در درمان سيستم قلبي- عروقي اثرات مثبتي بر جاي گذارد.
__________________
گفتمش بايد بري نامم ز ياد

گفت آري مي برم اما زياد

Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #182 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

انگور خرس

انگور خرس يك گياه قابض فوق‌العاده قوي و ضد ميكروب است و از گذشته‌هاي دور، از اين گياه براي درمان عفونت‌هاي مثانه و دفع سنگ كليه استفاده مي‌شده است. بوميان آمريكايي براي جلوگيري از مسموميت پوست بدن كه در اثر تماس با نوعي پيچك سمي حاصل مي‌شود،و بدن مصدوم را با برگ‌هاي اين گياه شستشو مي‌دهند.
ميوه انگور خرس بيمزه است، ولي احتمالاً براي خرس‌ها كه اين ميوه را دوست دارند چنين نيست .

زيستگاه طبيعي :
اين گياه در شرايط آب و هواي سرد مثل مناطق اروپاي شمالي، قسمت‌هاي شمالي آمريكاي شمالي و نيز شمال كشور خودمان ايران يافت مي‌شود. در جنگل‌هاي كاج، زمين‌هاي صخره‌اي و شني-‌خاكي به خوبي مي‌رويد. انگور خرس همچنين به شكل يك گياه تزييني نيز كشت مي‌شود .

مشخصات ظاهري :
طول بوته‌ي كوتاه هميشه سبز اين گياه كه رونده مي‌باشد، به 15 سانتي‌متر مي‌رسد. گياه داراي شاخه‌هاي فراواني به رنگ تيره و بندبند مي‌باشد. برگ‌هاي گياه انگورخرس كه برنگ سبز تيره هستند. سفت و حالت چرمي دارند و در راس دايره‌اي مي‌شوند. گل انگور خرس كه به شكل زنگ مي‌باشد، به رنگ‌هاي سفيد، صورتي و يا به رگه‌هاي قرمز ديده مي‌شود. همين گل‌ها در فصل پاييز تبديل به ميوه‌هاي قرمز روشن و به اندازه مويز مي‌شوند .
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #183 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

درختـی که رازهای گذشته را در خود دارد

Ginkgo biloba

اکثريت وسيعی از افرادی که مبتلا به عارضه «طنين صدا» در گوش هستند در طول تلاشهای خود برای رهايی يافتن از اين عارضه ی ممتد با درخت پر سياوش مويي يا همان Ginkgi biloba برخورد داشته اند. بعضی از اين افراد به استفاده از آن ادامه می دهند، بعضی با تأمل و درنگ در مورد مصرف آن تصميم می گيرندو بعضی از ترشحات برگهای خشک آن سود می برند. اين درخت از کهن ترين گونه های باقی مانده در روی زمين است که قدمت آن به حدود 200 ميليون سال پيش در عصر دايناسورها باز می گردد. زمانی بر اين باور بودند که درخت پرسياوش مويی دارای قدرتهای جادويی است و امروزه اين مطلب پذيرفته شده است که جينکو دارای نقش و اثر دارويي بر حقی است. ترشحات جينکو که به صورت قرص، مايع يا تزريق درون رگی تهيه می شوند به دلايل بسياری برای نارسايی مغزی مصرف می شوند. مکانيسم عمل آن به اين صورت است که با افزايش دادن جريان خون به سمت مغز و توسعه و بهبود ارسال پيامهای عصبی موجب کاهش نارسايي مغز می شود. همچنين اين محصول يک تنظيف کننده ی بدون راديکال آزاد است. نارسايی مغزی –که هنوز کارهای بيشتری برای درک ماهيت آن در حال انجام است- می تواند باعث ايجاد مشکلاتی در مهارتها و قابليتهای معمولی فردی، کاهش انرژی و توانايی فيزيکی، افسردگی، پرخاشگری، سرگيجه، سردرد و صدای زنگ در گوش شود. با آن که بعضی از افراد مبتلا به طنين صدا در گوش به مفيد بودن جينکو ايمان دارند افراد ديگری اعتقاد دارند که جينکو رويهمرفته در اين مورد بی اثر است.
يکی از جنبه های قابل درخواست جينکو –همان طور که قبلاً اشاره شد برای درمان طنين صدا در گوش است. مسئله ی مهم در مورد اين درمان آن است که از درمانهای تقريباً ارزان به شمار می رود و دارای عوارض جانبی بسيار جزئی و ناچيزی است.
يکی از دلايلی که استفاده از جينکو توسط بسياری از بيماران کنار گذاشته شد آن بود که اين گياه در مورد آنها باعث بهبود صدای گوش نشد و علاوه بر آن در حدود يک چهارم افراد اپيستاکسی (خونريزش بينی) ايجاد شد.
در مورد مکانيسم اين عمل بايد گفت مهمترين اجزای جينکو شامل فلاونوئيدها و ترپنوئيدها می شوند. جينکوليد B ،ترپنوئيدی که تا کنون وجود آن در هيچ گونه ی ديگری گزارش نشده است، در شرايط آزمايشگاهی از عمل عاملهای فعال کننده ی پلاکتهای خونی جلوگيری می کند. اين عامل ها برای شروع تجمع يافتن پلاکتهای خونی ضروری هستند و اين مرحله در حقيقت مرحله ی آغازين انعقاد خون است. پس بنابراين ممکن است جينکو بتواند در شرايط طبيعی بر روند لخته شدن خون تأثير منفی بگذارد. و اين می تواند دليلی باشد برای ان که چرا روز به روز بر تعداد خونريزش بينی در ميان افرادی که از جينکو استفاده می کنند افزوده می شود. پس اين سؤال ايجاد می شود که اگر جينکو واقعاً باعث خونريزش بينی می شودپس در داخل بدن چه تأثيراتی می تواند داشته باشد؟
در ژوئن 1996 نشريه ی عصب شناسی گزارشی را در مورد خانمی منتشر کرد که به مدت دو سال روزانه 120 ميلی گرم جينکو مصرف کرده بود و تومورهای لخته خونی روی دو طرف سر بر روی پوشش مغز او به وجود آمده بودند که به بافت مغز فشار وارد می کرد. اين بيمار هيچ سابقه ای در زخم های سر نداشت و تنها داروهايی که غير از جينکو مصرف کرده بود استامينوفن و نيز ارگوتامين/ کافئين در يک دوره ی کوتاه بود و به خصوص اين فرد هيچ داروی ضد لخته شدن خون مصرف نکرده بود. و نيز هيچ گونه آسپرين يا داروهای بدون استروئيد يا ضد اشتعال توسط وی مصرف نشده بود.
خونريزی او در مدت زمان طولانی ادامه يافت ولی با قطع مصرف جينکو پايان گرفت. البته اين بيمار مجبور به يک عمل جراحی اورژانسی برای برداشتند لخته های خون ايجاد شده در کاسه ی سر خود گرديد ولی خوشبختانه عمل او کاملاً موفقيت آميز بود.
معمولاً يک گزارش مجزا مانند اين علاقه انسان را به مقدار کمی تحريک می کند. هرچند که چنين گزارشهايی می توانند به چند دليل پر مزاحمت باشند:
1- بيشتر افراد وقتی توسط پزشک خود برای فهرست کردن داروهای مصرفی اخير خود درخواست می شوند، جينکو را جزو اين فهرست قرار نمی دهند.
2- بيشتر پزشکان علاقه ای به ديدن عناصری از قبيل جينکو در فهرست دارويی اخير فرد ندارند و نيز به تأثيرات آن اهميت نداده و مهم نمی شمارند.
3- بيشتر پزشکان تأثيرات ضد انعقادی جينکو را به حساب نمی آورند.
اين سه عامل می توانند بالقوه در گزارشهايی که از سوی بيماران می رسد همکاری داشته و مؤثر باشند.
در واقع 9 ماه پس از گزارشی که در مورد بيمار مبتلا به لخته های خون در مغز داده شد، يک مورد از هيفمای خود بخودی نادر که خونريزی در حفره ی جلويی چشم بود در مردی که برای مدت طولانی از جينکو استفاده کرده بود گزارش داده شد. بنابراين يک فرد محتاط در مورد مصرف جينکو بايد تجربيات ديگران و تأثير آن را در نظر داشته باشد. به هر حال به نظر منطقی است که بدترين حالت ممکنه ناشی از مصرف جينکو را در نظر داشته باشيم و به خاطر بياوريم در کنار تأثير مثبت جينکو در ساکت کردن صدای زنگ گوش، عوارض جانبی آن در جلوگيری از انعقاد خون قابل تأمل است. در واقع مصرف جينکو می تواند زمينه را برای انواع خونريزی (نه فقط خونريزش بينی) فراهم سازد. خوشبختانه يک تست مناسب برای سنجش مدت زمان انعقاد پلاکتهای خونی در شرايط آزمايشگاهی وجود دارد. به طور مثال اگر از تراکم پلاکتهای خونی توسط عاملی ممانعت به عمل آمده باشد مدت زمان انعقاد خون افزايش می يابد. مدت زمان انعقاد خون همچنين می تواند توسط يک فن شناس برآورد شود به اين طريق که شی نوک تيزی به سمت ساعد پرتاب می شود که يک شکاف بسيار سطحی (با عمق يک ميلی متر) در پوست ايجاد می کند و خون را با فشار 40 ميليمتر جيوه بيرون می راند که از اين طريق نيز می توان زمان لخته شدن خون را برآورد کرد.
با وجود تمام اين مسائل يک توافق جمعی وجود دارد که اگر جينکو در طول مدت سه ماه برای درمان عارضه ای مؤثر نباشد پس از اين مدت ديگر تأثيری نخواهد داشت و مصرف آن بايد قطع گردد. و اگر تأثير مساعد جينکو فرد را وادار کرد که برای مدت بيش از سه ماه از آن استفاده کند بايد برای پيشگيری از عوارض آن، هر شش ماه يکبار آزمون سنجش مدت زمان انعقاد خون بدهد. و اگر اين مدت زمان طی آزمايشهای متوالی افزايش يافته بود بايد با مشورت پزشک تصميمی گرفته شود مبنی بر اين که مصرف جينکو ادادمه يابد يا خير.
همچنين اگر لخته های خون، خونريزش بينی، اثار کبودشدگی و علائمی از اين قبيل در هنگام آغاز مصرف جينکو مشاهده شد بايد در مورد ادامه مصرف آن با پزشک مشورت گردد. اين مطلب در مورد فردی که از يک داروی ضد انعقاد خون استفاده می کند و نياز به شروع مصرف جينکو نيز دارد صادق است.
در هر صورت جينکو يک داروی مؤثر جهت برطرف ساختن صدای زنگ در گوش است و تحقيق در مورد آن همچنان ادامه دارد.

نام قديمی جينکو بيلوبا (Ginkgo biloba)، Salisburia adiantifolia بوده است و نيز دارای نامهای رايج درخت پر سياوش مويی و درخت چهل تاج می باشد و همچنين نامهای چينی زيادی برای آن وجود دارد. در ژاپن نيز به ان Icho و به ميوه ی آن Ginnan می گويند. اين درخت وقتی که جوان است دارای شکل هرمی باشاخه های بلند قائم و قلمی است و هنگامی که مسنتر شد تاج آن پراکنده و نامنظم می شود. اين درخت می تواند تا 35 متر طول و 10 متر قطر ساقه داشته باشد.
اين درخت برگ ريز است و برگهای آن بر روی شاخه های بلند پراکنده هستند در حالی که در رأس شاخه های کوتاه ترکام يافته اند. شاخه های کوتاه اين درخت نمود بسيار جالبی از گياه جينکو هستند که هر ساله تاجی از برگهای جديد درست می کنندو همچنين توليد ميکروسپورانژيوم و تخمک توسط اين شاخ های کوتاه صورت می گيرد.
شاخه های کوتاه پس از چند سال که زمان ان در واريته های مختلف فرق می کند بلند شده و توليد برگهای پراکنده و غير مجتمع می نمايند. شاخه های بلند معمولاً يک شاخه ی کوتاه انتهايی برای چند سال بعد ايجاد می نمايند. اين قابليت توليد شاخه های کوتاه می تواند دليل آن باشد که چرا مدت زمان رشد درخت در مقايسه با ساير نهاندانگان طولانی است. و همچنين می تواند روشن سازد که چگونه درخت می تواند از اين قابليت خوب برای بقا برخوردار باشد.
برگهای جينکو دارای دمبرگ بلند بوده و در شکل و اندازه های متنوع هستند. در کل برگهای جينکو دارای دو لوب، فاقد رگبرگ ميانی و به طور غير عادی کنگره دار هستند. رگبرگها مکرراً منشعب می شوند و بعضی از آنها در هم ادغام می گردند. (Anastomose). اين گياه دوپايه بوده و اسپورانژيومهای آن روی شاخه های کوتاه تشکيل می شوند. ميکرواسپورانژيومها با آرايش نگينی يا تسمه ای به تعداد 3 تا 6 عدد بر روی شاخه قرار گرفته اند و هر يک مانند يک محور نوسانی پرچمهای زيادی را که نزديک به هم مرتب شده اند، در بر می گيرند. پرچم در حقيقت يک برآمدگی با پايه کوتاه با 2 تا 4 کيسه گرده استکه به صورت طولی شکاف می خورند.
مگاسپورانژيومها معمولاً به تعداد 1تا 3 عدد به صورت افراشته بر روی شاخه قرار می گيرند و هر يک شامل يک شاخه بلند هستند کخ يک تخمک را در هر سمت خود نگه می دارد (بعضی اوقات سه تخمک در هر سمت قرار دارد).
تخمک بدون پايه و صاف بوده و در پايه دارای يقه می باشد و برهنه است. ميوه ی جينکو شفت مانند با گوشت نارنجی است که يک درون بر چوبی را می پوشاند.
جنين معمولاً 2 تا 3 لپه است. ميوه های جينکو در پاييز در هنگام افتادن مقادير زيادی بوتيريک اسيد توليد می کنند که سبب ايجاد بوی نامطبوع و زننده ای می شود.
الويس و هنری چند واريته از جينکو را در نشريه خود بر شمرده اند که عبارت است از: Variegata (لکه لکه)، آونگی، برگ بزرگ دندانه دندانه، برگ سه لوبی و درخت تاج نوک تيز جينکو که البته هيچ يک از اين واريته های در ژاپن وجود ندارد هرچند که دو نمونه از واريته آونگی در باغ گياهشناسی دولتی نيوزيلند نگه داری می شود. همچنين واريته ای با برگهای زرد کوچک، واريته ای با برگهای معمولی و واريته ای بينابين اين دو حالت وجود دارد و واريته ی برگ معمولی جينکو رايج ترين نوع جينکو در مناطق مختلف جهان است. همچنين واريته ای از جينکو وجود دارد که ميوه های بسيار کوچکی توليد می کند. يک پديده ی جالب ديگر در ميان واريته های جينکو که می تواند خود به عنوان يک واريته در نظر گرفته شود، هاتسوکی (Hatsuki) يا همان نوعی از جينکو است که بر روی برگهای خود توليد ميوه می کند. اين واريته بيش از 100 سال است که در فرهنگ ژاپن شناخته شده است. اين واريته ی جينکو بسيار کمياب است و فقط دو درخت از آن در ايباراکی وجود دارد که هر دو به عنوان گنجهای ملی تحت حفاظت قرار دارند. اين درختان ميوه و برگ را به طور طبيعی توليد می کنند و فقط بعضی از برگها ميوه بر روی خود توليد می کنند. هيچ صفت اشکاری در اين واريته جينکو وجود ندارد که بتوان به کمک آن جنسيت گياه را تشخيص داد. مگر توليد اسپورانژيومها در بهار و از آن جا که اين درخت به طور کلی هر 50 سال يک بار گل می دهد بايد زمان نسبتاً طولانی به انتظار نشست!! البته اين مطلب در مورد واريته های ديگر جينکو نيز صادق است.
ولی از طريق مقايسه مورفولوژيکی کروموزمومها می توان پی به جنسيت گياه برد زيرا جنس ماده جينکو فاقد يک قطعه ی ماهواره ای ک.چک بر روی يکی از کروموزمهای خود می باشد. بايد گفت که تعيين جنسيت اين درختان بيشتر در کشورهايی غير از چين و ژاپن مهم است زيرا به دليل بوی نامطبوع ميوه های رسيده ی آن در پاييز بيشتر کاشتن پايه های نر آن ترجيح داده می شوند. با اين حال به نظر می رسد مردم ژاپن به اين بو زياد اهميت نمی دهند زيرا بسياری از مردم دانه های آن را برای مصارف غذايي جمع می کنند.
گفته می شود که پايه های نر جينکو افراشته تر از پايه های ماده و هرمی هستند و پايه های ماده فشرده با شاخه های افتاده و آونگی هستند ولی حالت برعکس اين صفات نيز مشاهده شده است که استفاده از اين صفت را برای تشخيص جنسيت جينکو نامطمئن می سازد. به هر حال بهتر است جنسيت جينکو را از روی دانه های يآ نوعی آنتی بادی تعيين کنيم.
Chi-Chi يا نوک غده ای بيشتر در درختان مسن ايجاد می شود . به طور مثال يک پايه نر جينکو در باغ کيو در حال توليد چنين ساختاری است و حدود 200 سال عمر دارد. ولی اين غده های بر روی درختان ماده در سنين پايين تری در حدود 56 سال ايجاد می شوند. اين غده های به صورت منفرد يا خوشه ای توليد می شوندو در صورت رسيدن به زمين می توانند ايجاد ريشه نمايند.

 پراکنش و خاستگاه
خاستگاه راسته جينکوآلس متعلق به دوره پرمين (200 تا 225 ميليون سال پيش) می باشد. به نظر می رسد که تکامل اين گياه در دوره ژوراسيک (100 ميليون سال پيش) به اوج خود رسيده باشد و فرم برگهای جينکو از آن زمان تغيير نکرده است. جينکو پراکندگی بسيار وسيعی در سطح کره ی زيمن داشته است و فسيل آن تقريباً در هر مکانی از جمله استراليا و نيوزيلند يافت می شود. شايان ذکر است که فسيل گونه ی ديگری به نام Baiera برگهايی بسيار شبيه به برگهای جوان جينکو و برگهايی که از پايه درخت توليد می شوند دارد. از اين سابقه مشخص می شود که چرا جينکو با نام «فسيل زنده» ناميده می شود. (اين اصطلاح برای اولين بار توسط داروين در مورد گونه هايی به کار برده شد که تمامی خويشاوندان آنها منقرض شده و تنها خود گونه بقا يافته بود). تکامل اين درخت در حدود 125 ميليون سال پيش هنگامی که هنوز دايناسورها بر روی زمين پرسه می زدند پايان يافت و از آن زمان بدون تغيير باقی مانده است.
جينکو بيلوبا در حقيقت يک عضو تنهای زنده از نژاد مقتدر گياهان شاخه ی خود است و بنابراين پيوست با ارزش و دقيقی ميان حال و گذشته ی دور زمين محسوب می شود.
امروزه درخت جينکو به طور طبيعی در مناطق کوهستانی دور در چين شرقی می رويد با اين حال به طور مصنوعی در مناطق وسيعی از جهان از جمله چين، کره و ژاپن کاشته می شود. قديميترين نمونه های جينکو در باغهای کهن معابد، قصرها و پرستشگاه های ژاپن وحود داردو چند درخت مشهور جينکو نيز در اين مکانها قرار دارد. به طور مثال درختی که در معبد هاچيمن در کاماکورا در جنوب توکيو قرار دارد به اين دليل مشهور است که يک فرد قاتل قبل از اثبات آن که قتل توسط او انجام شده در سال 1290 در پشت آن درخت پنهان شده بود! اين درخت هنوز هم در معبد وجود دارد و هر ساله دانه های زيادی توليد می کند. همچنين تعداد زيادی از پايه های گياه جينکو در پارکها و ميدانهای ژاپن کاشته می شود. همچنين ميدانهايی در تسکوبا از جينکو وجود داردکه گفته می شود تا 100 سال قدمت دارند. چرا درخت جينکو در ژاپن اينقدر محبوبيت دارد؟ برای اين مطلب دلايل چندی وجود دارد از جمله اين که برگهای جينکو در پاييز به زرد طلايي (مانند پاهای مرغابی طلايی) تبديل می شوند. که اين عبارت يکی از نامهايی است که مردم چين به برگهای جينکو داده اند. همچنين درخت جينکو در ژاپن سمبل طول عمر زياد است و ممکن است به همين دليل باشد که در پرستشگاه ها محبوبيت دارد. دانه های جينکو خوشمزه هستندو معمولاً همراه با نوعی خوراک فرنی تخم مرغ به نام «چاوان موشی» مصرف می شوند. جينکو همچنين به دليل مقاومت در برابر آلودگی هوا در شهرهای آلوده بسيرا مناسب است و نيز در برابر حملات قارچی و حشره ای و آفات مقاوم است.

 چرا جينکو را مطالعه می کنيم؟
هنگامی که جينکو برای اولين بار به تاکسونوميستهای اروپايي شناسانده شد به عنوان يکی از اعضای خانواده مخروطيان مورد توجه قرار گرفت و در تاکزاسه طبقه بندی شد. با اين حال در 1895 گياه شناسی به نام هيراس در دانشگاه توکيو نتيجه تحقيق خود را مبنی بر اين که تخمکهای جينکو با اسپرمهای متحرک که توسط لوله هايی شبيه لوله های گرده نهاندانگان انتقال می يابند، تلقيح می شوند. اين خصوصيت جينکو را اساساً از ساير مخروطيان و گياهان گلدار که هسته نر غير متحرک دارند متمايز می سازد.
اسپرمهای متحرک تنها در گياهان ابتدايی، سرخس ها و سيکادها مشاهده شده است. اين کشف در واقع طبيعت منحصر به فرد جينکو را آشکار می سازد. بنابراین جينکو تنها گونه ی زنده در راسته است.
در حقيقت بايد جزئيات بيشتری از ساختار اسپرم های متحرک جينکو و تفاوتهای آنها با ساير اسپرمهای متحرک آشکار شود ولی اين مطالعه قدری مشکل است زيرا زمان آشکار شدن اسپرمها در يک دوره ی 14 روزه 2 ساعت در هر روز است که مطالعه دقيق در مورد آن را مشکل می سازد.
 چرخه توليد مثلی:
وقايعی که نهايتاً منجر به توليد دانه های رسيده جينکو می شود حدود 14 ماه طول می کشد. تشکيل گرده، بلوغ گامتوفيت ماده و نر و لقاح در طول يک فصل (از آپريل تا سپتامبر درکره شمالی) انجام می شود ولی تشکيل جنين تا بهار سال بعد تکميل نمی گردد. درختان تنها هر 50 سال يک بار گل توليد می کنند به همين دليل است که يکی ديگر از نامهای محلی درخت جينکو در زبان چينی «کانگ سان شو» است که به معنی «درخت نوه و پدر بزرگ» می باشد. زيرا وقتی فردی جينکو را می کارد فقط نوه های او می توانند از ديدن گل و ميوه های آن لذت ببرند.
 رشد شناسی (Ontogeny) اوليه گامتوفيت نر
ميکرواستروبيلها که در بهار به وجود آمده اند در تابستان رشد يافته و در پاييز به بالاترين حد رشد خود می رسند. در طول زمستان آنها در حالت ميکروسپوروسيت باقی مانده و تقسيم ميوز و توليد ميکروسپورانژيوم انجام می گيرد. مشاهده شده است که پايه های نر معمولاً توده های نگينی يا تسمه ای بر روی خود حمل می کنند که احتمالاً برای مقاومت در مقابل گرمای تابستان است.
 رشد گامتوفيت نر
رشد گامتوفيت نر در جينکو بسيار شبيه به اين چرخه در سيکادهاست غير از آن که در مورد جينکو به جای يک سلول پروتالی دو سلول مشاهده می شود. با اين حال اولين سلول پروتالی بسيار تحليل رفته و در نهايت در زمان تشکيل اسپرماتوزوئيد از بين می رود. بعد از تقسيم ميوز و تشکيل تتراد، دانه ی گرده حاوی يک سلول منفرد آندوسپرمال می شود که با تقسيم خود يک سلول پروتالی اوليه را به وجود می آورد و يک دو جنسی ابتدايی را تشکيل می دهد. اين سلول بزرگتر از تقسيم خود دومين سلول پروتالی و يک آنتريدی ابتدايی را تشکيل می دهد و اين آنتريدی از تقسيم خود سلول زايشی و سلول لوله گرده را توليد می کند. در اين مرحله گرده ها آزاد می شوند. دانه های گرده جينکو توسط باد پراکنده می شوند و درون يک قطره موسيلاژی که از ميکروپيل های تخمک ترشح می شوند قرار گرفته وارد آن می شوند. سپس قطره موسيلاژی بازجذب يا تبخير می شود تا دانه گرده بتواند وارد اتاق دانه گرده شود يعنی جايی که لوله گرده مکنده تشکيل شده و آخرين مراحل تکامل گامتوفيت نر شکل می گيرد.

 تشکيل و توسعه گامتوفيت ماده
در زمان تشکيل دانه گرده تخمک جوان شامل فقط يک ميکروسپورانژيوم طويل شده است که توسط پوششی که تقريباً در رأس خود دارای ميکروپيل است، احاطه می شود. تقسيم ميوز و تشکيل مگاسپورانژيوم تقريباً همزمان با تشکيل دانه گرده صورت می گيرد. توليد گامتوفيت ماده حدوداً از اواخر مارس تا ابتدای آگوست طول می کشد. تشکيل تخمک در جينکو با تقسيمهای آزاد هسته ای شبيه سيکادها و کاجها صورت می گيرد. بعد از اين مرحله که طی آن هشت هزار هسته آزاد توليد می شوند يک مرحله سلولی اتفاق می افتد که در طول آن تمامی پوششهای تخمدان و آرکگنها توليد می شوند. معمولاً 2 تا3 آرکگن توليد می شوند و پس از توليد آرکگن يک ستون ويژه از بافت گامتوفيت آنها بالا می رود. سپس در اواخر آگوست بافت هسته و مناطق نزديک غشای مگاسپور تخريب شده و يک اتاق آرکگن توليد می شود.
 لقاح
در طول تابستان دانه های گرده تندش يافته و انتهای مکنده لوله گرده به ديواره اتاق گرده متصل می شود و از آنجا چند شاخه شده و چندين انشعاب شبه ريزوييدی را به درون سلولهای هسته می فرستند. انتهای پروتالی لوله گرده طويل شده و به طور آزاد به اتاق آرکگن آويخته می شود. سلول زايشی تقسيم شده و باعث بالارفتن سلول نازا و سلول اسپرماتوژنوس می شود. لقاح جينکو در توکيو در اواخر آگوست تا اوايل سپتامبر در طول يک دوره 10 تا 14 روزه انجام می گيرد.
هسته سلول اسپرماتوژنوس بدون تشکيل يک ديواره ی حايل شکل می گيرد (اسپرمها فاقد ديواره هستند) و باعث توليأ دو اسپرم می گردد. اين اسپرمها نيز به سرعت تاژه های فنری خود را تشکيل می دهند. اسپرماتوزوييد بالغ شبيه اسپرم سيکاد ولی کوچکتر است و فقط 5/2 دور پيچيده است که اين حالت در سيکادها 5 تا 6 دور است. فلاژلومهای متعدد (10 تا 12 هزار در سيکاد و غير قابل شمارش در جينکو) در طول فنر متصل شده اند. لوله گرده باز شده و اسپرمها ازاد می شوند يعنی از شکاف جانبی به بيرون می خزند و وارد مايع اتاق آرکگن می شوند که آن هم در اين مرحله ايجاد می شود. همان طور که می داين اسپرمهای جينکو قدرت شنا در مسافتهای طولانی مانند سرخسها را ندارند. اين اسپرمها بسيار انعطاف پذيرند و هنگامی که وارد گردن آرکگن می شونددر حالت بسيار کشيده قرار دارند.
در اين مورد اختلاف نظر وجود دارد که آيا اسپرماتيد به طور کامل وارد گردن آرکگن می شود يا فلاژلومها بيرون باقی می مانند. هسته اسپرماتوزوييد جدا شده و با هسته تخم تماس يافته و يک تخم ديپلوئيد را به وجود می آورد. پيشنهاد شده است که لقاح جينکو می تواند بر روی زمين يا روی درخت انجام گيرد. در درختان جينکو که در تسکوبا قرار دارند لقاح بر روی درخت انجام می گيرد اما ميوه بلافاصله پس از اين دوره بر روی زمين می افتد و تشکيل جنين احتمالاً بر روی زمين انجام می شود. که اين موضوع البته از منطقه ای به منطقه ی ديگر و نيز در شرايط آب و هوايی مختلف فرق می کند. از آنجايی که جدا کردن ميوه از درخت خللی در لقاح ايجاد نمی کند نتيجه می گيريم که لقاح بر روی زمين هم می تواند انجام بگيرد.

 نمايي نزديکتر از سلولهای اسپرم
در طول جولای سلولهای زايشی ورم کرده و برای توليد سلولهای اسپرماتوژن و سلولهای نازا تقسيم می شوند. در اين مرحله سلول دوم پروتالی سريعاً بزرگ شده و توسط سلولهای نازا احاطه می شود. در اين مرحله يک بلفاروپلاست بعد از هسته شکل می گيرد و سپس تقسيم شده و يکی از بلفاروپلاستهای دختری به قطب مخالف هسته حرکت می کند. در اين هنگام همچنين يک محتوای سلولی غير عادی ديگر نيز رشد می يابد که شامل يک جفت گلوبول اسميوفيليک فرضی می باشد که به صورت مجزا بعد از هسته ايجاد می شود. به نظر می رسد که اين گلوبولها به عنوان انتقال دهنده های کروماتين در رأس اسپرم قبل از لقاح ايجاد نمی شوند (Lee.1955). هنگامی که اين رويدادها اتفاق می افتند هسته طويل شده و هسته های مجزايی از آن ايجاد می شوند.
يک مسئله ديگر که هنوز چيزی در مورد آن شناخته نشده است، ساختارهای رشته ای- دانه ای(microgranular) است که در انتهای پروتالی هسته رشد می يابند. اين ساختار دانه ای- رشته ای مانند سلول تقسيم می شود به نحوی که هر اسپرم قسمتی از آن را دارا می باشد. بعضی از محققين تشابه هايی را توسط ميکروسکوپ نوری بين هسته و جسم دانه ای رشته ای پيدا کرده اند. نکته جالب توجه در مورد تقسيم جينکو آن است که که پلاستيدها در هنگام تقسيم شدن هم فعال هستند و اين نشان می دهد که در جينکو وراثت مادری اتفاق نمی افتد.
بعد از تقسيم در طول آميزش بلفاروپلاستها با دوکهای قطبی، بلفاروپلاستها شکسته می شوند تا بتوانند پيوندهای فلاژلومی فنری را تشکيل دهند. گرچه نحوه تشکيل فنرها هنوز تحت بررسی است اما ساختارهای چند لايه به سرعت پس از شکسته شدن بلفاروپلاست ايجاد می گردند. پيوند فنری بر پايه يک ساختار چند لايه قرار گرفته است. در مورد اين ساختار اطلاعات زيادی دردسترس نيست. اما از لحاظ فيلوژنی بسيار مهم می باشند زيرا حداقل در جلبکهای سبز حضور يا غياب آنها عدم تقارن انواع کلاميدوموناس را که در آنها غايب است نشان می دهد و در انواع بدون تقارن پيشرفته تر حاضر می باشد.
ساختار چند لايه همچنين در غافث (Liverwort)، دم اسب و سيکاد وجود دارد. به هر صورت ساختار چند لايه از نظر تعداد لايه ها از دو عدد در سرخسها تا حدود 5 عدد در جينکو متفاوت است.
 نتيجه گيری...
از آلبرت سواد (1938) که در مورد تاريخچه ی فسيلی جينکو در پيشرفتهای علمی نوشت اين طور نقل می شود که: «برای قرن ها بود که جينکو در تصور مشرقی مورد توجه بود؛ درختی با برگهايی شبيه پاهای مرغابی طلايی، شی مورد تقديس و پرستش و يک افسانه که در مورد آن معتقد به داشتن قدرتهای معجزه اسا بودند. ما نيز بر خلاف دورنماي غربی خود، با اين عقيده در مورد اين درخت مقدس اعلام اتفاق می کنيم زيرا داستانهای مربوط به آن بر روی شنهای تاريخ نقش بسته است و در واقع اين درخت پر سياوش با روح های تاريخی پيوند يافته است. ما اين درخت را به عنوان سمبل ثبات و عدم تغيير و ميراثی از گذشته ای بسيار دورتر از قدرت درک بشـر می پذيريـم، درختـی که رازهای گذشته ی ناشمردنی را در خود دارد».
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #184 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

بتونيكا
Stachys officanlis, Betonic officinalis ..:

مصريان باستان معتقد بودند كه اين گياه داراي نيروهاي جادويي مي‌باشد و روميان درمان چهل بيماري مختلف را به اين گياه نسبت داده‌اند. بتونيكا يك داروي سنتي براي سردرد است و خاصيت آرام بخش خفيفي دارد و به عضلات حالت رخوت و سستي مي‌دهد و از همين روي، گياه پزشكان از آن براي كاهش تنش، درمان سردردهاي عصبي استفاده مي‌كند .

زيستگاه طبيعي :
بتونيكا يك گياه بومي اروپا است و در انگليس به وفور ديده مي‌شود. گياه در خاك‌هاي سبك و شني مناطق جنگلي كم درخت، حاشيه‌ي معابر جنگلي، كنار باتلاقها و در داخل بيشه‌ها پيدا مي‌شود .

مشخصات ظاهري :
بتونيكا گياه بادوامي است كه شبيه گزنه است و طول آن به 50 سانتي متر مي‌رسد. در بالاي ساقه‌ي گياه كه چهار گوش و شياردار است، يك بته مركب از چند برگ بزرگ كه به شكل قلب هستند، مي‌رويد. برگ‌هاي رويي كه سخت تر هستند، ساقه ندارند. و روي آنها را غده‌هايي پوشانيده است. لبه‌ي اين برگ‌ها دندانه‌دار است. گل‌هاي قرمز متمايل به ارغواني از اواسط تابستان تا نيمه‌ي پاييز در قاعده بته‌ها ديده مي‌شوند .


Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #185 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

انگور فرنگي سياه
:.. ‏Ribes nigrum ..: ‏

اين گياه زماني در جنگل‌هاي اروپاي شمالي فراوان يافت مي‌شد و براي غذا جمع‌آوري مي‌گرديد. امروزه اين گياه را همراه با انواع ديگر آن، كشت و پرورش مي‌دهند. از ميوه‌ي آن مربا، ژله و كلوچه تهيه مي‌كنند. امروزه ميوه‌هاي پرورشي اين گياه به طور گسترده در غذا و صنعت نوشابه‌سازي استفاده مي‌شود و به دليل آنكه سرشار از ويتامين C است، يكي از اجزاي اصلي تقويت كننده‌ها و نوشابه‌ها به شمار مي‌آيد. شربت‌ آن را به ديگر نوشيدني‌ها اضافه كرده و يك تركيب اشتهاآور تابستاني از آن تهيه مي‌كنند. برگ‌هاي تازه‌ي گياه را براي عطر بخشيدن به نوشيدني‌ها اضافه مي‌كنند. دم كرده‌ي برگ‌هاي آن وقتي سرد مي‌شود، تشنگي را در هواي گرم بر طرف مي‌نمايد. خواص دارويي گياه. آن را بيش از هر چيز ارزشمند مي‌نمايد.
نام ديگر آن كه متداول است،‌ «ميوه‌ي ورم چركي لوزه‌ها» است. اين گياه در واقع براي درمان گلو درد چركي متورم استفاده مي‌شده و قرص‌هاي مكيدني اين گياه هنوز طرفداران بسياري دارد. آب ميوه‌ و چاي برگ آن براي درمان سياه سرفه‌ي كودكان استفاده مي‌شود. برگ‌هاي آن پاك‌كننده هستند و از محلول غرغره‌ي آن در موقع خونريزي استفاه مي‌شود، كه براي بهداشت دهان نيز بسيار مفيد است. در گذشته دم كرده‌ي برگ‌هاي آن به جاي چاي معمولي نوشيده مي‌شد. ولي امروزه مخلوط با چاي بكار مي‌رود.

زيستگاه طبيعي :
گياه بومي مناطق شمال و مركزي اروپا و غرب آسياست كه به آمريكا نيز برده شده است و در آنجا به عمل مي‌آيد. گياه به صورت خودرو در خاك‌هاي مرطوب، بخصوص در جنگل‌هاي شمال اروپا مي‌رويد .

مشخصات ظاهري :
بوته‌ي بادوامي است كه طول آن به دو متر مي‌رسد. گياه شاخه‌هايي چوبي دارد به بدون ساقه‌ي مركزي است. برگ‌هاي معطر و رنگ سبز تيره دارند و بر روي شاخه‌هاي بلند گياه، به صورت يك در ميان، جفت يا خوشه بيرون مي‌آيند. برگ‌هاي سه لوبي يا پنج لوبي با لبه‌هاي دندانه‌دار هستند. در بهار، گل‌هاي سفيد مايل به سبز از محور خوشه‌ها آويزان شده و بعداً به ميوه ارغواني تيره‌ انگور فرنگي سياه يا مويز تبديل مي‌شوند .



Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #186 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

راهنمای کشت گوجه فرنگی در گلخانه

کشت گوجه فرنگی در گلخانهگوجه فرنگی از جمله صيفی جاتی است که به دلايل فراوان کشت آن قابل صرفه است. زيرا اين محصول در غذاهای مختلف مورد استفاده قرار می گيرد و آنجا که به صورت اصلی وجود ندارد به صورت رب گوجه باعث خوشمزگی غذا می شود.به همين دليل است که در کشت گوجه فرنگی واريته هايی در نظر گرفته شده است که دقيقا با شرايط مصرف گوجه فرنگی مطابق است. گوجه فرنگی ريز در اندازه های ۵ تا ۲۰ گرمی و همين طور گوجه فرنگی هايی با اوزان تا ۲۵۰ گرم توليد شده است که به خاطر استفاده از تکنيک های جديد علاوه بر مقاومت بالا در برابر بسياری از ويروس ها و بيماری ها استعداد دوام و تازگی را تا مدت طولانی دارا می باشد. شايان ذکر است که علاوه بر تنوع شکل و اندازه رنگ های زرد و نارنجی به کمک گوجه فرنگی های قرمز آمده است. انواع کشت گوجه فرنگی: حال که تصميم گرفته ايد در گلخانه خود بذر گوجه فرنگی را کشت کنيد قبل از هر چيز بايد بدانيد چه نوع بذری را انتخاب و تهيه نمائيد. بذر گوجه فرنگی را بر اساس نحوه مصرف آن می توان تقسيم بندی نمود زيرا اين ميوه را به صورت تازه خوری, رب, سس يا کنسرو می توان مصرف نمود. به همين منظور اولين تقسيم بندی بر اساس تازه خوری و صنعتی می باشد. در حال حاضر در ايران برای کشت گوجه فرنگی در گلخانه تنها از ارقام تازه خوری استفاده می شود. دومين تقسيم بندی بر اساس همرسی استوار است . که به سه دسته همرس - غير همرس و بينابين تقسيم می شود . معمولا در گلخانه های ايران از واريته های غير همرس در برداشت های طولانی مدت و از واريته بينابين در مناطقی که مدت برداشت کوتاه تر است استفاده می شود. سومين تقسيم بندی بر اساس وزن ميوه است . امروزه برای مصرف تازه خوری گوجه فرنگی از گوجه چری با وزن ۵ تا ۲۰ گرم تا گوجه هايی به وزن ۲۵۰ گرم استفاده می شود. نا گفته نماند که هر چه وزن گوجه فرنگی سنگين تر باشد مدت بيشتری برای رسيدن به باردهی نياز دارد . مثلا گوجه چری که حدود ۵ تا ۲۰ گرم است پس از نشاء حدود ۶۰ روز برای برداشت محصول نياز دارد. به تازگی در بازار توليد واريته های ديگری پا نهاده است که کلاستر نام دارد .اصولا چيدن ميوه به صورت خوشه ای با اصطلاح کلاستر خوانده می شود . با پيشرفت تکنولوژی در توليد بذر واريته هايی به بازار معرفی شده است که در برابر نماتد يا ويروسهايی که در منطقه ای فعال هستند مقاومت داشته و می توان با توجه به مشکلات موجود ارقام مورد نظر را انتخاب نمود. طول دوره جوانه زنی: طول دوره جوانه زنی تا ظهور برگ های لپه ای در سطح خاک معمولا ۶ روز است واز ۴ تا ۶ هفته نشاء آماده انتقال به زمين اصلی است . برای اينکه بذر گوجه فرنگی بتواند به خوبی جوانه زده و رشد نمايد تا زمان رشد مطلوب بوته بهتر است آن را در محل خزانه نگهداری نمود که هم در استفاده از امکانات گلخانه بتوان صرفه جويی کرد و هم گياه بتواند در ابتدا رشد خوبی داشته باشد. به همين منظور قسمتی از گلخانه را برای گلدان های نشاء در نظر گرفته و يا محلی را برای خزانه انتخاب می کنيم انتخاب گلدان مناسب که حجم ريشه درون آن به خوبی فعاليت کند حائز اهميت است . دما رطوبت نور فاصله بوته ها نقش مهمی در رشد يک گياه سالم در خزانه را دارد . برای مثال سطحی برابر ۱۰×۱۰ سانتی متر برای هر بوته باید در نظر گرفت . ضمنا بايد از محلهايی استفاده کرد که کاملا ضد عفونی شده و آفات و بيماری ها در محل نشاء موجود نباشد. دمای مناسب: بهترين دما برای جوانه زنی ۳۰ درجه سانتی گراد می باشد و بعد از جوانه زنی دما را تا ۲۴ درجه در مواقع روز و ۱۸ درجه در هنگام شب تقلیل می دهیم.با توجه به اینکه بیشترین فعالیت ریشه ها در عمق ۳۰ سانتی متری خاک می باشد قبل از انتقال نشاء های گوجه فرنگی به زمین اصلی باید بسترهای مناسب که تا عمق ۸۰ سانتی متری قابلیت نفوذ ریشه را داشته باشد محیا نمود در این صورت باید علف های هرز را پیش از انتقال نشاء حذف و پاکسازی نمود و بخصوص از دو گیاه سس و گل جالیز نباید غافل گردید که این دو مشکلات فراوانی را برای گیاه ایجاد می نمایند .بهتر است با رویت سس یا گل جالیز آنها را از کنار بوته جدا کرده و پاکسازی نمود آنگاه مواد آلی و کودهای شیمیایی را در اندازه مناسب و با راهنمایی آزمایشگاه های خاک شناسی تدارک دیده و استفاده نمود . بهترین Ph برای گوجه فرنگی ۵/۵ تا ۸/۶ می باشد و تراکم کشت را بین ۲ تا ۵/۲ بوته در متر مربع می توان انتخاب نمود. علاوه بر مسائلی که در مورد تراکم کشت خیار عنوان شد نحوه پایین کشی بوته گوجه فرنگی دلیل دیگری است برای انتخاب تراکم بوته. شکل بستر را می توان به صورت ذوزنقه که در بالا ۴۰ سانتی متر و در پایین ۷۰ سانتی متر در نظر گرفته و به فاصله حدود ۵۰ تا ۶۰ سانتی تر از یکدیگر روی بستر حفره هایی به اندازه گلدان های نشاء در ۲ طرف به صورت زیکزاک و یا در یک خط ایجاد نمود. سپس نشاء گوجه فرنگی را در حفره ها قرار داده و با اضافه کردن خاک یا پیت موس به اطراف آن بوته را در محل انتخاب مستقر کرده و سپس آبیاری نمود تا نفوذ آب جایگزین هوای اضافی اطراف ریشه گردد. هرس :همه می دانيم که هرس به منظور ايجاد تعادل بين رشد بوته شاخ وبرگ و مقدار ريشه و ميوه است به همين منظور بوته گوجه فرنگی را تا زمانی که به ۳۰ سانتی متری نرسيده است هرس نمی کنيم و اجازه می دهيم رشد خود را انجام دهد زمانی که ارتفاع بوته به ۳۰ سانتی متری رسيد اولين هرس را انجام می دهيم. اين هرس شامل حذف گل ها و شاخه های فرعی است پس از انجام اين مرحله هرس در تمام طول رشد بوته تمام شاخه های فرعی را حذف می کنيم و در کشت های کوتاه مدت بعد از رسيدن بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری بوته را به صورت دو شاخه به نخ های مهار می بندیم, با انجام این کار دیگر نیازی به پایین کشی بوته نیست .بر اساس تجارب کیفیت و میزان محصول بوته ای که پایین کشیده شده است بهتر و بیشتر است بدیهی است پس از رسیدن این دو شاخه به ارتفاع مفید گلخانه جوانه انتهایی آن را حذف می کنیم تا گل های موجود در بوته به میوه تبدیل شود. پس از برداشت محصول این بوته ها از گلخانه حذف شده و زمین برای کشت بعدی آماده می شود . البته کشاورزان با تجربه جهت همسان کردن اندازه میوه ها بر اساس بضاعت گیاه و نوع واریته گلها و یا میوه های اضافی بر روی خوشه را هرس می کنند و به تعداد مشخصی از گلها اجازه می دهند تا به میوه برسند . گوجه فرنگی گياهی است اتوگارد که معمولا قبل از باز شدن گل تلقيح گل صورت گرفته است. به همين دليل به ندرت می توان در شرايط خاص تلقيح خارجی را در آن مشاهده نمود. تلقيح : در فضای گلخانه هيچ گونه عامل محرکی مانند باد و يا حشرات برای تلقيح وجود ندارد برای رفع اين مشکل می توان به چند طريق عمل کرد. اول استفاده از زنبورهای مخصوص که عمر آنها فقط يک فصل استو به طور غير مستقيم باعث شک به گياه شده و عمل لقاح را باعث می گردد. دوم استفاده از ويبراتورهای برقی است که در هر دو يا سه روز يکبار با لرزش خوشه ها عمل لقاح را صورت می دهد. راه سوم اين است که می توان در کشت زمستانه از هرمن تلقيح کننده استفاده نمود. و بالاخره راه چهارم اين است که با ايجاد شک در سيمهای مهار و يا ضربه مستقيم بر روی گلها باعث گرده افشانی يا در نهايت عمل تلقيح گرديم. نکته حائز اهميت در عمل تلقيح گلهای بوته گوجه فرنگی دمای موجود در گلخانه می باشد که بايد بين ۲۰ تا ۲۵ درجه بوده و رطوبت آن نيز کم باشد. زمان تلقيح : بهترين زمان برای اين کار بين ساعات ۱۱ تا ۲ بعد از ظهر می باشد که فضای گلخانه از رطوبت کمتر و دمای بيشتری برخوردار است به همين خاطر امکان تلقيح در دمای ۲۸ تا ۳۰ درجه کاهش می يابد و در دمای ۱۳ تا ۱۵ درجه امکان تلقيح وجود ندارد و عدم تلقيح گل ريزش گل را در پی خواهد داشت. به هر حال پس از تلقيح گل ميوه بين ۱۸ تا ۳۵ روز زمان لازم دارد تا قابل برداشت باشد٫ و حالا بوته گوجه فرنگی به زمان ثمر دهی خود رسيده و در اين مرحله بايد به گونه ای برخورد نمود که حداکثر برداشت را کسب کرد. زمانی که برگ های نزديک به هر خوشه ميوه چيده می شود ميوه امکان بهتری برای رنگ گيری پيدا می کند. نکته قابل ذکر ديگر اينکه بدیهی است ۵۰ درصد خوشه ميوه رنگ بگيرد و ۵۰ درصد ديگر از حالت سبز بودن تغيير رنگ داده و رفته رفته قرمز خواهد شد. بنابراين در صورتی که نيمی از خوشه واريته کلاستر به رنگ نهايی در آمده باشد می توان ان را چيد و به بازار عرضه نمود. چنانچه مسافت مزرعه تا بازار کم باشد و نيمه سبز خوشه فرصت رنگ پذيری نداشته باشد می توان از محلی که دمای آن گرمای مناسبی جهت تغيير رنگ گوجه دارد استفاده نمود. در صورتی که واريته ها به صورت کلاستر و يا همرس نباشد بهتر است گوجه های رسيده را در زمان خاص خود برداشت کرد. مسلما اندازه گوجه فرنگی هر چقدر درشت تر باشد زمان تبديل گل به ميوه و رسيدن آن هم طولانی تر خواهد بود. امروزه بسياری از کشاورزان به خاطر تقاضای مناسب مصرف کننده تمايل زيادی به کشت گوجه های چری دارند و اين به دليل ميزان باردهی فراوان رنگ های قرمز صورتی و زرد و شکل های مختلف آن است که باعث قيمت بالای اين واريته شده است. زمانی که بوته ها به سقف مفيد گلخانه می رسند لازم است برگ های پائين را هرس نمود و اگر نخ ها به صورت قرقره ای به سيم آويزان است می توان با بازکردن ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر از نخ قرقره در يک جهت نخ ها را روی سيم حرکت داده که اين عمل باعث می شود ساقه از پائين روی بستر و یا شاسی های مخصوص قرار گیرد و انتهای بوته در فاصله ۳۰ تا ۵۰ سانتی متری سقف مفید گلخانه برسد. این روش به کشت دراز مدت مربوط می شود.
منبع : واحد آموزش شرکت دشت ناز جيرفت
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #187 (permalink)
Enthusiast
 
مروزي's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: فعلا روي زمين و كره ي خاكي و بعدا ....
ارسالها: 401
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 103
از ایشان 126 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

ممنون از مطالب سو دمند استفاده خوا هد شد
مو فق باشيد در راه اعتلاي علم و دانش و طبيعت
__________________





چراعاقل كند كاري كه باز ارد پشيماني
مروزي آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2007   #188 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

ممنونم كه بهم سر زدي !
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-16-2007   #189 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

قره گيله

ميوه و برگهاي قره گيله در تهيه داروهاي گياهي كاربرد دارند. ميوه آن حاوي تركيباتي به نام "آنتي سيانوسيد" است كه گفته ميشود رگهاي خوني را تقويت مي كند، جريان خون را بهبود مي بخشد و مي توان از آن در درمان اختلالات چشمي نظير رتينوپاتي ديابتي، آب مرواريد و آب سياه و اختلالات گردش خون در بدن نظير رگهاي واريس و بواسير استفاده كرد. اين تركيبات همچنين شبكيه را (بخشي از چشم كه ديد در شب را تقويت و به چشم كمك مي كند تا با تغييرات نور سازگاري پيدا كند)، تقويت مي كنند. خلبانان بريتانيايي در طول جنگ جهاني دوم قبل از عزيمت به عمليات بمباران شبانه قره گيله مصرف مي كردند چون در اثر مصرف آن قدرت بينايي آنها تقويت مي شد.

برگهاي قره گيله، براي كنترل ميزان قند خون در افراد ديابتي مورد استفاده قرار گرفته است، ليكن هيچگونه اسناد و مدارك مستندي دال بر موفقيت اين نوع درمان وجود ندارد. هر چند مصرف قره گيله در هر ميزان بي خطر است، اما اگر برگهاي اين گياه در مقادير بالا و به مدت طولاني مصرف شود سمي است. به همين دليل، مصرف كم و محدود آن توصيه مي گردد.

قره گيله خشك در طول ساليان متمادي براي درمان اسهال مورد مصرف بوده است. اين گياه حاوي ميزان بالاي "تانين" است، كه به كنترل و كاهش التهاب روده اي (كه سبب اسهال ميشود) كمك مي كند.

عصاره قره گيله، نيزمي تواند معده را در مقابل عارضه اولسر حفاظت كند. اين ماده توليد موكوس معده را، كه در مقابل اسيدهاي هاضمه مقاومت مي كند، تحريك مي كند. چون اين ماده عضلات را شل مي كند، در تسكين درد ناشي از انقباضهاي قاعدگي مي تواند مؤثر واقع شود.

معرفي گياه

قره گيله گياهي است كه طول آن به 16 اينچ مي رسد، اين گياه داراي برگهاي بيضوي و نوك تيز با گلهاي صورتي و سفيد ريز است، كه در خلال ماههاي آوريل و ژوئن غنچه باز مي كنند. در اواخر تابستان، دانه هاي سياه ارغواني آن براي چيده شدن آماده ميشوند. اين گياه در زمرة گياهان خانگي از تيره سياه گيله است و ميوه آن بيشتر مزه و ظاهر سياه گيله آمريكايي را دارد. ميوه آنرا مي توان هم به صورت تازه و هم خشك شده مصرف كرد يا در تهيه انواع مرباها و دسرها بكار برد.

تركيبات گياه

مهمترين تركيبات موجود در ميوه و عصارة ‌قره گيله تركيبات گلوكزي به نام "آنتي سيانوسيدها" است. اين تركيبات به تشكيل مويرگهاي قويتر كمك مي كند، گردش خون به تمامي نقاط را بهبود مي بخشد و كاهش چسبندگي پلاكت خون را سبب ميشود و از انعقاد خون جبوگيري مي كند. اين عناصر رنگدانه اي كه قدرت بينايي در شب را تقويت و به چشم در سازگاري با تصورات نور سازگاري پيدا كند، كمك مي كنند. برگهاي قره گيله از نظر "كروميوم" غني هستند، و احتمالاً بدين خاطر است كه مي توانند در كنترل قند خون در افراد مبتلا به ديابت مؤثر واقع شوند. قره گيله خشك شده حاوي مقدار زيادي "تانيس و پكتين" است كه اين مواد با اثر قابض خود التهاب ايجاد كننده اسهال را كنترل مي كند.

اشكال موجود

قره گيله، را مي توان به صورت تازه يا خشك شده مصرف كرد. مي توان از قره گيله تازه يا خشك شده يا از برگهاي آن چاي تهيه كرد. عصاره آن به صورت كپسولهاي پودري عرضه ميشود و بايد داراي محتواي 25 درصد عناصر آنتي سيانوسيد استاندارد شده باشد.

نحوه مصرف

قره گيله حاوي تركيبات و عناصري است كه سيستم گردش خون را تقويت مي كند. لذا مي توانيد از آن به عنوان يك درمان پيشگيرانه، در صورتي كه از نظر سابقه خانوادگي داراي مشكلات و اختلالات گردش خون نظير واريس، بواسير يا آرترواسكلروز هستيد، استفاده كنيد. قره گيله همچنين به سلامتي بينايي نيز كمك مي كند و مي توان آنرا براي پيشگيري از بروز اختلالات چشمي ناشي از پيري يا بيماري ديابت مانند آب مرواريد، آب سياه، دژنراسيون ماكولا يا رتينوپاتي ديابتي مصرف كرد. قره گيله در درمان اسهال نيز مؤثر است اما اگر اين عارضه بيشتر از سه يا چهار روز طول بكشد، بايد با پزشك خود مشورت كنيد.

براي درمان اختلالات چشم و گردش خون: عصاره استاندارد قره گيله (حاوي 25 درصد آنتي سيانوسيد) به صورت كپسول و ميزان مصرفي آن معادل 480 ميلي گرم در روز در دو يا سه نوبت است و پس از بهبودي، بايد مصرف آن روزانه 240 ميلي گرم ادامه يابد. هدف از تداوم مصرف آن پيشگيري از بيماري است.

براي درمان گرفتگيهاي قاعدگي و پيشگيري از زخم: 20 الي 40 ميلي گرم عصاره آن روزانه سه بار، 2 الي 4 ملي ليتر تنتور (1/5) روزانه سه بار يا روزانه نصف ليوان قره گيله تازه را مصرف كنيد.

براي درمان اسهال: 5 تا 10 قره گيله خشك كوبده شده را در آب سرد حل كنيد و به مدت 10 دقيقه بجوشانيد و سپس از صافي عبور دهيد و مصرف كنيد.

براي درمان ديابت: يك ليوان آب جوش را روي بيش از 1 گرم (تقريباً 1/2 1 قاشق چايخوري) برگ قره گيله بريزيد و پس از 10 الي 15 دقيقه آنرا از صافي عبور دهيد. مصرف طولاني مدت بايد حتماً زير نظر پزشك معالج باشد.

نكات احتياطي

برگ آن اگر صحيح مصرف شود خطري ندارد، اما نبايد ميزان مصرف آن در مدت طولاني بالا باشد چون احتمال مسموميت وجود دارد.

تداخل هاي احتمالي

شناخته شده نيست.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-16-2007   #190 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گياه بارهنگ:
اين گياه در جاهاي مختلفي مي رويد و انواع مختلفي دارد. معمولا از دانه هاي اين گياه استفاده مي شود. از اين گياه براي ناراحتي هاي تنفسي استفاده مي شود و يکي از گياه هاي لعاب دار است. دانه هاي آن را در آب خيس مي کنند. اين گياه عوارض جانبي ندارد. از برگ اين گياه به وفور استفاده مي شود و برگ آن خاصيت ضد عفوني کننده دارد و همچنين دانه اين گياه هم خاصيت ضدعفوني کننده و خلط آوري خوبي براي دستگاه تنفسي دارد
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2007   #191 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

سنبل الطيب، علف گربه با نام علمي Valerianaofficinalis. گياهي است پايا، از خانواده Valerianaceae ، با ريزوم هاي کوتاه که ساقه هاي خزنده زيرزميني ايجاد مي کند، ريشه هايي به طول 10 تا 20 سانتي متر که از ريزوم آن خارج مي شود. برگ هاي آن تک شانه اي، ساقه با گل هايي به رنگ صورتي و گاهي سفيد رنگ به آرايش چتر که در سال دوم يا سوم ظاهر مي شوند و زمان گل دهي آن هم بين خرداد تا مرداد ماه است. در نواحي شمال ايران و قسمت هاي مختلف سلسه جبال البرز، در کنار رودخانه ها، نهرها، در مکان هاي باتلاقي، در بيشه زارها و مراتع اروپا غير از منتهي اليه جنوبي و شمالي مناطق غرب آسيا مي رويد. در آلمان، هلند، بلژيک و کشورهاي اروپاي شرقي به ويژه شوروي سابق کشت مي گردد.

مردم يونان باستان، خاصيت دارويي سنبل الطيب را مي شناختند و براي درمان برخي بيماري هاي عصبي از آن استفاده مي کردند. سنبل الطيب هم به صورت سنتي و هم در صنايع دارويي جديد کاربرد دارد. در طب گذشته به عنوان آرام بخش، خواب آور و رفع تشنج کاربرد داشته است. سيري در طب درماني قديم استفاده از سنبل الطيب را از قرن شانزدهم تا به امروز در فرانسه، آلمان و هلند به عنوان خواب آور و ضداضطراب نشان مي دهد، قسمت مورد استفاده اين گياه در مصارف دارويي ريشه و ريزوم خشک شده يا تازه آن مي باشد که به صورت دم کرده مورد استفاده قرار مي گيرد. به صورت موضعي هم از جوشانده غليظ ريشه سنبل الطيب براي تسکين درد هاي عصبي، عضلاني در محل استفاده مي شده است. بوي ناخوشايند دارد اما حمام آن (به صورت کيسه اي پر از گياه درون آب) به رغم بوي بد آن، براي بهبود استرس، هيجان، اضطراب و بي خوابي در اروپا استفاده مي شود.

در بازار دارويي ايران دو فرآورده که از اين گياه تهيه شده است، با نام هاي "سرامين" و " والرين" به صورت کپسول موجود است. والرين يک گياه قلبي، معرق، مقوي مغز و معده است. ضدانگل و قاعده آور و بالاتر از همه آرام کننده قوي دستگاه عصبي، دارويي مطمئن براي بحران هاي عصبي، دلهره، ضعف اعصاب، درمان ميگرن و سردرد هاي شديد عصبي مي باشد. از آن به عنوان ضدتشنج، صرع، هيستري، آسم و ناراحتي هاي رواني مثل سردرد هاي عصبي، تپش و ترس هاي شبانه اطفال نام برده شده است. مطالعات انجام شده برروي انسان، اثرات آرام بخش سنبل الطيب را تاييد مي کند و فعاليت ملايم خواب آوري بر روي افراد طبيعي بي خواب و با خواب غيرطبيعي را نشان مي دهد. زمان شروع خواب را کوتاه کرده، بي نظمي خواب را اصلاح مي بخشد.

مواد موثره آن به تازگي کشف شده و عبارتند از والپوترات ها، يک اسانس فرار و يک ترکيب ضداسپاسم، تانن و آلکالوييدها، کپسول والرين به عنوان داروي مضعف سيستم اعصاب مرکزي عمل مي کند ولي مکانيسم دقيق آن به طور کامل شناخته نشده است. مصرف بيش از حد طولاني اين گياه ممکن است عوارضي داشته باشد. از اين رو بهتر است به مقدار کم و حداکثر از نظر مدت 7 تا 10 روز مصرف شود. ضمنا در زمان حاملگي و شيردهي نيز نبايد مصرف شود.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2007   #192 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گياه گشنيز کوهي:
گياه گشنيز هم به صورت اهلي کشت مي شود و هم در کوه مي رويد ولي گياهي که در کوه مي رويد داراي خواص بيشتري است. برگ و ميوه اين گياه مورد توجه مي باشد و منبع ويتامين هاي C و B و A است. موارد استفاده اين گياه براي ناراحتي هاي قلبي، نيرودهنده مغز و برطرف کننده هيستري و غش، اشتهاآور، ضدجوش و آفت دهان، ضدعفوني کننده مجاري تنفسي در زمان سرماخوردگي و زکام مي باشد و حساسيت ناشي از آبريزش بيني را از بين مي برد.

اين گياه با تمام خواصي که دارد مصرف زياد آن ممکن است مضر باشد. از جمله ضررهاي مصرف زياد اين گياه عبارتند از: خواب هاي پريشان و آشفته، بي خوابي، نسيان و فراموشي و لکنت زبان.

مقدار مصرف اين گياه بايد توسط پزشک تعيين شود که بايد 25 گرم در يک ليتر آب بصورت جوشانده و2 تا 4 گرم از پودر دانهاش مورد استفاده قرار گيرد. مناطق رويش اين گياه در ارتفاعات است و فصل گل دهي گياه از اواسط ارديبهشت تا اواخر تيرماه مي باشد.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2007   #193 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

آللوپاتي


تاریخچه :

تئوفراستوس یکی از دانش آموزان و محققان ارسطو است،که در کارهای گیاهشناسی اش درباره واکنشهای آللوپاتیک نوشته است. او را پدر گیاهشناسی نامیده اند و نوشته است که چطورنخود از خاک انرژی میگیرد و باعث نابودی علف های هرز می شود.



مقدمه:



پدیده آللوپاتی از هزاران سال پیش وجود داشته است و تحقیقات علمی زیادی در ضمینه شناسایی و بررسی پدیده آللوپاتی در ده سال اخیر انجام شده است .این فعالیت ها پیش بینی های معنی داری را در مورد کاربرد آللوپاتی نشان داده اند.و برای افزایش حاصلخیزی و کیفت مواد غذایی برای انسانها ، اعتماد ما را به ترکیبات آفت کش و پیشرفت محیط اکولوژیکی کاهش داده است.

اخیرا، دانشمندان اثبات کرده اند که امکان دارد چنین پیش بینی هایی واقعیت داشته باشد به ویژه در کنترل علف های هرز. در این مقاله به طور خلاصه نگاهی داریم به تاریخچه تحقیقات آللوپاتی.



واژه آللوپاتی از دو لغت جداگانه تشکیل شده است، allelon به معنی هرچیزو pathos به معنی تحمل کردن است. آللوپاتی باعث جلوگیری شیمیایی یک گونه به وسیله گونه های دیگر میشود. ماده بازدارنده شیمیایی درمحیط پخش می شود وبر رشد و توسعه گیاهان مجاور اثر میکند.

آللوپاتی شیمیایی میتواند دربخشهایی ازگیاه وجود داشته باشد. آنها می توانند در برگها، گلها، ریشه ها،میوه ها ویا ساقه ها وجود داشته باشند. آنها همچنین در مجاور خاک پیدا می شوند.گونه های هدف به وسیله این سم ها به راههای مختلف تحت تاثیر قرار میگیرند. سموم شیمیایی ممکن است ازجوانه زدن و رشد ریشه جلوگیری کنند آنها ممکن است از افزایش مواد غذایی جلوگیری کنند، یا آنها ممکن است به پیشامدهای طبیعی که در نتیجه ارتباطهای زیستی حمله کرده و منابع قابل استفاده و مواد غذایی را نابود کنند.بعضی از آللوتوکسین های گیاهی بر حیوانات هم اثر می کنند، اما اطلاعات کمی از این ارتباطهای محیطی در دسترس است. آللوپاتی در اثر واکنشهای شیمیایی رخ می دهد



آیا همه گیاهان آللوپاتیک دارند؟



همه گیاهان تمایل به آللوپاتیک ندارند.برخی از گیاهان با وجود اینکه تمایل را نشان می دهند ممکن است واقعا به شکل غیر شیمیایی تهاجم و رقابتشان را آشکار کنند.

بیشتر بحث های در مورد آللوپاتی سعی بر تشخیص نوع رقابت و چگونگی آن است.عموما اگرچه این یک پدیده طبیعی شیمیایی است،بنابراین آن گیاه به عنوان یک گیاه آللوپاتیک مطرح است. آللوتوکسین های گیاهی در ارتباط های اخیر بر حیوانات هم اثر می گذارند که اطلاعات کمی از ارتباطهای محیطی آنها در دسترس است.

آللوپاتی در اثر واکنشهای شیمیایی به وجود می آید.گیاهان آللوپاتیک به خاطر واکنش های شیمیایی با هم رقابت می کنند.رقابت هم در گیاهان و هم در جانوران برای به دست آوردن مکانی در طبیعت وجود دارد.

گیاهان برای به دست آوردن نور خورشید، آب و مواد غذایی،مانند حیوانات برای قلمروشان رقابت می کنند.همچنین پارازتیسم ها،بیماری ها و پرداتورها و بعضی از ارگانیسم ها توانایی انتشار دراکوسیستم را دارند.این فعل و انفعالات در اکوسیستمها ی مشخصی وجود دارد.

رقابت این ارگانیسم ها با یکدیگر باعث ایجاد پتانسیل برای منابع محدود می شود و امکان دارد از بین بروند. گیاهان آللوپاتیک نمی گذارند که گیاهان دیگراز منابع موجود استفاده کنند و بنابر این تاثیرات تکاملی دارند و باعث ایجاد گونه های جدید می شوند.یکی از توانایی هایی که گیاهان آللوپاتیک دارند کنترل محیطی است که در آن زندگی میکنند.

یکی از مشهورترین گیاهان آللوپاتیک گردو(jugland nigra) است. این عامل شیمیایی که باعث سمیت در گردو می شود ژوگلون(juglone) نام دارد و از تنفس جلوگیری میکند. گیاهان خانواده تاجریزی، مانند گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان به ژوگلون خیلی حساس هستند. این گیاهان وقتی که در معرض آللوتوکسینها قرار می گیرند علائمی مثل پژمردگی، کلروز(زردی برگها) و سپس مرگ را نشان می دهند. بعضی دیگر از گیاهان ممکن است به تغییرات درجه حساسیت نشان دهند و این اثرات قابل توجه در همه گیاهان وجود ندارد.در بعضی از گیاهان دیده شده که نسبت به ژوگلون مقاوم هستند مانند لیمو، باقلا، چغندر، هویج، ذرت، گیلاس، تمشک سیاه،بنفشه و غیره.

ژوگلون در تمام قسمتهای گردو وجود دارد، اما بیشتر در جوانه ها،پوست و ریشه ها متمرکزند.و خیلی قابل حل در آب نیستند بنابراین،در خاک نمی توانند سریع حرکت کنند.در هر خاکی که سمیت مشاهده شده است ریشه های گردو در آن رشد داشته اند.و مخصوصا اینکه در زیر این درختان هیچ گیاهی رشد نمی کند.و اینها اساسا ناشی از بزرگی تراکم ریشه ها و برگهای پوسیده ریخته شده می باشد.

سماق چینی(Ailanthus altissima) اخیرا جزء گیاهان آللوپاتیک شناخته شده است. سمهای استخراج شده ازپوست ریشه سماق چینی ماده ای قوی و فوق العاده کشنده فعال گیاهی است. سماق چینی یک خطر جدی و مشکل برای علف های هرز مناطق شهری است.



ذرت خوشه ای یا سورگوم



یکی از اجزای اصلی و عمده سورگوم که باعث فعالیت آللوپاتیک می شود، سورگولن(Sorene) نام دارد.سورگولن در قسمت متورم ریشه ودر بیشتر گونه های سورگوم پیدا می شود و آنها سمیت خیلی قوی از خود نشان می دهند و باعث جدا شدن عمل میتوکندری ها و همچنین مانع فتوسنتز می شوند و با جستجوی وسیع خود علف های هرز را تحت کنترل قرار می دهند.



موارد دیگر از گونه های آللوپاتیک:



تعدادی دیگر از گونه های آللوپاتیک دار شناخته شده اند و تعدادی از آنها احتمال زیاد دارد که در زمین های مرطوب وجود داشته باشند، که شامل گونه های علفی و گیاهان چوبی مانند سماق خوشبو(Rhusaromaticus) می باشد . تنباکو،برنج،نخودفرنگی و تعدادی دیگر که ریشه های آللوتوکسین دارند نیز شناخته شده اند.



شناخت علائم آللوپاتیک:



یکی از بهترین راه های مطالعه آللوپاتی پیدا کردن علائم به وجود آورنده آنها در طبیعت است. که امکان دارد به صورت اثر سم ها دیده شود، اما امکان دارد این علائم دیده شده در آنها به علت بیماری ها و علائم شیمیایی در گیاهان اطراف آن نیز باشد.

خیلی از گیاهان کم رشد هستند مانند گردوی سیاه، بنابراین آنها اغلب مواقع به صورت کلروتیک و مریض دیده می شوند.این علائم آللوتوکسین بر اثر ژوگلون است.

برای شناخت بیشتر علائم آللوپاتی اولا باید بتوانیم گیاهان را بیشتر بشناسیم. بعضی از گیاهان آللوپاتیک از جمله گردوی سیاه ،که در حیاط ها و یا خیابان ها رشد می کنند به آسانی قابل تشخیص هستند.نوع دیگری از سورگوم و یا نخود فرنگی که ممکن است به آسانی در مناطق روستایی پیدا شوند،آنها در محصولات و یا کنار مزارع زراعی رشد می کنند. بعضی از گیاهان ویژه آللوپاتیک از جمله گونه های زمین های مرطوب، ممکن است زمین های خاصی را نیاز داشته باشند و در بسیاری از مواقع ابتدا باید آنها را پیدا کرده ،سپس به شناخت آنها پرداخت.



درو کردن گیاهان و اجزای آنها:



تعدادی از آللوتوکسین های شناخته شده خیلی گران هستند و به راحتی به دست نمی آیند.بعضی از شرکت ها ممکن است آنها را به صورت شیمیایی و به شکل جامد حمل کنند که زمان زیادی لازم دارد و در آزمایشگاه باید آنها را دوباره با زحمت زیاد به صورت محلول درآورند.اگرچه اکثر طبقه مردم پشتوانه و سرمایه لازم را ندارند و یا به این مواد دسترسی ندارند، بنابراین ممکن است گروهی فقط آن را برای اجرای آزمایشات برداشت کنند.

بعضی از محققین احتیاج به تحقیق بیشتر دارند که در چه بخشهایی از گیاهان و گونه های آللوپاتیک تجمع بیشتری دارند.برای نمونه درگردوی سیاه ژوگلون وجود دارد که می تواند در سراسر گیاه پیدا شود و مخصوصا در پوست و برگها و ریشه ها. بنابراین یک طرح کلاسیک ممکن است در گروها و بخش های دیگر محصول و نتیجه این آزمایشات نقض پیدا کند.

این موضوع مهمی است که وقتی گیاهان یا بخشهایی ازگیاهان را هرس می کنیم برای گیاه خطری نداشته باشد و مطمئن باشیم که حمل کردن آنها از راههای مختلف، به گیاه و محیط اطراف آن آسیبی نمی رساند.البته در هنگام هرس باید گیاه سالم و شرایط باید برای آن مساعد باشد.



آزمایش آللوپاتی در آزمایشگاه:



تاثیرات سموم آللوپاتیک بر گیاهان حساس می تواند به آسانی در آزمایشگاه یا گلخانه ها آزمایش شود.بذرها راحت تر، و برای آزمایش کم خرج تر هستند. بذرها در صورت وجود آللوتوکسین ها رشد نمی کنند و امکان دارد اثرات سمیت را نشان دهند.این گیاهان کلروتیک می شوند و سرانجام در حضور آللوتوکسین ها می میرند همچنین علائم سمیت را به صورت شیمیایی نشان می دهند.

گیاهان خانوادهSolanaceae مانند، گوجه فرنگی و
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2007   #194 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

پيرتر

نام رایج گیاه :pyrethrum’اسم لاتین:pyrethrum cinerariaefolium خانواده گیاه : asteraceae
پیرتر گیاهی است با خاصیت حشره کشی، به طور طبیعی که موارد استعمال آن هم درمنزل وهم در کشاورزی معمول میباشد .ماده حشره کشی این گیاه از سر شاخه های گل خشک شده دریافت میشود .ازسال 1950 فرآوری این گیاه تنها متمرکز به کنیا بود ولی اکنون پرورش آن به استرالیا نیز گسترش یافته است.این گیاه به طور معمول به دلیل خاصیت حشره کشی خوسش پرورش می یابد وماده موثره آن pyrethrin در سر شاخه های گیاه یافت میشود .این گیاه در اکثر کشورها یافت میشود بویژه در کنیا و تانزانیا و اکوادر و رواندا که به طوریکه برآورد شده هرساله تولیدات این گیاه 34/2میلیون پوند محصولات این کشور ما به خود نسبت داده است.خرمن سر شاخه ها به دو طریق است : هم به صورت کار دستی و هم به صورت مکانیزه که نوع دوم یعنی در مقیاس مکانیزه کارآیی کاملتری داشته و از کاردستی می کاهد
آرایش گیاه:inflorescence
پیرتر گیاهی است علفی و باریک و پایا به قد 12 – 30 اینچ و هم چنین قسمت مرکزی گل که به رنگ زرد میباشد از پهنا 2/11 اینچ میباشد.این گیاه در مناطق معتدل با درجه بارندگی 45 تا 50 اینچ پرورش می یابد. برای کاشت این گیاه ابتدا بذرها را در خزانه میکارند و ان وقت بعد از گذشت 4 ماه یعنی زمانی که دارای گیاه به 4 تا 5 اینچ رسید انرا در زمین اصلی میکارند. در 4 ماه بعد خرمن سر شاخه های باز شروع میشود. بعد از 3 سال محصول دهی به تدریج بهره گیاه کاهش می یابد. ماکزیمم بهره کشت و کاشت این گیاه در فصل دوم گرفته می شود.هر گل آذین آن شامل 18 تا 22 گل سفید است و به صورت مجتمع در مرکز به رنگ زرد که شامل 40 تا 100 گل لوله ای کوتاه با جنسیت نروماده میباشد. گلهای پیرتر زیاد مورد توجه زنبورهای عسل نیستند تنها گرده ها را دریافت کرده و در امر گرده افشانی شرکت دارند.البته دانشمندان دریافته اند که زنبورها محصولات را افزایش میدهند. خرمن زمانی شروع میشود که روی هر ساقه یا سرشاخه 3 یا 4 گل کاملا باز وجود داشته باشد.شرایط گرده افشانی: pollination requirement در مورد پیرتر شرایط گرده افشانی به وضوح شناخته نشده است اما طی اظهاراتی پیرتر دارای خود حاصلخیزی بالایی است و همچنان که گرده ها از گلی به گل دیگر میروند که تشکیل بذرهایی با قدرت ماندگاری بالایی میدهند..Krolla بحثی داشته راجع به تست مقاله ای پرورش گیاهان در قفسه هایی با حظور زنبورها و بدون حظور آنها در محیطهای باز. او گزارش کرد نشانه ای قوی حاکی از این است که پرورش پیرتر در حطور حشرات گرده افشان به طور گسترده افزایش می یابد. گزارش سازمان ملل متحد اظهاز داشت که پیرتر یک گیاه دگر لقاح بوده و جشرات مداخله گر در امر گرده افشانی از مهمترین آنها زنبورها ودیگر hymenoptera بوده اند.Brewer اظهارداشت که گرده های خود گیاه نمی توانند پذیرنده سطح کلاله باشند زیرا وقتی گرده ها از بساک خارج می شوند سر کلاله بسته می شود و از اجازه ورود گرده به داخل خامه جلوگیری میکند .نتیجه تست در چگونگی بذر های پیرتر بدین نحو بوده : خود لقاحی بدون حضور زنبورها 1-0 % در حضور زنبورها 7/1 _7/2 میباشد و دگر لقاحی بدون حضور زنبورها 2/5_3/8 % و در حضور زنبورها 7/17_7/37 % می باشد .توجه :Pyrethrum یک حشره کش گیاهی است که از گلهای داوودی و دالماسیا اغلب کمتر از گلهای داوودی ایرانی و گیاهانی مه در اروپای شرقی و Caucasus کشف شده تولید شده البته در حال حاضر گل داوودی و الماسیا که به صورت تجاری است لیشتر در مناطق کوهستانی کنیا وتونس و اکادور کشت شده است.
کشت : pyrethrumشرح و انتخاب گونه ها: انتخاب خزانه ها و دانه ها و گیاهان برای تولید کنندگان دانه کانادایی اغلب به گونه های تزیینی گل داوودی ایرانی که حاوی pyretyhrin کمتر از دالماسیا می باشد محدود شده متا سفانه این گونه های برای ظهورشان به جای عصاره pyrethrin انتخاب شده اند .به طور ایده ال گونه هایی از قبیل آنهایی که در کنیی کشت شده اند بهتر هستند و باید جستجو شوند و این گونه ها در سطحهای بالاتر توسعه یافته اند. گل داوودی ایرانی شبیه گل مروارید و گلهای قرمز و صورتی و سفید که تولید میشوند میباشد . گل داوودی دالماسیا بیشتر شبیه گل مروارید است این گلها مخصوصا سفید یا مرکز زرد رنگ با تعداد زیادی ساقه های کاملا سفت کلشته میشوند. گونه های دیگراز قبیل chrysanthemum balsatita و c.marshalli مواد حشره کش را شامل میشود . شرایط مناسب :کشت تجاری گل داوودی دالماسیا در ارتفاعات بین 1600و3000 متر انجام میشود.زیرا pyrethrin با ارتفاعات افزایش می یابد در صورتی که تولید گل در ارتفاعات پایین تر از 1600 متر کاهش می یابد . به راستی که رشد آن در آب و هوای نیمه خشک با زمستانهای سرد و با بارش باران در حدود 1200 میلی متر و 2 یا 3 ماه فصل خشک میباشد . تکثیر :گیاهان میتوانند با تکثیر قسمتی از خود گیاه یا دانه ها تکثیر شوند . خیلی اسان تر است که کشت گل داوودی را با فراهم کردن گیاهان از خزانه یا از همنوع خود شروع کنیم اگر چه هر وقت گیاهان برای یکسال استفاده شده اند . برای سالهای بعد هم میتوانند استفاده شوند . ریشه گیاه میتواند در پاییز یا بهار موقعی که جوانه های جدید ظاهر شوند تقسیم شوند . دانه ها باید استریل شوند . دانه ها در 2 یا 4 هفته جوانه می زنند. درجه حرارت واقعی برای جوانه زدن در حدود 20 – 22 است . دانه ها را می توانیم مستقیما در اگوست بکاریم یا آنها را چند سانتی متری در زمین نرم و خشک مخفی کنیم . گیاهان در ردیفهای با فاصله 30 تا 59 سانتی متری جدا از هم یا 35 تا 40 سانتی متر در سراسر ردیف جوانه میزنند . توجه: گلهای داوودی باید خیلی خوب وجین شوند برای اینکه آنها برای مبارزه خیلی حساس هستند . برداشت : زمان برداشت برای بدست آوردن بیشترین سطح pyrethrin در گلها مهم است. برداشت باید در مدت زمانهای گرم و خشک انجام شوند. در واقع گلها باید برای رشد کامل حتی در میان روز پنجم و نهم از شروع شکوفایی برداشت شده باشند . گلها در مرکز گیاه شامل pyrethrin بیشتر از بیرون است .
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2007   #195 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,163 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

قارچ چيست ؟

قارچ‌، ميوه‌اي‌ از تيره‌ي‌ رويندگان‌ قارچي‌ است‌؛ مشابه‌ سيبي‌ بر يكي‌ درخت.‌ بيشتر قارچ‌ها، به‌دليل‌ تشكيل‌ كولوني‌ به‌ جذب‌ مواد مغذي‌ از چوب‌، برگهاي‌ فرو افتاده‌ و تركيبات‌ موجود در خاك‌و غيره‌، قابل‌ مشاهده‌ نيستند. به‌ عنوان‌ يك‌ مجموعه‌، قارچ‌ها مي‌توانند بر سطح‌ هر منبعي‌ كه‌داراي‌ كربن باشد، به‌ شكل‌ لايه‌اي‌ رشد كنند. يك‌ گياه‌ قارچي‌ از تارهاي‌ شاخه‌ شاخه‌ ولوله‌اي‌ شكل‌ متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ Hyphae نام‌ دارند. مجموعه‌ Hyphae ها راميسيليوم‌ مي‌نامند. بسياري‌ از گياهان‌ قارچي‌، كه‌ برخي‌ از قارچ‌ها را نيز شامل‌ مي‌شود،Soprophyte (پوده‌زي‌) هستند و غذاي‌ خود را با تشكيل‌ كولوني‌ بر تركيبات‌ ارگانيك‌ مرده‌بدست‌ مي‌آورند. اگر يك‌ ميسيليوم‌ پژمرده‌ شود، همچنان‌ انرژي‌ كافي‌ را براي‌ باز توليد خود داراخواهد بود. هنگامي‌ كه‌ تركيبات‌ دما، رطوبت‌ نسبي‌، ميزان‌ دي‌اكسيد كربن‌ و...همگي‌ مناسب‌باشند، گياهان‌ قارچي‌ ساختار پيشرفته‌اي‌ را سازمان‌ مي‌دهند كه‌ همان‌ قارچ‌ آشناست‌. قارچ‌ها،ميليون‌ها هاگ‌ را مي‌پراكنند كه‌ عملي‌ مشابه‌ دانه‌ي‌ گياهان‌ دارند. شماري‌ از اين‌ قارچ‌هاي‌پوده‌زي‌، براي‌ قارچ‌هاي‌ قابل‌ خوردني‌ كه‌ به‌ عمل‌ مي‌آورند، كشت‌ مي‌شوند.

برخي‌ از اين‌ قارچ‌ها انگل‌ هستند و بر گياهان‌، جانوران‌ و يا ساير قارچ‌ها مي‌زيند. برخي‌انگل‌ها، بيماري‌ زا و مضرند و برخي‌ نيز سودمند مشاركت‌ دو طرفه‌ي‌ قارچي‌ كه‌ در ريشه‌ي‌ گياهي‌زندگي‌ مي‌كند (گياهي‌ كه‌ مواد قندي‌ قارچ‌ را تلقين‌ مي‌كند) با آن‌ گياه‌ (كه‌ تركيبات‌ معدني‌ را ازقارچ‌ دريافت‌ مي‌كند)، را Mycorrhiza مي‌نامند. بسياري‌ از قارچ‌ها، در رابطه‌اي‌ Mycorrhiza با درختان‌ به‌ سر مي‌برند. و درست‌ به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ جنگلها نسبت‌ به‌ جويندگان‌ قارچ‌ بسيارسخاوتمند از: برخي‌ از قارچ‌ها، مانند پودكيني‌، ماتسوتا كه‌ و چانتلوز، جزو قارچ‌هاي‌ ميكور ميزان‌هستند و به‌ هيچ‌ وجه‌ قابل‌ كشت‌ نيستند. مگر آنكه‌ خود آن‌ درختان‌ نيز كشت‌ شوند. اين‌ قارچ‌ها،گاهي‌ اوقات‌ در فروشگاهها يافت‌ مي‌شوند؛ وانگهي‌ همگي‌ آنها از جنگل‌ جمع‌آوري‌ شده‌اند.



قارچ‌هاي‌ بسيار مرغوب‌ چيستند؟

محبوبترين‌ قارچي‌ كه‌ امروزه‌ در ايالات‌ متحده‌ي‌ امريكا مصرف‌ مي‌شود، قارچ‌هاي‌ دكمه‌اي‌سفيد هستند. از آنجا كه‌ اين‌ قارچ‌، بازار را در تصرف‌ خود دارند. بسياري‌ قارچ‌ ديگري‌ را بهترين‌قارچ‌ موجود مي‌شناسند. پورتوبلو (Portobolle) محبوبترين‌ قارچ‌ مرغوب‌ است‌. با اين‌ همه‌،اين‌ قارچ‌ تنها، نژاد قهوه‌ي‌ قارچ‌ دكمه‌اي‌ سفيد است‌. در ايالات‌ متحده‌، قارچ‌هاي‌ مرغوب‌ ديگرعبارتند از: Enoki, Oyster, Shiitake چند قارچ‌ قابل‌ كشت‌ ديگر نيز وجود دارد، اما به‌ شكل‌گسترده‌اي‌ در دسترس‌ نيستند.



از چه‌ سطوح‌ كشتي‌ براي‌ رشد قارچ‌ استفاده‌ مي‌شود؟

اگر چه‌ قارچ‌هاي‌ دكمه‌اي‌ عادي‌، بر لايه‌اي‌ از كود نباتي‌ مي‌رويند، بشيتر قارچ‌هاي‌ مرغوب‌، برسطحي‌ از خك‌ اره‌ كه‌ به‌ آن‌ مواد مغذي‌ ديگري‌ افزوده‌ شده‌ است‌. رشد داده‌ مي‌شوند. بيساري‌ ازانواع‌ چوب‌ مناسبند، اما در اين‌ ميان‌، توسكا و بلوط‌ بهترين‌ها هستند. سدر و ماهوت‌ در برابرعسل‌ تشكيل‌ كلني‌ توسط‌ گياهان‌ قارچي‌ مقاومند و نبايد مورد استفاده‌ قرار گيرند. صنوبر نيز ازآنجا كه‌ قارچ‌ كاشته‌ شده‌ توسط‌ صمغ‌ درخت‌ خنثي‌ مي‌شود، نامناسب‌ است‌. درشتي‌ دانه‌هاي‌خاك‌ اره‌ بايد به‌ اندازه‌ي‌ دندانه‌هاي‌ اره‌هاي‌ معمولي‌ باشد.

تراشه‌هاي‌ بزرگتر نيز مي‌توانند اضافه‌ شوند. خاك‌ اره‌ را بايد در دماي‌ ْF250 در فشاري‌ درحدود 15 پاوند بر اينچ‌ مربع‌ استريليزه‌ كرد. اين‌ عمل‌ را مي‌توان‌ در يك‌ ديگ‌ و يا يك‌ مخزن‌گرمايي‌ ـ فشاري‌ انجام‌ داد. دستورالعمل‌ معمول‌ براي‌ تهيه‌ خاك‌ اره‌ي‌ مغزي‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از:

76% خاك‌ اره‌، 12% اوزن‌، 12% سبوس‌ و بعلاوه‌ 65% رطوبت‌. در نظر داشته‌ باشيد كه‌دستورالعمل‌ها هميشه‌ مبتني‌ بر وزن‌ عوامل‌ مذكور در حالت‌ خشك‌ (وزن‌ خشك‌) هستند، چراكه‌ گنجايش‌ رطوبت‌ اين‌ عوامل‌ (عناصر)، تغيير مي‌كند. ظرف‌ صنعتي‌ استاندارد براي‌ رشد دادن‌قارچ‌ خوردني‌ مرغوب‌ در خاك‌ اره‌، يك‌ ظرف‌ پلاستيكي‌ مقاوم‌ در برابر گرماست‌ كه‌ يك‌صفحه‌ي‌ فيله‌ي‌ به‌ آن‌ متصل‌ شده‌ است‌؛ اين‌ فيلتر، اجازه‌ي‌ مبادله‌ي‌ گاز را مي‌دهد اما از ورودميكروارگانيسم‌هاي‌ آلوده‌ كننده‌ جلوگيري‌ مي‌كند.



قارچ‌ها چگونه‌ رشد داده‌ مي‌شوند؟

راههاي‌ بسياري‌ براي‌ رشد دادن‌ قارچ‌ها وجود دارد؛ اما توليد هميشه‌ در سه‌ مرحله‌ اصلي‌انجام‌ مي‌شود. بذرپاشي‌، كاشت‌ در زمين‌، تبديل‌ به‌ ميوه‌ به‌ بار آمدن‌ بذرها، تشكيل‌ كامل‌ كلني‌ِ برروي‌ سطحي‌ مناسب‌ است‌ كه‌ با تلقيح‌ آن‌ سطح‌ ادامه‌ مي‌يابد؛ اين‌ عمل‌ را بذرپاشي‌ مي‌گويند گام‌دوم‌، كاشت‌، مرحله‌ي‌ رشدي‌ است‌ كه‌ در آن‌ Pinhead (كلاهك‌ها) تشكيل‌ مي‌شوند. كلاهك‌هاجوانه‌هاي‌ كوچك‌ ميسيليوم‌ هستند كه‌ در انتهاي‌ تكامل‌ خود، تبديل‌ به‌ قارچ‌ها مي‌شوند. تمام‌گونه‌هاي‌ قارچ‌ها، براي‌ كاشت‌ نيازمند مجموعه‌اي‌ (set) از شرايط‌ زيست‌ محيطي‌ اي‌ هستند كه‌ميان‌ شرايط‌ براي‌ رشد بهينه‌ي‌ ميسيليان‌، تفاوت‌ مي‌كند. اگر چه‌ نه‌ همه‌ي‌ آنها، اما بيشتر افرادقارچ‌ها را در دماي‌ پايين‌تر از حالت‌ تشكيل‌ كولوني‌ بر سطح‌ خاك‌، كشت‌ مي‌كنند. آخرين‌ مرحله‌،تبديل‌ به‌ ميوه‌، تكامل‌ كلاهك‌ها به‌ قارچ‌هاي‌ بالغ‌ است‌.

گام‌ اول‌: بذرپاشي‌، پس‌ از اينكه‌ سطح‌ خاك‌ مخصوص‌ كشت‌ آماده‌ گرديد و در ظرف‌پلاستيكي‌ يا هر مخزن‌ ديگري‌ استريليزه‌ شد، دانه‌ها بدان‌ اضافه‌ مي‌شوند. دانه‌ها، بر سطح‌استريلزه‌ مي‌رويند بوسيله‌ي‌ دستگاه‌ پرورش‌ دهنده‌ي‌ توليد مي‌شوند و يا از گلخانه‌هاي‌ پرورش‌قارچ‌ بدست‌ مي‌آيند. درصد خلوص‌ بذر بسيار حياتي‌ است‌. در بسياري‌ از قارچ‌هاي‌ مرغوب‌،بذر به‌ نسبت‌ 205% يا بيشتر وزن‌ خشك‌ سطح‌ خاك‌ بدان‌ اضافه‌ مي‌شود. پس‌ از اينكه‌ ظرف‌پلاستيكي‌ با دقت‌ مسدود شد، با تكان‌ دادن‌ ظرف‌، بذر را بر سطح‌ خاك‌ اره‌ پخش‌ مي‌كنند.سيستم‌ به‌ اندازه‌ي‌ قارچ‌، سطح‌ خاك‌ به‌ طور كامل‌ به‌ مدت‌ 2 تا 6 هفته‌ توسط‌ ميسيليوم‌ پوشانيده‌مي‌شود. دماي‌ محيط‌ در زمان‌ پخش‌ بذر بايد حدود 70 ـ 75 فارنهايت‌ باشد.

گام‌ دوم‌: كاشت‌ در زمين‌: براي‌ شكل‌ دادن‌ فرم‌ قارچ‌ها، دماي‌ محيط‌ براي‌ 2 راز تا 2 هفته‌ كاهش‌داده‌ مي‌شود، ميزان‌ CO2 با وارد كردن‌ هواي‌ تازه‌ كاهش‌ داده‌ مي‌شود و بر محيط‌ نور تابانيده‌مي‌شود. اغلب‌، ظروف‌ پلاستيكي‌ باز هستند و به‌ اطاقك‌ رشد منتقل‌ مي‌شوند.

گام‌ سوم‌: توليد ميوه‌: ظرف‌ پلاستيكي‌ كه‌ اينك‌ دانه‌ها در آن‌ در حال‌ رشدان‌، در اطاقك‌ رشد،در دمايي‌ پايين‌ (63 فارنهايت‌ براي‌ بيشتر قارچ‌ها، دماي‌ ميانگين‌ مناسبي‌ است‌) و نيز رطوبت‌نسبي‌ بالا 85 - 95%) قرار داده‌ مي‌شود. اگر چه‌، قارچ‌ دكمه‌اي‌ سفيد معمولي‌ نيازي‌ به‌ تامين‌تابش‌ نور ندارد، تمامي‌ اشكال‌ ديگر قارچ‌ها كه‌ در اين‌ جا مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرند، براي‌ رشددرست‌ نياز به‌ نور دارند. براي‌ بيشتر قارچ‌هاي‌ مرغوب‌، ظرف‌ پلاستيكي‌ را مي‌توان‌ پس‌ از فرآيندبذرپاشي‌، از رويه‌ي‌ خاك‌ اره‌ جدا كرد. در توليد قارچ‌هاي‌ Oyster Lions mane, سوراخهايي‌در ظرف‌ پلاستيكيي‌ بوجود مي‌آورند و قارچ‌ها اجازه‌ مي‌يابند تا از ميان‌ اين‌ سوراخها رشد كنند.در توليد قارچ‌ shiitake، ظرف‌ پلاستيكي‌، معمولاً به‌ طور كامل‌ برداشته‌ مي‌شود چرا كه‌ اين‌ نوع‌قارچ‌، پوسته‌اي‌ سخت‌ بر سطح‌ خاك‌ اره‌ مي‌سازد.



آيا تجهيزات‌ ويژه‌اي‌ براي‌ رشد دادن‌ قارچ‌ لازم‌ است‌؟

اگر چه‌، فرآيند بذرپاشي‌ در هر اطاق‌ پاكيزه‌اي‌ با دمايي‌ كنترل‌ شده‌ و هوايي‌ تازه‌، قابل‌ انجام‌است‌، اما تكنيك‌هاي‌ استريل‌ براي‌ كشت‌ موفقيت‌آميز بسياري‌ از قارچ‌ها، مطلقاً ضروري‌ است‌.بيشتر روش‌ها شامل‌: يك‌ سكوي‌ آزمايشگاهي‌ پاكيزه‌، (ضد عفوني‌ شده‌ توسط‌ 35% ليسول‌،10% سفيد كننده‌ يا 70% اتيل‌ الكل‌). دستان‌ شسته‌ شده‌ (شسته‌ شده‌ توسط‌ صابون‌ و ريختن‌الكل‌)؛ لباس‌هاي‌ تميز؛ و هواي‌ پاكيزه‌ با اين‌ كه‌ فيلترهاي‌ HEPA كاملاً در محيط‌ كاري‌ شماضروري‌ نيستند، (ذرات‌ با اندازه‌ي‌ ـ 0.3 ميكرون‌ با 99% بازده‌ از محيط‌ زدوده‌ مي‌شوند و تنها 1ذره‌ از 10.000 ذره‌ در آن‌ اندازه‌، از ----- عبور مي‌كند) بسياري‌ از پرورش‌ دهندگان‌ قارچ‌، دست‌كم‌، يك‌ عدد از اين‌ فيلترها را مورد استفاده‌ قرار مي‌دهند. توجه‌ كنيد كه‌ هواي‌ پاكيزه‌ بدون‌ فيلتر،حاوي‌ 200.000 ذره‌ي‌ غبار در هر فوت‌ مكعب‌ است‌ و در مناطق‌ شهري‌ اين‌ ميزان‌، به‌ 10 برابرافزايش‌ مي‌يابد.

اطاقك‌ رشد نيازمند شرايطي‌ ويژه‌ است‌. بعلاوه‌ وسايل‌ خنك‌ كننده‌( 65 تا 63 فارنهايت‌)رطوبت‌ مي‌بايست‌ در حدود 95% (يا حتي‌ در برخي‌ شرايط‌؛ بيشتر) حفظ‌ شود و نيز وسايلي‌براي‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ هواي‌ راكد حركت‌ شديد هوا، حتي‌ در محيطي‌ با رطوبت‌ بالا، باعث‌خشك‌ شدن‌ سطح‌ زير كشت‌ مي‌شود و مي‌تواند به‌ كلاهك‌هاي‌ حساس‌، آسيب‌ رساند. بوجودآوردن‌ محيطي‌ بسيار مرطوب‌ براي‌ پرورش‌ قارچ‌ نيز شايد عامل‌ محدوديت‌ پرورش‌ خانگي‌ اين‌محصول‌ باشد. آكواريوم‌ها، چادرهاي‌ پلاستيكي‌، يخدان‌ها و با منفذهاي‌ سلوفوي‌ و...مخزن‌هاي‌ مفيد رطوبتي‌ هستند كه‌ براي‌ پرورش‌ قارچ‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. يك‌ راه‌ براي‌مرطوب‌ كردن‌ يك‌ مخزن‌ اين‌ است‌ كه‌ جرياني‌ از هوا را (توسط‌ يك‌ پمپ‌ هواي‌ آكواريوم‌ ساخته‌شده‌ از سنگ‌ متخلخل‌) بر سطحي‌ از آب‌ نسبتاً گرم‌ و زائده‌ شود رطوبت‌ زاهاي‌ گوناگوني‌ توسط‌پرورش‌ دهندگان‌ خانگي‌ قارچ‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.



قارچ‌ (Agrocybe Aegerita) Black Poplar

اين‌ قارچ‌ نسبتاً در شرايط‌ آساني‌ رشد مي‌كند اما محصول‌ آن‌ عموماً كم‌ است‌. از آنجا كه‌كلاهك‌ها نسبت‌ به‌ خشكي‌ بسيار حساسند، لايه‌اي‌ از كود مرطوب‌ خزه‌ پوسته‌ي‌ خرد شده‌ي‌صدف‌ (به‌ نسبت‌ حجمي‌ به‌ ترتيب‌ 9 به‌ 1) بر روي‌ هر رديف‌ ريخته‌ مي‌شود: اين‌ امر مي‌تواندباعث‌ افزايش‌ محصول‌ شود.

قارچ‌ دكمه‌اي‌ معمولي‌

قارچ‌ سفيد دكمه‌اي‌ و گونه‌هاي‌ متعدد آن‌، (Portobelini , Portobello, Crinmini) برلايه‌هاي‌ كود مي‌رويند. ماشوره‌، به‌ تنهايي‌ يا به‌ همراه‌ كود فضله‌ي‌ اسب‌، مواد اوليه‌ي‌ كود موردنياز است‌ و عوامل‌ ساختاري‌ و شيميايي‌ لازم‌ را فراهم‌ مي‌كند. ماشوره‌، با نيتروژن‌ غني‌ شده‌ است‌نيتروژن‌ در حالت‌ مواد زائد گوناگون‌ كشاورزي‌ همچون‌ تخم‌ پنبه‌ و فضله‌ي‌ مرغ‌ به‌ كود اضافه‌مي‌شود. در خلال‌ توليد كود، كيفيات‌ فيزيكي‌ ويژه‌اي‌ (تراوايي‌ هوا و آب‌ كه‌ موجب‌ نگهداري‌فوائد آنان‌ مي‌شود) و خصوصيات‌ شيميايي‌ (در دسترس‌ بودن‌ مواد مغذي‌ براي‌ قارچ‌ و دست‌نيافتن‌ ارگانيسم‌هاي‌ رقيب‌ به‌ آن‌ مواد) به‌ عنوان‌ فاكتوري‌ ارگانيك‌ پديد مي‌آيند و مصرف‌مي‌شوند و در اين‌ ميان‌ حرارت‌ به‌ مدد توليد ميكروارگانيسم‌ها توليد مي‌شود دماي‌ مورد نياز براي‌اين‌ فرآيندها توسط‌ توده‌اي‌ از ماشوره‌ در اندازه‌اي‌ معين‌ تامين‌ مي‌شود. اطاقك‌هاي‌ خاصي‌ دما،رطوبت‌ و هواي‌ تازه‌ي‌ كنترل‌ شده‌، همگي‌ براي‌ فراهم‌ آوردن‌ شرايط‌ صحيح‌ پاستوريزه‌ كردن‌لازم‌اند و نيز براي‌ شرايط‌ پايان‌ فرآيندهاي‌ توليد كود مگر در حالتي‌ كه‌ كود از پيش‌ مهيا باشد،روند پرورش‌ قارچ‌ دكمه‌اي‌ سفيد بسيار تكنيكي‌ و عموماً در وادي‌ تخصص‌ پرورش‌ دهندگان‌تفريحي‌ يا خرده‌پاست‌.



قارچ‌ Enoki يا قارچ‌ سوزن‌ طلايي(‌ (Flammulina Velutipe

اين‌ قارچ‌، بر روي‌ لايه‌اي‌ استاندارد خاك‌ اره‌ مي‌رويد و مي‌توان‌ آن‌ را در محفظه‌هاي‌ متعددي‌،از آن‌ جمله‌: ظرف‌ در بسته‌ي‌ فيلتردار، پرورش‌ داد. از نقطه‌ نظر اقتصادي‌، قارچ‌ Enoki را معمولاًدر شيشه‌هاي‌ دهان‌ گشاد، بسيار شبيه‌ ظرف‌هاي‌ مربا، پرورش‌ مي‌دهند. پس‌ از آنكه‌ كاشت‌ آنهاانجام‌ شد، قارچ‌ در تاريكي‌ و در محيطي‌ سرد، با روكشهايي‌ بر روي‌ شيشه‌ي‌ محتوي‌، براي‌افزايش‌ ميزان‌ CO2، مي‌رويد. اين‌ قارچ‌ تقريباً كلاهك‌ ندارد و حلقه‌ حلقه‌ است‌. قارچ‌ Enokiنسبتاً سريع‌ مي‌رويد.



قارچ‌ Maitake يا مرغ‌ درختان‌ (Grifola frondosa)

Nameko از محبوبترين‌ قارچ‌ها در ژاپن‌ است‌. اين‌ قارچ‌ بر لايه‌اي‌ خاك‌ اره‌ي‌ استاندارد، درظروف‌ در بسته‌ي‌ فيلتردار مي‌رويد. براي‌ رويش‌ بذر، محفظه‌ را بايد از رطوبت‌ بسيار بالا با مِه‌اندك‌، محافظت‌ كرد.



قارچ‌ يال‌ شير (Hericiam Erinaceas)

اين‌ قارچ‌ خوراكي‌، كه‌ مزه‌اي‌ همچون‌ گوشت‌ خرچنگ‌ دارد، بر لايه‌ي‌ خاك‌ اره‌ي‌ استانداردمي‌رويد. برخلاف‌ بسياري‌ از قارچ‌ها، اين‌ قارچ‌ داراي‌ پره‌هاي‌ حاوي‌ هاگ‌ نيست‌؛ در عوض‌،هاگ‌هاي‌ آن‌ توسط‌ دندانه‌هايي‌ كه‌ همچون‌ تنديل‌هاي‌ ظريفي‌ از زير آن‌ آويزان‌ هستند، توليدمي‌شود.



قارچ‌ صدف‌ صورتي‌ (انواع‌ Pleurotus)

قارچ‌ صدف‌ صورتي‌، راحت‌ترين‌ قارچ‌ خوردني‌ براي‌ پرورش‌ دادن‌ است‌. انواع‌ گوناگون‌ قارچ‌صدفي‌ را مي‌توان‌ برمنابع‌ گوناگون‌ سلولز (كه‌ شامل‌ تركيبات‌ قهوه‌ باشد) روزنامه‌ و پوسته‌ي‌ غلات‌پرورش‌ داد. خاك‌ اره‌ي‌ استاندارد نيز، سطح‌ كشت‌ مناسبي‌ براي‌ رويانيدن‌ اين‌ قارچ‌ است‌. شايدبهترين‌ خاك‌ مورد استفاده‌ براي‌ كشت‌ اين‌ قارچ‌، براي‌ پرورش‌ دهندگان‌ آماتور، پوسته‌ي‌ خردشده‌ي‌ گندم‌ باشد، كه‌ با قرار دادن‌ به‌ مدت‌ يك‌ ساعت‌ در زير آب‌ با دماي‌ 165F درجه‌(فارنهايت‌) پاستوريزه‌ شده‌ است‌. ظرف‌هاي‌ در بسته‌ي‌ پلاستيكي‌ كه‌ با خاك‌ اره‌ پر شده‌اند و باگرده‌ و بذر آغشته‌ شده‌اند نيز معمولاً مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. در مزارع‌ بزرگ‌ و وسيع‌، ظروف‌پلاستيكي‌ بذر طويلي‌ از سقف‌ آويزان‌ هستند. سوراخهايي‌، به‌ منظور مبادله‌ي‌ هوا و نيز رشدقارچ‌ها از ميان‌ آنها، روز ظروف‌ تعبيه‌ شده‌ است‌.

بذرافشاني‌ را مي‌توان‌ بدون‌ فيلترهاي‌ مخصوص‌ انجام‌ داد چرا كه‌ قارچ‌هاي‌ گونه‌ي‌Pleurotus بسيار سريع‌ رشد مي‌كنند و بيشتر ارگانيسم‌هاي‌ موجود در خاك‌ اره‌ را در اين‌ رقابت‌،از ميان‌ مي‌برند.



قارچ‌ Reishi يا قارچ‌ جاودانگي‌(Ganoderma lucidum)

اين‌ قارچ‌ سفت‌تر از آن‌ است‌ كه‌ بتوان‌ آن‌ را تناول‌ كرد اما به‌ دليل‌ شهرتش‌ در دارا بودن‌ فوائددارويي‌، در چاي‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌شود. اين‌ قارچ‌ بر رويه‌ي‌ خاك‌ اره‌ رشد مي‌كند و در مخازن‌گوناگوني‌ نيز قابل‌ پرورش‌ است‌؛ از جمله‌ محفظه‌ي‌ سرپوشيده‌ي‌ ----- دار.



قارچ‌ ShittaRe يا قارچ‌ بلوط‌ سياه( (Lentinula edodes

قارچ‌ Shittake نسبتاً در شرايط‌ آساني‌ مي‌رويد و يكي‌ از محبوبترين‌ قارچ‌ها در ايالات‌متحده‌ي‌ امريكا است‌. امروزه‌، پرورش‌ دهندگان‌ قارچ‌ در ايالات‌ متحده‌، سالانه‌ بيش‌ از 5 ميليون‌پوند از اين‌ قارچ‌ را توليد مي‌كنند. به‌ مانند بسياري‌ ديگر از قارچ‌هاي‌ مرغوب‌، Shittake درمخازن‌ سربسته‌ي‌ پلاستيكي‌ بر روي‌ لايه‌هاي‌ خاك‌ اره‌ مي‌رويد (در محيط‌هايي‌ مرطوب‌ ترز ازايالت‌ كاليفرنيا، اين‌ قارچ‌ در محيط‌هاي‌ طبيعي‌ نيز مي‌رويد.) نژادهاي‌ گوناگون‌ اين‌ قارچ‌،زمان‌هاي‌ متفاوتي‌ ريا در امر جوانه‌ زدن‌ به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهند. برخي‌ اين‌ مدت‌ حدود 45روز است‌ در حاليكه‌ بعضي‌ ديگر براي‌ تكميل‌ عمل‌ به‌ 100 روز احتياج‌ دارند. پس‌ از اين‌ مدت‌ظرف‌ پلاستيكي‌ برداشته‌ مي‌شود و قالب‌ها به‌ اطاقك‌ رشد منتقل‌ مي‌شوند؛ (با دمايي‌ در حدود63F فارنهايت‌ و رطوبتي‌ در حدود 75 - 90%) پس‌ از برداشت‌ محصول‌، قالب‌ها، را مي‌توان‌براي‌ عمل‌ رشد ديگري‌ آماده‌ كرد. براي‌ اين‌ منظور قالب‌ها را آنقدر در آب‌ خيس‌ مي‌دهند تا اينكه‌آن‌ قالب‌ به‌ وزن‌ اوليه‌ي‌ خود باز گردد.



چگونه‌ مي‌توان‌ يك‌ قارچ‌ سمي‌ را بازشناخت‌؟

هرگز هيچ‌ قارچي‌ را نخوريد مگر اينكه‌ مطلقاً از نوع‌ آن‌ مطمئن‌ شده‌ باشيد. داستانهايي‌ كه‌عوام‌ در مورد آزمايش‌ كردن‌ قارچها، براي‌ دريافت‌ اينكه‌ آيا سمي‌ هستند يا نه‌، البته‌ بي‌فايده‌اند.قارچهاي‌ سمي‌ به‌ خاطر تجربه‌ي‌ اشخاصي‌ بداقبال‌ شناخته‌ شده‌اند. خوردن‌ قارچ‌هاي‌ وحشي‌مي‌تواند خطرناك‌ باشد.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:57 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک