کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > دانشگاه > پزشكي, بيولوژي , روانشناسی

پزشكي, بيولوژي , روانشناسی بحث و گفتگو در زمینه های پزشکی و مطرح کردن سوالات خود در این زمینه ها

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-06-2007   #76 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

تكثير گياهان زينتي

آسان ترین راه برای داشتن گیاه در منزل خرید آن از گل فروشیها و مراکز پرورش گیاهان میباشد . با این ترتیب همیشه حق انتخاب داشته میتوان بهترین و سالم ترین آنها را تهیه نمود .
لیکن اگر خود اقدام به ازدیاد و پرورش گیاهانی که در منزل دارید بنمائید ، با صرف مبلغ ناچیزی بابت گلدان و احتمالا خاک می توانید تعداد فراوانی گل و گیاه از انواع گوناگون تولید کرده حتی به دوستان خود نیز هدیه نمائید .
برایز تکثیر گیاهان مختلف از روشهای متنوعی استفاده می شود که بطور اختصار ضمن معرفی هرگیاه در متن کتاب ، ذکری نیز از مناسب ترین روشهای تکثیر بعمل خواهد آمد .
از آنجا که نام بردن یک طریق به تنهائی نمی تواند راهنمای مناسبی برای خوانندگان باشد در این مقدمه روشهای مذکور به کمک تصاویر و توضیحات مفصل تر تشریح می گردند تا خوانندگانی که آشنائی کمتری با این امور دارند بتوانند براحتی اقدام به ازدیاد و پرورش گیاهان بنمایند .

الف – تکثیر از راه کاشتن بذر یا تکثیر جنسی :
انواعی از گیاهان آپارتمانی و بسیاری از گلهای باغچه از راه کاشتن بذر تکثیر می شوند .
برای این منظور ابتداء باید بذر یا تخم سالم در اختیار داشت .
فروشگاههای لوازم کشاورزی انواع زیادی از تخم گلهای ایرانی و خارجی را در اختیار دارند که با خرید یک پاکت کوچک از آن بذرها میتوانید دهها گل و گیاه بدست آورید .
در این خصوص ذکر چند مورد ضروری است :

مراحل مختلف کشت و تکثير از طريق بذر:
1

2

3

4

5

6

ابتدا خاک را کاملا صاف میکنیم سپس بذر را میکاریم ، آنگاه روی آنرا با اسپری آب می پاشیم و سپس ورقه نایلونی روی آن میکشیم . پس از سبز شدن خاک را مرطوب کرده نشاء ها را درآورده در گلدان جداگانه ای میکاریم .

1 – بذری انتخاب نمائید که بر روی پاکت آن تاریخ مصرف درج گردیده و یا اطمینان داشته باشید که کهنه نیست .
زیرا به مرور زمان قوه نامیه بذر از دست رفته پس از کاشت نتیجه مطلوب حاصل نمی گردد .
2 – چنانچه بذر را بصورت باز خریداری میکنید ، توجه داشته باشید که امکان آلودگی آن به بیماریهای قارچی زیاد می باشد .
لذا بهتر است از نوعی استفاده کنید که قبلا توسط قارچ کش های مناسب ضدعفونی گردیده باشد .
3 – اگر خود بذرگیری می کنید در نظر داشته باشید بذر پاره ای از گلهای خارجی از نوع دورگه و پرورش یافته می باشند که با بذر گیری مجدد ( بدون تلقیح مصنوعی ) گلهای جدید ، ریزتر و نامرغوب تر خواهند بود .
بر روی پاکت این گونه محصولات معمولا علامت F1 یا F1 Hybrid مشاهده میشود که بمعنی نسل اول دو رگه میباشد .مناسب ترین ترکیب خاک برای بذرپاشی عبارت است از سه قسمت مساوی خاک باغچه ، ماسه ، و پیت .
برای این کار لازم است جعبه ای که کف آن منافذی برای خروج آب دارد انتخاب نموده با لایه نازکی سنگ ریزه سطح تحتانی جعبه را بپوشانند .
بر روی سنگ ریزه ها خاک مورد نظر را اضافه کرده آنرا خوب بخیسانند .
بذر را چنانچه ریز باشد بطور یکنواخت بر سطح خاک پاشیده و اگر درشت است بفواصل 5 سانتیمتر از یکدیگر در خاک فرو نموده توسط لایه نازکی از همان خاک روی بذرها را بپوشانند ( در مورد بذرهائیکه خیلی ریز هستند نیازی به پوشش خاک نیست ) .
بعد از بذرپاشی روی جعبه یک فطعه شیشه بگذارند تا خاک مرطوب و دم کرده باقی بماند .
سپس روی شیشه یک صفحه روزنامه گذاشته جعبه را در جای نسبتا گرمی (24 درجه سانتیگراد برای گیاهان گرمسیری ) قرار دهند تا سبز شدن سریع تر صورت پذیرد و با ظاهر شدن جوانه ها روزنامه را برداشته جعبه را برابر نور اما بدور از تابش مستقیم آفتاب قرار دهند .
چنانچه گیاهان سایه دوست باشند جعبه را همچنان بدور از آفتاب نگه دارند .
در غیر این صورت پس از اینکه جوانه ها کمی رشد کرده برگهای اصلی آنها ظاهر شد روزانه مدتی آنها را برابر آفتاب قرار داده رفته رفته بر مدت آن بیافزایند . زمانیکه نشاء ها چهار یا شش برگه شدند، بدون آسیب زدن به ریشه نشاء ها را به باغچه یا گلدان منتقل نموده آبیاری نمایند . برای اینکه هنگام جدا کردن نشاء ریشه ها قطع نشوند ، بهتر است خاک جعبه را قبلا خوب خیس کنند .
بذر کلیه گیاهان یکسان نمی باشد. لذا کاشتن بعضی انواع احتیاج به انجام برخی کارهای مقدماتی دارد . بعنوان مثال، پاره ای دانه ها را که پوسته ضخیمی دارند لازم است قبل از کاشت مدت 24 ساعت در آب خیساند و یا آن دسته از گلها که بذر یا تخم آنها ( گل نخود ) پوسته ای سخت دارد را بهتر است قبلا توسط چاقوئی تیز ( بدون آسیب زدن به قسمت داخلی ) شکاف داد تا آب به آسانی وارد آن شده عمل نمو ساده تر صورت پذیرد و گیاهانیکه دانه های درشت و سخت شبیه گردو دارند را میتوان با ضربه ملایم چکش ترک داده آنگاه کاشت .
بذر گیاهان نواحی مرتفع و سرد یا آن دسته از گیاهانیکه زمستان را میتوانند خارج از منزل و بدون پوشش بگذرانند احتیاج به سپری کردن یکدوره هوای سرد دارند .
بذر را با مقداری ماسه و خاک پیت مرطوب مخلوط کرده در یک سینی کم عمق به مدت دو تا چهار ماه در معرض سرمای زمستان قرار می دهند تا بدین وسیله بذر دوره خواب زمستانی را آنطور که در طبیعت میگذراند سپری کرده سپس اقدام به کشت آن مینمایند .
چنانچه عمل یخ زدگی در این مدت بصورت متناوب صورت گیرد نتیجه مطلوب تری حاصل خواهد شد . برای کوتاه کردن مدت میتوان بذر را بهمان صورت مدت کمتری ( برحسب نوع گیاه ) یعنی چند هفته در یخچال یا فریزر قرار داد .

ب – تکثیر نباتی یا غیرجنسی :
ازدیاد بسیاری از گیاهان از طریق کاشتن بذر مشکل و گاه غیر ممکن است .
لذا روشهای دیگری وجود دارد که به مجموعه آنها تکثیرنباتی گفته میشود .
معمولی ترین این روشها جدا کردن قسمتی از ساقه ، برگ و یا ریشه و کاشتن آن در خاک است . همچون تکثیر از راه کاشتن بذر ، در این طریقه هم ابتدا باید ، حرارت و رطوبت کافی در نظر گرفته شود سپس قلمه را در خاکی که از مخلوطی به نسبتهای مساوی ، خاک باغچه ، پیت و ماسه نرم ( بدون کود) تشکیل شده قرار داد . از آنجا که قلمه یا قطعه کاشته شده فاقد ریشه است جذب آب در آن بخوبی صورت نگرفته در نتیجه باید دقت شود تا بیش از حد عمل تبخیر در آن صورت نگیرد .

مراحل مختلف قلمه سبز
1

2

3

مراحل مختلف قلمه يوگا
1

2

3

باین منظور پس از فرو کردن قلمه ها در خاک باید روی ظرف یا گلدان را با یک قطعه شیشه یا یک ورقه نایلونی بپوشانند .
ساقه پاره ای از گیاهان مانند : حسن یوسف براحتی در آب ریشه می دهند که در اینصورت لازم است قبلا انتهای قلمه را به هورمون رشد ریشه ( که متاسفانه در بازار ایران کمتر یافت می شود) آغشته کرده سپس کاشت .تا زمانیکه قلمه ها در زیر سرپوش قرار دارند بندرت به آب احتیاج پیدا می کنند .
اما از هنگامیکه سرپوش را برمی دارند لازم است توسط اسپری به گیاه آب بدهند .
پس از بوجود آمدن ریشه و رشد مختصر گیاه می توان آنرا ( بدون صدمه زدن به ریشه تازه ) به گلدان یا باغچه منتقل نمود .موقع مناسب برای قلمه زدن ، اواخر زمستان یا اوایل بهار است .
زیرا در این زمان فصل رشد گیاه آغاز گشته تمام سال را برای استقرار و استحکام خود وقت دارد .این قاعده عمومیت نداشته پاره ای از گیاهان را تقریبا در هر فصلی میتوان تکثیر کرد .
__________________
گفتمش بايد بري نامم ز ياد

گفت آري مي برم اما زياد

Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-06-2007   #77 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

روش كاشتن گل

در هر كشوري كاشتن گل و پرورش آن بنوعي مخصوص صورت مي گيرد و هر باغبان يا كارشناس فني سليقه مخصوصي بكار مي برد .
اين تفاوت روشها بستگي به منظور گلكار يا وسايلي را كه در اختيار آنهاست دارد .
هيچيك از عوامل مانند انتخاب خاك مناسب موثر در پرورش گل نيست .
ولي همين عامل در مناطق مختلف غالبا متغير است .
چنانكه انگليسيها براي گلدانهائيكه در آن به پرورش انواع سرخس مي پردازند ، خاكي مخلوط از پوسيده سبزه و چمن و خاك رسي و شني بكار مي برند .
در حالي كه بلژيكيها براي همين نبات خاك برگ حاصله از پوسيده برگهاي بلوط را مصرف مينمايند .كه اولي جزء خاكهاي سنگين و دومي از خاكهاي سبك است .

گلكاري به دو روش كلي انجام ميشود :
يكي در هواي آزاد . و ديگري در گلدان يا ظروف مختلف .
طبيعي ترين و آسان ترين روش گلكاري ، طريقه اولي است .
زيرا نباتاتي كه در هواي آزاد كاشته ميشوند گلهائي ميباشند كه بحالت وحشي و صحرائي وجود داشته و بدست بشر به باغات منتقل و تربيت شده اند و مواظبت فراواني لازم ندارند .
بر عكس نباتاتي كه در گلدان يا ظروف ديگر كاشته ميشوند ، لازمه پرورش آنها دقت زياد و شناسائي به احوال و روش نگاهداري آنهاست . چون محوطه گلدان محدود است و خاكهائي كه در گلدان ريخته ميشود پس از مدتي بلا اثر ميگردد بايد مواظب خاك و نمو ريشه هاي نبات بود و بموقع لزوم گلدان يا خاك را عوض كرد ولي امروز روش دوم مخصوصا در گلكاري تجارتي متداول تر و مورد عمل تر است .
زيرا براي فروش و نقل و انتقال گلهاي كاشته شده در گلدان ، حاضر بوده و خطر از بين رفتن آنهم به مراتب كمتر است بعنوان مثال : تهيه و فروش اقسام گل سرخ يا ميخك هاي آمريكايي – نخل ها و غيره .
بين گلكاري تجارتي و آنچه راكه كارشناسان فن بطور خصوصي براي خود انجام مي دهند تفاوت فراوانست . زيرا در گلكاري تجارتي منظور بدست آوردن مقدار زياد براي عرضه در بازار و ارضاء ميل مشتريان است در صورتيكه در گلكاري خصوصي ، خوبي نوع ، زيبائي گل و آنچه مورد توجه و پسند كارشناس است منظور نظر مي باشد . و براي اين كار و بدست آوردن گلهاي عالي بايد از خاكهاي سبك كه داراي مواد غذايي فراوان است استفاده كرده ضمنا براي پرورش آنها از شاسي يا گلخانه كمك گرفت .

بدست آوردن جورهاي جديد گل :
امروزه در فن گلكاري ، بدست آوردن جورهاي تازه ، رُل مهمي را بازي مي كند .
بعضي نباتات به آساني و خود بخود جور جديدي را بوجود مي آورند .
خواه از نظر بزرگي بوته مانند: جعفري فرنگي و خواه از لحاظ رنگ آميزي گل مانند : داودي هندي . يا از نظر پر پَري كه عموما نتيجه تبديل پرچم به گلبرگ است مانند : گل سرخ و گل كامليا .
ولي بعضي اقسام نباتات بندرت ممكن است جور جديدي را خود بخود بوجود آورند .
در مواردي كه خود نبات جور جديدي را بوجود مي آورد ، گلكار بايد با دقت آنها را انتخاب و جدا نمايد . به اين معني كه تخم آنها را گرفته و در محل مخصوصي دور از اقسام قديمي بكارد ،كه از آنها غالبا نباتات جديد و كاملا قابل توجه و كم و بيش قوي بدست مي آيد .
كارشناسان انتخاب جورهاي جديد از هر قسم را مداومت مي دهند تا از بين آنها يك جور كاملا متمايز و مورد توجه كه تا كنون در دسترس نبوده بدست آورند و يكي از صفاتي را كه بيشتر گلبازان دوست دارند ، درشتي قابل توجه گلهاست .
كارشناسان اين فن در سال هاي اخير موفق به كشف هورمون هائيكه سبب بزرگي گلها ميشوند شده اند و براي عاشقان گل در دسترس عموم گذاشته شده كه با مصرف آنها ميتوان نتايج قابل ملاحظه بدست آورد .

گلهاي پُرپَر و نيمه پُرپَر :
گاهي در اثر تعييراتي كه در عوامل پرورش گلها داده ميشود ، مثل مصرف خاكهاي قوي ، بدست آمده و بيشتر اوقات طبيعت با تغيير پرچم گلهاي ساده به گلبرگ توليد مينمايد .
هروقت يك قسمت از پرچمها تبديل به گلبرگ شود ، گل نيمه پُرپَر و اگر تمام پرچمها تبديل به گلبرگ شد ، گل پُرپَر كامل درست ميشود .
طبيعي است كه هرچه تعداد پرچمهاي گل بيشتر باشد گل آن پُرپَرتر مي گردد ( مانند گل سرخ – كامليا- گل بگونياي تكمه دار و غيره ) .
اگر گل فاقد پرچم باشد يا اگر مادگي گل در گلبرگ ها پوشيده شده و به آساني گرد پرچم به آن نرسد گل باردار نمي شود .
در گلهاي كم پَر كه گَردِ پرچم به آساني در اثر عوامل طبيعي مانند باد يا حشرات بروي مادگي مي نشيند ، بزودي باردار شده و گلبرگ ها پلاسيده ، گل از بين ميرود .
ولي در گلهاي پُرپَر يا نيمه پُرپَر كه عمل گشنگيري بواسطه نبودن پرچم صورت نمي گيرد ، دوام بيشتر شده و مدتي لطافت خود را نگه ميدارد .
بعضي گلها بجاي آنكه پرچمشان تبديل به گلبرگ شده و به اين طريق پُرپَر گردند ، جام گل دوتا شده و يكي در ديگري جا مي گيرد ( مانند گل پامچال باغي يا خرزهره هندي يا ياس خوشه اي ) يا آنكه كاسه گل تبديل بجام شده و همان شكل و رنگ را بخود مي گيرد ( مانند : گل استكاني پُرپَر).
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-08-2007   #78 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گیاهان سوخ دار ، تکمه دار، ریشه با غدد گوشتی

گیاهان سوخ دار ، تکمه دار، با ریشه گوشتی ، همگی از گیاهان ماندنی میباشند که ریشه های زیر زمینی آنها به اشکال مختلف و متفاوت است .
گاهی سوخ دار مانند : گل لاله و سنبل و نرگس .
گاهی تکمه دار مانند : بگونیای تکمه دار .
و بعضی اوقات با ریشه گوشتی مانند : آلاله یا زنبق و غیره .
سوخها یا تکمه ها و ریشه های گوشتی ، در گیاه برای بقاء و ازدیاد آن گیاه موقعیکه قسمتهای هوائی آن ( برگ و ساقه ) از بین میرود بکار می آید و مخزنی برای نگهداری مواد غذائی مورد لزوم بوته ای است که سال بعد باید از آن بروید . ( هرچند که تفاوت زیادی بین ریشه های گوشتی این گیاهان وجود دارد ولی باغبانان و گلکاران ایرانی این گیاهان را گلهای پیازی نامیده و سوخ ، تکمه یا غدد ریشه را هم پیاز می نامند . مانند : پیاز سنبل ، بگونیای پیازی ، پیاز کوکب ) ساختمان سوخها بسته به جنس هرگیاه متفاوت است .
چنانچه سوخ گل سنبل مانند پیاز معمولی خوراکی چند پوست روی آنرا پوشانده و سوخ زنبق دشتی و گل خورشیدی ، فلس فلس و سوخ لاله ، زعفران ، گلایول ، یک تکه و گوشتی و سخت میباشند .
ریشه های گوشتی نیز از این تغییر برکنار نیستند .
مثلا ریشه آلاله بشکل پنجه و ریشه زنبق ساقه مغز دار و گوشتی و ریشه گل کوکب و اختر مرکب از غدد گوشتی مانند : سیب زمینی درشتی میباشند .
این گیاهان عموما بواسطه گلهای زیبا که غالبا درشت و با اشکال مخصوص بخود آنهاست . همچنین رنگهای زنده و جالب ، مورد توجه خاص دوستداران گل می باشند.
دسته ای از آنها فصل بهار و دسته دیگر تابستان و پائیز گل می دهند .
چنانچه با در نظر گرفتن فصل گلریزان این گیاهان مخلوط بهم روی تپه گل یا حاشیه بکارند ، مناظر زیبائی را بوجود می آورند .
سوخ بعضی از این گلها مانند نرگس و سنبل را میتوان روی ظرف مخصوص که بجای خاک آب در آنها می ریزند سبز کرده و از گلشان برای تزئین اطاقها و سالونها و غیره استفاده نمود .
ضمنا اگر گلخانه در اختیار باشد برای آنکه زودتر و خارج از فصل گلهائی از این گیاهان داشته باشیم میتوان آنها را در گلخانه با هوای گرمی که دارد وادار کرد زودتر گل کند .

کاشتن گیاهان پیازی در باغچه :
برای درست کردن باغچه یا حاشیه یا تپه گلهای بهاره که بتوان از اواسط اسفند تا اواخر خرداد آنها را همیشه پُر گل نگهداشت، گلهای زعفران ، سنبل ، نرگس ، لاله، را روی آنها می کارند .
گل زعفران ، قبل از سایر گلها یعنی از نیمه اسفند تا اوائل فروردین گل داده پس از آن نرگس و سنبل و سپس لاله های پیش رس و اخر از همه لاله های دیر رس به گل می نشینند.
بنابراین اگر این گلها بترتتیب داخل هم کاشته شود باغچه یا تپه گل زیبائی را بوجود می آورد که گلهای متنوع و زیبای آن چشمگیر میباشد .

کاشتن پیازها در گلدان :
تهیه گلدانهای گل برای تزئین سالنها و اطاقها و دفاتر کار با گیاهان سوخ دار از آسانترین و معمولی ترین گلهای گلدانی است .
مخصوصا بعلت پیش رس بودن گل آنها که اوائل بهار و ایام عید خواهان زیاد دارد .
سوخ گیاهان را به نسبت درشتی و ریزی در هر گلدان یک تا چهار دانه باید کاشت .
بعنوان مثال : برای هر گلدان 10 سانتیمتری یک عدد سوخ سنبل ، سه تا چهار سوخ نرگس و یک تا چهار دانه سوخ لاله بسته نوع آن می کارند .
قبل از آنکه در گلدان ها خاک بریزند ، بایستی سوراخ ته گلدان را با چند تکه تیله شکسته پوشاند تا آب زائد به آسانی از ته گلدان خارج شود .
سپس با مخلوطی از خاک برگ پوسیده و کود دامی پوسیده و شن که قبلا حاضر کرده اند گلدانها را تا نیمه خاک گیری کرده با دست خاک را فشرده صاف کنند و پیاز را روی خاک قرار داده روی آن و اطرافش را تا یک سانتیمتر به لبه گلدان مانده خاک ریخته به آرامی بفشارند ، آنگاه گلدانها را آب بدهند .

تکثیر گیاهان پیازی :
زمانیکه گیاهان سوخ دار در حال استراحت هستند ، از بغل سوخهای اصلی ، سوخ های کوچکی بیرون می آید و کم کم بزرگ میشوند .
با جدا کردن و کاشتن آنها به تکثیر این گیاهان اقدام میشود که در زمان معرفی هریک از گلهای پیازی چگونگی آن توضیح داده خواهد شد.

طرق مواظبت از پیازهای گیاهان :
عموما گیاهان پیازی چند ماه از سال را در حال استراحت بسر می برند .
این موقع سوخ ها عاری از ریشه و ساقه و برگ می شوند . همین زمان برای زیاد کردن یا جابجا کردن یا انتقال پیازها به نقاط دیگر زمان مناسبی خواهد بود .
آن دسته از این گیاهان را که بهار گل می دهند ، تابستان در حال استراحت بوده ، پائیز آنها را از نو می کارند ( سنبل ، نرگس ، لاله ، زعفران و غیره ) دسته دیگر که تابستان یا پائیز گل میدهند زمستان استراحت می کند ( گلایول ) که سوخ آنها را بهار می کارند .
غالب سوخ ها و پیازها را می توان زمان استراحت بیرون آورده خشک کرده و چند ماه خارج از زمین در محل هواگیر و خشک نگهداری کرده یا به نقاط دیگر منتقل کرد .
ولی برای زنبق دشتی این کار عملی نیست زیرا فلسهای سوخ آن از خشکی صدمه دیده بزودی خراب شده از بین می رود .

چگونه پیاز را گلدار کنیم ؟:
پیش رس کردن پیازها طرز عمل خاصی دارد . این عمل مشتمل بر انتخاب پیاز پیش رس از نظر سلامت ، رنگ ، تهیه خاک ، انتخاب محل خنک ، کاشت و بلاخره مراقبت تا موقع گل کردن است . برای انجام عملیات مزبور ، موارد زیر باید ذعایت شود :
1 – پیاز : پیازهای خریداری شده باید رسیده ، سفت و سنگین باشد . پیاز نباید مریض و معیوب باشد و مشخصات رنگ گل باید برای خریدار معین باشد . پیاز مخصوص باغچه غیر از پیازی است که در گلدان می کارند .
پیازهای گلدانی باید طبیعتا پیش رس باشد و قبلا اعمالی روی آن انجام داده باشند .
2 – خاک : خاک گلدان عبارت از تورب و ماسه یا خاک برگ پوسیده و ماسه به نسبت مساوی است .
خاکی که قبلا در آن پیاز کشت شده است نباید مورد استفاده مجدد قرار گیرد .
باغداران گاهی برای پیاز لاله و سنبل و نرگس ، یک قسمت رس هم اضافه مینمایند و برای آماریلیس ، حتما یک قسمت رس اضافه می کنند .
چون پیاز خود برای گل کردن به اندازه کافی مواد غذائی دارد .
مسئله کود دادن به آن زیاد مهم نیست .
3 – گلدان : گلدان ممکن است از جنس رس ، سرامیک یا پلاستیک باشد .
بلندی گلدان حد اقل باید در حدود 12 سانتیمتر باشد .
طرز عمل از کاشت پیاز تا گل دار کردن آن : طرز عمل آوردن انواع مختلف پیازها مختصری باهم فرق دارد .
اگر ما بخواهیم برای یکایک آنها توضیح دهیم بحث مفصلی خواهد شد .
بنابراین در اینجا فقط راجع به پیش رس کردن لاله بحث می کنیم .
تمام انواع لاله ها به سرما مقاوم هستند و می توان آنها را در پائیز حوالی مهر و آبان در باغچه کاشت و از گل آنها در بهار استفاده نمود .
معهذا اگر بخواهند پیاز لاله را پیش رس کنند ، باید پیازها را در مهرماه و آبان ماه در گلدان بکارند . مخلوط خاک همان است که در بالا گفته شد .
به این ترتیب که در ته گلدان تیله گذاشته و خاک لازم را میریزند و چهار پیاز در آن میکارند و نوک پیازها باید خارج از خاک باشند .
تولید کنندگان گل فقط یک پیاز لاله را در گلدان نشائی می کارند .
معمولا در موقع کاشت ذور پیاز را ماسه می ریزند تا رطوبت اضافی به آن صدمه نزند .
محیط پیاز لاله برای پیش رس کردن 11 – 12 سانتیمتر و وزنش در حدود 35 – 40 گرم باید باشد .

پيازها
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-08-2007   #79 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گُل سُرخ ها
" رُزها "
LES ROSIERS


رُزها يا گل سُرخ ها يكي از مهمترين دسته گياهان ميباشد كه انواع شناخته شده آن به بيش از ۲۰۰۰۰ گونه و واريته مختلف تخمين زده ميشود .
رُز، يا گل سُرخ ، جنسي ازخانواده گل سُرخ ها يا(Rosacea) رُزاسِه ميباشد كه بوته هايش پاكوتاه و پا بلند و رونده با ساقه هاي چوبي است و در بعضي گونه ها برگهايش غير دائمي و در برخي دائمي ميباشد .
در اقسام اصلي و اوليه بوته ها صورت بدوي خود را داشته ، بصورت كُرپه و پُر تيغ و خار ميباشد ، ولي پس از گشنگيري و بدست آوردن اقسام و جورهاي تازه كه بيشتر بوسيله پيوند روي پايه هاي اقسام وحشي درست شده ، صورت آن دگرگون شده و تا اندازه اي به ميل پرورش دهندگان تغيير صورت داده به اشكال مختلف : كُرپه ، چتري ، مجنون ( آويزان ) و بقول فرانسويان ( گل رُز گريان ) و غيره درآمده است .
اشكالي كه بيشتر مورد توجه و در باغات بوته هاي گل سُرخ را (بسته به وضعيت محل كاشت ) به آن صورت در مي آورند ۵ شكل بشرح زير ميباشد :
۱ – گل سُرخ پاكوتاه : بوته هائيست كه پيوند آنرا روي ريشه يا ساقه نزديك بخاك زده و ميگذارند از پيوند چند شاخه بيرون آيد و در اثر هَرَس همه ساله آنرا كوتاه نگهميدارند ، بطوري كه بسته به جنس آن بلندي بوته ها از ۲۰ سانتيمتر تا يك متر بلند تر نمي شود .
۲ – گل سرخ كُرپه : كه پس از پيوند نزديك خاك در اثر هَرَس نوك شاخه ها مي گذارند شاخه هاي فرعي آن زياد شود تا بوته بصورت كُرپه درآيد .
۳ – گل سرخ با ساقه بلند يا نيمه بلند : عبارت از بوته هائيست كه پيوند را روي يك ساقه صاف و لخت تسترن كوهي به بلندي يك متر تا يك متر و نيم مي زنند . پس از نمو پيوند ، ساقه نسترن بتدريج قوي شده رنگ قهوه اي بخود گرفته راست مي ايستد . باغبان ميتواند شاخه هايي كه از پيوند ميرويد را به ميل خود بهر شكل بخواهد درآورد .
۴ – گل سرخ رونده پيچنده : اين دسته از اقسام مخصوصي هستند كه شاخه هاي آنها بلند شده و بالا ميرود كه آنها را بوسيله پايه يا داربستهاي فلزي مخصوصي نگهداري كرده آرايش ميدهند .
۵ – گل سرخ مجنون : كه از پيوند اقسام رونده روي پايه بلند نسترن كوهي بدست مي آيد .
باين طريق كه هريك از اقسام نامبرده را اگر روي ساقه اي به بلندي ۱/۵ تا ۲ متر از نسترن كوهي پيوند كنند پس از گرفتن شاخه هاي آن رو به زمين سرازير شده و بوته گل مجنون ( گل رز گريان ) بدست ميآيد .

اقسام مختلف و جورهاي حاصله از گل سرخ :
بطوري كه گفته شد از گل سرخ گونه ها و واريته هاي ( اقسام و جورها ) زيادي تا كنون شناخته شده ، ولي آنچه از بهترين گونه ها و واريته ها كه در باغات كشورهاي اروپايي مانند : فرانسه كاشته شده نگهداري ميشود تقريبا در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ گونه و واريته است .
براي آنكه در تزئيد جورهاي گل سرخ بتوانند نژاد هر واريته را معلوم نموده و بدانند هر واريته كه تازه بدست مي آورند از جفتگيري كدام يك از واريته ها بوجود آمده ، عده بيشماري از گياه شناسان و كارشناسان مخصوص اين گل ، آنها را دسته بندي كرده اند كه مهمترين از همه آنها دسته بندي زير است كه مورد توجه بيشتري ميباشد :

۱ – گل سرخ فرانسه ( رُز دو فرانس Rosier de france)
۲ – نسترن (اكلانتيِرEglantier)
۳ – گل چاي ( رُزيِه آدور دوته Rosier aodeur de the)
۴ – گل سرخ ايران ( رُزيِه دو پِرسRosier de Perse)
۵ – گل سرخ با گلهاي متعدد( رُزيِه مولتي فلور پُلي آنتاRosier Multiflore Polyanta)
۶ – گل سرخ مينياتور( رُزيِه مينياتورRosier Miniature )
۷ – گل سرخ بَنگال ( رزيِه بنگالRosier Bengale )

گل رُز دو رگِه شارل دوگل(Charle de Gaulle )
اين دسته بندي از نظر نژادي گل سرخ بوده ولي نسبت به وقت گل دادن و بلندي و كوتاهي بوته يا پيچندگي آنها در تجارت دسته بندي ديگري كرده اند كه چون بيشتر مورد احتياج و توجه افرادي است كه بكاشتن و پرورش اين گل علاقه دارند ، اين دسته بندي در اينجا شرح داده ميشود .

۱ – گل سرخ هاي پاكوتاه گل درشت .
۲ – گل سرخ هاي پاكوتاه با گل كوچك .
۳ – گل سرخ هاي بوته كُرپه( رُزيِه بوئيسونRosier Buissons)
۴ – گل سرخ هاي رونده .

۱ – گل سرخ هاي پاكوتاه با گل درشت :
الف – دسته هميشه گلها ( رِمونتانت Remontants ) : شامل ۸ جور
( منظور از هميشه گلها آندسته از گل سرخهائي است كه بهار و تابستان تا اواسط پائيز متناوبآ گل مي دهند ).
ب – دسته دورگه هاي هميشه گل : شامل دو سري و رويهمرفته ۲۲ جور مختلف مانند گل سرخ " مادام البرت باربيه " با گل زيباي درشت و خوش تركيب كاملا پُرپَر ، برنگ زرد شُتُري كه مغز آن زرد آلوئي و در سالهاي نزديك به ۱۹۴۷ بدست آمده است .
ج – دسته معروف به گل چاي : شامل ۱۲ جور .
د – دسته دورَگِهِ چاي : داراي ده سِري مختلف شامل ۲۱۸ جور مانند " گل چاي " ( بتي اوپريشارد Betty uprichard ) گل درشت نيمه پُرپَر با گلبرگهاي پهن برنگ صورتي گوشتي كه ميانه آن شنجرفي و پشت گلبرگها شنجرفي مايل به نارنجي خيلي خوشبو كه در ۱۹۲۲ بدست آمده است .
ديگري گل چاي( مارگارت مك گريدي Margaret Mac Gredy):
گل زيباي پُرپَردرشت برنگ لاكي كه آخر شنجرفي ميشود باعطر مطبوع كه در ۱۹۳۷ بدست آمده .
ديگر گل چاي ( كُنتِس دو كاستيلژاKontesse de Castillja ) : با گل درشت نيمه پُرپَر به رنگ زرد طلائي ، پشت برنزي كه در سال ۱۹۲۶ بدست آمده است .

۲ – گل سُرخ هاي پاكوتاه با گل كوچك :
الف – گل سرخ بنگال و دورَگِه هاي آن شامل ۸ جور .
ب – گل سُرخ پوليانتا(Polyantha) و دورَگِه هاي آن شامل ۵۶ جور .
ج – گل سُرخ مينياتور شامل ۷ جور

گل رُز براندي هيبريد (BRANDY )
۳ – گل سُرخ هاي كُرپِه ( بوئيسونBuisson) :شامل ۳۱ جور .
۴ – گل سُرخ هاي رونده : داراي ۲ سري و شامل ۹۲ جور .

زمين و خاك مساعد براي پرورش گل سُرخ :
براي آنكه بتوان يك باغ گل سُرخ احداث كرد يا آنكه بوته هايي را كه در باغچه يا حاشيه خا ميكارند بطور كامل نمو كرده و از همه جهت جالب توجه باشد ، بايد ديد گل سُرخ در چه نوع خاك بهتر از ساير گلها تغذيه كرده و ميتواند در آنجا تا حد طبيعي رُشد و پرورش يلقفته زيبايي طبيعي خود را نمايان سازد . بهترين زمين براي كاشتن گل سُرخ ها زميني است كه داراي خاك رُسي و شني تازه باشد .
اين قسم خاك كمي سنگين است و وقتي آنرا آب مي دهند خاك به ابزار كار ميچسبد ولي بزودي رطوبت اضافي را از خود رد كرده و در آن به آساني و خوبي ميتوان كار كرد . در چنين خاكي ريشه هاي گل سُرخ به اطراف منتشر شده وسائل تغذيه كافي براي بوته را فراهم ساخته و گلريزان فراواني مي كند . برعكس زمين هاي آهكي كه خاكش مقادير زيادي مواد آهكي مانند كاربنات دو سود داشته باشد براي كاشتن گل سرخ بهيچ وجه مناسب نيست . مقدار آهكي كه در خاك براي بوته هاي گل سرخ لازم است به نسبت مواد موجود در خاك و همينطور به نسبت نژادهاي مختلف گل بايد تفاوت داشته باشد .
چنانچه در زمين هاي رُسي و شني مقدار آهك نبايد از ۱۰ تا ۱۵ درصد و در زمين هاي شني از ۵ درصد تجاوز كند .
زمينهاي شني كه در خاكش رُس يافت نمي شود ، براي پرورش گل سرخ مناسب نيست . مگر آنكه آنرا بحد كافي با مواد پوسيده نباتي و حيواني مخلوط كنند تا هميشه خاك را تازه نگهدارد .
نكته قابل توجه آنست كه نبايد تصور شود چون خاك رُسي و شني براي تربيت گل مساعد است ميتوان بوته هاي گل سرخ را در خاك هاي رُسي نيز كاشت . بنابراين بايد دانست كه كاشتن گل سرخ در زمينهاي رُسي يا شني خالص يا آنها كه بيش از ۱۵ درصد مواد آهكي دارند زحمت بيهوده است و بوته هاي گل در چنين زمينها ، هميشه زرد و رنجور و برگهايشان زودتر از موقع ريخته در مدت كوتاهي خشكيده و از بين ميرود . مگر آنكه خاك آنها را قبلا اصلاح كرده بعد مبادرت به كاشتن گل نمايند .اكنون كه خاك مناسب براي كاشتن گل سرخ را شناختيم بايد دانست چگونه چنين زميني را بايد آماده براي گل كاري كرده ، با چه نوع مواد غذائي آنرا تقويت نمود ، تا گلهاي حاصله در آن تمام زيبايي و ظرافت خود را حفظ كرده نمايان سازد .
زمين را بايد قبلا بعمق ۶۰ تا ۸۰ سانتيمتر كاملا برگرداند و سنگهاي درشت و مواد زائد را از آن بيرون كشيده بعد براي هر صد متر مربع ۳۰۰ تا ۴۰۰ كيلوگرم كود تجزيه شده و ساخته را خوب با خاك مخلوط سازند . بهتر است اين كار در آبان ماه و چند هفته قبل از موقع كاشتن بوته ها صورت گيرد .اگر زميني را كه در اختيار دارند از زمين هاي سبك ( مانند زمين هاي شني خالص يا هر نوع خاكي كه شن آن زيادتر از ساير تركيباتش باشد ) بايد با آن ، كود سنگين كه بتواند خاك را قابل نگهداري رطوبت كند مخلوط كنند .
بهترين كود براي چنين زمين كود گاوي ساخته شده است .
زيرا كود گاوي بزمين هاي سبك قابليت حفظ و نگهداري رطوبت را داده و از نظر مواد مغذي و پوسيده آنرا غني ميسازد .
اگر زمين از نوع رثسي و شني است يعني مواد رُسي آن برتري دارد بايد براي اصلاح آن از كودهاي سبك تازه كه بتواند سنگيني خاك را اصلاح كند و آنرا قابل جذب آب نمايد ( مانند پِهِن اسب تجزيه شده و پوسيده يا كود گوسفندي نرم ) بحد كافي و زياد مدتها قبل از رسيدن موقع كاشت مخلوط كنند . بهتر است اين كار اوائل پائيز انجام گرفته و تا موقع كاشتن چند دفعه زمين را برگردانده تا خاك داراي خلل و فرج لازم براي نفوذ و جذب اب بشود . براي تكميل كودهاي سبك كه با خاكهاي رُسي و شني مخلوط ميكنند بايد از كودهاي شيميايي مخصوصآ آن دسته كه مواد پطاسي آن بيشتر است استفاده نمود . پس از آنكه بوته هاي گل را در باغ يا نقاطي كه براي اين كار تخصيص داده شده كاشتند نسبت به جنس زمين بايد آنها را هر سال (اگر خاك سبك است ) يا هردو سال يك مرتبه ( اگر خاك سنگين است ) كود بدهند و ميزان كود مورد لزوم همان ۳۰۰ كيلو گرم براي هر صد متر مربع است كه اواخر پائيز روي زمين پهن كرده بكمك شن كش و چنگال يا بيل آنرا زير خاك كنند .
مواظبت هاي ديگري كه بوته هاي گل سرخ لازم دارد بطور خلاصه عبارت است از :
الف – حذف پاجوشهائي كه از پايه بوته ها يعني از نسترنهاي كوهي بيرون ميآيد كه بايد جدآ مراقبت شود زيرا اگر پاچوشها را نبرند ، مواد مغذي را كه بايد به بوته برسد جذب و مصرف كرده بوته را ضعيف كرده يا ميخشكاند.
ب – آبياري مرتب و منظم بوته ها به تناسب فصل مخصوصآ در زمين هاي سبك و ايم گرم تابستان .
ج – چيدن ته گلها پس از ريختن گلبرگها كه بايد از نيم سانتيمتر بالاي آخرين برگ شاخه كه منتهي به گل شده قطع نمود.
د – مراقبت و جلوگيري از ابتلاء بوته ها به انواع امراض قارچي يا ميكربي و حيواني بشرحي كه در آفات گياهي گفته شده .
ه – هَرَس بوته ها كه بايد اواخر زمستان انجام شود تا در نتيجه شاخه هاي نازك و ضعيف حذف شده و شاخه هاي قوي و گلدار جانشين آنها گردد . براي آنكه بتوان بطور محسوس قوت و قدرت بوته هاي گل سرخ را زياد كرد ، بايد از كودهاي شيميايي بعنوان كود تكميلي استفاده نمود . ولي مصرف اين كودها بايد با اطلاع كامل از وضعيت خاك و زمين كه بوسيله تجزيه شيميايي روشن مي شود انجام شود .
زيرا قبل از استعمال كود شيميايي بايد دانست در خاك باغچه يا باغ گل سرخ از هريك از مواد آلي اصلي كه براي رُشد و پرورش و گلريزان گياه لازم است ( ازت – اسيد فسفوريك – پطاس – آهك ) چه ميزان بوسيله بوته ها در ضمن سال مصرف شده و اكنون بايد جاي آنها پُر شود .يك زمين متوسط بايد درهرهزارگرم خاكش يك گرم ازت – ۲۰% اسيد فسفوريك۳۰ % پطاس و يك گرم آهك داشته باشد .
بنابراين براي جبران كسري هاي ساليانه بايد از عوامل حاصلخيز كننده استفاده شود و بطور متوسط براي هر متر مربع زمين ميتوان ۶۰ گرم ازت ( نيترات دو سود ) در نظر گرفته شود و اگر زمين از حيث مواد آهكي نيز فقير باشد كافي است كه در هر ۴ سال يكمرتبه براي هر متر مربع ۳۰۰ گرم آهك به زمين داد . ولي بايد متوجه بود كه بدون وجود مقدار لازم كود حيواني در خاك به تنهايي نمي توان از استعمال و مصرف كودهاي شيميايي نتيجه قطعي و موثر بدست آورد .
كود حيواني گذشته از آنكه مواد لازم مانند : ازت و پطاس را در خاك فرهم ميسازد، وضعيت آنرا از نظر ساختمان فيزيكي نيز اصلاح مينمايد . زيرا بوسيله كود حيواني است كه اگر خاك سنگين يا خيلي سبك باشد ميتواند آنرا تغيير داده و براي پرورش گياه مساعد سازد .
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-08-2007   #80 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

جنگل حرا

جنگل حرا در ساحل شمال غربي جزيره قشم، از بندر لافت تا روستاي طبل در نواري به عرض 50 تا 500 متر كشيده شده و محدوده‎اي برابر 150 كيلومتر و مساحتي معادل 7236 هكتار را در برگرفته است. اگر آب‎هاي نواحي باتلاقي و مساحت نقاط خالي منظور نشود، مساحت واقعي اين جنگل در حدود 6012 هكتار مي‎باشد. امكان سفر دريايي و تفريحي در بين درختان حرا و ديدن بيش از 100 گونه از پرندگان بومي و مهاجر، زيبايي خاصي به سياحت مسافران مي‎دهد. وسعت منطقه نايبند حدود 22500 هكتار مي باشد با دارا بودن اكوسيستم ويژه و باارزش زيستگاه مناسبي براي گونه هاي مختلف حيات وحش از قبيل قوچ ، بز، ميش، جبير ( نوعي آهو) مي باشد. خليج نايبند در ساحل شمالي منطقه نايبند با وسعتي حدود 4130 هكتار مي باشد. خليج نايبند يكي از زيباترين و با ارزشترين زيستگاه هاي دريايي خليج فارس است. عمق مناسب آب ، آرامش نسبي آب و شفافيت آب سبب گسترش مجتمع هاي مرجاني و علف هاي دريايي در بستر خليج شده است. حوزه هاي متعدد، جنگل هاي حرا و ساحل ماسه اي در بخش شمالي وشرقي و سواحل صخره اي داراي حاشيه باريك ماسه اي در بخش جنوبي خليج و بخش غربي منطقه حفاظت شده نايبند و وجود درختان تنومند ليلك ( انجير معابد) در دماغه نايبند، زيباترين چشم انداز در اين نقطه از خليج فارس را بوجود آورده است. پوشش گياهي منطقه نايبند غني و متنوع مي باشد. جنگل هاي حرا كه در كناره سواحل ، خورها ، مصب ها و محيط آرام و كم تلاطم آب مأوا گزيده اند، شرايط زيستگاهي بسيار مطلوبي براي شمار بسياري از آبزيان دريايي و پرندگان آبزي ساكن و مهاجر بوجود آورده است وايت در سال 1984 نواحي داراي خورها، خليج ها ، سواحل شني، درختان حرا ، آبسنگهاي مرجاني ، مناطق داراي لاك پشت هاي دريايي ، گاو دريايي ، دلفين ، وال و دستجات پرندگان آبزي را به عنوان مناطقي كه داراي منابع حساس و آسيب پذير در مقابل آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از تكنولوژي هاي صنعتي و فعاليت اقتصادي مخرب انسان هستند، معرفي نموده است. خليج نايبند همه اين پديده ها و مناظر بكر طبيعي را يك جا در بطن خويش همراه دارد. جنگ هاي حرا زيستگاه مناسبي جهت انواع پرندگان و نرم تنان و سخت پوستان مي باشد. اجتماعات مانگرو ( حرا ) درايران تنها داراي دو گونه مي باشد يكي به نام درخت حرا (Avicennia marina) و ديگري به نام درخت چندل ( Rhizophota mucronata) مي باشد. در گذشته از چوب درختان حرا براي سوخت مصرف مي شد اما در حال حاضر بيشتر از برگ آنها جهت علوفه دام و از گل هاي آنها براي تهيه عسل و زنبور داري ( به خصوص در منطقه نايبند) استفاده مي شود. زيستگاه آبسنگهاي مرجاني در مناطق كم عمق و گرم سواحل بندر طاهري و خليج چابهار مي باشد. از آبسنگهاي مرجاني در پيوند استخوان ، استخراج دارو و دندانپزشكي و چشم پزشكي استفاده مي شود.
جنگلهای مانگرو اکو سیستم های کاملاً ویژه ای هستند که اجتماعات گیاهی آنها در ارتباط با شرایط خاص شکل می گیرند.مانگرو به اکو سیستمی گفته میشود که اززمین های مرطوب حد واسط مناطق جزر مدی دریا همراه با مجموعه هایی از گیاهان بی نظیرو جانوران خاص که در مناطق ساحلی و کنار تالاب های این اکوسیستم تکثیر پیدا میکنند تشکیل شده است.این اکو سیستم ها در زمره ی غنی ترین و حاصلخیزترین اکو سیستم های دیا به حساب می آیند چرا که از اکسیژن مناسب- که از رودخانه ها به آن وارد میشوند- واز مواد معدنی غنی- برخوردارند.
جنگل های مانگرودرمرز بین خطوط جزر مد دریا می رویند.آنها هنگام جزر بیرون آب قرار دارند به طوری که حتی ریشه هایشان بیرون ازخاک استو هنگام مد بیش ازنیمی ازآنها به زیرآب فرو می روند.در جنگلهای مانگرو عمدتاً سه منطقه ی رویش کننده ی متفاوت با گیاهان متفاوت وجود دارد.که شامل سه منطقه ی رو به دریا منطقه ی حد واسط و سمت رو به خشکی دیده میشود.
از خصوصیات منحصربه فرد گیاهان مانگروکه آنها را ازسایر اکوسیستم ها مجزا میکند قابلیت مقاومت به غلظت بالای نمک در آب اطراف ریشه هاست اولین خط دفاعی بسیاری از گیاهان مانگرو ممانعت از ورود نمک به داخل گیاه بوسیله ی خاصیت نیمه تراوایی ریشه و جذب کردن انتخابی و ***** نمودن املاح است روش دیگر سازگاری ترشح سریع نمکی است که وارد سیستم گیاه شده است.برگهای بسیاری از گونه های مانگرو عدد نمکی ویژه ای دارند. به جرأت میتوان گفت این سیستم یکی از فعالترین سیستم های ترشح کننده ی نمک است که تا کنون شناخته شده است.
تا جایی کعه در گونه هایی از این گیاهان می نوان نمک را روی برگهای آن دید. ولی در برخی از این گونه ها بواسطه یمکانیسم اول از خشکی اجتناب میکنند،با ظاهری متفاوت جلوه گری کرده نمک به اندامهای آنها نمیرسند و برگها شور نیستند.
جمع آوری نمک و تغلیظ آن در برگهای پیر و در حال ریزش پوسته ی مرده ی گیاه راهکار دیگری است که در گیاهان مانگرو برای رهایی از شوری بکار میبرند،علاوه بر این فعل انفعالات وجود کتیکول های پوسته یموجود بر روی برگ درختان واکسی بسیار ضخیم و با پرزها وزایده های مومانند متراکم برای کاهش فراتراوش آب و تعرق از دیگر شاخص های درختهای جنگل های مانگرواست.این خصوصیات باعث تعرق دفع کمتر آب و همراه با آن جذب کمتر آب و کاهش ورود نمک ها که همراه با جذب آب به گیاه وارد میشوند می گردد.در این گیاهان روزنه های برگ در زیر برگ واقع شده اند که منجر به تعلق بیشتر آب میشوند،بسیاری از این درختان در مقایسه با سایر گیاهان سیستم ریشه یی گسترده ای در زیر زمین دارند. این گیاهان از عمق دو متری پایین تر نمی روند. که دلیل آن کمبود اکسیژن در اعماق بیشتر زمین است.
شناور بودن ميوه و دانه گياهان مانگرو بهترين مکانيسم توليد مثل و انتشار در شرايط خاص ساحلی است. دانه های بارور شده از همان ابتدا از گياه اصلی نمی افتد بلکه از قاعده ميوه شروع به جوانه زدن می کند و روی گياه ريشه و ساقه های نيزه مانند رشد می کند. اين مرحله يک تا سه سال طول می کشد و گياهی با حدود يک متر طول از گياه مادری جدا می شود داخل اب مب افتد و زندگی را مستقلانه ادامه می دهد. گياهان جديد روی آب درياها به حالت افقی قرار می گيرند و به سرعت حرکت می کنند و بعد از رسيدن به آبهای تازه مثل تالابها به حالت عمودی در می آيند تا ريشه ها به سمت پايين قرار گيرد و بتواند در گل و لای ريشه بدوانند و به مدت يک سال روی اب دريا معلق بمانند. در گونه ی Avicennia marina که گونه ی بومی استان هرمزگان است نحوه ی تکثير به شکل ديگری است. در اين گونه و گونه های نظير آن جوانه های بذر وقتی از گياه مادری می افتد هنوز داخل يک پوسته قرار دارند و در اين حالت روی اب شناور می مانند که گاهی سه يا چهار روز طول می کشد.
تقريبا در اکثر نقاط دنيا از گونه های مانگرو به عنوان هيزم استفاده می شود و در برخی مناطق حتی به عنوان منبع اصلی در آمد مردم به شمار می روند در بنگلادش از چوب درختان حرا برای تهيه چوب کبريت و کاغذ روزنامه استفاده می شود. در اندونزی که از بزرگتريت کشورهای توليد کننده خمير کاغذ در دنياست 20 درصد مواد خام اين خمير از گياهان مانگرو به دست می آيد. در فيليپين و سوماترا نيز درختان حرا نهایتاً به کاغذ تبدیل می شوند. بعضی گونه ها نوعی مواد خام بسیار مقاوم تولید می کنند که علاوه بر استفاده ی آنها در صنايع چوب برای تهیه قند و الکل هم استفاده می شود.
مناطقی که حد واسط رودخانه و دریا قرار دارند در تمام نقاط دنیا از لحاظ اکولوژیکی و زیست محیطی فوق العاده و به شدت حاصلخیزند. جنگلهای حرا هم از این قاعده مستثنا نیستند و با توجه به ویژگی خاصشان جایگاه خوبی برای رشد ماهیها و صنعت شیلات هستند. بعضی ماهیها حتما باید بخشی از چرخه زندگی خود را در جنگلهای مانگرو سپری کنند.
از این میان می توان به رشد بعضی صدفها اشاره کرد که به ریشه گیاهان حرا متصل شده و قابلیت رشد و پرورش در تالابها و مردابهای این جنگلها را دارند. برخی حلزونها و میگوها هم زندگی خود را مدیون جنگلهای حرا هستند؛ اما امروزه به دلیل آلودگیهایی که در سطح جنگلهای حرا اتفاق افتاده است صید ابزیان با کاهش چشمگیری مواجه شده است چرا که بسیاری از ماهیانی که لابلای شاخه ها و ریشه های درختان حرا تخم ریزی می کنند حالا پناهگاهی ندارند.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-08-2007   #81 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

طرق مختلف زياد كردن گل سُرخ

براي زيادكردن اقسام بوته هاي گل سرخ راههاي متعددي وجود دارد كه هريك از آنها به نسبت خواصي را كه دارد ميتواند مورد استفاده علاقمندان واقع گردد :

۱ – كاشتن دانه هاي گل سُرخ :
دو موقع از كاشتن دانه هاي گل سُرخ براي زياد كردن آن ميتوان استفاده كرد . يكي براي بدست آوردن جورهاي تازه و ديگري كاشتن دانه هاي نسترن براي تهيه پايه هاي جوان و سالم قابل پيوند .

الف – براي بدست آوردن جورهاي تازه اي از گل سُرخ :
بايد ميوه هائي را كه به اين منظور روي بوته ها باقي گذارده اند (اين ميوه ها حاصل گلهائيست كه با قسم يا جور ديگري كشنگيري شده يا بواسطه و جود اقسام و جورهاي متنوع زياد دراطراف آن فكر مي كنند بطور طبيعي عمل كشنگيري روي آنها انجام شده ) اواسط پائيز موقعي كه كاملا رسيده باشد ، قبل از شروع سرما و يخبندان بچينند ، نشانه رسيدن ميوه گل سرخ موقعي است كه ميوه ها رنگ انداخته و نارنجي رنگ مي شوند .
ولي بايد دانست در بعضي از اقسام گل سرخ مخصوصا دورگه هاي چاي ميوه ها بزحمت رنگ مي اندازند و بطور كلي موقع رسيدن ميوه ها بسته به نژاد – منطقه و محل كاشت فرق مي كند .
ميوه هاي رسيده را بايد همان موقع چيدن ، اواسط مهر يا آبان بكارند ( زيرا تخم ميوه هاي اين گل پس از چيدن خيلي زود قوه ناميه خود را از دست مي دهد ) اگر تخمها كاملا نرسيده و هواي آن منطقه سرد شده ، براي آنكه قوه ناميه آن كامل شود ، تخمها را لاي خاك اره يا ماسه نرم كمي مرطوب طبقه طبقه مي چينند تا وقتي كه برسد .
معمولا اوائل آذرماه ميتوان اين دانه ها را بيرون كاشت ، موقع كاشتن ميوه ها را با چاقوي پيوند زني چهار قسمت كرده دانه ها را خارج ميسازند و براي آنكه بدانند دانه هائي كه ميكارند از چه قسمي است تا پس از سبز شدن و گل كردن معلوم شود بين آنها جورهاي جديدي بوجود آمده ، بايد دانه هاي هر قسم را در خزانه مخصوصي جداگانه كاشته و بوسيله برچسبي جور يا قسم آنرا مشخص كنند .
خزانه اي كه در آن دانه ها را ميكارند ، اگر در گلخانه باشد مناسب تر است . در غير اين صورت بايد از تغارهاي مخصوص بذركاري استفاده كرد .خزانه يا تغار را با خاكي كه تجزيه شده قبلا تهيه كرده اند پُر كرده روي آنرا صاف نموده ، دانه ها را به رديف مرتب روي خاك مي چينند، بعضي ها براي اينكه خاك خزانه تقويت شده و كمك موثري به سبز شدن تخمها كند ، با خاك هر خزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ گرم گوگرد و مقداري سولفات دوفر سفيد و كمي از كودهاي شيميايي داخل مي كنند .
آماتورها براي احتياط و پيش گيري از بروز آفات حيواني و قارچي ، خاك خزانه را دو ماه قبل از موقع كاشتن با محلول( فورمول Formol ) ضد عفوني كرده يا همان موقع كاشتن باتزريق سولفور دو كاربون اين كار را انجام مي دهند تا پس از آنكه بوته ها سبز شدند دچار آفات مذكور نشوند . پس از آنكه دانه ها را روي خاك مرتب چيدند ، آهسته با كف دست آنها را فشاربايد داد تا دانه خوب به خاك بچسبد و روي آنرا با قشري بضخامت ۱ تا ۱/۵ سانتيمتر شن پوشانده ، خزانه را آبياري مي كنند .تخمها بسته به اقسام مختلف آن از ۳۰ الي ۹۰ روز بعد از كاشتن سبز ميشوند . پس از سبز شدن بايد آب دادن را كمتر كنند تا ريشه بوته ها كه خيلي ظريف است نپوسد ، تا موقعي كه هوا سرد و يخبندان است ، اين بوته ها را بايد در گلخانه يا در زير شاسي نگهداري كرد . پس از مساعد شدن هوا آنها را بيرون آورده در خزانه ديگر با فواصل بيشتري نشاء كرده يا آنكه جداگانه ميكارند .
بوته هاي نو را بايد هر هفته يا ۱۵ روز يك مرتبه بازديد كرد تا اگر آثاري از " شته سبز " يا " پارازيت " هاي ديگر روي آنها مشاهده شود بوسيله محلول سولفات دو نيكوتين و يا سموم ديگر با آنها مبارزه كنند تا از ضعيف شدن بوته ها جلوگيري شده زودتر رشد نمايند .
پس از اينكه بوته ها قوي شدند سال دوم آنها را يا در كَرت مخصوصي با فاصله ۵۰ سانتيمتر كاشته يا در گلدانهاي بزرگتري ميگذارند تا شروع بگل دادن كند .
ب – كاشتن دانه هاي نسترن براي پايه :
از اواسط شهريورماه كه ميوه هاي نسترن قرمز ميشود بايد آنها را چيده بعد همه آنها را در لاوك چوبي ياتغاري ريخته آهسته با دسته هاون چوبي يا گوشت كوب له كنند تا دانه ها از گوشت ميوه جدا شود .
سپس آنها را چند دفعه با آب فراوان شسته دانه هاي ريز و پوك را كه روي آب ميايستد جدا كنند تا دانه سالم و درشت و پاك بدست آيد.
چون موقع كاشتن اين دانه ها ، بسته به وضعيت منطقه يكي از ماههاي مهر، آبان و آذر يا اواخر اسفند ميباشد ، براي آنكه قواي ناميه خود را از دست ندهند بايد فورا دانه ها را خوب خشك كرده لاي طبقات شن يا نرمه زغال چوب بچينند .
موقع مناسب دانه ها را در كرت هاي وسيعي كه خاك كرتها را بايد قبلا حاضر كرده و به اندازه كافي عميق باشد ، به رديف بفواصل ۲۰ سانتيمتر و عمق يك سانتيمتر ميكارند .
اگر دانه ها را پائيز كاشته اند براي جلوگيري از نفوذ سرما و يخ زدن ، بهتر است روي كرتها را با قشري از پهن اسب پوشاند .
دانه ها بهار سبز ميشوند و پائيز بعد آنها را بيرون آورده در كرتهاي ديگري بفواصل ۳۰ سانتيمتر ميكارند . تا قبل از رشد كامل بوته ها كه قابل پيوند كردن بشوند بايد مواظبت كرد امراضو آفاتي از قبيل " زنگ – آردك ( سفيدك) – شته سبزو قرمز " و غيره به آنها سرايت نكند.
براي پيشگيري بهتراست چندمرتبه بوته ها را با محلول "سولفورون" ( گوگرد محلول در آب ) يا محلول يك درهزار "پرمنگنات دو پطاس " يا محلول " بوردله "( كات كبود و آب صابون ) سمپاشي كنند . اين بوته ها را سال دوم يا سوم باشكالي كه ميل دارند ميتوان پيوند كرد .

۲ – قلمه زدن :
براي آنكه بتوان در مدت كوتاهتري بوته هاي سالم و قوي براي پايه بدست آوزد يا در نبودن پايه براي پيوند يكي از اقسام گل سرخ را زياد كرد ، قلمه زدن را انتخاب كرده اند .
قلمه بعضي از نژادها و اقسام گل سرخ با كمال سهولت نتيجه مي دهد و در مدت كوتاهي ريشه ميدهد و با اين وسيله ميتوان تعدادي از يك قسم يا جور بدست آورد .
بين جنسها و اقسام مختلف گل سرخ آنها كه براي قلمه زدن مناسبند بشرح زيرمي باشند:

۱ – گل سرخ هاي بنگال ( Rosier du Bengale ).
۲ – گل سرخ هاي جزيره بوربون(Rosier de lile Boorbon ).
۳ – گل سرخ هاي منگوله و دو رگه هاي آن
۴ – گل سرخ هاي چاي( Rosier adeur de the ) و چند جور از دو رگه هاي آن.
۵–انواع گل سرخهاي پوليانتا(RosierPolyantha Moltiflore).
۶ – گل سرخ هاي پُر گل ويشور(Wichuriana Multiflore ) .

بوته اي كه از قلمه گل سرخ حاصل ميشود چون همه قسمتهايش از يك قسم يا جور است يك خاصيت دارد و آن اينست كه مانند پيوندهاي روي نسترن باغبان مجبورنيست دائمآ مواظب گرفتن و حذف پاجوشهائي كه از ريشه ميرويد باشد تا بوته ها راضعيف و خراب نسازد.
ولي از طرفي تعداد بوته اي را كه بوسيله قلمه مي توان از يك بوته بدست آورد چند برابر كمتر از آنست كه بوسيله پيوند ممكن است حاصل نمود . زيرا از هر چشمه ساقه يك پيوند ميتوان گرفت ، در صورتيكه ساقه اي را كه براي قلمه انتخاب ميكنند بايد دست كم چند چشمه داشته باشد ، باضافه غالبآ ريشه اقسامي كه آنرا بوسيله قلمه زياد كرده اند دوام زيادي نداشته و بالاخره بيشتر از جورهاي گل سرخ را بوسيله قلمه نمي توان زياد كرد. بهترين زمان براي قلمه زدن گل سرخ اواخرتابستان (شهريورماه) است . در اين ماه شاخه هائيرا كه مغزش چوبي شده با قيچي باغباني چيده بقطعات ۱۰ تا ۱۵ سانتيمتري تقسيم ميكنند، بطوريكه ابتداء و انتهاي هر شاخه يك چشمه داشته باشد .
بعد برگهاي شاخه را بقسمي با قيچي مي چينند كه يك تا دو سانتيمتر از دم برگها بساقه بماند ، قلمه ها را در گلدان يا تغار و يا جعبه مخصوص قلمه كه از چهارپنجم شن نرم شسته و يك پنجم خاك تازه باغچه و خاك برگ پُر شده بفواصل ۲ تا ۳ سانتيمتر پهلوي هم فرو كرده و اگر هوا متغير و نامساعد باشد روي آنها را حباب شيشه اي مي گذارند و يا نايلون مي كشند .
مدتهاست كه هورمونهائي براي تسريع در ريشه كردن قلمه ها ساخته شده كه ممكن است قبل از آنكه قلمه ها را در خاك فرو كنند ، باندازه دو سانتيمتر از ساقه ها را يكي دو روز در محلولي از آن هورمون گذارده بعد در خاك فرو كنند تا زودتر ريشه كرده به نتيجع برسد . زمستان بايد قلمه ها را زير شاسي يا نقاط كم آفتاب گلخانه گذاشت. بهار سال بعد كه قلمه ها ريشه كرده و از هركدام شاخه هاي تازه بيرون آمد ، آنها را به آهستگي بطوري كه نرمه ريشه ها صدمه نبيند از خاك بيرون آورده در محل مخصوص بآن ميكارند .

گل رُز دو رگه ويرژو(virgo )


۳ – خواباندن شاخه :
زمانيكه فصل قلمه زدن نباشد براي زياد كردن بوته هاي قسم خاصي از گل سرخ به طريق خواباندن شاخه متوسل ميشوند .
خواباندن شاخه در اقسام و جورهاي پا بلند كه براي قلمه زدن هم مناسب است و بيشتر در اقسام رونده عملي مي باشد .
اوائل بهار شاخه هايي را كه به اندازه كافي بلند و قابل خم شدنست قسمتي از آنرا از نزديك زمين خم كرده در گلدان يا زمين پاي بوته زير خاك مي كنند . پائيز يا بهار سال بعد كه شاخه هاي خوابانده شده ريشه كرده است آنها را از بوته اصلي جدا كرده و موقع مقتضي با كمال احتياط بيرون آورده در نقطه ديگر ميكارند .

۴ – پيوند : براي ازدياد اقسام گل سرخ ، دو نوع پيوند معمول و مورد عمل است .
۱ – پيوند شكمي : كه در بهار تا اوائل تابستان و ماه اول پائيز كه شيره نباتي در جريان بوده و شاخه ها خوب پوست ميدهند ميزنند .
۲ – پيوند روي ريشه كه زمستان در گلخانه مي زنند : قبل از توضيح هريك از اقسام پيوند بايد پايه هاي مناسب براي پيوند را شناخت تا زحمتي كه ميكشند بي نتيجه نماند . مناسب ترين اقسام را براي پايه بايد انتخاب كرد كه در زير شرح داده ميشود .

پايه براي گل سرخ هاي پا كوتاه :
از معمول ترين و بهترين اقسام گل سرخ براي پايه بايد نسترن معمولي كوهي ( رُزا كانينا Rosa Canina ) را نام برد كه بواسطه دوام زياد در مقابل آفات و امراض و سختي شاخه هايش با آنكه تيغهايش موقع پيوند خيلي بدست آسيب مي رساند بهترين قسم براي پايه تشخيص داده شده و امروزه بين همه پرورش دهندگان و باغبانان معمول است .
اقسام ديگري از گلهاي وحشي مانند ( رُزا لاگسا Rosa Laxa) كه اصل آن از سيبري است و گل سرخ ( پوليانتاRosa Polyantha) در موارديكه نسترن كوهي نباشد قابل استفاده است .

پايه براي گل سرخ هاي پا بلند و مجنون ( گريان ):
چون شاخه هاي نسترن وحشي خيلي بلند و قوي است براي اينكار هم خوب ميتوان از آن استفاده كرد .
يكي از شاخه هاي قوي بوته را ميگذارند باندازه اي كه ميل دارند بلند شود و بقيه را حذف ميكنند ، آنوقت نوك آنرا پيوند مي كنند .
بنابراآنچه گفته شد بهتر و مناسب تر از همه اقسام گل سرخ براي پايه همان نسترن كوهي است كه به آساني ميتوان از ييلاقات بدست آورده يا بذر آنرا چنانچه شرح داده شد بكارند .
پيوند شكافي يا شكمي : پيوند شكافي يا شكمي را دو موقع و بدو شكل مي زنند .
الف - پيوند شكافي با جوانه بيدار .
ب – پيوند شكمي با جوانه خواب .
فصل پيوند با جوانه بيدار از اول خرداد تا اواخر تيرماه است كه جريان شيره نباتي باز كردن پوست را از روي چوب آسان ساخته و پس ازگرفتن پيوند وقت كافي براي نمو شاخه و رسيدن مغز چوبي آن هست.
موقع پيوند شكمي با جوانه خواب از اوائل شهريور تا اواخر مهرماه است كه ديگر فصل براي بيدار شدن جوانه و نمو آن مقتضي نمي باشد . پيوند پس از گرفتن تا بهار بحالت خواب باقي مانده ، اوائل فروردين ماه شروع به سبز شدن و نمو مي كند .
پيوند پائيزه اگر در زمستان از يخ زدن حفظ شود ( براي اينكه پيوندك در زمستان يخ نزند با شروع سرما روي آنرا با قشري از پارافين منجمد مي پوشانند ) چون در آغاز بهار شروع به نمو ميكند شاخه هاي آن قوي تر بوده و زمان كافي براي رسيدن مغز شاخه ها دارد .
طريقه عمل براي پيوند شكمي خيلي آسان و عبارت از برداشتن پيوندك بوسيله چاقوي پيوند زني از روي شاخه مورد نظر و جا دادن آن در شكافي كه بشكل ( T ) روي پايه ، داده شده و بستن روي شكاف با پوست برآمده از پايه و بسيتن آن با ريسمان نرم ميباشد .
پيوندك را بهتر است از شاخه اي كه گل يا غنچه دارد بگيرند .
براي اينكار بايد چنين شاخه اي را كه شاداب و صاف است از بوته مورد نظر قطع كرده ، قسمت سرشاخه كه مغزش نرم است و انتهايش را كه جوانه هاي آن بد و نا مناسب ميباشد بريده از قسمت ميانه كه داراي جوانه هاي برجسته و قوي است براي گرفتن پيوندك استفاده كنند .
بوسيله چاقوي پيوند زني از ۱۵ ميليمتر زير جوانه پوست را بسمت بالا بطوري ميبرند كه كمي از قشر چوبي مغز ساقه زير جوانه باقي بماند ، بُرِش را تا ۱۵ ميليمتري بالاي جوانه برده ، آنجا پوست را از روي ساقه برميدارند ، پيوندك بشكل بيضي نوك تيزي در مي آيد .
برگ پيوندك را بايد بطوري قبلا چيده باشند كه يك تا دو سانتيمتر از دُم برگ به پيوندك باقي بماند . حالا اين پيوندك را كه عبارت از پوست شاخه جوانه دار و نيمي از دمبرگ است از سر شكافي كه روي شاخه پايه داده اند آهسته زير پوست داخل كرده بسمت پائين ميلغزانند تا تمام پيوندك زير شكاف جا گرفته فقط از بين دولبه شكاف عمودي جوانه و دمبرگ بيرون بماند .
بلافاصله دور شاخه پايه را از بالاي شكاف با نخهاي پشمي يا نوار لاستيكي يا نوار چسب رو به پائين بطوري مي بندند كه تمام شكاف پوشيده شده و هوا زير پوست داخل نشود و فقط همان جوانه و دمبرگ از بين نخها بيرون بماند . براي اينكه شكاف بهتر مسدود شود ميتوان روي آنرا با چسب مخصوص پيوند پوشاند . پانزده روز بعد اگر دمبرگ سياه شده و به پيوندك چسبيده رنگ پيوندك هم تغيير كرده رو به سياهي ميرود معلوم ميشود پيوند نگرفته و خراب شده ، ولي اگر با كمترين تماس انگشت دمبرگ به آساني از پيوندك جدا شده بزمين افتد و پيوندك هم سبز و شاداب است نشانه گرفتن پيوند ميباشد .سه تا چهار هفته پس از پيوند زدن كه جوانه شروع بنمو مي كند بايد نخ را باز كرد تا نمو شاخه سبب فرورفتن نخها به پوست پايه نگردد.
پيوندي كه مي زنند اگر با جوانه بيدار است پس از پيوند شاخه را از يك سانتيمتر بالاي شكاف قطع كرده جاي بُرش را با چسب پيوند ميپوشانند . ولي اگر پيوند پائيزه و با جوانه خوابست فقط كمي از انتهاي شاخه را بريده بقيه آنرا ميگذارند بهار كه پيوند بيدار شده و ميخواهد سبز شود ميبرند .

پيوند روي ريشه :
عمل پيوند روي ريشه بيشتر براي ايجاد و ازدياد اقسام گل سرخ هاي پاكوتاه بكار مي رود . موقع و فصل مناسب اين پيوند پائيز يا اواخر زمستان است كه بايد در گلخانه انجام شود .
بهترين پايه براي اينكار ريشه هاي جوان نسترن هاي كوهي است كه يا بوسيله كاشتن بذر ، يا جمع آوري از كوهستانها تهيه شده و قبلا آنها را در گلدان يا خزانه كاشته باشند .
پيوندك را از شاخه هائي مي گيرند كه اواخر شهريور تا اواسط مهرماه آنها را از بوته بريده دو سر شاخه را با قيچي زده برگهايش را مطابق دستوري كه براي پيوندك شكمي داده شده چيده و بعد آنها را در جعبه هائي مملو از شن پهلوي هم چيده روي آنها را نيز با قشر نازكي از شن پوشانده و كمي پهن هم روي آن ريخته باشند .
ماه آبان يا اسفند ساقه هاي نسترن وحشي را كه براي پايه حاضر كرده اند ، باندازه ۱۰ سانتيمتر از روي ريشه بطور مورب با چاقوي تيز مي برند ، سپس از شاخه هائي كه لاي شن گذاشته اند هريك را كه با قطر پايه مطابق باشد بيرون آورده قطعه اي از آنرا كه داراي چهار چشمه باشد نيز بطور مورب مي برند ، بطوري كه دو برش را وقتي روي هم قرار دادند كاملا با يكديگر مطابق باشد و بين آنها درز و شكافي نماند ، پس ازآنكه پيوندك را روي پايه قرار دادند با چهار لا نخ پشمي اين دو را بهم بسته اطراف آنرا با چسب پيوند خوب مي پوشانند .
ريشه هايي كه باين ترتيب پيوند شده اگر در گلدان است گلدانها را مرتب روي سطح گلخانه مي چينند ، جاي گلدانها بايد ۱۰ درجه سانتيگراد حرارت داشته باشد .از اوائل سال پيوندها شروع بنمو كرده جوانه ها رشد مينمايند ولي تا مدتي كه محل پيوند خوب بهم جوش بخورد نبايد آنها را درمعرض تابش مستقيم آفتاب قرار داد ، تا كم كم به هواي خارج عادت كرده و پائيز بعد كه از خطر جست آنها را در هر جا كايل باشند بكارند .سال بعد بايد بوته هاي پيوند شده را كاملا مراقبت كرده آنها را مرتبآ آب داده ضمنآ از ابتلاء بوته ها به آفات و امراض نباتي پيش گيري و كرد .

گل رُز دو رگه ويسكي(whisky


منبع دو پست اخير : كتاب پرورش گل ها و گياهان زينتي
نوشته : مهندس منوچهر كارگر
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-10-2007   #82 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گل
نرگس آفريقائي
Agapanthus africanus

نرگس درختي

نرگس آفريقائي گياهي است با ساقه زير زميني ( ريزوم دار ) از خانواده Liliaceae با تعداد تقريبي ده گونه كه از نظر گياه شناسي هنوز بدرستي مشخص نشده اند .
در منابع مختلف آمده است كه اصل اين گياه از مشرق زمين بوده و در سال ۱۶۳۰ از ايران توسط يك پدر روحاني به فرانسه برده شده است .
اين گياه در آغاز بخاطر كميابي و همچنين بخاطر انحصار طلبي صاحبان آن فقط در اختيار پادشاهان و برگزيدگان قوم بود
لوئي چهاردهم بخاطر بوي مطبوع نرگس آفريقائي مفتون اين گياه بود و به آن عشق بسيار ميورزيد
بوي اين گياه بطور متناوب كم و زياد ميشود .
بدين معني كه در روز كم بو بوده و از غروب آفتاب شروع به زياد شدن مي كند .
شدت بوي عطر اين گياه كمي پس از شب هنگام است و باز در اواسط شب كاهش مي يابد .
اين عطر شگفت آور هنگام اوج آن بسيار غني و سكرآور است .
حتي قدرت انتشار آن باندازه اي است كه در هواي صاف پس از يك روز گرم فقط بوي يك پايه گلدار آن تا شعاع ۳۰۰ متري احساس مي شود .
اين گياه نه تنها يكي از بهترين گياهان آپارتماني بشمار مي رود ، بلكه در هواي آزاد نيز ميتوان آنرا به آساني پرورش داد و از طرفي كشت آن بسيار ساده و بخاطر فراواني گلها قابل ملاحظه است .
Agapanthus africanus اين گياه دائمي بومي كاپ ( آفريقاي جنوبي ) است .
برگهاي آن بشكل روبان و بطول ۵۰ سانتيمتر است .
رنگ آن سبز شفاف است و قسمت زيادي از سال را باقي مي ماند ( ازخرداد تا مرداد ماه ) از ميان برگها ساقه گل دهنده اي بطول تقريبي ۷۵ سانتيمتر بيرون مي آيد كه در انتهاي آن گل آذيني بشكل چتر و حدود ۵۰ عدد گل بشكل نرگس و برنگ آبي و يا آبي مايل به بنفش قرار دارد و يكي از گلهاي آبي رنگ نادر در فصل تابستان است .
گلهاي بريده آن با ساقه هاي بلند بسيار زيبا و همچنين دانه هاي آن پس از تشكيل روي اين ساقه ها براي دكوراسيون زمستان بسيار مناسب است .

روش كاشت :
اگرچه اين گياه در اغلب خاكها بخوبي رشد مي كند ولي خاكهاي غني و قابل نفوذ به آب برتري دارد و تنها نياز آن به هواي خنك در تابستان است .
مكانهاي سايه آفتاب بسيار مناسب براي پرورش اين گياه است و در صورتيكه در گلدان كاشته شده باشد ، بايد در بهار به هواي آزاد منتقل شود . در زمينهاي سبك به آب فراوان و در تابستان و در زمستان به آب بسيار كم نياز دارد و براي استفاده از گل بُريده و يا دانه هاي آن ساقه گل دهنده را از نزديك زمين ميبرند و همچنين پس از تمام شدن گل ها ، ساقه هاي خشك و برگهاي زرد بايد چيده شوند .
از مهرماه تا اواخر اسفند ماه ساقه ها بايد با خاك برگ پوشانيده شوند . غده اين گياه ( ساقه زير زميني كه بصورت گوشتي درآمده و ريزوم ناميده ميشود ) را نبايد زياد جابجا كرد .
معهذا ميتوان غده ها را در پائيز بيرون آورد و در محلي خشك و روشن نگاهداشت .
دادن كودهاي شيميايي كامل محلول درآب براي اين گياه در فصل رويش مناسب است .

تكثير :
اين گياه را با تقسيم غده در اوائل بهار زياد مي كنند .
تكثير آن با كاشتن بذر نيز عملي است و موقع كاشت آن آغاز بهار است . ولي زياد كردن اين گياه با كاشتن بذر طولاني و در حدود ۲ الي۳ سال براي رسيدن بگل بطول مي انجامد .
***
گل نرگس درختي
Deutzia
گل نرگس درختي Deutzia كه اصل آن از كشور ژاپون است ، جنسي از گياهان تيره ساكسيفراگاسه ها Saxifragaceae با برگهاي متقابل و گلهاي دسته اي يا خوشه اي كه از يك جام پنج قسمتي و يك كاسه با پنج گلبرگ تشكيل شده و از اين درختچه دو گونه معمولا در باغها كاشته ميشود .
۱ – گل نرگس دختي كنگره دار D.Crenata : درختچه ايست به بلندي ۲ متر با برگهاي پوشيده از كركهاي سخت دور دندانه دار و گلهاي سفيد خوشه اي كه تيرماه باز ميشود .
از اين گونه جورهاي متعددي بدست آمده مانند :
الف – گل نرگس درختي كنگره دار پءرپَرِ صورتي .
ب – گل نرگس درختي كنگره دار پُرپَرِ سفيد .
۲ – گل نرگس درختي باريك D.gracilis : اين گونه بلندي اش از گونه نرگس درختي باريك كمي بلند تر ولي گلهايش سفيد و دسته دسته در اوائل ارديبهشت باز ميشود .
از گشنگيري اين گونه با گونه باريك ، دورگه اي بنام گل نرگس درختي لموئيني D.lemoinei بدست آمده كه خاصيت هردو گونه را دارد .
نرگس درختي را همه جا چه در آفتاب و چه در سايه ميتوان كاشت . ولي مرتبا آبياري شود تا زياد خشكي نبيند .
گونه دورَگِه را بواسطه كوتاهي قد و همچنين گونه باريك را ميتوان در گلدان كاشت و براي تزئين اطاق از آن استفاده كرد .
تكثير :
نرگس درختي را بوسيله قلمه زدن يا خوابانيدن شاخه هايش ميتوان زياد كرد

نرگس آفريقايي


نرگس درختي
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-10-2007   #83 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

رو شهاي پيشگيري از خسارت آفات درگلخانه

شرايط ايجاد شده در گلخانه بهتــــرين وضعيت را براي استقرار انواع حشرات و كنه هاي آفت بوجود مي آورد . افزايش سريع جمعيت آفات در گلخانه گاهي اوقات آنچنان غاقل گير كننده است كه تنها يك مديريت كارآمد مي تواند از خسارت آنها به محصول جلوگيري كند . براي كنترل آفات در گلخانه استفاده بي رويه از سموم دفع آفات راه حل مناسبي نيست و به هيچ وجه توصيه نمي شود ...
شرايط ايجاد شده در گلخانه بهتــــرين وضعيت را براي استقرار انواع حشرات و كنه هاي آفت بوجود مي آورد . افزايش سريع جمعيت آفات در گلخانه گاهي اوقات آنچنان غاقل گير كننده است كه تنها يك مديريت كارآمد مي تواند از خسارت آنها به محصول جلوگيري كند . براي كنترل آفات در گلخانه استفاده بي رويه از سموم دفع آفات راه حل مناسبي نيست و به هيچ وجه توصيه نمي شود . مديريت صحيح آفات گلخانه بيشتر بر استفاده از روشهاي پيشگيري استوار است . زيرا اين روشها به مراتب آسانتر و كم هزينه تر از روشهاي مبارزه با آفات پس از ظهور آنها در گلخانه است . پيشگيري از وقوع آفات عمدتاً بر رعايت اصول بهداشت زراعي متكي است كه شامل نابودي يا حذف نه تنها مواد آلوده به آفت بلكه كليه منابع بالقوه آلودگي مي باشد . عمليات پاكسازي مي بايست هم در داخل گلخانه و هم در اطراف آن انجام گيرد و در هر مرحله از توليد محصول مي بايست انجام پذير باشد. رعايت اصول بهداشتي در گلخانه فرآيندي مداوم و در تمام طول سال است.
حفاظت و پيشگيري از آفات را ميتوان در سه مرحله اجرا كرد:الف - مرحله توليد نشاء و كاشت.در اين مرحله مي توانيد از تله هاي زرد چسبنده به ابعاد 13×8 سانتيمتر ( يك تله براي هر50 تا100 متر مربع) براي رديابي اوليه مگس هاي سفيد ، تريپس ها و شته ها استفاده كنيد اين تله ها مي بايست درطول راهروهاي داخل گلخانه ، نزديك در و پنجره ها و محلهاي ورودي هوا نصب شود و حداقل هفته اي يكبار مورد بازديد قرا گيرد . علاوه بر بازديد تله ها بهتر است بوته هاي نشاء يا گياهچه ها را نيز بصورت هفتگي از نظر وجود كنه يا شته بررسي كنيد . وجود كنه هاي تارعنكبوتي را مي توانيد از طريق مشاهده مستقيم كنه بر روي گياه يا مشاهده آثار خسارت آن مشخص نماييد. بر اثر تغذيه كنه هاي دو نقطه اي ( كنه هاي تار عنكبوتي ) نقاط زرد رنگي در سطح برگ بوجود مي آيد . از آنجائيكه تله هاي زرد تنها براي رديابي حشرات بالدار قابل استفاده است رديابي آفات بي بالي مانند كنه ها و يا شته هاي بي بال بصورت مشاهده مستقيم در نشاء ( يا گياهچه) بسيار مهم است . شته ها بيشتر در زير برگها يا اطراف جوانه هاي رويشي و زايشي گياه مستقر مي شوند و از طريق وجود پوسته هاي سفيد رنگ آنها و يا ترشحات چسبنده براق آنها به نام عسلك بر روي اندامهاي مختلف گياه قابل رديابي هستند. علفــــهاي هرز مي توانند منبع مهمـــي براي استقرار حشرات و كنه ها در طول سال باشند . بنـــابر اين مي بايست كليه علفهاي هرز داخل و اطراف گلخانه را نابود كنيد . از قرار دادن هر گونه گياه زينتي در اطراف نشاء ها يا گياهچه هاي جوان خودداري كنيد زيرا اين نوع گياهان نيز مي توانند به صورت منبعي براي استقرار آفات عمل كنند.ب - مرحله توليد محصولدر اين مرحله عمليات توصيه شده در طي مرحله قبل مي بايست ادامه يابد.
توصيه هاي بيشتر عبارتند از :1- كليه بقاياي گياهي را از مسير راهروها و مسير آبياري به سرعت جمع آوري كنيد و هيچگونه توده زباله را داخل و يا نزديك گلخانه به حال خود رها نكنيد2- به منظور جلوگيري از گل آلوده شدن و مرطوب شدن سطح خاك كه محل مناسبي براي تكثير مگس هاي پوسيده خوار ايجاد مي كند . خاك را بخوبي زهكشي كنيد.3- هرگز گياهان متفرقه مانند انواع گياهان زينتي و درختچه هارا داخل گلخانه قرار ندهيد چرا كه اينها بعنوان پناهگاههاي جايگزين براي حشرات، كنه ها و ساير آفات عمل مي كنند.4- در جاهائيكه امكان پذير است از توريهاي محافط استفاده كنيد تا از ورود حشرات جلوگيري شود استفاده از توري يك راه موثر و ساده براي جلوگيري از ورود آفات درشت مانند انواع پروانه هاي آفت، سوسكها ، زنبورها و سن ها به داخل گلخانه است.5- حداقل يك محوطه به پهناي 10 متر فضاي عاري از هر گونه گياه يا چمن زني شده در اطراف گلخانه ايجاد كنيد ( در صورتيكه از علف كشها براي پاكسازي استفاده ميكنيد از عدم پاشش آنها در اطراف پنجره ها و هواكشهاي گلخانه اطمينان حاصل كنيد ). گياهان زنيتي و سبزيجات خانگي محلهاي استقرار خوبي براي حشرات و كنه ها هستند و به همين خاطر در نزديك گلخانه اين گياهان به عنوان علف هرز در نظر گرفته مي شود.
ج) مرحله پايان برداشت محصولدر صورتيكه بوته به حشرات و كنه هاي آفت آلوده شده با شد بلافاصله پس از آخرين برداشت محصول و قبل از حذف بوته ها اقدام به مبارزه با آفت نماييد تا جمعيت انتقالي آفت از يك دوره كشت به دوره ديگر نابوده شده يا به حداقل برسد. اين كار فرصت باقي ماندن و پخش يا پنهان شدن آفت را در درزها و شكاف گلخانه و ديگر جاهاي امن آن به حداقل ميرساند. روشهاي مبارزه با آفات در اين مرحله مي تواند شيميايي و يا غير شيميايي باشد . استفاده از يك آفت كش مناسب قبل و پس از حذف بوته ها از داخل گلخانه معمولا" منجر به از بين رفتن بخش عظيمي از جمعيت حشرات و كنه ها مي شود. از توصيه هاي كارشناســان در اين مورد استفاده كنيد . پس از مصرف آفت كشها و قبل از ورود به داخل گلخانه از انجام تهويه مناسب و كافي در داخل گلخانه اطمينان حاصل كنيد.درجه حرارتهاي بالا بصورت يكنواخت و سراسري حداقل به ميزان 40 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي كمتر از 50 درصد به مدت حداقل 3 تا4 روز بطور موثري حشرات و كنه ها را كنترل خواهد كرد . پس از حذف بوته ها اين روش مي تواند تكرار شود . اين روش در ماههاي گرم تابستان به آساني و با هزينه كمتري قابل اجرا است.پس از اجراي روشهاي فوق الذكر و حذف بوته ها مي بايست با استفاده از تله هاي زرد چسبنده آفات بالدار احتمالي از قبيل تريپس ها ، مگس هاي سفيد و شته ها رديابي شوند . بطور منظم اين تـله ها را بازديد كنيد و اگر آفتي مشاهده كرديد با استفاده از يك روش مناسب ضربه ديگري به آن وارد كنيد
ضد عفوني بستر كشتضد عفوني بستر كاشت ، ذخيره آفات بويژه كنــه هاي تار عنكبوتي و تريپسها را كاهش خواهد داد . روشهاي مختلف ضد عفوني بستر كشت عبارتند از :الف - ضد عفوني خاك با استفاده از بخاربراي گرفتن نتيجه بهتر از اين روش يهتر است خاك تا عمق 15 تا 20 سانتي متر به خوبي زيرورو شده و رطوبت آن در حد مناسبي باشد. از دماسنجهاي خاك براي اطمينان از گرم شدن خاك در حدود 80 درجه سانتيگراد و به مدت 30 دقيقه اطمينان حاصل كنيد اگر درجه حرارت يا مدت زمان آن افزايش يابد ممكن است مشكلاتي از قبيل افزايش املاح يا از بين رفتن آمونياك خاك پيش بيايد ب - ضد عفوني خاك با استفاده از گازهاي شيمياييگاز متيل برومايد به عنوان مرسوم ترين مــاده شيميايي جهت ضد عفوني خاك بكـــار مي رود . گاز دهي مي بايست در خاكي كه حداقل تا عمق 15 سانتيمتر به خوبي زيرورو شده است و حرارت آن حداقل 15 درجه سانتيگراد بوده و از رطوبت مناسبي برخوردار است انجام شود . پس از گازدهي خاك مي بايست به خوبي به مدت 3 تا 7 روز هوادهي شود چرا كه اين گاز براي گياهان و پستانداران بسيار سمي است .متيل برومايد نبايد قبل از كشت محصولاتي كه برگهاي آن مورد استفاده قرار مي گيرد( مانند كلم ) استفاده شود. زيرا برومايد بيشتر در برگها و ساقه هاي گياه تجمع پيدا مي كند. براي ضد عفوني خاك بخار دادن مزيت بيشتري نسبت به گاز دهي دارد زيرا علاوه بر نابودي اكثر آفــات با اين روش هيچ گونه اثر سمي پس از مصرف از خود بجاي نمي گذارد . علاوه بر اين كشت محصول مي تواند بلافاصله پس از سرد شدن خاك و آبياري انجام شود. ج- ضد عفوني خاك با استفاده از انرژي خورشيدي با استفاده از انرژي خورشيدي بعنوان يك منبع انرژي ارزان ميتوان تا حد بسيار زيادي آفات و عوامل بيماريزاي خاكزي و همچنين بذر علفهاي هرز را نابود كرد.بهترين زمان براي اينكار ماههاي گرم تابستان است . مانند دو روش قبل بهتر است زمين قبل از اجراي روش بخوبي زيرورو شده و رطوبت آن در حد مناسبي باشد سپس سطح خاك توسط يك لايه بدون درز و روزنه از جنس پلاستيك شفاف كه از آن نور عبور كند پوشانده ميشود. براي بررسي بهتر تغييرات درجه حرارت در عمق هاي مختلف مي توان از دما سنج هاي خاك استفاده كرد.توصيه مي شود قبل از كشيدن پلاستيك روي خاك مقداري كود دامي تازه با خاك مخلوط شود تا اثر آفت كشي اين روش افزايش يابد.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #84 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

افـزايش غلـظت Co2 اتمـسفري پيـش بيـني مي شد كه فتوسنتز و رشد گياه را افزايش مي دهد
Griffinardseemam 1996)) دامنة اين افزايش نه تنها به تحريك كوتاه مدت ميزان فتوسنتز بســتگي خواهـد داشت بلـكه به بازتابهاي گـياه در طـولاني مـدت از نظر ظرفيت فتوسنتيك نيز وابسته خواهد بود . رشد در شرايط Co2 بالا براي دوره هـاي ( طـولاني تر از چند روز ) اغلب باعث كاهش ظرفيت فتوسنتيك در واحد سطح برگ مي شود (1999 Van ostan,eta) . همچـنين تصور مي شد كه اين تعديل ( down-regulation ) در فتوسنتز پاسخي براي تغييرات سـطوح قـند سـلولي باشد كه از افزايش توليد كربوهيدرات ها در مقابل صدور يا مصرف Co2 نتيجه شده است .

اخــيرا پيشــنهاد شـده است كه مكـانيـسم تعـديل فــتو ســنتز به Co2 بـالا شـامـل هگزوكنياكس ( 1994Jangangsheen ) وچرخش ساكاروز از طريق انورتاز مي باشد 1992Goldschmidt,…) . اغلب مطالعات تأثيرات Co2 اتمسفري بالا را روي ظرفيت فتوسنتيك گـياهـان منـفرد رشديافته درگلدانها آزمايش كرده اند با وجود اين مطالعات كمي واكنش گياهان رشد كرده در كانـوپي هاي متراكم را آزمايش كرده اند . در كـل گـياه و سطوح كانوپي ظرفيت فتوسنتيك نه تنها به ظرفيت فتوسنتيك در واحد سطح برگ بسـتگي دارد بلـكه به ســطح بـرگ كلـي نـيز بستگي دارد Co2 بالا اغلب سطح برگ را افزايش مي دهد ( 1994 Taylon etal) . اما دامنة اين تحريك به گونه و ساير متغيرهاي محيطي بستگي دارد ( 1992Ackerly ) . اغلب اطلاعات در مورد واكنش هاي گياهي بلند مدت به Co2 بالا از گياهان ساده كه در گلدان ها رشد كرده اند جمع آوري شده اند ، با وجود اين گياهاني كه درمزارع رشد كرده اند معمولا در رقابت باگياهان همجوار هستند بويژه رقابت بر محيط نوري برگهـاهي كه زير بخش فوقاني كانوپي هستند اثر خواهد گذاشت .

گياهاني كه كاملا در نور كم رشد يافته اند تمايل به تعديل فتوسنتز در Co2 بالا به انـدازه گياهاني كه در نور بالا رشد كرده اند ندارد (1985... Ehret) با وجـود اين مطالعات نسبتا كمي از خـو دادن به (Co2 ) بالا براي برگ هاي كانوپي گياهان علفي كه در آغاز در نور آفتاب كامل و متعاقبا در سايه ، ضمن توسعه كانوپي ، رشد مي كنند ، وجود دارد . علاوه بر اثرات Co2 و PFD روي اين برگ ها ظرفيت ها ي فتوسنتيك ممكن است توسط افزايش سن برگ تحـت تأثير قرار گيرد . پيشنهاد شده است كه Co2 بالا ميزان توسعه برگ و پيري را افزايش مي دهد و از اين رو تعديل ظاهري فتوسنتيك توسط Co2 بالا ممكن است با افزايش سن برگ افزايش يابد ( 1995Beofard ). مطـالـعـات انگـور Vineجائيكه خود سايه اي (Self-shsding)مي تواند حذف شود پيشنهاد مي كند كه PFD در حال كاهش بسيار مهمتر از سن برگ در حال افزايش در كاهش ظرفيت فتوسنتيك برگ هاي پيرتر در غلظت Co2 پايين است . (1996 Hikasaka )مشكل دـگـر بـا آزمـايشـات در گـياهـانـي كـه در گـلدان هـاي كوچك رشد يافته از آن است كه محدوديت هاي حجم ريشه ممكن است تعديل فتوسنتز را افزايش دهد ( 1991 Thomas… ) بعنوان مثال Co2 بالا مي تواند كاهش اساسي در ظرفيت فتوسنتيك سـوياي رشد يافته در گلدان هايي كه در گلخانه هستند بشو د . ( 1998 Sins… ) امـا Campbellو هـمـكاران گـزارش كـرده اند كه Co2 بالا واقعا ظرفيت هاي فتوسنتيك سويا را زمـاني كـه سـوياهـا در مزرعه رشد يافته اند افزايش داد . اين شايد به تغييرات محتواي قند سلولي مربوط باشد . چـون كه حجم ريشه اي محدود مي تواند رشد ريشه ها را كاهش دهد از اين رو تقاضا براي صدور كربوهيدرات ها از برگ ها كاهش خواهد يافت . ( 1999 Arp ) بـراي آزمـايـش از كـل كـانـوپي ها ، از اكـوسلول ها كه در انستيتو تحقيق بيابان ساخته شده است استفاده مي شد ( Reno… )اين محفظه هاي تبادل گـازي كـل سيـستم بزرگ اجـازه كنـترل Co2 در محدودة كل كانوپي هاي آفتابگردان را مي دهد . و هم چنين اندازه گيري هر دو برگ انفرداي و پاسخ هاي فنوسنتيك كانوپي كل را مجاز مي كند بعلاوه گلدان هاي بزرگ (3 m 7/6) اثرات ناشـي از فضـاهـاي كـوچك گـلدان هاي كم حجم را كاهش مي دهد و بنابر اين مشابهت بيشتر با شـرايط مـزرعـه دارد نـتايج تعادل كربن در كل سيستم در جاهاي ديگر گزارش شده است تاثيرات Co2 بالا روي توزيع نور و ظـرفـيت فنوسـنتيك با افزايش عمق كانوپي در اينجا گزارش شده است .

مواد و روش ها مواد گياهي و شرايط رشد : آفتـابگردان ( Helian thus annus var. Mammoth ) از اوايل جولاي دردو محفظه محيط كنترل شده بزرگ (,… اكـوسـل) براي توصـيف كامـل تكنيكي كشت شدند در هر محفظه 3 تا گلدان m3 7/6 پر شـده از لايه هـايي از قسـمت ته ، با lm ماسـه سنگ و 4/ متر ماسه رودخانه اي شسته و m 4/ ( به نسبت حجمي 101 ) مخلوطي از ماسه رودخانه شسته و خاك فوقاني از چمن زار گلخانه اي (Konza,…) . سه تا گلدان در كنار هم قرار داده شدند . چـنانكه آفتابگردان ها كانوپي ممتد را كه m 9/3* 85/2 اندازه گـيري شـدند توسـعه دادنـد . ( محـور طـويل با موقعيت شمال / جنوب ) و108 گياه در هر واحد وجود داشت ( 36 عدد در هر گلدان با 33/m فاصله بين گياهان ) . گلـدان هـا در زمـانهـايي كه مـورد نيـاز بود با آب شير آبياري شدند تا رطوبت خاك تا حد ظرفيت مزرعه اي ( Fc ) برسد هيچ كودي اضـافه نشـد درسـاعـات روز دمـاي هـوا در c ْ5/± 28 و دماي شب درc ْ5/± 13 كنـترل مي شـد . در سـاعـات روز رطـوبت نسـبي در 5 ±30% و در سـاعـت شـب 5 ± 60% بود . محـفظه هـا نـور خـورشيد دريافت مي كردند كه از ميان سقف گلخانه ها عبور مي كرد . ( 2 لايه آكرويليك شفاف ) وپلاستيك نازكي در قسمت بالاي Ecocll ( پلي اتيلن كم تراكم ) . PFD دراكوسل (Ecocll ) تقريبا 85% از آن رويدادي است كه در گلخانه اتفاق مي افتد و بطور ميانگين 7/5 ± 6/31 mol/m-2d-1 با PFD آني ماكريمم متوسط از 107 ± 1545 ميكرومول بر مترمربع در ثانيه در دوره آزمايش . بيش از 90% روزها در طول آزمايش هوا بدون ابر بود . يك Ecocll ، Co2 كـم حـدود ( 390-360 PPm) دريـافـت كـرده در حـاليكه بقيه هواي بالاي 350 PPm Co2 دريافت كردند .

اندازه گيري هاي يك برگ جوان ( 80-60% توسعه كامل در معرض نور آفتاب كامل در بخش فوقاني كانوپي ) روي هر كدام از شش گياه بطور تصادفي انتخاب شده در هر Ecocll برپايه ضعيفي به محض اينكه گياهان برگ هاي بزرگ به حد كافي بزرگ براي پركردن كاويت Cuvetteتبادل گازي داشتند انجام گرفت .اندازه گيريهاي برگ ها در ارتفاع هاي مختلف در كانوپي 48 روز بعد از كاشت گياهان ، هنگامي كه كانوپي كاملا بسته شد انجام گرفت . براي انـدازه گيـري ها 3 گياه با اندازه مشابه در مركز هر كانوپي و سه تايي ديگر در گوشه جنوبي كانوپي انتخاب شدند 6 برگ موقـعيت برگ 6-9-12-15-18-21 از قديمي ترين تا جوان ترين شمارش و از هـر كـدام از گيـاهان انتـخاب شـدنـد . در برخي موارد ، برگ هاي يك موقعيت بالا يا پايين شماره داده شـده انتـخاب شدند روي گياهان گوشه كانوپي براي اطمينان كامل از برگ هاي كه كاملا نور گير بودند استفاده شد . اندازه گيري تبادل گازي : اسيملاسيون Co2 با يك دستگاه تبادل گازي سيستم باز اندازه گيري شد . ( 000و6400 Li-car) كه با محفظه برگ استاندارد تجهيز شده است ( در بردارند 2cm 6 1- mmol m ناحيه برگ ) و سيستم تزريق كننده ( مدل 01-6400) بـراي كنترل Co2 . PFDبراي كل اندازه گيري ها 1500 بود كه توسط منبع نور LED قرمز( مـدل 02-6400 ) ، فـراهـم شـد . درجـه حــرارت بــرگ در cْ 28 كنــترل شـد و غلـظت بخار آب2± 30 (1- mmol m )بود .برش هاي بدون رگبرگ هاي اصلي در محفظه قرار داده شدند . ميزان هاي فنوسنتيك تا كمتر از 10% در عرض لامينا براي برگ هاي بالغ ، متغير بود . پس از قرار دادن برگ ها در داخل محـفظه ، 10-5 دقيـقه براي پايدارتر شدن ميزان فنوسنتيك فرصت داده شد . سپس ميزان فنوسنتيك اندازه گيري شد غشت در Co2 رشدي ( 700 يا360 Co2 ) و سـپس در Co2 مخالف .

اندازه گيري هاي هفتگي برگ هاي جوان كه ساخته شده بود بين 11 ساعت و 13 ساعت PST . اندازه گيري هاي گرديان كانوپي بين ساعت 8 و ساعت 16 PST با تناوب بين اكوسل انجام شد . ساختار كانوپي و روشتايي محيط : سطوح برگ از اندازه گيري هاي طول برگ و عرض با استفاده از روابط آكومتريك توسعه يافته از زير مجموعه برگ هاي مشابه محاسبه شد . سطوح برگي همه برگ ها روي 6 برگ بطور تصادفي انتخاب شد . در هر محفظه هر هفته در زمان اندازه گـيري هـاي فتوسنـتزي اندازه گيري شدند گياهان براي محاسبه شاخص سطح برگ براي كل كانوپي به كار افتند . براي گيـاهان شيب كانوپي سطح برگ و ارتفـاع بـرگ در نقـطه مياني تيغه براي هر برگ بكار رفته براي اندازه گيري هاي فنوسنتيك اندازه گيري شد .همچنين در اين زمان ، PFD در 6 ارتفاع ( 15-30-45-60-75-90cm) و شش موقعيت تصادفي در درون مركز هر كانوپي اندازه گيـري شـد . بـرگ هـا روي گوشـه جنوبي هر كانوپي توسط ساير برگ ها در سايه نبودند PFD هايي كه دريافت كردند مشابه آنهايي بودند كـه در بـالاي كـانـوپي بودند ( به جز پايين ترين موقعيت برگ در برگي كه خيلي كوچكتر بوده و متعاقبا در بعضي موارد قسمت در سايه جزئي ) تركيب برگ : براي اندازه گيري هاي شيب كانوپي ، نمـونه هـاي بـرگ ، روزانه به تبع ازتكميل اندازه گيري فتوسنتز جمـع آوري شـدند تا جـايي كه امكـان داشت ، اين نمونه هاي برگي از همان نواحي برگي كه براي اندازه گيري تبادل گازي استفاده شدند جمع شـدند سينك هاي برگي كوچك (cm 33/ ) در سراسر روز 6 بار جمع آوري شدندhper-down) 6/ و hPost down 8/ و عصر h : 12 قبل از غروب آفتاب h 16 بعد از غروب آفتاب h : 20 و h 23 ) بلافاصله در نيتروژن ْ80- در نيتروژن مايـع منـجـمد شدند) و تـا زمـاني كـه آنها توسط تكنيك (1983 ) × Hendrex بـراي كـربـوهـيـدرات تجـزيه شدنـد و انبار شدند .

صفحات بزرگـتر برگ (2cm 3/3)در بعـد از ظـهر در نيــتروژن مــايــع در c ْ80 - تــا زمــانيــكه آنـها آنالـيز شـدند انبـار شدند براي محل هاي فعال Rubisco كل تـوسـط تكنيك CABP ( 1984 000و Evans) صفحات كوچك اضافه با همان زماني كه نمونه هاي Rubisco در c ْ60 بـه مـدت 48 سـاعت ، خشـك شـدنـد و بـراي تعيـين جرم خشك بـرگ تـوزيـن شـدنـد . ايـن نمـونـه هـا بعـدا بـراي انـدازه گـيري كـل محتـواي نيـتروژن بـرگ انتخاب شدند ( مدل 2400 CHN آناليز كننده و . . . ) آناليزهاي آماري : نتايج با استفاده از جدول تجزيه واريانس و رگرسيون خطي با نرم افزار كامپيوتري Statviwe (SAS . . . ) تجزيه شدند اندازه گيري هاي چندين برگ در چندين ارتفاع مختلف در همـان گيـاه يا انـدازه گيري هاي همان برگ يا گياه چندين با به عنوان اندازه گيري هاي مكرر ، تيمار شدند . نتايج : Co2 بالا ميـزان فنوسنـتيك در هر واحد سطح در PDF بالا براي برگ هاي بالاي كانوپي تقريبا در 50 كل توسعه كانوپي افزايش داد . ( شكل a 1) با وجود اين هنگامي كه هـر دو برگ هاي شد يافته Co2 پايين و بالا در همان Co2 اندازه گيري شدند . اختلافات معني داري در ظرفيت هاي فنوسنتيك در واحد سطح برگ وجود نداشت هم چنين . Co2 بالا هيچ تأثير مشخصي روي سطح بـرگ كـامل در كانوپي نداشت (Fig1-b ) افزايش معني داري ( 001/0 p <) در PFD بالاي مـيزان هـاي فـنوسنــتيك در بالاي كـانـوپي هاي هم ppm360 و هم ppm 700 بعد از خاتمه كانوپي نـداشـت ( در يك LAI در حدود 2 ( Fig1-a ) ) با وجـود ايـن ظرفيت هاي فنوسنتيك برگ هاي سايه دار قديمي كاهش يافت . ( Fig2a,b )



اين تنزل براي برگ هاي درسايه روي گياهان در مركزكانوپي ( Fig2.a )نسـبت به آنهـايي كه در گـوشه جنوبي هستند كه همه شان نور آفتاب كامل را دريافت كردند سريع تر رخ داد (Fig2.b )( در موقعيت مشـخص برگ رابطه متقابل ارتفاع – تعداد برگ گوشه 001/ < P) همچنين Co2 بالا به نظر مي رسد كه ميزان تـنـزل در ظـرفيت فنوسنتيك را با افزايش سن برگ افزايش مي دهد . ( اثر متقابل تعداد برگ / Co2 065/= P)اين اثر Co2 هم براي برگهـايي كه در مـركـز كانوپي هستند و هم براي آنهايي كه در گوشه جنوبي كانوپي هستند مشاهده شد و اثر معني داري با موقعيت گوشه / مركز نداشتند در شكل (dوc2) ظرفيت هاي فنوسنـتيك به عنوان درصدي از فنوسنـتيك واقـعي از آنجـايي كـه ظـرفـيت هاي فنوسنتيك وقتي كه برگ هاي جوان فوقاني به تبع از اتمام كانوپي افزايش يافتند فرق مي كند ( Fig1a ) . با افزايش عمق در كانوپي و هم چنـين سـن بـرگ ، ظرفيت فنوسنتيك ابتدادر حدود 10% افزايش يافت براي برگ هاي روي گوشه جنوبي كانوپي اين تنزل تنها در برگ هاي قديمي رخ داد . سـطـوح پروتئـين Rubisco به طـريقـه مشابه ظرفيت فنوسنتيك در آنچه كه هيچ اثر Co2 در بالاي كانوپي ها وجود نداشت واكنش نشان دادند . امـا محـتواي Rubisco توسـط Co2 بـالا در سـطوح پايين كـانـوپـي هـا كاهـش يافت ( Fig2ef ) با وجود اين محتواي Rubisco و ظرفيت هاي فنوسنتيك به كليمتناسب نبـودند . محـتواي Rubisco به تناسب بيشتر توسط Co2 بالا نسبت به ظرفيت فنوسنتيك كاهش يافت. بعلاوه افزايش زيادي در محتواي Rubisco از بالاي كانوپي تا وسط كانوپي بدون تغييرات زيادي در ظرفيت فنوسنـتيك وجود داشت . كاهـش در ظـرفـيت فنوسنـتيك و محتواي Rubisco متوسط كاهش در محتواي نيـتروژن بـرگ ، هـمراهي شـدند (Fig2,g,h ) صفحه بعد 5 ( 360 Aبخوبي وابسته بود با ميزان نيتروژن برگ 001/ < P 73/= 2r و 32/ + XN1901 ) و اين رابطه توسط تيمار Co2 تحت تأثير واقع نشده است . برخـي از اين تغـييرات در ظـرفيت فنوسنـتيك و محتواي Rubisco ممكن است از تغييرات در PFD مشتق شده باشد . PFD به سرعت كاهش يافت و با افزايـش عمـق كـانوپي و اين كاهش خيلي سريع بود در كانوپي Co2 بالا (Fig3a ) با وجود اين هيچ اختلافي در PFD قسمت پايين كانوپي ها وجود نداشت .

از اين روسطح برگ بيشتري در بخش فوقاني كانوپي Co2 بالا در مقايسه با كانوپي Co2 كاهش يافته ،وجـود داشـت ، امـا كل شاخص سطح برگ در بخش پروتئين هاي بالاتر در بخش فوقاني كانوپي Co2 بالا استوار است . اما با PFDهاي مشابه در ته كانوپي (Fig3a ) . از انجايي كه عادت دادن تجمع فتوسنتيك به Co2 بالا پيشنهاد شد كه پاسخي براي افزايش غلظت كربوهيدارت در غلظت هاي كربوهيدرات برگ اندازه گيري شده باشد . نتايج فقط براي 3 موقعيت برگ ارائه شدند كه درمركز كانوپي كه مسيرهايي كه در سري كامـل داده هـا ديده مي شوند را شرح مي دهند . به لحاظ پيچيدگي واكنش هاي مشاهده شده و قدرت محدود شده طـرح اندازه گيري هاي تكرار شده هيچ اثر معني داري (Co2 ) اصلي وجود نداشت . با وجود اين چندين مسـير آشـكار هسـتند .

به نظـر مي رسـد كـه كربوهيدرات ها توسط Co2 بالا در نيمروز ( ظهر ) دريرگ هايي كه در بالا و گوشه جنوبي كانوپي ها يعـني برگ هـاي آفـتابگـير افزايش بافتند . ( شكل 4 به مقياس هاي مختلف براي پلات هاي نشاسته توجه نمائيد ) محتوي گلوگز نيز توسط Co2 بالا براي برگ هاي قديمي نزديك ته كانوپي افزايش يافت . ( برگ 9 ) با وجـود اين تأثـير كمي روي برگ هاي در سطوح مياني كانوپي وجود داشت ( برگ 15 ) . محتواي فروكتوز برگ بطور عمده با محتواي گلوگز متنـاسـب بـود ( اما ميانگين 34% پايين تر ، نشان داده نشده اند ) برخلاف گلوگز و فروكتوز ، ساكاروز برگ ومحتواي نشـاسـته عمدتا كاهش يافتند . با افزايش عمق در كانوپي Co2 اين تنزل در كانوپي Co2 بالا سريع تر بود . در نتيجه ساكاروز و محتواي نشاسته كه واقعا براي برگ هاي Co2 بالا نسبت به Co2 حد پايين در نزديكي ته كانوپي ( Fig4) پاييـن تـر بود . حتي براي برگ هاي بخش فوقاني كانوپي تقريبا ذخاير انبار شده به طور كلي طي شب مصرف شد كه منتج به افزايش و كاهش محتواي نشاسته پايين براي همه برگ هاي در Co2 هم بالا و پايين در صبح زود مي شود به نظر مي رسد كه PFD در كانوپي بخشي از تغييرات در محتواي كربوهيدرات برگ راتوضيح دهد اما اين روابط بسته به كربوهيدرات اندازه گيري شده تغييركردند .

محتواي گلوگز برگ بطور معني دار (05/0 < P ) با PFD در هر دو حـالت محـدود و حد بالايي Co2 افزايش يافت (Figb4) . از آنجايي كه اين روابط بوسيله Co2 متـأثير نمي شـوند ، غلـظت گـاز در پايـين در برگ هاي وسطي كانوپي در Co2 بالا به نظر مي رسد كه نتيـجه PFD هـاي كـم در كانـوپـي Co2 بالا باشد (Fig3a ) .غلظت نشاسته همچنين بخوبي (01/0 < P ) با PFD همبسـتگي داشـت امـا ايـن بر خـلاف سـاكـاروز ، محتواي نشاسته در Co2 پايين كه براي PFD داده شد بالاتر بود (Fig5c) . ظـرفيـت هـاي فنـوسنـتيك و محتـواي Rubiscoبـه صـورت معـني داري با هـيچ كـدام از محتواي كربوهيدرات هاي انفرداي همبستگي نداشت . با وجود اين ، همبستگي قوي ( 01/0 < P) بين ميزان قندهاي هگزوز ( گلوگز + فروكتوز ) با ساكارز ميزان فنوسنتيك ها كه در 360 Co2 PPmانـدازه گـيري شـده است ، وجو دارد . اين روابط به طور معني داري بين تيمارهاي Co2 پايـين بـرگ هـا در مركز يا روي گوشه كانوپي فرق نمي كند . بحث : عـادت دادن فنوسنتيك به Co2 بالا در كانوپي آفتابگردان تنها در برگ هاي مسن مشاهده گرديد . ظرفيت هـاي فنوسنـتيك برگ هـاي قديمي در كانوپي Co2 بالا ، 40% نسبت به آنهايي كه برگ هايي با سن مشابه در كانوپي Co2 پايين داشتند ، پايين تر بود . اما ظرفيت فنوسنتيك برگ هـاي جـوان در قسـمت فـوقـاني كـانـوپي توسـط Co2 پايين تر تأثير نپـذيرفته است .

نتـايج مشابهي براي كانوپي هاي گـندم گـزارش شـده اند . ( 1995 . . .Nie ) اين نتايج در معــرض قــرار دادن بـراي هـر دو كـانــوپي Co2 بالا و پاييــن ، ارائه بـرگ هـاي قـديمــي در آفتاب كامل در گوشه جنوبي كانوپي كه ظرفيت هاي بالاي فنوسنتيك را براي زمان طولاني تر در مقايسه با برگ هاي با سن مشابه درمركز كانوپي حفظ كرد . با وجود اين تعديل ظـرفيت فنوسنـتيك در Co2 بالا بـراي توسـعه مشـابه با افزايش سن برگ بدون توجه به اينكه PFD به كدام برگ تعلق بوده است ، رخ داد . متعاقبا اين نتـايـج بـراي كـانـوپي گيـاه با آنهائيكه براي گياهان ايزوله هستند ، سازگار است . (1990 )Beogerd eta گـزارش داده شـده است كه Co2 بالا حصول سريع ظرفيت هاي فنوسنتيك پايين تر برگ در برگ هاي گوجه فرنگي ، شده است .اما هـم چنيـن منـتج به تسـريع بيشـتر ظرفيـت هـاي فنـوسنـتيك كمـتر بـا سـن بـرگ شـده است . ( 1994 . . . Xu) هـم چنين گزارش شده است كه تجمع فنوسنتيك به Co2 بالا در برگ هاي سوياي پير اما نه در جوان ها رخ داده است . با وجود اين آن ها يك واكنش متضاد براي بيشـتر بـرگ هـاي جوان پشت به برگ هـاي پير نخود فرنگي گزارش كردند .

يعني ، اين داده ها پيشنهاد مي كنند كه تغييرات در ظرفيت فنوسنـتيك ممـكن اسـت هـم در پاسـخ به Co2 بالا و هم سن بزرگ با تغييرات متابوليسم قند برگ مرتبط باشد . اگر چه ظرفيت هاي فنوسنـتيك با هيچ كدام از غلظت هاي قندهاي مضر همبستگي نداشتند ، ظرفيت فنوسنتيك با نسبت قندهاي هگزوز به ساكاروز همبستگي خوبي دارد . و يك رابطه سـاده بـراي كـل تيمار با شرايط سن برگ بدست آمد . تغييرات در نسبت هگزوز به ساكـاروز ممـكن است از تغييرات در فعاليت اسيد انورتاز نتيجه شود ، چرا كه در ساير مطالعات دريافته شده است كه ممكن است با هم همبسـتگي داشـته باشـند . با وجود اين همچنين امكان دادرد كه تغييرات در ميزان توليدات و ميزان مصرف ساكاروز و هگزوز كه با ظرفيت اسيد انورتاز پـايدار اثر متقابل داشته باشد كه منجر به نسبت هاي متغير هگزوز/ ساكاروز مي شود . در حالت مشابه چرخه بيهوده ساكـاروز از طريق انورتاز پيشنهاد شده است كه مشابه تعديل فنوسنتيك تحت Co2 بالا ( 1998 . . . Moare) و شرايط محدود شده مخزن ، مشاركت نمايد ( گلدشميت 1992 )هيدروليز افزايش يافـته ســاكـاروز تـوسـط اسـيدانـورتـاز سوبستراهاي هگزوز افزايش يافته را براي هگزوكنياز كه نقشي را در منع قند ژن هاي فنوسنتيك بازي مي كند ، فراهم خواهد كرد ( 1994 . . . Jorg) . از آنجائيكه ظرفيت هاي فنوسنتيك براي زمان طولاني تر در برگ هـاي در معـرض نـور آفـتاب كـامل روي گـوشه جـنوبي كانـوپي نسـبت به برگ هـاي در سـاية مركز كانوپي ذكر شده اند ، همچنين PFD به نظرمي رسد كه فاكتوري در كنترل فنوسنتيك با سن برگ باشد .

مباحث مشابه در زمينه مطالعات درتاك هاي كه خود سايه اي حذف و برطـرف شـده اسـت انجـام گرفـته است ( 1996 Hikosaka) . مكانيسم اين پاسخ به كلي واضح نيست . اما ممـكن است آن تاثـير مستقـيم PFD روي نسخه برداري نتيجه شود (1997Kloppstech) پيشنهاد مي شود كـه ايـن كاهـش در ظرفيت فنوسنتيك با كاهش PFD در كانوپي كه اثرات فنوسنتيك كل كانوپي را تا زمانيكه نيتروژن مي تـواند از برگ هاي در سايه به برگ هايي در بخش فوقاني كانوپي مجددا اختصاص يابد كه در آنجا PFD ها و ميزان فنـوسنتيك پتانسيل بالاتر است . شيب تندتر در محتواي نيتروژن برگ در مركز كانوپي به جاي آنكه روي گوشه جنوبي باشـد يافـته شد . و Co2 بالا بوسيله كاهش محتواي نيتروژن برگ هاي پايين تر را فراهم آورد . با وجود اين تا زماني كه اين اثر Co2 توسط افزايش در محـتواي نيتروژن ، با ظرفيت هاي فنوسنتيك بـرگ هـاي بـالاتر همراهي نشود روشن نيست كه آيا سود خالص ( فايـده خـالـص ) براي گيـاهان وجود دارد يا نه . پيش بيني هاي تئوريكي پيشنهاد مي كنند كه Co2 بالا در واقع نبايد الگوي مطلوب توزيع نيتروژن را به درون كانوپي تغيير دهد ( 1998 Hikosaka) متناوبا نيتروژن ذخيره شده توسطتعديل ظرفيت فنوسنتيك ممكن است به ريشه ها اختصاص يابد . اختلافات غير معني داري در LAI بيـن كانـوپي هـاي آفـتابـگردان رشد يافته در Co2 متفاوت در اين مطالعات يافت شده است . اين در تضاد با پيشبيني هاي برخي مؤلفين اسـت كـه بيـان مي كنند كه LAI براي كانوپي هاي Co2 بالا افزايش خواهد يافت ، چرا كه نقطه موازنه نوري براي فنوسـنتز را كـاهش مي دهد و از اين رو توليد برگ حفظ در برگ هاي پايين تر در كانـوپـي را تحريك خواهد كرد ( 1983 . . . Pearcy) .

با وجود اين با نتايج واقعي مـطـالعات ديـگر تطـابق ندارد . Co2 بالامنـتج به LAI افزايش يافته براي كانوپيهاي چـــاودار علـــوفـه اي بــا دوام مي شـــود ( 1988 Wijet) . ســـويـا ( 1998 . . . Campbell) و بـــرنــج ( 1991 . . . Rawland) اما هيچتأثيري روي يك اكوسيستم جنگلي مصنوعي ( 1992 . . . Karner) پايداري برنج ( 1996 Zika) و پايداري AbatilonوAmbrosia ( 1996Hirose ) . نداشت . پيش بيني مي شود كه Co2 بالا LAI را افزايش خواهد داد به خاطر كاهش در نقطه موازنه نوري بسته به فرضـيه اي كه Co2 بالا منـتج به تولـيد برگ بـزرگـتر / بيشتر و يا القاي طولاني تر برگ هايي كه در كانوپي عميق هستند ، مي شود . از آنجائي كه از واريته هاي آفتـابگـردان در اين مطـالعه استـفاده شدند . شاخه هاي فرعي توليد نكردند و هيچ مرگ برگي طي دوره اين آزمـايـش وجود نداشت . ممـكن است هيچ گزينه اي ياامكاني براي اين مكانيسم براي عمل كردن در اين آزمايش وجود نداشته باشد . يك فرضيه متناوب توسط ( 1996 Hirose) ارائه شـده اسـت كه آنهـا دريافتـند كه LAI قويا با نيتروژن بالاي زمين همبستگي داشت و پيشنهاد كردند كه Co2 بالا تنها LAI را هنـگاميكه جـذب نيـــتروژن اضـــافي ممــكن بود افزايش خواهد داد . نتايج مشابه توسط ( 1993 Zika) براي برنج ارائه شده است .

جذب نيتروژن كـل در آفتـابگـردان ها در اين مطالعه مشابه و نظير كانوپي هاي Co2 كاهش يافته و افزايش يافته هســتند . داده هـا نشـان داده انـد ، از آنجايي كه هيچ گونه كود اضافي افزودني در اين آزمايش فراهم نشده است اين امكان وجود دارد كه كميت نيتروژن خاك توليد سطح برگ را محدود كند . كاهـش در PFD در سطوح مياني كانوپي آفتابگردان Co2 بالا از افزايش در سطح برگ حاصل نشد اما در عوض ازتغـييرات در توزيـع سطوح برگ حاصل شد . سطوح برگ بيشتري د ر بخش فوقاني كانوپي Co2 بالا نسبت به كانوپي پايين بود . روندهــاي مشــابه مي توانـند در داده هاي مطـالعات ديگر كانوپي ، ديده شوند ( 1997 . . . Wayne) PFD هـاي مشـابهي براي كانوپي هاي گياهجهاي تيمار شده با Co2 بالا و پايين در تمامي سطوح مياني در بالاتر كه در آنجا PFD در كانوپي Co2 بالا كاهش يافت يافته اند ( 1996 Hieoseو همكاران ) دريافتند كه توزيع سطوح برگ يك كانوپي گاوپنبه به طرف بخش فوقاني كج شده است ، اما اختلاف معـني داري در كل سطح برگ با نفوذ نور به پايين كانوپي وجود نداشت .

پيشنهاد شده است كه تغييرات در توزيع سطح برگ در نتيجه تحـريك Co2 توسـعه ســـطح برگ نهــــايي بـــراي بــرگ هـاي درســايه مي باشــد در چنين تحقيق دريافـته شـد كـه Co2 بالا مقـدار توسـعه برگ را افزايش مي دهد . ( 1989 . . . Cure) با وجود اين اغلب محققين هيچ تأثيري از Co2 بالا را روي اندازه نهايي برگ گزارش نكرده اند ( Leadley. . . ) در آزمايش حاضر آشكار شد كه يك اندازه ماكزيمـم برگ وجـود دارد كه امـكانا توسـط ژنتـيك تعيين شده است كه هنگامي كه برگ هاي Co2 پايين در سـايه واقـع شـدند ، بدست نيامد . Co2 بالا ممـكن است كربوهيدرات اضافي را فراهم كرده است كه براي اين برگ ها براي رسيدن به اندازه كامل آنها لازم است . اين اختلاف در اندازه برگ براي برگ هـاي واقـع در پايـين كانوپي كه به توسعه كامل قبل از خاتمه كانوپي رسيدند ، مشاهده نشد .

تصور عمومي اندازه برگ مـاكزيمـم توسط نتايج (1989 Allen) و همكاران حمايت شده است كه كاهش اساسي را در اندازه برگ هنگامي كه در Co2 نيمه كاهش يافتند رشد يافتند ، گزارش نمود ، اما افزايش كمي در اندازه برگ براي گياهان رشد يافته در Co2 بالا را گـزارش نمود . بطور جالب توجه اثر مشابه براي گياهچه درخت كه در رقابت رشد كرده اند گـزارش كـرده اند . بعـنوان مثال Co2 بالا اندازه انواع كوچكتر نسبت به انواع بزرگتر را بيشتر افزايش مي دهد . كه در كاهـش در اندازه در داخل جمعيت نتيجه مي شود . (1997 ... Wayne) . آنها پيشنهاد كردند كه Co2 بالا در تحريك رشد بيشـتر انواع كوچكتر نتيجه مي شود ، چرا كه آنها بيشتر در سايه بوده اند و از اين رو كربن محدودي دارند . اختلافات در PFDبداخل كانوپي به نظر مي رسد كه مقداري براي برخي نتايج كربوهـيدرات غـير منتظره باشند Co2 بالا بطور كلي محتواي ساكاروز و نشاسته برگ را افزايش مي دهند ( 1992 . . . Long) با وجود اين محتواي ساكاروز و نشاسته واقعا در بسـياري از برگهاي پير در سـايه در كـانوپي بالا در مقايسه با كانوپي Co2 پايين ، پايين تر بود . اين اختلافات به نظر مي رسد كه نتيجه PFDهــاي پايـين تر در سطوح مياني ، كانوپي Co2 بالا باشند محتواي ساكاروز با PFDو از اين رو به جـرأت مي تـوان گفت با ميزان فنوسنتيك برگ ها همبستگي دارد همبستگي مشابه بين غلظت هاي سـاكاروز و ميـزان صدور فنوسنتيك در مورد سويا گزارش شــده اسـت ( 1974 . . . Thorne) گوجه فرنگي ( 1976 - He) چغندر قند گـزارش شـده اند به علاوه (19980 . . . Carodzinskio) 21 گـونه را اندازه گيري كردند و يك محتواي نشـاسته تابـعي از هم PFDو هم غلظت Co2 بود . تأثير روي محتواي نشاسته ممكن است نتيجه ميزان كم تنفـس نوري در برگ هاي در معرض Co2 بالا قرار گرفته باشد . Morinو همكاران 1992 هنگام كار با شبدر دريافتـند كه تجــمع نشاسته هنگاميكه فتوسنتز توسط Co2 افزايش يافت ، افزايش مي يابد ، اما نه هنگامي كه فتوسنتز به مقـدار مشابهي با افـزايش در نور ، افزايش يافت .

اختلاف بين تيمارهاي Co2 به سادگي تأثير سطح برگ كل افزايش يافته نيست . چرا كه شاخص LAI تنها 11% بالاتر از كانوپي Co2 بالا افزايـش يافـته بود . در برداشت نهايي LAI بطـور معـني داري در هر نقطه اي طي توسـعه كانوپي ( Fig1b ) متفاوت نبود . اختلاف در شماره برگ ها در گياه نيزكـوچك بـود . تنها 18% بيشـتر برگ هـا دركانـوپي Co2 بالا با وجود اين اختلاف اساسي در توزيع سطح برگ داشت كه براي محيط روشن درون كانوپي عواقبي داشت . برگ هاي كه در معرض نور آفـتاب كامـل در گوشه كانوپي قرار گرفته بودند به سطح برگ مشابهي در محفظه هاي كه حد بالا و پايين كاهش يا افزايش يافته بود . رسيدند (Fig 3c )با وجـود اين برگ هاي Co2 بالا زودتر به آن حد ماكزيمم رسـيدند ( توجه كنيد كه 40-30% سطح برگ بالاتر كه براي دو برگ اندازه گيري شده در كانوپي Co2 بالا ( شكل C3 ) براي موقعيت هاي در مقـايسه در مركز كانوپي روي گياهان Co2 كاهش يافته به همان سطح برگ ماكزيمم نرسيدند ، مـانند برگ هاي آفتابگير در گوشه كانوپي . ( مقايسه كنيد اشكال C و b3) كه برگ هاي در سايه Co2 بالا به هـمان سطح برگ همانند برگ هاي آفتاب گير رسيدند در حاليكه رابطه متقابل گوشه / مركز معني دار 05/0 < P بود .

در خاتمه مؤلفين نتيجه گيري كـردند كه ، محـتواي نشـاسته افـزايش يافـته در Co2 بالا ، نتيجه تنفس نوري كاهش يافته بود و متعاقبا ، نتيجه كاهش در توليد دوبارة فسفات در كلـروپلاست نسبت به محدوديت در مصرف كربوهيدرات توسط بقسة گياهان ، بود . همچـنين تجــمع نشـاسـته در برگ هاي در معرض اكسيژن (Co2 ) كم ، كه تنـفس نـوري را كـاهش مي دهد ، اثر اين نتيجه گيري نهايي را حمايت مي كند ( 1984، Modore , Grodzinski )
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #85 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

پلاستيك هاي زينتي

اطرافمان انباشته از پلاستیک شده است. هر کاری که انجام می دهیم و هر محصولی را که مصرف می کنیم، از غذایی که می خوریم تا لوازم برقی به نحوی با پلاستیک سرو کار داشته و حداقل در بسته بندی آن از این مواد استفاده شده است.

در کشوری مثل استرالیا سالانه حدود یک میلیون تن پلاستیک تولید می شود که 40 درصد آن صرف مصارف داخلی می گردد. در همین کشور هر ساله حدود 6 میلیون بسته یا کیسه پلاستیکی مصرف می شود.

گرچه بسته بندی پلاستیکی با قیمتی نازل امکان حفاظت عالی از محصولات مختلف خصوصاً مواد غذایی را فراهم می کند ولی متاسفانه معضل بزرگ زیست محیطی حاصل از آن گریبانگیر بشریت شده است. اکثر پلاستیک های معمول در بازار از فرآورده های نفتی و ذغال سنگ تولید شده و غیر قابل بازگشت به محیط هستند و تجزیه آنها و برگشت به محیط چند هزار سال طول می کشد.

به منظور رفع این مشکل، محققان علوم زیستی در پی تولید پلاستیک های زیست تخریب پذیر از منابع تجدید شونده مثل ریزسازواره ها و گیاهان می باشند.

واژه زیست تخریب پذیر یا Biodegradable به معنی موادی است که بسادگی توسط فعالیت موجودات زنده به زیر واحدهای سازنده خود تجزیه شده و بنابراین در محیط باقی نمانند.

استانداردهای متعددی برای تعیین زیست تخریب پذیری یک محصول وجود دارد که عمدتاً به تجزیه 60 تا 90 درصد از محصول در مدت دو تا شش ماه محدود می گردد. این استاندارد در کشورهای مختلف متفاوت است.

اما دلیل اصلی زیست تخریب پذیر نبودن پلاستیک های معمول، طویل بودن طول مولکول پلیمر و پیوند قوی بین مونومرهای آن بوده که تجزیه آن را توسط موجودات تجزیه کننده با مشکل مواجه می کند.



نمونه بسته بندی با پلاستیک زیست تخریب پذیر

با این حال تولید پلاستیک ها با استفاده از منابع طبیعی مختلف، باعث سهولت تجزیه آنها توسط تجزیهکنندگان طبیعی می گردد. برای این منظور و با هدف داشتن صنعتی در خدمت توسعه پایدار و حفظ زیستبوم های طبیعی، تولید نسل جدیدی از مواد اولیه مورد نیاز صنعت بر اساس فرآیندهای طبیعی در دستور کار بسیاری از کشورهای پیشرفته قرار گرفته است.

به طور مثال دولت امریکا طی برنامه ای بنا دارد تا سال 2010، تولید مواد زیستی را با استفاده از کشاورزی و با بهره برداری از انرژی خورشید با درآمد تقریبی 15 تا 20 میلیارد دلار انجام دهد.

در این بین تولید پلیمرهای زیستی جایگاه خاصی دارند. تولید اینگونه پلیمرها توسط طیف وسیعی از موجودات زنده مثل گیاهان، جانوران و باکتری ها صورت می گیرد. چون این مواد اساس طبیعی دارند، بنابراین توسط سایر موجودات نیز مورد مصرف قرار می گیرند و تجزیه کنندگان از جمله مهم ترین این موجودات زنده در موضوع مورد بحث ما می باشند.

برای بهره برداری از این پلیمرها در صنعت دو موضوع باید مورد توجه قرار گیرد:



الف) دید محیط زیستی: این مواد باید سریعاً در محیط مورد تجزیه قرار گیرند، بافت خاک را بر هم نزنند و به راحتی با برنامه های مدیریت زباله و بازیافت مواد از محیط خارج شوند.

ب) دید صنعتی: این مواد باید خصوصیات مورد انتظار صنعت را از جمله دوام و کارایی را داشته باشند و از همه مهمتر، پس از برابری یا بهبود کیفیت نسبت به مواد معمول، قیمت تمام شده مناسبی داشته باشند.

در هر دو بخش، مخصوصاً بخش دوم، استفاده از مهندسی تولید مواد برای دستیابی به اهداف مورد انتظار ضروری است.

همانطور که ذکر شد، تولید پلیمرهای تجدید شونده با بهره برداری از کشاورزی، یکی از روش های تولید صنعتی پایدار می باشد. برای این منظور دو روش اصلی وجود دارد:

نخست استخراج مستقیم پلیمرها از توده زیستی گیاه می باشد. پلیمرهایی که از این روش تولید می شوند عمدتاً شامل سلولز، نشاسته، انواع پروتئین ها، فیبرها و چربی های گیاهی می باشند که به عنوان شالوده مواد پلیمری و محصولات طبیعی کاربرد دارند.

دسته دیگر موادی هستند که پس از انجام فرآیندهایی مانند تخمیر و هیدرولیز می توانند به عنوان مونومر پلیمرهای مورد نیاز صنعت استفاده شوند.

مونومرهای زیستی همچنین می توانند توسط موجودات زنده نیز به پلیمر تبدیل شوند که مثال بارز آن پلی هیدروکسی آلکانوات ها می باشند.

باکتری ها از جمله موجوداتی هستند که این دسته از مواد را به صورت گرانول هایی در پیکره سلولی خود تولید می کنند. این باکتری به سهولت در محیط کشت رشد داده شده و محصول آن برداشت می شود.

رهیافت دیگر جداسازی ژن های درگیر در این فرآیند و انتقال آن به گیاهان می باشد که پروژه هایی در این زمینه از جمله انتقال ژن های باکتریایی تولید PHA به ذرت انجام شده است.

نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که علی رغم قیمت بالاتر تولید پلاستیک های زیست تخریب پذیر، چه بسا قیمت واقعی آنها بسیار کمتر از پلاستیک های سنتی باشد؛ چرا که بهای تخریب محیط زیست و هزینه بازیافت پس از تولید هیچ گاه مورد محاسبه قرار نمی گیرد.

در ادامه مبحث، تولید پلاستیک های زیست تخریب پذیر PHA به طور اختصاصی مورد بررسی قرار می گیرد.

تقریباً تمامی پلاستیک‌های معمول در بازار از محصولات پتروشیمی که غیر قابل برگشت به محیط می‌باشند، به دست می‌آیند. راه‌حل جایگزین برای این منظور، بهره‌برداری از باکتری های خاکزی مانند Ralstonia eutrophus می‌باشد که تا ۸۰ درصد از توده زیستی خود قادر به انباشتن پلیمرهای غیر سمی و تجزیه‌پذیر پلی هیدروکسی آلکانوات (PHA) هستند.

PHA ها عموماً از زیرواحد بتاهیدروکسی آلکانوات و به واسطه مسیری ساده با ۳ آنزیم از استیل-کوآنزیم A ساخته شده و معروف‌ترین آنها پلی هیدروکسی بوتیرات (PHB) می‌باشد.

در خلال دهه ۸۰ میلادی شرکت انگلیسی ICI فرآیند تخمیری را طراحی و اجرا کرد که از آن طریق PHB و سایر PHA ها را با استفاده از کشت E.coli تراریخته که ژن‌های تولید PHA را از باکتری‌های تولید کننده این پلیمرهای دریافت کرده بود، تولید می‌کرد.

متاسفانه هزینه تولید این پلاستیک‌های زیست تخریب پذیر، تقریباً ۱۰ برابر هزینه تولید پلاستیک‌های معمولی بود.

با وجود مزایای بی‌شمار زیست محیطی این پلاستیک‌ها مثل تجزیه کامل آنها در خاک طی چند ماه، هزینه بالای تولید آنها، باعث اقتصادی نبودن تولید تجارتی در مقیاس صنعتی بود.

با این وجود بازار کوچک و پرسودی برای این محصولات ایجاد شد و از پلاستیک‌های زیست تخریب پذیر برای ساخت بافت های مصنوعی بهره‌برداری گردید. با وارد کردن این پلاستیک ها در بدن، آنها به تدریج تجزیه شده و بدن بافت طبیعی را در قالب پلاستیک وارد شده دوباره‌سازی می‌کند. در این کاربرد تخصصی پزشکی، قیمت اینگونه محصولات زیستی قابل مقایسه با کاربردهای کم ارزش اقتصادی پلاستیک در صنایع اسباب بازی، تولید خودکار و کیف نمی‌باشد.

هزینه تولید PHA ها با تولید آنها در گیاهان تراریخته و کشت وسیع در زمینهای کشاورزی، به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد یافت. این موضوع باعث شد که شرکت مونسانتو در اواسط دهه ۹۰ میلادی امتیاز تولید PHA را از شرکت ICI کسب نماید و به انتقال ژن های باکتری به گیاه منداب بپردازد. مهیا کردن شرایط برای تجمع PHA ها در پلاستید به جای سیتوسل، امکان برداشت محصول پلیمری را از برگ و دانه ایجاد کرد.

مهمترین مشکل لاینحل باقی مانده در بخش فنی این پروژه، نحوه استخراج این پلیمر از بافت های گیاهی با روشی کم هزینه و کارآمد می‌باشد.

مشکل دیگر در زمینه PHB می‌باشد که در حقیقت مهم‌ترین گروه از PHA ها بوده ولی متاسفانه شکننده بوده و در نتیجه برای بسیاری از کاربردها مناسب نمی‌باشد. بهترین پلاستیک‌های زیست تخریب پذیر، کوپلیمرهای پلی هیدروکسی بوتیرات با سایر PHA ها مثل پلی هیدروکسی والرات می‌باشند. تولید اینگونه کوپلیمرها در گیاهان تراریخت بسیار سخت تر از تولید پلیمرهای تک مونومر می‌باشد. در سال ۲۰۰۱ این مشکلات به همراه مسایل مالی شرکت مونسانتو باعث شد تا این شرکت، امتیاز تولید PHA تراریخت را به شرکت Metabolix واگذار کند.

شرکت Metabolix در قالب یک پروژه مشارکتی با وزارت انرژی آمریکا به ارزش تقریبی 8/14 میلیون دلار، برای تولید PHA در گیاهان تراریخته تا پایان دهه ۲۰۱۰ میلادی تلاش می‌کند.

گروه های دیگری نیز برای تولید PHA در گیاهانی مثل نخل روغنی تلاش می‌کنند.

باید منتظر بود تا سرانجام شاهد تولید اقتصادی این محصولات دوستدار محیط زیست در آینده‌ای نزدیک بود.

به نقل از وبلاگ كسري 13

Hand book of Plant Biotechnology (2004), Paul Christou and Haraly Klee, WILEY.
PHA production, from bacteria to plants (1999), Valentine et al., Int J Biol Macromol 25: 303-6.
Bacteria and other biological systems for polyester production (1998), Steinbuchel and Fuchtenbusch, Trends Biotechnol 16: 419-27
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #86 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گياه روغني كرامب ، علف هاي هرز مزارع را كنترل مي كند .



كرامب، گياه روغني ناشناخته‌اي است كه استفاده از آن در تناوب‌هاي زراعي، آفات و بيماري‌ها و علف‌هاي هرز مزارع را كنترل مي‌كند. سيد محمدرضا نقوي‌زاده و محمدرضا لطفي – كارشناس اداره كل منابع طبيعي استان خراسان رضوي در مقاله‌اي به معرفي و شرايط كشت و موارد مصرف گياه كرامب پرداخته‌اند. در اين مقاله آمده است: گياه كرامب از جمله گياهان بومي مناطق تركيه و ايران است و به دليل وجود اسيد اروسيك در دانه آن در صنايع الكترونيك، پلاستيك، رزين، روغن‌ها، صنايع داروسازي، آرايشي و بهداشتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. دانه‌هاي اين گياه حاوي حدود 20 تا 40 درصد پروتئين و 35 تا 60 درصد روغن است و استرول‌هاي موجود در آن به دليل دارا بودن خاصيت كاهش كلسترول خون، در مارگارين استفاده مي‌شود. اين مقاله مي‌افزايد: استفاده از اين گياه در تناوب‌هاي زراعي جهت كاهش علف‌هاي هرز و آفات و بيماري‌ها توصيه شده است. كرامب گياهي علفي، يكساله، با ارتفاع كمتر از يك متر، داراي شاخه زياد با آرايش خوشه‌اي بزرگ از گل‌هاي زرد، تعداد زياد بذر ريز و قهوه‌اي حاوي 40 درصد روغن، ريشه گسترده و عميق با توانايي استفاده از قابليت‌هاي خاك، ساقه محكم با مقطع تقريباً دايره و پوشيده از پرزهاي نرم و كوتاه به رنگ سبز كلمي است كه در زمان رسيدن به رنگ سبز مايل به زرد تبديل مي‌شود. در پايان اين مقاله آمده است: كشور ايران با دارا بودن 45 كارخانه بزرگ و كوچك روغن‌كشي، ظرفيت استحصال 2 ميليون تن روغن را دارد و با توجه به متوسط توليد ساليانه 400 هزار تن دانه روغني در كشور و واردات يك ميليون تني دانه روغني در سال گذشته، بخشي از ظرفيت استحصالي كارخانجات خالي مي‌ماند كه گياه كرامب با توجه به تركيبات ويژه روغن و فرآيند توليد طبيعي منطبق با اصول توليد پايدار، از پتانسيل مناسبي در تكميل ظرفيت خالي اين تصفيه روغن كشور دارد. همچنين پژوهش‌ها نشان داده است كه اين گياه با شرايط كشور ما سازگاري داشته اما به دليل عدم شناخت، مورد استفاده قرار نمي‌گيرد لذا توجه به پتانسيل‌هاي بالاي اقتصادي و اكولوژيك اين گياه توجه جدي‌تر مراكز تحقيقاتي و علمي را به شناخت ويژگي‌هاي اكولوژيك اين گياه و توسعه و ترويج آن مي‌طلبد.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #87 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

گلهاي زينتي باغهاي ايراني (1)

در باغ ايراني گلها را معمولا پاي درختان در حاشيه خيابانها مي‌كاشتند. ايرانيان از گلهايي استٿاده مي‌شد كه علاوه بر زيبايي داراي خواص مٿيد ديگري نظير عطر خوش‌، استٿاده‌هاي طبي و خوراكي بودند استٿاده مي‌كردند. در بعضي از باغها قسمتي از محوطه باغ‌، بنام باغچه، يا گلزار يا گلستان كه معمولا ًنزديك بناي اصلي بود را به كاشت گل اختصاص ميدادند. مطالب مربوط به اين بخش از منابع گلكاري تأليٿ دكتر خليقي و جزوه گياه شناسي تأليٿ مهندس حريري تهيه شده است.
1- شمعداني معمولي: Geranium hortorum Geraminaceae: تيره شمعداني انواع مختلٿي دارد و از گلهايي است كه سابقه كشت آن در ايران بسيار طولاني است و هر كجا كه آب و هوا اجازه كشت آنرا ميداد كاشته مي شد . شمعداني گياهي دائمي و مقاوم نسبت به سرما و سايه است. شمعداني معمولي از همه معروٿتر و بسيار پرگل و زيبايي مي ‌باشد. برگهاي آن سبز با حاشيه كرم و رنگين مي‌باشد. در زمستان كه تابش آٿتاب ضعيٿ است گل نمي دهند و در تابستان بهتر است درسايه نگهداري شوند. از انواع ديگر شمعداني كه در ايران كاشته مي‌‌شدند مي‌توان و شمعداني بهار هلو كه در تهران بسيار كشت مي‌شد‌، شمعداني عطري كه برگهاي زيبا با شيارهاي عميق آن بسيار معطر است و شمعداني اژدري (Pelargoniumdomesticum) كه كشت آن در بسياري از نقاط ايران متداول است نام برد. در آخر مي توان به شمعداني پيچ Pelargonium peltatum كه برگها در اين نوع نسبتاً پهن و گياه حالت رونده دارد اشاره كرد.
2- سوسنLilium longiflorum Liliaceae : تيره گلهاي آن بسيار زيبا است و در ٿصل بهار گل مي‌دهد. داراي پياز و تك لپه‌اي است. پيازها را معمولاً در ماههاي آذر و دي در گلخانه‌ها مي‌‌كارند .گل آن درشت و به گلهاي مختلٿ زرد، سٿيد، نارنجي و قرمز است.
3- بنٿشه :Viola Violaceae: تيره شامل گونه‌هاي بنٿشه معطرV.odorata‌، بنٿشه ٿرنگي V.altaica وبنٿشه سه رنگ V.tricolor بنٿشه V.lutea است. انواع وحشي آن نيز درايران موجود است. گياهي يكساله و مقاوم به سرما است. در نيمه دوم مرداد ماه بذر آن در هواي آزاد و در بستري از يك خاك سبك كشت مي ‌شود در مهر و آبان به محل اصلي برده مي‌شود و تا اواسط بهار سال آينده داراي گل مي‌باشد و مقاوم است. عمليات به نژادي و دو رك گيري در مورد اين گياه در دنيا بسيار انجام گرٿته و بهترين نوع آن نسل اول (F1) است. بديهي است نسلهاي بعدي كيٿيت و موغوبيت پايين‌تري دارند . برگهاي آن ساده و متناوب و داراي گوشوارك مي‌باشند. گلها نامنظم و منٿرد، 5 گلبرك، 5كاسبرگ و 5 پرچم و يا مادگي سه برچه‌‌اي دارد.حاوي ماده آلكا لوئيدي ويولين (violine) مي باشد.
4- نرگس: Narcissus poeticus Amaryllidaceae : تيره گياهي تك لپه‌، پيازي و دائمي است و گلهاي آن معطر و زيبا است. در باغهاي تاريخي بسياركشت مي‌شده است. واريته‌هاي آن بسيار زياد و بسته به درشتي و ريزي گل آن طبقه بندي مي‌شوند. داراي گلهاي شيپوري شكل به رنگ زرد و يا زرد سٿيد مي‌باشد. تكثيرآ ن بوسيله بذر و پياز صورت مي‌گيرد. گياهي علٿي‌، دائمي با برگهاي ساده است و باريك گلهاي آن منظم‌، منٿرد بوده و در ابتدا در غلاٿي پوشيده‌اند است. ميوه آن بصورت كپسول ( ميوه‌اي است كه از تخمدان مركب بوجود آمده و در هر برچه چند دانه توليد مي‌شود) بوده دانه آلبومن و محتويات غذايي دانه زياد دارد.
5-گل حنا: Impatien balsamina saminaceae گياهي گلداني، با گلهاي ظريٿ است كه هرگل آن 5 گلبرگ قرمز حنايي دارد. برگهاي آن ظريٿ و به رنگ سبز روشن است. و اين گياه بوسيله قلمه تكثير مي‌شود. از زمانهاي قديم درايران كشت مي‌شده و رنگ صورتي آن نيز موجود است. تكثير اين نوع گل از طريق كاشت بذر نيز به آساني صورت مي‌گيرد.
6- اختر: Canna generalis Cannaceae :تيره گياهي است دائمي‌، با ريزومهاي ( اندامهاي زير زميني كه بعضي گياهان به جاي ريشه دارند) قومي روي آن جوانه هاي درشتي رشدونمو مي كند. نسبت به سرماي زياد حساس است. در تابستان به گل مي‌نشيند و گلهاي آن به رنگهاي سرخ‌، نارنجي‌، زرد است.

7- ميخك:Dianthus cayophyllus Caryopyllaceae: تيره گياهي است بسيار قديمي با سابقه طولاني كاشت كه به خاطر گلهايش در سراسر جهان معروٿ است. هم به صورت شاخه بريده و هم در باغچه ها قابل كاشت است گل آن در رنگهاي بسيار متنوع و بسيار پرپر است. انواع وحشي آن نيز در كوهستانهاي ايران‌، بيشتر در محلهاي سنگي مي‌رويد. برگهاي آن متقابل‌، ساده‌، باريك است و جام گل آن داراي 5 گلبرگ دندانه دار است كه از دو قسمت پهنك (قسمت پهن گلبرگ )و ناخنك ( قمست باريك گلبرگ )تشكيل شده است. تكثير ميخك غالباً از طريق رويشي و توسط قلمه گيري از شاخه هاي سبزآن صورت مي گيرد.
8- قرنٿل: Dianthus barbatus Caryophyllaceae : تيره گلي بسيار زيبا است كه گلهايش رنگ‌هاي متنوع داشته و در حاشيه‌ها استٿاده مي‌شود. در ايران از قديم در باغها كشت مي‌‌شده است. نسبت به سرما مقاوم است. بذر آن در تير و مرداد كشت و نشاها در شهريور و مهر به محل اصلي منتقل مي شود.

9- گل صابوني ( بغدادي) Soponaria officinalis Caryophyllaceae: تيره از اين‌رو به آن صابوني مي‌گويندكه برگهاي آن داراي ماده ساپونيني (Saponin) است و مانند صابون درآب كٿ مي‌كند، در بسياري از منابع بعنوان يكي ازگلهاي اصلي باغها ذكر شده است.
10-ستاره‌اي : Aster sp Compositeae : تيره داراي گونه هاي(Variety) بسيار زياد است. گلهاي ريز و ستاره اي شكل به رنگ سٿيد، آبي و طلايي دارد. روز كوتاه ( گياهاني كه به كمتر از 12 ساعت نورآقتاب در يك شبانه روز نياز دارند) و داراي انشعابات متعدد مي باشد. تكثير آن غالباً از طريق كاشت بذر در اوايل ارديبهشت انجام مي ‌شود و حدود 5 ماه بعد ازكاشت بذرها به گل مي نشينند.
11- هميشه بهار: Calendula sp. Compositeae :تيره از گلهاي پاييزي است و تا اوايل بهار دوام دارد. گلهاي آن زرد طلايي است. در باغها‌، در حاشيه‌ها و پاي درختان ونيز نزديك عمارت كاشته مي‌شده است.
12- جعٿري:Taget erecta Compositeae :تيره يكي ازگلهاي قديمي است كه از سالها پيش كشت و پرورش آن درايران معمول بوده است. گل بهاره و تابستانه( نشاهاي آن در ٿضل بهار وتابستان به محل اصلي كاشت منتقل مي‌شوند. گل بهاره به گلي مي‌گويند كه در بهار به گل مي‿نشيند) است. بذر آن به طور معمول در ارديبهشت ماه در خزانه اي آماده شده‌، سپس كشت مي‌شود. نشا ظرٿ دو ماه آماده كاشت در محل اصلي است.
13-آهار:Zinnia elegans Compositeae : تيره بذر آنرا در ارديبهشت ماه در خزانه مي‌كارند و در تير ماه آنرا نشا كار مي‌كنند. اين گل از گياهاني است كه بذر آن مستقيماً در محل اصلي يعني حاشيه‌هاي گل‌كاري كاشته مي‌شود. رشد آن بسيار زياد است. ارتٿاع آن بيش از گلهاي ديگر است و در حاشيه‌‌هاي گل‌كاري بايد در جاي مناسب كاشته شود .گل آن بسيار زيباست و در باغهاي قديمي بسيار از آن استٿاده مي‌شده است.

14-كوكب:Dahlia Compositeae : تيره از گياهان دائمي است و ريشه هاي غده اي آن در برابر سرما مقاومت ندارد. رنگ گلها در آن بسيار زيبا و متنوع است‌، خصوصاً در نواحي كوهستاني كه تابستانهاي خنك تري دارد. گل آن بسيار درشت و رشد آن قابل ملاحظه است.
15-كوكب كوهي :Rudbeckia fulgida Compositeae : تيره يك گياه دائمي با گلها زرد است كه در وسط به رنگ تيره و سياه مي گرايد. گلهاي كوكب كوهي با ساقه هاي بلند جلب توجه مي‌كند. در آغاز بهار از طريق تقسيم بوته تكثير مي‌‌شود.
16- رعنا زيبا:Gaillardia Compositea : تيره يك گل زيباي دائمي است. در اواخر خرداد و تقريباً در تمام طول تابستان گل مي‌دهد. گلهاي آن قرمز، صورتي و زرد است. تكثير آن به آساني از طريق تقسيم بوته در بهار انجام مي‌گيرد.
17- داودي:Chrysanthemum morifolium Composite: تيره اين گياه هم بيروني وهم آپارتماني مي‌باشد. به طور مصنوعي در تمام ٿصول در گلخانه‌هاي با تجهيزات كاٿي به گل مي نشيند. يكي از گلهاي بسيار مهم است. در باغ ايراني رايج و متداول بوده است. طرز تكثير داوودي از طريق ريشه داركردن قلمه‌هاي انتهايي شاخه صورت مي گيرد. قلمه‌ها ي ريشه دار را مستقيماً در گلدانهاي مناسب كشت مي‌‌كنند. به طور معمول ٿصل گلدهي آنها پاييز و اوايل زمستان مي‌باشد.
18- نيلوٿر:Ipomoea ticolor گياهي يكساله با گلهاي آبي رنگ است. به صورت خودرو هم رشدونمو مي‌‌كند . رشد آن بسيار زياد و ظرٿ يكماه به ارتٿاع 3 متر مي‌رسد در تابستان گل مي‌دهد. بالاروند و مناسب پرچين‌‌ها و چٿته‌‌ها) به غلط به آن آلاچيق مي‌گويند( دانش دوست يعقوب‌، باغ ايراني) مي‌‌باشد .
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #88 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

فرفيون
نام علمي: Euphorbia milli خانواده: EUPHORBIACEAE زمان گلدهي: بهار- تابستان، در شرايط مناسب سرتاسر سال نيازها: مكان آفتابي، مخلوط ماسه، خاكبرگ، خاك باغچه با نسبت هاي مساوي، هواي گرم و خشك كه خوب تهويه شود، حداقل حرارت قابل تحمل آن ۷ درجه سانتيگراد است. در دوره گلدهي خاك بايد مرطوب نگهداشته شود ولي غرقابي نگردد، بقيه مدت سال در فاصله بين دو آبياري اجازه دهيد سطح خاك خشك شود. در بهار و تابستان، دو هفته يك بار از كود مايع به غلظت ۲ گرم در ليتر استفاده شود. سيستم ريشه اي آن نسبتاً كوچك است و مي توان آن را چندين سال در يك گلدان باقي گذاشت. شيره آن سمي است و ايجاد التهاب پوستي مي كند. ازدياد: قلمه سرشاخه به طول ۸ سانتي متر در اواسط تابستان و در درجه حرارت ۱۶ تا ۱۸ درجه سانتيگراد.


شامه دورا
نام علمي:Chamaedorea Elegansخانواده:PALMACEAE نيازها: مناسب براي پشت پنجره هاي شمالي و شرقي، هرچند وقت سطح برگ ها را با آب مقطر ولرم شست وشو داده و برگ هاي تغيير رنگ داده را از ساقه جدا كنيد. هفته اي يكبار بايد خاك آن را غرقاب نمود، در فاصله بين دو آبياري اجازه دهيد سطح خاك خشك شود. در فصل بهار و تابستان ماهي يك بار از كود مايع استفاده كنيد.ازدياد: از طريق كاشت بذر تازه در بهار درون خاكبرگ، مدت دو سال نشاءها را در محيطي گرم و مرطوب با درجه حرارت ۳۰-۲۴ درجه سانتيگراد نگهداري كنيد.

آلسترومريا
نام علمي: Alstro meria spp.خانواده:ALSTROMERIACEAEگياه دائمي با ريشه هاي غده اي كه گلهاي زيبا و فراوان آن در فصل تابستان ظاهر مي شوند و گلها داراي عمر طولاني بوده و به صورت گل بريده مورد استفاده قرار مي گيرند.نيازها: مكان آفتابي و محفوظ از باد و باران، خاك غني از مواد آلي و داراي زهكشي خوب، حداقل دماي قابل تحمل آن ۱۵- درجه سانتيگراد است ولي در زمستانهاي سرد بايد روي غده هاي در حال استراحت گياه را با يك لايه خاك پيت و يا خشك پوشاند.ازدياد: از طريق كاشت بذر يا تقسيم گياه در اول بهار امكان پذير است.

ژربرا
نام علمي:Gerbera Jamesonii hybrid خانواده: COMPOSITAE اين گياه داراي گلهاي مينايي شكل پرگلبرگ و يا كم گلبرگ به قطر ۵ سانتيمتر در رنگهاي قرمز، نارنجي، صورتي، زرد و سفيد با مركز زردرنگ است. زمان اصلي گلدهي آن اوايل تابستان تا اواخر پاييز مي باشد ولي در بهار و زمستان نيز آن را به گل مي نشانند. (كاشت گلخانه اي) برگها كركدار و لوب دار به طول ۱۵ سانتيمتر هستند. انواع پاكوتاه به بلندي ۳۰-۲۵ سانتيمتر بيشتر به عنوان گياه گلداني استفاده مي شوند و انواع پابلند به عنوان گل بريده به فروش مي رسند.نيازها: مكان روشن كه حداقل نيمي از روز آفتابگير باشد، نگهداري گياه براي سال بعد مشكل بوده و گلهاي ضعيفي توليد خواهد نمود. نياز به خاك سبك و نسبتاً مرطوب دارد. حداقل دماي قابل تحمل آن ۲۱- ۱۰ درجه سانتيگراد است.ازدياد: از طريق كاشت بذر در ۱۸-۱۳ درجه سانتيگراد در پاييز يا اول بهار و يا تقسيم گياه در اوايل بهار امكان پذير است.
Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #89 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

معرفي گياه كرتون

يكي از رنگين‌ترين گياهان آپارتماني است و به خاطر رنگي بودن و فرم برگهاي آن مورد توجه است، نياز شديدي به رطوبت دارد و به همين علت بهتر است به صورت كپه‌اي و مخطوط با گياهان آپارتماني ديگر در گلدانهاي بزرگ وفلاور باكسها كاشت گردد تا از رطوبت حاصله از گياهان ديگر بهره گيرد ...

فارسي اصيل : تارفل (تار= سر، فل = برگ) (اشاره به معني سر و استفاده از برگهاي رنگين آن براي تاج)‌
فارسي رايج: كروتون (كرچك هندي) نام انگليسي : كروتون croton
يكي از رنگين‌ترين گياهان آپارتماني است و به خاطر رنگي بودن و فرم برگهاي آن مورد توجه است، نياز شديدي به رطوبت دارد و به همين علت بهتر است به صورت كپه‌اي و مخطوط با گياهان آپارتماني ديگر در گلدانهاي بزرگ وفلاور باكسها كاشت گردد تا از رطوبت حاصله از گياهان ديگر بهره يرد. محيط ساكت و بدون جريان هوا و گرم و يكنواخت بودن درجه حرارت از احتياجات ديگر اين گياه زيباست. اگر چه نياز شديددي به آب دارد ولي بايد مواظب بود سوراخ ته گلدان هميشه باز باشد تا خاك گلدان باتلاقي نگردد . زمستان گذراني آن كمي مشكل بوده و به طور كلي با توجه به شرايط سخت زيستي بهتر است در فصل بهار و تابستان از آن استفاده گردد. رنگ و شكل برگ با توجه به واريته‌ها فرقهاي اساسي دارد، لكه‌هاي تيره صورتي، نارنجي، قهوه‌اي و ارغواني در برگهايي با زمينه سبز تيره منظره بسيار جالبي به برگها مي‌بخشد، برگهاي جديد و جوان با رنگ سبز ظاهر و به مرور لكه‌هاي رنگي در آنها بوجود مي‌آيند.

نيازها :
نور: به نور شديد احتياج دارد بايد توجه داشت كه نور مستقيم آفتاب به گلدانهاي زير دو سال صدمه وارد مي‌نمايد، سايه رنگها را از بين مي‌برد، حتي‌الامكان از جابجايي گلدان خودداري گردد.

دما: سعي گردد درجه حرارت ثابت نگه داشته شود، در تابستان 27 درجه و در زمستان 15 درجه سانتيگراد و بطور معدل 20 درجه سانتيگراد بهترين شرايط حرارتي براي آن است.

آبياري : اجازه ندهيد سطح گلدان شما خشك شود 3-2 بار در هفته در تابستان ور هر 4 روز يكبار در مزستان كافي است، در زمستان آبياري با آب ولرم توصيه مي‌گردد، جهت تامين رطوبت بهتر گلدان را درون گلدان بزرگتري قرار دهيد و حدا فاصل بين دو گلدان با خزه ‌مرطوب پر كنيد، قرار دادن تعددي قلوه سنگ بين گلدان و زير گلداني در جلوگيري از باتلاقي شدن خاك موثر است.

رطوبت: در تابش اشعه مستقيم آفتاب غبار پاشي نكنيد.
در تابستان احتياج به غبار پاشي روزانه دارد. ولي در زمستان هفته‌اي يكبار كافي است (بطريقه غبار پاشي و تامين رطوبت دائمي مصور مراه فرمائيد)
تغذيه: در فصلهاي رشد (بهار و تابستان) هر دو هفته يك بار از مواد غذايي محلول همراه با آب آبياري استفاده گردد.
خاك مناسب : بهترين خاك مخلوطي از خاك برگ، خاك باغچه و ماسه شسته نرم است، كف گلدان بايد داراي مقداري ماسه و ريگ باشد تا آب اضافي از گلدان خارج گردد.
تعويض گلدان: با توجه به مشكل بودن شرايط نگهداري حدود 90 درصد از آنها قبل از اينكه احتياج به تعويض گلدان داشته باشند از بين مي‌روند ولي بر هر صورت حجم ريشه و سنگ گياه معرف تعين اندازه گلدان و مناسب‌ترين زمان تعويض بهار است.
تميز نمودن برگها: برگها را هر هفته با پارچه يا اسفنج مرطوب تميز نماييد، مواد براق كننده شيميايي روزنه‌ها را مسدود مي‌نمايد از آنها استفاده نكنيد.
تكثير : انتخاب قلمه‌هاي جوان و كاشت در بستري از ماسه نرم و نگهداري در گلخانه گرم و مرطوب در بهار، خوابانيدن هوائي ساقه‌ها در بهار يا پائيز
تنوع در رنگ برگها وجود لكه‌هاي زرد و قرمز و قهوه‌اي در متن سبز و براق بودن آنها معرف سلامت گياه است در هنگام خريد به اين مشخصه‌ها توجه فرمائيد.
رطوبت: جهت تامين رطوبت در تابستان هر روز غبار پاشي با آبفشان لازم است در زمستان هفته‌اي يكبار كافي است، رطوبت دايمي و پايدار با اضافه نمودن آب به زير گلداني سنگريزه‌دار تامين مي‌گردد دقت نماييد كه ته گلدان با آب در تماس نباشد.
برگها كمرنگ و رنگ سبز روشن بخود گرفته‌اند: محيط تاريك است گلدان را به محل روشن‌تري انتقال دهيد.
برگها با لكه‌هاي قهوه‌اي سقوط مي‌كند: هواي آلوده آشپزخانه يا گاز نفتي عامل آن است، علت را برطرف كنيد.
برگها زرد رنگ شده و سطح زيرين آنها مملو از تار عنكبو است: كنه ريز قرمز عامل آن است، با سم كنه‌كش هر دو هفته يكبار گياه را سمپاشي نماييد. غبار پاشي در كاهش آفت موثر است.
ساقه پوشيده و برگها مي‌ريزند: آبياري بيش از اندازه عامل آن است، ‌در فاصله بين دو آبياري اجازه دهيد سطح خاك خشك شود و سپس آبياري كنيد.
برگها در تمام اندام گياه مي‌ريزند: تغييرات شديد درجه حرارت باعث اين عارضه است، درجه حرارت را ثابت نگهداريد.
برگهاي پايين بودته ريزش مي‌نمايند: هوا سرد و خشك است، گلدان را به محل گرمتر منتقل و با آبفشان غبار پاشي كنيد.
برگهاي جوان خيلي ريز و كم رشد هستند : به تغذيه مصنوعي احتياج دارد طبق دستور عمل نماييد.
لكه‌هاي قهوه‌اي روي برگها ظاهر مي‌شوند: غبار پاشي در آفتاب انجام شده اين عمل را در سايه انجام دهيد.
برگها منقبض شده‌اند: گياه تشنه و هوا گرم است،‌گياه را فوراً آبياري و غبار پاشي و به محل خنك‌تري منتقل نماييد.
زخمهاي پنبه‌اي شكل سفيد رنگ روي برگها و در قاعده آنها به چشم مي‌خورد: با پارچه آغشته به سم حشره‌كش آفت را از بين ببريد و يا هر 14 روز يكبار طبق دستور با سم سمپاشي نماييد.
برگها رنگ خود را از دست داده و روي آنها لكه‌هايي مشاهده مي‌شوند: حشره آفت عامل آن است با سم حشره‌كش نفوذي موجود در باراز طبق دستور هر دو هفته يكبار سمپاشي نماييد تا علايم برطرف گردند.

Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-11-2007   #90 (permalink)
Addict
 
Sinderella's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,170 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : گياه شناسي ...

سن گندم خطرناکترین آفت گندم در ایران

در رد پای سوابق تاریخی ونیز از منظر اهمیت اقتصادی دو آفت ملخ و سن گندم در مملکت ما همیشه مطرح بوده وقدیمی ترین نوشته ها از خسارتهای جدی این دو که گاه در مناطقی در حد قحطی می رسیده در دست است. بدیهی است که قبل از رواج سمپاشی بر علیه سن گندم خسارت افت غالبا در مناطق اصلی فعالیت آفت به صورت طغیانهای دوره ای و تقریبا منظم صورت می گرفته ...

spp Eurygaster integriceps

مقدمه :در رد پای سوابق تاریخی ونیز از منظر اهمیت اقتصادی دو آفت ملخ و سن گندم در مملکت ما همیشه مطرح بوده وقدیمی ترین نوشته ها از خسارتهای جدی این دو که گاه در مناطقی در حد قحطی میرسیده در دست است.خشکیده باد بال و پر سن که هیچگاه در ملک فارس کس نشنیدی گدای كاه

این شعر که منسوب به محمد رفیع مرودشتی در حدود یکصد سال پیش می باشد نشان از خسارت سن در مزارع گندم میدهد به نحوی که حتی کاه نیز برداشت نشده است .بدیهی است که قبل از رواج سمپاشی بر علیه سن گندم خسارت افت غالبا در مناطق اصلی فعالیت آفت به صورت طغیانهای دوره ای و تقریبا منظم صورت می گرفته که در این رابطه به نظر می رسد عامل غذا نقش اصلی تری بازی می کرده است . گسترش و طغیان سن گندم Eurygaster integriceps را در ایران میتوان مثا ل خوبی برای گسترش و طغیان حشرات در اثر دخا لت انسان در محیط طبیعی ذکر کرد. در گذشته های دور محیط اصلی و محل دائمی زندگی سن گندم دامنه های نواحی کوهستانی بوده و پوشش گیاهی این مناطق را گرامینه های وحشی تشکیل می داده که میزبان اصلی این حشره به شمار می رفته است . علاوه بر این گیاهان چند سا له مثل گون Astragalus و درمنه Artemisia)) و برگهای خزان کرده درختانی مثل بلوط پناهگاههای زمستانه این آفت را تشکیل می دهند. در سالهای اخیر دخا لت های انسان در محیط طبیعی نظیره چرای بی رویه دام و مصرف گیاها ن چند ساله و مصرف درختان و درختچه های جنگلی به عنوان سوخت و تخریب مراتع و کشت گندم در این منا طق با عث به هم خوردن تعادل زیستی محیط و گسترش مناطق انتشار و افزایش جمعیت این آ فت گردیده است .



انجام سم پاشی های بی رویه بر علیه سن گندم و نابودی دشمنان طبیعی ان از جمله عوا ملی است که سبب گردیده است سن گندم بعنوان یکی از مهمترین آ فا ت گندم و جو مطرح شود و گفتنی است که سن گندم در ایران در اکثر منا طق خصوصا مناطق معتدل کشور انتشار دارد.همانطور که گفته شد سن گندم مهمترین افت گندم و جو در ایران می باشد و سن های غلات یا سن های حقیقی وابسته به زیر راسته Heteroptera می باشند که عمده ترین گو نه های آن متعلق 2 جنس Eurygaster و Aelia می باشد .


حشره شناسی Eurygaster integriceps

طول حشره کامل 8/12-8 و عرض آن 8 -5 میلیمتر است و علت اصلی دامنه نسبتا وسیع تغییرات در اندازه حشره کامل شیوه زندگی آ فت است که بر اساس بررسیها و مشا هدات درسراسر مناطق سن خیز کشور این حشره 2 شیوه زندگی دارد که این خود منجر به تغییراتی دراندازه آ فت شده است .جمعیتی از این حشره که در زیستگاههای طبیعی واقع در ارتفا عات زندگی می کنند و ضمن تغذیه از گیاهان غیره زراعی به خصوص گندمیا ن و بدون آ نکه پروازهای قا بل توجهی انجام دهند , به زاد و ولد می پردازند , افراد این گروه کوچک و طول و عرض آ نها به ترتیب 5/10-8 و 8/6- 5 میلیمتر است در حالی که گروه دوم از این حشره که از گندم و جو تغذیه می کنند به خصوص آ نهایی که به مزارع آ بی حمله ور می شوند جثه ای بزرگتر دارند و طول و عرض آ نها به ترتیب 8/12-8/9 و 6/8 – 2/6 میلیمترمی باشد . رنگ حشره کامل بسیار متغیر بوده و رنگ عمومی آ نها قهوه ای و زرد خاکی است که این نیزاز روشن تا تیره تغییر می کند .به علاوه نمونه هایی به رنگ سیاه , قرمز ,مسی و زرد کهربایی نیز دیده می شود .سطح پشتی حشره کامل ممکن است عاری از هر گونه لکه مشخص و یا دارای لکه های تیره با ابعاد و شکلهای مختلف به خصوص روی سپر دیده می شود .در روی سپر و در حد فاصل آن با پیش گرده 2 لکه روشن کوچک به چشم می خورد. سر حشره مثلثی است و نوک آن به جلو امتداد دارد. نزدیک خط فاصل بین سر و سینه دو چشم ساده و در دو گوشه جانبی سر دو چشم مرکب دیده می شود .
شاخک 5 بندی است که بند پنجم آن بلندترین بند می باشد و پس از آن بند دوم بلند تر از بقیه است و بند سوم کوچکترین و بند اول و چهارم مساوی می باشد .پیش گرده شش ضلعی است و پا ها رنگ کلی بدن را دارند .و هر پنجه 3 بند دارد. سپر بسیار بزرگ و رشد کرده است و به استثنای قسمت کوچکی از کوریوم , بالهای رویی و دو حا شیه جانبی شکم , همه پشت حشره را می پوشاند . در حاشیه جانبی شکم که از زیر سپر بیرون می ماند 5 لکه تیره رنگ دیده می شود که مشخص کننده مو قعیت 5 بند شکمی است .
تنها اختلاف در شکل ظاهری حشرات کامل نر و ماده مربوط به قطعات بیرونی دستگاه تناسل آنهاست که در انتهای قسمت زیرین شکم واقع است . این قطعه در حشرات نر ساده است و هیچ گونه تقسیم بندی در آن دیده نمی شود در حالی که در حشرات ماده به 6 قسمت بزرگ و دو (2) قسمت کوچک تقسیم می شود .تخم حشره کروی و قطر آن یک میلیمتر است . رنگ تخم تازه سبز روشن است و روی تخم سوراخهای تنفسی (MICROPYLE) واقع است . رنگ پوره های سن اول بلافاصله بعد از خروج از تخم سبز بسیار روشن است که پس از چند ساعت متمایل به سیاه می شود .
از سن دوم به بعد رنگ اصلی پوره ها نمایان می شود . وجه تمایز پوره ها به خصوص پوره های سنین 4 و 5 بسیار بارز است و بدین معنی که بال از سن چهارم پورگی جوانه می زند و در سن پنجم مشخصتر می شود. مناطق انتشار سن گندم در حال حاضر از طرف باختر به مرز های ایران با عراق و ترکیه و از طرف خاور به مرز های کشور با افغانستان و پاکستان می رسد , به عبارت دیگر از مرز های غربی تا شرقی بجز کویرهای مرکزی فلات ایران زیر پوشش این حشره قرار دارد . در شمال کشور این حشره به جز در نوار ساحلی دریای خزر در بقیه مناطق فعالیت خود را گسترش داده است و تا مرزهای ترکمنستان , آذربایجان و ارمنستان پیش رفته است در جنوب کشور نیز فقط نوار ساحلی دریای عمان و خلیج فارس و قسمتی از جلگه خوزستان از حملات این آفت مصون مانده است .
انتشار سن گندم در ایران به 3 عامل اصلی زیر بستگی دارد:1- وجود منابع غذایی 2 - وجود اماکن مناسب جهت دوره طولانی دیاپوز3 – وجود شرایط اقلیمی مناسب جهت فعالیت آفت

گیاهان میزبان سن گندم سن گندم عمدتا از گرامینه ها تغذیه می کنند , بخصوص از گندم و جو و چاودار و ذرت و نازک برگان و گیاهان وحشی دیگر مثل شاهدانه و علف های پهن برگ به عنوان میزبان دوم که عمدتا شامل خار شتر می باشد و نیز بعضی درختان خزان کننده مثل درخت بلوط .در طول دوره زیستی سن گندم فقط 1 تا 5/2 ماه را به عنوان یک حشره کامل بر روی گیاه سبز به سر می برد و بقیه سال را به حالت استراحت در زیر پوشش گیاهی دامنه تپه ها می گذرانند . این دوره استراحت شامل 2 فاز است 1- تابستان گذرانی در طول ماههای گرم و خشک آخر تابستان و پا ئیز 2- زمستان گذرانی در طول ماههای خیلی سرد و زمستان جمعیت آفت در محلهای استراحت یا زمستانگذرانی اغلب خیلی کپه ای و مجتمع هستند , با تراکم 10 تا 60 سن در هر متر مربع .کوهستانهای مخصوص زمستا نگذرانی آفت معمولا در حدود 10 تا 20 کیلو متر از مزارع گندم فاصله دارند .اگر چه حشره می تواند تا مسافت 150 کیلومتری دورتر نیز پرواز کند و در بهار سن های بالغ زمستانگذران به پایین به سمت مزارع مهاجرت می کنند . مهاجرت می تواند متناوب صورت گیرد و حد اکثر در طول یک ماه کامل شود. بعد از تغذیه جفت گیری صورت می گیرد و سپس تخمریزی انجام می شود , با تکمیل سن پورگی و در نهایت ظهور حشره کامل نسل جدید یک نسل کامل تشکیل می شود . *قابل ذکر است که اولین پیشتازها در اولین فرودها معمولا حشرات نر هستند
سیکل زندگی :تخم ها در دسته های کوچک , معمولا 14 تایی روی برگهای گیاه در مناطق آلوده گذاشته می شود . دوره رشد و نمو تخم ها که در eurygaster spp سبز رنگ هستند در شرایط مزارع ودر دمای 20 درجه سانتی گراد حدودا 9 تا 10 روز طول می کشد .بعد از تفرخ تخمها پوره ها قبل از آنکه به سمت خوشه ها پراکنده شوند به صورت دسته جمعی در اطراف پوسته های تخمشان باقی می مانند . قبل از تبدیل شدن به حشره کامل پوره ها 5 بار پوست اندازی می کنند و 4 سن پورگی هر کدام حدود 4 روز طول می کشد و در حالیکه آخرین مرحله رشد طولانی تر بوده و در حدود 10 تا 11 روز به طول می انجامد . مراحل رشد و نمو از تخم تا حشره کامل حداقل 35 تا 37 روز و حداکثر 50 تا 60 روز بوده که بستگی به 2 فاکتور دارد:1- دسترسی به غذا2- شرایط آب و هوایی
تغذیه حشره:پوره ها بیشتر عمرشان را روی ساقه و خوشه غلات سپری می کنند و در صو رت گر می هوا قادرند تغذیه خود را در طول شب انجام دهند . با این وجود در طول گرمای روز بیشتر پوره ها در جستجوی پناهگاهی در برگهای پایین و یا در خاک هستند . 5 مرحله پورگی وجود دارد و سن های بالغ نسل جدید به بیشترین وزن نیاز دارند چرا که بقای انها در آینده بستگی به ذخایر چربی دارد که انباشته اند .در سنین آخر پوره ها تحرک کمتری دارند و اغلب به مدت چند ساعت بی حر کت باقی می مانند در این مرحله اگر گندم ها زود برداشت شده باشند , این حشرات قادر نخواهند بود که به میزان کافی ذخیره چربی در بدنشان بسازند و این مسئله در بقاء آنها در آینده تاثیرزیادی دارد.
تغییرات جمعیت :جمعیت سن گندم بوسیله :- عوامل زنده: شامل شکارچی ها و پارازیتها- عوامل غیر زنده: شامل عوامل اقلیمی , عملیات کشاورزی , و کاربرد آفتکش ها تنظیم می شود. عوامل زنده:سن های غلات اگر چه مورد حمله تعداد کثیری قرار می گیرند ولی در این میان شکارچیان بند پا مانند عنکبوتها , سوسکها از خانواده carabidae و مگس های tachinid کلیدی تر هستند .اگر چه حشرات شکارچی دیگری مثل زنبورها, سن های nabidae و بالتوری ها نیز می توانند تحت شرایط خاصی مهم باشند . سن های گندم همچنین مورد حمله پارازیتهای اختصاصی تر قرار می گیرند گه مهمترین انها از ( Hymenoptera ) بوده و تخم سن را پارازیته می کند و عوامل زنده دیگر شامل نماتد ها و میکروارگانیسم ها هستند که درمورده آنها مطالعات و شواهد کمتری وجود دارد .
عوامل غیر زنده در کنترل جمعیت سن گندم:1) اقلیم و هوا ( محیط ) به عوامل مختلفی مثل در دست بودن یا نبودن غذا , شرایط اقلیمی , کاربر د حشره کش ها و غیره به عنوان عوامل غیر زنده موثر بر دینامیسم جمعیت افت اشاره کرده اند.الف – غذانا کافی بودن غذا اغلب می تواند عامل اصلی مرگ ومیر باشد .این رخداد در طول طغیانهای بزرگ و یا بعد از آن روی می دهد . یعنی وقتی که سن های مادر مزارع گندم ر ا قبل از آن که گندم به خوشه بنشیند از بین می برند . بنابراین پوره ها قبل از بلوغ به دلیل عدم وجود غذا و یا عدم توانایی در ذخیره کردن چربی کامل در مراحل زمستانگذرانی می میرند . ب – شرایط اقلیمی : در بهار شرایط اقلیمی بسیار مهم است چرا که اگر هوا سرد و مرطوب باشد مانعی جدی برای تولید مثل و بقای پوره ها ی جوان محسوب می شود .اگر غذای فراوان وجود داشته باشد و هوا مطلوب باشد این حشرات می توانند ذخایر چربی مورد نیاز خود را در طول 10 روز و یا کمی بیشتر انباشته نمایند , با این وجود بارانهای سنگین می تواند تغذیه را کم کند یا مانع آن شود. این ذخایر چربی است که تعیین می کند چه مسافتی را حشره می تواند به نواحی زمستانگزرانی مناسبتری مهاجرت کند و یا چه مدت می تواند در اماکن تابستان گذران یا زمستان گذران زنده بماند . گفتنی است که سن گندمیک حشره گرما وآفتاب دوست است و تمام مراحل زیستی از قبیل مهاجرت بهاره , بلوغ جنسی , تغذیه , تخمریزی , تفرخ تخمها و رشد و نمو پورگی و... اگر هوای گرم و مرطوب و بادهای شدید وجود نداشته باشد با موفقیت بیشتری روی می دهد . هوای نمناک و بادهای شدید اثر نا مطلوب بر رشد و نمو جمعیت و در نتیجه بقای آنها دارد . ج – دما:مطالعات در مورد واکنش سن گندم به درجه حرارت نشان داده است که بسته به حالت فیزیولوپیکی حشره از درجه حرارت 6 تا 25 درجه سیلیسیوس بصورت افزایشی فعال می شوند و بین 25 تا 37 درجه فعالیتشان کاهش می یابد و این در حالی است که در فاصله 37 تا 48 درجه افزایش فعالیت مجدد وجود دارد که به این مقطع فعالیت بیماریزایی یا Pathologic activity ) ) گویند . بعد از این مرحله و در درجه حرارت حدود 5/49 درجه سیلیسیوس حشره می میرد . در نواحی ایران سن گندم حداکثر دمای 30 درجه و حداقل دمای5/2- تا 3 - درجه سانتی گراد را می تواند تحمل کند . د –آب , باران و رطوبت نسبی :حشره کامل نسل جدید می تواند بر روی گندم خشک تغذیه کرده و آب مورد نیاز خود را به صورت آب آزاد یا از طریق شیره گیاهی تا مین کند . در صورت وجود غذا و عدم وجود آب حشره 9 تا 10 روز بعد می میرد . گفتنی است که بارانهای سنگین مرگ و میر تخم ها و پورهها را افزایش می دهد . ه – باد:وقتی سن های با لغ برای پرواز آماده شدند و در عین حال شرایط د ر مزارع مناسب باشد آنها شروع به پرواز مهاجرتی می کنند , باید توجه کرد که اکثریت سن ها شروع به پرواز در جهت باد می کنند و اگر این جهت انها را به نواحی مساعد ببر ( کوهستانها در مهاجرت تابستانی و دشتهای زیر کشت در بهار ) پرواز موفقیت امیز خواهد بود . در غیر این صورت مرگ ومیر زیادی در نتیجه این پروازها حادث می شود که دلیلی است بر ضرورت مهاجرت آفت .
پیشگیری و کنترل :به منظور پیشگیری و کنترل سن گندم از کاربرد مداوم آفت کش ها در بلند مدت می بایست خوداری کرد . در اغلب آفات مثل حشرات – کنه ها- نماتدها و بیماری ها و علفهای هرز ثابت شده است که یک مدریت تلفیقی , شامل بکارگیری عملیات زراعی و کنترل بیولوزیکی می باشد . آفت کش ها فقط زمانی به کار گرفته می شوند که سایر روشهای کنترل نتواند جمعیت آفت را به زیر سطح زیان اقتصادی پایین بیاورد . بهترین روش برای کنترل آفت روشی است که بتواند بر مبنای محاسبات اقتصادی قابل دوام و بی خطر برای محیط زیست باشد .1- کنترل زراعی:این روش ها شامل مجموعه اقداماتی است که می تواند از طغیانهای جدی سن گندم بدون نیاز به کاربرد آفت کش جلوگیری کند و غالبا نقش پیشگیری دارند ,متنند:- برداشت زود هنگام - زود کاشتن ویا کاشت واریاته های مقاوم تر- وجین کردن کامل علفهای هرز در تمام طول فصل - تناوب کشت با محصولاتی غیر از غلات - به زراعی در کشت غلات که باعث می شود گیاه بهترین رشد ونمو را داشته و در نتیجه زودتر برداشت شود .2- کنترل بیولوزیکی :به دلیل اثرات فوری و آشکار بسیاری از آفت کش ها ی در دسترس , استراتزی مبارزه بیولوزیک در مقایسه با مزایای روش های شیمیایی کاملا مورد غفلت قرار گرفته است .3 – کنترل شیمیایی :به صورت کلی همه آفت کش ها اثر مرگ ومیر لازم روی سن گندم را دارند ولی کاربرد آفت کشها همیشه با عث کاهش جمعیت سن گندم نمی شود . از سم هایی که برای کنترل این آفت استفاده می شود می توان پیرتروئیدهای مصنوعی ما نند دلتامترین ( دسیس- دلتا مترین و دلتارین ) به دلیل سمیت کم برای پستانداران به کار گرفته می شود و نیز از آفت کش های متداول دیگر می توان هیدروکربنهای کلره, و ارگانوفسفاتها مرگ ومیر بالا برای سن گندم دارند .باید دقت شود که اگر کاربرد سموم در زمان مناسب از نظر شرایط آب و هوایی صورت نگیرد اثرات لازم را نخواهد داشت و سم پاشی باید تکرار شود .به طور کلی حشرات کوچکتر خیلی راحتر توسط یک حشره کش کشته می شوند , بهترین زمان سم پاشی در سن های غلات به خصوص سن گندم وقتی است که پوره های جوان شروع به تفرخ می کنند . باید توجه کرد که سن های بالغ زمستان گذران در صورت داشتن تراکم بالاباید قبل از جفتگیری کنترل شوند .

منابع :1- عبد الهی , غلام عباس , رهیافتی تحلیلی بر مدریت سن گندم در ایران , نشر آزمون کشاورزی , چاپ اول – 13832- رجبی , غلامرضا , اکولوزی سن های زیان آور گندم و جو در ایران , سازمان تحقیقات –آموزش و ترویج کشاورزی , چاپ اول 13793- افشار, جلال, 1312- نشو ونما- طرز زندکی و اکولوزی سن در ایران ,سازمان چاپ و انتشارات کیهان .4- رجبی , غلامرضا, علل بنیادی گسترش و طغیان سن گندم در سالهای اخیر,از انتشارات موسسه تحقیقات آفات و بیماری های گیاهی .



Sinderella آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:08 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک