|
|
#1 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Jan 1970
محل سكونت: ایران
ارسالها: 3,381
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 81
از ایشان 274 بار سپاسگزاري شده است
|
درخت سرخدار (تاكسوس - باكاتا) TAXUS.BACATA سرخدار درختي است هميشه سبز با طول 10 الي 20 متر ارتفاع كه در جنگلهاي شمال از ارتفاع 900 تا 1400 متر از سطح دريا در اشكوب مياني و فوقاني جنگلها رويش دارد. بومي اروپا و شمال آفريقا بوده و در اغلب جنگلهاي شمال ايران از آستارا تا گرگان ديده مي شود. درختي است دو پايه داراي تنه صاف كه تا قطر يك متر نيز رشد مي نمايد.اين درخت تا حدي سايه پسند و از سوزني برگان فاقد صمغ مي باشد. برگهاي آن باريك و كشيده و گلهاي نر آن مجتمع و خوشه مانند داراي 6 تا 14 پرچم و گلهاي ماده آن منفرد شامل يك براكته منحصر به فرد و پياله مانند كه در ابتدا براكته ها سبز تدريجاً به رنگ قرمز در مي آيند. برگهاي درخت سرخدار سمي بوده و مصرف آن براي دامها بسيار خطر ناك مي باشد. ميوه آن پسته مانند اريل كه به رنگ سرخ و شيرين و خوراكي است. تكثير اين درخت توسط بذر و قلمه امكان پذير است. در روستاهاي حاشيه درياي خزر اين درخت به نامهاي محلي سرخدار ـ سرخه دار ـ سخدار ـ سوختال ـ سوردار ـ سلوار و حبوا معروف مي باشد. عمر اين درخت از 1000 تا 2000 سال مي رسد و در دنيا بعنوان گياهان زينتي و همچنين ساخت وسايل تزئيني مورداستفاده قرار مي گيرد. جهت جلوگيري از تخريب ونابودي اين گونه ارزشمند در حال حاضر جزو درختان حفاظت شده است كه قطع آن ممنوع است. حيات و پويايي اين گونه ارزشمند جنگلي نيازمند عزم ملي و مشاركتي همه طبيعت دوستان مي باشد. بيائيم براي حفاظت و حمايت از اين گونه زيباي هميشه سبز جنگلهايمان همه با هم بكوشيم .
__________________
زندگي يعني فراري از مرگ
مرگ يعني تلاش بودن |
|
|
|
|
|
#2 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
ارسالها: 13
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 5 بار سپاسگزاري شده است
|
اطلاعات اولیه
قارچها به طریق غیرجنسی و جنسی تکثیر مییابند. زادآوری غیرجنسی در قارچها رایجتر بوده در صورتی که تولید مثل جنسی ممکن است فقط یکبار در سال اتفاق بیافتد. در تولید مثل غیرجنسی تلفیق هستهها صورت نگرفته و نوترکیبی بوجود نمیآید. فرزندان خیلی شبیه به سلول مادری میباشند. در صورتی که تولید مثل جنسی تلفیق گامتها الزامی بوده ترکیب گامتها صورت میگیرد و با تلفیق هستهها نوترکیبی ژنتیکی صورت میگیرد. بنابراین نتایج از نظر ژنتیکی از والدین خود متفاوتند. تولید مثل غیر جنسی قطعه قطعه شدن در اثر قطعه قطعه شدن ریسه ، قطعات هیف یا ریسه در شرایط مطلوب رشد کرده و نسل جدیدی را بوجود میآورند. این روش در طبیعت بسیار رخ میدهد. همچنین برای تکثیر قارچها در آزمایشگاه از این روش استفاده میشود. جوانه زدن روش جوانه زدن در مخمرها بسیار رایج است. هنگام جوانه زدن ، یک برآمدگی در یاخته مادر ، بر اثر کشیده شدن دیواره یاختهای ، بوجود میآید. هسته به دو نیم تقسیم شده و یک نیمه آن وارد جوانه میگردد. جوانه یا یاخته دختر بوجود آمده سپس از یاخته مادر جدا میشود. در بعضی موارد ، جوانه از یاخته مادر جدا شدن و خود به همان طریق مذکور جوانه دیگری را ایجاد میکند. تقسیم دو تایی این روش تولید مثل در باکتریها متداول است. ولی در بعضی از مخمرها تکثیر به صورت تقسیم دوتایی انجام میشود. در این روش ، یاخته مادر به دو یاخته دختر مبدل میگردد. تشکیل اسپور قارچها عمدتا از طریق تشکیل اسپورها تکثیر مییابند. رنگ اسپورها از سفید تا سبز ، زرد ، قرمز ، قهوهای و سیاه تغییر میکند. اسپورها وقتی در شرایط مساعد قرار میگیرند رشد یافته به نام لوله تندش (germtube) ایجاد میکنند. رشد هیف از بخش انتهایی آن انجام میگیرد. اسپورها در قارچهای آبزی دارای تاژک میباشند. و دیواره سلولی نازکتری دارند. در صورتی که در قارچهای خشکیزی دیواره سلولی ضخیم تر بوده و ممکن است از سه لایه آندوسپور ، اپی اسپور ، پری اسپور تشکیل شود. از نظر ساختمان سلولی شبیه به سایر سلولهای قارچی بوده دارای هسته ، میتوکندریهای بزرگ ، شبکه آندوپلاسمی ، واکوئل و مواد غذایی ذخیرهای در فرم گلیکوژن و چربی دارند. اسپورها معمولا در داخل محفظهای به نام اسپورانژیوم تشکیل میگردند. اسپورانژیومها روی هیف تخصص یافتهای به نام اسپرانژیوفور قرار میگیرند. !!تشکیل کنیدی کنیدیها نیز از عوامل تکثیر غیرجنسی در قارچها بوده کنیدیها ممکن است در کنار یا انتهای هیف مخصوصی به نام کنیدیوفور تشکیل گردند. که به عوامل تشکیل شده کیندیوم اطلاق میگردد. کیندیومها یا کیندیها در درون یا سطح ساختمانهای خاصی نیز ممکن است تشکیل گردد. کیندیها ممکن است در داخل یک پیکنیدیوم تشکیل گردد. پیکنیدیوم ساختمان کوزه مانندی است که در داخل آن کیندیها و کیندیوفورها قرار میگیرند. به کیندیهای حاصله پیکنیدیواسپور نیز اطلاق میگردد. کیندیها ممکن است در سطح اندام بشقاب مانند و تختی به نام آسروولوس تشکیل گردند. آسروول در محل آلودگی تشکیل میگردد و بعد از تکمیل رشد باعث پاره شدن اپیدرم میگردد. در سطح این اندام بشقاب مانند تراکم فراوانی از کیندیوفورها قرار میگیرد و در داخل آنها هم کنیدیها تشکیل میگردد. کیندیها ممکن است روی ساختمان به نام اسپورودوچیوم تشکیل گردد. اسپورودوچیوم در محل آلودگی تشکیل میشود و ساختمان پف کرده و بالش تک مانندی دارد و خیلی شبیه آسروول میباشد. اسپرودوچیوم موجب پاره شدن مشخص اپیدرم نمیشود. تکثیر بوسیله هاگ معمولیترین نوع تولید مثل غیر جنسی در قارچها تولید هاگ است. در تعریف به هر ذره کوچک زایشی که از هیف یا از یاخته مولد هاگ جدا شده و به نسل جدیدی تبدیل شود هاگ گفته میشود. انواع هاگها عبارتند از: اسپورانژیوسپور ، کلامیدو سپور و آتروسپور. تولید مثل جنسی در قارچها در تولید مثل جنسی حضور گامتها الزامی است. گامتها معمولا در داخل ساختمانهایی به نام گامتانژ تشکیل میگردند. اگر گامتها از یک ریسه حاصل شوند چنین قارچهایی را هموتالیک گویند ولی اگر گامتها از هیفهای مختلف نتیجه گردند هتروتالیک نامیده میشوند. یکی شدن گامتها در سه مرحله انجام میگیرد:
در این روش گامتها یا سلولهای جنسی متحرک و تاژکدارند. این روش تلفیق بیشتر در قارچهای آبزی دیده میشوند و برای انجام عمل پلانوگامی وجود آب الزامی است. زیرا گامتهای تاژکدار در حضور آب فعالند. گامتانژی در این حالت سلولهای جنسی متحرک نیستند دو گامتانژ در محل اتصال و از طریق سوراخی که ایجاد میگردد هستههای نر در گامتانژ ماده وارد میگردد گامتانژ ماده یک اندام متورم و پایهدار میباشد که به آن ائوگونیوم اطلاق میگردد. هستههای داخل ائوگونیوم را ائوسفر گویند. آنتریدیوم استوانهای شکل بوده و معمولا پایهدار میباشد. هستههای نر داخل آنتریدیوم جای دارند. هستههای داخل آنتریدیوم از طریق سوراخ ایجاد شده بین دو گامتانژ در ائوگونیوم وارد شده و با ائوسفر ترکیب و ساختمانی به نام ائوسپور ایجاد میگردد. این روش تکثیر غالبا در ائومیستها دیده میشود. گامتانژیوگامی در این حالت دو گامتانژ در تماس باهم قرار میگیرند دیواره تماس از بین میرود و محتویات هر دو اعم از هسته و سیتوپلاسم باهم مخلوط میگردند. در کپک نان تکثیر جنسی به این طریق انجام میگیرد. در هیف میسیلیومی که از نظر ژنتیکی متفاوتند باهم تماس پیدا میکنند این هیفها را زیگوفور مینامند. در بخش انتهایی زیگوفورها ساختمانهایی به نام پروگامتانژ شکل میگیرد. پروگامتانژ از ابتدا به انتهای هیف متصل بوده و با افزایش اندازه به تدریج از هیفهایی که از آن بوجود آمدهاند دور میشوند. دیواره عرضی تشکیل میگردد و گامتانژها شکل میگیرند. دیواره بین گامتانژها از بین رفته محتویات آنها باهم خلوط میگردد. از اختلاف آنها زیگواسپور تشکیل میگردد زیگواسپور حجیم گشته دیواره آن ضخیم تر شده زیگواسپور ممکن است وارد مرحله نهفتگی شود که این مدت چند ماه طول میکشد. زیگواسپور پس از دوران نهفتگی ممکن است تندش یافته و تشکیل هیف دهد یا ممکن است مستقیما تشکیل اسپورانژ دهد. اسپرماتیزیشن این روش تکثیر اغلب در آسکومیستها و بازیدمیستها رایج است. نقش سلول جنسی نر را سلولهایی به نام اسپرماتیوم بر عهده دارند. اسپرماتیومها بر رویاسپورماتوفورها ممکن است تشکیل گردد. اسپرماتیومها و اسپورماتوفورها در داخل ساختمان کوزهمانندی به نام پیکنیوم تشکیل میگردد. نتیجتا به اسپرماتیومهای حاصل پیکینواسپور اطلاق میگردد. نقش گامت ماده را هیفی به نام هیف پذیرنده بر عهده دارد. هیف پذیرنده آغشته به ماده چسبناک یا شهد بوده این هیف در دهانه پیکینوم قرار میگیرد. اسپرماتیوم از طریق حشرات ، باد یا آب به هیف پذیرنده انتقال مییابد. سوماتوگامی در این روش اندام جنسی خاصی بوجود نمیآید بلکه دو تا هیف رویشی باهم تلاقی پیدا میکنند و تبادل هسته صورت میگیرد. پدیده سوماتوگامی شبیه به پدیده هم دهانی یا آنوستوموز میباشد که در برخی از موجودات جانوری مثل پارامسی دیده میشود این روش تکثیر نیز در آسکومیستها رایج است. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي مهدی علمی به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#3 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: May 2005
محل سكونت: توي گوگل سرچ كن اگه پيدا نكردي بيا شيراز بهت ميگم...
ارسالها: 11,023
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,948
از ایشان 1,116 بار سپاسگزاري شده است
|
ممنون.
ولي من هيچي نفهميدم ![]()
__________________
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت مارا غم بی همنفسی. تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند. قدر آیینه بدانیم چو هست ... نه در آن وقت که اقبال شکست. به اومدنم اعتباری نیست
![]() |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,271
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,071
از ایشان 1,665 بار سپاسگزاري شده است
|
ممنون....ولي كاش همه اينها رو توي يك تاپيك جا ميداديد......بعنوان اطلاعات علمي!!!!
__________________
در انتظار بهار، عريانم! فقط همين! ![]() |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام
در اين تاپيك مطالبي در مورد گياه شناسي قرار مي دم . اميدوارم جالب باشه. موفق باشين ================= هوش در گياهان يكي از تفاوتهاي آشكار بين ما جانوران و خويشاوندان سبز رنگ دورمان، يعني گياهان، ميزان جنبش و جابهجايي ماست. ما پذيرفتهايم كه هوش را از روي كارها بسنجيم، زيرا كارهايي كه انجام ميدهيم نشان ميدهند كه در مغز ما چه ميگذرد. بنابراين، چون گياهان خاموش و بي جنبش به چشم ميآيند و در يك جا ريشه دواندهاند، زياد تيز هوش و زرنگ به نظر نميرسند. اما گياهان نيز جنبش دارند و به برانگيزانندههاي پيرامون خود پاسخ مي دهند. گياهان با حساسيت چشمگيري دست كم 15 متغير محيطي گوناگون را پيوسته بررسي ميكنند. آنها ميتوانند اين پيام هاي ورودي را پردازش كنند و با كمك دستهاي از مولكولها و راههاي پيام رساني، خود را براي پاسخ درست آماده سازند. بنابراين، توان محاسبه گري گياهان بيمغز شايد به اندازهي بسياري از جانوران با مغزي باشد كه ميشناسسيم. ساقهي در حال رشد ميتواند با كمك پرتوهاي قرمز دور(مادن قرمز)، نزديكترين همسايههاي رقيب خود را حس كند و پيامد كارهاي آنها را پيشبيني كند و اگر لازم باشد، به شيوهاي از رخدادن آن پيامدها پيشگيري كند. براي مثال، هنگامي كه همسايههاي رقيب به نخل استيلت (Stilt) نزديك مي شوند همهي گياه به سادگي جابهجا ميشود. ريزوم برخي گياهان علفي با رشد كردن به سوي بخش بدون رقيب و يا سرشار از مواد غذايي، جاي زندگي خود را بر ميگزيند. سس كه نوعي گياه انگل است، طي يك يا دو ساعت پس از نخستين برخوردش با گياه ميزبان، توانايي بهرهبرداري از آن را ميسنجد. خلاصه، گياهان ميتوانند ببينند، بچشند، لمس كنند، بشنوند و ببويند. در اين مقاله كه در دو بخش تنظيم شده است، با گوشههايي از رفتارهاي هوشمند گياهان و سازوكار چگونگي رخ دادن آنها آشنا ميشويم. دوري از سايه ساقهي در حال رشد ميتواند با كمك نور قرمز دور، نزديكترين همسايههاي رقيب خود را حس كند و پيامد كارهاي آنها را پيشبيني كند و اگر نياز باشد، به شيوهاي از رخدادن آن پيامدها پيشگيري كند. اين فرايندها را مولكولهايي به نام فيتوكروم ميانجيگري ميكنند. فيتوكرومها، گيرندهها و حسگرهاي نور در گياهان هستند. هر فيتوكروم از يك بخش دريافتكنندهي نور و يك بخش دگرگونكنندي پيام تشكيل شده است. بخش دريافتكنندهي نور ساختمان تتراپيرولي دارد و از راه اسيد آمينهي سيستئين به بخش دگرگونكننده كه گونهاي پروتئين است، پيوند ميشود. فيتوكروم در پاسخ به طول موجهاي گوناگون نور، به شكل كارا و ناكارا درميآيد. شكل ناكارا (Pr) پس از جذب فوتونهاي قرمز به شكل كارا (Pfr) در ميآيد. Pfr كه فوتونهاي قرمز دور (مادون قرمز) را بهتر دريافت ميكند، در پاسخ به اين طول موجها به Pr دگرگونه ميشود. ساز و كار فيتوكروم در نور خورشيد، نسبت نور قرمز به قرمز دور نزديك 2/1 است. اما در يك جامعهي گياهي اين اندازه كاهش مييابد، زيرا رنگيزههاي فتوسنتزي، از جمله كلروفيل، نور قرمز را جذب ميكنند. تغيير در نسبت نور قرمز به مادون قرمز شاخص قابل اطميناني براي ارزيابي نزديكي گياهان رقيب است. در جامعههاي فشرده پرتوهاي قرمز دوري كه از برگهاي گياهان بازتاب مييابند يا پراكنده ميشوند، پيام روشن و منحصر به فردي است كه از نزديكي رقيبان آگاهي ميدهد. پس از درك نسبت پا ييني از نور قرمز به قرمز دور، گياهي كه از سايه دوري ميگزنيد (گياه آ فتاب پسند) بر رشد طولي خود ميافزايد و اگر ترفنندهايش كارگر افتند، جنبههاي ديگر پاسخ دوري از سايه باعث شتاب گرفتن گلدهي و توليد پيش از زمان دانه ميشوند تا بخت ماندگاري افزايش يابد. دانشمندان در آزمايشي گروهي از گياهان را زير فيلتري پرورش دادند كه نسبت نور قرمز به قرمز دور را كاهش ميداد و بنابراين، پاسخ دوري از سايه را بر مي انگيخت. اين گياهان نسبت به گياهاني كه زير نور كامل خورشيد ميروييدند، رشد طولي بيشتري پيدا كردند. البته، اندازهي رشد طولي به اندازهي آفتابپسندي گياه ارتباط دارد. گياهان صحرايي نسبت به گياهاني كه به طور معمول در سايهي درختان چنگل ميرونيد، رشد طولي بيشتري پيدا كردند. فيتوكرومها اغلب فعاليت پروتئينكنيازي را از خو د نشان ميدهند. اين مولكولها با پيوند زدن گروههاي فسفات به پروتئين ها، فعاليت آنها را تغيير ميدهند. بر اين اساس، آنها با تغيير فعاليت پروتئينهايي كه در تنظيم ژنها دخالت دارند، بر فعاليت آنها تاثير ميگذارند. ژنهاي زيادي در گياهان شناخته شدهاند كه از راه فيتوكروم در پاسخ به نور تنظيم ميشوند. البته، فيتوكرومها بخشي از پاسخهاي زيستي را از راه تغييرهايي در تعادل يونها در سلول پديد ميآورند. به هر حال، تكامل فيتوكرومها توان درك نسبت نور قرمز به قرمز دور، در نهاندانگان رشد چشمگيري پيدا كرده است. سرخسها و خزندهها به طور معمول با واكنشهاي بردباري به سايه، به انبوهي جامعه گياهي پاسخ ميدهند. بازدانگان تا اندازهاي واكنشهاي دوري از سايه را نشان ميدهند. شايد تكامل توان شناسايي پيامهاي نوري كه از گياهان پيرامون بازتاب مييابد، براي پيشرفت نهاندانگان تا وضعيت كنوني كه در فرمانروي گياهان حرف اول را ميزنند، سرنو شتساز بوده است. اگر فيتوكروم ها نبودند هنوز هم گياهان دوران كربونيفر ما را در بر گرفته بودند. فيتوكرومها در آغاز در نياكان پروكاريوتي گياهان امروزي به وجود آمدند. به نظر ميرسد در آنها به صورت حسگرهاي نور كار ميكردند. شايد توانايي بينظير فيتوكروم ها در دگرگونه شدن به شكلهاي كارا و ناكارا در پاسخ به كيفيت نور، در پروكاريوتهاي آغازين اهميت كاركردي زيادي نداشته است، اما اين ويژگي طي تكامل گياهان خشكي، گزينش و اصلاح شده و به صورت حسگر پيچيدهاي در آمده است كه اهميت آن با اهميت بينايي در جانوران برابري مي كند. به عبارت ديگر، شايد بتوان فيتوكرومها را چشمهاي گياهان به شمار آورد. فرار از سايه گياهان براي دوري از چتر سايهانداز همسايگان خود، ميتوانند به كارهاي چشمگيرتري دست بزنند. براي مثال، نخل استيلت (Socratea exorthiza) ساقهاي دارد كه مانند شخصي كه عصا زير بغل دارد، بر ريشههاي عصا مانند گياه تكيه دارد و اغلب نيز به طور مستقيم با زمين تماس ندارد. نام معمولي اين گياه نيز به همين ويژگي اشاره دارد. (واژه استيلت به معناي پايه و تكيه گاه است.) از اين رو، اين گياه استوايي را ميتوان نخل پايهدار ناميد. هنگامي كه همسايگان نخل پايهدار بر ميزان نور دريافتي گياه تاثير ميگذارند يا به منبع غذايي آن دست درازي ميكنند، نخل فرار را برقرار تريجح ميدهد و همهي گياه به جايي جابهجا مي شود كه بسيار آفتابي است. براي اين جابه جايي ريشه هاي تكيه گاهي جديد به سوي جاي آفتابي رشد ميكنند و ريشههاي طرف سايهانداز شده,،آرامآرام ميميرند. در اين رفتار گياه، به خوبي هدفدار كار كردن را ميبينيم. در جست و جوي غذا گياهان در جست و جوي مواد غذايي مي توانند خاك پيرامون خود را ارزيابي كنند و به جاهايي سر بكشند كه بهترين چيزها در آن جا يافت ميشوند. دانشمندان به تازگي براي گياهان آزمونهاي هوشي را سامان دادهاند كه به كمك آنها ميتوان دريافت گياهان در كندوكاو پرامونشان تا چه اندازهاي خردمندانه كار ميكنند. آنان با كاشتن گياهان در خاك ناهمگون، يعني خاكي كه قطعههاي آن از نظر كيفيت مواد غذايي با هم تفاوت دارند، هوش گياهان را ميسنجد. پيچك باغي (Glechoma hederace) توجه گياهشناسان را به خود جلب كرده است. اين گياه همان طور كه روي زمين مي خزد، در دو بعد رشد مي كند. هر جا كه مناسب باشد، از ساقه زير زميني آن ريشههايي به سوي زمين و ساقههايي به سوي بالا پديد ميآيند. وقتي گياه در خاك مرغوبي قرار گيرد، انشعاب و شاخ و برگ بيشتري توليد مي كند. همچنين، تودههايي از ريشه پديد ميآورد تا با سرعت بيشتري از خاك قطعهاي كه در آن ميرويد، بهره برداري كند. اما هنگامي كه اين گياه خزنده در قطعهي فقيرتري قرار ميگيرد، با سرعت بيشتري گسترش خود را به بيرون از آن قطعه، پيش ميبرد تا به هر گونهاي از آن جا فرار كند. در اين حالت، ساقهي زير زميني گياه نازكتر است و انعشاب كمتري دارد. اين تغيير در الگوي رشد باعث مي شود، ساقههاي هوايي جديد دورتر از گياه والد شكل گيرند و در محيط تازهاي به جست و جوي مواد غذايي بپردازند. البته، ميزان رشد فقط با كيفيت مطلق يك قطعه ارتباط ندارد، بلكه ميزان مرغوبيت آن در مقايسه با قطعههاي پيراون نيز براي گياه مهم است. در واقع، گياه قطعهاي را به عنوان قطعهي مرغوب شناسايي ميكند كه دست كم دو برابر سرشار تر از قطعههاي پيرامون باشد. اما پيش از اين پاسخهاي هوشمندانه، گياه بايد بتواند كيفيت قطعهاي را كه در آن ميرويد بسنجد. دو پژوهشگر انگليسي ژني را در گياه رشادي (Arabidopsis) كشف كردهاند كه به ريشهها اين توانايي را ميدهند كه براي پيدا كردن قطعههاي سرشار از نيترات و نمكهاي آمونيوم، خاك را بچشد. فراوردهي اين ژن به ريشهها امكان ميدهد به جاي جست و جوي تصادفي و پر هزينه، به سوي مواد غذايي رشد كنند. اين دو پژوهشگر براي شناسايي ژنهايي كه ممكن است در اين كار دخالت داشته باشند، جهش يافتههاي گوناگوني از رشادي را پرورش دادند تا سرانجام جهش يافتهاي را پيدا كردند كه نميتوانست با توسعهي ريشههاي جانبي از ريشههاي اصلي، به جست و جوي نيترات بپردازد. به اين ترتيب آنان ژني را كشف كردند كه براي شناسايي نيترات ضروري است. چشايي در گياهان ريشههاي گياهان ميتوانند رفتارهاي هوشمندانهتري نيز از خود بروز دهند. در دانشگاه تگزاس، استنلي روكس و كولين توماس آنزيمي به نام آپيراز را بر سطح ريشهها كشف كردند كه به آنها توانايي ميدهد در جست و جوي ATP توليد شده از سوي ميكروبهاي خاك، قطعههاي گوناگون خاك را مزه مزه كنند. آپيراز به صورت پروتئيني متصل به غشا توليد ميشود كه بخش داراي فعاليت كاتاليزوري آن به سوي بيرون سلول است. اين آنزيم با فعاليت آبكافتي خود فسفات گاما و بتا را از مولكلول ATP يا ADP جدا مي كند. گياهان به كمك اين آنزيم بخشي از فسفات معدني لازم براي رشد خود را به دست ميآورند. اين دو پژوهشگر در آزمايشي نشان دادند، گياهان تراژني كه مقدار زيادي آپيراز توليد ميكردند، نسبت به گياهان ديگر، رشد بيش تري داشتند. مكندههاي گياه سس (Cuscuta) نيز براي غارت بهترين گياه ميزبان از حس چشايي بهره ميگيرند. اين گياه كه توان فتوسنتز كردن ندارد، به گرد ساقههاي ميزبان مي پيچد و براي به دست آوردن مواد غذايي و آب، ساختارهاي مكنده خود را درون آنها فرو ميكند. هوش اين انگل گياهي در ارزيابي مقدار انرژي كه ميتوان از ميزبان به دست آورد و مقدار انرژي كه براي بهره برداري از آن بايد صرف شود، به كمك گياه ميآيد. از لحظه برخورد انگل با گياه ميزبان تا آغاز گرد آوري مواد غذايي از آن، نزديك 4 روز است. اين زمان براي ارزيابي ميزان پرباري ميزبان و تصميم گيري براي توليد پيچ هاي كم تر يا بيش تر به دور آن، كافي است. پيچهاي بيشتر به توليد مكندههاي بيشتر و در نتيجه بهره برداري بيش تر از ميزبان ميانجامند. اما اگر ميزبان پربار نباشد توليد پيچهاي بيشتر نوعي هدر دادن انرژي به شمار مي آيد. در دهه 1990 كولين كلي نشان داد راهبردهايي كه گياه سس براي جست و جوي بهترين ميزبان به كار ميگيرد، با مدلهاي رياضي كه براي توضيح جنبههاي اقتصادي جست و جوي غذا در جانوران ابداع شده بودند، هماهنگي دارند. بنابراين، سس ممكن است زرنگترين شكارچي پيرامون ما نباشد، اما در جست و جوي شكار به خوبي جانوراني كه مي شناسيم، كار مي كند. لامسه در گياهان گياهان گوشتخوار از جمله گياه ديونه (Dionea muscipula) با سرعت شگفتآوري به برخورد حشرهها با كركهاي حساس روي برگهايشان پاسخ ميدهند. با واكنش گل قهر (Mimosa pudica) به كوچكترين برخورد آشنا هستيد. اما اين گياهان، تنها گياهاني نيستند كه ميتوانند برخورد را درك كنند. آنها نسبت به ديگر گياهان، فقط لامسه نيرومندتري دارند. گياهان معمولي براي پاسخ دادن به كشيدهاي باد به لامسه نياز دارند. باد ميتواند بر ميزان شاخ و برگ در گياهان اثر منفي داشته باشد. از اين رو، گياهان ميكوشند با تقويت بافتهاي بخشهايي كه به نوسان در ميآيند، در برابر باد پايداري كنند. البته، هزينه كردن انرژي براي بافتها ممكن است كشاورزان را نگران كند. در يك آزمايش مشاهده شد وقتي گياه ذرت هر روز به مدت 30 ثانيه تكان داده شود، ميزان محصول تا 30 الي 40 درصد كاهش مييابد. پژوهشگران ميخواهند بدانند چگونه پيام لمس، بافتهاي محكمتري توليد ميكند. بيشتر پژوهشهاي كنوني روي كلسيم متمركز شده است. هنگامي كه گياهان به سويي كشيده ميشوند، يونهاي كلسسيم از واكوئلها به درون سيتوزول جريان پيدا ميكنند. بيرون رفتن اين يونها ، كه تنها يك دهم ثانيه به درازا مي كشد، به فعال شدن ژنهايي ميانجامد كه با تقويت ديوارهي سلول ارتباط دارند. تاكنون پنج ژن از اين ژنهاي لامسه (TCH) شناسايي شدهاند. يكي از اين ژن ها، رمز ساختن پروتئين كالمودولين را در خود دارد كه حسگر اصلي كلسيم در گياهان و جانوران است. در سال 1995 جانت برام چهارمين ژن لامسه (TCH4) را كشف كرد كه آنزيمي به نام زيلوگلوكان اندوترانس گيكوزيلاز را رمز ميدهد. اين آنزيم روي ديوارهي سلولي گياهان اثر ميگذارد و با تغييرهايي كه در اجزاي اصلي سازندهي آنها پديد ميآورد، بر قدرت و استحكام آنها ميافزايد. منبع: جزيره دانش
__________________
گفتمش بايد بري نامم ز ياد ![]() گفت آري مي برم اما زياد |
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
گياهان گوشتخوار چگونه عمل ميكنند؟
به گزارش شبكه خبري" ورلد نيوز " (World-news.org/persian ) بـــــــــــرخي از گياهان مردابي گوشتخوار هستند ، زيرا به ازت دسترسي ندارند گياهان حشره خوار كه از جمله شگفت انگيزترين گياهان هستند ، از جمله آنها «پيچر» ميباشد كه در حدود فلوريدا ميرويد و برگهايش شبيه گلداني است كه آب باران در آن جمع ميشود ، و برگهای آن موهای سخت و رو به پائين دارد و چون حشره بسوی آن ميرويد ، به درون شهد ميافتد و گياه بافتهای بدن حشره را جذب مينمايد. يكـــــــــــي ديگر از گياهان حشره خوار «بلادورت» ميباشد ، كه در زير سطح پايابها ميرويد ، و ريشه آن كيسه كوچك دارد ، كه حشرات به دورن آن ميرويد و گرفتار ميشوند «بلادورت» هم حشرات گرفتار را بوسيله اسيدی هضم ميكند حشره خوار ، ونوس ، دام انداز در اطراف ساقه مركزيش كه بيش از يك پا بلندی دارد ، شكوفه های سفيدی ميرويد و برگهای فراوان به مانند خوشه دارد ، كه دولا ميباشند و منتهي به «سيخك» سوزني ميشود ، همينكه حشره ای بر روی يكي از اين لبه ها نشست ، لبه ها به سرعت بسته ميشوند و سيخكها بهم قفل ميشوند و كار آن مانند تله شكارچيان است. |
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
گياهان سايه دار و درختچه ها
اهميت اينگونه درختان در باغ ايراني، بيشتر ايجاد سايه و زيبايي است. اينگونه درختان كه اكثراً غير مثمر هستند بيشتر در محور اصلي باغ كاشته ميشدند. در اينجا انواع درختان به ترتيب اهميت آنها در باغ ايراني معرفي ميگردند منابع مورد استفاده در اين مبحث، باغهاي ايراني ( پيرنيا، محمد كريم ) باغ ايراني (دانش دوست، يعقوب ) باغ ( ابوالقاسمي، لطيف ) گياهان پهن برگ مقاوم به شرايط نامساعد( يارايي، رامي) فلور ايران ( قهرمان، احمد ) و كتاب TREES Coombes,Allem هستند. 1- سروها: Cupressus Cupressaceae : تيره 1-1- سرو ناز:Cupressus sempervirns داراي تاج مخروطي شكل و زيباست و ميوه آن به صورت كروي است. برگهاي فلسي و متراكم دارد و نوك آن به سمت بالا قراردارد. زربين C.V var. horizon tallis با انشعابات فرعي و افقي و سرو شيرازC.v .var. Fastigiata كه بعنوان گياه تزئيني در باغهاي تاريخي و در محورهاي اصلي كاشته ميشده و به باغ زيبايي خاصي ميبخشيدهاند، از واريتههاي سروناز هستند. 1-2- سرو نقرهاي: Capressus arizonica داراي برگهاي نقرهاي است . بومي ايران نمي باشد. ولي در باغها كشت آن ديده شده است و ارتفاع آن به 8 متر مي رسد. 1-3- سرو خمرهاي Bieta orientalis داراي برگهاي فلسي شكل است. رنگ عمومي آن سبز و روشن است كه در زمستان كمي تغيير رنگ ميدهد. بعنوان پرچين هم از آن استفاده ميشود. ميوه آن مخروطي كوچك است. از2 الي 5 فلس تشكيل شده كه در كنار هر فلس دو دانه قرار گرفته است. سروها از گونههاي رايج در باغهاي ايراني هستند و در اكثر باغهاي تاريخي بويژه در باغهاي شيراز، باغ فين كاشان و باغ شاهزاده ماهان مشاهده ميشوند. 2- چنار درختي پهن برگ و خزان كننده، با پوست روشن (خاكستري) است. ارتفاع آن به 25 متر ميرسد. ميوه آن كركدار وگرد و داراي دنباله است. دنباله ميوهها اكثراً بين 6تا 8 سانتيمتر است .ميوه آن در پاييز ميرسد. برگها با پهنك داراي 5 تا 7 قطعه دندانهدار هستند. گرده آن باعث آلرژي در افراد ميشود مهمترين گونه آن P.orientalis است كه در باغهاي قديمي در مناطقي مانند تهران رواج بسيار داشته است و اصولاً تهران در قديم چنارستان بوده است. از گونههاي ديگر آن ميتوان به P.hispanica و P.aceiflia اشاره كرد. 3-كاج ايرانيPinus eldarica Pinaceae(Abistacaea) : تيره درختي بزرگ با ميوه مخروطي شكل است كه ارتفاع درخت به 20 تا30 متر ميرسد. شاخههاي آن نسبتاً بلند هستند برگهاي آن دائمي با يك رگبرگ ميباشد. دانه گرده ( ميكروسپور: اندام توليد مثلي نرگياه) آن داراي بادكنك است كه موجب تسهيل در عمل گرده افشاني ميگردد. دستگاه ماده مخروطي شكل و بر روي آن برگههاي متعددي موجود است كه آنها را برچه ( كوچكترين واحد مادگي) مي نامند، درون آن تخمك )مگاسپور: اندام توليد مثلي ماده گياه ( قرار دارد. چوب آن صمغي است و مصارف صنعتي دارد. اين گونه گياهي از حلب وارد ايران شده است. از گونههاي ديگر كاج كه در باغها كاشته ميشوند: كاج جنگلي P.sylvestris، كاج كاشفي P.longifolia، كاج سياه P.laricio ميباشد. كه اكثراً بومي ايران نميباشند. در بيشتر باغهاي تاريخي و در اكثر نقاط كشور به جز جنوب و حاشيه خليج فارس اين گونه گياهي وجود دارد. 4- صنوبرPopulus spp Salicacea : تيره اين درخت داراي ريشههاي سطحي بوده ولي رشد آنها بسيار عالي است و دركمتر از15 سال به ارتفاع 25 متر مي رسد. خزان كننده، پهن برگ و تك پايه(دانه گرده و مادگي روي يك گياه تشكيل و لقاح صورت مي گيرد) است. گلها منفرد، اكثراً كركدار، و با گل آذين(طرز قرارگرفتن گلها روي ساقه و يا شاخه) خوشهاي بوده و ميوهها كركدار است. گونه هاي آن عبارتند از: 4-1- سپيدار: P.alba درختي است ستوني شكل و بلند. پشت برگها روشنتر است و نقرهاي رنگ ميباشد ارتفاع آن 25-18 متر و بسيار مقاوم است. در باغهاي تاريخي و قديمي زياد كاشته ميشده است چه بعنوان باد شكن در حاشيهها و بعضاً در مسيرهاي اصلي نيز كاشته ميشد. 4-2- صنوبر خاكستري: P.canescens ارتفاع آن به 30 متر ميرسد. اندازه برگ آن با سپيدار تفاوت دارد. پوست تنه آن خاكستري مايل به زرد ميباشد. 4-3- تبريزي:( اشالك، صنوبرآسيايي، صنوبر لمباردي)P.nigra var Italica از درختان با ارتفاع زياد و زيبا ميباشد. معمولاً در كنار باغها كاشته ميشده است. برگهاي آن لوزي شكل و زيبا كه درازي برگها بيش از پهناي آن مي باشد. در پاييز به رنگ زرد قناري در ميآيد. 4-4- صنوبر لرزان: ( آشنگ ) P.tremula برگهاي آن شبيه نارون است. 4-5- پده P.eupratica مخصوص نواحي گرم است. 5- نارون ( وسك، قره آغاج )Ulmus Ulmaceae : تيره درختي است با پوست شكافدار، برگهاي متناوب، خزان كننده و رگبرگهاي شانهاي، دمبرگ كوتاه، پهنك معمولاً در قاعده مورب، حاشيهاي ارهاي مضاعف يا ساده. گوشوارك( زائده اي درقاعد ه برگ كه معمولاً زير برگ قرار دارد) ريزان دارد. گلهانر- ماده ( اندام جنسي نروماده روي يك گل قراردارد )يا تك جنسي(گلهاي نر و ماده از يكديگر جدا هستند)، قبل از ظهور برگ ظاهر ميشود. پوشش گل، استكاني ( منظور شكل گل آذين است) و داراي 4 تا 8 لوب است. پرچمها( اندام نر گياه) داراي ميله باريك و طويل هستند، ميوه فندقه بالدار( سامار: دراين نوع ميوهها ( اپيدرم (پوست خارجي) يك تخمدان رشد كرده و به صورت زائدههاي بال مانند در ميآيند) بوده بالها در انتها شكافدارهستند. تشكيل ميوه 3 تا 4 هفته بعد ازگل دهي انجام ميگيرد. در نواحي شمال، شمال غرب و شمال شرق ايران بيشتر ديده مي شود . خصوصاً درتهران بسيار زياد كشت مي شود. 5-1- نارون چتري:Ulmus umbraculifera برگها متقارن و داراي قاعده تقريباً قلبي شكل بوده و نوك داندنه ها تيز نيست. فصل گلدهي اواخر زمستان بوده و گياه متعلق به بخشهاي مركزي فلات ايران است. گونههاي نارون 5-2- ملج U. Montana 5-3- اوجا U. Campestris ساير درختان سايهدار: 1- آزاد: Zelkova Carpini folia Ulmaceae : تيره درختي بلند به ارتفاع تا 35 متروداراي برگهاي بيضي شكل به طول حدود 8 و عرض 4 سانتي متر است.برگها اكثراً نوك هستند اما انواع نوك تيز نيز درآنها مشاهده شده است. حاشيه برگها ساده بدون كنگره، اما گاهي دندانههاي هلالي كند درآنها مشاهده ميشود. سطح فوقاني برگ نرم وسطح زيرين آن تقريباً بدون كرك است. پوست درخت خاكستري تيره است. دمبرگها كوتاه1،2و حداكثر 3 ميلي متر است. فصل گلدهي آنها اوايل بهار است. در شمال ايران زياد به چشم ميخورد و بيشتر درختي جنگلي محسوب ميشود. 2- داغداغان (تا): Celtis spp. Ulmaceae: تيره درخت يا درختچهاي با پوست صاف است كه پوست آن به آساني جدا نميشود. برگها متناوب، خزان كننده، داراي 3 رگبرگ مشخص در قاعده هستند. دمبرگ آنها مشخص است. گلها نرو ماده و از هم جدا يا به صورت هر ما فروديت (نرماده) ميباشد. زمان پيدايش آنها تقريباً همزمان با زمان پيدايش برگهاست.گلها در مادهها منفرد و در نرها مجتمع هستند. ميوه آن شفت، (داراي ميانبر ضخيم و گوشتي درونبر استخواني)، كروي يا تخم مرغي بوده، دمگل آن مشخص وهسته آن سخت است. از درختان قديمي بومي ايران است. 3- زبان گنجشگ: (ون) Fraxinus excelsior Oleaceae : تيره شاخههاي آن به سرعت به صورت عرضي رشد مي كنند. برگهاي آن ريز و كوچك بوده و به برگچههايي تبديل ميشوند. در بهار به برگ مينشيند. ارتفاع آن گاهي به 18 متر ميرسد. ميوه آن در تابستان ظاهر ميشود. درختي مقاوم با عمر طولاني است. دو واريته(Variety ) دارد: F.excelsior Var Jaspidea F.excelsior Var pendula در باغها در مسيرهاي فرعي كاشته ميشده است و سايه مناسبي دارد. 4- توس ( غان)Betula pendula Betu laceae : تيره درختي است خزان كننده و با رشد زياد. برگهاي آن نوك تيز و دندانهداراست. در پاييز رنگ برگها متمايل به زرد ميشوند. چوب اين درخت بسيار محكم است. بهتر است در نزديك درختان سبز خصوصاً سوزني برگان كاشته شود تا جلوه بيشتري پيدا كند. عمر اين درخت كم است. در هر نوع خاك بعمل ميآيد. محيط آفتابي يا نيم سايهدار را ميپسندد. پوست زيبايي دارد كه معمولاً به رنگ سفيد است 5- راش ( آلش، راج، مرس) Fagus sylvatica Fagaceae : تيره درختاني پهن برگ و خزان كننده با چوب صنعتي هستند كه برگهاي بيدندانه يا كم داندانه و گلهاي نر نزديك به هم دارند و همانند سنبلههاي توپي، 1 تا3 ميوه در گريباني(پوشش گل كه گلبرگها را در بر ميگيرد) چهار برگه خاردار بوجود ميآيد. ارتفاع آنها تا 30 متر و گاهي بيشتر مي رسد و شاخههاي فرعي زياد و برگهاي سبز براق آنها در پاييز زرد ميشوند. دندانه برگها ملايم است. بعنوان پرچين يا حصار هم ميتوان از آن استفاده كرد. 6- بيد معمولي:Salix alba Salicaceae : تيره بزرگترين بيد است كه ارتفاع آن به 15 متر ميرسد. برگهاي آن دراز و باريك و ميوه آن كم و بيش بدون كرك است. گونه S.chrysocoma يا بيد مجنون كه خيلي سريع رشد ميكند. در باغ ايراني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد به طور كلي از بيد در جاهايي كه سايه وجود داشته استفاده ميگرديده و هرگز كنار استخر يا در مسيرهاي اصلي باغ كاشته نميشده است. 7- بيدمشك : Salix aegyptica Sali caceae:تيره داراي گلهاي سفيد يا خاكستري بسيار معطر است. ازگل آن عرق بيدمشك تهيه مي شود كه استفاده داروئي دارد و استفاده از آن درگذشته بسيار معمول و متداول بوده است. اين درخت از جمله گياهاني است كه به جز جنبه زيبايي آن، داراي استفاده هاي فراوان ديگري نيز ميباشد. 8- درخت ابريشم:(شب خسب)Albizia julibrissin Mimosacae: تيره ارتفاع اين درخت به 8 متر ميرسد پوست آن خاكستري تيره است و برگهاي شانهاي دارد. محور برگ به طول 10تا 28 سانتي متر داراي يك غده در قاعده دمبرگ بوده و در محل بين آخرين جفت شانه،(برگهاي مقابل هم )گوشوارك دارد. شانه هاي برگ به تعداد 4 الي 14 جفت به طول 15 سانتي متر است كه تعداد برگچه هاي آن 10 الي 30 جفت مي باشد. طول برگچهها تا 18 و عرض آنها 3تا7 ميلي متر است. دانههاي گل به تعداد 8 تا 15 عدد بوده و فصل گلدهي آن بين خرداد تا مرداد ماه است و زمان رسيدن ميوه شهريور ماه تا مهرماه است .اين درخت در قديم بسيار استفاده بسيار مرسوم و متداول بوده است. بويژه در تهران كه اين درخت با آب و هواي اين شهر سازگاري دارد. اين درخت درشمال مركز ايران ديده ميشود. در شمال و مركز ايران ديده ميشود. 9-كهور ايراني: Prosopis Mimosaceae : تيره ارتفاع اين درخت به 10 متر و گاهي 15 متر ميرسد. پوست آن متمايل به خاكستري رنگ است. خارهايي بامنشأ اپيدرمي( خارجي ترين لايه گياه) دارد كه طول آنها بين 3 تا 7 ميلي متراست. خارها (اكثر درختان مناطق گرمسير خاردارند) معمولاً راست و گاهي خميده است. مخروطي شكل و قاعده آن پهن است.گل آذين آن شبه سنبله به طول 7تا 16 سانتي متر ميباشد گلهاي آن زرد، بدون كرك و كاسه گل كوچك است. طول گلبرگها 5/3 تا 5/4 سانتي مترو زمان گلدهي اسفند ماه تاس خرداد و زمان رسيدن ميوه خرداد و تير است. 10- ممرز( اولس):Carpinus betulus Mimosaceae : تيره بيشتر در نواحي شمال ميرويد و برگهاي آن دندانه داراست. گلهاي نر با خوشههاي دراز همراهند و ميوههاي آن شبيه ميوه رازك هستند. در هر نوع خاك حتي خاكهاي سنگين نيز بعمل ميآيد و در آفتاب يا نيم سايه بعمل ميآيد. 11-اقاقيا معمولي: Robinia psedo acaia Legaminosae :تيره ارتفاع اين درخت به 15 متر ميرسد تاج آن گسترده است و برگهاي آن متناوب، شاخهها شفاف و قهوهاي رنگ هستند، گل آن كاسه اي استكاني، جام سفيد، شيري رنگ معطر و موسم گل آن ارديبهشت مي باشد. اقاقيا درخت مقاومي است كه با انواع آب و هوا سازگاري يافته و در اكثر باغهاي قديمي نيز كاشته ميشده است. 12- ارغوانCeris siliquastrum Leguminoseae : تيره درخت يا درختچهاي به ارتفاع 5 تا 10 متر با برگهاي قلبي شكل با گل آذين صورتي ارغواني و به شكل خوشههاي كوچك است كه ميوه آن نيام (اين نوع ميوه از يك كارپل بوجود آمده و داراي دو رديف دانه است) نام دارد. موسم گلدهي آن فروردين و ارديبهشت قبل از پيدايش برگها مي باشد. درگرگان، گيلان، نواحي غرب كشور و زياد به چشم ميخورد. 13- بيد قرمز: Salix carmanica Salicaeae: تيره درخت كوچكي به ارتفاع 5 متر يا بيشتر است.و تنه آن ضخيم بوده و تا قطر 70 سانتي متر مي رسد. پوست آن خاكستري مايل به سياه با شكافهاي طولي عميق و شاخه هاي باريك كم و بيش آويخته است. پوست شاخه هاي جوان يكساله در پاييز و زمستان ارغواني و قرمز ميشود. گل اين درخت، تك جنسي، سنبله (به حالت خوشه سنبل)، تنك و سبز مات است. در نواحي خشك و كوهستاني، جنوب شرقي، بخش مركزي غرب آذربايجان و غرب ايران و كرمان، يزد، اصفهان، آذربايجان، اروميه و كرمانشاه انتشار دارد. 14- ختمي: Althea tehranica Malvaceae :تيره گياهي است پايا و پوشيده از كرك. ساقه آن به ظاهر فاقد كرك ولي پوشيده از كرك ستارهاي است. برگها به صورت سر نيزهاي پهن و گل به رنگ بنفش متمايل به قرمزاست. گلبرگها تخم مرغي واژگون و موسم گلدهي ارديبهشت تا تير ماه مي باشد. در تهران، شميرانات، قلهك، تپههاي ونك يافت ميشود. |
|
|
|
|
|
#9 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
گياهان پوششي
1-شبدر زينتي(دايكوندرا) Dichondra repens Leguminoseae: تيره در ايران كشت اين نوع شبدر هنوز هم متداول است. اين گياه پوششي همانند چمن كاشته، و نگهداري ميشود. اين گياه در شهرهاي شمالي ايران، بسيار كشت ميشود. در تهران نيز در نواحي شميرانات كشت آن به خوبي انجام ميشود. پوشش اصلي باغ ايراني در قديم اين نوع شبدر زينتي بوده است. 2- شبدر:Trifolium Leguminose: تيره از دولپهايها)گياهاني كه در مقابل تك لپهايها هستند و دانه آنها حاوي دو رشته مواد غذايي (آلبومن ) كه از يكديگر جدا هستند مي باشد. (با گلهايي به رنگ سفيد، صورتي و قرمز است. ميوه آن كوچك و داراي يك دانه مي باشد. گونههاي مهم آن شبدر معموليT.repens، شبدر هيبريد T.hibridum T.repens و شبدرگل درشت T.incor nataum با گلهاي سرخرنگ است. 3- يونجه باغي:Lotus Leguminoseae:تيره گلهاي آن به رنگ قرمز يا زرد و ميوه نيام آن كشيده و طويل است. پس از شبدر (Trifolium) يكي از گونههاي معروف پوشش گياهي باغ در گذشته بوده است. در فصول سرد، كاشت آن درختان را از خطر سرمازدگي محافظت مي كند. 4- چمن:Gramineae : تيره به طور كلي چمن يك گونه جديد است و در قديم، در باغهاي تاريخي كشت نميشده است. اما امروزه در بسياري از باغهاي تاريخي، به عنوان پوشش باغ استفاده ميشود. چمن پوآپاراتنسيس:Poa pratensis با اسامي تجاري مريون و بارون شناخته ميشود، داراي بذر ريز است. در برابرگرما مقاوم، اما درصورتيكه گرماي هوا بيش از40 شود رشد آن متوقف مي گردد. در ايران به چمن هلندي مشهور است. چمن لوليوم :L0lium perenne بذرآن نسبت به قبلي درشت تر است. به آن چمن يا رندي هم ميگويند. برگهاي آن نيز درشت تراست. چمن فستوكا: Festuca rubra از چمنهاي كاملاً سردسيري است. در فصل گرما از بين مي رود و بذر آن درشت است. چمن اگروسيتس:Agrostis tenuis بذرآن بسيار ريز مي باشد. مقاومت آن نيز در برابر شرايط نامساعد محيطي كم است. چمن آفريقايي : Cynodon dactylon بسيار در برابر گرما و خشكي و شوري خاك مقاوم است. علاوه بر كاشت بذر از طريق تقسيم بوته نيز تكثير ميشود. زوي زيا: Zoysia اين چمن نيز به گرما و خشكي مقاوم است وبا آب و هواي مناطق گرم ايران سازگاري پيدا كرده است |
|
|
|
|
|
#10 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
گلهاي زينتي
در باغ ايراني گلها را معمولا پاي درختان در حاشيه خيابانها ميكاشتند. ايرانيان از گلهايي استفاده ميشد كه علاوه بر زيبايي داراي خواص مفيد ديگري نظير عطر خوش، استفادههاي طبي و خوراكي بودند استفاده ميكردند. در بعضي از باغها قسمتي از محوطه باغ، بنام باغچه، يا گلزار يا گلستان كه معمولا ًنزديك بناي اصلي بود را به كاشت گل اختصاص ميدادند. مطالب مربوط به اين بخش از منابع گلكاري تأليف دكتر خليقي و جزوه گياه شناسي تأليف مهندس حريري تهيه شده است. 1- شمعداني معمولي: Geranium hortorum Geraminaceae: تيره شمعداني انواع مختلفي دارد و از گلهايي است كه سابقه كشت آن در ايران بسيار طولاني است و هر كجا كه آب و هوا اجازه كشت آنرا ميداد كاشته مي شد . شمعداني گياهي دائمي و مقاوم نسبت به سرما و سايه است. شمعداني معمولي از همه معروفتر و بسيار پرگل و زيبايي مي باشد. برگهاي آن سبز با حاشيه كرم و رنگين ميباشد. در زمستان كه تابش آفتاب ضعيف است گل نمي دهند و در تابستان بهتر است درسايه نگهداري شوند. از انواع ديگر شمعداني كه در ايران كاشته ميشدند ميتوان و شمعداني بهار هلو كه در تهران بسيار كشت ميشد، شمعداني عطري كه برگهاي زيبا با شيارهاي عميق آن بسيار معطر است و شمعداني اژدري (Pelargoniumdomesticum) كه كشت آن در بسياري از نقاط ايران متداول است نام برد. در آخر مي توان به شمعداني پيچ Pelargonium peltatum كه برگها در اين نوع نسبتاً پهن و گياه حالت رونده دارد اشاره كرد. 2- سوسنLilium longiflorum Liliaceae : تيره گلهاي آن بسيار زيبا است و در فصل بهار گل ميدهد. داراي پياز و تك لپهاي است. پيازها را معمولاً در ماههاي آذر و دي در گلخانهها ميكارند .گل آن درشت و به گلهاي مختلف زرد، سفيد، نارنجي و قرمز است. 3- بنفشه :Viola Violaceae: تيره شامل گونههاي بنفشه معطرV.odorata، بنفشه فرنگي V.altaica وبنفشه سه رنگ V.tricolor بنفشه V.lutea است. انواع وحشي آن نيز درايران موجود است. گياهي يكساله و مقاوم به سرما است. در نيمه دوم مرداد ماه بذر آن در هواي آزاد و در بستري از يك خاك سبك كشت مي شود در مهر و آبان به محل اصلي برده ميشود و تا اواسط بهار سال آينده داراي گل ميباشد و مقاوم است. عمليات به نژادي و دو رك گيري در مورد اين گياه در دنيا بسيار انجام گرفته و بهترين نوع آن نسل اول (F1) است. بديهي است نسلهاي بعدي كيفيت و موغوبيت پايينتري دارند . برگهاي آن ساده و متناوب و داراي گوشوارك ميباشند. گلها نامنظم و منفرد، 5 گلبرك، 5كاسبرگ و 5 پرچم و يا مادگي سه برچهاي دارد.حاوي ماده آلكا لوئيدي ويولين (violine) مي باشد. 4- نرگس: Narcissus poeticus Amaryllidaceae : تيره گياهي تك لپه، پيازي و دائمي است و گلهاي آن معطر و زيبا است. در باغهاي تاريخي بسياركشت ميشده است. واريتههاي آن بسيار زياد و بسته به درشتي و ريزي گل آن طبقه بندي ميشوند. داراي گلهاي شيپوري شكل به رنگ زرد و يا زرد سفيد ميباشد. تكثيرآ ن بوسيله بذر و پياز صورت ميگيرد. گياهي علفي، دائمي با برگهاي ساده است و باريك گلهاي آن منظم، منفرد بوده و در ابتدا در غلافي پوشيدهاند است. ميوه آن بصورت كپسول ( ميوهاي است كه از تخمدان مركب بوجود آمده و در هر برچه چند دانه توليد ميشود) بوده دانه آلبومن و محتويات غذايي دانه زياد دارد. 5-گل حنا: Impatien balsamina saminaceae گياهي گلداني، با گلهاي ظريف است كه هرگل آن 5 گلبرگ قرمز حنايي دارد. برگهاي آن ظريف و به رنگ سبز روشن است. و اين گياه بوسيله قلمه تكثير ميشود. از زمانهاي قديم درايران كشت ميشده و رنگ صورتي آن نيز موجود است. تكثير اين نوع گل از طريق كاشت بذر نيز به آساني صورت ميگيرد. 6- اختر: Canna generalis Cannaceae :تيره گياهي است دائمي، با ريزومهاي ( اندامهاي زير زميني كه بعضي گياهان به جاي ريشه دارند) قومي روي آن جوانه هاي درشتي رشدونمو مي كند. نسبت به سرماي زياد حساس است. در تابستان به گل مينشيند و گلهاي آن به رنگهاي سرخ، نارنجي، زرد است. 7- ميخك:Dianthus cayophyllus Caryopyllaceae: تيره گياهي است بسيار قديمي با سابقه طولاني كاشت كه به خاطر گلهايش در سراسر جهان معروف است. هم به صورت شاخه بريده و هم در باغچه ها قابل كاشت است گل آن در رنگهاي بسيار متنوع و بسيار پرپر است. انواع وحشي آن نيز در كوهستانهاي ايران، بيشتر در محلهاي سنگي ميرويد. برگهاي آن متقابل، ساده، باريك است و جام گل آن داراي 5 گلبرگ دندانه دار است كه از دو قسمت پهنك (قسمت پهن گلبرگ )و ناخنك ( قمست باريك گلبرگ )تشكيل شده است. تكثير ميخك غالباً از طريق رويشي و توسط قلمه گيري از شاخه هاي سبزآن صورت مي گيرد. 8- قرنفل: Dianthus barbatus Caryophyllaceae : تيره گلي بسيار زيبا است كه گلهايش رنگهاي متنوع داشته و در حاشيهها استفاده ميشود. در ايران از قديم در باغها كشت ميشده است. نسبت به سرما مقاوم است. بذر آن در تير و مرداد كشت و نشاها در شهريور و مهر به محل اصلي منتقل مي شود. 9- گل صابوني ( بغدادي) Soponaria officinalis Caryophyllaceae: تيره از اينرو به آن صابوني ميگويندكه برگهاي آن داراي ماده ساپونيني (Saponin) است و مانند صابون درآب كف ميكند، در بسياري از منابع بعنوان يكي ازگلهاي اصلي باغها ذكر شده است. 10-ستارهاي : Aster sp Compositeae : تيره داراي گونه هاي(Variety) بسيار زياد است. گلهاي ريز و ستاره اي شكل به رنگ سفيد، آبي و طلايي دارد. روز كوتاه ( گياهاني كه به كمتر از 12 ساعت نورآقتاب در يك شبانه روز نياز دارند) و داراي انشعابات متعدد مي باشد. تكثير آن غالباً از طريق كاشت بذر در اوايل ارديبهشت انجام مي شود و حدود 5 ماه بعد ازكاشت بذرها به گل مي نشينند. 11- هميشه بهار: Calendula sp. Compositeae :تيره از گلهاي پاييزي است و تا اوايل بهار دوام دارد. گلهاي آن زرد طلايي است. در باغها، در حاشيهها و پاي درختان ونيز نزديك عمارت كاشته ميشده است. 12- جعفري:Taget erecta Compositeae :تيره يكي ازگلهاي قديمي است كه از سالها پيش كشت و پرورش آن درايران معمول بوده است. گل بهاره و تابستانه( نشاهاي آن در فضل بهار وتابستان به محل اصلي كاشت منتقل ميشوند. گل بهاره به گلي ميگويند كه در بهار به گل مينشيند) است. بذر آن به طور معمول در ارديبهشت ماه در خزانه اي آماده شده، سپس كشت ميشود. نشا ظرف دو ماه آماده كاشت در محل اصلي است. 13-آهار:Zinnia elegans Compositeae : تيره بذر آنرا در ارديبهشت ماه در خزانه ميكارند و در تير ماه آنرا نشا كار ميكنند. اين گل از گياهاني است كه بذر آن مستقيماً در محل اصلي يعني حاشيههاي گلكاري كاشته ميشود. رشد آن بسيار زياد است. ارتفاع آن بيش از گلهاي ديگر است و در حاشيههاي گلكاري بايد در جاي مناسب كاشته شود .گل آن بسيار زيباست و در باغهاي قديمي بسيار از آن استفاده ميشده است. 14-كوكب:Dahlia Compositeae : تيره از گياهان دائمي است و ريشه هاي غده اي آن در برابر سرما مقاومت ندارد. رنگ گلها در آن بسيار زيبا و متنوع است، خصوصاً در نواحي كوهستاني كه تابستانهاي خنك تري دارد. گل آن بسيار درشت و رشد آن قابل ملاحظه است. 15-كوكب كوهي :Rudbeckia fulgida Compositeae : تيره يك گياه دائمي با گلها زرد است كه در وسط به رنگ تيره و سياه مي گرايد. گلهاي كوكب كوهي با ساقه هاي بلند جلب توجه ميكند. در آغاز بهار از طريق تقسيم بوته تكثير ميشود. 16- رعنا زيبا:Gaillardia Compositea : تيره يك گل زيباي دائمي است. در اواخر خرداد و تقريباً در تمام طول تابستان گل ميدهد. گلهاي آن قرمز، صورتي و زرد است. تكثير آن به آساني از طريق تقسيم بوته در بهار انجام ميگيرد. 17- داودي:Chrysanthemum morifolium Composite: تيره اين گياه هم بيروني وهم آپارتماني ميباشد. به طور مصنوعي در تمام فصول در گلخانههاي با تجهيزات كافي به گل مي نشيند. يكي از گلهاي بسيار مهم است. در باغ ايراني رايج و متداول بوده است. طرز تكثير داوودي از طريق ريشه داركردن قلمههاي انتهايي شاخه صورت مي گيرد. قلمهها ي ريشه دار را مستقيماً در گلدانهاي مناسب كشت ميكنند. به طور معمول فصل گلدهي آنها پاييز و اوايل زمستان ميباشد. 18- نيلوفر:Ipomoea ticolor گياهي يكساله با گلهاي آبي رنگ است. به صورت خودرو هم رشدونمو ميكند . رشد آن بسيار زياد و ظرف يكماه به ارتفاع 3 متر ميرسد در تابستان گل ميدهد. بالاروند و مناسب پرچينها و چفتهها) به غلط به آن آلاچيق ميگويند( دانش دوست يعقوب، باغ ايراني)( ميباشد . 19- شب بو: Mathiola chierathus Cruciferae : تيره ريشههاي آن بلند و داراي انواع يكساله و دوساله است. به صورت شاخه بريده وكاشته شده در باغچهها مورد استفاده قرار مي گيرد. برگهاي آن متناوب و بدون دمبرگ است. گلهاي آن منظم و به شكل خوشه ميباشند. اين گل در بهار به گل مينشيند. گلهاي آن سفيد، صورتي و بنفش است. 20- زنبق:Iris hybrids Iridaceae : تيره گياه ريزوم دار دائمي و مقاوم به سرماست و در ايران كاملاً شناخته شده است. از طريق تقسيم ريزوم در اسفند ماه تكثير ميشود . در آغاز فصل بهار به گل مي نشيند. انواع وحشي آن نيز در ايران فراوان است. داراي گونه هاي متعددي بوده و براي زينت در باغها بسيار متداول است . گونه مهم آن I.gernamica كه در عطرسازي از آن استفاده ميگردد. 21- زعفران زينتي : Crocus aureus Iridaceae : تيره از طريق كاشت پياز توپر تكثير مي شود. كشت آن در قديم بسيار معمول بوده است. داراي گل بنفش خوشرنگ با ارتفاع كم مي باشد. درآغاز فصل بهار گلهاي زيباي زعفران نمايان ميگردد. 22- سلوي ( مريم گلي) :Salvia sclarea Labiatae : تيره گل آن يكساله و داراي ارقام پاكوتاه و پا بلند است. اين گلها آن به رنگ قرمز بسيار زيبا و برگهاي آن نيز پهن، دندانه دار و سبز پررنگ هستند. از گلهاي زينتي بسيار زيباست و كشت آن در باغها بخصوص در نقاط سايه دار بسيار معمول و مرسوم بوده است. نشاي سلوي در ارديبهشت ماه توزيع و در باغها كشت مي شود و تكثير آن نيز در پاييز از طريق بذر صورت ميپذيرد. 23-گل نخود:Lathyrus odoratus Leguminoseae :تيره داراي گلهايي به رنگ مختلف قرمز، بنفش، طلايي و غيره است. از طريق بذر تكثير مي شود. كشت آن از قديم الايام مرسوم بوده و نسبت به سرما مقاوم است و بذر آنرا در پاييز نيز ميتوان كاشت وكشت پاييزه آن نتيجه بهتر مي دهد. گل نخود در ارديبهشت و تير ماه گل ميدهد. 24- لاله:Tulipa Lili aceae : تيره لاله يكي از گياهاني است كه ايرانيان از زمانهاي قديم با آن آشنايي داشته اند. كاسبرگ، گلبرگ آن آزاد جامي شكل است، گلها منفرد و از حيث رنگ گونه هاي مختلف دارند. در بهار به گل ميرود و گل آن درشت است. به صورت شاخه بريده و كاشته شده در باغچه مورد استفاده قرار مي گيرد. 25- سنبل: Hyacinthus Liliaceae : تيره در اواخر فصل پاييز، پيازهاي آن كه از پيش آماده شده اند، كاشت مي شوند كاشت آن بايد در يك خاك سبك صورت گيرد. ازگذشته هاي بسيار دور در باغهاي تاريخي كشت ميشده است. در اواخر اسفند و اوايل بهار به گل مي رود. گلهاي آن به صورت خوشه اي معطر آويزان با كاسبرگ وگلبرگ چسبيده و به شكل قيف مي باشد 26-گل كاغذي: Bougainvillea Nyctaginacaea : تيره بومي برزيل است در ايران فقط در سواحل جنوبي و در فارس كشت مي شود. داراي ساقههاي خاردار و بالا رونده براكتهها( شبيه برگ در گياه است و همان كار برگ را انجام ميدهد) يا برگههاي بنفش رنگ مي باشد. تكثير آن از طريق قلمه هاي چوبي و نيمه چوبي صورت ميگيرد. تقريبا ًدر هر خاكي رشد و نمو مي كند و بسيار مقاوم در مقابل بي آبي است. به آفتاب زياد نيازدارد. 27- شقايق:Papaver spp Papaveracae : تيره گونههاي وحشي آن در ايران به صورت خودرو يافت ميشود. معروفترين آن شقايق سياه P.orientalis ميباشد كه بومي ايران است. بيشتر در منطقه البرز يافت ميشود. داراي ماده اي به نام تبائين (Tebain) ميباشد. در باغها بعنوان گياه زينتي كاشته ميشود. تكثير آن از طريق تقسيم بوته و كشت بذر در بهار صورت ميگيرد. 28-گل ناز:Portulaca grandiflora Protulacaceae : تيره گل ناز يكي از مهمترين گلهايي است كه در باغهاي قديمي كشت مي شد و معمولاً براي كاشت آن محل خاصي را در نظر مي گرفتند. بذر آن بسيار ريز است. كشت آن بوسيله بذر انجام مي شود و شبيه به چمن كاري است. خاك آن بايد غني و خوب باشد. گلهاي آن بسيار زيبا، پاكوتاه و به رنگهاي قرمز،آبي، بنفش، سفيد، زرد و حنائي است. داراي شاخهها و برگها ي گوشتي است و از طريق قلمه زدن نيز تكثير ميشود. 29- پامچال: Primula forrestii Primulaceae: تيره گونه هاي متعدد آن بومي مناطق سرد و مرطوب بوده. به سرما مقاوم است . فصل گل دهي آن زمستان و اوايل بهار است. بذر آن به سرعت قوه ناميه( زمانيكه بذرهاي گياهي تحت شرايط محيطي نامساعد قرار گيرند، فغاليتهاي متابوليسمي آنها به حداقل ميرسد و اصطلاحاً بذرها به خواب مي روند و به محض مساعد شدن شرايط جوانه مي زنند) خود را از دست مي دهد. درختچه بذر تازه بايد كاشته شود. گلهاي آن به رنگهاي بسيار متنوع زرد، سفيد، ارغواني، بنفش، قرمز است. 30- آلاله: Ranunculus glacialis Ranunculaceae: تيره داراي گلهاي زيبا و درشت پرپر، به قطر 4 سانتي متر است. آلاله ايران درجهان شهرت دارد. در غرب ايران ميرويد. داراي گلهايي درشت به رنگ قرمز است. ساقههاي گلدهنده اين گياه به 25 سانتي متر يا بيشتر مي رسد. بذرآن در ماههاي تير و مرداد در محل اصلي كشت مي شود گياهان چند ساله آلاله را در فصل بهار ميتوان از طريق تقسيم بوته تكثير كرد. ميوه آن فندقه است. 31- تاج الملوك: Aquilegia hybrida Ranunculaceae : تيره گياهي است دائمي وگلهاي آن زينتي است كه در اوايل فصل بهار به گل مي رود. اين گياه نيز با سابقه بسيار طولاني در باغهاي ايراني كشت مي شده است. از طريق كاشت بذر قابل تكثير است وبذر آن را در اسفند ماه كشت ميكنند، سپس در ماههاي بعد آنرا گلداني كرده در باغچهها ميكارند. اين گياه در برابر سرما كاملا مقاوم است . سادهترين روش ازدياد آن تقسيم بوتههاي چند ساله است. كه در بهار و قبل از شروع فصل رشد و نمو، انجام ميگيرد. 32- زبان در قفا:Delphinum Ranunculaceae : تيره گونههاي يكساله و دائمي اين گياه از دير باز در ايران كاشته مي شده است . خوشههاي گل آن بسيار بلند و گلها درشت و زائدهاي در قسمت عقب دارند، به همين دليل به آن زبان در قفا گفته ميشود. خاك آن بهتر است از نوع سبك باشد. به آفتاب كامل نياز دارد. گلهاي آن به رنگهاي سفيد، آبي و بنفش است. از طريق تقسيم بوته و بذر تكثير مي شود. 33-گل ميمون:Antirrhinum majus Scrophulariaceae : تيره گياهي است به صورتهاي يكساله، دوساله و دائمي، كه اين مساله به نوع آب و هواي هر منطقه بستگي دارد. در نواحي كه زمستانهاي بسيار سرد دارد، گل ميمون به صورت يكساله كشت ميشود. در نواحي كه زمستانهايش خيلي سرد نيست ( حداقل درجه حرارت زمستان 10 درجه سانتي گراد)،گل ميمون تا اين درجه سرما را حفظ ميكند و در سال دوم محصول خوبي مي دهد.اين گياه در شرايط مطلوب به صورت دائمي كشت ميشود. خوشههاي گل در اين گياه بلند است، حتي در بعضي واريتهها به يك مترو بيشتر هم ميرسد. محل آن بايد در آفتاب باشد، اما به محل سايه آفتاب نيز مقاوم است. 34- اطلسي : Petunia hybrida Solanaceae : تيره گياهي است يكساله و داراي ارقام بسيار متعدد. فاصله بين بوتههاي اطلسي نبايد كمتر از 25 سانتي متر باشد.تكثير آن با بذر صورت مي گيرد. در خاكهاي خوب و حاصلخيز و در محل آفتابي رشد و نمو خوبي ميكند. گلهاي آن شيپوري و درشت است. 35- شاه پسند درختي : Lantana camara Verbenaceae : تيره درختچهاي كوچك است. در بعضي نقاط كه هوا گرم است و در هواي آزاد مي رويد. برگهاي آن متقابل و دائمي است. گلها به صورت خوشهاي به رنگ قرمز و زرد هستند. كه در ابتداي شكفتن زرد رنگ و سپس نارنجي و در آخر قرمز رنگ ميگردد. در شمال هم كشت آن رواج دارد. 36- شاه پسند يكساله:Verbena hortensis Verbenaceae : تيره گلهاي آن بهاره و تابستانه، نسبتاً متراكم و به رنگهاي قرمز، بنفش، زرد و سفيد شبيه شاه پسند درختي است. بايد در محل آفتابي كشت شود. با اولين سرماي سخت از بين مي رود. از طريق بذر و قلمه تكثير مي شود. 37- پيچ معين التجار:Clerodendrum Verbenaceae : تيره داراي برگهاي دايمي وگلهاي سفيد و قرمز كوچك است و در بعضي از واريتهها گل درشت تر است. نحوه تكثيرآن به دو صورت است، نوع سفيد آن به آساني از طريق قلمه تكثير ميشود و نوع قرمز آن به كمك مواد هورموني ريشهزا و در زيرمه پاش و از طريق پيوند روي نوع سفيد در زير مه پاش و از طريق پيوند روي نوع سفيد قابل تكثير است. كشت و كار آن در هواي آزاد مقدور نيست |
|
|
|
|
|
#11 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: دانمارک/iran
ارسالها: 1,174
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,116
از ایشان 295 بار سپاسگزاري شده است
|
چو خ تشکر لار سن بو وردیخن معلو ما تا... یا شا... دی بیلار سن کی تحصیلن نه دیدی ..
__________________
سلام / فردا دیر است؟؟؟ ALIREZA.F.H . ازهمین حالا؟؟ haq ra bayd . az qasban. graft
|
|
|
|
|
|
#12 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
برنامه براي توليد گياهان مقاوم به شوري
يك گروه از پژوهشگران آمريكايي پيش بيني ميكنند بتوانند گياهاني توليد كنند كه در شرايط گلخانه اي و با آب دريا رشد ميكنند.براي اين هدف, شركتي به نام فيوچراژن با كمك متخصصان سه موسسه پژوهشهاي كشاورزي ايالات متحده تشكيل شده كه در حال گردآوري اكتشافات ثبت شده مربوط به هدف ياد شده است.اين پژوهشگران مدعي هستند كه هدفشان توسعه ژنتيك "دوستدار محيط زيست" است كه تا كنون منجر به توليد ارقام گوجه فرنگي و برنجي شده كه در خاكهاي خيلي شور رشد كرده و در دما و رطوبت پايين به خواب ميروند.اين گروه در حال حاضر مشغول جلب سرمايه براي ايجاد مزارع آزمايشي, و نيز كسب موافقت وزارت كشاورزي و شوراي غذا و داروي ايالات متحده براي استفاده تجاري محصولات خود است.اما روي آوري اخير آن ها به سرمايه گذاران بريتانيايي به جاي آمريكايي, عليرغم تمايل كمتر انگليسيها به اين فناوري, احتمالا منجر به بالا گرفتن دوباره بحث در مورد بي خطر بودن اين نوع كشت خواهد شد.گروه پژوهشگران كه از سه دانشگاه پوردو, آريزونا, و ايلينوي هستند معتقدند كه روشهاي آنان به دليل اينكه ژن جديدي به ريخته ارثي گياه اضافه نميكند نگراني هايي را كه قبلا در مورد دستكاري ژنتيكي گياهان وجود داشت ايجاد نميكند.روش آنان بر پايه مطالعه و افزايش فراواني ژن هايي است كه گياه به كمك آن خود را در برابر شرايط نامساعد محيطي حفظ ميكند. به طور خاص ژني موسوم به Sos1 شناسايي شده كه به گياه كمك ميكند نمك اضافي را قبل از آسيب زدن به گياه دفع كند و به اين ترتيب بقاي گياه را در خاكهاي شور آسان ميكند."برونو روجيه رو" مدير اجرايي فيوچراژن اميدوار است بتواند گياهاني را توليد كند كه بتوان آن ها را به جاي آب شيرين با آب دريا آبياري كرد.با وجود اين هنوز اين برنامه ترديدهايي را بر مي انگيزد. "كارلو ليفرت" استاد كشاورزي ارگانيك دانشگاه نيوكاسل ميگويد: "در حال حاضر مردم نسبت به پديده دستكاري ژنتيكي به ديده شك نگاه ميكنند و به اين شركتها اعتماد ندارند."تا زماني كه آزمايشها كامل نشده, نميتوان از مشكلات عملي اين برنامه سخن گفت. يكي از مشكلات عمده, عملكرد گياه در خاكهاي شور خواهد بود. در چنين خاكهايي, دفع نمك از ريشه به داخل خاك همراه با صرف مقدار زيادي انرژي خواهد بود.دكتر "ري بره سان" استاد دانشگاه پوردو از مخالفت مستمر بريتانيا و اروپا با دستكاري ژنتيكي گله مند است: "طرفداران محيط زيست نيت مثبتي دارند, اما دانش آنها محدود است. سطح علمي استدلال اين گروه بسيار پايين است. هدف ما افزايش توليد در واحد سطح است, و اين به معني كاهش سطح زمين زير كشت خواهد بود. همه متخصصان محيط زيست ميدانند كه اثر منفي كشاورزي سنتي بر زيست بومها از هر عامل ديگري بيشتر بوده."يك سوم زمينهاي زراعي آبي جهان به دليل شوري بالا غير قابل استفاده اند. بعد از هر آبياري, به ويژه در مناطق گرمسير, آب تبخير شده و نمك را در خاك بر جاي ميگذارد. يك راه حل اين مشكل آبشويي اين اراضي است, اما در جايي كه منابع آب محدود است اين كار عملي نيست.تخمين زده ميشود در ايالات متحده سالانه 6ميليارد دلار/4ميليارد پوند محصول زراعي به دليل غير قابل استفاده شدن زمينهاي زراعي از دست ميرود. انتظار ميرود اين گونه محصولات علاوه بر ايالات متحده در چين, استراليا و آمريكاي جنوبي هم طرفداراني پيدا كند.پي نوشت: در پي انتشار اين مقاله در گاردين, دو پاسخ به اين روزنامه ارسال شد كه چكيده آن به اين شرح است:"پني كمپ" سخنگوي حزب سبزها: شوري راه حلهاي ديگري نيز دارد كه خطر آنها بسيار كمتر از استفاده از مواد تغيير يافته ژنتيكي است, از جمله ايجاد زهكشي مناسب. در بلند مدت اروپا قصد دارد بازارهايي ايجاد كند كه نياز كشاورزان را به الگوهاي صنعتي (توليد محصول ارزان قيمت) كمتر كرده و بستر توسعه كشاورزي پايدار را ايجاد كند.دكتر "ريچارد لاوسون": ادعاي شركت فيوچراژن بي پايه است. اگر آبياري با آب شيرين منجر به شوري ميشود, آبياري با آب دريا اثر شديدتري خواهد داشت. اين پژوهشگران تنها به زمينه هاي تخصصي خود توجه دارند و اثرات پيچيده زيست محيطي را ناديده ميگيرند منبع: گاردین |
|
|
|
|
|
#13 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
توليد گياهان مين ياب
توليد گياهي تراريخته كه با رشد در ميدانهاي مين رنگ آن تغيير ميكند, ميتواند از تلفات و جراحات بسياري جلوگيري كند.اين گياه كه رقم تراريخته گياه آرابيدوپسيس (Arabidopsis thaliana) است, به گاز دي اكسيد نيتروژن -كه از مين ها متصاعد ميشود- حساس است. برگهاي اين گياه سه تا پنج هفته بعد از رشد در مجاورت اين گاز از سبز به قرمز تغيير رنگ ميدهند. "كارستن مه ير" از دانشگاه كپنهاگ, كه مشاور علمي شركت "آره سا" (توليد كننده اين رقم) است, تشخيص اين تغيير را بسيار آسان ميداند. اما در عين حال گروه پژوهشي هنوز نميداند ميزان حساسيت اين گياه به دي اكسيد نيتروژن چقدر است, و به همين دليل معلوم نيست اين گياه در مجاورت چه مقدار گاز تغيير رنگ ميدهد.اما به هر حال گروه پژوهشي اميدوار است كه اين راهكار در مقياس بزرگ كارايي خود را نشان دهد. اگر چنين شود, عمليات مين زدايي سرعت چشمگيري خواهد يافت. مه ير توضيح ميدهد: "كار گذاشتن مين ها از جمع كردن آن بسيار آسان تر است." در حال حاضر هر شخص ميتواند در هر روز تنها دو متر مربع زمين را از مين پاكسازي كند."ريچارد ويرسترا" پژوهشگر گروه باغباني دانشگاه ويسكانسين كه روي آرابيدوپسيس تحقيق ميكند اين ايده را "فوق العاده" توصيف ميكند. وي توضيح ميدهد كه آرابيدوپسيس گياهي است با ريشه سطحي, و به اين ترتيب مواد منفجره در عمق كم شناسايي ميشوند. به گفته "گه ير بيوئرسويك" رئيس واحد برنامه پاكسازي مين امداد مردمي نروژ, اين عمقي است كه بيشتر مين ها در آن پيدا ميشود.پژوهشگران فرايند تغيير رنگ را با دستكاري ژنتيكي در سازوكاري ايجاد كردند كه در پاييز منجر به تغيير رنگ برگها ميشود. ژنهايي كه منجر به توليد اين رنگدانه ها (موسوم به آنتوسيانين) ميشوند بيشتر مدت سال را غير فعال هستند. گروه پژوهشي ژنهايي به گياه افزوده كه ژن توليد رنگدانه آنتوسيانين را در مجاورت گاز دي اكسيد نيتروژن فعال ميكند.شركت "آره سا" اكنون در حال تكميل دستگاه "تفنگ بذركار" است كه بتواند بذر اين گياه را به سرعت بالا و هزينه پايين در خاك بكارد. اين شركت همچنين در حال توليد گياهاني است كه نسبت به آلودگي فلزات سنگين (نظير كادميوم و نيكل) حساس است و وجود اين آلودگي را در خاك تشخيص ميدهد.گروه پژوهشي همچنين راهكارهايي طراحي كرده اند كه از انتشار اين گياه در طبيعت جلوگيري ميكند. آنها ژن مربوط به توليد نوعي هورمون رشد را از ريخته زرثي گياه حذف كرده اند, بنابراين گياه براي ادامه حيات خود به يك كود شيميايي اختصاصي نياز دارد.اما "بن آيليف" از گروه صلح سبز به كارامد بودن فناوري در پاكسازي مين خوشبين نيست. وي توضيح ميدهد: "روشهاي موثرتري براي پاكسازي ميدانهاي مين وجود دارد. مشكل اينجاست كه اراده سياسي براي حل اين مشكل وجود ندارد. راه حل نهايي اين مشكل اين است كه از ابتدا جلوي كارگذاري اين مين ها گرفته شود." منبع: نيچر |
|
|
|
|
|
#14 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
گياهان توليد كننده تار عنكبوت
با وارد كردن ژن تارعنكبوت به سيب زميني و توتون, اين گياهان قادر به توليد مقدار قابل توجهي تار عنكبوت در بافتهاي خود خواهند شد. اگر الياف توليدي از اين روش قابل ريسيدن باشد, ميتوان از آن براي توليد الياف پرقدرت و همچنين الياف قابل تجزيه و غيرسمي استفاده كرد."اودو كنراد" و همكاران از موسسه تحقيقات گياهان زراعي و ژنتيك گياهي, نسخه هاي مصنوعي از ژن مولد تارعنكبوت گونه Nephila clavipes را به چند گياه منتقل كرده و مشاهده كردند كه بيش از 2% كل پروتئين اين گياهان را تار عنكبوت تشكيل ميدهد.ژن مولد تارعنكبوت قبلا به باكتري ها منتقل شده است. اين باكتري ها در محيط غذايي مناسب قادر به توليد تارعنكبوت هستند, ولي لازمه اين عمل تغذيه آنان با گليسين و آلانين, دو اسيد آمينه گران قيمت است. با روشي مشابه, اين ژن به بز منتقل شد كه در نتيجه پروتئين مربوطه در شير آن يافت شد.محققين هزينه توليد تارعنكبوت از گياهان تغيير يافته ژنتيكي را 10 تا 50 درصد هزينه مشابه در مورد باكتري تخمين ميزنند, مضاف بر اين كه گياهان قادرند اسيد آمينه مورد نياز خود را از مواد خام ارزان قيمت تهيه كنند. عنكبوت و كرم ابريشم داراي غده هاي مولد پروتئين هاي ليفي هستند كه با ريسيدن آنها اليافي بدست مي آيد كه از فولاد محكمتر است. تنها تعداد محدودي از توليد مصنوعي از جمله "كولارKevlar" توليد شركت DuPont قابل رقابت با اين الياف هستند. الياف كولار در جليقه هاي ضد گلوله, وسايل ورزشي, قطعات هواپيما و ريسمانهاي مورد استفاده در سكوهاي نفتي بكار ميرود.ولي الياف كولار انعطاف پذيري بسيار كمتري نسبت به تارعنكبوت دارد. اين بدان معناست كه تارعنكبوت قبل از پاره شدن انرژي زيادي جذب ميكند: مزيتي كه عنكبوت به كمك آن موفق به شكار حشرات ميشود.مهندسان علاقه زيادي به استفاده از تارعنكبوت در صنعت دارند, ولي استخراج اين ماده از طبيعت گران تمام ميشود. بهمين علت پژوهشگران در جستجوي راهي براي توليد انبوه اين ماده به صورت مصنوعي هستند.از آنجا كه تارعنكبوت نوعي پروتئين است, ساخت آن توسط ژني در موجود زنده مولد آن كنترل ميشود. با وجود اينكه ساختمان شيميايي اين تركيب پروتئيني شناخته شده, پيچيدگي آن توليد مصنوعي آن را مشكل ميكند. روش بهتر استفاده از موجودات زنده براي توليد طبيعي اين ماده است.توليد الياف بادوام از پروتئين تارعنكبوت (كه در آب قابل انحلال است) كار مشكلي است و هيچكس تا كنون اين كار را بخوبي عنكبوتها انجام نميدهد. ولي محققين اميدوارند كه توليد انبوه اين ماده مشكلات مربوط به ريسيدن آنرا حل كند منبع: Nature |
|
|
|
|
|
#15 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2006
محل سكونت: تو سرزمين تنهايي
ارسالها: 18,331
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 204
از ایشان 7,167 بار سپاسگزاري شده است
|
توليد گل شب نما
ژنتيك دانها گل فلورسنت توليد كردند منبع: گاردين اولين گل فلورسنت در جهان در يك نمايشگاه گل در ايتاليا به نمايش گذاشته شد. توليدكنندگان آن اميدوارند كه اين پديده بتواند ديدگاه مثبتي نسبت به موجودات تغيير يافته ژنتيكي ايجاد كند.گل استكاني (با نام علمي Lisianthus luminoso) مزبور حاوي ژني از توتياي اقيانوس آرام است كه در واكنش به نور فرابنفش, نور سبزرنگي توليد ميكند.اين گياه در موسسه آزمايشگاهي گل و گياه در "سن رمو" توليد شده و به نظر ميرسد يكي از جاذبه هاي نمايشگاه گل "پسكيا" باشد كه بازديد كنندگان زيادي از سراسر اروپا را به خود جلب ميكند."تيتو اسكيوا" يكي از توليد كنندگان اين گل به خبرگزاري "آنسا" گفت: "اميدواريم اين گل بتواند نشان دهد كه مهندسي ژنتيك يك فناوري سودمند براي بشر است و با تصوير خوفناكي كه از آن ساخته اند تفاوت دارد."وي افزود: "اين يك نكته روانشناسي است, استفاده از گل براي جلب توجه افراد آسان تر است."محققان ابتدا پروتئين فلورسنت را از توتيا به اسطوخودوس و توتون منتقل كردند, ولي رنگدانه هاي طبيعي آنها مانع بروز اين ژن شد.محققان اميدوارند ژن اين رنگدانه در نشان دادن ميزان سلامت گياه به كار رود, به طوري كه تغيير در ميزان نورزايي نمايشگر ميزان نياز گياه به نور و آب باشد |
|
|
|