کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای ادبی > ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي

ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-24-2007   #1 (permalink)
محروم از فعالیت
 
koroush's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

سکوت سنگین
ميراث‌ايران - علی شهیدی:
رد فارسی امروز را اگر بگیرید به زبان‌های مختلفی می‌رسید؛ زبان‌هایی که از آنها جز چند کتیبه و چند کتاب چیزی باقی نمانده است.
برای ما که به یاد گرفتن زبان‌های فرنگی بیشتر از زبان مادری خود اهمیت می‌دهیم، عجیب است اگر بشنویم یک استاد انگلیسی‌الاصل دانشگاه کمبریج انگلستان که عمری را صرف تحقیق در زبان‌های باستانی ایران کرده، گفته باشد كه «هر دانشجوی انگلیسی‌اي که می‌خواهد زبان مادری خود (انگلیسی) را خوب یاد بگیرد، باید با زبان‌های باستانی ایران آشنا شود».
هرولد والتر بیلی و استادانی مثل او در غرب، عمرشان را پای مطالعه فرهنگ و زبان‌های باستانی ما گذاشتند اما - گذشته از فردوسی - فکر می‌کنید چند ایرانی حاضرند زندگی خود را وقف شناخت و حفظ این زبان‌ها کنند؟
به زبان‌هایی که اقوام ایرانی از چند هزار سال پیش تا به امروز به آنها حرف می‌زنند و از خانواده آریایی است، زبان‌های ایرانی گفته می‌شود. صفحه رازهای این هفته، شامل معرفی کوتاه این زبان‌ها به کمک کتیبه‌ها و کتاب‌های باستانی است.
بد نیست بدانید
ایرانیان باستان به یادگیری زبان‌های خارجی بسیار علاقه داشتند. به ایران زبان‌ها بیاموختند / روان را به دانش برافروختند. (شاهنامه فردوسی)
دانشمندان زبان‌شناس، زبان‌های دنیا را از نظر خصوصیات زبانی در شاخه‌های مختلف طبقه‌بندی می‌کنند. اولین بار یک زبان‌شناس فهمید که خیلی از زبان‌هایی که مردم در فاصله هند تا اروپا به آنها حرف می‌زنند، شباهت‌های زیادی با هم دارند و می‌توان آنها را در گروه هندواروپایی طبقه‌بندی کرد. به همین خاطر امروزه زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ارمنی، روسی، ایتالیایی و زبان فارسی از خانواده‌ای هستند که جدشان زبان فرضی هندواروپایی است.
زبان‌های رایج در ایران امروز به 2گروه ایرانی و غیرایرانی طبقه‌بندی می‌شوند.
زبان‌شناسان، زبان‌های ایرانی را در 3دوره تاریخی طبقه‌بندی می‌کنند؛ ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی نو.
از زمانی که آغازش معلوم نیست تا پایان سلسله هخامنشی، دوره زبان‌های ایرانی باستان است؛ فارسی باستان و اوستا از زبان‌های این دوره‌اند.
از پایان سلسله هخامنشی تا تشکیل سلسله صفاریان در سیستان به دست یعقوب لیث، دوره زبان‌های ایرانی میانه است. زبان‌های پارتی، پهلوی (فارسی میانه)، سغدی، خوارزمی، بلخی و ختنی از این گروهند.
از زمان صفاریان که فارسی دری را به عنوان زبان رسمی اعلام کردند تا امروز، دوره زبان‌های ایرانی نو است.
چند زبان زنده ایرانی نو از این قرارند؛ فارسی دری، بلوچی، پشتو، گیلکی، لری، کردی، لکی، یغنابی، آسی و...
بسیاری از شهرها و روستاهای ایران به لهجه‌های مختلفی از زبان فارسی صحبت می‌کنند؛ لهجه‌هایی مثل کرمانی، اصفهانی، یزدی، کاشانی و...
بسیاری از زبان‌ها و گویش‌های ایرانی به خاطر نفوذ رادیو و تلويزیون و کم شدن تعداد مردمی که به آنها صحبت می‌کنند، در حال از بین رفتن‌اند؛ با مرگ هر زبان یک فرهنگ از بین می‌رود.
زبان‌های ایرانی در محدوده‌ای فراتر از مرزهای امروزی ایران، در بسیاری از سرزمین‌های همسایه ما که روزگاری ایران قدیم را تشکیل می‌داده‌اند نیز رواج دارند.
بسیاری از ایرانیان بسته به جایی که زندگی می‌کنند، به چند زبان ایرانی مسلطند. راستی شما به کدام یک از زبان‌های ایرانی نو حرف می‌زنید؟
خط مخصوص

اين تصویر خط مخصوص مانویان است كه ماني برای نوشتن زبان فارسی میانه مانوی و زبان سغدی اختراع کرده بوده. پیروان مانی علاوه بر اینکه از خط مخصوص خودشان استفاده می‌کردند، خط‌ها و زبان‌های دیگر را نیز به‌کار می‌بردند. از مانویان به زبان‌های ایرانی میانه مثل پهلوی، پارتی و سغدی و به زبان‌های غیرایرانی - چینی، قبطی و اویغوری - مطالب زیادی به‌جا مانده.
موزه‌هایی در باد
اگر سال‌ها قبل متن این کتیبه را نخوانده بودند، دیگر قابل خواندن نبود چون باران تقریبا از متن کتیبه چیزی باقی نگذاشته. چهره‌ای که می‌بینید یکی از موبدان بزرگ زمان ساسانیان است که دستور داده تا در نقش رجب فارس این کتیبه را بکنند.
کتیبه به زبان فارسی میانه زرتشتی (پهلوی ساسانی) و خط پهلوی کتیبه‌ای نوشته شده. در پایان متن کتیبه هم، نام کاتب آن - بوختگ - دیده می‌شود که در واقع پای نوشته را امضا کرده. نقش رجب در دامنه کوه مهر (رحمت) در نزدیکی استخر و تخت جمشید قرار دارد.
رنگ و زبان
یک ورق از اولین کتاب مصور جهان؛ یک مینیاتور مانوی که در ترفان چین پیدا شده. اگر به دقت نگاه کنید، مردانی قلم به دست را می‌بینید که در حال نوشتن متن‌های مانوی‌اند. پیروان مانی آثار خودشان را به زبان‌های مختلف می‌نوشتند تا مردم کشورهای مختلف بتوانند آنها را بخوانند. برای اولین بار در جهان کتاب‌های مصور و رنگی را نیز آنها به وجود آوردند تا مطالب به کمک تصویر بهتر منتقل شود.
خطی برای آخرت
این سنگ قبر یکي از اهالی فارس است که كتيبه‌اش به زبان پهلوی ساسانی و به خط کتابی نوشته شده. کتیبه‌های سنگ مزار که متعلق به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی‌اند، به‌جای خط پهلوی کتیبه‌ای، به خط کتابی پهلوی نوشته می‌شده‌اند.
گنج کلمات
«من پسر داریوشم و این پادشاهی را از اهوره مزدا دارم.» این معنی چند جمله از متن این کتیبه است و اگر کسی به یکی از 3زبان فارسی باستان، ایلامی یا بابلی تسلط داشته باشد، می‌تواند آن را بخواند. این کتیبه 3زبانه به فرمان خشایارشا - پسر داریوش هخامنشی - و به نشانه احترام، کمی پایین‌تر از کتیبه داریوش کنده شده.
فارسی باستان زبان مادری هخامنشیان بوده اما آنها به‌جز فارسی باستان از چند زبان غیرایرانی یعنی ایلامی، بابلی (اکدی) و آرامی هم در کارهای اداری استفاده می‌کردند تا همه سرزمین‌هایی که پادشاهی هخامنشی را تشکیل می‌داده، دستورات شاه را به‌خوبی بفهمند. براي تماشاي اين كتيبه بايد برويد گنج‌نامة همدان.
نمودار در کتاب آفرینش

صفحه‌ای از یک کتاب علمی به زبان پهلوی. نام این کتاب بندهش است و در آن مطالب جالبی از داستان آفرینش جهان و موجودات زنده، نجوم ایرانی و... آمده است. در خانه‌های آن مستطیل، نام صورت‌های فلکی و دوازده برج به ترتیب آمده است.
همان‌طور که می‌بینید، ایرانیان در کتاب‌های علمی، از شکل و نمودار هم برای توضیح بهتر مطالب استفاده می‌کرده‌اند. زبان پهلوی از زبان‌های علمی ساسانیان بوده و مطالب زیادی در موضوعات مختلف به این زبان وجود دارد. دانشگاه جندی شاپور در آن زمان بهترین دانشمندان جهان را یکجا جمع کرده بوده.
یادگاری روی دیوار تچر
نوشتن یادگاری از زمان باستان مد بوده. این هم 2کتیبه یادگاری ساسانی روی یک دیوار هخامنشی. ایرانیان در طول تاریخ از تخت جمشید بازدید می‌کردند و کتیبه یادبود به‌جا می‌گذاشتند. آخرین کتیبه‌های یادبود تخت جمشید متعلق به دوران قاجار است.
اما این 2کتیبه که متعلق به زمان ساسانی است، به زبان پهلوی و خط کتیبه‌ای، در ورودی کاخ تچر داریوش نوشته شده. بالایی را شاپور سکانشاه - شاه سیستان، پسر هرمز دوم - پس از بازدید از ویرانه‌های تخت جمشید نوشته و پایینی را یک قاضی به نام سلوک که از کابل برای ملاقات با شاپور شاهنشاه به پارس آمده بوده.
سنگ 3 زبانه
این قدیمی‌ترین کتیبه‌ای است که به یک زبان ایرانی روی سنگ کنده شده. زبان‌شناسی که اولین بار آن را خوانده، روزها با طناب خود را از پرتگاه کوه آویزان می‌کرده. کتیبه بیستون داریوش در کرمانشاه که به زبان فارسی باستان نوشته شده و به 2زبان ایلامی و بابلی(اکدی) هم ترجمه شده و در واقع 3زبانه است، نشان می‌دهد که ایرانی‌ها به ترجمه نوشته‌هایشان به زبان‌های دیگر اهمیت می‌داده‌اند.
نوشته‌های این کتیبه، اتفاقات 3 - 2 سال اول به قدرت رسیدن داریوش بزرگ هخامنشی را روایت کرده است. مردی که از همه بزرگ‌تر و بلندتر است و دست راستش را بالا برده، داریوش است. 2سردار پارسی هم پشت‌سر او با کمان و نیزه ایستاده‌اند. در مقابلشان 9نفر از دشمنان داریوش ایستاده‌اند و یکی هم روی زمین افتاده. گرچه این کتیبه در فهرست آثار جهانی ثبت شده اما ترک عمیق سنگ‌ها می‌گویند که زمان نابودی نزدیک است.
koroush آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي koroush به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 10-25-2007   #2 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

در سایت زیر ریشه کلمات انگلیسی داده شده. بسیاری از کلمات انگلیسی بیش از آنچه که باور کنید به فارسی نزدیک هستند. مولف برای بسیاری از کلمات همریشه اوستایی یا فارسی آنها رو آورده ولی بعضی دیگر رو نمیدونسته ولی با اندکی دقت میتونید خودتون حدس بزنید. کافیست که ریشه PIE را که برای هر کلمه داده شده با کلمات فارسی مقایسه کنید.

www.etymonline.com

اگر کلمه avestan را جستجو کنید همه کلمات انگلیسی که هم ریشه اوستایی هستند نشان داده میشن.


آیا میتونید برای نمونه حدس بزنید که کلمه های through یا super با کدام کلمه فارسی هم ریشه هستند؟
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي aryan20xx به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-25-2007   #3 (permalink)
آستیاگ
 
Iceman's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2007
ارسالها: 1,143
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,926
از ایشان 817 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

احتمالا باید از ریشه ی ابر یا اپر باشد

ويرايش توسط Iceman : 10-25-2007 در ساعت 01:16 AM.
Iceman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Iceman به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 10-25-2007   #4 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله آستیاگ نمايش نوشته ها
احتمالا باید از ریشه ی ابر یا اپر باشد
بله. super با ابر همریشه است.

super- from L. adverb and preposition super "above, over, on the top (of), beyond, besides, in addition to," from PIE base *uper "over" (cf. Skt. upari, Avestan upairi "over, above, beyond," Gk. hyper, O.E. ofer "over," Goth. ufaro "over, across," Gaul. ver-, O.Ir. for), comparative of base *upo "under."
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي aryan20xx به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-25-2007   #5 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

حدس من: چرخیدن با search و چرخ با circle

circus c.1380, from L. circus "ring," applied by Romans to circular arenas for performances and contests (esp. the Circus Maximus), from or akin to Gk. kirkos "a circle," from PIE *kirk- from base *(s)ker- "to turn, bend." First attested use for "traveling show" is 1791.

search (v.) c.1330, from O.Fr. cerchier "to search," from L. circare "go about, wander, traverse," from circus "circle." The noun is first recorded c.1400. Phrase search me as a verbal shrug of ignorance first recorded 1901. Search warrant first attested 1739. Search-light recorded from 1883.

aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #6 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

through با در یا درون یا تیر

through c.1300, metathesis of O.E. þurh, from W.Gmc. *thurkh (cf. O.S. thuru, O.Fris. thruch, M.Du. dore, Du. door, O.H.G. thuruh, Ger. durch, Goth. þairh "through"), from PIE base *tr- "through" (cf. Skt. tirah, Avestan taro "through, beyond," L. trans "beyond," O.Ir. tre, Welsh tra "through"). Not clearly differentiated from thorough until early Mod.Eng. Spelling thro was common 15c.-18c. Reformed spelling thru (1917) is mainly Amer.Eng.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #7 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

paradise c.1175, "Garden of Eden," from O.Fr. paradis, from L.L. paradisus, from Gk. paradeisos "park, paradise, Garden of Eden," from an Iranian source, cf. Avestan pairidaeza "enclosure, park" (Mod.Pers. and Arabic firdaus "garden, paradise"), compound of pairi- "around" + diz "to make, form (a wall)." The first element is cognate with Gk. peri- "around, about" (see peri-), the second with Skt. digen "firm, solid," originally "kneaded into a compact mass," Gk. teikhos "wall," L. fingere "form, fashion" (cf. fiction), Goth. deigan "to smear," O.E. dag "dough." The Gk. word, originally used for an orchard or hunting park in Persia, was used in Septuagint to mean "Garden of Eden," and in New Testament translations of Luke xxiii.43 to mean "heaven" (a sense attested in Eng. from c.1205). Meaning "place like or compared to Paradise" is from c.1300.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #8 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

warm (adj.) O.E. wearm, from P.Gmc. *warmaz (cf. O.S., O.Fris., M.Du., O.H.G., Ger. warm, O.N. varmr, Goth. warmjan "to warm"), from PIE *ghworm-/*ghwerm- (cf. Skt. gharmah "heat;" O.Pers. Garmapada-, name of the fourth month, corresponding to June/July, from garma- "heat;" Arm. jerm "warm;" Gk. thermos "warm;" L. formus "warm," fornax "oven;" O.Ir. fogeir "heated;" Hitt. war- "to burn"). The root also may be connected to that of O.C.S. goriti "to burn," varu "heat," variti "to cook, boil;" and Lith. verdu "to seethe." The distinction, based on degree of heat, between "warm" and "hot" is general in Balto-Slavic and Gmc., but in other languages one word often covers both (cf. L. calidus, Gk. thermos, Fr. chaud, Sp. caliente). In ref. to feelings, etc., attested from c.1480. Sense in guessing games first recorded 1860, from earlier hunting use in reference to scent or trail (1713). Warm-blooded in ref. to mammals is recorded from 1793. Warm-hearted first recorded c.1500.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #9 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

god O.E. god "supreme being, deity," from P.Gmc. *guthan (cf. Du. god, Ger. Gott,guð, Goth. guþ), from PIE *ghut- "that which is invoked" (cf. Skt. huta-*gheu(e)- "to call, invoke." But some trace it to PIE *ghu-to- "poured," from root *gheu- "to pour, pour a libation" (source of Gk. khein "to pour," khoane "funnel" and khymos "juice;" also in the phrase khute gaia "poured earth," referring to a burial mound). "Given the Greek facts, the Germanic form may have referred in the first instance to the spirit immanent in a burial mound" [Watkins]. Cf. also Zeus. Not related to good. Originally neut. in Gmc., the gender shifted to masc. after the coming of Christianity. O.E. god was probably closer in sense to L. numen. A better word to translate deus might have been P.Gmc. *ansuz, but this was only used of the highest deities in the Gmc. religion, and not of foreign gods, and it was never used of the Christian God. It survives in Eng. mainly in the personal names beginning in Os-. O.N. "invoked," an epithet of Indra), from root
"I want my lawyer, my tailor, my servants, even my wife to believe in God, because it means that I shall be cheated and robbed and cuckolded less often. ... If God did not exist, it would be necessary to invent him." [Voltaire]
First record of Godawful "terrible" is from 1878; God speed as a parting is from c.1470. God-fearing is attested from 1835. God bless you after someone sneezes is credited to St. Gregory the Great, but the pagan Romans (Absit omen) and Greeks had similar customs.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #10 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

شنو (شنوایی)

sound (n.1) "noise," c.1280, soun, from O.Fr. son, from L. sonus "sound," from PIE *swonos, from base *swen- "to sound" (cf. Skt. svanati "it sounds," svanah "sound, tone;" L. sonare "to sound;" O.Ir. senim "the playing of an instrument;" O.E. geswin "music, song," swinsian "to sing;" O.N. svanr, O.E. swan "swan," prop. "the sounding bird"). The final -d was established c.1350-1550 as part of a tendency to add -d- after -n-. The verb is attested from c.1300, from L. sonare, from sonus. First record of sound barrier is from 1939. Soundtrack is from 1929; sound check is from 1977; sound effects is 1909, originally live accompaniments to silent films.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #11 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

دانایی (دان، دانستن)

vision c.1290, "something seen in the imagination or in the supernatural," from Anglo-Fr. visioun, O.Fr. vision, from L. visionem (nom. visio) "act of seeing, sight, thing seen," from pp. stem of videre "to see," from PIE base *weid- "to know, to see" (cf. Skt. veda "I know;" Avestan vaeda "I know;" Gk. oida, Doric woida "I know," idein "to see;" O.Ir. fis "vision," find "white," i.e. "clearly seen," fiuss "knowledge;" Welsh gwyn, Gaulish vindos, Breton gwenn "white;" Goth., O.Swed., O.E. witan "to know;" Goth. weitan "to see;" Eng. wise, Ger. wissen "to know;" Lith. vysti "to see;" Bulg. vidya "I see;" Pol. widziec' "to see," weidziec' "to know;" Rus. videt' "to see," vest' "news," O.Russ. vedat' "to know"). The meaning "sense of sight" is first recorded c.1491. Meaning "statesman-like foresight, political sagacity" is attested from 1926.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #12 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

دروغ و dream

c.1250 in the sense "sequence of sensations passing through a sleeping person's mind," probably related to O.N. draumr, Dan. drøm, Swed. drom, O.S. drom, Du. droom, O.H.G. troum, Ger. traum "dream," perhaps from W.Gmc. *draugmasbidriogan, O.H.G. triogan, Ger. trügen "to deceive, delude," O.N. draugr "ghost, apparition"). Possible cognates outside Gmc. are Skt. druh- "seek to harm, injure," Avestan druz- "lie, deceive." But O.E. dream meant only "joy, mirth," also "music." Words for "sleeping vision" in O.E. were mæting and swefn (from PIE *swep-no-, cf. Gk. hypnos). Much study has failed to prove that O.E. dream "noisy merriment" is the root of the modern word for "sleeping vision," despite being identical in spelling. Either the meaning of the word changed dramatically or "vision" was an unrecorded secondary O.E. meaning of dream, or there are two separate words here. "It seems as if the presence of dream 'joy, mirth, music,' had caused dream 'dream' to be avoided, at least in literature, and swefn, lit. 'sleep,' to be substituted" [OED]. Dream in the sense of "ideal or aspiration" is from 1931, from earlier sense of "something of dream-like beauty or charm" (1888). Dreamy is 1567 in the sense "full of dreams;" 1941 as "perfect, ideal." Dreamboat "romantically desirable person" is from 1947. Dreamland is c.1834; dreamscape is 1959, in a Sylvia Plath poem.
"deception, illusion, phantasm" (cf. O.S.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #13 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

زن با queen و gynecology

gynecology 1847, from Fr. gynécologie, from Gk. gynaik-, comb. form of gyne "woman, female," from PIE *gwen- "woman" (see queen). Second element is from Fr. -logie "study of," from Gk.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي aryan20xx به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-25-2007   #14 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

دوستمون كورش ريشه كلمه "بهار" را جاي ديگري نوشت. گفتم به انگليسي هم ربطش بدم بد نيست.

vernal
"pertaining to spring," 1534, from L. vernalis "of the spring," from vernus "of spring," from ver "spring," from PIE *wesr- "spring" (cf. O.N. var "spring," Gk. ear, Skt. vasantah, Pers. bahar, O.C.S. vesna "spring," Lith. vasara "summer").
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي aryan20xx به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-25-2007   #15 (permalink)
محروم از فعالیت
 
koroush's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ریشه شناسی زبان ایرانی ، زبان آریایی

بد نیست من هم یکی دیگر از واژگان را ریشه یابی کنم
واژه "حق"که به دروغ به تازیان نسبت میدهند و آنرا یکی از القاب و صفات الله میدانند از واژه " هاگ"به معنای تخم گل،یا هسته درون هسته معنا میدهد.یا واژه "دجال"که در اسلام به معنای ویرانگر مذاهب نمد پیدا کرده است از دو بخش=دژ+آل=دژآل=دشمن +آل=سیمرغ=هما=عنقا=ارتافرور معنا میدهد یعنی دشمن سیمرغ،یکتا خدای ایران زمین که هزاره هاست او را تحریف کرد ه و میکنند البته مذهبیون با ساختن الاهان دروغین اینکار را کرده و میکنند
koroush آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي koroush به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:19 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک