رد پایی در مه - پای درد دل شما - هم میهن
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            
آخرین موضوعات فعال آیا زنان باهوش‌ هستن؟    آقای حمید بقایی را هرچه سریعتر اعدام کنید! / او خیال می‌كند در دستگاه قضایی عدل علوی    تیتر رسانه های اصلاح طلب بعد از تصویب برجام    بقایی در بیمارستان بستری شد    بهترین تجربه در درمان ریزش مو    انواع اهداف را بشناسیم    بلوند يا محجبه؟    شکایت دولت از سازنده مستند انتخاباتی روحانی    اسم دختر ٨ ماهه، بنیتا یعنی چی؟    ایران به پرداخت 209 میلیون دلار غرامت به آمریکا محکوم شد    بت کده و میکده هم میهن ;-*    میثم مطیعی:نکند مومنان حراج کنند عاقبت آبروی ایمان را    چرا برجامو آتیش نمیزنند؟!    حال میرحسین خوب است    بقایی جسورتر از قبل/از فردای امروز تمامی اتهاماتی که زدند را منتشر میکنم    میرسلیم : تصمیمات قالیباف نه فقط برای تهران که برای کشور بد است    صومعه سولما «Sumela» معبدی در دل کوه    راه اندازی سایت وردپرسی در لوکال هاست    جدیدترین مدل کفش عروس    پیـش بینـی لیگ هفدهم (هفتـه اول)    گارانتی تعویض صفحه نمایش گلکسی نوت 8 با این شرایط    بقایی علیه داستان عمومی و انقلاب تهران طرح شکایت کرد/واکنش به کذب خواندن سخنان    آسیب شناسی تشیع    مهندس مشایی: زمانه ترس تما شده/نه از پرونده می ترسیم و نه از مجازات    بستنی تریاک میهن :|   

رد پایی در مه
قديمي 02-03-2009   #9 (لینک نوشته)
bollywood
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

چه قدر آدرس و نشانی ات را پیدا کردن سخت شده
چه قد حرف زدن از تو هنگامی که نیستی درد آور است
چه قدر یادت آن وقت که یادگاری هایمان را مرور می کنم شیرین است
چه قدر من پر حرفم در توصیفت
چه قدر کم حرف بودی در جواب دادن
چه قدر آبی آسمان زیبا است وقتی این جا یی
چه قدر دوست داشتم که فاصله ها کم بود
چه قدر کم همدیگر را می بینیم
چه قدر کم می آوریم هم را
چه قدر حرف دارم با تو در بی تویی
چه قدر سکوت است این جا، در خود ، در بی تویی
چه قدر تحملم کم شده
چه قدر عادت کرده ام به تو
چه قدر نزدیک بودیم به هم
چه قدر دور شدیم از هم
چه قدر زیاد می دیدم همدیگر را
چه قدر کم میبینیم هم دیگر را
چه قدر توصیف حالم مشکل است
چه قدر غریبم بی تو
چه قدر استوار بودم در کنارت
چه قدر شکننده شدم بی حضورت
چه قدر به یاد کودکی ام می افتادم در زیر چتر نگاه مادرانه ات
چه قدر از کودکی ام دور شدم
چه قدر از خود دور شدم
چه قدر از درون خالی شدم
چه قدر احساس تهی بودن می کنم
چه قدر دوست دارم بیشتر بشناسمت
چه قدر کم می شناسمت
چه قدر صبر کمیاب شده
چه قدر زجر زیاد شده
چه قدر ماجرا داشتیم با هم
چه قدر بی ماجرایی، بی تحرکی، افول، سخت است
چه قدر قله را دوست دارم
چه قدر دوست دارم تو را از این پایین روی قله ببینم


__________________


ويرايش توسط bollywood : 02-04-2009 در ساعت 03:30 AM
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول