نشریه هم میهن منتشر شد - کتاب و رمان کاربران - هم میهن
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            
آخرین موضوعات فعال تکذیب ارسال کمک های هلال احمر ایران به سوریه    فوری بروجرد ساعت دو دیشب لرزید    پرسش ها، پیشنهادها و انتقادها    رهبری:امروز عده ای بلندگوی دشمن شدند که آقا نمیشود در مقابل قدرت ها ایستاد    جنایات سیمیتقو در آذربایجان غربی    **صلوات برای سلامتی وظهور امام عصر(عج)**    اثبات ولایت امام علی (ع) از قران    سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی    دانلود رایگان قسمت اول سریال اشوب    زندگی اسفناک زنان در ارتش کره شمالی    اعتماد ٣٧ ميليارد تومانی مردم به هلال احمر    مانتویی با قیمت ۲۰ میلیون تومان!(عکس)    گرفتن اثر انگشت از دانشجوها برای استفاده از قاشق و چنگال!    یه عکس به نفرِ قبلیت هدیه کن    بهنوش بختیاری: سردار سلیمانی در تاریخ جهان ماندگار شد    یونانیان و تورکان تروا    10چـیز که بـاید از زندگـی‌ات کنـارشان بــگذاری    صعود مقتدرانه میلان در لیگ اروپا    شکست غیرمنتظره آرسنال در خانه کلن    بیوگرافی حسن شماعی زاده اهنگساز و خواننده بزرگ    پارسال هم داشتیم ،    توهین به مقدسات را تمام کنید    چهره هم میهنی ها در شب    نام نیکوی او ..    آب اقيانوس "سُني" است!/فيلم   

نشریه هم میهن منتشر شد
قديمي 01-17-2014   #184 (لینک نوشته)
dilak
فــــــــــانی
 
dilak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نشریه هم میهن منتشر شد

«قسمت سی و یکم»


یک هفته اول نقل و انتقال نشریه روزهای بسیار سخت و طاقت فرسایی برای اعضای نشریه رقم خورده بود طوری که در اغلب روزها اعضا با خستگی و کوفتگی حساب شده ای روز را به پایان می رساندند و راهی خانه هایشان می شدند .بالاخره بعد از کلی بحث و جدل اتاقهای اعضا مشخص شد و رایان و آقای قاسمی با هر زحمتی که بود اعضا را مقید به قبول تصمیمات شکل گرفته در نشریه کردند .


به این ترتیب هر بخشی در اتاق تعریف شده خود جای گرفت .هر چند که به نظر می رسید اعضا چندان از این فعل و انفعالات اخیر راضی نیستند چرا که همچنان مشغول غر زدن بودند و بعضا لب و لوچه ای خم می کردند و بعضا هم با یک حالت قهر گونه ای با بقیه رفتار می کردند ولی در هر صورت دستور ، دستوری نبود که بتوان برایش اما و اگری تعریف کرد و یا در بندهای آن انعطاف خاصی نشان داد لذا همه ملزم به رعایت قوانین بودند و چاره دیگری هم نداشتند.


در اثر همین فعل و انفعالات بود که رایان هم کم کم اخلاق و منش جدی تری به خود گرفت و کم کم چم و خم کار دستش آمد و متوجه شد که اگر بنا باشد با انعطاف بیشتری با اعضا رفتار کند در نتیجه هرگز موفق به کنترل اوضاع نخواهد شد بنا براین در گذر زمان کم کم به آن حس و حال مدیریت گونه مورد دلخواه آقای قاسمی دست یافت و تمام تلاش خود را در کنترل امور به کار بست . رایان علیرغم اینکه از دیرباز هم ، اندکی با اعضا نشریه دیر جوش بود ولی همچنان رفته رفته بر دوز دیر جوش بودنش افزوده میشد و کم کم شبیه یک مدیر قاطع و کارآمد نظیر خود آقای قاسمی میشد.

آقای قاسمی علیرغم اینکه به نظر می آمد بسیار خوش مشرب و منعطف باشد ولی عملا برای مخاطب اینطور تداعی میشد که بیشتر سیاس باشد تا چیز دیگر ! چون هرگز به شکل مستقیم با اعضا درگیر نمی شد و سعی می کرد کنترل اوضاع را به شکل زیر پوستی در اختیار داشته باشد لذا تنها دیدگاهی که از آقای قاسمی در ذهن اعضا شکل گرفته بود حدس و گمانهایی بیش نبود و اصلا به طور قطع برای هیچ کس ملموس نبود که خود آقای قاسمی در اصل صاحب چه دیدگاهی هستند و اصلا آیا گرایش خاصی دارند یا خیر ؟در این راستا نقش آقای قاسمی در امورات نشریه به شکل مستقیم کاملا کاهش یافته بود و عملا این رایان بود که بر راس تمام امورات حکمرانی می کرد و همین نقش پر رنگ او که غالبا باعث دردسرهای بیشتری هم میشد یک جورهایی حس حسادت اعضا را برانگیخته بود و هر کدام به نوعی در کمین پستهای مدیریتی قرار گرفته بودند تا بلکه خودی به دیگری نشان بدهند و غبغی بگیرند و چه بسا بعضا هم حساب خوبی از هم تسویه کنند!
با هماهنگیهای شکل گرفته بین رایان و آقای قاسمی خریدهای جدید نشریه نیز به ساختمان جدید نشریه انتقال داده شد و به این ترتیب میزها و مبلمان اداری و ...خریداری شده هر کدام در مکانهای مورد نیاز خود چیده شدند .

طبقه سوم نشریه در اختیار مدیران و گروههای تاریخ و سیاسی و مذهبی بود یکی از بزرگترین و نورگیرترین اتاقهای طبقه سوم به رایان تعلق گرفته بود و تقریبا ما بقی اتاقها خالی بود و فقط بخش مربوط به تاریخ و مذهب در یک اتاق و بخش مربوط به اقتصاد و همینطور قسمت مالی در یک اتاق دیگر قرار گرفته بودند. اتاق آقای قاسمی هم یکی از مجلل ترین اتاقهای کل ساختمان می توانست معرفی شود که در طبقه سوم قرار داشت . اتاق بزرگی که با پرده های زیبا تزئین شده بود چند تابلو زیبای گرافیکی هم در دیوارهایش خود نمایی می کرد . یک دست مبل بسیار زیبا هم که تلفیقی از چرم و چوب بود در وسط اتاق به چشم می خورد در یک سمت اتاق هم یک میز کنفرانس نسبتا بزرگ با صندلیهایی که به شکل مرتبی دور تا دورش چیده شده بود خودنمایی می کرد . میز خود آقای قاسمی هم در ته اتاق بود که یک کتابخانه چوبی بسیار شکیل هم در طرف راستش قرار داشت .حاشیه سر در ورودی در اتاق آقای قاسمی هم توسط هاشم به شکل زیبایی با هنر آیینه کاری مزین به آیه قرآن وان یکاد شده بود که زیبایی دو چندانی به فضای اتاق داده بود .


همانطور که از قبل هم پیش بینی شده بود طبقه دوم نشریه هم متعلق به گروههای اجتماعی و ورزش و سرگرمی و ...شد هر چند که اعضای بخشهای مختلف نشریه غالبا به نحوه این چیدمان معترض بودند ولی از آنجائیکه در درون نشریه بنا بود که حرف ، حرف بزرگان باشد در نتیجه این اعتراضات ره به جایی نمی برد و معترضان همواره در گوشه و کنار غرلند می خواندند و با هم یک به دو می کردند ولی در ظاهر امر کسی صدایش را در نمی آورد و طوری وانمود می کرد که همه در رضایت کامل به سر می برند !


البته این نارضایتی ها صرفا برای اعضا رقم نخورده بود در این بین خود آقای قاسمی هم گرفتاریهای زیادی از این دست پیدا کرده بود که بعضا وقتی حساب دو دو تا می کرد هرگز عدد چهار حاصل نمی شد . در نتیجه بعضا حتی اگر شده باشد با اکراه دستوراتی را صادر می کرد که چه بسا اعضا را برعلیه خود تحریک می کرد ولی با این حال مجبور بود که در ژست خصمانه فرو برود و بعضا هم خودش را به ندیدن یا نشنیدن بزند . در این بین برعکس دیدگاههای اکثر اعضای نشریه که تصور می کردند آقای قاسمی خیلی آدم بی خیال و باری به هر جهتی باشد اتفاقا آقای قاسمی به شکل دقیق و موشکافانه ای حواسش به تمام فعل و انفعالات شکل گرفته در داخل نشریه بود و حتی یک مورد هم پیدا نمیشد که از زیر نگاههای تیز و موشکافانه ی آقای قاسمی جان سالم به در ببرد ولی به نظر می آمد که بعضا انگار مجبور است که ادای ندیدن و نشنیدن را در بیاورد !

تمام این اتفاقات دلایل محکمی برای ایجاد شکاف عمیق بین آقای قاسمی و اعضای نشریه بود شکافی که آقای قاسمی در نظر داشت به واسطه اعضا و مدیران جدیدی که بنا بود برای نشریه معرفی بکند آن را پوشش بدهد .


در کل رفته رفته فضا داشت به آن فضای آرمانی مورد دلخواه آقای قاسمی نزدیک میشد و کم کم زمان آن رسیده بود که اعضای جدید نشریه هم آرام آرام به جمع اهالی نشریه اضافه شوند .
آقای قاسمی از تنی چند از اعضای نشریه دعوت کرد تا در اتاقش حاضر شوند در نتیجه به فاصله اندک زمانی رایان ، یا محسن ، بزرگمهر ، لایف تایم ، بالیوود ، آلبرتا ، صنم ، هدی ، تکتم وآیسی گرل به خواست ایشان در اتاق آقای قاسمی گرد هم آمدند .


هنوز کسی از چند و چون ماجرا اطلاعی نداشت . آقای قاسمی بدون مقدمه شروع به گفتگو کرد و گفت : همونطور که می دونید برگ جدیدی در این نشریه باز شده که برای سر و سامان دادن به اون نیازمند همت همه جانبه هستیم . من بعد از بررسیهایی که انجام دادم تصمیم گرفتم که برای هر بخش به شکل شفاف و تعریف شده مدیری را تعیین کنم تا مسلط تر از قبل بر اوضاع نظارت و اشراف داشته باشیم. مشخصا به فاصله اندک زمانی اعضای جدید نشریه هم به این جمع اضافه خواهند شد بنابراین برای کنترل امورات لازم هست که بین خودمون هماهنگیها را انجام بدیم تا اون کسانی که از بیرون به این جمع اضافه خواهند شد با یک فضای بی درو پیکری که هیچ چیزش روی حساب و کتاب نیست مواجه نشوند.تنها در این شرایط هست که خواهیم توانست با اعضای جدید به شکل قانونمند رفتار کنیم.


اعضا ی حاضر در اتاق با دقت به صحبتهای آقای قاسمی گوش می دادند و بعضا با تکان دادن سر تاییدی می کردند . آقای قاسمی مکث کوتاهی کرد و سپس از صندلی اش بلند شد و از روی میز کارش برگه ای را آورد و گفت : بی مقدمه اصل مطلب را مطرح می کنم .
مدیران پیشنهادی من برای بخشهای مختلف به این شکل هستند:
جناب رایان علاوه بر اینکه معاون بنده هستند در عین حال بر بخشهای اقوام و گردشگری و آقایان هم نظارت خواهند داشت.
جناب لایف تایم ؛هم معاون نظارت و هم با توجه به تخصصی که دارند مسئول کامپیوترهای نشریه و نرم افزارهای مورد نیاز خواهند بود
جناب آلبرتا کما فی السابق مدیر بخش ورزش هستند .
جناب بالیوود مدیر بخش سینما و تلویزیون و موسیقی خواهند بود
جناب بزرگمهر مدیر قسمت تاریخ و فرهنگ انتخاب می شوند
جناب یامحسن مدیر بخش مذهب و سیاست معرفی می شوند
جناب یازهرا مدیر بخش طنز و تفریح و سرگرمی انتخاب می شوند
خانم صنم مدیر بخش عکس و کاریکاتور که باید بدونند کارشون حساسیت ویژه ای داره و باید دقت نظر زیادی را به کار بگیرند من از جناب بالیوود هم تقاضا دارم که به بخش عکس و کاریکاتور هم یک نیم نگاهی داشته باشند.
بالییود نگاهی به صنم انداخت و با علامت سر تاییدی کرد.


آقای قاسمی ادامه داد:
خانم هدی مدیر بخش بانوان انتخاب می شوند
خانم تکتم مدیر بخش مناسبتها و وقایع معرفی می شوند
و خانم آیسی گرل هم به اتفاق آقای یازهرا مسئولیتهای مربوط به بخش سرگرمی و تفریح و جدول نشریه را به عهده خواهند داشت.

صنم گفت :آقای قاسمی من واقعا نمی دونم چطور خواهم توانست مراقب تصاویر درج شده از جانب بخشهای گوناگون باشم هزار بار بیشتر ازشون می خوام که تصاویری را که برای بخشهای مرتبط شون انتخاب می کنند حتما مراقب باشند که مورد قانونی نداشته باشه ولی اصلا گوششون بدهکار نیست و بازم می بینم دارند کار خودشون رو انجام میدن. من فکر می کنم با توجه به اینکه قراره نشریه الکترونیکی هم میهن هم راه اندازی بشه واقعا نیاز هست که این بخش با یک نظارت بیشتری دنبال بشه. چون همونطوری هم که قبلا هم سابقه داشته این مشکلاتی که دامنگیر نشریه شده بود سهم بیشترش به خاطر تصاویر ناموزون بوده تا درج اخبار !

آقای قاسمی گفت : قبول دارم این مسئله یک مقدار زیادی حساسیت برانگیز شده ولی من از جناب رایان هم خواستم مراقب اوضاع بخش شما باشند مضافا اینکه از لایف تایم هم می خوام به شکل اجمالی نسبت به این بخش یک نظارت کلی داشته باشند . از طرف دیگه شما جناب بالیوود رو هم به همراه خودتون دارید پس زیاد جای نگرانی نیست هر چند که خود شما هم باید تا اونجا که می تونید مراقب اوضاع باشید.

بزرگمهر گفت: آقای قاسمی ولی این تعدادی که شما معرفی کردید برای نشریه کافی نیست با توجه به حجم و گستردگی فعالیتهای نشریه و اعضای جدیدی که شما در نظر دارید به نشریه اضافه کنید من فکر می کنم نیاز هست که مواردی رو هم برای نظارت اضافه کنید .
آقای قاسمی در حالیکه برگه زیر دستش را داخل پوشه قرار می داد گفت : فعلا برای شروع با همین تعداد اقدام می کنیم ولی قطعا به محض اینکه اعضای جدید وارد فضا شدند و فعالیت نشریه بر روی غلطک افتاد به اشخاص دیگری هم نیاز خواهیم داشت .

آقای قاسمی ادامه داد :
عمده دلیل شتاب من برای معرفی مدیران بخشهای نشریه این بود که چون در نظر دارم از روز شنبه از اعضای جدیدی که مصاحبه شدند دعوت کنم تا برای انجام کارهای استخدامشون به نشریه مراجعه کنند در نتیجه لازم هست که یک سری قوانینی را در داخل نشریه به کار بگیریم تا اعضای جدید با یک مجموعه منظم و منسجمی رو برو بشند بنابراین برای اینکه بتونیم فضا را مدیریت کنیم باید مسئولیت ها را بین خودمون تقسیم بندی کنیم تا یک وقت مثل قبل تر ها این اعضای جدیدی هم که قراره وارد نشریه بشند سر هر موضوع ناچیزی در پی من یا رایان یا ...نباشند بلکه همون توی بخش خودشون مشکلات بخششون رو حل کنند حالا اگر چنانچه موضوع خیلی بغرنجی بود ماها هم می تونیم اعمال نظری داشته باشیم ولی در حالت عادی مایلم که موضوعات مختلف از بستر خودشون خارج نشند و همون توی بخش خودشون مدیریت بشند.

آقای قاسمی سپس رو به سایر اعضا کرد و گفت : باید حواستون جمع باشه که مدیر باید مدبر و کار بلد باشه طوری نشه که خودتون هم گرفتار حاشیه بشید . من این رو بارها و به کررات تکرار کردم ولی متاسفانه بعضا می بینم که خود مدیران هم گرفتار حاشیه میشند . اگر بنا باشه خودتون هم گرفتار حاشیه ها و جدل های بین اعضا بشید قدرت را از دست خواهید داد در نتیجه دیگر حرفتان خریدار نخواهد داشت . پس برای اینکه بتونید موفق عمل بکنید سعی کنید با قدرت وارد عمل بشید . حساسیت کسی را تحریک نکنید و از خودتون ضعف نشون ندید اگر هم مسئله خاصی بود که احساس کردید نیاز به بررسی خاصی داره حتما یا با من یا با جناب رایان در جریان بگذارید .فقط تکرار می کنم برای موفقیت در امر مدیریت بی طرفی شرط اول کاره سعی کنید نه آبی باشید نه قرمز.


آلبرتا لبخند معناداری زد و گفت : چقدر جالب !!! امروز اتفاقا روز دربی هست و قراره تکلیف این آبی و قرمزها روشن بشه !
سپس خطاب به آقای قاسمی گفت: یعنی آقای قاسمی شما می فرمایید این جماعت می توانند آبی یا قرمز نباشند؟
آقای قاسمی لبخندی زد و گفت : زنگ تفریح خوبی در این بین به صدا در آوردید . نمی دونم چی بگم فقط امیدوارم بتونید با هم گلاویز نشید!
یکی از حاضرین به آرامی گفت:آبیته
آقای قاسمی گوشهایش را تیز کرد و گفت : کی بود؟
همه به شکل طلبکارانه ای به هم نگاه کردند و چیزی نگفتند
آقای قاسمی در حالیکه از جایش بلند میشد گفت :در هر صورت آبی یا قرمز گرچه توی زمین مسابقه این اختیار را دارند که برنده یا بازنده بشند ولی توی فضای نشریه مجبورند مساوی بشند .پس اگر فکر می کنید مشکلات آبی و قرمز خیلی بغرنج هست بهتره به ورزشگاه مراجعه کنید در غیر این صورت در داخل نشریه یا صفر صفر خواهند شد یا یک یک.


آلبرتا لبخند موزیانه ای زد و گفت : آقای قاسمی برای ما افت کلاس داره!
آقای قاسمی گفت: شما منظور تیم زرد قناری؟آلبرتا گفت : نه آقای قاسمی اون که آبادان برزیلته بحثی درش نیست ولی اونی که من گفتم رو الان یکی دیگه گفت !آقای قاسمی ابرویی بالا انداخت و گفت : حالا به چه علت با ایما اشاره صحبت می کنید؟ خوب راحت بگید سرخ هستید!
یا زهرا گفت : خوب آقای قاسمی تا وقتی که آسمان بالای سرمون آبیه که این سرخها مجال صحبت پیدا نمی کنند!
بزرگمهر گفت : نکنه می خوای تعداد افتخاراتمون رو براتون بگیم و از خاطرات شش تایی براتون تداعی کنیم؟
یا زهرا گفت : نه داداش مایلم از قلوه سنگهایی که توی مسابقات ازشون کسب فیض می برید تداعی کنید!

آقای قاسمی اخمی در ابرو انداخت و گفت : خدا بگم چکار کنه اون کسی رو که این مسابقه رو به جای اینکه روز جمعه برگزار کنه آورد روز پنجشنبه .
و سپس در حالیکه از کنار صندلی اش دور میشد گفت در هر صورت به صحبتهایی که شد دقت کنید و در موردشون تامل کنید فقط حواستون باشه که ما در نشریه در پی آرامش و تمرکز هستیم هر چیزی که باعث بشه این تمرکز و آرامش از بین بره رو محبوریم از بین ببریم تا گرفتار مشکلات بزرگتر و اساسی تر نشیم.
آقای قاسمی این را گفت از اتاق خارج شد . اعضا هم همگی با هم بلند شدند و در حالیکه از اتاق خارج می شدند در مورد مسابقه بعد از ظهر مشغول گفتگو شدند و اصلا انگار نه انگار که اصل جلسه در مورد مدیریت بخشهای نشریه بود و قرار بود که در مورد نحوه مدیریت گفتگو بکنند و نظریه ارائه بدهند !


ساعت حول و حوش یک ظهر بود و هنوز یک و نیم ساعت به زمان پخش شهر آورد تهران زمان باقی بود با توافق اعضا صندلیها به شکل مرتبی در فضای سالن طبقه دوم چیده شد و همه بی تابانه منتظر شروع بازی بودند در این بین طعنه ها و کنایه ها از گوشه و کنار به گوش می رسید و هر کسی بسته به بضاعت خود از خجالت دیگری در می آمد بعضا همدیگر را داداش خطاب قرار داده و پشت بندش پتکهای آنچنانی را سرهم فرود می آورند و بعضا هم با چاشنی های تند و تیزتری دیگری را مورد عنایت قرار می دادند در این بین آلبرتا هر چه قدر از قوانین fair play و احترامات متقابل و ...سخنرانیهای قرایی به دیگران حواله می کرد کسی گوشش بدهکار نبود و هر کسی که به فراخور حال خود حساب تیم مقابل را حتی اگر شده در حد یک شعار فرمالیته تسویه می کرد .


ادامه دارد...
__________________
دو چیز نهایت ندارد :وقاحت و جهالت

****
نشریه هم میهن منتشر شد
قسمت چهلم

ويرايش توسط dilak : 01-21-2014 در ساعت 05:14 PM
dilak آفلاين است   پاسخ با نقل قول