گنجینه ادبیات پهلوی - تاریخ ایران - هم میهن
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            
آخرین موضوعات فعال بهترین تجربه در درمان ریزش مو    افسانه هایی در مورد تنها سفر کردن زنان (آقایان بخوانند)    مگر در آمریکا همه چشم و دل سیر نیستند ؟! + فیلم    صادق زیبا کلام درخت دوستی ایران و آمریکا کاشت    آیا برنج واقعا شکمتان را چاق می کند    (✿◕ ‿ ◕)مشاعره با حروف انتخابی(◕ ‿ ◕✿)    10 مکان ناشناخته و شگفت‌انگیزی که هرگز نمی‌دانستید وجود دارند    چله    تمدن اسلامی و تأثیر آن بر اروپای عهد رنسانس و قرون وسطی    فتاوی عجیب عامه    ادای احترام مردم نیوزلند به مسلمانان حادثه کرایست چرچ + تصاویر    پروژه فمینیستی امام جماعت زن برای مسجد    لباس هایی که هرگز نباید بخرید    حضور احمدی نژاد در مناظق زلزله زده کرمانشاه/زیارت راهیان نور و دیدار با سردار قاسمی    علی دایی    بد بویی دهان‌تان شاید تقصیر بینی‌تان باشد!    بوی بد یخچال را با این شیوه برطرف کنید    معاویه که بود ؟    دختر خواننده معروف خودکشی کرد    این عکس رو تقدیم میکنم به...    عاقبت مردم اگر این نظام به وسیله بی دینها سقوط کنه    (✿◕ ‿ ◕)مشاعره سنتی(✿◕ ‿ ◕)    پرسش ها، پیشنهادها و انتقادها    گوشی همراه با ارز 4200 را از کجا بخریم!!!    با سفر کردن چه تاثیری بر بدن می گذارید؟   

گنجینه ادبیات پهلوی
قديمي 01-31-2014   #7 (لینک نوشته)
mori_hema30
محروم از فعالیت
 
mori_hema30's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یوشت فریان ؛ اسطوره ای فراموش شده

بخش ادبیات مزدیسنی :
« داروی خرسندی »

پیشگفتار :
داروی خرسندی نام متن بسیار کوتاهی است به زبان پارسی میانه ( پهلوی ) که با زبانی تمثیلی و با استفاده از اصطلاحات داروسازی , « خرسندی » را به عنوان راهی برای حل کردن یا آسان کردن مشکلات به خواننده توصیه می کند .
نویسنده ی این متن همچون بسیاری از یادگار های دوره ساسانیان و اوایل دوره ی اسلامی , نامشخص است .
بازگردان این نسک ارزشمند از پهلوی به فارسی امروزین , به دست توانای بانو کتایون مزداپور محقق گشته است .
( با سپاس از جناب بهمن انصاری گرامی )
.......


متن کتاب داروی خرسندی :



به نام اهورامزدای پاک
داروی خرسندی برای ( آن ) چیز که ( آن ) را چاره نی , بخشیده ( و مقدر و مختص ) شده است ؛ و نیز درمانِ آن را که چاره ( هست ) , آسانی و ( سهولت ) این ( = داروی خرسندی ) دهد :
( دستور خواستن ) دارو این باشد ( به وزنِ ) یک دِرمسَنگ : به منش آمیختن ( و ) از روی دانش شناختنِ خورسندی , یک دانه سنگ ؛
و اگر این نکنم ( و خرسند نباشم ) چه کنم , دانگی ؛
از امروز تا فردا ( کارها ) بهتر تواند بودن ( و شاید بهتر شود ) , یک دانه سنگ
مگر از این ( هم ) بتّر تواند بودن ( و بتّر هم می توانست باشد ) , یک دانه سنگ ؛
در این ( = رویداد ) که ( پیش ) آمده است , خرسند بودن برای من آسان تر ( است ) , یک دانه سنگ ؛
و اگر خرسند نباشم , برای بهتر نیست , ( ولی ) مرا دشوارتر ( است ) , یک دانه سنگ ؛
این داروها را اندر هاونِ شکیبایی باید کردن , با دسته هاونِ نیایش باید کوبیدن و با پرنیان صبوری باید بیختن هر روز , مرتبا ( و درست در ) بامداد , دو کفچه , با کفچه ی توکل بر یزدان , به دهان باید افکندن و آبِ چه شاید ( و چه می توان ) کردن , از پس ( آن ) باید خوردن . پس , ( بیمار ناخورسندی ) بی گمان خورسند خواهد شد : چه ( داروی خورسندی ) برای تن و روان بسی سودمند تر ( و بی نهایت نافع است)

ويرايش توسط mori_hema30 : 01-31-2014 در ساعت 07:13 PM
mori_hema30 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند