گنجینه ادبیات پهلوی - تاریخ ایران - هم میهن
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            
آخرین موضوعات فعال لباس هایی که هرگز نباید بخرید    حضور احمدی نژاد در مناظق زلزله زده کرمانشاه/زیارت راهیان نور و دیدار با سردار قاسمی    علی دایی    بد بویی دهان‌تان شاید تقصیر بینی‌تان باشد!    آیا برنج واقعا شکمتان را چاق می کند    تمدن اسلامی و تأثیر آن بر اروپای عهد رنسانس و قرون وسطی    بوی بد یخچال را با این شیوه برطرف کنید    صادق زیبا کلام درخت دوستی ایران و آمریکا کاشت    مگر در آمریکا همه چشم و دل سیر نیستند ؟! + فیلم    ادای احترام مردم نیوزلند به مسلمانان حادثه کرایست چرچ + تصاویر    پروژه فمینیستی امام جماعت زن برای مسجد    معاویه که بود ؟    دختر خواننده معروف خودکشی کرد    این عکس رو تقدیم میکنم به...    عاقبت مردم اگر این نظام به وسیله بی دینها سقوط کنه    (✿◕ ‿ ◕)مشاعره سنتی(✿◕ ‿ ◕)    پرسش ها، پیشنهادها و انتقادها    (✿◕ ‿ ◕)مشاعره با حروف انتخابی(◕ ‿ ◕✿)    گوشی همراه با ارز 4200 را از کجا بخریم!!!    با سفر کردن چه تاثیری بر بدن می گذارید؟    بررسی دکترین نابودی بنیادی    تو رو خدا فوری پاسخ بدید    زرتشتیان، خط خود را از یهودی‌‌ها و آرامی‌ها (که هم‌تبار عرب‌ها بودند) یاد گرفتند    مشاعره فی البداهه(اشعار خودتان)    جهانگیری: تلاطم اقتصادی فعلی کشور، فقط «راهکار سیاسی» دارد   

گنجینه ادبیات پهلوی
قديمي 02-12-2014   #23 (لینک نوشته)
morteza_abadani
شناسه تکراری
 
morteza_abadani's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گنجینه ادبیات پهلوی

بخش ادبیات مزدیسنی :


« اندرز پوریوتکیشان »


پیشگفتار :

اندرز پوریوتکیشان با ذکر اصول عقایدی که بر هر فرد زردشتی پانزده ساله دانستن آن‌ها و اعتقاد به آن‌ها واجب و لازم است، مانند ثنویت و این که اصل همهٔ خوبی‌ها اورمزد و اصل همهٔ بدی‌ها اهریمن است، آغاز می‌گردد. این عقاید بنابر گفتهٔ پوریوتکیشان (به معنی پیروان نخستین تعلیمات زردشت است به مفهوم دانایان دینی عهود کهن به کار می‌رود که سخنان حکیمانهٔ آنان حجب به شمار می‌رود.) و بر اساس آنچه در دین بیان گردیده، نخست به صورت پرسش مطرح شده‌است، (هر کس باید بداند که کیستم؟) و سپس به آن‌ها پاسخ داده شده‌است، (آفریده هستم.) پس از آن عقاید دیگر مانند اعتقاد به حساب پس از مرگ، گذشتن از پل چینود (صراط) آمدن سوشیانس، موعود زردشتیان و رستاخیز ذکر می‌گردد.
علاوه بر اصول اعتقادی، به وظایف عملی مانند هر روز سه بار به آتشکده رفتن نیز اشاره شده‌است. گرچه این اندرزنامه از نوع اندرزنامه‌های دینی است، در آن اندرزهای عمومی نیز دیده می‌شود مانند کوشا بودن در کسب فرهنگ، پرهیز از استهزا، و نیازردن پدر و مادر و سالار . این متن در مجموعهٔ متون پهلوی چاپ گردیده و به فارسی ترجمه شده‌است. [۱]

...............

متن کتاب اندرز پوریوتکیشان :

به نام یزدان

1. پوریوتکیشان (1) , دانشمندان نخستین , برای اشکار ساختن دین (2) گفته اند که : هر مردم که به داد (3) پانزده ساله (4) رسد , پس او را این چند (5) چیز باید دانستن که : کیم ؟ و خویش کیم ؟ و از کجا امده ام ؟ و باز به کجا شوم ؟ و از کدام پیوند و تخمه ام و چه ام خویشکاری ( وظیفه ) گیتی است , و چه مزدمینو ؟ از مینو امده ام یا به گیتی بودم ؟ خویش هرمزدم یا اهرمن ؟ خویش یزدانم یا دیوان ؟ خویش بهانم یا بدان ؟ مردمم یا دیو ؟ راه چند و دینم کدام ؟ و چیم سود و چیم زیان ؟ و کیم دوست و کیم دشمن ؟ بن اغاز (6) یا یک دو ؟ از که نیکی و از که بدی ؟ از که روشنی و از که تاریکی ؟ از که خوشبوئی و از که گندی ؟ از که داد و از که بیداد ؟ از که بخشش و از که نا امرزش ؟

2. اکنون که گزیدارچم (7) به میانجیگری راه خرد , بر اینچنین گروشی (8) دست یافت (9) پس به بیگمانی سزد دانستن که (10) : از مینو امدم , نه به گیتی بودم , افرید هستم نه بوده, خویش هرمزدم نه اهریمن , خویش یزدانم نه دیوان, خویش بهانم نه بدان , مردمم نه دیو , افریده هورمزدم نه اهریمن , و پیوند و تخمه ام از کیومرث است, مادرم اسپندارمذ و پدرم هورمزد است و مرا مردمی از مهری و مهریانی (13) است که نخستین پیوند و تخمه کیومرث بودند .

3. و خویشکاری و پیمانم (14) این : هورمزد را به هستی و بی اغازی و بی انجامی (15) و انوشه خدائی (16) و بیکرانی و ويژگي و اهریمن را به نیستی و ناپدیدی (17) شناختن (18) , خویشتن به خویشی هورمزد و امشاسپندان داشتن و از اهریمن و دیوان و دیویسنان (19) جدا بودن .

4. به گیتی , نخست , به دین خستو بودن و دستورهای انرا به کار بستن و ستودن (20) و ازش رو گردان نبودن (21) , گروش , از روی منش , به بهدین مزدیسنان داشتن , سود از زیان و گناه از کرفه ( ثواب=پاداش) , بهی از بدی (22) و روشنی از تاریکی و مزدیسنی از دیویسنی بگزیدن .

5. دو دیگر زن کردن و پیوند گیتی روان ساختن و بهش کوشا بودن و از رو گردان نبودن .

6. سه دیگر زمین را کشت و ورز کردن .

7. چهارم با گوسپندان (23) از روی داد رفتار کردن (24) .

8. پنجم سه یک روز و سه یک شب (25) به هیربدستان (26) شدن و خرد پارسایان فرا گرفتن (27) , سه یک روز و سه یک شب کار و ابادانی کردن و سه یک روز و سه یک شب خوردن و رامش و اسایش کردن .

9. به این بیگمان بودن که کرفه سود و از گناه زیان رسد و مرا دوست هورمزد و دشمن اهریمن و راه دین یکی است

10. یکی راه اندیشه ی نیک و گفتار نیک و کردار نیک و بهشت و روشنی و ويژگي و بیکرانی دادار هورمزد بی اغاز و بی انجام .

11. یکی راه اندیشه ی بد و گفتار بد و کردار بد و دوزخ و تاریکی و کرانه مندی و همه ازاری و مرگ و بدی اهریمن (= گنامینو ) دروند که بود ولی نبود اندر این افرینش (28) , ولی نباشد اندر افریدگان هورمزد و به فرجام تباه شود . (29)

12. و نیز به این بیگمان بودن که بن اغاز دو است , یکی افریننده و یکی نابود کننده . (30)

13. افریننده هورمزد است که همه نیکی و همه روشنی است .

14. نابوده کننده اهریمن (= گنامینو ) دروند است که همه بدی و پر مرگی و دروغ و فریفتاریست .

15. و به این بی گمان بودن که به جز از سوشیانت (31) و ان هفت کی , همه کس مرگمند (32) است .

16. و به کندن جان , تباه شدن بدن ,آمار به ستوش (33) , بودن رستاخیز و تن پسین (34) , گذشتن از چینود پل (35) ,آمدن سوشیانس و کردن رستاخیز (36) بیگمان بودن .

17. و داد مردمی (37) و دین کهن (38) و منش نیک و زبان راستگو و دست نیک کردار داشتن .

18. با همه ی بهان به داد مردمی رفتار کردن . (39)

19. اشتی و همکاری (40) به همه کار و کرفه داشتن .

20. با همه ی بهان به داد خوب دینی رفتار کردن . (40)

21. با همه ی انها که بودند و هستند و خواهند بود هم کرفه و هم داستان بودن .

22. داد را کرفه کردن (41) بهتر باشد (42) تا کرفه کردن برای خویش , و بدان پارساتر باشند .

23. و گفتن (43) که : دین مزدیسنان را پذیرفته و بدان بیگمانم , نه برای مهر تن وجان و نه برای خوب زندگی کردن و نه برای بیشتر زندگی کردن و نه اگر از تن جان (44) برود از دین به مزدیسنان بازایستم و بدان بیگمانم , کیشهای دیگر را نستایم و بزرگ ندارم (46) و بدانها نگروم .

24. چه پیداست که از اندیشه و گفتار و کردار تنها از کردار آمار کنند .

25. چه اندیشه ناپایدار است و گفته بی بند و بار است ولی کرده بی گرفتار است . (47)

26. چون مردمان را به کنش گیرند (48) این سه راه (49) نیز اندر تن مردمان نهاده شده است .

27. به این سه راه سه چیز مینوی جای و سه دیو (50) راه دارد , به منش وهومن (51) جای و دیو خشم راه دارد , به گوش ارد جای و ورد (= شهوت ) راه دارد , به کنش سپنته مینو (52) جای و اهریمن (53) راه دارد .

28. مردم را باید به این سه راه ایستادگی کردن و مال و خواسته و ارزوی گیتی را مزد مینو بنهشتن .

29. چه مردمی که این سه پاسدار را , که گفته شد بر تن خویش دارد , اندیشه از دشمت و گفتار از دشوخت و کردار از دشورشت بپاید . (54)

30. پس باید سپاسدار بودن , و به سپاسداری این توان کردن که روان به دوزخ نرسد .

31. چه تخمه ی (55) مردم از پشت پدر به شکم مادر شود پس استویدادش (56) به نهان (57) بندی اندر گریو (=گردن ) افکند و تا درازای (58) زندگی ان بندرانه به کمک روان های نیک و نه به کمک روان های بد از گریو گشادان (59) نتوان .

32. ولی , بسته به کردار هر کس , پس از درگذشت , پارسا را ان بند از گریو بیفتد و دروند با همان بند بدوزخ شود

33. چه هر که اندر گیتی است (60) بایدش یشتی (61) چند کردن و گناهی که اندر دست و پاست دانستن , مگر او که کر , گنگ یا ناتوان (62) بود , و چون اینهمه کند , بایدش به هیربدستان رفتن (63) و زند اموختن . (64)

34. پدر و مادر , فرزند خویش را , باید این چند کار و کرفه پیش از 15 سال بیاموختن , و چونش این چند بیاموزند, هر کار و کرفه که فرزند کند پدر و مادر را بود و چونش نیاموزند , هر گناه که فرزند به ناخردی (65) کند , همه پدر و مادر را بود ( 66) .

35. به کرفه همداستان باشید و به گناه همداستان نباشید (67) , به نیکی سپاسدار و به زشتی (68) خرسند , به پریشانی بار بردار (69) و به انجام پیمان (70) کوشا باشید .

36. از همه ی گناهان (71) توبه کنید و بی گناه به پل (72) شوید و گناهی را توبه ناکرده ساعتی (73) بمپلید .

37. و ورن ( شهوت , حرص ) و ارزوی بد (74) را به خرد بزنید . (75)

38. آزبهخرسنديوخشمبهسروش (76) ورشكبهنيكچشمي(77)ونيازبهكمخواهي (78)وجنگبهآشتيودروغبهراستيبزنيد.

39. بدانید که جای بهشت بهتر , و شهر مینو خرمتر , و ده اسمان روشنتر , و مان روشن , گرزمان (79) و کرفه ورزی بزرگترین امید تن پسین است که او را گریزی نیست .

40. تا می توانید , بدان را به فرمانروایی نستایید (80) , چه از ستایش نابجا (81) , بدی به تن اندر شود و بهی را خویش گیرد . (82)

41. به فرهنگ خواستاری کوشا باشید چه فرهنگ تخم دانش و برش خرد و خرد راهبر دو جهان (83) است .

42 . و هم درباره ان گفته شده است که : فرهنگ اندر فراخی پیرایه , و اندر سختی پناه , و اندر پریشانی (84) دستگیر , و اندر تنگی پیشه است .

43. به هیچکس (85) افسوس مکنید (86) , چه مردمان افسوسگر , افسوس بر و بدبخت و نفرین شده باشند و ایشان را کمتر فرزندی شایسته ی ارتشتاری بود .

44. هر روز برای گفتگو (87) به انجمن بهان فراز روید چه کسی که بیشتر به انجمن بهان رود او را کرفه و پارسایی بیش بخشند .

45. و هر روز 3 بار اندر مان اتشان شوید و اتش را نیایش کنید چه کسی که اندر مان اتشان بیش رود و اتش را بیش نیایش کند , او را خواسته و پارسایی بیش بخشند .

46. از ازار پدر و مادر و سردار سخت بپرهیزید کتان تن بد نام و روان دروند نبود .

47. بدانید که از پتیارگی ها بیمر که اهریمن (= گنامینو ) دروند افرید , این سه از همه گرانتر است : بستن بینش چشم و ناشنودن گوش و سه دیگر دیو جنگ (88) .

48. چه پیداست که خورشید , هم این معنی را , هر روز 3 بار به مردم گیتی فرمان دهد .

49. بامداد این گوید که : هورمزد به شما که مردمید همی گوید که بکار و کرفه کردن کوشا باشید تا من تان (89) زندگی گیتی به میان کنم .

50. و نیمروز این گوید که : به زن خواستن و فرزند اوردن (90) و دیگر خویشکاری ها کوشا باشید , چه تا تن پسین اهریمن و زادگانش (91) ازین دام (= افریدگان هورمزد ) جدا نشوند .

51. به ایوار (92) این گوید که از گناهی که کردستید توبه کنید (93) , تا من شما را بیامرزم . چه پیداست که انچنان که روشنی خورشید به زمین رسد , گفتار او نیز به زمین اید .

52. اندر جهان مادی (94) به منش و گوش و کنش نادرست (95) نیندیشید و نگویید و نکنید .

53. به نیروی یزدان و راه خرد و دستور دین زیناوندانه (96) بکوشید و بنگرید که چون ارج کرفه آنچنان بزرگ و بیکران است , اهریمن به نهفتاری (97) پدید آور آزار و بدی (98) است و هورمزد برانداختن بدی های او را آشکارا , اینسان با وی در جنگ , پس ان کو که در دین آگاه است به کار و کرفه کردن کوشا باشد و از آن رو گردان نباشد .
54. در پایان (99) این هزاره که دین بدی بیمر شود و مزدیسنی بکاستی گراید (100) و دین بیداد افزونی گیرد (101) , و داد دین بد سگالی بهان و خویشکاری های نیکوکاران از میان رود و کرده ی اهریمن و دیوان آشکاره شود , چنانچه سرنوشت (102) این است : یعنی به باز پیراستن زمانه از بدی , نابودی پیمان شکنان (103) و هم دیو بهران (104) و دشمنان دین , رستگاری نیکوکاران از ستمگران (105) و امیدواری آنان , بهم پیوستن کشورهایی که داد هورمزد در آنها فرمانرواست (106) , پس آماده باشد همه کس را , به یاری بهمن امشاسپندان زیستن به شادی و رامش , و در دین راه خرد پرسیدن , به خرد راه پارسایی گزیدن , و از راه رادی روان را شاد ساختن (107) و با نیک چشمی (108) جاه خویش بالا بردن , و با هنر نام ساختن , و با فروتنی بر جمع دوستان افزودن (109) و با بردباری و امید , پسندیدگی , و با خیم نیکی اندوزی (110) و با پارسایی راه روشن گرزمان (111) پیراستن , آنجا که هرکس بر نیکوکاری خویش را خورد .

55. تن (112) مرگمند است , روان بین , و کرفه بین , چه روان جاوید است نه تن , مینو جاودان است نه گیتی .

56. تن را , آرزم روان بمهلید و مفراموشید آرزم کسان و فرسایش مال گیتی را (113) .

57. دل بر آن چیز مبندید (114) که تان تن به پل چینود و روان به بادافره رسد , بلکه به آن چیز بندید کش بر , رامش بود و همیشه در رامش باشید .

58. خوب کرداری و نیکوکاری کردن از کوشش زاید و هم از دهش , و دهش از خواستن , خواستن از هوش , هوش از دانش مینوی ( معنوی ) و دانش ان افزاری که هست و بود و خواهد بود .

59. پس (115) بدانید (= بشناسید ) راه نو آفرینش را , آموزنده ی هر چیز را , پیراستار همه ی کار های شایسته را , و خواستار سود را بر همگان در راهبری هر دو جهان .

فرجامید به درود و شادی و رامش

پانویس :
1 : اوستا : paoiryo-tkaesha
در متن پس از پوریتکیشان یاء اضافه آمده است : poryotkeshan I fartom daneshan
2 : بوسیله پوریوتکیشان دارنده ی نخستین دانستنیها , برای روشن ساختن دین , گفته شده است .
3 : سن
4 : پانزده در متن بصورت عدد نوشته شده است .
5 : متن = اند
6 : متن = bunishtak = مبدأ , بُن , اصل / bun = اصل .
7 : معنی , حقیقت ( گزیدار چم = سالک راه حقیقت )
8 : اعتقاد , ایمان
9 : متن = نهاد
10 : نوشته پهلوی این عبارت ( از آغاز بند 2 تا اینجا ) آشفته به نظر می رسد و از اینرو در ترجمه این قسمت جای تردید است .
11 : بستگی به اهورامزدا دارم
12 : متن = دام = آفریده , مخلوق
13 : مهری و مهریانی یا مشی یا مشیانی , نخستین مرد و زنی بودند که بر اساس اساطیر ایرانی از گیومرث زاده شدند
14 : متن = و مرا خویشکاری و پیمان = وظیفه و تعهدم
15 : متن = hamak butih hamak bovetih
16 : خدایی جاودان
17 : متن = avin butih
18 : متن = minitan
19 : دیوپرستان : ( frieman چنین خوانده ) ، kaga این واژه را abyashan خوانده است .
20 : متن =varziatr ud yashtar
21 : متن = azash avartak butan
22 : متن = vattarih
23 : گله , رمه
24 : متن = datiha varzitan
25 : يكسومازشبانهروز
26 : جايهيربدان = ديناموزان؛آموزشگاه
27 : متن = pursitan
28 : متن = dam
29 : متن : apsihet
30 : درمتنآفريننده
31 : موعود دین زرتشت
32 : هوش = مرگ؛درشاهنامهنيزچندينباربدينمعنيبكاررفتهاست.
33 : شبسومپسازمرگ
34 : تنيكهپسازمرگوتباهيدرروزرستاخيزباهمهيمظاهرجسمانيزندهشدهوپاداشياپادافرةكردارشبدوميرسد.
35 : پل صراط
36 : در اینجا باز عبارت « تن پسین » آمده که مکرر است و زائد
37 : متن = erih = ایرانی = آریا
38 : متن = poryotkeshan
39 : متن = estatan = ایستادن
40 : متن = hamih
41 : یعنی برابر قانون و بخاطر داد ثواب کردن
42 : متن = بهتر آید
43 : متن = گفت , گفتن
44 : متن = بوی = boy
45 : متن : jut keshan
46 : متن = burzum
47 : این جمله کمی آشفته است , جمله را باید اینچنین ویرایش کرد : بدست آوردن = نگاه داشتن
48 : یعنی چون آمار کارهای نیک و بد مردم به کنش مربوط است
49 : سه راه = منش , گویش , کنش
50 : متن : droc = دروغ
51 : متن = spanak menog
53 : متن = gannak menog
54 : دشمت , دشوخت , دشورشت = اندیشه بد , گفتار بد , کردار بد
55 : متن = patacanbyo . معنی اش مشخص نیست
56 : دیو مرگ و نابودی
57 : متن : minugiha یعنی ( بندی ) معنوی و روحانی , نه به ظاهر و مادی
58 : متن : drahnay = درازا
59 : متن = بکردن
60 : متن = اند
61 = عبادتی
62 = متن :ne pataxsha
63 = متن : کردن
64 = دانستن
65 = متن :mastvarih = بی خردی , مستی
66 = متن : o bun bavet = همه ی پدر و مادر را بود , یعنی کاملا از بنیاد خراب کردی
67 : متن: jut datastan = جدا داستان , متضاد همداستان
68 : متن : patiayarak
69 : متن = pat astank barastan
70 : متن = frizpanik
71 : متن = patit
72 : مقصود پل چینود ( صراط ) است
73 : مقیاس سنجش زمان و مکان , معادل تقریبا یک دوازدهم روزهای بلند
74 : متن = awaruna = aparun
75 : بوسیله خرد شهوت و آرزوی بد را نابود کنید ( = بکشید )
76 : سروش
77 : متن = hucashmih
78 : متن = vitvarih = یعنی کم
79 : عرش
80 : متن : ma burzet = بالا مبرید , برمکشید
81 : متن : burzishan I aparun
82 : متن : بسپنجد = be spancet
83 : متن : 2 axvan = دو گیتی , دو جهان
84 : متن : astanak
85 : متن : kas-ic kas = کسی
86 : کنایه نزنید
87 : متن : hampursigih
88 : متن : droc I anashtih
89 : متن : tak tan man تا – تان من
90 : متن : فرزند ورزیدن
91 : متن : vishttagan : گشودگان
92 : هنگام عصر , پسین ؛ کردی = ivara = پسن
93 : متن : pat patit bet
94 : متن : astowmand = استخوان دار , مادی
95 : metoxt = گفتار نادرست
96 : متن : zinavandiha = مسلحانه
97 : نهانی
98 : متن : anakih andaxtar
99 : متن : سر
100 : متن : xvazar = کمی و کاستی
101 : متن : frahist
102 : متن = cigonshan en daxshak = چنانکه سرنوشت است ؛ دخش = آغاز
103 : متن = aosihenishan I mihran drocan
104 : متن = dev-ic bahran = آنها که از خوی دیوی بهره داردند , دیو پرستان
105 : متن = azadahakan
106 : متن = cand patvastarah I kishvaran I ohrmazd datastan
107 : شاید مقضود روان گذشتگان باشد .
108 : نیک بینی , متضاد دشچمی
109 : متن = handozishn = اندوزش = اندوختن
110 : متن = veh handozishn
111 : عرش
112 : در متن پس از تن یاء اضافه افزوده شده است = tan I oshowmand = اِی تنِ مرگمند
113 : در متن بند 56 پس از واژه « مفراموشید » تمام میشود .
114 : متن = کام بر آن چیز مبرید
115 : متن پهلوی = pat-ash = به آن
.....................


ويرايش توسط morteza_abadani : 02-12-2014 در ساعت 11:12 AM
morteza_abadani آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند