جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ > تاریخ جهان
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-13-2013   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
با درود خدمت همه دوستان گرامي

چند وقت پيش انديشه استارت مطلبي با اين موضوع رو با جناب Archimonde در ميان گذاشته و هماهنگي هاي لازم صورت گرفت ولي بروز اتفاقاتي و بخصوص غيبت نسبتا طولاني بخاطر... مانع از انجام اون شد كاري كه وقت زيادي تايپ و آماده كردن و تهيه عكسهاش گرفته بود كه نهايتا امروز ديگه از بدقولي و شرمندگي دوست عزيزم راحت شدم و مطلب رو استارت ميزنم فقط دوستان عزيز دقت كنند:

*****

چون حجم مطالب و موضوعات خيلي زياده و همگي هم بايد پشت سر هم قرار بگيرند تا ترتيب و نظم اونا حفظ بشه براي همين مطلقا و به هيچ عنوان توي اين تاپيك يعني تاپيك اصلي موضوع پستي نزنيد ....در كنار اين تاپيك يك تاپيك هم براي بحث و محلي براي نظرات و حرفهاي شما عزيزان در اينباره درست شده كه اونجا ميتونيد اگه مايل بودين حرفي بزنيد و نظر خودتون رو ارسال كنيد.....


*****
تهيه عكسهاي اين موضوع حقيقتا وقت خيلي خيلي زيادي ازم گرفت چون سعي كردم عكسهايي تقريبا تازه و ديده نشده از موضوع رو گير بيارم براي همين حجم خيلي زيادي عكس از سايتهاي داخل و خارج دانلود كردم كه در پايان يا بموازات موضوع اونا رو هم در تاپيكي جدا گانه توي همين بخش تاريخ قرار ميدم كه عزيزان استفاده كنند

*****

و نكته آخر:
سعي كردم مطالب رو تا حد ممكن كوتاه و مختصر بيان كنم البته تا جايي كه به مطلب لطمه نخوره تا وقت زيادي از دوستان نگيره و اختصار و كوتاه بودن مطالب انگيزه اي باشه براي كاربران بيشتري كه از موضوع استفاده كنند و در پايان از جناب Archimonde گرامي مدير محترم و انديشمند و با انصاف تالار تاريخ تشكر و قدر داني ميكنم و براشون موفقيت روز افزون در كارهاشون رو آرزومندم


*****


دوستان و عزيزان گرامي

اگر نظر و حرفي راجع به موضوع داريد لطفا اونها رو در لينك زير كه براي همين منظور درست شده قرار بدين تا راجع بهش بحث كنيم
هر جا هم اشتباهي از من ديديد لطفا اونا رو عنوان كنيد تا تصحيحش كنم كه قطعا كارم خالي از مشكل و ايراد نيست و ممنون ميشم عزيزان اونا رو بهم گوشتزد كنند


***
***

جستار بحث و گفتگو راجع به موضوع هيتلر و جنگ جهاني دوم






***
***



ويرايش توسط shahryar52 : 12-13-2013 در ساعت 09:26 AM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-13-2013   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

بنام يزدان پاك


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


بحث و تحقيق و مرور جنگ جهاني دوم كه بزرگترين و پرتلفات ترين جنگ در طول تاريخ حيات بشري بوده بدون به عقب برگشتن و نگاهي به جنگ جهاني پيشين اون يعني جنگ جهاني اول به نوعي ميتوان گفت غير ممكن و نا متصور است، چون جنگ جهاني اول در حقيقت زمينه ساز اصلي وقوع جنگ جهاني بعد از خود يعني جنگ جهاني دوم بود و به نوعي نطفه جنگ دوم جهاني در همان جنگ اول بسته شد.


نگاهي به جنگ جهاني اول


جنگ جهاني اول ظاهرا به خاطر ترور وليعهد اتريش ‌ فرانتس‌فردیناند و همسرش كه براي ديداري در سارايوو پايتخت بوسني بسر ميبردند بدست يك جوان صرب در تاريخ 28 ژوئن 1914 شروع شد.
كه البته همانطور كه گفتم اين بهانه شروع جنگ بود و نگاه دقيق تري به جنگ نشون ميده عوامل و علتهاي ديگري در اصل زمينه ساز بروز اختلاف ميان قدرتهاي اروپايي شدند كه در نهايت به درگيري نظامي و يك جنگ عالمگير وحشتناك و پر تلفات بدل گرديد.
عوامل و علتهاي شروع جنگ را ميتوان به چند دسته عمده تقسيم كرد....
اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن -- رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس --رقابت اتریش و روسیه در بالکان را ميتوان از علل مهم شروع اختلافات و آغاز جنگ بشمار آورد.
در 28 ژوئن 1914 وليعهد اتريش در سارايوو با همسرش مورد حمله تروريستي قرار گرفتند و به قتل رسيدند اتريش ادعا كرد كه صربستان در اين ماجرا دخالت داشته است و تقاضا كرد تحقيقات گسترده اي با حضور نمايندگان اتريش صورت گيرد كه البته صربستان اين تقاضا را پذيرفت ولي با حضور نمايندگان خارجي مخالفت كردكه نتيجه آن چيزي نبود جز اعلان جنگ اتريش به صربستان و شروع جنگ كه بلافاصله روسيه هم بسيج عمومي اعلام كرد و آلمان متحد اصلي اتريش به حمايت از آن به روسيه و فرانسه اعلان جنگ نمود .
و قواي آلمان به بلژيك حمله كرد و اين يعني بهانه اي براي انگليس براي ورود رسمي به جمع كشورهاي درگير در جنگ به بهانه حمله آلمان به يك كشور بيطرف در جنگ.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان*جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


كشورهاي درگير در اين جنگ خانمانسوز به دو دسته و گروه تقسيم ميشدند. متحدین یعنی: آلمان ، اتریش مجارستان كه بعدها تركیه عثمانی و بلغارستان نیز بدانها پیوستند و متفقین یعنی : فرانسه ، انگلیس ، روسیه ، بلژیك ، صربستان و ژاپن سپس ایتالیا، رومانی، پرتغال، یونان و ايالات متحده آمریكا.البته لازم به ذكر است كع عنوان كنم روسيه در سال 1917 به خاطر وقوع انقلاب از جنگ خارج شد و همان سال هم آمريكا وارد جنگ شد. علت ورود آمريكا هم به جنگ ظاهرا به خاطر غرق شدن يك كشتس مسافربري انگليس بنام لوستيانا در سيزدهم ماه مه بود كه 1198 نفر در جريان اون جان خود را از دست دادند كه 128 نفر آمريكايي جزو اونا بودند .هرچند آلمان مدعي شد كشتي مزبور سلاح براي انگليس حمل مينموده ولي آمريكا اعتراض خيلي شديد الحني براي آلمان فرستاد و تئودور روزولت خواهان جنگ عليه آلمان شد.
درششم آوریل 1917 آمریكا به آلمان اعلام جنگ نمود و در هشتم دسامبر همین سال به اتریش و مجارستان نیز اعلام جنگ كرد..
درماه آگوست سال 1918حدود 54 هزار نفر سرباز آمریكایی به نفع متفقین وارد جنگ شدند. دراین زمان آلمانها درتمام جبهه ها می جنگیدند و چون اتریش و متحدانش نیز متحمل خسارات سنگین شده و از ادامه جنگ ناتوان بودند، آلمان ناچار تقاضای صلح كرد.
بنابراین دربیست و دوم اكتبر سال 1918 ، رسماً جنگ جهانی اول با شكست آلمان پایان یافت و ویلهلم دوم امپراتور آلمان به هلند متواری شد و دولت هلند به او حق پناهندگی داد.
بدين ترتيب پرونده جنگ جهاني اول بسته شد تقريبا و در یازدهم نوامبر 1918 در یك واگن راه آهن در ( گومپیگنه) مارشال فرانسوی( فردیناند فوش) مذاكرات برقراری آتش بس و شرایط متفقین را به شرح زیر به هیئت ویژه آلمانی دیكته كرد:




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان*جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان



1-آلمانی ها باید نواحی اشغال شده در فرانسه به علاوه الزاسلوترینگن(Lothringen Elsass) ، بلژیك و لوكزامبورگ را ظرف مدت چهارده روز ترك نماید.
2- نیروهای آلمانی باید ظرف مدت یك ماه قسمت چپ ناحیه راین (Rhein) را تخلیه كنند . نیروهای متفقین پل های ماینز (Mainz)، كوبلنز(koblenz)، و كلن(Koln) را اشغال نمایند.
3- ارتش آلمان 5000 قبضه توپ، 25000 قبضه اسلحه و 1700 هواپیمای شكاری بمب افكن را به متفقین واگذار نماید.
4- آلمان ها باید حداكثر ظرف مدت یك ماه5000 لوكوموتیو، 150000 واگن راه آهن و 5000 كامیون را به متفقین واگذار نمایند.
5- آلمان تمام اسرای جنگی متفقین را باید بلافاصله آزاد كند. زمان بازگشت اسرای آلمانی به میهن خود، ابتدا در جریان مذاكرات صلح معین خواهد شد.
6- آلمانی ها باید در شرق، نیروهای خود را تا پشت مرزهای موجود در سال 1914 عقب بكشند. زمان عقب نشینی نیروها را متفقین بعداً اعلام خواهند كرد.
7- متفقین دارای حق ورود به شهرهای دانزیگ (Danzing) و وایكسل(Weichscl) می باشند تا بتوانند نظم را درشرق اروپای مركزی حفظ نمایند.
8- كل نیروی دریائی آلمان باید با نظارت متفقین خلع سلاح گردد.
9- بلوكه بندرهای آلمانی همچنان پابرجای باقی خواهد ماند. بدین ترتیب جلوگیری از حمل مواد غذائی به آلمان توسط نیروهای متفقین، همچنان پس از مذاكرات برای پایان جنگ باقی خواهد ماند.




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان*جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان




از نتايج خيلي مهم اين جنگ جهاني ميشه به موارد مهمي اشاره كرد كه مهترين اونا رو ميشه اينطور نام برد بهم ريختن نظام بين الملل پيشين و نظام جديدي براي اروپا و دنيا-برهم خوردن توازن قوا ميان قدرتهاي بزرگ-شكست آلمان به عنوان كشور بزرگ صنعتي با توان نظامي عظيم- فروپاشي تزار روسيه و پيروزي انقلاب كمونيستي روسيه-فروپاشي حكومت بزرگ عثماني و بدنبالش ايجاد چند كشور اسلامي و بالاخره ورود رسمي آمريكا به صحنه بين الملل و تغيير معادله هاي قدرت جهاني كه البته همه ميدونن اين جنگ تاثير زيادي هم روي كشور عزيزمون ايران گرفت كه كاملا غير قانوني و خلاف عرف قوانين بين المللي با اعلان بيطرفي باز مورد حمله و اشغال كشورهاي متخاصم در آمد و سختي هاي بسيار زيادي به مردم عزيزمان وارد شد و تعدادي جان خودشون رو از دست دادند كه برسي اون يك مبحث جداگانه ميطلبد و بايد در يك موضوع مستقل مورد برسي قرار بگيرد.


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان




پايان جنگ جهاني اول و اوضاع نابسامان آلمان





پس از جنگ جهانی اول، متفقین برای جلوگیری از وقوع جنگ بزرگ دیگری معاهده ورسای را پیشنهاد دادند. سخت‌ترین قسمت این معاهده در مورد آلمان بود. متفقین این کشور را به خاطر شروع جنگ مقصر شناختند و در این معاهده در قبال صلح، از آن غرامت جنگی و سرزمین مطالبه کردند. جمهوری وایمار، دولتی که پس از فرار قیصر ویلهلم، امپراطور آلمان در این کشور تشکیل شده بود به ناچار برای انعقاد صلح با متفقین این پیمان را امضا کردند. طبق این پیمان، مردم آلمان به خاطر شروع جنگ مقصر شناخته شدند و باید غرامتی حدود صد میلیارد دلار (در آن زمان) می پرداختند. همچنین معاهده اندازهٔ ارتش آلمان را به صد هزار نفر کاهش داد، تمام زیر دریایی‌ها و ناوهای قدرتمند جنگی (بجز شش فروند) آلمان به متفقین تحویل داده شد و آلمان دیگر حق ساخت هواپیما و تانک و دیگر جنگ افزار تهاجمی را نداشت. به جز آن مستعمرات آلمان در آفریقا، چین و حوزهٔ اقیانوس آرام، گرفته شد. ایالات آلزاس و لورن آلمان که زمانی به فرانسه تعلق داشتند به این کشور باز پس داده شدند و اراضی وسیعی از آلمان به لهستان واگزار شد. و از همه مهم تر راین لند، اراضی حاصلخیز غرب رود راین برای ۵۰ سال به متفقین سپرده شد.
یک تاریخدان میگوید:
معاهده ورسای حدود سیزده درصد قلمرو پیش از جنگ آلمان، ده درصد جمعیتش، هفتاد و پنج درصد کانه‌های آهن آن و بیست و پنج درصد باکیفیت‌ترین معادن ذغال سنگ آن را گرفت.


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


در آلمان چهار میلیون نفر بیکار بودند و از آن جایی که این کشور مستعمره نداشت، نمی‌توانست محصولاتش را به فروش برساند. هیتلر سال ۱۹۲۵ در کتابی به نام نبرد من (
Mein Kampf) اعلام کرد که باید در فکر «فضایی برای حفظ موجودیت نژادژرمن» بود و باید برای این مهم «به شرق نگریست». او سپس برای به دست آوردن بازارهای جدید برای محصولات آلمانی مسئلهٔ نابودی «یهودیت بلشویسم» را مطرح نمود. این کار باعث شد که شرکت‌ها و کارخانه جات بزرگ آلمانی از قبیل زیمنس، بایر، کروپ یا بُش که از نظرات هیتلر پشتیبانی کردند، صندوق‌های نازیسم را پر از پول و امکانات کردند. و همچنین کارفرمای فولادسازی تیسن ۱۰۰ هزار مارک طلا به نازی‌ها داد و هیتلر سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید. ورث در کتابی که سال ۱۹۶۴ به نام (روسیه در جنگ، از استالینگراد تا برلین)، منتشر نمود، چنین نوشت: «مبارزه با بلشویسم جهانی هدف اصلی سیاست آلمان بود.»

هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت: «هر چه من در نظر دارم برضد شوروی است. اگر غرب آن قدر احمق است تا این موضوع را بفهمد، من مجبورم با روس‌ها سازش کنم تا غرب را به صورت نظامی شکست دهم و سپس تجدید قوا کرده و اتحاد شوروی را نابود نمایم.» كه بعدها ديديم كه عملا همين كارهاي عنوان شده اش رو هم انجام داد .


آتش زير خاكستر منتظر جرقه اي براي روشن شدن دوباره





خوب با سير وقايعي كه بصورت خلاصه و مختصر كه وقت زيادي از عزيزان رو نگيره عنوان كردم ميشه كم كم به مواردي رسيد كه زمينه ساز شروع اختلافات قدرتهاي بزرگ و شروعي جنگي خونين بود.
بواسطه جنگ و قحطي و فشار سنگيني كه به علت بندهاي عهد نامه ورساي به پيكر كشور آلمان وارد شد اين كشور بزودي بعد از جنگ در وضعيت خيلي بد و مصيبت باري قرار گرفت.
گرسنگي و فقر و بيكاري زياد كشور رو عملا در ورطه نابودي كامل قرار ميداد.
وضع تجارت ، كشاورزي و كارخانجات آن خراب و در حال ركود تمام بود. از طرفي امكان ترميم خرابي ها و سر و سامان دادني به اقتصاد ورشكسته آلمان با وجود پرداخت غرامت سنگين به كشورهاي فاتح امكان پذير نبود. تنها اميد آلمان احياي كارخانجات و اقدام به كشف و بهره برداري از معادن بخصوص توسعه صادرات بود ولي متاسفانه خزانه دولت خالي بود و پول چنداني براي اين مهم نبود در نتيجه تنها چاره بمنظور پرداخت غرامت سنگين دريافت وامي كلان از انگليس با بهره زياد بود كه در سال 1922 اينكار را انجام داد و تنها سالي بود كه آلمان بهر طريق توانست تعهدش را با قرض كردن انجام دهد و رسما در سال 1923 به دولتهاي فاتح جنگ اعلام كرد از اين پس قادر به پرداخت تعهدش و پرداخت اقساط غرامت نخواهد بود.
نتيجه اينكار تا آنجا پيش رفت كه دولت فرانسه بمنظور و بهانه تامين غرامت مورد طلب خود ناگهان دست به اشغال و تصرف معادن آلمان واقع در دره وسيع روهر زد گرچه با اعتصاب معدنچيان متعصب آلماني و خواباندن كار معدن اينكار را بي ثمر نمود
در آلمان وضع هر روز بدتر ميشد ارزش مارك آلمان مرتب در بازارهاي جهاني افت شديدي ميكردو در نهايت دولت مجبور شد براي سرپا نگه داشتن كشور وامهاي كلاني از دولت آمريكا بگيرد البته به اين شرط كه از محل اين پولها غرامت جنگي خود را به دولتهاي ديگر بپردازد و نام اين طرح پرداخت مشروط را طرح ديوز نام نهادند كه همان بانكدار و سرمايه دار معروف آمريكايي چارلز ديوز بود و ادعا ميكرد دخالتي در سياست ندارد فقط براي معامله بانكي و كسب سود اينكار را انجام ميدهد.
در سال 1929 وضع اقتصاد آلمان بيش از پيش به سقوط كامل و ورشكستگي مطلق نزديك ميشد تا جايي كه باز هم دولت مركزي را مجبور كرد باز دست بسوي آمريكايي ها دراز كنند و وامهاي بيشتري دريافت كنند و مردم زجر كشيده هم همه بدبختي هايشان را نشانه بي لياقتي و ضعف دولت مركزي ميدانستند و آرزومند پيدا كردن مردي مقتدر و يك ناجي لايق براي خود بودند و همين يكي از دلايلي بود كه هيتلر با انجام كارهايي كه رضايت مردم را در پي داشت بسرعت خيلي زيادي در دل مردم آلمان جا باز كرد و همه بچشم يك منجي و قهرمان كشور به او نگاه ميكردند مردي كه بتواند و توانست قدرت و ثروت از دست رفته آلمان را دوباره باز گرداند.

در سال 1919 دولتهاي فاتح جنگ اول احساس كردند كه آنها هم بيش از اين توان شركت در جنگ ديگري را ندارند لذا تصميم گرفتند بمنظور ايجاد يك صلح دائمي و تثبيت آرامش اقدامي كنند و دست به انعقاد يك پيمان بين المللي بين خودزدند كه در اصل يك پيمان همكاري دوستانه و عدم تجاوز محسوب ميشد كه البته پيماني نبود كه ضابطه اجرائي يا قدرتي در پشت سر خودش داشته باشه و در حقيقت يك قول همكاري بود كه در صورت بهم خوردن موازين صلح از طرف يكي از دولتها بقيه با قدرت تمام جلوي اون بياستند كه بيشتر انگليس و فرانسه طرح اونو ريخته بودند و آمريكا هم فعلا صلاح رو در اين ميديد پاي خودش رو از اروپا بيرون بكشه.
در اين ميان فرانسه به خاطر استحكام صلح و امنيت بيشتر و راحت شدن خيالش از طرف آلمان اول از همه در سال 1921 با لهستان يك پيمان همبستگي دوستانه اي منعقد كرد و 1924 هم با چكسلواكي اين چنين پيماني منعقد كرد و در سال 1930 اين دولتها علنا شروع به تقويت و گسترش نيروي نظامي خود كردند بخصوص فرانسه كه يك ديوار بتون آرمه بنام خط مالژنيو در سراسر مرز مشترك خودش با آلمان احداث نمود كه به جديدترين و همه امكانات دفاعي و نظامي و ارتباطي مجهز بود كه سال 1927 شروع و 1934 پايان يافت



جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان





دوستان عزيز لطفا در تاپيك اصلي موضوع پستي نزنيد و اگه نظر يا حرفي داريد در تاپيكي كه بهمين منظور درست شده اونو ارسال كنيد تا نظم مطالب حفظ بشه و بترتيب دنباله همديگر قرار بگيرند و هر پستي با هماهنگي هاي لازم با جناب مدير محترم تالار به اون تاپيك انتقال داده خواهد شد
سپاسگذارم




جستار بحث و گفتگو راجع به موضوع هيتلر و جنگ جهاني دوم








عکسها 1 الی 10

ويرايش توسط shahryar52 : 12-26-2013 در ساعت 02:10 AM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-13-2013   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

بنام يزدان پاك



در انگليس هم بعد از جنگ مردم كه خيلي ناراضي و ناراحت بودند بجز اينكه خواهان كار بودند خواهان يك صلح پايدار و دائمي هم بودند و اين جنگ زدگي و صلح طلبي تا اونجا پيش رفت كه اشعار و ادبيات انگليس هم نمود روشن و زيادي داشت و دولتمردان انگليس با اين اوضاع اصلا توان رودررويي و يك جنگ ديگر با آلمان را در خود نميديدند و ترس از درگير شدن در جنگي ديگر رهبران و دولتمردان انگليس از هرگونه مخالفت و پايداري در مقابل اقدامات و سو نيتهاي آلمان به رهبري هيتلر خودداري كردند و او را در رفتار و تصميمات خود كاملا آزاد گذاشتند.


با روي كار اومدن هيتلر و بقدرت رسيدن حزب نازي كه هيتلر رو به عنوان رهبر و پيشوا انتخاب كرده بودند روزبروز قدرت ميگرفتند. نظر هيتلر آن بود كه در سال 1918 ملت آلمان توسط يهوديان و كمونيستها اغفال شده بودند و به بدنامي و خفت كشانيده شده بودند و با تبليغات زياد خود مردم را به تفكر دوباره در باره اين امر و دادن انگيزه به اونا براي گرفتن انتقام و حقوق از دست رفته خودشون و برپا كردن يك امپراطوري عطيم و پر قدرت دعوت ميكرد.






دونمونه از تبليغفات حزب نازي در آلمان


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
***
***

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان






خود هيتلر در سال 1928 در يكي از نوشته هايش چنين ميگويد:
«قيام مردانه سوسياليستهاي ملي ملت ما را به آنچنان قدرتي ارتقا خواهد داد تا مرزهاي خويش و فضاي زيست آلمان را تا آنجا كه مردمش لازم داشته باشند وسعت دهيم»...و در يكي از سخنراني هاي خود در حاليكه با چوبدستي خود بطرف لهستان، اكراين،و خطوط مرزي روسيه اشاره ميكرد فرياد كشيد: همه اين نواحي سالها قبل در اختيار نژاد اسلاو يا همان اجداد واقعي ما مردم آلمان بود و در سال 1934 هيتلر به منتهاي قدرت خودش رسيده بود مردم آلمان هم با مشاهده به قدرت رسيدن آلمان و بعلت تبليغات وسيع حزب نازي بشدت از او و سياستهايش پشتيباني و حمايت ميكردند.
قدرت و كارهاي هيتلر تا اونجا پيش رفت كه نماينده آلمان در «كنفرانس خلع سلاح ژنو» منعقد در سال 1933 را به آلمان فراخواند و گفت چون بقيه كشورها حاضر به كم كردن و تقليل سلاحها و تجهيزات نظامي خودشون نيستند آلمان هم با وجود پيمان دوستي و عدم تجاوز 1919 مجبور به تقويت ارتش و مجهز ساختن اون به سلاحهاي جديد ميباشد. اين احياي نظامي آلمان هيتلري در واقع از سال 1936 بطور علني آغاز گشت و بصورت يك شعار ملي در آمد««به جاي شير و كره نياز به توپ و اسلحه»»



انبوه نفربرها و تانكهاي ساخته شده و انبار شده در آلمان
جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


***
جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان






در سال 1936 وقتي هيتلر به نيروهايش دستور داد تا منطقه آلماني رهانيلند را كه قبلا در سال 1919 غير نظامي اعلام شده بود رو اشغال كنند منطقه اي كه غير نظامي ماندنش در سال 1925 با بسته شدن پيماني در بين دول اروپايي تضمين شده بود، دول اروپايي از جمله فرانسه و بريتانيا در اين مورد فقط به صورت جزئي و سياسي كمي اعتراض كردند و نارضايتي خود رو اعلام كردند غافل از اينكه اينگار يك آزمون بزرگ و تست خيلي مهمي براي هيتلر و ژنرالهاي اون بود كه از آمادگي دولتهاي اروپايي بخصوص فرانسه و انگليس مطلع بشوند و در صورت هر گونه مقاومت نظامي و ايستادگي دستور برگشت نيروها صادر ميشد در حقيقت اين يك ريسك آزمايشي بود كه با موفقيت تمام هم به نتيجه رسيد




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان






هيتلر ديگر خود را از هر جهت آماده و بدون رقيب ميديد و بمنظور فراقت خيال و راحت شدن خيالش از جانب غرب با ساختن استحكامات نظامي سراسري در مرز غربي آلمان كه خط زيگفريد نام گرفت خيالش از جانب غرب راحت شد.
در سال 1939 همسايگان آلمان و كشورهاي اروپايي كارهاي هيتلر را كارهايي براي ترقي و پيشرفت آلمان ارزيابي ميكردند تا آن حد كه خبال حمله به كسي را ندارد و وقتي منطقه رهانيلند و قسمت سادتن از چكسلواكي را اشغال كرد عده اي از مردم فرانسه و انگليس به آلمان حق ميدادند و ميگفتند كه در عهد نامه ورساي به آلمان ظلم شده و حق داشته اين نواحي را اشغال كند.
در سال 1936 بلژيك از هم پيمانان خود جدا شد و اعلان بيطرفي نمود و با توجه به قدرت رو به افزون هيتلر كشورهاي ديگه اي هم ميل به بيطرفي داشتند در اين دوران هيتلر به چنان قدرتي رسيده بود در صورت اندك بهانه اي از همسايگانش با كمك نيروي نظامي عظيمش مرز خود را گسترش ميداد.

در اتريش قدرت نازيهاي داخل اين كشور هر روز بيشتر ميشد تا جايي كه تهديدي براي دولت مركزي ميشد هر چند خود وان اسچاسچينگ رهبر آنزمان اتريش هم بي ميل به كنار آمدن با آلمان نبود و نازيهاي داخل كشور هم اورا مرتب تشويق ميكردند به اينكار آنها نماينده اي به برلن فرستادند تا از آلمان نازي بخواهند بمنظور فرو نشاندن اغتشاشات داخلي قواي نظامي كمكي براي آنها بفرستد هيتلر هم كه از عدم دخالت موسوليني مقابل آلمان مطمئن بودقواي نظامي خويش را بسوي اتريش كسيل داشت و از اين تاريخ اين كشور يعني اتريش هم جزيي از خاك امپراطوري آلمان محسوب ميشد عكس العمل ساير ملتها خيلي جزيي بود و فقط به چند اعتراض ديپلماتيك محدود و ختم شد و فقط يك راهپيمايي دانشجويان در حال تحصيل چكسلواكي صورت گرفت كه همين بهانه اي بدست هيتلر داد تا بار ديگر به كشوري از همسايگان خود حمله كند و بدستور او حمله به مرزهاي اين كشور آغاز گشت.
در اين بين رئيس جمهور بنس تصميم به مقاومت مقابل آلمان گرفت و دستور داد با تمام قوا ارتش مقابل اين حمله مقاومت كند از طرفي بريتانيا و فرانسه و حتي روسيه مرتب به چكسلواكي اميد و قول پشتيباني همه جانبه ميدادند و براي همين هيتلر اول كمي تامل نمود ولي در نهايت تصميم به انجام اينكار گرفت حتي اگر منجر به گسترش جنگ و احتمال درگيري با ساير كشورها پيش مي آمد.
فرانسه و بريتانيا خيلي زود از دادن قول همكاري و پشتيباني به چكسلواكي پشيمان شدند و با شتاب دنبال راهي براي متوقف كردن آتش جنگي بودند كه بيم ميرفت كل قاره اروپا را به دامن جنگ بكشد.
براي همين چمبرلين براي ديدار با هيتلر راهي برلن شد و قبل از عزيمت به خبرنگاران گفت: واقعا جاي تاسف و تعجب است اگر ما بيهوده عامل ايجاد تشنجي بي سبب ئر كشور خودمان گرديم و با اطلاع از ايجاد اختلاف بين دو ملت دور دست كه اصلا ارتباطي به كار ما ندارد احمقانه صلح و آرامش خودمان را بهم بزنيم و بجاي پرداختن به امور معمولي خويش حالت جنگي به خودمان بگيريم در پي ايجاد سنگر و مانع در مرزها و مجهز كردن ارتش با ماسك و اسلحه غير لازم باشيم.




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان



در ملاقات سران كشورها در مونيخ در 29 سپتامبر 1938 رهبران مختلفي از قبيل موسوليني از ايتاليا هيتلر از آلمان چمبرلين از انگليس و دالاديه از فرانسه بودند نتيجه توافق رهم چنين بود كه مناطق سادتن لند در اختيار آلمان بماند ولي مناطق لهستان و چكسلواكي در اختيار دولتهاي خودشان باشد .

چيزي كه براي هيتلر قانع كننده نبود و در اولين فرصت دوباره دست اندازي به خاك آنها و ادامه فتوحاتش ميپرداخت

****
****

هيتلر و ژنرالهاي ارتش آلمان در حال برسي نقشه حمله

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان





*******
*******
*******


شروع جنگ جهاني دوم


******
******



حمله برق آسا به لهستان




هيتلر قبلا طرح كامل يك حمله سريع و برق آسا از زمين و هوا بر عليه لهستان را ريخته بود.
در روز چهارشنبه 30آگوست 1939 دلت آلمان نازي بيانه اي اعتراضي را در شانزده مورد بر عليه لهستان را از راديو و مطبوعات و كانالهاي سياسي منتشر كرد كه مزالب مهم و اصلي اون اين بود كه لهستان بايد بندر دانزيك را به آلمان باز پس داده و دالان لهستان تحت كنترل يك هيئت يا گروه بين المللي در آيد.

كه البته واضح بود لهستان هرگز زير بار چنين چيزهايي نميرفت و هيتلرفرمان نظامي شماره 1 حمله به لهستان را صادر كرد.

بنا بر اين امريه نظامي هيتلر ارتش آلمان وظيفه داشت ساعت 4:45 صبح اول سپتامبر 1939 حمله گسترده هوايي و زميني به لهستان را آغاز كند. در حاليكه چند ارتش مجهز آلمان در طول خط دفاعي مرزهاي غربي آن يا همان خط دفاعي معروف زيگفريد آماده مقابله با هر گونه اقدام يا حركت خصمانه ارتشهاي فرانسه و بريتانيا بر عليه آلمان بودند. در راس ساعت مقرر ارتش آلمان يورش سهمگين و برق آساي خود به مرزهاي لهستان را شروع كرد و شليك تيرها و توپهاي هر يك از طرفين درگير خبرشروع جنگ جهاني دوم را به مردم سراسر دنيا اعلام كرد.


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


تانكها و نفربرهاي آلمان بسرعت داخل خاك لهستان پيشروي ميكردند و هواپيماهاي آلماني هم با انداختن بمب و شليك راكت به پشتيباني از آنها مي پرداختند . نيروي هوايي لهستان در مقابل مهارت و تاكتيك خلبانهاي آلماني اقبالي براي پيروزي نداشتند و بمحض درگيري بدون اينكه قادر به پشتيباني از نيروهاي خودي باشند توسط مسلسل و راكتهاي هواپيماهاي آلماني سرنگون ميشدند. گرچه نيروهاي لهستان از قبل آماده باش بودند و مواضع دفاعي خوبي گرفته بودند ولي نيروي كافي براي پوشاندن اون خط طويل درگيري و جنگ در اختيار نداشتند و نيروي پشتيباني اصلا نداشتند براي همين كمي كه از آغاز نبرد گذشت كم كم ضعف و شكست در خطوط دفاعي آنها پيدا شد و نيروها پا بفرار ميگذاشتند

در اين بين رشادتها و شجاعت 12 لشكر سواره نظام لهستان ستودني بود ولي كافي نبود.

تلاشهاي ارتشهاي فرانسه و انگليس در هشت ماه اول جنگ از سپتامبر 1939 تا ژوئن 1940 ضعيف و چندان چشمگير نبود چون نيروهاي آنها قدرت نفوزذ در خط ذفاعي زيگفريد آلمان را نداشتند و همانطور در غرب مرزهاي آلمان فقط حالت دفاعي بخود گرفتند و كار موثري انجام ندادند در حالي كه ارتش آلمان بسرعت پيشروي مينمود و مرزهاي خود را گسترش ميداد




كشاورزان لهستان در حال شخم زدن زمين هستند كه با حمله تانكهاي آلماني مواجه ميشوند
جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان




پيشروي روسها در غرب



روسها كه از حمله برق آساي آلمان و از هم پاشيدن ارتش لهستان دچار شگفتي شده بودند در 17 سپتامبر همان سال به ناحيه غرب لهستان حمله ور شدند . بدين ترتيب دو قدرت نظامي عظيم از هز سوي اين كشور ضعيف را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند تا سرانجام در برست ليتوسك بهم رسيدند و در آنجا بر روي جنازه لهستان دست همديگر را فشردند.
كارشناسان نظامي اين عمل روسيه را در حقيقت به اين صورت ارزيابي كردند كه روسها كوشيدند خط مرزي خود و لهستان را تا جاي ممكن به جلو برانند تا در صورت حمله احتمالي آلمان منطقه اي بصورت كمربند احتياطي بين آلمان و مرزهايشان وجود داشته باشد.
در 29 سپتامبر هيتلر و استالين قرارداد تقسيم لهستان را بين خودشان امضا كردند و از اين تاريخ هيتلر تمام سعي اش اين بود ژنرالهاي عاليزتبه ارتشش را كه از توسعه بيشتر جنگ و افزايش خطوط جنگي بيم داشتند را قانع كند.
استالين هم مرز خود با لهستان را به داخل خاك كشورهاي همسايه پيش راند و استوني، لاتويا و ليتواني را اشغال كرد از طرفي به ناحيه فنلاند چشم طمع داشت چون شرايط مناسبي بمنظور آرايش جبهه دفاعي لنينگراد داشت و در نهايت در 30 نوامبر از هشت نقطه حمله به اين منطقه كوچك را آغاز كرد و با مقاومت سرسختانه مردم اين كشور كوچك مواجه شدند.
بمبارانهاي شديد هم كوچگترين تاثيري و خللي در اراده پولادين آنها براي مقاومت و ايستادگي مقابل ارتش سرخ نداشت و چنان شهامتي از خود نشان دادند كه جهانيان را بتحير وا داشت.
آنها ابتدا به نيروهاي روس اجازه ورود به خاكشان را ميدادند ناگهان با حمله ناگهاني از چند جهت قسمتي از قواي جلودار آنها را از بقيه جدا ميكردند و با قطع ارتباطشان با عقب آنها را محاصره كرده و حتي با نارنجكهاي دستي و كوكتل مولوتف تانكهاي آنها را به آتش ميكشيدند.
روسها كه كاملا بهتزده و متحير اين همه مقاومت شده بودند و پيش بيني آن را نميكردند حمله را متوقف و به تقويت و آرايش مجدد نيروهاي خود دست زد و علي رقم آن همه رشادت مردم فنلاند بالاخره با كثرت نيرو و تجهيزات روسها بزانو در آمدند و فنلاند سقوط كرد و به اشغال ارتش سرخ در آمد.
در اين بين ارتشهاي فرانسه و انگليس با مشاهده مقاومت دليرانه فنلانديها تصميم گرفتند تعداد قابل ملاحظه اي از نيروهاي خود را از طريق سوئد و نروژ به ياري فنلاند بفرستند كه متاسفانه دير به اين فكر افتادند و با پيمان فنلاند و روسيه و اعلام عدم مقاومت آنها روبرو شدند در اين ميان هيتلر از اين نقشه امگليس و فرانسه الهام گرفت و مصمم به انجام طرحي از طريق نروژ شد




عکسها شماره 11 الی 19

ويرايش توسط shahryar52 : 12-26-2013 در ساعت 02:17 AM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-17-2013   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

سقوط دانمارک و نروژ بدامن آلمان



استفاده از راههای دریایی مناطق نروژ بمنظور حمل سنگ معدن برای کارخانجات صنعتی آلمان این منطقه رو برای آلمان خیلی مهم و استراتژیک کرده بود و بالاخره هم برای تصرف نروژ اقدام به حمله ای دیگر نمود و در صبحدم 9 آوریل نیروهای آلمان سیل آسا ضمن عبور از مرزهای نروژ همسایگان او را مورد تجاوز نظامی خود قرار دادند و بدین طریق تنها در یک روز دو کشور دانمارک و نروژ با هم زیر حمله کوبنده آلمان قرار گرفتند.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

نروژ کشوری که سرتاسر طول خاک آن از 1500 کیلومتر تجاوز نمیکرد دارای سواحل مناسبی برای استقرار دریایی نیروهای آلمان به منظور حمله به دیگر کشورها بود.
آلمان که در نهایت خود را برای رویایی مستقیم با ناوگان مشهور و پرقدرت بریتانیا آماده میکرد قبل از وقوع آن با استراتژی مناسب و حرکات و اقدامات بموقع همه نقاط حساس و کلیدی استقرار را بدست آورده بود.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

حمله ناگهانی هوایی و دریایی آلمان به خاک نروژ آنچنان سریع و باورنکردنی بود که باعث دستپاچگی و سردرگمی دولتمردان آن شد خانواده سلطنتی همان اول بوسیله یک فروند هواپیما فرار کردند تنها نقطه ای که مردمش مقاومت نسبی در برابر یورش نظامی آلمان داشت مردم اسلو بودند که شجاعت معدنچیان تحسین برانگیز بود. یک رزمناو آلمانی بنام بلوشر در اثر اصابت گلوله های شلیک شده توپهاس ساحلی نروژ منهدم شد و بقعر دریا رفت. مشاهده این همه رشادت و ایستادگی سرانجام نیروهای مغرور آلمانی را وادار به اندکی تامل و عقب نشینی موقت نمود و از حمله رودروی مستقیم برای تصرف اساو منصرف نمود با این وجود طولی نکشید سرتاسر شهر بتصرف نیروهای هوابرد آلمان درآمد و و از همانجا بیاری رزمندگان در ساحل آلمان شتافتند و آلمان با وجود تحمل تلقات موفق به تسخیر شهرهای حساس نروژ و کلیدهای اصلی پیروزی در منطقه گشتند.
باقیمانده نیروهای اصلی نروژ ناحیه را ترک و ضمن عقب نشینی تاکتیکی بخط دفاعی شمال در نارویک پیوستند.
در این هنگام بریتانیا چاره ای نداشت جز اینکه تا دیر نشده رسما بحمایت از نروژ در حال سقوط برخیزد تا این کشور هم بسرنوشت شوم لهستان گرفتارنشود. هرچند برخوردهای دریایی بین ناوگان انگلستان و آلمان از هفته ها قبل بطور غیر رسمی آغاز شده بود و در همین مدت کوتاه آلمان حدود 10 فروند از کشتیهای خود را از دست داده بود.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

در این بین انگلستان مثل همیشه بدلیل اختلاف نظرات فرماندهان نیروی دریایی با نیروهای زمینی و این آشفتگی ها باعث عدم اتخاذ تصمیمی قاطع و سریع بود که نتیجه آن هم سقوط منطقه نارویک در 28 می و تصرف اون توسط آلمانها بود منطقه ای که چرچیل چندین بار بدولت پیشنهاد تصرف و اشغال اون رو داده بود آلمانها در نهایت در 8 ژوئن همه نیروهای متنفقین را از نروژ بیرون راند علت اصلی و بیشتر موفقیتهای آلمان در این باره مربوط به عملیات برق آسا و پرداختن به عملیات بیسابقه هوابرد بود.
این هنگامه اتفاق بزرگی در انگلستان در شرف وقوع بود چمبرلن از ریاست کابینه دولت استعفا داد و بدلیل بحرانی بودن اوضاع و شرایط موتلفه ای از گروه های مختلف سیاسی بریاست چرچیل زمامدار امور کشور و جمگ شدند ...چرچیل در اولین نطق خود گفت: در این موقعیت بحرانی برای انگلستان و جهان از من انتظار نداشته باشید که در دوره زمامداری خودم چیزی جز خون تلاش و زحمت همگان در نتیجه عرق کردن و اشک ریختن برای عزیزان چیزی برای شما به ارمغان بیاورم....


عکسها 20 الی 22

ويرايش توسط shahryar52 : 12-26-2013 در ساعت 02:18 AM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-19-2013   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

سقوط فرانسه



عملیات تصرف فرانسه رو باید از چند جهت با دقت نظر بیشتری مطالعه کرد.
اول بدلیل اینکه دو دشمن دیرینه و دو کشور که از مهمترین کشورهای درگیر در جنگ جهانی اول بودند و جبهه های آنها خونبارترین درگیریها را داشت باز مقابل یکیدیگر رودر رو قرار گرفتند.
برای آلمانی ها این یک فرصت طلایی برای انتقام تمام تلخ کامی ها و حقارت شدنها و خساراتی بود که از ناحیه این کشور متحمل شده بودند و با تمام قدرت برای تلافی و انتقام آمده بودند.
فرانسه رغبت زیادی برای جنگ نداشت و البته با کمی فراقت خیال از جانب مرزهای آلمان بخاطر خط دفاعی ماژیو میپنداشت که در صورت حمله آلمان یک جنگ فرسایشی و طولانی خواهد شد....

در این جنگ پنج کشور فرانسه - انگلیس - لوکزامبورگ - بلژیک و هلند در طی مدتی کمتر از 40 روز به معنی واقعی مات حرکات سریع و حساب شده و استراتژی قدرتمند ارتش آلمان شدند




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


جنگ جهانی اول در جبهه فرانسه و آلمان شاهد خونبار ترین حملات و جنگهای طرفین بود . ارتش فرانسه در این نبردها فقط از لحاظ تعداد کشته شدگان بالغ بر 5/1 میلیون نفر را از دست داد . ( باید تعداد مفقودین ، مجروحین و از کار افتادگان و بیماران روانی ناشی از جنگ را نیز به این آمار اضافه کرد) . این تلفات انبوه جمعیت فعال و جوان فرانسه را به شکلی قابل ملاحظه کاهش داد و این کاهش جمعیت ، در کاهش تولید ناخالص داخلی کاملا نمایان شد .
بار اصلی جنگ بر دوش فرانسه قرار داشت و فرانسویان یکی از دلایل تلفات بالای انسانی خود را دست زدن فرماندهان عالی این کشور به عملیات تهاجمی می دانستند. یکی از سیاستمداران معروف فرانسوی به نام " آندره ماژینو " که نماینده مجلس و وزیر دفاع آن کشور نیز بود طرحی را به تصویب رساند که به موجب آن تمام خطوط مرزی میان فرانسه و آلمان با استحکامات دفاعی بتونی مجهز به توپهای دور برد و مدرن و شبکه های زیر زمینی که تا به امروز نیز یکی از قابل ترین خطوط دفاعی جهان می باشد ، محافظت می گردید . این خطوط دفاعی به نام آندره ماژینو که قبل از بهره برداری از آن فوت نمود ، خط دفاعی ماژینو نام گرفت . فرانسویان اکنون فقط به دفاع میاندیشیدند و تصور آنها از جنگ با آلمان چیزی جز یک نبرد فرسایشی پر تلفات در پشت خطوط دفاعی ماژینو برای آلمان چیز دیگری نبود



نقشه خط دفاعی ماژیو

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


خط ماژینو به منظور براورده ساختن چندین هدف ساخته شد ،از جمله :
جلوگیری از حمله غافلگیرانه و هشدار دادن به نیروها
پوشش دادن تحرکات و انتقال ارتش فرانسه ( که نیازمند دو تا سه هفته زمان بود)
حفظ نیروی انسانی (فرانسه در برابر جمعیت 70 میلیونی آلمان درای 38 میلیون نفر جمعیت بود)
محافظت از ناحیه های آلزاس و لورن ( که در سال 1918 به فرانسه بازگشت) و مناطق صنعتی آن ها
استفاده شدن به عنوان یک پایگاه برای اجرای ضدحمله
به دام انداختن دشمن در صورت حمله از ناحیه بلژیک و سوئیس
نگه داشتن قوای دشمن تا زمان رسیدن نیروی عمده خودی به خط مقدم


اگر چه کلمه (( خط ماژینو )) یک خط دفاعی نازک و استحکام بندی شده را تداعی می کند، خط تا حد زیادی عمیق بود و عمقش در مناطق مختلف از 20 تا 25 کیلومتر متفاوت بود.خط شامل مجموعه پیچیده ای از نقاط مستحکم ، دژهای مختلف، و ساختمان های نظامی مانند پست های حفاظت مرزی،مراکز ارتباطی ، پناهگاه های پیاده نظام ، سنگرها ،پست های توپخانه ،مسلسل ، آتشبارهای ضدتانک ،انبار مهمات ،زیرساخت های متنوع، پست های دیده بانی ، و ... می شد.این ساختارها خود وظیفه پشتیبانی از یک خط اصلی دفاع را داشتند که از ((ouvrage)) های به شدت مسلح شده تشکیل می شد.این بخش را می توان دژهای اصلی دفاعی ترجمه کرد.



از جلو تا پشت خط ،ساختارها به این نحو چیده شده بود :


1) خط پست مرزی ـــ 2) خط پاسگاه ها و نقاط تدارک رسانی ـــ 3) خط اصلی دفاعی ـــ 4) پناهگاه های پیاده نظام ـــ 5) اورجس های کوچک ـــ 6) اورجس ها ـــ 7) پست های دیده بانی ـــ 8) شبکه تلفنی ـــ 9)پناهگاه های ذخیره پیاده نظام ـــ 10) نواحی سیل گیر ـــ 11) نواحی امن ـــ 12)دپو های آذوقه ـــ 13)انبار مهمات ـــ 14) سیستم راه آهن کم عرض ـــ 15)خطوط انتقال برق پرفشار

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


دیگر قسمتهای خط دفاعی و استحکامات و راههای زیر زمینی


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

×××

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


×××
×××
×××


جنگ فرانسه : ( 10 ماه می 1940 - 25 ژوئن 1940 ) جنگ فرانسه بدون شک حاصل اوج قدرت و نبوغ نظامی رایش سوم بود. در این جنگ پنج کشور فرانسه - انگلیس - لوکزامبورگ - بلژیک و هلند در طی مدتی کمتر از 40 روز به معنی واقعی مات حرکات سریع و حساب شده و استراتژی قدرتمند ارتش آلمان شدند . اگر چه آمارهای متفاوتی از استعداد نیروهای طرفین در جنگ عنوان می شود ، اما بررسی تمام آمارها نشان دهنده برتری نسبی نیروهای ارتش متفقین می باشد

بر خلاف فرانسویان که هیچ اشتیاقی برای جنگ نداشتند ، آلمانهای غرور جریحه دار شده ، به چیزی جز تلافی شکست 1918 نمی اندیشیدند . ارتش آلمان در سایه توجهات هیتلر و اقدامات و نظارت افسران لایقی مانند " روندشتت " ، " گودریان " ، " کاناریس " و " دونتیز " به سرعت نسبت به تجدید تسلیح خود اقدام نمود . آنان تمام تلاش خود را بکار بردند تا در جنگ جدید بر خلاف جنگ اول که دچار یک جنگ فرسایشی شده بودند ، به یک فتح سریع و قاطعانه دست یابند . آنان اینبار با اطلاع از قابلیت های بالای دیوار دفاعی ماژینو هیچ تصمیمی برای حمله مستقیم به آنرا مورد تایید قرار ندادند . ژنرالهای آلمانی با ابداع تاکتیک جنگ برق آسا ( بلیتز کریگ ) و تربیت خلبانان و افسران لایق و آشنایی آنها به تاکتیک های نوین و نیز تولید انبوه تانک و توپ و هواپیما و زیر دریایی و با بسیج تمام امکانات ، خود را برای رویارویی نظامی آماده می کردند . آنان جنگ لهستان را بهترین صحنه برای آزمون تاکتیکهای جدید رزمی و برنامه ها و تجهیزات نظامی محسوب میکردند . در این جنگ نقاط ضعف و قدرت ارتش آلمان مورد کارشناسی قرار گرفت و نسبت به رفع عیب آن اقدام شد.


وقتی آلمان برای الحاق پروس شرقی از طریق دالان دانتزیک ، به لهستان حمله برد ، فرانسه و انگلیس به آن کشور اعلان جنگ دادند هیتلر می دانست بدون سرکوبی فرانسه عملیات توسعه طلبانه آلمان در اروپا با اشکالات اساسی مواجه خواهد شد . پس مصمم شد بعد از اتمام جنگ در لهستان در بهار سال بعد به سوی غرب حرکت کند و فرانسه رانیز از پیش روی خود بردارد . مطمئنأ هیتلر در این عملیات در پی تلافی شکست 1918 نیز بود .


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


برای حمله به فرانسه هیتلر 135 لشکر (141 لشکر هم ذکر شده) و حدود 2500 دستگاه تانک را آماده کارزار کرده بود و در مقابل جبهه متحدین هم تقریبا همین حدود 135 لشکر (144 ذکر شده) و تعداد تانکهای بیشتر که حدود 3000 تا 3300 متفاوت ذکر شده در منابع گوناگون بهره میبرد که البته تعداد هواپیماهای آلمان بمراتب خیلی بالاتر از حریف مقابل بود.


هیتلر فرمان حمله به فرانسه را برای روز دوازدهم نوامبر صادر کرد اما با بد شد وضعیت هوا تاریخ حمله به هفدهم نوامبر افتاد. اما وضع هوا در آن روز باز هم بدتر شد و حمله به سال نو میلادی و بعدتر به روز 17 ژانویه افتاد.
در روز دهم ژانویه یک سرگرد رابط نیروی هوایی و لشکر چترباز ،درحالیکه تمام نقشه های عملیات جبهه غرب را با خود داشت، در یک پرواز ناچار به فرود اجباری در خاک بلژیک شد. بخش مهمی از مدارک او به دست بلژیکی ها افتاد و آنها طرح های جنگی آلمان را به فرانسه و بریتانیا رد کردند.فرماندهان عالی رتبه آلمان دستپاچه شدند اما هیتلر خونسردی خود را حفظ کرد و تصمیم گرفت که آن طرح را به کلی کناربگذارد و یک نقشه دیگر برای حمله به فرانسه تهیه شود. این همان یوترنی است که تاریخ آلمان، فرانسه، اروپا و تمام جهان را عوض کرد تهاجم آلمان تا چهار ماه دیگر عقب افتاد اما این عقب افتادگی سبب نشد تا متفقین آمادگی بیشتری به دست آوردند


در نهایت حمله در تاریخ 10 می 1940 با حمله به هلند آغاز شد که تا 25 ژوئن ادامه داشت


در این نبرد هم ارتش آلمان از تاکتیکهای بکار رفته در نبرد بلیزکریج استفاده کردند و به نتیجه خوبی هم رسیدند.
در نتیجه تاکتیک دفاعی هلندیها و ارتش بلژیک با پیاده شدن گروههای هوابرد و چتربازان ورزیده آلمان در پشت خطوط مقدم متفقین و در نقاط حساس نظامی در هم شکست.
طی یکی از این عملیات شجاعانه استحکامات نظامی ابن امیل واقع در کانال آلبرت بدست نیروهای ضربتی 120 نفری هوابرد آلمان افتاد عملیات حیرت آور این گروه به این صورت بود که ناگهان در پشت بام این استحکامات فرود آمدند و بمحض فرود کلیه توپها و سلاحهای مستقر بر دیوارها و نقاط جساس آنجا را منفجر کردند و از کار انداختند.


قوای آلمان مرکب از سه ارتش شامل :
ارتش A به فرماندهی مارشال فن روندشتت ، ارتش B به فرماندهی مارشال فن بوک ، ارتش C به فرماندهی مارشال فن لب .
قوای فرانسه تحت فرماندهی مارشال موریس گاملن که در اواسط نبردها فرماندهی به ماکسیم ویگان انتقال یافت ، قرار داشت. و فرماندهی عملیاتی ارتش برعهده مارشال ژرژ بود


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


هیتلر براى آن كه بتواند فرانسه را به سرعت به زانو در آورد مجددا نیاز به سرعت عمل داشت هیتلر ترجیح داد به جاى حمله از طریق مرز آلمان به فرانسه و دشوارى «عوارض زمین» از شمال فرانسه با پیمودن عرض كشورهاى هلند و بلژیك خود را به پاریس برساند.بلژیك و هلند دریافتند كه در این نبرد بزرگ نقش چندان بزرگى نمى‏توانند داشته باشند اما به هر حال تصمیم به مقاومت گرفتند. هلندى‏ها سعى كردند با شكستن سدهاى خود مانع پیشرفت ارتش‏هاى آلمانى شوند اما قبل از آن كه بتوانند نیت خود را عملى كنند بیش‏تر پل‏هاى هلند به دست آلمان‏ها افتاده بود و 10 لشكر زرهى آلمان با سرعتى فوق تصور (براى دنیاى آن روز) خود را به مرز بلژیك رساندند. چرچیل و ژنرال‏هاى فرانسوى از بلژیك تنها یك ماه مقاومت مى‏خواستند تا آن‏ها بتوانند خط جبهه خود را در شمال فرانسه محكم كنند اما فشار ارتش آلمان آن قدر زیاد بود كه ارتش بلژیك به سرعت از رود «موز» در مركز بلژیك به جنوب رانده شد.


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

در همین زمان فرانسوى‏ها تحت فشار سیاسى انگلوساكسون‏ها مجبور به یك ضد حمله بزرگ براى عقب راندن آلمان از بلژیك و كمك به نیروهاى پراكنده هلند شدند. اما خرد شدن ارتش هلند ظرف سه روز و شكست‏هاى پى‏درپى بلژیك‏ها كاملا شرایط را تغییر داد.

اكنون 2 میلیون سرباز فرانسوى و 330 هزار سرباز انگلیسى باید خط دفاعى جدیدى را در داخل خاك فرانسه تعریف مى‏كردند و آن‏ها به خط دفاعى ماژینو در شمال شرق فرانسه و منطقه آردن در شمال فرانسه به عنوان تكیه گاه اصلى ارتش نگاه مى‏كردند
در حالى كه انتظار همگان توقف ارتش زمینى آلمان (ورماخت) در پشت این خط بود اما نگاه تیزبین ژنرال‏هاى آلمانى نظیر فون روند شتت،هالدرو گودریان، شكافى 80 كیلومترى را در این خط دفاعى مى‏دید كه فقط 2 لشكر از آن محافظت مى‏كردند. البته آن گونه كه چرچیل در خاطرات خود مى‏نویسد انگلیسى‏ها بارها نسبت به این منطقه (آردن) هشدار داده بودند اما فرانسوى‏ها منطقه‏ى آردن را قبال پیشروى نمى‏دانستند.
حال آن كه از یاد برده بودند وسایل موتوریزه جدید به ویژه زرهپوش‏ها تعریف مناطق صعب‏العبور را تغییر داده است.
این در حالى بود كه سرعت عمل آلمان‏ها آن قدر زیاد بود كه اجازه‏ى جمع شدن مجدد نیروهاى متفرق شده در بلژیك را نیز نداد.
چرچیل مى‏نویسد: «واحدهاى رزهى ژنرال آلمانى، كلاسیت، چنان با سرعت واحدهاى فرانسوى مقابل خود را نابود كرده و یا متفرق مى‏كرد كه تاكنون در هیچ جنگى سابقه نداشت».

شكاف ایجاد شده بین نیروهاى فرانسوى به سرعت گسترش یافته و بخش بزرگى از نیروهاى فرانسوى به سمت سواحل دریاى مانش رانده شدند. استفاده انگلیسى‏ها از هواپیما براى كاستن از سرعت حركت آلمان‏ها نیز فایده‏اى نكرد و از 486 هواپیماى انگلیسى در جبهه فرانسه 286 هواپیما از بین رفت آلمان ضربه غافلگیر كننده و مرگبار خود را در منطقه «سدان» زد (منطقه‏اى در مثلث مرزى بلژیك - لوگزامبورگ و فرانسه) زره‏پوش‏هاى آلمان در سدان جبهه را شكافته و با حركتى سریع نیروهاى متفقین را كه در بلژیك و شمال فرانسه گیر افتاده بودند دور زد. در 15 مه آلمان‏ها به 96 كیلومترى پشت جبهه فرانسه رسیده و ارتش نهم فرانسه را متلاشى كردند ارتش‏هاى هفتم و ششم فرانسه نیز به خطوط دفاعى جدیدى در آنور عقب‏ نشینى كرده بودند.



جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

ژنرال‏هاى آلمان نظیر رومل، روندشتت، گودریان و مارشال هوایى، گورینگ، در جریان نبرد فرانسه سرعت عملى را از خود به جاى گذاشتند كه تقریبا در تاریخ تكرار نشد. آن‏ها ظرف 10 روز عرض فرانسه (در شمال این كشور) طى كرده و با پیمودن روزى 100 كیلومتر خود را به شهرهاى «آمیتن» «اراس» رسانده و 8 لشكر انگلیسى و یك میلیون سرباز فرانسوى را به خطر انداختند.

ستون‏هاى زرهى آلمان‏ها به اندازه‏اى سریع حركت كرده بودند كه تنها واحدهاى موتوریزه، كامیون‏ها و زرهپوش‏هاى چرخدار آلمان توانستند خود را به آن‏ها برسانند آنان سپس خط سیر خود را ادامه داده و با تصرف بندر بولونى در جنوب بندر معروف دنكرك عملا ارتش‏هاى متفقین را به دام انداختند.
دالادیه، وزیر دفاع فرانسه، پل رنو، وزیر خارجه، و ژنرال گاملن، فرمانده كل ارتش فرانسه، در این زمان (18 مه) عملا جنگ را باخته تلقى مى‏كردند. چرچیل در خاطرات خود نقل مى‏كند هنگامى كه با هواپیما سراسیمه به پاریس رفت و نقشه‏ بزرگ میدان جنگ را در اتاق جنگ وزارت خارجه فرانسه دید تنها یك جمله پرسید: «ذخایر استراتژیك (نیروهاى ذخیره) شما كجاست؟» و گاملن پاسخ داد: «اصلا وجود ندارد.»


<<گفتن این نکته هم در اینجا لازمه و خالی از لطف نیست بدانید که ایتالیایی ها میخواستند به نوعی از آب گل آلود ماهی بگیرند و سهمی در جنگ فرانسه داشته باشند و نیروهای بی عرضه و ناشایست اونا مثل همیشه در جنگ ناکام ماندند مثل آفریقا که اگه هیتلر به دادشون نمیرسید معلوم نبود چی به روزگارشون می اومد ایتالیایی ها در جریان جنگ فکر کنم فقط وبال گردن آلمان بودند تا کمکی برای اون البته نظر شخصی خودمه خارج از بحث موضوع>>

ایتالیاییها که فروپاشی کامل ارتش فرانسه را نظاره می کردند در هفته پایانی جنگ ، به فرانسه اعلان جنگ دادند . موسولینی تصور می کرد ارتش فروپاشیده شده فرانسه یک حریف دست و پا بسته بیشتر نخواهد بود . اما پس از حمله ایتالیا به خطوط دفاعی فرانسه در جبهه آلپ ایتالیا علیرغم برتری 6 به 1 نسبت به ارتش فرانسه ، حتی موفق نشد یک گام پیشروی کند . متعاقب شرح وقایع ذکر شده فرانسویان در جنگل کمپین پیمان متارکه را امضا و برای مدت 4 سال تحت اشغال قوای آلمان قرار گرفتند . سرانجام با حمله قوای متفقین در 6 ژوئن 1944 که به روز D-DAY معروف شد و منجر به رهائی فرانسویان گردید ، فرانسه یکبار دیگر به آزادی لبخندی تلخ زد .



نکته مهم: نابود شدن ارتش بزرگ فاتح جنگ جهانی اول و یکی از قدرتهای مطلق اروپایی با تعداد نفرات و تجهیزات برابر در عرض چهل روز اونم با بودن ژنرالهای پر آوازه ای (ژنرال نظیر ژیرو، دو گل، گاملن، ویگان و پتن) و ارتشی قوی نه مثل ارتش قرن نوزدهمی لهستان برای همگانسوال مهمی بود .
کلید این موفقیت بزرگ برای نازی ها را باید در سرعت عمل و بکارگیری نیروهای موتوریزه و زرهی بود. نبرد فرانسه از نادرترین نبردهاى دنیا محسوب مى‏شود. سرعت عمل ارتش رایش در تسخیر فرانسه و به زانو در آوردن فرانسه دیگر هرگز در تاریخ تكرار نشد. اما در این نبرد «حركت سریع واحدهاى زرهى به عنوان یك اصل مسلم در نبردها» به شكل یك دكترین نظامى درآمد و همه پى بردند از این پس تعداد سربازان و توپ‏ها مهم نیست بلكه قدرت از آن ارتشى است كه بیش‏ترین واحد زرهى و موتوریزه را دارد.


یک ابهام و راز تاریخی

اینجا در این برهه تاریخی آلمانی ها و شخص هیتلر کاری کردند که خیلی برای حالا هم که سالهای زیادی از جنگ میگذره و خیلی از نکات تاریک و مجهول جنگ مشخص شده باز جای ابهام بسیاری دارد...
درست در این زمان ارتش نازی کاملا فرصت و وقت و امکانش رو داشت براحتی 300 هزار نیروی بریتانیایی رو نابود کنه ولی با تعجب همگان شخص هیتلر دستور توقف عملیات را تا 48 ساعت اعلام کرد ....
فرصتی طلایی که انگلیسی ها توانستند از این فرصت استثنایی نهایت استفاده رو ببرند و کل نیروهاشون رو از طریق بندر دونکرک تخلیه کنند و نجات بدهند.....


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

اینکار هیتلر جای سوال و ابهام زیادی داره که از این جهات خیلی حائز اهمیت است....
اول اینکه ارتش نازی کاملا تواناییش رو داشت براحتی آب خوردن همه نیروهای بریتانیایی رو نابود کنه اگر دستور توقف عملیات توسط شخص هیتلر نمیرسید....
دوم اینکه هیتلر و ژنرالها و فرماندهان ارتش نازی اونقدر احمق و ناقص العقل نبودند که این نکته رو نفهمند که این نیروها بعدا به عنوان نیروهای اصلی و موثر ارتش بریتانیا روزی در مقابلشون قرار خواهد گرفت و باعث دردسر و عذابشون خواهند شد....
براستی چرا هیتلر درست در این زمان خاص دستور توقف عملیات نظامی رو صادر کرد و اون موقع چی در دهنش میگذشته که همچین دستوری رو صادر میکنه که بدون استثنا تمام صاحب نظران و محققان جنگ جهانی دوم از اون به تعابیری مثل....توقف احمقانه عملیات....بزرگترین و فاحشترین اشتباه نظامی هیتلر....بدترین اشتباه نظامی جنگ جهانی دوم....و نظایر اون نام میبرند....

کاری که هیچ دلیل منطقی و علمی و عقل و منطق پسندی برای اون نمیشه اعلام کرد



جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


صدها هزار سرباز فرانسوى پس از آن كه انگلستان دامن خود را از نبرد بى‏نتیجه فرانسه كنار كشید به سمت جنوب به حركت در آمدند اما زرهپوش‏هاى آلمانى صاعقه‏وار بر سرشان فرود آمده و آن‏ها را نابود و یا مجبور به تسلیم كردند.
در 27 مه ارتش بلژیك رسما اسلحه را زمین گذاشت و ارتش‏هاى پراكنده‏ى فرانسوى براى دفاع از پاریس به سوى جنوب در حركت بودند.
حركت سریع آلمان‏ها از شرق به غرب فرانسه سبب شد تا 7 هزارتن مهمات، 120 هزار خودرو، 8 هزار مسلسل سنگین، 400 تفنگ ضد تانك، و 230 توپ سالم به دست آلمان‏ها بیفتند.
5 ژوئن نبرد نهایى آغاز شد. ارتش‏هاى دوم، سوم و چهارم فرانسه آخرین آرایش نظامى خود را در منطقه رن - ماژینو را ترتیب دادند در حالى كه دیگر نه خبرى از كمك انگلیسى‏ها بود و نه خبرى از كمك‏هاى ارتش‏هاى شمال فرانسه. خطوط دفاعى فرانسوى‏ها از ششم ژوئن 1940 مورد حمله‏ى سه ارتش بزرگ آلمان به فرماندهى مارشال بوك، مارشال روندشتت و ژنرال لیب قرار گرفت.
سیل واحدهاى زرهى آلمان كه اكنون بین سواحل غربى فرانسه و پاریس قرار داشتند چنان رعب و وحشتى در دل فرانسویان انداختند كه 5 / 1 میلیون سرباز فرانسوى از برترى «عددى» خود نتوانستند بهره ببرند.
باقى مانده‏ى ارتش‏هاى فرانسوى در منطقه غرب نتوانستند مانع پیشروى آلمان‏ها به سمت بندر لوهاوردر غرب پاریس شوند در حالى كه انگلیسى‏ها نیز از 3 لشكرباقى مانده‏ى خود استفاده نكرده و از طریق این بندر به انگلیس فرار كردند.
در شمال پاریس نیز هیچ چیزى نمى‏توانست مانع پیشروى 100 لشكر آلمانى بشود فرانسوى‏ها در 14 ژوئن در بین دو انتخاب «آزاد» بودند: نابودى پاریس زیبا به دلیل ادامه نبردى بیهوده و یا اعلام پاریس به عنوان «شهر بى‏دفاع» و آن‏ها عاقلانه تصمیم دوم را گرفتند و بلافاصله پیش قراولان آلمانى وارد «عروس اروپا» شدند.


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

سقوط پاریس سبب شد تا نیروهاى مدافع فرانسه به 40 لشكر كاهش یابد و آلمان‏ها با همان سرعت خیره كننده به شهر اورلئان در قلب فرانسه برسند.
در 17 ژوئن آلمان‏ها در لیون (جنوب فرانسه) بودند و دیگر مشخص بود كه دفاع فایده‏اى ندارد.
مارشال پتن فاتح جنگ‏هاى جبهه غرب در 1918 اكنون در فرانسه زمان امور را برعهده گرفته و از هیتلر تقاضاى متاركه كرد، هیتلر نیز در 22 ژوئن آن را پذیرفت. جنگى كه در 10 مه آغاز شد پس از 42 روز با اشغال 3 كشور (هلند، بلژیك، فرانسه) پایان یافت. نتیجه نبرد


عکسها شماره 23 الی 36

ويرايش توسط shahryar52 : 12-26-2013 در ساعت 02:21 AM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-24-2013   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

به نام یزدان پاک



خوب قبل از شروع مبحث نبرد بریتانیا ذکر چند نکته رو لازم دونستم که خیلی خلاصه و مختصر به اونها اشاره میکنم
اول اینکه دوستان عزیز مستحضر باشند که دلیل اینکه گاها خیلی کند پیش میریم اینکه من مطالب و هر آنچه که نوشته و مینویسم رو همه رو باید تایپ کنم و دلیل اصلی طولانی شدن زمان نوشتن مطالب و مباحث این است...
همه مطالب و موارد رو تا جایی که ممکن هست سعی کردم و میکنم بطور خلاصه و مختصر عنوان کنم تا عزیزانی که فرصت و زمان کافی برای خواندن مطالب و موضوعات ندارند هم که قشر عظیمی از دوستان و عزیزان رو شامل میشه براحتی و در زمان کم بتونن مطالعه کنند....
کاملا مشخص و معلومه که راجع به هر یک از مطالب و موارد اشاره شده در این جستار میشه دهها یا شاید هم صدها صفحه مطلب نوشت و اونا رو دقیق مورد برسی قرار داد.....
در اینجا هم یک پیشنهاد به همه عزیزان دوستدار تاریخ و بخصوص وقایع و اتفاقات جنگ جهانی دوم میکنم که هر یک از عزیزان اگه بتونن هر کدوم یک موضوع عنوان شده بر فرض نبرد فرانسه رو مورد تحقیق و برسی دقیق قرار بدن و خیلی کامل و مفصل اون رو در قالب یک جستار ارائه کنند در کنار این جستار کلی که بنده دارم مینویسم اونوقت بخش تاریخ سایت یک مجموعه تقریبا خوب و ارزشمند از این اتفاق مهم تاریخی عصر حاضر رو در خودش جای میده که میتونه به عنوان یک مجموعه نفیس و ارزشمند مورد استفاده خیل عظیمی از دوستداران اینگونه مباحث باشه ....

و در پایان اینکه قطعا کار این حقیر خالی از ایراد و اشکال نیست و نخواهد بود و بطور حتم تا پایان کلی موضوع کاستی هایی خواهد داشت از همه دوستان و عزیزان بابت این موضوع پوزش میخوام و امیدوارم عزیزان با نظر لطف و محبت خودشون اونها رو نادیده بگیرند



نبرد بریتانیا



نبرد بریتانیا رو شاید بشه از جهاتی یکی از مهمترین نبردهای جنگ جهانی دوم قلمداد کرد...
تا اینجای کار جنگهای در گرفته تماما زمینی بودند و نیروی زمینی عنصر اصلی و تعیین کننده هر نبردی بود که البته در جاهایی مثل تصرف نروژ و جاهای دیگه ای هم نیروهایی مثل نیروی هوابرد هم تاثیر بسزایی داشتند که البته کاملا مقطعی بوده این موضوع و عمومیتی در کل یک نبرد نداشته....
در نبرد بریتانیا به دلیل موقعیت جغرافیایی بریتانیا نیروی زمینی آلمان نازی نمیتونست مستقیما وارد عمل بشه و لازم بود در ابتدا نیروی دریایی و هوایی بریتانیا از پیش رو برداشته بشن تا فاکتور اصلی و لازم برای حمله آماده بشه که البته لازم به گفتن نیست و همه دوستداران مباحث تاریخی میدونن بریتانیا بدلیل موقعیت خاص خود و قرار داشتن در محاصره آب لازم بود برای حفظ امنیت و تامین مایحتاج خود نیروی دریایی قدرتمندی داشته باشه که اون رو هم داشت و شاید بشه گفت قویترین نیروی دریایی جهان بود از لحاظ تعداد ناوگان دریایی که در اختیار داشت و همین کار رو برای آلمان سخت میکرد....
نیروی هوایی آلمان (موسوم به لوفت وافه) هم در برقراری یک برتری کامل هوایی بر فراز بریتانیا کار خیلی سختی در نبرد با نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (موسوم به RAF) داشت و شاید بشه گفت بزرگترین نبردی بود که نیروی هوایی در اون نقش بسزایی داشت یا باید میداشت و عدم توانایی نیروی هوایی آلمان نازی در شکست دادن و نابود کردن نیروی هوایی بریتانیا و به نوعی در هم شکستن روحیه مردم اون کشور رو میشه به عنوان اولین نشانه های شکست قطعی آلمان در جنگ به حساب آورد....
نقشه هیتلر و فرماندهان و ژنرالهای عالیرتبه ارتش نازی یک عملیات آبی خاکی و هوابرد چترباز بود برای پیاده کردن نیروها در بریتانیا در قالب عملیاتی به نام شیر دریایی....


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


بریتانیا و شخص چرچیل اصلا فکرش رو نمی کردند فرانسه با اون سرعت تسلیم بشه و از پای در بیاد ولی حالا شاهد چشمان هیتلر و ژنرالهای ارتش اون بود که از سواحل فرانسه چراغهای سواحل شرقی بریتانیا رو میدیدند و تنها حایل بین اونا یک فاصله 90 کیلومتری بود که بین خاک اروپا و بریتانیا فاصله بود.....
200 لشکر مصمم و مجهز نازی ها آماده بودند بریتانیایی رو فتح کنند که فقط 300 هزار نظامی داشت که با تقریبا میشه گفت یک معجزه تونسته بود اونا رو از بندر دونکرک نجات بده و از مهلکه نجات بده که اونها هم سازمان نظامی درستی نداشتند و یغیر اونا بقیه نیروها اکثرا محلی و بی تجربه بودند و در صورت تحقق چیزی که هیتلر در سر داشت بریتانیا میشه گفت مثل یک هلوی پوست کنده بود برای ارتش نازی در صورتی که نیروی هوایی و دریایی آلمان میتونستند کشتی های جنگی بریتانیا رو از کانال مانش دور کنند تا لشکرهای پیاده نازی ها در امنیت کامل در جنوب فرانسه پیاده بشن.....
و میشه در خاتمه این مقدمه ای که برای نبرد بریتانیا نوشتم اینرو گفت پیروز جنگ طرفی بود که میتونست نیروی هوایی طرف مقابل رو نابود کنه یا در مورد بریتانیایی ها میشه گفت در صورتی فقط امید به نجات و جان سالم بدر بردن از نقشه ای که براشون کشیده شده بود داشتند که نیروی هوایی شون میتونست نیروی هوایی آلمان رو در نیل به مقصودش ناکام بذاره که همانا نابودی کامل نیروی هوایی بریتانیا بود که البته خیلی ها هم با من و شاید شما خواننده عزیز موافق باشند که اشتباه نیروی هوایی قدرتمند و کوبنده آلمان نازی که از لحاظ تجربه و مهارت خلبانانش برتری کامل و صد در صدی به طرف مقابل داشت هم بی تاثیر نبود که در زمانش که به اون قسمت رسیدیم با هم میبینیم که اشتباه بزرگ نازی ها چی بود و واقعا هم تعجب زیادی داشت که چرا اون نیروی هوایی با تجربه و مصمم و جنگ دیده چطور نتونستن به نیروی هوایی بریتانیایی که خیلی از خلبانانش حتی تجربه یک جنگ هوایی رو هم نداشتند چیره و پیروز بشن


××××××××××
خارج از موضوع
××××××××××

خوب در زمانی که مشغول جستجو در چند سایت بودم که اعداد و ارقام هواپیماهای طرفین رو بطور میانگین حساب کنم توی یک سایت مطلب خیلی جالب توجهی برخوردم که قبلا اصلا چیزی درباره اش نشنیده بودم مطمئن هستم شمار زیادی از دوستان هم مثل من نشنیدند حیفم اومد اونرو براتون نذارم برای همین قبل از شروع مبحث اصلی جنگهای هوایی بر فراز بریتانیا عینا و بدون هیچ دستکاری همه مطلب رو میذارم البته در قالب بحثی خارج از موضوع و صرفا جهت اطلاع و آگاهی

عملیات برنهارد زيركانه ترين پروژه در جنگ جهاني دوم

طی جنگ جهانی دوم، آلمان ها از تسلیحات و تمهیدات مختلفی برای ضربه زدن به دول متفق بهره بردند. علاوه بر تسلیحات و راهکارهای نظامی، در بسیاری از مواقع روش های غیر نظامی نیز مورد توجه سران و رهبران نازی قرار داشت. عملیات برنهارد یکی از روش های غیر نظامی بود که آلمان ها برای ضربه زدن به انگلستان، آن را به مرحله اجرا گذاشتند
ایده اولیه این عملیات توسط سرگرد اس اس، "نایوکس" مطرح گردید. سر فرماندهی واحدهای اس اس "هاینریش هیلمر" از این طرح استقبال کرده و آن را به تصویب رسانید و در نهایت اجرای این عملیات بر عهده سرگرد اس اس "برنهارد کروگر" (berenhard kruger) گذاشته شد. در کل هدف از اجرای عملیات سری برنهارد، نامتوازن ساختن اقتصاد انگلستان از طریق وارد ساختن اسکناس های جعلی به جریان معاملات روزمره بود. در آن زمان انگلستان از اسکناس های 5،10،20،50،100،500،1000 پوندی در جریان معاملات بهره می برد. یک قسمت عملیات برنهارد وارد کردن حجم عظیمی از اسکناس های جعلی 50 پوندی به ساختار پولی انگلستان بود.
برای اجرای این عملیات تیمی مرکب از 142 جاعل حرفه ای در کنار هم گرد آمده و به کار تهیه اسکناس های تقلبی مشغول شدند. سرگرد اس اس "کروگر" قصد داشت که کپی هایی دقیقا معادل اصل از اسکناس های انگلیسی به دست آورد به همین دلیل در ابتدا کاغذ اسکناس های انگلیسی دقیقا معادل سازی شد که البته این کار یک شاهکار هنری و علمی در دنیای جعل محسوب می گردد. طرح زمینه، رنگ و جنس کاغذ اسکناس های تقلبی به شکل حیرت انگیزی با معادل های انگلیسی همسان و همگون بود. امضا و تاریخ های نشر نیز جعل شدند اما پیچیده ترین فاز عملیات برنهارد ایجاد شماره سریال های معتبر برای این اسکناس های تقلبی بود. به دلیل پافشاری سرگرد کروگر برای جعل نسخه ای کاملا قابل قبول، یک تیم از متخصصین کشف رمز المانی طی کاری فشرده موفق شدند که الگوریتم تولید شماره سریال های اسکناس های انگلستان را کشف نمایند. در نهایت کار چاپ اسکناس های تقلبی آغاز گردید و 350 سری صد هزارتایی اسکناس تقلبی به ارزش 134610810 پوند تهیه شد.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

بسیاری از جاعلان حرفه ای هنوز هم از اسکناس های جعلی برنهارد به عنوان شاهکارهای بی رقیب یاد می کنند. عملا از لحاظ ظاهری تشخیص نمونه جعلی و اصل از یکدیگر بسیار مشکل و یا حتی کاری ناممکن بود.
برای طبیعی شدن ظاهر اسکناس ها، آنها را در یک مسیر بسته مورد استفاده قرار دادند، یعنی شخصی آن را گرفته تا کرده و در جیب خود می گذاشت سپس دوباره آن را به شخص دیگری داده و ... در پایان ظاهر اسکناس ها نیز همانند اسکناس های کارکرده و معمول درآمد. در یک قضاوت منصفانه می توان گفت که سرگرد کروگر، وظیفه خود را بسیار دقیق، حساب شده و شایسته تقدیر به انجام رسانید. برای اطمینان از کیفیت اسکناس های جعلی، بعضی از آنها در کشورهای بی طرفی نظیر سوئیس مورد استفاده قرار گرفتند در پایان این مرحله مشخص گردید که کار بی عیب و نقصی انجام شده است، زیرا حتی یک مورد از این اسکناس های جعلی نیز مشخص نشد. یک چنین نتیجه درخشانی باعث شد که مجوز توزیع این اسکناس ها توسط پیشوای نازی صادر گردد. در ابتدا تصمیم بر این بود که این اسکناس ها را توسط هواپیما، بر روی نقاط شهری پر از ازدحام فرو ریزند اما در این حالت ممکن بود بسیاری از اسکناس ها در نقاط غیر قابل دسترس فرود آمده و از بین بروند. همچنین در این حالت به راحتی عملیات برنهارد مشخص می شد. از این رو تصمیم بر این شد که اسکناس ها را به فرم کاملا قانونی و رسمی مورد استفاده قرار دهند. از اواخر سال 1943 بود که توزیع این اسکناس ها آغاز گردید. ماهی یک میلیون پوند پول تقلبی به سیستم اقتصادی انگلستان تزریق می گردید. آلمان ها حتی حقوق جاسوسان انگلیسی خود را با این اسکناس ها پرداخت می کردند! یکی از جاسوسان انگلیسی آلمان ها، به نام الیزا برنا که با نام رمز سیسرو برای دستگاه اطلاعاتی آلمان به جمع آوری اطلاعات مشغول بود، در پایان جنگ زمانی که متوجه شد تمام پس اندازش پوندهای تقلبی است به دولت آلمان شکایت کرد و خواستار دریافت دست مزدش (پوند واقعی) شد که البته شکایت او به جایی نرسید.
اما سیستم بانکی انگلیس در حین جنگ متوجه این عملیات گردید، زمانی که حساب رسان مشغول بررسی ذخایر اسکناس بانک ها بودند به حجمی از اسکناس برخورد کردند که بی سابقه بود و همین امر باعث شد که آنها با یک بررسی طولانی و همه جانبه متوجه ورود گسترده اسکناس جعلی به سیستم بانکی انگلستان شوند.
اما مقابله با این اسکناس ها کاری بسیار زمان بر، صعب و پرهزینه بود. جالب است بدانید که بعضی از این اسکناس ها تا سال 1959 هنوز بدون هیچ شک آفرینی و رد پایی مورد استفاده قرار می گرفتند. در نهایت کار به جایی رسید که بانک مرکزی انگلستان در معاملات رسمی فقط اسکناس های 5 پوندی را به رسمیت می شناخت.

××××××××××××
خارج از موضوع
××××××××××××



نبرد هوایی بر فراز بریتانیا




بریتانیایی ها که خطر رو در گوش خودشون احساس میکردند خودشون رو برای این نبرد بزرگ آماده میکردند مردم غیر نظامی حتی جرج ششم و خانواده سلطنتی هم شروع به فرا گرفتن آموزش نظامی کردند.
به دستور چرچیل هر گونه حمل و نقل و مسافرتهای دریایی غیر نظامیان ممنوع و همه در اختیار ارتش قرار گرفت.
بیوربروک رئیس کاخانجات هواپیما سازی که تا آن موقع کارش ساختن هواپیماهای مسافربری بود با کمک مهندسین و طراحان تغییراتی در خط تولید کارخانجات هواپیما سازی زدند و به تولید هواپیماهای نظامی و جنگنده مشغول شدند.
همه ریلهای راه آهن غیر ضروری و بدون استفاده چهارچوب درها و پنجرها آهن آلات غیر ضروری همه و همه به کارخانجات ذوب آهن فرستاده شدند و تبدیل به شمشهای آلومینیوم و آهن تبدیل شدند تا خوراک کارخانه های هواپیما سازی تامین گردد.
سرتاسر تابستان 1940 انگلستان مشغول آماده سازی و فراهم نمودن ملزمات نبرد کرد .
ولی یک مشکل اونها نداشتن تعداد کافی خلبانان ماهر و با تجربه بود و این مشکلی بود که سرتاسر مدت جنگ همیشه باهاش دست بگریبان بودند و حتی در یک مقطع زمانی کسانی که بیست یا سی ساعت پرواز جنگی داشتند به عنوان لیدر دسته انتخاب میشدند و بعضی خلبانان اولین پرواز جنگی خود را انجام میدادند که نتیجه هم معلوم بود در مواجه با خلبانان باتجربه و کارکشته نازی که تجربه های جنگ داخلی اسپانیا و نبرد لهستان و جبهه غرب رو داشتند خیلی سریع مغلوب میشدند و سقوط میکردند.

آلمان تا ماه جولای حدود 5000 هواپیما را در هلند بلژیک و فرانسه مستقر کرد که حدود 1400 بمب افکن و 1000 تایی ازشون شکاری بودند.
بریتانیا هم برای مقابله 55 اسکادران هواپیماهای اسپیت فایر و هاریکن برای مقابله با حملات هوایی آلمان توانست آماده کند و همانطور که گفتم بزرگترین مشکل اونها نداشتن تعداد کافی خلبان ماهر بود کارخانه های هواپیماسازی آنها در هفته حدود 300 فروند هواپیما تولید میکرد در حالی که فقط 200 نفر خلبان برای هدایت اونا میتونستند آموزش بدهند.

در طول تابستان 1940 هوای صاف و آفتابی نواحی شرقی بریتانیا فرصت خوبی برای شروع حمله آلمانی ها بود.
نیروی هوایی آلمان که لوفت وافه به فرماندهی هرمان گورینگ حملات خودشون رو شروع کردند و طرف مقابل هم که نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا موسوم به RAF به فرماندهی هوگ داودینگ بود.

مراحل نبرد بریتانیا به 4 دوره تقسیم می شود که به ترتیب عبارتند از:
1- 10 جولای 1940 تا 11 آگوست. این نبرد به نبرد کانال ( مانش ) معروف است.
2- 12 آگوست تا 23 آگوست. این نبرد به حمله عقاب معروف است. این حملات یورش ابتدائی به فرودگاه های ساحلی بریتانیا بود.
3- 24 آگوست تا 6 سپتامبر. این مرحله از حملات لوفت وافه به فرودگاه ها و مراکز فرماندهی بود و یک مرحله بحرانی برای RAF محسوب می شد.
4- از 7 سپتامبر به بعد که این حملات هدفمند به شهرها و بنادر بریتانیا بود.

جنگ کانال:
جنگ کانال یک سری از حملات جنگنده های لوفت وافه به ناوگان تجاری و نظامی در کانال مانش به وسیله هواپیماهای بمب افکن شیرجه رو موسوم به اشتوکا بود. این ماموریت محدود بود زیرا مارشال کسلرینگ و اشپیرل (هر دو از فرماندهان برجسته نیروی هوائی آلمان بودند) به کارآمدی آن اطمینان نداشتند. اما خلبانان آلمانی به این نبرد بسیار علاقه داشتند زیرا حمله کشتی های گشتی مورد علاقه خلبانان اشتوکا بود.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
یک دسته از هواپیماهای اشتوکا یا معروف به هواپیماهای شیرجه رو

این دوران زمانی بود که رادار هم کشف و ساخته شد و کمک شایانی برای بریتانیایی ها بود و البته اهداف مورد علاقه هواپیماهای اشتوکا هم بحساب می اومد.
انگلیسیها برای دفاع در برابر حملات هوایی کا مفید و موثری انجام میدادند اونا فضای هوایی کشور رو به نواحی گوناگونی تقسیم کرده بودند. هر ناحیه بین 2 تا 4 اسکادران هواپیما برای دفاع و فرودگاه و یک اطاق کنترل در اختیار داشت که از طریق همین اطاق کنترل همه گزارشات دیده بانها و مراکز رادار دریافت میشد و بر روی نقشه ترسیم میشد و بعد برای مقابله با اون تصمیم گیری میکردند و هواپیماها را هدایت میکردند.
هواپیماهای دفاعی بریتانیایی ها عموما اسپیت فایرها و هاریکن ها بودند.
حمله اصلی بر روی واحد های دفاعی RAF با نام رمز حمله عقاب آغاز شد وضعیت آب و هوائی مهمترین دلیل تاخیر در آغاز نبرد روز عقاب بود که تا 13 آگوست 1940 طول کشید. در 12 اگوست اولین کوشش جنگی با حرکت واحد های ویژه بمب افکن و شکاری به ایستگاه های رادار استارت زده شد اما پس از6 ساعت به دلیل شرایط بد جوی بازگشتند . حمله برای واحدهای رادار مشخص شد. این عدم موفقیت به RAF امکان داد برای محافظت از خود به هواپیماهای خود دستور پرواز دهد. غفلت لوفت وافه در حمله به تاسیسات زیربنائی مانند خطوط تلفن و نیروگاههای برق که می توانستند رادارها را بی فایده کنند یک اشتباه مرگبار بود.
در روز 15 آگوست معروف به روز بزرگ روزی بود که لوفت وافه در یک حجم انبوه و برتری عددی نسبت به RAF حمله کرد. لوفت وافه 5 حمله به شمال انگلستان کرد در حالی که فرماندهی نیروی هوائی انگلیس اعتقاد داشت که حمله یگانهای آلمانی به جنوب متمرکز شده است و این حمله از دانمارک و نروژ آغاز شده است. به دلیل اسکورت ناکافی بمب افکن ها توسط شکاریهای مستر اشمیت تعداد زیادی از بمب افکنها سرنگون شدند. نتیجه این حملات این بود که واحد لوفت شماره 5 تا پایان جنگ بریتانیا دیگر نیرومند ظاهر نشد .


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
یک دسته جنگنده بریتانیایی که برای دفاع به پرواز در می آیند


از 23 آگوست بنا به دستور گورینگ مبنی بر تمرکز حملات بر روی کارخانه های هواپیما سازی و بعد از اون فرودگاهها هم بهش اضافه شد شروع شد و همچنین دستور داد حملات شبانه هم برای کاهش قدرت جنگنده های انگلیسی را صادر کرد. غروب آن روز بمب باران شبانه برای اولین بار استارت زده شد. هدف از این حملات تهاجم به کارخانجات تولید لاستیک هواپیما در بیرمنگام بود. حمله به فرودگاهها در تمام مدت روز 24 اگوست ادامه یافت و یک حمله مهم به پورتس موتث شکل گرفت آن شب چند ناحیه از لندن بمب باران شد که البته به اشتباه بمباران شد.
بمب افکنهابی هاینکل نازی ها در اون شب به خاطر اشتباه در محاسبات لندن رو بمباران کردند و برگشتند.
به تلافی این بمب باران RAF در شب های 25 و 26 آگوست برلین را بمب باران نمود. این حملات موجب تعجب گورینگ شد زیرا او ادعا کرده بود که بریتانیا هرگز قادر به تحمل بمب باران شهرها نخواهد بود (او تصور می کرد که بمب باران شهر ها بریتانیا را به زانو در می آورد). این اظهارات موجب خشم هیتلر گردید.
از 33 حمله سنگین در 2 هفته، 24 حمله به فرودگاهها بود. سایت های فرماندهی بخشها مکررا مورد حمله قرار میگرفت. بیگن هیل 4 بار و هورن چورچ ، 2 بار دبدن و نورث والد و کریدون بشدت مورد حمله قرار گرفتند و سرانجام است چورچ و ایستگاه هدایت فرماندهی مورد هفت حمله هوائی قرار گرفت. RAF تلفات زیادی در این حملات داد.
RAF ازمزیت جنگ در سرزمین برخوردار بود و خلبانان RAF پس از سرنگونی از شانس بازگشت به واحد خود بر خوردار بودند ولی برای خلبانان لوفت وافه فرود با چتر نجات به منزله دستگیری بود و اگر بر روی کانال فرود می آمدند یا غرق می شدند.



جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

حمله به شهرها :
حمله لوفت وافه شامل حملات بی شمار به شهر ها از آگوست می باشد . هیتلر در رهنمودی که صادر کرده بود لندن را از بمب باران مستثنی کرده بود اما در شب 23 آگوست منطقه هارو در حومه لندن بصورت اشتباهی هدف بمب باران قرار گرفت . مناطقی مانند آبردین ، بریستول و ساوت والس نیز هدف قرار گرفتند . تمرکز حملات بر فرودگاهها اغلب با تلفات همراه بود . این گونه حملات از 24 آگوست با حملات سنگین که طی آن بالغ بر 100 نفر در پورتث موتس کشته شدند و غروب همان روز که لندن مورد حمله قرار گرفت شروع شد . به تلافی این اقدام برلین توسط RAF مورد حمله قرار گرفت و هیتلر متقابلا دستور خود مبنی بر خود داری از حمله به لندن را پس گرفت . در 3 سپتامبر گورینگ طرح بمب باران روزانه لندن را ابلاغ کرد . در روز و شب 7 سپتامبر یک سری از حملات گسترده و انبوه با حدود 400 بمب افکن و بیش از 600 جنگنده ( مجموعا بیش از 1000 هواپیما ) به بندرگاه و منطقه است اند ( EST END ) انجام شد . گروه 11 گل سرخ ( ROSE ) از RAF به مقابله با آنها رفتند در حالی که تعدادآنها بسیار بیشتر از آنچیزی بود که لوفت وافه انتظارش را داشت ( زیرا لوفت وافه قبلا گزارشی دریافت کرد که 5 الی 6 اسکادران از RAF غیر عملیاتی شده است )
در 11 سپتامبر هیتلر عملیات شیر دریائی را تا 24 سپتامبر به تعویق انداخت . زیرا RAF با حمله به ناوگان آلمان مستقر در بندر اوشتند بلژیک حدود 80 کشتی را غرق کرد . در 14 سپتامبر هیتلر در یک نشست با سران OKW ( سرفرماندهی نیروهای مسلح آلمان ) شرکت کرد . گورینگ به دلیل حضور در فرانسه غایب بود او تصمیم گرفته بود که حمله قطعی را انجام دهد . ارهارد میلش معاون گورینگ و عوامل دیگر نیز در آنجا حضور داشتند .
هیتلر در ابتدای این جلسه پرسید : آیا ما میتوانیم جنگ را تمام شده بدانیم ؟


جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
یک دسته از بمب افکن های هاینکل آلمان


هیتلر پذیرفته بود که حمله صرفا با تکیه بر حملات هوائی گسترده امکان پذیر نیست . و سپس او سعی کرد با باقی نگه داشتن تهدید حمله روحیه مردم برتانیا را درهم بشکند . او گفت روحیه مردم زمانی در هم خواهد شکست که 8 میلیون نفر از مردم این کشور دیوانه شده باشند . ( این رقم معادل جمعیت مردم لندن در سال 1940 بود ) هیتلر در ادامه گفت حتی یک حمله کوچک می تواند به یک جنگ طولانی مدت تبدیل شود ( تخصص فرماندهان آلمانی پیروزی در جنگ سریع و برق آسا بود و آنان توانائی درگیر شدن در یک جنگ طولانی و فرسایشی را نداشتند ) او در این لحظه حمله را لغو کرد .
در 15 سپتامبر 2 موج بزرگ حمله هوائی توسط گروه 11 RAF دفع شد . کل تلفات آن روز برای آلمانها مجموعا 60 هواپیما ( اعم از جنگنده و بمب افکن ) بود و برای بریتانیا 26 هواپیما . زیرا علی رغم تلاش آلمانها جایگزینی خلبانان و هواپیما برای آن کشور دشوار بود و لوفت وافه حملات شبانه را جایگزین حملات روزانه نمود . در 13 اکتبر هیتلر یک بار دیگر حمله به بریتانیا را تا بهار 1941 به عقب انداخت . اگر چه حمله هرگز اتفاق نیافتاد و در پایان ماه اکتبر حملات هوائی به پایان رسید . رهنمود شماره 21 هیتلر متضمن فرو پاشی تهدید حمله به بریتانیا بود . یکی از دلایل روحیه بالای مردم انگلستان حضور پادشاه و ملکه الیزابت همسرش در لندن بود . وقتی جنگ آغاز شد پادشاه و ملکه بجای راهکار فرار که از سوی عده ای مطرح شده بود ، اقامت در کاخ باکینگهام را انتخاب کردند . آنها صرفا پایان هفته ها برای سرزدن به دختر هایشان الیزابت ( ملکه کنونی ) و مارگریت به کاخ ویندسور می رفتند . وقتی است اند در لندن مورد بمب باران قرار گرفت آنان در لندن حضور داشتند . آن روز کاخ باکینگهام مورد حمله قرار گرفت . همچنین کاخ باکینگهام در حمله روز 10 و 13 سپتامبر با 2 بمب مورد حمله قرار گرفت و به کلیسای آن صدمات جدی وارد شد .
درست در این مقطع تاریخی باز آلمانی ها و هیتلر یک اشتباه بزرگ دیگر را مرتکب شدند.
دستور بمباران لندن و شهرها و بنادر کار کاملا اشتباهی در این مقطع بود اگر حملات که بر روی کارخانه های هواپیماسازی فرودگاهها و ایستگاههای رادار و کلا خود RAF ادامه داده میشد نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا کاملا نابود میشد و در همون مدتی که این حملات ادامه داشت RAF متحمل صدمات سخت و یم دوران بحرانی شد و با ادامه همین روند کارش ساخته بود ولی با تغییر هدفهای مورد نظر و بمباران لندن و شهرهای دیگه یک فرصت برای RAF بود که خودش رو دوباره سریع بازسازی بکنه و از اون دوران بحران بتونه بیرون بیاد .




جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


آمار تلفات هوایى 2 كشور در این نبرد 80 روزه بسیار سنگین گزارش شد اگر چه هیچ دقیق اعلام نشد. گمان مى‏رود 1000 خلبان و 2 هزار هواپیما در این نبردها كشته و یا صدمه دیده باشند.
در 17 سپتامبر 1940 هیتلر حمله به انگلیس را تا اكتبر و سپس ژولاى 1941 عقب انداخت و با رویداد حمله عظیم به روسیه در ژوئن 1941 این طرح براى همیشه به بایگانى رفت.
چرچیل درباه از جان‏گذشتگى چند هزار خلبان انگلیسى در این نبرد مى‏گوید: هرگز در تاریخ جنگ‏ها ده‏ها میلیون نفر این چنین مدیون چند صد نفر نبودند. واقعیت این بود كه مقاومت چند هزار خلبان انگلیسى به همراه حدود 4 هزار هواپیمایشان سرنوشت جنگ (و تاریخ) را تغییر داد. چرا كه اگر حمله به انگلیس صورت مى‏گرفت لازم نبود هیتلر 5 میلیون سرباز آلمانى را در دشت‏هاى پهناور روسیه به كشتن بدهد.





من خودم شخصا برام همیشه سوال بوده که چرا اون نیروی هوایی قدرتمند نتونست بر حریف نه چندان قدرتمندش پیروز بشه و اگر این اتفاق می افتاد که مسیر جنگ کلا عوض میشد ولی از همه بدتر به عبارت همه حتی خود آلمانی ها اشتباه خیلی احمقانه هیتلر مبنی بر دادن دستور توقف حمله فرانسه در حالی که 330 هزار نیروی بریتانیایی در دونکرک بدام افتاده بودند بدترین اشتباه تاریخ جنگ حتی میشه بهش گفت .
ژنرال فونرون از اعضای ستاد ارتش آلمان از این واقعه چنین یاد میکند:
شش روز پس از یورش سراسری آلمان به شمال فرانسه هنگامی که نیروهای ژنرال فون روندشتت به سوی دریا پیش میراندند هیتلر با فرمان احمقانهای دستور ۴۸ساعت توقف به آنها را داد... ژنرال گودریان دیگر سردار آلمانی به دستور پیشوا عمل نکرد و تانکهای خود را به سرعت به سمت غرب به حرکت درآورد اما درست در ۹ مایلی دونکرک با دستور مستقیم پیشوا مجبور به توقف ۷۲ ساعته شد!
نظامیان حرفهای آلمان این اقدام را به دلیل ضعف اطلاعات نظامی هیتلر قلمداد میکنند.تا به امروز هیچکس دلیل اقدام هیتلر را نفهمیده. ظرف همین ۳ روز بریتانیاییها توانستند ارتشهای خود را از دونکرک نجات دهند. آنچه بعدها به معجزه دونکرک معروف شد.
واقعیت این است که هیتلر نخواست بریتانیا را کاملاً منهدم کند و این امر سبب شد تا انگلوساکسونها آن را به حساب خود بگذارند و از او به عنوان پیروزی تاریخی نام ببرند.ژنرالهای آلمانی از این روزها به عنوان «فرصتی که هرهزار سال یکبار دست میدهد» یادمی کنند. آنها میگویند مگر ارتش ۳۰۰هزارنفره بریتانیایی در ظرف ۳روز با کمک تخته پاره، قایق و کشتی تفریحی خود را منتقل به خاک بریتانیا نکرد پس چرا ما نتوانیم «دونکرک معکوس» را ایجادکنیم؟
ترس هیتلر از نیروی دریای سلظنتی بریتانیا بود اما این نیرو بشدت پراکنده بود و برخی ناوگان بریتانیایی حداقل ۲ماه تا مانش فاصله داشتند.
مضافاً آنکه لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) میتوانست در آن معبر تنگ جهنمی از آتش را به سر کشتیهای بریتانیایی بریزد. این در شرایطی بود که توپخانه را فراموش کنیم و برای زیردریاییهای آلمانی که در سالهای اول جنگ به مانند کوسههای درنده ناوگان متفقین را به قعر دریا میبرد جایی قائل نشویم.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

فون رون میگوید: هیتلر وقتی به ۶۰ کیلومتری بریتانیا رسید یادش آمد که نقشهای برای این کار (تصرف بریتانیا) ندارد. مسخرهاست اما ارتشبدهای هیتلر که نقشه حمله به یوگسلاوی را در ۸ ساعت و نقشه تصرف اروپای شمالی را در ۵ روز کشیدند. چگونه نتوانستند در آن روزهای حیاتی دست به ابتکار بزنند. هیتلر در این لحظه اگر استعداد افرادی چون کوروش خشایارشاه اسکندر و ناپلئون را داشت با یک ابتکار ارتشهای زرهی و موتوریزه آلمان را از دونکرک عبور میداد.

ويرايش توسط shahryar52 : 12-29-2013 در ساعت 12:00 PM
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-14-2014   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahryar52's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان

با درود

خوب بعد از مدتي توقف موضوع و بحث دوباره موضوع رو ادامه ميديم




نبرد در آفريقا



در تابستان سال 1940 موسوليني رهبر ايتاليا كه با هيتلر هم پيمان شده بود فرصت خوبي نصيبش شد تا در آن فرصت بريتانيايي ها را از آفريقاي شمالي بيرون كند و در نتيجه آن منطقه مديترانه رو بصورت يك درياي خصوصي ايتاليا محسوب كند.
در اين برهه خاص از زمان هم چند علت به كمك ايتاليايي ها اومد تا اين روياي خودشون رو بتحقق نزديك كنند.
بريتانيا در آستانه حمله آلمان به اون قرار داشت و اصلا نميتونست نيروي كمكي يا بيشتري به آفريقا اعزام كنه و خودشون هم در اين مدت نيروهاي نسبتا زيادي در منطقه گرد آورده بودند و بريتانيايي ها نيروي اندكي در اون موقع در آفريقا داشتند و همين ها كمك كردند اونا رو از نواحي مصر كلا بيرون كنند.
ژنرال ويول كه اون زمان فرمانده نيروهاي انگليسي در خاورميانه بود در اون زمان فقط نود هزار نفر 90.000 نيرو در اختيار داشت كه اصلا نيروي كافي براي پوشش منطقه گسترده اي مثل اونجا بحساب نمي اومد.
اصولا در سالهاي 1940 تا 1943 كه بريتانيا درگير نبرد سختي با آلمان نازي بود توان حفاظت از مسير دريايي كانال سوئز رو نداشت.
همه چيز بر خلاف خواست بريتانيا و كليه شرايط براي فتح و پيروزمندانه داخل شدن موسوليني به مصر فراهم بود. ارتش ايتاليا در آن زمان حدود چهارصد هزار نفر 400.000 بود و با كمك اون تونستند بريتانيا رو از سومالي و نواحي مستعمراتي خود عقب برانند يعني خود بريتانيا براي جلوگيري از هرگونه برخورد احتمالي با دشمن قوي و در حال پيشروي آن مناطق را تخليه كردند تا منتظر فرصتي باشند كه شرايط عوض شود.
اتفاقي غير منتظره بريتانيايي ها رو در اون شرايطي كه منتظرش بودند قرار داد ناگهان محموله پر ارزشي بار چند كشتي براي آنها رسيد محموله اي شامل پنجاه دستگاه تانك سنگين كه بنا بدستور شخص چرچيل در اون شرايط بحراني بريتانيا كه در معرض تهديد شديد آلمان بود براي تقويت نيروهاي انگليسي واقع در آفريقا به منطقه ارسال شده بود



جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان


رسيدن اين تانكها باعث قوت قلب و دميدن شور و اميدي دوباره در نيروهاي بريتانيا شد و در سحرگاه 9 دسامبر 1940 حمله غير منتظره اي را بر عليه ايتاليايي ها ترتيب دادند. اين حمله آنقدر كوبنده و سريع و غافلگيرانه بود كه علاوه بر اينكه ايتاليايي ها رو كامل عقب راندند فتوحات درخشان ديگري براشون بدنبال داشت و سرانجام بصورت يك حمله همه جانبه و وسيع دراومد. در نتيجه شهرهايي مثل برديا و طبرق در ژانويه 1940 سقوط كرد ادامه اين حملات كوبنده در طول دوماه باعث از هم پاشيدن نيروهاي كم جرئت و رفاه طلب ايتاليا شد و به طور باورنكردني يكصد و چهارده هزار 114.000 نفر از آنان به اسارت نيروهاي بريتانيا در اومد ضمن اينكه بقيه نيروهاي ايتاليا هم بكلي روحيه شون ضعيف شد و ارزش جنگي خودشون رو از دست دادند.
در همين هنگام هم متفقين موقعيت را مناسب ديدند و يك گروهان از افراد استراليايي را از طريق هوابرد و بوسيله چتر نجات در منطقه درنا پياده كردند. اين گروه پياده شب هنگام خيلي آرام و بيصدا بطرف افراد زرهي ايتاليا رفتند.

جنگ جهاني دوم از آغاز تا پايان
نفربر سبك استراليايي ها



سحرگاه وقتي رسيدند ديدند خدمه تانكها ايتاليايي تانكها رو با بي احتياطي تمام ول كرده بودند و براي تهيه و صرف صبحانه به بقيه نيروها پياده پيوسته بودند و استراليايي ها هم اين موقعيت طلايي را به بهترين شكل استفاده كردند و از توپهاي سنگين خودشون كمك خواستن و همه تانكها را به آتش كشيدند و نابود كردند حتي قبل از اينكه ايتاليايي هاي راحت طلب و رفاه طلب صبحانه خودشون رو تموم كنند.
افراد ژنرال ويول همچنان به پيشروي خودشون ادامه دادند تا در زمستان به ليبي رسيدند كه با شروع بارندگي ها بخاطر جاري شدن سيلابهاي گرمسيري و گل و لجن شدن زمينها عملا هرگونه تحرك رو جابجايي رو از طرفين ميگرفت و همه نيروها در سر جاي خودشون ميخكوب شدند.
خوش شانسي ديگر متفقين در اين وضع در آفريقا اين بود كه نيروهاي ارتش آزاد فرانسه به رهبري ژنرال دوگل تصميم گرفته بودند جلوي پيشروي و حمله آلماني ها و ايتاليايي ها رو در اين منطقه بگيرند.
اين نيروها سازش و تسليم دولت مركزي خودشان در ويشي با آلمانيها رو يك نوع خيانت ميپنداشتند و ازش بشدت متنفر بودند زيرا دولت فرانسه تصميم گرفته بود نيروهاي فرانسه رو از رودررويي با آلمانيها و پشتيباني از بريتانيا باز دارد. در ليورپول نيروهاي فرانسه آزاد تصميم خود را گرفتند و با چند هواپيما براي نبردي جدي وارد داكا شدند و ميخواستند يك پايگاه نظامي فرانسه رو در اونجا تصرف كنند كه با اطلاع نيروهاي مستقر در اون و مقاومتشون اين طرح شكست خورد اما نيروهاي ژنرال دوگل كه در اينجا نافرجام مانده بودند طرح حمله به دولا را واقع در ناحيه كامرون كه در اصل مستعمرات آفريقايي فرانسه محسوب ميشد را ريختند طرح اين حمله در ماه سپتامبر 1940 به نتيجه رسيد و پايگاه موثر و محكمي براي متفقين فراهم آمد كه با استفاده از اون به عنوان يك پايگاه هوايي عامل موفقيتهاي بعدي گرديد بطوري كه در يكي از روزهاي سال 1941 نيروهاي ژنرال ويول توانستند نيروهاي ايتاليايي رو از ناحيه غرب آفريقا هم عقب برانند و وادار به فرار كنند.


ديگر نقاط باقيمانده از خاورميانه كه متفقين هنوز در اون درگير نبرد بودند عراق و سوريه بود در ماه مه 1941 نيروهاي بريتانيايي داخل عراق شدند تا نيروهاي رشيدعالي طرفدار آلمان منطقه رو از پاي درآورند و از هم بپاشند.
در جولاي 1941 هم نيروهاي متحد بريتانيا و فرانسه آزاد موفق شدند به كمك هم نيروهاي فرانسوي تابع دولت ويشي رو از نواحي سوريه و ليبي بيرون برانند و بنا به دستور مقامات بالاتر نيروهاي پيروز ويول موقتا در ليبي متوقف شدند و بنا به ملاحظات سياسي جلوتر نرفتند.
shahryar52 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
پايان, آغاز, جنگ, جهاني, دوم

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:12 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.