تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-20-2014  
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post گاهی

بنام یگانه، یکتا هستی بخش
گاهی
گرچه در ظاهر یک کلمه است. اما خود به تنهای در معنی به گواهی بیان حقیقت است.
حقیقیتی که چه تلخ باشد وچه شیرین، درنظرما گاهی.....
گاهی زشتهایی جامعه بیشتر از خوبیهای آن جامعه است.
گاهی دردها بیشتراز درمان است. وبه این گونه می توان عنوان کرد
گاهی درمان کمتر از درد است.
گاهی ناخوشیها بیشتر از خوشیها ست.
گاهی حرفها بیشتر از عمل است.
گاهی حرفهای دروغ بیشتر از حرفهای راست است.
گاهی تظاوربیشتراز باطن است.
گاهی نمایش بیشتر از تفسیراست.
گاهی تماشا بیشتر از دیده شدن است.
گاهی گفتن بیشتر از تعمق است.
گاهی،گاهی،گاهی،گاهی.....
وهمه اینها در اجتماع است . رنج بیشتراست. فقربیشتراست و کمبودبیشتراست.
وعدالت کمتراست ویا حتی نیست. وهمه اینها به دلیل نداشتن توازن وعدالت است.
آن هم نه عدالت خشک وخالی فقط در اجتماع بلکه عدالت در درون تک تک آدمها باشد . توازن در درون تک تک آدمها باشد تا دراجتماع توازن وعدالت برقرارباشد به معنی حقیقی خود.
وآن چه وقتی است؟ وقتی که آدمها به معنای حقیقیشان آدم شوند یا آدم باشند. واین سخت است.چون دشمنی دارند به وسعت دنیا که مانع آدم شدن آدمها می شود.
وگاهی باید نوشته شود وگاهی بایدگفته شود وگاهی بایدیادآوری شود. وگاهی باید.....
گاهی....
__________________
اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
آیه 56 سوره مائده هیهات من الذله

مرگ برامریکا مرگ براسرائیل مرگ بر انگلیس مرگ بروهابیون صهیونیسم مرگ برمنافقین

یاحق
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2014   #31 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی
آهنگر سوخته
حکیمی جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد. زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت: «شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود. وقتى هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهنگرى برود مى‌گفت که دیگر با این بدنش چنین کارى از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود. من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمى‌خورد برادرانم را صدا زدم و با کمک آن‌ها او را از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لااقل خرج اضافى او را تحمل نکنیم. با رفتن او، بقیه هم وقتى فهمیدند وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتند و امروز که شما این بسته‌هاى غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم. اى کاش همه انسان‌ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!»
حکیم تبسمى کرد و گفت: «حقیقتش من این بسته‌ها را نفرستادم. یک فروشنده دوره‌گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه، همین!»
حکیم این را گفت و از زن خداحافظى کرد تا برود. در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: «راستى یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره‌گرد هم سوخته بود!»
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-03-2014   #32 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاه گاهی دلم می گیرد
پشت خرواری از تکرار نیستی ها
گاه گاهی غم مرا می گیرد
خسته ایم، خسته از بودن سنگها
گاه گاهی دلم می گرید
یاعلی
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-03-2014   #33 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی گاهی
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-03-2014   #34 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

می خواهم به کودکی برگردم !
اما :
کفش کودکی برایم کوچک بود!


گاهی
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-04-2014   #35 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

موشهایی که فکر می کنند.




گاهی
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 04-04-2014   #36 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی زود میرسم
مثل وقتی که بدنیا آمدم
گاهی اما خیلی دیر
مثل حالا که عاشق تو شدم دراین سن وسال
من همیشه برای شادیها دیرمیرسم
و همیشه برای بیچارگی ها زود
وآنوقت یا همه چیز به پایان رسیده است
و یا هیچ چیزی هنوز شروع نشده است
من درگامی اززندگی هستم
که بسیارزود است برای مردن
وبسیار دیراست برای عاشق شدن
من بازهم دیر کرد ه ام
مراببخش محبوب من
من بر لبه عشق هستم
اما مرگ به من نزدیکتراست
عزیز نسین
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-04-2014   #37 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

نوشته اصلي بوسيله askary29 نمايش نوشته ها
چرا چنین جمله ای را گفتید؟
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-04-2014   #38 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاه گاهی آواتار را عوض می کنیم تا دیدهها به ظاهر دیدن عادت نکنند.
وعادت نکنند فقط ظاهر وسطح را ببینند. باید عمق وباطن ظاهر هرچیزی بنگرند.
یاعلی
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-04-2014   #39 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی گرفته آسمان
گاهی تبیده قلب زمان
نیست که خارج از زمان
کسی، تاکه بیایستدهرزمان
یاعلی
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-05-2014   #40 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-05-2014   #41 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

خيلي قشنگه اگربداني...





















نمی توان جلوی پیری را گرفت، اما میتوان روح جوانی داشت
گاهی

ويرايش توسط askary29 : 04-05-2014 در ساعت 10:59 PM
askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-05-2014   #42 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

یک عده موش را سنبل هوش واستعداد می دانند.

ويرايش توسط asheg1 : 04-06-2014 در ساعت 12:00 AM
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-10-2014   #43 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
askary29's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست. وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»
اسمیت به زن چنین گفت: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه.»
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی؛ نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت: «دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه.»
به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک میکنه و قول بدیم که نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه.
نقل از:حکایت ها و داستان های کوتاه و پندآموز::صفحه اول::سایت یکی بود

askary29 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-11-2014   #44 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاهی عادت به شنیدن جمله ها وکنایه های احساسی را نداریم حتی بیشتر مواقع عادت نداریم حرفهای شل احساسی را حتی شلتر از رشته سوپ وآبکی را بشنویم یا بخوانیم. اصلا" حوصله و وقت برای این جورکارها نداریم. عادت نداریم که احساس حسادت زنان ومردان را ببینیم ویا گوش دهیم. لحظات عمرعزیزتر وگرانقدرتراز آن است که صرف چنین مقولات بی ثمربه هدربرود. گاهی از فکرمی کنیم آدمهای این دنیا بیشتر شبیهه عروسکهای اسباب بازی توخالی هستند. بیشتر انسانهای امروزی چنین شخصیت وحالاتی را امروزتو دنیا دارند.
آدمهای حقیقی درون دارند، مغزدارند، شخصیت انسانی وعلمی دارند و الخصوص شخصیت ملکوتی دارند.اما چنین آدمهای به چشم نمی آیند. ازدیدهها پنهانند. درحقیقت گم نامند. درعالم خودهستند. به دنیا چشم ندوخته اند. دل نبسته اند. احساس حقارت می کنیم وقت زنان ومردان وبخصوص زنان را توی اچتماع می بینیم که فاقد جنبه های مرتبه انسانی وملکوتی هستند.احساس حقارت می کنیم که احساس خیلیها را کور کرده است وخودرا جلوتراز عقل ومنطق زده است. واقعا" تاسفباراست واندوه و رنج آور. اما چه میشود کرد باید خودمان راسرزنش کنیم که چرا جامعه انسانی چنین است وچنان است. اما مهم ترازهمه این که خودمان بفکرخودمان باشیم که غفلت نکیم و وجودمان را از آسیبها وآلودگیهای دنیا حفظ کنیم ودرامان نگه داریم تا آخرتمان را حفظ کنیم وشرمشار در پیشگاه خدا ی احد حاضر نشویم بلکه با روی باز به پیشگاه والایی او حاضرشویم.
گاهی وقتها غمگنیم بسیار غمگین، آنچنانکه اندوهی که آسمان با خودندارد.
یاعلی
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-11-2014   #45 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
asheg1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : گاهی

گاه گاهی دلم می گیرد
گاه گاهی غمگینم
گاه گاهی نشسته دلگیرم
گاه گاهی دلم خون است
گاه گاهی چهره پرخون است
قطره های بارون حاکی ازانبوهی اندوه است

سرکوه بلندی گریه کردم
تمام قطره های حاصل از اشک
شدند شنبم پراگنده بر دره و دشت
سرکوه بلندی گریه کردم
asheg1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
گاهی

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:56 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.