درد دل با خدا - صفحه 11
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > گنجینه معنوی > ادعیه و مناجات
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-21-2005  
شهروند هم میهن
 
Naashenaas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض درد دل با خدا

خدایا حالا که اون دوستم نداره کاری کن که منم راحت بتونم فراموشش کنم
خدایا کاری کن ابجیها و داداشهای گلم از من راضی باشن
امین
__________________
خانه بی تو مشکلی دارد
صاحب خانه همچون همیشه هست
اما از غم تو خونین دلی دارد
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2008   #151 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
aragon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

من =مهربان (سايه روشن)
شب= رفيق تنهايي
غم= قدرتي پنهان
تو= تنها(من)
باردارم =فزرندعشق
ميخواهم فرزند عشق را بزايم امشب=عطر عشق
همين امشب=طلوع نيمه شب
__________________
در عشق جان را آرامشی نیست
چرا که هر چه به چنگ آوری در آرزوی بیشتری
aragon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2008   #152 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
aragon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

خسته شدم انقدر كه تمام نوشته هايم را با اين كلمه دو حرفي آغاز كردم.
بنويس بازهم بنويس
خسته شدم انقدر كه تمام زندگيم شده دل.
زيباترين دارايي توست
خسته شدم براستي خسته شدم از اينهمه سركشي.
عاشق هميشه سركش است
حتي نميدانم دلم زنده است يا مرده!
دل زنده
دل عاشق است
دل سركش است
اصلا نميدانم كجا هست!
درون سينه اكنده از مهر ومحبت توست
من جزيي از دلم يا دل جزيي از من!
هر دو در هم ادغاميد
عاشقيد
عاشق هم ولي نمي دانيد
چه ميدانم!
مي داني
خوب نگاه
دلم گرفته
خسته اي
دلتنگم
منتظري
لعنت به اين دل!
مراقبش باش
دل مهربانت را دوست بدار
كه دزدان دل در پي دل تو هستند
aragon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2008   #153 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Somaye-23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

نمي دانم چه دردي داري اي دل
كه هر شب تا سحر بيداري اي دل
گلت را شايد از غمها سرشتند
كه از خود هم تو در آزاري اي دل
خدايا اين غم از جونم جدا نيست
ز دردم قلب ياري آشنا نيست
دلم مي خواد به صحرا پا بذارم
كه اينجا در دل مردم صفا نيست
دل ديوانه ام ديوانه تر شد
بيا با من از اين عالم به در شو
خبر ها جز غم و حسرت ندارم
بيا با من ز دنيا بي خبر شو
__________________
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيستدرد دل با خدا
درد دل با خدا
Somaye-23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #154 (لینک نوشته)
Lazaus
 
mina83's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

میدونی سه روز مزخرف داشتن یعنی چه
میدونی دیشب نهایتش بود
دیشب حسابی به سرم زد

میدونم که دوباره پیش بیاد بازم میشم همون آدم همیشگی که فقط واسه دل شکستن خوبه
واسه ...
خسته شدم
دیشب دوباره یه لحظه فکر کردم داره تکرار میشه
شاید میخواستم تا اخرش بره
میدونم باید همه اینارو تحمل کنم
من تحمل میکنم مطمئن باش
کم نمیارم
من خیلی وقته با اون جنگیدم وتونستم شکستش بدم
اینا که دردی نیست
اینارو هم شکست میدم
میدونم که میتونم
__________________
روزی می رسد
که دست هایم سست می شوند
فردا ...روزی جهان به پایان می رسد
مثل چشم هایم
که از خواب پریدم
و دیگر نمی دید
...
mina83 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #155 (لینک نوشته)
Lazaus
 
mina83's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

وقتی که رفت و منو از یاد برد
هرچی که داشتم همه رو باد برد
تو کنج عزلت خودم نشستم
هرچی که آیینه بود زدم شکستم

زخم زبونارو به جون خریدم
از همه حتی از خودم بریدم
چه عشق ناروایی چه درد بی دوایی
چه زخم ناتمومی چه سرنوشت شومی

با تو ام ای که آبرومو بردی
کشتی منو اما خودت نمردی
مثل یه کابوس اومدی و رفتی
آتیش به زندگیم زدی و رفتی
رفتی و من موندم و خاکسترم
بلای تو کاش نمیومد سرم


mina83 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #156 (لینک نوشته)
Lazaus
 
mina83's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

به تو تبریک میگم که به تو باختمو
زیر پا له کردن دل خود ساختمو
به تو تبریک میگم که دلم پیش تو بود
که تموم زندگیم توی آتیش تو بود

مگه چی خواستم ازت به جز عاشق بودن
که چشام برای تو آیینه دق بودن
بگو چی کم داشتم مه بریدی از دلم
به کدوم مقصودت نرسیدی از دلم

به تو تبریک میگم که بیخودی توی زرق و برق دنیا گم شدی
به تو تبریک میگم گم شدنو گل گلخونه مردم شدنو

دل غمگین تر از دل من هم مگه هست
تو نشون من بده دل غمگین اگه هست
تو صدای قلبمو نشنیدی ای وای
مردم از چشمای تودیگه از من چی میخوای

به تو تبریک میگم به تسلای دلم
که دل سنگیتو بذاری جای دلم
این منم از دنیا رونده و وامونده
این منم که هرچی داشت پای تو سوزونده

mina83 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #157 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

فرياد من سكوت كردن است...
ابراز عشق من قهر كردن است...
شادي من گريه كردن است...
امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #158 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

چه موسمی به هوای تو برگ وبارکنم


پرازپرنده شوم،گل دهم، بهار کنم


به شوروشیوۀ "البرز" و"شادیان" رقصم


وباشکوه تراز پیش لاله زار کنم


اشاره یی بنما ازفرارسیدن خویش


که رهگذارترا سبز و خوشگوار کنم


فقط ز فصل حلولت بشارتی کافی ست


که یک شگفتن سبز درختوارکنم


*


اگرنیامدنت را نسیم مویه کند


خودم که هیچ،بگو بادلم چه کارکنم.
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #159 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nasin1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

آنکه می گوید دوستت میدارم
خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است
عشق را ای کاش زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت میدارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را میجوید
هزار آفتاب خندان در خرام توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
__________________
همه مردم شهر براي ريزش باران دعا مي كردن غافل از اينكه خدا با كودكي است كه كفشهايش سوراخ است

درد دل با خدا
nasin1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #160 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nasin1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

میخوام یک قصری بسازم پنجره هاش ابی باشه
من باشم تو باشی یک شب مهتابی باشه
امشب میخوام از اسمون یاسهای خوشبو بچینم
امشب میخوام عکس تو رو تو خواب گلها ببینم
کاشکی بدونی چشماتو به صدتا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صدتا دریا نمی دم
کاش هوای عاشقی همیشه پیشم بمونی
امشب میخوام برای تو یک فال حافظ بگیرم
اگر خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب میخوام رو اسمون عکس چشماتو بکشم
اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
میخوام تو رو قسم بدم
به جون هر چی عاشقه به جون هر چی قلب صاف
یک وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
پر نزنی تنها نری
وقتی که اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگ گلای مریمه
میخوام بدونی
nasin1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2008   #161 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
eisa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : برای تو می نویسم

قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا
اگر بیایی
همه چیز خراب میشود
دیگر نمیتوانم
اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدن ها
در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟
__________________
غم دریا دلان را با که گویم
کجا غمخوار دریادل بجویم
دلم دریای خون شد در غم دوست
چگونه دل از این دریا بشویم
eisa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-09-2008   #162 (لینک نوشته)
رهگذر
 
amperator's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : درد دل با خدا

خدايا اگر دوزخ فرداست چرا امروز ميسوزم
amperator آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-09-2008   #163 (لینک نوشته)
رهگذر
 
amperator's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Icon17 پاسخ : درد دل با خدا

يا رب دل دوستان پراز غم نكني
با تير بلا قامت ما خم نكني
اي چرخ تو را به قران سوگند
يك مو زسر عزيز ما كم نكني
amperator آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-09-2008   #164 (لینک نوشته)
رهگذر
 
amperator's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Unhappy پاسخ : درد دل با خدا

خدايا زينت را به زنان دادي وثروت را به سگان
پس مابهر تماشاي دنيا امده ايم
amperator آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-10-2008   #165 (لینک نوشته)
آشـــــــــنای دیروز
 
saharbb's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : درد دل با خدا

سلام به خداي خوبم
سلام به تنهاي گسي كه هميشه در قلبمه
سلام به اوني كه در بحارني ترين زمانها هميشه به دادم رسيده البته به غير از اين آخري
خوبي شما ميدونم كه منو خوب ميشناسي منم آ همون دردسر
همون كه هميشه به دنبال ماجراها بود
و در آخر هم خودش شد يه پا ماجرا
نميدونم برات از كجا شروع كنم ولي چند وقتي هم هست كه ظاهرا" از ياد منو بردي
ديگه مثل قديم صدا مو نميشنوي ناشكري نميكنم حالم خوبه
ولي ازت گله دارم چرا ميزاري تو اين دنيا انقدر بدي باشه
چرا به من هم بد بودن رو ياد ندادي
چرا وقتي خواستي منو به اين دنيا بفرستي از بدي هاي اين دنيا برام نگفتي تا بدونم من هم بايد با اونها چهجوري سر كنم
چرا اون موقع ازم نپرسيدي كه ميخوام زندگي كنم يا نه
چرا اين اميد لعنتي رو در دل من گذاشتي كه در بدترين مواقع هميشه در دلم فرياد بكنه كه هنوز همه چيز تموم نشده و به جلو ادامه بده
جواب اين چرا ها رو فقط خودت ميدوني
ولي يه چيزي رو خوب ميدونم واقعا" دوستت دارم
saharbb آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
خدا, خدایی, دل, درد, غریبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:07 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.