درد دل با خدا - صفحه 7
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > گنجینه معنوی > ادعیه و مناجات
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-21-2005  
شهروند هم میهن
 
Naashenaas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض درد دل با خدا

خدایا حالا که اون دوستم نداره کاری کن که منم راحت بتونم فراموشش کنم
خدایا کاری کن ابجیها و داداشهای گلم از من راضی باشن
امین
__________________
خانه بی تو مشکلی دارد
صاحب خانه همچون همیشه هست
اما از غم تو خونین دلی دارد
Naashenaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-26-2007   #91 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

شقایق :

با خدا باش پادشاهی کن
بی خدا باش هرچه خواهی کن !
__________________
ما را مددی که مست گردیم
بیرون ز هر انچه هست گردیم!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-30-2007   #92 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ni.na's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

من اگه بخوام بگم شاید باورتون نشه ولی من بارها معجزه رو دیدم ولی این دل غافل هنوزم ادم ادم نشده
ni.na آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2007   #93 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SHAGHAYEGH_FV's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خداروح عشق است پس او را با روحي عاشق پرستش کن
SHAGHAYEGH_FV آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2007   #94 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
irandoost20's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

ردپایش را دنبال کردم.رد پا به سمت باغی می رفت.وارد باغ شدم.رد پا به سمت درختی بزرگ می رفت.به طرف درخت رفتم.رد پا از درخت بالا رفته بود.از درخت بالا رفتم.بالاخره پیشی خوشگلم رو گرفتم.ناقلا منو تا این باغ کشونده بود!
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
درد دل با خدا
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2007   #95 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SHAGHAYEGH_FV's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خدایا:
وقتی که دل گرفته وغصه دار استووقتی دوستان دشمنند
وقتی در همه راهها چاهی پنهان است
وقتی پایان دوست داشتن از یاد بردن شده....واسمان بالای سرت از درددل ها گرفته به چه می توان خود را دلخوش کرد
پس نومیدانه رو به سوی تو کردم تا دستم بگیری واز این ظلمت رهایی ام بخشی
خدایا:
صدایم کن قیل از انکه با انتها برسم
مرا یاد کن که دیریست از خاطره ها رفته ام
مرا به سوی خود خوان بگذار سخن بگویم....
خدایا:
مرا ببر....مرا ببر تا اخر رویاهای سپید و تا اخر جاده عشق
انجا که مهم عاشقند
خدایا:
یاد تو مرا از نور سرشار می کند و تاریکی های دلم را به صبح روشن پیوند می دهد
خداوندا:
به من بال وپری عطا فرما با ان ازادانه به پرواز در ایم وجایی روم که همه تو را بشناسند
...................................
دوباره بسان ستاره ای که کسی غصه اش را نم فهمد...
بسان کودک تنهایی گشته ام که اغوشی برای نوازشش نیست
بسان تک شاخه ای که کسی پاسخگوی عطشش نیست
خدایا زندگی از ان انهایی که میخواهندش واز ان انهایی که
فقط در پی خوشی اند واز بال شکسته کبوتر بر بام خانه شان ..یا از دل شکسته یک انسان تنها در عمق نیستی بی خبرند
چرا باید زیست وقتی کسی عشق را نمیفهمد
حتی انگیزه ای نیست حتی نایی برای فریاد
وقتی دلدارت دردت را نمی فهمد وقتی با همه حتی با خودت نیز بیگانه می شوی
............
خسته ام..خسته....
خسته از این همه گشتن در پی دلداده ام که هرگز نبوده
کاش میشد برای همیشه به نزد تو بیایم
کاش...
خدایا منو پیش خودت ببر.....
خدایا خسته ام خسته................

SHAGHAYEGH_FV آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-17-2007   #96 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
mehrdad love s's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : رد پای خدا......!

همه کس در من و حیرانی من حیرانند
من در آن کس که تو را بیند و حیران نشود حیرانم

__________________
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست

محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
---
شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست

..
mehrdad love s آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-17-2007   #97 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SHAGHAYEGH_FV's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

سلام خدای خوبم …
این روزا فکرم مثل یه چهارراه شلوغ شده. دیگه نمی‌شه مثل سابق راحت دراز کشید و ستاره شمرد. فهمیدم که برای داشتن بعضی چیزای خوب، باید با جون و دل تلاش کرد و حتی گاهی وقتا جنگید.
خدایا ازت ممنونم که تنی سالم بهم دادی و من رو غیر از خودت به کس دیگه‌ای محتاج نکردی. خدا جون، می‌دونی که غیر از خودت سرم رو جلو کسی پایین نیاوردم و نمیارم. خدایا، کمکم کن که دستم رو غیر از خودت جلوی کسی دراز نکنم. کمکم کن که پاک زندگی کنم و پاک بمیرم. کمکم کن که فقط برای رضای تو کار کنم.
می‌دونم اون قدر بار گناهام سنگین هست که دیگه نباید روم بشه که این حرفا رو بهت بگم. اما خدا جون، خودت بگو. ما به غیر از تو، کیو داریم؟ به غیر از تو کی می‌تونه درد ما رو دوا کنه؟ کی می‌تونه این قدری که تو هستی، به ما نزدیک باشه، که راحت بتونیم حرف دلمون رو بهش بگیم.
خدایا قسمت می‌دم به عزت خودت. قسمت می‌دم به عصمت مادرم زهرا. تنهامون نذار. نذار احساس دلتنگی بکنیم. به دستام قوت بده. به دلم جرات. مگه خودت نگفتی از شما حرکت از من برکت. من یا علی گفتم. آستینام رو زدم بالا. بقیه‌اش رو خودت جور کن.
خدایا، به خاطر همه نعمت‌هایی که بهم دادی ازت ممنونم. به خاطر این که منو با کهکشان آشنا کردی، شکرت می‌کنم. کمکم کن تا قدر همه این نعمت‌ها رو بدونم.
__________________
خدایا توخود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفاکن.
خدایا بی پناهم زتو جزتو نخواهم اگر عشقت گناه است ببین غرق گناهم دودست دعا برآورده ام به سوی آسمانها که تا ره برم به بال غمت رهادرآسمانها.بسوی کهکشانها ...
SHAGHAYEGH_FV آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-29-2007   #98 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خداوندا در این قصر بلور آخر کسی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-29-2007   #99 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ماه گل's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خدای خوبم این رو بدون بدو ن تو هیچم پس تنهام نزار . خواهش میکنم مثل همیشه کمکم کن .
__________________
درد دل با خدا
اشتباهی که پشیمانم از آن در همه عمر
اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
ماه گل آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-29-2007   #100 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خدای خوبم تویی همه دار و ندارم..... سرمایه ای که هیچ وقت تموم نمیشه.... لا یزاله....
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-30-2007   #101 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خدا جونم شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تت شکر..... شکر..... شکر.....

به خدا اصلا باورم نمیشد دیشب این طوری بهم ثابت کتی..... بهم بفهمونی کنارمی.... به فکرمی... دوسم داری..... دیشب که مامان اون حرفو زد داشتم دیوونه میشدم.... راستش بیشتر خجل و شرمگین بودم..... از بنده بودنم.... از گناه کاریم.... از عاصی بودنم.... از کم صبر بودنم..... از ناشکر بودنم..... از نفهمیدنم...... از اینکه تو رو دارم ولی بازم نا امیدم و......

شکرت......... یلی مخلصتم به مولا..... جز تو هیچ کسی رو ندارم.... سنگ صبورمی.... همه داراییم هستی..... خیلی پیشت حقیر و گنارهکارم......

تا آخرش باهاتم دوست دارم تو هم باهام باشی......... دوست دارم زودی تمومش کنی.... بهم ثابت کنی...... اخه من کمی کم صیرم.... عجولم.....

عوضش قول میدم تا دنیا دنیاست نوکریتو کنم و مخلصت باشم..........!

قول میدم......!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-05-2007   #102 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

درد دل با خدا

خدایا من امروز باهات کار دارم حتما میگی حالا که کارم داری اومدی سراغم نه تو اینطور نمیگی
خدایا من یه آشغال هستم و امروز کارت دارم , خیلی وقت پیش می خواستم برگردم پیشت ولی
هر دفعه یه لذت زودگذر مانع شد . خدایا 2 سالی هست که قلب شکسته ام کف دستم هست و
هروز میخواهد قلب بقیه را بشکنه ,و همه رو مثل خودش کنه! دیگه نه راه پیش داره نه را پس !
فقط بی رمق و میل نبضی می زند تا هم بیشتر شکسته شود و هم بیشتر بشکند .
رو دستم مونده چکار کنم ؟ خدایا چرا من تو رو فراموش کردم آره مقصر تو هستی . تو که منو آفریدی .

خدایا چرا داری حرفامو گوش میدی و چیزی بهم نمیگی من یه آشغالم که دارم کفر میگم .

خدایا یاد گم کردهایی خودم افتاده ام و آدم وقتی یاد گم کردهاش یا از دست رفته هاش
می افته خیلی دلش میگیره ...؟ از همه چیز خسته میشه خصوصا گم کردهاش. آره میدونم
که الان هم دیر نیست واسه دنبال تو گشتن , کیف ام کجاست باید بیایم دنبالت وکیفم را پر
از توکنم . حرکت مکنم ولی کجا برم ؟ از کدام جاده ؟ از کدوم طرف حرکت کنم کجای نقشه جغرافیا ؟ .
نه نیازی نیست از جاده و راهی برم نه تو, توی جاده ها نیستی پس باید توی خودم حرکت کنم .
آری باید تو خودم حرکت کنم ای خدا توکه اینجا هستی !

خدایا من می خواستم دنبال تو کجاها بگردم و تو کجا بودی ! ولی این بار قدر تو را می دونم.

قبل از اینکه می خواستم کامپیوتر رو روشن کنم یه عالمه حرف نگفته صف میکشن و همدیگرو
هل میدن که اول منو بگو اول من ! ولی به محض اینکه روشن شد و word رو باز کزدم همه شون
فرار کردن مثل یه پسر بچه کوچولوی خجالتی که همه ازش خواستند که یه شعر و از حفظ بخون
و اونم فقط انگشتش و میخوره !

و در آخر هم یک داستان از وبلاگ مهمانداران جهنم .

دمدمای غروب کنار يه ده قشنگ , توی دشت سر سبز يه نفر وايساده بود . می خواست مناجات کنه !

روبه آسمون کرد و گفت : خدايا خودتو به من نشون بده ! يدفعه يه ستاره دنباله دار از اين ور آسمون
به اونور آسمون پر کشيد !

?
طرف که تو باغ نبود دوباره گفت : خدايا با من حرف بزن ! يهو صدای چهچه يه بلبل سکوت دشتو شکست ولی ....

بازم گفت : خدايا لااقل يه معجزه نشونم بده ! يدفعه صدای گريه يه بچه که همون وقت بدنيا اومده بود ,
دشتو گرفت يارو بازم نگرفت ! گفتش لااقل دستتو بزار روی سرم ! خدا از اون ور آسمون دستشو آورد
گذاشت رو سر اون مرد مرد که حوصله اش سر رفته بود با دستش پروانه سفيد خوشگلی که روسرش
نشسته بود رو پر داد و رفت ! یاد بگیریم که میتونیم در لحظه لحظه گذر عمرمون خدا رو ببینیم?
و خدا همیشه با ماست .

roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-05-2007   #103 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!


سلام امیدوارم حال همتون خوب باشه
نمی دونم چرا ولی مطلبمو اماده هم کردم اما از گذاشتنش منصرف شدم
حرف های یه غریبه که تنها غریبه نبود روی من تاثیر گذاشت
اره پروانه کوچولو بزرگ شده هنوزم داره دور شمعش میگرده
نمیدونم کاش زود به پروانه شدن نمی رسیدم
حالا که منه من مرده نمی خواد ادامه بدم
اخه چرا ؟
حالا که تنهایی گریه می کنمو دیگه اشکمم تو نمی بینی
ترجیح میدم اخر راهو تنهایی برم
حالا که حتی روزا همشون یه جور شدن
حالا دیگه مگه فرق میکنه دوست داشتن من !
حالا که ثابت کردی لیا قتتو ندارم
حالا که هر روز تاریکتتر می شه مگه بدون خیال تو میشه ؟
نه !
حرفام همه بوی غریب اون برگ زرد تنها روی درختو میده که میدونه
با اولین باد می افته
حالا که بودنو نبودنم برات فرق نمی کنه
دیگه چه فایده موندنو جنگیدنم دیگه حتی توروهم رقیبم نمیدونم
وقتی پروانه خیلی ساده زیر بارون فراموش میشه
دیگه فقط سردی نگات با چوب منو نمیزنه دیگه حرفاتم خوب میزنی
دیگه اینجا نمی مونم
دیگه جای منم شد مثل بقییه عروسکات
ترو خدا توی طاقچه نزارم
دوست دارم برم زیر تختت باشم
دوست دارم قایم بشم نمی خوام وقتی تو طاقچه هستم نگام تو چشمات بیوفته
نمی خوام وقتی پیش بقیه هستم اونا بخاطر اینکه کهنه هستم مسخره ام کنند
اره برو برو اون پروانه هم نیم سوخته شد حالا ولش میکنی نه؟
حالا نوبت کیه بیاد جلو ؟ حالا می خوای کیو بسوزونی بگو
نه نگو بازم هیچی نگو بازم من میگم تو که اسون می گذری اخه چه جوری؟
این سوال منو جواب ندادی اما من میدونم
دیگه وقتی اسم خدا واست غریبه شده وقتی وجدان تو در نداره تا کسی بهش سر بزنه
وقتی از خودت یه خونه متروک ساختی وقتی خدا هم غریبه شد
من واست اشنا شدم؟ نه کسی که اینهمه با خدا بودهو راحت فراموشش میکنه وقتی
حتی با من نبودی با خدا بودی یادتت حرفاتو فقط به اون میزدی وقتی این همه راحت از خدایی که برات
فقط خدا نبود میگذری چطور می تونم انتظار داشته باشم از من به این راحتی نگذری
اینم جوابم اما ساده فروختی خودتو
من میرم اما راحت هی میبازی این دلتو
میدونی اره با خودتم با خودت که تنها هستی و نمی دونی
اره با این همه از همه تنهاتر تویی تویی که خدا رو از یاد میبری
حالا چه جوری بسپارمت دست خدا
چه جوری بگم ترو خدا بیا بیا
میدیدم حرف میزدم دیگه باورت نمیشدم
چون میگفتم به خدا دوست دارم
اره خدا همونی که از من بیشتر دلش برات تنگ میشه
اره تو همونی که همیشه منتظربه راهت تا همیشه
تو تمام لحظه هات بودو نگاش نکردی حتی صداش نکردی
اره من تورو واسه خودم نمی خوام اما خدا چی تو که مال اونی اونم نمی خوای ؟
غرورت داره مثل بقیه کار دستت میده خودخواهی بسته عزیزم
درسته توی شیشه ام هی اشک میریزم
اما توی این شیشه تنهایی من کلی صفاست
دلم خوشه با همونا با یادو خاطراتم با خدا
پروانه توی شیشه دیده بودی ؟ تو اگه جای من بودی
تا الان کلی با خدا قهر کرده بودی
اره خدا خدا خدا خدا
من و باش می خواستم به خدا کمک کنم میخواستم تو دلت کلی اطلسی بکارم
من و باش چه اسون و راحت با دلت حرف می زدم
ای عشق من ای عشق من
بارون دستتات خدا تنهایی
همش کارم شده
خدا خدا خدا خدا خدا..............
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-05-2007   #104 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
djmehr1980's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

ميبينم باز دل آبجيم شيكسته
بازم زخمي غم هستش
دنيا ول كن آبجي روشنك
اوضاع بهتر ميشه نم نمك
راستي اگه گفتي چه روزيه
تولد پرشيان گرل همچين روزيه
رد پاي حق همه جا هست
اگه حسش كني ميشي مست
فقط يه لحظه چشاتو ببند
بعد روي مولا ع بخند
ميبيني حالا تو عرش هستي
الا تو دربار حق هستي
اينا رو گفتم تا بدوني
بايد اين شعرارو رپ بخوني
djmehr1980 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-05-2007   #105 (لینک نوشته)
همکار قدیمی
 
roshanak's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پای خدا......!

خداوندا مرا آن ده که آن به !!!
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
خدا, خدایی, دل, درد, غریبه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:04 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.