روایتی از مناظره امام صادق علیه السلام با طبیب هندی - صفحه 2
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > گفتمان دینداران و منتقدین
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتمان دینداران و منتقدین بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-26-2014  
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض روایتی از مناظره امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

پزشكى از هند پيش من آمد و با من در عقيده خود منازعه مى‏كرد و در گمراهى خود مجادله مى‏نمود. روزى او هليله‏اى را خورد مى‏كرد تا به دوايى كه به آن احتياج داشت مخلوط كند، اين سخن را كه همواره در آن با من منازعه مى‏كرد، بر زبان آورد و آن ادعاى او بود مبنى بر اينكه: «دنيا همواره بوده است و هميشه درختى روئيده و درختى افتاده است و كسى متولد شده و كسى مرده است»، او گمان مى‏كرد كه اعتقاد به خداوند يك ادعايى است كه دليلى ندارد و براى او ثابت نشده است و اين مطلبى است كه آخرى از اولى و كوچك از بزرگ اخذ كرده‏اند و همانا اشيائى كه جدا و يا با هم و آشكار و يا پنهان هستند، تنها با حواس پنجگانه شناخته مى‏شوند. پس به من خبر بده كه با چه چيزى به شناخت پروردگارت كه او را با قدرت و ربوبيت مى‏شناسى، استدلال مى‏كنى؟ در حالى كه همه چيز با همان حواس پنجگانه شناخته می ‏شود .........

امام صادق عليه السّلام به آن طبيب فرمود:به من اطمينان بده كه اگر براى تو از همين هليله كه در دست توست و از همين طب كه فن تو و فن پدران و نياكان توست و از دواهايى كه مشابه آن است، دليل آوردم، تو حق را مى‏پذيرى و انصاف مى‏دهى؟

گفت: به تو اطمينان مى‏دهم.

گفتم: آيا مردم را زمانى گذشته است كه طب و منافع آن را مانند همين هليله و امثال آن نمى‏شناختند؟

گفت: آرى.

گفتم: پس از كجا به آن راه پيدا كردند؟

گفت: با تجربه و مقايسه.

گفتم: پس چگونه به اين فكر افتادند كه تجربه كنند و از كجا فهميدند كه اين كار به مصلحت بدنهاى آنهاست در حالى كه جز ضرر در آن نمى‏ديدند؟ چگونه آن را شناختند و چيزى را فهميدند كه حواس ظاهرى به آن هدايت نمى‏كرد؟

گفت: با تجربه.

گفتم: به من خبر بده از بنيانگذار علم طب و تعريف ‏كننده اين گياهان دارويى كه در شرق و غرب عالم پراكنده است مگر چنان نيست كه به ناچار مرد حكيمى از اين شهرها اين علم را وضع كرده است؟

گفت: به ناچار چنين است و مرد حكيمى آن را وضع كرده و دانشمندان ديگر را بر آن گرد آورده و آنها در آن نظر كرده‏اند و با عقول خود راجع به آن انديشيده‏اند.

گفتم: مثل اينكه انصاف را رعايت كردى و به اطمينانى كه داده بودى عمل نمودى. اكنون بگو كه اين حكيم چگونه اين مطلب را فهميد؟ فرض كنيم كه او دواهايى را كه در مملكت خود او بود شناخت مانند زعفران كه در بلاد فارس به عمل مى‏آيد آيا تمام گياهان زمين را جستجو كرد و درخت به درخت آنها را چشيد تا اينكه همه آن بر او معلوم شد؟

آيا عقل تو به تو اين اجازه را مى‏دهد كه بگويى حكيمانى همه بلاد فارس و گياهان آن را درخت به درخت بررسى كردند و با حواس خود آنها را شناختند و به آن درختى كه در آن يكى از تركيبات اين دواها وجود داشت دست يافتند با اينكه حواس آن‏ها آن را درك نمى‏كرد؟

فرض كنيم كه آن حكيم پس از جستجوى بسيار و بررسى در همه بلاد فارس، اين درخت را شناخت، پس چگونه دانست كه آن درخت خاصيت دوايى پيدا نمى‏كند مگر اينكه به آن هليله از بلاد هند و مصطكى از روم و مشك از تبت و دارچين از چين و بيضه بيدستر از ترك و افيون از مصر و حبر از يمن و بورق از ارمنستان و غير اينها از تركيبات داروئى كه گياهانى گوناگونى هستند، مخلوط شود؟ چون تأثير آن در صورتى است كه اينها يك جا جمع شوند و به تنهايى آن منفعت را ندارند. او چگونه به محل روييدن اين گياهان داروئى كه اقسام گوناگونى دارند و در شهرهاى مختلف قرار دارند پى برد و اين در حالى است كه برخى از آنها به صورت ريشه و برخى به صورت برگ و برخى بصورت فشرده و برخى به صورت مايع و برخى به صورت صمغ و برخى به صورت روغن و برخى به صورت فشار دادن و برخى به صورت طبخ كردن است و برخى به صورتى است كه فشار داده مى‏شود ولى طبخ نمى‏شود و اين هر كدام با لغت خاصى است و بعضى از آنها جز با تركيب با بعضى ديگر حالت دوا پيدا نمى‏كند و برخى از آنها اعضاء بدن درندگان و حيوانات خشكى و درياست.

در همين حال، مردم اين شهرها با يك ديگر دشمنى و اختلاف‏ دارند و با زبانهاى گوناگونى صحبت مى‏كنند و در حال جنگ هستند و همديگر را مى‏كشند و اسير مى‏كنند. آيا به نظر تو اين حكيم تمام اين شهرها را گشته و تمام زبانها را مى‏دانست و در همه جا گردش كرده و اين گياهان را در شرق و غرب با امنيت و سلامت بررسى نموده و هرگز بيمار نشده و نترسيده و همواره زنده بوده و مرگ به سراغ او نيامده و هميشه هدايت يافته و گمراه نشده و خسته نشده تا زمان و محل رشد آنها را دانسته با اينكه آنها صفات و رنگها و نامهاى گوناگونى دارند، سپس او هر كدام را به صفت خود شناخته و هر درختى را با رويش و برگ و ميوه و بو و طعم آن مشخص كرده است.

آيا اين حكيم چاره‏ اى جز اين داشته كه تمام درختان دنيا و سبزيها و ريشه‏هاى آن را درخت به درخت و برگ به برگ و جزء به جزء بررسى كند؟

فرض كنيم كه آن درختى را كه مى‏خواسته پيدا كرده، پس چگونه حواس ظاهرى او را راهنمايى كرده كه اين درخت صلاحيت داروئى دارد و درخت گوناگون است بعضى از آن شيرين و بعضى تلخ و بعضى ترش و بعضى شور است. اگر بگويى كه آن حكيم در اين شهرها از اين و آن مى‏پرسد، او چگونه در باره چيزى كه آن را مشاهده نكرده و با حواس خود درنيافته مى‏پرسد و اساسا او چگونه از اين درخت مى‏پرسد در حالى كه او زبان آنها را نمى‏داند و به زبانهاى ديگر چيزهاى بسيارى است.

فرض كنيم كه او چنين كرد، او سودها و زيانها و چگونگى تسكين‏ دادن و تحريك و سردى و گرمى و تلخى و تندى و نرمى و شدت آن را چگونه مى‏شناسد اگر بگويى از راه گمان مى‏شناسد، اين درست نيست چون اينها با طبايع و حواس درك نمى‏شوند و اگر بگويى با تجربه و خوردن آنها مى‏شناسد، او بايد در اولين دفعه‏اى كه اين دواها را مى‏خورد، مى‏مرد چون به آنها جهالت داشت و سود و زيان آنها را نمى‏دانست و بيشتر آنها سمّ قاتل است و اگر بگويى كه او در تمام شهرها گشته و در ميان هر ملتى زندگى كرده و زبان آنها را ياد گرفته و دواهاى آنها را با كشتن اولى و دومى تجربه كرده، در چنين حالتى او بايد جماعت بسيارى را بكشد تا يك دارو را بشناسد و مردم اين شهرها كه كسانى از آنها را كشته است خود را فداى او نمى‏كنند و نمى‏گذارند كه در ميان آنها زندگى كند.

فرض كنيم كه او همه اينها را بررسى كرد، ولى بيشتر آنها سمّ قاتل است اگر زياد بدهد مى‏كشد و اگر كم بدهد اثر نمى‏كند. فرض كنيم كه او همه اين كارها را كرد و در مشرق و مغرب زمين سير نمود و عمر او هم آنقدر طولانى شد كه درخت به درخت و شهر به شهر بررسى نمود، او چگونه چيزهاى ديگر مانند پرندگان و درندگان و حيوانات دريا را تجربه كرد. حال كه اين حكيم به گمان تو تمام گياهان دارويى را تجربه كرد و همه را جمع آورى نموده است ولى برخى از آنها حالت دارويى پيدا نمى‏كند مگر اينكه به اعضاء بدن حيوانى مخلوط شود، آيا او تمام پرندگان و درندگان دنيا را يك يك به دست آورده و آنها را كشته و تجربه كرده است همان گونه كه به گمان تو تمام گياهان را تجربه كرده است؟ اگر چنين بوده پس چگونه حيوانات باقى ماندند و نسل آنها از بين نرفت و آنها مانند درخت نيستند كه اگر يكى را ببرى ديگرى جاى آن را بگيرد.

فرض كنيم كه تمام پرندگان را به دست آورد، او با حيوانات دريايى چه مى‏كند او بايد دريا به دريا و حيوان به حيوان بگردد تا به آن احاطه پيدا كند همان گونه كه به فرض به تمام گياهان احاطه پيدا كرده است. اگر هر چيزى را قبول نكنى حتما اين را قبول دارى كه حيوانات دريايى همگى زير آب هستند آيا عقل و حواس به تو اين اجازه را مى‏دهد كه گمان كنى كه همه اينها را با بررسى و تجربه مى‏توان درك كرد؟


طبيب هندى گفت: همه راهها را به روى من بستى، اكنون نمى‏دانم چه جوابى بدهم؟

پس گفتم:بزودى براى تو برهان ديگرى مى‏آورم كه مطلب بيشتر از آنچه گفتم روشن‏تر شود.
آيا نمى‏دانى كه اين دواها كه شامل گياهان و اعضاى بدن پرندگان و درندگان مى‏شود، حالت دارويى پيدا نمى‏كنند مگر پس از آنكه با يك ديگر تركيب شوند؟


گفت: آرى چنين است.

گفتم: به من خبر بده كه حواس اين حكيم چگونه مقدار آن را كه چند مثقال و چند قيراط است، درك كرده؟ تو دانشمندترين مردم در اين موضوع هستى چون كار تو طب است و تو گاهى در يك دارو از يك قلم چهار صد مثقال و از قلم ديگر سه يا چهار مثقال و قيراط يا كمتر و بيشتر وارد مى‏كنى تا به اندازه معلومى دوا به دست مى‏آيد كه اگر آن را به كسى كه اسهال دارد بدهى اسهال دارد او بند شود و اگر همان را به كسى بدهى كه قولنج دارد شكم او باز مى‏شود. چگونه حواس او دريافت كه آنچه را كه براى سردرد مى‏دهد به پاها نمى‏رسد در حالى كه پايين رفتن دارو آسانتر از بالا رفتن است و آنچه براى درد پا مى‏خورد به سر نمى‏رسد در حالى كه آن نزديك است و همين طور تمام دواهائى كه براى عضوهاى مخصوص خورده مى‏شود در حالى كه همه اينها به معده مى‏رسد و از آنجا پخش مى‏گردد، چگونه آن بالا مى‏رود و پايين نمى‏آيد حواس چگونه اينها را درك كرد و فهميد كه آنچه براى گوش است به چشم فايده ندارد و آنچه براى چشم است درد گوش را ساكت نمى‏كند و همين طور تمام اعضاى بدن كه دواى هر عضوى به همان عضو مى‏رسد. عقلها و حسّها چگونه اينها را فهميد در حالى كه حس در داخل بدن و عروق و گوشت و بالاى پوست راه ندارد نه با شنيدن و نه با ديدن يا بوييدن يا چشيدن و يا لمس كردن، آنها را درك نمى‏كند.

طبيب هندى گفت: از آنچه مى‏دانستم به من سخن گفتى، جز اينكه ما مى‏گوييم: حكيمى كه اين دواها و تركيبات آنها را وضع كرده وقتى به كسى دوايى مى‏داد و او مى‏مرد، شكم او را مى‏شكافت وعروق او را بررسى مى‏كرد و مجارى دوا را مى‏ديد و آن جاهايى را كه دوا به آنها رسيده بود تحقيق مى‏كرد.

گفتم: به من خبر بده كه آيا تو نمى‏دانى كه وقتى دوايى در عروق قرار گرفت با خون مخلوط مى‏شود و با آن يكى مى‏گردد؟

گفت: آرى.

گفتم: آيا تو نمى‏دانى كه وقتى انسان مى‏ميرد، خون او سرد و منعقد مى‏شود؟

گفت: آرى.

گفتم: پس اين حكيم چگونه دوايى را كه به مريض داده بعد از آنكه مخلوط شد و رنگى جز رنگ خون پيدا نكرد، مى‏شناسد؟

گفت: مرا به جاى سختى بردى و تا به حال چنين حالتى پيدا نكرده بودم چيزهايى گفتى كه نمى‏توانم آنها را رد كنم...


نکته اضافه بر فایل: امام علیه السلام این گفتگو را در زمینه های دیگری نیز ادادمه می دهند تا آن که بالاخره طبیب هندی، به وجود خداوند اقرار می کند؛
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم
اوست خدايى كه جز او هيچ معبودى نيست، همان فرمانرواى پاك، سالم از هر عيب ونقص، ايمنى بخش، چيره ومسلط، شكست ناپذير، جبران كننده، شايسته بزرگى وعظمت است. خدا از آنچه شريك او قرار مي دهند، منزّه است.(23)
سوره حشر

ويرايش توسط amuslim : 04-05-2014 در ساعت 02:36 PM
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 04-11-2014   #16 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله artaban نمايش نوشته ها
دلبندک هر انسانی رو بایستی با ظرف انسانی خودش مقایسه کنید.ائمه انسانهای گرامی و محترمی بوده اند ولی آیا اینکه در مورد ایشان اینگونه بیاندیشید که آنان دانش بی انتها داشته اند درست است؟
پس چرا ایشان حتی یک کتاب علمی نداشته اند؟تنها کتاب ایشان نهج البلاغه است که نویسنده آن نه امام علی که بلکه سید رضی میباشد.
پس چرا هیچ دانشی در پیوند با ایشان نیست؟
پس چرا مفاهیمی دانشیکی مانند نسبیت و جاذبه و انتگرال و ماتریکس و منطق فازی و جبر بولی و .. را زودتر کشف نکردند تا دانشمندان غربی این همه زحمت نکشند؟
اینجاست که به این نتیجه میرسیم که شما امامان را در ظرف انسانی خود نگنجانیده اید که بلکه برای آنان ظرفیت های خارق العاده و بدور از واقعیت در نگر گرفته اید.
علت اینکه موفق به نوشتن کتاب علمی نمیشدند را در وقایع پیرامون تاریخ زندگیشون باید دنبال کرد،

ضمنا ما از امام رضا علیه السلام یک کتاب پزشکی داریم به اسم رساله ذهبیه، که آنقدر مورد توجه قرار گرفت که حاکم وقت دستور به نوشتن آن کتاب با آب طلا داد

امام صادق علیه السلام هم از وقتشون، (به علت اختلاف شدید حکام و درگیری آنان با هم و غافل شدنشان از امام علیه السلام) نهایت استفاده رو برای رساندن احکام اسلام به مردم میکردند، که بیشتر احکام رو هم مدیون زحمات ایشون هستیم

ويرايش توسط amuslim : 04-11-2014 در ساعت 08:45 AM
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-11-2014   #17 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
دقیقا به دلیل وجود همین نواقص هست که امروزه هیچ ترکیب دارویی مشابه آنچه ایشون ذکر میکنه نمیشه پیدا کرد.
با کامل تر شدن تجربه، بشر تونست روز به روز از خطاهای خودش کم کنه.
این که ما امروزه میدونیم تاثیرات بسیاری از ترکیباتی که در زمان ائمه به کار گرفته میشد در واقع کاملا تصادفی و در اکثر موارد کاملا غلط و بی پایه و اساسه، ثابت نمیکنه خدایی این ترکیبات دارویی بی اثر و در مواردی کاملا زیان آور رو تجویز کرده و بعد هم پشیمون شده یادش افتاده این ترکیبات رو منسوخ اعلام کنه!
بلکه گویای طبیعت کاملا تجربی این علوم هست و این که بشر چه راه درازی رو تا قرن 21 پیموده.
آره خیلی هم کم کرد انصافا!
یه دارو میده 1000 برابر فایدش عوارض داره :)
من خودم که مدتیه زدم توی خط داروهای گیاهی، و وقتی کارم به داروهای شیمایی میرسه و کاتالوگش رو میخونم، اونقدر عوارض براش نوشته که بازم منصرفم کنه :)
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-11-2014   #18 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله artaban نمايش نوشته ها
دلبندک هر انسانی رو بایستی با ظرف انسانی خودش مقایسه کنید.ائمه انسانهای گرامی و محترمی بوده اند ولی آیا اینکه در مورد ایشان اینگونه بیاندیشید که آنان دانش بی انتها داشته اند درست است؟
پس چرا ایشان حتی یک کتاب علمی نداشته اند؟تنها کتاب ایشان نهج البلاغه است که نویسنده آن نه امام علی که بلکه سید رضی میباشد.
پس چرا هیچ دانشی در پیوند با ایشان نیست؟
پس چرا مفاهیمی دانشیکی مانند نسبیت و جاذبه و انتگرال و ماتریکس و منطق فازی و جبر بولی و .. را زودتر کشف نکردند تا دانشمندان غربی این همه زحمت نکشند؟
اینجاست که به این نتیجه میرسیم که شما امامان را در ظرف انسانی خود نگنجانیده اید که بلکه برای آنان ظرفیت های خارق العاده و بدور از واقعیت در نگر گرفته اید.

بعضی از کتب ائمه در دست امام زمان (عج) است مانند:
کتاب علی(ع) در مورد معارف و تفسیر قرآن کریم
مصحف فاطمه(س)
(جفر و جامعه)که نزد امیرالمومنین بود.

در مورد مطلب دوم
همچنین میتوانید به کتب در مورد امام صادق(ع) و شاگردان وی مراجعه کنید
یکی از شاگردان امام صادق(ع) جابربن حیان بود که توانست در علم شیمی تحولی ببخشد و یا دیگر کسانی که با کمی تحقیق مطالب ارزشمندی در مورد انها می یابید.

در مورد ائمه حدیثهای زیادی در زمینه ی پزشکی وجود دارد.


این مطلب را مرکز پاسخ گویی به شبهات در مورد علم امامت نوشته بود خواندن ان خالی از لطف نیست:


آیا امام از زمان مرگ خود اطلاع دارد درصورت اطلاع آیا این علم وعمل به آن نوعی قتل نفس محسوب نمی شود؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز


روشن است که آگاهی از زمان مرگ لزوما به معنای اقدام برای مرگ و صدق عنوان قتل نفس یا خودکشی نیست ؛ اما ظاهرا منظور شما آن است که اگر امام می داند که این عمل یا حرکت به مرگ او منتهی خواهد شد مانند حرکتی که امام حسین علیه السلام در مسیر کربلا در پیش گرفت ؛ آیا اقدام به آن کار مصداق خودکشی نیست ؟
در پاسخ باید گفت هر چند ائمه (ع) از علم غیب برخوردارند و امکان دسترسی به وقایع گذشته و حوادث حال و آینده آگاهی دارند (1) . اما تکلیف آنان مانند سایر افراد بشر بر اساس علم عادی است. علم غیب برای آنان تکلیفی به دنبال نمی‏آورد. به همین دلیل علم غیب ائمه (ع) از نحوه شهادت خود برای آنان تکلیف آور نیست .
امام حسین علیه السلام بر اساس علم عادی خود و در پی نامه های گوناگون شیعیان کوفه و اضطرار خروج از مدینه و بر حسب مساعد دیدن اوضاع عراق به سمت کوفه حرکت می نمایند، هر چند به علم امامت می دانند که این سفر به داستان کربلا منجر خواهد شد.
همان طور که برای علی (ع) بر اساس علم عادی بشری شب نوزدهم رمضان سال چهلم هجری مانند سایر شب هاست. به همین جهت به سمت مسجد حرکت می‏کند. علم غیبی که به اذن خداوند در مورد شهادت خود دارد، برای ایشان تکلیفی ایجاد نمی‏کند. او مأمور است که بر اساس علم عادی عمل نماید.
البته اگر از راه طبیعی کسی به ایشان خبر می داد که امشب بنا است شما را در مسجد ترور نمایند ، چه بسا حضرت از رفتن خود داری می نمود ، یا احتیاط بیش تری به خرج می داد ، چنان که وقتی چنین خبری به امام حسن علیه السلام داده شد ، حضرت زیر لباس خود زره پوشیدند . برخی از کسانی که این پاسخ را ذکر کرده‏اند، در تأیید این مطلب که ائمه بر اساس علم عادی خود مکلف هستند، دو دلیل ذکر می‏کنند:
1- عمل بر اساس علم غیب با حکمت بعثت انبیا و نصب ائمه منافات دارد، زیرا در این صورت جنبه اسوه و الگو بودن خود را از دست خواهند داد. افراد بشر از وظایف فردی و اصلاحات اجتماعی به بهانه برخوردار بودن ائمه از علم غیب و عمل بر اساس علم خدادادی از وظیفه خود سرباز خواهند زد.
2- عمل بر اساس علم غیر عادی موجب اختلال در نظام عالم هستی است، زیرا مشیت و اراده خداوند به جریان امور بر اساس نظام اسباب و مسببات طبیعی و علم عادی نوع بشر تعلق گرفته است. به همین جهت پیامبر و ائمه (ع) برای شفای بیماری خود و اطرافیان خویش از علم غیب استفاده نمی‏کردند. (2)
به علاوه مگر هر نوع به خطر انداختن جان خود حرام محسوب می شود ؟ اگر این گونه است شرکت در جنگ هایی که امیدی برای نجات نیست حرام است و در فرض حمله دشمن به کیان جامعه اسلامی اگر تاب مقاومت وجود ندارد نباید هیچ مقاومتی کرد !
خداوند به ما امر فرموده : « َ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكه ؛ (3) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد » ؛ معناي هلاكت چيست ؛ در قاموس قرآن آمده : « هلاك در اصل به معنى ضايع شدن و تباه گشتن است‏ » (4) اما آيا هر نوع نابود شدن و كشته گشتني هلاكت محسوب مي گردد ؟
با تاملي كوتاه در آيات قرآن مي توان دريافت كه خداوند خود در جاي جاي قرآن مومنان را دستور به مجاهدت و بذل جان خود در راه اهداف بالاتر مي دهد . كشتن يا كشته شدن را يكي از دو نيكويي قلمداد مي نمايد(5) ، حال مي توان مجاهده اختياري در راه خدا را كه احيانا به شهادت منتهي مي گردد، به هلاكت انداختن خود و امري مذموم دانست ؟ پس به يقين منظور آيه خود را به هلاكت نينداريد، چيزي نيست كه برداشت نموده ايد .
با تامل در آيه به روشني معلوم مي شود كه حقيقت بر عكس مدعاي شما و به نوعي مويد رفتار امام است ، زيرا القاى نفس در هلاكت مربوط به جايى است كه هدفى بالاتر از جان در خطر نباشد، و گرنه بايد جان را فداى حفظ آن هدف مقدس كرد، همان گونه كه امام حسين و تمام شهيدان راه خدا اين كار را كردند .
آيا اگر كسى ببيند جان پيامبر در خطر است و خود را سپر براى حفظ او كند (همان كارى كه على در جنگ احد كرد و يا در ليلة المبيت آن شبى كه در بستر پيامبر خوابيد) چنين كسى القاي نفس در هلاكت كرده و كار خلافى انجام داده؟ آيا بايد بنشيند تا پيامبر را به قتل برسانند و بگويد القاي نفس در هلاكت جايز نيست؟!» (6)
كار امام حسين عليه السلام هدف بلندش در مسير حفظ اساس اسلام بود كه مهم ترين وظيفه هر مسلماني است . در مسير تحقق اين هدف اگر انسان از جان و مال خود دريغ نمايد ،به يقين تقصيري بي حد انجام داده كه بايد پاسخ گو باشد ، نه آن كه انجام اين وظيفه مخالف قرآن و دستورات اسلام به حساب آيد . قيام امام حسين نيز به يقين از همين مقوله بود .
نظیر همین پاسخ در خصوص رفتارهای خاص سایر امامان نیز قابل تطبیق است . پی‌نوشت‏ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج1، باب : ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا ،
2. آیت الله لطف الله صافی، معارف دین،نشر آستان مقدسه معصومه قم 1382ش ، ج 1، ص 121 .
3. بقره (2) آيه 195.
4. قاموس قران ، قرشى ، دار الكتب الإسلامية ، تهران‏، 1371 ش ، ‏ج 7 ص 159.
5.توبه ( 9) آیه 52 -نساء (4) آیه 74.
6. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، دار الكتب الإسلامية، تهران‏ 1374 ش‏، ج‏2، ص 36.


« أنا مدينة العلم وعلي بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب».
__________________
عجیب استــــ
چرا برخی این قدر در برابر فـــهـــمـــیدن مــــقاومـــت می کنند؟

مقاومتی هـــمه جانبــــه و جــانــانه از حریم و جغرافیای جـــــــهل...

شاید امنیت در سرزمین جــــهل و تاریــــکی، آسان تر به دست می آید.
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 04-11-2014   #19 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

ابى سعيد خدرى گفته است : از رسول خدا راجع به آيه « ومن عنده علم الكتاب » سؤال كردم ، فرمود : كسي كه علمي از كتاب در نزد او است آن كس وصى و برادرم سليمان بن داود است . گفتم يا رسول اللَّه در گفتار ديگري خداوند عز و جل : « بگو بس است به خدا گواه ميان من و شما و كسى كه نزد او است علم كتاب » فرمودند : آن كس برادرم على بن ابى طالب است .


ثعلبي در اين كه منظور از « من عنده علم الكتاب » كيست روايتي را از ابي جعفر عليه السلام ذكر مي كند كه متظور ازاين آيه امير المومنين عليه السلام مي باشد ، در اين باره مي نويسد :
ابن عطاء قال : كنت جالسا مع أبي جعفر في المسجد فرأيت ابن عبد الله بن سلام جالسا في ناحية فقلت لأبي جعفر : زعموا أن الذي عنده علم الكتاب عبد الله بن سلام . فقال : إنما ذلك علي بن أبي طالب عليه السلام ‌عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب.
از ابي جعفر عليه السلام در باره آيه سوال گرديد كه « من عنده علم الكتاب » در اين آيه عبدالله ابن سلام است ؟ امام با قر عليه السلام فرمودند : نه خير ، كسي كه علم كتاب در نزد او است علي عليه السلام مي باشد .

سليمان قندوزي از سعيد خدري در تفسير آيه « من‌ عنده ‌علم الكتاب » روايتي را نقل مي كند كه مراد ازين آيه ‌علي عليه السلام بوده وي در اين باره مي نويسد :
عن عطية العوفي عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال : سألت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عن هذه الآية « الذين عنده علم من الكتاب » قال : ذاك أخي سليمان بن داود عليهما السلام . وسألته عن قوله الله عز وجل « قل كفى بالله شهيدا بيني وبينكم ومن عنده علم الكتاب » قال : ذاك أخي علي بن أبي طالب صاحب المناقب .
ابى سعيد خدرى گويد از رسول خدا را جع به آيه « عنده علم من الكتاب » سؤال كردم ، فرمود :‌ او وصى برادرم سليمان ‌‌‌‌‌بن داود بود ه است : گفتم : يا رسول اللَّه در گفتار ديگر خداى عز و جل « بگو بس است بخدا گواه ميان من و شما و كسى كه نزد او است علم كتاب » فرمود مقصود از آن برادرم على بن ابى طالب است .
ونيز در رويتي كه از طريق متعدد آمده نقل مي كند به اين كه .
روى عن محمد بن مسلم وأبي حمزة الثمالي وجابر بن يزيد عن الباقر عليه السلام . وروى علي بن فضال والفضيل عن الرضا عليه السلام ، وقد روى عن موسى بن جعفر ، وعن زيد بن علي عليه السلام ، وعن محمد بن الحنفية ، وعن سلمان الفارسي ، وعن أبي سعيد الخدري وإسماعيل السدي أنهم قالوا في قوله تعالى : « قل كفى بالله شهيدا بيني وبينكم ومن عنده علم الكتاب » هو علي بن أبي طالب عليه السلام .
در روايتي ديگري آمده است ، كه آيه مز بور درباره امير المو منين عليه السلام نازل شده است .
ينابيع المودة ، القندوزي ، ج 1 ، ص307 .
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 04-11-2014   #20 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله khled نمايش نوشته ها
سلام .

لطفا بگویید اصل این کتاب در کجا نگهداری می شود ؟ حاکم وقت احتمالا مامون بوده ؟!!
اصل کتاب کجاست رو نمیدانم، ولی با جستجویی در اینترنت میتوانید کتاب را پیدا کنید
بله زمان مامون بوده
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-11-2014   #21 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nightowl's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله amuslim نمايش نوشته ها
آره خیلی هم کم کرد انصافا!
یه دارو میده 1000 برابر فایدش عوارض داره :)
من خودم که مدتیه زدم توی خط داروهای گیاهی، و وقتی کارم به داروهای شیمایی میرسه و کاتالوگش رو میخونم، اونقدر عوارض براش نوشته که بازم منصرفم کنه :)
توی روزگاری که از هر 5 بچه سه تاشون در اثر بیماری های نا معلوم هلاک میشدن این "خط داروهای گیاهی" شما کجا بود؟؟
توی روزگاری که یه خراش و خونریزی ساده منجر به عفونت پدر خانواده و بعد هم یتیم شدن هفت هشت تا بچه میشد این داروهای گیاهی شما چه مرضی رو علاج میکرد؟؟
توی روزگاری که بیماران اسکیزوفرنی و شیزوفرنی رو به جرم جن زدگی و حلول شیطان در وجودشان زنده زنده آتش میزدن این خط داروهای گیاهی چه حرفی داشت برای گفتن؟؟

به لطف طب مدرن و علم پزشکی دیگه امروزه هیچ بچه ی خردسالی در اثر یه سرماخوردگی ساده جونش رو از دست نمیده.
به لطف همین پیشرفت های کاملا تجربی که هیچ ارتباطی با هیچ منبع خارجی یا ماوراء الطبیعه ای ندارن هیچ جوانی توی سن 25 سالگی برای یه عفونت لثه ای ساده نمیمیره.
به لطف وجود طب مدرن و علم پزشکی متوسط طول عمر انسان های امروزی به نسبت سده های قبل 2 برابر شده.

دست آورد های عظیم و شگفت انگیز طب مدرن چیزی نیست که شما مایل باشی علیه اون مطلب بنویسی آقای محترم.












.

ويرايش توسط nightowl : 04-11-2014 در ساعت 06:03 PM
nightowl آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-11-2014   #22 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
توی روزگاری که از هر 5 بچه سه تاشون در اثر بیماری های نا معلوم هلاک میشدن این "خط داروهای گیاهی" شما کجا بود؟؟
توی روزگاری که یه خراش و خونریزی ساده منجر به عفونت پدر خانواده و بعد هم یتیم شدن هفت هشت تا بچه میشد این داروهای گیاهی شما چه مرضی رو علاج میکرد؟؟
توی روزگاری که بیماران اسکیزوفرنی و شیزوفرنی رو به جرم جن زدگی و حلول شیطان در وجودشان زنده زنده آتش میزدن این خط داروهای گیاهی چه حرفی داشت برای گفتن؟؟

به لطف طب مدرن و علم پزشکی دیگه امروزه هیچ بچه ی خردسالی در اثر یه سرماخوردگی ساده جونش رو از دست نمیده.
به لطف همین پیشرفت های کاملا تجربی که هیچ ارتباطی با هیچ منبع خارجی یا ماوراء الطبیعه ای ندارن هیچ جوانی توی سن 25 سالگی برای یه عفونت لثه ای ساده نمیمیره.
به لطف وجود طب مدرن و علم پزشکی متوسط طول عمر انسان های امروزی به نسبت صده های قبل 2 برابر شده.

دست آورد های عظیم و شگفت انگیز طب مدرن چیزی نیست که شما مایل باشی علیه اون مطلب بنویسی آقای محترم.

.
والا من چند ساله که دارم همین عفونت ها و بیماریهام رو با گیاه پزشکی درمان میکنم، و تا حالا هم نمردم!
اینکه جریان گذشته چی بوده و چرا میمردن رو من هم نمیدونم!

ولی شما یه سری به این مقاله بزن تا ببینید علم نوین چطور سرطان رو درمان میکنه
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-11-2014   #23 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nightowl's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض طب سنتی و نقد و بررسی بعضی از روایات

نوشته اصلي بوسيله amuslim نمايش نوشته ها
والا من چند ساله که دارم همین عفونت ها و بیماریهام رو با گیاه پزشکی درمان میکنم، و تا حالا هم نمردم!
اینکه جریان گذشته چی بوده و چرا میمردن رو من هم نمیدونم!

ولی شما یه سری به این مقاله بزن تا ببینید علم نوین چطور سرطان رو درمان میکنه
در حدیث است که مفضل بخدمت حضرت صادق(ع) شکایت کرد از تنگی نفس و گفت: اندک راهی که می روم نفسم تنگ می گیرد و می نشینم. فرمود که: بول شتر بخور تا ساکن شود. (مفاتیح الجنان، ص 899 . این مطلب در حاشیه ی مفاتیح (باقیات صالحات)، باب ششم است که در فهرست آن، عنوان «دواء تنگی نفس و سرفه» به آن داده شده است.)

نظرت چیه؟
nightowl آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-11-2014   #24 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nightowl's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله 313313h
به چند حدیث توجه کنیم:
ـ شخصی از امام صادق(ع) پرسید: آیا کسی می تواند ادرار گاو را بخورد؟ فرمود: اگر برای درمان، به آن نیاز دارد، بخورد؛ همچنین ادرار شتر و گوسفند. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 411, ح 4008)
ـ سماعه می گوید: از امام صادق(ع) در مورد کسی که با نوشیدن ادرار شتر و گاو و گوسفند دردش درمان می شود, پرسیدم: آیا نوشیدن آن برای او حلال است؟ فرمود: بله, ایرادی ندارد. (وسائل الشیعه، ج 25، ص 115, 31368)
ـ امام کاظم(ع) فرمود: ادرار شتر بهتر از شیر آن است. (وسائل الشیعه، ج 25، ص 114, 31364)
ـ مفضّل می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: ای پسر پیامبر خدا، هنگام راه رفتن، نفس تنگی شدیدی مرا می آزارد تا جایی که گاه در فاصله میان خانه ی خود و خانه ی شما، دو بار می نشینم. فرمود: ای مفضّل! برای این عارضه، ادرار شتر شیرده بخور.
مفضل می گوید: من از آن خوردم و خداوند، بیماری ام را زدود. (طبّ الأئمّة، ص 103؛ بحار الانوار، ج 62، ص 182، ح 5)
ـ در مفاتیح الجنان آمده است:
بیست و یکم ـ در حدیث است که مفضل بخدمت حضرت صادق(ع) شکایت کرد از تنگی نفس و گفت: اندک راهی که می روم نفسم تنگ می گیرد و می نشینم. فرمود که: بول شتر بخور تا ساکن شود. (مفاتیح الجنان، ص 899 . این مطلب در حاشیه ی مفاتیح (باقیات صالحات)، باب ششم است که در فهرست آن، عنوان «دواء تنگی نفس و سرفه» به آن داده شده است.)
ظاهراً آنچه در مفاتیح آمده خلاصه ی حدیث قبلی است.

-------------------------------------------

نظرت چیه آقای amuslim ؟؟
nightowl آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-11-2014   #25 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
توی روزگاری که از هر 5 بچه سه تاشون در اثر بیماری های نا معلوم هلاک میشدن این "خط داروهای گیاهی" شما کجا بود؟؟
توی روزگاری که یه خراش و خونریزی ساده منجر به عفونت پدر خانواده و بعد هم یتیم شدن هفت هشت تا بچه میشد این داروهای گیاهی شما چه مرضی رو علاج میکرد؟؟
توی روزگاری که بیماران اسکیزوفرنی و شیزوفرنی رو به جرم جن زدگی و حلول شیطان در وجودشان زنده زنده آتش میزدن این خط داروهای گیاهی چه حرفی داشت برای گفتن؟؟

به لطف طب مدرن و علم پزشکی دیگه امروزه هیچ بچه ی خردسالی در اثر یه سرماخوردگی ساده جونش رو از دست نمیده.
به لطف همین پیشرفت های کاملا تجربی که هیچ ارتباطی با هیچ منبع خارجی یا ماوراء الطبیعه ای ندارن هیچ جوانی توی سن 25 سالگی برای یه عفونت لثه ای ساده نمیمیره.
به لطف وجود طب مدرن و علم پزشکی متوسط طول عمر انسان های امروزی به نسبت سده های قبل 2 برابر شده.

دست آورد های عظیم و شگفت انگیز طب مدرن چیزی نیست که شما مایل باشی علیه اون مطلب بنویسی آقای محترم.

.

به نام خدا

اول این که علم پزشکی نوین و سنتی باهم مشترکند من از آشناهامون تمامی دکترهای متخصص جواب کرده بودند ولی به وسیله ی طب سنی حالشون خوب شد.
در گذشته به دلیل کمبود بهداشت و آگاهی مردم و کمبود پزشک و بی تو جهی حکومت ها به این مقوله شمار تلفات زیاد بود.

در ضمن باید این دو علم باهم دیگر جمع شوند تا نتیجه ی چند برابر بدهد.
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-11-2014   #26 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
ـ شخصی از امام صادق(ع) پرسید: آیا کسی می تواند ادرار گاو را بخورد؟ فرمود: اگر برای درمان، به آن نیاز دارد، بخورد؛ همچنین ادرار شتر و گوسفند. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 411, ح 4008)
ـ سماعه می گوید: از امام صادق(ع) در مورد کسی که با نوشیدن ادرار شتر و گاو و گوسفند دردش درمان می شود, پرسیدم: آیا نوشیدن آن برای او حلال است؟ فرمود: بله, ایرادی ندارد. (وسائل الشیعه، ج 25، ص 115, 31368)
ـ امام کاظم(ع) فرمود: ادرار شتر بهتر از شیر آن است. (وسائل الشیعه، ج 25، ص 114, 31364)
ـ مفضّل می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: ای پسر پیامبر خدا، هنگام راه رفتن، نفس تنگی شدیدی مرا می آزارد تا جایی که گاه در فاصله میان خانه ی خود و خانه ی شما، دو بار می نشینم. فرمود: ای مفضّل! برای این عارضه، ادرار شتر شیرده بخور.
مفضل می گوید: من از آن خوردم و خداوند، بیماری ام را زدود. (طبّ الأئمّة، ص 103؛ بحار الانوار، ج 62، ص 182، ح 5)
ـ در مفاتیح الجنان آمده است:
بیست و یکم ـ در حدیث است که مفضل بخدمت حضرت صادق(ع) شکایت کرد از تنگی نفس و گفت: اندک راهی که می روم نفسم تنگ می گیرد و می نشینم. فرمود که: بول شتر بخور تا ساکن شود. (مفاتیح الجنان، ص 899 . این مطلب در حاشیه ی مفاتیح (باقیات صالحات)، باب ششم است که در فهرست آن، عنوان «دواء تنگی نفس و سرفه» به آن داده شده است.)
ظاهراً آنچه در مفاتیح آمده خلاصه ی حدیث قبلی است.

-------------------------------------------

نظرت چیه آقای amuslim ؟؟

به نام خدا

این مطلب را یکی از کارشناسان گفته بودندگرچه شاید عجیب باشد

مطالبی که در نوشتار آغازین نقل شده متعدد و زیاد است و فرصت و توان نیست که تک تک آنها را بررسی کنیم و برای بررسی دقیق همه آنها به تاپیک های متعدد نیاز است؛ نوعا این گونه گزیده کاری های هدفمند، به صورت عامدانه و با هدف تخریب چهره احکام اسلامی صورت می گیرد! چنین گردآورندگانی هرگز به دنبال پاسخ موضوع نیستند بلکه برای رهایی از حقیقت و اثبات حقانیت خود، به جای دفاع منطقی از مکتب انحرافیشان، با گزیده کاری و حذف و اضافاتِ مطالبی منسوب به مکتب مقابل، نوشتاری بدیع در کنار هم می چینند تا چهره ای نامأنوس و عبوسا قمطریرا از آن مکتب نشان دهند و با تشویش اذهان عمومی، احکام اسلامی را در میان عموم افراد به ویژه پیروان آن مکتب تخریب نمایند، و البته به فضل پروردگار سبحان چنین ترفندهای کهنه و پوسیده ای هرگز به سرانجام خود نخواهد رسید:

يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ (صف/8)
آنان مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى‏ كند هر چند كافران خوش نداشته باشند

اما در موضوع مورد بحث، به طور کلی عرض می کنم روایاتی درباره استفاده دارویی از بول شتر وارد شده که خوردن آن را برای درمان و معالجه تجویز نموده است، به عنوان نمونه:

مورد اول:
عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّهُ يُصِيبُنِي رَبْوٌ شَدِيدٌ إِذَا مَشَيْتُ حَتَّى لَرُبَّمَا جَلَسْتُ فِي مَسَافَةِ مَا بَيْنَ دَارِي وَ دَارِكَ فِي مَوْضِعَيْنِ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ اشْرَبْ لَهُ أَبْوَالَ اللِّقَاحِ قَالَ فَشَرِبْتُ ذَلِكَ فَمَسَحَ اللَّهُ دَائِي (1)
مفضّل می گوید: از امام صادق پرسیدم: اى پسر پیامبر خدا! هنگام راه رفتن، نفس تنگىِ شدیدى مرا مى آزارد تا جایى که گاه در فاصله میان خانه ی خود و خانه ی شما، دوبار مى نشینم. فرمود: اى مفضّل! براى این عارضه، ادرار شتر شیرده بخور. من از آن خوردم و خداوند، بیمارى ام را شفا بخشید.

مورد دوم:
إنما استثنوا بول الإبل لما ثبت عندهم أن النبي ص أمر قوما اعتلوا بالمدينة أن يشربوا أبوال الإبل فيجوز الاستشفاء بها. (2)
گفته شده که پیامبر به برخی افراد که در مدینه بودند و مریض شده بودند، فرموده بود که [به عنوان دارو] از بول شتر استفاده کنند. علامه مجلسی در ادامه این مطلب می گوید: پس جهت شفا و به عنوان دارو می توان از بول شتر استفاده کرد.

استفاده دارویی از بول شتر، اختصاصی به این حیوان ندارد بلکه در مورد بول گاو هم روایت داریم که اگر استفاده دارویی و معالجه ای داشته باشد، خوردن آن به عنوان دارو و برای معالجه جایز است:

وَ سُئِلَ ع عَنْ بَوْلِ الْبَقَرِ يَشْرَبُهُ الرَّجُلُ إِنْ كَانَ مُحْتَاجاً يَتَدَاوَى بِهِ فَلَا بَأْسَ (3)
از امام علی (ع) سؤال شد: آیا می توان از بول گاو به عنوان دارو استفاده کرد؟ فرمود: اشکالی ندارد.

امروزه از سم مار و دیگر حیوانات گزنده برای گرفتن دارو استفاده می شود و کسی از این مطلب شک و حیرت نمی کند و نمی گوید: «مگر از «سمّ» هم می توان دارویی تهیه کرد؟! سمّ، سمّ است و خاصیت تخریبی و کشندگی دارد، پس دارو تهیه کردن از آن چه فرضی دارد؟!» اما می بینیم که امروزه تهیه دارو از سموم حیوانات مطلبی عادی و متداول است و کسی از آن تعجب نمی کند.

چندی پیش خبری در سایت سلامت نیوز منتشر شد که «گروهی از محققان عرب ادعا می کنند با استفاده از شیر و ادرار شتر به فرمول دارویی برای درمان سرطان دست یافته اند». (4)

کسی چه می داند شاید تا چند سال بعد استفاده دارویی از بول شتر هم در سطح آزمایشگاهی و دارویی فراگیر شود و این مطلبی است که اشکال گیرندگان به این احادیث نمی توانند منکر آن شوند. در عصر حاضر به خاطر کشف داروهای جدیدتر و درمان سریع تر، استفاده از داروهای گیاهی و حیوانی کمتر صورت می گیرد اما آیا این مطلب می تواند دلیل علمی بر انکار اثر معالجه ای بول شتر و سایر حیوانات باشد؟! آیا منکرین مطلب، این موضوع را از نظر آزمایشگاهی تجربه و اثبات نموده اند که نادانسته و بدون دلیل آن را انکار می کنند؟!

در زمان صدر اسلام که استفاده از داروهای گیاهی متداول بوده و احیانا از حیوانات هم در راه معالجه خود بهره می بردند. این گونه روایات بیان می شد و به خواص دارویی گیاهان و حیوانات اشاره می شد تا مردم به وسیله آنچه که بدان دسترسی داشتند، تا حد امکان بیماریشان را مورد علاج قرار دهند و درد خود را چاره نمایند، همچنانکه ناقل روایتی که ذکر شد (یعنی مفضل) می گوید: وقتی از بول شتر برای رفع بیماری ام استفاده کردم، بیماری ام برطرف گردید و شفا یافتم.
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 04-11-2014   #27 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
amuslim's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله nightowl نمايش نوشته ها
در حدیث است که مفضل بخدمت حضرت صادق(ع) شکایت کرد از تنگی نفس و گفت: اندک راهی که می روم نفسم تنگ می گیرد و می نشینم. فرمود که: بول شتر بخور تا ساکن شود. (مفاتیح الجنان، ص 899 . این مطلب در حاشیه ی مفاتیح (باقیات صالحات)، باب ششم است که در فهرست آن، عنوان «دواء تنگی نفس و سرفه» به آن داده شده است.)

نظرت چیه؟
اینکه این روایات صحت داشته باشه یا نه رو من نمیدونم، و باید از اهلش پرسید(کسی که به تشخیص صحت این روایات وارده)
اما اگه صحت داشته باشه، قطعا خاصیت دارویی داره، حتی اگه شما خوشتون نیاد و بخواید با مسخره کردن، خودتون رو مثل همیشه عالم جلوه بدید و مخالفانتون رو نادان!

تنها دلیل شما و آقای هاشمی بر رد مسلمانان (تا اونجایی که من میدونم) مسخره کردنتون بوده!
واقعا این علم سرشار شما تحسین بر انگیزه

راستی نظرتون درمورد بیماریهایی که علم روز نمیتونه درمانش کنه، ولی علم طبی اسلامی به راحتی درمانش میکنه چیه؟

ويرايش توسط amuslim : 04-11-2014 در ساعت 07:51 PM
amuslim هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-11-2014   #28 (لینک نوشته)
این نیز بگذرد...!
 
Toktam's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : روایتی از مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

ولی این گفتگو اصلا شبیه مناظره نیست ....
__________________

روایتی از مناظره امام صادق علیه السلام با طبیب هندی





Toktam آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-11-2014   #29 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
saeedhashemee's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله amuslim نمايش نوشته ها
اینکه این روایات صحت داشته باشه یا نه رو من نمیدونم، و باید از اهلش پرسید(کسی که به تشخیص صحت این روایات وارده)
اما اگه صحت داشته باشه، قطعا خاصیت دارویی داره، حتی اگه شما خوشتون نیاد و بخواید با مسخره کردن، خودتون رو مثل همیشه عالم جلوه بدید و مخالفانتون رو نادان!

تنها دلیل شما و آقای هاشمی بر رد مسلمانان (تا اونجایی که من میدونم) مسخره کردنتون بوده!
واقعا این علم سرشار شما تحسین بر انگیزه

راستی نظرتون درمورد بیماریهایی که علم روز نمیتونه درمانش کنه، ولی علم طبی اسلامی به راحتی درمانش میکنه چیه؟
ببین عزیز هر کسی حق داره هر جوری میخوات عقیده داشته باشه
ولی بعضی از عقاید شما مختص خودتون نیست بلکه زندگی همه رو میخواهید به زور تحت شعاع قرار دهید
اینجاست که مشکل وجود داره
saeedhashemee آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-11-2014   #30 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
nightowl's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مناظره ی امام صادق علیه السلام با طبیب هندی

نوشته اصلي بوسيله amuslim نمايش نوشته ها
اینکه این روایات صحت داشته باشه یا نه رو من نمیدونم، و باید از اهلش پرسید(کسی که به تشخیص صحت این روایات وارده)
اما اگه صحت داشته باشه، قطعا خاصیت دارویی داره، حتی اگه شما خوشتون نیاد و بخواید با مسخره کردن، خودتون رو مثل همیشه عالم جلوه بدید و مخالفانتون رو نادان!

تنها دلیل شما و آقای هاشمی بر رد مسلمانان (تا اونجایی که من میدونم) مسخره کردنتون بوده!
واقعا این علم سرشار شما تحسین بر انگیزه

راستی نظرتون درمورد بیماریهایی که علم روز نمیتونه درمانش کنه، ولی علم طبی اسلامی به راحتی درمانش میکنه چیه؟
نتیجه مورد نظر حاصل شد.
نیازی به تمسخر شما آقایان و بانوان گرامی از طرف ما وجود نداره.
شما و دوستانتون اینگونه روایات رو نقل قول کنید این وظیفه رو به بهترین شکل ممکن انجام دادین.

راستی نظرتون درمورد بیماریهایی که علم روز نمیتونه درمانش کنه، ولی علم طبی اسلامی به راحتی درمانش میکنه چیه؟
نکنه منظورت استفاده از ادرار و شیر شتر برای درمان سرطانه؟!
نظری ندارم. خوش به حالشون.
nightowl آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
مناظره, هندی, گفتگوی, پزشکیمناظره, السلام, امام, اثبات, خدا, روایتی, صادق, طبیب, طریق, علم, علیه

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:50 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.