خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق > فلسفه دین
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-07-2014   #1 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام...

-در این تاپیک قصد داریم با کمک اندیشمندان ، گام به گام مراحل اثبات وجود خدا را طی کنیم.ان شاء الله به وجود خداوند و صفات او و حکمت او به طرق عقلی و منطقی خواهیم رسید.
البته کاربران شایسته ی بسیاری در هم میهن حضور دارند که می توانند وجود خدا را اثبات کنند اما بنده با روشی خاص و عامی و ساده کار می کنم!
خدایی ناکرده بی احترامی به شخصیت بزرگواران هم میهنی نشود که بنده ی حقیر به چنین کاری دست زدم!
-تا حد ممکن از به کار بردن لغات و اصطلاحات سخت خودداری می کنیم و یا در صورت لزوم این لغات را به زبان ساده شرح می دهیم.
-در صورتی که بعضی مباحث (مانند علیت و نظم و ...) جای بحث بیشتری داشت به تاپیک "پیرامون برهان علیت" و امثاله می رویم و بحث می کنیم.
-اگر تذکر و یا پیشنهادی داشتید با پیام خصوصی اطلاع دهید.
-مباحث حاشیه ای و دینی (غیر فلسفی) را مطرح نکنیم.
-پست ها را با عنوان دروس (مانند درس اول "مفردات بحث" و ...) شروع می کنم و لینک آن را در پست اول قرار می دهم.در صورت لزوم برای مطالعه ی بیشتر در هر پست لینک و یا کتابی را معرفی خواهیم کرد.
-اگر نقد و یا پرسشی بود به طور خلاصه و با رعایت قوانین و اخلاق مطرح کنیم.
دروس:



درس اول "مفردات بحث" درس سی و ششم "نتایج صفت ترکیب 2"
درس دوم "وجوب ، امتناع و امکان 1"درس سی و هفتم "خالقیت و حیات مطلق"
درس سوم "وجوب ، امتناع و امکان 2"درس سی و هشتم "علم مطلق 1"
درس چهارم "اصل علیت 1"درس سی و نهم "علم مطلق 2"
درس پنجم "اصل علیت 2"درس چهلم "اراده مطلق 1"
درس ششم "اقسام علت" درس چهل و یکم "اراده مطلق 2"
درس هفتم "علل تامه و ناقصه"درس چهل و دوم "اراده مطلق 3"
درس هشتم "علل فاعلی و قابلی" درس چهل و سوم "اختیار مطلق 1"
درس نهم "علت غایی و غایت" درس چهل و چهارم "اختیار مطلق 2"
درس دهم "علل مباشر و غیر مباشر"درس چهل و پنجم "اختیار مطلق 3"
درس یازدهم "علل طولی و عرضی"درس چهل و ششم "قدرت مطلق 1"
درس دوازدهم "علل حقیقی و اعدادی" درس چهل و هفتم "قدرت مطلق 2"
درس سیزدهم "وجودبخشی 1" درس چهل و هشتم "جمع بندی و تشریح"
درس چهاردهم "وجودبخشی 2" درس چهل و نهم "صفت عین ذات"
درس پانزدهم "موجود رابط و مستقل"درس پنجاهم "جبر و اختیار 1"
درس شانزدهم "قانون سنخیت علت و معلول" درس پنجاه و یکم "جبر و اختیار 2"
درس هفدهم "قانون معیت علت و معلول"درس پنجاه و دوم "جبر و اختیار 2"
درس هجدهم "تسلسل 1"درس پنجاه و سوم "حکمت 1"
درس نوزدهم "تسلسل 2"درس پنجاه و چهارم "حکمت 2"
درس بیستم "دور"درس پنجاه و پنجم "حکمت 3"
درس بیست و یکم "وجود واجب بالذات 1"درس پنجاه و ششم "خیر و شر 1"
درس بیست و دوم "وجود واجب بالذات 2"درس پنجاه و هفتم "خیر و شر 2"
درس بیست و سوم "وجود مستقل"درس پنجاه و هشتم "حکمت و نتیجه گیری"
درس بیست و چهارم "امکان و وجوب رابط بودن 1"درس پنجاه و نهم "هدف خداوند"
درس بیست و پنجم "امکان و وجوب رابط بودن 2"درس شصتم "فلسفهٔ آفرینش جهان"
درس بیست و ششم "کمال و ربط "درس شصت و یکم " آفرینش انسان و نتایج آن"
درس بیست و هفتم "کامل مطلق"درس شصت و دوم "ضرورت معاد"
درس بیست و هشتم "یکتایی 1"درس شصت و سوم "جمع بندی و تشریح"
درس بیست و نهم "یکتایی 2"
درس سی ام "جمع بندی و تشریح"
درس سی و یکم "اقسام وصف"
درس سی و دوم "صفت ترکیب 1"
درس سی و سوم "صفت ترکیب 2"
درس سی و چهارم "صفت ترکیب 3"
درس سی و پنجم "نتایج صفت ترکیب 1"
والسلام علی من اتبع الهدی

ويرايش توسط salmaan : 01-15-2015 در ساعت 08:45 AM دليل: ویرایش لینک دروس به درخواست کاربر
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-07-2014   #2 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس اول "مفردات بحث"

ضرورت
دو جمله ی زیر را در نظر بگیرید:
چهار ، زوج است.
گل ، سفید است.

زوج بودن از چهار انفکاک ناپذیر است و سفید بودن از گل انفکاک پذیر است.
یعنی گل می تواند سفید نباشد (رنگ دیگری داشته باشد) اما چهار نمی تواند زوج نباشد (فرد باشد).
رابطه ی زوج و چهار ، ضروری است ، و رابطه ی سفید و گل ، غیر ضروری است.

پس به طور کلی ، رابطه ی هر صفتی با چیزی (موصوفش) یا ضروری است و یا غیر ضروری.
(منظورمان از صفت در اینجا اصطلاح رایج آن در ادبیات نیست ، بلکه ویژگی هر چیزی را صفت آن ، و آنچه دارای آن ویژگی است ، موصوف آن صفت می نامیم. )

حال می توانیم به جای صفت های سفید و یا زوج ، واژگان "وجود" و "عدم" را بنشانیم.
یعنی وجود و یا عدم برای هر موصوفی یا ضروری است و یا غیر ضروری.
به تعبیر دیگر هر چیزی یا ضروری الوجود است و یا غیر ضروری الوجود.
همچنین هر چیزی یا ضروری العدم است و یا غیر ضروری العدم.

برای راحتی کار به ضروری الوجود ، واجب می گوییم و به ضروری العدم ، ممتنع می گوییم.
پس چیزی که وجود برایش ضروری شد ، واجب است و محال است نباشد.
و چیزی که عدم برایش ضروری شد ، ممتنع است و محال است باشد.
(فعلا در مورد مصادیق آن بحث نمی کنیم.)
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-07-2014   #3 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس دوم "وجوب ، امتناع و امکان 1 "

امتناع بالذات و امتناع بالغیر
پس به ضرورت وجود ، وجوب و به ضرورت عدم ، امتناع می گوییم.
مثال:
فرض کنید که تمام عوامل پیدایش طوفان را داشته باشیم و تمام این عوامل موجود باشد.
پس طوفان ضرورتا موجود می شود ، به عبارت دیگر ، طوفان ، با این فرض (وجود تمام عوامل) ، ضرورتا موجود است و وجود برایش ضروری است(واجب است).
حال اگر یک و یا تمام عوامل پیدایش طوفان را نداشته باشیم ، طوفان ضرورتا موجود نمی شود و عدم برایش ضروری است (ممتنع است).
مثالی دیگر:
دایره ی مربع!
آیا دایره ی مربع وجود دارد؟!خیر.
محال است شکلی بکشیم که هم دایره باشد و هم مربع .
پس دایره ی مربع نیز محال است موجود باشد و ممتنع است.

تفاوت مثال اول و دوم چیست؟!
طوفان با حذف عوامل پیدایشش ممتنع است (ممتنع بالغیر) اما دایره ی مربع همواره ممتنع است (ممتنع بالذات) و وابسته به شرایط نیست.
یعنی دایره ی مربع خودبه خود وجود ندارد و ممتنع بالذات است اما طوفان در صورت نبود عواملش وجود ندارد و ممتنع بالغیر است(وجود یا عدمش وابسته به شرایطی است).
(فکر کنم واضح باشد و نیاز به توضیح بیشتر نباشد ، سوالی بود در خدمتم.)
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-07-2014   #4 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس سوم "وجوب ، امتناع و امکان 2"

وجوب بالذات و وجوب بالغیر
دانستیم که چیزی که ممتنع است یا بالذات و یا بالغیر ممتنع است.
حال بالذات و بالغیر را راجع به وجوب به کار می بریم.
واجب بالذات چیزی است که ضروری بودن وجودش وابسته به شرایطی نیست و واجب بالغیر چیزی است که ضروری بودن وجودش وابسته به شرایط است.
(در مورد مصادیق واجب بالذات و بالغیر زیاد بحث نکنیم بهتر است ، چون ممکن است اختلاف پیش بیاید ، اینکه برخی می گویند خداوند فقط واجب بالذات است و برخی می گویند کل عالم هستی در مجموع واجب بالذات است و ... . ما فعلا با مصادیق آن کاری نداریم.)

پس در تقسیم بندی کلی:
واجب بالذات
ممتنع بالذات(مانند دایره ی مربع)
ممکن بالذات (شامل واجب بالغیر و ممتنع بالغیر) یعنی وابسته به شرایطی است که وجود و یا عدم برایش ضرورت می یابد.(مانند طوفان)

نتایج:
واجب بالذات نمی تواند ممتنع بالذات باشد و بالعکس.
ممکن بالذات هم نمی تواند ممتنع بالذات و واجب بالذات باشد و بالعکس.

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-08-2014   #5 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس چهارم "اصل علیت 1"

درباره ی اصل علیت شبهاتی مطرح است از جمله "نظریه ی کوانتوم و علیت" و "تعاقب و تقارن و ..." که در اینجا مطرح نمی شوند.این مباحث را در تاپیکی دیگر بررسی می کنیم و لینک آن را نیز ضمیمه ی این پست خواهیم کرد.
+
علیت

اصل علیت
1-ممکن بالذات ، چیزی است که با صرف نظر از هر چیز دیگر ، نه عدم و نه وجود برایش ضروری نیست.
2-می دانیم که ممکن بالذات نمی تواند هم موجود و هم معدوم باشد.
یعنی بنابر اصل "امتناع جمع نقیضین"، محال است یک چیز ممکن بالذات در حالی که موجود است ، معدوم هم باشد و بالعکس.
پس اگر موجود است ، معدوم نیست و وجود برایش ضرورت دارد و اگر معدوم است ، موجود نیست و عدم برایش ضرورت دارد.
3- پس با توجه به 1و2 هر چیز ممکن بالذات ، نمی تواند بالذات ضرورت وجود یا عدم داشته باشد.
4- پس گرچه هر چیز ممکن بالذات نمی تواند بالذات ضرورت وجود و عدم داشته باشد ، اما می تواند موجود یا معدوم باشد اما نه بالذات بلکه بالغیر.
5-پس ممکن بالذات برای ضرورت وجود و عدم وابسته به چیزی غیر از خودش است که آن چیز را علت می نامیم.

نتیجه:فقط ممکن بالذات است که بالذات ضرورت وجود یا عدم ندارد و وابسته به چیز دیگری است (بالغیر).
پس فقط ممکن بالذات نیازمند علت است.(فکر نکنم به توضیح بیشتری نیاز باشد.)


ويرايش توسط 92sa : 09-08-2014 در ساعت 10:22 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #6 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس پنجم "اصل علیت 2"

ادامه ی اصل علیت
اگر علت وجود ممکن بالذات موجود نباشد ، در این صورت ، ممکن بالذات نمی تواند موجود شود و بنابر اصل "امتناع جمع نقیضین" چون موجود نیست ، معدوم است.
پس علت معدوم بودن ممکن بالذات چیزی نیست به جز عدم علت وجودش.
پس ممکن بالذات در هر صورت و در هر حال نیازمند علت است :
برای آنکه موجود باشد نیازمند وجود چیزی است و برای آنکه معدوم باشد نیازمند عدم وجود آن چیز.

مثال پست اول را مرور می کنیم تا ببینیم آیا می توانیم برای ممتنع بالذات و واجب بالذات هم علت تعریف کنیم؟
زوج بودن برای عدد چهار ضروری است و علتی ندارد ، عدد چهار خودبه خود زوج است و چیزی موجب نشده که زوج شود.
اما سفید بودن گل برایش ضروری نیست ، گل خودبه خود به گونه ای نیست که تنها بتواند سفید باشد و چیزی موجب شده است که گل ، سفید باشد.
پس به طور خلاصه می توانیم بگوییم چیزی که بالذات صفتی را دارد نیاز به علت ندارد که موجب آن صفت شود.
در نتیجه چیزی که واجب بالذات یا ممتنع بالذات است نیاز به علت ندارد.
و فقط ممکن بالذات است که نیاز به علت دارد.

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SAMKING's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
درس سوم "وجوب ، امتناع و امکان 2"

وجوب بالذات و وجوب بالغیر
دانستیم که چیزی که ممتنع است یا بالذات و یا بالغیر ممتنع است.
حال بالذات و بالغیر را راجع به وجوب به کار می بریم.
واجب بالذات چیزی است که ضروری بودن وجودش وابسته به شرایطی نیست و واجب بالغیر چیزی است که ضروری بودن وجودش وابسته به شرایط است.
(در مورد مصادیق واجب بالذات و بالغیر زیاد بحث نکنیم بهتر است ، چون ممکن است اختلاف پیش بیاید ، اینکه برخی می گویند خداوند فقط واجب بالذات است و برخی می گویند کل عالم هستی در مجموع واجب بالذات است و ... . ما فعلا با مصادیق آن کاری نداریم.)

پس در تقسیم بندی کلی:
واجب بالذات
ممتنع بالذات(مانند دایره ی مربع)
ممکن بالذات (شامل واجب بالغیر و ممتنع بالغیر) یعنی وابسته به شرایطی است که وجود و یا عدم برایش ضرورت می یابد.(مانند طوفان)

نتایج:
واجب بالذات نمی تواند ممتنع بالذات باشد و بالعکس.
ممکن بالذات هم نمی تواند ممتنع بالذات و واجب بالذات باشد و بالعکس.

سلام
یک مثال از واجب بالذات بزنید.
__________________
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال، شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک چو بردند برون
گفتند گور بابای بقیه!! و در خواب شدند

خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)
SAMKING آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-09-2014   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohammad12's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
سلام
یک مثال از واجب بالذات بزنید.
با اجازه استارتر.

تنها یک مثال از واجب بالذات وجود دارد و آن هم خداوند است. چرا که هر چیز که در دنیا وجود دارد امکان فنا برایش قابل تصور است ، پس واجب بالذات نیست.

مهم این است که واجب بالذات وجود از نظر ذهنی غیر معقول نیست. حتی اگر مصداق بیرونی نداشته باشد. ما با استفاده از اصل علیت اثبات می کنیم اگر واجب بالذات نباشد ، دچار تسلسل یا دور می شویم که عقلا محال است.
__________________


mohammad12 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
SAMKING's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله mohammad12 نمايش نوشته ها
با اجازه استارتر.

تنها یک مثال از واجب بالذات وجود دارد و آن هم خداوند است. چرا که هر چیز که در دنیا وجود دارد امکان فنا برایش قابل تصور است ، پس واجب بالذات نیست.

مهم این است که واجب بالذات وجود از نظر ذهنی غیر معقول نیست. حتی اگر مصداق بیرونی نداشته باشد. ما با استفاده از اصل علیت اثبات می کنیم اگر واجب بالذات نباشد ، دچار تسلسل یا دور می شویم که عقلا محال است.
هووممم جالبه! پس حکم، مثال هم هست... دیگه چی رو میخواین اثبات کنید پس؟

در مورد تسلسل هم نگران نباشید، مولانا هاوکینگ در فیزیک بهش پاسخ داده.

شب خوش
SAMKING آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 09-09-2014   #10 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله SAMKING نمايش نوشته ها
سلام
یک مثال از واجب بالذات بزنید.
سلام...
هر چیزی که وجود دارد یا واجب بالذات است و یا ممکن بالذات (واجب بالغیر).
همین کافیست.
برخی می گویند فقط خداوند واجب بالذات است و برخی می گویند کل عالم هستی واجب بالذات است.بهتر است در این مورد بحث نکنیم چون هنوز ادله ی کافی را ذکر نکردیم.
نوشته اصلي بوسيله mohammad12 نمايش نوشته ها
با اجازه استارتر.
تنها یک مثال از واجب بالذات وجود دارد و آن هم خداوند است. چرا که هر چیز که در دنیا وجود دارد امکان فنا برایش قابل تصور است ، پس واجب بالذات نیست.
مهم این است که واجب بالذات وجود از نظر ذهنی غیر معقول نیست. حتی اگر مصداق بیرونی نداشته باشد. ما با استفاده از اصل علیت اثبات می کنیم اگر واجب بالذات نباشد ، دچار تسلسل یا دور می شویم که عقلا محال است.
سلام...
شما درست می فرمایید اما بهتر است فعلا در مورد مصداق واجب بالذات صحبتی نکنیم تا وقتی که ویژگی های بیشتر واجب بالذات را اثبات کنیم.
متشکرم
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohammad12's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله samking نمايش نوشته ها
هووممم جالبه! پس حکم، مثال هم هست... دیگه چی رو میخواین اثبات کنید پس؟

در مورد تسلسل هم نگران نباشید، مولانا هاوکینگ در فیزیک بهش پاسخ داده.

شب خوش
خوش حال می شوم بشنوم که پاسخ ایشون چه بوده. مخصوصا این که در فیزیک بوده.
mohammad12 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-09-2014   #12 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس ششم "اقسام علت"

چرایی تقسیم بندی علل
اکسیژن بخشی از علت به وجود آمدن آتش است و با بودن انرژی فعالسازی و ماده سوختنی , آتش به وجود می آید.
بنا , ساختمانی را می سازد که پس از فوت بنا هم پابرجاست.
مداد در دست ما با حرکت دست و همزمان با دست حرکت می کند.
ممکن است فاعل کاری با اراده باشد و یا کاری غیر ارادی انجام شود مانند افتادن سیب از درخت!

همه ی مثال های بالا علت بودند اما آیا با هم متفاوت نیستند؟آیا نباید بین آن ها تفاوتی و تعریفی جداگانه قائل شد؟!آیا بنا و اکسیژن هر دو علت یکسانی هستند؟!

تقسیم بندی علل و فاعل ها می تواند مانع از گمراهی و مغالطه شود.
آیا علت چیزی است که معلول با وجودش , موجود و با عدمش , معدوم است؟


ويرايش توسط 92sa : 09-09-2014 در ساعت 05:09 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #13 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس هفتم "علل تامه و ناقصه"

علت تامه و علت ناقصه
علت تامه علتی است که با وجودش معلول موجود , و با عدمش معلول معدوم است.
ممکن است علت تامه یک چیز باشد و یا مجموعه ای از چیزها!
پس هر یک از اجزای علت تامه را علت ناقصه می نامیم.
اکسیژن علت ناقصه ی آتش و اکسیژن و ماده ی سوختنی و انرژی فعالسازی با هم علت تامه ی آتش هستند.

مشخص است که با وجود علت ناقصه معلول موجود نمی شود.
با بودن علت تامه نیز معلول موجود می شود و علت بر معلول مقدم است.


ما دو نوع تقدم داریم:1-تقدم رتبی2-تقدم زمانی!
علت حرکت مداد در دست ما , دست ماست.
اینطور نیست که ابتدا دست ما حرکت کند سپس مداد!بلکه همزمان حرکت می کنند و فاصله ی زمانی معنا ندارد.
پس منظور ما از تقدم علت بر معلول همان تقدم رتبی است نه زمانی.
(فکر کنم واضح باشد.)
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-09-2014   #14 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
nothingelse's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

نوشته اصلي بوسيله SAMKING نمايش نوشته ها

در مورد تسلسل هم نگران نباشید، مولانا هاوکینگ در فیزیک بهش پاسخ داده.
میشه این رو یکم توضیح بدید یا لینک بدید در موردش؟
__________________
آیا میتوان هم خاص بود و هم مثل دیگران بود‌؟
‌‌‌‍‍
بله میتوان.... اگر بپذیریم همه آدمها خاص هستند و ما هم مثل دیگران خاص هستیم.‌‌‍
nothingelse آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-09-2014   #15 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خداشناسی فلسفی (Philosophical theology)

درس هشتم "علل فاعلی و قابلی"

علت فاعلی
فرض کنید می خواهیم برای باخبر کردن دوستمان از مطلبی , برای او نامه ای بنویسیم.
برای آنکه قلم حرکت داده شود نیاز به یک محرکی دارد , قلم برای حرکت کردن لحظه به لحظه به وجود محرک نیاز دارد و وجود حرکت قلم وابسته به یک محرک است.
اولین نوع نیاز هر معلولی نیاز به اصل وجود است.فاعل است که به حرکت قلم , وجود می بخشد.
فاعل از آن جهت که در وجود معلول تاثیر دارد , علت فاعلی نامیده می شود.

علت قابلی
ما هرگز حرکت مطلق نداریم , همیشه می گوییم حرک باد , حرکت دست , حرکت قلم و ... .
یعنی چیزی که حرکت باشد ولی حرکت چیزی نباشد نداریم!
به تعبیری , حرکت صفت است که با موصوفش همراه است.
(به زبان فلسفی می گویند حرکت وجودی حلول کننده دارد و هر حلول کننده ای به چیزی نیاز دارد که در آن حلول کند که در فلسفه به این چیز , محل و یا پذیرنده ی حلول کننده و یا قابل می گویند.)
پس برای اصل وجود حرکت نیازمند یک پذیرنده ی حرکت هستیم (در اینجا قلم) که آن را علت قابلی می نامیم.
البته نیاز به قابل و پذیرنده نیاز همیشگی نیست.مثلا جسم برای موجود بودن متکی به موصوف و نیازمند قابل نیست.
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:35 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.