یزرگداشت استاد شهریار
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

شعر و شاعران شعر بخوانید ، شعر بنویسید و شاعری کنید !

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-18-2014   #1 (لینک نوشته)
آغازگر برتر مباحث
 
Mahbanoo60's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

نگاتیو یزرگداشت استاد شهریار

یزرگداشت استاد شهریار
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت

جان مژده داده ام که چوجان در برارمت

تا شویمت از آن گل عارض غبار راه

ابری شدم ز شوق که اشگی ببارمت

یزرگداشت استاد شهریار

عمری دلم به سینه فشردی در انتظار

تا درکشم به سینه و در بر فشارمت

این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق

ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت

داغ فراق بین که طربنامه وصال

ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت


یزرگداشت استاد شهریار
چند است نرخ بوسه به شهر شما که من


عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت

دستی که در فراق تو میکوفتم به سر

باور نداشتم که به گردن درآرمت

ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی

باری چو می روی به خدا می سپارمت

روزی که رفتی از بر بالین شهریار

گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت
[/color]
__________________
قاصدک شعر مرا از برکن
برو آن گوشه ی باغ
سمت آن نرگس مست
وبخوان گوشش
یک نفر لحظه ای از یاد نخواهد برد تورا
یک نفر شور دلش عشق صمیمانه ی توست
Mahbanoo60 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-18-2014   #2 (لینک نوشته)
آغازگر برتر مباحث
 
Mahbanoo60's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

یزرگداشت استاد شهریار
برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت

بازار شوق پردگیان باز درگرفت

شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه

ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت

زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست

سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت

بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک

این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند

با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح

شمع دلی که دامن آه سحر گرفت

چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار

شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت

چشم مست
Mahbanoo60 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #3 (لینک نوشته)
مدیرتالار دانشگاه
 
reza81's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

ماجرای عشق استاد شهریار

زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می کند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می شود. صحبتی بین مادران آن ها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید....
بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود...
یزرگداشت استاد شهریار





هوشنگ طیار شاگرد و دوست و همشهری شهریار از عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن گفت.
هوشنگ طیار شاعر و از شاگردان و دوستان شهریار گفت: زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می کند. آنجا عاشق دختر صاحب خانه می شود. صحبتی بین مادران آن ها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار می شود که شهریار بعد از اینکه دوره انترنی را گذراند و دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند.
این شاعر و دوست شهریار تصریح کرد: شهریار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت متوجه شد، پدر دختر او را به یک سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج کرده اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می شود و حتی مدتی هم بستری می شود و در این دوران غزل های خوب شهریار سروده می شوند.
طیار با بیان اینکه آن دختر بر خلاف شایعات فامیل شهریار نبوده و «عزیزه خانم» همسر شهریار فامیل او بوده است، اظهار داشت: بهجت آباد سابق بر این تفرج گاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا می رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود و این غزل را آنجا می سراید:
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
طیار گفت: بهترین شعر ترکی را شهریار گفته و کاش با شهرتی که شهریار داشت اشعار فارسی را هم به اندازه اشعار ترکی اش چنین زیبا می سرود.
وی افزود: «حیدر بابایه» در ادبیات بی نظیر است، ولی به ترکی است. اگر هم بخواهیم آن را به فارسی ترجمه کنیم لذت و زیبایی اش را از دست می دهد. مسائلی است که در ترجمه منتقل نمی شود. مثلا برخی از ضرب المثل های ترکی را فارسی زبانان نشنیده اند و شهریار این ضرب المثل ها را عینا به ترکی آورده و تازه وقتی هم که ترجمه شود، خواننده چون آن را نشنیده، از آن نمی تواند لذت ببرد.
طیار ادامه داد: اشخاصی که مدتی از زندگی خود را در دهات بسر برده اند، خیلی بیشتر از اشخاصی که در شهر بزرگ شده اند، حیدر بابایه را درک می کنند. شهریار زمانی در پای کوه حیدر بابایه زندگی می کرده و درنتیجه خاطرات کودکیش را با خاطرات روستا درآمیخته که بخش است.
این شاعر که شعر را در مکتب عملی نزد شهریار آموخته، درباره اینکه چرا بیشتر اشعار شهریار در قالب غزل سروده شده، عنوان کرد: شهریار به جز غزل، قصیده، مثنوی و چند شعر نیمایی هم دارد. «ای وای مادرم» یا «پیام به اینشتین» از شعرهای نیمایی اوست و این شعر پیام به اینشتین را وقتی آدم می خواند از بمب اتم متنفر می شود.
طیار در ادامه تصریح کرد: شهریار شاعر غزل سراست و علاقه شدیدی به غزل دارد و غزل تمام احساسات و عواطف انسان را می تواند بیان کند. شهریار نیز مثل حافظ حرف هایش را با غزل هایش می زند. این هایی که به شعر سفید و نیمایی رو می آورند، فکر می کنند خواسته های درونشان را در قالب وزن و قافیه و ردیف نمی توانند بیان کنند. درنتیجه آزادگرایی می کنند و حرف دلشان را با شعر نیمایی بیان می کنند.
او درباره مضمون اشعار نیمایی بیان کرد: البته اشعار نیمایی مضمون های خوبی دارند ولی اگر آن مضامین را بتوانند در غزل بیاورند زیباتر است و بیشتر به دل می نشیند.
طیار درباره آشنایی خود با شهریار گفت: از زمانی که به شعر علاقه مند شدم به شهریار ارادت یافتم. شاگردی من به آن صورت نبود که بنشینم و او درس بدهد و من گوش بدهم. حضورش می رسیدم و شعرهایی که می سرودم را نشانش می دادم و او اشکالاتم را می گرفت و مرا ارشاد می کرد. گاهی برای من شعر می گفت و من با شعر جوابش را می دادم. بیشتر با مطالعه دیوانش شاگرد او شدم.
این شاعر افزود: شهریار در جلد سوم دیوانش منظومه ای بلند در معرفی مفاخر ایران می گوید و از شعرای قدیمی و معاصر یاد می کند. حتی راجع به نیما می گوید:
به خود گذشته و بگذریم از نیما
که تا فسانه اش از ما و بعد از آن بی ما
کمی ظاهرا از نیما بعد از آنکه او سراغ شعر بی وزن رفته بود روگردان شد. و ارادت زیادی به نیما به خاطر شعر «افسانه» داشت.
طیار ادامه داد: در این منظومه نامی هم از من می کند. آن موقع من افسر شهربانی بودم و شهریار می گوید:
به شهربانی کشور که شهرت طیار
سخنوری است به ذوق و قریحه سرشار
خدا رحمتش کند .
● دو شعر از استاد:
▪ بخشی از حیدربابا
حیدربابا ، دوْنیا یالان دوْنیادی
سلیماننان ، نوحدان قالان دوْنیادی
اوغول دوْغان ، درده سالان دوْنیادی
هر کیمسَیه هر نه وئریب ، آلیبدی
افلاطوننان بیر قوری آد قالیبدی
□□□
تو بمان و دگران
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای بحال دگران
می روم تا که به صاحبنظری باز رسم
محرم ما نبود دیده ی کوته نظران
دلِ چون آینه ی اهل صفا می شکنند
که ز خود بی خبرند این زخدا بی خبران
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران
شهریارا غم آوارگی و در بدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران
__________________
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است
reza81 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #4 (لینک نوشته)
مدیرتالار دانشگاه
 
reza81's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

علی جنتی‌ شامگاه چهارشنبه در گلباران مقبره شهریار گفت: استاد شهریار یکی از نمادهای مهم انقلابی، ملی و مردمی ایران اسلامی است و به حق می توان آثار وی را در سطح جهان بی نظیر دانست.

وی ادامه داد: این استاد بزرگ توانست با شعرهای زیبا و ماهرانه خود ‌فرهنگ اصیل ‌‌ایرانی ـ اسلامی را با چیره دستی به جهانیان بشناساند.


جنتی با بیان اینکه این شاعر بزرگ یک شاعر انقلابی بوده است، گفت: سرودن اشعاری فاخر و گرانسنگ در حوزه‌های مختلف از جمله انقلاب اسلامی از شاخصه‌های شعری وی محسوب می‌شد.


وی ادامه داد: اندیشه‌‌ استاد شهریار مشحون از سوژه‌هایی ناب و فاخر بود و چکامه‌هایی که وی در حوزه‌ انقلاب اسلامی سروده نشان‌ دهنده‌ چیره‌دستی این شاعر شهیر در گنجاندن معارف زمان و واقعیت‌های جامعه در قالب شعر بود.


مقبره شهریار همزمان با روز ملی شعر و ادب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از مسئولان کشوری و استانی و اصحاب فرهنگ و ادب از خارج و داخل کشور گلباران شد.


علی‌جنتی به منظور شرکت در آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی بزرگداشت استاد سیدمحمدحسین شهریار به آذربایجان‌شرقی سفر کرده است.


حضور در مقبره‌الشعرای تبریز و گلباران مزار استاد شهریار، حضور در آیین افتتاحیه همایش بین‌المللی بزرگداشت استاد شهریار و حضور در آیین افتتاح هنرستان میرک تبریز از جمله برنامه‌های سفر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به استان آذربایجان‌شرقی است.


گفتنی است همایش بین‌المللی بزرگداشت استاد شهریار با محوریت علمی "فرهنگ مردم در شعر استاد شهریار" با حضور مقامات کشوری و استانی و همچنین جمعی از شهریارپژوهان و اصحاب فرهنگ و ادب از داخل و خارج کشور، بیست و ششم و بیست و هفتم شهریورماه جاری در تبریز برگزار می‌شود.
reza81 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #5 (لینک نوشته)
مدیرتالار دانشگاه
 
reza81's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ تا ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی داشت. از شعرهای معروف او می‌توان از «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد.
شهریار پس از انقلاب ایران، شعرهایی نیز در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای و نیز اکبر هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار)، داشته است.
زندگی:

شهریار در سال ۱۲۸۵ در روستای خشگناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران در اطراف تبریز متولد شد. پدرش حاج میر آقا خشگنابی بود که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد. قبل از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفری چهارساله به خراسان به منظور کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران برگشت و در سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام شد و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.
در تهران از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۹ به جلسات احضار روح می‌رفت (زاهدی، ص ۶۱). در ۱۳۱۹ درویش شد و قرار بود که «خرقه بگیرد و جانشین پیر بشود» (زاهدی، ص ۶۲) ولی به علت شهودی که برایش پیش آمد از این مسیر منصرف شد و در بسیاری از عادات خود تغییر داد، از جمله سه‌تار را که تا آن زمان می‌نواخت کنار گذاشت و مواد مخدر را که حدود سی سال به آن معتاد بوده است ترک کرد (زاهدی، ص ۶۲) و بیشتر به قرآن خواندن و عبادت مشغول شد. حال متفاوت شهریار تا حدود سال ۱۳۳۱ ادامه یافت.
شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد.
شهریار دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی داشت.(1)
نامگذاري خيابان ها، سالن ها، پارك ها و اماكن عمومي به نام شهريار در كشورهاي ماوراي قفقاز:

***

استاد سخن معاصر، شهريار بيش از 28 هزار بيت شعر به زبان فارسي و در حدود سه هزار بيت به زبان تركي آذري سروده است. شهرت شهريار مرزهاي داخلي كشورمان ايران را در نورديده و اكنون در اغلب كشورهاي جهان شخصيتي شناخته شده است به طوري كه اكنون در جماهير ماوراي قفقاز و آسياي مركزي خيابان ها، سالن هاي نمايش، پارك ها و ديگر اماكن عمومي به نام شهريار نام گذاري مي شوند و در حال حاضر منظومه حيدربابايه سلام در اكثر دانشگاه هاي جهان از جمله دانشگاه كلمبيا در ايالات متحده آمريكا مورد بحث رساله دكترا قرار گرفته است و برخي از موسيقيدانان همانند هاژاك آهنگساز معروف ارمنستان، آهنگ جالبي براي آن ساخته است.
reza81 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #6 (لینک نوشته)
مدیرتالار دانشگاه
 
reza81's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

شهريار در اشعار ديگر شعرا:

هـ . ا. سايه

ترانه غزل دلكشم مگر نشنفتي
كه رام من نشدي آخر اي غزال دميده
خموش سايه كه شعر تو را دگر نپسندم
كه دوش گوش دلم شعر شهريار شنيد

***
نيما يوشيج

رازي ست كه آن نگار مي داند چيست
رنجي است كه روزگار مي داند چيست
آني كه چو غنچه در گلو خونم از اوست
من دانم و شهريار مي داند چيست

***
مفتون اميني

چون دل مفتون ترا مشكل به دست آورده است
كي رها مي سازدت اينگونه آسان شهريار
اولين استاد شعر و آخرين سلطان عشق
هر كجا نام تو در آغاز و پايان شهريار

***
پژمان بختياري

زين شهر مردپرور و زين شهر عشق زاي
برخيزد ْآنچه ماية غرور و وقار ماست
گه شهريار پرورد اين شهر، گاه شمس
كز نامشان تفاخر ملك و ديار ماست

***
مهرداد اوستا

شعر همان عشق كه با شهريار
كرد سرافرازي و نام آوري
شعر همان فتنه و آذرم و راز
كز نگه دوست كند دليري

***
بيژن ترقي

به شهريار بگو شهريار مي آيد
دوباره بخت ترا در كنار مي آيد
بگو كه عرصة شعر و ادب بپيرايند
كه از سواد دل آن شهسوار مي آيد

***
فريدون توللي

اي شهريار نغمه كه با چتر زرفشان
دستانسراي عشق و خداوند چامه اي
از من ترا به طبع گرانمايه، صد درود
ز آنرو، كه در بسيط سخني، پيش جامه اي

***
مهدي اخوان ثالث

شهريارا تو همان دلبر و دلدار عزيزي
نازنينا، تو همان پاك ترين پرتو جامي
اي براي تو بميرم، كه تو تب كردة عشقي
اي بلاي تو بجانم، كه تو جاني و جهاني

***
فريدون مشيري

در نيمه هاي قرن بشر سوزان
اشك مجسمي بود، در چشم روزگار
جان ماية محبت و رقت
ايواي شهريار

***
عمران صلاحي

شهريار حزن بودي، خانه ات بيت الحزن
پادشاه قلعة خاموش روح خويشتن
شهر ويراني سراسر خانه هايش سوخته
بادهاي در به در چرخان و بر در حلقه زن

***
غزال و غزل

امشب از دولت مي دفع ملالي كرديم
اين هم از عُمر شبي بود كه حالي كرديم
ما كجا و شب ميخانه خدايا چه عجب
كز گرفتاري ايام مجالي كرديم
تير از غمزة ساقي، سپر از جام شراب
با كماندار فلك جنگ و جدالي كرديم
غم به روئين تني جام مي انداخت سپر
غم مگو عربده با رستم زالي كرديم
باري از تلخي ايام به شور و مستي
شكوه با شاهد شيرين خط و خالي كرديم
نيمي از رخ بنمود و خمي از ابرويي
وسط ماه تماشاي هلالي كرديم
روزة هجر شكستيم و هلال ابرويي
منظر افروز شب عيد وصالي كرديم
بر گل عارض از آن زلف طلايي فامش
ياد پروانة زرين پر و بالي كرديم
مكتب عشق بماناد و سيه حجره غم
كه در او بود اگر كسب كمالي كرديم
چشم بوديم چومه شب همه شب تا چون صبح
سينه آئينة خورشيد جمالي كرديم
عشق اگر عمر نه پيوست بزلف ساقي
غالب آنست كه خوابي و خيالي كرديم
شهريار غزلم خوانده غزالي وحشي
بد نشد با غزلي سيد غزالي كرديم

***
غزال و غزل

شعر:شهريار
چئويرن: م ـ سيدزاده
بو گئجه باده ايله دفع ملال ائيله ميشم،
عؤمرون بير گئجه سينده بئله حال ائيله ميشم.
بيز هارا، تار هارا، يا رب، گئجه مئيخانه هارا؟
اونودوب دردي بو ايّامدا مجال ائيله ميشم.
ساقي نين غمزه سي اوخ، مئي جامي اولموش سپريم،
فلكين جؤورو ايله جنگ و جدال ائيله ميشم.
مئي دمير تك ائله ييب جانيمي، غمله ووروشوم،
غم دئمه، دوشمنيمي روستم زال ائيله ميشم.
آجي ايامي شيرين ائتمگه سرخوش دولانيب،
كؤنلومو ايندي اسير خط و خال ائيله ميش.
گؤرموشم من اوزونون ياري سيني، تك قاشيني،
اي اوزونده نئجه گؤر سئير هلال ائيله ميش.
گئتميش هيجران اوروجو گؤرجك هلال قاشلاريني،
بايرام اولموش بو گؤروش عزم و وصال ائيله ميشم.
گؤرموشم اوزده او زرّين تئلي پروانه كيمي،
يانميشام اودلارا، ترك پروبال ائيله ميشم.
عشق درسي منه اؤيرتسه ده هيجران غميني،
عشقه دوشمكله بئله كسب كمال ائيله ميشم.
ياتماييب صوبحه كيمي من گئجه گون اوزلو يارين،
سينه سي گوزگوم اولوب، سئير جمال ائيله ميشم.
ساقي نين زلفونه عشق باغلاماسا عؤمرو اگر،
من بئله درك ائله ييب، بؤيله خيال ائيله ميشم.
شهريارا غزل ائتميش مني جئيران، گؤزليم،
گؤر غزل ايله نئجه صيد غزال ائيله ميشم
reza81 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #7 (لینک نوشته)
آغازگر برتر مباحث
 
Mahbanoo60's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست

کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر

این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست

ماه من نیست در این قافله راهش ندهید

کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست

ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است

مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست

تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است

خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست

خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز

باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست

شهریارا عقب قافله کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست

کاروان بی خبر
یزرگداشت استاد شهریار
Mahbanoo60 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Iranchap's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من که می باشم چنین شیدا چرا
__________________
شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به انسان برسد از خویش است

Iranchap آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #9 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

درود بر شهریار شعر فارسی و ترکی:

یا علینام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی
بابی انت و امّی


گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی
بابی انت و امّی


تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات
علیای قبله حاجات


گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی
بابی انت و امّی


گویی آن فاجعه ی دشت بلا هیچ نبوده است
درِ این غم نگشوده است


سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سمّی
بابی انت و امّی


حق اگر جلوه ی با وجه أتَمّ کرده در انسان
کان نه سهل است و نه آسان


به خود حق که تو آن جلوه ی با وجه أتَمّی
بابی انت و امّی


منکِر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل
کر و کور است و عزازیل


با کر و کور چه عیدی و چه غدیریّ و چه خُمّی
بابی انت و امّی


در تولا هم اگر سهو ولایت!چه سفاهت اُف بر این شَمّ فقاهت

بی ولای علیو آل، چه فقهی و چه شمّی!
بابی انت و امّی


تو کم و کیف جهانیّ و به کمبود تو دنیا از ثَری تا به ثریّا

شَر و شور است و دگر هیچ نه کیفیّ
و نه کمّی بابی انت و امّی


آدمی جامع جمعیت و موجود أتَمّ است گر به معنای أعَمّ است

تو بِهین مظهر انسان و به معنای أعمّی
بابی انت و امّی


چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم پس به ذریه عالم

جز شما مهدِ نبوت نبُوَد چیز مهمی
بابی انت و امّی


عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم منکرت مستحق ذَم

وز تو بیگانه نیرزد نه به مدحی و نه ذمّی بابی انت و امّی

بی تو ای شیر خدا سبحه و دستار مسلمان شده بازیچه ی شیطان

این چه بوزینه که سرها همه را بسته به ذمّی
بابی انت و امّی


لشکر کفر اگر موج زند در همه دنیا همه طوفان همه دریا

چه کند با تو که چون صخره ی صمّا
و بابی انت و امّی


یا علیخواهمت آن شعشعه ی تیغ زرافشان
هم بدو کفر سرافشان


بایدم این لَمَعان دیده، ندانم به چه لِمّی
بابی انت و امّی


لینک شعر خوانی خود استاد
__________________
عجیب استــــ
چرا برخی این قدر در برابر فـــهـــمـــیدن مــــقاومـــت می کنند؟

مقاومتی هـــمه جانبــــه و جــانــانه از حریم و جغرافیای جـــــــهل...

شاید امنیت در سرزمین جــــهل و تاریــــکی، آسان تر به دست می آید.

ويرايش توسط 313313h : 09-18-2014 در ساعت 12:19 PM
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
m622's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده‌دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
زیر سر بالش دیباست تو را کی دانی
که من از خار و خس بادیه بستر کردم
در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا نالهٔ ناکامی خود سر کردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم
اشک‌ریزان هوس دامن مادر کردم
اشک از آویزهٔ گوش تو حکایت می کرد
پند از این گوش پذیرفتم از آن در کردم
بعد از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم
ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
چشم را حلقه‌صفت دوخته بر در کردم
جای می خون جگر ریخت به کامم ساقی
گر هوای طرب و ساقی و ساغر کردم
شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آن که من خاک رهش را به سر افسر کر
د
__________________
پرهیزکاران صاحبان فضیلتند در این جهان،دل هاشان اندوهگین است و مردم از گزندشان ایمن،
تن هاشان نزار، نیازهاشان اندک،و پارسا به جامه تن،دنیا آنان را خواست و آنان دنیا را نطلبیدند،
اسیرشان کرد و به بهای جان خود را از بند آن خریدند
m622 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #11 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
blueeagleone's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــی ----- كاش یارب كه نیفتد به كسی كار كسی

هــــــر كس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــی ----- نپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ كســــی

آخــــــرش محــــنت جانــــكاه به چـــــاه انـــــدازد ----- هركه چون ماه برافروخت شبِ تارِكسـی

سودش این بس كه به هیچش بفروشند چو من ----- هر كه باقیمت جان بود خریدار كســـی
blueeagleone آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #12 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
team_sar_dadbin's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

یه جا استاد میگه

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا...

این یه مصرع اش با صدای استاد بنان...

team_sar_dadbin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
m622's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

اینم یه بیت از حیدر بابای استاد كه مصرع دومش همه اش فعله و این نشان قدرت شهریار در شاعریه ..........
هرنه دسك احوالاتدی ناقیلدی
گشدی گتدی ایتدی باتدی داغیلدی

ويرايش توسط m622 : 09-20-2014 در ساعت 08:58 AM
m622 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mstschp's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

عمری دلم به سینه فشردی در انتظار

تا درکشم به سینه و در بر فشارمت


روحش شاد و یادش زنده باد
__________________
بدرود الابد
mstschp آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-18-2014   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
parsigu's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : یزرگداشت استاد شهریار

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است.
parsigu آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:31 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.