علم و دین (Religion and Science)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > گفتمان دینداران و منتقدین
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتمان دینداران و منتقدین بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-30-2014   #1 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض علم و دین (Religion and Science)

علم و دین (Religion and Science)
بسم الله الرحمن الرحیم


صلوات الله علی محمد و آله الطاهرین

-در این تاپیک با رعایت قوانین و اخلاق رابطه ی علم و دین تبیین می شود.
-منظور از علم همان علم تجربی است و منظور از دین همان دین اسلام است ، یعنی مجموعه آموزه هایی که خداوند متعال بر پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) نازل کرده است که شامل اصول و احکام و اخلاق و ... است.
-تعارض هایی که به نظرتان مهم است را همراه با ادله ی قطعی عقلی و علمی معتبر ، با پست خصوصی به بنده اطلاع دهید.بنده آن ها را بررسی می کنم و به طور خلاصه آن را قرار می دهم تا مورد بحث قرار گیرد.به هیچ عنوان بدون ادله ی قطعی چیزی را مطرح نکنیم.
ادعا این است که میان دین و علم تجربی ، تضادی وجود ندارد.
ادله ی عقلی یا علوم تجربی یا کاملا قطعی هستند و یا ظنی .
آموزه های دینی (شامل متون دینی یا ادله ی نقلی) از دو منظر قابل بررسی هستند :
1.از نظر سند 2.از نظر دلالت.
-ادله ی نقلی به لحاظ سند یا قطعی هستند (شامل خبرهای متواتر و قطعی الصدور ) و یا ظنی هستند (مانند اخبار واحد).
-ادله ی نقلی به لحاظ دلالت یا یقینی هستند (یعنی نص هستند و ایهام ندارند) و یا ظنی (می توانیم برداشت های مختلف داشته باشیم و ندانیم کدام یک قطعی هست) .

تعارض های علم و دین ممکن است به اشکال زیر باشد:
1-تعارض ادله ی عقلی یا علمی یقینی با ادله ی نقلی یقینی :
چنین تعارضی ممکن نیست.
2-تعارض ادله ی عقلی یا علمی ظنی با ادله ی نقلی ظنی :
1-اگر مسئله مربوط به مقام عمل باشد ، دلیل نقلی مقدم است.
2-اگر مربوط به عمل نباشد ، باید توقف کرد.

3-تعارض ادله ی عقلی یا علمی یقینی با ادله ی نقلی ظنی :
باید پس از بررسی ، ادله ی عقلی و علمی یقینی را مقدم کرد و ادله ی نقلی ظنی را کنار گذاشت و یا تاویل کرد.
4-تعارض ادله ی عقلی یا علمی ظنی با ادله ی نقلی یقینی :
باید پس از بررسی ، ادله ی نقلی یقینی را مقدم کرد.

مطالب مطرح شده:
بیماری وبا و منشأ آن
قاعدگی و تغذیهٔ جنین
دین و کرویت زمین ، قسمت اول
قرآن و جنین شناسی
دين و كرويت زمين ، قسمت دوم
صلب و ترائب 1
ابتدا زمين و سپس آسمان ؟

والسلام علی من اتبع الهدی


ويرايش توسط 92sa : 07-03-2015 در ساعت 09:11 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-30-2014   #2 (لینک نوشته)
معاون شبکه اجتماعی
 
Bozorgmehr's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)



گمان کردم جستار به کتاب معروف علم و دین ایان باربور میپردازد .
__________________
علم و دین (Religion and Science)
Bozorgmehr آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-30-2014   #3 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr نمايش نوشته ها

گمان کردم جستار به کتاب معروف علم و دین ایان باربور میپردازد .
سلام...
اگر دگراندیشان مطلبی را مطرح نکنند از آن کتاب هم وام خواهیم گرفت.
انصافا کتاب جالب و پرمغزی است ، با اینحال اشکالاتی دارد.
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #4 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

علم و دین "بیماری وبا و منشأ آن"

یکی از منابع دینی ، صحیفه ی سجادیه ی امام سجاد (علیه السلام) است که اسناد معتبری برای آن ذکر شده است .

اَللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِياهَهُمْ بِالْوَبآءِ... (
صحیفه ی سجادیه ، ترجمه حسین انصاریان ، ص 154).
بارخدايا، آب آشاميدنى آنان را به وبا مخلوط كن ... .

نکته ای را که از این بخش از دعای صحیفه ی سجادیه می توان برداشت کرد و مرتبط با تاپیک است ، اشاره ی آن حضرت به وجود بیماری وبا در آب و راه انتشار آن است ، ویبریو کلرا نام باکتری مولد بیماری وبا است که معمولاً در آب دریاها و آب شیرین یافت می‌شود.

قدیمی ترین اطلاعات از شناخت این بیماری مربوط به پزشکان یونان باستان مانند بقراط و جالینوس است ، که احتمالاً آن ها بیماری شبیه بیماری وبا را شناخته بودند .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #5 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
danielo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
علم و دین "بیماری وبا و منشأ آن"

یکی از منابع دینی ، صحیفه ی سجادیه ی امام سجاد (علیه السلام) است که اسناد معتبری برای آن ذکر شده است .

اَللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِياهَهُمْ بِالْوَبآءِ... (
صحیفه ی سجادیه ، ترجمه حسین انصاریان ، ص 154).
بارخدايا، آب آشاميدنى آنان را به وبا مخلوط كن ... .

نکته ای را که از این بخش از دعای صحیفه ی سجادیه می توان برداشت کرد و مرتبط با تاپیک است ، اشاره ی آن حضرت به وجود بیماری وبا در آب و راه انتشار آن است ، ویبریو کلرا نام باکتری مولد بیماری وبا است که معمولاً در آب دریاها و آب شیرین یافت می‌شود.

قدیمی ترین اطلاعات از شناخت این بیماری مربوط به پزشکان یونان باستان مانند بقراط و جالینوس است ، که احتمالاً آن ها بیماری شبیه بیماری وبا را شناخته بودند .

کار شاقی نیست فهمیدن اینکه بیماری وبا به اب مربوط باشه.
یک چیز بدیهی بوده .اکثر کسانی که وبا میگیرند بعد از خوردن اب الوده مربض میشدند.
کار شاقی که نیست.
danielo آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #6 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

نوشته اصلي بوسيله danielo نمايش نوشته ها
کار شاقی نیست فهمیدن اینکه بیماری وبا به اب مربوط باشه.
یک چیز بدیهی بوده .اکثر کسانی که وبا میگیرند بعد از خوردن اب الوده مربض میشدند.
کار شاقی که نیست.
درود
متوجه نشدم چه نقدی به مطلب وارد است ؟
آیا اسنادی دارید که این بدیهی بودن را در تاریخ نشان دهد ؟!
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #7 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
danielo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
درود
متوجه نشدم چه نقدی به مطلب وارد است ؟
آیا اسنادی دارید که این بدیهی بودن را در تاریخ نشان دهد ؟!
ان حضرت اومده حالا یک نفرینی هم کرده.
این که وبا از طریق اب الوده منتشر هم میشه.یک چیز بدیهی هست .
در هر منطقه ای وبا وارد شد.بعد از چند روز یک روستایی هم میفهمه که اب باعث وبا هست.اخرین گزارش وبا هم از 1000 سال قبل میلاد ثبت شده.و تا زمان حضرت دیگه خیلی شناخته شده بوده.
اتفاقا چند وقت پیش یک فیلم تاریخی کره ای داشتم میدیدم .
یک بیماری واگیردار پخش شده بود.
اولین کاری که اون پزشک کرد برسی اب بود و همون اول به این نتیجه رسید که وبا نیست و رفت دنبال برسی بیماری های دیگه
danielo آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #8 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

نوشته اصلي بوسيله danielo نمايش نوشته ها
ان حضرت اومده حالا یک نفرینی هم کرده.
این که وبا از طریق اب الوده منتشر هم میشه.یک چیز بدیهی هست .
در هر منطقه ای وبا وارد شد.بعد از چند روز یک روستایی هم میفهمه که اب باعث وبا هست.اخرین گزارش وبا هم از 1000 سال قبل میلاد ثبت شده.و تا زمان حضرت دیگه خیلی شناخته شده بوده.
اتفاقا چند وقت پیش یک فیلم تاریخی کره ای داشتم میدیدم .
یک بیماری واگیردار پخش شده بود.
اولین کاری که اون پزشک کرد برسی اب بود و همون اول به این نتیجه رسید که وبا نیست و رفت دنبال برسی بیماری های دیگه
بنده از شما سند تاریخی خواستم که نشان دهد قبل از آن حضرت به شیوع این بیماری توسط آب اشاره شده باشد !
منبعتان یک فیلم کره ای ست ؟!
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-19-2014   #9 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
شبرا's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

علم و دين بحث جالبي است كتاب دكتر موريس بوكاي فرانسوي به نام ( مقايسه علم با تورات و انجيل و قرآن ) يه چيزي تو اين مايه ها كتاب جالبي هست براي اين موضوع
شبرا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-26-2014   #10 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

علم و دین "قاعدگی و تغذیهٔ جنین"

خونى كه هنگام عادت ماهيانه دفع مى‌شود، خونى است كه هر ماه در عروق داخلى رحم، براى تغذيه جنين احتمالى جمع مى‌گردد، زيرا مى‌دانيم رحم زن در هر ماه توليد يك تخمك مى‌كند، و مقارن آن عروق داخلى رحم به عنوان آماده باش براى تغذيه نطفه مملو از خون مى‌شود، اگر در اين موقع كه تخمك وارد رحم مى‌شود، اسپرم كه نطفه مرد است در آنجا موجود باشد، تشكيل نطفه و جنين مى‌دهد و خونهاى موجود در عروق رحم صرف تغذيه آن مى‌شود، در غير اين صورت، بر اثر پوسته پوسته شدن مخاط رحم، و شكافتن جدار رگها، خون موجود خارج مى‌شود و اين همان خون حيض است.(تفسیر نمونه ، ج 2 ،ص 139 ،  مکارم شیرازی، ناصر ، دار الکتب الاسلامیه ، تهران،  1374 )

در دانشنامه بریتانیکا هم مطالبی که مؤید این سخنان است وجود دارد .
در روایات جمع آوری شده در دانشنامهٔ احادیث پزشکی دربارهٔ تغذیهٔ جنین مطالبی وجود دارد :

1-الإمام عليّ عليه السلام و قَد سَأَلَهُ سَلمانُ عَن رِزقِ الوَلَدِ في بَطنِ اُمِّهِ فَقالَ : إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى حَبَسَ عَلَيهِ الحَيضَةَ فَجَعَلَها رِزقَهُ في بَطنِ اُمِّهِ.(من لا يحضره الفقيه، ج  ١ ، ص  ٩١ ، ح  ١٩٧ ، علل الشرائع، ص  ٢٩٢ ، ح  ١ ، بحار الأنوار، ج  ۶٠ ، ص  ٣۴١ ، ح  ٢١ )

امام على عليه السلام در پاسخ به پرسش سلمان درباره روزىِ كودك در شكم مادر : خداوند تبارك و تعالى خون حيض را براى وى در بدن زن، باز بداشت و روزى او را در شكم مادر از آن قرار داد.

2-المناقب عن محمّد الصَّيرَفِيّ و عبد الرحمن بن سالم: دَخَلَ ابنُ شُبرُمَةَ و أبو حَنيفَةَ عَلَى الصّادِقِ عليه السلام، فَقالَ لِأَبي حَنيفَةَ: . . . لِمَ لا تَحيضُ المَرأَةُ إذا حَبِلَت؟
قالَ: لا أدري.
قالَ: حَبَسَ اللّهُ الدَّمَ فَجَعَلَهُ غِذاءً لِلوَلَدِ.(المناقب لابن شهرآشوب، ج  ۴ ، ص  ٢۵٢ ، بحار الأنوار، ج  ۶٠ ، ص  ٣٣٣ ، ح  ١)


مناقب آل أبى طالب به نقل از محمّد صيرفى و عبد الرحمن بن سالم : ابن شُبْرُمَه و ابو حنيفه به حضور امام صادق عليه السلام رسيدند. امام عليه السلام از ابو حنيفه پرسيد: «چرا زن پس از باردار شدن، حيض نمى‌شود؟» .
گفت: نمى‌دانم.
فرمود: «خداوند، خون را [در بدن] باز داشته و آن را غذاى كودك قرار داده است» .


توضیح :
می دانیم که قطع شدن دوران قاعدگی فقط ناشی از بارداری نیست ، بلکه ممکن است ناشی از بیماری باشد ، در روایت هم علت قطع شدن دوران قاعدگی در زمان بارداری عنوان شده است . تنها چیزی که از رابطهٔ قاعدگی و بارداری در متون تاریخی قبل از اسلام یافتم :


به ‌نظر ارسطو ، تشكیل ‌شدن‌ جنین ‌ناشی‌ از اختلاط ‌منی‌ با خون‌ قاعدگی‌ زن ‌است‌. این‌ نظریه ‌تا حدود دو هزار سال‌ پذیرفته‌ بود .
(Keith L. Moore and T.V.N. Persaud, The developing human: clinically oriented embryology , [Philadelphia] 1998 p . 109)‌
در متون پزشکان مسلمان هم مباحثی وجود دارد :
ابن سینا در کتاب قانون خود می گوید :
زن باردار تقريبا دو ماه يا سه ماه خون حيضش بند آيد كه دو جهت دارد:
١ -تا تغذيۀ جنين از خون توليد شود.
٢ -اگر خون حيض روان شود، ممكن است جنين را بيرون اندازد.
جنين در نخستين مراحل تكوين-كه غذا مى‌خواهد-تا قريب به دو ماه يا سه ماه جسمى بسيار كوچك دارد و نيازمند غذاى زياد نيست، خونى كه در رحم جمع آمده است ما زاد بر غذاى بايستۀ جنين است. پس ما زاد زيادى در رحم و معده است و به مصرف نمى‌رسد و بيرون هم نمى‌رود، هرگاه جنين به چهارمين ماه مدّت زندگى در زهدان رسيد حتما به غذاى بيش از غذاى سابق نياز دارد، اين ما زاد خونى كه در رحم و معده جمع شده است به تدريج كاهش مى‌يابد و با كاهش خون ما زاد، اشتهاى تباه باردار نيز كاهش مى‌يابد، اشتهاى زن باردار را «ويار» مى‌نامند.(قانون ، ج 4 ، ص 98، ابن سینا، حسین بن عبد الله ، مترجم:شرفکندی، عبد الرحمن ،سروش ( انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) ، تهران ،  1389 )







92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-30-2015   #11 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

علم و دین "کرویت زمین ، قسمت اول"

ما در اینجا بدون ذکر طویل گفته ها ، نظرات را بررسی می کنیم و نتیجه خواهیم گرفت که کرویت زمین مورد تأیید مستقیم دین نیست و نمی تواند اعجاز محسوب شود . همینطور خواهیم گفت که متون دینی حتی تخت بودن زمین را نیز تأیید نمی کنند .در واقع آقای رضایی اصفهانی در کتاب پژوهشی در اعجاز علمی قرآن این مسأله را مطرح کرده و مفصل بررسی می کنند ، اما ما به طور خلاصه و با استفاده از منابع متعدد آن را مطرح می کنیم !


آیاتی از قرآن که برای مسألهٔ کرویت زمین استفاده شده است :
1-"ربّ المشرقین و ربّ المغربین " (الرحمن:17)
(او)پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر است.

2-"و أورثنا القوم الّذین کانوا یستضعفون مشارق الأرض و مغاربها..." (اعراف:137)
و (به آن گروهى که پیوسته تضعیف مى‌شدند)، [بخشهاى‌] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین‌] را به میراث عطا کردیم... .

3-"ربّ السّماوات و الأرض و ما بینهما و ربّ المشارق" (صافات:5)
(همان) پروردگار آسمان‌ها و زمین و آن‌چه بین آن دو است و پروردگار خاوران.


4-"فلا أقسم بربّ المشارق و المغارب إنّا لقادرون" (معارج:40)
و سوگند یاد می‌کنم به پروردگار خاوران و باختران!که قطعا ما تواناییم.


5-"یکوّر اللّیل علی النّهار و یکوّر النّهار علی اللّیل" (زمر:5)
شب را بر روز می‌پیچد و روز را بر شب می‌پیچد.

6-"و الأرض بعد ذلک دحاها" (نازعات : 30)
و بعد از آن ، زمین را گسترش داد .

بررسی

مشرق، اسم مکان است یعنى محل طلوع و پدیدار شدن و مغرِب، محل غروب و دور شدن . از آن جهت ، محل پدیدار شدن خورشید از دید زمین را مشرق و محل دور شدن آن را مغرب می نامند .(قرشی بنابی ، ج 4 : ص 18 و ج 5 : ص 91 )

در آیهٔ شمارهٔ 2 ، مشرق و مغرب در مورد ارض به کار رفته است ، اما در بقیهٔ موارد به طور مطلق به کار رفته است ، یعنی مشرق و مغرب فقط مخصوص زمین نیست ، بلکه از دیدگاه های مختلف (مثلاً در سیارات مختلف) می توان مشرق و مغرب چیزی را دید .

در مورد اشاره ی این آیات (در رابطه با کرویت زمین) چند احتمال وجود دارد :

1- می دانیم که به علت حرکات مختلف زمین و خورشید نسبت به هم ، محل و زمان غروب و طلوع خورشید از دیدگاه زمین همیشه ثابت نخواهد بود و طی روزهای سال ، زمان و مکان طلوع و غروب خورشید مقداری تغییر خواهد کرد ، فلذا از یک دیدگاه به تعداد روزهای سال ، طلوع و غروب متفاوت داریم ، این موضوع راجع به سایر دیدگاه ها (حرکت سیارات نسبت به هم) نیز صدق می کند ، یعنی می توان از دیدگاه های مختلف (اما مکان ثابت) ، مشرق و مغرب متفاوت داشت که با آیات شمارهٔ 2 و 4 می تواند مطابقت داشته باشد .

دربارهٔ این احتمال می توان در متون دینی شواهدی یافت :
حدّثنا محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید، قال: حدّثنا محمّد بن الحسن الصّفّار، عن العبّاس بن معروف، عن الحجّال، عن عبد اللّه بن أبی حمّاد یرفعه إلى أمیر المؤمنین علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ:بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ ، قال:لها ثلاثمائة و ستّون مشرقا، و ثلاثمائة و ستّون مغربا، فیومها الّذی تشرق فیه لا تعود فیه إلاّ من قابل، و یومها الّذی تغرب فیه لا تعود فیه إلاّ من قابل.
امیر المؤمنین-علیه السّلام-، درباره‌ى این فرموده‌ى خداى-عزّ و جلّ-: «خداوند مشرق‌ها و مغرب‌ها» ، فرمود: خورشید، سیصد و شصت مشرق [و طلوع]و سیصد و شصت مغرب [و غروب]دارد؛ زیرا روزى که خورشید در آن طلوع مى‌کند، طلوعى دیگر در آن ندارد، مگر در سال آینده، و روزى که در آن غروب مى‌کند، دیگر به آن برنمى‌گردد، جز در سال آینده.(ابن بابویه ، شیخی ، ج 1 : صص 376-377)

2- می دانیم به دلیل کرویت زمین و اختلاف افق ها، غروب خورشید در یک نقطه به معنای طلوع آن در نقطه ای دیگر از زمین است .این احتمال ، نسبی بودن مشرق و مغرب در مکان های مختلف را می رساند ، برعکس احتمال اول که مشرق ها و مغرب های مختلف از یک مکان را در نظر دارد . فلذا منظور از مشارق و مغارب در این آیات می تواند تعدد مشرق و مغرب برای زمین باشد .برای این احتمال از متون دینی نیز شواهدی را مطرح کرده اند :
سَعْدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ أَوْ غَیْرِهِ قَالَ: صَعِدْتُ مَرَّةً جَبَلَ أَبِی قُبَیْسٍ وَ النَّاسُ یُصَلُّونَ الْمَغْرِبَ فَرَأَیْتُ الشَّمْسَ لَمْ تَغِبْ إِنَّمَا تَوَارَتْ خَلْفَ الْجَبَلِ عَنِ النَّاسِ فَلَقِیتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَخْبَرْتُهُ بِذَلِکَ فَقَالَ لِی وَ لِمَ فَعَلْتَ ذَلِکَ بِئْسَ مَا صَنَعْتَ إِنَّمَا تُصَلِّیهَا إِذَا لَمْ تَرَهَا خَلْفَ جَبَلٍ غَابَتْ أَوْ غَارَتْ مَا لَمْ یُجَلِّلْهَا سَحَابٌ أَوْ ظُلَمٌ تُظِلُّهَا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ‏ مَشْرِقُکَ‏ وَ مَغْرِبُکَ وَ لَیْسَ عَلَى النَّاسِ أَنْ یَبْحَثُوا.

...در حالی که مردم نماز می خواندند از کوه ابوقبیس بالا رفتم و خورشید را دیدم که هنوز غروب نکرده است و فقط در پشت کوه، از دید مردم، پنهان گشته است. امام صادق-علیه السّلام-را دیدم و جریان را به ایشان گفتم. به من فرمود: «چرا چنین کارى را انجام دادى؟ کار بدى کردى! مردم وقتى خورشید را نمى‌بینند، نماز مى‌خوانند، چه در پشت کوه، غروب کرده باشد و یا فرو رود، درصورتى‌که ابرى یا تاریکى‌اى آن را نپوشانده باشد. همانا تو به مشرق و مغرب خودت، مکلّف هستى، و بر مردم، لازم نیست که تجسّس کنند» .(طوسی ، ج 2 ، ص 264)

از این روایت اینطور استفاده شده است که از دیدگاه هر کسی مشرق و مغربی هست ، فلذا مشرق ها و مغرب های متعددی را می توان در نظر گرفت .

فَأَمَّا مَا رَوَاهُ - اَلْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ قَالَ لِی: مَسُّوا بِالْمَغْرِبِ قَلِیلاً فَإِنَّ اَلشَّمْسَ تَغِیبُ مِنْ عِنْدِکُمْ قَبْلَ أَنْ تَغِیبَ مِنْ عِنْدِنَا.
امام صادق (علیه السلام) فرمود : کمى در مغرب تأمل کنید، زیرا که خورشید از نزد شما پنهان مى‌شود، پیش از آن‌که از ما غروب کند .(طوسی ، ج 2 ، ص 258)

در این روایت تفاوت زمان غروب در مکان های مختلف ، مورد اشاره است .
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُغِیرَةِ اَلْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی جَدِّیَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ عَنْ جَدِّهِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْمُغِیرَةِ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ صَحِبَنِی رَجُلٌ کَانَ یُمَسِّی بِالْمَغْرِبِ وَ یُغَلِّسُ بِالْفَجْرِ فَکُنْتُ أَنَا أُصَلِّی اَلْمَغْرِبَ إِذَا غَرَبَتِ اَلشَّمْسُ وَ أُصَلِّی اَلْفَجْرَ إِذَا اِسْتَبَانَ لِیَ اَلْفَجْرُ فَقَالَ لِیَ اَلرَّجُلُ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَصْنَعَ مِثْلَ مَا أَصْنَعُ فَإِنَّ اَلشَّمْسَ تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ قَبْلَنَا وَ تَغْرُبُ عَنَّا وَ هِیَ طَالِعَةٌ عَلَى آخَرِینَ بَعْدُ قَالَ فَقُلْتُ إِنَّمَا عَلَیْنَا أَنْ نُصَلِّیَ إِذَا وَجَبَتِ اَلشَّمْسُ عَنَّا وَ إِذَا طَلَعَ اَلْفَجْرُ عِنْدَنَا لَیْسَ عَلَیْنَا إِلاَّ ذَلِکَ وَ عَلَى أُولَئِکَ أَنْ یُصَلُّوا إِذَا غَرَبَتْ عَنْهُمْ .
عبید بن زراره گوید شنیدم امام ششم می فرمود :مردى با من همراه شد که نماز مغرب‏ را تا شب تأخیر میکرد و نماز فجر را در تاریکى می خواند من مغرب را به محض فرود شدن خورشید می خواندم و فجر را پس از روشنى سپیده .آن مرد به من گفت چرا مانند من عمل نمی کنى؟ آفتاب پیش از ما بر مردمى طلوع می کند و از ما که غروب کرد بر مردمى عیانست، گفتم به محض این که از دیده ما غروب کرد بر ما است که نماز بخوانیم و چون سپیده بر ما دمید باید نماز صبح بخوانیم این وظیفه ما است و بر آنان لازم است که نماز مغرب‏ را وقتى بخوانند که آفتاب از خود آنها غروب کند.(ابن بابویه ، سلطانی ، ج 1 ، ص 147)

این روایات هم نسبی بودن مشرق و مغرب در مکان های مختلف را می رساند .

اما آیا این متون به کروی بودن زمین اشاره می کنند ؟

این سلسله آیات در عین این‌که بر متعدد بودن محل طلوع و تابش آفتاب و محل غروب آن دلالت می‌کند،بر کروی بودن زمین نیز اشاره دارد،زیرا اگر زمین کروی باشد،طلوع و تابیدن آفتاب بر هر جزیی از اجزای کره زمین، مستلزم این خواهد بود که از جزء دیگر آن غروب بکند و در این صورت تعدد مشرق‌ها و مغرب‌ها بدون هیچ تکلّف و زحمتی،روشن می‌شود،ولی در صورت‌ غیر کروی بودن زمین،تعدّد مشرق‌ها و مغرب‌ها که از آیه استفاده می‌شود،قابل‌ درک و مفهوم نخواهد بود (خویی،ص 17).
اما باید توجه داشت ، همانطور که آقای رضایی اصفهانی در کتابشان اشاره کرده اند ، تعدد مشرق و مغرب الزاماً و مستقیماً کروی بودن زمین را نتیجه نمی دهد ، زمین هر شکل دیگری به جز سطح تخت بودن را داشت باز هم می توانست مشارق و مغارب بر آن صدق کند . تا اینجا تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که متون دینی بررسی شده (قرآن و روایات) با کرویت زمین تضادی ندارد . حال به بررسی دیگر آیات می پردازیم :
کور: پیچیدن و جمع کردن.
راغب میگوید: «کور الشّىء: ادارته و ضمّ بعضه الى بعض ککور العمامة» عبارت فیومى در مصباح چنین است:
«کار العمامة کورا: ادارها على رأسه» ایضا در مصباح و صحاح گفته: «کلّ دور کور» هر گردیدن کور است.
تکویر نیز به معنى پیچیدن است ، در اقرب الموارد هست: «کور العمامة على رأسه تکویرا: لفّها» .
...ناگفته نماند در کور و تکویر ، استداره و مدوّر بودن را قید کرده‌اند... (قرشی بنابی ، ج 6 ، ص 168).
"کورت" از ماده "تکویر" در اصل به معنى پیچیدن و جمع و جور کردن چیزى است (همچون پیچیدن عمامه بر سر) این مطلبى است که از کتب مختلف لغت و تفسیر استفاده مى شود، و گاه آن را به "افکندن " یا "تاریک شدن " چیزى گفته شده ، و به نظر مى رسد که این دو معنى نیز بازگشت به همان ریشه اول مى کند (مکارم شیرازی ، ج 26 ، ص 171) .

...اگر زمین کروی نباشد پیچاندن و گرداندن شب بر روز و روز بر شب معنی ندارد پس این آیه کریمه به خوبی و صراحت کرویت زمین را فهمانده است (شریعتی ، ص 48).
پس با توجه به موقعیت های مختلف و درک سیاق آیات ، کور می تواند معانی متفاوتی داشته باشد ، فلذا اگر زمین کروی هم نبود (به جز صفحه تخت بودن) باز هم پیچیده شدن شب بر روز بر آن صدق می کرد . زمین هر شکل دیگری به جز تخت بودن داشت باز هم "یکور اللیل علی النهار... " می توانست بر آن صدق کند و هیچ الزامی بر کروی بودن آن نیست ، تکویر ، بر در هم پیچیده شدن لباس ها در هم نیز صدق می کند . الزامی بر کروی یا دایره وار بودن این پیچیدن نیست .
همچنین در روایات می بینیم :
عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَطِیَّةَ قَالَ: ... فَخَلَقَ‏ مِنْ‏ ذَلِکَ‏ الزَّبَدِ أَرْضاً بَیْضَاءَ نَقِیَّةً لَیْسَ فِیهَا صَدْعٌ وَ لَا ثَقْبٌ وَ لَا صُعُودٌ وَ لَا هُبُوطٌ وَ لَا شَجَرَةٌ ثُمَّ طَوَاهَا... .

...از محمد بن عطیه گوید امام باقر (علیه السلام) فرمود: ... و از آن کف زمینى سپید و پاک آفرید که در آن ترک و سوراخ و بلندى و پستى و درخت نبود سپس آن را به هم پیچید... . (کلینی ، کمره ای ، ج 1 ، ص 189)
طی هم تقریباً به همان معناست .
منابع:
علاوه بر قرآن کریم
1-ابن بابویه ، محمد بن علی ،مترجم:سلطانی ، محمد علی ، امالی ( شیخ صدوق) ، ارمغان طوبی ،قم ،  1389  .
2-ابن بابویه ، محمد بن علی ، مترجم:شیخی ، حمیدرضا ، معانی الاخبار ،فکرآوران ، قم،  1389 .
3-بابایی ، احمد علی ، برگزیده تفسیر نمونه ، ج 10، دارالکتب الاسلامیه، تهران ، 1382 .
4-خویی ، سید ابوالقاسم ، البیان فی تفسیر القرآن ، دارالزهراء بیروت ، لبنان ، 1401 هـ ق،1981 م.
5- رضایی اصفهانی ، محمد علی ، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، انتشارات کتاب مبین ، قم ، 1381 ،چاپ سوم.
6-شریعتی ، محمد تقی ، تفسیر نوین ، دفتر فرهنگ اسلامی، تهران ،1353 .
7-طباطبایی ، محمد حسین ، المیزان فی تفسیر القرآن ، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه‌ علمیه ، قم ،1417 ق.
8-طوسی ،  محمد بن حسن ، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، دار الکتب الاسلامیه ، تهران .
9-قرشی بنابی ، علی اکبر ، قاموس قرآن ، دار الکتب الاسلامیه ، تهران .
10-کلینی ، محمد بن یعقوب ، مترجم : کمره‏ اى‏ ، الروضة من الکافی یا گلستان آل محمّد ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران .
مقالات:
بررسی اعجاز زیست شناختی قرآن ،عبدالزهرا جلالی ، مجلهٔ قرآن و علم، پاییز و زمستان 1389 ، شمارٔه 7 ،ص 16 .
اعجاز نجومی قرآن ،سید عیسی مسترحمه ، مجلهٔ قرآن و علم ،پاییز و زمستان 1389 ، شمارٔهٔ 7 ،ص 38 .


منبع

ويرايش توسط 92sa : 01-30-2015 در ساعت 11:29 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-14-2015   #12 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

دینی که رنسانس علیه آن قیام کرد و خط فکری و علمی دنیا را در جهت مقابل و مخالف آن ترسیم کرد، دین نبود؛ توهمات و خرافاتی بود با عنوان دین. دینِ کلیسایی قرون وسطایی، دین و معرفت دینی نبود. بدیهی بود که عقده ها و گره ها در ذهن دانشمندان و نخبگان و زبدگان فکری باقی بماند و برایش راه علاج های ضددینی و غیردینی پیدا کنند. لذا هنوز چگونگی کنار آمدن علم و دین برای آنها مسأله است؛ لیکن مسأله ی ما این نیست. در جهان بینی ما، علم از دل دین می جوشد و بهترین مشوق علم، دین است. دینی که ما می شناسیم، جهان بینی دینی یی که ما از قرآن می گیریم، تصویری که ما از آفرینش و از انسان و از ماوراءالطبیعه و از توحید و از مشیت الهی و از تقدیر و قضا و قدر داریم، با علم سازگار است؛ لذا تولیدکننده و تشویق کننده ی علم است. نمونه اش را شما در تاریخ نگاه کنید؛ ببینید حرکت علمی در قرون اولیه ی اسلام بر اثر تشویق اسلام آن چنان اوج گرفت که تا آن روز در دنیا بی سابقه بود - در همه ی زمینه ها - و علم و دین با هم آمیخته و ممزوج بود و دانش و تحقیق و فن در حد خود پیشرفت کرد.
رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای مد ظله العالی (لینک)
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-15-2015   #13 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
hbigdeli's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

علم و دین از نگاه استاد مطهری
  • چیستی دین
دین در لغت به معانی مختلف، از جمله به معنای عبادت ، انقیاد، خضوع ، فرمانبرداری، اطاعت، تسلیم، جزا و مکافات، شریعت، ملک، اسلام ، توحید، ورع، حکم و سیره، عادت و شأن، ذلت، قهر و غلبه و استعلاء، رفعت و سلطان، حساب، معصیت، رسم و قانون، آمده است.1 کلمه «دین» با شکل های مختلف ، 92 بار در قرآن کریم آمده که غالباً به معنی توحید و یگانگی ، حکم، اطاعت ، جزا و پاداش، حسابرسی، عادت و شریعت است.2
دین در اصطلاح نیز تعاریف گوناگونی دارد؛ چه آنکه دین از مفاهیم ماهوی نیست تا بتوان تعریفی حقیقی از آن ارائه کرد. استاد مطهری با بیان سه جهان بینی علمی ، فلسفی و دینی در تفسیر انسان از جهان، دین و مذهب را به یک معنا گرفته و در باب محتوای دین و چیستی آن ، از جهان بینی شروع می کند. وی جهان بینی را « شناخت» ؛ یعنی نوعی بینش عمیق درباره جهان که حیوانات فاقد آنند، دانسته و انسان را بر خلاف حیوانات که فقط جهان را احساس می کنند صاحب توانایی تفسیر جهان می داند و معتقد است همة دین ها ، آیین ها و مکتب ها و فلسفه های اجتماعی ، به یک نوع جهان بینی متکی بوده، به گونه ای که بایدها و نبایدها را تعیین می کند و مسؤولیت هایی را به وجود می آورد. پس جهان بینی زیرساز و تکیه گاه فکری مکتب به شمار می رود3 و جهان بینی مذهبی شامل جهان بینی علمی و فلسفی است ، مضاف بر اینکه از قداست(احترام معنوی و حرمت) نیز برخوردار است.4
باید پذیرفت که تعریف دین اگر ممتنع نباشد، دشوار است؛ زیرا دین پدیده ای پیچیده و برخوردار از ابعاد متنوع است. از این رو می توان با رویکردهای مختلف پدیدارشناسانه (Phenomenological)، روان شناسانه(Psychological)، جامعه شناسانه (Sociological)، طبیعت گرایانه (Nat uralistic)و …دین را تعریف کرد. اما همگی این تعاریف یا شامل اغیارند یا جامع افراد نیستند یا یکسونگرانه اند و یا با خوش بینی و بد بینی آمیخته اند. «جان هیک» می گوید: همه این تعاریف به نوعی «برساخته» اند؛ یعنی ابتدا در نظر می گیرند که این اصطلاح چه معنایی باید داشته باشد، سپس همان را به صورت یک تعریف بر آن بار می کنند.5 حاصل آنکه، در برخورد با اینگونه مفاهیم انتزاعی تنها باید مراد خود را از آن بیان کرد. مراد از «دین» در این نوشتار، مجموعه معارف برآمده از گزاره های دینی و مذهبی است. منظور از گزاره های دینی و مذهبی همان معارف و حقایق منزل از طریق وحی است که از راه کتاب و سنت به ما رسیده و شامل جهان بینی ، هستی شناسی، عقاید، احکام، اخلاق و امثال آن می شود.
چیستی علم
کلمة «علم» به معانی متفاوتی به کار برده می شود. گاهی « علم» را به معنای مطلق دانایی، دانش و معرفت به کار می برند. به این معنا، علم مجموع یافته های آدمی دربارة خود و جهان اطراف اوست که شامل «علوم مفهومی» و «علوم گزاره ای» اعم از حقیقی و اعتباری می شود. مطابق این معنا، اخلاق، دین، عرفان، تاریخ، سیاست، نجوم، فقه، بلاغت و لغت ، همه علم اند. در اینجا علم معادل Knowledge است و در برابر « جهل » قرار می گیرد. در این کاربرد، علوم عملی و نظری، حضوری و حصولی همه به طور یکسان علم خوانده می شوند. به نمودار زیر توجه شود:
حضوری
علم تصور
حصولی اعتباری
تصدیق متا فیزیکال
حقیقی علمی
غیر متافیزیکال
غیر علمی
hbigdeli آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-21-2015   #14 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

متن کامل کتاب ارزشمند رابطهٔ علم و دین نوشته ی علامه مصباح یزدی می تواند برای درک بهتر مسئلهٔ علم و دین ، معنا شناسی آن ، تاریخ ، نسبت های مفهومی و محتوایی علم و دین ، تأثیرات علم و دین و خدمات این دو به یکدیگر و مسئلهٔ تضاد بین این دو به علاقه مندان کمک کند .
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-17-2015   #15 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : علم و دین (Religion and Science)

قرآن و جنین شناسی

مقالات معتبری در این زمینه نوشته شده است :

1-جستاري در نظام آفرينش جنين در قرآن، واکاوي مرحله نخست رشد و تکامل جنين (لینک)
2-مراحل رشد جنين از منظر قرآن (لینک)
3-جايگاه و مدت استقرار جنين در رحم از ديدگاه قرآن، حديث، و علم جنين شناسي (لینک)
4-مقايسه مراحل تکامل جنين انسان از ديدگاه قرآن، حديث و علم جنين شناسي (لینک)
5-بررسي تطبيقي آيات مربوط به علقه با علم جنين شناسي (لینک)
6-نگاهي نو به پديده جنين شناسي در تفسير علمي آيات قرآن (لینک)
7-اعجاز علمی قرآن درباره رشد جنین (لینک)
8-اعجاز قرآن از لحاظ فیزیولوژی و جنین شناسی (1) (لینک)
9-اعجاز قرآن از لحاظ فیزیولوژی و جنین شناسی (2) (لینک)
10-شناختی از مفهوم ثم انشأناه خلقآ ءاخر و ارتباط آن با مراحل رشد جنین از نظر پزشکی (لینک)
11-دیدگاه قرآن درباره جنین انسان (لینک)
و ... .

کتاب
هایی که به این موضوع پرداخته اند :
قرآن و طب , محسن عباس نژاد
تفسیر نمونه , آیت الله العظمی مکارم شیرازی
مقایسه ای میان تورات , انجیل , قرآن و علم , موریس بوکای
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن , محمد علی رضایی اصفهانی
و ... .





ويرايش توسط 92sa : 04-17-2015 در ساعت 03:08 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:05 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.