نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-13-2014   #1 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
kaka-afshar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان
بسم الله الرحمن الرحیم

توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

نویسنده : علی کاکا افشار

مدتی است که یکی از اشخاصی که هیچ تحصیلاتی در دانش تاریخ و باستان شناسی ندارد و قبل از آن نیز هیچ سابقه ای در تاریخ نداشته اند ، کتابی به نام « اسکندر تاریخ ایران ، الکساندر یونانی نیست » نوشته اند که علاوه بر این که این کتاب سراسر پُر است از ... به هم چیدن توهمات برای یافتن شخصیتی مجهول در تاریخ ؛ این شخص برای پاسخ به سوزاندن اوستا توسط اسکندر مقدونی پسر فیلیپ ، به این فلسفه روی آورده اند که آن چه اسکندر سوزانده است اوستایی دروغین بوده است که شخصی که به دروغ خودش را پیامبر معرفی کرده بود آنرا نوشته بود (!) .
تفسیر های این شخص از دین زرتشت و شخصیت زرتشت مانند تفسیر های اشخاصی همچون رضا غیاث آبادی و پرویز رجبی و ناصر پورپیرار است .
در اینجا اندکی از سخنان این شخص را مرور خواهیم کرد :
پرنیان حامد :
وقتی نمی توانند برای زردشت و اوستا زمان و مکانی حتی با حدود 100 سال و 100 کیلومتر تقریب مشخص کنند و کار به هزاران سال و هزاران کیلومتر رسیده است عقل حکم می کند که اوستا یک مجموعه نوشتار و زردشت صفت اشخاصی است که در زمانهای متفاوت این مجموعه را کم کم نوشته اند و این مشخصات آنان است "من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم" هرکس سورای زرین و اشترای زرنشان دارد زردشت است، لاجرم به راحتی می توانیم تاریخ های مختلفی که برای زردشت ها داده شده را بپذیریم، اولین زردشت ها روی تاریخ ایران و خود اوستا مشخص شده اند.
.بزسپ (بوذاسپ)** در ایام تهمورث بیرون آمد و دین صابیان آورد و تهمورث دین پذیرفت و زنار بست و آفتاب پرستید.
این اولین زردشت است به استناد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی با شاهزاده سیزارتای هند (بودا) یکی نیست دو نفرند از دیدگاه زمانی هم همین است یک نفر نیستند. محل او هند مشخص شده نه اریابهارات.
مرز های هند باستان را در سوال بالا مشخص کردم "شما یک نقشه جغرافی بردارید (همین الان روی نقشه مکتوب است) همان نامهای هند آباد (اردکان) ببرید هندودر (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام) زیران را هم نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سر مرز چم هندی (موسیان) و.... "
ظهور او قبل از طوفان است و محل او به احتمال هشتاد درصد سند های کنار هم چیده شده در دست من جیرفت کرمان است {آیین زردشتی، فرقه میترایی (دیویسنا)}
کدامین کس بود که تو دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودی.
جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کردم و آنگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم. پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.
جمشید نماد دومین زردشت است بعد از طوفان است نماد مهاجرت مردم جیرفت به جنوب بین النهرین است که به آنان سومریان می گویند محل او حدود خوزستان، هندیجان ایران و اور است با وجود آنچه زیر آن برای شما خط کشیدم و توضیح خواهم داد {آیین زردشتی ، فرقه میترایی (دیویسنا)}
مهر : جمشید در اوستا سه فره دارد یکی از آنان فره خدایی – موبدی است که به مهر میرسد, فره شاهی به فریدون و فره پهلوانی و جنگ آوری به گرشاسپ می رسد.
در نوشته های مانوی که در غار تورفان کشف شده اند آمده است :
مهر فرستاده بزرگ ایزدان آورنده کیش برگزیدگان است.
و این نشان آن است که مهر شخص است و پیامبر بوده است {آیین زردشتی، فرقه میترایی (دیویسنا)}
xantus زمان زردشت را 600 یا 6000 سال قبل از لشکر کشی خشایارشا به یونان می داند.
شاگردان افلاطون زردشت را 6000 سال قبل از وفات افلاطون و 5000 سال قبل از جنگ ترویا می دانند.
بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند.
poiphyrius زردشت را استاد فیثاغورث می داند.
Ktesias زردشت را معاصر پادشاه آشور نینوس و زنش سمیرامس میداند.
لیست زردشتان بالا یکی نبودن زردشت را تایید می کند و این زردشتان از بوداسپ تا قبل از زردشت زمان گشتاسپ مروج مذهب میترایی بوده اند.
ارادیف نامه و زاتسپرم تولد زردشت را 300سال قبل از اسکندر می دانند. بندهش 258 سال قبل از اسکندر مسعودی و ابوریحان بیرونی 258سال قبل از اسکندر می دانند. {آیین زردشتی ، فرقه مزدایی (مزدیسنا)}
و این شماره 9 شخصی است که در آیین زردشتی فرقه دوم ایجاد کرده است مردم را مجبور کرده است بر ضد آیین اجدادشان قسم بخورند.
به خشنودی اهورامزدا اشم و هو .... (3بار) من اقرار دارم که زردشتی و مزدا کیش هستم دین من آیین اهورا است و دشمن دیوها می باشم.
هر کس از ایران رد شد گفته های او را سوزاند باز روی سنگ نوشتند توی آب انداختند در ایران انقلاب شد جمهوری شد باز ساسانیان آمدند این گفته های او را به اوستای اصلی مخلوط کردند یک چنین اصطلاحاتی"اهوره مزدا" را به آن اضافه کردند بازنویسی کردند شما در شروع وندیداد دقت کنید. تا آنجا که اهورا به جمشید دستور ساخت ور را می دهد سخن منطقی و همه چیز درست است از آنجا که نوشته "زردشت من اهورامزدا" الحاقی است که باعث شده ورجمکرد که تا این لحظه یک کشتی بود تبدیل به زیر زمین شود (کدام دیوانه ای از سیل و طوفان به زیر زمین پناه می برد؟)
به هر تقدیر مورخین بعدی هم چون طبری و بیرونی او را دوست نداشتند طبری حتی تاکید کرده "ادعای پیامبری به دروغ کرد" فردوسی هم یک کلام در باره او ننوشته، نوشته دقیقی نوشته بود من عینا در شاهنامه کپی می کنم آنچه حساب سالهای تاریخ ایران و اسناد من نشان می دهد بین 36 ای 15 سال قبل از کوروش کبیر بوده است و مهاجری به دربار شاه ایران به حدود موصل تا آذربایجان امروزی و تصور می کنم این باید همان اختلافات مذهبی باشد که بر لوح بابلی نبونبد مکتوب است.
یک بار دیگر و در اینجا نیز از موبد موبدان ایران تقاضا دارم، هر دو کیش آیین زردشتی (دیویسنا dieu و مزدیسنا mazd ) را چون شیعه و سنی در ایران آزاد اعلام کنند، و به هموطنان زردشتی کشورم این آزادی را بدهند که خودشان انتخاب کنند.



حال در اینجا ... دانه به دانه پاسخ خواهیم داد .
پرنیان حامد :
وقتی نمی توانند برای زردشت و اوستا زمان و مکانی حتی با حدود 100 سال و 100 کیلومتر تقریب مشخص کنند و کار به هزاران سال و هزاران کیلومتر رسیده است عقل حکم می کند که اوستا یک مجموعه نوشتار و زردشت صفت اشخاصی است که در زمانهای متفاوت این مجموعه را کم کم نوشته اند

بر خلاف سخنان این شخص ، برای زمان زرتشت و نوشتن اوستا نیز زمان های دقیق مشاهده می شده می شود . در متن های پارسی میانه به این موضوع به خوبی اشاره شده است .
طبق ارداویراز نامه فاصله زمانی زرتشت تا اسکندر مقدونی 300 سال بوده است .

ارداویراز نامه ، فرگرد 1 ، بند 1-3 :
[ 1 چنین گویند که یکبار اهلو زرتشت دینی را که پذیرفته بود در جهان رواج داد 2 تا پایان سیصد سال دین در پاکی و مردم در بی گمانی بودند 3 پس گجسته گنامینو دروند برای این که مردمان به این دین شک کنند ، گجسته الکسندر رومی مصر نشین را گمراه کرد که با ستم گران و نبرد و بیماری به ایرانشهر آمد ] .
رک به :
ارداویراف نامه ، متن پهلوی ، حرف نویسی ، آوانویسی ، ترجمه متن پهلوی ، واژه نامه فیلیپ ژینیو ؛ ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار ._ [ ویرایش 2 ] ._ تهران : معین : انجمن ایران شناسی فرانسه ، 1382 ، ص 41 .

در متن پهلوی بندهش ( = زند آگاهی ) نیز فاصله میان زمانی که گشتاسپ دین زرتشت را می پذیرد تا پایان زمان پادشاهی دارای دارایان ( = داریوش سوم ) ؛ جمعا 258 سال است .

بندهش ، بخش بیست و دوم :
[ گشتاسپ شاه پس از پذیرفتن دین ، نود سال ، بهمن پسر اسفندیار ، یکصد و دوازده سال ، همایِ بهمن دخت سی سال ، دارای چهر آزادان که بهمن است ، 12 سال ، دارای دارایان 14 سال ، اسکندر رومی چهارده سال ] .
رک به :
بندهش / فرنبغ دادگی ، گزارنده مهرداد بهار . - تهران : توس ، 1378 ، ص 156 .

اعداد گفته شده را اکنون جمع می کنیم :
90 + 112 + 30 + 12 + 14 = 258 .

درباره اختلاف میان 300 سال و 258 سال در میان پژوهشگران بزرگ دنیا بحث های زیادی رخ داده است . از میان این سخنان ؛ گفته های دیاکونوف در تاریخ ماد بسیار علمی تر است که زمان به پیامبری رسیدن زرتشت را در 42 سالگی دانسته و از این زمان تا 258 سال بعد ، جمعا به 300 سال می رسیده است .
تاریخ به پیامبری رسیدن زرتشت نیز به استناد متن پهلوی « ماه فروردین روز خرداد » در فروردین ماه ، و روز خرداد که برابر با نوروز بوده است . این روز برابر است با ششم فروردین ماه ؛ در این متن آمده است :
ماه فروردین روز خرداد ، بند 24 :
[ 24 - در ماه فروردین روز خرداد ، زرتشت اسپیتمان به بینش و همپرسگی هرمزد خدای رسید ] .
رک به :
متن هایِ پهلوی ، گرد آوریده جاماسپ جی منوچهر جی جاماسپ آسانا ؛ پژوهش سعید عریان ، تهران : نشر علمی 1391 ، ص 118 .

حال بسیار مشخص است که برای زرتشت زمان های دقیق در متن های باستانی آمده است بر خلاف گفته های این خانم .
همچنین این ادعا که " اوستا در زمان های مختلف نوشته شده " به بعد از تاریخ زرتشت سپنتمان بر می گردد و نه به قبل از آن .

پرنیان حامد :
و این مشخصات آنان است "من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم" هرکس سورای زرین و اشترای زرنشان دارد زردشت است، لاجرم به راحتی می توانیم تاریخ های مختلفی که برای زردشت ها داده شده را بپذیریم، اولین زردشت ها روی تاریخ ایران و خود اوستا مشخص شده اند.

این خانم جاعل که هنوز خود متن وندیداد را هم کامل نخوانده اَند چه برسد به متون پهلوی و زرتشتی دیگر ؛ با حیله سعی دارند بگویند هر کس که سورای زرین و اشترای زر نشان دارد زرتشت است و جمشید را سعی دارند که زرتشت معرفی کنند ؛ در حالی هیچ متن زرتشتی همچین سخنی را تایید نمی کند . حتی به استناد خود وندیداد نیز جمشید از پیامبر بودن سر باز می زند و پادشاهی را قبول می کند .
به مطالب وندیداد ، فرگرد 2 ، بخش 1 ، بند 1-8 رجوع می کنیم که در آن مشاهده می شود که جمشید از پذیرفتن پیامبری عذر می خواهد و پادشاهی را بر می گزیند :
[ 1
زرتشت از اهوره مزدا پرسید :
ای اهوره مزدا ! ای سپندترین مینو ! ای دادار جهان اَستومَند ! ای اَشَوَن !
تو - که اهوره مزدایی - جز من - که زرتشتم - نخست با کدام یک از مردمان، همپرسگی کردی ؟
کدامین کس بود که تو دین اهوره و زرتشت را بدو فراز نمودی ؟

2
اهوره مزدا پاسخ گفت :
ای زرتشت اشون !
جم هور چهر خوب رمه، نخستین کس از مردمان بود که پیش از تو - زرتشت - من - اهوره مزدا - با او همپرسگی کردم و آنگاه دین اهوره و زرتشت را بدو فراز نمودم.

3
ای زرتشت !
پس من - که اهوره مزدایم - او را گفتم :
هان این جم هورچهر، پسر ویَونگهان !
تو دین آگاه و دین بردار من [ در جهان ] باش.
ای زرتشت !
آنگاه جم هورچهر، مرا پاسخ گفت :
من زاده و آموخته نشده ام که دین آگاه و دین بردار تو [ در جهان ] باشم.

4
ای زرتشت !
آگاه من - که اهوره مزدایم - او را گفتم :
ای جم !
اگر دین آگاهی و دین برداری را از من نپذیری، پس جهان مرا فراخی بخش؛ پس جهان مرا ببالان و به نگاهداری [ جهانیان ] سالار و نگاهبان آن باش.

5
ای زرتشت !
آنگاه جم هورچهر، مرا پاسخ گفت :
من جهان تو را فراخی بخشم. من جهان تو را ببالانم و به نگاهداری [ جهانیان ] سالار و نگاهبان آن باشم.
به شهریاری من، نه باد سرد باشد، نه [ باد ] گرم، نه بیماری و نه مرگ.

6
پس من - که اهوره مزدایم - او را دو زین بخشیدم : «سوورا»ی زرین و «اشتر»ی زرنشان.(1)

7
[ اینک ] جم، برنده ی شهریاری است !

8
آنگاه به شهریاری جم، سیصد زمستان بسر آمد و این زمین پر شد از رمه ها و ستوران و مردمان و سگان و پرندگان و آتشان سرخ سوزان؛ و رمه ها و ستوران و مردمان، بر این [ زمین ] جای نیافتند.
] .
رک به :
وندیداد ، گزارش ابراهیم پورداود

حال مشاهده نمودیم که اهورامزدا پس پادشاه کردن جمشید ، به او سوورا ی زرین و اشتر زرنشان را می بخشد که هیچ ارتباطی با پیامبر کردن جمشید نداشته و ندارد .
آن چه که بسیار جالب است این است که جمشید در متن های زرتشتی ، شخصیتی دوزخی است و پیامبر نشان دادن وی تنها در خیالات خانم پرنیان حامد دیده می شود ! دوزخی بودن جمشید را در ادامه خواهیم خواند .
پرنیان حامد :
بزسپ (بوذاسپ)** در ایام تهمورث بیرون آمد و دین صابیان آورد و تهمورث دین پذیرفت و زنار بست و آفتاب پرستید.
این اولین زردشت است به استناد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی با شاهزاده سیزارتای هند (بودا) یکی نیست دو نفرند از دیدگاه زمانی هم همین است یک نفر نیستند. محل او هند مشخص شده نه اریابهارات.

نخست این که در هیچ تاریخ و سند باستان شناسی هیچ نشانی از شخصیتی به نام بودیستوه ( = بوذاسف ) در زمان طهومرث وجود ندارد و خود طهمورث نیز پادشاهی افسانه ای است و نه تاریخی .
حال آیا هر کس که خورشید را بپرستد ، یعنی میترا پرست است ؟ در این صورت آشوریان و بابلیان به خاطر داشتن ایزد شمش و یونانیان به خاطر داشتن ایزد هلیوس و عیلامیان به خاطر داشتن ایزد نهونته و دیگر اقوام باستانی که خورشید را می پرستیدند ؛ را می توان میترا گرا نامید ؟ مسلما خیر .
پروفسور شمس الدین گون آلتای استاد تاریخ دانشگاه آنکارا در مورد ایزد خورشید در میان عیلامیان می نویسد :
[ در دین عیلام خدایان متعددی دیده می شود . نام عده ای از این خدایان به خط پندار نگاری اکدی ( Akad Ideogram ) نوشته شده که فقط نقش آن ها را روشن می سازد و اسامی آن ها در زبان عیلامی مشخص نشده . به طور مثال در پندار نگاری اکدی رب النوع آفتاب شاماش Shamash نامیده می شود . طبیعی است که مقابل این کلمه در عیلامی چیز دیگری است . محتمل است عیلامیان این پندار نگاری را نهونت Nahhunte تلفظ می کرده اند . نهونت خدای روشنایی و در عین حال عدالت شناخته می شد ] .
رک به :
تمدن و فرهنگ عیلام ، پروفسور م . شمس الدین گون آلتای ، ترجمه / دکتر داود اصفهانیان ، مجله وحید ، شماره سوم - دوره دهم ، صص 307-323 ، ص 315 .

حال به گفته این خانم ، هند باستان در خوزستان است ! در حالی که هیچ نشانی از میترا پرستی میان عیلامیان دیده نمی شود زیرا خدایان بزرگ عیلامی که دو خدا بوده اند و بر سایر خدایان برتری داشته اند ، یکی هوبان Huban و دیگری اینشوشیناک Inshushinak بوده اند .
اما آیا بنا بر گفته های این خانم ؛ هند باستان در خوزستان و برابر با هندیجان بوده است ؟
پاسخ این سوال خیر است ؛ زیرا رود سند نیز در هندوستان امروزی است و اسناد پهلوی نیز این موضوع را تایید می کند . اما این که نام هندیجان به هند نامیده می شده است به این دلیل است که نام باستانی این مکان ؛ اندیگان بوده است که مسلما با سرزمین هند Hindistan هیچ ارتباطی نداشته است . زیرا اسکندر مقدونی وقتی به هندوستان لشگرکشی نمود ، با فیل های لشگر پوروس روبرو شد . در حالی که به هیچ وجه حیوانی به نام فیل در خوزستان وجود نداشته است و همچین اقوامی مانند برهمن ها نیز هیچ زمانی در خوزستان سکنی نداشته اند در حالی که اسکندر با این قوم در هندوستان روبرو شده بود و رودی که الکساندر در هندوستان از آن عبور کرد طبق نوشته های یونانیان هیفاز نام داشته است که این نام در سنسکریت ویپاسا Vipasa نامیده می شود که رودی است در هندوستان امروزی .
موضوعی که این خانم زیاد روی آن مانور می دهند این است که نام باستانی هندوستان ؛ آریاورته بوده است . در حالی که این منطقه به تمام مناطق هندوستان گفته نمی شده است و به منطقه میان هیمالیا و ویندهیه ( = هند ) گفته می شده است .
[ کلهنه در کتاب « وقایع کشمیر » در حدود اواخر قرن نهم میلادی از پادشاهی به نام توروثکه در جنوب قلمروی لالیه شاه قندهار یاد کرده است . مولف موقعیت وی را بین پادشاهان درده در شمال و توروثکه در جنوب و آریاورته بین هیمالیا و ویندهیه Windhja مقایسه می کند ] .
رک به :
ایرانشهر در جغرافیای بطلیموس ، یوزف مارکورات ، مترجم / مریم میر احمدی ، انتشارات طهوری ،ص 162 .
نام رودخانه سند که با منطقه سند ( = هند ) ریشه دارد ، در اسناد چینی « سین - تو » نامیده شده است . چنانچه پروفسور یوزف مارکورات در این باره به نقل از منابع چینی می نویسد :
[ گزارش کتاب زندگی و سفر هیون - تسونگ در اینجا کاملا از گزارش سفرنامه هوآن - چوآنگ متمایز می شود ، بدین ترتیب که در کتاب هیون - تسانگ آنان از « ات - یون - ته » ، از قسمت شرقی سفر کردند ، و پس از طی 700 لی ، دوباره به قلمروی « سین - تو » رسیدند در حالی که در سفرنامه آمده است که او پس از عبور از رود هند و طی 900 لی در سمت شرقی ساحل رود از قلمروی حکومت « مو - لو - سان - پو - لو » ( = مولتان ) عبور کرد و پس از طی 700 لی دیگر ، به قلمرو شاهی « پو - فات - تو - لو » رسید ] .
رک به :
ایرانشهر در جغرافیای بطلیموس ، یوزف مارکورات ، مترجم / مریم میر احمدی ، انتشارات طهوری ،ص 177 و 178 .

علاوه بر این اسناد نیز هندوستانی که مانی به آن سفر می کند نیز هند امروزی بوده است چنانچه در نسخه بونانی زندگی نامه وی ، در راه سفر به هند ، وی در بندی در فارس اطراق کرده است و بدین صورت هند نمی توانسته است هندیجان باشد .

[ رهسپار شدن مانی به هند
گزاره گر دیگر
( مانی گوید که به بندرِ فرات رفته است ) ... کسی بود ...
در فرات به نام اُگیاس ، مردی که به خاطرِ نفوذ و دسترسش بر مردانی که او رهبرشان بود (؟) ، پُر آوازه بود . من دیدم که چگونه بازرگانی که می خواستند با کشتی به سوی پارس ها و هندی ها بروند ، کالاهایشان را مهر می کردند ، اما تا او به عرشه نیامد ، به دریا ... چون اُگیاس (؟) ... سپس وی
( برگ های 142 تا 144 دست نویس یونانی )
اُگیاس به من پاسخ داد : می خواهم سوار کشتی شوم و به سوی هندی ها رهسپار گردم ، با این کار من به دست می آورم ... اما من به او گفتم : من ...
این جای متن این دست نویس کهن چنان شکسته و تکه تکه است که بازخوانی هیچ کدام از واژه ها دیگر سود بخش نتواند بود . در هیچ کجا متنی ادامه یابنده دیده نمی شود . گویا مانی و پاتیکیوس در رهسپاری شان به هند در اطراقی در بندری در فارس با یک مبلغ مانی گرا که شاید از ارمنستان می آمده ، برخورد و دیدار کرده باشند ، دربارۀ ایستادن مانی در هند کمابیش هیچ چیزی دستگیرمان نمی شود . در این جا تنها سخن از ادامۀ خواربار است . یک بار دیگر دوقلو پدیدار می شود و مانی را به بازگشت به بابل فرا می خواند . در این بخش متن چنین آمده :
چون اردشیر ، پدر شاپور شاه در سالی که من 25 سالم بود ، در گذشت ، آن دو قلوی بسیار با شکوه بر من پدیدار شد و مرا به کاخِ پارس فرستاد تا (؟) شاه (؟) اندوهناک (؟) را و امیران و دوستان (؟) در کاخ گرد آمده را توان بخشم (؟) . سپس سوی (؟) ... به کاخ
( برگ های 144 تا 164 دست نویس یونانی ) ]
رک به :
در جستجوی دینی گمشده ( دین مانی ) / کورنلیا رومر / ژوزف زودبراک ، مترجم : امیر حسین اکبری شالچی ، تهران ، پازینه ، 1387 ، برگۀ 69-70

حال دیگر با چه سندی ایشان هندوستان باستانی را هندیجان می دانند ؟ این تنها شباهت لغتی است که واژه اندیگان به مرور به هندیگان = هندیجان و سپس هند تبدیل شده است و نه این که هند باستان در هندیجان بوده باشد !
نام اندیگان در کتیبه های ساسانی نیز به کرات از هندوستان جدا بوده است .
املای واژه هندوستان کنونی در کتیبه شاهپور اول در کتیبه کعبه زرتشت šKZ.Prth :
[ tūrān , makūrān , pāradān , hindistān , kušhān-šahr ... ] .
... توران ، مکران ، پارده ، هندوستان ، کوشان شهر ... ( بند 2 کتیبه ) .
همچنین نام اندیگان نیز در این کتیبه با املای دیگری آمده است :
[ narsih andīgān ] .
نرسی فرمانروای اندیجان ( بند 25 کتیبه ) .
رک به :
راهنمای کتیبه های ایرانی میانه پهلوی - پارتی / پژوهش سعید عریان ، تهران : نشر علمی ، 1392 ، ص 65 و 69 و 70 و 73 .
دکتر سعید عریان منطقه اندیجان را منطقه ای در شمال شرقی خلیج فارس ، در حال حاضر ناحیه فارس و خوزستان می دانند که برابر می شود با هندیجان امروزی .
رک به :
Fraye , Richard , Nelson , 1984 , the history of ancient iran , Munchen Ghilain , A . 1939 , Essai sur la langue parthe,louvian , p. 375

با تمامی این نمونه از اسناد ، ثابت شد که هیچ زمانی خوزستان با هند باستانی که رود سند در آن جریان داشته است ، برابر نبوده است .

پرنیان حامد : ظهور او قبل از طوفان است و محل او به احتمال هشتاد درصد سند های کنار هم چیده شده در دست من جیرفت کرمان است {آیین زردشتی، فرقه میترایی (دیویسنا)}
کدامین کس بود که تو دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودی.
جم خوب چهر خوب رمه نخستین کسی از مردمان بود که پیش از تو زردشت من اهوره مزدا با او همپرسگی کردم و آنگاه دین اهوره و زردشت را بدو فرا نمودم. پس من به او سوورای زرین و اشترای زرنشان بخشیدم.
جمشید نماد دومین زردشت است بعد از طوفان است نماد مهاجرت مردم جیرفت به جنوب بین النهرین است که به آنان سومریان می گویند محل او حدود خوزستان، هندیجان ایران و اور است با وجود آنچه زیر آن برای شما خط کشیدم و توضیح خواهم داد {آیین زردشتی ، فرقه میترایی (دیویسنا)}

با تمامی این نمونه از اسناد ، ثابت شد هیچ شخصیتی در تاریخ به نام « بودا » در زمانی که ایشان تراشیده اند وجود نداشته است و نوشته های مورخین دوران اسلامی همیشه درهم و گنگ است و نمونه های آن زیاد دیده می شود مانند شخصیتی به بخت نرسی که وجود خارجی نداشته است و یا آن چه در تواریخ اسلامی در مورد کوروش هخامنشی می خوانیم که بسیار مشوش و نادرست نوشته شده اَند . لذا برای تاریخ های کهن نمی توانیم به این تواریخ اعتماد داشته باشیم .

این خانم باز در پی جعل تاریخ هستند و خود متن وندیداد را هم کامل نخوانده اند و تنها در فکر کتاب بیرون دادن بوده اند . در خود وندیداد هم جمشید از قبول پیامبری سر باز می زند :
پس من - که اهوره مزدایم - او را گفتم :
هان این جم هورچهر، پسر ویَونگهان !
تو دین آگاه و دین بردار من [ در جهان ] باش.
ای زرتشت !
آنگاه جم هورچهر، مرا پاسخ گفت :
من زاده و آموخته نشده ام که دین آگاه و دین بردار تو [ در جهان ] باشم.


در کتاب دینکرد از شخصیت جمشید به عنوان نخستین کسی که با اهورامزدا پرسش و پاسخ داشته است یاد شده است ولی نه به عنوان پیامبر بودن وی .
رک به :
دینکرد ، کتاب سوم ( دفتر اول ) ، آراستاری ، آوانویسی ، یادداشت ها و ترجمه / مترجم فریدون فضیلت _ تهران : فرهنگ دهخدا ، 1381 ، ص 26 .

آن چه که بررسی آن بسیار جالب است که در متن های زرتشتی ، شخصیت جمشید بسیار نکوهیده شده است که تنها به خاطر توبه کردن وی از گناهانش ، اهورامزدا او را میامرزد و او را از دوزخ آزاد می سازد ! حال این شخص چگونه می توانسته است پیامبر باشد ؟!

سد در بندهش ، فرگرد 31 :
[ 1 - اندر دین پیداست که پتت ( = توبه ) کردن چنان قیمت ارجمند است که زراتشت اسپنتمان چون به هم پرسۀ دادار اورمزد بود گفت روان آن کس می باید که بینم که در جهان هیچ کس چون خویشتن نشناخت به ظلمت و حشمت 2 - پس ایزد تعالی از نیمۀ دوزخ روان جمشید بخواست 3 - چون می آمد به زانوی می رفت مانند کسی که مبتلا باشد و پای ندارد و جامه دریده و کهنه و خرقه پوشیده داشت 4 - و چون امشاسپندان را بدید از شرم امشاسپندان به گوشه ای به نشست به اندوه کن درمانده 5 - پس زراتشت اسپنتمان پرسید که این روان کیست چنین شرمسار و اندوه کن و درمانده و بدرین بیدزمی و متحیری و بیچارگی 6 - دادار اورمزد گفت این روان جمشید ویونگهان است که من این دین که تو در جهان روا خواهی کردن بدو نمودم نپذیرفتی و در خویشتن تکبر آوردی و به گفتار دیوان فریفته شد و گفت آسمان و زمین و ماه و ستاره و هر چه در گیتی هست من داده و آفریدگار همه منم 7 - نه آن که او را این قدرت توانست بودن که از وی پرسیدمی که ایزد تعالی این چیز ها چگونه داد هم ندانستی گفتن 8 - چون این سخن محال گفت و بیاندیشید ورج و خورۀ کیان از وی بشد به دست ضحاک کویف کشته شد 9 - روان بدین صفتست که تو می بینی 10 - و از همه چیز ها که در عالم کرد هیچ بد تر از آن نبود که دین بدو نمودم و گفتم در جهان روا بکن و نکرد .
11 - چون جمشید این سخن ها بشنید زراتشت اسپنتمان را گفت از گفتار دیوان پرهیز و خویشتن نگاه دار و دین بپذیر و در جهان روا بکن چه از همه کار ها این بهتر است 12 - ایزد تعالی اول این دین به من نمود و فرستاد و من از فریفتگی و نادانی که بودم نشنیدم و دین نپذیرفتم و آن که می بایست که دانا تر باشم به گفتار دیوان فریفته شدم و به راه دیوان ایستادم و گفتم عالم و خلایق و هر چه در عالم است من دادم تا خوره و پادشاهی از من بشد و تیره به هلاک و روان به دست دیوان افتاد و گرفتار شد 13 - و گفت زراتشت تو را اندرز می کنم که نه به تنگی و نه به فراخی و نه در آن وقت که بیم و ترس باشی و نه آن وقت که در مال و نعمت دین از یاد باز مکن و سخت دار و از دست مگذار تا درین نمانی که من مانده ام که عالم بر پای مانده است از بهر دین مانده است 14 - و اگر نه آدمی آدمی را بخوردی راه ها مقطع شدی و کشت و ورز و آبادانی برخاستی و اهریمن دیوان بر جهان مسلط شدندی و عالم نیست و ظلم کردی و پادشاه نبودی 15 - چه دین در شاه بسته است و پادشاه در دین 16 - چه هر پادشاهی که دین ندارد و به ظلم کردن مشغول شود پس پادشاهی پاینده نبودی و دین در قوت پادشاه تواند شدن 17 - این دو قوت است که اگر یک ساعت عالم به یکی نباشد عالم زیر و زبر شود 18 - چون جمشید این سخن بگفت و از گناه که او را جسته بود پتت کرد و تجریر و تشویر و پشیمانی خورد بر آن گناه ها خویشتن مقر آمد ایزد تعالی او را بیامرزید و از آن رنج و بلا برهانید و پادشاهی همیستانی بدو داد از سبب آن که گناه او را جسته بود پتت کرد ] .
رک به :
Saddar Nasr and Saddar Bundehesh , ed , Ervad Bamanji Nasarvanji Dhabar , M.A .1909 . p. 99-100

این هم مشخصات جمشید ، پیامبر میترایی ها !

پرنیان حامد :
مهر : جمشید در اوستا سه فره دارد یکی از آنان فره خدایی – موبدی است که به مهر میرسد, فره شاهی به فریدون و فره پهلوانی و جنگ آوری به گرشاسپ می رسد.
در نوشته های مانوی که در غار تورفان کشف شده اند آمده است :
مهر فرستاده بزرگ ایزدان آورنده کیش برگزیدگان است.
و این نشان آن است که مهر شخص است و پیامبر بوده است {آیین زردشتی، فرقه میترایی (دیویسنا)}

بسیار شگفت آور است که میترا ، این ایزد هندو اروپایی چگونه می تواند یک انسان بشود ؟
ایزد میترا در ریگ ودا به عنوان یکی از خدایان هندواروپایی شناخته می شود . کهن ترین سندی که نام میترا در آن مشاهده می شود در لوح بغاز گه ای است که در آن نجبای میتانی به ایزدان هندواروپایی از جمله میترا سوگند یاد کرده اند .
مرحوم مشیرالدوله در این رابطه می نویسد :
[ راجع به مذهب آریان های ایرانی باید در نظر داشت که مدت ها مذهب آن ها با مذهب هندی ها یکی بوده چنان که به زبان واحدی هم تکلم می کردند ولی در قرون بعد جدایی مذهبی بین آن ها روی داد ، کی این جدایی روی داده محققا معلوم نیست ولی از کتیبه ای که در بغاز گه ای در آسیای صغیر به دست آمده و تاریخ آن تقریبا از 1350 ق.م است استنباط می شود که در این زمان جدایی هنوز رخ نداده ... ] .
رک به :
تاریخ کامل ایران ، قبل از اسلام / حسن پیرنیا . بعد از اسلام / عباس اقبال آشتیانی ، دوره پهلوی ، پرویز بابایی ، تهران : انتشارات نگاه ، 1385 ، ص 31 .

مشکلی که نوشته های این خانم بسیار به چشم می خورد ، عدم رفرنس دادن درست است . همیشه نمی توان منابع ایشان را دانست که از چه بنمایه ای است ؟
برای همین مشخص نیست که در کدام سند مانوی از ایزد میترا به عنوان انسان یاد شده است ؟ تنها شادروان مهرداد بهار در کتاب پژوهشی در اساطیر ایران این قول را آورده اند که متاسفانه خود ایشان نیز سندی برای این متن مانوی مطرح نکرده اند . علاوه بر این که متن های مانوی با اسطوره و افسانه در آمیخته هستند چنانچه حضرت عیسی در مانویت ؛ هم نام یک خداست و هم یک انسان است و یا زرتشت در بابل زمین به جنگ با اژدها ها می پردازد ! حال چگونه باید از این دست نوشته های مانوی بفهمیم که میترا یک انسان است ؟

بسیار این نکته جالب توجه است که نام ایزد میترا حتی در متون مانوی نیز برای ایزد بکار می رفته است با این تفاوت که در متون پارتی مانوی که توسط « امو » و دستیاراتش که در شمال شرق ایران رفته بودند ، این نام برای « فرستاده سوم » که یکی از ایزدان آفرینش سوم در خداشناسی مانویت است ، انتخاب شده است .
صفات میترا در متن های مانوی برای فرستاده سوم نمود پیدا کرده است . مثلا پروفسور مری بویس در توضیح برای متن bg ( = نیایش - سرود هایی برای فرستاده سوم ) می نویسد :
[ در واقع میترای ایرانی ، داور است و در عین حال در جایگاه خدای خورشید ، مسیری ثابت را می پیماید ، نه ایزد مانوی فرستاده سوم ]
[ در این سطور که صفاتی چون « داور و گواه » و لقبی چون « هزار چشم » ، برای خدا بکار رفته است ، مفهوم میترای ایرانی بر فرستاده سوم مانوی غلبه دارد ]
مری بویس در جدولی که خدایان مانوی را نشان می دهد ؛ برای فرستاده سوم این نام ها را می آورد که نام « Narisah yazd » توسط مانی برای فرستاده سوم انتخاب شده است بعلاوه 2 نام دیگر ؛ و نام « Narisaf yazd » و « Mihrayazd » برای فرستاده سوم توسط « امو » یعنی مانویان شرقی انتخاب شده است .
رک به :
بررسی ادبیات مانوی در متن های پارتی و پارسی میانه ، مری بویس ، ترجمه امید بهبهانی / ابوالحسن تهامی ، انتشارات بندهش ، چاپ دوم : 1386 ، برگ 23 و 149 و 150 .

پس با این اسناد در خود متن های مانوی نیز ایزد میترا به هیچ وجه انسان نیست چه برسد به پیامبر بودن !

پرنیان حامد :
xantus زمان زردشت را 600 یا 6000 سال قبل از لشکر کشی خشایارشا به یونان می داند.
شاگردان افلاطون زردشت را 6000 سال قبل از وفات افلاطون و 5000 سال قبل از جنگ ترویا می دانند.
بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند.
poiphyrius زردشت را استاد فیثاغورث می داند.
Ktesias زردشت را معاصر پادشاه آشور نینوس و زنش سمیرامس میداند.
لیست زردشتان بالا یکی نبودن زردشت را تایید می کند و این زردشتان از بوداسپ تا قبل از زردشت زمان گشتاسپ مروج مذهب میترایی بوده اند.
ارادیف نامه و زاتسپرم تولد زردشت را 300سال قبل از اسکندر می دانند. بندهش 258 سال قبل از اسکندر مسعودی و ابوریحان بیرونی 258سال قبل از اسکندر می دانند. {آیین زردشتی ، فرقه مزدایی (مزدیسنا)}

در اسناد و منابع باستان شناسی تا قبل از زمان هخامنشیان ، هیچ سندی از آیین زرتشتی دیده نمی شود و تنها از با بررسی متون یونانی می توان پنداشت که قبل از آن در کشور ماد ؛ آیین مغی رواج داشته است که آیین زرتشت نیز از آن بی تاثیر نبوده است .
عبارت 6000 سال یک عبارت نجومی است و تا قبل از این زمان اصلا تمدنی وجود نداشته است چه برسد به زرتشت . دیاکونوف عدد 6000 سال را عددی تحریف شده از عدد 600 می دانند .
ولی باز هم این زمان صحیح نیست زیرا شاگردان افلاطون اطلاعات بسیار اندکی از زرتشت داشته اند و همچنین فیثاغورث که رسما با زرتشت ملاقات داشته است ؛ وی را همزمان با داریوش اول آورده است که در مراسم خاک سپاری کوروش نیز شرکت داشته است و عده ای از مغ ها ، زرتشت را فردی بدعت گذار می نامیدند زیرا آیین جدیدی آورده بود .
لذا عبارت 600 سال قبل از لشگرکشی خشایارشا نیز غیر قابل استناد است .
در مورد اینکه بروسوس پیشوای معبد مردوک از زرتشت به عنوان نخستین شاه ماد یاد کرده باشد ، دیاکونوف در تاریخ ماد به این موضوع کاملا پرداخته است و ثابت کرده است که متنی که این موضوع را نوشته است ، در بنمایه هایش همچین چیزی دیده نمی شود و این نوشته را به آن افزوده و تحریف کرده اند .
آن زرتشتی که کتزیاس از آن نام می برد تنها یک شباهت نام است که البته اخباری نادرست و غلط نیز است زیرا در الواح آشوری هیچ نامی از زرتشت که با اشور جنگیده باشد وجود ندارد . نام زرتشت در یونانی به صورت « اکسیارت » حتی در نام پدر روشنک ؛ همسر اسکندر مقدونی نیز دیده می شود و ثابت می کند که این تنها یک شباهت اسمی است .

علاوه بر این ...؛ فرقه دیو یسنا به فرقه مذهبی خاصی گفته نمی شده است و هر مذهبی که با مذهب زرتشتی به مخالفت و دشمنی برخیزد را دیو یسنا می خوانده اند و برای این که مذهب میترایی همان دیو یسنا باشد ، این خانم هیچ سندی نشان نداده اند به جز این که گفته اند که دیو یسنا به قربانی کردن گاو می پرداخته اند ! گویا تنها میترایی ها به قربانی کردن می پرداختند ! زیرا در تمامی اقوام باستانی رسم قربانی برای خدایان وجود داشته است .
همچنین زرتشت با قربانی کردن بیش از اندازه مخالفت می کرده و گر نه قربانی کردن و کشتن گاو و گوسفند در مذهب زرتشتی مانعی نداشته است چنانچه قربانی را قبل از کشتن با چوب می زده اند و این در متون زرتشتی و یونانی گفته شده است .

چنانچه در دینکرد ، کتاب پنجم ، فرگرد 14 ، خوردن گوشت گوسفندان و چهارپایان را جائز می بینیم .
[ آب ، گیاه ، میوه خوردنی و ( خوراکی ) که آن را بر طبق قانون بزرگ ( = فتوی ) از گوشت پنج نوع ( جانور ) که از انواع گوسفند ( = چهار پا ) هستند ، به جز سه ( نوع ) پرنده که عبارتند از سارگر ، کلاغ سیاه ، و کرکس ، ( درست کنند ) ، هنگامی که کشتن (؟) مطابق قانون باشد ] .
رک به :
کتاب پنجم دینکرد ؛ آوانویسی ، ترجمه ، تعلیقات ، واژه نامه ، متن پهلوی : ژاله آموزگار / احمد تفضلی ، تهران : معین ، 1386 ، ص 56 .

همچنین طبق قانون باید برای کشتن قربانی ؛ قبل از آن قربانی را پیش از به کار بردن کارد ، باید با چوب زد ؛ چنانچه در فرگرد 24 کتاب پنجم دینکرد آمده است .

پرنیان حامد :
و این شماره 9 شخصی است که در آیین زردشتی فرقه دوم ایجاد کرده است مردم را مجبور کرده است بر ضد آیین اجدادشان قسم بخورند.
به خشنودی اهورامزدا اشم و هو .... (3بار) من اقرار دارم که زردشتی و مزدا کیش هستم دین من آیین اهورا است و دشمن دیوها می باشم .

باز هم دروغ و تهمت از این خانم محقق می بینیم . در مطالب پیشین دیدیم که هیچ کدام از شخصیت های افسانه ای جمشید و بوداسف (؟) ارتباطی با زرتشت ندارند .
تنها در کتاب دینکرد ، کتاب پنجم ، فرگرد نخست اشاراتی شده است که اورمزد دین مزدایی را در هر زمانی فرستاده بوده است و اشخاصی مانند طهمورث ، جمشید و ... بخشی از آن را پذیرفتند و تنها کیومرث و زرتشت بودند و زرتشت بود که آن دین را کامل پذیرفت و آن را رواج داد .
دینکرد ، کتاب پنجم ، فرگرد 1 ، بند 7-9 :
[ درباره این که چگونه پیامبران پیش از زرتشت این دین را پذیرفتند و زرتشت سپیتمان پاک که دارای فروهر نیک است چگونه ظهور کرد ( = آمد ) و درباره کسانی که بعد می آیند و آورندگان این دین به پاک هستند . که از پیامبران و فرستادگان و کسانی که دین را پذیرفتند ، بودند کسانی که آن را به تمامی و کامل پذیرفتند مانند کیومرث و بودند کسانی که بخشی از آن را پذیرفتند مانند مشی و سیامک و هوشنگ و تهمورث و جم و فریدون و منوچهر و سامان و کیانیان و نیز پیشوایان بسیار دیگری که در هر دوره بودند . آن چه را پذیرفته بودند به شایستگی در زمان های گوناگون به عمل درآوردند ، با آن دشمن ( = آسیب رسانِ ) آفریدگان را دور کردند ، سود و فراخی خواستند و جهان را اداره کردند و آفریدگار و آفریدگان خوب را خوشنود ساختند ] .
رک به :
کتاب پنجم دینکرد ؛ آوانویسی ، ترجمه ، تعلیقات ، واژه نامه ، متن پهلوی : ژاله آموزگار / احمد تفضلی ، تهران : معین ، 1386 ، ص 28 .
این توضیحات نخست ثابت می کند که دین اهورامزدا قبل از زرتشت نیز وجود داشته است ولی نه به عنوان مذهب دیوپرستی !
چنانچه الله نیز مذهب اسلام را پیش از دوران زندگی حضرت محمد (ص) را به پیامبران ما قبل این حضرت نشان داده بود چنانچه تمام پیامبران الهی در دین اسلام ، مذهبشان اسلام بوده است و همین موضوع در دین زرتشتی نیز صادق است و اهورامزدا در هر دوره ای تاریخی ، شخصی را برای رساندن دستوراتش به انسان ها ، بر می گزیده است ولی هیچ کدام از این اشخاص مانند زرتشت و همنام و هم رتبه با وی نبوده اند .
همچنین طبق ... این خانم ، زرتشت سپنتمان با خاندان کیانی دشمن بوده است ! در حالی در همین متن نیز کیانیان جزو پذیرفتگان آیین مزدایی شناسا شده اند و نام « کیکان » که خاندانی دشمن زرتشت بوده است با خاندان کیانی در تاریخ های سنتی ارتباطی ندارد .
پرنیان حامد :
هر کس از ایران رد شد گفته های او را سوزاند باز روی سنگ نوشتند توی آب انداختند در ایران انقلاب شد جمهوری شد باز ساسانیان آمدند این گفته های او را به اوستای اصلی مخلوط کردند یک چنین اصطلاحاتی"اهوره مزدا" را به آن اضافه کردند بازنویسی کردند شما در شروع وندیداد دقت کنید. تا آنجا که اهورا به جمشید دستور ساخت ور را می دهد سخن منطقی و همه چیز درست است از آنجا که نوشته "زردشت من اهورامزدا" الحاقی است که باعث شده ورجمکرد که تا این لحظه یک کشتی بود تبدیل به زیر زمین شود (کدام دیوانه ای از سیل و طوفان به زیر زمین پناه می برد؟)
تنها اشخاصی که خردشان را از دست داده اند ، افسانه و میتولوژی را به عنوان تاریخ قبول دارند و البته در وندیداد نیز هیچ سخنی از کشتی نیامده است و برعکس سخن ایشان به گفته کارشناسان تاریخ ، 4 فرگرد نخستین وندیداد متعلق به اوستای کهن است .
به ایشان باید گفت کدام دیوانه متون اساطیری را تاریخ می داند که باید این افسانه ها را به عنوان تاریخ بپذیریم ؟! ور جمکرد در بندهش منطقه ای در پارس است . چگونه این خانم جاعل ادعا می کنند که این یک کشتی است ؟ آیا بندهش نیز دستکاری شده است ؟
تمام فرضیات این خانم بر اساس شک و احتمال است و هیچ مبنای علمی ندارد . اصطلاح اهورامزدا تنها در دین زرتشت بکار می رفته است و همچنین نام مزدا به عنوان خدای ماد ها در کتیبه های آشوری به شکل آسورامزاس همراه میترا آمده است . حتی در دوران اشکانی نیز نام اهورامزدا و زرتشتی را در نام های اشخاص دیده می شود !
در کتیبه های اشکانی نسا ، نام های می بران تماما زرتشتی هستند .
[ در میان نام های می بران به نام هایی چون اهورمزدک ، اسپیک ، سپنداتک ، بگ داتک ، بخت داتک ، فربنگ ، آتور مهرک و بسیاری نام های ایرانی و زرتشتی بر می خوریم ] .
رک به :
کتیبه های اشکانی نسا ، ای . م . دیاکونوف و و . آر . لیوشیتس ، ترجمه / شهرام حیدر آبادیان ، انتشارات کلام شبدا ، چاپ اول ، 1383 .
پرنیان حامد :
به هر تقدیر مورخین بعدی هم چون طبری و بیرونی او را دوست نداشتند طبری حتی تاکید کرده "ادعای پیامبری به دروغ کرد" فردوسی هم یک کلام در باره او ننوشته، نوشته دقیقی نوشته بود من عینا در شاهنامه کپی می کنم آنچه حساب سالهای تاریخ ایران و اسناد من نشان می دهد بین 36 ای 15 سال قبل از کوروش کبیر بوده است و مهاجری به دربار شاه ایران به حدود موصل تا آذربایجان امروزی و تصور می کنم این باید همان اختلافات مذهبی باشد که بر لوح بابلی نبونبد مکتوب است.

باز هم باید اشاره داشت که نوشته های مورخین دوران اسلامی را نمی توان سندی برای اداور تاریخی باستانی ملاک قرار داد آن هم تواریخی که حتی نام هخامنشیان را بصورت مشوش و جا افتاده در آنها آمده است .
در هیچ متن تاریخی نیز نیامده است که زرتشت به آذربایجان مهاجرت کرده است ، بلکه محل تولد وی را آذربایجان نوشته اند که به دربار گشتاسپ شاه به بلخ ( Baxl ) مهاجرت می کند .
ولی بسیار جای تاسف است که ایشان اشخاص موهومی مانند بوذاسف در زمان طهمورث و جمشید پیشدادی را زرتشت می نامند ولی خود زرتشت از نظر این شخص یک دروغ گو خوانده شده است !
در احادیث اسلامی از شخصیت زرتشت به عنوان یک پیامبر الهی نام برده شده است . چنانچه زمانی مشرکان به نزد پیامبر (ص) می آیند و می گویند که چرا از مجوسیان هجر ( = منطقه ای در بحرین ) جزیه قبول می کنید و پیامبر (ص) پاسخ می دهند که ایشان از اهل کتاب هستند و به جز اهل کتاب از کسی جزیه نمی پذیرم .
[ مشرکین در جواب نامه ی آن حضرت نوشتند: تو می گویی از غیر اهل کتاب جزیه نمی گیری، درحالی که از مجوس هجر[منطقه ای در بحرین]جزیه می گیری .
پس از منظر اعراب مشرک،مجوس مشرک بودند .اما پیامبر با قطعیت اعلام می کنند که به غیر از اهل کتاب از کسی دیگر جزیه نمی گیرند.
{پیامبر(صلی الله علیه وآله) پاسخ دادند:

مجوس پیامبری داشتند که او را کشتند و کتابی داشتند که پیامبرشان در پوست دوازده هزار گاو نوشته و آورده بود که آن را سوزاندند ]
رک به :
ثقة الاسلام کلینی ، الکافی ، ج 4 ، ص 14 . همچنین نک به : مرتضی مطهری، مجموعه آثار، «خدمات متقابل اسلام و ایران»، (تهران: انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1377)، ج 14، ص .

بسیار جالب است که در اینجا نیز دیده می شود که زرتشت کتابش را در پوست دوازده هزار گاو نوشته بوده است .

پرنیان حامد :
یک بار دیگر و در اینجا نیز از موبد موبدان ایران تقاضا دارم، هر دو کیش آیین زردشتی (دیویسنا dieu و مزدیسنا mazd ) را چون شیعه و سنی در ایران آزاد اعلام کنند، و به هموطنان زردشتی کشورم این آزادی را بدهند که خودشان انتخاب کنند.


بسیار جالب است که ایشان چگونه با شور و علاقه تبلیغ آیین میترا پرستی را می کنند و در صورتی که این آیین هیچ گونه ارتباطی با آیین زرتشت ندارد ؛ می خواهند که زرتشتیان به میتراپرستان و بت پرستان تبدیل شوند .
حال گویا موبدان موبد ایران به زور زرتشتیان را زرتشتی نگاه داشته است که ایشان اجازه برای میترا پرستی می خواهند !!
شاید هم خود ایشان برای میترا پرستی نیاز به یک مجوز هستند تا با آزادی کامل به پرستش اهورا میترا بپردازند .

ويرايش توسط ya-mohsen : 11-13-2014 در ساعت 04:23 PM دليل: حذف چند عبارت
kaka-afshar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
4 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 11-13-2014   #2 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arthur's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

مسلم است که شباهت نام دو مکان به معنای یکی بودن آنها نیست اگر هند باستان هندیجان باشد پس ایران در اصل ایرلند اروپا است و پارس همان پروس آلمان و ممفیس نه در مصر بلکه در آمریکا بوده است!!

اگر اقوام آریایی را همان هایپربوری ها بدانیم پس کیش آنها در اصل پرستش خورشید بوده است .زمانی که زرتشت دین مزدایی را رواج می دهد نه آریایی ها بلکه این بومیان ایران از جمله عیلامیان سابق(پارسها) بودند که به دین او گرایش پیدا می کنند. بنابراین زرتشتیان کنونی که پارسی هستند هیچ گاه میترایی نبوده اند که بخواهند به آن برگردند.
arthur آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 11-13-2014   #3 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
مسلم است که شباهت نام دو مکان به معنای یکی بودن آنها نیست اگر هند باستان هندیجان باشد پس ایران در اصل ایرلند اروپا است و پارس همان پروس آلمان و ممفیس نه در مصر بلکه در آمریکا بوده است!!

درود بر شما،

دقیقا اینچنین است که می گویید و بر اساس همین اصل است که نمی توانیم به سادگی وقتی سخن از جغرافیای باستان به میان می آید، مکان هایی را که توسط مورخین کهن ذکر شده اند را به اروپای امروزین پوشیده از یخ و برف منتقل کنیم و روایات تاریخی را تبدیل به افسانه هایی هالیودی نماییم. برای این منظور می توانید به بخش بررسی جغرافیای کهن رجوع کنید و مطالبی را که نمونه آورده ام مشاهده کنید.

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
اگر اقوام آریایی را همان هایپربوری ها بدانیم پس کیش آنها در اصل پرستش خورشید بوده است .زمانی که زرتشت دین مزدایی را رواج می دهد نه آریایی ها بلکه این بومیان ایران از جمله عیلامیان سابق(پارسها) بودند که به دین او گرایش پیدا می کنند. بنابراین زرتشتیان کنونی که پارسی هستند هیچ گاه میترایی نبوده اند که بخواهند به آن برگردند.

در مورد فرضیه یکی دانستن آریاییان با هایپربوری ها نیز باید بدانید که سندی دسته اول در این ارتباط وجود ندارد و جدا از این در ارتباط با مابقی تحلیل هایی که ارائه کردید هم باید بدانید که اگر هخامنشیان را پارسی بدانید براساس سنگ نوشته های شاهان و بزرگان هخامنشی که طایفه ای پارسی بودند، به میترا در کنار مزدا سوگند یاد شده است و این سند، سندی دسته اول است که بر کلیه نظریات و اسناد دسته سوم خلاف خود خط بطلان می کشد.
__________________
نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

هر که باورش بیش power اش بیش "نوید صلح دوست"




nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-13-2014   #4 (لینک نوشته)
حساب معلق شده به درخواست کاربر
 
holo0o's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

کاش ادبیات بهتری استفاده میکردی جناب افشار

امیدوارم بجای تخریب و حمله مستقیم ب نویسنده اونچه رو درست میدونید اثبات کنید
holo0o آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-13-2014   #5 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
arthur's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
درود بر شما،

دقیقا اینچنین است که می گویید و بر اساس همین اصل است که نمی توانیم به سادگی وقتی سخن از جغرافیای باستان به میان می آید، مکان هایی را که توسط مورخین کهن ذکر شده اند را به اروپای امروزین پوشیده از یخ و برف منتقل کنیم و روایات تاریخی را تبدیل به افسانه هایی هالیودی نماییم. برای این منظور می توانید به بخش بررسی جغرافیای کهن رجوع کنید و مطالبی را که نمونه آورده ام مشاهده کنید.




در مورد فرضیه یکی دانستن آریاییان با هایپربوری ها نیز باید بدانید که سندی دسته اول در این ارتباط وجود ندارد و جدا از این در ارتباط با مابقی تحلیل هایی که ارائه کردید هم باید بدانید که اگر هخامنشیان را پارسی بدانید براساس سنگ نوشته های شاهان و بزرگان هخامنشی که طایفه ای پارسی بودند، به میترا در کنار مزدا سوگند یاد شده است و این سند، سندی دسته اول است که بر کلیه نظریات و اسناد دسته سوم خلاف خود خط بطلان می کشد.
با درود
درست است که تا 2000 سال قبل بخش هایی از شمال اروپا پوشیده از برف و یخ بوده اما کل اروپا که اینچنین نبوده است .اروپای شرقی و جنوبی(سواحل دریای سیاه و مدیترانه) همانند امروزه آب و هوایی معتدل البته کمی خنک تر داشته اند و قابل سکونت بوده اند .

در مورد شاهان و بزرگان هخامنشی و پارسی نکته این جاست که در گذر زمان مردمی غیر پارسی در جامعه پارس ها حل شدند و به مرور زمان با پارس ها یکی شدند البته بهتر است بگوییم پارس ها با آنها یکی شدند اگر چه زبان پارسی غالب شد اما بیشتر پارس های اولیه عملا تا اواخر عصر اشکانیان ناپدید شدند.
arthur آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-13-2014   #6 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله arthur نمايش نوشته ها
با درود
درست است که تا 2000 سال قبل بخش هایی از شمال اروپا پوشیده از برف و یخ بوده اما کل اروپا که اینچنین نبوده است .اروپای شرقی و جنوبی(سواحل دریای سیاه و مدیترانه) همانند امروزه آب و هوایی معتدل البته کمی خنک تر داشته اند و قابل سکونت بوده اند .

در مورد شاهان و بزرگان هخامنشی و پارسی نکته این جاست که در گذر زمان مردمی غیر پارسی در جامعه پارس ها حل شدند و به مرور زمان با پارس ها یکی شدند البته بهتر است بگوییم پارس ها با آنها یکی شدند اگر چه زبان پارسی غالب شد اما بیشتر پارس های اولیه عملا تا اواخر عصر اشکانیان ناپدید شدند.
با درود مجدد،

متاسفانه حدسیات علمی تبدیل شده اند به مبانی نظریه هایی که خود آنها نیز با وجود تمامی نواقصشان به زیربنای نظریه های جدیدتر و به همین شکل حدسیات بعدی گشته اند...


اگر به درخت ژنتیکی رجوع کنید متوجه می شوید که این حدسیات که آنها را علمی هم می دانید در تناقض شدیدی با یکدیگر هستند و هنگامی که به ابزارها و روش های قدمت سنجی نگاهی کنید، شاهد این خواهید بود که این اعداد ارقام براساس و پایه نوشته هایی راستی آزمایی شده اند که خود آنها دارای تناقضات و تفسیرهای مختلفی می باشند... به هر روی آنچه مسلم است تمدن برتر تا همین چند سده پیش محدود به خاورمیانه و شرق می شده است و اینکه تمدنی عظیم به نام روم را موازی با تمدن های شرقی بخواهیم در ناحیه ای که ساکنانش خود مهاجرانی از شرق فرض شده اند، در نظر بگیریم باید در مقابل سوالات منطقی بسیاری پاسخ منطقی بدهیم.

ويرايش توسط nsolhdoust : 11-13-2014 در ساعت 08:52 PM
nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-13-2014   #7 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

...

دقیقا کجای این پست!تان بانو پرنیان حامد گرامی به زردشت سپنتمان/سپندمان/سپیدمان توهین کرده اند؟! آوردن نظریات مورخین و دانشمندان مسلمان توهین است؟!

دوست مترجم! من فراموش نکنید برخلاف کلمات مقدسی که اخیرا در ابتدای پست ها و جستارتان بکار می برید بیش از حد نسبت به فرقه مزدایی حساسیت نشان می دهید.

ويرايش توسط ya-mohsen : 11-13-2014 در ساعت 04:13 PM دليل: حاشیه
nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-13-2014   #8 (لینک نوشته)
سرپرست تالار گفتگوي آزاد
 
marjan1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

خوب الان مثلا چي شد ؟ كه چي ؟
__________________
نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان
marjan1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-14-2014   #9 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
saber87's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

مطالب برای من یکی مهم نیستند. چون ربطی به تاریخ مورد نظرم ندارد. و همیشه دیدگاه هجومی رو نمی پسندم. ای نقد وقتی طرف معمولن نگاه غرب به تاریخ رو تحریف و تزویر می داند.!!!! در هر حال امیدوارم فقط در حد یه نظر باشد و نه اصرار به علمی بودن آن.
saber87 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-15-2014   #10 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
kaka-afshar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : توهین های پرنیان حامد به حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله holo0o نمايش نوشته ها
کاش ادبیات بهتری استفاده میکردی جناب افشار

امیدوارم بجای تخریب و حمله مستقیم ب نویسنده اونچه رو درست میدونید اثبات کنید
درود بر شما دوست گرامی ...

ببینید دوست گرامی ما الان با یک نظریه تاریخی روبرو نیستیم . بلکه با یک ایدئولوژی برای تبلیغ میترا پرستی روبرو هستیم .

+ می گویید این طور نیست ؟

بنده به شما ثابت می کنم که اینگونه است .

کسی که ادعا می کند که از کوروش بزرگ تا سزار های رومی تماما میترا پرست بوده اند (!) و حتی نخستین جباران رومی مانند ژولیو سزار و اکتاویوس را هم میترا پرست معرفی می کنند ( که نبوده اند ) ،

سپس ادعا می کند زرتشت به دروغ ادعای پیامبری کرده و مذهب بت پرستی و ضاله میترا پرستی را تحریف کرده و از آن یک مذهب جدید ساخته است ،

این علنا توهین به خود شخصیت زرتشت و توهین به تمام زرتشتیان کشورمان است و مزخرفاتی که مورخین اسلامی به نقل از یهودیان در باب شاگرد بودن زرتشت از ارمیانی نبی (!؟) که ایشان به آن استناد می کنند را نخست :
+ متون یهودی کجا همچین مزخرفاتی در مورد زرتشت نوشته اند ؟!
سپ بگویند :
+ آیا افسانه و متن متاخر را می توان برای ادوار تاریخی کهن مستند دانست ؟

دوست عزیز من شما آخرین بند نوشته های ایشان در مورد زرتشت را بخوانید ، علنا دارند تبلیغ میترا پرستی می کنند !!

شما اگر دوست دارید به آرامی به ایشان برخورد کنید ؛ ...

ولی بنده اجازه نمی دهم یک میترا پرست تاریخ نیاکانمان را به لجن بکشد برای ارضای تعصبات ایدیولوژیک خودش .

در پناه خدا
kaka-afshar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-15-2014   #11 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
kaka-afshar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

قابل توجه جناب صلح دوست گرامی

بنده به عنوان یک فرد خواننده نظریات شما توصیه می کنم بی خودی وقت گرانبها درباره شخصیتی مجهول در تاریخ به نام اسکندر اشکانی - مادی (!) تلف نکنید زیرا از این شخصیت هیچ سندی در تاریخ وجود ندارد .
ولی بر خلاف آن از داریوش سوم به علاوه سکه های یافت شده از و مقبره وی در نقش رستم ؛ متون ایرانی نیز خود ساسانیان را از نسل دارا ( = داریوش سوم ) معرفی می کند و ساسانیان نیز در کتیبه هایشان ، هخامنشیان را اجداد خود معرفی کرده اند چنانچه در پرپسپولیس به افتخار نیاکانشان شراب نوشیدند و در کتیبه هایشان سرزمین هایی مانند پارت ، پارس ، آشور ؛ استان های آسیای صغیر و ... را متعلق به نیاکان خود می دانستند که ثابت می کند که ساسانیان از تخمه هخامنشیان و از نسل داریوش سوم هستند .

ولی هیچ منطق و عقلی شخصیتی را در تاریخ نمی پذیرد که تا قطب شمال رفته باشد و حتی رومیان نیز تا این مناطق پیشروی نکرده بودند !

تاریخ را نمی توان تغییر داد ، باید آن را پذیرفت و از آن درس گرفت به جای تحریف و تغییر دادن شکست های خودمان .

نکته آخر :

همان گونه که ناصر پورپیرار نتوانست تاریخ را تحریف کند ، خانم پورپیرار ( = پرنیان حامد ) نیز نمی تواند تاریخ را تحریف کند و تمام کار های شما بیشترین سودش ؛ تلف کردن وقت خودتان است .

جناب Archimonde گرامی بنده دیگر بحث هایم تمام شده و پاسخ پرسش هایم را از قول این دوستان دریافت نمودم . به هر حال فهمیدم که چیزی در چنته ندارند .

هر چه بدی و خوبی از بنده دیدید به بزرگواری خودتان ببخشید .

یا علی
kaka-afshar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-15-2014   #12 (لینک نوشته)
کلیبیناری
 
mojtabaw000w's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله kaka-afshar نمايش نوشته ها
ولی بر خلاف آن از داریوش سوم به علاوه سکه های یافت شده از و مقبره وی در نقش رستم ؛
درود
در نقش رستم یا تخت جمشید؟
__________________
نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان
Congratulations on the mess you made of things
On trying to reconstruct the air and all that brings
And oxidation is the compromise you own
But this is beginning to feel like the dog wants her bones saved

You force your fire then you falsify your deeds
Your methods dot the disconnect from all your creeds
And fortune strives to fill the vacuum that it feeds
But this is beginning to feel like the dog's lost her lead :) say
mojtabaw000w آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-15-2014   #13 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
درود
در نقش رستم یا تخت جمشید؟
درود،

مجتبی گرامی، لطفا سولات خیلی سخت از مترجمی! که تازه می خواهند مقالاتی در ارتباط با تاریخ منتشر کنند نپرسید...

آن مقبره داریوش (؟) که مدعی هستند در نقش رستم (؟) می باشد، و یا سکه هایی که مدعی شدند را بد نیست یکبار دیگر مرور کنند شاید داستانش مانند قواعد تندنویسی پهلوی شود...

بد نیست این مترجم! تازه کار بدانند که همانطور که پیشتر اشاره کردم، سند دسته اول در ارتباط با بدعت گذاری در دین در محدوده زمانی شاهان هخامنشی، وجود دارد و این موضوع به روشنی از آورده شدن نام میترا یا مهر در کنار نام مزدا مشخص است...

ويرايش توسط nsolhdoust : 11-16-2014 در ساعت 08:14 AM
nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 11-15-2014   #14 (لینک نوشته)
کلیبیناری
 
mojtabaw000w's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
درود،

مجتبی گرامی،
درود جناب صلح دوست
البته بهتر بود با لحنی مناسب تر گفت و گو انجام می شد اما ... !

mojtabaw000w آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-15-2014   #15 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد نوشتار پرنیان حامد در مورد حضرت زرتشت سپنتمان

نوشته اصلي بوسيله mojtabaw000w نمايش نوشته ها
درود جناب صلح دوست
البته بهتر بود با لحنی مناسب تر گفت و گو انجام می شد اما ... !

حتما اگر اینچنین می شد، بسیار عالی می بود و درخواست های بنده از این مترجم! بارها و بارها، به این دلیل که از دیدگاه شخصی این فرد، علایق فرقه ای (و نه میهنی) ایشان گویا از سوی دیگران مورد هجوم واقع شده، چشمشان را بسته و هر توهینی و انگی که خواستند به طرف مقابلشان زدند... حال باید از این فرد پرسید، از برخوردهای نسبتا مشابه چه حس و حالی دارند و آیا چنین رفتاری مطالبق همان آموزه هایی است که به قول خودشان مورد تهاجم قرار گرفته است یا خیر؟!

به هر روی از حسن توجه شما سپاسگذارم و اگر بحث و جدل مابین ما رنگ و بوی زیبایی نداشته است بنده از جانب خود از شما گرامیان پوزش می خواهم.

ويرايش توسط nsolhdoust : 11-15-2014 در ساعت 09:09 PM
nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 11:54 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.