بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها - صفحه 99
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > کتاب و کتابخوانی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

کتاب و کتابخوانی کتابشناسی - نقد کتاب و بحث پیرامون کتاب هایی که خوانده اید

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-02-2007  
هم میهن دوست
 
farzadk's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

icon1 بخشي زيبا از كتابي كه خوانده ام

دوستان

بياييد در اين تاپيك جمله ، عبارت يا بخش زيبا از كتابهايي را كه خوانده ايم و خود آنها ميتوانند دريايي از مفاهيم را در خود داشته باشند ، بنويسيم تا بقيه نيز از آنها استفاده نمايند.

لطفا متن مورد نظر خود را با رنگ آبي و Bold بنويسيد تا از بقيه جملات در پستها متمايز گردد.

با تشكر
__________________

بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

روز و شبم را
پشت پنجره ای رو به جنوب می گذرانم!
می گویند بی کاره ام!
اما من!
با همه پرنده های محله مان می پرم!
و با همه ابرهای سفید پوست و سیاه پوست آسمان شهرمان در سفرم!



farzadk آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #1471 (لینک نوشته)
شـــنل قرمزی
 
Lilied's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

خیلی وقت است رسیده‌ام به این مطلب که از خیلی جهات ، این که شکم آدم‌ها رو پر کنی ارجحیت دارد به آن که بخواهی توی مغز پوک‌شان چیزی فرو کنی !
چون بابت آن که چیزی فرو می‌کنی توی شکم‌شان حالا هرچی که می‌خواهد باشد پول خوبی بهت می‌دهند. اما بابت اینکه مغزشان را پر کنی؛ پِهِن هم بارَت نمی کنند !
و لابد ، چون فکر می‌کنند "به قدر لزوم پر هست" و همین‌طوری هم خیلی چیزها حالی‌شان می‌شود که از سرشان هم زیاد استُ بیشتر از این می‌خواهند چه کار ؟!


فرهاد جعفری
کافه پیانو
__________________
.
.
.
.
.
منم که شعر و تَغزُّل پناهگاهِ من است...
Lilied آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 2 هفته پيش   #1472 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

او معمولاً فکری ندارد اما در مواردی استثنائی افکار بد به ذهنش خطور می کند: این است یک روح سیاه.

فریدریش نیچه، دانش طربناک، کتاب سوم، پاره 203
__________________
خدایان زمین از ذروه عزت چگونه به ورطۀ این ذلت در افتادند؟
هان ای دل عبرت بین/ از دیده عبر کن هان!
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 2 هفته پيش   #1473 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

آنچه من در ای لحظه انجام می دهم یا نمی دهم به اندازه بزرگترین رویداد گذشته برای هر آنچه که در آینده قرار است رخ بدهد مهم است. در چنین نگرش فوق العاده ای از تاثیرات تمام اقداماتِ بزرگ و نیز کوچک هستند.

همان، همان، همان، پاره 233
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #1474 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Death_Angel's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها


کفشی که برای پای تو مناسب است، ممکن است پای دیگری را زخم کند. این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل‌های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم. همیشه آنچه در ذهن تو می‌گذرد، اصلِ مطلق نیست

اتوبوس سرگردان⁩؛‏اشتاین‌‌بک
__________________
در رفتن جــــآن از بدن گویند هر نوعــی سخن
من با دو چشـــم خویشتن دیدم که جــآنــم میبرند



Death_Angel آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #1475 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

آدم مؤدب

«او چقدر مؤدب است.» مسلماً همیشه در تَهِ جیب اش تکه ای قند برای «سِربِر» دارد، و آنقدر ترسو است که همه را، حتی من و تو را، به چشمِ «سِربِر» می بیند. این «ادب» اوست.

همان، همان، همان، پاره 237

پی نوشت: «سِربِر» به سگی در اسطوره های یونان که دربان هادس یا جهنم بود اطلاق می شد.
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #1476 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ater's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها


King Terenas:
My son. The day you were born, the very forests of Lordaeron whispered the name, Arthas. My child. I watched you with pride, as you grew into a weapon. Of rightousness. Remember, our line has always ruled with wisdom, and strength. And I know that you will show restraint, when exercising your great power. But the truest victory, my son, is stirring the hearts of your people. I tell you this, for when my days have come to and end. You, shall be king.
Wrath of the Lich King


اگر فارسی مینوشتم حق مطلب ادا نمیشد
__________________
Down
With
Dictator
ater آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #1477 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ater's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها


Evil is Evil. Lesser, greater, middling… Makes no difference. The degree is arbitary. The definition’s"
"blurred. If I’m to choose between one evil and another… I’d rather not choose at all

Andrzej Sapkowski - The Last Wish
ater آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #1478 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

نوشته اصلي بوسيله ater نمايش نوشته ها

king terenas:
My son. The day you were born, the very forests of lordaeron whispered the name, arthas. My child. I watched you with pride, as you grew into a weapon. Of rightousness. Remember, our line has always ruled with wisdom, and strength. And i know that you will show restraint, when exercising your great power. But the truest victory, my son, is stirring the hearts of your people. I tell you this, for when my days have come to and end. You, shall be king.
Wrath of the lich king


اگر فارسی مینوشتم حق مطلب ادا نمیشد
گاهی یک ترجمه می تواند از متن اصلی هم شهرت و گیرایی بیشتری پیدا کند. اینکه در ترجمه مدرن اینقدر نگران وفاداری به اصل مطلب هستند یک نوع دقت نظر عالمانه آکادمیک است که بعدا وارد حیطه ادبیات هم شده و به اشتباه پذیرفته شده. ترجمه واقعی چیزی است که مترجم هم در خلق آن در زبان مقصد نقش داشته باشد. یعنی مهم نیست که ما چه میگوییم، مهم این است که ان را چگونه بیان میکنیم. اکثر چیزهایی که در ادبیات جهان در تاریخ ذکر شده تکراری است، اما شیوه های بیان آنقدر تنوع دارد که یک مطلب تکراری را می توان به طرزی شاهکارگونه بیان کرد.

شاید تا الان کمتر کسی توجه کرده باشد، اما کار اکثر بزرگترین شاعران و ادبای بزرگ ما از مولانا گرفته تا سعدی و ناصر خسرو و فردوسی و غیره ترجمه داستان ها و اسطوره ها و روایت های سایر ملل به زبان فارسی به بهترین و گیراترین شیوه ممکن بوده. آنها این کار را انقدر زیبا انجام داده اند که اصل این روایت ها شاید از بین رفته باشد یا کسی از آنها اطلاع نداشته باشد، اما بیان آنها امروز به عنوان یک بیان اصیل که متعلق به خود مولف است شناخته می شود و کسی دیگر آنها را ترجمه نمی خواند. چون آنها معنای واقعی ترجمه که همان بازآفرینی دوباره مطلب در زبان مقصد است را فهمیده بودند.
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #1479 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

من نمی خواهم اخلاق بدهم، اما به کسانی که این کار را می کنند توصیه می کنم که اگر می خواهید هرگونه ارزش و اعتباری را از بهترین چیزها بگیرید مانند گذشتگان همچنان دربارۀ آنها سخن بگویید، آنها را در رأس اخلاق خود قرار دهید و از صبح تا غروب دربارۀ سعادت، فضیلت، آرامش روح، درستکاری و پاداش و جزای طبیعت چیزها صحبت کنید. به موازات آنکه شما بدینگونه صحبت کردید، این چیزهای خوب سرانجام در میان مردم محبوبیت خواهد یافت، و همه به طرفداریِ آنها فریاد بر خواهند کشید. اما از همین لحظه، هر آنچه طلا بود زائل می شود و حتی هر چیزی که حاویِ طلاست به سرب بدل خواهد شد.

در حقیقت، شما در هنر کیمیازدایی و در بی ارزش ساختن چیزها استاد شده اید! اما یک بار هم به عنوان آزمایش نسخۀ دیگری بردارید تا خلافِ چیزی را که دنبالش هستید به دست آورید؛ یعنی این چیزهای عالی را نفی کنید، تمجید عوامل را از این چیزها بگیرید، از گسترش آنها جلوگیری کنید، آنها را دوباره به شرم روح های تنها بدل سازید، و بگویید که اخلاق میوه ممنوعه است. شاید در آن صورت آن دسته از مردانی را که اهمیت دارند، یعنی گروه قهرمانان را بتوانید به طرف آرمان خود جذب کنید. البته در این صورت، این آرمان باید هراس را الغا کند، نه انزجاری را که تاکنون القا می کرد. در واقع، آیا انسان وسوسه نمی شود که همانند استاد اکارت [عارف آلمانی] بگوید که: «من از خدا می خواهم که مرا از خدا نجات دهد.»

فریدریش نیچه، دانش طربناک، کتاب پنجم
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #1480 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

ما را عوضی می گیرند: چون ما رشد می کنیم، مرتباً تغییر می کنیم، پوسته های پیر و کهنه را می شکافیم و به دور می اندازیم، هر بهار پوستی نو می اندازیم، بی وقفه جوان تر، بالنده تر، بلندتر و قوی تر می شویم و ریشه های خود را قوی تر در اعماق - اعماق بدی و شرارت - فرو می کنیم، در حالی که آسمان را عاشقانه تر و گسترده تر در آغوش می کشیم و در روشنایی آن را با همه شاخ و برگ های خود حریصانه تر استنشاق می کنیم.

همان، همان، همان، پاره 371
deepnorth هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 5 روز پيش   #1481 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohaddeseh's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

آدم ها را موجوداتی می بینم که میخورند و میخورند.
میخورند تا فردای روز با خرسندی تمام بروند خود را ... تا باز بتوانند بخورند و بیاشامند و حرف بزنند و حرف بزنند و حرف بزنند درباره خوردن و آشامیدن و جمع شدن یا امکان جمع شدن،
و درباره همه راههایی که به این امکان ها منجر میشود؛
و از خود می پرسم پس قدر "سکوت" چه می شود؟


محمود_دولت‌_آبادی
سلوک
__________________
آن که هیچ نمی داند به چیزی عشق نمی ورزد آن که از عهده هیچ کاری بر نمی آید هیچ نمی فهمد آن که هیچ نمی فهمد بی ارزش است ولی آن که می فهمد بی گمان عشق می ورزد هر چه بیشتر دانش آدمی در چیزی ذاتی باشد عشق بدان بزرگتر است......هر که فکر می کند همه میوه ها همان وقت می رسند که توت فرنگی از انگور هیچ نمی داند.
mohaddeseh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 3 روز پيش   #1482 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
s.zee's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها
__________________
❞.Words are, of course, the most powerful drug used by mankind❝

Rudyard Kipling ─
s.zee آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 3 روز پيش   #1483 (لینک نوشته)
کاربر عضو
 
blure's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

شروع ب دوست داشتن کسی کردن اقدام مهمی است
باید نیرو ،کنجکاوی ،کوری داشت
حتی لحظه ای هست
درست در آغاز
ک باید از پرتگاهی پایین پرید
اگر کسی ب آن فکر کند این کار را نخواهد کرد
میدانم ک من دیگر هرگز نخواهم پرید

#تهوع
#ژان_پل_سارتر
blure آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 3 روز پيش   #1484 (لینک نوشته)
کاربر عضو
 
blure's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : بخشی به یاد ماندنی از کتاب‌ها

ب هر حال بین کوری ک خوابیده و کوری ک بی هدف چشم باز کرده تفاوتی هست

#کوری
#ژوزه_ساراماگو
blure آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
ماندنی, یاد, کتاب‌ها, بخشی, بخشی از کتاب

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:22 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.