دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق > فلسفه دین
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-17-2014   #1 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)
بسم الله الرحمن الرحیم

صلوات الله علی محمد و آله الطاهرین
با سلام؛
در این تاپیک ادله ای که برای وجود ساحت دیگری (روح) به جز ساحت مادی انسان (بدن) ، ارائه شده است را ذکر خواهیم کرد .

- بدون بررسی دلیل اول سراغ دلیل دوم نخواهیم رفت .
-لینک هر دلیل را در تاپیک اصلی قرار خواهم داد .
-پیش فرض این تاپیک امکان معرفت یقینی و علم انسان به خودش است ، یعنی انسان خود را می یابد (علم حضوری) .

ادله ی مطرح شده :
برهان من ثابت
آتوسکوپی

والسلام علی من اتبع الهدی

ويرايش توسط 92sa : 01-16-2015 در ساعت 04:34 PM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-17-2014   #2 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
blueeagleone's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

به نظرم چون جسم فرسایش پیدا میکنه ولی روح نه و اعمال انسان در روح ثبت میشه بخاطر اون هستش ... در کل ثبات روح
blueeagleone آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-17-2014   #3 (لینک نوشته)
مدیر تالار فلسفه
 
salmaan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله blueeagleone نمايش نوشته ها
به نظرم چون جسم فرسایش پیدا میکنه ولی روح نه و اعمال انسان در روح ثبت میشه بخاطر اون هستش ... در کل ثبات روح
به نظرم این دلیل به اثبات دو مقدمه نیاز داره:

1- هر چیز مادی فرسایش پیدا میکنه
2- ابعادی در انسان هست که فرسایش پیدا نمیکنه

که در نتیجه بتونیم بگیم، انسان ابعادی غیر مادی هم دارد.
__________________
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم - «قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»«چنانچه در اين ادعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد»
salmaan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-18-2014   #4 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
blueeagleone's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
به نظرم این دلیل به اثبات دو مقدمه نیاز داره:

1- هر چیز مادی فرسایش پیدا میکنه
2- ابعادی در انسان هست که فرسایش پیدا نمیکنه

که در نتیجه بتونیم بگیم، انسان ابعادی غیر مادی هم دارد.
سلام
برای اثبات مقدمه اول مثلا میشه به تغییر و تحول بدن ... یا حتی اشیاء پیرامون دقت کنیم ...
در مورد مقدمه دوم هم میشه گفت :
برای مثل از نویسنده که سالها پیش کتابی نوشته امروز تجلیل میشه بخاطر جسم (قسمت مادی) نیست بلکه به خاطر ثبات شخصیت (من ، که ناشی از روح هست) میباشد ... یا مثل اگه یک فرد گنهاکاری رو در دادگاه بخاطر جرمی که چند سال قبل انجام داده محاکمه میکنند به خاطر جنبه مادی اون شخص نیست چون هر روز بدن در حال تغییر هستش و سلول های مختلفی جایگزین سلول های دیگه میشن ... پس باید یک وجه ثابتی باشه که فرد بخاطر اون مجازات بشه ... یا مثلا اگه کسی پاش قطع بشه دیگه نمیکن او شخص (من ثابت) قسمتی ازش کم شده بلکه جنبه مادی (جسمش) تغییر کرده ... و چون جسم امروز فرد با جسم مدتی بعد کاملا متفاوت هست و تغییر کرده ... و اون قسم دیگه که مطرح شد باید ویژه گی هایی فرا مادی داشته باشه ... یعنی بعدی غیر مادی که با نام روح از اون یاد میشه ...

blueeagleone آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-18-2014   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
secure's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله blueeagleone نمايش نوشته ها


سلام
برای اثبات مقدمه اول مثلا میشه به تغییر و تحول بدن ... یا حتی اشیاء پیرامون دقت کنیم ...
در مورد مقدمه دوم هم میشه گفت :
برای مثل از نویسنده که سالها پیش کتابی نوشته امروز تجلیل میشه بخاطر جسم (قسمت مادی) نیست بلکه به خاطر ثبات شخصیت (من ، که ناشی از روح هست) میباشد ... یا مثل اگه یک فرد گنهاکاری رو در دادگاه بخاطر جرمی که چند سال قبل انجام داده محاکمه میکنند به خاطر جنبه مادی اون شخص نیست چون هر روز بدن در حال تغییر هستش و سلول های مختلفی جایگزین سلول های دیگه میشن ... پس باید یک وجه ثابتی باشه که فرد بخاطر اون مجازات بشه ... یا مثلا اگه کسی پاش قطع بشه دیگه نمیکن او شخص (من ثابت) قسمتی ازش کم شده بلکه جنبه مادی (جسمش) تغییر کرده ... و چون جسم امروز فرد با جسم مدتی بعد کاملا متفاوت هست و تغییر کرده ... و اون قسم دیگه که مطرح شد باید ویژه گی هایی فرا مادی داشته باشه ... یعنی بعدی غیر مادی که با نام روح از اون یاد میشه ...

ولی مجازات هایی که ذکر کردید بر روح اعمال نمیشه و بر همون جسم تغییر کرده اعمال میشه
__________________
[ویرایش مدیریت]
غمگینم







برای تمام زنان سرزمینم
secure آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-18-2014   #6 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
blueeagleone's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله secure نمايش نوشته ها
ولی مجازات هایی که ذکر کردید بر روح اعمال نمیشه و بر همون جسم تغییر کرده اعمال میشه
چون روح مادی نیست ... که بشه اون رو در عالم ماده مجازات کرد ...

ويرايش توسط blueeagleone : 12-18-2014 در ساعت 10:43 AM
blueeagleone آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-18-2014   #7 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

برهان من ثابت
اولین برهانی که برای وجود ساحتی دیگر ذکر می کنیم ، برهان من ثابت است .

مقدمهٔ اول : انسان ، "من ثابت" یا "شخصیت یگانهٔ" خود را با علم حضوری درک می کند ؛

مقدمهٔ دوم : بر اساس یافته های دانشمندان ، سلول ها و در نتیجه همهٔ اجزای بدن انسان ، پس از چند سال تغییر می کنند ؛

توضیح : همهٔ انسان ها از هنگام تولد تا مرگ ، من و شخصیت خود را یگانه می یابند و با وجود دگرگونی در سلول های بدنشان ، تغییر در برخی از ویژگی های جسمی و روانی و گاه از دست دادن برخی از اندام ها و جایگزینی آن ها با اعضای دیگر ، تفاوتی در آنچه آن را "من" می نامند ، احساس نمی کنند .

ابن سینا می گوید :
اى عاقل بدان كه امروز درست همان كسى هستى كه در همه عمرت بوده ‏اى حتى بسيارى از آنچه را كه بر تو گذشته است، به ياد دارى و تو ثابت و مستمرى و در اين شكى وجود ندارد ولى بدن تو همه در تحليل و تجزيه و نقصان است از اين رو آدمى به غذا نيازمند است تا بدل ما يتحلل بدن او گردد. اما تو خود مى‏ دانى كه مدت بيست‏ سال از بدن تو از آنچه در آغاز بود، چيزى بر جاى نمانده است ولى تو در تمام اين مدت به بقاى ذات خويش معترف هستى و در تمام عمر نيز چنين خواهد بود پس ذات او با بدن تو و اجزاى ظاهرى و باطنى آن مغاير است .(رسالة فى معرفة‏ النفس الناطقة‏ ، ص 44)

نتیجه : بنابر این باید ساحتی دیگر ، به جز ساحت مادی انسان باشد که منشأ ثبات و تغییر ناپذیری "من" باشد .

مقدمهٔ اول که مشخص است و قابل انکار نیست ، اما مقدمهٔ دوم قابل مناقشه است ، اگر مقدمهٔ دوم ابطال شود ، نتیجه گیری نادرست خواهد بود .
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-18-2014   #8 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
blueeagleone's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها

مقدمهٔ اول که مشخص است و قابل انکار نیست ، اما مقدمهٔ دوم قابل مناقشه است ، اگر مقدمهٔ دوم ابطال شود ، نتیجه گیری نادرست خواهد بود .
سلام
بله .... اما می بینیم که جسم یک کودک که در طول سالیان بزرگ شده و تفاوت پیدا کرده و کاملا با آنی که در ابتدا بوده متفاوت هست ... یا همون مثالی که در مورد از دست دادن قسمتی از بدن زدم .... یا حتی مرگ میتونه دلیلی بر این باشه که جسم ثابت نیست و تغییر میکنه و پس از مرگ بدن تجزیه میشه و نیاز به ساحتی هست که پایدار باشه

ويرايش توسط blueeagleone : 12-19-2014 در ساعت 11:02 AM
blueeagleone آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-19-2014   #9 (لینک نوشته)
مدیر تالار فلسفه
 
salmaan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
برهان من ثابت
اولین برهانی که برای وجود ساحتی دیگر ذکر می کنیم ، برهان من ثابت است .

مقدمهٔ اول : انسان ، "من ثابت" یا "شخصیت یگانهٔ" خود را با علم حضوری درک می کند ؛
به نظر حقیر مقدمه اول کفایت میکند
بدن انسان از واحدهای زیادی تشکیل شده، سلول، مولکول، اتم، و ...
در صورتیکه انسان خودش رو به صورت یک واحد یا «من» ادراک میکنه و این ادراک هم واقعی است، به واسطه این ادراک با محیط تعامل داره، انتخاب میکنه و بر محیط به صورت اختیاری تاثیر میگذاره

از طرف دیگه این واحد با کل بدن مادی در ارتباط است
در نتیجه نمیشه گفت که این واحد همان اجزای بدن او است.
بلکه این «من» غیر از بدن مادی است.
salmaan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-16-2015   #10 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

شاهد تجربی وجود ساحتی دیگر
آتوسکوپی (Autoscopy)

این پدیده بیانگر آن است که گاهی برخی از بیماران ، از نقطه ای خارج از بدن ، به نظاره ی جسم بی جان خویش می نشینند و پس از بهبودی ، از تلاش امدادگران و پزشکان برای یاری رساندن به آنان گزارشی دقیق ارائه می دهند .
در یکی از گزارش ها چنین آمده است :یک بیمار 42 ساله که طی یک عمل جراحی در پشتش دچار سکتهٔ قلبی شده بود ، صحنه ای را که دیده ، چنین توصیف کرد : "فکر می کنم جراح گفت : قلب ایستاد...ناگهان همهٔ آن ها به سرعت گیره ها را از پشت من بیرون آوردند و به بستن و بخیه زدن پوست پرداختند.من هنوز آنجا در پایین ، نزدیک تخت عملیات جراحی بودم و می دیدم که چگونه از پایین به طرف بالا بخیه می زدند . آن ها چنان به سرعت می دوختند که وقتی به بالا رسیدند ، قسمتی از پوست پشت من زیادی ماند . من واقعاً ناراحت و عصبانی شده بودم . من خیلی بهتر از آن ها می توانستم آن را بدوزم !".(جودیث هوپر و دیک ترسی ، جهان شگفت انگیز مغز ، ترجمه ابراهیم یزدی ، ص 563 ، با اندکی تصرف)

نکته ی قابل توجه این است که برخی از بیماران ، رویداد هایی را گزارش کرده اند که اصلاً در مقابل چشمانشان رخ نداده است .(همان ، ص 564)

این گزارش ها شامل عناصر زیر هستند ، گرچه معمولاً همه در یک مورد خاص گزارش نشده اند :نوعی صدای بلند اولیه ، احساسی مانند اینکه شخص به داخل دالانی تاریک کشانیده می شود -مانند دالان آسمان ، وارد شدن در عالم نور و زیبایی ، دیدار با نزدیکان و دوستانی که مرده اند ، مواجهه با موجودی نورانی ، دارای گیرایی و جذابیت عظیم اخلاقی و معنوی که از نظر مسیحیان عیسی مسیح و از نظر ادیان دیگر فرشته یا مقربان درگاه ملکوت هستند . ...(جان هیک ، فلسفهٔ دین ، ص 309-310)

نکات :
1- افرادی که مذهبی نبودند هم اینگونه تجارب را داشته اند .(فیلم)

2- بعد از مرگ ، اعمالی که روی این اشخاص انجام می شد (مانند بخیه زدن و ...) توسط حواس پنجگانه این اشخاص حس نمی شد .
3- از مکان ها و اشخاصی خبر می دادند که قبلاً ندیده بودند .
4- همانطور که شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی ذکر می کنند ، مرحوم میرداماد در کتب خویش ذکر می کنند که کسی که نتواند به اختیار خودش تخلیه ی روح کند ، حکیم نیست و هنگام خروج روح از بدن (تخلیه روح یا برون فکنی) صدای زنگ سهمناکی شنیده می شود .(که البته با آتوسکوپی متفاوت است)
این نشان می دهد که برون فکنی چیز جدیدی نیست .

کتاب هایی که در این مورد نوشته شده اند بسیارند مانند :

.Maurice Rawlings , Beyond Deaths Door
.Raymond Moody , Life after Life
.Raymond Moody ,Reflections on Life after Life

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-16-2015   #11 (لینک نوشته)
همیار تالار تاریخ و فرهنگ
 
avini's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
شاهد تجربی وجود ساحتی دیگر
آتوسکوپی (Autoscopy)

این پدیده بیانگر آن است که گاهی برخی از بیماران ، از نقطه ای خارج از بدن ، به نظاره ی جسم بی جان خویش می نشینند و پس از بهبودی ، از تلاش امدادگران و پزشکان برای یاری رساندن به آنان گزارشی دقیق ارائه می دهند .
در یکی از گزارش ها چنین آمده است :یک بیمار 42 ساله که طی یک عمل جراحی در پشتش دچار سکتهٔ قلبی شده بود ، صحنه ای را که دیده ، چنین توصیف کرد : "فکر می کنم جراح گفت : قلب ایستاد...ناگهان همهٔ آن ها به سرعت گیره ها را از پشت من بیرون آوردند و به بستن و بخیه زدن پوست پرداختند.من هنوز آنجا در پایین ، نزدیک تخت عملیات جراحی بودم و می دیدم که چگونه از پایین به طرف بالا بخیه می زدند . آن ها چنان به سرعت می دوختند که وقتی به بالا رسیدند ، قسمتی از پوست پشت من زیادی ماند . من واقعاً ناراحت و عصبانی شده بودم . من خیلی بهتر از آن ها می توانستم آن را بدوزم !".(جودیث هوپر و دیک ترسی ، جهان شگفت انگیز مغز ، ترجمه ابراهیم یزدی ، ص 563 ، با اندکی تصرف)

نکته ی قابل توجه این است که برخی از بیماران ، رویداد هایی را گزارش کرده اند که اصلاً در مقابل چشمانشان رخ نداده است .(همان ، ص 564)

این گزارش ها شامل عناصر زیر هستند ، گرچه معمولاً همه در یک مورد خاص گزارش نشده اند :نوعی صدای بلند اولیه ، احساسی مانند اینکه شخص به داخل دالانی تاریک کشانیده می شود -مانند دالان آسمان ، وارد شدن در عالم نور و زیبایی ، دیدار با نزدیکان و دوستانی که مرده اند ، مواجهه با موجودی نورانی ، دارای گیرایی و جذابیت عظیم اخلاقی و معنوی که از نظر مسیحیان عیسی مسیح و از نظر ادیان دیگر فرشته یا مقربان درگاه ملکوت هستند . ...(جان هیک ، فلسفهٔ دین ، ص 309-310)

نکات :
1- افرادی که مذهبی نبودند هم اینگونه تجارب را داشته اند .(فیلم)

2- بعد از مرگ ، اعمالی که روی این اشخاص انجام می شد (مانند بخیه زدن و ...) توسط حواس پنجگانه این اشخاص حس نمی شد .
3- از مکان ها و اشخاصی خبر می دادند که قبلاً ندیده بودند .
4- همانطور که شهید مطهری در کتاب آزادی معنوی ذکر می کنند ، مرحوم میرداماد در کتب خویش ذکر می کنند که کسی که نتواند به اختیار خودش تخلیه ی روح کند ، حکیم نیست و هنگام خروج روح از بدن (تخلیه روح یا برون فکنی) صدای زنگ سهمناکی شنیده می شود .(که البته با آتوسکوپی متفاوت است)
این نشان می دهد که برون فکنی چیز جدیدی نیست .

کتاب هایی که در این مورد نوشته شده اند بسیارند مانند :

.Maurice Rawlings , Beyond Deaths Door
.Raymond Moody , Life after Life
.Raymond Moody ,Reflections on Life after Life

سلام ممنون ، بسیار جذاب و دلنشین بود

بنده خودم به حالت کما را تجربه کرده ام . دالانی بود که انتهایش نور بود
و مـن بی اراده به سـمت آن نـور حـرکت می کردم . برایم جالب است که
در بـرخی از فـیلم ها به زیبایی کما و یا مرگ را به تصویر می کشند . این
یـعنی عـده ای آن مـرحله را تجربه کرده اند و پس از بازگشت برای دیگران
تـعـریـف کـرده انـد . بـنـده در مـنـزل بر اثر نشت گاز داشتم به ملکوت اعلا
می پـیـوسـتم که با رسیدن مادر (عزیزتر از جانم) نجات پیدا کردم . شاید
بـیراه نباشد که بگویم آن دالان انسان را به نقطه ی آغازین می برد . زیـرا
هر چه در دالان پیش می رفتم زمان ها را هم درک می کردم بدون ایـنکه
حـتی مـطلبی از آن زمـان ها شـنیده یا خـوانده بـاشـم (این اتـفاق در 15
سالگی بود) حال سوال اینجاست ، من ، آن هستم که بـه دالان رفـت یا
این هستم که در آینه می بینم ؟



یک مطلب جالب : در فیلم انیمیشن که اسمش یادم نیست ، یک نفر
داشـت می مرد و یـک نفر دیگر هم می خواست او را نجات بدهد و داد
می زد به سمت نور نرو . این نور همان نوری بود که من دیدم .
__________________
دو کاربر hamed1988 (به دلیل توهین به کودک بیگناه من) و marde_barani (به دلیل فحاشی رکیک غیراخلاقی) از طرف من بایکوت هستند .
avini آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-16-2015   #12 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله avini نمايش نوشته ها
سلام ممنون ، بسیار جذاب و دلنشین بود

بنده خودم به حالت کما را تجربه کرده ام . دالانی بود که انتهایش نور بود
و مـن بی اراده به سـمت آن نـور حـرکت می کردم . برایم جالب است که
در بـرخی از فـیلم ها به زیبایی کما و یا مرگ را به تصویر می کشند . این
یـعنی عـده ای آن مـرحله را تجربه کرده اند و پس از بازگشت برای دیگران
تـعـریـف کـرده انـد . بـنـده در مـنـزل بر اثر نشت گاز داشتم به ملکوت اعلا
می پـیـوسـتم که با رسیدن مادر (عزیزتر از جانم) نجات پیدا کردم . شاید
بـیراه نباشد که بگویم آن دالان انسان را به نقطه ی آغازین می برد . زیـرا
هر چه در دالان پیش می رفتم زمان ها را هم درک می کردم بدون ایـنکه
حـتی مـطلبی از آن زمـان ها شـنیده یا خـوانده بـاشـم (این اتـفاق در 15
سالگی بود) حال سوال اینجاست ، من ، آن هستم که بـه دالان رفـت یا
این هستم که در آینه می بینم ؟


یک مطلب جالب : در فیلم انیمیشن که اسمش یادم نیست ، یک نفر
داشـت می مرد و یـک نفر دیگر هم می خواست او را نجات بدهد و داد
می زد به سمت نور نرو . این نور همان نوری بود که من دیدم .
سلام بر دوست گرامی
وقتی اینگونه مسائل مطرح می شود برخی خداناباوران می گویند کجای این تحقیقات گفته که روح وجود دارد ؟!
پاسخ این است که ما که سر لفظ بحثی نداریم ، وقتی می گویند شخص از خارج از بدن ، بدن و دیگر وقایع را می بیند و نسبت به بدنش حسی ندارد ، آیا معنایش این نیست که منشأ آن حواس پنجگانه نیست ؟!
اسمش را می گذارند بخش ناشناخته ی مغز ، خب بگذارند ، ما هم اسمش را می گذاریم روح !
در یک وبلاگ تخصصی فرگشت خواندم که یکی از این دانشمندان این تحقیقات (شامل آتوسکپی و تله پاتی ) را در اختیار ریچارد داوکینز گذاشت و گفت اصلاً و به هیچ عنوان منشأ مادی پیدا نکردیم ، ریچارد داوکینز تنها کاری که توانست بکند بی اعتنایی بود !
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-09-2015   #13 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
mhjhammihan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله avini نمايش نوشته ها
سلام ممنون ، بسیار جذاب و دلنشین بود

بنده خودم به حالت کما را تجربه کرده ام . دالانی بود که انتهایش نور بود
و مـن بی اراده به سـمت آن نـور حـرکت می کردم . برایم جالب است که
در بـرخی از فـیلم ها به زیبایی کما و یا مرگ را به تصویر می کشند . این
یـعنی عـده ای آن مـرحله را تجربه کرده اند و پس از بازگشت برای دیگران
تـعـریـف کـرده انـد . بـنـده در مـنـزل بر اثر نشت گاز داشتم به ملکوت اعلا
می پـیـوسـتم که با رسیدن مادر (عزیزتر از جانم) نجات پیدا کردم . شاید
بـیراه نباشد که بگویم آن دالان انسان را به نقطه ی آغازین می برد . زیـرا
هر چه در دالان پیش می رفتم زمان ها را هم درک می کردم بدون ایـنکه
حـتی مـطلبی از آن زمـان ها شـنیده یا خـوانده بـاشـم (این اتـفاق در 15
سالگی بود) حال سوال اینجاست ، من ، آن هستم که بـه دالان رفـت یا
این هستم که در آینه می بینم ؟



یک مطلب جالب : در فیلم انیمیشن که اسمش یادم نیست ، یک نفر
داشـت می مرد و یـک نفر دیگر هم می خواست او را نجات بدهد و داد
می زد به سمت نور نرو . این نور همان نوری بود که من دیدم .
سلام
لطفا اگر جزئیات بیشتری ازش دارید بفرمایید.
__________________
محمد حسین هستم
آنان که می‌شنوند سخن را، پس پیروی می‌کنند بهترش را، آنانند که رهبریشان کرده است خدا، و آنانند دارندگان خردها - من عرف نفسه فقد انتهى الى غاية كلّ معرفه و علم - جستار فلسفه ی من - کتاب حضرت علامه
mhjhammihan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-09-2015   #14 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
mhjhammihan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله 92sa نمايش نوشته ها
سلام بر دوست گرامی
وقتی اینگونه مسائل مطرح می شود برخی خداناباوران می گویند کجای این تحقیقات گفته که روح وجود دارد ؟!
پاسخ این است که ما که سر لفظ بحثی نداریم ، وقتی می گویند شخص از خارج از بدن ، بدن و دیگر وقایع را می بیند و نسبت به بدنش حسی ندارد ، آیا معنایش این نیست که منشأ آن حواس پنجگانه نیست ؟!
اسمش را می گذارند بخش ناشناخته ی مغز ، خب بگذارند ، ما هم اسمش را می گذاریم روح !
در یک وبلاگ تخصصی فرگشت خواندم که یکی از این دانشمندان این تحقیقات (شامل آتوسکپی و تله پاتی ) را در اختیار ریچارد داوکینز گذاشت و گفت اصلاً و به هیچ عنوان منشأ مادی پیدا نکردیم ، ریچارد داوکینز تنها کاری که توانست بکند بی اعتنایی بود !
سلام

چند مسئله:
  1. اینکه اگر می توان بدون این ابزار دید و این چنین هم خوب دید! پس چرا اصلا داریم از این ابزار استفاده می کنیم؟؟؟ (مگر خر مخمان را گاز گرفته؟) حتی به نظر می رسد که آن بینش قبل از وجود این چشم های روی سر بوده باشد!
  2. مادربزرگم سنشان بالاست و آلزایمر دارند و ... می بینم که به خاطر مشکلی که در مغزشان به وجود آمده بخشی از خاطره و هوشیاری و علم و و تفکر و عقلشان را از دست داده اند.
  3. گفتید: "اسمش را می گذارند بخش ناشناخته ی مغز ، خب بگذارند ، ما هم اسمش را می گذاریم روح !" آیا واقعا مغز روح است؟ یا روح غیر مادی است؟ توجه باید داشت که ایراد مادی گرایان این است که همه اش مادی است. (و نهایتا بعد از غیر مادی بودن پوچی است) می گویند بخش هایی از مغز بعد از مرگ در حال کار است تا اینکه یواش یواش آنها هم از کار بیافتند مثل بعضی دیگر از سلول ها که بعد از مرگ همچنان در حال کار هستند. (اگر اشتباه نکنم می گفتند رشد ناخن تا مدت زیادی بعد از مرگ ادامه دارد) و همچنین، تا کنون دلیل مادی پیدا نکردن دلیل نمی شود که بعد از این هم دلیل پیدا نشود و این خود بشود دلیل معنوی بودن.
mhjhammihan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-09-2015   #15 (لینک نوشته)
همیار تالار تاریخ و فرهنگ
 
avini's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

نوشته اصلي بوسيله mhjhammihan نمايش نوشته ها
سلام
لطفا اگر جزئیات بیشتری ازش دارید بفرمایید.
سلام

گرامی به این لینک مراجعه کرده و چند تصویر مرتبط را ببینید تا بیشتر توضیح بدهم .
و همچنین این ویدئو را هم ببینید : بـازسـازی مـرگ تـقـریبـی و عبور از تونل نور
آنچـه در تصاویر و کلیپ مشاهده کردید بازسازی روایاتی است که شاهدان برگشته از
عـالـم بعد از مـرگ بازگو کرده اند . بنده بعنوان یک شاهد حرکت بدون اختیار در تونلی
کـه انـتـهـایـش نـورانـی است را تـائید می کنم و نزدیک ترین تصویر به مشاهدات بنده
تـصـویـر زیـر اسـت هـرچند تمام تصاویر در نهایت گویای یک موضوع و حقیقت هستند.

دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

امـا ایـن تـصـاویر (ذیـل) صـحـت ندارند ، زیرا حرکت بصورت غیر ارادی و بصورت مـعلق و
شـنـاور (پـرواز) بـا سـرعت نور ، بدون اصطکاک ، بدون تنگی نفس و در تاریکی اسـت.

دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)


دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)


دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

حـالـت بـنـده در سـیر به سـمت نقطه ی نورانی (که بسیار دور و بسیار کوچک بود)
بـیـشـتـر شـبـیـه تـصـویـر زیـر بـود . حـالـت شـناور ، معلق ، غیر ارادی ، بسیار روان

دلایل دو ساحتی بودن انسان (روح)

هـر چـه در تونل پیشروی می کردم زمـان را نیز درک میکردم امـا نه به معنای زمانی
کـه در دنـیـا درک مـیـکـنـم . بـلـکـه هر لحظه ای که در تونل سپری می کردم یکی از
دوران ها را درک می کردم . بعنوان مثال دوران پیامبر اسلام را ، لحظه ای بعد دوران
حـضـرت مـوسی را و در لحظه ی بعد دوران حضرت آدم را . بنده مطالعات چندانی در
بـازه ی ایـن بزرگواران نـداشـتـم و هـیچ تصویری هم از آنها نمی دیدم تنها صدا بود .
جالبتر اینکه من صدای این بزرگواران را هم می شناختم یعنی با شنیدن صدایشان
خیلی عادی (بدون تعجب) آنها را می شناختم گویا سالها بود آنها را می شناختم.

بـه خـاطر نمی آورم چـه چیزهایی شنیدم ، اما ناگهان صدای والده ام را شنیدم که
هراسان اسمم را صدا می کرد ، تونل همانجا محو شد و بنده با سرگیجه شدید به
دنـیا برگشتم . بعـد فهمیدم بر اثر نشت گاز بی هوش شده بودم (یا در کما بودم !)


avini آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:21 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.