تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > گنجینه معنوی > ادعیه و مناجات
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-28-2014   #1 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مفاتيح الجنان

مفاتيح الجنان
» بسم الله الرحمن الرحيم «

مفاتيح الجنان


مفاتيح الجنانمجموعه‌ای از دعاها، مناجات، زیارات، اعمال مخصوصه ایام سال و ماه و روزها است که به باور شیعیان از طرف پیامبر اسلام و ائمه شیعیان صادر شده
و توسط شیخ عباس قمی جمع آوری و تدوین شده‌است. این مجموعه، با دقت احاطه‌ای که مولف آن بر آثار اهل بیت و کتب دعا و زیارات داشته، از معتبرترین کتب
و ادعیه، گردآوری شده‌است، و در مدت کوتاهی ، این کـتاب همه‌گـیرشده و در تمام منازل، مساجد و اماکن متبرکه شیعیان وجود دارد مفاتیح توسط نویسنده. الجنان،
بعدها ملحقاتی به آن اضـافـه شـده‌ است. این مـجـوعه توسط دانشمندان بزرگی،بارها و بارها ترجمه شده است. لکن مشهورترین ترجمه‌هـا از استاد الهی قمشه ای
و علامه شیخ عباس مصباح زاده می‌باشد. شیخ عباس قمی، ملحقاتی به این کتاب، بعدها اضافه کرده که در بعضی از نسخ مفاتیح، به صورت«ملحقات مفاتیح الجنان»
به چشم می‌خورد. این ملحقات، در همان تقسیم بندی، قید شده‌است. بسیاری از این ادعیه و زیارت به کتب معتبر و افراد موثقی چون اقبال (سیدبن طاوس) و مصباح کفعمی ارجاع داده شده‌است.



» معمولاً در صفحات اول مفاتیح الجنان ، چند سوره از قرآن و تمام سوره‌های کوچک قرآن می‌باشد. بعد از آن، کتاب، شامل چند قسمت می‌باشد:
  • بخشی در آداب، مقدمات و تعقیبات نمازها و خواص نمازها و سوره
  • اعمال شب و روز و ایام هفته
  • مناجات‌ها (مناجات خمسه عشر امام سجاد) و مناجات علی در مسجد کوفه
  • دعاهای معروف چون سمات، کمیل، جوشن صغیر و کبیر، مکارم اخلاق و…
  • بخش زیارات، که از زیارت رسول خدا شروع و تا زیارت دوازده امام و زیارت انبیاء و امام زادگان و زیارت بعضی از بزرگان را شامل می‌شود
  • اعمال ماه‌های اسلامی (از محرم تا ذیحجه الحرام). اعمال ماه‌های رومی، خورشیدی
  • نمازهای مستحبی که شامل نمازهای چهارده معصوم، نماز لیله الدفن، نمازهای اول ماه، نماز حاجت، نماز فرزند برای آمرزش والدین و…
  • دعاهایی برای حل مشکلات معنوی و مادی
  • آداب عقیقه، استخاره و آداب آن
  • احکام و آداب مربوط به مردگان.








» در اين جستار كليات مفاتيح الجنان قرار داده خواهد شد .
__________________


مفاتيح الجنان


ويرايش توسط m64am53d : 12-28-2014 در ساعت 11:55 AM
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-28-2014   #2 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : سوره ی یس و فضیلت آن

فضیلت سوره یسَّ

از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه هر كه سوره یس را بخواند بواسطه رضاى خداى ، بخشد خداى عزّوجلّ او را و میدهد به او اَجْر چنانكه گویا خوانده قرآن را دوازده نوبت و هر بیمار كه خوانده شود نزد او سوره یسَّ نازل مى شود به عدد هر حرفى از آن ده فرشته پیش او، صف مى زنند و جهت او استغفار مى كنند و در قبض روح او حاضرند و مشایعت جنازه او مى كنند و نماز بر او مى كنند و در وقت دفن او حاضرند و هر بیمارى كه بخواند این سوره را در سَكَرات مرگ یا نزد او بخوانند مى آید رضوان خازن بهشت با یك شربت از آب بهشت و به او مى دهد پس او مى آشامد و مى میرد سیراب و مبعوث مى شود سیراب و محتاج نمى شود به حوضى از حوضهاى پیغمبران تا وقتى كه داخل بهشت مى شود و او سیراب است و منقول است كه سوره یسَّ به صاحبش مى رساند خیر دنیا و آخرت را و دفع مى كند از او بلاى دنیا و هَوْلْهاى آخرت را و دفع مى كند هر شرّى را و روا مى كند جهت او هر حاجتى را و هر كه بخواند این سوره را برابر بیست حجّ است براى او و هر كه بشنود جهت او باشد هزار نور و هزار یقین و هزار بركت و هزار رحمت و از او بیرون مى آورد هر كوفتى را .
و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقولست كه هر كه در قبرستان درآید و سوره یسَّ بخواند خداى عزّوجلّ عذاب اموات را تخفیف دهد و جهت او باشد به عدد ایشان حسنات و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه هر كه سوره یسَّ را در روز بخواند مرزوق و محفوظ است تا شب و هر كه پیش از خواب در شب بخواند موكّل سازد خداى عزّوجلّ بر او هزار فرشته كه حفظ كنند او را از شرّ هر شیطان رجیم و از هر آفتى و اگر بمیرد در آن روز خداى تعالى او را داخل بهشت سازد، الخبر.

» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

يس (1)
يس.
وَ الْقُرْآنِ الْحَکيمِ (2)
سوگند به قرآن حکيم.
إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلينَ (3)
که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستي،
عَلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (4)
بر راهي راست (قرار داري)؛
تَنْزيلَ الْعَزيزِ الرَّحيمِ (5)
اين قرآني است که از سوي خداوند عزيز و رحيم نازل شده است
لِتُنْذِرَ قَوْمًا ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ (6)
تا قومي را بيم دهي که پدرانشان انذار نشدند، از اين رو آنان غافلند!
لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلي أَکْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (7)
فرمان (الهي) درباره بيشتر آنها تحقق يافته، به همين جهت ايمان نمي‏آورند!
إِنّا جَعَلْنا في أَعْناقِهِمْ أَغْلالاً فَهِيَ إِلَي اْلأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ (8)
ما در گردنهاي آنان غلهايي قرار داديم که تا چانه‏ها ادامه دارد و سرهاي آنان را به بالا نگاه داشته است!
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ (9)
و در پيش روي آنان سدّي قرار داديم، و در پشت سرشان سدّي؛ و چشمانشان را پوشانده‏ايم، لذا نمي‏بينند!
وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ ءَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (10)
براي آنان يکسان است: چه انذارشان کني يا نکني، ايمان نمي‏آورند!
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ کَريمٍ (11)
تو فقط کسي را انذار مي‏کني که از اين يادآوري (الهي) پيروي کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنين کسي را به آمرزش و پاداشي پرارزش بشارت ده!
إِنّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتي وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ (12)
به يقين ما مردگان را زنده مي‏کنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را ثبت مي‌کنيم؛ و همه چيز را در امام مبين(آشکار کننده‏اي) گردآورده‌ايم!
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ (13)
و براي آنها، اصحاب قريه (انطاکيه) را مثال بزن هنگامي که فرستادگان خدا به سوي آنان آمدند؛
إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَکَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنّا إِلَيْکُمْ مُرْسَلُونَ (14)
هنگامي که دو نفر از رسولان را بسوي آنها فرستاديم، امّا آنان رسولان (ما) را تکذيب کردند؛ پس براي تقويت آن دو، شخص سوّمي فرستاديم، آنها همگي گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوي شما هستيم!»
قالُوا ما أَنْتُمْ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ تَکْذِبُونَ (15)
امّا آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشري همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزي نازل نکرده، شما فقط دروغ مي‏گوييد!»
قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنّا إِلَيْکُمْ لَمُرْسَلُونَ (16)
(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعاً فرستادگان (او) به سوي شما هستيم،
وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ (17)
و بر عهده ما چيزي جز ابلاغ آشکار نيست!»
قالُوا إِنّا تَطَيَّرْنا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَ لَيَمَسَّنَّکُمْ مِنّا عَذابٌ أَليمٌ (18)
آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‏ايم (و وجود شما را شوم مي‏دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم کرد و شکنجه دردناکي از ما به شما خواهد رسيد!
قالُوا طائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَ إِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (19)
(رسولان) گفتند: «شومي شما از خودتان است اگر درست بينديشيد، بلکه شما گروهي اسرافکاريد!»
وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدينَةِ رَجُلٌ يَسْعي قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلينَ (20)
و مردي (با ايمان) از دورترين نقطه شهر با شتاب فرا رسيد، گفت: «اي قوم من! از فرستادگان (خدا) پيروي کنيد!
اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُکُمْ أَجْرًا وَ هُمْ مُهْتَدُونَ (21)
از کساني پيروي کنيد که از شما مزدي نمي‏خواهند و خود هدايت يافته‏اند!
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذي فَطَرَني وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (22)
من چرا کسي را پرستش نکنم که مرا آفريده، و همگي به سوي او بازگشت داده مي‏شويد؟!
ءَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئًا وَ لا يُنْقِذُونِ (23)
آيا غير از او معبوداني را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زياني به من برساند، شفاعت آنها کمترين فايده‏اي براي من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!
إِنّي إِذًا لَفي ضَلالٍ مُبينٍ (24)
اگر چنين کنم، من در گمراهي آشکاري خواهم بود!
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ (25)
(به همين دليل) من به پروردگارتان ايمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهيد!»
قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُونَ(26)
(سرانجام او را شهيد کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اي کاش قوم من مي‏دانستند...
بِما غَفَرَ لي رَبّي وَ جَعَلَني مِنَ الْمُکْرَمينَ (27)
که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامي‏داشتگان قرار داده است!»
وَ ما أَنْزَلْنا عَلي قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما کُنّا مُنْزِلينَ (28)
و ما بعد از او بر قومش هيچ لشکري از آسمان نفرستاديم، و هرگز سنت ما بر اين نبود؛
إِنْ کانَتْ إِلاّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ (29)
(بلکه) فقط يک صيحه آسماني بود، ناگهان همگي خاموش شدند!
يا حَسْرَةً عَلَي الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ کانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ (30)
افسوس بر اين بندگان که هيچ پيامبري براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‏کردند!
أَ لَمْ يَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ (31)
آيا نديدند چقدر از اقوام پيش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کرديم، آنها هرگز به سوي ايشان بازنمي‏گردند (و زنده نمي‏شوند)!
وَ إِنْ کُلٌّ لَمّا جَميعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ (32)
و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مي‏شوند!
وَ آيَةٌ لَهُمُ اْلأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ يَأْکُلُونَ (33)
زمين مرده براي آنها آيتي است، ما آن را زنده کرديم و دانه ‏هاي (غذايي) از آن خارج ساختيم که از آن مي‏خورند؛
وَ جَعَلْنا فيها جَنّاتٍ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ وَ فَجَّرْنا فيها مِنَ الْعُيُونِ (34)
و در آن باغهايي از نخلها و انگورها قرار داديم و چشمه ‏هايي از آن جاري ساختيم،
لِيَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْديهِمْ أَ فَلا يَشْکُرُونَ (35)
تا از ميوه آن بخورند در حالي که دست آنان هيچ دخالتي در ساختن آن نداشته است! آيا شکر خدا را بجا نمي‏آورند؟!
سُبْحانَ الَّذي خَلَقَ اْلأَزْواجَ کُلَّها مِمّا تُنْبِتُ اْلأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمّا لا يَعْلَمُونَ (36)
منزه است کسي که تمام زوجها را آفريد، از آنچه زمين مي‏روياند، و از خودشان، و از آنچه نمي‏دانند!
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ (37)
شب (نيز) براي آنها نشانه‏اي است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن برمي‏گيريم، ناگهان تاريکي آنان را فرا مي‏گيرد!
وَ الشَّمْسُ تَجْري لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِکَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ (38)
و خورشيد (نيز براي آنها آيتي است) که پيوسته بسوي قرارگاهش در حرکت است؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست.
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّي عادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَديمِ(39)
و براي ماه منزلگاه‏هايي قرار داديم، (و هنگامي که اين منازل را طي کرد) سرانجام بصورت «شاخه کهنه قوسي شکل و زرد رنگ خرما» در مي‏آيد.
لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ في فَلَکٍ يَسْبَحُونَ (40)
نه خورشيد را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشي مي‏گيرد؛ و هر کدام در مسير خود شناورند.
وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنّا حَمَلْنا ذُرّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (41)
نشانه‏اي (ديگر از عظمت پروردگار) براي آنان است که ما فرزندانشان را در کشتيهايي پر (از وسايل و بارها) حمل کرديم.
وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْکَبُونَ (42)
و براي آنها مرکبهاي ديگري همانند آن آفريديم.
وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَريخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ (43)
و اگر بخواهيم آنها را غرق مي‏کنيم بطوري که نه فريادرسي داشته باشند و نه نجات داده شوند!
إِلاّ رَحْمَةً مِنّا وَ مَتاعًا إِلي حينٍ (44)
مگر اينکه رحمت ما شامل حال آنان شود، و تا زمان معيّني از اين زندگي بهره گيرند!
وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديکُمْ وَ ما خَلْفَکُمْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (45)
و هرگاه به آنها گفته شود: «از آنچه پيش رو و پشت سر شماست [= از عذابهاي الهي] بترسيد تا مشمول رحمت الهي شويد!» (اعتنا نمي‏کنند).
وَ ما تَأْتيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلاّ کانُوا عَنْها مُعْرِضينَ (46)

و هيچ آيه‏اي از آيات پروردگارشان براي آنها نمي‏آيد مگر اينکه از آن روي‏گردان مي شوند.
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قالَ الَّذينَ کَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ في ضَلالٍ مُبينٍ (47)
و هنگامي که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزي کرده انفاق کنيد!»، کافران به مؤمنان مي‏گويند: «آيا ما کسي را اطعام کنيم که اگر خدا مي‏خواست
او را اطعام مي‏کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهي آشکاريد»!

وَ يَقُولُونَ مَتي هذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ (48)
آنها مي‏گويند: «اگر راست مي‏گوييد، اين وعده (قيامت) کي خواهد بود؟!
ما يَنْظُرُونَ إِلاّ صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ (49)
(امّا)جز اين انتظار نمي‏کشند که يک صيحه عظيم (آسماني) آنها را فراگيرد، در حالي که مشغول جدال (در امور دنيا) هستند.
فَلا يَسْتَطيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلي أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ (50)
(چنان غافلگير مي‏شوند که حتّي) نمي‏توانند وصيّتي کنند يا به سوي خانواده خود بازگردند!
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ اْلأَجْداثِ إِلي رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ(51)
(بار ديگر) در «صور» دميده مي‏شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوي (دادگاه) پروردگارشان مي‏روند!
قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)
مي‏گويند: «اي واي بر ما! چه کسي ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟! (آري) اين همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند!»
إِنْ کانَتْ إِلاّ صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَميعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ (53)
صيحه واحدي بيش نيست، (فريادي عظيم برمي‏خيزد) ناگهان همگي نزد ما احضار مي‏شوند!
فَالْيَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاّ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (54)
(و به آنها گفته مي‏شود) امروز به هيچ کس ذرّه‏اي ستم نمي‏شود، و جز آنچه را عمل مي‏کرديد جزا داده نمي‏شويد!
إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ في شُغُلٍ فاکِهُونَ (55)
بهشتيان، امروز به نعمتهاي خدا مشغول و مسرورند.
هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ في ظِلالٍ عَلَي اْلأَرائِکِ مُتَّکِؤُنَ (56)
آنها و همسرانشان در سايه‏هاي (قصرها و درختان بهشتي) بر تختها تکيه زده‏اند.
لَهُمْ فيها فاکِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ (57)
براي آنها در بهشت ميوه بسيار لذّت‏بخشي است، و هر چه بخواهند در اختيار آنان خواهد بود!
سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحيمٍ (58)
بر آنها سلام (و درود الهي) است؛ اين سخني است از سوي پروردگاري مهربان!
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ (59)
(و به آنها مي‏گويند:) جدا شويد امروز اي گنهکاران!
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْکُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ (60)
آيا با شما عهد نکردم اي فرزندان آدم که شيطان را نپرستيد، که او براي شما دشمن آشکاري است؟!
وَ أَنِ اعْبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ (61)
و اينکه مرا بپرستيد که راه مستقيم اين است؟!
وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلاًّ کَثيرًا أَ فَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ (62)
او گروه زيادي از شما را گمراه کرد، آيا انديشه نکرديد؟!
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (63)
اين همان دوزخي است که به شما وعده داده مي‏شد!
اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ (64)
امروز وارد آن شويد و به خاطر کفري که داشتيد به آتش آن بسوزيد!
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلي أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَيْديهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا يَکْسِبُونَ (65)
امروز بر دهانشان مُهر مي‏نهيم، و دستهايشان با ما سخن مي‏گويند و پاهايشان کارهايي را که انجام مي‏دادند شهادت مي‏دهند!
وَ لَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلي أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَأَنّي يُبْصِرُونَ (66)
و اگر بخواهيم چشمانشان را محو کنيم؛ سپس براي عبور از راه، مي‏خواهند بر يکديگر پيشي بگيرند، امّا چگونه مي‏توانند ببينند؟!
وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلي مَکانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا وَ لا يَرْجِعُونَ (67)
و اگر بخواهيم آنها را در جاي خود مسخ مي‏کنيم (و به مجسمه‏هايي بي‏روح مبدّل مي‏سازيم) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند يا به عقب برگردند!
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ (68)
هر کس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه‏اش مي‏کنيم (و به ناتواني کودکي باز مي‏گردانيم)؛ آيا انديشه نمي‏کنند؟!
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبينٌ (69)
ما هرگز شعر به او [= پيامبر] نياموختيم، و شايسته او نيست (شاعر باشد)؛ اين (کتاب آسماني) فقط ذکر و قرآن مبين است!
لِيُنْذِرَ مَنْ کانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَي الْکافِرينَ (70)
تا افرادي را که زنده‏اند بيم دهد (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد!
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمّا عَمِلَتْ أَيْدينا أَنْعامًا فَهُمْ لَها مالِکُونَ (71)
آيا نديدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‏ايم چهارپاياني براي آنان آفريديم که آنان مالک آن هستند؟!
وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَکُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْکُلُونَ (72)
و آنها را رام ايشان ساختيم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذيه مي‏کنند؛
وَ لَهُمْ فيها مَنافِعُ وَ مَشارِبُ أَ فَلا يَشْکُرُونَ (73)
و براي آنان بهره‏هاي ديگري در آن (حيوانات) است و نوشيدنيهائي گوارا؛ آيا با اين حال شکرگزاري نمي‏کنند؟!
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ (74)
آنان غير از خدا معبوداني براي خويش برگزيدند به اين اميد که ياري شوند!
لا يَسْتَطيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ (75)
ولي آنها قادر به ياري ايشان نيستند، و اين (عبادت‏کنندگان در قيامت) لشکري براي آنها خواهند بود که در آتش دوزخ احضار مي‏شوند!
فَلا يَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ (76)
پس سخنانشان تو را غمگين نسازد، ما آنچه را پنهان مي‏دارند و آنچه را آشکار مي‏کنند مي‏دانيم!
أَ وَ لَمْ يَرَ اْلإِنْسانُ أَنّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ(77)
آيا انسان نمي‏داند که ما او را از نطفه‏اي بي‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست!
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميمٌ (78)
و براي ما مثالي زد و آفرينش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسي اين استخوانها را زنده مي‏کند در حالي که پوسيده است؟!»
قُلْ يُحْييهَا الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ (79)
بگو: «همان کسي آن را زنده مي‏کند که نخستين بار آن را آفريد؛ و او به هر مخلوقي داناست!
الَّذي جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الشَّجَرِ اْلأَخْضَرِ نارًا فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ (80)
همان کسي که براي شما از درخت سبز، آتش آفريد و شما بوسيله آن، آتش مي‏افروزيد!»
أَ وَ لَيْسَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ بِقادِرٍ عَلي أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلي وَ هُوَ الْخَلاّقُ الْعَليمُ (81)
آيا کسي که آسمانها و زمين را آفريد، نمي‏تواند همانند آنان [= انسانهاي خاک شده] را بيافريند؟! آري (مي‏تواند)، و او آفريدگار داناست!
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ(82)
فرمان او چنين است که هرگاه چيزي را اراده کند، تنها به آن مي‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بي‏درنگ موجود مي‏شود!
فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (83)
پس منزّه است خداوندي که مالکيّت و حاکميّت همه چيز در دست اوست؛ و شما را به سوي او بازمي‏گردانند!


دانلود صوتی سوره یس :

مفاتيح الجنانترتیل سوره یس



ويرايش توسط m64am53d : 12-28-2014 در ساعت 06:24 PM
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-28-2014   #3 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره الرّحمن

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه فرمود مگذارید خواندن سوره الرّحمن را بدرستى كه او در دل منافقان قرار نمى گیرد و مى آید از نزد خداى عزّوجلّ در روز قیامت در صورت آدمى در بهترین صورتى و خوشترین بوئى تا آنكه مى ایستد نزد خداى تعالى در جایى كه نزدیكتر از آن نیست به خداى تعالى پس مى گوید خداى عزّوجلّ به آن كه كیست آنكه قیام مى نمود به امر تو در حیات دنیا و مداومت مى كرد در خواندن تو پس او مى گوید یا ربّ فلان و فلان پس سفید مى شود رویهاى ایشان ، پس مى گوید به ایشان كه شفاعت كنید هر كس را كه مى خواهید پس شفاعت مى كنند تا حدّى كه كسى نمى ماند كه اراده شفاعت جهت او داشته باشد كه شفاعت نكند پس خداى عزّوجلّ مى گوید به ایشان كه داخل بهشت شوید و هرجا كه مى خواهید ساكن شوید و از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواند سوره الرّحمن را و هر جا كه بخواند ((فَبِاَىِّ الاَّءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ)) بگوید ((لابِشَىْءٍ مِنْ الاَّئِكَ رَبِّ اُكَذِّبُ)) پس اگر در شب بخواند آنگاه بمیرد شهید مرده و اگر در روز بخواند آنگاه بمیرد شهید مرده .
» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

الرَّحْمنُ (1)
خداوند رحمان،
عَلَّمَ الْقُرْآنَ(2)
قرآن را تعليم فرمود،
خَلَقَ اْلإِنْسانَ (3)
انسان را آفريد،
عَلَّمَهُ الْبَيانَ (4)
و به او «بيان» را آموخت.
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ (5)
خورشيد و ماه با حساب منظّمي مي‏گردند،
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ (6)
و گياه و درخت براي او سجده مي‏کنند!
وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ(7)
و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت،
أَلاّ تَطْغَوْا فِي الْميزانِ (8)
تا در ميزان طغيان نکنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)،
وَ أَقيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْميزانَ (9)
و وزن را بر اساس عدل برپا داريد و ميزان را کم نگذاريد!
وَ اْلأَرْضَ وَضَعَها لِْلأَنامِ (10)
زمين را براي خلايق آفريد،
فيها فاکِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ اْلأَکْمامِ(11)
که در آن ميوه‏ها و نخلهاي پرشکوفه است،
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ (12)
و دانه‏هايي که همراه با ساقه و برگي است که بصورت کاه درمي‏آيد، و گياهان خوشبو!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (13)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را تکذيب مي‏کنيد (شما اي گروه جنّ و انس)؟!
خَلَقَ اْلإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخّارِ (14)
انسان را از گِل خشکيده‏اي همچون سفال آفريد،
وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ (15)
و جنّ را از شعله‏هاي مختلط و متحرّک آتش خلق کرد!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (16)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ (17)
او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (18)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19)
دو درياي مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالي که با هم تماس دارند؛
بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)
در ميان آن دو برزخي است که يکي بر ديگري غلبه نمي‏کند (و به هم نمي‏آميزند)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج مي‏شود.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (23)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ کَاْلأَعْلامِ (24)
و براي اوست کشتيهاي ساخته شده که در دريا به حرکت درمي‏آيند و همچون کوهي هستند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (25)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
کُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ (26)
همه کساني که روي آن [= زمين] هستند فاني مي‏شوند،
وَ يَبْقي وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ اْلإِکْرامِ (27)
و تنها ذات ذوالجلال و گرامي پروردگارت باقي مي‏ماند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (28)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ کُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ (29)
تمام کساني که در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مي‏کنند، و او هر روز در شأن و کاري است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (30)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ (31)
بزودي به حساب شما مي‏پردازيم اي دو گروه انس و جنّ!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ(32)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ اْلإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاّ بِسُلْطانٍ(33)
اي گروه جنّ و انس! اگر مي‏توانيد از مرزهاي آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد، ولي هرگز نمي‏توانيد، مگر با نيرويي (فوق العاده)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (34)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
يُرْسَلُ عَلَيْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ (35)
شعله‏هايي از آتش بي‏دود، و دودهايي متراکم بر شما فرستاده مي‏شود؛ و نمي‏توانيد از کسي ياري بطلبيد!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (36)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهانِ (37)
در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناکي رخ مي‏دهد که تاب تحمل آن را نخواهيد داشت)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (38)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ(39)
در آن روز هيچ کس از انس و جنّ از گناهش سؤال نمي‏شود (و همه چيز روشن است)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (40)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصي وَ اْلأَقْدامِ (41)
مجرمان از چهره‏هايشان شناخته مي‏شوند؛ و آنگاه آنها را از موهاي پيش سر، و پاهايشان مي‏گيرند (و به دوزخ مي‏افکنند)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (42)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي يُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ (43)
اين همان دوزخي است که مجرمان آن را انکار مي‏کردند!
يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَميمٍ آنٍ (44)
امروز در ميان آن و آب سوزان در رفت و آمدند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (45)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ (46)
و براي کسي که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتي است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (47)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
ذَواتا أَفْنانٍ (48)
(آن دو باغ بهشتي) داراي انواع نعمتها و درختان پرطراوت است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (49)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ(50)
در آنها دو چشمه هميشه جاري است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (51)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِما مِنْ کُلِّ فاکِهَةٍ زَوْجانِ (52)
در آن دو، از هر ميوه‏اي دو نوع وجود دارد (هر يک از ديگري بهتر)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (53)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
مُتَّکِئينَ عَلي فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَي الْجَنَّتَيْنِ دانٍ (54)
اين در حالي است که آنها بر فرشهايي تکيه کرده‏اند با آسترهائي از ديبا و ابريشم، و ميوه‏هاي رسيده آن دو باغ بهشتي در دسترس است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ(55)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (56)
در آن باغهاي بهشتي زناني هستند که جز به همسران خود عشق نمي‏ورزند؛ و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (57)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
کَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ (58)
آنها همچون ياقوت و مرجانند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (59)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
هَلْ جَزاءُ اْلإِحْسانِ إِلاَّ اْلإِحْسانُ (60)
آيا جزاي نيکي جز نيکي است؟!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (61)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ (62)
و پايين تر از آنها، دو باغ بهشتي ديگر است.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (63)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
مُدْهامَّتانِ (64)
هر دو خرّم و سرسبزند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (65)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِما عَيْنانِ نَضّاخَتانِ (66)
در آنها دو چشمه جوشنده است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (67)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّانٌ (68)
در آنها ميوه‏هاي فراوان و درخت خرما و انار است!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (69)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
فيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ(70)
و در آن باغهاي بهشتي زناني نيکو خلق و زيبايند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (71)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ (72)
حورياني که در خيمه‏ هاي بهشتي مستورند!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (73)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (74)
هيچ انس و جنّ پيش از ايشان با آنها تماس نگرفته (و دوشيزه‏اند)!
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (75)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
مُتَّکِئينَ عَلي رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ (76)
اين در حالي است که بهشتيان بر تختهايي تکيه زده‏اند که با بهترين و زيباترين پارچه‏هاي سبزرنگ پوشانده شده است.
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (77)
پس کدامين نعمتهاي پروردگارتان را انکار مي‏کنيد؟!
تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِي الْجَلالِ وَ اْلإِکْرامِ(78)
پربرکت و زوال‏ناپذير است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو!
دانلود صوتی
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره الرحمن
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 12-30-2014   #4 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره واقعه

نقل است كه عثمان بن عفّان به عیادت عبداللّه بن مسعود رفت در مرضى كه به آن فوت شد به او گفت كه از چه شِكوه دارى گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل دارى گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طبیب طلب نكنم گفت طبیب مرا بیمار كرده گفت امر نكنم كه به تو عطیّه بدهند گفت در وقتى كه احتیاج داشتم به من ندادى الحال كه مستغنیم مى دهى گفت آنچه مى دهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشان را به آن حاجتى نیست جهت اینكه من ایشان را امر كردم بخواندن سوره واقعه و من شنیده ام از حضرت رسول صلى الله علیه و آله كه مى گفت هر كه بخواند سوره واقعه را در هر شب نمى رسد به او پریشانى هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقلست كه هر كه بخواند سوره واقعه را هر شب پیش از آنكه بخوابد ملاقات كند خداى عزّوجلّ را در حالتى كه روى آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامى آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست كه هر كه مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت سوره واقعه بخواند.
» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ (1)
هنگامي که واقعه عظيم (قيامت) واقع شود،
لَيْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَةٌ (2)
هيچ کس نمي‏تواند آن را انکار کند!
خافِضَةٌ رافِعَةٌ (3)
(اين واقعه) گروهي را پايين مي‏آورد و گروهي را بالا مي‏برد!
إِذا رُجَّتِ اْلأَرْضُ رَجًّا (4)
در آن هنگام که زمين بشدّت به لرزه درمي‏آيد،
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا (5)
و کوه‏ها در هم کوبيده مي‏شود،
فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا (6)
و بصورت غبار پراکنده درمي‏آيد،
وَ کُنْتُمْ أَزْواجًا ثَلاثَةً (7)
و شما سه گروه خواهيد بود!
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ (8)
(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگاني!
وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ (9)
گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شوماني!
وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ (10)
و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند،
أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ (11)
آنها مقرّبانند!
في جَنّاتِ النَّعيمِ (12)
در باغهاي پرنعمت بهشت (جاي دارند)!
ثُلَّةٌ مِنَ اْلأَوَّلينَ (13)
گروه زيادي (از آنها) از امّتهاي نخستينند،
وَ قَليلٌ مِنَ اْلآخِرينَ (14)
و اندکي از امّت آخرين!
عَلي سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ (15)
آنها [= مقرّبان] بر تختهايي که صف‏کشيده و به هم پيوسته است قراردارند،
مُتَّکِئينَ عَلَيْها مُتَقابِلينَ (16)
در حالي که بر آن تکيه زده و رو به روي يکديگرند!
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ (17)
نوجواناني جاودان (در شکوه و طراوت) پيوسته گرداگرد آنان مي‏گردند،
بِأَکْوابٍ وَ أَباريقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعينٍ (18)
با قدحها و کوزه‏ها و جامهايي از نهرهاي جاري بهشتي (و شراب طهور)!
لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ (19)
امّا شرابي که از آن درد سر نمي‏گيرند و نه مست مي‏شوند!
وَ فاکِهَةٍ مِمّا يَتَخَيَّرُونَ (20)
و ميوه‏هايي از هر نوع که انتخاب کنند،
وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمّا يَشْتَهُونَ (21)
و گوشت پرنده از هر نوع که مايل باشند!
وَ حُورٌ عينٌ (22)
و همسراني از حور العين دارند،
کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ (23)
همچون مرواريد در صدف پنهان!
جَزاءً بِما کانُوا يَعْمَلُونَ (24)
اينها پاداشي است در برابر اعمالي که انجام مي‏دادند!
لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْوًا وَ لا تَأْثيمًا (25)
در آن (باغهاي بهشتي) نه لغو و بيهوده‏اي مي‏شنوند نه سخنان گناه آلود؛
إِلاّ قيلاً سَلامًا سَلامًا (26)
تنها چيزي که مي‏شنوند «سلام» است «سلام»!
وَ أَصْحابُ الْيَمينِ ما أَصْحابُ الْيَمينِ (27)
و اصحاب يمين و خجستگان، چه اصحاب يمين و خجستگاني!
في سِدْرٍ مَخْضُودٍ (28)
آنها در سايه درختان «سِدر» بي‏خار قرار دارند،
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ (29)
و در سايه درخت «طلح» پربرگ [= درختي خوشرنگ و خوشبو]،
وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ (30)
و سايه کشيده و گسترده،
وَ ماءٍ مَسْکُوبٍ (31)
و در کنار آبشارها،
وَ فاکِهَةٍ کَثيرَةٍ (32)
و ميوه‏هاي فراوان،
لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ (33)
که هرگز قطع و ممنوع نمي‏شود،
وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ (34)
و همسراني بلندمرتبه!
إِنّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً (35)
ما آنها را آفرينش نويني بخشيديم،
فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکارًا (36)
و همه را دوشيزه قرار داديم،
عُرُبًا أَتْرابًا (37)
زناني که تنها به همسرشان عشق مي‏ورزند و خوش زبان و فصيح و هم سن و سالند!
ِلأَصْحابِ الْيَمينِ (38)
اينها همه براي اصحاب يمين است،
ثُلَّةٌ مِنَ اْلأَوَّلينَ (39)
که گروهي از امّتهاي نخستينند،
وَ ثُلَّةٌ مِنَ اْلآخِرينَ (40)
و گروهي از امّتهاي آخرين!
وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ (41)
و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالي (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مي‏شود)!
في سَمُومٍ وَ حَميمٍ (42)
آنها در ميان بادهاي کشنده و آب سوزان قرار دارند،
وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ (43)
و در سايه دودهاي متراکم و آتشزا!
لا بارِدٍ وَ لا کَريمٍ (44)
سايه‏اي که نه خنک است و نه آرامبخش!
إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفينَ (45)
آنها پيش از اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند،
وَ کانُوا يُصِرُّونَ عَلَي الْحِنْثِ الْعَظيمِ (46)
و بر گناهان بزرگ اصرار مي‏ورزيدند،
وَ کانُوا يَقُولُونَ أَ إِذا مِتْنا وَ کُنّا تُرابًا وَ عِظامًا أَ إِنّا لَمَبْعُوثُونَ(47)
و مي‏گفتند: «هنگامي که ما مُرديم و خاک و استخوان شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟!
أَ وَ آباؤُنَا اْلأَوَّلُونَ (48)
يا نياکان نخستين ما (برانگيخته مي‏شوند)؟!»
قُلْ إِنَّ اْلأَوَّلينَ وَ اْلآخِرينَ (49)
بگو: «اوّلين و آخرين،
لَمَجْمُوعُونَ إِلي ميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (50)
همگي در موعد روز معيّني گردآوري مي‏شوند،
ثُمَّ إِنَّکُمْ أَيُّهَا الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ (51)
سپس شما اي گمراهان تکذيب‏کننده!
َلآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ (52)
قطعاً از درخت زقّوم مي‏خوريد،
فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ (53)
و شکمها را از آن پر مي‏کنيد،
فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَميمِ (54)
و روي آن از آب سوزان مي‏نوشيد،
فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهيمِ (55)
و همچون شتران مبتلا به بيماري عطش، از آن مي‏آشاميد!
هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ (56)
اين است وسيله پذيرايي از آنها در قيامت!
نَحْنُ خَلَقْناکُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ (57)
»ما شما را آفريديم؛ پس چرا (آفرينش مجدّد را) تصديق نمي‏کنيد؟!
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ (58)
آيا از نطفه‏اي که در رحم مي‏ريزيد آگاهيد؟!
ءَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ (59)
آيا شما آن را (در دوران جنيني) آفرينش (پي در پي) مي‏دهيد يا ما آفريدگاريم؟!
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَکُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ(60)
ما در ميان شما مرگ را مقدّر ساختيم؛ و هرگز کسي بر ما پيشي نمي‏گيرد!
عَلي أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ في ما لا تَعْلَمُونَ (61)
تا گروهي را به جاي گروه ديگري بياوريم و شما را در جهاني که نمي‏دانيد آفرينش تازه‏اي بخشيم!
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ اْلأُولي فَلَوْ لا تَذَکَّرُونَ (62)
شما عالم نخستين را دانستيد؛ چگونه متذکّر نمي‏شويد (که جهاني بعد از آن است)؟!
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ (63)
آيا هيچ درباره آنچه کشت مي‏کنيد انديشيده‏ايد؟!
ءَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ (64)
آيا شما آن را مي‏رويانيد يا ما مي‏رويانيم؟!
لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ (65)
هرگاه بخواهيم آن را مبدّل به کاه در هم کوبيده مي‏کنيم که تعجّب کنيد!
إِنّا لَمُغْرَمُونَ (66)
(بگونه‏اي که بگوييد:) براستي ما زيان کرده‏ايم،
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (67)
بلکه ما بکلّي محروميم!
أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذي تَشْرَبُونَ (68)
آيا به آبي که مي‏نوشيد انديشيده‏ايد؟!
ءَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ (69)
آيا شما آن را از ابر نازل کرده‏ايد يا ما نازل مي‏کنيم؟!
لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجًا فَلَوْ لا تَشْکُرُونَ (70)
هرگاه بخواهيم، اين آب گوارا را تلخ و شور قرار مي‏دهيم؛ پس چرا شکر نمي‏کنيد؟!
أَ فَرَأَيْتُمُ النّارَ الَّتي تُورُونَ (71)
آيا درباره آتشي که مي‏افروزيد فکر کرده‏ايد؟!
ءَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ (72)
آيا شما درخت آن را آفريده‏ايد يا ما آفريده‏ايم؟!
نَحْنُ جَعَلْناها تَذْکِرَةً وَ مَتاعًا لِلْمُقْوينَ (73)
ما آن را وسيله يادآوري (براي همگان) و وسيله زندگي براي مسافران قرار داده‏ايم!
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظيمِ (74)
حال که چنين است به نام پروردگار بزرگت تسبيح کن (و او را پاک و منزّه بشمار)!
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ (75)
سوگند به جايگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)!
وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظيمٌ (76)
و اين سوگندي است بسيار بزرگ، اگر بدانيد!
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَريمٌ (77)
که آن، قرآن کريمي است،
في کِتابٍ مَکْنُونٍ (78)
که در کتاب محفوظي جاي دارد،
لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (79)
و جز پاکان نمي‏توانند به آن دست زنند [= دست يابند].
تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ (80)
آن از سوي پروردگار عالميان نازل شده؛
أَ فَبِهذَا الْحَديثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ (81)
آيا اين سخن را [= اين قرآن را با اوصافي که گفته شد] سست و کوچک مي‏شمريد،
وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ (82)
و به جاي شکر روزيهايي که به شما داده شده آن را تکذيب مي‏کنيد؟!
فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83)
پس چرا هنگامي که جان به گلوگاه مي‏رسد (توانايي بازگرداندن آن را نداريد)؟!
وَ أَنْتُمْ حينَئِذٍ تَنْظُرُونَ (84)
و شما در اين حال نظاره مي‏کنيد (و کاري از دستتان ساخته نيست)؛
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْکُمْ وَ لکِنْ لا تُبْصِرُونَ (85)
و ما از شما به او نزديکتريم ولي نمي‏بينيد!
فَلَوْ لا إِنْ کُنْتُمْ غَيْرَ مَدينينَ (86)
اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمي‏شويد،
تَرْجِعُونَها إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ (87)
پس آن (روح) را بازگردانيد اگر راست مي‏گوييد!
فَأَمّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ (88)
پس اگر او از مقرّبان باشد،
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيمٍ (89)
در رَوح و ريحان و بهشت پرنعمت است!
وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمينِ (90)
امّا اگر از اصحاب يمين باشد،
فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمينِ (91)
(به او گفته مي‏شود:) سلام بر تو از سوي دوستانت که از اصحاب يمينند!
وَ أَمّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبينَ الضّالِّينَ (92)
امّا اگر او از تکذيب‏کنندگان گمراه باشد،
فَنُزُلٌ مِنْ حَميمٍ (93)
با آب جوشان دوزخ از او پذيرايي مي‏شويد!
وَ تَصْلِيَةُ جَحيمٍ (94)
و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است،
إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقينِ (95)
اين مطلب حقّ و يقين است!
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظيمِ (96)
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح کن (و او را منزّه بشمار)!
دانلود صوتی

مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره واقعه
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-01-2015   #5 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره جُمعه

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه واجبست بر هر مؤ من هرگاه شیعه ما باشد كه بخواند در نماز شب جمعه سوره جمعه وَ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الاَْعْلى و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین و هرگاه این را به عمل آورد چنانست كه گویا عمل رسول خدا صلى الله علیه و آله را بجا آورده و ثواب و جزاى او بر خداوند عزّوجلّ بهشت است .
» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿۱﴾
آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است‏خدايى را كه پادشاه پاك ارجمند فرزانه است تسبيح مى‏ گويند
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۲﴾
اوست آن كس كه در ميان بى‏ سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [آنان] قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند
وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۳﴾
و [نيز بر جماعت هايى] ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوسته ‏اند و اوست ارجمند سنجيده‏ كار
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۴﴾
اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد عطا مى‏ كند و خدا داراى فضل بسيار است
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾
مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‏كشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى ‏نمايد
قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۶﴾
بگو اى كسانى كه يهودى شده‏ايد اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس اگر راست مى ‏گوييد درخواست مرگ كنيد
وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿۷﴾
و[لى] هرگز آن را به سبب آنچه از پيش به دست‏ خويش كرده ‏اند آرزو نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾
بگو آن مرگى كه از آن مى‏گريزيد قطعا به سر وقت‏ شما مى ‏آيد آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده خواهيد شد و به آنچه [در روى زمين] مى ‏كرديد آگاهتان خواهد كرد
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۹﴾
اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است
فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۱۰﴾
و چون نماز گزارده شد در [روى] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه شما رستگار گرديد
وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿۱۱﴾
و چون داد و ستد يا سرگرميى ببينند به سوى آن روى ‏آور مى ‏شوند و تو را در حالى كه ايستاده‏اى ترك مى‏ كنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترين روزى دهندگان است

دانلود صوتي


مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره جمعه
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-01-2015   #6 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان


فضیلت سوره تبارك


از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است كه هر كه بخواند سوره تَبارَكَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْكُ در مكتُوبه پیش از آنكه بخوابد پیوسته در امان خداى تعالى خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خداى تعالى خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود و قطب راوندى از ابن عبّاس نقل كرده كه مردى خیمه زد بر روى قبرى و ندانست كه آن قبر است پس خواند سوره تَبارَكَ الَّذى بِیَدِهِ الْمُلْكُ را پس شنید صَیحه زننده اى را كه گفت این سوره مُنْجِیَه است پس این مطلب را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض كرد آن حضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر.


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿1﴾

پربرکت و زوال ‏ناپذیر است کسى که حکومت جهان هستى به دست اوست، و او بر هر چیز تواناست.

الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ﴿2﴾

آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مى ‏کنید، و او شکست‏ ناپذیر و بخشنده است.

الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ﴿3﴾
همان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؛ در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبى نمى ‏بینى! بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللى مشاهده مى‏ کنى؟!

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿4﴾

بار دیگر (به عالم هستى) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوى خلل و نقصان ناکام مانده) به سوى تو باز مى ‏گردد در حالى که خسته و ناتوان است!

وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ﴿5﴾
ما آسمان پایین (نزدیک) را با چراغهاى فروزانى زینت بخشیدیم، و آنها ( شهابها ) را تیرهایى براى شیاطین قرار دادیم، و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم!

وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿6﴾
و براى کسانى که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد فرجامى است!

إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ﴿7﴾
هنگامى که در آن افکنده شوند صداى وحشتناکى از آن مى ‏شنوند، و این در حالى است که پیوسته مى ‏جوشد!

تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ﴿8﴾
نزدیک است (دوزخ) از شدت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهى در آن افکنده مى‏ شوند، نگهبانان دوزخ از آنها مى ‏پرسند: «مگر بیم ‏دهنده الهى به سراغ شما نیامد؟!»

قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ﴿9﴾
مى‏ گویند: «آرى، بیم‏ دهنده به سراغ ما آمد، ولى ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزى نازل نکرده، و شما در گمراهى بزرگى هستید!»

وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴿10﴾

و مى ‏گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل مي ‏کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»

فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ﴿11﴾

اینجاست که به گناه خود اعتراف مى‏ کنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا!

إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ﴿12﴾

(اما) کسانى که از پروردگارشان در نهان مى‏ ترسند، مسلما آمرزش و پاداش بزرگى دارند!

وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ﴿13﴾
گفتار خود را پنهان کنید یا آشکار (تفاوتى نمى ‏کند)، او به آنچه در سینه‏ هاست آگاه است!

أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿14﴾
آیا آن کسى که موجودات را آفریده از حال آنها آگاه نیست؟! در حالى که او (از اسرار دقیق) باخبر و آگاه است!

هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ﴿15﴾
او کسى است که زمین را براى شما رام کرد، بر شانه هاى آن راه بروید و از روزیهاى خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست!

أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ﴿16﴾

آیا خود را از عذاب کسى که حاکم بر آسمان است در امان مى ‏دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را فرو برد و به لرزش خود ادامه دهد؟!

أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ﴿17﴾

یا خود را از عذاب خداوند آسمان در امان مى‏ دانید که تندبادى پر از سنگریزه بر شما فرستد؟! و بزودى خواهید دانست تهدیدهاى من چگونه است!

وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿18﴾

کسانى که پیش از آنان بودند (آیات الهى را) تکذیب کردند، اما (ببین) مجازات من چگونه بود!

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ﴿19﴾
آیا به پرندگانى که بالاى سرشان است، و گاه بالهاى خود را گسترده و گاه جمع مى‏ کنند، نگاه نکردند؟! جز خداوند رحمان کسى آنها را بر فراز آسمان نگه نمى ‏دارد، چرا که او به هر چیز بیناست!

أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ ﴿20﴾
آیا این کسى که لشکر شماست مى ‏تواند شما را در برابر خداوند یارى دهد؟ ولى کافران تنها گرفتار فریبند!

أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ ﴿21﴾
یا آن کسى که شما را روزى مى ‏دهد، اگر روزیش را بازدارد (چه کسى مى‏تواند نیاز شما را تامین کند)؟! ولى آنها در سرکشى و فرار از حقیقت لجاجت مى ‏ورزند!

أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿22﴾

آیا کسى که به رو افتاده حرکت مى ‏کند به هدایت نزدیکتر است یا کسى که راست‏قامت در صراط مستقیم گام برمى‏ دارد؟!

قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿23﴾
بگو: «او کسى است که شما را آفرید و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ اما کمتر سپاسگزارى مى ‏کنید!»

قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿24﴾
بگو: «او کسى است که شما را در زمین آفرید و به سوى او محشور مى ‏شوید!»

وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿25﴾

آنها مى‏ گویند: «اگر راست مى‏ گویید این وعده قیامت چه زمانى است؟!»

قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿26﴾
بگو: «علم آن تنها نزد خداست؛ و من فقط بیم‏ دهنده آشکارى هستم!»

فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ﴿27﴾

هنگامى که آن (وعده الهى) را از نزدیک مى‏ بینند، صورت کافران زشت و سیاه مى‏ گردد، و به آنها گفته مى‏شود: «این همان چیزى است که تقاضاى آن را داشتید»!

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ﴿28﴾
بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند مرا و تمام کسانى را که با من هستند هلاک کند، یا مورد ترحم قرار دهد، چه کسى کافران را از عذاب دردناک پناه مى ‏دهد؟!»

قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿29﴾
بگو: «او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده و بر او توکل کرده‏ ایم؛ و بزودى مى‏ دانید چه کسى در گمراهى آشکار است!»

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ ﴿30﴾
بگو: «به من خبر دهید اگر آبهاى (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسى مى ‏تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»

دانلود صوتي

مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره ملک
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-01-2015   #7 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره النَّبَاء

شیخ صدوق از امام جعفر صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود هر كه بخواند سوره عَمَّ یَتَسآئَلُونَ را از سال بیرون نشود كه زیارت كند بیت اللّه الحرام را هرگاه مداومت كند بر آن در هر روز و شیخ طبرسى در مجمع البیان از اُبىّ بن كعب روایت كرده كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه هر كه بخواند سوره عَمَّ یَتَسآئَلُونَ را سیراب فرماید حقّ تعالى او را از شراب سرد در روز قیامت و بدانكه در روایات اهل بیت علیهم السلام وارد شده كه نَباءعظیم ولایت است و آنكه حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نَباء عظیم است ((هُوَ النَّبَاءُ الْعَظیمُ وَ فُلْكُ نُوحٍ * وَ بابُاللّهِ وَانْقَطَعَ الْخِطابُ)).
» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

عَمَّ يَتَساءَلُونَ (1)
آنها از چه چيز از يکديگر سؤال مي‏کنند؟!
عَنِ النَّبَإِ الْعَظيمِ (2)
از خبر بزرگ و پراهميّت (رستاخيز)!
الَّذي هُمْ فيهِ مُخْتَلِفُونَ (3)
همان خبري که پيوسته در آن اختلاف دارند!
کَلاّ سَيَعْلَمُونَ (4)
چنين نيست که آنها فکر مي‏کنند، و بزودي مي‏فهمند!
ثُمَّ کَلاّ سَيَعْلَمُونَ (5)
باز هم چنين نيست که آنها مي‏پندارند، و بزودي مي‏فهمند (که قيامت حق است)!
أَ لَمْ نَجْعَلِ اْلأَرْضَ مِهادًا (6)
آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟!
وَ الْجِبالَ أَوْتادًا (7)
و کوه‏ها را ميخهاي زمين؟!
وَ خَلَقْناکُمْ أَزْواجًا (8)
و شما را بصورت زوجها آفريديم!
وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتًا (9)
و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم،
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباسًا (10)
و شب را پوششي (براي شما)،
وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشًا (11)
و روز را وسيله‏اي براي زندگي و معاش!
وَ بَنَيْنا فَوْقَکُمْ سَبْعًا شِدادًا (12)
و بر فراز شما هفت (آسمان) محکم بنا کرديم!
وَ جَعَلْنا سِراجًا وَهّاجًا (13)
و چراغي روشن و حرارت‏بخش آفريديم!
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجًا (14)
و از ابرهاي باران‏زا آبي فراوان نازل کرديم،
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتًا (15)
تا بوسيله آن دانه و گياه بسيار برويانيم،
وَ جَنّاتٍ أَلْفافًا (16)
و باغهايي پردرخت!
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ کانَ ميقاتًا (17)
(آري) روز جدايي، ميعاد همگان است!
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجًا (18)
روزي که در «صور» دميده مي‏شود و شما فوج فوج (به محشر) مي‏آييد!
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَکانَتْ أَبْوابًا (19)
و آسمان گشوده مي‏شود و بصورت درهاي متعددي درمي‏آيد!
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَرابًا (20)
و کوه‏ها به حرکت درمي‏آيد و بصورت سرابي مي‏شود!
إِنَّ جَهَنَّمَ کانَتْ مِرْصادًا (21)
مسلّماً (در آن روز) جهنّم کمينگاهي است بزرگ،
لِلطّاغينَ مَآبًا (22)
و محل بازگشتي براي طغيانگران!
لابِثينَ فيها أَحْقابًا (23)
مدّتهاي طولاني در آن مي‏مانند!
لا يَذُوقُونَ فيها بَرْدًا وَ لا شَرابًا (24)
در آنجا نه چيز خنکي مي‏چشند و نه نوشيدني گوارايي،
إِلاّ حَميمًا وَ غَسّاقًا (25)
جز آبي سوزان و مايعي از چرک و خون!
جَزاءً وِفاقًا (26)
اين مجازاتي است موافق و مناسب (اعمالشان)!
إِنَّهُمْ کانُوا لا يَرْجُونَ حِسابًا (27)
چرا که آنها هيچ اميدي به حساب نداشتند،
وَ کَذَّبُوا بِآياتِنا کِذّابًا (28)
و آيات ما را بکلي تکذيب کردند!
وَ کُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ کِتابًا (29)
و ما همه چيز را شمارش و ثبت کرده ‏ايم!
فَذُوقُوا فَلَنْ نَزيدَکُمْ إِلاّ عَذابًا (30)
پس بچشيد که چيزي جز عذاب بر شما نمي‏افزاييم!
إِنَّ لِلْمُتَّقينَ مَفازًا (31)
مسلّماً براي پرهيزگاران نجات و پيروزي بزرگي است
حَدائِقَ وَ أَعْنابًا (32)
باغهايي سرسبز، و انواع انگورها،
وَ کَواعِبَ أَتْرابًا (33)
و حورياني بسيار جوان و هم‏سن و سال،
وَ کَأْسًا دِهاقًا (34)
و جامهايي لبريز و پياپي (از شراب طهور)!
لا يَسْمَعُونَ فيها لَغْوًا وَ لا کِذّابًا (35)
در آنجا نه سخن لغو و بيهوده‏اي مي‏شنوند و نه دروغي!
جَزاءً مِنْ رَبِّکَ عَطاءً حِسابًا (36)
اين کيفري است از سوي پروردگارت و عطيه‏اي است کافي!
رَبِّ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ لا يَمْلِکُونَ مِنْهُ خِطابًا (37)
همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هيچ کس حق ندارد بي اجازه او سخني بگويد (يا شفاعتي کند)!
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفًّا لا يَتَکَلَّمُونَ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَوابًا (38)
روزي که «روح» و «ملائکه» در يک صف مي‏ايستند و هيچ يک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمي‏گويند، و (آنگاه که مي‏گويند) درست مي‏گويند!
ذلِکَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلي رَبِّهِ مَآبًا(39)
آن روز حق است؛ هر کس بخواهد راهي به سوي پروردگارش برمي‏گزيند!
إِنّا أَنْذَرْناکُمْ عَذابًا قَريبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْکافِرُ يا لَيْتَني کُنْتُ تُرابًا(40)
و ما شما را از عذاب نزديکي بيم داديم! اين عذاب در روزي خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده مي‏بيند، و کافر مي‏گويد: «اي کاش خاک بودم (و گرفتار عذاب نمي‏شدم)!»
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-01-2015   #8 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره اعلى

شیخ صدوق از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه هر كه سوره سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الاَْعْلى را در فریضه یا نافله بخواند در روز قیامت به او گویند كه از هر درى از درهاى بهشت كه مى خواهى داخل شو.


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ اْلأَعْلَي (1)
منزّه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‏ات را!
الَّذي خَلَقَ فَسَوّي (2)
همان خداوندي که آفريد و منظم کرد،
وَ الَّذي قَدَّرَ فَهَدي (3)
و همان که اندازه‏گيري کرد و هدايت نمود،
وَ الَّذي أَخْرَجَ الْمَرْعي (4)
و آن کس را که چراگاه را به وجود آورد،
فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوي (5)
سپس آن را خشک و تيره قرار داد!
سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسي (6)
ما بزودي (قرآن را) بر تو مي‏خوانيم و هرگز فراموش نخواهي کرد،
إِلاّ ما شاءَ اللّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفي (7)
مگر آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و نهان را مي‏داند!
وَ نُيَسِّرُکَ لِلْيُسْري (8)
و ما تو را براي انجام هر کار خير آماده مي‏کنيم!
فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْري (9)
پس تذکّر ده اگر تذکّر مفيد باشد!
سَيَذَّکَّرُ مَنْ يَخْشي (10)
و بزودي کسي که از خدا مي‏ترسد متذکّر مي‏شود.
وَ يَتَجَنَّبُهَا اْلأَشْقَي (11)
امّا بدبخت‏ترين افراد از آن دوري مي‏گزيند،
الَّذي يَصْلَي النّارَ الْکُبْري (12)
همان کسي که در آتش بزرگ وارد مي‏شود،
ثُمَّ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيي (13)
سپس در آن آتش نه مي‏ميرد و نه زنده مي‏شود!
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّي (14)
به يقين کسي که پاکي جست (و خود را تزکيه کرد)، رستگار شد.
وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّي (15)
و (آن که) نام پروردگارش را ياد کرد سپس نماز خواند!
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا (16)
ولي شما زندگي دنيا را مقدم مي‏داريد،
وَ اْلآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقي (17)
در حالي که آخرت بهتر و پايدارتر است!
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ اْلأُولي (18)
اين دستورها در کتب آسماني پيشين (نيز) آمده است،
صُحُفِ إِبْراهيمَ وَ مُوسي (19)
در کتب ابراهيم و موسي.
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-04-2015   #9 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره والشّمس

در مجمع البیان از اُبىّ بن كعب از حضرت پیغمبر صلى الله علیه و آله نقل كرده كه كسى كه سوره وَالشَّمْسِ را بخواند گویا تصدّق داده هر چه كه بتابد بر آن شمس و قمر.

» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1)
به خورشيد و گسترش نور آن سوگند،
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (2)
و به ماه هنگامي که بعد از آن درآيد،
وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها (3)
و به روز هنگامي که صفحه زمين را روشن سازد،
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها(4)
و به شب آن هنگام که زمين را بپوشاند،
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5)
و قسم به آسمان و کسي که آسمان را بنا کرده،
وَ اْلأَرْضِ وَ ما طَحاها (6)
و به زمين و کسي که آن را گسترانيده،
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّاها (7)
و قسم به جان آدمي و آن کس که آن را (آفريده و) منظّم ساخته،
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8)
سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام کرده است،
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها (9)
که هر کس نفس خود را پاک و تزکيه کرده، رستگار شده؛
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها (10)
و آن کس که نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است!
کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها (11)
قوم «ثمود» بر اثر طغيان، (پيامبرشان را) تکذيب کردند،
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها (12)
آنگاه که شقي‏ترين آنها بپاخاست،
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّهِ ناقَةَ اللّهِ وَ سُقْياها(13)
و فرستاده الهي [= صالح] به آنان گفت: «ناقه خدا [= همان شتري که معجزه الهي بود] را با آبشخورش واگذاريد (و مزاحم آن نشويد)!»
فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها (14)
ولي آنها او را تکذيب و ناقه را پي کردند (و به هلاکت رساندند)؛ از اين رو پروردگارشان آنها (و سرزمينشان) را بخاطر گناهانشان در هم کوبيد و با خاک يکسان و صاف کرد!
وَ لا يَخافُ عُقْباها (15)
و او هرگز از فرجام اين کار [= مجازات ستمگران] بيم ندارد!

دانلود صوتی
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره شمس
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-04-2015   #10 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره قدر و زلزله

از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ را در نماز فریضه بخواند منادى از جانب پروردگار او را ندا كند كه خدا گناهان گذشته تو را آمرزید عمل از سرگیر و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مروى است كه هر كه چهار مرتبه اِذا زُلْزِلَ را بخواند مثل آن كسى است كه همه قرآن را خوانده .


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

إِنّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1)
ما آن [= قرآن] را در شب قدر نازل کرديم!
وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ (2)
و تو چه مي‏داني شب قدر چيست؟!
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ(3)
شب قدر بهتر از هزار ماه است!
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4)
فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر کاري نازل مي‏شوند.
سَلامٌ هِيَ حَتّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)
شبي است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپيده!


دانلود صوتی

مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره قدر

» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

إِذا زُلْزِلَتِ اْلأَرْضُ زِلْزالَها (1)
هنگامي که زمين شديداً به لرزه درآيد،
وَ أَخْرَجَتِ اْلأَرْضُ أَثْقالَها (2)
و زمين بارهاي سنگينش را خارج سازد!
وَ قالَ اْلإِنْسانُ ما لَها (3)
و انسان مي‏گويد: «زمين را چه مي‏شود (که اين گونه مي‏لرزد)؟!»
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها (4)
در آن روز زمين تمام خبرهايش را بازگو مي‏کند؛
بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحي لَها (5)
چرا که پروردگارت به او وحي کرده است!
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ أَشْتاتًا لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ (6)
در آن روز مردم بصورت گروه‏هاي پراکنده (از قبرها) خارج مي‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ (7)
پس هر کس هموزن ذرّه‏اي کار خير انجام دهد آن را مي‏بيند!
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (8)
و هر کس هموزن ذرّه‏اي کار بد کرده آن را مي‏بيند!



دانلود صوتی

مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره زلزله

m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-06-2015   #11 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فضیلت سوره عادیات
در خبر است كه هر كه مداومت بر خواندن آن كند با حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام محشور گردد.
» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

وَ الْعادِياتِ ضَبْحًا(1)
سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالي که نفس‏زنان به پيش مي‏رفتند،
فَالْمُورِياتِ قَدْحًا (2)
و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهايشان با سنگهاي بيابان)،
فَالْمُغيراتِ صُبْحًا (3)
و سوگند به هجوم آوران سپيده دم
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا (4)
که گرد و غبار به هر سو پراکندند،
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5)
و (ناگهان) در ميان دشمن ظاهر شدند،
إِنَّ اْلإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ (6)
که انسان در برابر نعمتهاي پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است؛
وَ إِنَّهُ عَلي ذلِکَ لَشَهيدٌ (7)
و او خود (نيز) بر اين معني گواه است!
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ (8)
و او علاقه شديد به مال دارد!
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ (9)
آيا نمي‏داند در آن روز که تمام کساني که در قبرها هستند برانگيخته مي‏شوند،
وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ (10)
و آنچه در درون سينه‏هاست آشکار مي‏گردد،
إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبيرٌ(11)
در آن روز پروردگارشان از آنها کاملاً باخبر است!

فضیلت سوره كافرون و نصر و توحید و معوذتین

در احادیث بسیار وارد شده فضیلت خواندن سوره قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِروُن در نمازهاى فریضه و نافله و آنكه خواندن آن رُبع قرآن است و سوره توحید ثلث قرآن است و خواندن سوره نصر در فرایض و نوافل سبب نصرت بر اعداء است و آنكه چون شخص از منزل خود بیرون رود معوذتین را بخواند چشم بد به او ضرر نرساند و كسى كه در خواب ترسد در وقت خواب این دو سوره را با آیة الكرسى بخواند.

» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قُلْ يا أَيُّهَا الْکافِرُونَ (1)
بگو: اي کافران!
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ (2)
آنچه را شما مي‏پرستيد من نمي‏پرستم!
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ (3)
و نه شما آنچه را من مي‏پرستم مي‏پرستيد،
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ (4)
و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‏ايد مي‏پرستم،
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ (5)
و نه شما آنچه را که من مي‏پرستم پرستش مي‏کنيد؛
لَکُمْ دينُکُمْ وَ لِيَ دينِ (6)
(حال که چنين است) آيين شما براي خودتان، و آيين من براي خودم!
» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ (1)
هنگامي که ياري خدا و پيروزي فرارسد،
وَ رَأَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ في دينِ اللّهِ أَفْواجًا (2)
و ببيني مردم گروه گروه وارد دين خدا مي‏شوند،
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوّابًا(3)
پروردگارت را تسبيح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسيار توبه‏پذير است!


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ (1)
بگو: خداوند، يکتا و يگانه است؛
اللّهُ الصَّمَدُ (2)
خداوندي است که همه نيازمندان قصد او مي‏کنند؛
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)
(هرگز) نزاد، و زاده نشد،
وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (4)
و براي او هيچگاه شبيه و مانندي نبوده است!


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

وَ الْعَصْرِ (1)
به عصر سوگند،
إِنَّ اْلإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ (2)
که انسانها همه در زيانند؛
إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)
مگر کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و يکديگر را به حق سفارش کرده و يکديگر را به شکيبايي و استقامت توصيه نموده‏اند!


» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1)
بگو: پناه مي‏برم به پروردگار سپيده صبح،
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ (2)
از شرّ تمام آنچه آفريده است؛
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3)
و از شرّ هر موجود شرور هنگامي که شبانه وارد مي‏شود؛
وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِي الْعُقَدِ (4)
و از شرّ آنها که با افسون در گره‏ها مي‏دمند (و هر تصميمي را سست مي‏کنند)؛
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)
و از شرّ هر حسودي هنگامي که حسد مي‏ورزد!

» بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ (1)
بگو: پناه مي‏برم به پروردگار مردم،
مَلِکِ النّاسِ (2)
به مالک و حاکم مردم،
إِلهِ النّاسِ (3)
به (خدا و) معبود مردم،
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ (4)
از شرّ وسوسه‏گر پنهانکار،
الَّذي يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النّاسِ (5)
که در درون سينه انسانها وسوسه مي‏کند،
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ (6)
خواه از جنّ باشد يا از انسان!

دانلود صوتی

مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره عادیات
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره کافرون
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره نصر
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره اخلاص
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره عصر
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره فلق
مفاتيح الجنانحامد شاکرنژاد / ترتیل سوره ناس
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-09-2015   #12 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

» باب اول

  • فصل اوّل
در تعقيبات مشتركه
منقول از مصباح شيخ طوسى (قده ) و غيره پس هرگاه سلام نماز دادى سه مرتبه اَللّهُ اَكْبَرُ بگو و بلند كن در هر يك دستها را تا محاذى گوشها پس بگو:

لا اِلهَ اِلا اللّهُ اِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ لا نَعْبُدُ
معبودى جز خدا آن معبود يكتا نيست و ما در برابر او تسليميم معبودى جز خدا نيست و ما جز او نپرستيم

اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ رَبُّنا وَ

و دين (و عبادت ) را خالص براى او گردانيم و اگر چه بر مشركان بد آيد معبودى جز خدا نيست كه پروردگار ما و

رَبُّ آبآئِنَا الاَْوَّلينَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ اَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ
پروردگار پدران پيشين ما است معبودى نيست جز خدا كه يكتاى يكتاى يكتاست به وعده خود وفا كند و


نَصَرَ عَبْدَهُ وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ الاْحْزابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ

بنده اش را يارى كند و لشگرش را عزت دهد و به تنهايى احزاب (باطل ) را منهزم ساخت پس او را است پادشاهى و او راست

الْحَمْدُ يُحْيى وَ يُميتُ وَ يُميتُ وَ يُحْيى وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ بِيَدِهِ

سپاس كه زنده مى كند و مى ميراند و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نمى ميرد

الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
هر خيرى به دست او است و بر هر چيز قادر است

پس بگو :

اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ
آمرزش مى خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست زنده و پاينده است و به سوى او توبه كنم
پس بگو :

اَللّهُمَّ اهْدِنى مِنْ عِنْدِكَ وَ اَفِضْ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ انْشُرْ عَلَىَّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ اَنْزِلْ عَلَىَّ مِنْ بَرَكاتِكَ
بار خدايا مرا از جانب خود راهنمائيم فرما و از زياده بخششت به من افاضه نما و از رحمتت بر من بگستران و از بركاتت بر من فرو بار

سُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اِغْفِرْ لى ذُنُوبى كُلَّها جَميعاً فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ
منزهى تو معبودى جز تو نيست تمامى و همه گناهانم را بيامرز زيرا جز تو كسى تمامى


الذُّنُوبَ كُلَّها جَميعاً اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَحاطَ بِهِ
و همه گناهان را نيامرزد بار خدايا من از تو درخواست مى كنم هر چيزى را كه علمت بدان احاطه نمود

عِلْمُكَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

و پناه مى برم به تو از هر شرى كه علمت بدان احاطه نمود بار خدايا من از تو

عافِيَتَكَ فى اُمُورى كُلِّها وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْيا وَعَذابِ
در تمام كارهايم عافيت مى خواهم و به تو پناه مى برم از رسوائى و خوارى دنيا و عذاب

الاْخِرَةِ وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ
آخرت و پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه فوق آن متصور نيست و به قدرتت

الَّتى لا يَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ
كه چيزى از آن سرپيچى نتواند از شر دنيا و آخرت و از شر تمامى دردها


كُلِّها وَمِنْ شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ

و از گزند هر جنبنده اى كه تو فرمانرواى او هستى همانا پروردگار من بر روش


مُسْتَقيمٍ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ تَوَّكَلْتُ عَلَى الْحَىِّ
حقى است و هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به دست خداى والاى بزرگ توكل كنم بر خداى زنده اى

الَّذى لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ
كه هرگز نميرد و ستايش مخصوص خدايى است كه فرزندى نگرفته و كسى در سلطنت شريك او


فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً

نيست و خوارى ندارد تا نيازمند ياور باشد و به نحو كامل او را بزرگ شمار.


» پس تسبيح ميكنى تسبيح حضرت زهراء سلام الله عليها و مى گوئى پيش از آنكه از موضع خود حركت كنى؛ ده مرتبه :

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ اِلهاً واحِداً اَحَداً فَرْداً

گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد. معبود يكتاى يگانه فرد


صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً

بى نياز، همسر و فرزندى نگيرد

» مؤ لّف گويد كه فضيلت اين تَهْليل بسيار وارد شده خصوصا در تعقيب نماز صبح و شام و هنگام طُلُوع و غروب آفتاب پس مى گوئى :

سُبْحانَ اللّهِ كُلَّما سَبَّحَ اللّهَ شَى ءٌ وَ كَما يُحِبُّ اللّهُ اَنْ يُسَبَّحَ وَ كَما هُوَ

منزه است خدا هر آنگاه كه چيزى خدا را تسبيح گويد و چنانچه خدا دوست دارد كه او را تسبيح كنند و چنانچه


اَهْلُهُ وَ كما يَنْبَغى لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ كُلَّما حَمِدَ اللّهَ

او لايق آنست و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال او است و ستايش خاص خدا است هرآنگاه

شَى ءٌ وَ كَما يُحِبُّ اللّهُ اَنْ يُحْمَدَ وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ وَ كَما يَنْبَغى لِكَرَمِ

كه چيزى او را ستايش كند و چنانچه دوست دارد ستايش شود و چنانچه لايق آنست و شايسته

وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ كُلَّما هَلَّلَ اللّهَ شَىءٌ وَ كَما يُحِبُّ
ذات بزرگوار و عزت و جلال او است و معبودى جز خداى يكتا نيست هر آنگاه كه چيزى او را به يكتايى ياد كند و چنانچه

اللّهُ اَنْ يُهَلَّلَ وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ وَ كَما يَنْبَغى لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ وَ
دوست دارد به يكتايى ياد شود و چنانچه لايق آن است و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال

اللّهُ اَكْبَرُ كُلَّما كَبَّرَ اللّهَ شَى ءٌ وَ كَما يُحِبُّ اللّهُ اَنْ يُكَبَّرَ وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ وَ
او است و خدا بزرگ است هر آنگاه كه چيزى او را به بزرگى ياد كند و چنانچه دوست دارد به بزرگى ياد شود و چنانچه لايق

كَما يَنْبَغى لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ
آنست و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال او است منزه است خدا و ستايش خاص او است و معبودى

اِلا اللّهُ وَ اللّهُ اَكْبَرُ عَلى كُلِّ نِعْمَةٍ اَنْعَمَ بِها عَلَىَّ وَ عَلى كُلِّ اَحَدٍ مِنْ

جز او نيست و از همه چيز بزرگتر است براى هر نعمتى كه به من و به هر يك از خلق

خَلْقِهِ مِمَّنْ كانَ اَوْ يَكُونُ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ

خود داده از آنانكه بوده اند يا پس از اين تا روز قيامت بيايند بار خدايا من از تو مى خواهم كه


تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِ ما اَرْجُو وَ خَيْرِ ما
درود بر محمد و آلش بفرستى و از تو درخواست مى كنم هر خيرى را چه اميد به آن داشته باشم و چه نداشته باشم

لا اَرْجُو وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ ما لا اَحْذَرُ

و پناه مى برم به تو از شر آنچه از آن در هراسم و آنچه در هراس آن نيستم
» پس مى خوانى سوره حمد و آية الكرسى و شَهِدَ اللّهُ و آيه قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ و آيه سخره و آن سه آيه است از سوره أعْراف كه اوّل آن اِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ است و آخر آن مِنَ الْمُحْسِنينَ پس مى گوئى سه مرتبه :

سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى
منزه است پروردگار تو پروردگار عزت از آنچه (مشركان ) توصيف كنند و درود بر

الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ
پيامبران مرسل و ستايش خاص خدا است كه پروردگار جهانيانست
» پس مى گوئى سه مرتبه :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ
بار خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست و در كار من فرج و گشايشى قرار ده و

ارْزُقْنى مِنْ حَيْثُ اَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا اَحْتَسِبُ
روزيم ده از آنجا كه گمان دارم و از آنجا كه گمان ندارم

» و اين دعائى است كه جبرئيل تعليم حضرت يُوسف عليه السلام كرد هنگامى كه در زندان بود پس بگير ريش ‍ خود را بدست راست و كف دست چپ را بگشا بجانب آسمان و بگو هفت مرتبه :
يا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ
اى پروردگار محمد و خاندان محمد بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج آل محمد را نزديك كن

و بگو نيز به همان حال سه مرتبه :

يا ذَا الْجَلالِ وَ الاِْكْرامِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْنى وَ اَجِرْنى مِنَ النّارِ

پس مى خوانى دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و مى گوئى:


اى (خدايى كه ) داراى جلال و بزرگوارى (هستى ) درود فرست بر محمد و خاندانش و به من رحم كن و از دوزخم پناه ده

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْمَكْنُونِ

بار خدايا از تو درخواست مى كنم به حق نام نهفته

الْمَخْزُونِ الطّاهِرِ الطُّهْرِ الْمُبارَكِ وَ اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ وَ
و پنهانت كه پاك و پاكيزه و مبارك است و از تو مى خواهم به حق نام بزرگ و

سُلْطانِكَ الْقَديمِ يا واهِبَ الْعَطايا وَ يا مُطْلِقَ الاُسارى وَ يا فَكّاكَ
سلطنت ازليت اى بخشنده عطاها و اى رها كننده اسيران و اى آزاد كننده

الرِّقابِ مِنَ النّارِ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ
بندگان از دوزخ از تو مى خواهم كه درود فرستى بر محمد و خاندانش و مرا

تُعْتِقَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ وَ اَنْ تُخْرِجَنى مِنَ الدُّنْيا سالِماً وَ [اَنْ] تُدْخِلَنِى
نيز از آتش دوزخ آزاد كنى و از دنيا با ايمان سالم بيرونم برى و وارد

الْجَنَّةَ امِناً وَ اَنْ تَجْعَلَ دُعاَّئى اَوَّلَهُ فَلاحاً وَ اَوْسَطَهُ نَجاحاً وَ اخِرَهُ
بهشتم كنى با ايمنى و دعايم را چنان قرار دهى كه آغازش رستگارى و وسطش فيروزى و انجامش

صَلاحاً اِنَّكَ اَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ
صلاح (حالم ) باشد كه تو همانا داناى به ناديدني هايى .

» و در صحيفه علويّه است در تعقيب هر فريضه :

یا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ وَ يا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ السّاَّئِلُونَ وَ يا مَنْ
ای آنكه سرگرمش نكند شنيدنى از شنيدن ديگر و اى آنكه (كثرت ) سائلان او را به اشتباه نيندازد و اى كسى كه

لايُبْرِمُهُ اِلْحاحُ المُلِحِّينَ اَذِقْنى بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ
اصرار اصراركنندگان به ستوهش نياورد لذت عفو و شيرينى رحمت و آمرزشت را به من بچشان

و نيز مى گوئى :

اِلهى هذِهِ صَلوتى صَلَّيْتُها لا لِحاجَةٍ مِنْكَ

اى معبود من اين نمازى كه من بجا آوردم نه بخاطر احتياجى از تو

اِلَيْها وَ لا رَغْبَةٍ مِنْكَ فيها اِلاّ تَعْظيماً وَ طاعَةً وَ اِجابَةً لَكَ اِلى ما
به آن بود و نه رغبتى كه تو در آن داشته باشى جز تعظيم و فرمانبردارى تو و پذيرفتن آنچه مرا بدان

اَمَرْتَنى بِهِ اِلهى اِنْ كانَ فيها خَلَلٌ اَوْ نَقْصٌ مِنْ رُكُوعِها اَوْ
ماءمور كردى معبود من اگر در اين نماز من خللى يا نقصى در ركوع يا

سُجُودِها فَلا تُؤاخِذْنى وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرانِ
سجودش هست پس مرا مؤ اخذه مكن و با پذيرفتن آن و آمرزش (من ) بر من تفضل كن

» و نيز مى خوانى عقب هر نماز اين دعا را كه پيغمبرصلى الله عليه و آله تعليم اميرالمؤ منين عليه السلام نموده براى حافظه :

سُبْحانَ مَنْ لايَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا يَاْخُذُ
منزه است خدايى كه بر آنان كه تحت فرمانش هستند ستم نكند منزه است خدايى كه مردم

اَهْلَ الاْرْضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ اَللّهُمَّ اجْعَل
زمين را به عذابهاى رنگارنگ نگيرد منزه است خداى رئوف مهربان بار خدايا در دل من

لى فى قَلْبى نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىءٍ قَديرٌ
نور (معرفت ) و بصيرت و فهم و علمى قرار داده كه تو بر هر چيز توانائى

» و در مصباح از كفعمى است كه سه مرتبه بگو بعد از نمازها :


اُعيذُ نَفْسى وَ دينى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى وَ اِخْوانى فى دينى وَ ما رَزَقَنى رَبّى وَ خَواتيمَ

پناه مى دهم خودم و دينم و خانواده و مال و فرزندم و برادران دينى خود و آنچه پروردگارم به من روزى كرده و سرانجام

عَمَلى وَ مَنْ يَعْنينى اَمْرُهُ بِاللّهِ الْواحِدِ الاْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ يَلِدْ وَ
كارم و هم آن كس را كه دلبند كار اويم همه را به خداى يگانه يكتاى بى نياز كه نزاده و

لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ وَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ
نه زائيده شده هيچكس همتايش نيست و به پروردگار صبحدم از شر آنچه آفريده و از

شَرِّ غاسِقٍ اِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِى الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا
شر شب هنگامى كه به تاريكى درآيد و از شرّ زنانى كه در گره ها دمند و از شر حسود هنگامى كه

حَسَدَ وَ بِرَبِّ النّاسِ مَلِكِ النّاسِ اِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ

حسودى كند و به پروردگار مردم پادشاه مردم معبود مردم از شر وسوسه گر

الْخَنّاسِ الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ

نهانى آن كس كه در سينه ها (و دلهاى ) مردم وسوسه كند (چه ) از جنيان باشد و (چه ) از مردم

» و از خطّ شيخ شهيد منقول است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فرموده هر كه خواهد كه خدا او را در قيامت بر اعمال بد او مطلّع نگرداند و ديوان گناهان او نگشايد بايد كه بعد از هر نماز اين دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَ اِنَّ رَحْمَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى

بار خدايا مسلماً آمرزش تو اميدوار كننده تر از كار من است و مسلماً رحمت تو وسيعتر از گناه من است

اَللّهُمَّ اِنْ كانَ ذَنْبى عِنْدَكَ عَظيماً فَعَفْوُكَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ
بار خدايا اگر گناهم پيش تو بزرگ است ولى عفو تو بزرگتر از گناه من است بار خدايا اگر
لَمْ اَكُنْ اَهْلا اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى
من شايسته رسيدن رحمتت نيستم ولى رحمت تو شايستگى رسيدن و فراگرفتن مرا دارد زيرا كه

لاِنَّها وَسِعَتْ كُلَّشَىْءٍ بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ

رحمت تو همه موجودات را فراگرفته به (اميد) رحمتت اى ارحم الراحمين

» وازابن بابويه ؛ منقول است كه فرموده چون از تسبيح حضرت فاطمه سلام الله عليها فارغ شوى بگو:

اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ لَكَ السَّلامُ وَ اِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ
بارخدايا تويى سلام (سالم از هر عيب ) و از جانب تو است سلامتى و خاص تو است سلامتى و به سوى تو باز گردد منزه است پروردگار تو

الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ

پروردگار عزت از آنچه وصف كنند و سلام بر پيمبران و ستايش خاص پروردگار

الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ السَّلامُ
جهانيان است سلام بر تو اى پيمبر (گرامى اسلام ) و رحمت خدا و بركاتش سلام

عَلَى الاْئِمَّةِ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى جَميعِ اَنْبِياَّءِ اللّهِ وَ

بر امامان راهنماى راه يافته سلام بر تمامى پيمبران خدا و

رُسُلِهِ وَ مَلاَّئِكَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ اَلسَّلامُ
رسولان و فرشتگانش سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا سلام

عَلى عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ
بر على امير مؤ منان سلام بر حسن و حسين دو آقاى تمام

شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعابِدينَ
جوانان اهل بهشت سلام بر حضرت على بن الحسين زينت بخش عابدان

اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ باقِرِ عِلْمِ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر حضرت محمد بن على شكافنده علم پيمبران سلام بر حضرت

جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ اَلسَّلام عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ
جعفر بن محمد (امام ) صادق سلام بر حضرت موسى بن جعفر ((الكاظم ))

اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي
سلام بر حضرت على بن موسى ((الرضا)) سلام بر حضرت محمد بن على

الْجَوادِ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهادى اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ
((الجواد)) سلام بر حضرت على بن محمد ((الهادى )) سلام بر حسن بن

عَلِي الزَّكِىِّ الْعَسْكَرِىِّ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقاَّئِمِ
على ((الزكى العسكرى )) سلام بر حضرت حجة بن الحسن ((القائم

الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ
المهدى ))
درود فراوان خدا بر تمامى ايشان

» پس هر حاجت كه دارى از خدا بطلب شيخ كفعمى فرموده بعد از نمازها مى گوئى :

رَضيتُ بِاللّهِ رَبّاً و بِالاِْسْلامِ ديناً وَ بِمُحَمَّدٍ

خوشنودم كه پروردگارم خدا است و دينم دين اسلام است و پيمبرم محمد

صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً وَ بِعَلِي اِماماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىٍّ
صلى اللّه عليه و آله و سلم است و امامانم على و حسن و حسين و على

وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسى وَ عَلِي وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَ
و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و

الْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَئِمَّةً وَ سادَةً وَ قادَةً بِهِمْ اَتَوَلّى وَ مِنْ

فرزند شايسته اويند درود بر ايشان كه پيشوايان و آقايان و رهبرانند به ايشان دوستى دارم و از

پس بگو سه مرتبه :


اَعْداَّئِهِمْ اَتَبَرَّءُ
دشمنانشان بيزارى جويم

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَ الْمُعافاةَ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ

بار خدايا من از تو گذشت و سلامتى و آسايش در دنيا و آخرت را خواستارم



m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #13 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

فصل دوّم

در تعقيبات مختصّه

» تعقيب نماز ظهر

در تعقیبات مختصه بگو درتعقيب نماز ظهر كما فى المتهجّد :

لا اِلهَ اِلا اللّهُ الْعَظيمُ الْحَليمُ لا اِلهَ اِلا
نيست معبودى جز خداى بزرگ بردبار، نيست معبودى جز


اللّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

خدا پروردگار عرش ، ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است بار خدايا از تو مى خواهم


مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزاَّئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ الْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَ السَّلامَةَ

آنچه باعث رحمت و وسائل حتمى مغفرت تو است و بهره اى از هر نيكى و سلامتى


مِنْ كُلِّ اِثْمٍ اَللّهُمَّ لا تَدَعْ لى ذَنْباً اِلاّ غَفَرْتَهُ وَلا هَمّاً اِلاّ فَرَّجْتَهُ وَ لا
از هر گناهى بار خدايا هيچ گناهى برايم مگذار جز آنكه آن را بيامرزى و هيچ اندوهى جز اينكه برطرف كنى و هيچ


سُقْماً اِلاّ شَفَيْتَهُ وَ لا عَيْباً اِلاّ سَتَرْتَهُ وَ لا رِزْقاً اِلاّ بَسَطْتَهُ وَ لا خَوْفاً
دردى جز آنكه شفا دهى و هيچ عيبى جز آنكه بپوشانى و هيچ رزقى جز آنكه فراوانش كنى و هيچ ترسى


اِلاّ امَنْتَهُ وَ لا سُوَّءً اِلاّ صَرَفْتَهُ وَ لا حاجَةً هِىَ لَكَ رِضاً وَلِىَ فيها

جز آنكه امانش بخشى و هيچ بدى جز آنكه بگردانيش و هيچ حاجتى كه در آن خوشنودى تو و

صَلاحٌ اِلاّ قَضَيْتَها يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ امينَ رَبَّ الْعالَمينَ

صلاح كار من باشد جز آنكه برآورده اش كنى اى مهربانترين مهربانان اجابت فرما اى پروردگار جهانيان

و مى گوئى ده مرتبه :


بِاللّهِ اعْتَصَمْتُ وَ بِاللّهِ اَثِقُ وَ عَلَى اللّهِ اَتَوَكَّلُ
با توسل به خدا (از گناه) خوددارى كنم و به خدا اعتماد كنم و بر او توكل كنم

پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ اِنْ عَظُمَتْ ذُنُوبى فَاَنْتَ اَعْظَمُ وَ اِنْ كَبُرَ تَفْريطى فَاَنْتَ اَكْبَرُ وَ اِنْ دامَ

بار خدايا اگر گناهانم بزرگ است پس تو بزرگتر از آنهايى و اگر كوتاهيم زياد است باز هم تو بزرگترى و اگر بخل من ادامه


بُخْلى فَاَنْتَ اَجْوَدُ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى عَظيمَ ذُنُوبى بِعَظيمِ عَفْوِكَ وَ كَثيرَ
دارد پس تو سخى ترى بار خدايا بزرگى گناهانم را به بزرگى عفو خود ببخش و زياد


تَفْريطى بِظاهِرِ كَرَمِكَ وَ اقْمَعْ بُخْلى بِفَضْلِ جُودِكَ اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ

كوتاهى كردنم را به كرم آشكارت بيامرز و بخل مرا به زيادى بخششت ريشه كن ساز خدايا هر نعمتى


نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ

كه داريم از تو است معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگردم .

» تعقيب نماز عصر
اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ
آمرزش خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست زنده و پاينده وبخشاينده و مهربان

ذُوالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ ذَليلٍ خاضِعٍ
و داراى جلال و بزرگوارى است ، از او خواهم توبه ام را بپذيرد توبه بنده اى خوار فروتن

فَقيرٍ باَّئِسٍ مِسْكينٍ مُسْتَكينٍ مُسْتَجيرٍ لا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لا
نيازمند پريشان بينوا درمانده پناهنده اى كه مالك هيچيك از سود و

ضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَيوةً وَ لا نُشُوراً
زيان و مرگ و زندگى و رستاخيزى براى خود نيست

پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ وَمِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ وِ مِنْ
بار خدايا به تو پناه مى برم از نفسى كه (از خواهش ) سير نشود و از دلى كه خشوع ندارد و از دانشى كه سود ندهد و از

صَلوةٍ لا تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعاَّءٍ لا يُسْمَعُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ
نمازى كه بالا نرود و از دعايى كه شنيده نشود خدايا از تو خواستارم آسانى پس از

الْعُسْرِ وَ الْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ وَ الرَّخاَّءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ
دشوارى را و گشايش پس از گرفتارى و فراوانى پس از سختى بار خدايا هر نعمتى كه ما داريم از

نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اَلِيْكَ
آن تو است كه معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و بسوى تو بازگشت كنم

و از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه هر كه استغفار كند بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه بيامرزد حق تعالى از او هفتصد گناه و روايت شده از حضرت امام محمد تقى عليه السلام كه هر كه بخواند اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ القَدْرِ را بعد از عصر ده مرتبه بگذرد براى او در روز قيامت مثل عملهاى خلايق در اين روز و مستحب است خواندن دعاى عشرات در هر صباح و مساء و افضل اوقات آن بعد از عصر روز جمعه است و آن دعا بعد از اين مذكور خواهد شد.

m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-28-2015   #14 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان

» تعقیبات نماز مغرب


إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيما اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ

همانا خدا و فرشتگانش بر پيامبر (ص) درود میفرستند،اى كسانیكه ايمان آورده‏ايد بر او درود فرستيد و سلام خاص خويش‏ را نثار وى كنيد.خدايا بر محمّد پيامبر و فرزندان او و خاندانش درود فرست.

پس هفت مرتبه میگويى

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.

به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانیاش هميشگى است‏ و هيچ نيرو و توان نيست جز آنكه به خداى بلندمرتبه بزرگ وابسته است.

و سه مرتبه بگو:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَ لا يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ غَيْرُهُ

پس میگويى:

سُبْحَانَكَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي كُلَّهَا جَمِيعا فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّهَا جَمِيعا إِلا أَنْتَ:

سپاس خداى را كه هرچه بخواهد میكند و جز او نتواند هرچه بخواهد انجام دهد پاك و منزهى تو،معبودى جز تو نيست،همه و همه گناهانم را بيامرز زيرا به راستى همه و همه گناهانم را جز تو كسى نمی آمرزد

سپس نافله مغرب را به جا میآورى كه دو نماز دو ركعتى است و بين آن دو نماز سخن مگو.شيخ فرموده:روايت‏ شده:كه در ركعت اول سوره «قل يا ايها الكافرون»و در ركعت دوم سوره «قل هو اللّه احد» خوانده شود و در دو ركعت ديگر هر سوره‏ای را كه بخواهد.و روايت شده كه حضرت امام هادى عليه السّلام در ركعت سوم(از آن چهار ركعت نماز نافله)سوره«حمد»و آيات اول سوره«حديد» تا «و هو عليم بذات الصّدور» و در ركعت چهارم«حمد»و آيات آخر سوره«حشر» «لو انزلنا هذ القران» تا پايان سوره را قرائت‏ میكردند.و مستحب است در سجده آخر نافله‏ها در هر شب و به ويژه در شب جمعه،هفت مرتبه خوانده شود:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ الْقَدِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ إِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظِيمَ إِلا الْعَظِيمُ ،

خدايا از تو میخواهم به نگاه بزرگوارانه‏ات و نام بزرگ و فرمانروايى ديرينه‏ات كه بر محمد و خاندان او درود فرستى و بيامرزى گناه بزرگ مرا،چه گناه بزرگ را جز آمرزگارى بزرگ نمی آمرزد

و چون از نافله‏ فارغ شدى هرچه میخواهى تعقيب بخوان،سپس ده مرتبه بگو:

مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ

آنچه خدا بخواهد خواهد شد.هيچ نيرويى نيست مگ سرچشمه يافته از خدا،از خدا آمرزش ميطلبم

آنگاه بگو

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزَائِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَ الرِّضْوَانَ [الرِّضْوَانِ‏] فِي دَارِ السَّلامِ وَ جِوَارَ [جِوَارِ] نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَسْتَغْفِرُكَ وَ أَتُوبُ إِلَيْكَ:

خدايا!از تو موجبات رحمتت و اسباب آمرزش حتمیات،و رهايى از آتش دوزخ‏ و از هر بلا و كاميابى به بهشت و خشنودى تو در خانه امن آن جهان و همسايگى پيامبرت محمد(درود بر او و خاندانش)را خواستارم.خدايا هر نعمتى كه بدست ماست از جانب توست،جز تو شايسته پرستش نيست،از تو آمرزش میجويم و به سوی تو میپويم

و بين نماز مغرب و عشاء نماز«غفيله»را میخوانى كه دو ركعت است.ر ركعت اول بعد از«حمد»میخوانى:

وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ .

و همراه ماهى(يونس)را ياد كن آن‏گاه كه خشمناك[از ميان قوم خود بيرون]رفت،سپس گمان كرد كه بر او تنگ نگيريم،پس در ميان تاريكيها ندا داد كه شايسته‏ پرستشى جز تو نيست،پاك و منزهى به راستى من از ستمكاران بودم،پس دعايش را مستجاب نموديم و او را از غم رهانيديم،و اين چنين‏ اهل ايمان را رهايى بخشيم.

و در ركعت دوم پس از حمد میخوانى

وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُهَا إِلا هُوَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلا يَعْلَمُهَا وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يَابِسٍ إِلا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

و كليدهاى غيب نزد اوست آنها را كسى جز او نمیداند، و بر آنچه در خشيكى و درياست آگاه است،و هيچ برگى فرو نمیافتد جز آنكه به آن آگاهى دارد و هيچ دانه‏اى در دل تاريكيهای زمين و هيچ تر و خشكى[در هر كجاى عالم]فرو نيفتد جز آنكه در لوح محفوظ ثبت است

پس دستها را به حالت قنوت بلند میكنى و میگويى:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَفَاتِحِ الْغَيْبِ الَّتِي لا يَعْلَمُهَا إِلا أَنْتَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا.

خدایا به حق كليدهاى غيب كه كسى جز تو از آنها آگاه نيست از تو میخواهم بر محمد و خاندان او درود فرستى و با من چنين و چنان كنى.

و به جاى«ان تفعل بى كذا و كذا»حاجت خويش را بيان میكنی و سپس میگويى:

اللَّهُمَّ أَنْتَ وَلِيُّ نِعْمَتِي وَ الْقَادِرُ عَلَى طَلِبَتِي تَعْلَمُ حَاجَتِي فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَيْتَهَا لِي.

خدايا!تو ولینعمت من هستى و بر انجام خواسته من توانايى،حاجتم را میدانى،پس به حق‏ محمد و خاندان او(درود بر او و ايشان)از تو میخواهم كه حاجتم را روا سازی،

و حاجت خود را میطلبى،زيرا روايت شده:هركه اين نماز را بخواند و حاجت خود را بخواهد،آنچه را طلب نمايد حق تعالى به او عطا فرمايد.
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-06-2015   #15 (لینک نوشته)
پرستوی مهاجر
 
m64am53d's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مفاتيح الجنان


» تعقيب نماز عشاء
اَللّهُمَّ اِنَّهُ لَيْسَ لى عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقى وَ اِنَّما اَطْلُبُهُ بِخَطَراتٍ
خدايا براستى من جاى رزق و روزى خود را ندانم بلكه روى خيالهايى كه در دلم


تَخْطُرُ عَلى قَلْبى فَاَجُولُ فى طَلَبِهِ الْبُلْدانَ فَاَنَا فيما اَنَا طالِبٌ
خطور مى كند آن را مى جويم و به همين جهت بدنبال آن در شهرها مى گردم و از اين رو من در طلب


كَالْحَيْرانِ لا اَدْرى اَفى سَهْلٍ هَوُ اَمْ فى جَبَلٍ اَمْ فى اَرْضٍ اَمْ فى
روزى چون شخص سرگردانى هستم كه نمى دانم آيا در دشت است يا در كوه ، در زمين است يا در


سَماَّءٍ اَمْ فى بَرٍّاَمْ فى بَحْرٍ وَ عَلى يَدَىْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ
آسمان در خشكى است يا در دريا و به دست كى است و از جانب چه شخصى است ، آنچه مسلم است


عَلِمْتُ اَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَكَ وَ اَسْبابَهُ بِيَدِكَ وَ اَنْتَ الَّذى تَقْسِمُهُ بِلُطْفِكَ وَ
دانسته ام كه علمش پيش تو است و اسبابش به دست تو است و تويى كه آن را به لطف خود قسمت كنى و


تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِكَ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاجْعَلْ يا رَبِّ
به رحمتت وسيله اش را فراهم سازى خدايا پس بر محمد و آلش درود فرست و روزيت را اى پروردگار


رِزْقَكَ لى واسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلاً وَ مَاْخَذَهُ قَريباً وَ لا تُعَنِّنى بِطَلَبِ
(مهربان ) بر من فراخ گردان و راه درآوردنش را آسان و جاى دريافتش رانزديك كن و مرا در طلب


مالَمْ تُقَدِّرْ لى فيهِ رِزْقاً فَاِنَّكَ غَنِىُّ عَنْ عَذابى وَ اَنَا فَقيرٌ اِلى
آنچه مقدرم نكرده اى به زحمت مينداز زيرا تو از به زحمت انداختن من بى نيازى و من نيازمند


رَحْمَتِكَ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ جُدْ عَلى عَبْدِكَ بِفَضْلِكَ اِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظيمٍ
رحمت توام پس درود فرست بر محمد و آلش و كرم كن بر بنده خود به فضل كه تو داراى فضل بزرگى هستى

» مؤلف گويد كه اين دعا از ادعيه طلب رزق است ، و مستحبّ است نيز درتعقيب عشاء هفت مرتبه سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ بخواند و آنكه در نماز وتيره و آن دو ركعت نافله نشسته است
بعد از نماز عشاء صد آيه از قرآن بخوانند و مستحب است عوض صد آيه سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ در يك ركعت و سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ در ركعت ديگر بخوانند.
m64am53d آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:29 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.