من و یک حس غریب../ - صفحه 7
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-13-2015  
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Unhappy من و یک حس غریب../



من و یک حس غریب../

بعضی حرف ها را نمی شود گفت...
نمی توان نوشت حتّی!
ناگزیر می شوی
یک خطّ ممتد بکشی روی بعضی ناگفته ها
و به جای بسیاری دیگر
یک "سه نقطه" بگذاری وُ
بگذری...
.
.
.
من و یک حس غریب../

جانِ من!
این ها همان دردند!
دردهای بی درمان...
همان ها که به قولِ "هدایت"
مثل خوره
روح را در سکوت و انزوا می خورند و...
آدمیزاد
به "همدم" محتاج ترست تا "مرهم"!
پس بی آنکه از ناگفته های دلم بپرسی،
تنها یک دَم همدم باش...

(غزل)

من و یک حس غریب../

93/10/23



ويرايش توسط Hanna : 01-14-2015 در ساعت 06:50 PM
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-18-2015   #91 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

ای باد نانجیب
در کوچه های خواب زده ی ذهن من نپیچ
با خاطرات پرپرشده و
شاخه های خشک من مدارا کن
.
باید فکری به حال ترانه های دربه در و
روزهای در راه مانده ام بکنم...
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-18-2015   #92 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
m-----h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها
چقدر قشنگ تعبیر کردید
دردهایم هستند
یعنی کسای که سیگار میکشن تنها هستند
+
رو پاکت سیگار نوشته بود
“سیگار برای شما واطرافیانتان زیان آور است”
تو دلم گفتم: تو یه نفر اطراف من پیدا کن
قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم


(̅_̅_̅_̅(̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅̅_̅()ڪے
سلام...
ممنون هانای عزیز
این نوشته برا خیلی وقت پیشه
الان یه 7 سالی میشه که سیگار رو ترک کردم

ولی خب حس این نوشته بود پستش کردم
مرسی
__________________

دقت کن
هدف واحد است
من، تو .. مثل هم

این شهر پر از تن هاست

من و یک حس غریب../
m-----h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-18-2015   #93 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله m-----h نمايش نوشته ها
سلام...
ممنون هانای عزیز
این نوشته برا خیلی وقت پیشه
الان یه 7 سالی میشه که سیگار رو ترک کردم

ولی خب حس این نوشته بود پستش کردم
مرسی
سلام
یه وقت نرید سراغش
آدم وقتی سیگار میکشه
خودش نیست
+
دیگر این من ِ من شبیه من نیست
چقدر بوی دود و آتش گرفته ام
دست که روی شانه هایم می کشم
دلم برای آسمان تنگ می شود...
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-18-2015   #94 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

وقتی به سختی تکه تکه های شکسته ات را جمع می کنی
و دوباره خودت را از نو می سازی
حواست باشد اولین ضربه را به این پازل کامل کسی خواهد زد
که مسبب این شکستگی و این پراکندگی است
یک اشتباه را دو بار تکرار کردن
نامش تجربه نیست ، نامش حماقت است ...
نسرین بهجتی
__________________
.
.
.

نشستم چآیـــــ خوردم ، شـــ ع ــر گفتم ، شامــ ـــلو خواندم
اگر منظورت اینها بود ، خوب ـــَم . . . بهتــــ ــــَـرم یــ ع ــنی !
مهدی ِ فرجی ِ جان

من و یک حس غریب../
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-18-2015   #95 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
m-----h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها
سلام
یه وقت نرید سراغش
آدم وقتی سیگار میکشه
خودش نیست
+
دیگر این من ِ من شبیه من نیست
چقدر بوی دود و آتش گرفته ام
دست که روی شانه هایم می کشم
دلم برای آسمان تنگ می شود...
نه دیگه نمیرم
فقط یه خاطره بود

+
نه می روم

نه می مانم

خیلی هم زندگی سخت نیست
دلتنگتت که می شوم

یک سیگار روشن می کنم

و انقدر عمیق پک میزنم
که در دلم یادی از تو بسوزانم
گوشه گوشه این شهر
خاکستر هایم را ریخته ام
هر وقت دلت تنگ شد
نشانی را بگیر
شاید خاطرت بیاید
کدام کوچه سوزاندیم!


m-----h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-18-2015   #96 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله coral نمايش نوشته ها
وقتی به سختی تکه تکه های شکسته ات را جمع می کنی
و دوباره خودت را از نو می سازی
حواست باشد اولین ضربه را به این پازل کامل کسی خواهد زد
که مسبب این شکستگی و این پراکندگی است
یک اشتباه را دو بار تکرار کردن
نامش تجربه نیست ، نامش حماقت است ...
نسرین بهجتی
ممنونم از پست زیبای که زدید
یه تلنگر به موقع بود
+
من و یک حس غریب../
سکوت مرموز شب و
بساط انعکاس ماه بر مُدور حوض تنهایی
برای شکستن بغض های من همقَسم شده اند...
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #97 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
argavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها
به نوعی من توی یه آرامش طوفانی گیر کردم
نمیدونم هم آرومم و هم دلهره و غمگین به
این حس میگن حس غریب شما رو نمیدونم
تجربه کردید
+
گاهى...
دلت "به راه" نیست!
ولى سربه راهى ...
خودت رامیزنى به "آن راه" و میروى..
وهمه،
چه خوش باورانه فکرميكنند ..
که تــو ..
"روبراهى"...!




سلام ... بله کاملا می فهمم چی میگید ... !
مدتهاس درگیر این حال غریبم ...
توصیفش سخته فقط کسی که تجربشو داشته باشه می فهمه ... !
خیلی حال عحبیه ایه ... !
امیدوارم خیلی زود از این حال و هوا دربیان و شاد و پرانرژی ببینمتون

+

هوای این روزهایم ....
برفی است...
آنقدر که...
دماغ ادم برفی ها هم یخ می زند...

مائده دهستانی
__________________

همه آمـدند كه برونـد
تنها تو رسـم رفاقت را ميـدانى
يٰا رَفيْقَ مَنْ لٰا رَفيْقَ لَهْ
«ای رفیـقِ کسی که رفیقی ندارد..»

argavan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-19-2015   #98 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
argavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

.
نوشته اصلي بوسيله hanna نمايش نوشته ها




ﮐﺎﺭﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﺭﺳﻢ ﺭﺳﻢِ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯿﺴﺖ
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ
ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ
ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺩﺳﺖ ﺧﻄﯽ

ﮐﺎﺭﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺎﻧﻮ!
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻫﺎﯾﺖ
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻠﻔﺘﺸﺎﻥ
ﺣﯿﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ
ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ
ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺎﻧﺪ
ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺳﺎﺯِ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ
argavan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #99 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

ما به هم نزدیک شدیم و...
یکدیگر را پس زدیم
گریستیم، گویی نتوانیم تحمل کنیم دوریِ هم را!
و باز به هم نزدیک شدیم و...
یکدیگر را پس زدیم
برگشتیم، گویی چیزی را جا گذاشته ایم!
و باز به هم نزدیک شدیم و...
یکدیگر را پس زدیم
برگشتیم، گویی تنها میخواستیم ردِ پایمان درونِ زندگیِ هم باشد!
و باز به هم نزدیک شدیم و...
یکدیگر را پس زدیم
آنقدر تکرار شد که
یادمان رفت
گریه هایمان را
خاطراتِ جامانده از هم را
رده پایمان را
آنقدر یکدیگر را پس زدیم
که دیگر باورمان شد، رسالتِ ما از با هم بودن، شکستنِ قلب هایمان بود
و هر کسی بهتر این کار را انجام دهد
پیروز این مبارزه [رابطه] است!
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #100 (لینک نوشته)
آزردۀ هجــر
 
jhoan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

عمری ست لبخندهای لاغرِ خود را
در دل ذخیره میکنم
باشد برای روزِ مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نامِ روزِ مبادا نیست
آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثلِ همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز
روزِ مبادا باشد ...

{
قیصر امین پور }
__________________
برای ِ فریب دادن ؛

عده ای را شیر میکنند و عده ای را خر . . .

مواظب باشید ! حیوان صفت نشوید ،

بازنده ، بازنده است ؛ چه درنده چه چرنده . . .
|خورخه_لوئیس_بورخس|
jhoan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #101 (لینک نوشته)
آزردۀ هجــر
 
jhoan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
دل من که به اندازه یک عشق است
به بهانه ساده خوشبختی خود می نگرد
به نهالی که تو در باغچه خانه ما کاشته ای
و به آواز قناری
که به اندازه یک پنجره می خواند
آه ..
سهم من این است
سهم من این است
سهم من ... آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من گردش حزن آلود در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدای جان داد که به من می گوید
دستهایت را دوست می دارم ..



jhoan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #102 (لینک نوشته)
آزردۀ هجــر
 
jhoan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

در شب کوچک من
افسوس ،
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست ..
گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و بر این بام که هر لحظه درو بیم فرو ریختن است
ابرها همچون انبوه عزاداران لحظه ی باریدن را گویی منتظرند.
لحظه ای و پس از آن هیچ
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست ..
ای سراپایت سبز دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار ..
باد ما را با خود خواهد برد،
باد ما را با خود خواهد برد ..






[ بد می شوم ، کم می آورم ، وقتی دلم آشوب می شود . . . وقتی معتاد می شوم به نومیدی ِ خود ]
jhoan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #103 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
shabnamjun's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

این متن طولانی میذارید خیلیا مث من نمیخونن
کوتاه و قشنگ ک بهتره
shabnamjun آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-19-2015   #104 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

از سکوت شب و بلندی های ماه که بگذریم
وقتی ناگهان غم دوری تو، سمت من کمانه می کند
کارد دلتنگی به استخوان ترانه ها می رسد و
کاری از دست و دل انعطاف واژها بر نمی آید..
به تمام شعرهای نصف و نیمه پشت پا می زنم،
چشمان تو مزین به تذهیب مژه هایت
زبان ادیبانه ای دارد به وضوح باران
که هیچ غزل ناگفته ای را از قلم نمی اندازد...
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-19-2015   #105 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

دلم
درختی
که رو به رفتنت
برگ می ریزد.

علیرضا روشن
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:18 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.