من و یک حس غریب../ - صفحه 81
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-13-2015  
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Unhappy من و یک حس غریب../



من و یک حس غریب../

بعضی حرف ها را نمی شود گفت...
نمی توان نوشت حتّی!
ناگزیر می شوی
یک خطّ ممتد بکشی روی بعضی ناگفته ها
و به جای بسیاری دیگر
یک "سه نقطه" بگذاری وُ
بگذری...
.
.
.
من و یک حس غریب../

جانِ من!
این ها همان دردند!
دردهای بی درمان...
همان ها که به قولِ "هدایت"
مثل خوره
روح را در سکوت و انزوا می خورند و...
آدمیزاد
به "همدم" محتاج ترست تا "مرهم"!
پس بی آنکه از ناگفته های دلم بپرسی،
تنها یک دَم همدم باش...

(غزل)

من و یک حس غریب../

93/10/23



ويرايش توسط Hanna : 01-14-2015 در ساعت 06:50 PM
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-01-2017   #1201 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

براى زيستن هنوز بهانه دارم!
من هنوز مى توانم
به قلبم كه فرسوده است
فرمان بدهم
كه تو را دوست داشته باشد!

?????? #احمدرضا_احمدى
__________________
سلام دوستان
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-02-2017   #1202 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

‎ابرازِ احساساتِ ساعتِ يك ظهر
‎با ساعتِ دهِ شب
‎اولى جوابش "مرسى"ست،
‎ميبيند و رد ميشود...
‎دومى اما دلش را ميلرزاند
‎مكث ميكند
‎فكر ميكند
‎هرچيزى اوجِ ساعتِ مصرف دارد
‎به وقتش كه استفاده نشود،
‎از دهان مى افتد
‎بوى "نا" ميگيرد!
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-02-2017   #1203 (لینک نوشته)
شناسه قبلی : Sinderella
 
Vernal's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

شاید تو…
سکوت میان کلامم باشی!
دیده نمیشوی
اما من تو را احساس می کنم!
شاید تو …
هیاهوی قلبم باشی!
شنیده نمیشوی
اما من تو را نفس می کشم!
__________________
گفتمش بايد بري نامم زیاد
من و یک حس غریب../

گفت آري مي برم اما ز یاد

Vernal آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-02-2017   #1204 (لینک نوشته)
شناسه قبلی : Sinderella
 
Vernal's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

چای دم کن …

خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها

چای با عطرِ هِل و گل‌های قوری

بهتر است
Vernal آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-03-2017   #1205 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

سکوت کن ...
زیباترین سخن
حدیث دست‌های توست !
بر روی میز...

((نزار قبانی))
__________________
https://hammihan.com/group/travat#photo
لطفا به گروه من سربزنید
من و یک حس غریب../
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-04-2017   #1206 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

‌‌ا╅━━━┅═❂═┅┅──┄

وقتی"ما" می شوید
کوه شوید
پشتِ هم
پا به پایِ هم
و نگذارید هر بی سر و پایی
خاطرِ خاطرخواهیتان را
در هم بریزد!
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-06-2017   #1207 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

روزى هزاران بار...
در گوشه و كنارِ اين شهرِ بزرگ...
"دوستت دارم"هاى ناخالصى رد و بدل ميشود...
كه آلودگى را چند برابر ميكند...!
يک روز به خوردِ بچه هايمان مى رود...
يک روز بزرگترهايمان...
يک روز هم گروهِ سنىِ حساس...
ما بجاى مدارس...
بايد روابطمان را مدتى تعطيل كنيم...
ما هوايمان آلوده نيست...
نفْسِمان آلوده ست...!
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-06-2017   #1208 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

شوهرم به من خیانت میکند.
وقتی دارم ظرف میشورم میپرسد:"اگر بهت خیانت کنم چه میکنی؟"
میدانستم یک روز خودش را لو میدهد.مردها همیشه قابل پیش بینی اند.
میگویم:"معلوم است.من هم خیانت می کنم."
به بد جایی شلیک کردم.عصبانی میشود.
می گوید "اگر آن موقع خیانت میکنی از کجا معلوم الان نکنی؟"
دلم برایش میسوزد...احمق جان قاعده بازی را بلد نیست...
میگویم"من جواب سیلی را با سیلی میدهم."
دو تا سیگار پشت هم روشن میکند.
دارم دستم را با دامنم خشک میکنم که به کتابخانه ام اشاره میکند و میگوید:"تقصیر این کتاب هاست.این کتاب ها دیوانه ت کردند."
جوابش را نمی دهم.مهسا تازه خوابش برده.روی صندلی جلوی کتابخانه ام مینشینم و توی دلم میگویم حیف شما کتاب ها که با این نفهم زیر یک سقفید.
کتاب ها میگویند:"همیشه مسوولیت انتخاب هایت را بر عهده گویند...این نفهم انتخاب توست"
می بیند ساکتم ادامه میدهد:"زن باید پاک باشد... زن باید نجیب باشد..."
میخواهم بگویم هرکس این حرف ها را زده غلط کرده با تو.من از این زن ها نیستم.من نقش بازنده را بازی نمیکنم.تو بازی را شروع کردی.صبر کن و آخرش را هم ببین.
اما مهسا تازه خوابیده.نمیخواهم با صدای دادش زهر ترک شود.میخواهد حرفم را پس بگیرم.حرفم را پس نمیگیرم.هرگز حرفم را پس نمیگیرم.
میگوید:"جواب من را بده"
"همین که گفتم خیانت کنی خیانت میکنم. "
کفرش در می آید.فحش میدهد.میگوید سگش نکنم و حرفم را پس بگیرم.سکوت میکنم.
آخر هم میگوید:"اصلا کی به توی میمون نگاه میکند؟"
توی دلم میگویم میبینی...
ساعت ۴ صبح است هنوز نخوابیده.روی کاناپه نشسته و سیگار میکشد.


| فاضله حسینی |
__________________
آدم‌ها دو گروه هستند:
جان‌دار و بی‌جان
جان‌ داران، آدم‌هایی هستند که کسی رو دارند تا نام‌شان را به جان ختم ِ خطاب کند

بی‌جان‌ها هم
...
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-07-2017   #1209 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

‌‌ا╅━━━┅═❂═┅┅──┄

ما فراموش نکردیم

فقط بلدیم

نقش آدمای فراموش کردرو

از صبح تا شب خوب بازی کنیم

۱۲ شب به بعد میشیم

بدترین بازیگر دنیا....
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2017   #1210 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

تو نیستی
و این
خلاصه ی تمامِ
عاشقانه های غمگین من است...
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-10-2017   #1211 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

کنار عشقمان
بلاتکلیفی ها قدم میزنند...!
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-10-2017   #1212 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

دفترچه تلفن من پر از اسم های جور واجوره!
اما وقتی دنبال کسی می گردم
که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم،
می بینم که به صورت مفتضحانه ای
هیچ کس رو ندارم و اون اعدادی که جلوی اسم ها نوشته شده مثل اعدادی که
روی یه چک بی محل نوشته شده،
بی ارزش....


_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-12-2017   #1213 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

دوستت دارم های آخر شب
نه اینکه بی ارزش باشند
اما من معتقدم بیشتر از آنکه کار دل باشد
همه نه، اما خیلی از آنها
کار هورمون های لعنتی است
اما بجایش دوستت دارم های سر صبح
اینها واقعی اند، اصیل ترند
کدام آدمی سر صبح بیکار است؟
هیچ کس
حتی بیکارهایشان هم سر صبح خوابند
یا از کارش زده
یا از خوابش
در هرصورت این دوستت دارم
از دل است
این دوستت دارم ارزش دیگری دارد
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-12-2017   #1214 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

اگر برای ابد، هوای دیدن او، نیوفتد از سر من، چه کنم؟
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-12-2017   #1215 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
rea1362's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

ایستاده ام
در جایی که نیستم
با دهانی که ندارم
نفس می کشم

شعری را که نسرودم
فریاد می کنم
در سکوت سرد حنجره ام

و تو اتفاق می افتی
در ممکنی که محال است
rea1362 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:18 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.