تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 01-13-2015   #1 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Unhappy من و یک حس غریب../

من و یک حس غریب../


من و یک حس غریب../

بعضی حرف ها را نمی شود گفت...
نمی توان نوشت حتّی!
ناگزیر می شوی
یک خطّ ممتد بکشی روی بعضی ناگفته ها
و به جای بسیاری دیگر
یک "سه نقطه" بگذاری وُ
بگذری...
.
.
.
من و یک حس غریب../

جانِ من!
این ها همان دردند!
دردهای بی درمان...
همان ها که به قولِ "هدایت"
مثل خوره
روح را در سکوت و انزوا می خورند و...
آدمیزاد
به "همدم" محتاج ترست تا "مرهم"!
پس بی آنکه از ناگفته های دلم بپرسی،
تنها یک دَم همدم باش...

(غزل)

من و یک حس غریب../

93/10/23


__________________
من و یک حس غریب../
"تا اسیر نشوی نمی فهمی چه جهنمی ست این زیبایی!"


ويرايش توسط Hanna : 01-14-2015 در ساعت 06:50 PM
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-14-2015   #2 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

با من بيا !
مگو كجا؟
تنها
با من بيا !
با من بيا تا درد، تا زخم
با من بيا تا نشانت دهم
عشقم را آغاز از كجاست .
با من بيا
با من بيا تا خونی كه از لبم چكيد
تا خونی كز سكوتم
تا مرگ .
با من بيا تا دوباره به نوشداروی تو
روئينه
جانی تازه بگيرم .
تا شرابی باشی
كه عشقی را سيراب می‌كند .
با من بيا تا طعم آتش را دوباره احساس كنم
آتشی از خون و ميخك
آتشی از عشق و شراب .

پابلو نرودا
ترجمه : شاهکار بینش‌پژوه
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #3 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﮐﯿﻪ ؟
ﻋﺎﻗﻞ ﮐﯿﻪ ؟
ﺟﻮﻧﻮﺭ ﮐﺎﻣﻞ ﮐﯿﻪ ؟
ﮔﻔﺘﯽ : ﺑﯿﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ، ﺩﻭﯾﺪﻡ !
ﭼﺸﻢ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ، ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﺁﺗﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﺗﻮ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﻣﻌﻨﺎﺵ ﭼﯿﻪ ؟ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺏ ﺭﻭﻭﻥ
ﻧﻌﻨﺎﺵ ﭼﯿﻪ ؟ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺯ ،
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻣﺰ ،
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮُ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻣﻌﻤﺎﺱ ؟ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﺣﯿﺮﻭﻧﻢ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ ؟ ﻧﻪ
ﻭﺍﻟﻠﻪ ؟
ﻣﺎﺕُ ﭘﺮﯾﺸﻮﻧﻢ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ ؟ ﻧﻪ ﺑﺎﻟﻠﻪ ؟
ﭘﺮﯾﺸﻮﻧﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ ؟
ﻣﻦ ﺣﯿﺮﻭﻧﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ ؟
ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻓﻬﻢ ﻣﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﮐﻤﻪ ، ﺍﺗُﻢ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ
ﺣﺮﯾﻒ ﺻﺪ ﺗﺎ ﺭُﺳﺘﻤﻪ ، ﮔﻔﺘﯽ : ﺑﺒﻨﺪ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻨﻪ ! ﺍﻧﺠﯿﺮ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﺩ ﺁﻫﻦُ ﻓﺴﻔﺮﺵ ﮐﻤﻪ !

حسین پناهی
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #4 (لینک نوشته)
Ṩɑɱ!ʁɑ ƁɑŋOo ツ
 
rozehabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلا هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود ..
حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند، می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند ..
دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست
آدم تصادف می کند،
با یک اتوبوس خاطره های مست ..


rozehabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #5 (لینک نوشته)
Ṩɑɱ!ʁɑ ƁɑŋOo ツ
 
rozehabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

آرامــم

شکل تورهای کتان لباس های خواب
شکل یک آباژور کم نور
در سالنی متروک

آرامم

شکل چمدان لباس های زمستانی
شکل یک رومیزی که هزاربار
در ماشین لباس شویی شسته شده
روی بند خشک شده
روی میز پهن شده

آرامم

شکل مدادهای سفید مدادرنگی ها

آرامم

و به اشک هایم کاری ندارم..
rozehabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #6 (لینک نوشته)
Ṩɑɱ!ʁɑ ƁɑŋOo ツ
 
rozehabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../


روی شانــه پاییز زدم

حالــش را بپرسم

ناگاه ریخـــت!


گاهی پرسیـدن حالــــی

چه دردهایـــــــی را زنــده می کند...
rozehabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohammad8816143's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

حسم غریب نیست فقط زندگی خیلی تند داره میره اصلا وای نمیسته با سرعت کند پیشرفت من سازگار نیست
__________________
mohammad8816143 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #8 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله rozehabi نمايش نوشته ها
حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلا هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود ..
حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند، می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند ..
دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست
آدم تصادف می کند،
با یک اتوبوس خاطره های مست ..



ممنونم از پست زیباتون
دقیقا من همچین آدمی هستم
یهو دلم میگیره یهو عکسی فیلمی حرفی میبینم میشنوم
که ناراحت کننده باشه یهو اشکم سرازیر میشه د.ی

+

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها
که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی.
تو را،ز وحشت توفان به سینه می فشرم
عجب سعادت غمناکی!


منوچهر آتشی
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #9 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله mohammad8816143 نمايش نوشته ها
حسم غریب نیست فقط زندگی خیلی تند داره میره اصلا وای نمیسته با سرعت کند پیشرفت من سازگار نیست
خوب تجربه کنید این حس رو د.ی
+
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﯽ،
ﺍﮔﺮ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﻧﺨﻮﺍﻧﯽ،
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﺻﻮﺍﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻮﺵ ﻧﺪﻫﯽ،
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﻧﮑﻨﯽ .
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺑﺎﻭﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮑﺸﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﺧﻮﺩ ﺷﻮﯼ،
ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺑﺮﻭﯼ،
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻣﺮّﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺪﻫﯽ،
ﺍﮔﺮ ﺭﻧﮕﻬﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻧﮑﻨﯽ،
ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﮑﻨﯽ .
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺣﺮﺍﺭﺕ،
ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺳﺮﮐﺶ،
ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﻭﺍﻣﯽﺩﺍﺭﻧﺪ،
ﻭ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ،
ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻨﯽ .
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺁﻏﺎﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﮐﻨﯽ
ﺍﮔﺮ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﻐﻠﺖ ﯾﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺷﺎﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﻧﮑﻨﯽ،
ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﯽ،
ﺍﮔﺮ ﻭﺭﺍﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻧﺮﻭﯼ،
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﻫﯽ،
ﮐﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ
ﻭﺭﺍﯼ ﻣﺼﻠﺤﺖﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﺑﺮﻭﯼ .
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻦ !
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺨﺎﻃﺮﻩ ﮐﻦ !
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ !
ﻧﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﺑﻤﯿﺮﯼ !
ﺷﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ !

ﭘﺎﺑﻠﻮ ﻧﺮﻭﺩﺍ
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #10 (لینک نوشته)
Ṩɑɱ!ʁɑ ƁɑŋOo ツ
 
rozehabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها

ممنونم از پست زیباتون
دقیقا من همچین آدمی هستم
یهو دلم میگیره یهو عکسی فیلمی حرفی میبینم میشنوم
که ناراحت کننده باشه یهو اشکم سرازیر میشه د.ی

+

تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها
که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی.
تو را،ز وحشت توفان به سینه می فشرم
عجب سعادت غمناکی!


منوچهر آتشی
دقیـقا : )

+

به گمانم برف می آمد آخرین باری که دیدمت
« گلچهره » را شجریان
با دهان تو می خواند ..

آمدم چیزی بگویم
صدایم در گوش سنگین برف فرو نرفت
خواستم صدایت را
برای همیشه پشت پرده ی گوش هایم پنهان کنم
کلماتت یخ زدند
کلماتت یخ زدند
و بغض آدم برفی غمگینی در گلویم گیر کرد ..

« هنوز دوستت دارم » و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
دوستت دارم ..
و فکر می کنم تنها در روزهای سرد زمستان است
که گاهی از کلماتم
بخاری بلند می شود ..


{ لیلا کردبچه }
rozehabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #11 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله rozehabi نمايش نوشته ها
دقیـقا : )

+

به گمانم برف می آمد آخرین باری که دیدمت
« گلچهره » را شجریان
با دهان تو می خواند ..

آمدم چیزی بگویم
صدایم در گوش سنگین برف فرو نرفت
خواستم صدایت را
برای همیشه پشت پرده ی گوش هایم پنهان کنم
کلماتت یخ زدند
کلماتت یخ زدند
و بغض آدم برفی غمگینی در گلویم گیر کرد ..

« هنوز دوستت دارم » و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
دوستت دارم ..
و فکر می کنم تنها در روزهای سرد زمستان است
که گاهی از کلماتم
بخاری بلند می شود ..


{ لیلا کردبچه }
من دست نوشته های لیلا کرد بچه رو خیلی خوندم
خیلی قشنگ مینویس سپاس بانو از نوشته زیباتون
دقیقا فصل زمستون و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
دوستت دارم آخه یخ زده احساس و زبون آدما د.ی
+
من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود ؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند


فروغ فرخزاد
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #12 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

دلتنگی
خوشة انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت می‌کند اندوه

شمس لنگرودی
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #13 (لینک نوشته)
Ṩɑɱ!ʁɑ ƁɑŋOo ツ
 
rozehabi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله Hanna نمايش نوشته ها
من دست نوشته های لیلا کرد بچه رو خیلی خوندم
خیلی قشنگ مینویس سپاس بانو از نوشته زیباتون
دقیقا فصل زمستون و فکر می کنم این جمله در تو دیگر اثر نکند
دوستت دارم آخه یخ زده احساس و زبون آدما د.ی
+
من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود ؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند


فروغ فرخزاد
بــله همینــطوره :)

+ممـنون از متن قشنگتــون
دلم تنگ می شود

برای زنی که

در پاییز دلش می گیرد

وفکر می کند:

اگر این خرمالو امسال برگ هایش نریزد ؛چه رنگین کمان زیبایی دارد

دلم تنگ می شود

برای زنی که

در زمستان دلش می گیرد

وفکر می کند:



اگر برف ببارد و خرمالو ها سرخ شوند چه دنیای قشنگی دارد

دلم تنگ می شود

برای زنی که

در بهار دلش می گیرد

وفکر می کند:

اگر خرمالو زنده نشود،دیگر چتری هم دارد؟

دلم تنگ می شود

برای زنی که

در تابستان دلش می گیرد

وفکر می کند:

اگر این درخت سبز شده بود

حالا زیر سایه اش لم می داد و به زندگی اش فکر می کرد

لطفا آرام

دلم تنگ شده است

برای خرمالویی که بی زن می خوابد

rozehabi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
coral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

هر دو بر این باورند

که حسی ناگهانی آن ها را به هم پیوند داده.

چنین اطمینانی زیباست،

اما تردید زیباتر است.

وسیواوا شیمبورسکا ـ شاعر لهستانی
«عشق در نخستین نگاه»
از مجموعه: آدم ها روی پل
ترجمه: شهرام شیدایی
__________________
.
.
.

نشستم چآیـــــ خوردم ، شـــ ع ــر گفتم ، شامــ ـــلو خواندم
اگر منظورت اینها بود ، خوب ـــَم . . . بهتــــ ــــَـرم یــ ع ــنی !
مهدی ِ فرجی ِ جان

من و یک حس غریب../
coral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 01-14-2015   #15 (لینک نوشته)
"ه"مثل"هانا"يعني ﻧﻔﺲ
 
Hanna's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : من و یک حس غریب../

نوشته اصلي بوسيله rozehabi نمايش نوشته ها
بــله همینــطوره :)

+ممـنون از متن قشنگتــون

لطفا آرام

دلم تنگ شده است

برای خرمالویی که بی زن می خوابد
اینا همون حسای غریب که من توی نوشته های شما دارم پیداش میکنم
خیلی قشنگ بود یه زن به اندازه وزنش احساس داره د.ی
+
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ
ﺭﺍﺯِ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺭﺍ ﻛﺸﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻡ؛
ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮ ﺑﭙﻠﻜﻴﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﻛﻨﻴﺪ .


ﭼﺎﺭﻟﺰ ﺷﻮﻟﻴﺰ



نوشته اصلي بوسيله coral نمايش نوشته ها
هر دو بر این باورند

که حسی ناگهانی آن ها را به هم پیوند داده.

چنین اطمینانی زیباست،

اما تردید زیباتر است.

وسیواوا شیمبورسکا ـ شاعر لهستانی
«عشق در نخستین نگاه»
از مجموعه: آدم ها روی پل
ترجمه: شهرام شیدایی

ممنونم از نوشته قشنگی که گذاشتید بانو مرجان
دقیقا تردید زیباست چون اگه انسان توی همه مراحل
زندگی اطمینان داشته باشه زندگی یکنواخت میشه
+
گاهی امنیت همه اش خلاصه می شود
به یک آغوش امن
به یک بوسه ی از ته دل
به یک دوستت دارم ناب
به یک دلم برایت تنگ شده
به یک چشم هایت چرا نم دارد
به یک من اینجایم دلم آنجاست که تو هستی
امنیــت
ساده تر از آن چیزی ست که خیالش را می کنی
یک لبخند است برای " اوی ِ" زند گی ات
یک دستانم را محکم بگیر ،ما هم را داریم
امنیت
تنها مختص مرد نیست
بلکه زن هم امنیت است
امنیتِ مهر و امنیت عشق
امنیت مراقبه از رابطه !
_
مرد و زن ندارد
به نقطه ی ما شدن که رسیدی
آرامش باش برای شریک ِ زندگیت
و باورکن هیچوقت معجزه ی عشق جوانه نمیزند
مگر
امنیـــــت خاطری باشیم
برای " اوی ِ " زندگیمان ...


عادل دانتیسم
Hanna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:04 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.