نقد دیدگاه های فلسفی هیوم
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق > تاریخ فلسفه
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-03-2015   #1 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

نقد دیدگاه های فلسفی هیوم
سلام
در این جستار به طور خلاصه به معرفی فیلسوفان معروف می پردازیم.
دیوید هیوم(1711-1776)
هیوم در ادینبرو اسکاتلند تحصیل کرد سپس 3 سال به فرانسه رفت و آنجا با ژان ژاک روسو آشنا شد.
دیوید هیوم یک تجربه گرا بود او معتقد بود تمام دانش از تجربه کردن بدست می آید. او مساله استقراء (problem of induction) رو مطرح کرد. در این بحث روش نتیجه گیری کلی از اجزا مورد شک قرار میگیرد بنابراین هیچ یقینی درنتیجه ادعاهای عقلانی در علوم نداریم و نه دلیلی بر تلقی تشابه آینده با گذشته.
علت و معلول
در بررسی علت و معلول او معتقد بود ما هیچ دانشی از رابطه علت و معلول نداریم او علیت را مشاهده ما از تکرار ایده های متصل به هم توصیف کرد.

ويرايش توسط garfilde-gorbe : 08-04-2015 در ساعت 03:00 PM
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
11 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-26-2015   #2 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

سلام. چون هیوم خیلی مهم و موثر بوده بیشتر بهش می پردازیم.
بخش بزرگی از شهرت و اهمیت هیوم به سبب روش شکاکی بود که در برخی موضوعات فلسفی داشت. در بحث معرفت شناسی (epistemology) او باورهای رایج درمورد هویت شخصی (personal identity) مورد تردید قرار داد او میگفت چیزی به نام خود (self)همیشگی که در طی زمان تداوم داشته باشد وجود ندارد. او بیانهای استاندارد علیت (causality) را رد کرد و ادعا کرد برداشتهای ما از روابط علی معلولی از عادت ذهن ما به جای دریافت نیروهای علی در جهان بیرونی نشئت میگیرد

ويرايش توسط garfilde-gorbe : 09-26-2015 در ساعت 01:44 PM
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-14-2015   #3 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

“Hume is our Politics, Hume is our Trade, Hume is our Philosophy, Hume is our Religion.” This statement by nineteenth century philosopher James Hutchison Stirling reflects the unique position in intellectual thought held by Scottish philosopher David Hume. Part of Hume’s fame and importance owes to his boldly skeptical approach to a range of philosophical subjects. In epistemology, he questioned common notions of personal identity, and argued that there is no permanent “self” that continues over time. He dismissed standard accounts of causality and argued that our conceptions of cause-effect relations are grounded in habits of thinking, rather than in the perception of causal forces in the external world itself. He defended the skeptical position that human reason is inherently contradictory, and it is only through naturally-instilled beliefs that we can navigate our way through common life
هیوم سیاست ماست هیوم تجارت ماست هیوم فلسفه ماست هیوم دین ماست. این اظهارات که توسط فیلسوف قرن نوزده جیمز استرلینگ بیان شده نشانگر موقعیت یکتایی است که فیلسوف اسکاتلندی دیوید هیوم در اندیشه خردورزانه تصاحب کرده است.

ويرايش توسط garfilde-gorbe : 10-21-2015 در ساعت 02:43 PM دليل: ترجمه متن
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-20-2015   #4 (لینک نوشته)
مدیر تالار فلسفه
 
salmaan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

یک یک عقاید ایشان را مطرح کنید، تا نقد کنیم

دیوید هیوم یک تجربه گرا بود او معتقد بود تمام دانش از تجربه کردن بدست می آید.
چطور همین جمله را اثبات می کنید یا کرده است؟
آیا جمله بالا خودش «دانشی» هست یا نیست
اگر هست، چگونه اثبات می شود؟

او مساله استقراء (problem of induction) رو مطرح کرد. در این بحث روش نتیجه گیری کلی از اجزا مورد شک قرار میگیرد بنابراین هیچ یقینی درنتیجه ادعاهای عقلانی در علوم نداریم و نه دلیلی بر تلقی تشابه آینده با گذشته.
مثلاً چه نوع ادعاهای عقلانی در علوم مد نظر ایشان است؟

علت و معلول
در بررسی علت و معلول او معتقد بود ما هیچ دانشی از رابطه علت و معلول نداریم او علیت را مشاهده ما از تکرار ایده های متصل به هم توصیف کرد.
علت و معلول یک اصل بدیهی است
چه ربطی به تکرار مشاهدات ما دارد؟
__________________
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم - «قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»«چنانچه در اين ادعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد»
salmaan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-27-2015   #5 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
ninimoon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
علت و معلول یک اصل بدیهی است
چرا بدیهی است؟
یا چرا فکر میکنید از دید دیگران هم لزوما اینطوره؟
مثلا اگر من بگم بنظرم بدیهی نیست، شما چطور به من ثابت میکنید که بدیهیه؟
شاید هم به عقلم شک میکنید.
بهرحال اثباتی در کار نیست!
ما صرفا از مشاهده های بیشمار خود و اینکه تاحالا ظاهرا نقض آن را ندیده ایم و نیازی به چنین چیز حس نکرده ایم نتیجه گرفته ایم که درست و همیشه برقرار است.
ninimoon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-28-2015   #6 (لینک نوشته)
مدیر تالار فلسفه
 
salmaan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

نوشته اصلي بوسيله ninimoon نمايش نوشته ها
چرا بدیهی است؟
این جا را مشاهده بفرمایید:
http://forum.hammihan.com/thread8848...ml#post5605275
salmaan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2017   #7 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

هیوم نسبت به توانایی فلسفه برای فهم حقیقت جهان بسیار شکاک بود. مهمترین مساله برای فلسفه باقی ماندن تجربه ما از جهان است. برای مثال ما فکر میکنیم درک ما از جهان براساس رخدادهای مرتبط علی معلولی ، براساس اینکه یک حادثه منجر به رخداد حادثه دیگر می شود است. هیوم معتقد است علیت مطلبی است که ما هرگز نمیتوانیم بدانیم خاصیت ذاتی جهان است یا مفهومی اضافی که ذهن ما مایل است به تاثیراتی که از جهان دریافت می کنیم ، اضافه کند. مثال مشهور او برای توصیف این موضوع دو توپ بیلیارد است که به یکدیگر ضربه میزنند ما مایلیم اینطور برداشت کنیم که توپ اول به سمت دومی می چرخد و به آن برخورد کرده و سبب چرخش آن می شود. ولی هیوم پیشنهاد می کند تنها چیزی که ما واقعا تجربه می کنیم دنباله ای از تاثیرات توپهای بیلیارد در زمانها و مکانهای مختلف است و ما هرگز چیزی فراتر که توپها را به هم متصل کند و ما علیت بنامیم تجربه نکرده ایم.
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-07-2017   #8 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

هیوم این مطلب را درمورد سایر مفاهیم تسری می دهد. برای مثال او معتقد است ما توجیه نمی شویم که باور به چیزی به عنوان خود (سلف) داشته باشیم که تجربه ها ، افکار و باورهای ما را به هم وصل کند.
زیرا همه آنچه که ما درباره خودمان و ذهنمان تجربه میکنیم همین تجربه ها افکار و باورها هستند.
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-07-2017   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mbk1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

"بسم الله الرحمن الرحيم
.. ﻭَﺍﻟَّﺬﻳﻦَ ﺟﺎﻫَﺪﻭﺍ ﻓﻴﻨﺎ ﻟَﻨَﻬﺪِﻳَﻨَّﻬُﻢ ﺳُﺒُﻠَﻨﺎ ۚ ﻭَﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻟَﻤَﻊَ ﺍﻟﻤُﺤﺴِﻨﻴﻦَ ۶۹ "
"به شناسه خداوند پرمهر بسیار مهربان
..هم کَسهایی جنگنده شدند درما، تامیکشانیمشان راههای آسانِمانُ، اگرِ خداوند تابا نیکوشونده ها ۶۹"
نوشته اصلي بوسيله garfilde-gorbe نمايش نوشته ها
هیوم نسبت به توانایی فلسفه برای فهم حقیقت جهان بسیار شکاک بود. مهمترین مساله برای فلسفه باقی ماندن تجربه ما از جهان است.


بینید دودلی یا شک که خداوند داد همیشه کارگر نیست،، نمونه مردی تنبل خانه اش بخوابد گوید اگر بیرون روم پولی پیدا نمیکنم، کسی مرا میکشد، یا درباره خداوند هم روز برپایی دودل شدن هیچ سودی ندارد،
برخی زمان دودلی یا شک را خداوند خوب گذاشت، نمونه اندیشه ای را بهش کسی دل بست که سودی برایش ندارد،نداشته ،نخواهد داشت، نمونه مردی گمان کند بدون رنج کشیدن خداوند او را سرافراز کند،یا یاد خداوند را فراگذاشت هیچ آسیبی دامنگیر او نشود،،



برای مثال ما فکر میکنیم درک ما از جهان براساس رخدادهای مرتبط علی معلولی ، براساس اینکه یک حادثه منجر به رخداد حادثه دیگر می شود است. هیوم معتقد است علیت مطلبی است که ما هرگز نمیتوانیم بدانیم خاصیت ذاتی جهان است یا مفهومی اضافی که ذهن ما مایل است به تاثیراتی که از جهان دریافت می کنیم ، اضافه کند. مثال مشهور او برای توصیف این موضوع دو توپ بیلیارد است که به یکدیگر ضربه میزنند ما مایلیم اینطور برداشت کنیم که توپ اول به سمت دومی می چرخد و به آن برخورد کرده و سبب چرخش آن می شود. ولی هیوم پیشنهاد می کند تنها چیزی که ما واقعا تجربه می کنیم دنباله ای از تاثیرات توپهای بیلیارد در زمانها و مکانهای مختلف است و ما هرگز چیزی فراتر که توپها را به هم متصل کند و ما علیت بنامیم تجربه نکرده ایم.
بینید بنده خداوند، توپکهای بیلیارد را چون از بیلیارد بدم میآید، درباره اش چیزی نمیگویم،،
گمان کنید چهار چرخ ماشین سوراخ شد ،بادش رفت، آیا میتوانید باهاش خودرو سواری کنید؟
با تندی رو جاده صدها هزار متر بروید،،پس انگیزه یا علتی که خداوند گذاشت همان سوراخ شدن چرخ انگیخته معلولی دارد که خودرو از جابجایی فراوان باز ماند،،یا دلِ خونرسان کسی را خداوند ایست زند ،انگیزان مرگ میشود،،
درست هست برخی چیزها را خداوند گزینشی گذاشت که شما میان گوشت مرغُ کدو ،یکی را برگزینید، نمونه گوشت مرغ بخورید بجای کدو ،چون از گیاه خواری خسته شدید، باری چنین نیست که زمانی خداوند شما را بیهوش کرد بتوانید گزینشی کار کنید،،یا زمانی که سخت گرسنه شدید گویید کدو را نمیخوریم، چون وادار به کاری شدید،،،
"خداوندا""اللهم"مرا از گمان پردازی به بندگی ات کشان با برپایی پیوستن نماز برای یادگوییت
__________________
بسم الله الرحمن الرحیم " وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ165 البقره"
خداوندا مرا دوست داشته تر به خودت کن نه دیگری که ناگواراییت از همه سخت تر است هم توانایت از همه بیشتر
mbk1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-08-2017   #10 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

هیوم در کتاب an enquiry concerning human understanding می نویسد : نباید براساس فقط اظهارات و شهادت اشخاص (testimony) رخداد معجزه را پذیرفت. اعتقاد به موضوعی که دیگران اظهار کرده اند. فرد دیگری شفاهی و یا کتبی مطلبی را به ما میگوید و ما آن مطلب را باور میکنیم. بسیاری از مطالبی که ما به آنها باور داریم براساس گفته های دیگران بوجود آمده است. برای پذیرفتن اظهارات دیگران باید شواهدی مبنی بر محتمل بودن اینکه حق با شخص اظهارکننده است ، داشته باشیم evidentialism به این معناست که انسان خردمند باورهایش را با شواهد متناسب میکند. و این مطلب در مورد اظهار افراد دیگر از رخداد واقعه ای نیز به کار می رود. درکل برای پذیرفتن گفته های دیگران باید به طور کلی آنها قابل اعتماد باشند. اعتباری که به درستی اظهار یک رخداد میدهم کم و بیش به نسبت غیر معمول بودن آن رخداد کاهش میابد.
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-08-2017   #11 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

تعریف هیوم از رخداد معجزه انحراف از قوانین طبیعت است به بیانی دیگر پیشامد اتفاقی که تا کنون رخ نداده بود. برای مثال زنده شدن مردگان اتفاقی که قبلا هرگز رخ نداده است. او میگوید هیچ اظهار رخدادی جهت باور به رخداد معجزه کافی نیست مگر آنکه آن اظهار به گونه ای باشد که احتمال رخداد نقیض آن معجزه آساتر باشد.
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-20-2018   #12 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

نوشته اصلي بوسيله garfilde-gorbe نمايش نوشته ها
سلام. چون هیوم خیلی مهم و موثر بوده بیشتر بهش می پردازیم.
بخش بزرگی از شهرت و اهمیت هیوم به سبب روش شکاکی بود که در برخی موضوعات فلسفی داشت. در بحث معرفت شناسی (epistemology) او باورهای رایج درمورد هویت شخصی (personal identity) مورد تردید قرار داد او میگفت چیزی به نام خود (self)همیشگی که در طی زمان تداوم داشته باشد وجود ندارد. او بیانهای استاندارد علیت (causality) را رد کرد و ادعا کرد برداشتهای ما از روابط علی معلولی از عادت ذهن ما به جای دریافت نیروهای علی در جهان بیرونی نشئت میگیرد

ادعای نبود self در معرفت حسی گزافه ای بیش نیست هگل در پدیدار شناسی روح می نویسد:
( آگاهی (معرفت شناخت) در اینجا به صورت محض خود حضور دارد یا من فقط به عنوان نوعی «این» محض و به طور مشابه، ابژه نیز تنها به عنوان یک «این» محض وجود دارد...
نه من و نه شی هیچ کدام معنای فرایند پیچیده وساطت خود را ندارند. نه من بر نوعی تصور یا تفکر چندگانه دلالت می کند و نه شی،(یا همان موضوع تجربه ی من) شی صرفا میزبانی برای کیفیات محسوب میشود. بلکه برعکس، شی هست، و صرفا به این دلیل که هست ---» که هست. این «هست» برای دانش حسی اصلی ذاتی به شمار می آید همین هستی یا بی واسطگی محض است که حقیقتش را ایجاد می کند.)
پ.ن: اینجاست که اولین معضل یقین حسی پیدا میشود؛ به رغم اینکه یقین حسی اظهار می دارد که جز دریافت ابژه از طریق شهود محض با هیچ چیز دیگر سر و کار ندارد اما این یقین علاوه بر«اینِ حسی فرارویش» از یک این دیگر نیز آگاه است که همانا خودش است! این یقین همچنان ناچار است تا خود را در مقام یک سوژه این خطاب کند و همین امر به نوعی انشقاق می انجامد.
همانگونه که هگل می نویسد: (در میان اختلافات بی شماری که در اینجا ظاهر میشوند، در تمامی این موارد این مسئله بسیار به چشم می خورد که در یقین حسی هستی محض به یکباره گسست یافته و به درون آنچه «این-ها» نامیده ایم، دوپاره میشود. یک «این» به عنوان من و «این» دیگر به عنوان ابژه)
__________________
عجیب استــــ
چرا برخی این قدر در برابر فـــهـــمـــیدن مــــقاومـــت می کنند؟

مقاومتی هـــمه جانبــــه و جــانــانه از حریم و جغرافیای جـــــــهل...

شاید امنیت در سرزمین جــــهل و تاریــــکی، آسان تر به دست می آید.

ويرايش توسط 313313h : 07-20-2018 در ساعت 12:22 AM
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-20-2018   #13 (لینک نوشته)
طبیعت قهوه ای
 
313313h's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

حال یقین حسی درباره ی «این» چه می گوید:

ادامه از متن پدیدار شناسی:

(در نتیجه می بایست خود یقین حسی را مورد خطاب قرار داد و پرسید که «این» چیست؟
اگر ما این را در قالب دو وجهی هستی اش یعنی به عنوان «اینجا» و «اکنون» در نظر بگیریم؛ برای پاسخ به پرسش «اکنون چیست؟» اجازه دهید برای مثال بگوئیم : اکنون شب است. به منظور محک زدن حقیقت حسی آزمونی ساده کفایت خواهد کرد. ما این حقیقت[اکنون شب است] را یادداشت می کنیم یک حقیقت نباید با صرف یاد داشت شدن و به همان میزان با نگهداری شدن از دست بدهد. حال اگر اکنون،[برای مثال] امروز ظهر[باشد و] بار دیگر به سراغ آن حقیقت مکتوب برویم می بایست بگوئیم این حقیقت دیگر [یا حقانیتش را از دست داده یا ] کهنه شده است.)

در واقع اکنون نه شب و نه روز است بلکه چیزی ورای شب و روز و نسبت به هر دوی آنها بی تفاوت است. بدین طریق اکنون، از «اینِ» فردیِ تکینِ جزئی فراتر رفته و به ورطه ای می رود که یقین حسی همیشه از آن واهمه داشته است، اینجاست که یقین حسی نمی تواند از افتادن به ورطه ی «امر کلی» اجتناب کند.
313313h آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-27-2018   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
canary's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : معرفی فیلسوفان در یک نگاه

نوشته اصلي بوسيله 313313h نمايش نوشته ها
ادعای نبود self در معرفت حسی گزافه ای بیش نیست هگل در پدیدار شناسی روح می نویسد:
( آگاهی (معرفت شناخت) در اینجا به صورت محض خود حضور دارد یا من فقط به عنوان نوعی «این» محض و به طور مشابه، ابژه نیز تنها به عنوان یک «این» محض وجود دارد...
نه من و نه شی هیچ کدام معنای فرایند پیچیده وساطت خود را ندارند. نه من بر نوعی تصور یا تفکر چندگانه دلالت می کند و نه شی،(یا همان موضوع تجربه ی من) شی صرفا میزبانی برای کیفیات محسوب میشود. بلکه برعکس، شی هست، و صرفا به این دلیل که هست ---» که هست. این «هست» برای دانش حسی اصلی ذاتی به شمار می آید همین هستی یا بی واسطگی محض است که حقیقتش را ایجاد می کند.)
پ.ن: اینجاست که اولین معضل یقین حسی پیدا میشود؛ به رغم اینکه یقین حسی اظهار می دارد که جز دریافت ابژه از طریق شهود محض با هیچ چیز دیگر سر و کار ندارد اما این یقین علاوه بر«اینِ حسی فرارویش» از یک این دیگر نیز آگاه است که همانا خودش است! این یقین همچنان ناچار است تا خود را در مقام یک سوژه این خطاب کند و همین امر به نوعی انشقاق می انجامد.
همانگونه که هگل می نویسد: (در میان اختلافات بی شماری که در اینجا ظاهر میشوند، در تمامی این موارد این مسئله بسیار به چشم می خورد که در یقین حسی هستی محض به یکباره گسست یافته و به درون آنچه «این-ها» نامیده ایم، دوپاره میشود. یک «این» به عنوان من و «این» دیگر به عنوان ابژه)
سلام.
به واقع هگل نابغه ای تکرار نشده است.
نقد هگل بر شک‎انگاری هیوم
__________________
بهزاد بلور:مدل موهاتو عوض کردی؟
شاهین نجفی:آره به قول هگل زندگی یعنی تغییر
canary هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2018   #15 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
garfilde-gorbe's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نقد دیدگاه های فلسفی هیوم

برتراند راسل در کتاب تاریخ فلسفه غرب می‌گوید فلسفهٔ هیوم به معنای واقعی ما را به بن‌بست می‌کشاند و مسائل و سوالاتی که هیوم مطرح کرده هنوز هم بدون پاسخ باقی مانده‌اند.
هیوم در رساله‌ای نوشت که هرگونه استدلال استقرایی بر بنیاد مفهوم علیت است و از سوی دیگر خود این مفهوم بر معیار استقراء است؛ یعنی همهٔ نتیجه‌گیری‌های تجربی بر بنیاد این فرض شده‌است که آینده همانند گذشته‌است و از این‌رو همه بستگی‌هایی که امروز یا در گذشته میان وقایع یافته‌ایم، در آینده نیز در کار خواهند بود و علت‌هایی که در گذشته معلول‌هایی را در پی آورده‌اند، در آینده نیز چنین خواهند کرد. هیوم، با این که تجربه را تنها تکیه‌گاه نامید، استفاده کردن از تجربه برای استوار کردن اصول کلی را رد کرد و با استدلال نبود تجربه از آینده، بنیاد علیت را تعمیم ناروا نامید.
افتادن سنگ را به زمین بارها تجربه کرده ولی هیچ‌وقت تجربه نکرده‌ای که همیشه به زمین می‌افتد. زمین را و سنگ را می‌بینی و افتادن آن را درک می‌کنی، اما نیرویی را که سنگ را به سوی زمین می‌کشاند، درک نمی‌کنی. تو هیچ‌وقت خود آن قانون را تجربه نکرده‌ای. تجربه فقط آن بوده‌است که چیزها به زمین می‌افتد. یقین داری سنگ می‌افتد، چون بارها این رویداد را دیده‌ای؛ عادت کرده‌ای که این دو با هم باشند، و آنگاه حکم بر قانون می‌کنی.
garfilde-gorbe آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 08:49 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.