مبانی معرفت دينی (Religious Knowledge)
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-12-2015   #1 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض مبانی معرفت دينی (Religious Knowledge)

مبانی معرفت دينی (Religious Knowledge)
بسم الله الرحمن الرحيم

صلوات الله علي محمد و آله الطاهرين

دين چيست ؟ ، چه فرقي با معرفت ديني دارد ؟ ، آيا مي توان دين را فهميد ؟، كدام تقرير و فهم از دين صحيح است ؟ ، كدام اسلام ؟ ، ملاك صدق معرفت ديني چيست ؟ ، آيا همه به جز مسلمانان كافرند و جهنمي ؟ چرا يك روز شطرنج حرام است و فردايش حلال ؟ ، چرا احكام فقهي تغيير مي كنند ؟ ، آيا همه ي اديان بر حق هستند ؟ ، ديدگاه دين اسلام درباره ي پلوراليسم چيست ؟

اين ها سؤالاتي ست كه ذهن اكثر متفكران در سطح جامعه را به خود مشغول كرده است ، ما قصد داريم در اين تاپيك به اين سؤالات پاسخ هاي منطقي و ساده اي بدهيم ، ان شاء الله تعالي .

-تا حد ممکن از به کار بردن لغات و اصطلاحات سخت خودداری می کنیم و یا در صورت لزوم این لغات را به زبان ساده شرح می دهیم.
-در صورتی که بعضی مباحث (مانند علم و دين و ...) جای بحث بیشتری داشت به تاپیک "علم و دين" و امثاله می رویم و بحث می کنیم.
-اگر تذکر و یا پیشنهادی داشتید با پیام خصوصی اطلاع دهید.
-مباحث حاشیه ای و دینی را مطرح نکنیم.
-پست ها را با عنوان دروس (مانند درس اول "مفهوم دين" و ...) شروع می کنم و لینک آن را در پست اول قرار می دهم.در صورت لزوم برای مطالعه ی بیشتر در هر پست لینک و یا کتابی را معرفی خواهیم کرد.
-اگر نقد و یا پرسشی بود به طور خلاصه و با رعایت قوانین و اخلاق مطرح کنیم.
دروس :
درس اول "مفهوم دين"
درس دوم "معيار صدق"
درس سوم "تعارض معرفت ديني با ديگر معارف 1"
درس چهارم "تعارض معرفت ديني با ديگر معارف 2"
درس پنجم "تعدد قرائت ها"
درس ششم "هرمنوتيك كلاسيك"
والسلام علي من اتبع الهدي

ويرايش توسط 92sa : 08-27-2015 در ساعت 10:56 AM
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-12-2015   #2 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس اول "مفهوم دين"

تعاريف بسياري در مورد دين گفته شده است ، گاهي گفته اند هر عقيده ي ماورايي شامل تعريف دين است ، گاهي گفته اند عقيده همراه با احكامي كه منشأ ماورايي داشته باشد .(در كتاب رابطه ي علم و دين علامه مصباح يزدي تعاريف بسياري از دين مطرح شده است)

آنچه كه ما پذيرفته ايم و به كار مي بريم اين است :
دين عبارت است از مجموعه ي آنچه خداوند متعال بر پيامبر خود نازل كرده و تبيين آن را بر عهده ي او و اوصياي او نهاده است .

در اين تاپيك گاهي در مورد اديان الهي صحبت مي كنيم و گاهي فقط روي دين اسلام متمركز مي شويم .

بنابر اين دين اسلام عبارت است از مجموعه ي آنچه خداوند متعال بر پيامبر خود ، حضرت ختمي مرتبت ، محمد مصطفي (صلوات الله عليه و آله) نازل كرده است و تبيين آن را بر عهده ي ايشان و اوصياي آن حضرت نهاده است .

همين تبيين دين توسط ايشان و اوصياي ايشان نيز از همان دين به دست مي آيد و قيد توضيحي ست .

بدين ترتيب معرفت ديني را تعريف مي كنيم :
معرفت ديني عبارت است از مجموعه معرفت ها و شناخت ها در مورد آنچه خداوند متعال بر پيامبر اسلام (صلوات الله عليه و آله) نازل كرده و تبيين آن را بر عهده ي آن حضرت و اوصياي ايشان قرار داده است .

روشن است كه آنچه متغير است معرفت ديني ست كه گاهي با دين خلط مي شود . نبايد دين و فهم دين را خلط كرد و فهم نادرست از دين را به پاي دين ريخت .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-12-2015   #3 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس دوم "معيار صدق"

در تاپيك معرفت شناسي ، كليات فلسفه ، معيار صحيح معرفت يقيني را معرفي كرديم .
توضيح كوتاهي را در مورد معرفت ديني مي دهيم : اغلب دين را به سه بخش اصول عقايد (توحيد ، نبوت ، معاد) و اخلاق و احكام عملي تقسيم كرده اند .
براي معرفت به توحيد دو راه وجود دارد ، يكي دليل عقلي و ديگري از راه قلب و علم حضوري و شناخت فطري ست .
براي معرفت به معاد نيز دو راه عقل و نقل (كتاب و سنت) وجود دارد .
اما در مورد معرفت به نبوت : نبوت را به دو قسم نبوت عامه و نبوت خاصه تقسيم كردند به اين معنا كه براي پذيرش نياز ما به راهنما (نبوت عامه) بايد دليل عقلي آورد و براي پذيرش نبوت شخص خاصي (نبوت خاصه) بايد اعجاز يا خبر يقيني آن اعجاز (راه حس و عقل) را آورد .

همچنين برخي از اصول اخلاقي دين از راه عقل قابل اثبات است و برخي نيز از راه نقل . احكام دين هم يا از راه عقل و يا از راه علوم تجربي (امور بهداشتي و ...) و يا از راه نقل قابل اثبات است .
برخي از معارف هم هستند كه از راه عقل قابل رد يا اثبات هستند و فقط از راه نقل قابل اثبات است .
تفصيل اين ها را در تاپيك علم و دين بررسي خواهيم كرد .

مشاهده مي كنيم كه معرفت ديني از راه هاي گوناگوني امكان پذير است و هر بخش را بايد از راه خود جست .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-26-2015   #4 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس سوم "تعارض معرفت ديني با ديگر معارف 1"
Crede ut intelligas .(Pe Trinitate XV.2.2)
آگوستين مقدس : اگر مي خواهي بفهمي ، بايد ايمان بياوري .

اين جمله براي بيشتر انسان ها آشناست ، آن هنگام كه برخي روحانيون در حل تعارض حكمي ديني با عقل و علم در مي مانند آن را تكرار مي كنند .(روشن است كه منظور ما از دين در اينجا مطلق باور به ماوراء است و نه دين اسلام)

پيشينه ظهور تعارض معرفت ديني و ديگر معارف بشري به جهان مسيحيت بر مي گردد ، در قرون وسطا عده اي حيطه ي دين و عقل را جدا مي دانستند ، علاوه بر آگوستين مقدس ، آنسلم نيز مي گفت : من در پي آن نيستم كه ابتدا بفهمم و بعد ايمان بياورم ، بلكه ايمان مي آورم تا بفهمم .
گروه ديگري از متكلمان مسيحي بر آن بودند كه با وجود كتاب مقدس ، ديگر نيازي به ديگر معارف بشري نيست ، از منظر آن ها معارف ديني با ديگر معارف در تضاد هستند ، از اينرو بر تعليم شريعت ديني پافشاري مي كردند و مردم را از تفكر باز مي داشتند .
دسته ي ديگري كه به ابن رشدي هاي لاتيني معروف بودند معتقد بودند كه معارف ديني با ديگر معارف بشري از جمله فلسفه در تعارض نيستند ، با اينحال با آن ها برخورد شد و اسقف اعظم پاريس ، اتين تامپيه ، رسماً 219 آموزه ي اين دسته را كه يا متعلق به ابن رشد بود و يا متعلق به پيروانش ، محكوم كرد .


مطالعه بيشتر :
ديويد لاسكم ، تفكر در قرون وسطي ؛ اتين ژيلسون ، عقل و وحي در قرون وسطي ؛ محمد حسين زاده ، فلسفه دين ؛ ايان باربور ، علم و دين .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-26-2015   #5 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس چهارم "تعارض معرفت ديني با ديگر معارف 2"

اختلاف نظر در باب عقل و علم و دين و همينطور پيشرفت چشم گير غرب در علوم تجربي باعث شد كه با استناد به علم و عقلانيت به آموزه هاي ديني پشت پا زده شود .
عده اي براي حل اين معضل نظريه ي تفكيك قلمرو عقل و علم و دين را ارائه دادند ، گروه ديگر پي سازگاري عقل و علم و دين رفتند و گروه ديگر پي گفتگو و بحث رفتند .

بدين ترتيب برخي به توجيه داستان هاي كتاب مقدس روي آوردند و گفتند اين ها اسطوره و نمادين است ، برخي گفتند بايد همه ي آن ها را تأويل كرد ، برخي گفتند اصلاً زبان دين با زبان ما متفاوت است !

به هر حال در مورد تعارض معارف دين اسلام در اينجا بحث نمي شود و اگر مطلبي بود در تاپيك علم و دين در خدمت خواهيم بود . در مورد تعارض معارف دين مسيحيت و يهود هم در تاپيك هاي مربوطه بحث شود .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-27-2015   #6 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس پنجم "تعدد قرائت ها "

در تاپيك "معرفت شناسي ؛ كليات فلسفه" به اين نتيجه رسيديم كه نمي توان مطلقا شك كرد و گفت معرفت يقيني نداريم . در معرفت ديني هم اين موضوع وجود دارد . قرائت هاي گوناگون از متون ، بلكه همه ي اختلاف نظر ها و فهم ها ، صرفاً در حوزه ي متون و نظريه هاي ظني ممكن است نه يقيني . يعني با اينكه مي توان از متون ديني فهم يقيني هم داشت ، با اينحال برخي متون هم هستند كه مبهم و داراي ايهام هستند .

پيشينه
در جهان مسيحيت و جهان اسلام رمزگشايي از متون ديني و فهم آن همواره دغدغه ي روحانيون بوده است . اين دغدغه در جهان اسلام باعث پيدايش علومي مانند تفسير و اصول فقه شد .
البته دغدغه ي فهم متون بسيار گسترده شد و كار به حوزه هاي زبان شناسي و فلسفه زبان كشيده شد .
دانش تفسير متون در مغرب زمين داراي تحول هاي بسياري بوده و باعث تشكيل مكاتبي شده است ، ما اين مكاتب را به طور خلاصه بررسي و نقد مي كنيم ، از آنرو كه در فهم متون ديني مؤثر است .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-27-2015   #7 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس ششم "هرمنوتيك كلاسيك"

در قرن هفدهم براي اولين بار در غرب ، دان هاور كتابي با عنوان "هرمنوتيك" به چاپ رساند و هرمنوتيك را دانش كشف قواعد و اصول تفسير متون و در واقع منطق گفتمان تعريف كرد . اين دانش سعي دارد تا روش صحيح فهم متون و قواعد ابهام زدايي از متون را براي ما فراهم سازد .

عده اي كه مرجعيت كليسا براي فهم كتاب مقدس را قبول نداشتند ، هرمنوتيك كلاسيك را پديد آوردند تا مستقل از كليسا كتاب مقدس را بفهمند و قرائت خودشان را داشته باشند .
آن ها معتقد بودند كه انسان مي تواند همه چيز را بفهمد ، تنها بايد منطق و روش صحيحي براي فهم اختيار كند تا موانع و ابهامات را رفع كند .

البته اين طرز تفكر تا قرن نوزدهم دوام يافت ، بعد از آن مكاتب جديدي در حوزه ي هرمنوتيك پديد آمدند كه ريشه هايي از شكاكيت (مطلق) در آن ها يافت مي شود .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-30-2015   #8 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
alijohar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

سلام
ما ابزاری به نام عقل داریم که تنها ابزار شناخت ماست. احساس هم تحت کنترل او عمل می کنند.
یک کسی بنام افلاطون حرف هایی زده و یک نفر هم بنام عیسا حرفی هایی .
هیچ فرقی هم ندارند الا اینکه یکی برای سخنانش دلیل دارد دیگری نه.
ما هم با تنها ابزار ممکن - که همان خرد است - ، سخنان ایندو را می شنوم و بهترین را انتخاب می کنیم.
اگر معرفت دینی داریم معرفت ارسطویی هم داریم ؛ معرفت نیوتنی هم داریم.
در نهایت خرد آدمی مقدم بر هر چیز است.
alijohar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-21-2015   #9 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس هفتم "هرمنوتيك رمانتيك"

در قرن نوزدهم ، فردريش شلايرماخر (متكلم آلماني) ، علاوه بر تأكيد بر برخي آموزه هاي هرمنوتيك كلاسيك ، ديدگاه جديدي به نام هرمنوتيك رمانتيك را عرضه كرد .
مي گفتند دست يافتن به حقيقت دشوار است ، اما بدفهمي امري عادي و طبيعي است و همواره وجود دارد .
آن ها معتقد بودند كه براي فهم متون ، علاوه بر دانستن قواعد دستور زبان و لغت ، بايد شخصيت نويسنده را دريابيم و نيز بازسازي كنيم و منظورش را حدس بزنيم .
در واقع اين مكتب ، هم مؤلف محور است و هم متن محور .

ديلتاي (متفكر آلماني) نيز اين نظريه را پذيرفت و گفت هدف تفسير متون ، احياي دوباره ي تجربه ي مؤلف است . او همچنين قلمرو هرمونتيك را فراتر از متن مي دانست و تمام فعاليت هاي انساني را تفسيربردار مي دانست .

پس طبق ديدگاه اين مكتب ، فهم متن به بازسازي شخصيت مؤلف و حدس منظور او بستگي دارد و در غير اينصورت نمي توان گفت منظور نويسنده را فهميده ايم !

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2015   #10 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس هشتم "هرمنوتيك فلسفي"

مارتين هايدگر ، در اوايل قرن بيستم اين مكتب را بنيان نهاد و شاگردش هانس گئورگ گادامر كار فلسفي او را دنبال كرد و هر كدام نيز اعتقاداتي داشتند .

دستاورد هاي اين مكتب بدين شرح است :
1- تفسير ، نه متن محور است و نه مؤلف محور ، بلكه مفسر محور است . هدف تفسير فهم منظور مؤلف نيست ، بلكه خواننده با پيش دانسته هاي خود مي تواند مفاهيم جديدي از متن بيرون بكشد .

2-پيش دانسته هاي مفسر مانع فهم نيست بلكه باعث فهم است ؛ با اينحال معتقد بودند كه مفسر بايد از دخالت دادن پيش داوري هايي كه موجب بدفهمي مي شود پرهيز كند !

3- چون پيش دانسته هاي ما متغير است و ممكن است به مفاهيم جديدي دست يابيم ، از اينرو فهم متن بي انتهاست و در نتيجه تفسير متن بي پايان است و مي توان تفاسير بسياري از آن بيرون كشيد .

4- همه ي تفاسير معتبر هستند . معياري براي داوري بين آن ها نداريم . زيرا عمل فهم بدون پيش دانسته و افق معنايي مد نظر خواننده صورت نمي گيرد . بدين ترتيب تفسير مطابق متني وجود ندارد .

5- نسبيت در فهم متن رسميت مي يابد . همه ي تفاسير مبتني بر پيش فرض ها و پيش دانسته هاي ماست و اين پيش دانسته ها هم متأثر از سنت و تاريخ ماست و چون سنت و تاريخ در حال تغيير است ، تفاسير هم تغيير مي كنند و بنابر اين همگي معتبرند !

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-21-2015   #11 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس نهم "نقد هرمنوتيك فلسفي"

1- اگر هر فهمي ، نسبي و متحول و سيال است ، پس خود مكتب هرمنوتيك فلسفي هم فهمي نسبي و سيال است و پيروانش نبايد آموزه هاي اين مكتب را اموري ثابت و مطلق تلقي كنند . يعني "همه ي فهم ها نسبي اند" و "همه ي فهم ها ناشي از ذهنيت مفسراند" همگي شامل خودشان هم مي شوند .

2- خودشان مي گويند بايد از پيش دانسته هايي كه باعث كج فهمي مي شوند دوري كرد ، سؤال اين است كه كدام پيش دانسته ها باعث فهم صحيح و كدام باعث بدفهمي مي شوند ؟! معيار تشخيص آن ها چيست ؟ هر معياري ارائه دهند ناشي از پيش دانسته هاي ذهن خودشان است و از اينرو متغير است و نسبي ! فلذا در كنار ساير معيار هاي افراد ديگر معتبر خواهد بود !!!

3- بنابر اين نمي توانند بگويد بايد از پيش دانسته هايي كه باعث بدفهمي مي شود جلوگيري كرد ، چون اساساً بدفهمي در قاموس آن ها تعريف نمي شود كه بتوان از آن جلوگيري كرد . وقتي مي گوييم كه بدفهمي صورت گرفته كه منظور اصلي متن را نفهميده باشيم ، در حالي كه خودشان مي گويند تفسير مطابق با متني وجود ندارد همه ي تفاسير از متن معتبرند !!!

4- فلذا اقوال آن ها به نسبيت گرايي مطلق و شكاكيت مي انجامد كه در تاپيك ديگري آن مباحث را نقد كرديم .

5- ما نبايد اصول عقلايي گفتمان و منطق آن را كنار بگذاريم و قائل به نسبيت شويم ، آيا پيروان اين مكتب مي پسندند كه متون آن ها با پيش دانسته هاي ديگر نيز بررسي و فهم شود ؟ ما نمي توانيم نيت مؤلف را ناديده بگيريم . اساساً نوشتن متن و يا حرف زدن براي انتقال مطلب و مفهومي ست كه بستگي به نيت نويسنده يا گوينده دارد !
92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-22-2015   #12 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس دهم "اقسام پيش دانسته ها"

ما با چه پيش دانسته هايي به سراغ متون مي رويم ؟ ، آيا اين بد است يا خوب كه با پيش دانسته ها به سراغ متون برويم ؟
بايد توجه كرد كه برخي از پيش دانسته ها براي فهم متن ضروري است و برخي نيز داراي دليل است و بر پايه هاي بديهي و برخي نيز يقيني نيستند .

اقسام پيش دانسته ها :
1 . معلومات ابزاري ؛ مانند لغت و ادبيات و منطق و قواعد گفتگو و ... .
اين پيش دانسته ها براي فهم متن ضروري است ، براي فهم منظور نويسنده بايد لغت و ادبيات مؤلف و قواعدي كه براي گفتگو دارد را بدانيم .

2 . معلوماتي كه امكان فهم و استنطاق متن را فراهم مي كند ؛ براي مثال سؤال هايي كه خواننده در ذهنش دارد و پاسخ آن ها را از متن مي خواهد . اين قسم از پيش دانسته ها فقط زمينه ساز فهم متن است و دخالت محتوايي ندارد .

3 . اطلاعات خواننده نسبت به شخصيت مؤلف ؛
مثلاً واژه هايي همچون "مي" و "ساغر" در اشعار حافظ را با اطلاع از مسلمان بودن او به معاني عرفاني حمل كنيم .
و يا واژه هايي مانند "يد الله" در قرآن كريم را با اطلاع از جسماني نبودن خداوند (همانطور كه قرآن كريم آن را قبول دارد) ، به معاني صحيح آن مانند قدرت خداوند حمل كنيم .(اطلاعات بيشتر در تاپيك منطق صحيح فهم قرآن)

4 . پيش دانسته هاي يقيني خواننده كه موجب مي شود فهم صحيحي از متن داشته باشيم ، مثلاً با اطلاع از ادلّه ي عقلي اثبات وجود خداوند مي دانيم كه چيزي غير از اين صحيح نيست و يا با دانستن بديهيات و قواعد اوليه ي منطق ، چيزي كه بر اساس اين ها نباشد را قبول نخواهيم كرد .

5 . پيش دانسته هاي ظني كه موجب تفسير به رأي مي شود ؛
براي مثال دليلي براي يقيني بودن هيئت بطلميوسي وجود نداشت ، با اينحال بسياري ، آيات قرآن كه مربوط به آسمان ها ي هفتگانه بود را با اين نظريه مطابق مي دانستند .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2015   #13 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس يازدهم "پلوراليسم ديني"

ديدگاهي كلامي در الاهيات مسيحي است كه همه ي اديان را معتبر ، حق و موجب رستگاري مي داند . بر اين اساس ، حقيقت به دين يا مذهبي اختصاص ندارد و همه ي اديان بهره اي از حقيقت دارند و بنابر اين پيروان تمام اديان در راه حق هستند و مي توانند رستگار شوند .

پيشينه ي اين ديدگاه و عوامل آن را در اينجا مطالعه كنيد ، جهت اختصار آن را ذكر نمي كنيم .

آموزه هاي اين ديدگاه بدين شرح است :

1-هر كس با هر عقيده اي مي تواند بهشتي شود ، به اين شرط كه پيرو ديني باشد و به حق توجه كند .

2-گوهر دين ، تجربه ي ديني و احساس شخصي است ، عقايد هر دين و مناسك آن نقش فرعي در رستگاري دارند . مهم اين است كه دين با حس طرف هم خواني داشته باشد ، ادله (عقل و منطق و ...) مهم نيست !!!

3- حال كه حق با همه ي اديان است ، براي ترجيح يكي بر ديگري به دليل نياز نداريم ، فلذا نبايد متعصب بود و از اين جهت خشونت و رفتار هاي خشن از دين دور مي شود و اين خوب است !!!

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-28-2015   #14 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس دوازدهم "نقد پلوراليسم ديني"

1- اين ديدگاه براي باز كردن درب بهشت بر روي همه ي انسان ها تعريف شده است و تاوان آن شكاكيت است كه آن را در تاپيك معرفشت شناسي نقد كرديم ، در اغلب اوقات كه وارد مكاتب معرفتي ، فلسفي و ديني در غرب مي شويم به شكاكيت مي رسيم ، حتي در زمينه ي فلسفه ي علم و انسان شناسي و ديگر علوم ، بنيانشان بر شكاكيت قرار گرفته است ، از اينرو سست بنياد هستند !

2- از سوي ديگر همين ديدگاه هم شامل خودش مي شود و در برابر ديدگاهي كه مي گويد "حق مختص مذهب ويژه اي است" است و به همان اندازه معتبر است و آن ديدگاه هم از حق بهره مند است !

3- تبعات اين ديدگاه برابر بودن موش پرستي و خدا پرستي است ، هر دو حق هستند و نمي توان يكي را بر ديگري ترجيح داد !!! ، مسيحياني كه اين ديدگاه را ارائه دادند بروند موش پرست شوند ، چه فرقي مي كند مسيحي باشند يا موش پرست ؟!

4- مسيحياني كه نتوانستند بين عقل و ايمانشان جمع كنند ، ايمان را ترجيح دادند و متوسل به اين ديدگاه شدند ، اما ما مسلمانان معتقديم كه بين عقل و ايمان مي شود جمع كرد و اين دو بدون يكديگر به درد نمي خورند .

در آينده ديدگاه دين اسلام را درباره ي پلوراليسم ديني ارائه خواهيم كرد و همچنين ادله ي كساني كه مي گويند "دين اسلام با پلوراليسم ديني موافق است" را نقد خواهيم كرد .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-07-2016   #15 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
92sa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : مباني معرفت ديني (Religious Knowledge)

درس سيزدهم "حقانيت اديان از منظر اسلام 1"

كلمه ي "اسلام" در متون ديني كاربردهاي متفاوتي دارد :

1- تسليم ظاهري يا اسلام ظاهري ؛

"قَالَتِ الْأَعْرَ‌ابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ..."(حجرات : 14)
اعراب گفتند: ما ایمان آوردیم، بگو: شما که ایمانتان به قلب وارد نشده به حقیقت هنوز ایمان نیاورده‌اید لیکن بگویید ما اسلام آوردیم ... .

2- تسليم قلبي در برابر خداوند متعال يا اسلام عام ؛

"قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَ‌بِّي إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَ‌اهِيمَ حَنِيفًا ..."(انعام : 161)
بگو: محققا مرا خدایم به راه راست هدایت کرده، به دینی استوار، همان آیین پاک ابراهیم ... .

"...
وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی‏ هذا"(حج : 78)
و پروردگار در دین اسلام کار پر مشقتی را بر عهده شما قرار نداد. این همان دین پدرتان ابراهیم است. او است که شما را پیش از این و در این قرآن مسلمان نامید .

3- شريعت ويژه ي خاتم پيامبران ، حضرت محمد (صلوات الله عليه و آله) يا اسلام خاص ؛

از منظر اسلام (كه ادله ي فراوان ديگري نيز براي آن وجود دارد و ما جهت اختصار ذكر نمي كنيم) اولاً همه ي اديان غير الهي و الهي تحريف شده راه هايي به سوي حق نيستند و ثانياً همه ي اديان الهي تحريف نشده داراي اصول يكسان و ثابتي هستند و اختلافشان فقط در برخي احكام و قوانين است . ثالثاً اگر ديني بعد از ديني آمد بدين معناست كه دين قبلي براي زمان خودش مناسب و حق بود و نه در تمام اعصار .

پس شريعت پيامبر اسلام همان شريعت هاي پيشين است كه كمال يافته است و مصداق كامل اسلام عام است و از اين منظر كسي كه بدان نگرود مسلمان نيست .

92sa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:29 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.