رد پایی در مه - صفحه 11
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-01-2009  
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb رد پایی در مه

محصول انديشه من در مسيري از جنس تند بادهاي موسمي احساس
رنگ تعلق به خود مي گيرد و حواس پرتي هاي پي در پي دلم
استدلال عاشق شدن است در ميان محسوسات غير زميني
در جاده يك طرفه باران زده ايي مسافرم چرا كه سفر
ايمان به رهايي از سلطه سياهي را در من استوار مي كند
بر ميز فكر احساسات آبي ام ظرف بلورين ترك برداشته از خنده دقايق
بر هوچي گري هاي نقوش بازيگوش قالي خنده سر مي دهند
خنده ايي مانند پرواز يك شب پره كه تابش نور از سوراخ كوچك اتاق كوچكي را جشن مي گيرد
در گير با خود شدنم؛ نگاهي پر طنين بطن خواست هايم را مي شكافد
و نوزاد خوش يمن مهرباني را از دل تاريكي هاي بي دليل بيرون مي كشد
و لالايي جادويي برگ هاي سبز درختان را بي بهانه در گوشش مي كارد
در وسواس خوب شعر خواندن، تكلم كلمات تكامل يافته را با نور اتاق تقسيم مي كنم
و ادراك بودن و ماندن را در ضرب آهنگ ساعت ديواري مي يابم
فكر بسيار زيبايي از بيخ گوشم رد مي شود و به نقاشي پشت سرم مي خورد
و خنده مصنوعي دخترك را با طبيعي ترين حالت ممكن در هوا ارتعاش مي دهد
ميان اين همه كار ناتمام بند كرده ام به ويرايش فصل نامه عشق كه عجيب دچارم كرده
و هر شب خواب هاي طلايي هوايي ام مي كنند سفري اجباري به ناكجاي ناكجا آباد داشته باشم
در آغشتگي وهم و سكوت و فريادهاي خفته بسيار كارها دارم براي تكامل،
ناگفته هاي بسياري دارم با عشق

















__________________


ويرايش توسط bollywood : 07-08-2012 در ساعت 06:39 PM دليل: جـــــوانـــی
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
159 نفر نوشته را پسندیده اند
2darya_, 93-baran, advdk24, afarid, afsaneh61, Alamatesoal, alirezaghiyamat, alishow45, aliye, Amir-nasooz, amirshakori, ariya13, armin20, ashk, AtriN, aviator, azin_samen, bahar20, bahar666, bbbb521, bita68, blackswan, blueeagleone, boosal, Brandon, caroll, ceshibel, Death_Angel, desertrose60, donya_ss, elahe1, Eybaba, f-m-7, faateme, fereshteh68, forooghjan, fouliya, gharibion, hadixy, haghnegar, hamed1988, hamed61, Hamid, hana, Hanna, hany13, hashem1359, hayaho0o, hesam19, hese_mobham, hoda_1, hrz57, ice_girl, imani212, jamshid, jhoan, jodyabod, jojo1900, just4u, k110, kambizmovahedi, khatoon, lidaaa, life67, loiza, lost_love, lovelylove, m-----h, mahmonir11, mahsaaaa, mahtabiiiiii, majid.a, matisa, mehdi65, mina101, mina83, Miss.SheydA, miss00anastazia, mohaddeseh, mojtabaw000w, momoosh, monire, motofaker, Mr-President, mroam777, naghme2, nakar, nameless, narsiss, neda_90, nibaran, Night, niloo_tanha, noob86, nopq, owner, Parand, parham62, parisaaa, pariya77, pedram_saba, pekaso, pesare_barooni, pooneh25, racer_eti, rafsanjooni, raz63, rea1362, realworld_but, reza123, reza81, roga, saba69, saghikhamosh, sahar-----, sahar20, sahar_hm, sahra1928, samanehsoltani, Samino, samiraa, Sanam, sarina-my-love, sarjonboloo, sepantman, setareh11500, Setare_raika, setayesh2222, shirin21, shirinb, simaazad, sode_b, sogand4, soheila24, soostak, stare1414, tahora, tarane18, taranomebahar, team_sar_dadbin, tmma2020, unforgiven_girl, Vi0let, wooer, yaghma, yalda-63, yasaman-66, yasinahni, yazahra02, yohan, z4hr4, zare, zari7, zeynab., zhin2012, zhowan, zibo, _snowgirl, _soroush_
قديمي 02-26-2009   #151 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق یعنی ماتهب از یک نگاه غرق در گل بوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق یعنی هر چه داری نیم کن از برایش قلب خود تقدیم کن
__________________
Don't go for looks
they can deceive
Don't go for wealth
even that fades away
Go for sum1 who makes u
smile becoz only a smile makes
a dark day seem bright

Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2009   #152 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2009   #153 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یاد تو بود، (آیا) حق من اعدام بود؟؟؟
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2009   #154 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-26-2009   #155 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

بنویس نامه نویس ، برای یارم بنویس
از سرگذشت غربتم ، تا روزگارم بنویس
اگه جوهری نمونده، با خون رگهام بنویس
اگه کاغذت تمومه، رو تن شبهام بنویس
بنویس نامه نویس ، از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم، مرد روز و حالم بنویس
از غصه های بی صدام ، که آب می شن رو گونه هام
خاطره گذشته ها ،که جون میدن پیش چشام
از سردیه فاصله ها ، جون میکَنم تو غصه ها
یه دل دارم تو سینه و ، هزار حدیث از گریه ها
بنویس نامه نویس ، از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم ،مرد روز و حالم بنویس
بنویس نامه نویس، روی ماسه های خیس
داره می سوزه تنم ، واسه دریا بنویس
ببین در عمق چشم من ،شکستن آهسته رو
بگو به قاصدک بگو ، پیام این دل خسته رو
بنویس نامه نویس ، از دل زارم بنویس
طفلکی دل دلکم مرد روز و حالم بنویس
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #156 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

ای که باید ها را نباید می کنی
هیچ می دانی باید هنوز زندگی را با تومعنا می کنم ای بی قرینه؟
هیچ می دانی باید تا دیر نشده از مدرسه تنهایی ها تر ک تحصیل کنم؟
هیچ میدانی که آمدن ها و رفتنهای عروسک های آدم نما دادر کم کم می ترساند مرا؟
هیچ میدانی از گلبرک نازک تر چیست؟
آه که تو هیچ نمی دانی و من دل خوش کرده ام بر خاطراتی نوشته بر هیچ...
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #157 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

اگر روزی مُردم ، تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-26-2009   #158 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

آه که دیگر راهی نماده که نرفته باشیم
ما سرگشتگان وادی حیرانی مهر بر لب همچنان در پی آن معشوق خیالی دوان
روی بر آفتاب و بخت آبستن حوادث
زیبا عمر را به بازی گرفتیم و هیچ ندانستیم که زود تمام میشود این نمایش تلخ
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #159 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

از رفتن می گویم اما تو باور نکن.
این که یک روز، روزی از روز های خدا باید یکی از ما برود
باز هم باور نکن
باور نکن که چه قدر تنها ماندم
که چه قدر با کسی که نمی شناختم با خود در خود حرف زدم
که چه بی خود زنده بودم تا کنون
فقط با تو می توانم این حرف ها را بزنم ای بهانه زنده بودن
ای که با تو زندگی را باور کردم
ای باور عشق
آیا باور کنم که با من می مانی؟
اگر من زود تر از تو رفتم چه؟
می دانی؟ دیگر آن هنگام بودن فرق می کند، ماندن فرق می کند
ماندن و بودنت خلاصه می شود در اسمی گوشه سنگ مزارم
یا لمس نسیمی بر درخت بالای قبرم که بوی تو را دارد
نگذار که این ها را باور کنم
نگذار که نیستی در من، من در هیچ هویدا شوم
بیا تا کنار هم هستیم عشق را باور کنیم
بیا و بدان که مرگ من و تو در جدایی است
دیگر از رفتن نمی گویم
تا آن هنگام که تو تجسم عشق باشی من هرگز از رفتن نمی گویم
باور کن
عشق را باور کن
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #160 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

در مرز عقل و جنون
جاده ایی است رو به عشق
آن جا که نه شب است و نه روز
نه غم است و نه شادی
و نه تویی و نه من
فقط حسی است غریب
گاهی سرد و گاهی گرم
آن جا ماوای عشق است
همان جا که از تلفیق من و تو
جهانی دیگر زاده می شود
در باریکه سیاه و سپید
در ماجرای وصل و هجران
میان نوشته های نا خوانای مرگ و زندگی
عشق ماوا دارد
در هوجوم ثانیه ها
لابه لای امواج نگاه ها
عشق آواز می خواند
عشق اوج می گیرد
عشق می سوزاند
در ذره ذره وجود من و تو
در وعده گاه
به گاه ملاقات
عشق طلوع می کند
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #161 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

گفتند: بگو! خلاصه. وقت نداریم
گفتم: به حقیقتِ حقیقت قسم که از آمدنم بی خبرم
ماندم
اسیر نگاهی شدم
گرفتار و ملول
گفتند: چه یافتی در این میان؟
گفتم: راستش را بگویم؟
گفتند: فرقی نمی کند. وقت رفتن است، چه بگویی ، چه نگویی
گفتم:
چشمانی زیبا بود، خمار، مست
لبانی خندان
گیسوانی بلند
آرام جان بود
به وقت دیدینش گویی آسمان با آن همه عظمت در مردمک چشمانش خلاصه شده.
باز هم بگویم؟
گفتند: سرانجام؟
خندیدم
گفتند: چرا این گونه ایی
گفتم: شما سر انجام را سوال کردید و من خندیدم بر سوال که چه بی خبرید!
گفتند: با خبرمان کن
گفتم: عشق را می شناسید؟
گفتند: در کتاب ها خوانده ایم
گفتم: پس دیگر از من نپرسید. بروید و بخوانید. شاید فهمیدید
گفتند: آخرین دفاعت؟ آخرین کلام
مجرم بودم به عشق؛ به این گناه نا بخشودنی
نگاهم او را می جست
کلامم اورا می خواند
گفتم: وصیت می کنم تا عشق بماند بعد از من
سکوت مملوء شد
آمدند، نگاهم کردند، پرسه زدند، رفتند
گفتم: پس چه؟ چه شد دادگاه؟
گفتند: برای تو حکمی نیست. عشق قصاصت می کند.ما بانگ عقلیم، با تو کاری نیست ما را.
گرمی دستانی شانه ام را صدا کرد
روی گرداندم
حکم قصاصم بود
قاضی محکمه ام
دیبا چه عشق بود
نگاه کردم و نگاه
دیدم و دیدم
چشمانی زیبا، خمار، مست
لبانی خندان
گیسوانی بلند
آرام جان بود
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2009   #162 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
!NUMB!'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

از ان همه ادعا چیزی جز ردپایی در مه نمانده
دوستان بیدار شوید!
__________________
خداحافظی یک عدد دیوانه!چرا!؟؟؟
[size=5]
!NUMB! آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-27-2009   #163 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

خاطرات مچاله شده ام هوای اتاق را پر کرده است
انگشتان لرزان آغشته به اشکم،
پشت رمانهای عاشقانه کتابخانه پنهان شده اند.
کاشکی زودتر می آمدی
خسته شدم
همه نگاهم می کنند
یعنی می دانند که منتظرم...
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-27-2009   #164 (لینک نوشته)
...تنها...
 
Navid_N's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

تموم جاده های عشق مه
وقتی میری تو جاده پر مه
نمیدونی داری کجا میری
وقتی از این مه بیرون میای
میبینی که اونی که عاشقش بودی تورو رها کرده تو این جاده پر مه که تازه از مه تموم شده
Navid_N آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-27-2009   #165 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ashk's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

حسدم میشود از نامه که بوسد دستت

یـا کـنـد سـیـر نـگـه بـر رخ و چـشـم مـسـتـت

نامه را تند نوشتم که تو در خواندن آن

اخـم در هـم بـکـنـی کـو نـشـود دل بـســتـت


رد پایی در مه
__________________

از میان جمع یاران من چه تک افتاده ام قطره
ای اشکم که از چشم فلک افتاده ا م
ashk آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مه, پایی, رد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:07 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.