رد پایی در مه - صفحه 7
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-01-2009  
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb رد پایی در مه

محصول انديشه من در مسيري از جنس تند بادهاي موسمي احساس
رنگ تعلق به خود مي گيرد و حواس پرتي هاي پي در پي دلم
استدلال عاشق شدن است در ميان محسوسات غير زميني
در جاده يك طرفه باران زده ايي مسافرم چرا كه سفر
ايمان به رهايي از سلطه سياهي را در من استوار مي كند
بر ميز فكر احساسات آبي ام ظرف بلورين ترك برداشته از خنده دقايق
بر هوچي گري هاي نقوش بازيگوش قالي خنده سر مي دهند
خنده ايي مانند پرواز يك شب پره كه تابش نور از سوراخ كوچك اتاق كوچكي را جشن مي گيرد
در گير با خود شدنم؛ نگاهي پر طنين بطن خواست هايم را مي شكافد
و نوزاد خوش يمن مهرباني را از دل تاريكي هاي بي دليل بيرون مي كشد
و لالايي جادويي برگ هاي سبز درختان را بي بهانه در گوشش مي كارد
در وسواس خوب شعر خواندن، تكلم كلمات تكامل يافته را با نور اتاق تقسيم مي كنم
و ادراك بودن و ماندن را در ضرب آهنگ ساعت ديواري مي يابم
فكر بسيار زيبايي از بيخ گوشم رد مي شود و به نقاشي پشت سرم مي خورد
و خنده مصنوعي دخترك را با طبيعي ترين حالت ممكن در هوا ارتعاش مي دهد
ميان اين همه كار ناتمام بند كرده ام به ويرايش فصل نامه عشق كه عجيب دچارم كرده
و هر شب خواب هاي طلايي هوايي ام مي كنند سفري اجباري به ناكجاي ناكجا آباد داشته باشم
در آغشتگي وهم و سكوت و فريادهاي خفته بسيار كارها دارم براي تكامل،
ناگفته هاي بسياري دارم با عشق

















__________________


ويرايش توسط bollywood : 07-08-2012 در ساعت 06:39 PM دليل: جـــــوانـــی
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
159 نفر نوشته را پسندیده اند
2darya_, 93-baran, advdk24, afarid, afsaneh61, Alamatesoal, alirezaghiyamat, alishow45, aliye, Amir-nasooz, amirshakori, ariya13, armin20, ashk, AtriN, aviator, azin_samen, bahar20, bahar666, bbbb521, bita68, blackswan, blueeagleone, boosal, Brandon, caroll, ceshibel, Death_Angel, desertrose60, donya_ss, elahe1, Eybaba, f-m-7, faateme, fereshteh68, forooghjan, fouliya, gharibion, hadixy, haghnegar, hamed1988, hamed61, Hamid, hana, Hanna, hany13, hashem1359, hayaho0o, hesam19, hese_mobham, hoda_1, hrz57, ice_girl, imani212, jamshid, jhoan, jodyabod, jojo1900, just4u, k110, kambizmovahedi, khatoon, lidaaa, life67, loiza, lost_love, lovelylove, m-----h, mahmonir11, mahsaaaa, mahtabiiiiii, majid.a, matisa, mehdi65, mina101, mina83, Miss.SheydA, miss00anastazia, mohaddeseh, mojtabaw000w, momoosh, monire, motofaker, Mr-President, mroam777, naghme2, nakar, nameless, narsiss, neda_90, nibaran, Night, niloo_tanha, noob86, nopq, owner, Parand, parham62, parisaaa, pariya77, pedram_saba, pekaso, pesare_barooni, pooneh25, racer_eti, rafsanjooni, raz63, rea1362, realworld_but, reza123, reza81, roga, saba69, saghikhamosh, sahar-----, sahar20, sahar_hm, sahra1928, samanehsoltani, Samino, samiraa, Sanam, sarina-my-love, sarjonboloo, sepantman, setareh11500, Setare_raika, setayesh2222, shirin21, shirinb, simaazad, sode_b, sogand4, soheila24, soostak, stare1414, tahora, tarane18, taranomebahar, team_sar_dadbin, tmma2020, unforgiven_girl, Vi0let, wooer, yaghma, yalda-63, yasaman-66, yasinahni, yazahra02, yohan, z4hr4, zare, zari7, zeynab., zhin2012, zhowan, zibo, _snowgirl, _soroush_
قديمي 02-18-2009   #91 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

«شرمنده که دوستت ندارم.»
نمیدانم چرا این را که گفتم گریه کرد ، اول یواش یواش، بعد بلند بلند جیغ کشید ،آخر تقصیر من نبود از بچگی از چشم آبی ،موی بور و کمر باریک خوشم نمی آمد.دفعه دوم که گفتم : «شرمنده که دوستت ندارم » او روی زمین افتاد ،کلی آدم دور ما جمع شده بود.نمی دانم چرا مثل 12 چشم آبی قبلی او هم وقتی روی زمین افتاد ،از پهلو و دهانش خون می آمد ،من دوباره فرار کردم تقصیر من نبود،من همیشه وقتی به زن های چشم آبی ،مو بور و کمر باریک می گفتم:
«شرمنده که دوستت ندارم»
دست هایم محکم به جلو و عقب تکان می خورد و نمی دانم چرا همیشه موقع فرار یک کارد خونی دستم بود.

bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #92 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم ... چراغ های رابطه تاریکند ...
چراغ های رابطه تاریکند ...
کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد ...
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها دعوت نخواهد کرد ...
پرواز را به خاطر بسپار ...
پرنده مردنی ست ...
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #93 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

به دنبال آسماني آبي تر، مردماني مهربانتر
عاشقان پاکباخته ميگشتيم
ولي افسوس

افسوس که آسمان همه جا تيره تر است
دلها سنگي، همه با هم قهرند
دوستان، همه با فاصله اند
همه حدي دارند، همه مرزي دارند
عشق بي همتا را، دگر نمي ستايند
پشتِ ديوارهاي "حافظِ دل"
همه پنهان شده اند .همه به هم بدبين
اعتماد ديگر نيست
سخن شيرين يار هم کلکيست
همه از نگاه هم بيزارند
هيچکس بهتر نيست، هيچکس فرق ندارد
دگر حتي من و تو هم شده ايم
مثلِ هم

__________________
به انتــظار نبودی ، ز انتـــظار چــه دانـــی؟؟؟
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-18-2009   #94 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

غريب است دوست داشتن.
وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...
ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح
و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم
هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر،
هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر .
تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ
عاشقانه، اينگونه به : گوشمان خوانده شده‌اند
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #95 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

همه ی عمر دیر میفهمیم..
تو لحظه ها و دقیقه های اخر....وقتی عمر همه چیز داره تموم میشه.
مثل وقت هایی که ...
زندگی تو لحظه های از دست دادن شیرین میشه
یه لحظه افتاب تو هوای سرد غنیمت میشه
خدا تو موقع سختیها تنها پناهت میشه
یه قطره نور توی دریای تاریکی واست همه ی دنیا میشه
یه عزیز وقتی که از دست رفت برات همه کس میشه
پاییز وقتی که تموم شد به نظرت قشنگ و قشنگ تر میشه
نگاه كن پاییز به نفس نفس افتاده
هیچ کس مطمئن نیست که فردا رومی بینه یا نه....
امروز تمام چیزها و ادمهای دور و برت رو خوب ببین...
زندگی خیلی طولانی نیست
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #96 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

آن دم که خورشید طلوعمیکند ، حس میکنم گرمای قلبم را ...
آنگاه که گرمای درون قلبمرا حس میکنم ، احساس عاشق شدن میکنم!
آن لحظه که حس میکنم عاشقم، نام تو را فریاد میزنم و با تماموجود
میگویم که دوستتدارم!
و اما عشق تو، مرا دگرگونکرد....
تو آمدی و مرا که در دریایطوفانی تنهایی گرفتار بودم ، با قایق محبت وعشق
نجات دادی ، مرا با خودتبردی و به سرزمین عشق آوردی !
امروز همان روز تولدنفسهای دوباره ی من است،که تو آمدی و بهمن
نفسی دوبارهدادی!
روز من ، روز تو است ،آغاز عشقمان ، آغاز بهار زندگی عاشقانهاست!
آن دم که اشک از چشمانمسرازیر شد ، حس کردم دلتنگی همدمم شده،
دلتنگی که آمد ، دلم از غمو غصه به درد آمد ، تو را از خدای خویش آرزو کردم،
و خداوند هدیه ای زیباتراز گل به من داد تا آن روز ، روز عشق در زندگی امباشد...
از آن روز هر روز برای منروز عشق است، روز تو را داشتن ، روز آرزوهایم،
روز تولد قلبها! قلبهای دوعاشق ، مثل ما...
همین که تو را دارم ،بهترین هدیه ی دنیا را دارم ، دیگر در بین ستارهها
به دنبال درخشانترین ستارهنیستم ،در میان گلها به دنبال زیباترین گلنیستم!
تو کهشکانی هستی ازپرنورترین ستاره ها!
تو گلی هستی از باغ بهشت ،بیا در آغوشم تا برایت بگویم از عشق!
تو را در میان آغوش خویشمیفشارم ، و با تمام وجود به تو ابراز میکنم عشقمرا!
ای عشق من ، ازدیروزعاشقترم ، امروز که روز من و تو است به فرداامیدوارترم!
از اینکه تو را دارم زندگیرا زیبا میبینم ، سپاس میگویم او را که تو را به منداد!
تو را داد تا امروز که روزعشق است تنها نباشم ، تو را داشته باشمو
خوشحالباشم....
هدیه ی منتویی ،پس خودت را به قلبم تقدیم کن ...
میخواهم تو را که بهترینهدیه برای منیتا ابد وبرایهمیشه
به یادگار داشتهباشم

bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #97 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

عشق چیزی نیست غیر از یک نگاه
غیرحرفی ، گرچه باشد اشتباه
عشق چیزی نیست غیر از یک کلام
یک کلام، اماسراسرازپیام
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #98 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

مرغي كه دنبال غذا در باغ مي گشت و خاك را نوك مي زد، در اولين روزهاي بهار دانه منتظر را پيدا كرد و در يك چشم به هم زدن آن را خورد و همه چيز براي دانه تمام شد. حتي ترس از رشد و شكوفايي. اما دانه اول رشد كرد و باليده شد، آنقدر بلند و افراشته كه به سرزمين خورشيد رسيد. شكوفه هايش هر بهار مسكن گنجشك ها شد و تن برگ هايش لذت باران و ژاله صبحگاهي را لمس كرد.
ما جزو كدام گروه هستيم؟
بر اين باور مباش كه روياهاي قشنگت را رها كني.
آنها را در نهانخانه قلبت پنهان نكن.
آنها را پيدا كن و مانند رشته اي مرواريد بر خود بياويز.
هرگاه گلدان اتاقت را آب دادي، به گلدان دلت نيز با روياهايت قدرت ماندن و نبرد بده.
فراموش نكن
امروز همان فردايي است كه ديروز آرزوي آمدنش را مي كردي . . .

bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #99 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

دیرزمانی است که انتظار مرا احاطه کرده
انتظاری که پایان مبهمی دارد
انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود
وقتی زمانه نهی ات می کند
وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند
وقتی همراهی نداری
و
وقتی نمی توانی او را لمس کنی ...

ساعتی پیش بود
یا شاید چند روزی باشد که
آسمان اجازه داد گستره اش را نظاره کنم
همه می گویند هوا ابری است
یا حداقل با روزهای پیش فرقی ندارد
اما من آسمان را صاف می بینم!
آیا این فقط یک احساس است؟
نمی دانم
شاید بتوانم آگاهی ، را بیابم که قانعم کند زندگی سرسر احساس است!
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #100 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

گناهمان چیست ؟
...
که دیگر عشق را
باورمان نیست
گویی عشق را در صفحات
کتاب بزرگ تاریخ دفن کرده ایم
اما من
قلبم را
به پای عشق
پیشکش می کنم!
...
ای عزیز
عشقم را بپذیر.
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #101 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

چشمانت را
باور کردم
دل دادم
رویا آمد
دل بستم
زمان گذشت با
حلاوت سخنانت
...
به ناگاه
خوابم آشوب شد
کابوس واقعیت!
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #102 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

ای عاشقان !

فراق را غنیمت شمارید
که فراق من از نوع دیگر است

غم را عزیز شمارید
که غم من از نوع دیگر است

درد را درمان کند
ناز نگاه یار ، اما
درمان درد من از نوع دیگر است

هجران یار ، شکر باشد اگر
وصال را ، امید
وصال یار من اما ،از نوع دیگر است
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2009   #103 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

در دست گرفتی
مرا
و چون یک سیگار
تا ته کشیدی!
چندمین بودم
نمی دانم.
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #104 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

كاش ميشد در كنارت عاشق و ديوانه بودن
با دل مست و خرابت همدل و هم خانه بودن
كاش مي شد در خيالم خواب و روياي تو ديدن
در دل شب مست بودن چشم زيباي توديدن
كاش ميشد از نگاهت پل به دنياي دلت زد
مست چشمان تو بود و بوسه ناغافلت زد . . .


soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #105 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

ما پرنده های تنها
زیر شیرونی خونه
هر دو تا خسته ز غربت
هر دو آواره ز لونه
ما دو تا مثل مسافرای كویر
تشنه جرعه ای از محبتیم
ولی بیگانه ز هم
در این سراب لب پر بسته
پر از شكایتیم
اگه دست سرنوشت
رقم بختو برامون می نوشت
یا اگه غارت باد
بهمون فرصت بودن می داد
دیگه دنیا برامون تنگ نمی شد
دیوارای لونمون سنگ نمی شد
حالا هم دیر نشده
میتونیم پرامون و باز بكنیم
راه یك لونرو پیدا بكنیم
لونه ای كه عشق برامون بیاره
خنده و شادی رو لبهامون بذاره
اونجایی كه غم فردا نباشه
واسه این دل تنها نباشه

bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

برچسب ها
مه, پایی, رد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:07 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.