تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > پای درد دل شما
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پای درد دل شما پای درد دل شما هم میهنان عزیز. به عبارتی هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-01-2009  
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Lightbulb رد پایی در مه

محصول انديشه من در مسيري از جنس تند بادهاي موسمي احساس
رنگ تعلق به خود مي گيرد و حواس پرتي هاي پي در پي دلم
استدلال عاشق شدن است در ميان محسوسات غير زميني
در جاده يك طرفه باران زده ايي مسافرم چرا كه سفر
ايمان به رهايي از سلطه سياهي را در من استوار مي كند
بر ميز فكر احساسات آبي ام ظرف بلورين ترك برداشته از خنده دقايق
بر هوچي گري هاي نقوش بازيگوش قالي خنده سر مي دهند
خنده ايي مانند پرواز يك شب پره كه تابش نور از سوراخ كوچك اتاق كوچكي را جشن مي گيرد
در گير با خود شدنم؛ نگاهي پر طنين بطن خواست هايم را مي شكافد
و نوزاد خوش يمن مهرباني را از دل تاريكي هاي بي دليل بيرون مي كشد
و لالايي جادويي برگ هاي سبز درختان را بي بهانه در گوشش مي كارد
در وسواس خوب شعر خواندن، تكلم كلمات تكامل يافته را با نور اتاق تقسيم مي كنم
و ادراك بودن و ماندن را در ضرب آهنگ ساعت ديواري مي يابم
فكر بسيار زيبايي از بيخ گوشم رد مي شود و به نقاشي پشت سرم مي خورد
و خنده مصنوعي دخترك را با طبيعي ترين حالت ممكن در هوا ارتعاش مي دهد
ميان اين همه كار ناتمام بند كرده ام به ويرايش فصل نامه عشق كه عجيب دچارم كرده
و هر شب خواب هاي طلايي هوايي ام مي كنند سفري اجباري به ناكجاي ناكجا آباد داشته باشم
در آغشتگي وهم و سكوت و فريادهاي خفته بسيار كارها دارم براي تكامل،
ناگفته هاي بسياري دارم با عشق

















__________________


ويرايش توسط bollywood : 07-08-2012 در ساعت 06:39 PM دليل: جـــــوانـــی
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
159 نفر نوشته را پسندیده اند
2darya_, 93-baran, advdk24, afarid, afsaneh61, Alamatesoal, alirezaghiyamat, alishow45, aliye, Amir-nasooz, amirshakori, ariya13, armin20, ashk, AtriN, aviator, azin_samen, bahar20, bahar666, bbbb521, bita68, blackswan, blueeagleone, boosal, Brandon, caroll, ceshibel, Death_Angel, desertrose60, donya_ss, elahe1, Eybaba, f-m-7, faateme, fereshteh68, forooghjan, fouliya, gharibion, hadixy, haghnegar, hamed1988, hamed61, Hamid, hana, Hanna, hany13, hashem1359, hayaho0o, hesam19, hese_mobham, hoda_1, hrz57, ice_girl, imani212, jamshid, jhoan, jodyabod, jojo1900, just4u, k110, kambizmovahedi, khatoon, lidaaa, life67, loiza, lost_love, lovelylove, m-----h, mahmonir11, mahsaaaa, mahtabiiiiii, majid.a, matisa, mehdi65, mina101, mina83, Miss.SheydA, miss00anastazia, mohaddeseh, mojtabaw000w, momoosh, monire, motofaker, Mr-President, mroam777, naghme2, nakar, nameless, narsiss, neda_90, nibaran, Night, niloo_tanha, noob86, nopq, owner, Parand, parham62, parisaaa, pariya77, pedram_saba, pekaso, pesare_barooni, pooneh25, racer_eti, rafsanjooni, raz63, rea1362, realworld_but, reza123, reza81, roga, saba69, saghikhamosh, sahar-----, sahar20, sahar_hm, sahra1928, samanehsoltani, Samino, samiraa, Sanam, sarina-my-love, sarjonboloo, sepantman, setareh11500, Setare_raika, setayesh2222, shirin21, shirinb, simaazad, sode_b, sogand4, soheila24, soostak, stare1414, tahora, tarane18, taranomebahar, team_sar_dadbin, tmma2020, unforgiven_girl, Vi0let, wooer, yaghma, yalda-63, yasaman-66, yasinahni, yazahra02, yohan, z4hr4, zare, zari7, zeynab., zhin2012, zhowan, zibo, _snowgirl, _soroush_
قديمي 02-19-2009   #106 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم......

bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #107 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

آوار
برگــهای
زرد فرو ریخته
برسطح کوچه های شهر
رنـــگ کوچه ها پریده است
رنگ آدمهای شهر پریده است
هیـچـوقـت از دنـیـایـی که با
انفجاری خلق شده است
انـتــــظـار صــــلـــح
نــداشــتــــــه
باش
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #108 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

گفتا ز دست مستی تنها چرا نشستی؟
گفتم که تا ز لطفت دستی زنی به مستی
گفتا که من ز مستان دست دعا نگیرم
گفتم به خاک راهت مستم که تا بمیرم
گفتا که مست عیشی دوری گزین ز پیشت
گفتم که مست گشتم با چشم مست خویشت
گفتا برو که شاید میخانه شد به راهت
گفتم خدا نهاده میخانه در نگاهت
گفتا مگر ندانی میخوارگی حرامست؟
گفتم چو عشق آید نیک و گنه کدامست
گفتا خمار و مستی دانی خودت چه داری ؟
گفتم که تا تو هستی یا مست یا خماری
گفتا ز من چه دانی اینگونه ناگرانی ؟
گفتم که هیچ اما دانم که زعفرانی
گفتا که روی بر خاک از بهر چه نهادی؟
گفتم ببینمت رو من جان دهم ز شادی
گفتا چرا فکندی بر فرش آن نگاهت؟
گفتم قدم نه ای گل چشمست فرش راهت
آنگه به زیر پایش روشن شد این نگاهم
دستم گرفت و برد او،تا اعفو شد گناهم
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #109 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
sarjonboloo's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

در ميان كوچه هاي كودكي ام دنبال يه نقطه (هر چند كوچك) براي رد كردن اين زندگي ميگردم حال چرا در كودكيها نميدانم اما ميدانم كه اين نقطه ميتواند زندگي مرا از اين پوچي به بلندترين بلنداي جهان برساند
كاش ميشد و كاش ميتوانستم

__________________
Wish I may
Wish I might
Have this I wish tonight
Are you satisfied
King Nothing
メタジカ
sarjonboloo آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-19-2009   #110 (لینک نوشته)
مدیر مجموعه تالارهای هنری
 
bollywood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

بـگـذار کـه در حـلـقـه ی گـیسوی تو مانم
دل فـارغ از اغـیـار بـر ایـن خـانـه نـشـانـم
نـاز نـگـهـت تـا کـه شـرر بـر دل مـا ریـخت
بـرد از سـر مـا هـوش و دگـر هـیـچ نـدانم
فـــریـــاد الــم در بــرت آوای طـــرب شـد
در بـزم تـو زیـن رو بـجـز از عـشق نخوانم
شمعیست فروزان همه ی حسن جمالت
پـروانـه صـفـت دل بـه تـن شـعـله کشانم
هـر درد مـرا تـا کـه فـقـط چـاره تـوبـاشی
در خـویـش کـش و جـمـلـه ز عـالم برهانم
bollywood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-19-2009   #111 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohana's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

ساقه شکستن قانون طوفان است
نسیم باش و نوازش کن
__________________
رد پایی در مه
mohana آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-20-2009   #112 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
Hamid's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

شب بود و من از تاریکی می ترسیدم
نمی دانم کی شب شد
فقط همچون کسی که نور را تجربه کرده
امیدی عجیب برای رهایی از تاریکی داشتم
هر لحظه مانعی سر راهم می گذاشتی تا کج نروم
و من از درد برخورد با آنها به جای اینکه یاد رحمانیتت بیفتم
لج می کردم و راه دیگری پیش می گرفتم
"کجا می روی محبوب من..."
در جایی موانع کمتر شد
اما هنوز بودند
گاهی سنگی زیر پا
گاهی دیواری در روبرو
و من در عین ندیدن چقدر سریع از تو دور می شدم
گویی از عشقت با کج روی های دلم راه می آمدی
و من غرق اوهام از سویی به سوی دیگر می دویدم
خسته بودم و زخمی ولی هنوز می گشتم
و به کسی که مانع سر راهم می گذاشت بدو بیراه می گفتم
تا جایی که دیگر مطمئن شدم ره به جایی نخواهم برد
یک بار، فقط یک لحظه دست از لجبازی بر داشتم
و کلام تو را نه آنگونه که خودم معنی کرده بودم
بلکه عاری از دانسته هایم ادا کردم
"مرا به راه راست هدایت کن
راه کسانی که نعمتشان دادی
نه راه گمراهان
به راه آنان که خودت می دانی..."
مرده متحرک بودم
که دستی به سویم دراز شد
کمی دو دل بودم
اما ظلمت امانم را بریده بود
سردی دستم را به گرمی دستش سپردم
با هم حرکت کردیم
تنها نبودم بسیاری دیگر هم بودند
و مرتب هم به تعدادمان اضافه می شد
قدمهای راسخش حکایت از راه بلدیش داشت
بارها دستش را رها کردم اما او رهایم نکرد
نمی دانم کیست
ولی گویی با چشم تو ما را می نگرد...
__________________
http://kolbehhamid.blogspot.com

مائیم و هوای یار مه رو شب روز
چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز
زین روز شبان کجا برد بو شب و روز
خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-20-2009   #113 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ashk's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

چشمهایم عاشقانه در دشت شقایق انتظارت میکشد
__________________

از میان جمع یاران من چه تک افتاده ام قطره
ای اشکم که از چشم فلک افتاده ا م
ashk آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-21-2009   #114 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

ما چون زدری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز مهرت نتوانیم بریدن نبریدم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
لیک بابال شکسته پریدن نتوانیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
اما تو رماندی ولی ما نرمیدیم
کوی تو که باغ ارم و روضه خلد است
اکنون که دیدیم نتوان گفت ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
خوش میوه این باغ نتوان گفت نچیدیم که چشیدیم
__________________
به انتــظار نبودی ، ز انتـــظار چــه دانـــی؟؟؟
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-21-2009   #115 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

بیا و ببین که به یادت دوباره ویرانم
من هنوز همان منتظرترینم تو را نمیدانم
آنروز که با نگاهی مرا آب کردی
خود نمیدانستی با شکستن دلم گناه کردی
یادم هست که از معجزه عشق گفتی
همان شب از تنهایی عشق هم گفتی؟
یادت هست که من از کوچه دلت عبور کردم
و با نگاهت دلم را پر ز نور کردم؟
یادم هست مرا یک گل رویایی میکفتی
کسی در دل میگفت تو دروغ میگفتی
یادت هست چه خوش باور بودم من
کاش آنزمان جوابت را میدادم من
یادم هست دلم میشنیدحرفم را
به امید مبهم نشسته برای فردا
یادت هست گفتی عشق آغاز خاموشی ست؟
و آخر همه عشقها فراموشی ست؟
دیدی تو هم مثل پرستو در سفر بودی
رفتی بیخبر!ولی از دلم بیخبر بودی
بیا و ببین بیادت دوباره ویرانم
من هنوزم خسته ترینم تورا نمیدانم
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-21-2009   #116 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hrkb2000's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

حکایت عجیبیست:

فراموش شدگان

هرگز فراموش کنندگان

را فراموش نمی کنند...
__________________
hrkb2000 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-21-2009   #117 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
hana3000's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

افسوس که عشق جاودانه نيست. عشق گل سرخيست که طاقت طوفان را ندارد. عشق يک خاطره سبز است که از آمدن پاييز ميترسد.
hana3000 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-21-2009   #118 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hrkb2000's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

چه كسي خواهد ديد مردنم را بي تو

بي تو مردم

مردم گاه مي انديشم

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد

آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسي مي شنوي
hrkb2000 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-22-2009   #119 (لینک نوشته)
يه چشم انتظار
 
soltane_baran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

اي سفر كرده‌ي من
تو سفر كردي و رفتي و شكستي دل من
خوش نشستي تو در آن غربت
و مَنِ خسته‌ي تو اندرين خانه چه غربت زده شد
به تو عادت زده بود بي‌تو ماتم زده شد
جاي خاي تو اينجا پرشد از گريه و غم
و مَنِ خسته‌ي تو به تمناي يكي بوي خوشت
يا يكي يافتن خاطره‌ات باگل تنهايي
كه همي روئيده است و گل خاطره‌ات
كه به روح و تن من پيچيده است
در يكي گلكده‌ي اين مَنِ تو
جاي خوش كرده و هم منتظريم
ما به اميد يقين آورديم
و به بي‌حاصلي عمر دراز
و بر اين نكته بسي آگاهيم:
فاصله تا من و تو فاصله تا تن و تو
فاصله تا من و ما يك نفس گردش چرخ
يك نظر لطف خدا و كمي همّت ماست
آري اين نازترين اي پرآوازترين
قصّه‌ي هجرت تو شبح ديو جدايي است كه در هر شب ما
رنگ كابوس شده است ليك اينبار منم
مغ آتشكده‌بان و نخواهم بگذاشت
آتش تشكده‌ي عشق و اميد
يك نفس درشب و روز
رنگ خاموش بگيرد به رُخش
كاش آن باد صبا كه در اقصايي دور
خبراز يار به دلدار رساند
لحظه‌اي چند ز من بگذردش
و پيامي برساند به توام
كه تو اي دختر عشق:
من همان ققنوسم كه تنم جنگلي عشق تو شد
ز تن جنگليم آتشي خواهم ساخت
و فرو خواهم سوخت هرچه جان در طلبت داشته‌ام
تادر اين آتش عشق كودك عشق تو را دريابم كاش مي‌دانستم
با كدامين واژه باكدامين غزل و شعر
و يا با كدامين زاري با تو خواهم بودن
و كنون بازمنم عاشق مِي زده است
كه به هر جام كه در كام فرو دردام
و به هر درد كه درپيچيدم
و به هر راز كه در دل دارم
من نينديشيدم به تو انديشيدم
به توعادت زده‌ام بي‌تو ماتم زده‌ام.

ويرايش توسط soltane_baran : 02-22-2009 در ساعت 01:45 PM
soltane_baran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-22-2009   #120 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hrkb2000's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رد پایی در مه

بنگر تأسف را كه بر لبها تبسم‏



از ژرفناى آبها سر مى‏كشد چون!



خورشيد اينك جان سپارد زير طاقى‏



گويى كه مى‏پوشند مشرق را كفنها



بشنو عزيزم! بس دلاويز است، بشنو



بشنو صداى دلنشين پاى شب را



.
hrkb2000 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
مه, پایی, رد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:41 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.