خاطرات یک معلم
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > خانواده و زندگی > بانوان
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

بانوان بحث و گفتگوی بانوان گرامی و بررسی وضعیت زنان در اجتماع و در دیگر عرصه ها

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-12-2016   #1 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
a00b's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض خاطرات یک معلم

خاطرات یک معلم
ويژگي كه تدريس را سخت مي كند اين است كه معلم براي بچه ها به خصوص در رده هاي سني پايين الگويي است كه تمام افكار ، رفتار و گفتارش مو به مو مورد بررسي و تقليد قرار مي گيرد. پس شخصا در هر سطحي كه هستيم در نقش يك معلم حتي يك لحظه هم نبايد كاري انجام دهيم كه باعث الگو برداري اشتباه براي بچه ها شويم. شخصا در ميان همكاران خود بارها شنيده ام كه بسياري از آنان تحت تاثير يك معلم خوب در گذشته ، قدم در اين راه گذاشته اند و شغل معلمي را انتخاب كرده اند. و يا بارها از زبان اشخاص زيادي شنيده ام كه شغل خود و يا رشته تحصيلي خود را تحت تاثير و تشويق يك معلم انتخاب كرده اند. و يا حتي آشنايي با يك معلم باعث شده است كه روند زندگي شان كاملا تغيير كند . اما بارها نيز وقتي كسي شغل بنده را مي پرسد و بنده مي گويم يك معلم هستم ، آه از نهاد خيلي از افراد بلند مي شود كه معلم فلان سال تحصيلي ال كرده است و بل كرده است و باعث شده است كه ذوق و شوق تحصيل را از دست بدهد و يا اينكه سرزنش ها و تحقيرهاي يك معلم تا ابد روي فردي تاثير گذاشته است. خوشبختانه يا بدبختانه معلم ها به تناسب ميزان تاثير وارده تا ابد در ذهن بچه ها خواهند ماند. البته ديگر بستگي به خودتان دارد كه مثبت در ذهن بچه ها بمانيد يا منفي. بيشتر اوقات وقتي به بقيه مي گويم كه معلم هستم تصوير يك آدم خشك و كسل كننده در ذهن شان تصور مي شود كه در محيطي خسته كننده بايد تحمل شود ، چون واژه معلم آن ها را به ياد كلاس هاي غير قابل تحملي مي اندازد كه خود گذرانده اند.
همه می دانیم ، هرگاه افرادی بخواهند در کار خود همچون عنصری حرفه ای مطرح شوند ، باید شرایط و ملزومات آن را هم داشته باشند . اصولاً حرفه ای شدن در هر کاری قواعد خاص خود را دارد .حرفه ی معلمی نیز از این قاعده مستثنی نیست . اغلب به غلط تصور می کنیم که معلمان با تجربه و برخوردار از دانش و اطلاعات سطح بالا معلمان حرفه ای نیز هستند. هر چند موارد ذکر شده برای هر معلم حرفه ای شرط لازم است ، اما کافی نیست . چه بسا معلمانی را سراغ داریم که دررشته ای که تدریس می کنند سوابقی بس طولانی دارند ، اما نتوانسته اند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند ؛ به عبارتی در جلب توجه علاقه ی دانش آموزان چه به لحاظ روش تدریس و چه به لحاظ مدیریت کلاس موفق نبوده اند و همچنین با معلمانی مواجه بوده ایم که از لحاظ روش تدریس و مدیریت در وضعیت مطلوبی قرار داشته اند ، اما به هیچ وجه نتوانستند کلاس جذابی را برای فرا گیرندگان فراهم آورند . سوالی که در اینجا مطرح می شود ، این است که چه عواملی سبب شده تا اینگونه افراد نتوانند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند . و اصولا به غیر از دانش و سابقه تدریس ، آیا متغییر های دیگری نیز در حرفه ای شدن یک معلم دخالت دارد. 

بررسي شغل معلم
بسيار شنيده ايم كه مي گويند معلمي شغل انبياست اما تا بحال به معني دقيق اين جمله فكر كرده ايم ؟ چرا مي گويند معلمي شغل انبياست؟ ابتدا اينكه كسي كه شغل معلمي را انتخاب مي كند بايد بسيار صبور باشد به بياني ديگر بايد صبر ايوب داشته باشد ! و اين جمله اصلا مبالغه و غلو نيست بلكه در واقع اولين گام در تدريس صبر ، صبر ، صبر و صبر است. در سال هاي تدريس خود بسيار مواردي را شاهد بوده ام كه يك يا دو نفر از بچه هاي كلاس هميشه در پي بهم ريختن جو كلاس و تمسخر و بازي گوشي بودند و بنده به خاطر اين موضوع بسيار عصبي و نگران مي شدم ، گاهي دانش آموز خاطي را از كلاس بيرون مي كردم اما اين روش اصلا كارساز نبود ، زيرا بعدها متوجه شدم كه دانش آموز مورد نظر براي رسيدن به اين هدف ، جو كلاس را متشنج مي كرد . گاهي دانش آموز خاطي را به دفتر مديريت مي فرستادم تا مشكل اش را بررسي كنند و گاهي از او مي خواستم كه فردا با پدر يا مادرش به مدرسه بيايد اما هيچ كدام از اين روش ها راه حل مناسبي براي برخورد با اين دانش آموزان نيست. اولين چيزي كه يك معلم بايد در كلاس به نمايش بگذارد اقتدار و نظم است و دركنار آن انعطاف پذيري و ملايمت و صبر. به خاطر دارم كه دانش آموزي به نام سارا داشتم كه جو كلاس را هميشه به نوعي بهم مي ريخت و يا از اشتباه من و يا همشاگردي هايش سو‍ژه درست مي كرد ، يك روز وقتي به كلاس آمدم تصميم گرفتم كه به نوع ديگري با او برخورد كنم ، و چون طبق عادت هميشگي از يكي از دانش آموزانم مي خواستم كه از روي كتاب بخواند تا من قسمت هاي خوانده شده را توضيح دهم ، از سارا ( دانش آموزي كه هميشه جو كلاس را بهم مي ريخت ) خواستم كه از روي كتاب بخواند ؛ سارا شروع به خواندن كرد و پس از خواندن قسمتي از متن به او گفتم فعلا كافي است ، و شروع به توضيح همان قسمت كردم پس از آن به سارا گفتم : سارا خيلي خوب و با دقت از روي كتاب خوندي ؛ مي توني چيزهايي رو كه الان گفتم و يك بار ديگه براي بچه ها توضيح بدي ؟ سارا با كمي مكث مطالبي را كه توضيح داده بودم را به صورت دست و پا شكسته براي بچه ها توضيح داد و من با لبخند به او گفتم آفرين سارا ، خيلي قشنگ و خوب حتي بهتر از من براي بچه ها درس رو توضيح دادي. آن روز سارا تمام حواسش به درس بود و سعي مي كرد رضايت مرا بيشتر جلب كند ؛ حتي وقتي بين درس يك سوال مطرح مي كردم او هم مانند دانش آموزان ديگر دستش را براي جواب دادن بلند مي كرد و حتي گاهي با شوق همراه ديگر بچه ها فرياد مي زد كه من بگم من بگم .
تجربه ي تدريس چندين و چند ساله ام به من ثابت كرده است كه براي معلمي نمونه شدن بايد در وهله ي اول عاشق تدريس باشيد ؛ عاشق سازندگي ، عاشق تربيت و عاشق بچه ها و شاگردانتان. معلم بايد سعي كند كه هميشه در حال يادگيري باشد و و يافته ها و اطلاعاتش را هميشه به روز و آپديت كند ، بايد مداوما ياد بگيريد و ياد بدهيد ، اين نكته كه بايد هميشه اطلاعات تان را به روز كنيد بسيار با اهميت است، به خاطر دارم كه در يكي از سال هاي تحصيلي ام در اواخر ساعات كلاس به بچه ها استراحت دادم ، يكي از دانش آموزانم نزد من آمد و سوالي در رابطه با يك ضرب المثل و اينكه چرا اين ضرب المثل ساخته شده است ، از من پرسيد ، از سوال دانش آموزم بسيار متعجب شدم چون واقعا نمي دانستم كه جواب سوالش چيست با كمي فكر گفتم زنگ تفريح به كتابخانه برو و جواب سوالت را از كتاب دهخدا پيدا كن و براي تكليف جلسه ي بعد بياور . دانش آموزم گفت مگه شما معلم نيستيد يعني جواب اين سوال را نمي دانيد ؟
نكته ي ديگري كه همه ي معلم ها بايد به آن توجه كنند اين است كه معلم تنها ، فراهم كننده ي اطلاعات نيست ! چرا كه اگر اين گونه بود ديگر نيازي به صرف مبالغ هنگفت جهت كلاس و معلم نبود ، بلكه هر فرد مي توانست با استفاده از كتاب و رايانه و ... تحصيل علم كند. ولي معلم نقش خارق العاده و باورنكردني در تحصيل علم دارد.
دليل اين كه اينقدر تعداد افرادي كه دل به درس مي دهند كم است ، اين است كه كمتر معلمي است كه كاربرد عملي درس را به بچه ها ياد بدهد. ما به عنوان معلم هميشه بايد به اين فكر كنيم كه بچه ها قبل از ورود به كلاس و بعد از خارج شدن از كلاس چه فرقي كرده اند. چه چيز را ياد گرفته اند كه قبل از كلاس از آن بي خبر بوده اند. بايد به بچه ها اين جرات را داد كه وقتي چيزي را به آن ها ياد داديم بپرسند كه در دنياي واقعي اين مطالب چه نقشي دارد؟ انجام اين كار شايد به ظاهر وقت گير باشد اما دوام يادگيري را نيز طولاني تر مي كند. اين كار باعث مي شود كه حتي بچه ها انگيزه براي درس خواندن و يادگيري پيدا كنند. بنده هميشه در سال هاي تدريس ام ، روز اول ، از تك تك بچه ها مي خواهم كه هدفشان از اينكه به مدرسه مي آيند و اين كه چرا درس مي خوانند را روي يك كاغذ بنويسند و به من تحويل دهند.
بنده ، در طول سال هاي تدرس ام ، هميشه اين نكته را مدنظر قرار مي دادم كه همه ي دانش آموزان در يك كلاس ، در يك سطح نيستند ، به عنوان مثال در يك كلاس 20 نفره ، همه ي 20 دانش آموز از نظر هوش و استعداد و علاقه و فرهنگ دريك سطح نيستند ، بنابراين يك معلم هميشه بايد اين نكته را به خاطر بسپارد كه نبايد از همه ي دانش آموزان توقع داشت كه خيلي زود درس را ياد بگيرند ، در ضمن شرايط روحي دانش آموزان نيز در سطح يادگيري آن ها در آن روز نيز تاثير گزار است. همانطور كه مي دانيد از نظر روانشناسي افراد از نظر يادگيري به دسته هاي مختلفي تقسيم مي شوند ، و همچنين هر كس روش يادگيري خاص خودش را دارد ، به همين علت يك معلم بايد دامنه اي متنوع از روش هاي مختلف يادگيري را براي بچه هاي مختلف ارائه بدهد و در اين مورد از صرف وقت زياد نهراسد. به بيان ديگر از روشي استفاده كنيد كه محتوا را براي همه جذاب كند و دانش آموزان را داوطلبانه به يادگيري وادار كند. به عبارت ديگر ، اگر به قصد ماهيگيري رفته ايد و نمي دانيد باب مزاج ماهي ها چيست ، پس هر چه طعمه داريد را يكباره در آب اندازيد ، يعني توجه بچه ها را جلب كرده و تا حد ممكن نگه داريد. بنده در طول سال هاي تدريس ام وقتي مي خواستم مبحث جديدي از درس را شروع كنم ، ابتدا با سوال هايي ذهن بچه ها را درگير موضوع مورد نظر مي كردم تا ميزان اطلاعات بچه ها از موضوع مورد نظر دستم بيايد ، بنده به اين موضوع معتقدم كه اگر بخواهيم روي قسمت سفيد ذهن بچه ها بدون هيچ پيش زمينه ي قبلي ، چيز جديد خلق كنيم ، بازده كار بسيار پايين مي آيد.
اهميت شغل معلمي از ديدگاه دكتر حسابي

يکي از دانشجويان دکتر حسابي به ايشان گفت : شما سه ترم است که مرا از اين درس مي اندازيد . من که نمي خواهم موشک هوا کنم . مي خواهم در روستايمان معلم شوم .
دکتر جواب داد : تو اگر نخواهي موشک هواکني و فقط بخواهي معلم شوي قبول ، ولي تو نمي تواني به من تضمين بدهي که يکي از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .
وقتی عاشق شدی معلم می شوی
وقتی معلم شدی عاشقی
وقتی معلم عاشق شدی همه جا با بچه ها هستی
تا جایی که در بهترین مکان دنیا
آنجا که فقط تویی و او ، حظ شخصی را فراموش می کنی
وقتی عاشق شدی درد هر چه مهجور و مظلوم است می فهمی
وقتی عاشق شدی معلمی حرفه ی تو نیست بلکه لازمه ی حیات توست
آن وقت هر روز که می گذرد دلت گنجینه ای عظیم
و سرت پر از تجربه ها و اندیشه های بزرگ برای تحول و تولدی تازه در
تربیت و پرورش آینده سازان کشورت است

معلم حرفه ای کیست ؟
معلم حرفه ای ، کسی است که دانش و تجربه ی کافی دارد و روش تدریس نیز می داند ؛ یعنی اینکه می داند چه روش ها و فنونی را در کجا و چگونه به کار گیرد تاکلاس کارآمد و اثر بخشی داشته باشد . معلمانی که هر سه ویژگی دانش ، تجربه و روش را توأمان دارا باشند ، معلم حرفه ای قلمداد می شوند وگرنه هر یک از ویژگی های مذکور به تنهایی نمی تواند فردی را به معلمی حرفه ای تبدیل کند . در واقع ،آنچه که معلم حرفه ای را از سایر معلمان متمایز می کند ، استفاده ی مناسب و به جا از روش های مطلوب تدریس است . هرچند نبود هر یک از دو عامل دانش و تجربه ی کافی مشکلاتی برای معلم به وجود می آورد ، نداشتن روش مناسب ، سبب از بین رفتن دو متغییر دیگر می شود . برای تبیین مطلب ، مثالی ذکر می کنیم . معلمی را تصور کنید که دانش و تجربه ی کافی در رشته ی مورد تدریس خود دارد و می داند دانش آموزان پس از پایان تدریس باید چه چیزهایی دست یابند ، چه مهارت هایی را کسب کنند و به چه نگرش هایی برسند ، به طور کلی ، اگر اهداف درس را به خوبی بشناسند ، اما روش های رسیدن به آن را نداند ، آیا امکان حصول به آن اهداف مسیر است ؟
آیا او می تواند دانش آموزان را راضی از کلاس بیرون بفرستد ؟ در این جاست که تفاوت یک فرد حرفه ای یا غیر حرفه ای کاملاً آشکار می شود . معلم حرفه ای می داند که چگونه و با چه روش هایی تدریس خود را آغاز کرده ، ادامه دهد و آن را به اتمام رساند ، و مطالب را کی و چگونه عرضه کند ، تا دانش آموزان را به حداکثر فعالیت وا دارد و آن ها را قدم به قدم به اهداف تدریس نزدیک کند .
كلاس‌هاي درس در يك دسته‌بندي كلي يا شاداب، جذاب و مخاطب‌گستر، يا كسل‌كننده، خمود و مخاطب‌گريز و يا معمولي و عادي است. كلاس درسي كه در آن به مؤلفه‌هاي جذابيت عطف توجهي نشان داده نمي‌شود با گذشت زمان ممكن است كم‌كم سستي و كسل‌كنندگي در آن به چشم آيد كه گسست ارتباط بين استاد و فراگير از روشن‌ترين پيامدهاي ناگوار آن خواهد بود و نتايج آموزش را عقيم و بي‌اثر مي‌سازد.سؤال اصلي و اساسي آن است كه چگونه مي‌توان كلاس درس را جذاب، دلپذير و خوشايند نمود تا نه فقط مقررات آموزشي بلكه اشتياق فراگيران براي يادگيري و حس كنجكاوي و حقيقت‌جويي آنان عمده‌ترين عامل حضور در كلاس شود و رعايت انضباط و مقررات و آداب آموزشي را براي بهره‌برداري بيشتر از كلاس باعث گردد؟آيا مي‌توان با قاطعيت و انعطاف‌ناپذيري و با اعمال حاكميت و مديريت بي‌چون و چرا كلاس را جذاب ساخت؟آيا با واگذار كردن فراگيران به حال خود و حذف نظارت و مديريت (مثل بي‌توجهي به آمد و شدهاي نابهنگام دانش آموزان در حين تدريس، مزه‌پراني‌هاي بيجا، لطيفه‌گويي‌هاي مستمر، اتلاف وقت كلاس به مسائل و مطالب بيروني و خارج از درس و اموري از اين قبيل) مي‌توان كلاس را جذاب ساخت و شوق فراگير براي حضور در كلاس را برانگيخت؟آيا اجازه هر نوع اظهارنظر، هر نوع سخن و پرسش و به اصطلاح رايج‌تر اجازه «گفتمان آزاد» مي‌تواند به جذابيت كلاس كمك نمايد يا آن كه بايد به عوامل ديگري توجه نمود و به جاي جذابيت زودگذر - كه نتايج زودگذري از آن حاصل مي‌شود - به جذابيت پايدار كلاس انديشيد و كلاس درس را با حفظ كلاس بودن و جريان داشتن درس و تعليم در آن براي فراگيران مبارك و مطلوب گردانيد .
به نظر بنده ي حقير معلم حرفه اي كسي است كه به دور از افراط ها و تفريط ها ، جو كاملا سالم و شادابي را در زمينه ي درس مورد نظر فراهم كند و از تك گويي كه باعث كسالت دانش آموزان مي شود بپرهيزد و در حين زمان تدريس ، هنگامي كه دانش آموزان احساس خستگي و كسالت كردند به آن ها زماني را براي استراحت اختصاص دهد تا آن ها بتوانند با كمي استراحت ( در حد 5 دقيقه ) انرژي تحليل رفته را بازيابند و بتوانند دوباره براي فراگيري آماده شوند. در غير اين صورت معلم هاي عزيز بايد آگاه باشند كه بازده كار صدرصد پايين خواهد آمد و توجه و انگيزه دانش آموزان حتما نزول خواهد كرد . بنده با سابقه چندين سال تدريس به اين موضوع كاملا واقفم و حتي گاهي در كلاس هايم وقتي مي بينم كه دانش آموزانم حسابي خسته شده اند مخصوصا در زنگ هاي اول ، از دانش آموزانم مي خواهم كه در سرجايشان بدون اينكه نظم كلاس را بهم بزنند ، نرمش هايي را انجام بدهند ، و يا حتي گاهي از دانش آموزانم مي خواهم كه يك لطيفه يا جوك در حد 5 دقيقه تعريف كنند تا بچه انرژي از دست رفته را دوباره بدست بياورند و بتوانند آماده ي يادگيري مجدد درس شوند.

افراط در محبت به دانش آموزان ؛ اشتباه رايج اكثر معلمان بي تجربه
بنده خوب به خاطر دارم كه در اولين سال تدريس ام وقتي وارد مدرسه شدم ، چه قدر استرس و اضطراب داشتم اما از طرفي هم بسيار از اين لطف پروردگار خشنود بودم و در دلم خدا را به خاطر اين لطف بزرگ ستايش مي كردم.
حياط مدرسه ما كوچك بود و كلاسها در حد 10 الي 12 كلاس بود. مدرسه اي پسرانه با مدير و معاون مرد كه اداره مدرسه را در اختيار داشتند. كتابخانه و مركز يادگيري كوچكي داشت با دفتر مديران و دفتر معلمان و نماز خانه اي بسيار بزرگ كه جلسات ديدار اولياء اكثراً در آنجا برگزار مي شد. مدير مدرسه اقاي رحمتي با ديدن من ، با روي باز به من خوش آمدگويي گفتند. . او با ديدن ابلاغ من گفت: شما معلم پايه سوم هستيد و كلاس شما در طبقه چهارم سمت چپ و دومين كلاس است و نام شما روي ديوار كنار در نوشته شده است. با تشكر از مدير قدم در پله هاي مدرسه گذاشتم. وقتي پله ها را بالا مي رفتم چه ذوق و شوقي داشتم‏، مثل اينكه دارم در هوا پرواز مي‌كنم . و از يك طرف خوشحال بودم و از طرف ديگر اضطراب عجيبي داشتم،‌نمي‌دانستم آيا مي‌توانم از عهده‌ي اين مسئوليت سنگيت برآيم يا نه؟ با خودم فكرهاي زيادي داشتم كه يك دفعه ديدم جلوي در كلاس ايستاده‌ام. در كلاس بسته بود و از پشت در صداي همهمه‌ي دانش آموزان به گوش مي‌رسيد.
يادم نيست چند دقيقه پشت در ماندم. قلبم به شدم مي‌زد، يا راي باز كردن در كلاس را نداشتم. سرانجام به خود مسلط شدم و در كلاس را باز كردم. دانش آموزان با ديدن من، مرا حسابي ورانداز كردند،‌طبق گفته‌ي استادانم ابتدا سلام و احوال پرسي گرمي كردم و پاي تخته خودم را معرفي نموده و سپس از بچه‌ها خواستم آنها هم خودشان را يكي يكي معرفي كنند. بچه‌ها با همان شيطنت كودكي خود را معرفي كردند و سپس ساكت سرجاي خود نشستند. روزها يكي بعد از ديگري مي‌گذشت و من كه معلمي بي‌تجربه بودم‏، فقط گفته‌هاي استادانم را اجرا مي‌كردم. ولي كم‌كم فهميدم كه تجربه هم مثل آموختن علم و دانش خيلي مهم است‏، به خاطر بي‌تجربگي خود به حدي به دانش‌آموزان محبت كردم و رو دادم كه ديگر قادر نبودم آنها را ساكت كنم. كلاس من روز به روز بي انضباط‌تر مي‌شد و چون از اول سال با اخلاق و رفتار من آشنا شده بودند، ديگر از من حساب نمي‌بردند. خلاصه آن سال با همه‌ي خستگي و سختي آن به پايان رسيد، ولي من فهميدم كه محبت بدون قاطعيت ناديده‌اي ندارد، زيرا محبت تنها بدون قاطعيت كنترل كلاس را از دست معلم مي‌گيرد و حتي تدريس در كلاس را مختل مي‌كند و ممكن است باعث افت درسي دانش‌آموزان هم بشود. و ناگفته نماند محبت زياد باعث مي شود كه بچه ها سوار معلم شوند.

مشکل دو زبانه بودن شاگردان
ندانستن زبان فارسی، مهمترین وسیله برقراری ارتباط معلم و دانش آموز زبان می باشد. بعضیها تلویزیون هم نداشتند تا برنامه های وکارتون هایی به زبان فارسی تماشا کنند. برای حل این مشکل ،خود معلم باید حتماً در کلاس درس به زبان فارسی یا همان زبان کتاب، صحبت کند. در هر کلاس ماههـــــــا در این خصوص تلاش می کردم بعضی از بچه ها نمی توانســـــتند به این زبان صحبت کنند و بعضـــــی هم نمی دانستند، حل این مشکل کلید اصلی موفقیت های بعدی در کلاس می باشد پس از چند ماه با تکرار و تمرین به حد مطلوب می رسیدیم چرا که برقراری ارتباط در یادگیری دانش آموزان تاثیر بسزایی داشت.غیر از کتاب درسی ، قصه های کوچک را می خواندیم آنقدر در تکرار آن پافشاری می کردیم که حتی دانش آموزان ضعیف نیز به مدد حافظه خود آنها را می توانستند بگویند ، داستان یا شرح حال میگفتیم ، چندین بار تکرار می کردیم ، نکات مهم آن را در لوح می نوشتیم تا دانش آموزان در دفتر خود کامل کنند و به عنوان انشا و تکلیف فارسی قبول می کردیم .اسم تصویرها را می گفتیم ولی بروی خواندن فارسی بیشتر توجه می کردیم.

مشکل دوم چندپایه بودن
بیشترین تدریس بنده در کلاس های چند پایه بوده است ودر اوایل مشکلات زیادی داشتم اما بابرنامه ریزی دقیق این مشکلات برطرف گردید.گروه بندی در کلاس های چند پایه خیلی مهم است وقتی دانش آموزان در گروهها مشغول فعالیت هستند وفعالیت ها را خود انجام دهند ومعلم به عنوان راهنما باشد بهتر می تواند به پایه ها رسیدگی نماید ودانش آموزان بهتر وعمیق تر مطالب یاد می گیرند.در آخر هر گروه می تواند فعالیت های خود را شرح دهد ویا در تابلوی کلاس بچسباند.بنده هم از مطالب دانش آموزان نتیجه گیری می کردیم وفراگیران مطالب اصلی یاد می گرفتند.

افراط در سخت گيري و خشك بودن رفتار معلم

در سال دوم تدريس ام بازهم پايه ي سوم ابتدايي را برعهده داشتم اما اين بار مي دانستم كه نبايد به بچه ها بيش از حد محبت كنم و به اصطلاح پيش خودم مي گفتم نبايد به بچه ها رو بدهم به همين جهت از همان ابتدا سعي كردم كه بچه ها از من حساب ببرند و همين مسئله باعث شد كه كلاس من كم وبيش ساكت و با انظباط باشد. اما شاگردي داشتم به نام سپهري كه بسيار بي انظباط و شلوغ بود ، علاوه براين هر روز دير به مدرسه مي آمد و هميشه سر اين موضوع به او مي گفتم كه بايد فردا با پدر يا مادرش به مدرسه بيايد ، اين دانش آموز علاقه اي به درس خواندن نداشت و هميشه در همه ي درس ها ضعيف بود با بچه ها هميشه دعوا مي كرد و چون قدش بلندتر از بقيه بچه ها بود و نيمكت جلو مي نشست ، هميشه با ديگر بچه ها سر اين جريان مشاجره و دعوا داشت. من چند بار جاي بچه ها را بر اساس قد آن ها مشخص كرده بودم اما اين دانش آموزم اصلا به حرف من گوش نمي كرد. تا اينكه يكروز او را به دفتر فرستادم و درحيني كه از كلاس خارج مي شد به او گفتم تو كه انقدر تنبلي ، درس هم كه نمي خواني ، بچه هاي ديگر را هم كه اذيت مي كني ، پس چرا به مدرسه مي آيي تا پدر ومادر بيچاره ات برايت هزينه كنند.؟كه متاسفانه در دفتر اورا كتك زده بودند. فرداي آن روز سپهري به مدرسه نيامد وقتي جويا شدم گفتن آن ها هم اطلاع ندارند. بعد از آن ماجرا آن پسر ديگر به مدرسه نيامد و من هنوز بعد از گذشت چندين سال از آن ماجرا هنوز خودم را سرزنش مي كنم و مي گويم كه كاش آن حرف را به آن بچه نزده بودم. ولي افسوس زمان به عقب باز نمي گردد.

مشکل خواندن ونوشتن
کسانی می توانند خوب یاد بگیرند که در خواندن مشکل نداشته باشند یاددهی خوب الفبا توسط معلم اول تا حدود زیادی این مشکل را حل می کند .اما بعضی ها کند خوان هستند با تکرار تمرین بیشتر و بالا بردن تند خوانی آنها،طرز قرار دادن صحیح کتاب ومطالب در صندلی خود ،رعایت فاصله چشم ها از کتاب، گوش دادن به مطالبی که می خوانند این مشکل تا حدودی حل می گردد. نوشتن: برآوردی که طی سالها بین دانش آموزان کلیه مقاطع تحصیلی داشتم به وضوح روشن کرد بیش از 95% آنها طرز صحیح نوشتن و طرز صحیح گرفتن مداد را نمی دانند. طرز صحیح گرفتن مداد ، صحیح قرار گرفتن در صندلی ، رعایت فاصله خود از مطالب نوشتاری ، کم یا زیادی نور می تواند در خستگی و عدم خستگی انسان تاثیرگذارد .چون زمان نوشتن راپایین می آورد،کم نوشتن یعنی کم تمرین کردن یعنی باز اخلال در یادگیری. این موضوع شاید کوچک باشد ولی در یاددهی و یاد گیری تاثیر واهمیت زیادی دارد ،چرا که عدم رعایت آن تاثیر روحی روانی نیز در نویسنده دارد.بنده که به عنوان معاون بودم چندین دانش آموز در پایه های سوم وچهارم وپنجم داشتیم که در تمام درس ها ضعیف بودند که این دانش آموزان در پایه ها ی اول ودوم ، نوشتن حروف الفبا یاد نگرفته بودند ونمی توانستند بخوانند . برای این دانش آموزان کلاس های تقویتی برگزار نمودم وفقط درخواندن ونوشتن کارکردیم که این دانش آموزان در دروس دیگر پیشرفت کردند.

بهداشت فردی و نظم در کلاس
تدریس ویادگیری درمحیط شلوغ ،بی نظم وغیربهداشت ،بسیارمشکل است این است که من بارها توانستم با دقت در تمیزی لباس ،کیف و کفش،ظاهر دانش آموزان،مرتب چیدن صندلی های کلاسها، بهداشت خود کلاس و مدرسه ،از بی نظمی ها بکاهم. داشتن برنامه خوب برای درس خواندن در منزل ،قرار دادن لباس و لوازم شخصی در منزل در جای خود،رسیدگی به بهداشت خود،خواب به موقع ،کمک از اولیا،با هم تمرین کردن،خوردن غذای مناسب و استراحت کافی نتایج مطلوب در یادگیری دارند. نکته:در خصوص تغذیه کودکان باید یاد آور شوم که اغلب دانش آموزان به اندازه کافی فرصت پیدا نمی کنند در منزل غذا بخورند و اغلب ترجیح می دهند با آوردن غذا و پول و میوه به جبران گرسنگی بپردازند.
دقت در این موضوع مهم باعث شد من بدانم که اغلب کودکانی که در مدرسه از تغذیه استفاده می کنند مورد تعرض و اذیت دانش آموزان دیگر قرار می گیرند به همین خاطر آوردن غذا و پول از خانه تاثیر زیادی ندارد به منظور جلو گیری ازاین مشـــکل به تمامی افرادی که غذابا خود می آوردند اجازه می دادم در پایان یا آغاز درس در کلاس غذای خود را میل کنند این باعث می شد اکثر افراد با خیال راحت و با آرامــــش در کـــــــلاس غذا بخورند و سایرین نیز به تدریج نــــــاچار به این جمــــــع می پیوستند.خوردن غذا د رمدرسه باعث کسب انرژی در نتیجه شادابی و سر حالی کودکان می شد و توان گوش دادن ،خواندن ونشستن آنها را افزایش می داد ودر کل موجب توجه بیشتربه معلم و یادگیری بهتر می شد.البته دراکثر مدارس به بچه ها میان وعده غذا می دهند که ما درمدرسه ی نمکی این طرح را اجرا کردیم اما چون بیشتر اولیا نمی توانستند ماهانه پول بدهند این طرح بامشکل مواجه شد . ای کاش آموزش وپرورش مانند آوردن شیرمدارس ، برای درست کردن میان وعده غذا برای بچه ها در مدارس فکری می کرد.

دزدي خوراكي ها در كلاس
به خاطر دارم كه در يكي از سال هاي تدريس ام كه در پايه ي چهارم ابتدايي بود ، در اواسط سال بچه ها به من اعتراض مي كردند و مي گفتند كه يك نفر از كيف آنها خوراكي هايشان را بر مي دارد و از من مي خواستند كه اين قضيه را پيگيري كنم ، من از بين بچه ها يك نفر از شاگردانم را كه باهوش ترو زرنگ تر از بقيه بود و هم درس اش از بقيه قوي تر بود را انتخاب كردم و گفتم كه ازين به بعد زنگ تفريح نگذار كسي وارد كلاس شود تا بتواند سر كيف بچه ها برود و خوراكي آن ها را بردارد واين قضيه دزدي هم معمولا زنگ هاي اول اتفاق مي افتاد كه بچه ها بعضي از خوراكي هايشان را براي زنگ دوم نگه مي داشتند ، با انجام اين كار دزدي خوراكي ها فيصله پيدا كرد و من هم به شاگردم گفتم كه فعلا نمي خواهد اين قضيه را پيگيري كني ولي فقط حواست را دورا دور جمع كن ببين چه كساني زنگ هاي تفريح وارد كلاس مي شوند و چه كارهايي انجام مي دهند ، چند روز بعد از آن ماجرا شاگردم به من اطلاع داد كه يكي از بچه ها زنگ دوم وارد كلاس شده و سر كيف يكي از بچه هاي ديگر رفته و چند تا كيك و يك موز از كيفش برداشته و داخل كيف خودش گذاشته است ، به شاگردم گفتم كه اين قضيه را به كسي نگويد و چند روز ديگر هم اين قضيه را پيگيري كند تا كاملا مطمئن شود ، تا اينكه شاگردم از اين ماجرا مطمئن شد و به من اطلاع داد. من روز بعد از آن ماجرا همراه شاگردم كه به عنوان نماينده انتخاب كرده بودم زنگ تفريح به كلاس رفتم و شاگرد خاطي را در سر كيف يكي از بچه ها پيدا كردم ، ابتدا شاگرد خاطي منكر شد و گفت كه مي خواسته در كيف دوستش را ببندد اما بعد از آن كه نماينده كلاس همه چيز را به او گفت با گريه و زاري اعتراف كرد و از من خواست كه به پدر و مادرش و دوستانش چيزي نگويم من هم به او گفتم اگر قول بدهد ديگر اين كار را تكرار نكند به بقيه چيزي نمي گوييم. او هم قول داد و اين قضيه بين ما سه نفر باقي ماند.

بازی وخلاقیت
دوران کودکی یعنی دوران بازی است. سعی کنیم در کلاس وبیرون کلاس با بچه ها بازی کنیم درس را بابازی وقصه وداستان شروع کنیم. بنده تدریس را همراه با بازی انجام می دادم که بازی وسیله ای برای کسب موفقیت ، افزایش اعتماد به نفس ،سرشار شدن از شادی ونشاط که خلاقیت دانش آموزان را زیاد می کند وبچه های خلاق را می شناسیم. که بنده در دوران سالهای تدریس با بچه ها عموزنجیر باف وچین چین و... زیاد انجام می دادم که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.مثلاً بازی عموزنجیر باف این گونه انجام می دادیم: بچه ها دایره وار در حالیکه دست های هم را گرفته اند می خوانند: عمو زنجیر باف .....بله /زنجیر منو بافتی .....بله /پشت کوه انداختی .....بله بابا اومده .....چی چی آورده / نخود و کشمش ......با صدای چی . اینجاست که معلم باید اهداف درس را پی ریزی نماید .به طور مثال:با صدای مرغ :قد قد قدا منم منم .....مرغ پا کوتاه منم منم ......و به این طریق بازی عموزنجیر باف مقدمه ای برای درس علوم با موضوع غذای حیوانات می شود)
وبعضی از فعالیت هایی را که برای پرورش خلاقیت کودکان در طول سالهای تدریس انجام می دادم عبارتند از:قصه گویی، نمایش های خلاق و آزاد، تشویق کودکان به سوال کردن، پاسخ مناسب دادن به سوال های آنها، کارهای دستی، کلاژ، استفاده از اسباب بازی هایی که کودک باید با آنها اشیایی را بسازد، فراهم ساختن امکان مشاهده ی نزدیک و مسقیم برای کودکان از طریق آشنایی آن ها با طبیعت ، زیرا هیچ چیز برای کودکان آموزنده تر و جالبتر از تماشای طبیعت نیست ، تشویق آنها به جمع آوری مجموعه هایی از گل ها، برگ ها،سنگ ها،تصاویر حیوانات، اشیاء و غیره که مشاهده و دقت کودکان را تقویت می کند، فیلم های مناسب و سایر فعالیت هایی که هر یک از ما می توانیم با اندکی دقت و توجه آنها را مشخص سازیم و امکانش را برای کودکمان فراهم سازیم .
ارتباط عاطفی با دانش آموزان کلید موفقیت بنده دردوران تدریس می باشد بچه ها مرا دوست داشتند چون من همه ی بچه هارا دوست داشتم. بچه ها وقتی مرا می دیدند مرا بغل می کردند مدرسه را از خانه بیشتر دوست داشتند به همه ی دانش آموزان به یک چشم می نگریستم به تفاوت های فردی زیاد توجه می کردم دانش آموزی را تشویق می کردم که پیشرفت می کرد . پس ارتباط عاطفی با دانش آموزان کلید موفقیت معلم در تدریس است وتا زمانی این ارتباط نباشد موفقیت معلم در تدریس غیر ممکن است به همین دلیل پایان نامه ی کارشناسی ارشد را در رابطه بین الگوی ارتباطی معلم وتأثیر آن بر عملکرد دانش آموزان انتخاب نمودم وانشاالله در آینده مقاله ای در این زمینه خواهم نوشت.
امروزه با هوشمند شدن بعضی از کلاس ها می توان بیشتر فعالیت ها در قالب فیلم، عکس، تصاویر گوناکون ونرم افزار ها وپاورپونت متنوع ، در پرده ی متنوع انجام دادوبا قلم سمارت برد نوشت واین وسیله ی کمک آموزشی تاحدی کار معلم را ساده کرده است.


دستكاري املا

در يكي از سال هاي تدريس ام در يكي از مدارس دخترانه در پايه سوم ابتدايي ، وقتي به بچه ها املا مي گفتم از آن ها مي خواستم كه دفاتر املايشان را روي ميز بگذارند و از كلاس خارج شوند تا زنگ بعد به كلاس بيايم و آن ها را تصحيح كنم . و براي اين كه در اين كار مشكلي پيش نيايد يك نماينده براي اين كار انتخاب كرده بودم تا كسي نتواند در زمان زنگ تفريح املا ها را دستكاري كند. در اواسط سال تحصيلي يك روز يكي از بچه ها پيش من آمد و گفت خانم نماينده كلاس از بچه ها پول مي گيرد و غلط هاي املاي آن ها را درست مي كند. در ابتدا باور نكردم ولي بعدا در زمان تصحيح املا متوجه جاي پاك كن و سياه شدگي چند دفتر شدم ولي به اين راحتي هم نمي توانستم به نماينده كلاس كه انصافا هم شاگرد زرنگي بود تهمت بزنم ، بهمين خاطر تصميم گرفتم شخصا خودم اين قضيه را پيگيري كنم به همين خاطر آن شاگردي كه اين خبر را به من داده بود صدا زدم و از او پرسيدم كه كدام يك از بچه ها به او پول مي دهد و املايش را درست مي كند گفت فلاني ، من هم مي دانستم كه شاگرد مورد نظر املا و ديكته ي ضعيفي دارد وهم اينكه در املا نويسي كند است به همين علت موقع املا گفتن بالاي سر او رفتم و همانطور كه املا مي گفتم غلط هاي او را نيز بررسي كردم ، بعد از زنگ موقعي كه مي خواستم املاي آن شاگرد را تصحيح كنم متوجه شدم كه بعضي از غلط هاي املايي اش تصحيح شده ، آن موقع نتيجه گرفتم كه اين قضيه درست است . به همين دليل بعد از زنگ نماينده و آن شاگرد را در كلاس نگه داشتم و علت كار را جويا شدم ، در ابتدا هردو انكار مي كردند اما بعد نماينده اعتراف كرد و با گريه و التماس از من خواست كه او را ببخشم و گفت كه از اين كار پشيمان است ، آن شاگرد هم گفت كه بخ خاطر مادرش كه او را به خاطره نمره كم كتك مي زند اين كار را مي كرده است. هر دو را بخشيدم ولي به آن ها گفتم اگر بارديگر تكرار شود از مدرسه اخراج مي شويد . نماينده كلاس را هم عوض كردم تا از اين كار تنبيه شود. به او گفتم وقتي كاري به تو سپرده مي شود وامين معلم مي شوي نبايد به اعتماد معلم خيانت كني .

تاثیر نشاط روحی بر شکوفایی خرد و اندیشه
نشاط و انبساط روحی، یکی از متغیرهای موثر در شکل‌گیری شخصیت مثبت در کودکان و نوجوانان است و بالعکس، اضطراب و تشویش خاطر عامل مهمی در توقف استعدادهاست. روان شناسان حالت شادی را نتیجه عمل هماهنگ و منسجم و سامان یافته همه عواطف یک فرد می‌دانند و معتقد هستند که نشاط و آرامش روحی زمینه‌های باروری خرد و اندیشه را به وجود می‌آورد.
▪ چنانچه فردوسی می‌گوید:
ـ چو شادی بکاهد، بکاهد روان ـ خرد گردد اندر میان ناتوان
امروز تحقیقات مربوط به اعصاب و روان نشان داده است که یادگیری انسان و ساماندهی رفتار کودک در گرو نشاط و شادابی و هیجانات مثبت اوست و خلاقیت، شکوفایی استعدادها در گرو نشاط و انبساط روحی انجام می‌شود.
دستورات اسلام منطبق بر فطرت و ماهیت انسان‌هاست و از ویژگی‌ انسان‌ها، شور، نشاط، پویایی،‌تحرک و شادابی است و این ویژگی‌هاست که به انسان‌ها امید به زندگی می‌دهد و انسان‌ها را برای عبور از مشکلات و سختی‌ها یاری داده و از دامنه‌ها به قله می‌کشاند.
در حالی که انسان افسرده، انسان غمناک، انسان بی تحرک، احساس خستگی و درمانگی و بی‌پناهی می‌کند، احساس ناامیدی و یأس و بدبینی دارد و او را در برابر مشکلات ناتوان و عاجز می‌گرداند و از قله‌ها به دره‌ها و سنگلاخ‌ها می‌کشاند. ما نباید جاذبه‌ها و انگیزه‌های گرایش به اسلام و معنویت را از نسل جوان بگیریم. نباید نسل جوان احساس کند که دین اسلام فقط شامل یک سری امر و نهی‌های خشک و غیرمنعطف و حزن‌انگیز است و با لذت و شادی مخالف است.
اگر ما شرایط و زمینه را برای ابراز هیجانات و تخلیه احساسات به وجود نیاوریم، زمینه برای اختلالات روانی و رنجوری و افسردگی فراهم می‌شود. نشان‌دادن چهره خشن و متصلب و متعصب از اسلام ظلم به اسلام است.

تنبيه شاگردم به خواسته ي مادرش
در يكي از سال هاي تدريسم به خوبي به ياد دارم كه از بچه ها و شاگردانم مي خواستم كه براي درس علوم ، گزارش نويسي كنند. به همين دليل از آن ها خواستم كه در فلان روز در فلان ساعت برنامه ي تلويزيون را كه راجع به مستند مورچه ها و حشرات بود ، ببينند و گزارش كار بياورند ، جلسه ي بعد همه ي شاگردانم گزارش كار تهيه كرده بودند به جز يكي از آن ها به نام ريحانه ، وقتي از او پرسيدم چرا گزارش نويسي نكرده اي به من گفت كه برق رفته است و او هم نتوانسته است گزارشش را بياورد. به او گفتم كه جلسه ي بعد راجع به پروانه ها يك گزارش كار بياور و او هم قبول كرد ولي جلسه ي بعدهم باز يك بهانه ي ديگر آورد. به او گفتم چرا تكاليف ات را به موقع انجام نمي دهي و او هم فقط با گفتن ببخشيد خانم و گريه و زاري ، مرا مستاصل مي كرد. چند هفته ايي از اين ماجرا مي گذشت و من دقت كرده بودم كه ريحانه اصلا تكاليفش را به خوبي انجام نمي دهد و همه ي تكاليفش را نصفه و ناقص مي آورد و با اين كه شاگرد زرنگي بود اما از او راضي نبودم چون نمرات اش افت كرده بود. به همين خاطر يك بار ديگر از او خواستم كه به مادرش بگويد به مدرسه بيايد ولي او مثل دفعه هاي قبل گفت كه مادرش مريض است و نمي تواند بيايد اين بار گفتم به پدرت بگو به مدرسه بيايد و او گفت كه پدرم كار دارد. من هم براي اينكه بفهمم مشكل اين بچه چيست ، بعد از زنگ و تعطيلي مدرسه آدرس اش را از دفتر مدرسه گرفتم و دم خانه ي آن ها رفتم ، مادرش با ديدن من و شنيدن حرف هايي كه دخترش به من زده بود بسيار تعجب كرد و گفت كه اين بچه اصلا به آن ها چيزي نگفته است و من كه علت افت تحصيلي اش را جو يا شدم به من گفت كه اين بچه بسيار كارتون مي بيند و اصلا به حرف ما گوش نمي دهد و از من خواست كه فردا او را تنبيه كنم. فرداي آن روز وقتي ريحانه به كلاس آمد و ديدم كه دوباره تكاليفش را انجام نداده است ، او را بازخواست كردم و به او گفتم اگر از فردا تكاليفت را كامل نياوري به كلاس من نيا. از فرداي آن روز ريحانه تكاليفش را كامل و منظم به كلاس مي آورد.

ارتقای کیفی
یکی دیگر از کارهایی که برای ارتقاء سطح یادگیری و موفقیت دانش‌آموزان در آزمونها داشتم این بود که در آزمون ها، سعی می کردم همیشه سوالاتی که به دانش آموزان ارایه می گردید مورد ارزیابی قرار گیرند و به این نکته توجه خاص داشتم که دانش آموزان در کدام یک از حیطه ها مشکل داشتند و سعی بر آن داشتم تا حد امکان مسایل و مشکلاتشان را حل کنم. یعنی همواره هم از خود دانش آموزان می خواستم تا نقاط ضعفشان را بگویند و هم با توجه و دقت در برگه های امتحانی آنها درمی یافتم که آنها در چه مباحثی ضعف دارند و از این رو سعی می کردم تا با بالا بردن تجربه خودم در امر تدریس، در رفع نقاط ضعف دانش آموزان در درسهایی که تدریس می کردم نیز موفق و مؤثر واقع شوم.
تجربه دیگرم که احساس می کنم در بالا بردن سطح کیفی کارم و نیز در بیشتر شدن موفقیتم در امر تدریس مؤثر بوده است، برقراری روابط معقول و مناسب با دانش آموزان بود به گونه ای که همه در کلاس احساس امنیت و آرامش کرده و گاهی مهم ترین مسایل خود را به راحتی مطرح و با بنده در میان می گذاشتند. علاوه بر دانش آموزان بعضی از والدین نیز برای رفع مشکلات آموزشی و پرورشی فرزندشان مراجعه نموده و استمداد می کردند. اساساً برقراری ارتباط مناسب و شایسته با دانش آموز، می تواند یکی از مهمترین عوامل موفقیت هم برای معلم و هم برای دانش آموز باشد. این مسأله، چیزی است که حتی در تعالیم دینی ما نیز بر آن بسیار تأکید شده و حتی در سیره ی پیامبر اکرم نیز داستان ها و موارد بسیاری نقل شده که پیامبر در هنگام تعلیم امور دینی، پیش از هر چیز سعی می کرد با کسی که می خواهد مطلبی را به او تعلیم دهد، به عنوان فرزند خود برخورد کند و او را در نهایت مهر و محبت مورد تعلیم قرار دهد.
امروزه در علم روانشناسی و علم تعلیم و تربیت نیز دانشمندان ثابت کرده اند که برقراری ارتباط مناسب همراه با عطوفت و مهربانی، می تواند بهترین عامل موفقیت معلمان با شاگردان خود و ترغیب آنها برای علم آموزی باشد. از این رو من همیشه سعی می کردم تا با دانش آموزان به گونه ای برخورد کنم که آنها نه آنقدر از من دور شوند که نسبت به من و آموختن درس ، بی انگیزه و بی رغبت شوند و نه آنقدر جذب من شوند که با امید به عطوفت و شفقت من نسبت به درس خواندن تنبل شوند ، بلکه سعی می کردم با تأسی بر سیره پیامبر و مولای متقیان حضرت علی (ع) هم دافعه داشته باشم و هم جاذبه ، تا دانش آموز در شرایطی معقول و منطقی ، بتواند هم برای پیشرفت درسی اش تلاش کند و هم مشکلات تحصیلی و حتی خانوادگی اش را با من درمیان بگذارد تا با همفکری و مشورت، مشکلاتش را برطرف کنیم.
از تجارب دیگرم در دوران معلمی این است که همواره بر این اعتقاد بوده ام که آنچه دانش آموز باید بیاموزد می بایست در کلاس اتفاق بیفتد، تکالیف در خانه در قالب فعالیت های خارج از کلاس و مدرسه است. یعنی همیشه به دانش آموزان تأکید می کردم تا سر کلاس به خوبی به درس توجه و دقت کنند تا مطلب را کامل یاد بگیرند و از آنها می خواستم تا پیش از آنکه وارد بحث بعدی شویم هر سؤالی از درس و بحث قبلی دارند بپرسند تا هیچ جای ابهام و مسأله‌ی حل نشده ای برایشان باقی نماند.
علاوه بر این، سعی می کردم به دانش آموزان تکالیفی بدهم که از انجام آن سر باز نزده و احساس خستگی نکنند بلکه با رغبت به انجام آنها همت گمارند. دانش آموزان پس از ارایه تحقیق و پژوهش در نظر گرفته شده ابراز شخصیت می نمودند و از آن لذت برده و رغبت برای فعالیت های گروهی در آنان افزایش می یافت. به عنوان مثال در پایان کلاس چند سوال مطرح می کردم و از آنان می خواستم در ابتدای جلسه ی بعدی پاسخ های خود را بیان کنند که این کار باعث رقابت بین همکلاسی ها هم می شد. اساساً ایجاد شوق و انگیزه در دانش آموزان برای انجام تحقیقات و مطالعات گروهی، یکی از عوامل مهم و مؤثر در پیشرفت درسی آنها می باشد، چنانکه در این مورد هم احادیثی از پیامبر و ائمه معصومین داریم و هم دانشمندان علوم روانشناسی و تعلیم و تربیت نیز بر این امر بسیار تأکید کرده اند.
از دیگر تجربیاتی که برای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشته ام این است که در طول ترم فرصت هایی را برای دانش آموزان در نظر می گرفتم تا جبران عقب افتادگی های خود را داشته باشند، و لذا جلساتی را به صورت مشترک با دانش آموزان و حتی گاهاً با والدین آنان برگزار می کردم، این امر باعث می شد تا از موانع و مشکلاتی که احیاناً فراروی دانش آموزان است آگاهی یابم و بتوانم در روند آموزشی به آنان کمک کنم. همیشه آزمون هایی که از دانش آموزان می گرفتم به عنوان یک فرصت قلمداد می شد نه یک تهدید چرا که عیوب کار در عمل مشخص می گردید. بنده همواره برای ارتقای مستمر کیفیت در آموزش و پروش تلاش می کردم. اساساً در مدیریت کیفیت جامع فقط به تعیین اهداف در برنامه های آموزشی و درسی اکتفا نمی شود چرا که اهداف به تنهایی نمی توانند منجر به نتایج پایدار وقابل اعتماد شوند.
ارتقای مستمر کیفیت، مشارکت همه ی مدیران ، معلمان ، کارشناسان، دانش آموزان و والدین آنها را برای ارتقا برنامه ی درسی وآموزشی مدرسه با تاکید بر رضایت دانش آموزان مورد توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر ارتقای مستمر کیفیت، بر مشارکت همه ی عوامل دست اندرکار ، برای جلب رضایت دانش آموزان ، تاکید بر تحول وتغییر در شناخت، نگرش فردی و جمعی همه ی کارکنان مدرسه به طور مستمر و توجه به تکنولوژی در فرایند برنامه های مدرسه، تاکید دارد .

ایجاد انگیزه با ظاهر آراسته معلم
یکی از نکاتی کهباعث ایجاد انگیزه در دانش آموز می شود ظاهر مرتب و اخلاق خوش شما هست. سعی کنیم همیشه با ظاهری آراسته و مرتب در کلاس ظاهر بشیم . پوشیدن لباسهای رنگ روشن در کلاس به روحیه ی دانش آموز جان می بخشه این رو من تجربه کردم . هر چند شاید در بعضی از مناطق به معلم در طریقه ی پوشش سخت گیری می شه . اما باید خودمون این تفکر را در همکار ها یمان به وجود آوریم . که پوشش خیلی مهم است . (البته تا جایی ادامه بدیم که تهدید به ارزشیابی پایین نشیم . این هم یکی از معظلاتی استکه ارزشیابی ایجاد می کنه .......)

به بچه ها با مرتب نوشتن مطالب رو تابلو و تقسیم بندی تابلو برای مطالب مختلف و به کار بردن رنگهای مختلف تو نوشتن بفهمونیم که مرتب و منظم بودن خیلی اهمیت دارد . از اونها بخواهیم که دفتر تمرینشون مرتب باشه و نظارت هفتگی داشته باشیم و بهشون یاد آوری کنیم که این کار باعث نظم فکری هم می شه .هر کاری که از اونها می خواهیم انجام بدن اگه دلیل اون رو هم براشون خیلی واضح بیان کنیم نتیجه ی مطلوب تری به دست میاریم.

صبحانه و یادگیری
دانش آموزانی که صبحانه نمی‌خورند حتما نیاز به میان وعده های غذایی دارند. خوردن صبحانه‌, نقش مهم و اساسی در افزایش قدرت یادگیری‌, خلا‌قیت وابتکار دانش آموزان دارد . دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی ۷ تا ۸ ساعت پس از خوردن شام‌, در ناشتایی بسر می برند, که با مصرف صبحانه‌, مغز از قندکافی به عنوان غذا و منبع انرژی استفاده می‌کند.
اگر مدت زمان ناشتایی طولا‌نی‌تر باشد, نگهداری قند خون در سطحی که مغز قادر به فعالیت طبیعی خود باشد, دشوارتر و یادگیری و تمرکز حواس مختل می‌شود. این مساله موجب کمبود دریافت مواد مغذی روزانه مورد نیاز فرد می‌شود که در وعده های دیگر جایگزین نخواهد شد. غذاهایی مثل فرنی‌, شیربرنج‌, حلیم و عدسی که بیشتر کودکان به آن علا‌قه دارند, ارزش غذایی بالایی دارد.
نان‌, پنیر و گردو, نان و تخم مرغ‌, نان , کره , مربا یا خرما همراه با یک لیوان شیر را صبحانه ای سالم و مغذی برای کودکان سنین مدرسه است. در این حال برای افزایش اشتهای دانش آموزان در خوردن صبحانه‌, توصیه کرده اند: شام را در ساعات ابتدایی شب میل کنند و در ساعت معینی از شب , بخوابند تاصبح زود بیدار شوند و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند.

ايجاد تحرک وشورواشتياق بين دانش اموزان و جلب علاقه شديد انها به درس
اين کار ابتدا با يک طرح درس عالي واجراي موفق ان شروع ميشود و انگاه با مطرح نمودن کاربردهاي درس عجايب مربوط به درس ( بعضي از درسها داراي مطالب قابل توجه وعجيبي هستند که بيان انها ميتواند موجب بر انگيخته شدن حس کنجکاوي و شگفت زدگي و جلب علاقه دانش اموزان به درس بشود )مطرح نمودن پرسشهاي قابل توجه ودر اخربا دادن تحقيقات در موضوعات مختلف وارائه کنفرانسها و مقالاتي توسط دانش اموزان ادامه مي يابد .(البته بايد توجه داشت که در کلاس وقت زيادي به کنفرانس وسئوال وجواب و غيره نگذرد بايد از اتلاف وقت به هر صورتي جدا جلوگيري نمود ضمنا تکثير بعضي از مقالات خوب براي تمامي دانش اموزان (با درج نام تهيه کننده ان ) کار بسيار مفيدي است.

آيا معلم تبعيض قائل مي شود ؟

بنده در كتابي خواندم كه معلمان گاهی اوقات با رفتارهای خویش به شکل گیری ادراک کفایت در دانش آموزان یاری می رسانند گاهی معلمان از دانش آموزان ضعیف انتظارهای کمتری دارند و این امر را به صورت های گوناگون خواسته و نا خواسته به آن ها نشان می دهند.برای مثال به آن ها فرصت کمتری برای بحث کردن می دهند و یا آن ها را در انتهای کلاس می نشانند همین طور از دختران نسبت به پسران همواره انتظارهای کمتری در موفقیت فعالیت های آموزشی دارند.از دیگر مواردی که ممکن است بر انتظارهای معلم از دانش آموز موثر باشد موقعیت اجتماعی و خانوادگی دانش آموز،رشد جسمی آن ها و از این قبیل است.به طور کلی اغلب انتظارهای معلمان از دانش آموزان غیر منطقی است و بر پایه ی پیش فرض ها و داوری ها ی غیر منطقی استوار است.اما اگر معلمی خواهان چنین برخوردهایی هم نباشد برای خود دانش آموزان مسلم فرض می شود و نمی توانند از آن ها چشم پوشی کنند.یکی از راه هایی که برای رفع چنین امری توصیه می شود این است که معلم اسامی دانش آموزان را بر روی کارت هایی بنویسد و قبل از هر پرسشی کارت ها را زیر و رو کند و اسم هر کس در بالا قرار گرفت از او پرسش مربوطه را بنویسد به این ترتیب همه ی دانش آموزان اطمینان می یابند که تبعیضی در میانشان صورت نمی گیرد و سوال های آسان و دشوار از پیش برای افراد خاص در نظر گرفته نمی شود.دشواری اساسی در مورد انتظار معلم از دانش آموز آن است که این انتظارات اغلب بر پایه ی دریافتی سطحی از رشد کودک استوار است و معلم به طور معمول نظرات خود را به صورت یک طرفه به دانش آموزان انتقال می دهد ، به نظر اين بنده ي حقير استفاده از اين روش مي تواند مفيد باشد زيرا بنده خودم به كرات از اين كار استفاده كرده ام و شخصا خودم به ياد دارم كه قبل از اجراي اين روش چند نفر از شاگردانم به والدينشان گفته بودند كه معلم ما را دوست ندارد و به ما محل نمي گزارد حتي اين موضوع را به دفتر مدرسه هم كشانده بودند كه معلم فلان كلاس بين بچه هاي كلاس اش فرق مي گزارد.  
بنده در سال هاي تدريس ام براي اداره ي كلاسم دو روش را اصل كار مي دانستم و به آن عمل مي كردم :
1- تمركز و توجه :
در كلاس درس از هرگونه پرت كردن غير ضروري حواس بچه ها از اصل درس بپرهيزيد ، گاهي يادگيري در كلاس درس بر نظم مقدم تر است. تمركز يك معلم بايد بر تدريس باشد نه كنترل كلاس . منظور بنده اين است كه در اكثر مواقع شيطنت هاي ساده ي بچه ها و سرو صداهاي معمولي بچه ها را ناديده بگيريد و حواس بقيه ي بچه ها را كه به درس گوش مي دهند را پرت نكنيد تا مثلا كلاس را كنترل كنيد. به عبارت ديگر كلاس بايد محتوا محور باشد نه نظم محور.
2-كلاس محتوا محور يا نظم محور
ولي در صورتي كه روش محتوا محور در يك كلاس درس نتيجه نداشت بايد ابتدا نظم كلاس را درست كرد ، سپس به ادامه ي تدريس پرداخت. مثلا اگر دانش آموزي با بدرفتاري و سروصدا مانع يادگيري مابقي بچه هاي كلاس است ، بايد ابتدا اين مشكل را حل كرد و سپس به ادامه ي درس پرداخت. به نظر بنده اين روش را بايد به عنوان آخرين راه مورد استفاده قرار داد.
اضطراب و استرس امتحان در دانش آموزان
ارزشيابي از آموخته‌هاي دانش‌آموزان كه به آن امتحان هم مي‌گويند باعث بوجود آمدن استرس و اضطراب در بچه‌ها مي‌شود. عوامل زيادي در استرس و نگراني شاگردان دخالت دارد ولي به نظر بنده حقير يكي از اين عوامل را بايد در اوايل رفتار در اولياء و معلمان جستجو كرد، زيرا ما هستيم كه اين اضطراب را از اول ابتدائي در آن‌ها بوجود آورده‌ايم. ما هستيم كه با حرفهاي نسنجيده و بيهوده شاگردان را دچار نگراني مي‌كنيم. در واقع معلمان به خاطر بالا بردن راندمان كار خود و اولياء به خاطر چشم و هم چشمي‌هاي زياد و مقايسه فرزندشان باديگران باعث ايجاد اين نگراني‌ها در دانش‌آموزان مي‌شوند و گرنه دانش‌آموز اول دبستان استرس و اضطراب امتحان را تجربه نكرده‌اند و اين ما هستيم كه با رفتارهاي غلط خود او را نگران مي‌كنيم، براي اينكه بعضي از ما معلمان چون دوست داريم پيش ديگران خصوصاً همكاران خود و مدير و معلمي خوب و كارآمده جلوه كنيم به بچه‌ها مدام فشار مي‌آوريم بايد دقت كنند، حواسشان را جمع كنند و اگر كسي نمره بد بياورد، چنان و چنين مي‌كنم.مثلاً با گفته‌هايي مثل فردا امتحان داريد بايد چندين مرتبه بخوانيد و بنويسيد، امتحان شوخي بردار نيست، واي به حالتان اگر امتحان را خراب كنيد و از اين قبيل حرفهاي استرس‌زا و همچنين اولياء با ترساندن آنها و محروم كردن فرزندشان و مقايسه آنها با دخترهاي همسايه و فاميل باعث استرس شاگردان مي‌شوند. گفتند اين كلمات همراه با لحن خشن و تند چنان نگراني را در آنها بوجود مي‌آورد كه سر امتحان بيقرار مي‌شوند.
وقتي دانش آموز از خانه با اضطراب و نگراني خارج مي‌شوند و مدام در فكر مادرش باشد كه اگر بيست نياوردي چنان و چنين مي‌كنم و معلمان هم با گفتن كلمات استرس زا مثل دقت كند خراب نكني وگرنه ازكلاس بيرون مي‌كنم سر صف معرفي مي‌كنم و چاشني مايي اين چنيني كه روح دانش آموز را افسرده و بي‌قرار مي‌كند. دانش آموزي كه اضطراب دارد سوالهايي را هم كه مي‌داند غلط مي‌نويسد و يا براي رفتن به دستشويي اجازه مي‌گيرد و يا مدام تشنه مي‌شود. يا دم مي‌ايد در پايه سوم ابتدايي دانش آموزي داشتم،‌كه زمان امتحانات و خصوصاً نوشتن املاء در كلاس و حتي در پرسيدن سوالهاي شفاهي دچار استرس مي‌شد، وقتي او را سرجلسه مي‌ديدم قيافه‌اش نگراني را نشان مي‌داد، وقتي ورقه‌هاي امتحاني را مي‌دادم و يا سوالهاي آن را مي‌خواندم استرس و اضطراب او زيادتر مي‌شد و مدام از من مي‌پرسيد خانم اين سوال را درست نوشته‌ام يا نه و تا پايان امتحان وضع به همين صورت بود. وقتي نمره او بيست نمي‌شد گريه مي‌كرد و مدام نگران او بود كه مادرش در خانه او را خواهد زد. نمره‌ي او اگر بيست نمي‌شد، او ديگر به دروس بعدي هم توجهي نداشت و اگر تدريس داشتم اصلاً درس را نمي‌فهميد و حواس او بيشتر به نمره‌اي بود كه گرفته است. نگراني و استرس او فقط مختص به امتحانات كتبي نبود حتي در نوشتن املاء هم وضع همينطور بود و يا دم مي‌آيد يك روز وقتي املاء گرفته بودم او به من گفت كه يكي از كلمات را غلط نوشته و از من مي‌خواست اجازه دهم كه آن را درست بنويسد به او گفتم اشكالي ندارد نمره نوزده هم نمره خوبي است. دفترهاي املاء را روي ميز چيدم و با خوردن زنگ تفريح شاگردان را از كلاس بيرون كردم و به دفتر مدرسه رفتم، بعد از يك ربع به كلاس مراجعه كردم و مشغول تصحيح املاء شدم چشمم به دانش‌آموزم افتاد كه چقدر نگران بود، براي خارج كردن او از نگراني دفتر املاء او را زودتر از بقيه تصحيح كردم. طبق معمول هميشه بچه‌ها را در موقع تصحيح املاء جلوي ميز خودم مي‌آورم، او را صدا زدم و او با نگراني رو به روي من ايستاد. دل توي دلش نبود. وقتي املاء او را سعي كردم متوجه شدم يكي از غلط‌ها پاك شده و صحيح آن نوشته شده است. گفتم: چرا اين كلمه را درست كردي و او انكار كرد و من گفتم : تا راستش را نگويي املاء تو را تصحيح نمي‌كنم و او شروع به گريه كرد، در اين زمان يكي از شاگردانم جلو آمد و گفت: به كلاس آمد تا من غلط املاء را درست كنم و من مجبور شدم با او به كلاس بيايم. من او را مؤاخذه كردم و به بچه‌ها گفتم: آيا اين كار او درست بوده يا نه و شاگردان گفتند: او نبايد اين كار را انجام مي‌داده است. به او گفتم كارت بسيار زشت بوده و من انتظار چنين كاري را از تو نداشتم و او با شنيدن حرفهاي من شروع به گريه كرد و مدام مي‌گفت: معذرت مي‌خواهم و من هم به بچه‌ها گفتم كه او چون به اشتباه خود پي برده او را مي‌بخشم و اميدوارم نه او و نه هيچ كس ديگر چنين كاري را انجام ندهد. چون مي‌دانستم كه علت كار او را تحت فشار قرار دادن مادرش براي گرفتن بيست دعوتنامه‌اي به او دادم كه فردا مادرش را بياورد. مادرش وقتي به مدرسه آمد از چيزي خبر نداشت ومن با گفتن جريان ديروز به او گفتم : آيا گرفتن نمره‌ي بيست ارزش اين را دارد كه تو فرزندت را وادار كني كه چنين كار زشتي را انجام دهد، او را اول كتمان كرد ولي بعد اعتراف كرد كه مقصر است. با او چند دقيقه‌اي صحبت كردم و راهنمايي كه از دستم بر مي‌آمد براي او انجام داده‌ام و از او خواستم به خاطر برطرف شدن اضطراب فرزندش و به خاطر اينكه ديگر اين كارهاي غير اخلاقي از او سر نزد‏، خواهشمندم در رفتار خود تجديد نظر كند و اينقدر نمره‌ي ديگران را به رخ فرزندش نكشد و بگذادرد با خيال راحت درسش را بخواند. نمره 18 هم نمره‌ي بدي نيست. به او گفتم: خداوند همه را متفاوت آفريده و به زور نبايد چيزي را از فرزندت بخواهي كه توان برآوردن آن را ندارد و اوبايد آزادانه درس بخواند نه به اجبار و تهديد شما، خلاصه گفتم و گفتم تا زنگ تفريح به صدا در آمد و من با خداحافظي از او وارد كلاس شدم. از آن روز به بعد كمي در رفتار دانش آموزم تغيير حاصل شد ولي به علت تغيير نكردن رفتار مادرش اضطراب او كاملاً برطرف نشد، من خودم براي كم كردن اضطراب دانش‌آموزان زمان امتحان راهكارهاي زير را انجام مي‌دهم.
  • 1ـ دادن اعتماد به نفس به دانش آموزان با گفتن كلماتي مانند: درس را بلد هستي همه‌ي سوالات را مي‌داني و خوانده‌اي و …
  • 2ـ دادن سوالات امتحاني در حد دانش‌آموزان متوسط كلاس
  • 3ـ خواندن قرآن به صورت دستجمعي قبل از شروع امتحانات در كلاس
  • 4ـ حذف گرفتن امتحانات مكرر كلاسي از دانش آموزان
  • 5ـ پاكتي كردن سوالات دروس شفاهي در زمان امتحانات شفاهي
  • 6ـ عدم گفتن كلمه دقت كن‏، توجه كن، … قبل از امتحانات
  • 7ـ موقع پرسيدن دروس شفاهي سه نفري مي‌آوردم تا اضطراب آنها كم شود.
  • 8ـ گرفتن امتحانات با روي خوش و بكار بردن الفاظ زيبا مانند : دخترگلم، عزيز دلم، انشاء الله … كه امتحانت را خوب مي‌دهي و …
  • 9ـ خواندن آيه الكرسي به صورت دسته جمعي قبل از شروع امتحانات
  • 10ـ رد كردن دانش آموزان از زير قرآن توسط اولياء آنها قبل از آمدن به سر جلسه امتحان
بنده در سال هاي تدريس ام براي اين كه حواس بچه ها را به درس برگردانم از روش هاي زير استفاده مي كردم:
1- مستقيما به دانش آموز مورد نظر گوشزد كنيد كه به درس گوش بدهد و حواسش را جمع كند ، مثلا در يكي از كلاس هايم متوجه شدم كه يكي از دانش آموزانم حواسش به بيرون است و به بيرون از پنجره خيره شده است ، به دانش آموزم گفتم : كريمي سرت رو برگردون و حواست رو جمع كن ...... و پس از آن گفتم حالا همه به جدول صفحه ي 26 نگاه كنند ، اما اين روش به نظر بنده چندان كارساز نيست ، زيرا در اين روش به اميد اين كه توجه فرد مورد نظر را به درس برگردانيم توجه مابقي كلاس را نيز از درس ، منحرف مي كنيم. مثال هاي ديگري كه به نظر بنده براي تمركز حواس بچه ها موثر نيست و حواس مابقي بچه ها را نيز پرت مي كند در زير مي آورم : مثلا : همه توجه كنند / همه ساكت باشند / چرا انقدر حرف مي زنيد / سرها رو كتاب / دست زدن معلم براي توجه / زدن روي ميز براي توجه / با گچ زدن به تخته براي توجه / بردن اسم اشخاص براي توجه / يادداشت اسم بچه ها ي بي توجه بر روي تخته / منفي گذاشتن براي بچه هاي بي توجه.
به نظر اين بنده در روش فوق ، حواس كل كلاس پرت مي شود و يا حتي خيلي از بچه ها بر مي گردند ببينند كه كريمي ( دانش آموز مورد نظر ) به چيز دارد نگاه مي كند ، علاوه بر اين به نظر من استفاده از اين روش باعث مي شود كه معلم ريسك از دست دادن توجه دانش آموز را به طور كامل انجام داده باشد و چه بسا دانش آموز تا آخر زنگ ، اين گونه باقي بماند. زيرا دانش آموز پس از شنيدن اسم خود توسط معلم دچار حس خجالت ، ترس ، يا حتي نفرت شده و شايد به جدول صفحه ي 26 هم نگاه كند اما حواسش جاي ديگري باشد.
به نظر من در اين گونه شرايط براي اينكه بتوانيم حواس يك دانش آموز را به درس برگردانيم بايد از روشي استفاده كنيم كه مشهود نباشد براي مثال وقتي متوجه مي شويم كه كريمي ( دانش آموزي كه حواسش بيرون است ) به درس توجه نمي كند معلم مي تواند بگويد كه : وقتي كريمي ؛ مهاجر و عباسيان به جدول صفحه ي 26 نگاه كنند مي بينند كه ..... در اين روش اسم چند نفر ديگر را هم به صورت تصادفي مي آوريم و البته ناگفته نماند وقتي معلم از اين روش استفاده كند ، دانش آموزان به اين موضوع عادت دارند كه اسم خودشان را توسط معلم در حين درس بشنوند و ديگر به اين موضوع عادت دارند بنابراين وقتي اسم خودشان را از زبان معلم مي شنوند ، جا نمي خورند و همچنين كريمي و يا دانش آموز خاطي هم ، دچار احساس خجالت نمي شود.

تفاوت يادگيري و توجه
به نظر بنده يادگيري با توجه بسيار فرق دارد . زيرا ممكن است دانش آموزي واقعا به درس توجه كرده باشد ولي اشتباهاتي در يادگيري اش به وجود آمده باشد ، به ياد دارم در يكي از كلاس هايم وقتي از يكي از دانش آموزانم در حين درس دادن ، سوال پرسيدم ، دانش آموزم اشتباه جواب داد : به او گفتم كه اشتباه است چرا توجه نمي كني ؟ ( دانش آموز مورد نظرم ناراحت شد و بعدا برايم در يك نامه نوشته بود كه از اين حرف من لجش گرفته است ! چون به درس توجه كرده ولي ياد نگرفته است ). از نظر روانشناسي ، توجه مسير هدايت ذهن است و يادگيري ، تغيير در رفتار. همانطور كه محرك قبل از واكنش قرار دارد توجه هم قبل از يادگيري قرار دارد. علاوه بر آن به نظر بنده توجه به تنهايي كافي نيست بلكه توجه حتما بايد بر موضوع اصلي باشد.
a00b آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-12-2016   #2 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
a00b's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خاطرات یک معلم

روانشناسی یادگیری
چه نوع تحولات و یا اتفاقاتی در مغز انسان در زمان فراگیری ، بوجود می آید؟ آموزش در ابتدا نیازمند محرک های لازم است .به منظور فراگیری موثر و کارآ ، محرک های موجود می بایست نگهداری گردند. متاسفانه سیستم های نرونی ( عصبی ) موجود در مغز که مسئول کنترل محرک ها و ذخیره سازی اطلاعات در حافظه می باشد ، بسرعت دچار خستگی می گردند ( پس از گذشت چند دقیقه ). بدین ترتیب آنها نیازمند بازسازی در فواصل بین سه تا پنج دقیقه می باشند ، در غیر اینصورت میزان پاسخگوئی و فراگیری آنها دچار افت می گردبازسازی می گردند ،سیستم آموزشی می بایست بسرعت با خستگی و دلزدگی بوجود آمده برای فراگیران برخورد مناسب را داشته ، تا امکان یادگیری موثرتر بوجود آید.
یادگیری بر اساس الگو ها ، موثرترین مدل یادگیری محسوب می گردد. در این روش، الگوها از مجموعه ای به مجموعه دیگر جابجا می گردند. الگوهائی که نرون های مربوط بخود را مسئول پاسخگوئی خواهند کرد ، از اطلاعات متفاوت در محل های متفاوت مغز استفاده می نمایند . مثلا" گوش دادن به یک حقیقت . زمانیک آرد با تخم مرغ ترکیب می گردد ، خمیری بوجود می آید که می توان آن را به قطعاتی به منظور ایجاد ماکارونی برش داد.
ارتباط یک مفهوم با یک حقیقت . غذا که دارای کربوهیدرات بالائی است ، برای تولید انرژی بدن لازم است .
تجسم دو چیز بایکدیگر . تیم های ورزشی به انرژی سریع نیاز داشته و آن را از طریق کربوهیدرات تامین می نمایند، بنابراینن قبل از بازی یک وعده غذا مناسب خواهند داشت .
سیستم های فوق با یکدیگر مرتبط بوده و از طریق همکاری بایکدیگر حافظه را شکل خواهند داد ( یادگیری ) هدف شکل دهی حافظه ، در هریک از سیستم های نرونی مربوطه است . بنابراین اطلاعاتی که بگونه ای طراحی می گردند تا از یک سیستم نرونی به سیستم نرونی دیگر حرکت نمایند، دارای کارآئی بیشتری در رابطه با یادگیری می باشند. ( شعاری نژاد، علی اکبر.(1362). روانشناسی یادگیری . تهران: انتشارات توس )
تفكرات غلط و رايج در رابطه با محيط كلاس
بنده در اوايل سال هايي كه تدريس مي كردم در بعضي از كلاس هايم از روش ( تشويق براي يكي و تنبيه براي همه ) استفاده مي كردم در زير با ذكر مثالي اين روش را توضيح مي دهم و معايب آن را نيز ذكر مي كنم :
1 – گاهي وقتها كل كلاس درس را به خاطر اشتباه يك يا چند نفر ؛ مسئول مي كردم و سرزنش مي كردم با اين فكر كه ديگر از هيچ كس اين رفتارها سر نزند ، اما با اين كار بنده داشتم افرادي بي گناه را نيز تنبيه مي كردم و در نتيجه كل كلاس از من كينه به دل گرفته بودند و در يك نامه اي دسته جمعي مرا با عنوان بي انصاف خطاب كرده بودند.
2- گاهي وقتها دانش آموزي را به خاطر رفتارش از كلاس بيرون مي كردم تا براي بقيه درس عبرت شود ، اين مطلب شايد درست باشد ولي به نظر بنده همانطور كه قبلا هم در بالا توضيح دادم اولا شايد آن دانش آموز با همين هدف به اين رفتار دست زده است و ثانيا شرايط آموزش را براي دانش آموز اخراجي از بين مي بريم . اگر يك شخص خاص دائما در كلاس مشكل ايجاد مي كند ، با حوصله مسئله را حل كنيد زيرا اخراج كردن دانش آموز به منزله ي پاك كردن صورت مسئله است و نه حل كردن مشكل . به ياد دارم در يكي از كلاس هايم وقتي دانش آموزم را اخراج كردم و به دفتر فرستادم ؛ مدير مدرسه به بنده فرمودند كه اخراج دانش آموز بيانگر تنبل بودن معلم است و نشان دهنده ي اين است كه معلم حوصله مسئوليت پذيري ندارد.
3- گاهي فردي را كه مشكل زا بود از ساير كلاس و گروه جدا مي كردم و تنها مي گذاشتم . به نظر بنده اين عمل بسيار غلط است زيرا اين كار باعث مي شود كه حس خجالت ، كينه ؛ تنهايي و بي پناهي در فرد ايجاد شود و راه برگشت را براي او غير ممكن سازد. اين كه فردي را مجبور كنيم كه به تنهايي كار كند به اين معني است كه او را به كلي تحريم كرده ايم ، به نظر بنده به هر فرد بايد فرصت همكاري و ارتباط با همكلاسي هايش داده شود.
4- وقتي عمل نامناسبي از كسي سر مي زد او را جلو كلاس مي آوردم و سرزنش مي كردم تا براي سايرين الگو شود : اگر چه شايد بقيه درس عبرت بگيرند ولي اين دانش آموز بي شخصيت مي شود و اين بي انصافي است. به ياد دارم زماني كه يك بار اين كار را در يكي از كلاس هاي درسم انجام دادم ؛ چندين سال بعد يكي از دانش آموزانم را در يكي از خيابان ها ديدم و او به من گفت خانم يادتان هست شما فلان روز به خاطر فلان كار مرا جلوي بچه ها كوچك كرديد ؟ وگفت كه هنوز كه هنوز است چقدر از اين كار من ناراحت است.
5- گاهي در بعضي از كلاس هايم براي اينكه بچه هاكلاس را جدي بگيرند ، بر سرشان فرياد مي زدم : به نظر بنده فرياد زدن در كلاس نه تنها به معناي كنترل كلاس نيست بلكه به معناي اين است كه كنترل كلاس را از دست داده ايد و به طور طبيعي نمي توان كلاس را اداره كرد.
تفاوت كنترل كلاس در روش سنتي و مدرن
در اداره كلاس به روش سنتي ، هدف اصلي حفظ نظم در كلاس است كه دو مبناي آن به شرح زير است:
1- معلم بايد توجه كامل همه دانش آموزان را قبل از شروع درس صدرصد داشته باشد. با در ذهن داشتن چنين اصلي معلم ممكن است اعلام كند : (همه نگاه ها اين جا باشه مي خوام دونه دونه تون كاملا به من توجه كنيد ) اگر چه اين جمله براي همه ي ما آشناست ولي به نظر بنده غير معقول است زيرا اين جمله لفظا به اين معناست كه تدريس بدون توجه صدرصد دانش آموزان به وقوع نمي پيوندد. مسلما هيچ وقت ، همه ي دانش آموزان نمي تواند صدرصد توجهشان را در يك لحظه به معلم بدهند. زيرا ذهن انسان دائما در حال جست و گريخت است. پس اين امر محال است به علاوه اينكه بدين معناست كه خود محتواي درس نمي تواند توجه بچه ها را جلب و حفظ كند. در صورتي كه خود كلاس هم بايد مسئوليت آن چه در كلاس رخ مي دهد را برعهده بگيرند. به عبارتي معلم نبايد به زور سعي كند كه درس را درون ظرف ذهن دانش آموزان بريزد بلكه خودشان بايد داوطلبانه ظرف ذهنشان را پر كنند و چه بسا آن را لبريز كنند.
2- در روش سنتي وقتي دانش آموزي رفتار نامناسبي انجام مي دهد ؛ معلم فورا درس را متوقف مي كند و تا برقراري نظم مجدد ، درس را ادامه نمي دهد. به نظر بنده اين روش چندان مناسب نيست زيرا در اين روش كلاس نظم محور است نه آموزش محور.
تفاوت نظام آموزشي سنتي و مدرن ( بررسي مشكل نظام آموزشي )
ناظم چند نفر از «بدها»ى کلاس را به زیرزمین تاریک مدرسه برده بود. بچه ها در کلاس گریه مى کردند و قسم مى خوردند در آنجا حیوانات وحشى دیده اند. ناظم به بچه هاى کلاس هشدار مى داد که اگر درس نخوانید و شیطنت کنید در زیرزمین کنار آن حیوانات زندانى مى شوید. معلم بعد از رفتن ناظم از بچه هاى تنبیه شده پرسید که آیا شما واقعاً در زیرزمین حیوانات وحشى دیدید؟ آنها گفتند بله. او گفت ولى چنین چیزهایى در زیرزمین وجود ندارد. آنجا فقط یک زیرزمین تاریک است. بعداً خودتان بروید و با دقت نگاه کنید.
این دست برخوردها از سوى معلمان چالشى براى نظام تعلیم و تربیت سنتى است. نگرشى که مى کوشد نگاه کودکان را به دنیاى اطراف واقع گرا و مشاهده گر کند چالشى براى این نظام است. اما تلاش دوچندانى از سوى معلمان لازم است تا شکل سنتى آموزش و پرورش ما به سیاق دنیاى مدرن درآید. ما در خاطراتمان معلمان زیادى را به یاد داریم که فقط گوینده بوده اند، درنتیجه ذهن ما مدام درخارج از درس و کلاس سیر مى کرده است. در کلاس بسیارى از معلمان از ترس به خود لرزیده ایم چون موقع درس پرسیدن به ازاى هر «واوى» که جا مى انداختیم یک نمره از ما کم مى شد. در محضر بسیارى از معلمان از اظهار نظر مى ترسیدیم چون ممکن بود مسخره شویم یا به اصطلاح به ما گیر بدهند. به طور کلى در بیشتر کلاس ها ما شنونده صرف و معلم، گوینده صرف بوده است.
نمى خواهیم بسیارى از این تجربیات براى کودکان عصر جدید تکرار شود، ولى واقعیت این است که نوع نگرش برخی از معلمان به حرفه شان مدتهاست که تغییر نکرده است. در حالى که اصولاً نحوه اداره کلاس هاى درس در کشورهاى پیشرفته به کلى با آنچه ما در ذهن داریم و کودکان ما تجربه مى کنند متفاوت است. درجهان امروز در حرفه معلمى تحولات عمده اى به وجود آمده است تا معلمان خود را با مقتضاى عصر جدید و تحولات علمى و فنى و فلسفى دنیا تطبیق دهند.
از زمانى که کودک صورت ناقصى از انسان بالغ تصور مى شد و دائماً به هر وسیله اى از جمله تنبیه و توبیخ، تربیت مى شد زمان زیادى سپرى شده است. در آن عصر کودکان و نوجوانان باید در مقابل بزرگسالان تسلیم محض مى بودند، ولى اینک به قدرت مشاهده، تعقل و تخیل آنها مانند بزرگسالان احترام گذاشته مى شود. کودک دیگر لازم نیست در کلاس شنونده صرف باشد. او باید در کلاس مشارکت کند. نقش معلم نیز با وجود این که همچنان مهم و تعیین کننده است، ولى در دادن یک سرى مطالب بسته و محدود خلاصه نمى شود.
دکتر «محمدرضا بهرنگى» کارشناس آموزشی مى گوید: «در جهان امروز به کارگیرى واژه تدریس به عنوان وظیفه معلم پذیرفته شده نیست، بلکه امروزه باید به شاگردان کمک شود تا به چارچوب ذهنى موردعلاقه برسند و به طور مستقل این چارچوب را توسعه دهند. معلم وسیله و راهنماست نه همه چیز گوى مقتدر. در کلاس جدید نباید بفهمى معلم کجاست. او راه را نشان مى دهد و کمک مى کند تا زمینه هاى فکرى را گسترش دهد. او مى گوید از این راه برو تا به نتیجه برسى. معلم ارتباط مفهومى با ذهن بچه ها دارد و متوجه است که آنها در چه مرحله اى از ساختن مفهوم ذهنى هستند. معلم باید استعدادهاى درونى را بشناسد تا خودش به دنبال مفاهیم برود و شاگردانش نیز داراى چیدمان مفهومى ذهنى شوند و با آن بتوانند با جهان بیرون از ذهن برخورد کنند. معلم باید به شاگردانش کمک کند تا ذهنى پویا داشته باشند. به نحوى که با افزایش سن، ذهنى جوان بر شانه هاى پیر داشته باشند. درحالى که الآن روشها به کودکان مى آموزد که چطور تست بزنند. حتى در آموزش رایانه کودک یاد مى گیرد که تست بزند و مى آموزد چطور نمره اش را بالاتر ببرد.
بچه هاى جدید قبل از مدرسه مى توانند مفاهیم را انتقال دهند و جمله بسازند. در حالى که وقتى وارد مدرسه مى شوند دوباره کتاب شنیدن و گفتن را به آنها مى دهیم. به آنها مى گوییم آنچه را ما مى گوییم بگویید، بشنوید، بخوانید و بنویسید. در حالى که الآن آموزش «الف ب» معنى ندارد. به جایش در جهان از شیوه تجربه و آزمایش استفاده مى شود. دانش آموزان باید مسأله پیداکنند. دنبال حل آن بروند، نتیجه گیرى کنند و بعد مفاهیم را بیان کنند. ما به فناورى اطلاعات و ارتباطات در تدریس نیازمندیم.»
براى این که یک معلم تأثیر بگذارد باید از ویژگى ها و مهارت هاى خاصى برخوردار باشد. دکتر «على اکبر شعارى نژاد» استاد دانشگاه در تحقیقاتى درباره ویژگى هاى معلمان در کتابش باعنوان «مبانى روانشناختى تربیت» مى گوید: «معلم باید یک سرى ویژگى هاى شخصیتى داشته باشد. این ویژگى ها شامل این موارد است: عشق به تغییر یافتن و تغییر دادن، جرأت متفاوت اندیشیدن، بازاندیشى و فراتراندیشى، استعداد ، آمادگى حواس و مغز سالم، ایمان به کار ، به مردم، به علم و ...، امید به تغییر، اعتماد به خود، مردم ، علم و...، اعتدال، شناخت خویشتن، مدیریت زندگى و برخوردارى از فلسفه زندگى روشن. معلم باید از ویژگى هاى حرفه اى خاصى نیز برخوردار باشد. معلمى به ویژه در دنیاى امروز مهارتهاى پیچیده و مستلزم یادگیرى و تمرین است.» این مهارت ها عبارتند از: «مهارت برقرارى و مدیریت ارتباط ها، مهارت یادگیرى مداوم، مهارت مدیریت تغییر رفتار، مهارت مدیریت یادگیرى و آموزش، مهارت مدیریت زمان و مکان، مهارت مدیریت بحران، مهارت مدیریت استعدادها و توانایى ها، مهارت شناخت مخاطب، مهارت شناخت منابع معتبر یادگیرى، مهارت مدیریت تغییر موقعیت ها، مهارت تحلیل و تبیین مسائل واقعى زندگى امروز، مهارت آینده شناسى و آینده نگرى، مهارت مدیریت اختلاف هاى فرهنگى، مهارت مدیریت وسایل و ابزارهاى یادگیرى، مهارت مدیریت کلاس و انضباط یا کلاسدارى، مهارت مدیریت اولیاى دانش آموزان، مهارت مدیریت ارزشیابى، مهارت مدیریت انگیزش ها، مهارت مدیریت روابط و ارتباطات، مهارت جامع نگرى، مهارت مدیریت خدمات اجتماعى و حساسیت و فعالیت و خلاقیت.»
«محبت الله همتى » کارشناس آموزشى نیز درباره ویژگى هاى معلم در دوره آموزش ابتدایى مى گوید: «اولین عنصر یا ویژگى، علاقه مندى به شغل معلمى است که در غیر این صورت این کار، کارى مشقت بار خواهد بود. علاقه مندى سبب موفقیت و درنتیجه پیشرفت خواهدبود. ویژگى بعدى ارتباط مؤثر با دانش آموزان است. در واقع یکى ازمهارت هاى اساسى یک فرد براى احراز شغل معلمى در دوره آموزش ابتدایى مهارت و برقرارى ارتباط با دیگران است. معلم باید بتواند با دانش آموزانش در درجه اول و سپس با محیط خود ارتباط مؤثر برقرارکند.
درک حقیقى به نام تفاوت هاى فردى دانش آموزان و به رسمیت شناختن آن در کار معلمى بسیار مهم و راهگشاست و سبب توجه به نیازهاى گوناگون دانش آموزان مى شود و معلم مى تواند استعدادهاى گوناگون بچه ها را کشف و درک کند و آنها را به درستى در مسیر رشد و تعالى قراردهد. معلم هاى خلاق هم موفق ترند. خلاقیت درکار معلمى معجزه مى کند. اطلاعات به روز از رشته مورد تدریس و کسب آگاهى از تغییرات برنامه درسى معلم را تواناترمى کند، لذا کنجکاوى که محرک اصلى چنین ویژگى است براى یک معلم موهبتى الهى است. کنجکاوى سبب مى شود تا معلم بتواند زمینه پرسشگرى را در فضاى یاددهى - یادگیرى دامن بزند.
تعلیم و تربیت آدمى در بستر زمان معنا و مفهوم پیدامى کند و عینیت مى یابد. از ویژگى هاى یک معلم در دوره آموزش ابتدایى، صبر و بردبارى است. معلمان صبور و بردبار بهتر نتیجه مى گیرند. معلمان با نشاط فضایى سرشار از شادى و شور و شوق یادگیرى را در دانش آموزان ایجاد مى کنند.این نشاط چه در ظاهر معلم و چه در رفتار باید نمود داشته باشد و نکته آخر اینکه شرافت و حیثیت معلم را نباید به بازى گرفت. تأمین حداقل معیشت بدون دغدغه بسترساز فعالیت هاى یک معلم موفق است.اما به گمان بسیارى از کارشناسان کمتر معلمى از چنین ویژگى ها و مهارت هایى برخوردار است. درحالى که فناورى هاى جدید، شیوه آموزش درمدارس را متحول کرده است، معلمان آمادگى چندانى براى ورود به عصرجدید ندارند و به تبع آن نمى توانند نسلى را متناسب با این مقتضیات تربیت کنند.
دکتر «بهرنگى» مى گوید: «درحال حاضر از آموزش و پرورش حساس به سرنوشت کشور فاصله داریم. ما نیاز به معلمان حرفه اى با مدارک بالا و آموزش علمى دانشگاهى داریم تا نظم علمى دانشگاهى را با ساخت فکرى دانش آموزان تطبیق دهند. نه چون بیکارى بسیار است عده اى معلم شوند. البته در شوراى آموزش و پرورش شرط معلمى را حداقل لیسانس قرارداده است. ما تقریباً دیگر معلم دیپلمه نداریم و تسهیلاتى قائل شده ایم که دیپلمه ها لیسانس بگیرند. خوشبختانه به این دلیل که تعداد فارغ التحصیلان زیاد شده، هجوم به سمت آموزش و پرورش صورت مى گیرد. منتها یک علت این هجوم آن است که بسیارى آموزش و پرورش را جایى مى دانند که نظارتى برآن نیست. درعین اینکه تحصیلات دانشگاهى هم درآن مطرح است. براى رفع این مشکل لازم است حقوق و مزایا بر مبناى صلاحیت و استعدادهاى حرفه اى به معلمان تعلق گیرد و موجبات ارتقا دراین شغل فراهم شود. همین طور معلمان باید به طور مداوم آموزش ببینند و متحول شوند. با کاهش جمعیت دانش آموزى و ساخت کلاس هاى درس جدید مشکل اصلى ما در مدارس ارتقاى سطح حرفه اى و پژوهشى معلمان است.الآن کتاب هاى درسى کم محتواست. بچه هاى امروزى با وجود اینترنت و... خیلى بیشتر ازاینها مى دانند، اما چون روش ها خوب نیست فکر مى کنیم حجم کتاب ها زیاد است».جمعى از کارشناسان عقیده دارند براى تربیت معلمان مؤثر باید روى دانشگاههاى تربیت معلم حساب ویژه اى بازکرد.این درحالى است که مراکز تربیت معلم درمعرض انتقاداتى قراردارند. شاید عمده مشکل این مراکز به این موضوع برمى گردد که معلم از نظرمادى و معنوى جایگاه برجسته اى درجامعه ما ندارد نتیجه آن که شرکت کنندگان در کنکور آن را در مرتبه هاى پایین تر فهرست انتخاب رشته قرارمى دهند. درنتیجه پایین ترین رتبه هاى قبولى وارد این دانشگاهها مى شوند. به تبع آن استادان برجسته تدریس در دانشگاههاى دیگر را به این دانشگاه ترجیح مى دهند. نتیجه این که دانشجویان فارغ التحصیل این دانشگاهها نیز انتظارات را برآورده نمى کنند.
دکتر «شعارى نژاد» مى گوید: واقعیت این است که معلمان قشر فراموش شده اى هستند. باید آنها را تربیت کرد تا آب راکد نشوند. امسال تربیت معلم تکانى خورده، ولى تاکنون کسانى که از همه دانشگاهها رانده شده بودند وارد دانشسراها مى شدند. آنها حتى خجالت مى کشیدند در کلاس سؤال کنند.
زمانى معلم ها در رتبه بندى مشاغل مرتبه دو را داشتند. اونیفورم مى پوشیدند و نشان مى زدند، ولى به تدریج معلمى شغل چندم شد. با گفتن اینکه معلمى شغل انبیاست و... نمى شود معلمان را راضى کرد. واقعیت این است که بزرگ ترین اصل در مدیریت دنیا پاداش است. باید به آنها امتیازداد. این درحالى است که معلمان مثل سایر کارمندان هم ساعت نمى زنند. براساس تحقیقى که انجام داده ام افزایش حقوق هم تا زمانى که تورم مهارنشود راهگشا نیست.
از این رو تا زمانى که معلمان متحول نشوند نمى توان امیدى به تغییر شیوه آموزش و پرورش داشت. با گسترش فناورى، شکل مدارس و کلاس ها و حتى ساخت میز و نیمکت ها و چیدمان آنها عوض شده است. طبیعى است که در این سلسله تغییرات، تحول در نقش و کارکرد معلم بسیار بیشتر و تعیین کننده تر بوده است.
اولين برخورد در اول سال تحصيلي
همانطور كه مي دانيد اولين برخورد معلم با دانش آموزان ، از اهميت به سزايي برخودار است. مطالعاتيت كه در زمينه روانشناسي صورت گرفته است نشان مي دهد كه در ملاقات با فردي جديد ، در همان پنج ثانيه اول كار قضاوت در ذهن شروع مي شود ، گرچه حتي نيم نگاهي بيشتر صورت نگرفته باشد. به نظر بنده ، دانش آموزان در نگاه اول شما را با دقت كامل مورد بررسي قرار مي دهند و در همان چند دقيقه اول كليتي از شخصيتتان به دستشان مي آيد ( حتي خيلي از آن ها متوجه مي شوند كه چه چيزهايي مي تواند شما را عصباني كند ! )
يكي از معلمان با مجرب به بنده مطلبي را فرمودند كه خالي از لطف نيست اگر آن را در اين جا ذكر كنم :
خانم گيتي سهرابي معلم بازنشسته آموزش و پرورش و يكي از اساتيد محترم بنده فرمودند كه : ( هر معلمي كه براي بار اول سر كلاس مي رود ، چه مجرب باشد و چه كم تجربه ، بايد از اهميت بسيار برخورد اوليه با دانش آموزان آگاه باشد ، چرا كه اگر كشان كشان و سر به زير ، با شانه هاي افتاده و صورت عبوس وارد كلاس شويد ، نبايد انتظار داشت كه چنگي به دل اعضاي كلاس بزنيد؛ چه بسيارند معلم هاي باتجربه اي كه اين گونه رفتار مي كنند ! )
علي رغم هرگونه احساس دروني ، هميشه بايد به هنگام ورود به كلاس ، صاف قدم برداريد در حالي كه شانه هايتان عقب و سر روبه بالاست و قيافه اي مصمم به چهره خود بگيريد و سعي كنيم كه تا حد امكان ظاهر و باطن مان را با هم هماهنگ سازيم .
در زير يكي ازخاطرات ورود به كلاسم را در سال اول تدريسم براي شما بازگو مي كنم :
در سال اول تدريسم ، شش هفته از تدريسم مي گذشت و مي دانستم كه واقعا معلم خوبي هستم ولي خيلي خجالتي بودم ، يكي از همكارانم از من خواست تا نحوه ي ورود به كلاسم را تغيير بدهم با استدلال به اينكه دانش آموزان به معلم هاي راسخ و مصمم بيشتر احترام مي گزارند. به همين دليل تصميم گرفتم كه فردا با اعتماد به نفس وارد كلاس شوم ، صبح روز بعد در حالي كه چانه ام را بالا گرفته بودم تا با اعتماد به نفس وارد كلاس شوم ، متاسفانه سيمي را كه جلوي راهم بود نديدم و جلوي شاگردان جديدم با صورت به زمين خوردم ، عجيب نبود كه پس از گذشت چند هفته ، تلاش هايم براي كسب احترام از جانب بچه ها بي نتيجه ماند. به نظر بنده هرچه قدر هم كه در درون ، احساس ترس مي كنيد ، به هيچ وجه اجازه ندهيد كه اين ترس در ظاهرتان نمايان شود زيرا از طريق حركات دست و صورت ، اين پيام ها منتقل مي شوند.
اهميت پوشش معلم در كلاس و الگو بودن معلم براي بچه ها
به خاطر داشته باشيد كه شما براي بچه ها الگو هستيد. ممكن است دوست داشته باشيد مطابق مد عمل كنيد يا به نوع خاصي پوشش علاقمند باشيد ولي محيط كلاس قوانين خاص خود را دارد كه اگر مي خواهيد حرفه اي باشيد بايد به آن ها پايبند باشيد.
يکي از معلمين همکارما عادت داشت گوشش راباکليد پاک مي کرد سال بعدکه من معلم دانش آموزان سال قبل او شدم از بچه ها پرسيدم:گوشتان راچگونه پاک مي کنيد؟ همه جواب دادند با کليد(آيا وقت آن نرسيده است بعنوان يک الگو در عادتهاوخلقيات خودمان تجديد نظرکنيم)
در يكي از سال هاي تدريسم كه وقتي سال جديد شد و به كلاس جديدم رفتم ، يكي از بچه ها را مسئول و مامور بهداشت دانش آموزانم كردم و به آن ها گفتم كه بچه ها حتما براي خودتان دستمال و يك ليوان در كيف داشته باشيد و حتما ناخن هايتان را كوتاه كنيد و جوراب هايتان را هروز بشوييد. چند هفته اي از اين روند مي گذشت كه دانش آموزي را كه مسئول بهداشت كرده بودم نزدم آمد و گفت خانم ببخشيد سحر جعفري ناخن هايش را كوتاه نمي كند و هر هفته برايش منفي مي گذارم ، سحر جعفري را صدا كردم و گفتم چرا ناخن هايت را كوتاه نمي كني و فكر مي كردم كه حتما از ناخن گرفتن مي ترسد چون قبلا دانش آموزي داشتم كه به علت آن كه مادرش ناخن هايش را از ته مي گرفت ، بسيار از كوتاه كردن ناخن مي هراسيد با خودم گفتم حتما او هم همين مشكل را دارد و به او گفتم دختر گلم مي خواهي خودم ناخن هايت را كوتاه كنم ؟ دانش آموزم در جواب من گفت : خانم زماني ( معلم سال قبل آن ها ) ناخن هايش هميشه بلند بود اگر ناخن بلند بد است چرا خانم زماني ناخن هايش را كوتاه نمي كرد؟ به نظر بنده ، معلم ها مخصوصا معلم هاي دوران ابتدايي بايد اين نكته را مدنظر داشته باشند كه كودكان در دوران ابتدايي به صورت عجيبي از معلم هاي خود تقليد مي كنند ، پس همكاران و معلمان عزيز نبايد از اين نكته غافل بمانند و در اين موارد سهل انگاري كنند. اين نكات اگر چه به ظاهر بسيار بي اهميت و پيش پا افتاده است اما در بطن موضوع بسيار مهم و پيچيده است ، همكاران و معلمان دلسوز بايد با رعايت نكات ريز بهداشتي ، براي دانش آموزان خود الگوي خوبي باشند.
نكاتي براي نحوه ي پوشش لباس
1- هر مدرسه يا مكان آموزشي ضوابط خاص خود را براي پوشش دارد ، كه بايد مطابق با همان ضوابط لباس بپوشيم.
2- شيك پوش باشيد ولي بايد به راحتي خودتان در حين تدريس نيز توجه داشته باشيد ، مثلا اگرچه كفش پاشنه بلند بر قد شما مي افزايد ولي به كمردرد و پادرد هاي روز بعد از آن نيز فكر كنيد!
بنده در يكي از روزهاي ، سال هاي تدريس ام ،كه مصادف با اواخر سال تحصيلي و امتحانات بود با كفش پاشنه بلند به مدرسه رفتم ، آن روز من مسئول مراقبت يكي از كلاس ها شدم و طبق عادت هميشگي ام از اول كلاس به آخر كلاس مي رفتم تا مواظب باشم كه دانش آموزان تقلب نكنند ، يكي از دانش آموزان در حين قدم زدن من ، چندين بار سرش را از روي برگه ي امتحاني بلند مي كرد و با نگاهي عصباني و پر استرس ، چيزي را زير لب زمزمه مي كرد ؛ به كنار دانش آموز مورد نظر رفتم و مشكلش را پرسيدم ؛ دانش آموز گفت : ( ببخشيد .... صداي كفش هاتون تمركزم را بهم مي زند )
اهميت به خاطر سپردن اسم افراد كلاس
به خاطر سپردن اسم دانش آموزان مختلف از كلاس هاي گوناگون ، هرگز آسان نيست. هر معلم در يك روز تحصيلي به طور متوسط بسته به اندازه كلاس ها به چيزي حدود 120 الي 180 دانش آموز درس مي دهد. بديهي است در خاطر داشتن اسم تك تك افراد ، خصوصا در آغاز ترم مشكل است. البته معلم هاي دبستان راحت ترند چون در كل سال به شاگردان ثابتي درس مي دهند ولي به هر حال دانش آموزان انتظار دارند كه اسم تك تكشان را به خاطر داشته باشيد ، در غير اين صورت احساس بي مهري مي كنند به خصوص اگر نام چند نفر را بلد باشيد.
1- يكي از بهترين روش ها براي به خاطر سپردن نام افراد ؛ محل نشستن ثابت براي افراد است. تا از اين طريق ذهن ، نام هر فرد را با بعدي از كلاس رابطه دهد. در چنين صورتي اگر چه يكنواختي كلاس خسته كننده است اما تا زماني كه نام دانش آموزان را حفظ نشده ايد از آن ها بخواهيد در جاي ثابتي بنشينند.
2- راه ديگر اين است كه هنگام حضور و غياب دقت كنيد كه چه كسي جواب مي دهد. حتي براي اطمينان بيشتر از آن ها بخواهيد كه دستشان را موقع گفتن ( حاضر ) بلند كنند.
3- راه ديگر اين است كه به جاي مخاطب قرار دادن دانش آموزان با كلمه ي ( شما ) نام آن ها را صدا بزنيد.
به نظر بنده اگر بخواهيم كه يك معلم حرفه اي باشيم ، بايد سعي كنيم كه نام بچه ها و دانش آموزان را به خاطر بسپاريم تا ايجاد صميميت بيشتري بين ما و دانش آموزان ايجاد شود . همچنين بايد مراقب بود اگر نام يك دانش آموز را زودتر يادگرفتيم ، مرتب به او پيله نكنيم. بنده به خاطر دارم در يكي از سال هاي تدريسم نام يكي از دانش آموزانم را كه خيلي شيطان و شلوغ بود زودتر يادگرفته بودم و به همين دليل سر هر مسئله ايي حتي اين كه از دفتر گچ بياورد ، نام او را صدا مي كردم كه يك روز دانش آموزم به من گفت : (ببخشيد .. چرا هميشه فقط من را مي بينيد ! مگر شما شاگردان ديگري نداريد !)
ترتيب نشستن در كلاس درس
معمولا بچه ها دوست دارند كنار دوست هايشان بنشينند كه مسلما باعث حواس پرتي شان مي شود. البته اينكه به بچه ها اين اختيار را بدهيد كه خودشان جاي خودشان را انتخاب كنند باعث دادن حس قدرت مسئوليت و آزادي مي شود ولي از طرف ديگر اگر شما جايشان را تعيين كنيد از اول مي فهمند كه اين كلاس شماست و حرف حرف شماست و براي يادگيري بايد از معلم حساب برد. به نظر بنده راه مناسب اين است كه به بچه ها حق انتخاب در نشستن بدهيد ولي از همان اول مشخص كنيد حق تعويض جا را به هر دليل داريد ولي به هيچ وجه جو اختناق آميز در كلاس خلق نكنيد.
مشخص كردن قوانين و انتظارات براي دانش آموزان
در اسرع وقت ، قوانين خود را صراحتا مشخص كنيد ، هر معلم ، قوانين خاص خود را دارد. بعضي سخت گيرند و بعضي ملايم تر. هيچ گاه تصور نكنيد كه بچه ها به خودي خود قوانين شما را مي دانند ، بلكه بايد آن ها را به وضوح برايشان توضيح دهيد. و بعدا در صورت عدم رعايت عذرشان را بخواهيد. شما نسبت به بيان انتظاراتتان مسئوليد. از اين گذشته ، با بيان آن ها و نحوه واكنش دانش آموزان ، ارزيابي كلي از آن ها به دست مي آوريد. پس ليستي از انتظاراتتان را در جلسه اول به همراه داشته باشيد و در صورت لزوم ، به تعداد دانش آموزان از آن زيراكس كنيد. اطمينان حاصل كنيد كه قوانين براي همه تفهيم شده و همه آن را جدي مي گيرند. خود نيز به آن ها پايبند باشيد. دليلي ندارد كه وقت كلاس خود را صرف بيان نكاتي كنيد كه ظرف چند هفته اول ، ناديده گرفته مي شوند. مداوما قوانينتان را ارزيابي و بازنگري كنيد ، گزيده ها را دستچين كرده ، بر آن ها تاكيد كنيد. از عبارت ( كلاس من ) ( انتظارات من ) استفاده كنيد و اجازه ندهيد كسي نظرتان را تغيير دهد. به نظر بنده ، مشخص كردن انتظارات و قوانين ، سودمند است ، بنده در همان اوايل سال تحصيلي ، يك چارت به كلاس ارائه مي دهم و همچنين به دانش آموزانم مي گويم كه در پايان هر بخش يك امتحان ، گرفته مي شود و اين موضوع را بين خودم و دانش آموزانم به عنوان يك قرارداد تلقي مي كنم و به هيچ وجه از آن كوتاه نمي آيم. اين موضوع باعث مي شود كه دانش آموزانم حد و مرز خود را به خوبي بدانند. ناگفته نماند كه به نظر بنده ، بيان تمام قوانين در جلسه اول ، جز اتلاف وقت سودي در بر ندارد. زيرا سريعا به دست فراموشي سپرده مي شود به نظر بنده اين قوانين بايد به تدريج و طي جلسات مختلف و در موقعيت هاي مناسب گفته شود.
ايجاد برنامه ي ثابت درسي

اگر چه بايد از روش هاي تدريس متنوعي در كلاس استفاده نمود اما براي چارچوب دهي كلاس ، وجود برنامه ثابت كلاسي ضروري است. مهمترين فايده اش اين است كه پيش برد كلاس را آسان كرده ، زحمت تصميم گيري و يا ترديد و يا احتمال عدم توافق و جنجال بر سر برنامه هر روز و در نتيجه اتلاف وقت را از بين مي برد. كلا برنامه ثابت ، زندگي را آسان مي كند. اگر برنامه ي خاصي در ساعتي خاص از كلاس انجام شود دليل ندارد كه هر روز ترديد كنيم كه اول اين كار را انجام بدهيم يا نه و ديگر كسي ساز مخالف نمي زند. برنامه ثابت يا روتين كلاسي ؛ محتواي درس را قالب دهي مي كند. به نظر بنده ، يا يك برنامه را قرار ندهيد يا اگر قرار داديد به آن پايبند باشيد ، چون تا شما خودتان و حرف خودتان را جدي نگيريد چرا انتظار داريد كه بچه ها و دانش آموزان تان شما را جدي بگيرند. پس نگذاريد برنامه ي ثابت كلاس ازبين برود. قسمت اعظم كنترل كلاس مربوط به رعايت برنامه ثابت كلاس است. همان برنامه درسي را كه مي خواهيد تا آخر ترم به كار ببريد ، را از همان اول ارائه بدهيد و دائما آن را تغيير ندهيد. حتي اگر برنامه اي كه ريخته ايد آن قدر برايتان اهميت ندارد ، به هيچ وجه نگذاريد بچه ها آن را بي اهميت ، حساب كنند. ضمنا اگر تغييري را در برنامه ثابت كلاسي ، ضروري ديديد ، آن را به صورت تدريجي اعمال كنيد.
حفظ سكوت دركلاس
خيلي وقت ها سرو صداي بچه ها در كلاس بيش از حد طبيعي مي شود. كه البته بستگي زيادي به درس ساعت قبل و انرژي حاصل از آن هم دارد. به نظر بنده براي برقراري و حفظ آرامش در كلاس موارد زير را رعايت كنيد :
1- تا وقتي همه ساكت نشده اند به درس ادامه ندهيد. يكي يا دوبار دست بزنيد و همه كلاس را خطاب كنيد.
2- اسم كوچك آن كه بيش از همه شلوغ مي كند را صدا بزنيد و از او سؤالي بپرسيد يا حرفي بزنيد تا توجهش به شما جلب شود. با تماس چشمي توجهشان را جلب كنيد.
3- اگر ديديد با تعويض جاي بعضي ، ساكت تر مي شوند ، اين كار را بكنيد.
4- از آن ها كوييز بگيريد. البته اگر بدون اعلام قبلي است تنها به عنوان ارزشيابي از آن ياد كنيد.
5- هرگاه ديديد كه كل كلاس در هرج و مرج است از زمان سنج دقايق تلف شده استفاده كنيد يعني مي توانيد يك ساعت را روي تخته بكشيد و شروع به درجه بندي كنيد تا وقتي بچه ها ساكت نشد ه اند ثانيه هايش را بيفزاييد و به اندازه همان مدت آن ها را بعد از كلاس نگه داريد و نگذاريد زنگ تفريح بيرون بروند.
6- تا توجه دانش آموزان به شما جلب است ، بدانيد كه لحظه ارزشمندي است و بايد از آن استفاده كنيد و نكات مهم درس را بيان كنيد.
در يك بررسي و پژوهشي انجام شده ، مشخص شده است كه قدرت تمركز هر كس تا قبل از اين كه ذهن به سمت ديگري منحرف شود ، به طور متوسط 15 تا 20 دقيقه است . بچه هايي كه داراي اختلالات يادگيري هستند قدرت تمركزشان نصف اين مقدار است. براي حفظ علاقه و تمركز بچه ها بر يك موضوع ، نبايد بيش از 10 الي 20 دقيقه صرف يك موضوع خاص شود.
به نظر بنده ، براي حفظ سكوت كلاس ؛ هميشه استفاده از جملات امري ( سكوت ) ( گوش كنيد ) ( ساكت ) مفيد نيست و كاربرد ندارد ، به نظر بنده براي جلب توجه بچه ها خيرگي چشمان معلم موثرتر است. پس نگاه جدي داشته باشيد و به جاي در و ديوار مستقيما به درون چشمان دانش آموزانتان خيره شويد. بنده ، وقتي در كلاس هايم بچه ها زياد سرو صدا مي كنند به آن ها مي گويم كه ( 5 دقيقه سكوت ) و بعد اگر كسي دوباره سكوت را شكست مي گويم 5 دقيقه دوباره از اول شروع مي شود . بنده گاهي اوقات وقتي دانش آموزان بيش از حد سرو صدا مي كنند به آن ها مي گويم كه هر چي كه درس دادم را به صورت شفاهي ازتون سوال مي كنم و به عنوان نمره امتحان و نمره درس حساب مي كنم.
نحوه ي جواب و سوال در كلاس

كلاس هاي پر انرژي به خصوص رده هاي سني پايين از هر فرصتي براي فرياد زدن و ايجاد سرو صدا استفاده و همهمه استفاده مي كنند. از همان ابتدا به همه بگوييد كه وقتي سوال مي كنيد انتظار داريد كه چگونه جواب بدهند. مثلا به آن ها بگوييد كه از آن ها انتظار داريد كه دست بگيرند و يكي يكي جواب بدهند. به نظر بنده ، نحوه ي سوال هم نيز مهم است ، مثلا بعضي از سوالات هستند كه سوالات باز نام دارند كه باعث مي شود سر بحث را باز كند مثل ( همه كتاب دارند ؟ در اين جا انتظار جواب از همه دانش آموزان مي رود . ) يا مثلا كسي هست كه كتاب نداشته باشد ؟ احتمالا نتيجه سكوت است و يا سخن يكي ، دو نفر. به نظر من بسته به موقعيت كلاس از سوالات باز يا بسته استفاده كنيد.
كسب اقتدار و احترام در شان معلم

كسب احترام در كلاس به خصوص در عصر حاضر ، آسان نيست ، بلكه بسيار هم سخت است! سخني حكيمانه مي گويد ( براي محترم شدن بايد احترام گذاشت ) ولي گويا در اين عصر اين جمله اصلا كاربردي ندارد.
حتي اگر بيش از 20 سال سابقه ي تدريس هم داشته باشيد ، اين مطلب دانش آموزان را به وجد نخواهد آورد و باعث نخواهد شد كه به شما احترام بگذارند ولي به نظر بنده كلاس با كلاس متفاوت است.
اگر مي خوهيد در تدريس حرفه اي باشيد بايد بدون توسل به هيچ گونه رفتار خشونت آميز فضاي مثبتي در كلاس خلق كنيد كه در اين صورت است كه مي توان دريافت شما از بدو ورود در كلاس در احاطه كامل كلاس قرار داريد. در چند جلسه اول انتظاراتتان را مشخص كنيد و به آن پايبند باشيد. مكان مشخص و ثابتي براي هر فرد تعيين كرده و طوري در كلاس قدم زنيد كه گويي شما تنها حكمران كلاس هستيدد. البته اجراي چنين برنامه اي در كلاس رده هاي سني پايين تر ، راحت تر است. در واقع هر چه سن دانش آموزان بالاتر باشد ، اولين برخورد و كسب اقتدار سخت تر است. كسب احترام و نحوه ي احاطه بر كلاس را بايد پيش از هرچيز به دست آورد. چرا كه اگر دانش آموزان ذره اي گمان برند كه شما بي خياليد و راحت مي گيريد متاسفانه حد و مرز را شكسته و اصطلاحا سوارتان مي شوند. به نظر بنده بايد مراقب بود كه در اين موضوع افراط و تفريط نشود و با زياده روي كردن در كسب اقتدار تبديل به غول بي شاخ و دم نشويد كه اين مساوي است با نفرت افراد كلاس از شما.
نكاتي پيرامون حفظ شان و كسب اقتدار براي معلم

1- صاف راه برويد ، هميشه به نحوي وارد كلاس شويد كه گويي مي خواهيد وارد معامله اي جدي شويد.
2- محكم باشيد ولي مهربان. از همان اول مشخص كنيد كه چه چيزهايي را نمي توانيد تحمل كنيد ولي از خود يك هيولا نسازيد.
3- مشكلات را سريع ولي در كمال آرامش حل كنيد . جلوي هر گونه رفتار غير قابل تحمل را به محض وقوع بگيريد ولي از كاه كوه نسازيد.
4- البته در كسب اقتدار ، سن دانش آموزانتان را هم در نظر بگيريد. دقت كند در حين بدست آوردن اقتدار و كنترل كلاس ، كسي را تحقير و يا سرزنش نكنيد.
5- خطاب كردن دانش آموزان به نام آن ها ، به نوعي احترام گذاشتن به آن ها و در نتيجه محتمر كردن خود است.
6- به دانش آموزان اهميت دهيد و به حرف هايشان گوش دهيد و برايشان وقت بگذاريد و گرچه لازم نيست حتما با آن ها توافق داشته باشيد.
7- دوستانه برخورد كنيد ولي محكم ؛ يادتان باشد شما يك معلم هستيد نه يك دوست. پس بگذاريد حتما بين شما و بچه ها حريمي قرار بگيرد . از صميميت يا خشكي بيش از حد بپرهيزيد.
8- از جذابيت هاي شخصيتتان بهره بگيريد و آن ها را جلب كنيد. در اين صورت احتمال احترام گذاشتن شان خيلي بيشتر از وقتي است كه فقط به ديد يك معلم به شما نگاه مي كنند.

رابطه شاگردان با معلم

بهترين شرايط آموزشي اين است كه دانش آموزان حين درس احساس لذت كنند و يا حداقل اينكه احساس منفي نداشته باشند. براي دادن حس لذت ، شوخ طبعي ، عامل مهمي است. ولي اگر روز سختي را پشت سر گذرانده باشيد ، نگه داشتن حس شوخ طبعي مشكل است در چنين موقعيت هايي نهايت تلاش تان را بكنيد تا لبخندي تصنعي در چهره خود داشته باشيد. به فكر مسئوليتتان باشيد و احساسات دروني تان را موقتا سركوب كنيد. به نظر بنده معلم هايي كه كلاس درس خشك و خالي از هرگونه حس شوخ طبعي دارند ، بازده كمتري دارند ، بنده هميشه در كلاس هاي درسم سعي مي كنم كه نكات درس را در قالب طنز و شوخي بيان كنم تا در ذهن شاگردانم بيشتر بماند. بنده شخصا به ياد دارم كه وقتي معلم عربي مان مي خواست ضماير مونث و مذكر را درس بدهد براي اين كه در ذهن مان بيشتر بماند مي گفت ضمير هنّ ( نون در هن نشانه ي مونثه مثل زني كه يك بچه تو شكمش داره ) و هم ضمير مذكر. اين مثال با شوخي همراه آن باعث شده است كه حتي با گذشت ساليان دراز از اين قضيه هنوز بنده اين مثال را فراموش نكنم.
صميميت زياد با بچه ها به هيچ وجه توصيه نمي شود. ولي در موقعيت هاي مختلف ؛ زنگ هاي تفريح يا بعد از كلاس ، براي آن ها وقت بگذاريد و به سوالات آن ها جواب بدهيد و سعي كنيد كه اعتماد ، توجه و علاقه ي آن ها را جلب كنيد و نگه داريد. هيچ گاه براي باز كردن جا در دل بچه ها از اصطلاحات كوچه بازاري كه معمولا بچه ها در جمع خودشان استفاده مي كنند ، به صورت جدي در كلاس استفاده نكنيد.
به نظر بنده يكي از ويژگي هاي يك معلم مجرب اين است كه بتواند در عين اين كه بر كلاس احاطه دارد ؛ رابطه ي دوستانه اي هم با شاگردانش داشته باشد و حد و مرزي را بين خود و دانش آموزانش قرار دهد. دانش آموزان اغلب عدم خلوص را سريع تشخيص مي دهند پس سعي كنيد كه واقعا به آن ها علاقمند باشيد. از طرفي ديگر هم اين نكته را بايد به خاطر سپرد كه هيچ وقت نمي توان معلمي بود كه صدرصد براي همه ي دانش آموزان محبوب باشد زيرا جلب رضايت همگان غير ممكن است و اين موضوع خيلي طبيعي است ولي بايد به خاطر داشت كه با آن يك درصد از كلاس كه از معلم خوششان نمي آيد چگونه بايد رفتار كرد. بايد به اين موضوع توجه داشت كه هرچه بيشتر به آن ها حساس شويد ، بيشتر با شما لجبازي مي كنند.
زمان بندي براي تدريس

معلم هاي تازه كار هميشه نگراني اين را دارند كه يا زمان كم بياورند ويا مطلب. ولي اين اتفاق هيچ گاه براي معلمين مجرب نمي افتد. ( اگر چه بعضي وقت ها به عنوان دانش آموز در دلمان آرزو مي كرديم كه كاش اين اتفاق مي افتاد ! ) از عوامل اين قضيه ، آمادگي ناكافي ، حفظ كردن مطالب ، و ضعف در زمان بندي برنامه كلاسي است. تنها اين تجربه است كه به يك معلم مي آموزد كه هر كار چه قدر وقت مي برد. يكي ديگر از عوامل اين است كه مطالب را سريعا بيان كنيم و اصلا فرصتي براي جذب و فهم اطلاعات ندهيم و قسمت هاي با اهميت درس را تكرار و تاكيد نكنيم. قبل از بيان هر مطلب مي توانيد سوالي پيرامون آن بپرسيد يا نظر بچه ها را جويا شويد. ضمنا بسيار مهم است كه براي هر مطلب چند مثال شفاف بيان كنيد و تا هنگامي كه صدرصد مطمئن نشديد كه مطلب كاملا جا افتاده به مطلب بعدي اشاره نكنيد. پس بين مطلب گفته شده وقفه اي و فرصت سوال بدهيد به خصوص در دروسي كه يادگيري مطالب به صورت زنجيره اي و سلسله وار است به طوري كه اگر قسمتي را متوجه نشدند از يادگيري قسمت هاي بعدي نيز باز مي مانند ، انجام اين كار ضروري است. لازم نيست كه شما دائم حرف بزيند و تنها مركز توجه باشيد. اجازه دهيد كه بچه ها نيز در تدريس و توضيح مشاركت داشته باشند. همانطور كه مي دانيد بهترين راه كسب و جذب مطلب به كار بردن آن به صورت عملي است. بنده در سال هاي تدريس ام ، يك جلسه قبل از جلسه اي كه قرار بود ، درس جديد را بدهم ، بچه ها را به چند گروه تقسيم مي كردم و يك سرگروه تعيين مي كردم و سپس براي هر گروه ، قسمتي از درس آينده را مشخص مي كردم و از آن ها مي خواستم كه آن قسمت مشخص شده را ، جلسه ي آينده ، درس بدهند. جلسه ي بعد بچه ها ، قسمت هايي را كه متوجه نشده بودند را قبل از تشكيل كلاس از من مي پرسيدند و رفع اشكال مي كردند . به اين صورت بچه ها يك بار درس را در منزل مي خواندند ويك بار براي دوستانشان توضيح مي دادند و يك بار هم من مطالب را تدريس مي كردم ، به اين روش دانش آموزان يك درس را سه بار در ذهن جاسازي مي كردند.
تكاليف درسي براي دانش آموزان

یکی از مشکلات تکالیف درسی که امروزه بیشتر معلمان با آن رو به رو هستند، طرح تکالیف پر محتوا، غنی و مناسب و متنوع است. زمانی موفقیت دانش آموز به طور رضایت بخش افزایش می یابد که معلمان به شکلی منظم تکالیف درسی طرح کنند و دانش آموزان نیز مسئولانه این تکالیف را انجام دهند. هر قدر تعداد دانش آموزانی که به کلاس بالاتر می روند، از نظر کمی و کیفی افزایش می یابد، از نظر علمی نیز سود بیش تری نصیب جامعه خواهد شد. به طور قطع نقش تکالیف درسی خوب در تربیت مناسب این دانش آموزان به عنوان شهروندانی مسئولیت پذیر و فهیم، غیر قابل انکار است. تکالیف درسی خلاق، به بهبود عادت های خوب و دقت دانش آموزان کمک می کند. هم چنین در گسترش اعتماد به نفس فراگیران و مسئولیت پذیری آن ها نقش دارد و مهم تر این که عشق به آموختن را در آنان تقویت می کند.
چند راهبرد و راهكار براي ارائه ي تكاليف درسي به دانش آموزان

• انتظارات خود را در ابتدای سال تحصیلی بازگو کنید.
• تکالیف هدفدار طرح کنید.
• اطمینان یابید که دانش آموزان، منظور شما را از طرح یک تکلیف درسی خاص را فهمیده اند.
• تکالیف را تمرکز یافته و واضح طرح کنید.
• تکالیف را طوری طرح کنید که تلفیقی باشند و دانش اموزان را به فکر کردن وادارند.
• در طراحی تکالیف، تنوع را در نظر بگیرید.
• تکالیفی را طراحی کنید که به یادگیری دانش اموزان کمک کند.
• تکالیف را با موقعیت زمانی دانش آموزان تطبیق دهید.
• تکالیف را با مهارتها، علایق و نیازهای دانش آموزان تطبیق دهید.
• تکالیف را با مدرسه و منابع ارتباطی مرتبط سازید.
• تکالیف را با سبک تدریس خود مطابقت دهید.
• به مقدار مناسب تکلیف بدهید.
• عادات خوب مطالعه کردن را تدریس و دانش آموزان را به کسب و توسعه ی این عادت ها ترغیب کنید.
• با پیش زمینه دادن، دانش آموزان را آماده کنید.
• جایزه بدهید و انگیزه ایجاد کنید.به دانش اموزان تنها همان قدر کمک کنید که نیاز دارند.
• با والدین ارتباط برقرار کنید.
• نشان دهید که واقعا برای دانش آموزان خود احترام قائل هستید.

تکلیف شب
درآموزش و پرورش کشورمان و حتی سایر کشورهای جهان موضوع تکلیف شب یکی از موضوعات بحث انگیز تعلیم و تربیت به شمار می آید. تکلیف شب ابزاری است که فرصت ها و فعالیتهای خارج از مدرسه را برای رسیدن به اهداف برنامه درسی به طور موثر وآگاهانه به خدمت می گیرد. تکرار و تمرین و به قولی تکلیف شب به عنوان وسیله ای برای تثبیت یادگیری و کسب مهارت در آموزش های دریافت شده قدمتی به ازای تاریخ دارد. تا آن جا که لوحه های ثبت شده از زمان های قدیم نمایانگر تکلیف و تمرین بچه ها برای یادگیری است .
با توجه به اینکه در چند دهه اخیر تحولات عظیمی در زمینه روشهای تدریس در کشور ما به وجود آمده است ; هنوز برای تکلیف شب از روش های قدیمی استفاده می شود و متاسفانه تکلیف هنوز پیوند مستحکمی با اهداف آن برقرار ساخته است . لذا از ابعاد گوناگون موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم تا جایگاه واقعی این مقوله آموزشی را روشن سازیم.
تعریف تکلیف شب
تکلیف از نظر لغوی فرمان به کاری دادن است یا کاری که شخص یا مقام یا نهادی انجام آن را به عهده کسی گذاشته است معنی شده است و از نظر آموزشی کلیه فعالیت هایی که معلمان در جهت تکمیل یا کاربردی کردن آموزشی های کلاسی یک دانش آموز مقرر می کند عنوان تکلیف را به خود می گیرد که هدف آن دست یابی دانش آموزان به مهارت های کلاسی نوشتاری حسی حرکتی فکری و... می باشد.
جایگاه تکلیف شب

اغلب دانش آموزان با شنیدن کلمه تکلیف دچار همان حالتی می شوند که موقع دندان درد به آنها دست می دهد. غالبا این حالت برای معلمان کسل کننده است . باوجود این تکلیف شب یکی از مهم ترین و کاراترین مولفه ها یا ابزار برای یادگیری و نیز تحقق اهداف برنامه درسی به شمار می رود مشروط بر اینکه بدانیم چگونه از آن استفاده کنیم .
چگونگی استفاده از این فرصت ها و فعالیت ها نیازمند تاکتیک ها و مطالعات منسجم است .
پژوهش درباره اهداف تکلیف در نوشته های معتبر نشان داده که اهداف کلیدی تکلیف شب عبارتند از :
1 ـ ابزار رشد شخصی و خود انضباطی دانش آموزان
2 ـ عامل اجرای مقررات و خط مشی ها
3 ـ تثبیت مطالب آموخته شده در ذهن و تقویت تجارب آموزشگاهی
4 ـ از بین بردن موانع اجرای برنامه درسی
5 ـ پرورش نیروی خلاقیت و ابتکار دانش آموزان
6 ـ توسعه روابط عمومی در فرآیند آموزش
7 ـ آموزش غیرمستقیم مسئولیت پذیری و نظم به دانش آموز
8 ـ فعال کردن دانش آموز در یادگیری
9 ـ برقراری ارتباط بین خانه و مدرسه
10 ـ ایجاد عادت به مطالعه
11 ـ افزایش قدرت زمان بندی و توانا کردن دانش آموز در برنامه ریزی و مدیریت
12 ـ تعمیم آموخته ها در موقعیت های تازه
آثار مثبت تکلیف شب
*انجام تکلیف شب نقش موثری در تثبیت یادگیری دانش آموز دارد.
*آگاه شدن والدین از آنچه در کلاس می گذرد.
*پر کردن اوقات فراغت دانش آموز به شکل سالم .
*تعلیم آموخته ها در موقعیت های تازه و یافتن بینش های تازه و اضافی و توان به کارگیری یافته ها در موقعیت های دیگر.
*رشد فردی از قبیل پرورش احساس مسئولیت قدرت برنامه ریزی و مدیریت توان زمان بندی اعتماد به نفس و پشتکار.
*تقویت و غنی سازی برنامه درسی به عنوان مکمل برای آنچه امکان پرداختن و تجربه مستقیم آن در کلاس میسر نیست .
*تکلیف شب به بچه ها یاد می دهد که از رهنمودها پیروی کنند. مهارت های پژوهشی را به کار ببرند و تمرکز حواس داشته باشند.
* تکلیف شب سبب ایجاد مهارت هایی می شود که برای چیرگی بر دشواری های زندگی ضرورت دارند.
آثار منفی تکلیف شب

*عامل اجبار که فکر و نگرش شاگرد را نسبت به مدرسه و یادگیری تغییر می دهد.
*ایجاد تصور ناسالم از قبیل یک جا نشستن و یک کار را انجام دادن .
*بیزاری از مدرسه از دست دادن علاقه نسبت به درس خستگی روحی ناشی از تکرار.
*محروم شدن از اوقات فراغت و فعالیتهای اجتماعی مورد علاقه .
*برخورد بین والدین و فرزندان فشار والدین برای انجام دادن تکالیف و بروز تضاد بین روش تدریس معلمان و والدین .
*افزایش رفتارهای غیراخلاقی از قبیل : تقلب پاک کردن امضای معلم توسل به دروغ واگذار کردن انجام تکالیف به سایر اعضای خانواده و...
*با در نظر گرفتن این موضوع که معلمان به میزان یادگیری فرد فرد دانش آموزان توجه ندارند و تفاوت های فردی تمایلات استعدادها توان و نیازهای یادگیری آنها را مورد اغماض قرار می دهند تکلیف شب عامل شکنجه روانی دانش آموزان و بیشتر عامل ضایع کننده تمایلات و استعدادهای آنهاست .

راهکارهایی جهت رفع مشکل والدین با فرزندان

فرزندان باید بیاموزند که انجام تکلیف درسی یک میدان نبرد نیست . نباید پیرامون تکلیف درسی کشمکش قدرتی وجود داشته باشد. آنان باید بیاموزند که شما مشاجره در مورد تکلیف درسی را تحمل نخواهید کرد.
2 ) فرزندان شما باید یاد بگیرند که تکالیف درسی شان را مسئولانه انجام دهند. آنها باید بفهمند که کمک هایی که از شما انتظار دارند. محدود است و باید تکالیف خود را به صورت کارآمد پربار و به موقع انجام دهند و به چنان اتکا به نفسی دست یابند که بدون کمک دیگران از عهده هرگونه تکلیف درسی واگذار شده برآیند.
3 ) بچه ها باید یاد بگیرند که زمان موجودشان را برای پروژه های بلند مدت و وظایف بزرگتر و پیچیده خود تقسیم بندی کنند.
4 ) فرزندانتان باید یاد بگیرند که صرف نظر از آنکه والدین در منزل باشند یا خیر مسئول تمام کردن تکالیف درسی شان هستند. آنها باید بیاموزند که غیرمسئولانه عمل کردن را در مورد تکلیف درسی نخواهید پذیرفت .
خصوصیات تکلیف شب مناسب از نظر تحقیقات تربیتی

مقدار تکلیف باید متعادل باشد به طوری که ذوق و شوق دانش آموز را برای تحصیل از بین نبرد.
طول زمان انجام تکلیف متناسب با ویژگی های دانش آموزان باشد. طول زمان مناسب برای انجام تکالیف دانش آموزان ابتدایی بیشتر از یک الی دو ساعت نباشد.
تکلیف شب باید چند بعدی باشد به طوری که مهارت های کلاسی نوشتاری کاوشگری اجتماعی عاطفی و... را پرورش دهد.
در تعیین موضوع تکلیف به علائق و استعدادهای دانش آموزان و تفاوت های فردی توجه شود.
مثلا برای دانش آموزان قوی تکالیف پروژه ای و برای دانش آموزان ضعیف تکالیف امتدادی و تمرینی تعیین گردد.
تکلیف باید تا آنجا که امکان دارد بامحیط زندگی یادگیرندگان مرتبط باشد تا آنان بتوانند از تجربه های یادگیری در موقعیت های گوناگون و درس های متفاوت استفاده کنند .
« جان دیویی » 2 می گوید : « آموزش و پرورش البته امر مهمی است ولی مهم تر از آن زندگی کردن است » . بنا بر این هدف آموزش و پرورش درمرحله اول باید بهبود وضع زندگی باشد و مشق شب هم باید با زندگی کودک متناسب باشد.
تکلیف باید با رشد جسمی عاطفی و شناختی دانش آموز مرتبط باشد
مراحل طراحی تکلیف درسی(ترمیمی) در ارزشیابی توصیفی

١- هدف باید مشخص شود. این هدف باید با تحلیل و تفسیر اطلاعات به دست آمده از عملکرد دانش‌آموز یا گروهی از دانش آموزان تعریف شود.یعنی باید در راستای اصلاح ضعف یا بهبود و ارتقای توانایی خاصی باشد.
٢-فعالیت مناسبی را برای دانش آموز تعریف شود. این فعالیت باید با هدف، ضعف و توانایی دانش آموز‌ یا گروهی از دانش آموزان متناسب باشد.
-٣-دانش‌آموز یا دانش آموزان، افراد ذی‌نفع و همکار ، مانند والدین و یا هم‌کلاسی‌ها را توجیه کنید.
۴- روند اصلاح و بهبود عملکرد دانش آموز بررسی شود.
انواع تکالیف درسی وتکالیف تمرینی

این نوع تکالیف، قدیمی ترین ورایج ترین تکالیف درسی در مدارس هستند. معمولاً به صورت کتبی و برای تثبیت یادگیری به روش تکرار و تمرین اجرا می‌شود. این تکالیف در صورت کثرت استفاده، ملال‌انگیز وخسته کننده است و اگر بیش از حد استفاده شود، همان مشق های پرمشقتی است که همه‌ی ما تجربه‌ی آن را در ذهن داریم.

انواع تکالیف آماده سازی

این گونه تکالیف بیش‌تر برای درس های روزهای بعد به کار می‌رود.
مثلاً اگر قرار است هفته ی آینده، درس گیاهان تدریس شود شما می‌توانید از پیش به دانش‌آموزان خود بگویید که بخش گیاهان را ورق بزنند یا این که تعدادی برگ یا دانه‌ی گیاهان را جمع‌آوری کنند و به کلاس درس بیاورند و یا تکالیفی شبیه این را اجرا کنند. شما با این کار درآن‌ها برای فهم درس جدید آمادگی ایجاد کرده اید.
انواع تکالیف امتدادی

این نوع تکالیف شاگردان را از سطح کلاس بالاتر می‌برد و دانش و مهارت و تجربه‌ی آن‌ها را توسعه می‌دهد. این تکالیف می‌تواند به صورت پروژه به دانش‌آموزان، ارائه شود. مثلاً به دانش‌آموزان گفته شود که در کتابخانه کتابی درباره‌ی سنگ ها پیدا کنند و قسمت هایی از آن را به کلاس ارائه دهند .
انواع تکالیف خلاقیتی

معلم با ارائه ی این نوع تکالیف دانش‌آموزان را وادار می کند با روش و راه جدیدی کاری را عملی سازند یا اثر کاملاً جدیدی از خود ارائه دهند. در درس هنر و بنویسیم این تکالیف جایگاه خاصی دارد.
انجام دادن تکالیف مسئولیت شخصی دانش آموزان است.

معلم نباید محرک آن باشد که والدین در ایفای نقشی که در انجام دادن تکالیف خانه ی دانش آموز دارند، افراط ورزند. مسئولیت انجام دادن تکالیف به دانش آموز مربوط می شود. والدین وقتی این مسئولیت را به عهده می گیرند، در دام می افتند. تکالیف ممکن است سلاح دانش آموز بشود برای تنبیه کردن والدین ، سوء استفاده کردن از آنان، و دلواپس ساختنشان. اگر والدین به جزئیات پیش پا افتاده ی تکالیف فرزندشان توجه کمتری نشان بدهند، و در عوض،آشکارا به اوبفهمانند که « تکالیف مسئولیت شخصی توست، و کار کردن هم مسئولیت ما»، در این صورت، خیلی از ناراحتی ها پیش نخواهد آمد.
دانش آموز از انجام دادن تکالیفش تجربه کسب می کند تا کار هایش را خودش انجام دهد، و ارزش اصلی تکالیف در همین امر نهفته است.این کار، در میان محدودیتها ، به او آزادی می دهدتا زمان و طول کارش را مشخص کند.پدر یا مادری که گوشزد می کند، غر می زند، و پا فشاری می کند، مهر بطلان بر مزیت اصلی تکالیف خانه ی دانش آموز می زند.
مشكل تكليف شب چگونه حل مي شود
به نظر می‌آید هیچ راه حلی وجود ندارد که بچه‌ها از مشق نوشتن خلاص شوند و یا دست کم هنگام مشق نوشتن احساس خستگی و کسالت نکنند.
اینجا پرسشی مطرح می شود که وظیفه معلم‌ها و والدین در این میان چیست؟ " پیشنهاد می‌شود که برای تشویق جدی دانش‌آموزان از روش جایزه دادن استفاده کنید. مثلا اگر فیلمی هست که فرزند شما دوست دارد ببیند، پیشنهاد می‌کنیم که آخر هفته، اگر او هر شب تکالیفش را به خوبی انجام داد، او را به سینما ببرید... "
تکلیف شب مهارت‌هایی را ایجاد می‌کند که بچه‌ها برای مبارزه با مشکلات زندگی به آن نیاز دارند. باید اطمینان حاصل شود که تکلیف شب یک تجربه تلخ و دردآور نیست و با کمترین بحث و جدال به نتیجه می‌رسد و این که فرزند شما به تدریج احساس مسئولیت می‌کند.
تکلیف شب با بهبود پیشرفت دانش‌آموز ارتباط اساسی دارد. پس شما معلمان محترم باید به چند رهنمود درباره تکلیف شب توجه داشته باشید.
* تکلیف‌ها حتما با آنچه تدریس می‌کنید ارتباط داشته باشد. در غیر این صورت احتمال پیشرفت در برنامه درسی وجود ندارد.
* برای تکلیف خانه برنامه‌ریزی دقیق داشته باشید. در مورد تکلیف‌ها با دانش‌آموزان بحث کنید و اگر ضرورت بحث ایجاب کرد، نوع تکلیف را تغییر دهید.
* توجه کنید تکلیف‌ها شکل عادی نداشته باشد، تکلیف باید دانش‌آموز را به تفکر، طرح‌ریزی، خلاقیت و مسئله گشایی متناسب با وضعیت او و موضوع مورد نظر وادارد.
* دانش‌آموزان خود را ملزم به درست انجام دادن تکلیف کنید و برای تکلیف نادرست تاثیر منفی قایل شوید. این عمل شما به این مفهوم است که نحوه انجام تکلیف را در نمره‌گذاری دخالت می‌دهید.
* نظر خود را به طور شفاهی و یا کتبی در مورد تکلیف‌های کامل شده ابراز کنید.
پدران و مادران باید از خط‌ مشی معلمان در تعیین تکالیف مدرسه آگاه شوند و بدانند که معلم فرزندشان چه انتظاراتی از آنها دارند.
شما به عنوان معلم وظیفه‌شناس در جلسات انجمن اولیا و مربیان لازم است نکاتی را در رابطه با تکلیف شب به والدین توصیه کنید، زیرا آنها هم به اندازه معلم در انجام تکلیف شب نقش مهم و اساسی دارند.
" شما به عنوان معلم وظیفه‌شناس در جلسات انجمن اولیا و مربیان لازم است نکاتی را در رابطه با تکلیف شب به والدین توصیه کنید، زیرا آنها هم به اندازه معلم در انجام تکلیف شب نقش مهم و اساسی دارند... "
توصیه‌های معلم به والدین

* یک ساعت مشخص برای مشق شب کودک خود تنظیم کنید:
اگر زمان مشخصی را برای مطالعه کودکان تعیین کنید، بچه‌ها به منظم بودن در امر مطالعه عادت می‌کنند، ولی این که چه زمانی را باید به مطالعه کودکان اختصاص داد بستگی به فرزند شما دارد. مثلا این که بعضی از بچه‌ها نیاز دارند که بعد از مدرسه استراحت کنند. کودک در روزهایی که تکلیف ندارد، باید از وقتش به نحو احسن استفاده کند. به ور مثال درس‌هایی که در گذشته خوانده، مرور کند. و یا درس‌های جلوتر را مطالعه کند یا کارهای عملی مدرسه را انجام دهد. فقط باید در گفتار و رفتار خود محکم، باثبات، آگاه و هشیار باشید.
* ترغیب و تشویق کردن:

پیشنهاد می‌شود که برای تشویق جدی دانش‌آموزان از روش جایزه دادن استفاده کنید. مثلا اگر فیلمی هست که فرزند شما دوست دارد ببیند، پیشنهاد می‌کنیم که آخر هفته، اگر او هر شب تکالیفش را به خوبی انجام داد، او را به سینما ببرید.
مطمئن شوید که او را به خوبی تشویق کرده‌اید. در ضمن، شاگردی که برای تغییر دادن خود تلاش می‌کند را نیز تمجید کنید. مثل پسربچه فراموشکاری که سعی می‌کند همه کتاب‌ها و وسایلش را در تمام هفته به خانه بیاورد.
" برای تکلیف خانه برنامه‌ریزی دقیق داشته باشید. در مورد تکلیف‌ها با دانش‌آموزان بحث کنید و اگر ضرورت بحث ایجاب کرد، نوع تکلیف را تغییر دهید. ... "
تحقیقات مشخص کرده است که والدینی که همواره با خوشحالی به فرزندانشان در انجام تکالیف کمک کنند به بچه‌ها این اعتماد و اطمینان را می‌دهند که آنها می‌توانند حتی با سخت‌ترین برنامه‌ها هم درگیر شوند. پیامی که این والدین مرتبا انتقال می‌دهند این است که تو می‌توانی این کار را انجام دهی. ما روی تو حساب می‌کنیم. به این ترتیب بچه‌ها می‌توانند به خوبی از عهده تکلیفشان برآیند.
* ارتباط با والدین دیگر و معلم

اگر فرزند شما اصرار کرد که او نمی‌تواند تکالیفش را انجام دهد، شاید تکالیف او واقعا مشکل است. با والدین دیگر تماس بگیرید و چگونگی برخورد دانش‌آموزان دیگر با تکلیفشان را جویا شوید. سپس می‌توانید با آموزگار گفت‌وگو کنید تا راه‌حل اساسی پیدا شود.
آنچه مسلم است آن است که:
ما باید با حقایق مواجه شویم. مشق شب به جالبی فیلم‌های ویدیویی و عروسک بازی نیست مهم‌ترین چیزی که متخصصان به آن معتقدند این است که صبور باشید. رشد کودکان زمان می‌برد. و برای این که آنها نسبت به تکالیفشان احساس مسئولیت پیدا کنند نیز احتیاج به زمان داریم و در این راه فراز و نشیب‌های زیادی وجود دارد.
بار سنگين تكاليف درسى

بخش كلانى از خريد لوازم التحرير آستانه مهرماه براى دانش آموزان، بستگى به حجم تكاليف و رونويسى هاى دائمى آنان دارد. كوله پشتى دانش آموزان ايرانى از همين رو سنگين ترين حجم را دربرمى گيرد. انتقال دائمى معلومات بين مدرسه و خانه، تكيه بر محفوظات ، تمرين انفرادى و تمديد طولانى مدت آموزش از مدرسه به خانه و از معلم به والدين.
مصداق چنين برداشتى يافته هاى دو پژوهشگر دانشگاه پنسيلوانياست. براين اساس در بين ۵۰كشور جهان معلمان سه كشور ايران، تايلند و يونان بيشترين تكاليف خانگى را به دانش آموزان مى دهند. در مقابل، دانش آموزان سه كشور ژاپن، چك و دانمارك كمترين ميزان تكليف خانگى را دارند.
عنوان تكليف خانگى دانش آموزان پديده جديدى نيست. مسأله اى است كه از ديرباز براى دانش آموزان، معلمان و اوليا در بسيارى از كشورهاى جهان مطرح بوده.
چگونگى تكليف شب در ايران، از جمله مسائل آموزشى است كه به علت درگيرى والدين، دانش آموزان و معلمان، داراى اهميت و حساسيت ويژه اى است. به طورى كه عدم انجام تكاليف دانش آموزان مشكلات عمده اى براى آموزگاران دوره ابتدايى فراهم ساخته. براساس نظريات كارشناسان، تكاليفى كه معمولاً براى دانش آموزان تعيين مى شود، اغلب داراى ساختار حل تمرين و رونويسى و حفظ كردن است كه هر دانش آموز با انگيزه متفاوت به انجام آن مى پردازد. برخى صرفاً براى اينكه مورد تحسين ديگران به ويژه والدين خود قرار گيرند، مى كوشند تا هر كار طاقت فرسايى را تا حد امكان به خوبى انجام داده و خود را كوشا و مسؤوليت پذير نشان دهند. گروهى هيچ انگيزه اى براى انجام تكاليف ندارند و معمولاً از اين كار شانه خالى مى كنندو يا در اثر فشار والدين و مدرسه به طور ناقص و سرسرى تكاليف خود را انجام مى دهند. عده اى از دانش آموزان با دقت و علاقه بسيار، انجام تكليف خود را شروع مى كند ولى با دلزدگى ناشى از عوامل مختلف، در به پايان رساندن آن به هر بهانه اى سرباز مى زنند و برخى نيز با اعطاى جايزه و ساير امتيازات، تن به اين كار مى سپارند. چه بسا، هيچ يك از اين دانش آموزان ، انگيزه مطلوبى براى انجام تكاليف ندارند، زيرا تحقيقات نشان مى دهد بهترين انگيزه ، يك انگيزه درونى و ميل به يادگيرى است. دانش آموزى كه به اين مرحله برسد، از يادگيرى بيشتر احساس لذت مى كند و براى جلوگيرى از فراموشى و دريافت حدود آگاهى و ناآگاهى هاى خويش به خودارزيابى مى پردازد و چنان كه براساس يافته هاى همان تحقيق در دانشگاه پنسيلوانيا، تكاليف زياد خانگى، يادگيرى دانش آموزان را چندان افزايش نمى دهد. بلكه بايد معلمان را آموزش داد تا كيفيت تكاليف خانگى را افزايش دهند نه كليت آنها را.
عزت الله فولادى كارشناس و مسؤول پيشگيرى از آسيبهاى اجتماعى، نقش تكليف يا مشق شب را در اين مى داند كه يادگيرى يك فرايند است و براى آنكه اتفاق بيفتد به زمان و تمرين نياز دارد. اين فعاليتها بايد به نوعى تمرين شود. تكليف مدرسه مى تواند مفيد باشد اما بايد ديد چه كنيم تا مفيدتر باشد و ما را به هدف يادگيرى بهتر برساند. اين موضوعى است كه هميشه در بحث آموزش و يادگيرى وجود داشته و تا حدود زيادى نيز تغيير كرده. تكليف مدرسه به عنوان يك قاعده در خيلى كشورها به معناى آنچه ما داريم، وجود ندارد. بسيارى، تكاليف را در مدرسه انجام مى دهند. از سوى ديگر، بخشى از اين تكليف خواهى در نظام آموزش، به خواست و انتظار والدين برمى گردد، آنها فكر مى كنند اگر تكليفى نباشد بدين معنى است كه بخشى از زمينه يادگيرى فراهم نشده. منتقدان نظام تعليم و تربيت، مدرسه را پلى براى ورود به جامعه مى دانند. بنابراين مدرسه، خود، هدف نيست بلكه راهى براى پيدا كردن مهارتهاى لازم است. نظام آموزش و پرورش به دليل عدم حمايتهاى لازم نيروهاى انسانى، انگيزش مديريت متناسب با انتظارات پيش نرفته و دچار تعرض مى شود. آموزش و پرورش به عنوان مسؤول آموزشهاى رسمى بايد تلاش كند. بين نيازهاى جامعه و خانواده و فرد تعادلى ايجاد كند. مهمترين كار در اين بخش، كيفيت بخشى نيروى انسانى، ايجاد انگيزش و وجود فضاهاى مناسب در مدارس است. فضاهاى جديدى كه با تغيير روشهاى آموزشى بتوان از آنها استفاده كرد، روشهاى فعال تدريس و چينش كلاسها به يك شكل جديد به كيفيت كارمى افزايد.
بهترين مورد براى داورى در مورد حجم زياد تكاليف، خود دانش آموزان هستند. شرايطى كه دانش آموزان در آن شرايط به انجام تكليف مى پردازند، نگرش آنان در مورد تكليف شب، تأثير تكليف شب بر پيشرفت تحصيلى آنان از نگاه خودشان و مقايسه نظريات دانش آموز دختر و پسر؛ اهداف پژوهشى بودندكه در مورد نگرش و انگيزه هاى دانش آموزان در مورد تكاليف شب انجام شد.
از ميان ۲۳۸ دانش آموز پسر و ۳۱۵ دانش آموز دختر در ۱۵سؤال باز بسته استفاده شده كه در آن حدود ساختار تكاليف دانش آموزان، شرايط فيزيكى انجام تكاليف، شرايط روحى، روانى و اجتماعى انجام تكاليف و پيامدهاى عدم انجام تكاليف براى دانش آموزان مورد نظر بوده است. نظريات دانش آموزان نشان داد تكليف شب، تركيب اضافى است كه دو توهم را براى دانش آموزان به وجود آورده است. اول آنكه اين كار بايد شب صورت گيرد. دوم، اين كار شاق و طاقت فرسايى است كه بايد به اجبار انجام شود. معمولاً دانش آموزان در اوج خستگى، باعث بى دقتى در انجام تكاليف مى شود. بيشتر دانش آموزان از حجم زياد تكاليف در دروس مختلف و يكنواختى آنها شكايت داشتند و به ويژه تكاليف محوله براى روزهاى تعطيل را طاقت فرسا ذكر مى كرده اند. به طورى كه گفته اند حتى براى رسيدگى به نظافت شخصى در پايان هفته نيز وقت كم مى آورند. آنها انجام اين تكاليف توسط معلمانشان را بعيد تصور كرده اند. نگرانى از تنبيه و سرزنش در حضور جمع به دليل انجام ندادن تكاليف، از عواملى است كه دانش آموزان را دچار پريشانى و اضطراب مى كند. ترس از واكنشهاى غيراصولى معلمان و اوليا كه آميخته با تهديد و تحقير است، در لابه لاى نوشته هاى دانش آموزان، بيشتر از هر مطلب ديگرى نمايان است. آنها معتقدند كه بايد با دانش آموز به صورت انفرادى صحبت شود. آنها تمايل دارند كه اين فرصت به آنان داده شود تا در مورد مشكلاتشان توضيح دهند. برخى دانش آموزان به نوع تكليف خود اعتراض داشتند و رونويسى از دروس تاريخ و مدنى را كارى بيهوده تلقى كرده اند و انجام اين نوع تكاليف را با تشبيهى مثل «كوه كندن» به شدت خسته كننده دانسته اند و تكاليفى را كه باعث برانگيختگى، خلاقيت و كنجكاوى مى شود، پيشنهاد كرده اند. گروهى از دانش آموزان، به مبهم بودن تكاليف تعيين شده اشاره كرده اند و خواستار توضيح بيشترى از طرف معلم هستند و اظهار كرده اند كه تكاليف در دقيقه هاى پايانى زنگ آخر تعيين مى شود كه گاهى با سروصدا و تعطيلى مدارس همراه شده و نحوه و چگونگى آن روشن نمى شود. شيوه بازبينى تكاليف، خود موجب عدم توجه دانش آموزان به ارزش اين فعاليت شده زيرا برخى از دانش آموزان، معتقدند كه به تكاليفشان درست رسيدگى نمى شود. آنها توجه و نظارت هرچه بيشتر معلم را خواستار شده اند. عده اى عدم وجود شرايط مناسب در منزل را دليل انجام ندادن تكاليف خود ذكر كرده اند. ۹۸درصد آنان مايلند هنگام انجام تكاليف در منزل، از طرف خانواده محيط آرام و مناسبى فراهم شود و نظارت و راهنمايى اوليا را نيز خواستار شده اند. مطالعه نظريات دانش آموزان نشان مى دهد با اين كه تكاليف داده شده به حد كافى آنان را درگير مسائل آموزشى و درسى با شرايط كلاس نمى كند، ولى تعداد زيادى اعتقاد دارند كه انجام تكليف در خانه، تأثير مثبتى در پيشرفت تحصيلى آنان دارد. تعيين تكليف شب براى دانش آموزان و ميزان ونحوه انجام آن، از جمله مباحث سنتى آموزش و پرورش است و آنچه در اين پژوهش به آن پرداخته شده، تنها بخش بسيار كوچكى از واقعيات است. حتى تكاليف غيرضرورى و وقت گيرى كه خارج از توان دانش آموزان است و آنها با انگيزه هاى منفى به انجام دادن آن مى پردازند، مى تواند يادگيرى را مختل و آنها را تا مرز ترس از مدرسه سوق دهد. اگر بازخورد تكليف شب به دو بخش مؤثر و غيرمؤثر تقسيم شود نكات مثبتى نيز وجود دارد. تعميق و گسترش يادگيرى، نظارت والدين بر فرزندان در منزل، ارتباط با مدرسه، نظارت بر نقاط ضعف، روش تدريس معلم و آگاهى والدين از پيشرفت، جنبه مثبت تكاليف است. با اين حال دانش آموزى كه پس از ۴ تا ۶ ساعت صرف وقت در مدرسه، خسته به منزل مى آيد با وجود تكاليف سنگين فرصت پرداختن به علايق و بازى ها را ندارد يك تكليف سنگين و طاقت فرسا مى تواند مضر باشد به ويژه اگر متناسب با استعداد دانش آموز و در راستاى تقويت دانش آموز هم نباشد. چنين چيزى ايجاب مى كند تكليف سبك، كوتاه و متناسب با استعداد و علايق فردى و شرايط و توانايى خانواده باشد. محيط آرام و امكانات كمكى مى تواند شرايط تبعيض آميزى، بسته به تفاوت خانواده ها به وجود آورد. فولادى در همين مورد مى گويد: آيا براى همه درس ها يك روش را بايد به كار گرفت و يك فرمول را به ذهن سپرد. آيا براى تاريخ وجود تكليف ضرورى است. حفظ طوطى وار بعد از مدتى فراموش مى شود. يكى از ويژگى هاى معلمان خلاق براى هر درس اين است كه روش هاى گوناگون را در نظر مى گيرند، همه فراگيران با يك روش ياد نمى گيرند. فردى قوه شنيدارى قوى ترى دارد و كس ديگرى از طريق تمرين كردن، نتيجه بهترى مى گيرد. با توجه به تفاوت هاى فردى و فرهنگى- اجتماعى نمى توان گفت يك روش كاملاً درست است. بنا بر اين بايد ويژگى هاى يك تكليف خوب را دانست. تكليف مى تواند در مدرسه انجام شود و فعاليت هايى كه در مورد يك مدرسه اتفاق مى افتد ممكن است جاى ديگر متفاوت باشد. سپس آن كه بسته به شرايط فرهنگى و اجتماعى خانواده تكليف داده شود، به زبانى ديگر ما نيازمند ساختار شكنى و ابداع روش هاى نو هستيم. ارتقاى حرفه اى معلمان و اصلاح نگرش مديران، زمينه مناسبى براى رشد دانش آموزان فراهم مى كند. در جهانى كه هر هفت روز در آن علم بشر دو برابر مى شود ما نيازمند تغيير هستيم. البته از سويى نبايد تغييرات مثبت و رو به رشد هم در مدرسه هم نگرش معلمان را ناديده بگيريم و در مقابل بايد ديد چقدر از آموزش و پرورش حمايت شده. اين در حالى است كه تغيير نگرش صرفاً با بخشنامه به وجود نمى آيد. آيا شرايط مطلوب براى يادگيرى هست؟ همه به يك سمت مى نشينند يا دايره اى و u شكل مى نشينند، آيا تعداد معلمان متناسب تعداد دانش آموزان است؟
در اين ميان مسائل ريشه اى ترى نيز وجود دارد. در حقيقت، حجم زياد تكاليف در مدارس، خود بازتاب مسأله فراگيرى چون نمره محورى در آموزش و پرورش است. هنگامى كه نمره محورى، مدرك يا صرفاً ورود به دانشگاه هدف اصلى است، نحوه تدريس نيز نتيجه محور مى شود. در اينجا مهم اين نيست كه دانش آموز چقدر مهارت دارد، بلكه مهم اين است كه چه نمره اى گرفته پس بايد به سمت حفظيات و تكاليف خاص يا به سمت تست زنى برود. اين نگاه سطحى شده يا نگاه تجارى موجب مى شود كلاس هاى تست حتى از سطوح پايين تر شروع شود كه همين آموزش و پرورش را با چالش هاى جدى روبرو كرده. اينجاست كه يادگيرى يا آمادگى براى بهتر زيستن ديگر وجود خارجى ندارد. بخشى از شهريه را از خانواده مى گيرند بنابراين بايد نيازهاى خانواده را در نظر بگيرد و در عوض مسؤوليت هاى اصلى خود را فراموش مى كنند. نتيجه محور بودن و گذشتن از آزمون هاى اين چنينى جاى آمادگى فرد براى ورود به اجتماع را مى گيرد. در اينجا ديگر هدف از آموزش كسب مهارت هاى زندگى نيست. مسأله ديگرى كه وجود دارد به سطح مطالبات و خواست هاى غير واقعى والدين بر مى گردد. نبود تكليف يا حتى حجم كم آن براى آنها نگران كننده مى نمايد. اين قضيه در مدارس غير دولتى به نوعى تشديد مى شود حجم سنگين تكاليف، كلاس هاى مكرر و متعدد و آموزش هاى خانگى و خارج از نرم والدين در خانه و تأكيد و پافشارى آنها بر دروس، به نوعى دانش آموز را دچار بمباران درسى مى كند. چه بسا كه يكى از علل بى انگيزگى دانش آموزان، نسبت به درس و مدرسه، بازخورد افراطى چنين رفتارهايى است. با اين حال همچنان كه عزت الله فولادى مى گويد: ما مى توانيم به تكاليف جهت دهيم به شكلى كه آنها را خوشايند سازيم. دانش آموز مى تواند براى دوستان و خويشان نامه بنويسد. يادداشت كردن پيام ها و معلومات و مهارت هايى كه در مدرسه مد نظر است. خاطره نويسى در بعضى كشورها خيلى مورد توجه است. اين كه در پايان هفته به جاى تكليف و كار در مورد تعطيلات بنويسند. خاطره نوعى واقعه نويسى است و بچه هاى ديگر هم ياد مى گيرند. برخى روانشناسان اجتماعى معتقدند ۸۰ درصد يادگيرى ها از طريق مشاهده است. چيزهاى خوبى كه در جامعه مى بينند يا در روزنامه مى خوانند يا نكته برجسته اى كه در زندگى به آن بر مى خورند را بنويسند و در كلاس ارائه كنند يادگيرى تنها منوط به كتاب هاى درسى نيست. مى توان منابع ديگر يادگيرى را در خارج از مدرسه ايجاد كرد. از سويى معلم بايد هدف و چرايى انجام تكاليف را براى فراگيران به روشنى بيان كند. شرايط مطلوب براى انجام يك تكليف و اين كه آيا دانش آموز شرايط اين كار را دارد، در نظر گرفته شود. شرايط مالى و فيزيكى و ميزان تحصيلات والدين مؤثر است. گاهى والدين بيش از حد وارد جريان يادگيرى مى شوند تا آن كه نقش راهنمايى و نظارتى و حمايتى داشته باشند. والدين نبايد سعى كنند پاسخ سؤالات را به بچه ها آموزش دهند، تنها راهنمايى در مورد راه هاى كسب درست منابع صدق مى كند. از سويى در تكليف دادن، هويت موفق را ايجاد كنيم نه اين كه هويت شكست را آموزش دهيم. اگر تكاليف سنگين باشد به احتمال زياد در انجام تكليف، شكست مى خورد و يك هويت ناموفق شكل مى گيرد. هرگونه نقش والدين، غير از نقش حمايتى باعث آسيب مى شود. حتى بخشى از عدم توفيق والدين هستند. آنقدر فشار به بچه ها مى آوريم كه لذت درست خواندن را از بچه ها مى گيريم و به جاى لذت، احساس تنفر در آنها ايجاد مى شود. درس خواندن بايد به عنوان يك فعاليت لذت بخش معرفى شود نه به عنوان تنبيه كردن. اجازه دهيم بچه ها مسؤوليت رفتارهايشان را بشناسند. كمك، تنها در حد سؤال، ابهام يا نياز است اما انجام دادن آن به عهده خود بچه ها است. بدترين والدين، والدينى هستند كه جواب سؤالات را مى دهند. از سويى والدين و معلمان بايد بدانند كه بازى نقش مهمى در يادگيرى براى بچه ها دارد، حتى مهارت هاى درسى را هم تقويت مى كند.
بررسى حجم زياد تكاليف مى تواند به اين چكيده نهايى پايان يابد كه تكليف بايد در سه بخش اهداف، انواع و استراتژى تكليف تنظيم شود. معلمان بايد بدانند تكليف را مطابق توانايى ها و علايق هر يك از دانش آموزان تعيين كنند. حتى به جاى عنوان تكليف شب مناسب تر است از تركيب تمرين روزانه استفاده شود كه در تمام اوقات، هر زمانى كه فرصت مناسب فراهم آيد، بايد به انجام آن اقدام شود. در نهايت آن كه هر چند دادن تكليف و انجام آن در منزل در شرايط فعلى آموزش، براى دانش آموزان مفيد است. اما ماهيت تكليف داده شده نياز به بازنگرى دارد. آموزش و پرورش مانند مدارس چند نوبته، كلاس هاى پر تراكم، زمان اختصاص يافته به آموزش، عدم آموزش فراگير، برخى صلاحيت هاى حرفه اى، چاره اى از تكليف منزل نيست. اما رشد سريع علم و پيدايش مواد جديد در برنامه هاى درسى، پيدايى نظريات جديد تربيتى، وجود رسانه هاى گروهى و الكترونيكى، رايانه اى و دروس خود آموز كه اوقات فراغت دانش آموزان را به خود اختصاص مى دهند.حجم سنگين كوله پشتى تكليف درسى، براى گرده و طاقت دانش آموزان بار سنگينى به نظر مى رسد.بارى كه حمل آن به فرايند كيفى يادگيرى و اشتهاى آزاد و سبك خلاقيت نيز منجر نمى شود.
a00b آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-12-2016   #3 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
a00b's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خاطرات یک معلم

اگر در كلاس وقت اضافي آورديد
1- تمرينات درس را حل كنيد.
2- تكاليف بچه ها را ببينيد.
3- از بچه ها امتحان بگيريد و از آن ها بخواهيد برگه هاي امتحاني را براي هم تصحيح كنند.
4- نظر بچه ها را راجع به بهبود وضعيت كلاس و كلاس مورد علاقه اشان بپرسيد.
5- بحثي راجع به بخشي از درس راه بيندازيد
6- جزئيات كار جلسه ي بعد و تكاليفشان را شرح دهيد.
به نظر بنده وقتي فعاليتي را به شاگردانتان مي دهيد براي آن ها زمان تعيين كنيد مثلا بگوييد 15 دقيقه وقت داريد كه اين مسئله را حل كنيد و يا بگوييد وقت تمام است ، از اين طريق زمان بندي كلاس در كنترل شماست.
لحن خاص هر معلم

بيشتر معلم ها لحن خاصي دارند كه مختص به خودشان است. استفاده از واژگان خاصي از يك معلم انتظار مي رود . بر همه واضح است كه فحش دادن در كلاس غيرحرفه اي و غيرقابل قبول است. ولي در مورد بقيه حرف ها چطور؟ مثلا حرف هايي كه احتمال برداشت هاي نادرست از آن ها مي رود و يا باعث افزايش ناگهاني پچ پچ يا خنده آشكار و يا پنهاني بچه ها مي شود. بنده عادت داشتم بعضي حرف ها را زير لبي تكرار كنم ، در زمان تدريس ام در جلسه اي كه بازرس به كلاس درسم آمده بود و حضور داشت ، وي يكي از حرف هاي مرا به اشتباه ناسزا به شاگردم شنيده بود و در دفتر خود يادداشت كرده بود ، پس از آن ياد گرفتم كه ديگر چيزي را با خودم تكرار نكنم. و البته ناگفته نماند كه معلمان عزيز بايد سعي كنند از داشتن لحن يا تكيه كلام خاص كه براي دانش آموزان سوژه شود جلوگيري كنند و در اين رابطه از دوستان و آشنايان خود كمك بگيرند.
اتفاقات خنده دار و خجالت دهنده براي معلمين

معلم ها هم انسان هستند ولي بعضي وقت ها گويي نمي خواهند شاگردان اين را بفهمند. بعضي اتفاقات ممكن است ناخواسته پيش بيايد كه موجب شرمساري جلوي بچه ها شود ، اتفاقاتي از قبيل قاطي كردن اسم ها ، افتادن ، سرخوردن ، تپق زدن ، تلفظ اشتباه ، فراموش كردن ؛ املاي اشتباه كلمه ، لكه يا پارگي لباس ، خرابي زيپ و .....
طرز فكري كه ميان معلم ها رايج است مبني بر اين كه بايد شخصيتي افلاطوني از خود نشان دهند. برايشان زشت است كه بچه ها جنبه هاي طبيعي انساني اشان را ببينند. نه تنها اين امر در واقعيت محال است بلكه به دانش آموزان تصور غير واقعي در مورد معلم مي دهد. در چنين موقعيت هاي خجالت دهنده اي بهترين راه ، خلق فضاي شوخي در كلاس است. اگر آن را با خند رد كنيد خيلي بهتر از اين است كه نشان دهيد ناراحت شده ايد. و بچه ها در شما احساس ضعف را ببينند. گر چه در همان لحظه آرزو مي كنيد كه زمين دهان گشايد و شما را ببلعد ولي در آن موقع به اين فكر كنيد كه تحمل دو سه حرف و متلك خنده دار به معناي پايان زندگي نيست.
بنده چندين سال گذشته از زبان يكي از همكارانم كه معلم برجسته اي بود شنيدم كه مي گفت : ((شاگردان را هركاري هم كه بكنيد و هر جوري هم كه با آن ها رفتار بكنيد ، اول و آخرش سعي دارند كه از معلم يك سوژه ي خنده درست كنند و به او بخندند ، چندين بار وقتي زنگ هاي تفريح از جلوي كلاسم رد مي شدم كه به كتابخانه بروم با گوش هاي خودم شنيدم كه شاگردانم اداي حرف زدن و حتي تكيه كلام هايي كه عادت داشتم به كار ببرم تا دانش آموزانم بيشتر متوجه اهميت نكته شوند را مسخره مي كردند و به اصطلاح اداي من را در مي آوردند ، اما هرگز به روي آن ها نياوردم و آن ها را شرمسار نكردم )) ايشان فرمودند كه در يكي از سال هاي تدريس شان وقتي وارد كلاس مي شوند با صحنه اي روي تخته سياه مواجه مي شوند : ايشان وقتي وارد كلاس شد ،كاريكاتوري از چهره اش را روي تخته سياه ديد .كاريكاتور، زننده، دقيق و مضحك بود. كلاس منتظر واكنش معلم بود. معلم با شوق و علاقه به آن نگاه كرد و سپس گفت: « آنقدر خوب كشيده شده كه آدم حيفش مي آيد پاك كند. صبر ميكنيم تا هنرمندي كه اين كاريكاتور را كشيده، آنرا روي كاغذش كپي كند. من به اين كاريكاتوريست با استعداد تبريك مي گويم.»
به نظر بنده ي حقير ايشان با اين عمل پختگي خود را نشان داد. •هيچ گونه رنجش شخصي از اين كاريكاتور زننده به دل نگرفت. •از شوخي يك دانش آموز ، آزرده خاطر نشد. •دنبال دانش آموز خطاكار نگشت و سعي هم نكرد كه او را شرمسار كند. •از موعظه بي ثمر و بحث اخلاقي خودداري كرد. •به جاي آن، خلاقيت دانش آموز را تشويق كرد و هنر او را محترم شمرد.
يكي از همكارانم كه همسرش معاون يكي از مدرسه هاي شاهين شهر در اصفهان بوده است از زبان ايشان تعريف ميكرد : در سال77، معاون یک مدرسه در شاهین شهر بودم.بايکي ازمعاونهاي مدرسه که ازمن بزرگتربودرفتيم به کلاسها سرکشي کنيم.دم درِيکي از کلاسهاکه معلم نداشت به هم تعارف کرديم که وارد بشيم.چون اوبزرگتربودواردشدومن هم پشت سرش،ولي بچه هاحواسشون نبودکه بلندبشوند؛همکارم که خيلي حساس بودواين رابي احترامي مي دونست با عصبانيت به طرف بچه هافرياد زد:"گوساله ها!من پدرشماحساب ميشم نبايداحترام بگذاريد؟"!!
من خودم راکنترل کردم وبعدکه آمديم دفتربه همکارم گفتم:خداخيرت بده به بچه هاکه رحم نکردي وتوهين کردي،لااقل به خودت رحم مي کردي. تازه آقافهميدچه سوتي داده!
به نظر اين بنده ي حقير اين اتفاقات خنده دار در هر صورت ممكن است براي هر معلمي اتفاق بيفتد ولي چيزي كه مهم است اين است كه اولا حرمت و شخصيت دانش آموزان مان را حفظ كنيم ثانيا در اين جور مواقع سعي كنيم كه حساسيت نشان ندهيم و با اين اتفاقات به صورت منطقي برخورد كنيم.
بنده به خاطر دارم كه در يكي از سال هاي تدريسم در يكي از كلاس هاي شلوغ و شيطان مشغول تدريس بودم ، ساعات آخر كلاس بود و نزديك زنگ خوردن بود و دانش آموزانم با سوالات بيهوده و بحث هايي كه مشخص بود براي اتلاف وقت اين كار را انجام مي دهند ، قصد داشتند كه مانع از ادامه ي درس دادن بشوند ، يكي از شاگردانم كه از اول ساعت مدام با سوال هاي پي در پي و بيهوده مي خواست به اصطلاح خود دانش آموزان پارازيت بيندازد و مانع درس دادنم شود دوباره دستش را بلند كرد و گفت آقا ببخشيد ي سوال ، بنده بدون اينكه سوال دانش آموزم را بشنوم گفتم : با اين سوال هاي ارزشمند وقت بي ارزش من را نگير! در واقع به جاي اينكه بگويم با اين سوال هاي بي ارزش وقت با ارزش من را نگير آن جمله را به اشتباه گفتم ، شاگردانم كه معلوم بود به زور جلوي خنده خود را گرفته اند و منتظرند كه زنگ بخورد و به اصطلاح از خنده منفجر شوند ؛ خودم هم دست كمي از آن ها نداشتم و هم عصباني بودم ، ناگهان يكي از شاگردانم كه نيمكت اول نشسته بود و ميز را با شدت گرفته بود و فشار مي داد گفت : پوووووف ..... و از خنده منفجر شد و كلاس رفت روي هوا . حالا شما تصور كنيد كه بنده با اين عجله مي خواستم ادامه ي درس را بدهم و دانش آموزاني كه مي خواستن مانع درس دادن من بشوند و سوتي كه بنده داده بودم زنگ خورد و از كلاس خارج شدم ساعت بعد كه وارد كلاس شدم دانش آموزي كه باعث شد كلاس از خنده روي هوا برود ديرتر از من آمد ، در را زد و همانطور كه دستش را بالا برده كه اجازه بگيرد وارد كلاس شود ، يك نگاه بمن كرد و يك نگاه به كلاس و بعد ناگهان دوباره از خنده منفجر شد ، به او گفتم بيرون بمان هر موقع خنديدنت تمام شد به كلاس برگرد ، دانش آموزم آن زنگ را اصلا به كلاس نيامد ، حالا يا اينقدر آن موضوع برايش خنده دار بوده كه كل ساعت آن زنگ را داشته مي خنديده است و يا آن كه ديگر خجالت كشيده بوده برگردد و يا ...در هر صورت وقتي اين ماجرا را در دفتر براي معاون و همكارانم تعريف كردند آن ها هم به اين ماجرا خنديدند و هركدام پيشنهادي راجع به آن دانش آموز به من مي دادند ، در هر صورت بعد از ساليان دراز به اين نتيجه رسيده ام كه وقتي دانش آموزانم در آخر زنگ خسته اند به آن ها درس جديد ندهم چون اولا رغبت گوش دادن ندارند و ثانيا تجربه ثابت كرده است كه مانع از آن مي شوند كه بتوانم تا آخر آن چه كه مدنظرم است درس بدهم و در ضمن از اتفاق آن روز هم درس عبرت گرفته ام.
برخورد معلم با دانش آموزان در خارج از مدرسه

طبيعتا احتمال برخورد با شاگردانتان در خارج از مدرسه ( مثلا وقتي با خانواده به گردش يا بازار مي رويد ) زياد است. يكي از رموز عجيب زندگي اين است كه چرا اطلاعات زندگي خصوصي معلم ها براي شاگردانشان اين قدر جذاب است. چه لذتي مي برند از اينكه پشت سر معلم ها حرف بزنند و بگويند كه فلان معلم آخر هفته ها كجا مي رود و يا همسرش چه شكلي است. به خاطر همين اگر معلم خود را خارج از مدرسه ببينند ، دوست دارند كه با آن ها حرف بزنند و خبر را در كلاس پخش كنند. سعي كنيد در حرف زدن صادق باشيد ولي به هيچ وجه اجازه ندهيد كه ريز به ريز زندگي تان را مو شكافي كنند. هنگام برخورد با دانش آموزانتان نشان دهيدكه كار داريد و با همان لحن و حالت كلاس با آن ها صحبت كنيد. از كنجكاوي هاي ديگر دانش آموزان ، كشف محل زندگي شماست. سعي كنيد كه دانش آموزانتان محل زندگي شما را ياد نگيرند. بنده در يكي از سال هاي تدريس ام وقتي شروع به تدريس كردم ، محل كارم تا منزل ده دقيقه فاصله داشت. وقتي بچه ها به اين موضوع پي بردند ، وقت و بي وقت در خانه ام را مي زدند و از راجع به تكاليف فردا و يا امتحان فردا ، سوال مي كردند ، حتي گاهي دانش آموزانم ، زنگ خانه ي مرا مي زدند و فرار مي كردند.

برعهده گرفتن كلاس معلمي ديگر

هميشه اين احتمال وجود دارد كه مجبور شويد كلاس ساير همكاران را بر عهده بگيريد. در چنين موقعيت هايي اولا بدانيد در معرض مقايسه با معلم قبلي هستيد و پذيرفتن معلم جديد براي دانش آموزان بسيار سخت است. ثانيا اين كه هيچ پيش زمينه اي راجع به مطالب درسي كه تاكنون بيان شده و وضعيت كلاس نداريد . دراين وضعيت چند نكته را فراموش نكنيد :
1- يادتان باشد مسئوليت كلاس تا به حال برعهده هر كه بوده گذشته است و حالا اين كلاس شماست ، اينكه دائما بچه ها به شما يادآوري كنند كه (( ولي خانم X مي گذاشت اين كار را بكنيم )) به اين معنا نيست كه خودتان و قوانين تان را با معلم قبلي وفق بدهيد.
2- قوانين خود را به هر نحو بيان كرده و در راس كلاس قرار گيريد.
3- قبل از هرچيز خود را معرفي كنيد ، گر چه فكر مي كنيد كه دانش آموزان كم و بيش با شما آشنا باشند و دليل حضور خود را در كلاس و اينكه چرا اين كلاس به عهده شما محول شده را شرح دهيد.
4- ليست كلاس را حتما همراه خود بياوريد ونكاتي كه معلم قبلي در آن يادداشت كرده را مرور كنيد.
5- اگر نسبت به درسي كه به صورت اتفاقي برعهده شما قرار گرفته آگاهي كافي نداريد ، به خاطر آن از بچه ها عذرخواهي نكنيد ؛ يادتان باشد شما در قبال كلاس مسئوليد.
6- سعي نكنيد اوضاع را به سرعت تغيير دهيد. اگر تصميم به تغيير روند كلاس داريد ، اين كار را به صورت تدريجي انجام دهيد كه در غير اين صورت ، شرايط استرس زايي هم براي شما و هم براي كلاس تان به وجود خواهد آمد.
7- نمره هاي قبلي ، دفتر سوابق و گزارش هاي رفتاري و كتاب هاي كار بچه ها را به دقت بررسي كنيد.
8- معلم قبلي و شيوه كارش را مورد انتقاد قرار ندهيد. حتي اگر مي بينيد كه وضعيت كلاسي كه براي شما گذاشته آشفته است. دنبال اين نگرديد كه آيا شما از او بهتر هستيد يا بدتر. به مهارت ها و توانايي هاي خود مطمئن باشيد و كيفيت آموزشي خود را ارتقا دهيد.
9- اعتماد به نفس خود را از دست ندهيد طبيعي است كه بچه ها معلم ها را باهم مقايسه كنند و برخي را به برخي ديگر ترجيح بدهند.
10- به قوانيني كه از همان اول گفته بوديد پايبند باشيد و به مقايسه ي بچه ها با اختياراتي كه ساير معلم ها مي دهند بي اعتنا باشيد.
11- هيچ گاه فكر نكنيد به خاطر اين كه بچه ها كس ديگري را ترجيح مي دهند بايد تغيير كنيد.
12- اگر خبردار شديدكه فلان معلم در مورد شما فلان چيز را گفته است تا قبل از اين كه مطمئن نشده ايد دست به هيچ واكنشي نزنيد.
13- شك و بدبيني بچه ها را به ساير معلمان تحريك نكنيد و حتي بر خلاف نظر شخصي و احساس دروني تان از همكاران خود حمايت كنيد.
تشويق و تنبيه در مدرسه

تشويق به جا به خصوص در رده هاي سني پايين ، تاثير بسزايي دارد ، انتقاد به جا هم همين طور. تشويق نابه جا هيچ فايده اي ندارد و تنبيه و انتقاد نا به جا هم تخريب كل شخصيت دانش آموز است. انتقاد نيش مي زند و عوارض اش ماندگار است اگر چه به قصد كمك و دلسوزي بيان شود. بنابراين توصيه ي من به عنوان يك معلم اين است كه هيچ گاه در تشويق و تنبيه زياده روي نكنيد. حتي گاهي اوقات شيوه ي تشويق كردن بعضي از معلم ها ممكن است اشتباه باشد. بنده به ياد دارم كه در يكي از كلاس هاي درسم يكي از دانش آموزانم را خيلي تشويق و تحسين مي كردم ، روزي در زنگ تفريح دانش آموزم نزدم آمد و گفت كه همكلاسي هايش او را ( خرخون ) يا ( بچه مثبت ) صدا مي كنند و از من خواست جلوي همكلاسي هايش او را تشويق نكنم. بنابراين حتي در شيوه ي تشويق كردن هم بايد دقت لازم را به عمل آورد.
انسان ها همه نياز به تشويق دارند

یکی از مسائلی که در تعلیم وتربیت انسانها فراوان به گرفته می شود ،موضوع تشویق وترغیب است که به اولیا ومعلّمان تأکید می شود که فرزندان وشاگردان را تشویق کنند .سعی شود به جای توبیخ وملامت وکوبیدن ها از راه تشویق وارد شوند آنان را به حرکت وادارند . وقتی دانش آموز فاقد انگیزه درونی باشد از حرکت کردن باز می ایستد معلم ومربی می تواند با عوامل خارجی وبیرونی فرد را به حرکت بیندازد .شاگرد دوست دارد پدر مادر ومعلمش کار او را تأئید کند وبه او آفرین وتحسین بگوید . نگاه کردن به تکلیف دانش آموز یک نوع تشویق برای او حساب می شود . تشویق باید همگانی باشد نکته بسیار مهم که در امر تشویق وجود دارد وبسیاری از آن غفلت می کنند که تشویق نباید در انحصار افراد خاص قرار گیرد بلکه باید شمول وعموم داشته تا همه را به تحرک وپویایی وادار کند مثلاً اگر معلم بگوید هر که در نوشتن املا هیچ اشتباهی نداشته باشد تشویق می شود عده معدودی را به حرکت خواهد انداخت ولی اگرمعلم بگوید هر که در نوشتن املا کمتر از املای جلسه قبل اشتباه داشته باشد تشویق خواهد شد در این جا حرکت وفعالیت در دانش آموزان بطور گسترده ای انجام خواهد گرفت حتی دانش آموزان خیلی ضعیف هم به فکر پیشرفت وتعالی خواهند افتاد بدون تردید می توان گفت در پرتو تشویق خلا قیت وابداعات بوجود میآید.
اثر تشویق

در اولین سال آموزگاری که چهار ماه از سال تحصلی گذشته بود وقتی وارد کلاس شدم بعداز معرفی وصحبت بادانش آموزان به پرسش وپاسخ در مورد اندوخته های دانش آموزان در درس علوم پرداختم وقتی نوبت به دانش آموزان آخر کلاس شد دانش آموزان باصدای بلند فریاد زدند خانم از این دانش آموزان نپرسیدچون چیزی بلد نیستند معلم هیچگاه از اینها چیزی نمی پرسید بچه ها خیلی خجالت کشیدند.اولین کاری که کردم این دانش آموزان را در بین دانش آموزان زرنگ قرار دادم هرروز پرسش وپاسخ را با این دانش آموزان شروع می کردم وباکوچکترین جواب به عناوین مختلف آنان راتشویق می کردم وبقیه دانش آموزان را وادار به همکاری این دانش آموزان می کردم حس تعاون وهمکاری در دانش آموزان آنقدر بالا رفته بود که در زنگ تفریح به یدیگر کمک می کردند.یک روزدر زنگ ورزش در حیاط مدرسه مدیرکه تجربه ای طولانی در این مدرسه داشتند وازمشکلات درسی ،خانوادگی شاگردان با خبر بودند سوالاتی از این دانش آموزان نمودند. شاگردان می گفتند خانم مدیر از زمانی که خانم معلم جديد آمدند این دانش آموزان خیلی پیشرفت کردند مدیر خیلی خوشحال شدند.
نیاز به درک شدن

یکی از علل موفقیت معلم در کلاس درس ودرتعلیم وتربیت درک دانش آموز است اگر دانش آموز درک شودآن وقت به معلم علاقمند شده به سوی او کشیده خواهد شد.دلش هوای او خواهدکرد آثار شادمانی ونشاط وخرمی در چهره اش موج خواهد زد واگر به او بگویند که این معلم دیگر به این مدرسه نخواهد آمد اشک تأثر چهره اورا شست وشو خواهد داد ..یکی از عوامل جذب کننده شاگرد درک شدن او توسط معلمش می باشد ودر پرتو این جذب شدن هاست که شاگرد قوه های خود را یکی پس از دیگری از دست داده آن ها را به فعلیت خواهد رسانید . راستی اگر معلمان نتوانند یا نخواهندبه اعماق وجودی شاگرد دست یابند چه کسانی می توانند این رسالت عظیم را انجام دهند ؟دانش آموزان می خواهند معلمان آنها را درک کنند.دشواری های آنها را بشناسند وآرمان ها وآرزوها ی آنها را در یابند .وقتی شاگرد ببیند که معلم با زمان خاص او با اوسخن می گوید .بلا فاصله احساس خواهد کرد که معلمش اورا درک کرده است در چنین موقع دانش آموز به کلاس درس ومعلم علاقه مند شده از کلاس درس لذت می برد وبا علاقه بیشتر به درس گوش می دهد ودریادگیری او تأثیر زیادی دارد. پس بیایید اول واقعیت درک شدن به او بفهمانیم سپس انتظار داشته باشیم که دیگران را درک کند.
حفظ حرمت وشخصیت دانش آموز

پس از چند سال تدریس وارد مدرسه ای شدم در اولین برخورد با اولیا ودانش آموزان پس ازپایان صبحت آنان فهمیدم که یکی از دانش آموزان مشکل اخلاقی (رفتاری ) دارد .(از جمله عدم احترام به دوستان وحتی معلمان،سرپیچی از فعالیت کلاسی خیلی جسورانه و...) این شاگردسال قبل بیرون از کلاس بسر می برده ،در اولین جلسه برای انتخاب نماینده، اورا انتخاب کردم درهنگام نمایندگی در غیاب من شاگردان رامورد ضرب وشتم قرار میداد بچه ها به مدیر مدرسه شکایت کردند مدیراورا به زور گرفته واو می خواست فرار کند اورادرون کلاس دیگری بردندمن وقتی دیدم که با مدیر این طوری رفتار می کند تصمیم دیگری گرفتم وارد کلاس شدم پس از صحبت درمورد( مهر و دوستی ، ادب واحترام به دیگران و...) قانون کلاس واحترام به دیگران را روی کاغذی نوشتم وبه دیوار کلاس نصب کردم وگفتم فعلاً کسانی که 5 الی6 قانون را رعایت کنند سر صف تشویق می شوندواز آنها عکس می گیریم در طی چند روز تحولی دراین دانش آموز ایجاد شد بعضی قانون ها را رعایت کرد پس از تشویق عکس او را با دانش آموزان مودب وزرنگ گرفته وروی عکس نوشتم شاگردان مودب کلاس وبه دیوار نصب کردم وبه او گفتم چون مودب شدی باید با همین شاگردان درحیاط مدرسه راه بروی. دانش آموزان پایه ی بالاتر وقتی این عکس رامی دیدند به دیگران می گفتند وتعجب می کردند.بلا خره این تشوق وتشویق های دیگرآنچنان در روحیه ی او اثر گذاشت برخلاف قبلاً که ازانجام فعالیتها در کلاس سرپیچی می کرد خیلی سریع می نوشت وخیلی مودبانه وبا احترام به دیگران کمک می کرد . برخلاف گذشته خیلی با احترام کلاس را اداره می کرد. زنگ استراحت بودو من در کلاس مشغول دیدن تکالیف بچه ها بودم معلم کلاس سوم سرزده وارد کلاس شدند چندین دانش آموز دور میزمن بودن در حضورآنهااز من پرسیدند این دانش آموز پارسال یاغی بود امسال با اوچه کردی این قدر مودب شده ،میاد تو دفتر در میزنه، سلام می کنه تشکرمیکنه دلیلش چیست تعریف کردم خوشحال شدند ورفتند بعد دانش آموزانی که کلمه ی یاغی راشنیده بودند از من سوال می کردن خانم یاغی یعنی چه ؟وظیفه ی ما معلمین حفظ شخصیت وحرمت دانش آموزان است.
دادن مسئولیت به دانش آموزان

فردی که به او مسئولیت داده می شود درحقیقت با این عمل به او شخصیت داده می شده است .بدیهی است زیر بنای بسیاری از مفاسد اخلاقی وخلاف کاریها معلول بی شخصیتی است .پیامبر بزرگ در باره ی شخصیت کودکان فرموده به کودکان خود شخصیت داده رفتار نیکو وآداب انسانی به آنان بیاموزید.بدیهی است که تربیت ،آنان را در پر تو شخصیت قرار داده است اگر به کودکی شخصیت ندهیم نمی توانیم او را دگرگون کنیم. با سپردن مسئولیت به افراد راه خوب شدن رابه روی آنان باز کرده ایم ومعلمان نباید فراموش کنند همه ی ابتکارات در انحصار درس خواندن ونمره بیست گرفتن نیست. بنابراین نباید همه ی شاگردان را فقط به درس خواندن ونمره بیست گرفتن تشویق کنند درمیان شاگردان افرادی هستند که روحیه مدیریت در آنان از دیگران بیشتر است.
معلمان خوب می توانند با شناخت این نوع استعدادها این گونه افراد را با دادن مسئولیت پرورش داده راه مدیریت های بزرگ را برویشان بگشایند بنا بر این اگر دانش آموزی درس خوان از آب در نیامد نباید او را نفی مطلق کرد چه ممکن است خدا در جوهره ی او قدرت مدیریت قرار داده باشد با سپردن مسئولیت ،این گونه ا فراد را از سقوط نجات داده ونیروی خدا دادی آنها را پرورش داده ایم.
رعایت تفاوت های فردی

چهارسال پیش واردمدرسه ای شدم ازنظر درسی تقریباً ضعیف وهم از نظر اخلاقی بسیار شیطون که به گوش اولیا رسیده بود هر چه دانش آموز شیطون را در این کلاس قرار دادندکه حتی یکی از اولیا که پسر او زرنگ ،مودب و... بود دربرابر معاون مدرسه از من دفاع کردوبدون ترس دلهره با معاون مدرسه بگو مگو می کرد می گفت گناه می کنی وخدا را خوش نمیاد هرچه دانش آموز شیطون رادر کلاس این خانم قرار دادی .در بین این دانش آموزان یک دانش آموزی بود از لحاظ درسی خیلی ضعیف تر از دیگران بود ودر ضمن خیلی خجالتی در مدت یک هفته به عناوین مختلف نتوانستم یک کلمه چه در حضور خودم چه در حضور دوستان از زبانش بکشم بالاخره با آوردن پای تا بلوومحبت ،دادن مسئولیت وبخصوص با درمیان گذاشتن اولیا او وهمکاری آنان بخصوص خواهر دلسوزش کمی به حرف آمددر ضمن نا گفته نماند بدون نظر من اورا نزد روانپز شک برده بودند ودیر آموزتشخیص داده شده بودمن به اولیا ومعاون گفتم من قبول ندارم این شاگرد خجالتی ودر ضمن نیاز به محبت دارد.یک روزخیلی عصبانی شدم او راپای تابلو آوردم وگفتم با صدای بلند بگومن می توانم زیر لب آهسته زمزمه میکرد من فریاد میزدم قبول نیست بلندتر بازم بلندتردر حدود 20 دقیقه طول کشید کم کم بلندتر شد به جایی رسید گریه می کرد ومیگفت می توانم تااین که دق کرده بودبچه ها میگفتند گناه داره خانم دیگه بسه نگاهی به بچه ها کردم وگفتم محمد می تواند ولی نمی خواهد خیلی باهوشه ،خیلی زرنگ می تونه از همه کلاس بهتر باشد .بعد از دو ساعت که زنگ خونه خورد بچه ها به منزل رفتند فردا خواهرش به مدرسه مراجعه کرد گفت با برادرم چه کردید دق کرده بود امّا در عوض تکالیفش را نوشت علوم شفاهی توضیح داد وما تعجب کردیم .گفتم چرا از خودش نپرسیدید جواب داد پرسیدم ولی باز هم می خواهم از زبان خودتان بفهمم ماجرا را تعریف کردم بالاخره با همکاری اولیا وتوجه وتشوبق بیشتر درکلاس این دانش آموز فوق العاده هم از نظر درسی وهم از نظررفتاری تغییر کرد .پس مدتی مدیر سال قبل همین مدرسه که راهنما شده بودند به بازدید کلاس آمدنداز اولین دانش آموزی که سوال کردند وپای تابلو آوردند همین دانش آموز بود هرچه پرسیدند چه ریاضی چه درسهای دیگر خیلی خوب پاسخ داد بسیار خوشحال شدند ودر دفتر خیلی از کلاس تعریف کرده بودند .اولیا او هر چند روزی به مدرسه می آمدند وتشکر می کردند.از طرف اداره کلاس برای دیر آموزان کلاس گذاشتند واز ما خواستند اقدامات انجام شده جهت پیشرفت دانش آموزان دیر آموز را بنویسیم من از اولیا اجازه خواستم که عکس او با اقدامات انجام شده رابنویسم اجازه دادند.
تفاوت های فردی
پیامبر اکرم فرمودند(الناس معادن کمعادن الذهب والفضه) انسانها همانند معدن هستند یکی معدن طلا ست دیگری معدن نقره وسومی معدن مس وچهارمی معدن گوگرد. این بدین معناست که همه ی انسان ها معدن هستندهیچ انسانی وجود ندارد که معدن نباشد.یعنی همه ارزش دارند منتهی در بین معدنها در عین ارزشمندی تفا وت وفرق وجود دارد واین نشانه ی تفاوت های فردی است.هنر مدرسه وهنر معلم این نیست که همه ی شاگردان مثل هم باشند .هنر مدرسه ومعلم این است که همه ی شاگردان با آنچه هستند ودارا می باشند پرورده سازد در پرورده ساختن مقایسه کردن وسنجیدن این فرد با آن فرد وجود ندارد باغبان باید بکوشد از درخت گلابی ،گلابی درشت وخوش طعمی را در یافت دارد .ما معلمان باید بکوشیم به جای اینکه شاگردان را با یکدیگر مقایسه کنیم ،هر شاگرد را با خودش مقایسه کنیم فلان دانش آموزیک هفته ی پیش چگونه بود واوامروز چگونه است.اگر دیدیم او از یک هفته پیش بهترشده اورا تقویت کرده .معلمان اگر این راه را بپیمایند آن وقت خواهیم دید همه ی معدن هایش طلا خواهد شد .زیرا در این روش شخصیت وحرمت دانش آموز محفوظ نگه داشته شده اورا با دیگران مقایسه نکرده ایم اورا با خودش مقایسه کرده ایم واو احساس کمبود نخواهد کردچون موجودیت او را تأئید کرده ایم .
اجتناب از تنبیه شدید و مکرر
معلمانی که مایلند روابط خوبی با دانش آموزان داشته باشند ، یعنی رابطه ای که موجب افزایش انگیزش تحصیلی آن ها شود ، برای آموزش رفتار مناسب نباید بر تنبیه متکی باشند . اغلب تنبیه ها با هدفی فراتر از خجالت دادن و ناراحت کردن دانش آموزان در نظر گرفته می شوند . در گذشته دانش آموزان به دلیل بی توجهی به درس مورد تنبیه جسمی قرار می گرفتند و امروزه نیز با این که این گونه تنبیه ها کمتر رایج است ، اما بیشتر تنبیه ها به نحوی برای آزردن دانش آموزان صورت می گیرد . برای مثال نوشتن 500 مرتبه جمله ( من ووسایلم را فراموش نمی کنم ) و یا رفتن به مدرسه در روز های تعطیل و یا ایستادن در گوشه کلاس و یا ماندن در مدرسه بعد از تعطیل مدرسه ، همگی مواردی هستند که موجب آزردگی دانش آموزان می شود . معلمانی که چنین تنبیه هایی را مقرر می کنند ، انتظار دارند که به نتایج مطلوب هم دست یا بند . برخی از معلمان که خود مایل به تنبیه دانش آموزان نیستند ، از والدین کودک می خواهند تا آنها را به دلیل رفتار نا مناسب در مدرسه ، خود تنبیه کنند . در این موارد به طور معمول والدین محرومیت هایی را برای کودک خود ایجاد می کنند ، که در نتیجه رابطه معلم و والدین با دانش آموز دچار اغتشاش می شود . اگر چه والدین باید از نحوه عملکرد فرزندان خود در مدرسه آگاه باشند ، اما نباید از والدین خواست تا آنها را تنبیه کنند . روش بهتر آن است که کاری کنیم تا والدین با امر آموزش فرزند خود در گیر شوند . باید آنان را ترغیب کرد تا کودک را به دلیل انجام تکالیفش در منزل تشویق کنند . باید دانش آموز را به کتابخانه ببرند و به او کمک کنند تا کتاب های مربوط به یک تکلیف را بیابد و از راه های گوناگون او را برای به دست آوردن موفقیت های کوچک در مدرسه تشویق کنند . معلمانی که برای موفقیت درسی کودکان به این شکل از والدین استفاده می کنند ، در یاری رساندن به دانش آموزان خود موفق تر هستند . بر عکس معلما نی که همواه در انتظار شکست یا رفتار نا مطلوب دانش آموز هستند ، اغلب بیشتر باعث می شوند تا مشکلاتی به وجود آید . اگر چه به ظاهر شاید این طوربه نظرآید که معلم نباید هرگز دانش آموزان را تنبیه کند ، اما در واقع دوری کامل از راهبر های تنبیه شاید دشوار باشد . معلمان باید چگونگی استفاده از روش های انضباطی و تنبیه های خفیف را بیاموزند ، البته به گونه ای که به روابط میان معلم و دانش آموزآسیبی نرساند . برای دوری کردن از عوارض زیانبار تنبیه ، ابتدا باید خیلی کم از ان استفاده شود . معلمی که از تنبیه به عنوان اولین و تنها راهبرد برخورد با دانش آموزان استفاده می کند به انگیزش تحصیلی آن ها آسیب شدیدی می رساند . با این حال هنگامی که در کنار استفاده از روش های غیر تنبیهی ، رفتار نا مناسب دانش آموزان همچنان ادامه می یابد . در این صورت باید تنبیه جزئی باشد و فقط به عنوان هشدار از آن بهره گرفته شود . هدف آن است که دانش آموز در یابد از مرز رفتار مورد قبول فراتر رفته است و امکان دارد رفتارش ناراحتی های جسمی و روانشناختی را برای دیگران باعث شود . در واقع تنبیه باید بیشتر از آن که واقعی باشد ، نمادی باشد . یکی از راه ها ی تنبیه خفیف ، ایستفاده صحیح از روش محروم کردن است . به طور مثال ف وقتی دانش آموزی با مدادش به پشت همشاگردی خود که در جلوی او نشسته است ، می زند ، معلم می تواند خیلی آرام به وی نزدیک شود و مدادش را بگیرد و به او بگوید : میتوانی مدادت را در آخر وقت کلاس از من بگیری . به این طریق وی را از وسیله ای محروم کرده ایم ، که با آن دو.ستش را اذیت می کرده است . همین طور اگر دانش آموزی مزاحم دیگران است ، می توان از او خواست تا به آخر کلاس برود و دور از دانش اموزان بنشیند . البته باید وی را چنان در این مسیر هدات کرد ، تا دیگران متوجه نشوند . به ایت ترتیب دانش آموز از موقعیتی که رفتار نا پسندش را تقویت می کند بیرون برده می شود . به طور معمول لازم است تا دانش آموز چند دقیقه ای در محل جدید باشد تا در مورد رفتار مزبور بیندیشد . بعد به طوری که دیگران متوجه نشوند ، می توان به دانش آموز نزدیک شد و به ارامی از او پرسید : فکر می کنی چرا از تو خواستم در این جا بنشینی ؟ معلم باید منتظر می شود تا پاسخی مناسب بشنود . سپس وی را با مهربانی به جای خود باز می گرداند . لازم است گفته شود که در این روش منظور این نیست که دانش آموز به خاطر از دست دادن چیز با ارزشی احساس نا خوشایندی پیدا کند ، بلکه منظور انتقال این موضوع به دانش آموز است که رفتا رش از حد قابل قبول تجاوز کرده است و معلم اجازه نمی دهد تا چنین رفتاری ادامه یابد . گاهی لازم است تا دانش آموز را از کلاس بیرون فرستاد و این به هنگامی است که او از رفتن به آخر کلاس خودداری می کند . اگر چنین دانش آموزی از کلاس هم بیرون نرود ، باید از ناظم مدرسه خواست تا او را از کلاس بیرون ببرد . اما در این حالت نیز نباید دانش آموز را با این قصد بیرون فرستاد که مورد بازداشت قرار گرفته است . یا کاری اضافی را باید انجام دهد . بلکه دانش آموز باید به دفتر مدرسه برود و در جایی به آرامی بنشیند و لازم است تا فردی بزرگسال هم نزد وی باشد . اما نباید دانش اموز دیگری همراه وی باشد . بعد از 10 تا 15 دقیقه ، مدیر یا مشاور مدرسه باید از او بپرسد چرا به دفتر فرستاده شده است ؟ اگر بتواند علت آن را توضیح دهد ، باید خیلی ساده به کلاس برگردد . البته بیرون کردن دانش آموز از کلاس باید هنگامی صورت گیرد ، که دیگر تلاش ها با شکست مواجه شده است . دور از انتظار نیست که اغلب معلمان در به کار گیری این روش تنبیهی با مشکل مواجه می شوند و تعداد اندکی نیز از آن استفاده می کنند . بر عکس اشکال سنتی تنبیه مثل بازداشت ، تعلیق و تکلیف اضافی به طور عمده در نظام آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد . با این حال اگر این روش های تنیهی موفق بودند ، رفتار های نا مطلوب باید کاهش می یافتند . در حالی که مشاهده می شود ، که چنین نیست ، و بی علاقگی دانش آموزان همواره افزایش می یابد . گزارش های مدیران ، معلمان ، دانش آموزان و والدین این امر را تایید می کند . به طور کلی دانش اموزانی که اغلب به شدت مورد تنبیه قرار می گیرند به دو صورت پاسخ می دهند . اول آن که آنها می آموزند که دیگر انسان ها را می توان از طریق تهدید وآزار و اذیت کنترل کرد و در نتیجه رفتارهای پرخاشگرانه در مدارس افزایش می یابد ، و یا شیوه تسلیم و اطاعت را پیش می گیرند . که این امر موجب بی علاقگی آنها نسبت به فعالیت های تحصیلی بر می گردد .بنابرین پیام آن است که هر چه معلم کمتر از تنبیه استفاده کند بهتر است . در موارد نادر هم که تنبیه جزئی ضرورت می یابد ، معلم می باید تلاش کند تا عصبانی نشود . مردم اغلب به هنگام عصبانیت به دیگران پرخاش می کنند . برخی از معلمان نیز ممکن است دانش آموزان را مورد توهین ، تهدید و تحقیر قرار دهند . چنین مواردی حتی می تواند بیش از تنبیه های جسمانی موجب ناراحتی دانش آموزان گردد . معلمانی که می توانند در لحظه های بحرانی بر خود مسلط باشند ، قادرند با چنین موقعیت هایی سازگاری یابند ، به طوری که روابط آنها با دانش آموزان دچار اختلال نشود . اما بسیار اتفاق می افتد که حتی آرام ترین و منطقی ترین معلمان هم به طور نا خواسته دانش آموزی را مورد توهین وتحقیر قرار می دهند . د ر این موارد یک پوزش ساده از جانب معلم می تواند نتیجه خوبی داشته باشد و حتی روابط فیمابین را بهتر کند .هنگامی که معلم با دانش آموزان رفتار مناسبی داشته باشد و مسئولیت رفتار نا مناسب خود را بپذیرد، آنها نیز نه تنها تنبیه ها را فراموش می کنند، بلکه به اشتباهات خود هم پی می برند.

بچه ها و كارهاي گروهي

هر كلاسي كه درس مي دهيد يك گروهند شما همه را به خوبي مي شناسيد و با همه صحبت كرده و ارتباط برقرار كرده ايد ولي اين موضوع دليل نمي شود كه همه همديگر را بشناسند و باهم رابطه داشته باشند. شما در قبال اجتماعي شدن شاگردان مسئوليد پس فرصت برقراري ارتباط بين دانش آموزان راهم به آن ها بدهيد. بهترين كار ، گروهبندي و مشاركت گروهي است كه شايد و يا تعويض مكان افراد را بطلبد. به علاوه با گروه بندي هاي تصادفي و بي مقدمه ، امكان ارتباط همه را باهم فراهم كنيد. ضمنا گروه بندي را به مرور زمان تغيير بدهيد تا هر كس بتواند حداقل رابطه را با تك تك افراد برقرار كند . همكاري و مشاركت در گروه هاي كوچك فوايد بسياري دارد و تاثير آن در روند يادگيري بي نظير است. از يك سو تقسيم نظرات ، از سوي ديگر از خود گذشتگي ، همياري ، يادگيري ازهم و رفع نواقص يكديگر همه در يادگيري كمك بسيار زيادي مي كند. رقابت بين تيم ها ، انگيزه زيادي مي بخشد كه در آن موفقيت ، مشوق خوبي است و شكست ، درسي ارزشمند. ولي شما به عنوان معلم بايد جو رقابتي را همواره مثبت نگاه داريد تا به رقابت مخرب ، حسادت و كينه توزي تبديل نشود.
برخورد با اشتباهات دانش آموزان

پژوهشها می گویند: اشتباهات مطلوب ومفیدند! بیشتر معلمان اشتباهات دانش آموزان را به چشم اموری ممنوعه می بینند و در مواجه با خطاهای آنان ( در نوشته هایشان، بر روی تخته، در کتابچه های تمرین، و یا در پاسخ های شفاهی) بلا فاصله دست به اصلاح آن می زنند.
جلو گیری از اشتباهات , باعث ایجاد ناراحتی در دانش آموز می شود , به طوری که او سعی می کند دیگر اشتباه را تکرار نکند. این نگرش به خطاها ، فشار زیادی بر دانش آموز وارد می کند بویژه که محدودیت زمانی نیز وجود داشته باشد. در یک پژوهش ، از تعدادی دانش آموز و معلم (n=38) خواسته شد که مسئله زیر را در مدت دو دقیقه حل کنند و پاسخ را بنویسند : «مردی یک چاقوی جیبی را به قیمت 60 تومان خرید.او اسکناسی 100تومانی پرداخت صاحب مغازه به مقدار کافی خُرد نداشت، به مغازه همسایه رفت ، اسکناس را خرد کرد و 40تومان به خریدار برگرداند. وقتی مشتری از مغازه رفت ، صاحب مغازه همسایه آمد و گفت: «اسکناسی که به من دادی تقلبی بود باید 100تومانی مرا برگردانی !» صاحب مغازه نیز فوراً یک 100 تومانی واقعی به او برگرداند. اگر صاحب مغازه چاقوی جییبی رابه قیمت 50 تومان خریده باشد و اگر ضرر ناشی از گذشت زمان را هم به حساب نیاوریم، او چه قدر ضرر کرده است ؟»
جالب است بدانید که توزیع پاسخ های معلمان ، دقیقاً معادل توزیع پاسخ های دانش آموزان بود! دلائلی که معلمان برای اشتباه خود آوردند از این قرار است: فشار زمان، احساس این که تحت کنترل هستند ،حضور در جمع و کمبود تمرکز.
مطالعه ای که بنگرت- دراونز،کولیک،کولیک ودمرگان در 1991انجام دادند،نشان دادکه،بازخورد ،وقتی بیشترین تأثیر را داردکه به شیوه ای تشویقی وتقویت کننده ارائه شود و دانش آموزان نیز به درستی در جهت تغییر دادن پاسخ هایشان به سمت پاسخ های صحیح هدایت شوند.
انجمن ملی معلمان ریاضی( NCTM ) در استانداردهای ارتباطی خود بیان می کند که دانش آموزان باید :«در ارتباط با همسالان،معلم وسایرین تفکر ریاضی خود رامبادله کنند» و «تفکر ریاضی وراهبردهای سایرین را تجزیه وتحلیل وارزیابی کنند» معلمانی که دانش آموزان را به همیاری تشویق می کنند، کلاسهایی مملو از دانش آموزان مشتاق به مشارکت خواهند داشت. برای ایجاد و به دنبال آن ، حمایت از چنین محیط یاد گیری سالمی، معلمان باید با «پاسخ های نادرستِ» دانش آموزان، به شیوه ای اندیشمندانه و مؤثر برخورد کنند. بازخوردی که معلم به دانش آموز می دهد ، عاملی اساسی در فرایند یادگیری اوست. بازخورد باید متمرکز بر این باشد که چگونه یک دانش آموز به یک پاسخ دست یافته است. البته این بدان معنا نیست که معلم باید روی پاسخ های نادرست، زیاد بحث کند، بلکه منظور این است که باید تفکر « درست»ی که دانش آموز برای رسیدن به یک پاسخ به کار گرفته است ، برجسته کند وبه آن ارج نهد. تقریباً در تمام پاسخ ها، نکات ارزشمندی وجود دارد و معلمان باید در هر پاسخ، در جستجوی یافتن نکته ی جالب و ارزشمند آن باشند.
لازم به ذکر است که توجه اضافی معلم به پاسخ نادرست دانش آموز، نباید به درازا بکشد؛ چرا که ممکن است دانش آموز، چنین برخوردی را توهین تلقی کند و این امر، مانع از ایجاد محط مناسب شود؛ محیطی که در آن دانش آموزان به داوطلب شدن، تلاش برای آزمودن راهبردهای جایگزین، یا ریسک کردن تشوق شوند.
کاربردهای استراتژی زمان محدود در کلاس
تقریباً همه دانش آموزان، در غالب درسها، دچار نوعی اضطراب می شوند.بنابراین، معلم در برخورد با اشتباهات ناشی از اضطراب، باید آگاهانه عمل کند.این بدان معنی است که عکس العمل معلم، باید در حدّ کمکی جزیی بروز کند تا در نتیجه، دانش آموز بتواند تا حدودی مسأله را حل کند و به میزانی از تجربه موفقیت دست یابد. به علاوه می توان به صورتی خلاق از اشتباهات استفاده کرد؛ مثلاًشما می توانید متنی اشتباه ( یا آزمونی حل شده) را به دانش آموزان ارائه دهید تا خودشان آن راتصحیح کنند، یا در یک آزمون تستی چند گزینه ای، گزینه ی نادرست را به عنوان پاسخ معرفی کنید.میزان هیجان ناشی از اشتباه در دانش آموزان، بستگی به عکس العمل معلم دارد. عموماً عکس العمل معلمان در سطوح متفاوتی بروز می کند. نخستین سطح آگاه کردن دانش آموز از اشتباهی است که مرتکب شده است. در سطوح بعدی، معلم با شیوه های متفاوتی، تا حدودی کمک متناسب را ارائه می کند. بازخورد معلم نیز می تواند به اشکال مختلفی ، _ از برخورد توهین آمیز تا برخوردی بی تفاوت و در نهایت به صورت تشویق _ بروز و ظهور یابد.
مثالهایی از برخورد توهین آمیز با فردی که دچار اشتباه شده است:

*پرت وپلا نوشتی ،بیشتر دقت کن!
*یه ذره این کله رو به کار بنداز.جوابت مزخرفه!
*چه جواب های چرندی!
*اصلاً تو دهنت را که باز می کنی ،فقط چرت وپرت بیرون می ریزه!
مثالهایی از برخورد خنثی با اشتباهات،بدون ارزش گذاری :
*درست نیست.
*اشتباه حل کردی!
*ظاهراً اشتباهی شده .
مثالهایی از برخورد مثبت ومشوق با کسی که اشتباه کرده است:
*تقریباً درسته دوباره سعی کن.
*ایده ی خوبیه،اما متاسفانه ،جهت درستی را دنبال نکردی!
*متاسفانه نادرسته! اما اگر به فکر کردن درباره ی مسأله ادامه بدهی ،قطعاً به جواب درست می رسی.
نکات احتیاطی در رابطه با اشتباهات دانش آموزان
منتظر نشوید دانش آموزان اشتباه کنند تا پس از آن، از خطا ها به طور خلاق استفاده کنید! توصیه می شود، به دانش آموزان مسائلی بدهید که احتمال ارتکاب خطا در آنها بیشتر باشد. در این صورت می توانید به دانش آموزان یاد دهید که خطا ها را تجزیه و تحلیل کنند و آنها را در جهت بهبود عملکرد آینده خود به کار برند. اگر منتطر بمانید تا از یکی از چندین اشتباهی که ممکن است تصادفاً رخ دهد، استفاده کنید، ممکن است دانش آموزان شرح و توضیحاتی را که به دنبال بروز اشتباه ارائه می دهید، به عنوان توهین به دانش آموزی که خطا کرده، تلقی کنند؛ یا این توضیحات را موجب دست پاچگی او بدانند. در نهایت امکان دارد شما فرصت طلایی و فوق العاده سودمندی را که می شد از تجزیه و تحلیل خطاها بدست آورید، به راحتی از دست بدهید.
چگونه از خستگي دانش آموزان در كلاس درس جلوگيري كنيم؟
هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث جلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .
با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس" ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :
1- به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .
2- هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .
3- حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .
4- اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند.
5- طوری برنامه ریزی شده که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود 3 تا 5 دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی فردی ، و یک روایت یا حدیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس " قضاوت به شیوه حقوقی" هم استفاده می شود .
6- با بهره گیری از روش ایفای نقش ( برای هر درسی امکان دارد) توسط دانش اموزان ، منظور خود و موضوع را سریعتر و بهتر به دانش آموزان منتقل کنید ، بهتر است جلسه قبل ، قرار ایفای نقش ، موضوعات و شرکت کنندگان مشخص شوند .
7- به صلاحدید معلم می توان هر جلسه یکی از دانش آموزان را به ترتیب انتخاب کرد تا مطالبی در راستای درس را به دانش آموزان ارائه دهد ( این کار بین دانش آموزان به نام کنفرانس مشهور است) . اگر معلم بتواند اهداف این کار را کاملا" تشریح و زمینه های آن را فراهم نماید ، شاگردان هم بدان علاقمند خواهند شد ، در صورتی که همه کلاس در برنامه شرکت کنند ، موانعی مانند تمسخر دیگران ،اضراب صحبت در روبروی همکلاسی ها و غیره به تدریج کمتر خواهد شد .
8- استفاده از ارزانترین و کاراترین تشویق ها یعنی تشویق لفظی ( با دلیل نه طبق عادت کلامی ) را در کلاس هرگز فراموش نکنید . کلماتی مانند : آفرین ! احسنت ! خوبه ! باریک ا...! تشکر ! به جابود ! خوشحالم ! و غیره اثری شگفت انگیز دارد .
9- استفاده از تشویق " کف زدن " توسط کل کلاس برای موفقیتهای کوچک و بزرگ آنان ، یا به دنبال آمادگی کل دانش آموزان یا گروهی از آنان برای پاسخ گویی به درس ، اتمام درس ، کسب نمرات مطلوب ، اظهار نظرهای مناسب و غیره ، حال و هوای کلاس را عوض خواهد کرد
10- دو کار در کلاس نباید توسط معلم فراموش شود ، و اثر معجزه آسایی در آرامش و آمادگی دانش آموزان دارد و آن ذکر صلوات در برخی مواقع و یا تلاوت آیاتی از قرآن مجید با ترجمه توسط یکی از دانش آموزان است . و این کار ارتباطی به دروس خاص ندارد اینکه نباید فقط به کلاس دینی و پرورشی یا قرآن بسپاریم . حداقل هر چند جلسه یکبار شروع کلاس با تلاوت قرآن در آرامش شاگردان موثر است ...
11- بردن روزنامه به کلاس حتی ، دو سه هفته یکبار ،و اختصاص دقایقی از ذکر خلاصه مطالب آن که مرتبط با درس باشد، مفید است .
12- برای پرسش پای تخته الزامی نیست که دانش آموز سرپا و روبروی دانش آموزان بیاستد ، می توان برای آنها که خیلی اضطراب دارند ، یک صندلی روبروی میز معلم گذاشت تا دانش آموزانی که مایل هستند روی آن نشسته و با حالت شبیه به مصاحبه به درس پاسخ گویند (با اجرای این روش ، کلیه دانش آموزان ، خصوصا" شاگردان مضطرب ، تمایل نشان داده و نمرات مطلوبی کسب کرده اند )
13- هر دو ماه یکبار به صورت غیر مستقیم نظر دانش آموزان خود را در مورد شیوه تدریس و کلاس داری و برنامه آن بسنجید ، مطالبی را به شما خواهن گفت که قطعا" تعجب خواهید کرد!(شنیدن یا خوانده انتقادات دانش آموزان جرات خاصی می خواهد !) و شما باید برای رفع نقایص روش خود اقداماتی بیاندیشید یا از رضایت آنان مطلع شوید.
14- سعی کنید هر ساله با دانش آموزان خود تعدادی عکس دسته جمعی بیاندازید و یکی از دانش آموزان اسامی را پشت عکس یااگر دیجیتالی بود به صورت دستی برای شما بنویسد ، این کار خیلی مورد علاقه دانش آموزان است و احساس صمیمیت خاصی با معلم می کنند و برخی از آنها که برای کلاس درد سر ساز بوده اند با این اعمال ، تغییراتی خواهند داشت . امروزه دوربین های دیجیتالی و غیره کار را بسیار راحت و کم هزینه کرده اند .
15- حتی در دبیرستان به دانش آموزانی که درخواست بیرون رفتن از کلاس و ابخوری یا غیره را دارند ، توجه نمایید و در راهنمایی و ابتدایی به هیچ وجه مانع نشوید ، در غیر این صورت آن دسته دانش آموزان به اجبار در کلاس نشسته و حتی گاها" شاهد مشکلات ناخواسته ای خواهید شد مثل : تهوع ، بیهوش شدن از ضعف یا احساس شرمندگی آنان ، برخی معلمان به اشتباه ، عدم اجازه به دانش آموز را نشان از مدیریت مطلوب خود و اداره کلاس می دانند ! برای این مورد باید در شورای معلمان هماهنگی لازم با دفتر صورت گیرد مانند کنترل برای عدم خروج از مدرسه و ...
16- با هماهنگی دفتر مدرسه و انجمن اولیا جوایز هر چند ساده مانند خودکار و غیره را تهیه و به بهانه های مختلف هر مدت یکبار به دانش آموزان اهدا کنید در این میان دانش آموزانی که پیشرفتهایی داشته اند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا حال مشاهده نشده که آنها جایزه را رد کنند و هیچ سالی هم نبوده که انجمن اولیا و مدیر مدرسه از تهیه این جوایز کوچک خوداری نمایند . حتی در دبیرستان هم این موارد به کار گرفته و دانش آموزانی که دارای توانایی مالی بسیار بالایی هستند ، از این کار معلم بسیار خوشحال می شوند .
17- تهیه تراکت هایی برای کلاس توسط معلم در رابطه با درس یا موضوعات دیگر و نصب آن در کلاس ( در حضور دانش آموزان) توجه آنان را به شدت جلب می کند ( قبلا با خودکار و مازیک نوشته می شد ولی امروزه هر مدرسه ای چاپگر دارد ...)نباید این کار را فقط وظیفه مربی پرورشی دانست بلکه برای هر درسی امکان پذیر است .
18- استفاده از روش مصاحبه 2 یا 4 نفری در رابطه با درس یا موضوعات اجتماعی توسط دانش آموزان و با هدایت معلم برای آنان بسیار جذاب است که می توان دو میز را در پای تخته روبروی هم گذاشت و 4 نفر دو به دو برای مدت 5 تا 10 دقیقه با هم به بحث بپردازند . البته باید جلسه قبل موضوع و افراد مشخص شوند و نظارت کامل معلم برای رسیدن به هدف مد نظر قرار گیرد .
19- هر معلمی در شرایط لازم میتواند مهارت های زندگی را در کلاس به دانش آموزان آموزش دهد گاهی وقت ذکر یک خاطره کوتاه از حسادت ، میتواند در تغییر نگرش دانش آموزان بسیار موثر باشد و درگیری های کلاسی و یا درگیری با دفتر را به طرز چشمگیری کاهش داد ، معلمان چند دهه قبل پند و نصایح خود را از دانش آموزان دریغ نمی کردند و عموما" نتایج مطلوبی داشت و شما هم حتما" خاطره ای از این اعمال معلم در کلاس دارید .
20- رعایت زمانبندی دروس بسیار مهم است اگر در یک جلسه 3 درس داده شود و یا 3 جلسه پشت سر هم فقط پرسش پای تخته بدون تدریس داشته باشیم ، اشکال ایجاد خواهد شد و منتظر خستگی خود و دانش آموزان و افزایش بی نظمی آنها و جنگ اعصاب برای خود باشید .
21- هر چند وقت یکبار به دانش آموزان اجازه بدهیم خاطرات خوب و بد خود را از کلاس شما یا کلاس سنوات قبل برای کلاس تعریف کنند ، این مورد علاوه بر اینکه یک بازخورد مفید برای روش شماست ، می تواند در جذابیت کلاس و رفع نگرانی و حتی اضطراب دانش آموزان هم نقش داشته باشد
22- اگر وقت اضافه ای موجود بود ، با دانش آموزان در مورد مهمترین اتفاقات هفته پیش در سطح شهر یا رسانه ها تبادل نظر کنید تا دید آنها به مسایل محیط و نحوه بیانشان را تقویت نمایید .
23- بردن کتابهای مرتبط با درس ، اثر خوبی بر حلب توجه دانش آموزان دارد و این اعمال را هرگز فراموش نکرده و شما را به عنوان معلمی دلسوز و علاقمند به حرفه خود معرفی خواهد کرد .
24- متاسفانه برخی معلمان ، "تدریس" را با در آوردن سئوال و جواب تمام متن توسط خودشان ، اشتباه می گیرند ! این کار علاوه بر اینکه باعث انهدام خلاقیت و کاوشگری دانش آموز می شود بلکه معلم را خسته کرده و دانش آموز چیز تازه ای یاد نخواهد گرفت ! باید گفت بعضی از والدین در این کار معلم هم نقش دارند و وی را مجبور میکنند که به خیال خود ، فرزندشان را برای امتحان آخر سال آماده کند ! اگر نوشتن نمونه سوال لازم است بهتر است این کار را به دانش آموزان محول کنیم ، آنهم بعد از تدریس و با هدف مشخص برای صفحات محدود، و باز هم متاسفانه باید گفت برخی والدین یا دانش آموزان از بعضی معلمان تعریف و تمجید می کنند که ؛ حتی یک سوال را از کتاب جا نمی گذارد ( والبته یک کلمه هم توضیح نداده ! )
25- صحبتهای بسیار مختصر با دانش آموزان در سالن و حیاط یا حای درب مدرسه ، نقش مهمی در آرام کردن آنها در کلاس خواهد داشت و آنها احساس صمیمیت بیشتری با معلم خواهند کرد.این صحبتها می تواند بسیار ساده و غیر خصوصی باشد مانند : "معلوم بود که دیشب درست رو خب خوانده بودی !" یا " آمادگی تو برای کنفرانس امروز خیلی خوب بود " یا " ایا باز هم می توانی 3 خط مطلب در مورد درس فلان بنویسی ؟" ... این کار در هر سه دوره مهم است ولی در دبیرستان برای پیشگیری از اخلال و بی نظمی در کلاس و در دوره ابتدایی و راهنمایی باعث کاهش چشمگیر اضطراب آنان خواهد شد . متاسفانه شنیده شده که" این کار ها دانش آموزان را پر رو خواهد کرد !"
26- وضع نکردن مقررات دست و پاگیر و خشک کلاسی باعث جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموز در کلاس خواهد شد مهمتر اینکه آنها از معلم و کلاس دلزده نخواهند شد . بعضی معلمان حساسیت زیادی به جنب و جوش گریز ناپذیر شاگردان در کلاس دارند و حتی تنبیه هایی را اعمال کرده و وقت گرانبهای کلاس را به درگیری و تنبیه در مورد مقررات خود ، اختصاص می دهند .( به عنوان مثال کسی به هیچ وجه نباید برگردد و دانش آموز دیگر را نگاه کند ... یا نگاه کرده به پنجره کلاس ممنوع است ! )
27- هر چند وقت یکبار نسبت به استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و پخش تراکهایی در رابطه با درس ، برای دانش آموزان جالب خواهد بود و در یادگیری خیلی موثر است .
28- متاسفانه جدیت بیش از اندازه و افراطی و خشک بودن معلم در کلاس باعث عدم علاقه دانش آموزان به وی ، درس و مدرسه خواهد شد و خود را مجبور به " تحمل" معلم و کلاس خواهند دانست ، حتی این جدیت و سختگیری افراطی باعث شده تا برخی دانش آموزان از ادامه تحصیل در آن رشته جدا" واهمه داشته و مسیر زندگی آنها عوض شود ، معلمانی که خوش اخلاق بوده و تبسم بر لب داشته باشند در آموزش موفق ترند ، شما هم این را تایید می کنید اگر ؛ در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد . (نباید قاطعیت ، مدیریت وتوانایی اداره مطلوب کلاس را با سختگیری افراطی معلم ، اشتباه گرفت )
29- تغییر محل کلاس حداقل ، ماهی یکبار موجب جلب توجه دانش آموز می شود مانند تشکیل کلاس در کارگاه ، آزمایشگاه ، نمازخانه ، کتابخانه وغیره.
30- یکی از راههای علاقمند کردن شاگردان به کلاس و درس و معلم و همچنین رفع کدورتهای احتمالی طرفین ، بردن دانش آموزان به گردش علمی کلاسی است حتی بازدید از نمایشگاههای کتاب ، صنایع دستی ، جشنواره های دانش آموزی ، حضور در مزار شهدا برای دانش آموزان متوسطه ، هواشناسی و غیره با هماهنگی دفتر مدرسه و اداره متبوع ، فواید زیادی دارد ...

چگونه کلاس جذابی برای دانش آموزان خود فراهم کنیم ؟

فرض کنید وارد کلاس شده اید . اولین قدم تدریس شما پس از ورود به کلاس چیست ؟ به عبارت دیگر ، چه کارهایی را باید انجام دهید ؟ و از انجام چه کارهایی باید بپرهیزید ؟ اگر کلاس شلوغ بود چه باید کرد ؟ و ...
فرآیندی را که را که در پی می آید ، مرحله به مرحله طی کنید ، و مطمئن باشید که کلاس جذابی خواهید داشت .
• مکث کنید ، منتظر بمانید تا همه ی کلاس آماده شود . تک تک دانش آموزان را از نظر بگذرانید ، قبل از آن که همه ی کلاس آماده شود ، تدریس خود را شروع نکنید .
• اگر کلاس شلوغ است ، به دانش آموزان شلوغ ، خیره شوید ، تغییر فعالیت دهید ( مثل جابه جایی صندلی کلاس ، نگاه به دفتر نمره و نگاه به دانش آموزان و.... )
• هرگز تدریس خود را با ارعاب و تهدید آغاز نکنید . صحبت های خود را دوستانه و به آرامی آغاز کنید .
• از مطالب درس قبلی سوال کنید ، بدون یادآوری درس قبلی درس جدید را آغاز نکنید
• برای تدریس درس جدید ، دانش آموزان را آماده کنید ، و برای آماده سازی ، سوألات غیر مستقیم اما در ارتباط با درس جدید از دانش آموزان نکنید .
• تدریس خود را با مثال های ساده ، به روز و کاربردی آغاز کنید . از بیان مثال های تکراری و اصطلاحات فنی تا حدامکان بپرهیزید .
• مقدمات تدریس را آن قدر طولانی نکنید که دانش آموزان برای یادگیری موضوع اصلی درس ، خسته شوند .
• در این مرحله ، بر موضوع درس تمرکز کنید ، و تدریس خود را پی بگیرید .
چرا باید برای دانش آموزان ایجاد انگیزه کرد ؟

انگیزه را ، محرک هر فرد برای رسیدن به اهداف خود تعریف کرده اند .اگر معلمی نتواند از این عامل برای بهتر شدن تدریس استفاده کند . یک ابزار بسیار قوی را از دست داده است . از این رو ، توصیه می شود قبل از هر تدریس ، انگیزه ی دانش آموزان را برای یادگیری درس جدید افزایش دهید. « بیان اینکه چرا باید در دانش آموز ایجاد انگیزه کرد ؛ » می توان به این موارد اشاره کرد :
o برانگیختن علاقه دانش آموزان
o درگیر کردن دانش آموزان با موضوع تدریس
o معطوف کردن توجه دانش آموز، به آنچه که باید یاد بگیرد .
نقش معلم در جذابيت کلاس از چند جنبه:
1. از جنبه علمي
1-1. تسلط علمي
معلمي مي‌تواند جذابيت كلاس را فراهم آورد كه از نظر علمي توانا و مسلط باشد. در واقع اصلي‌‌ترين وظيفه آموزشي معلم ياد دادن و آموختن است و معلمي كه از نظر علمي توانا‌تر باشد، بهتر مي‌تواند اين وظيفه را به انجام برساند. حال اگر وظيفه آموزشي معلم با كم آگاهي او به خوبي انجام نگيرد و كلاس درس او سطح مناسبي از انديشه و دانايي را شاهد نباشد، ممكن است فراگيران نسبت به حضور در چنين كلاسي احساس ترديد كنند و به اين نتيجه برسند كه خود با مطالعه كتاب مي‌توانند به همين سطح از آموزش كه معلم آن را عهده‌دار شده است، دست يابند. در اين صورت كلاس براي فراگيران فاقد جذابيت مي‌گردد و تنها ممكن است قوانين و مقررات آموزشي يا به تعبيري درست‌تر«جبر مقررات آموزشي» فراگيران را به حضور در كلاس راضي سازد. در تجارب برخي از معلمان مشاهده و شنيده شده است كه آنان بدون آن كه قواعد سخت‌گيرانه‌اي را براي حضور دانش آموز در كلاس وضع و اعمال نمايند، تنها به دليل اطلاعات گسترده‌ علمي توانسته‌اند دانش آموز را مشتاقانه به كلاس بياورند و دانش آموزان از چنين كلاسي بهره‌هاي فراوان برده‌اند.
a00b آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-12-2016   #4 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
a00b's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خاطرات یک معلم

1-2. پاسخ‌گويي
تسلط علمي معلم امري جدا از پاسخ‌گويي اوست. ممكن است معلمي به لحاظ علمي توانمند باشد، اما در پاسخ به پرسش‌هاي دانش آموزان توانائي نشان ندهد. زيرا پاسخ‌گويي علاوه بر حضور ذهني قوي به پيش زمينه‌هاي ديگري همانند آشنايي با انديشه‌هاي روز و شبهات جديد، استفاده از منابع نوتر و جديدتر، احترام به جايگاه فراگير و در نظر گرفتن حق پرسش براي او و استقبال از جلب مشاركت و حاكميت جوّ پرسش در كلاس است. معلمي كه با اين پيش زمينه‌ها بيگانه باشد، معلم پاسخگو نخواهد بود. معلمي كه به مطالبات، ابهامات و سؤالات دانش آموزان پاسخ ندهد، نمي‌تواند براي آنان ايجاد جذابيت نمايد و چنين كلاسي براي ذهن پرسشگر دانش آموزان، كلاس بي‌جاذبه تلقي خواهد شد. در كلاسي كه پاسخگويي جريان دارد:
1- دانش آموز مطالب و سؤالات خود را پنهان نمي‌كند و پرسش‌ها امكان طرح خواهند يافت.
2- حاكميت جوّ پاسخگويي كلاس را به مكاني براي داد و ستد انديشه‌ها مبدل خواهد ساخت.
3- جلب مشاركت در چنين كلاسي جريان منظم خواهد داشت.
به عكس، معلماني كه قادر به پاسخ نباشند مي‌كوشند به گونه‌اي رفتار نمايند كه دانش آموز از طرح پرسش گريزان و پشيمان شود و يا پرسش دانش آموز را به گونه‌اي صورت‌بندي مي‌كنند كه بر پاسخ آن قادر و توانا باشند. در پاره‌اي از موارد واگذار كردن پرسش به آخر كلاس يا به صورت خصوصي در پايان كلاس يكي از ترفندهاي فرار از پرسش است.
1-3. استفاده از منابع

روشن است كه معلمان تك منبع تنها به داده‌هاي همان منبع اكتفا مي‌كنند و اكتفا به داده‌هاي يك منبع و عدم اطلاع از مسايل جانبي و مطالب بيروني از كتاب كه ممكن است متناسب با نيازها، خواست‌ها و علائق فراگيران باشد، از جذابيت درس مي‌كاهد و كلاس را پويا، بالنده و پرجاذبه نشان نمي‌دهد. برخي از معلمان پيرامون منبع درسي اطلاعات خوب و مناسبي دارند اما همين كه خارج از منبع چيزي از آنان پرسيده شود اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند و ممكن است به آساني اعتبار علمي خويش را متزلزل نشان دهند. بدين جهت استفاده از منابع متعدد براي جذابيت كلاس توصيه‌اي حتمي است. البته منابع نياز نيست به صورت كتاب باشد. معلماني كه با داده‌هاي جديد اينترنتي از مباحث دانش آموز را از نوترين مباحث آگاه مي‌سازند، كلاس خويش را جذاب‌ مي‌نمايند.
2. جنبه‌ رفتاري؛
2-1. شادابي:
معلمي كه عبوس، گرفته، اخم‌آلود و يا افسرده‌رو باشد، نمي‌تواند پيام‌آور شادابي و طراوت باشد و كلاس او فاقد اشتياق و جذابيت خواهد بود. البته گاه ممكن است فيزيك چهره يك معلم كمي او را جدي و گرفته نشان دهد، در اين صورت بهره‌مندي از طنز و آميختن درس با تكنيك بيان مي‌تواند آن را جبران نمايد.
اگر معلم شاداب و با نشاط باشد:
1- دانش آموزان مشتاق‌تر در كلاس حاضر خواهند شد.
2- روابط بين استاد معلم و دانش آموز صميمانه‌تر خواهد گشت.
3- دانش آموز به طرح مشكلات خويش با استاد معلم خواهد پرداخت و از معلم به عنوان مشاور بهره خواهد برد.
4- دانش آموزان شاداب‌تر خواهند شد و بهره‌وري از كلاس افزايش خواهد يافت.
5- روحيه معلم تأثير منفي در اخلاق دانش آموزان نخواهد نهاد.
اگر معلم بي‌نشاط باشد:
1- كلاس خشك و كسل‌كننده مي‌شود.
2- دانش آموزان حتي حاضر به طرح پرسش‌هاي درس نخواهند بود و در واقع بسياري از سؤالات امكان بروز نمي‌يابد.
3- يادگيري با اختلال مواجه خواهد شد، چرا كه دانش آموز با عنايت به ويژگي‌ معلم علاقه به آموختن را از دست خواهد داد.
4- ازنقش تربيتي معلم كاسته مي‌شود و دانش آموزان نمي‌توانند از رفتار معلمي سرمشق بگيرند.
5- فضاي دوستي و علاقه به فضاي سرد و خاموش بدل خواهد شد و رابطه معلم و شاگرد در حد چارچوب آموزشي محدود خواهد گشت.
2-2. احترام به دانش آموز:
ممكن است معلم شخصاً فرد شادابي باشد اما فراگير در هندسه ذهني او، جايگاه ويژه‌اي نداشته باشد. در اين صورت از چنين معلمي نمي‌توان توقع داشت كه به خواست دانش آموز احترام بگذارد. در چنين كلاسي ممكن است معلم يكسويه اعمال مديريت نمايد و تنها خواست خود را بر كلاس تحميل سازد. نتيجه ضروري چنين كلاسي دلزدگي دانش آموزان از آن است كه جذابيت كلاس را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بدگماني به دانش آموز، ترديد در صداقت او، پاسخ‌هايي گزنده، برخورد دبستاني و مدرسه‌اي با دانش آموز، بي‌اطلاع و بي دانش فرض كردن دانش آموز و… معلم و دانش آموز را مقابل و معارض يكديگر قرار مي‌دهد و درس را براي دانش آموز تحميلي مي‌سازد.
2-3. رعايت پوشش ظاهري

پوشش ظاهري به ظاهر امر ساده‌اي به نظر مي‌آيد؛ اما در واقع چنين نيست. برخي از معلمان مي‌پندارند كه بايد به لحاظ علمي واخلاقي آراسته و توانمند باشند و توجه به ظواهر از جمله رعايت شأن معلمي در پوشش و آرايش يا پيرايش از اهميت چنداني برخوردار نيست. اما اين پندار، ناصواب و خطاآلود است. فراگيران حتي درباره پوشش معلم موشكافي مي‌كنند و اگر معلم ظاهري ژوليده و نامرتب داشته باشد، از او تأثير چنداني نمي‌پذيرند. راستي چگونه معلم مي‌تواند به تأكيد دين بر پاكي و طهارت تكيه كند و بر آموزه‌هاي ديني در باب پاكيزگي توجه دهد، اما خود به لحاظ ظاهري ناآراسته و ژوليده‌پوش باشد چنانكه آراستگي باطني معلم مي‌تواند در جذب دانش آموز كمك نمايد، آراستگي ظاهري نيز بر جذابيت كلاس خواهد افزود و معلمان بايد رنگ و مدل مناسب، تميزي و در صورت امكان تازگي را در پوشش مراعات نمايند.
2-4. اعتماد و خوش‌گماني
معلمي كه به دانش آموزان ظنين و بدگمان است، سوء‌ظن و بدگماني دانش آموزان را نيز درباره خويش برخواهد انگيخت.
استاد خوش‌گمان:
مشكل دانش آموز را در مسايل درسي و غيردرسي «بهانه» نمي‌خواند و از اين رو با درك موقعيت او درحل مشكل به او كمك خواهد كرد.
رابطه‌اش با دانش آموزان بر اساس وسواس و احتياط افراطي شكل نخواهد گرفت، بلكه رابطه‌شان بر اساس صميميت و تفاهم قوت مي‌پذيرد.
بين خود و دانش آموز گسست ايجاد نمي‌كند و ديواري از بي‌اعتمادي نمي‌كشد، از اين رو دانش آموز مشكلات شخصي خود را با او در ميان خواهد نهاد. و از او به عنوان راهنما كمك خواهد گرفت. اما اگر معلم بدگمان باشد ممكن است سخن راست دانش آموز را نيز دروغ تلقي كند. مشكل او را «توجيه» بداند. پرسش او را به اصطلاح دست انداختن قلمداد كند و سؤال او را بي‌‌پاسخ بگذارد. همه اينها باعث مي‌شود كه درس و مدرّس آن براي دانش آموز فاقد جذابيت باشد.
2-5. پرهيز از غرور:

معلمي كه مغرور نشان دهد، دانش آموزان از او خواهند گريخت. تكبر و غرور معلم نه تنها رسالت تربيتي معلم را ناكام مي‌گذارد، بلكه وظيفه تعليمي معلم را نيز با مشكل مواجه خواهد ساخت. برعكس معلمان متواضع و فروتن بهتر مي‌توانند دانش آموزان را جذب كنند، كلاس را جذاب سازند و به رسالت تعليمي و تربيتي خويش عمل نمايند.
3. جنبه روشي:

اگر چه روش تدريس واحدي را نمي‌توان به عنوان بهترين روش براي معلمان معرفي نمود؛ اما مي‌توان گفت كه بهترين روش تدريس براي هر معلمي آن است كه براي دانش آموزانش جذاب‌تر و نتيجه بخش‌تر و حصول يادگيري در آن سهل‌الوصول‌تر باشد.
ممكن است گاه سخنراني محض يا سخنراني فعال، شيوه سقراطي و يا روش قياسي نتيجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر باشد و گاه روش ديگري ايجاد جاذبه نمايد و به يادگيري بهتر منجر گردد. زمان آموزشي، متن درسي، مخاطبان درس، توانايي‌هايي معلم ، سياست‌هاي آموزشي، تكنولوژي آموزشي و اموري از اين قبيل در انتخاب روش تدريس معلم اثرگذار مي‌باشد.مهم آن است كه معلمان محترم به اين نكته عنايت نمايند كه تدريس شان بايد نتيجه مناسب را در بر داشته باشد و براي دانش آموزان دلنشين و جذاب باشد.
به نظر مي‌رسد كه توجه به نكات زير مي‌تواند در جذاب كردن روش تدريس موثر باشد.
معلم شيوه تدريسي را برگزيند كه نقش دانش آموز در آن به خوبي لحاظ شده باشد. في‌المثل سخنراني محض نقش دانش آموز را ناديده مي‌انگارد.
نحوه طرح درس كه از مسايل مربوط به فنون تدريس و روش‌هاي آن است، مي‌تواند در جذابيت موضوع كمك نمايد. معلم مي‌تواند درس را با يك سؤال آغاز نمايد و روش خويش را بر اين مسأله بنا نهد؛ آنگاه توجه دانش آموزان براي يافتن پاسخ جلب خواهد شد و در ادامه تدريس براي يافتن پاسخ و حل ابهام خويش توجه بهتري به درس نشان خواهند داد.
ارائه چارچوب در آغاز و تلخيص درس در پايان، روش تدريس را مؤثر مي‌سازد. با اين كار دانش آموز در آغاز خواهد دانست كه در اين جلسه يادگيري به دنبال يافتن چه نكاتي است و اگر از نكته‌اي غفلت كرده باشد، تلخيص آن در پايان دوباره توجه‌اش را جلب و نقص و كمبود را جبران خواهد ساخت.
جريان داشتن جلب مشاركت و روحيه‌ پرسش و پاسخ مي‌تواند دانش آموزان را به فراگرفتن مشتاق‌تر و كلاس را پرجاذبه‌تر نمايد. منظور از پرسش و پاسخ نيز فقط آن نيست كه معلم پاسخ‌گوي سؤالات باشد، بلكه منظور آن است كه درس را به گونه‌اي طرح نمايد كه در ذهن دانش آموز پرسش ايجاد شود يعني شيوه تدريس معلم ، پرسش‌ساز باشد.
4. جنبه مديريتي:

معلم غير از آن كه متخصص آموزشي است، نقش يك مدير را نيز در كلاس ايفا مي‌نمايد، تعداد فراگيران، روحيات متفاوت و گونه‌هاي رفتاري آنان، محدوديت زمان آموزشي، اتمام سرفصل‌هاي مصوب، الزامات قانوني و مقررات آموزشي و استفاده بهينه از وقت اموري هستند كه مديريت و نظارت بر كلاس را حتمي و الزامي مي‌سازند. اگر معلم بر كلاس مديريت ننمايد:
o هرج و مرج جوّ غالب و حاكم بر كلاس خواهد شد.
o روحيه نظم‌پذيري و انضباط بين فراگيران از بين خواهد رفت.
o تعليم و آموزش ناكامياب و بي‌نتيجه خواهد شد.
o حضور در كلاس بي‌فايده تلقي‌ مي‌شود و جاذبه‌اي براي حاضر شدن در كلاس درس باقي نخواهد ماند.
چگونه مديريت معلم مي‌تواند جذابيت ساز باشد؟

معلم بايد قبل از هر چيز در فكر ايجاد قوانيني براي كلاس باشد. كلاس كه قاعده خاصي بر آن حاكم نباشد، نتيجه خاصي بر آن مترتب نيست. بنابراين اصل ايجاد و وضع قانون و حرمت نهادن به آن، اصل اولي و ضروري است.قوانيني كه معلم در كلاس به كار مي‌گيرد بايد انعطاف‌پذير باشد. قوانين خشك‌، بي‌روح و غيرقابل انعطاف دانش آموزان را از معلم گريزان و كلاس درس را فاقد جذابيت مي‌سازد.معلم بايد سعي كند از تهديد خودداري نمايد. تهديد كردن و حاكميت ترس بر كلاس تنها از آن معلمان ترسو و ضعيف‌النفس است و معلمي كه از اعتماد به نفس برخوردار است، ابزارهاي ديگري را براي مديريت برمي‌گزيند مثلاً برخي از معلمان با تهديد حذف درس، منظور كردن نمره منفي و يا مثلاً معرفي به آموزش عملاً ناتواني خود را به اثبات مي‌رسانند.قاطعيت لازمه مديريت است اما آميختن آن با منطق، نظارت و مديريت را پربار‌تر و نتيجه‌بخش‌تر مي‌سازد. در واقع معلم بايد در عين قاطعيت منطق‌پذير باشد.
لازم است معلم متناسب با هر كلاسي شيوه‌هاي نفوذ در فراگيران را از قبل طراحي نمايد.1 به عنوان نمونه كنترل و نفوذ با استفاده از مجاورت (مثل آن كه معلم به طرف فرد خطاكار برود و در كنارش بايستد) يا با استفاده از اشاره ماهرانه و نيز به كارگيري طنز و شوخي (به شرط آن كه ملايم، محترمانه و ظريف باشد و نه نيشدار، تمسخرآميز و ريشخند) گونه‌هايي از نفوذ در فراگيران و مديريت و نظارت بر كلاس است. مديريت پليسي، مديريت نوچه‌گرا و جاسوسي، مديريت خشك نظامي و مديريت آزاد، رها و بي‌قاعده گونه‌هاي منفي مديريت است كه كلاس را از مكان آموزشي به مكاني نظامي يا مكاني صرفاً فراغت‌بخش و سرگرم كننده، بدل مي‌سازد و در نتيجه از جاذبه‌هاي درس و كلاس مي‌كاهد. در پايان جدولي ارائه مي‌شود كه معلمان جذاب و غير جذاب را به لحاظ رويكرد و كاركرد با يكديگر مقايسه مي‌نمايد.
متن و محتوا

متن آموزشي يكي از اساسي‌ترين مؤلفه‌هاي آموزشي است كه همواره با فراگير همنشين و در ارتباط است.
معلم نيز از اركان و پايه‌هاي آموزش است ولي هميشه با فراگير همنشيني ندارد. او تنها در كلاس درس با دانش آموز همراه است و سپس تأثيرات اوست كه مي‌تواند به احساس حضور او در كنار دانش آموز منجر شود. اما متن آموزشي امكان حضور مداوم را در كنار دانش آموز دارد. يعني دانش آموز هر وقت بخواهد مي‌تواند با آن مؤانست و مجالست برقرار نمايد. از اين رو جذاب كردن متن بيش از هر چيز ديگر ضروري و لازم مي‌نمايد.
افزون بر به كارگيري تكنيك برتر چاپ در كتب درسي (اگركتاب متن درسي باشد) به كارگيري فن نگارش، استفاده از محتواي غني و پرعمق، بهره‌گيري از نظريات جديد و رقيب، آسان‌يابي‌مفاهيم و دوري از پيچيده‌گويي‌هاي غيرفني، توجه به نياز مخاطب و اهتمام به سطح انديشه و نگرش او مي‌تواند كتاب را با جاذبه‌ها و آرايه‌ها همراه سازد و دانش آموز را به همنشيني مدام با آن ترغيب نمايد. متون درسي با محتواي كهنه، ‌با قلم و بيان ناشيوا و دشوارياب،‌ بدون عنايت به مباحث جدي و جاري، پايين‌تر از فهم مخاطب يا در سطحي دورتر از دانايي و فهم او و بي‌اعتنا به خواست‌ها و نيازهاي فراگير نمي‌تواند در دانش آموز علاقه ايجاد نمايد و كلاس را جذاب سازد.
فضاي كلاس

كلاس درس يك فضاي معنوي و آموزشي دارد و يك فضاي مادي و فيزيكي. مقصود از فضاي معنوي و آموزشي فضاي متأثر از معلم و دانش آموز است كه مي‌تواند باز، منعطف، منطقي و با تفاهم باشد و يا بسته، قانوني، خشك و سرشار از يك سونگري و تعارض. في‌المثل در كلاس درسي كه معلم اجازه پرسش را به دانش آموز نمي‌دهد، يا سخن رقيب در آن با طعن و توهين نقد و نقل مي‌شود و يا معلم تنها خواست خود را بر دانش آموزان تحميل مي‌نمايد و از مشورت با فراگير و حرمت به جايگاه او طفره مي‌رود، چنين كلاسي بسته و غيرمنطقي جلوه خواهد كرد و آثار و فوايد درخشاني از آن حاصل نخواهد شد. اما فضاي فيزيكي كلاس عبارت از محدوده كلاس، موقعيت جغرافيايي، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي، تابلو و وسايل گرمايشي و سرمايشي، فرسودگي بنا يا نو بودن و اموري از اين دست است كه در جذابيت تأثيرگذار است. معمولاً كلاس‌هاي كهنه و قريب‌التخريب، با نيمكت‌هاي شكسته و قديمي و در موقعيت عبور و مرور دانش آموزان (مثل كلاس‌هاي كنار پله) با جذابيت ناسازگار است و براي دانش آموز محيطي خوشايند نمي‌باشد. .
جذابيت كلاس

1- جذابيت كلاس با روش‌هاي جذاب تدريس، متن جذاب و معلم پرجاذبه حاصل مي‌شود. در اين ميان سهم معلم سهم عمده‌اي است. بنابراين هنر معلمی در آن است كه از كمترين داده‌ها و داشته‌ ها بيشترين بازدهي را داشته باشد و اگر في‌المثل متن درسي يا فضاي فيزيكي كلاس دلپذير و خوشايند نبود، با ايجاد جذابيت‌هاي ديگر بر رونق كلاس درس بيفزايد.
2- جذابيت هم صورت منفي دارد و هم صورت مثبت. اگر معلمي وقت اصلي كلاس را به طنز‌گفتن، حاشيه رفتن و درس ندادن بگذراند و كلاس را بي‌قاعده و رها سازد، ممكن است براي برخي ايجاد جذابيت نمايد اما اين جاذبه‌ها با اهداف تعليمي و تربيتي ناسازگار و لذا منفي مي‌باشد. مثلاً در ارزشيابي‌ها و گزارش‌ها به دست آمده است كه معلم جهت ارتباط با دانش آموز و شايد براي جذابيت كلاس براي دانش آموزان شيريني مي‌خرد. حقيقتاً آيا خريدن شيريني كلاس را جذاب مي‌سازد يا جذابيت منفي ايجاد مي‌كند؟ (شايد همين عمل با يك طراحي دقيق و متناسب با ايام در خلال درس تنوع و جذابيت ايجاد كند اما براي ديگر ايام تدريس بايد فكر و چاره‌اي ديگر انديشيد مثلاً قسمت‌هايي از زندگاني بزرگان، اهل معرفت و دل و … را بيان كرد.)
3-. قرآن كه كتاب حياني است و گفتار آن براي پيروانش بي‌شك باور كردني و پذيرفتني مي‌باشد، براي رساندن پيام خود از داستان و هنرهاي تجسمي و كلامي بهره برده است. نثر شيوا و بليغ برگزيده است. ساده و بدون پيچيدگي سخن گفته است. به مقتضيات زماني و مكاني و مخاطب خويش عطف توجه نشان داده است. از تمثيل بهره گرفته و سبك گفتار خويش را متناسب با پيامي كه مي‌خواهد ارائه كند، انتخاب كرده است. در واقع از هنر جذب مخاطب نهايت استفاده را برده است. اگر قرآن براي مخاطب چنان شأني قايل مي‌شود كه مي‌خواهد باجاذبه‌هاي هنري از او جذب كند معلماني كه مي‌خواهند پيام و محتواي قرآن را در قالب دروس معارف ارائه نمايند، به بهره‌گيري از هنر ملزم‌ترند.
متن درسی کتاب یکی از عوامل اساسی در ایجاد جذابیت و جلب توجه دانش آموزان به کتاب و در نتیجه درس می تواند باشد . با وجود این که معلم همیشه در کنار دانش آموز نمی باشد ، کتاب جذاب می تواند نقش مهمی در این کار داشته باشند.
جذابیت کلاسی از نظر فضای کلاسی مربوط به دو عامل می تواند باشد:
1). فضای معنوی و اموزشی
2). فضای فیزیکی و مادی.
که فضای معنوی و آموزشی بسته به روابط بین معلم و دانش آموزان دارد و فضای فیزیکی و مادی محدوده كلاس، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي و ... كه در جذابيت تأثيرگذار است.

پیشنهاد :

معلم برای ایجاد جذابیت بیشتر در کلاس درس و به وجود آوردن کلاسی شاد برای دانش آموزان _که می تواند یکی از عوامل جذب دانش آموز به کلاس درس باشد _ می تواند از طنز در کلاس استفاده کند . درس را به استفاده از طنز تدریس نماید . رویداد شادی بخش که چهره ی کودکان را باز و لب هایشان را خندان می کند ، از دیدگاه رشد گرایان حائز اهمیت است ، ارتباط دادن مراحل رشد فردی کودکان با شوخ طبعی آنان می تواند توجه معلمان را در حین تدریس به این فرایند جالب و اثر بخش جلب کند.
متن و محتوایی که برای دانش آموزان در نظر گرفته می شود ، بر اساس علاقه ی آنان تدوین شود . و همچنین در تدوین کتب درسی به این نکته باید توجه شود که بعضی از موضوعات در فصل و یا زمان خاصی از سال بهتر است تدریس شود ؛ مثلاً دروس مربوط به گیاهان در کتب علوم بهتر است در فصل بهار تدریس شود . پس در تدوین کتب به زمان و موقعیت درس توجه شود .
در کتاب ها می توان از نقاشی ها و تصاویر جذاب استفاده کرد . به عنوان مثال تصاویر و نقاشی های کتاب فارسی در چاپ های اخیر تصاویری غیر و اقعی می باشند .
اما در مورد فضای کلاسی میتوان از رنگ های شاد و جذاب در رنگ زدن درو دیوار کلاس ها استفاده کرد و حتی رنگ تخته های روی دیوار ( که در سالهای گذشته به رنگ سیاه بود و لی در حال حاضر اکثراً به رنگ سبز رنگ می شوند ) .
فنون ایجاد انگیزه در یادگیرندگان
بیان اهداف درس
اهداف درس را برای فراگیرندگان به روشنی بیان کنید ، یعنی مشخص کنید که دانش آموزان پس از پایان درس به چه دانش و یا توانمندیهایی دست پیدا می کند .
معنا دار کردن یادگیری
کاربردهای درس را در موقعیت های متفاوت زندگی ، برای دانش آموزان بازگو کنید ؛ یعنی طوری عمل کنید که دانش آموزان احساس کنند با یادگیری این درس می توانند مشکلی از مشکلات زندگی خود را حل کنند . در واقع، یادگیری ر ا برای دانش آموزان معنادار کنید .
مشارکت کردن دانش آموزان در بحث
از روش هایی استفاده کنید تا کلاس درگیر بحث شود ، طوری عمل کنید که دانش آموزان خود را در یادگیری سهیم بدانند . برای مثال ، در حین تدریس از سوالاتی استفاده کنید تا دانش آموزان نیز مجبور به مشارکت شوند و پس از هر پاسخ منطقی از تشویق های کلامی و یا غیر کلامی استفاده کنید و ....
انجام تدریس از ساده به مشکل
بکوشید ابتدا مباحث ساده را برای دانش آموزان ارائه کنید سپس به مباحث پیچیده برسید .
استفاده از مثال های ساده ، آشنا و دلنشین

در سرتا سر تدریس ، برای تبیین و تفهیم هر چه بیشتر درس ، از مثال های ساده ، آشنا و دلچسب که موجب افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان می شود ، استفاده کنید .
تذکر نمره و آزمون

برای درگیر کردن بیشتر دانش آموزان ، می توانید با تذکر نمره و آزمون آنان را برای یادگیری هر چه بیشتر درس ترغیب کنید . اما این ترغیب نباید جنبه ی تهدید به خود گیرد . برای مثال از این عبارت استفاده کنید : به احتمال زیاد از این درس ، یکی دو نمره در امتحان است . پس دقت کنید تا آن را خوب یاد بگیرید .
یادآوری :
از مورد آخر ( تذکر نمره و آزمون ) ، وقتی استفاده می کنیم که روش های قبلی جواب نداده باشد . دانشمندی می گوید : اکثر مردم غالباً به مسائل کم اهمیت ، بیش از مسائل مهم و مهمتر می پردازد ، و مسائل جنبی را چنان می پندارند که گویی امری حیاتی است ولی از بحث جدی درباره ی آن ها خودداری می کنند .در فرهنگ ما « آموزش – پرورش » عموماً و « تربیت معلم » و حتی خود « معلم » ، به رغم گردهمایی های رنگارنگ ، هنوز آن چنان که شاید و باید مورد بررسی ها جدی علمی قرار نمی گیرند . متأسفانه درباره ی بیشتر آن گردهمایی ها هم عبارت معروف « نشستند و گفتند و برخاستند ! » صادق است . در بحث از معلم و معلمین ، عمدتاً به جنبه های عشقی وذوقی آن توجه داریم و آن را صرفاً استعدادی خدادادی تلقی می کنیم و برای معلم شعر می سرایم و او را « فرشته ای » می پنداریم که ماشین پند و اندرز های سودمند است ؛ انسانی است معنوی و جز درباره معنا و نیکی ها نمی اندیشد و مسائل مادی – کم و زیادی حقوق – برایش مطرح نیست ! غافل از این که :
1- معلمی ، مهارتی کارملاً آموختنی است . چون پیچیدگیهای متعدد و متنوعی دارد ، به ویژه در روزگار اخیر که روز به روز پیچیده تر شده و می شود .
2- معلمی هم مانند سایر حرفه ها ، بی تردید ، مستلزم استعداد و عشق و ذوق است . استعداد ، خلاقیت ، استعداد کنجکاوی ، استعداد اندیشیدن انتقادی ، استعداد کلامی و استعداد یادگیری موثر و عشق و ذوق نیز در همه ی مشاغل از عوامل بسیار موثر در موفقیت به شمار می روند . اما به قول معروف در حرفه ی معلمی ، شاید هم در همه ی حرفه ها ، وجود این استعدادها شرط « لازم » است ، نه « کافی » . حتی یک نابغه مسلم ، لزوماً معلم موفقی نخواهد بود ؛ و با دارنده ی مدرک تحصیلی عالی در رشته های ، به اصطلاح ، « علوم تربیتی » لزوماً معلم موفقی نمی شود . از این رو ، شخصی را صرفا ً به سبب داشتن مدرک تحصیلی عالی نباید به حرفه ی معلمی گماشت . بلکه ضرورت دارد که حداقل دو سال ، به کارآموزی جدی در مهارت معلمی بپردازد و در ارزشیابی های عملی موفق شود .
3- معلمی با هیچ یک از مشاغل قابل مقایسه نیست : زیرا هیچ کار دیگری پیچیدگی های مسئولیت آموزش و پرورش را ندارد . به این معنا که مخاطب معلم ، انسان است ؛ مخلوقی که هنوز هم ناشناخته است و هنوز هم پیچیده ترین مخلوقات خداوندی تلقی می شود . روانشناسان در تلاش برای شناخت انسان هنوز اندرخم یک کوچه اند . البته ، امیدوارند روزی به این شناخت ، موفق شوند که امید شرط اساسی هر گونه پژوهش و شناخت است . و حتی آموزش و یادگیری بدون امید و انتظار پیامدهای مطلوب ( فیدبک یا بازخود) غیر ممکن است .
4- معلمی ، فلسفه و علم و هنر با هم است : چرایی ؟ چگونگی ؟ و چگونه خلاقیتی؟ از این رو ، معلم موفق یا موثر را « فیلسوف » و « عالم » و « هنرمند » - هر سه با هم – می نامند .
5- معلمی ، تدبیر است و تلاش : تلاش هدفمند ، نظام دار « سیتماتیک » ، و برانگیخته .
6- مهم تر از آن ها معلمی ، مدیریت حساس افراد بشر است : مدیریت همزمان مغزها ( معلومات ، افکار، عقاید ) ، دستها ( مهارتها ) و دل ها ( احساسات و عواطف ، گرایش ها ، ارزش ها ) به عبارت دیگر ، مدیریت معلمی ، مدیریت یادگیری ، مدیریت آموزش ، مدیریت موفقیت و هرچند غیر مستقیم ، مدیریت خانواده و در سطح‌کلان مدیریت جامعه و جهان است .
با توجه به نکات مذکور ، می توان سنگینی و حساسیت مسئولیت معلمان را به راحتی دریافت به همین سبب ، گفته اند بی توجهی یا کم توجهی به معلمی ومعلمان ، بدون تردید ، بی توجهی و کم توجهی به انسانیت و انسان است و ارزش نهادن به معلم ، در واقع ، ارزش قائل شدن برای بشریت است .امروزه معلم فردای دانش آموزان ، و فردای دانش آموزان فردای جهان و جهانیان است . از این رو:
• نباید شخص معلم و کار او را دست کم تلقی کرد ؛
• باید سلامت زندگی او را در سلامت زندگی همگان در حال و آینده تلقی کرد ؛
• اگر او سالم و شاد باشد ، یعنی از آرامش و آسایش فردی واجتماعی برخودار باشد ، طبعاً اثرگذاری های سودمندی خواهد داشت ؛
• از معلمان‌باید انتظار داشت که متفاوت‌و انتقادی بیندیشند ؛
• معمولاً معلمان امر و نهی را بر نمی تابند . بنابراین ، راهنمایی ایشان ، که یقیناً ضروری است ، باید با محبت و احترام انجام گیرد ؛
• معلمان مانند همه ی مردم به رفاه در خور شأن خود نیاز دارند ؛
• ضعف علمی و حرفه ای معلم ، بدون تردید به ضعف کودکان و نوجوانان ، ضعف علمی ، ضعف عاطفی و ... و درنتیجه به ضعف جامعه منجر می شود؛
• شاید اغراق نباشدکه بگوییم : تقویت علمی و حرفه ای مداوم معلمان در همه ی سطوح تحصیلی ، به قول معروف ، از نان شب هم ضروری تر است . زمان یا موقعیت متغییر طبعاً مردم را ، اعم از خردسال و بزرگ سال تغییرمیدهد. بنابراین معلم،حتی دارنده ی بالاترین مدرک تحصیلی از معتبرترین‌دانشگاه‌جهان به‌تجهیز و تقویت علمی وحرفه ای مداوم نیاز دارد ؛ که غفلت از این ضرورت و اکتفای معلمان به اطلاعات موجودشان ، فاجعه ی انسانی بسیار ناگوار تلقی می شود .
اضطراب در معلمان

نتایج یک پژوهش نشان داد: درصد قابل توجهی از معلمان مورد بررسی دچار درجاتی از اضطراب هستند.
به گزارش ایسنا، امروزه اضطراب به عنوان یک بیماری مهم مطرح است و پیچیدگی‌های جاری تمدن، سرعت تغییرات و بی‌توجهی و ارزش‌های خانوادگی، برای فرد، تعارض‌ها و اضطراب‌های تازه‌ای به وجود آورده است، به طوری که ضمن آنکه اختلالات اضطرابی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های روانپزشکی در کل جامعه محسوب می‌شود، سهم بسزایی (حدود 15 تا 20 درصد) از علت مراجعه به درمانگاه‌های داخلی دارد.
اگرچه عقیده بر این است که اضطراب کم برای حیات و زندگی روزمره لازم است، اما اضطراب زیاد نیز زیان‌های جدی به جسم، روان، روابط اجتماعی، حرفه و تحصیلات وارد می‌آورد و فرد را از دارا بودن یک سلامت کیفی قابل قبول در زندگی محروم می‌کند. اضطراب زیاد و طولانی مدت معمولا با پاسخ‌های فیزیولوژیک از جمله افزایش متابولیسم، کاهش ایمنی بدن و افزایش کار دستگاه قلب و عروق همراه بوده، همچنین رابطه مهمی بین اضطراب و مرگ و میرهای بعد از آن وجود دارد که حاکی از اهمیت این اختلال به عنوان مساله‌ای در بهداشت و تندرستی عمومی است.
همچنین به‌نظر می‌رسد افسردگی ثانویه شایع‌ترین و احتمالا جدی‌ترین عارضه اضطراب باشد و در واقع افسردگی بیش از خود اضطراب باعث می‌شود بیمار در جست‌وجوی درمان برآید. با توجه به شیوع اضطراب در بین معلمان، پژوهشی بر روی 500 معلم مقطع دبیرستان در کشور صورت گرفته است. از این تعداد معلم مورد بررسی، 48 درصد مرد و 52 درصد زن بودند.
همچنین 83 درصد از معلمان مورد بررسی متاهل و 12 درصد مجرد (ازدواج نکرده) و بقیه، مطلقه یا همسر از دست داده بودند. 73.6 درصد افراد مورد مطالعه را معلمان بومی شهر تهران (حداقل سابقه 5 سال سکونت) و بقیه (26.4 درصد) غیر بومیان تشکیل داده‌اند.
میزان رضایت معلمان از شغل‌ خود
یافته‌های این پژوهش نشان داد: به طور کلی 68.8 درصد از معلمان مورد بررسی از شغل خود راضی و 31.2 درصد ناراضی بودند. همچنین 16.2 درصد دارای منبع درآمد دیگری غیر از معلمی بوده و 83.8 درصد شغل دیگری نداشتند. اضطراب در کدام دسته از معلمان شایع‌تر است؟
بر اساس یافته‌های این پژوهش، شیوع اضطراب در بین معلمان زن، نسبت به معلمان مرد با اختلاف معنی‌دار آماری، بیشتر بود. همچنین در گروه‌های سنی مختلف و بر حسب تاهل نیز شیوع اضطراب دارای اختلاف معنی‌دار آماری بود. در گروه سنی 40 – 49 سال، بیشترین میزان اضطراب دیده شد؛ بطوریکه تنها 14 درصد بدون اضطراب بودند و افراد متاهل نسبت به مجردها کمترین میزان اضطراب را داشتند. طبق یافته‌های این پژوهش، در گروه معلمانی که از شغل خود راضی بودند، اضطراب شدید و متوسط کمتر از افرادی بود که از شغل خود ناراضی بودند و این آمار 22.7 درصد در برابر 46.1 درصد بود که معنی‌دار است. به گزارش ایسنا یافته‌های تحقیق انجام شده همچنین حاکیست: شیوع اضطراب در معلمانی که شغل دیگری غیر از معلمی داشتند بیشتر از گروهی بود که منبع درآمد دیگری نداشتند و این اضطراب در دسته اول، 85.2 درصد، در برابر 72.8 درصد دسته دوم بود. این اختلاف البته از نظر آماری معنی‌دار نبوده است.
میزان سابقه معلمی و ارتباط آن با شیوع اضطراب

بیشترین میزان اضطراب متوسط و شدید در گروه معلمان با بیش از 10 سال تجربه کاری دیده می‌شود. اختلالات اضطرابی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های روانپزشکی در کل جامعه محسوب شد. همچنین 28.8 درصد معلمان دارای مدرک فوق لیسانس بدون اضطراب بودند در حالی که این میزان در گروه لیسانس، فوق دیپلم و دیپلم به ترتیب 24.7 درصد، 26.7 درصد و 11.5 درصد بود. در معلمانی که سابقه فوت یکی از نزدیکان درجه یک خود را در 6 ماه اخیر می‌دادند شیوع اضطراب متوسط و شدید 36.2 درصد در برابر 30.6 درصد در کسانی بود که این سابقه را نمی‌دادند و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود.
تاثیر بسزای اعتقادات مذهبی در کاهش اضطراب

در معلمانی که به امور مذهبی بسیار علاقه‌مندتر بودند، کمترین میزان اضطراب شدید نسبت به گروهی که علاقمندی کمتری به این امور داشتند، به دست آمد و این آمار 5.3 درصد در برابر 40.7 درصد بود که این اختلاف نیز از نظر آماری معنی‌دار است. بر اساس یافته‌های این تحقیق، از نظر سابقه مراجعه به روانپزشک و نیز سابقه اضطراب در خانواده نیز دیده شد که در هر دو گروه با سابقه مثبت، شیوع اضطراب، با اختلاف معنی‌دار آماری، بیش از گروه بدون این سوابق است (13.6 درصد بدون اضطراب در افراد با سابقه مراجعه به روانپزشک در برابر 26.8 درصد در افراد بدون سابقه و 19.7 د رصد بدون اضطراب در افراد با سابقه اضطراب در خانواده در برابر 28.3 درصد در افراد بدون سابقه اضطراب در خانواده.
نتایج دیگر این تحقیق حاکیست که از 500 معلم مورد بررسی 75 درصد دچار درجاتی از اضطراب، 44.8 درصد دچار اضطراب خفیف، 22 درصد دچار اضطراب متوسط و 8.2 درصد نیز دچار اضطراب شدید هستند. از طرفی در مطالعه حاضر، اضطراب متوسط و شدید در معلمان زن 38.7 درصد و در معلمان مرد 21 درصد به دست آمد. این اختلاف می‌تواند به دلیل وضعیت روحی – روانی زنان در پذیرش تنش‌های زندگی، مسئولیت‌پذیری در اجتماع و درگیر بودن آنها در حل مشکلات اقتصادی خانواده باشد. شیوع بیشتر اضطراب شدید در گروه سنی 20 تا 39 سال و کاهش نسبی آن در سنین بالاتر را می‌توان در وجود مسایل تنش‌زای بزرگی چون انتخاب همسر، انتخاب شغل، ادامه تحصیلات و... در این دوره سنی دانست که با افزایش سن و طی شدن این گذرگاه‌های زندگی، از شیوع آن کاسته می‌شود. کمتر بودن اضطراب متوسط و شدید در معلمان متاهل نسبت به مجرد (27.7 درصد در برابر 44.6 درصد) را نیز می‌توان به نقش حمایت روحی روانی همسر نسبت داد، در صورتی که این گروه به دلیل مسئولیت پذیری در امور اقتصادی و اجتماعی خانواده تا حدودی دچار درجات بیشتری از اضطراب خفیف هستند. به هر حال در برخی مطالعات این اختلاف قابل توجه نبوده است.
بیشترین اضطراب مربوط به کدام معلمان است؟

در مطالعه حاضر بیشترین میزان اضطراب متوسط و شدید در معلمانی بود که به امور مذهبی علاقه‌مندی کمتری نشان می‌دادند. این یافته می‌تواند به علت نقش اعتقاد به خدا و جهان غیب و ماورای قدرت بشری در تسکین آلام‌ و دردها و جلوگیری از یاس و ناامیدی باشد. همچنین بر اساس یکی از یافته‌های این مطالعه، سابقه اضطراب در خانواده با شیوع بیشتر اضطراب همراه است.
این ارتباط یا به عبارتی نقش وراثت در اختلال اضطرابی و اختلال ترس، تایید شده و نشان داده شده است که حدود 20 درصد افراد خانواده فرد مبتلا به اضطراب، ممکن است دچار این بیماری شوند. بنابراین با استناد به یافته‌های این مطالعه می‌توان جهت کاهش اضطراب در معلمان و بالا بردن سطح آگاهی آنها نسبت به این موضوع و شناسایی عوامل تنش‌زا و راه‌های مقابله با آنها برگزاری کلاس‌ها آموزشی در این زمینه را توصیه کرد.
همینطور با شناخت و درمان اضطراب می‌توان تا حد زیادی از عوارض آن از جمله زخم پپتیک، هیپرتانسیون و بیماری‌های قلبی – عروقی پیشگیری کرد. آموزش‌های لازم قبل از انتخاب شغل نیز می‌تواند در کاهش اضطراب به دلیل نارضایتی شغلی موثر واقع شود.
اضطراب در دانش آموزان

در يكي از سال هاي تدريس ام در بين دانش آموزان پايه پنجم متوجه شدم كه يكي از دانش آموزانم در كلاس درس فعال نيست و اگر از او پرسيده مي شد شدت ترس و اضطراب در او به حدي بود كه شروع به گريه و زاري مي كرد.
تصميم گرفتم كه با مدير مدرسه و ديگر همكاران و خانواده (زهرا كرماني) در اين زمينه صحبت كنم و ريشه ي اصلي اين اضطراب را در او پيدا كنم با توجه به اين كه اين اضطراب يا ريشه در محيط مدرسه داشت يا در محيط خانواده بايد امنيت و آرامش روحي را در محيط هاي مذكور از طريق دادن مسئوليت – تشويق و ... فراهم مي كردم.بعد از مدتي نتايج روش هاي به كاربرده شده به وضوح در دانش آموز قابل مشاهده بود و وضعيت درسي و روحي او بهتر از گذشته شد.
از زمان تولد تا هنگام مرگ هر انساني در موقعيت هاي گوناگون بالندگي درگير مسائل و مشكلاتي مي شود كه به نحوي روان او را متأثر مي سازد. از جملة اين مسائل مي توان ترس و اضطراب را نام برد كه در تمام دوره هاي زندگي ممكن است بر انسان چيره شود.
بخشي از رشد كودك، متضمن آموختن و كنترل اضطراب و ترس است، كودكان ترس هاي بسياري دارند و ممكن است برخي از آن ها در بزرگسالي هم دچار ترس باشند. اما بسياري از استرس هاي و اضطرابهاي دوران كودكي در اثر گذشت زمان و تجربه از بين مي روند و تنها بخشي از آنها تغيير شكل مي دهد و بصورت نيرويي مؤثر در رفتار درمي آيند. اما ترس و اضطراب به يك مفهوم نيستند، ترس علت و موقعيت مشخص دارد و در اكثر موارد، كاربرد و تأثير مثبت دارد . مثلاً كودكان با وجود ترس مي تواند از جان خود حفاظت كنند. اما اضطراب هم كاركرد مثبت دارد و هم كاركرد منفي. يا به عبارت بهتر، احساس اضطراب تا يك جاي خاص كاركرد افراد را بهتر مي كند و از يك جايي به بعد، افزايش اضطراب باعث افت كاركرد مي شود.
تفاوت ديگري كه اضطراب با ترس دارد اين است كه علت شفاف و واضحي براي اضطراب نمي توان يافت. اگر چه براي برخي افراد، اضطراب ناشي از موقعيت خاصي است كه در آن قرار مي گيرند (در يك جمع جديدي از انسان ها، زمان امتحان هنگام جدايي از خانواده و ...) اما در هيچ يك علت بيروني دليل قابل استناد و ملموس براي اين نگراني و اضطراب وجود ندارد . بلكه تصور فرد نسبت به اين موقعيت ها مثبت نيست.
تعريفي از اضطراب:
اضطراب عبارت از ترس فرد از نتايج مجهول مربوط به آينده كه گاهي تفكر و اعمال گوناگون را به تعويق مي اندازد و يا از ديدگاهي ديگر مي توان گفت كه اضطراب شامل احساس عدم اطمينان درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژيكي است. به طور كلي اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسي است كه با يك يا چند حس جسمي مانند احساس خالي شدنِ سردل، تنگي قفسه سينه، تپش قلب، تعرق؛ سردرد و ... همراه است از ديگر علايم مربوط به اضطراب مي توان به عصبي بودن، تنش، احساس خستگي، بي خوابي، لرزش، تنگي نفس، بي حالي، اشكال در تمركز حواس، تپش قلب، تكرار ادرار، سرگيجه و گوش به زنگ بودن اشاره كرد.
توصيف وضعيت موجود:
مدت زيادي است كه مشغول به تدريس در آموزش و پرورش در مقطع ابتدايي هستم سابقه سال هاي تدريس در پايه دوم و سوم و چهارم و پنجم را دارم. در طول اين مدت هميشه سعي كرده ام نسبت به شاگردانم احساس مسئوليت داشته باشم، در يكي از سال هاي تدريس ام در يكي از مدارس ابتدايي كه 23 دانش آموز مشغول به تحصيل بودند؛ طبق روال هر سال روزهاي ابتداي سال تحصيلي جديد را به ارزش ورودي دانش آموزان پرداختيم تا حدودي از وضعيت درسي دانش آموزان آگاه شدم. در اين بررسي و ارزش يابي متوجه شدم كه هر وقت به يكي از دانش آموزان به اسم زهرا كرماني (اسم مستعار) تكليفي مي دادم يا سوالي مي پرسيدم با ترس و لرز مي گفت كه امروز امادگي ندارد و فردا از روي متن مي خواند و هر وقت علتش را جويا شدم با گريه و زاري التماس مي كرد كه امشب حتما مي خوانم مدتي همين روال گذشت و دانش آموز تغييري نكرد و متوجه شدم اين دانش اموز داراي اضطراب شديد و با توجه به مسئوليت ها در قبال او احساس مي كردم تصميم گرفتم كه در صورت رفع مشكل او برايم.
علت مسئله اضطراب در دانش آموزم
بسيارند دانش آموزاني كه به خاطر ترس از مدرسه و معلم و ناظم و ... در دوره هاي مختلفي از درس و تحصيل عقب افتاده اند و در مقاطع مختلف زندگي به خاطر ترس هاي كه سركوب نشده اند با شكست مواجه مي شوند. چه بسا دانش آموزي به دلايل مختلف از مدرسه يا عوامل ديگر مي ترسد و نمي تواند در زندگي موفق باشد. بعضي دانش اموزان استعدادهاي درخشاني دارند كه اگر شكوفا نشوند (به دلايل مختلف) در زندگي با شكست مواجه شده و نمي توانند مراحال موفقيت را طي كنند. وظيفه معلمين اين است كه اين ترسها و اضطراب ها را شناخته و در صدد سركوب آنها بر آييم، چون مقطع ابتدايي از دوره هاي مختلف تحصيلي يكي از دوره هاي مهم و شايد بتوان گفت مهم ترين دوره مي باشد كه اگر دانش آموزان و عوامل موثر بر روحيه آنها و مسائل و مشكلات مختلف آنها بيان و رفع نشود در دوره هاي ديگر زندگي به مراتب با مشكلات بيشتري روبروي خواهند شد. در اين تحقيق ما مشكل يكي از دانش آموزان را بررسي مي كنيم و سعي بر اين است كه هرچه بهتر ترس و اضطراب را در وجود اين دانش آموز از بين ببريم، اميد است اين كار بتواند مقدمه اي باشد براي شناسايي مشكلات دانش آموزان ديگر.
بررسي مشكل اضطراب در دانش آموزم

براي حل اين مشكل تصميم گرفتم موضوع را با مدير مدرسه و ديگر معلمان و همچنين خانواده زهرا در ميان گذاشتم و حتي با بعضي از دانش آموزان كه احساس كردم كمي به او نزديك هستند سؤالاتي در مورد زهرا پرسيدم اما جواب قانع كننده اي از آنها نگرفتم آنها اظهار داشتند كه زهرا چند سالي است كه اين وضعيت را دارد و گوشه گير است.در جلسه اي كه با مدير مدرسه و ديگر معلمان داشتم آنها نيز مدعي شدند كه خيلي سعي كرده اند اما فايده اي نداشته و خانواده اش نيز حاضر به همكاري با آنها نشده اند.
من هم با كمك مدير مدرسه تصميم گرفتم كه مسئله را به طور جدي پي گير شوم علت اين اضطراب و همچنين راه حل هاي مناسبي را براي رفع آن پيدا كنم تا وظيفه خود را به عنوان يك معلم در قبال او انجام داده باشم. از زهرا خواستم كه اولياء خود را به مدرسه بياورد ولي او از اين كار خودداري كرد پس مجبور شدم خود به ديدار آنها بروم و از نزديك با آنها صحبتي داشته باشم. بعد از صحبت هايي كه با مادر زهرا داشتم متوجه شدم كه زهرا در خانه آرامش چنداني ندارد چون پدر و مادرش با هم مشكل دارند و محيط خانه آنها محيطي پر از مشاجره و بحث و جدال است چند جلسه اي با پدر و مادر زهرا در اين مورد گفتگو كردم و از پيامدهايي كه بعداً ممكن است گريبانگير زهرا و ديگر فرزندان آنها شود براي آنها صحبت كردم و به آنها گفتم به جاي مشاجره ايجاد تنش و بر هم ريختن آرامش خانواده مي توانند مشكلات خود را به دور از چشم فرزندان با يك گفتگوي ساده برطرف نمايند آنها نيز قبول كردند كه در اين زمينه اشتباه كرده اند و من بعد سعي بر جبران آن مي كنند.
پس از جمع آوري اطلاعات مورد نياز در مورد وضعيت خانوادگي و چگونگي برخورد او با ديگر دانش آموزان و معلمان وضعيت درسي زهرا بايد علل ايجاد چنين اضطرابي را كه ممكن است باعث ايجاد اختلال رفتاري در زهرا شده بود را فهرست وار مي نوشتم و سعي بر جبران آنها مي كردم البته براي اين كار، بايد از ديگر دانش آموزان، مدير مدرسه و خانواده زهرا كمك مي گرفتم كه آنها نيز حاضر به همكاري با من شدند.
مهمترين علت اضطراب
پس از مطالعات انجام شده و صحبت هاي به عمل آمده نتايج زير را بدست آورديم.
اينكه اضطراب مي تواند ريشه در يكي از مورد زير داشته باشد:
1- حالات دروني فرد و انگيزه هاي ناخودآگاه
2- ناتواني فرد در مقابله با فشارهاي محيطي
3- احساس جدايي يا طرد شدن
4- احساس فقدان و يا از دست دادن حمايت هاي عاطفي
5- تغييرات ناگهاني محيطي يا حوادث غير منتظره
6- يادگيري در منزل و محيط مثل يادگيري اضطراب ها و ترس هاي والدين
7- افكار و عقايد غيرمنطقي، غلط و اغراق آميز در مورد خطرات موجود و موقعيت هاي مثل امتحان و ...
ويژگي راههاي پيشنهادي براي تغيير:
براي اين منظور كليه ي وظايف تعيين شده هم براي زهرا به عنوان كسي كه دچار اضطراب شده. من به عنوان معلم و مدير مدرسه و خانواده زهرا و حتي دوستان او پس نتيجه اي كه حاصل مي شد به همكاري افراد گفته شده بستگي داشت.
چگونگي اجراي راه جديد:
با توجه به وظايف گفته شده به كمك مدير مدرسه و دانش آموزان د محيط كلاس فضايي ايجاد كرديم كه دانش آموز (زهرا) در آن احساس امنيت و آرامش كند. با گروهبندي نمودن دانش آموزان و تقويت ارتباط مؤثر بين دانش آموزان و ايجاد فضايي آرام و صميمي در كلاس و نزديك شدن هر چه بيشتر به دانش آموزان، دادن مسئوليت به زهرا شور و اشتياق بيشتري براي وجود كلاس نشان مي داد.
گرچه از رفتار و اظهار دانش آموزان پيدا بود كه تغيير و تحولي در دانش آموز مورد نظر به وجود آمده است براي اين كه دقيقاً مشخص شود كه روشهاي به كار گرفته شده مؤثر بوده است يا نه تصميم گرفتم درباره ي آنچه انجام داده ام اطلاعات عيني و مؤثق جمع آوري كنم.
1- ارزشيابي از درس هاي تدريس شده
2- مقايسه ي نمرات دانش آموز مورد نظر پيش از آموزش و پس از آن
3- نظرخواهي از دانش آموزان و اولياء دانش آموز مورد نظر درباره روش هاي جديد و نتايج آن
4- نظرخواهي از افراد اهل فن درباره نمونه ما و گزارش ها و روش هاي به كار گرفته شده
5- جواب دادن به سؤالات با اعتماد به نفس كامل در حضور دانش آموزان و ديگر كاركنان مدرسه
شواهد به دست آمده نشان داد كه روش ها مؤثر بوده و همه ابراز رضايت نمودند
پس از مشخص شدن وظايف مربوط و به كارگيري آن در بهبود بخشيدن به وضعيت زهرا پس از مدتي تغيير رفتار در زهرا قابل مشاهده بود.
- به طوري كه وضعيت درسي زهرا روز به روز بهتر مي شد
- در بحث ها كلاسي و فعاليت هاي محوله مشتاقانه شركت مي كرد
- دانش آموز اعتماد به نفس را در خود پيدا كرد
- مسئوليت هايي كه در كلاس به او داده مي شد به نحو احسن انجام مي داد
- رابطه اش با دوستانش روز به روز صميمي تر مي شد
- از آن شخصيت گوشه گير و مضطرب كه قبلاً بود حال به يك شخصيت شاد و با انگيزه تبديل شده بود
- پدر و مادرش مرتباً وضعيت درسي او را جويا مي شدند و در جلسات اولياء مربيان شركت مي كردند
- با توجه به وضعيت ايجاد شده در زهرا مشخص بود كه پدر و مادرش نيز در اين زمينه همكاري لازم را داشته اند و محيط خانه را به يك محيط آرام و صميمي تبديل كرده بودند
- دانش آموز با مطالب و ديدگاه هاي تجربه هاي جديدي آشنا شد
- والدين از پيشرفت تحصيلي دانش آموز اظهار رضايت كردند
- مهارت سخن گفتن در دانش آموز در ميان جمع تقويت شد
- كلاس درس به محيطي گرم و دوست هم براي دانش آموز و معلم تبديل شد
- مشاركت در ميان دانش آموزان و معلمان و ديگر كاركنان مدرسه افزايش يافت
اضطراب يك بخش طبيعي زندگي است در مورد كودكان اضطراب اغلب واكنشي به بعضي آشفتگي هاي فضاي زندگي و هيچ اقدام خاصي به جز مراقبت آرام، متضمن رفع آن نيست. وقتي كه اضطراب كودكي آن چنان ناتوان كننده است كه با عملكرد طبيعي تداخل مي نمايد، بعضي از اقدامات شديد همچون اطمينان بخشي، حمايت و آرامش دانش آموزي بايد اعمال گردد. همچنين توانايي ارتباط مؤثر به ما مي آموزد كه براي درك موقعيت ديگران – چگونه فعالانه به سخنان آنها گوش دهيم. اگر اين اقدامات روان شناختي مؤثر واقع شدند استفاده از آرام بخش هاي خفيف ممكن است در نظر گرفته شود كودك بايد به دقت ارزيابي شود تا احتمال افسردگي رد شود. تنها وقتي شيوه هاي ديگر مؤثر واقع نشوند بايد آرام بخش هاي مدنظر قرار گيرند و فقط به طور متناوب و غير مستمر و همراه ديگر اقدامات درماني موجود استفاده قرار گيرند – روابط ميان ولدين مهمترين عامل در تعيين رفتار غيرعادي خصوصاً اضطراب و ترس مي باشد هرگاه مادر در خانه بطور طبيعي قادر به بيان احساسات دروني خود نباشد موجب خواهد شد كه، تنگ كردن روابط اجتماعي خود در خانواده منشأ نوعي نگراني و اضطراب ابتدايي براي كودكان را در خانه فراهم نمايد . ما به عنوان معلم بايد سعي كنيم دانش آموزان خود را بيشتر بشناسيم و با خانواده هاي آنها ارتباط بيشتري برقرار كنيم تا مشكلات دانش آموزان كمتر شود و روحيه شان شاد و روانشان آرام شود و بهتر بتوانند درس بخوانند.

اگر دانش آموزان از معلم بدشان بيايد
بعضي وقت ها هر قدر هم كه تلاش كنيد ؛ باز بچه ها از شما خوششان نمي آيد. شايد به خاطر تضاد شخصيت يا فاصله نسل ها باشد. يا شايد صرفا به خاطر اين باشد كه ترم را به صورت نامناسبي باآن ها شروع كرده ايد. به هر حال هميشه نمي توان همه را راضي كرد. پس مجبوريد به نحوي باهم سركنيد.ولي براي بهبود شرايط چه بايد كرد؟ قبل از شروع كلاس چند لحظه صبر كنيد. مشكل كجاست؟ آيا همه كلاس مشكل زايند يا چند نفر معدود ؟ آيا واقعا مشكل از شماست ؟ اگر اين گونه است سعي كنيد كه مشكل را حل كنيد.
از جمله دلايلي كه باعث مي شودكه كلاس و معلم باهم كنار نيايند ، سبك تدريس است. پس سبك هاي مختلف تدريس را امتحان كنيد و واكنش آن ها را ارزيابي كنيد. حتي مي توانيد نظر تك تك افراد را براي بهبود وضعيت كلاس بپرسيد و يا از آن ها بخواهيد مختصري از شرح كلاس مورد علاقه ي خود را روي كاغذ به شما تحويل بدهند. اگر ممكن است كه يك مشت اراجيف تحويل شما بدهند ولي دركل مي توانيد به يك ديد كلي از سليقه ها و علايق آن ها ، دست يابيد.
فراموش نكنيد كه : هميشه مواقعي وجود دارد كه با بعضي از دانش آموزان نمي شود كنار آمد و يا اصطلاحا آبتان با آن ها در يك جو نمي رود ولي اين موضوع به اين معنا نيست كه شما شكست خورده ايد بلكه تنها نمايانگر تفاوت شخصيت ها و يا مشكلات فردي دانش آموزان است. در اين موقعيت بهترين كار ، رعايت ادب و مدارا است. سعي نكنيد كه هر طور شده است ، با صميميت بيش از حد يا تبعيض برتري بخشي ؛ دانش آموزي را مجبور كنيدكه شما را دوست بدارد چون نتيجه معكوس مي دهد. به خاطر داشته باشيدكه يك معلم شاد مساوي است با يك كلاس شاد. پس گذشت كنيد. براي اطمينان از حفظ روابط خوب با دانش آموزان هميشه با آن ها طوري رفتار كنيدكه دوست داريد با شما رفتار كنند. احترام بگذاريد تا احترام ببينيد.
اگر معلمي مجبور شد به كلاسي درس بدهد كه خوشش نمي آيد
بعض كلاس ها واقعا وحشتناك اند. يا از بچه هايش بدتان مي آيد يا از محتواي درس. ولي مجبوريد كه مدت زماني را با آن ها سر كنيد. بدبختانه هميشه اختيار انتخاب كلاس مورد علاقه مان را نداريم. از آن بدتر اينكه نمي توان به چيزهايي كه بدمان مي آيد بي اعتنايي كرد. احساسات و نظرتان به يك كلاس هم بستگي به خودتان دارد. در اين مورد از خودتان سوال كنيدكه آيا مي خواهيد در تدريس حرفه اي شويد ويا خير ؟ به جاي تحمل احساس ناخوشايند از چنين كلاسي ، نهايت تلاش خود را به كار ببريد تا در نگرش خود تغيير ايجاد كنيد و يك ديد مثبت به قضيه پيدا كنيد. چرا كه اگر واقعا احساس كنيد كه از يك كلاس بدتان مي آيد ، بدانيد كه از آن جاكه احساسات مسري اند ، خيلي احتمال دارد كه امواج منفي تان معكوس گردد. هرگونه احساس خصومت به كلاس تان مي تواند به راحتي به سوي خود شما معكوس گردد. علاوه بر آن شايد اگر با خود روراست باشيد و دليل اين احساس را از خود بپرسيد ، متوجه مي شويد كه عامل اصلي آن چند نفر محدودند كه شايد بيش از همه ايجاد اختلال مي كنند. شما فقط از رفتار آن ها بدتان مي آيد نه از كل كلاس درس . پس بدون فكر احساس خود را عموميت نبخشيد.
يك معلم براي اينكه در كار و شغل خود حرفه اي شود بايد موارد زير را رعايت كند :
1- اگر واقعا مي خواهيد در شغل خود حرفه اي باشيد ؛ بايد تمام تمركزتان را برروي رفتار حرفه اي خود قرار دهيد نه احساس دروني تان.
2- همان قدر كه عصباني شدن آسان است ؛ حفظ كردن خونسردي سخت است. هيچ گاه تنها به خاطر رفتار دو سه دانش آموز نادان و كله شق ؛ احساسات منفي را برخود مسلط نكنيد و نفرت شخصي به دل نگيريد.
3- اگر محتوي درس شما را مي آزارد ، از ساير مدرسين اين رشته كمك بگيريد و سعي كنيد كه به ابداع روش هاي جذاب براي تدريس موضوعي كسل كننده بپردازيد و ديدي جديد و دريچه اي زيبا به سوي محتوي درس براي خود بگشاييد ، فراموش نكنيد كه اگر خوتان مطلبي را دوست نداشته باشيد و آن چه درس مي دهيد براي خودتان هم خسته كننده باشد ، بي شك كلاسي بسيار خسته كننده و احتمالا لجام گسيخته خواهيد داشت.
4- اگر به اجبار كلاسي را به شما داده اند كه افرادش شما را مي آزارد هميشه به ذهن بسپاريد : قرار نيست تا ابد با اين كلاس سر كنيد بلكه مدتي است موقتي كه پس از آن ازهم جدا شده و يكديگر را فراموش مي كنيد. پس سخت نگيريد.
توصيه هاي من به عنوان يك معلم
بنده شخصا معتقدم كه بايد خود شخصي مان را از خود حرفه اي مان ، به عنوان يك معلم جدا كنيم. يعني حتي اگر شده خود حرفه اي مان را ( به عنوان يك معلم ) مجبور كنيم كه حرفه اي تر عمل كند. ما همه انسانيم ممكن است شخصا از خيلي شخصيت ها خوشمان نيايد ولي نقش يك معلم بايد شاگردانمان را دوست بداريم. پس بايد احساسات شخصي خود را با قوانين حرفه اي بپوشانيم. در سخت ترين لحضات بحراني ، بگذاريد كه منطق شما براي شما تصيميم بگيرد نه احساس شما. منطق شما بايد تصيميم بگيرد كه با فلان دانش آموز خاطي چگونه رفتار كنيد نه احساسات شما. قبل از ورود به كلاس تمام تعصب هاي شخصي را بيرون از كلاس جا بگذاريد. قبل از ورود به كلاس تمام غم و غصه هاي خود را بيرون از كلاس بگذاريد ؛ به خاطر داشته باشيد كه دانش آموزان ما ، عروسك نيستند انسان اند ، خود را جاي دانش آموزانتان قرار بدهيد ، به سال هاي گذشته در ذهن خود بازگرديد . آيا واقعا از عملكرد معلم هاي خود راضي هستيد؟ كدام عمل معلم خود را هيچ وقت فراموش نمي كنيد؟ آيا بهتر نيست به جاي تعصبات رفتاري كه در رفتار اكثر معلم ها ديده مي شود ، دوري كنيم؟(( به خاطر دارم كه يكي از همكاران معلم به بنده فرمودند : هميشه سعي ميكنم تمام مشكلات و سختي ها و روزمرگي هاي زندگي ام را پشت در كلاس بگذارم و بعد وارد كلاس شوم ، تا به حدي كه در زماني كه پدرم فوت شده بود به مدرسه مي آمدم و هيچ يك از دانش آموزانم حتي همكارانم از اين موضوع باخبر نشدند ، تا جايي كه وقتي يكي از همكارانم اين موضوع را شنيد به بنده فرمودند كه فلاني واقعا شخص توداري هستي ))
شايد از بعضي از قسمت هاي يك درس شخصا خوشمان نيايد و هرچه قدر هم كتاب بر روي آن مسائل تاكيد كند ، ترجيح دهيم كه وقت كلاس را به ساير امور صرف كنيم. اين جاست كه بايد خود حرفه اي تان را وارد كلاس كنيد و خود شخصي تان را بيرون از كلاس بگذاريد.
استفاده از وسايل كمك آموزشي مثل فيلم ، ضبط صوت و عكس و ...
تجربه به من ثابت كرده كه استفاده از وسايل كمك آموزشي تأثير فراواني در يادگيري دانش‌آموزان دارد و آنها درس را خيلي خوب ياد مي‌گيرند و كسل و خسته نمي‌شوند و يادگيري در آنها تثبيت مي‌شود. و دانش‌آموزان درسي را كه با اين وسايل فراگرفته هرگز از ياد نخواهد برد.
فايده ي استفاده از اين وسايل اين است كه معلمان را از متكلم وحده بود نجات مي‌دهد و كلاس درس را از خشك و بي روح بودن خارج مي‌كند و مهمتر از همه تدريس را آسان مي‌كند.
معلم وقتي مي‌تواند درس را راحت‌ و آسان تدريس كند چرا بايد از استفاده از اين وسايل كوتاهي كند. ولي متأسفانه بسياري از معلمان اهميتي به استفاده از اين وسايل نمي‌دهند و صرفاً از كتاب درسي استفاده مي‌كنند و ترجيح مي‌دهند هميشه متكلم وحده باشد و حتي گاهي ديده‌ام كه ديگران را از استفاده از اين وسايل منع مي‌كنند، چرا كه اين كارها را مي‌كنند؟ به نظر من آنها در استفاده از اين وسايل تنبلي مي‌كنند و يا فايده‌ي استفاده از اين وسايل را نمي‌دانند.
من خودم شخصاً فايده‌هاي استفاده از وسايل كمك آموزشي را تجربه كرده‌ام و دوست دارم همه‌ي همكارانم از آنها استفاده كنند و هميشه گفته‌ام نبايد دانش‌آموزان را با تدريس‌هاي خشك و بي‌روح خسته كرد، خصوصاً در پايه‌هاي پايين تر كه بايد بيشتر از محسوسات در تدريس استفاده كرد.
هميشه سعي كرده‌ام در تمامي دروس از اين وسايل استفاده كنم، وقتي مي‌بينم دانش‌آموزان چه طور با تعجب به اين وسايل نگاه مي‌كنند و با اشتياق به درس گوش مي‌كنند و معلم را در تدريس ياري مي‌كنند بسيار لذت مي‌برم. از همكارانم خواسته‌ام به صورت اجبار هم كه شده از اين وسايل استفاده كنند، اگر فايده‌اي برايشان نداشت و يا تدريس با آن بي ثمر بود و يا نشاطي در دانش‌آموزان به وجود نياورد و وقت گير بود، حتي با آنهاست و مي‌توانند از آنها استفاده نكنند، ولي من مطمئن هستم كه خودشان بيشتر از بچه‌ها به استفاده از اين وسايل علاقه‌مند مي‌شوند. من خودم تدريس اكثر دروس را با اين وسايل آموزشي انجام مي‌دهم و اگر در مدرسه نباشد به بچه ها مي‌گويم از خانه بياورند. هدف ما اين است كه درس را بصورت سهل و آسان تدريس كنم كه همه دانش‌آموزان آن را به راحتي بياموزند،‌اگر غير اين است بگوييد.
من هم اكنون شانزده سال است كه تدريس مي‌كنم چقدر زود آن ها مي‌فهمند و نتايج كارخودم را در اوراق امتحاني و گفته‌هاي دانش‌آموزان و اولياء گرفته‌ام و هميشه به من مي‌گويند شما خوب تدريس مي‌كنيد و من همه‌ي اين‌ها را مديون استفاده از وسايل آموزشي مي‌دانم و دلم مي‌خواهد هيچ معلمي براي تدريس بدون استفاده از اين وسايل به كلاس درس نرود. متأسفانه براي
تدوين بعضي از دروس‌، وسيله آموزشي و فيلم آموزشي نيست و تدريس آنها زياد دلچسب نيست واحساس مي‌کنم دانش‌آموزان خوب فرانمي گيرند. يادم مي آيد براي تدريس علوم قسمت تغييرات هوا (در پايه دوم) که درباره‌ي چگونگي بوجود دره‌ها وکوهها و آب شدن برف کوهها صحبت مي‌کرد با مشکل مواجه بودم زيرا نه وسيله‌اي داشتم نه عکسي ونه حتي فيلمي، اگر چه مقدار خاک و ماسه داشتيم و چگونگي بوجود آوردن دره را براي آنها بيان کردمولي شنيدن کي بود مانند ديون، کاش مي‌توانستم اين دروس را از نزديک و با ديدن دره‌ها و کوهها تدريس کنم، من خودم با دوستان به امام‌زاده داوود رفتيم در انجا و در مسير حرکت بخوبي اين مناظر به چشم مي‌خورد و جاي بچه‌ها واقعاً خالي بود ولي چه کنيم که بردن بچه‌ها به آنجا خطرناک است و اولياء اجازه نمي‌دهند، ولي براي تدريس گياهان آنها را به پارک و براي ديدن جانوران آبزي، به موزه‌ي هفت چنار رفتيم و تدريس را کامل کرديم و چقدر بچه‌ها زود و خوب ياد گرفتند. پس بيائيد همت کنيم و استفاده از وسايل آموزشي را سر لوحه کار خود قرار دهيم، چرا بايد علم و تکنولوژي پيشرفت کند ولي ما همان معلم چند سال پيش باشيم چرا؟ چرا نبايد با تغييرات زمان پيش برديم، ما که با عروسک سرو کار نداريم ما با انسان‌هاي زنده کار مي‌کنيم پس بايد هر کاري بکنيم تا انها زودتر بهتر درس را فرا بگيرند و هر گز فراموش نکنند براي تدريس دروس مي‌توانيم از تلويزيون هم استفاده کنيم. مثلا درس جانوران و نچگونگي حرکت و شکار آنها، از قبل به فهرست برنامه‌هاي تلويزيوني نگاه کنيم و ساعت پخس آن برنامه را يادداشت کرده و به شاگردان بگوئيم که آن فيلم مستند را تماشاکنند و براي ما يک گزارش بنويسند. و به کلاس ارائه دهند.
راحت بگويم، در مدرسه‌اي که باغچه‌اي پر از گل دارد و مي‌شود تدريس گلها و طبقه‌بندي آنها را در حياط تدريس کرد چرا ما بايد آنها را در کلاس با کتابخانه‌ خسته کنيم و روح لطيف آنها را آزرده کنيم و نگذاريم از هواي آزاد استفاده کنند، يا براي تدريس فارسي مي‌توانيم از نمايش استفاده کنيم.
خود بچه‌ها بازيگران خوبي هستند و چقدر از اين کار استقبال مي‌کنند و براي انجام آن تلاش نمي‌نمايند از طريق نمايش ما به چند هدف مي‌رسيم، اول تدريس خود را انجام داده‌ايم، دوم استعداد آنها را در اين زمينه پرورش داده‌ايم، سوم اينکه کلاس را با نشاط کرده‌ايم و چهارم اينکه تدريس اين درس را هرگز فراموش نخواهند کرد و چهارم اينکه بچه‌هاي خجالتي وکم رو را دخالت داده‌ايم تا از اين کمرويي خارج شوند. مگر عروسکهاي دستي چقدرقيمت دارد که ما از خريد آنها بايد مضايقه کنيم؟ براي تدريس مسئله‌هاي رياضي، هم ‌مي‌توان بصورت نمايشي تدريس را انجام داد و با رد و بدل کردن پول و قراردادن دو تا شاگرد بعنوان فروشنده و خريدار مي‌توان رياضي را تدريس کرد و به همين راحتي مي‌توان بسياري از دروس را تدريس کرد تا فردا هم در در زندگي روزمره ازآها بتوانند استفاده کند هدف ما معلمان هم همين است که درسهايي که مي‌دهيم در زندگي روزمره به دردشان بخورد و گرنه کار ما ارزشي پيدا نمي‌کند.
بسياري از معلمان طرز استفاده از اين وسايل را نمي‌دانند، اگر ضمن خدمت با ايجاد کلاسهاي متنوع درباره چگونگي استفاده از اين وسايل آموزشي وفايده‌هاي آن قدمي دوباره بردارد بهتر است و هر سال بايد اين کلاسها را تجديد کرد تا فراموش نشود و اهميت آن جلوه کند.
مي‌توان در مدرسه و در مرکز يادگيري دفتري تهيه کرد و کساني را که هر روز از اين وسايل استفاده مي‌کنند را يادداشت کند به طوري که مدير سال قبل ما اين کار را مي‌کرد و همه معلمان بدون استثنا از اين وسايل استفاده مي‌کردند وتاريخ زمان استفاده از اين وسايل وموضوع تدريس را مي‌نوشتند.
مديرارزشيابي از آن دفتر به عنوان مدرک استفاده مي‌کرد و به اين صورت معلمان مجبور بودند از وسايل استفاده کنند و کم کم خودکار به استفاده از اين وسايل عادت کرده‌بودند وبا استفاده از وسايل تدريس مي‌کردند و فقط به کتاب اکتفا نمي‌کردند.
همواره از اين کلمه زياد خوشم نمي‌آمده و دوست داشتم کلمه ديگري براي آن‌ها جايگزين کنم چون معني ديکته شب اين است که شب بايد گفته شود، در واقع اين فکر را يکي از دانش آموزان درذهن من بوجود آورد زيرا اولين سوال را از من کرد که شب بايد اين ديکته شب را بنويسم ومن به فکر افتادم تا اين کلمه را عوض کرده و به جاي ان ديکته روزانه را جايگزين کنم همانطوري که مي‌دانيد املاء بايد به دانش‌آموزان گفته شود تا معلوم شود آيا دانش‌آموزان نوشتن کلمات درس داده شده را ياد گرفته‌اند يا نه، ديکته شب هم به اين منظور داده مي‌شود ولي دادن ديکته شب هر شب به آنها لزومي ندارد و آنها را از ديکته‌ دلزده مي‌کند ما بايد ديکته در خانه‌ را به دانش‌آموزاني بدهيم که در املاء نويسي ضعيف هستند و احتياج به تمرين بيشتري دارند. معلم بايد بداند گه گفتن ديکته درخانه انواع مختلفي دارد و هميشه نمي‌توانيم به آنها بگوييم ده خط از درس امروز ديکته بگويند، اين طور ديکته گفتن دانش‌آموزان و اولياء آنها را که بايد به آنها املاء بگويند خسته مي کند وديکته ارزش خود را از دست مي‌دهد. من خودم هميشه دانش ‌آموزاني رانمره بالا مي‌آورند وديکته آنها خوب است را جدا کرده و به آنها در هفته يک بار يا دوبار ديکته، در خانه مي‌گوييم و بقيه دانش‌آموزان را به ترتيب ضعف در املاء، طبقه‌بندي مي کنم.
مثلاً يک بار مي‌گويم 10 خط ديکته شب از درس پروانه‌ها بنويسيدو بار دگير 40 لغت از اين درس و دروس قبلي و بار سوم املاء درس را اولياء مي‌نويسند وجاي کلمه‌ي سخت را خالي مي‌گذارند که دانش‌آموز بنويسد و يا کلماتي را مي‌نويسند و حرفي از آن را جا مي‌اندازند تا او بنوسد که قبلاً در جلسه ديدار با اولياء با آنها در اين زمينه صحبت کرده‌ام املاء کلمات هم خنواده يا مخالف انواذع ديگر املاء نويسي در منزل و يا در کلاس است. در واقع ما بايد کاري کنيم که در املاء‌نويسي از تنوع لازم استفاده کنيم تا از خستگي بچه‌ها بکاهيم.
گاهي اوقات ما بايد از بچه‌ها بخواهيم به اولياء خود ديکته بگويند و آ« را تصحيح کنند، چقدر از اين کار لذات مي‌برند. شاگردان من هميشه از من خواهش مي کنند که به اولياءشان املاء بگويندو غلط‌هاي آن‌ها را تصحيح کنند. من در املاءنويسي مشکلي ندارم، همه دانش‌آموزان املاءشان خوب است و به جز کساني که اشکال اساسي دارند و من مجبور مي‌شوم به پايه اول بفرستم تا حروف را که ياد نگرفته‌اند بياموزند وسپس پايه دوم بيايند واين مسئله متاسفانه معضل بزرگي شده‌چون ردي را از پايه‌ي اول برداشته‌اند و معلمان پايه اول مجبورند نمره بدهند تا پايه دوم بيائيد وجلوي افت تحصيلي آنها گرفته شود، بنده اميدوارم براي اين مسئله هم فکري شود. در پايان بايد بگويم که لزومي ندارد ما هميشه و هر روز به همه‌ي بچه‌ها املاء بگوئيم مگر به دانش‌آموزان ضعيف که مستثني هستند.
خلاقيت معلم

ضروري‎‎ترين اصل در ايجاد انگيزه و فراهم آوردن زمينه براي خلاقيت شاگردان، اين است كه شخص معلم، خود فردي خلاق باشد، تا اين كه بتواند توجه شاگردان را به فعاليت‎هاي كلاسي و درسي جلب كند. اگر معلم در تهيه برنامه درسي به عقيده و نظر شاگردان توجه كند و به تفاوت‎هاي فردي در يادگيري دروس اهميت دهد، بهتر مي‎تواند علايق شاگردان خود را شناسايي و احترام آنان را به خود جلب كند. معلم خلاق روحيات شاگردان را مطالعه مي‏كند و در كشف همين مسأله است كه پي مي‎برد آنها چه چيزي را دوست دارند. او سعي مي‏كند تا شاگردان را به استفاده صحيح از آموخته‎هاي خود در شرايط اتفاقي، در محيط خارج از كلاس و مدرسه با دادن مسؤوليت و فعاليت ترغيب كند. همچنين معلم بايد محيط آموزشي و كلاس درس را به محيط آزمايش و كسب تجربه و مهارت تبديل نمايد، تا شاگردان فرصت نوآوري و خلاقيت را بيابند.
براي دستيابي به اهداف ياد شده، رفتار معلم بايد در كلاس به صورت الگويي مثبت درآيد، تا بتواند شاگردان را در روابط اجتماعي شركت دهد و آنان را هدايت كند. همچنين براي غني كردن ابعاد فكري شاگردان بايد برنامه ريزي مدوني را براي ظهور و ايجاد زمينه خلاقيت در تمام عرصه‎هاي گوناگون فراهم كند.معلم خلاق هيچ وقت شاگردان را به پيروي از الگوي خاصي مقيد نمي‏كند بلكه با دادن آزادي و فراهم كردن احساس امنيت در كلاس، زمينه تفكر خلاق را براي يكايك آنان فراهم مي‏كند. (شاه نوري، سيد جعفر (1381)، «ويژگي‎هاي آموزش و پرورش خلاق»، تكنولوژي آموزشي، شماره 144، صفحه 16.)
استفاده از روش هاي فعال تدريس
در شرايط امروز كه وسعت اطلاعات موجود، با توانايي افراد در استفاده از آن هم‎خواني ندارد، معلم نبايد به مثابه تنها مخزن دانش صرفاً به سخنراني و انتقال اطلاعات بپردازد، بلكه بايد در افزايش مهارت تفكر و استدلال شاگردان خود بكوشد و آنها را از مرحله حفظ كردن مطالب به مرحله تفكر سوق دهد و در يافتن راه حل مناسب كه اساس يادگيري توأم با فكر است تعليم دهد.
با توجه به آنچه بيان شد، معلم بايد بكوشد در كلاس شرايطي به وجود آورد كه در آن دانش‎آموزان ياد بگيرند و بر اساس آموخته‎هاي خويش عمل كنند. تدريس حرف زدن نيست، بلكه فرآيندي بيروني و شامل سلسله فعاليت‎هايي است كه علم با اجراي آنها يادگيري را سرعت مي‎بخشد. در اين صورت شك نيست كه آنان مطالب را بهتر و بيشتر ياد خواهند گرفت. ميزان توجه دانش‎آموزان به گفته‎هاي معلم در سنين مختلف تحصيلي از 20 دقيقه تجاوز نمي‏كند و در بقيه زمان كلاس دانش‎آموزان به فعاليت‎هاي ديگري مبادرت مي‎ورزند. (فتحي آذر، اسكندر (1372)، جزوه روش‎ها و فنون تدريس، دانشگاه تبريز)
سقراط نخستين كسي بود كه به روش فعال تدريس توجه كرد به نظر او معلومات و دانش در درون افراد نهفته است و معلم بايد آن را بيرون بكشد. نبايد اطلاعات را به درون افراد انتقال داد. (آرمند، محمد (1372)، روش‎هاي تدريس فعال، رشد معلم سال 12، شماره 2 و 3.)
ژان ژاك روسو دانشمند فرانسوي بر فعاليت فراگيرنده در آموزش تأكيد كرده و در جايي از كتاب «اميل» مي‎نويسد: «بگذاريد كودك خود مسدراختيار ادهبگذاخرا حلكند. نبايد چيزي را بر اساس گفته شما قبول كند، بايد آن را خودش دريابد.» (روسو، ژان ژاك (1371)، اميل (آموزش و پرورش) مترجم: كيا، منوچهر. تهران گنجينه.)
جان ديويي فيلسوف آمريكايي مي‎گويد: وظيفه معلم راهنمايي فكري است و معلم بايد عادت كند تفكر را در دانش‎آموزان به وجود آورد معلمي كه مسائل را حاضر و آماده در اختيار شاگرد مي‎گذارد، در واقع تجربه و تحليل وضعيت‎هاي مسئله آفرين و كشف مستقلانه مسائل را از او مي‎گيرد.
ژان پياژه دانشمند سوئيسي بيشتر از همه به اهميت روش‎هاي فعال پي برده و به كارگيري آن را توصيه كرده است. او مي‎گويد: «وقتي دانش‎آموز فعال نباشد يعني در وضعيت كنش پذير قرار داشته باشد، به صرف شنيدن سخن ديگران چيزي ياد نمي‎گيرد، شناخت‎هايي كه فرد به آنها نايل مي‎شود حاصل درون سازي فعال اشيا است. (آرمند، محمد (1372)، روش‎هاي تدريس فعال، رشد معلم سال 12، شماره 2 و 3.)
«جروم برونر» دانشمند معاصر آمريكايي و يكي از طرفداران روش‎هاي فعال تدريس و ابداع كننده روش آموزش اكتشافي معتقد است: قرار دادن پاسخ مستقيم در اختيار دانش‎آموزان را به كتاب و معلم متكي مي‏كند و باعث مي‎شود از خود كوششي نشان ندهند. در نتيجه آنان از يادگيري رضايت خاطر به دست نمي‎آورند و انگيزه‎هاي يادگيري آنان ضعيف مي‎شود. (يادگار زاده، غلامرضا (1378)، «روش‎هاي فعال تدريس، ضرورت‎ها، ديدگاه‎ها و پژوهش‎ها». رشد تكنولوژي آموزشي، شماره 118.)
چرا بچه ها مدرسه را دوست ندارند؟

آيا تا به حال فكر كرده‌ايد كه چرا بچه‌ ها مدرسه را دوست ندارند و براي تعطيل شدن آن لحظه شماري مي‌كنند؟
يا چرا موقعي كه روي نيمكت‌ها و صندلي مدارس مي‌نشينند احساس عذاب و درد و رنج مي‌كنند؟ گويا تقويم مورد تاييد بچه‌ها با بزرگسالان بسيار متفاوت است. بچه‌ها عاشق رنگ قرمز تقويم‌ها و به‌دنبال افزايش روزهاي تعطيل هستند. آنها در زمستان هر روز به آسمان خيره مي‌شوند تا شايد برف زمين را سپيدپوش كرده و به روياهاي آنها رنگ واقعيت ببخشد و در فصل بهار با ياد روزهاي گرم تابستان روز و شب را سپري مي‌كنند.
بسياري از ما روز اولي را كه قدم به مدرسه گذاشتيم به‌ياد داريم، روزي كه براي بسياري از كودكان، رنگ غم و اندوه دوري از خانواده‌ها را داشته است، بچه‌ها در حالي كه پدر و مادرهايشان جلوي در مدرسه ايستاده بودند، به همديگر دست تكان مي‌دادند و با نگاهي تلخ از هم جدا مي‌شدند. حال اگرچه اين درد و رنج مربوط به ورود به مدرسه تا حدي مي‌تواند طبيعي باشد اما آنچه مسئله تلقي مي‌شود اين است كه بسياري از كودكان و نوجوانان حتي تا سال‌هاي پاياني دوره متوسطه تغييري در روحيه و احساسشان نسبت به مدرسه پديد نيامده و جايي در دلشان براي درس و مدرسه و كتاب باز نمي‌شود.
يك معلم كه حدود 20 سال سابقه تدريس دارد مي‌گويد: هرگز حاضر نيستم، جايم را با دانش‌آموزان عوض كنم. دوران مدرسه براي من به مانند يك كابوس مي‌ماند؛ كابوسي كه هر وقت در خواب مي‌بينم دچار سردرد و ناراحتي، غم و اندوه مي‌شوم. دانش‌آموزان بعد از پايان دوران متوسطه به سرعت از فضاي مدرسه دور مي‌شوند و روزهاي كودكي و نوجواني‌شان را با شتاب هر چه تمام‌تر به دست فراموشي مي‌سپارند.
نقش ورزش در مدرسه
همانطوري که همه مي‌دانيد، ورزش براي پرورش، روح وجسم دانش‌آموزان مفيد است و اين امر برکسي پوشيده نيست، در هفته دانش آموزان حداقل بايد دو ساعت ورزش کنيد، ولي گاهي اين دو ساعت به عناوين مختلفي ازانها گرفته مي‌شود منظورم در پايه‌هاي اول و دوم و سوم است. که مربي ورزش انها خود معلمانشان هستند، حتماً مي‌پرسيد چگونه؟ به دلايلي مانند: فردا امتحان رياضي داريد، پس امروز به جاي ورزش رفتن، رياضي کار مي‌کنيم اين هفته چون بي‌انضباطي کرديد پس از ورزش رفتن خبري نيست، نمرات املاء شما پايين امده و شما حق ورزش نداريد، هوا امروز خوب نيست، ممکن است باران بيايد، تکليف رياضي داريد و بايد مسئله‌هاي رياضي را امروز تمام کنيم و بهانه‌هاي ديگر براي ورزش نبردن بچه‌هاي معصوم که براي رسيدن روز و ساعت ورزش ثانيه شماري مي‌کنند.
ولي من معتقدم و تجربه کرده‌ام که ورزش از دروس ديگر اگر پر اهميت‌تر نباشد کمتر نيست. هميشه گفته‌اند شنيده‌ام که، عقل سالم در بدن سالم است،ولي هميشه از اين گوش گرفته و از گوش ديگر بيرون کرده‌ايم. من دريافته‌ام که با بسياري از دروس را مي‌توانيم از طريق بازي‌ تدريس کنيم و به اين وسيله هم دانش‌آموزان ورزش کرده‌اند و هم با شادي درس را آموخته و هرگز از ياد نخواهند برد، ما در قبال آنها مسئول هستيم، نبايد در اين مسئله کوتاهي کنيم. وقتي ما مي‌توانيم بسياري از دروس را از طريق ورزش تدريس کنيم، چرا اين کار را نکنيم، مثلاً براي تدريس خط‌هاي راست و خميده و شکسته‌ مي‌توانيم بچه‌ها را در زنگ ورزش به حياط برده و از انها بخواهيم اين خط‌ها را به صورت ايستادن به صورت صفها و رديف‌هايي نشان دهند ويا روز يمزن حياط بکشند و يا براي تدريس نيرو در کتاب پايه دوم مي‌توانيم در بازي طناب‌کشي نيروي وارده شده به جلو يا عقب را نشان دهيم يا براي تدريس ساعت دايره‌اي را وسط حياط بکشين از دانش‌آموزان بخوانيم طبق دستور ما ساعتهاي گفته شده را نشان دهند، براي تدريس چگونگي تشکل ا ستانها در پايه سوم مي‌توانيم آنها را به صورت چند شهر جدا از هم کنار هم قرار دهيم و با کشيدن خط دور همه بچه‌ها ما چگونگي بوود آمدن استان ار عملاً نشان دهيم، براي تدريس محور اعداد خطي وسط حياط کشيده و شماره‌گذاري مي‌کنيم و يا موانعي را در کنار هم در فاصله‌هاي کم قرار مي‌دهيم و آنها با رفتن از يک شماره به شماره‌ي بعدي و يا پريده از روي موانع حرکت به جلو و برگشت فاصله به عقب را در جمع يا تفريق محور نشان مي‌دهند وتدريس بسياري از درسهاي ديگر که مي‌شود با استفاده از ورزش به آنها آموخت و تدريس را براي شيرين و دلپذير کرد و از محدودة کلاس خارج شد. و اين طور تدوين کردن مطمئنا هرگز از ياد آنها نخواهد رفت. پس بياييد به ورزش وزنگ ورزش اهميت بدهيم
نقش معلم در انتقال ارزش هاي مذهبي
به خاطر داشته باشيد كه معلم نقش بسزايي در زندگي انسان دارد ، علي الخصوص معلم هاي سال هاي ابتدايي ، و اهميت اين مطلب تا حدي است كه همه ي ما خواه ناخواه بدي يا خوبي يكي از معلم هاي سال هاي ابتدايي زندگي مان را به خاطر داريم. پس چه بهتر كه با روي خوش و صبر و طلب كمك از خداوند بزرگ در اين شغل خطير ، سعي كنيم حداقل انساني مفيد باشيم.
a00b آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-12-2016   #5 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
a00b's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خاطرات یک معلم

به نظر بنده ي حقير ، آموزش ارزش هاي مذهبي در دوران ابتدايي سال هاي زندگي توسط يك معلم مي تواند نقش بسزايي داشته باشد ، بنابراين توصيه ي من به معلم هاي محترم و بزرگوار اين است كه هر چه بيشتر سعي در اين داشته باشند كه بتوانند ارزش هاي ديني و مذهبي را بدون تعصب به كودكان پاك و معصوم آموزش دهند. بنده خودم در سال هاي تدريس ام ، آموزش سوره ي حمد و توحيد و سوره هاي كوچك ديگر را سرلوحه ي كارم قرار مي دادم و در آخر زنگ هميشه از بچه ها مي خواستم كه يك نفر يك سوره از قران را بخواند و بقيه ي دانش آموزان آن را تكرار كنند. همچنين گاهي اوقات در بعضي از ساعاتي كه اضافه مي آمد ، براي بچه ها داستان هاي اخلاقي و ديني تعريف مي كردم و آن ها را از كارهاي زشتي مانند دزدي ، تهمت ، دروغ ، آزار و اذيت حيوانات ؛ بي احترامي به پدرو مادر باز مي داشتم .
رمز موفقيت بنده در شغل معلمي
مي‌خواهم رمز موفقيت خود را در امر معلمي بنويسم شايد براي همکارانم راه گشا باشد. يکي از موفقيت من در شغلم توکل کردن به خدا بوده و هست، هميشه با دعا و راز و نياز از منزل خارج مي‌شوم و با روي باز با ديگران برخورد مي‌کنم. هر چه غم و غصه دارم پشت در مدرسه مي‌گذارم و به مدرسه اين مکان مقدس وارد مي‌شوم ، به طوري که همکارانم هميشه اذعان دارند که شما خيلي تودار هستيد و مشکلات خود را به کسي نمي‌گوئيد. هميشه کلاس را با خواندن آياتي از قرآن توسط بچه‌ها اغاز مي‌کنم و پايان کلاس را با دعا براي فرج آقا امام زمان به پايان مي‌بريم. بنده خوب به ياد دارم كه معلم كلاس دوم ابتدايي ام هميشه از ما مي خواست كه براي آخر ماه يك سوره ي كوچك حفظ كنيم و هر روز يك نفر مسئول مي شد كه يك سوره را از حفظ بخواند و بقيه ي بچه ها تكرار كنند. اين كار معلم گرانقدرم باعث شد كه بعد از سال هاي متمادي از آن دوران هنوز سوره هايي را كه در زمان كودكي به عشق معلم و براي تشويق شدن حفظ مي كردم از حفظ باشم .
دانش‌آموزان را بالفظ آقا يا خانم و با نام کوچک آنها صدا مي‌زنم و هرگز آنها را مسخره نمي‌کنم و طعنه نمي‌زنم، اگر دانش آموزي پاي تخته آمد ودرس را بلد نبود او راتحقير نمي‌کنم. بلکه او را راهنمايي مي‌کنم تا به جواب برسد، به نماز خيلي اهميت مي‌دهم و سعي مي‌کنم هر هفته يک بارهم که شده آنها را به نمازخانه ببرم نماز بخوانند ودرآخر با دعا وپذيرايي از آنها نماز را به پايان مي‌بريم، با اولياء با احترام صحبت مي‌کنم ولي در عين حال جدي و قاطع هستم. قدران رسيدگي و کمک آنها بوده و در جلسات ديدار با اولياء از آنها تشکر مي‌کنم.
ويا زير تکاليف آنها مي‌نويسم که از همکاري شما اولياء محترم سپاس‌گزارم واين تاثير بسيرا زيادي در روحيه‌ اولياء براي جلب همکاري بيشترآنها دارد، براي دانش‌آموزان هم الفاظي مانند دختر گلم خوش‌خط نوشتي و يا به تو افتخار مي‌کنم و در برابر ابراز احساسات آنها مي‌نويسم من هم شما را دوست دارم و امضاء مي‌کنم، به کارهاي عملي و نقاشي آنها اهميت مي‌دهم و آنها را به سايرين يکي يکي نشان مي‌دهم و اين مسئله باعث خوشحالي آنها شده و تلاش آنها را بيشتر مي‌کند وکارهاي آنها را روي ديوار کلاس يا راهرو مي‌چسبانم تا همه ببينند. به موقع هم ناراحت مي‌شوم و اين طورنيست، که فقط محبت صرف باشد. بعضي وقتها يک معلم بايد قاطع باشد و از اخلاق و رفتار دانش‌آموزان خاطي ناراحت شده و به آنها اعتراض کند ولي اغماض را نيابد فراموش کرد زياد سماجت کردن و اشک ريختن دانش‌آموزان را در آوردن آن هم جلوي ديگران کاري تحقيرآميز است. با گرفتن امتحانات زياد آنها را خسته و دلزده نمي‌کنم و هروقت احساس کنم که خسته هستند نوار سرود يا شعر مي‌گذارم تا خستگي آنها برطرف شود گاهي براي تدريس دروس مختلف نظر آنها را مي‌پرسم که به نظر شما اين زنگ کدام درس را بدهم بهتر است و آنها از اينکه من به نظر آنها اهميت داده‌ام خوشحال مي‌شوند در زمان کشيدن نقاشي سرود و شعر از ضبط صوت پخش مي‌شود و گاهي با همخواني با نوار نقاشي خود را مي‌کشند و چقدر اين نوازش گوش برايشان لذت بخش است موقع گرفتن امتحانات آنها را به ارامش دعوت مي‌کنم به اين صورت که اول قرآن و سپسبهمه با هم آيه‌الکرسي مي‌خوانيم که تقريباً همه حفظ شده‌اند، سعي کرده و مي‌کنم که در تمامي دروس از وسايل کمک آموزشي استفاده کنم. تدريس برا به کلاس محدود نمي‌کنم بلکه از حياط مدرسه يا مرکز يادگيري و با ازگردش علمي استفاده مي‌کنم و اين آخري چه تاثيري زيادي در يادگيري آنها دارد، از فيلم‌هاي آموزشي هم استفاده مي‌کنم. دوست ندارم کلاسم سوت و کور با شد و بچه‌ها مجسمه يک جا بنشينند، دوست دارم، تحرک داشته باشند و در تدريس به من کمک کنند، با استفاده از پرسش و پاسخ آنها را درگير تمرين مي‌کنم. سعي مي‌کنم از ورزش بچه‌ها نزنم زيرا ورزش باعث تقويت روح وجسم آنها مي‌شود و ما بسياري از دروس را مي‌توانيم با بازي تدريس کنيم.
وقتي خودم نمي‌توانم يا وقت ندارم به درس‌بچه‌هاي ضعيف برسم از دانش‌آموزان قوي مي خواهم به آنها کمک درسي بدهند.تکاليف آنها را مرتب مي‌بينم و رسيدگي مي‌کنم و اشکالات آن‌ها را مي‌گيرم و يا گوش‌زدمي‌کنم و سپس ورقه‌هاي کوچکي به تعداد پاکت‌ها که در آنها شش تا هفت سوال درس مربوطه را مي‌نويسم و آنها را يکي يکي يا سه نفري صدا مي‌کنم تايکي از پاکتها را بردارند و به سوالات آن پاسخ دهند، البته بايد بگويم سوالها متنوع و از آسان به مشکل نوشته مي‌شود و آنها به اين صورت امتحانات شفاهي خود را مي‌دهند و از اين کار لذت مي‌برند و امتحانات را مثل يک بازي مي دانند. در طرح سوالات چه کتبي وچه شفاهي حد متوسط کلاس را در نظر مي‌گيرم و هميشه با همکارم در زمينه‌هاي مختلف مشورت و هماهنگي دارم و به نظر يکديگر اهميت مي‌دهم و خود راي نيستم و از تلاش ديگران قدرداني و تشکر مي‌کنيم. نظر کسي را قبول مي‌کنم که درست ‌تر است و به نظر خود سماجت و لجاجت نمي‌کنم و هر هفته تکاليف هفتگي به دانش‌آموزان مي‌دهم و هر ماه امتحان ماهانه مي‌گيرم.
در جلسه ديدار با اولياء که هرماه برگزار مي‌شود و گاهي به مقتضيات زمان تکشيل مي‌شود به سوالات اولياء پاسخ گفته واوراق امتحاني و کارنامه اولياء داده مي‌شود و مسائل اخلاقي يا جسمي يا روحي و درسي خود را براي آنها تشريح کرده و خلاصه مطالب خود را که قبلاً با رايانه نوشته و چاپ شده در اختيار آنهامي‌گدارم. براي تشويق دانش‌آموزان از کارتهاي امتياز استفاده مي‌کنيم که تصاوير زيبايي روي انها کشيده شده است براي پنج کارت، يک جايزه از کمد اجازه مي‌دهم به دانش‌آموزان ضعيف هم به بهانه‌هاي مختلف جايزه و کارت امتياز مي‌دهم و تشويق مي‌کنم بين بچه‌ها تبعيض قائل نمي‌شوم و حتي اگر بچه‌ي همکارم باشد. لباسهاي رنگي و شاد مي‌پوشم و هر هفتة عوض مي‌کنم چون دوست دارم آنها شاد باشند و از کساني که لباسهاي تيره مي‌پوشند خواهش مي‌کنم در پوشش خود تجديد نظر کنند. زيرا بدون رنگ‌هاي شاد در روحيه آنها تاثيري بسياري دارد و اين مسئله را از گفت‌هاي بچه‌ها هم مي‌شود فهميد. اگر قولي بدهم بايد حتماً به آن عمل کنم ما بيشتر عملاً دوست دارم در آنها تائيد بگذارم تا زباناً به دانش‌آموزان زياد تکليف نمي‌دهم، به بچه‌هاي ضعيف اهميت مي‌دهم و در حد توان به آنها کمک مي‌کنم، در بين دروس مختلف اگر لازم ببينم داستان‌هاي مختلف تاريخي يا اخلاقي و تعريف مي‌کنم ما در صورت نياز حرفهايي خنده‌دار مي‌زنم تا کلاس از يکنواختي و خستگي خارج شود و در زمانهاي مقتضي مسائل شرعي و احکام را در حد توان ذهني آنها بيان مي‌کنم، مسائلي که در زندگي با آنها درگير هستند و يا به آنها نياز دارند را برايشان بيان مي‌کنم، در حد توان مشکل اقتصادي آنها را رفع مي‌کنم. اگر اولياء از من کمک بخواهند به آن کمک مي دهم وهرگز نمي‌گويم به من مربوط نيست او درخانه يا کوچه چه کار مي‌کند و من فقط مسئول کلاس و مدرسه آنها هستم، خلاصه اينکه معلم تا درد دانش‌آموز را نداند نمي‌تواند به او کمک کند، اگر دانش‌آموزي درس را نمي‌فهمد دليلي دارد اگر بايد به آن رسيدگي کرد و گرنه سرزنش و تحقير روح کوچک او را آزار مي‌دهد و او ارزشهاي معلم بيزار ميشود. اگر کل کلاس در درسي نمره‌ي پايين آوردند اشکال را در خودم مي‌دانم و در رفع آن مي‌کوشم درس‌هاي ساده را دانش‌آموزان خودشان تدريس مي کنند و در صورت نياز من راهنمايي مي‌کنم. به گزارش‌نويسي و پژوهش اهميت مي‌دهم و از پوشه کار استفاده مي‌کنم.
كاربرد روانشناسي در آموزش و اهميت آن از جنبه ي معلم ها
تاكنون از سوي مربيان و متخصصان تعليم وتربيت، تعاريف گوناگوني از تدريس ارائه شده است. گروهي تدريس را همورزي متقابل ميان معلم و شاگرد و محتواي درسي مي‌دانند، عده‌اي نيز معتقدند كه معلم بايد در جريان تدريس، زمينه و شرايطي را براي دانش‌آموزان فراهم كند تا عمل يادگيري براي آنان آسان شود.
بطور كلي تدريس در كلاس درس، يك فعاليت آگاهانه و برنامه‌ريزي شده است كه توسط معلم در جهت نيل به اهداف خاصي طراحي و تدوين مي‌شود. معلم براي كسب موفقيت درتدريس بايد از نظريه‌هاي نوين آموزشي، رواشناسي يادگيري و تربيتي، اطلاعات و آگاهي لازم را داشته باشد.
روش تدريس معلم بايد با اصول و اهداف آموزش و پرورش و ويژگي هاي دانش‌آموزان هماهنگ باشد تا بتواند ضمن جهت دادن به فعاليت‌هاي آموزشي خود، دانش‌آموزان را به سوي اهداف تعليم و تربيت هدايت كند. اگر معلم خواهان آن است كه كارآيي و موفقيت بيشتري در تدريس داشته باشد، بايد ضمن مهارت و تسلط بر محتواي درسي به نكات ظريف و حساس روانشناسي (يادگيري و تربيتي) به طور دقيق توجه كند.
از آنجا كه فراگيرندگان در هر يك از دوره‌هاي آموزشي، نيازهاي ويژه‌اي دارند، بنابراين آشنايي معلمان با خصوصيات رشد و نيازهاي فراگيرندگان در هر يك از دوره‌هاي تحصيلي، مي‌توانند در پيشرفت تحصيلي و تكامل شخصيت ‌آنها بسيار موثر باشد. براي تحقق چنين امري معلم بايد از كاربرد روانشناسي تربيتي در آموزش آگاه بوده و به راحتي بتواند اصول و قواعد آن را در كلاس اجرا كند. اين گزارش به مهمترين كاربردهاي روانشناسي تربيتي در آموزش اشاره مي‌كند. معلم قبل از شروع به تدريس بايد از آمادگي شاگردان خود براي يادگيري آگاهي كامل داشته باشد از اين رو پيوسته بايد تلاش كند با تحقيق و كنجكاوي اطلاعات لازم را در اين زمينه به دست آورد.
يكي از نظريه‌هاي بسيار مفيد در اين مورد، نظريه انگيزه «مازلو» است كه اين امكان را به معلم مي‌دهد كه از وضع نيازهاي اوليه شاگردان خود اطلاع داشته باشد و نسبت به رفع آنها اقدام‌هاي لازم را انجام دهد. كاربردهاي نظريه انگيزش مازلو در تدريس بسيار اميدواركننده است. يكي از كاربردهاي كاملاً عملي اين است كه معلم بايد تمامي توان خود را به كار گيرد تا مطمئن شود كه نيازهاي فروتر دانش آموزان ارضاء شده است تا بدين تربيت احتمال پرداختن آنها به نيازهاي عاليتر بيشتر شود.
از نيازهاي اوليه شاگردان آن است كه از لحاظ بدني داراي وضع مناسبي باشد، احساس امنيت و احترام كند و اطمينان يابد كه مورد توجه و علاقه ديگران است. از آنجا كه توجه به نيازهاي جسماني و فيزيولوژيك دانش‌آموزان هنگام يادگيري بسيار مهم است، معلم بايد به وضع بدني آنها رسيدگي كند و توجه داشته باشد كه ممكن است دانش آموزان گرسنه يا تشنه باشند. از اين رو بايد به آنها فرصت داده شود تا بتوانند به رفع نيازهاي خود بپردازند و محيط كلاس را طوري ترتيب دهد كه شاگردان از لحاظ جسماني و رواني آسايش و آرامش داشته باشند و مهمتر از همه به اين نكته پي ببرند كه معلم به آنها علاقه‌مند و خواهان موفقيت آنان است. اگر نيازهاي پايين‌تر دانش‌آموزان به خوبي برطرف شود، آنها آمادگي بيشتر و بهتري براي يادگيري پيدا خواهند كرد.
اگر دانش‌آموزان شما از لحاظ بدني در وضع مناسبي باشند، احساس امنيت، راحتي، تعلق و احترام كنند، احتمالاً آماده‌‌تر خواهند بود. در كلاس شما در جستوي ارضاي نياز به دانستن و فهميدن باشند. معلم نسبت به آنچه در كلاس درسش رخ مي‌دهد، مسئوليت اصلي را به عهده دارد. بنابراين هر چه بيشتر بتواند به رفع نيازهاي دانش‌آموزان خود بپردازد، آنها آمادگي بيشتري براي نيل به سطوح عاليتر رشد پيدا خواهند كرد. اما معلم نمي‌تواند موقعيتي را فراهم كند تا تمامي شاگردان به سطح عاليترين نيازهاي رشد برسند، چون هر چه بخواهد در اين زمينه تلاش كند، باز هم ممكن است دانش‌آموزي به دليل آنكه مورد توجه والدين و يا دوستانش قرار نگرفته، نسبت به يادگيري و آموزش علاقه‌اي از خود نشان ندهد. حتي اگر تمامي تلاش خود را در ارضاي نيازهاي فروتر سلسله مراتب مازلو به كار گيريد، ولي باز هم واضح است كه احتمال اينكه بتوانيد موقعيتي را فراهم كنيد تا تمامي دانش‌آموزان شما هميشه در سطوح عاليترين نيازها عمل كنند، بسيار كم است.
به عنوان مثال كودكي كه احساس مي‌كند والدينش او را دوست ندارند و يا همسالانش او را نمي‌پذيرند، ممكن است به كوشش‌هاي شما واكنش مناسب نشان ندهد. اگر نياز او به دوست داشتن، تعلق و احترام ارضاء نشده باشد، احتمال اينكه حال و حوصله يادگيري داشته باشد، كم است/ فقط در شرايط تقريباً ايده‌آل است كه نيازهاي عالي پديدار مي‌شود.
دانش‌آموزان بايد از لحاظ نشستن در كلاس راحت باشند و فضاي مناسب براي كار و آزمايش داشته باشند. نحوه قرار گرفتن صندلي‌ها بايد طوري باشد كه موجب حواس‌پرتي آنها نشود. محيط فيزيكي كلاس و جو حاكم بر آن به گونه‌اي نباشد كه دانش‌آموزان به‌طور مدام منتظر فرار و گريز از مدرسه باشند.
دانش‌آموزان با تفاوت‌هاي فردي قابل ملاحظه‌اي وارد مدرسه مي‌شوند، اين وظيفه معلم است اين تفاوت‌ها را شناسايي كند و تدريس خود را به فراخور استعداد و توانايي آنها ارائه دهد. تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان يكي از مهمترين مسائل در كلاس درس است كه معلم بايد توجه خاصي به آن داشته باشد و فرآيند ياددهي ـ يادگيري كلاس را طوري تنظيم كند تا تمامي دانش‌آموزان به تناسب آمادگي ذهني خود بتوانند از آن استفاده كنند.
عده‌اي از دانش‌آموزان به دلايل مختلف با اضطراب و ناراحتي وارد كلاس مي‌شوند، معلم بايد تمامي تلاش خود را به كار گيرد تا اضطراب و نگراني آنها را به حداقل برساند و زمينه مثبت‌انديشي و خلاقيت را براي آنان فراهم كند. دانش‌آموزاني هم در كلاس پيدا مي‌شوند كه نه فقط هيچ‌گونه اضطرابي ندارند، بلكه از تجارب يادگيري خوبي نيز برخوردار هستند كه بايد مورد تشويق قرار گيرند.
معلم مي‌تواند از اين گونه تجارب در جهت يادگيري بهتر و آسانتر تمامي دانش‌آموزان استفاده كند. يكي ديگر از عواملي كه در يادگيري شاگردان نقش اساسي دارد، ايجاد انگيزه در آنها است و معلم نبايد از عامل انگيزه در تحريك دانش‌آموزان غفلت مي‌كند. انگيزه، دانش‌آموز را به سمت يادگيري سوق مي‌دهد، علاقه و عشق او را برمي‌انگيزاند و به فعاليت‌ها و تلاش‌هاي او شكل و جهت مي‌بخشد.
انگيزه به دو صورت است: دروني و بيروني. معلم بايد سعي كند انگيزه دروني شاگردان را افزايش دهد و انگيزه بيروني آنها را به حداقل برساند. البته معلم نمي‌تواند هميشه دانش‌آموزان را در بالاترين درجه انگيزش، به يادگيري وادارد ولي بايد بكوشد در حد امكان از شكست‌هاي درسي آنان جلوگيري كند تا دانش‌آموزان به يادگيري و انجام تكاليف درسي بيشتر علاقه‌مند شوند. يكي از روش‌هاي مؤثر در ايجاد انگيزه در دانش‌آموزان،تشويق لفظي است كه بويژه در كودكان خردسال كاربرد بيشتري دارد. وقتي دانش‌آموزان بر مفهوم و مطلبي تسلط پيدا مي‌كنند و يا در زمينه‌هاي گوناگون اطلاعاتي را به‌دست مي‌آورند، بايد مورد تقدير و تشويق معلم قرار گيرند. زيرا اين كار باعث مي‌شود علاقه و انگيزه آنها نسبت به يادگيري بيشتر شود. يافته‌هاي پژوهشي تأييد مي‌كنند معلم مي‌تواند تحسين و تشويق را به عنوان يك عامل مثبت به كار گيرد و موجب پيشرفت‌هاي ‌آموزشي شاگردان شود. همچنين معلماني كه با دقت و دلسوزي به كار آموزشي مي‌پردازند، بازده شاگردانشان خيلي بهتر از آنهايي است كه توجه و احساس مسئوليت نمي‌كنند.
معمولاً دانش‌آموزان داراي علايقي هستند كه معلم بايد نسبت به علايق آنها توجه كافي كرده و با مهيا كردن زمينه‌هاي مناسب، شاگردان را به سوي يادگيري‌هاي جديد سوق دهد و بخصوص انگيزه و شوق آنها را در آموختني‌هايي كه بسيار مفيد و ارزشمند بوده ولي ظاهراً جاذبه‌اي ندارند، جلب كند. معلم بايد در مورد اثرات پاداش دقت و توجه لازم را داشته باشد و با ايجاد موقعيت‌هاي تحريك‌كننده و استفاده از عوامل متفاوت و انگيزه‌هاي متعدد، دانش‌آموزان را به سوي يادگيري هدايت كند. اما اگر معلم بخواهد پيوسته به يك نوع تقويت در يادگيري توجه كند و يا بيش از حد آن را به كار گيرد، ممكن است دانش‌آموزان از پاسخ دادن به آن امتناع ورزند.
معلم بايد از معايب و مضرات رقابت بيش از حد آگاه باشد و با درنظر گرفتن آثار مخرب آن، از ايجاد چنين رقابتي در ميان دانش‌آموزان خودداري و تلاش كند زمينه همكاري دانش‌آموزان را فراهم سازد، كه اين همكاري مي‌تواند از طريق شوراهاي مختلف صورت گيرد. دانش‌آموزان نياز دارند در زمينه‌هاي گوناگون پيشرفت كنند و از اين طريق اميال و نيازهاي خود را برطرف كنند. براي پيشرفت بهتر آموزش و پرورش و جلب همكاري شاگردان، معلم بيش از همه وظيفه دارد نگرش‌هاي علمي، اجتماعي و اخلاقي مطلوب را در شاگردان به وجود آورد.
معلم بايد آگاه باشد، كه مقايسه كردن دانش‌آموزان با يكديگر از لحاظ تربيتي چندان مناسب نيست و نبايد اين كار را انجام دهد، بلكه بايد سعي كند دانش‌آموزان را در جهت نيل به هدف‌هاي فردي ياري رساند.
جو كلاس هم بايد طوري باشد كه كه دانش‌آموزان بدانند چه وظيفه‌اي دارند و چه انتظارهايي را بايد برآورده كنند. دانش‌آموز نبايد در كلاس دچار نگراني و تشويش شود. همچنين اعمال و رفتار معلم در كلاس درس، نبايد بيش از حد تهديدكننده و ملال‌آور باشد. اجبار كردن دانش‌آموزان براي شركت در يادگيري جايز نيست، بلكه بايد موقعيت‌هاي يادگيري و آموزش‌هاي كلاسي به گونه‌اي تنظيم شود كه دانش‌آموزان با آمادگي و رغبت كامل در فرآيند ياددهي ـ يادگيري شركت كنند. اين كار باعث مي‌شود آنها به نوآوري و خلاقيت گرايش بيشتري پيدا كنند.
معلم بايد اهميت و ارزش‌هاي يادگيري را به دانش‌آموزان يادآوري كند و با ارائه مثال‌هايي به آنها نشان دهد آموختن و يادگيري در چه مواقعي مي‌تواند به كمك آنها بيايد. معلم بايد در محيط كلاس به اندازه كافي بلند و رسا صحبت كند تا تمامي شاگردان بتوانند صداي او را به خوبي بشنوند. آرام صحبت كردن معلم در كلاس باعث مي‌شود بسياري از دانش‌آموزان از يادگيري و آموختن باز بمانند. همچنين معلم نه فقط بايد به دانش‌آموزان اجازه پرسيدن را بدهد، بلكه بايد پرسش‌كنندگان را نيز مورد تشويق قرار دهد تا از اين طريق بتواند ساير شاگردان را هم به سؤال كردن و جستجو و تحقيق وادار كند. وقتي دانش‌آموز سوالي را در كلاس مطرح مي‌كند، معلم بايد با گشاده‌رويي، سعه صدر و با ميل و علاقه به سؤال او پاسخ دهد. پاسخ معلم هرگز نبايد حالت تمسخر، توهين و خصومت داشته باشد يا احياناً به سؤال دانش‌آموز بي‌اعتنايي كند و آن را ناديده و نشنيده بگيرد.
معلم نبايد اجازه دهد كه دانش‌آموزان براي مدت طولاني در كلاس بيكار و غيرفعال باشند بلكه بايد پيوسته فضاي كلاس را براي يادگيري و كسب علم و آگاهي آماده و فعال نگهدارد. معلم بايد به اميال و علايق دانش‌آموزان توجه كند و به آنها اجازه دهد كه به انجام فعاليت‌هاي مورد علاقه خود بپردازند تا از اين طريق تشويق شوند. از تجارب يكديگر براي يادگيري بهتر استفاده كنند. اين كار ضمن افزايش اعتماد به نفس دانش‌آموزان، حس كنجكاوي و جستجوگري آنها را برانگيخته خواهد كرد. نظم و انضباط يكي از مسائل اصلي در كلاس درس است، كه بدون حاكميت آن در كلاس، عملاً معلم قادر به انجام هيچ كاري نيست. معلم نبايد فقط به برقراري نظم در كلاس فكر كند، بلكه بايد نظم بخشيدن به كلاس درس را پيش‌نياز تدريس خود بداند و هميشه پس از حاكم شدن آرامش در كلاس، كار تدريس را آغاز كند. البته معلماني كه خود رفتار متعادل و مناسبي در كلاس درس ندارند، نبايد توقع رفتار مطلوب و شايسته از دانش‌آموزان خود داشته باشند.
آنچه بيشتر در كلاس درس مورد توجه شاگردان است، صداقت و قاطعيت معلمان در گفتار و عمل است. معلمان در درجه نخست خودشان بايد در كلاس درس اعمال و رفتار شايسته‌اي داشته باشند و به گفته‌هاي خود جامه عمل بپوشانند تا بتوانند الگوي مناسبي براي شاگردان خود باشند. اگر ميان گفتار و عمل معلم تضاد وجود داشته باشد، ممكن است در رشد عاطفي و رواني شاگردان تاثير منفي بگذارد. نخستين دقايق جلسه اول هر كلاسي از نظر رعايت نظم و انضباط بسيار مهم و اساسي است زيرا دانش‌آموزان در همان دقايق اوليه به ارزيابي معلم خود مي‌پردازند.
اگر معلمي بخواهد در لحظات ابتدايي شروع كلاس، هراسان و مضطرب باشد و سراسيمه و بدون اعتماد به نفس عمل كند، به احتمال زياد در مراحل بعدي تدريس و در طول سال تحصيلي با مشكلات جدي در زمينه اداره كلاس و نظم و انضباط دانش‌آموزان مواجه خواهد شد. معلم در جلسات نخست هنگامي كه وارد كلاس شد،‌ نبايد بلافاصله شروع به صحبت و تدريس كند زيرا ممكن است آنچنان سرگرم تدريس و گفت‌وگو شود كه متوجه حركات و واكنش‌هاي خوب يا بد دانش‌آموزان نشود و حتي برخي از عكس‌العمل‌هاي خوب آنها را تهديدي عليه خود تلقي كند.
از اين رو بهتر است در نخستين جلسه كلاس از دانش‌آموزان بخواهد به نوبت خود را معرفي كنند و بدين طريق معلم فرصت پيدا خواهد كرد كه به شناسايي فرد فرد آنها بپردازد. اين كار علاوه بر آشنايي با اسامي شاگردان به معلم مجال و اعتماد به نفس بيشتري براي تدريس مي‌دهد.
معلم مي‌تواند براي جلوگيري از بي‌نظمي در كلاس و مواجه نشدن با مشكلات انضباطي، در نخستين جلسه درس، قوانين و مقررات مورد نظر خود را كه در كلاس اجرا خواهد كرد براي اطلاع دانش‌آموزان، به صورت فهرستي اعلام و يا روي تابلو كلاس يادداشت كند. البته ممكن است برخي از دانش‌آموزان، اين قوانين را نوعي مبارزه طلبي از سوي معلم تلقي كنند و در صدد مقابله با آن برآيند كه در اين صورت معلم مي‌تواند از آنها بخواهد قوانين و مقررات مورد نظر خود را همراه با دلايل منطقي براي اداره كلاس مطرح كنند تا معلم و شاگردان بتوانند به صورت توافقي، قوانين و مقررات لازم را براي نظم بخشيدن به كلاس را تهيه كنند و همگي ملزم به رعايت آن باشند. اگر معلم از قبل آمادگي لازم را براي اداره كردن كلاس و تدريس داشته باشد، از بسياري از بي‌انضباطي‌ها، مشكلات اداره كلاس و فشارهاي رواني و عصبي ناشي از آن جلوگيري خواهد شد. (بيلر، رابرت [1373]: كاربرد روانشناسي در آموزش [جلد اول]، ترجمه‌ پروين كديور، چاپ چهارم، تهران: مركز نشر دانشگاهي. )
معمولاً برخي از مسائل مربوط به كنترل كلاس به طور غيرمنتظره و ناگهاني روي مي‌دهند و نياز به راه‌حل‌هاي فوري و سريع دارند و اگر معلم در اين زمينه از تجارب لازم و كافي برخوردار نباشد، به طور يقين واكنش‌هاي او در برخورد با بي‌نظمي و آشوب‌هاي كلاس، بي‌اثر خواهد بود. بنابراين معلمان بايد با استفاده از تجارب همكاران خود و مطالعات لازم در زمينه روانشناسي و علوم تربيتي، شيوه‌ها و راهكارهاي برخورد با بي‌نظمي‌هاي دانش‌آموزان در كلاس را از قبل طراحي كنند تا با اجراي آن نظم و آرامش بيشتري به كلاس ببخشند. به طور قطع برخي از رفتارها، اعمال ناشايست و شرارت دانش‌آموزان از آنجا ناشي مي‌شود كه آنها نمي‌دانند در مقابل مشكلات چه بايد بكنند، از اموري كه بايد انجام دهند و از وظايف خود آگاهي لازم را ندارند و يا اينكه در انجام تكاليف خود عاجز و ناتوان هستند. از اين رو معلم بايد با ارائه اطلاعات مناسب، آنها را در جهت رفع موانع و مشكلات راهنمايي كند و توانايي‌هايشان را در انجام وظايف و تكاليف خود افزايش دهد.
همچنين بدرفتاري برخي از دانش‌آموزان، صرفاً به خاطر جلب توجه ديگران است. شاگرداني كه از لحاظ درسي، اجتماعي و اخلاقي با مشكلاتي مواجه هستند، سعي مي‌كنند به اشكال ديگري مانند تبديل شدن به مايه آزار در كلاس، در جستجوي شناخته شدن و يا كسب وجه اجتماعي باشند. در چنين مواقعي معلم مي‌تواند با استفاده از اهرم‌هاي قانوني، چنين رفتارهايي را به حداقل برساند و يا اينكه پيشرفت‌ها و فعاليت‌هاي دانش‌آموز خاطي را بزرگ جلوه دهد و با تشويق و توجه بيشتر در او انگيزه مثبت ايجاد كند و با تاييد توانايي‌هايش، زمينه تغيير رفتار را در او فراهم كند. (پارسا، محمد [1375]: روانشناسي تربيتي، چاپ سوم، تهران: سخن. )
معلم بايد با اعمالش نشان دهد در كلاس درس از دانش‌آموز خاطي انتظار رفتاري مناسب دارد زيرا چنين وانمودي تا حدود بسيار زيادي باعث مي‌شود دانش‌آموز خطاكار بتواند رفتار ناشايست خود را جبران كند. معلم مي‌تواند دانش‌آموزاني را كه در طول يك ساعت كلاس به بازي مشغول بوده و تكليف خود را انجام نداده‌اند، در كلاس نگه دارد و آنها را مجبور كند به امور درسي خود بپردازد. هرگاه معلم ببيند بارها از كلاس خواسته است سكوت را رعايت كنند ولي دانش‌آموزان همچنان به سروصداي خود ادامه داده‌اند، مي‌تواند با سخت‌گيري زياد، چند روزي سكوت را در كلاس درس حاكم كند و سپس به شاگردان بگويد در صورتي مي‌تواند مجدداً امتياز قبلي را به كلاس بدهد كه تمامي آنها نظم و آرامش را به خوبي در كلاس رعايت كنند.
وقتي كه يك دانش‌آموز در كلاس بيش از حد معمول صحبت مي‌كند، معلم مي‌تواند از او بخواهد، تا مطلبي درباره حرف زدن زياد در كلاس و اذيت شدن بچه‌ها بنويسد زيرا ممكن است آن دانش‌آموز تاكنون به اين موضوع فكر نكرده باشد و اين كار باعث مي‌شود او به اشتباه خود پي ببرد. تهديد كردن براي حل اختلاف‌ ميان دو دانش‌آموز كه دعوايي را شروع كرده‌اند، راه‌حل مناسبي نيست زيرا امكان دارد عمل تهديد به ضرر و ناكامي معلم منجر شود. بنابراين حل اختلاف‌هاي دانش‌آموزان در خلوت راه‌حل مطمئن‌تري خواهد بود.
معلم بايد سعي كند روش‌هاي تنبيهي را بلافاصله پس از مشاهده عمل خلاف از سوي دانش‌آموز به كار گيرد تا دانش‌آموز خاطي به ارتباط ميان عمل خود و نتيجه آن پي ببرد. معلم نبايد برخورد خود را با دانش‌آموز خطاكار به تعويق بيندازد و يا تهديدات مبهمي را كه امكان عملي كردن آنها در آينده وجود ندارد، مطرح كند زيرا تا آن زمان دانش‌آموز خاطي اشتباه و عمل خلاف خود را به كلي از ياد مي‌برد و اِ عمال تنبيه موجب احساس تنفر و تهديد در او مي‌شود و ممكن است كينه‌توزي و دشمني با معلم را در او افزايش دهد.
معلم بايد در مورد نظم و كنترل دانش‌آموزان در كلاس، قاطع و با ثبات باشد. سخت‌گيري دريك روز و نرمش و سهل‌انگاري در روز ديگر و يا برخورد دوگانه با دانش‌آموزان، سبب مي‌شود كه آنها اعمال و رفتاري را انجام دهند كه موجب به هم خوردن نظم و آرامش كلاش شود. معلم مي‌تواند مجموعه‌اي از قوانين و مقررات را تعيين و با اجرا در آوردن آنها ثبات و قاطعيت خود را در كلاس نشان دهد و اين امر باعث صرفه‌جويي در وقت و كاهش بي‌نظمي و مشكلات انضباطي در كلاس خواهد شد.
همچنين تنبيه معلم بايد با رفتار دانش‌آموز، تناسب داشته باشد. اگر دانش‌آموز براي هرگونه خلافي كه مرتكب شده هميشه به يك شكل ثابت مجازات شود، به‌تدريج به آن عادت مي‌كند و از آن پس سعي خواهد كرد كار خلاف خود را به مقدار بيشتري افزايش دهد. از اين‌رو معلم براي جلوگيري و يا كاهش بدرفتاري و عمل خلاف دانش‌آموز، بايد به متناسب بودن جُرم و تنبيه توجه دقيق داشته باشد. علاوه بر اين معلم بايد در كلاس درس بر حسن عدالت‌جويي تكيه كرده و آنرا در ميان شاگردان نيز گسترش دهد به‌طوري كه آنها بتوانند از نتيجه اعمال خود به‌طور دقيق اطلاع يابند.
معلم بايد بتواند ارتباط ميان اعمال و نتايج حاصل از آن را به‌خوبي براي دانش‌آموزان توضيح دهد و سپس با قاطعيت آن را در كلاس اجرا كند. اگر اين روش تنبيهي با دقت زياد به كار گرفته شود و استفاده از آن در كلاس محدود باشد، يكي از شيوه‌هاي بسيار مؤثر در ايجاد نظم و انضباط در كلاس خواهد بود.
گاهي اوقات معلم مجبور است از دانش‌آموزي انتقاد كند كه در صورت امكان بهتر است اين كار را پنهاني و دور از چشم ساير دانش‌آموزان انجام دهد. اما گاهي هم انتقاد در جمع ضرورت پيدا مي‌كند كه البته اين كار يك حُسن نيز دارد و آن اين است كه باعث عبرت بقيه شاگردان نيز خواهد شد. اما معلم بايد مراقب باشد انتقادش به توهين و تمسخر شاگردان منجر نشود زيرا تحقير دانش‌آموز باعث تنفر و بيزاري او از مدرسه مي‌شود و يا او را به انزواطلبي سوق مي‌دهد. براي ارزشيابي، معلم بايد از آزمون‌هايي استفاده كند كه ضمن تشخيص ضعف‌هاي دانش‌آموزان، آنهارا با هم مقايسه نكند و از طرفي با ايجاد انگيزه و زمينه‌هاي مناسب، دانش‌آموزان ضعيف را آماده كند كه در كلاس‌هاي جبراني شركت كنند و به تقويت بنيه علمي خود بپردازند. (پورعليرضا توتكله، علي [1387]: «آموزش در چارچوب روان‌شناسي». مجله تكنولوژي آموزشي، شماره 197، ص 34ـ 32. )
معلم بايد اطلاعات دقيقي از عملكرد يادگيري در اختيار دانش‌آموزان قرار دهد تا آنها از حدود و ميزان فعاليتشان در كلاس آگاهي داشته باشند و راحت‌تر بتوانند به اهداف درسي دست پيدا كنند. به‌طور يقين در هر كلاسي تعدادي از دانش‌آموزان از كارايي لازم برخوردار نيستند و ممكن است به برخي از پرسش‌هاي كلاسي ، پاسخ درست ندهند. اما وقتي كه معلم پاسخ‌هاي غلط دانش‌آموزي را به او گوشزد مي‌كند و به پاسخ‌هاي درست او توجهي ندارد، ممكن است هرگز فرصت تجربه موفقيت را به او ندهد. معلم بايد آگاه باشد كه دانش‌آموز از شكست، چيزي جز ناكامي به دست نمي‌آورد. دانش‌آموزاني نيز هستند كه هنوز اعتماد به نفس لازم را براي يادگيري به‌دست نياورده‌ند. بنابراين معلم بايد فرايند ياددهي ـ يادگيري را چنان تنظيم كند كه تمامي دانش‌آموزان بتوانند به سطح قابل قبولي از تجارب يادگيري و موفقيت برسند.
خستگي معلمان از نظر تجربه ي شخصي
*نداشتن برنامه و طرح درس مشخص برای یک جلسه آموزشی.
*عدم هماهنگی معلمان و کادر مدرسه در تنبیه و تشویق دانش آموزان و اینکه ممکن است از برخوردهای محبت آمیز و یا تشویق و تنبیه و روش تدریس معلم ، سوء استفاده کنند.
*این نگرش که ؛ بیش از اندازه فعالیت می کند و کسی قدرش را نمی داند .
* داشتن این نگرش که کار وی مهم ، مفید و موثر نیست و نتیجه ای مشهود در دانش آموزندارد.
*داشتن این نگرش که تاثیر کار معلم در سطح جامعه چندان مشهود نیست .
*مشکلات شخصی معلم مربوط به خارج مدرسه ، مانند داشتن فرزند کوچک ، استراحت ناکافی ،مشکلات مادی ،مشکلات جسمی
*انتقال ناخواسته (احتمالی) مشکلات شخصی و عصبانیت ها به کلاس درس توسط معلم.
*استفاده از یک روس تدریس یکنواخت مانند روش تدریس سخنرانی صرف که دانش آموزان به صورت کامل شنونده و منفعل خواهند بود .
* عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی در کلاس ، پس کلاس تنوعی برای دانش آموز نخواهد داشت و ممکن است رغبتی به شنیدن سخنان معلم نداشته و توجهی به کلاس ننمایند.
*تاکید معلم به انضباط خشک کلاسی دانش آموزان ، که ابتدا منجر به کسالت دانش آموز و سپس معلم خواهد شد.
*عدم رضایت شغلی معلم .
*حساسیت بیش از حد معلم به جنب و جوش دانش آموزان و رعایت مقررات کلاسی و درگیری های احتمالی پس ازآن.
*اختصاص اوقات کلاس به رسیدگی به درگیری ها ی خود با دانش آموزان ، و دانش آموزان با یکدیگر.
*تاکید احتمالی برخی مناطق ، مدیران مدارس و بازرسان ، به داشتن نمرات ثبت شده بیشتر توسط معلمان در دفتر نمره ، بدون توجه به انواع شیوه های ارزشیابی و فقط تاکید بر نمرات پرسش پای تخته .که این سبک ارزشیابی ، به میزان زیادی از انرژی معلمان کاسته و آنان را باکمبود وقت مواجه می کند .
* و سایر عوامل
عوامل خستگی معلم مربوط به دانش آموزان ، کلاس و محتوای دروس:
*بی توجهی دانش آموزان به کلاس در اثر درگیری های احتمالی.
*بی توجهی دانش آموزان به تدریس معلم به دلیل امتحان یا پرسش ساعت قبل یا بعد .
*آلودگی هوای کلاس ، بیماریهای واگیردار ، گرو خاک در کلاس.
*خستگی دانش آموزان در ساعات آخر و معلم مجبور است مکررا" توجه آنان را به کلاس و درس جلب نماید.
*خستگی دانش آموزان به دلایل متعدد مانند مسابقات ساعات قبل، عدم استراحت و خواب کافی در منزل.
*عدم آمادگی دانش آموزان برای پاسخگویی یا امتحان و مقاومت و چانه زنی در برابر پرسش یا ارزشیابی معلم .
*وجود دانش آموزان بی انضباط، بی نظم، مزه پران، متلک گو، و مخل نظم کلاسی که معلم را مجبور به تذکرات مکرر خواهد کرد. گاهی علل بی نظمی در کلاس ناشی از خود دانش‌آموز است . برخی از این علت ها عبارت است از :
1 ) ناراحتی های جسمی ، روحی و روانی
2 ) نداشتن علاقه و انگیزه
3 ) سر در گم بودن و بی اعتنایی به انتظارات معلم و قوانین و مقررات مدرسه و کلاس درس
4 ) نداشتن برنا مه ی مشخص مطالعه
5 ) کم خوابی و خستگی مفرط
6 ) انجام ندادن تکالیف خود
7 ) تغذیه ی نا مناسب
8 ) نا امیدی احتمالی به آینده
9 ) استقلال طلبی و مقابله با اقتدار معلم
*جذاب نبودن محیط داخلی کلاس مانند رنگ نامناسب درب و دیوار ، نداشتن پرده های مناسب و زیبا،و سایر امکانات جزیی کلاس .
*حواس پرتی مکرر دانش آموزان در اثر سر و صدای بیرون مدرسه ، داخل سالن ، تنبیه های احتمالی در سالن و غیره که معلم را مجبور به تجمیع حواس دانش آموزان می کند .
*وجود مشکلات جدید مانند آوردن موبایل به کلاس توسط دانش آموزان، و در نتیجه حواس پرتی آنان و تذکرات مکرر معلم و یا ایجاد سوال برای معلم که چرا تعدادی از دانش آموزان اصلا" به سخنان معلم توجهی ندارند ؟
*نبود رغبت و انگیزه کافی دانش آموزان به درس و کتاب و تحصیل .
* درگیریها و تنبیه های احتمالی دانش آموزان در ساعات قبل و ترس از ساعت بعد .
* درگیریهای شخصی و قهر و دعوای دانش آموزان با هم در کلاس و یا حیاط و بیرون از مدرسه و یا تنبیه و محرومیت های دسته جمعی آنان .
*جذاب نبودن محتوای مواد آموزشی و یا حجم بالای برخی کتب درسی .
*سختی برخی مواد درسی.
عوامل خستگی معلم مربوط به مدرسه ، مدیریت ،دفتر و همکاران
* جذاب نبودن سالن و حیاط مدرسه مانند رنگ ، فضای کافی و غیره
*نبود کارگاه و آزمایشگاه مجهز و فعال و در دسترس معلم و دانش آموز برای تنوع بخشی به روش های تدریس.
*نبود امکانات کافی کمک آموزشی که در اختیار معلم قرار بگیرد و وی را مجبور به استفاده از روش تدریس سخنرانی صرف می کند .
*نبود مشاوره قوی برای راهنمایی دانش آموزان و حل برخی مشکلات آنان.
* وجود معاون یا مدیر بسیار سختگیر که دانش آموزان را به اعمال فشار و سختگیری عادت داده و معلم نیز در این رابطه دچار مشکل خواهد شد.
* ندادن بازخورد به معلم توسط مدیریت مدرسه در مورد فعالیت های دلسوزانه و مشهود وی و عدم توجه به کارهای انجام شده توسط معلم در کلاس و مدرسه.
*بی انگیزگی احتمالی مدیر مدرسه Principalو عدم علاقه به مسئولیت خود و انتقال این بی علاقگی به معلمان .
*سخنان تکراری (احتمالی) همکاران در اوقات زنگ تفریح در دفتر مدرسه ، آبدارخانه و سالن و گلایه از موارد مختلف و ندادن انرژی مثبت به هم و نپرداختن به انتقال تجربه و تقویت روحیه همکاران.
*عدم پذیرایی مناسب از همکاران در زنگ تفریح ، و وجود درگیریهای احتمالی دفتر با دانش آموزان و رسیدگی به آن در زمان استراحت معلم.
*نبود کتابخانه فعال ، نبود سالن کنفرانس یا محلی که معلم برخی اوقات دانش آموزان را جهت تنوع بدانجا برده و تدریس نماید.
*عدم توجه به نوآوری و ابتکارات معلمان توسط کادر مدیریت مدرسه.
*ارزشیابی یکنواخت و برای رفع تکلیف از کلیه معلمان ، نبود تفاوت بین کارکنان معمولی و کارکنان فعال و کوشا.
*وجود برخی همکاران بی انگیزه منفی باف و آنهایی که پشت سر هم انرژی منفی(؟) به دیگران منتقل می کنند .
* وجود برخی همکاران که با فعالیت های نوآورانه و غیر سنتی مخالفت کرده و شخص را از کار خود دلسرد می نمایند، ومدیریت نیز به تبع آنان ،بدان کارهای نوآورانه توجهی نمی کند .
*وجود کادر مدیریت خسته و بی انگیزه در مدرسه که به صورت سنتی به وضع موجود رضایت داده و در پی تحرک و نوآوری و تشویق نیستند .
*ایراد گیری بیش از حد برخی والدین به معلم ، مدیر ، معاون و کارکنان مدرسه ، که ممکن است آنان را در انجام وظایف خود ، محتاط کند .
* محافظه کاری بیش از حد کادر مدیریت ، که فضایی کسل کننده را در مدرسه به وجود خواهد آورد.
* عدم توجه احتمالی بازرسان ، ادارات و دوایر به فعالیت های موثر معلمان دلسوز ، نوآور و خلاق .
* وجود مدیران به نگرش مدیریت ذره بینی در مدارس و کنترل دقیق و سختگیرانه بر اعمال معلم در مدرسه.
* حاکم شدن این نگرش نادرست که : ممکن است بین افراد فعال و غیر فعال در این سازمان تفاوتی وجود ندارد !که موجب بی انگیزگی معلمان خواهد شد .
*حاکم شدن یک فضای محافظه کاری ، انضباط خشک ، و عدم توجه به نشاط و شادابی فضای مدرسه و دانش آموزان ، وجود تذکرات مکرر مبنی بر رعایت مقررات و موازین انضباطی غیر ضروری دانش آموزان و در کل اعمال فشار بر دانش آموزان که این فضای غیر شاداب ، اثر خود را بر معلمان نیز خواهد گذاشت.
*ندادن انگیزه و انرژی به معلمان در جلسات شورای معلمان مدرسه و برگزاری آن به صورت تکراری و غیر مفید و دعوت نکردن از کارشناسان برای ارائه روشهای جدید مقابله با خستگی معلمان و ...
با توجه به هر کدام از بندهای بالا(در صورتیکه برای معلمان مصداق داشته باشد) پیدا کردن راهکارهای در دسترس ، ممکن است . که این کار ابتدا توسط خود همکاران و یا توسط متخصصان و کارشناسان مختلف انجام شود .مدیران مدارس سهم به سزایی در کاهش میزان خستگی معلمان در مدرسه داشته و می توانند با ایجاد فضایی شاد و محیطی دوست داشتنی و با تاکید بر روشهای ایجاد انگیزه در همکاران ، بسیار موثر واقع شوند .

چند روش براي كاهش خستگي معلمان
اولين كار پس از ورود به منزل، اين است كه به پشت دراز بكشيد وعضلات ارادي بدن را كاملاً شل كنيد. پلك ها را روي هم گذاشته وسعي كنيد به همان حالت باقي بمانيد و به چيزي فكر نكنيد.
* خستگي حنجره وگرفتگي صداي خود را نيز با دم كرده جعفري و گل گاوزبان و خوردن شلغم پخته رفع كنيد.
* خستگي كار روزانه و تنش هاي عصبي روي چشم تاثير منفي دارد. سه نوع حركت ورزشي براي رفع خستگي چشم پيشنهاد مي شود:
* نگاه كردن به بالاو پائين بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* نگاه كردن به چپ و راست بدون حركت سر به تعداد ۱۰ بار.
* قرار دادن دست ها براي چند لحظه روي چشم و برداشتن آنها.
البته شستن چشم با چاي تازه دم شده و خيساندن يك قاشق غذاخوري برگ رازيانه در ۲۵۰ سي سي آب جوش به مدت دو ساعت و عبور دادن آن از صافي و شست وشوي چشم با آن نيز مي تواند به رفع خستگي چشم كمك كند.
* يكي از علل اصلي خستگي پس از كار روزانه، كمر درد است، براي پيشگيري از بروز كمردرد يا به حداقل رساندن آن توصيه هاي زير كمك كننده است:
* استفاده نكردن از كفش هاي تنگ و باريك.
* استفاده از صندلي دسته دار و تا حد امكان بدون چرخ و داراي ارتفاع و پهناي مناسب كه پشتي صندلي تا شانه ادامه داشته باشد.
* در كلاس درس، بايد طوري بنشينيد كه زانو بالاتر از ران قرار گيرد و از زيرپايي هم استفاده شود.
* در كلاس درس نبايد به مدت طولاني سر پا ايستاد.
* انجام دادن حركات كششي و نرمشي روزانه به مدت ۲۰ دقيقه و استفاده از فنون گوناگون ماساژ عضلات، به ويژه ماساژ اندام ها.
* براي رفع خستگي روزانه و به دست آوردن انرژي مورد نياز، بايد خواب خوبي داشته باشيد، بنابراين خوابيدن و بيدار شدن سر وقت و سر ساعت براي حفظ نظم خواب ضرورت دارد.
* خوردن غذاي سبك و قابل هضم در شب، دوش گرفتن قبل از خواب، و خوابيدن به مدت ۷ تا ۸ ساعت در طول شبانه روز هم توصيه مي شود.
با خستگي كنار آمدن معلمان
به نظر بنده ي حقير ، بسياري از معلم ها نسبت به اقرار به احساس خستگي يا فشار استرس خود احساس خجالت مي كنند شايد آن را علامت ضعف مي دانند ولي متاسفانه واقعيت دارد كه استرس عامل اصلي ترك حرفه تدريس است. اگر ديديد در اواسط ترم ترجيح مي دهيد كه تدريس را به كل رها كنيد و استراحت كنيد ، مشخص است كه بسيار خسته شده ايد ، ولي نبايد بگذاريد كه كار به چنين جايي بكشد. به نيازهاي طبيعي روحتان و جسم خود نصيحت هاي خانواده و همكارانتان توجه كنيد. اگر اطرافيان از شما بپرسند كه چرا انقدر خسته به نظر مي رسيد با قيافه حق به جانب نپرسيد كه چرا اين طور فكر مي كنيد؟ اصلا اين طور نيست ! با خود رو راست باشيد.
اين كه بي رمق و خسته به كلاس درس برويد هم براي وضعيت جسمي و روحي شما بد است وهم براي دانش آموزان ، زيرا كيفيت آموزش كاهش مي يابد و بچه ها را هم خسته مي كند. به نظر بنده هميشه قبل از رفتن به مدرسه ابتدا اطمينان حاصل كنيد كه در بهترين حالت روحي و جسمي قرار داريد و بعد قدم به مدرسه وكلاس بگذاريد. شما در قبال دانش آموزانتان و روحيه ي آن ها مسئوليد.
گر چه ممكن است كه تدريس را خط مشي زندگي خودتان قرار داده باشيد ولي اين به معناي اين نيست كه شما تمام زندگي خود را وقف اين شغل كنيد. بسياري از معلم ها آنقدر سرگرم كار مي شوند كه خود را به كلي فراموش مي كنند ، اجازه ندهيد كه به چنين مرحله اي برسيد اين كه وجدان كاري داشته باشيد خيلي خوب است ولي همه ي زندگي شما كلاس درس نيست ! شما كه نمي خواهيد در بازنشستگي يادتان رفته باشد كه چگونه با ساير انسان ها در بيرون از كلاس برخورد كنيد. شايد بعضي معلم ها را ديده باشيد كه كلا با همه طوري رفتار مي كنند كه انگار همه شاگرد ايشانند !
حتما در هر روز مدت زماني را به خود اختصاص دهيد و فكر كلاس و برگه هاي امتحاني و شاگردانتان را به كلي از سرتان بيرون كنيد. استراحت در پايان روز بسيار ضروري است . آخر هفته را با هر چيزي كه به نحوي به كلاس و درس و معلم و شاگردان مربوط مي شود ، سپري نكنيد. فراموش نكنيد كه هر چيزي زمان خودش را دارد و اين حق شماست كه بتوانيد زماني را به خودتان اختصاص دهيد.
پيشنهاد ها
بدیهی است که هر یک از معلمان در برقراری ارتباط با دانش آموزان روش خاصی دارند که ناشی از شخصیت دانش آموزان و موقعیت مزبور است با این حال می توان در انواع روابطی که موجب افزایش کفایت و کنترل دانش آموزان شده است و انگیزش درونی ایشان را بهبود بخشیده است عمومیتی قائل شد.معلم می باید ابتدا رابطه ای مثبت حمایت کننده و قابل اعتماد با دانش آموزان بر قرار کند چنین هدفی هنگامی حاصل می شود که معلم برای کنترل دانش آموزان بیش از اندازه از تنبیه استفاده نکند و از شوخی های زننده با آن ها اجتناب کند و از پیش داوری های غیر منصفانه پرهیز کند تا به دانش آموزان نشان دهد که همگی دارای ارزش هستند معلم باید در هر موقعیتی آرامش خود را حفظ کند و رفتارش برای دانش آموزان قابل پیش بینی باشد و از آن ها انتظارهای معقول و در عین نه چندان سهل داشته باشد.روابطی که با حمایت و اعتماد همراه است گر چه احساس رضایت دانش آموزان را از پی دارد اما این را مطلبد که معلم از وابسته کردن دانش آموزان به خود پرهیز کند یعنی چنان نباشد که دانش آموزان فقط در پی آن چیزهایی باشند که برای معلم ارزشمند است و به این طریق ارزش های درونی خود را نادیده گیرند معلم باید تلاش کند تا توجه و احترام خود را به دانش آموزان به موفقیت های تحصیلی ایشان مشروط نکند همه ی دانش آموزان اعم از موفق و ناموفق باید این فرصت را داشته باشند که به شکلی مورد توجه و احترام معلم قرار گیرند به علاوه لازم است که در ستایش از فعالی های دانش آموزان به طور کلی کار آن ها را ستایش نکنیم و فقط به تحسین جنبه های موفق در کار آن ها بسنده کنیم.لازم است معلم توجه دانش آموزان را به علت های موفقیت خود جلب کند تا در اینده قادر به تکرار فعالیت های مطلوب خود باشند در نهایت معلم باید به دانش آموزان بیاموزد که لازم است آنها مسولیت موفقیت ها و شکست های خود را بپذیرند در واقع آن ها باید موفقی های خود را به توانایی های طبیعی و تلاش های خود نسبت دهند.و شکست ها را نیز ناشی از عدم تلاش خود بدانند بنابراین معلمانی که به بیان علل موفقیت ها و شکست های دانش آموزان می پردازنند و بر نقش توانایی و تلاش در انها تاکید می کنند در افزایش گرایش انگیزشی سازنده ی آن ها گام موثری بر می دارند. از جمله مسائل بسیار مهم در پیشرفت تحصیلی وتربیتی دانش آموزان(تشویق ،درک کردن ،مسئولیت پذیری ،تقویت حرمت وشخصیت ،در نظرگرفتن تفاوتهای فردی ،به کار بردن شیوه های مختلف تدریس.و...می باشد)لذا معلم موفق کسی است که با داشتن خلق وخوی صادقانه وبکار بردن شیوه های مختلف تدریس چنان در دل دانش آموز نفوز پیدا کرده که با علاقه بیشتر وسودمندتر گام های خود را یکی پس از دیگری با موفقیت بردارد.هنگامی که دانش آموز به این نتیجه برسد که معلم اورا درک کرده ودوستش دارد به او عشق می ورزد خواه ناخواه چنان تأثیر مثبتی در دانش آموز ایجاد می شود که معلم را همچون مادر خود دوست دارد وبه او عشق می ورزد.سعی می کند کارهایی که یک معلم از او انتظار دارد تا آنجایی که می تواند به طور شایسته انجام دهد وهمچنین سعی می کند در انجام مسئولیت ها پیشقدم بوده تا بیشتر مورد تشویق وتأئید معلم وسایرین قرار گیرد. توجه به موارد زير هم خالي از لطف نيست:
توصیه ها
1- سعی کنیم مسئولیت پذیری را به کودکان بیاموزیم تا آنان برای زندگی آینده آماده شوند.
2- از تبعیض بین شاگردان بپرهیزیم زیرا این عمل باعث آزار روان شاگردان میشود.
3- با دانش آموزان ارتباط نزدیک و دوستانه برقرار کنیم.
4- از موضوعات و فعالیت هایی که خوش آیند کودکان هستند در برنامه های صبحگاهی با ظهرگاهی به وفور استفاده کنیم.
5- برای برقراری نظم و برنامه ریزی بهتر در شروع سال تحصیلی انتظارات خود را به طور مشخص و دقیق با دانش آموزان مطرح کنیم .
6- کودکان بیش از گفتار از رفتار ما تاثیر می پذیرند بنابراین سعی کنیم با رفتارهای صحیح و مناسب ، الگوی شایسته ای برای دانش آموزان باشیم.
7- در مقابل ناسازگاری کودکان باید صبور و برد بار باشیم.
8- تا آنجایی که توانایی داریم ، ناکامی ها و محرومیت های کودکان را از بین ببریم.
9- رفتارتان با دانش آموزان همراه با گذشت ، حوصله و متانت باشم.
10- از داد زدن بر سر شاگردان جدا" پرهیز کنیم زیرا این عمل باعث تقویت رفتارهای خشونت آمیز در آنان میشویم.
11- شخصیت شاگردان را محترم شماریم.
12- شاگردان ممتاز و مسئولیت پذیر را در برنامه های صبحگاهی مورد تشویق قرار دهیم تا حس خود باوری و توانمندی در آنان تقویت شود و در نتیجه آنان تشویق شوند تا وظایف محوله را با احساس بیشتر انجام دهند.
13- یادگیرندگان را در استفاده از کتابخانه تشویق نماییم.
14- از بعضی اشتباهات دانش آموزان چشم پوشی کنیم و آنها را مورد راهنمایی قرار دهید از انتقام جویی یا تمسخر شاگردان بپرهیزیم و آرام و قاطع برخورد کنیم.
15 -از وضع خانوادگی مالی ، فرهنگی ، توانایی ها ، حالات روحی و روانی ، عاطفی و بهداشتی شاگردان اطلاعات کافی داشته باشیم .
16- در کارها و در همه شرایط به نظم و از روی علم و آگاهی عمل کنیم.
17- با دانش آموزان و همکاران و اولیا دانش آموزان همدلی کنیم.
18- از حسادت و بد گمانی نسبت به همکاران خود پرهیز کنیم
نتیجه گیری
• هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنیم . اگر بیش از حد به آنها نزدیک شویم احتمال این که گفتگویی آرام در باره ی یک نکته انظباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشم گیری افزایش پیدا می کند .
• وقتی دانش آموزان دارند از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله ی مثبتی بگوییم حتی یک لبخند و خداحافظ هم بی تاثیر نیست .
• اگر مجبور هستیم صحبتمان را با دانش آموزی قطع کنیم تا رفتار نا مناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنیم حتما از او عذر خواهی کنیم .
• اگر وقتی که حضور و غیاب می کنیم با لبخند و یک « صبح بخیر » ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگوییم احتمال این که به جای غر غر های معمول پاسخ دوستانه ایی بشنویم بسیار بیشتر می شود .
• به جای این که روی اشتباهات دانش آموزامون تمر کز کنیم او را به سوی انتخاب رفتار مطلوب راهنمایی کنیم .
• به انها یاد بدهیم که اشتباه کردن بد نیست در اشتباه ماندن بد است.
• به انها بگوییم اگر شما در حل یه مسئله فهمیدی اشتباه ت کجا بوده و چرا این اشتباه رو انجام دادی یعنی چه چیزی موجب شده در مورد حل این مسئله از این راه بروی ؛ و منشا ء فکرت رو پیدا کن تا دیگه این اشتباه رو هیچ وقت تکرار نکنی .
• کار های بدیع و تخیلات دانش آموزان را مورد تشویق قرار دهیم، سوالهایی از آنها بپرسیم که مشوق تفکر واگرا باشند، و از تکرار روش های معمول و متداول بپرهیزد. سوالهایی که که راه حل های متعدد داشته باشد مشوق تفکر واگرا و خلاقیت است. ما معلمین ریاضی ، باید ریاضی را آنطور که هست به دیگران یاد دهیم . باید توجه کنیم که ریاضیات تنها مجموعه ای از حقایق نیست که به شکل قضیه یا مسئله به دیگران نشان داده شود .و ریاضی تفکر است که به وسیله مجموعه ای از قضا یا و مسائل باید آن تفکر را در کسانی که خواستارآن هستند به وجود آوریم تا هر کس به هر مقدار ریاضی که می داند بتواند با مسائل برخورد کند.
• دانش آموزان خود را تشویق کنید تا سوال های گوناگون از ما بپرسند. فراتر از اطلاعات دانش های معمول فکر کنند و راه های مختلف برای مسائل پیشنهاد دهند دانش آموزان را دراظهاراندیشه های اصیل و بدیع تشویق کنیم و با اظهار نظرهای غیر قالبی ، غیر متداول و تازه ی آنها با خوشرویی و با احترام برخورد نماییم ، حتی اگر فراتر از تصورات خود باشند .
• برخورد درست معلمان با دانش آموزان در رشد استعدادهای خلاق آنها تاثیر فراوان دارد از وادار کردن دانش آموزان به رقابت و هم چشمی با یکدیگر بپرهیزیم. هر یک از دانش آموزان دارای استعداد و قریحه های خاص خود هستند که شاید از این جنبه با دانش آموزان دیگر متفاوت باشند در پرورش این استعدادهای ویژه در دانش آموزان بکوشیم .
• پژوهشهای انجام شده نشان داده اند که روش آموزش از طریق سرمش دهی بیشتر از روشهای مرسوم آموزشی منجر به ایجاد رفتارهای خلاق در یاد گیرندگان می شود .
• تعدادی روش و فن آموزشی وجود دارند که با استفاده از آنها در پرورش استعدادهای خلاق کودکان بسیار موثرند. معروفترین آنها روش ((بارش مغزی)) است. در این روش معلم مسئله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسئله به ذهنشان می رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل ها و اظهار نظرهایی مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارائه تمامی راه حل ها از سوی دانش آموزان ،درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید. روش دیگر آموزش ((مهارتهای پژوهشی )) است. آموزش مهارتهای پژوهشی به طرح آزمودن فرضیه از سوی یاد گیرنده گان کمک می کند. روشهای درست طرح فرضیه به وسیله دانش آموزان منجر به ایجاد طرز تفکر خلاق در آنها می شود.

منابع

1- شعاری نژاد، علی اکبر.(1362). روانشناسی یادگیری . تهران: انتشارات توس
2-پورعليرضا توتكله، علي [1387]: «آموزش در چارچوب روان‌شناسي». مجله تكنولوژي آموزشي، شماره 197، ص 34ـ 32.
3-بيلر، رابرت [1373]: كاربرد روانشناسي در آموزش [جلد اول]، ترجمه‌ پروين كديور، چاپ چهارم، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
4-پارسا، محمد [1375]: روانشناسي تربيتي، چاپ سوم، تهران: سخن
5-شاه نوري، سيد جعفر (1381)، «ويژگي‎هاي آموزش و پرورش خلاق»، تكنولوژي آموزشي، شماره 144، صفحه 16.
6-فتحي آذر، اسكندر (1372)، جزوه روش‎ها و فنون تدريس، دانشگاه تبريز.
7-يادگار زاده، غلامرضا (1378)، «روش‎هاي فعال تدريس، ضرورت‎ها، ديدگاه‎ها و پژوهش‎ها». رشد تكنولوژي آموزشي، شماره 118
8-آرمند، محمد (1372)، روش‎هاي تدريس فعال، رشد معلم سال 12، شماره 2 و 3.
9-سو، ژان ژاك (1371)، اميل (آموزش و پرورش) مترجم: كيا، منوچهر. تهران گنجينه.
a00b آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-13-2016   #6 (لینک نوشته)
کاربر عضو
 
khanomane's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : خاطرات یک معلم

وای چقدر طولانی چشام درد اومد
khanomane آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:02 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.