تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دانشگاه ، فناوری و علوم پزشکی > زبانهای خارجی > آموزش و یادگیری زبان انگلیسی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگو قفل شد
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-17-2012   #1 (لینک نوشته)
سرپرست تالار زبانهای خارجی
 
s666's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

رنگین کمان ✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ

✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ



سلام
دوستان از این ب بعد تمام نکات ضروری و مهم مربوط ب زبان انگلیسی و لینک تاپیکهای آموزشی و ... رو در این تاپیک قرار میدیم ،
تا برای هر موضوع یک تاپیک تکراری جدید زده نشه و لینک هر موضوع در پست اول قرار داده میشه تا در صورت نیاز
راحتتر در اختیارتون باشه ...




✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ
لینک ها :


__________________

no quiero a nadie excepto a "ti
☆ SΞΤΛЯШ☆

✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ



ويرايش توسط s666 : 12-17-2016 در ساعت 07:06 PM دليل: انتقال پستها و جابجایی با پست استارتر حاوی لینکها
s666 آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-18-2012   #2 (لینک نوشته)
... و خدا همین نزدیکی است
 
saleh_59's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ساختارهاي زبان انگليسي به منظور ترجمه اي روان تر

باسمه تعالي

تمرين قبلي را که حل نکرديد


شماره دوم

It +............+ to infinitive

اين ساختار نيز تقريبا شبيه قبلي است . it مرجع ندارد . ابتدا it ذکر مي شود بعد از آن يک جمله بعد يک مصدر با to مي آيد و سپس ادامه جمله

اين ساختار نيز کاربرد زيادي دارد . روش معنا کردن اين نوع جملات هم شبيه قبلي است. ابتدا قسمت اول را معنا مي کنيم بعد يک «که» اضافه مي کنم و سپس قسمت دوم

روش ديگر براي ترجمه اين است که ابتدا قسمت دوم و سپس قسمت اول را معنا مي کنيم.


مثال اول:
It is easy to make mistakes

ترجمه اول: آسان است که اشتباه کنيم

ترجمه دوم: اشتباه کردن آسان است.

مثال دوم:
It is a pleasure for us to be here

ترجمه اول: لذت بخش است براي ما که در اينجا بمانيم
ترجمه دوم: بودن در اينجا براي ما لذت بخش است.


در هر دو مثال ترجمه دوم روان تر است . در اين ساختار برخلاف ساختار قبلي، ترجمه دوم پيشنهاد مي‌شود.

مثال هاي ديگر براي کار در خانه!!!!

It is an offense to drop litter in the street.

It is better to have loved and lost than never to have loved at all
__________________

✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ

حدیث روضه نگویم ، گل بهشت نبویم **** جمال حور نجويم، دوان به سوی تو باشم.
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان **** مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم


ويرايش توسط saleh_59 : 02-18-2012 در ساعت 04:31 PM
saleh_59 آفلاين است  
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-02-2012   #3 (لینک نوشته)
... و خدا همین نزدیکی است
 
saleh_59's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ساختارهاي زبان انگليسي

باسمه تعالي

ساختار شماره سوم


To _ infinitive +......+ to _ infinitive

ابتدا يك مصدر با to ذكر مي‌شود بعد ادامه جمله و سپس مصدر با to ديگري مي آيد.

غالبا بين اين دو مصدر فعل كمكي يا ربطي مي آيد.

براي ترجمه: در ترجمه از كلمات «يعني» يا «به معناي» استفاده مي‌كنيم تا ترجمه زيباتر شود. به اين مثال ها توجه كنيد.

To be human is to err
ترجمه: انسان بودن يعني خطا كردن. (انسان بودن به معناي خطاي كردن است)

To be a member of the space club is to belong to one of the most exclusive clubs in the world
ترجمه: عضويت داشتن در يك كلوب فضايي يعني تعلق داشتن به يكي از انحصاري ترين كلوب ها در جهان.

To stand firm is not to invite war
ترجمه: محكم ايستادن به معناي جنگ طلب بودن نيست



كار در خانه!!!
To will is to be carried to action by a reason perceived by the intellect


اميدوارم قابل استفاده باشد
يا علي

ويرايش توسط saleh_59 : 03-02-2012 در ساعت 02:02 AM
saleh_59 آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-07-2012   #4 (لینک نوشته)
... و خدا همین نزدیکی است
 
saleh_59's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ساختارهاي زبان انگليسي

باسمه تعالي


ساختار شماره چهارم


كلمه propose به معناي پيشنهاد دادن است ولي در يك حالت خاصي به معناي خواستن است. دقت كنيد

وقتي اين كلمه به همراه مصدر با to ذكر شود ديگر به معناي پيشنهاد دادن نيست بلكه به معناي خواستن است.


propose + to _ infinitive


مثال ها

I propose to have lunch now

من مي خواهم الان ناهار بخورم


I propose to wait till the police get here
من مي خواهم منتظر بمانم تا پليس به اينجا برسد.



كار در خانه!!!
We do not propose to reveal details at this stage



خداوندا آن كه به تو پناهنده شد پناه يافت.
saleh_59 آفلاين است  
قديمي 12-11-2012   #5 (لینک نوشته)
رهگذر
 
parsiboy's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پیشه ها در زبان انگلیسی

شغل ها در زبان انگلیسی


شغل
معادل فارسی
شغل
معادل فارسی
actor
هنرپیشه مرد
actress
هنر پیشه زن
artist
هنرمند
captain
ناخدا
assistant
معاون
demarche
بخشدار
banker
بانکدار
dressmaker
خیاط زنانه
blacksmith
آهنگر
rancher
گله دار
boss
رئیس
gardener
باغدار
brigadier
سرتیپ
muezzin
موذن
caretaker
سرایدار
cameleer
ساربان
clerk
کارمند
cook
آشپز
coach
مربی
dentist
دندانپزشک
colonel
سرهنگ
carpenter
نجار
diver
غواص
rancher
چوپان
doctor
پزشک
house maker
خانه دار
doorkeeper
دربان
council
شورا
fireman
آتش نشان
writer
نویسنده
fisherman
ماهیگیر
waiter
گارسون
greengrocery
سبزی و میوه فروش
professor
استاد
guard
نگهبان
seller
فروشنده
guard man
مرد پاسدار
glassmaker
شیشه ساز
headmaster
مدیر مرد
headmistress
مدیر زن
judge
قاضی
housewife
زن خانه دار
lawyer
وکیل
painter
نقاش ساختمان
worker
کارگر
boatman
قایقران
mayor
شهردار
street sweeper
رفتگر
miner
معدنچی
minister
وزیر
nurse
پرستار
pilot
خلبان
officer
افسر
barber
آرایشگر مرد
photographer
عکاس
clergyman
روحانی
plumber
لوله کش
specialist
متخصص
player
بازیگر
footballer
بازیکن فوتبال
porter
باربر
butcher
قصاب
president
رئیس جمهور
watchmaker
ساعت ساز
prime minister
نخست وزیر
grocer
بقال
psychologist
روانشناس
operator
تلفنچی
reporter
خبر نگار.گزارشگر
merchant
تاجر
retired
بازنشسته
optician
عینکساز.چشم پزشک
sculptor
مجسمه ساز
calligrapher
خوشنویس، خطاط
sergeant
گروهبان
forester
جنگلبان
shopkeeper
مغازه دار
teacher
معلم
singer
خواننده
engineer
مهندس
soldier
سرباز
driver
راننده
speaker
سخنران
decorator
آذین گر
surgeon
جراح
army
نظامی
tailor
خیاط مردانه
baker
نانوا
tiller
سفالگر
governor
فرماندار
tourist
جهانگرد
student
دانش آموز
welder
جوشکار
repairman
تعمیرکار
farmer
کشاورز

ويرايش توسط s666 : 10-24-2016 در ساعت 04:14 AM
parsiboy آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 01-16-2014   #6 (لینک نوشته)
مدیر تالار کاربران
 
Night's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نکات مهم زبان انگلیسی

موارد کاربرد حرف تعريف the
1

چه زماني از the استفاده کنيم؟
1- زمانيکه مي دانيم فرد شنونده ميداند يا ميتواند بفهمد ما در مورد چه چيز يا چه کسي صحبت ميکنيم.
مثال:
"The apple you ate was rotten."
"Did you lock the car?"
2- زمانيکه در مورد چيزي صحبت ميکنيم که قبلاً در باره آن صحبت کرده ايم.
مثال:
"She's got two children: a girl and a boy. The girl's eight and the boy's nine."

3- زمانيکه در مورد نقاط جغرافيايي خاص صحبت ميکنيم، از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the North Pole", "the equator"

4- قبل از نام رودخانه ها، درياها و اقيانوسها از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the Nile", "the Pacific", "the English channel"

5- از the قبل از اسامي مشخصي که ميدانيم تنها يک نمونه از آنها وجود دارد استفاده ميکنيم.
مثال:
"the rain", "the sun", "the earth", "the White House"

6- قبل از صفات عالي هميشه از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the best", "the tallest", "the most beautiful"

7- پيش از اعداد ترتيبي از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the fifth lesson", "the ninth day", "the third chapter"

8- حرف تعريف the پيش از اسامي معني و جراندهايي که بعد از آنها "of" آمده باشد، مورد استفاده قرار ميگيرد. (جراند کلمه اي است که نقش اسمي دارد و به ing ختم ميشود. در دستور زبان فارسي به آن مصدر فعلي گفته ميشود.)
مثال:
"The pronunciation of that word is very difficult."


(کلمه pronunciation يک اسم معنا است)
"The instructing of young children is difficult."
(کلمه instructing يک جراند يا مصدر فعلي است)


9- قبل از اسامي کشورها و مناطق جغرافيايي که جمع هستند از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the United States", "the Philippines", "the Alps"

10- پيش از اسامي کتابخانه ها، موزه ها، و هتل ها از the استفاده ميکنيم.
مثال:
"the Forty-Second Street Library", "the Louvre", "the Statler Hotel"

11- پيش از بعضي از قسمتهاي روز از حرف تعريف the استفاده ميشود.
مثال:
"in the morning", "in the afternoon", "in the evening"

نکته: حرف تعريف the تنها قبل از اين بخشهاي روز استفاده ميشود. براي کلماتي مثل night يا midnight يا noon از the استفاده نميکنيم.
"at noon", "at night", "at midnight"

12- بعد از فعل play زمانيکه معني "نواختن" داشته باشد. يعني همراه با يک آلت موسيقي آمده باشد.
مثال:


"play the piano", "play the violin", "play the guitar"




ادامه :

2

در موارد زير نبايد از حرف تعريف the استفاده شود:

1- زمانيکه يک کلمه يا اصطلاح را در معناي عام آن به کار مي بريم.
مثال:
a) Inflation is rising.
b) People are worried about rising crime.


در مثالهاي فوق کلمه Inflation (تورم) و People (مردم) در معناي عام خود به کار رفته اند. ترجمه جملات به فارسي به اين ترتيب خواهد بود:
الف) تورم در حال افزايش است.
ب) مردم (عموم مردم) نگران افزايش جرم هستند.

2- پيش از نام رشته هاي ورزشي.
مثال:
My son plays soccer.
Tennis is expensive.
3- پيش از اسامي غيرقابل شمارش زمانيکه در معناي عام خود به کار رفته باشند.
مثال:
Information is important to any organization.
- اطلاعات براي هر موسسه اي اهميت دارد. (هر گونه اطلاعاتي)
Coffee is bad for you.
- قهوه براي شما خوب نيست. (هر نوع قهوه اي)


4- قبل از اسامي شهرها و کشورها. (مگر اينکه از چند ناحيه يا ايالت تشکيل شده باشند يا اينکه در نام آنها کلماتي مثل states، kingdom، republic، يا union وجود داشته باشد.)
مثال:
Italy, Mexico, Iran, England – Tehran, Tokyo, Paris, Moscow
The United States, The UK (United Kingdom), The Irish Republic
The Netherlands, The Philippines, The British Isles

5- قبل از تمامي ضميرها و همينطور ضماير و اسامي اشاره.
مثال:
He is my only brother.
This hotel will be open next week.
These are the old classrooms.
6- پيش از نام روزها، ماه ها، و سالها.
مثال:
- I go to English class on Mondays and Wednesdays.
- He was born in April.
- The First World War began in 1914.
7- معمولا (نه هميشه) قبل از کلمات زير از the استفاده نميشود:
home, town, church, hospital, prison, school, work, sea
مثال:
He's on his way to work.
We were in town last Saturday.
We go to school to study.
I arrived home before midnight.
__________________
بـرای قـدم زدن با تـو
هـر از گاهـی
از خـودم
بـیـرون می زنـم،
روحـم هنــوز
به خانـه بر نـگشتـه !

✔ نکات مهم زبان انگلیسی ツ

ويرايش توسط s666 : 11-07-2016 در ساعت 02:55 PM
Night آفلاين است  
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-11-2014   #7 (لینک نوشته)
مدیر تالار کاربران
 
Night's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : کلمات منفی کننده انگلیسی

Negative Vocabulary Word List
کلمات منفی کننده انگلیسی به ترتیب حروف الفبا


A
abysmal
adverse
alarming
angry
annoy
anxious
apathy
appalling
atrocious
awful

B
bad
banal
barbed
belligerent
bemoan
beneath
boring
broken

C

callous
can't
clumsy
coarse
cold
cold-hearted
collapse
confused
contradictory
contrary
corrosive
corrupt
crazy
creepy
criminal
cruel
cry
cutting

D
dead
decaying
damage
damaging
dastardly
deplorable
depressed
deprived
deformed
D Cont.
deny
despicable
detrimental
dirty
disease
disgusting
disheveled
dishonest
dishonorable
dismal
distress
don't
dreadful
dreary

E
enraged
eroding
evil


F
fail
faulty
fear
feeble
fight
filthy
foul
frighten
frightful


G

gawky
ghastly
grave
greed
grim
grimace
gross
grotesque
gruesome
guilty


H

haggard
hard
hard-hearted
harmful
hate
hideous
homely
horrendous
horrible
hostile
hurt
hurtful


I
icky
ignore
ignorant
ill
immature
imperfect
impossible
inane
inelegant
infernal
injure
injurious
insane
insidious
insipid


J
jealous
junky


L
lose
lousy
lumpy


M
malicious
mean
menacing
messy
misshapen
missing
misunderstood
moan
moldy
monstrous


N
naive
nasty
naughty
negate
negative
never
no
nobody
nondescript
nonsense
not
noxious


O
objectionable
odious
offensive
old
oppressive


P
pain
perturb
pessimistic
petty
plain
poisonous
poor
prejudice


Q
questionable
quirky
quit


R
reject
renege
repellant
reptilian
repulsive
repugnant
revenge
revolting
rocky
rotten
rude
ruthless


S

sad
savage
scare
scary
scream
severe
shoddy
shocking
sick
sickening
sinister
slimy
smelly
sobbing
sorry
spiteful
sticky
stinky
stormy
stressful
stuck
stupid
substandard
suspect
suspicious


T
tense
terrible
terrifying
threatening


U

ugly
undermine
unfair
unfavorable
unhappy
unhealthy
unjust
unlucky
unpleasant
upset
unsatisfactory
unsightly
untoward
unwanted
unwelcome
unwholesome
unwieldy
unwise
upset


V
vice
vicious
vile
villainous
vindictive


W
wary
weary
wicked
woeful
worthless
wound


Y
yell
yucky


Z

zero



ويرايش توسط s666 : 10-24-2016 در ساعت 04:17 AM
Night آفلاين است  
قديمي 01-30-2016   #8 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض قیدها (adverbs)

قید های زمان در انگلیسی Adverbs of Time
.
after
بعد از
.
afterwards
بعد از آن
.
ago
پیش/ قبل
.
already
در حال حاضر
.
always
همیشه
.
annually
سالانه
.
at the same time
در همان زمان/ در ان واحد
.
before
قبل از
.
constantly
به طور مداوم
.
continually
به طور مستمر
.
continuously
به طور مداوم
.
daily
روزانه
.
during
در جریان/ در طول
.
earlier
قبل از
.
earlier than
زودتر از
.
early
اولیه
.
eventually
در نهایت
.
ever
همیشه
.
every day
هر روز
.
finally
در نهایت
.
first
اول
.
for a long time
برای یک مدت طولانی
.
forever
برای همیشه
.
formerly
سابق
.
fortnightly
هر دو هفته یکبار
.
frequently
غالبا
.
from time to time
گاه به گاه
.
generally
بطور کلی/ عمومی
.
hourly
ساعت به ساعت
.
infrequently
به ندرت
.
last week
هفته گذشته
.
late
دیر
.
lately
اخیرا
.
later
بعد
.
later than
بعد از
.
long ago
خیلی وقت پیش
.
many times
چندین بار
.
many years ago
سالها پیش
.
monthly
ماهانه
.
never
هرگز
.
next
بعدی
.
nightly
شبانه
.
normally
به طور معمول
.
now
اکنون
.
now and then
حالا و آن وقت
.
occasionally
گاه و بیگاه/ گهگاه
.
often
بیشتر مواقع/ اغلب
.
once in a while
هر از چند گاهی
.
once upon a time
روزی روزگاری
.
previously
قبلا"،سابقا"
.
quarterly
سه ماهه/ چهار بار در سال
.
rarely
به ندرت
.
recently
به تازگی
.
regularly
به طور مرتب
.
seldom
بندرت
.
since
از آن زمان
.
sometimes
بعضی وقتها
.
soon
به زودی
.
still
هنوز
.
then
آن موقع
.
today
امروز
.
tomorrow
فردا
.
tonight
امشب
.
usually
معمولا
.
weekly
هفتگی
.
yearly
سالیانه
.
yesterday
دیروز
.
yet
تاکنون/ هنوز
.
چیزی جا مونده؟؟؟
.
امتیاز شما به این پست از 1 تا 20 ؟؟
.
دوستان و همراهان
اگر هنوز نمیتوانید انگلیسی حرف بزنید و یا ضعیف هستید و میخواهید تقویت بشید
اگر هنوز قوای شنیدار تون ضعیفه و میخواهید گوشهاتون تیز بشه
پیشنهاد ویژه مکالمه ایی رو از دست ندید!!!
اطلاعات بیشرت و دانلود نمونه های رایگان در آدرس زیر:
پیشنهاد ویژه مكالمه ایی - انگلیسی مثل آب خوردن
.
و یا در سایت انگلیسی مثل آب خوردن:
Easy Peasy English - انگلیسی مثل آب خوردن
abcxyz.ir آفلاين است  
قديمي 02-20-2016   #9 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض انواع مغازه و فروشگاه در انگلیسی

انواع مغازه و فروشگاه در انگلیسی
.
shop
دکان/ مغازه
.
Store
فروشگاه
.
فرق بین Shop و Store در چیست حالا؟؟
Shop :
مغازه ی کوچکتر/معمولا" فروش و ارائه خدمات، معمولا" از یک نوع صورت میگیرد.
.
Store :
فروشگاه بزرگتر/معمولا" فروش انواع مختلفی از کالا خواه مرتبط به هم یا نا مرتبط در اینجا موجود است.
-------
baker's/ Bakery
نانوایی/ مغازه فروش نان
.
butcher's/butcher shop
قصابی
.
florist's /Flower shop
گل فروشی
.
department store
فروشگاه بزرگ که همه چی داره و قسمت قسمت است
.
dry cleaner's
خشکشویی
.
grocery shop / grocery store
خوارو بار فروشی/ سوپری سر محل :D
.
fishmonger's/fish-shop
ماهی فروشی
.
greengrocer's/grocer's/ Grocery store/
فروشگاه فروش سبزیجات و میوه
.
ironmongery store
مصالح فروشی
.
hardware store
ابزار فروشی
.
stationery store
لوازم التحریری
.
sweet shop
شکلات و آبنبات فروشی و شیرینی بعضی وقتها
.
tobacconist's
توتون/ سیگار فروشی
.
pharmacy / Drug store
داروخانه
.
bookshop
کتابفروشی
.
gift shop
هدیه فروشی/ جینگیلی مستون فروشی :D
.
pet shop
فروشگاه حیوانات اهلی و لوازم مربوطه
.
shoe shop
کفش فروشی
.
Clothes shop
لباس فروشی
.
موارد بیشتر و فروشگاههای بیشتر رو شما در کامنت بفرمایید :)
هم برای خودتون مرور میشه و هم دونفر یاد بگیرند :*
.
امتیاز شما به این پست؟؟؟ از 1 تا 20 ؟؟؟
.
دوستان و رفقایی که واقعا" دنبال یادگیری هستند!!
جزوه‌ی مربوط به مطالب پبج
معادل سالها کلاس رفتن و مطالعه انگلیسی
شامل مطالب و پستهايي كه تا كنون از سال 2012 گفته ایم
توضیحات بیشتر و تهيه اين مجموعه ارزشمند:
انگلیسی مثل آب خوردن - انگلیسی مثل آب خوردن
.
همچنین
برای تهیه مجموعه های مفید آموزش انگلیسی
تحفیف های ویژه در سايت انگليسي مثل آب خوردن داریم، سر بزنید:
Easy Peasy English - انگلیسی مثل آب خوردن
.
ما در تلگرام هم هستیم:
زاهنما و اطلاعات بیشتر برای عضویت:
انگلیسی مثل آب خوردن در تلگرام - انگلیسی مثل آب خوردن
abcxyz.ir آفلاين است  
قديمي 04-06-2016   #10 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض عبارت ها و جملاتی مفید و کاربردی با Again در انگلیسی

عبارت ها و جملاتی مفید و کاربردی با Again در انگلیسی
.
Try again.
دوباره سعی کن/ دوباره انجامش بده
.
See you again.
باز/دوباره میبینمت
.
Don't come again.
دوباره نیا/ باز نیا
.
Please come again.
لطفا" باز بیایید/ دوباره بیایید
.
He came here again.
او دوباره به اینجا آمد
.
It's raining again!
دوباره داره باران میاد/ باز داره باران میاد
.
Come again tomorrow.
فردا باز بیایید
.
Has he failed again?
آیا دوباره شکست خورد؟ / رد شد؟
.
I will try it again.
من دوباره آنرا سعی خواهم کرد/ انجامش خواهم داد
.
Please do that again.
لطفا" دوباره آن کار را انجام بده
.
Let's meet again soon.
بیا به زودی همدیگه رو باز ببینیم
.
Tom cut classes again.
تا باز هم کلاس رو پیچوند/ جیم زد/ کلاس رو نرفت
.
My foot's asleep again!
باز هم پام خواب رفت/ سر شد
.
I tried again and again.
من بارها و بارها سعی کردن
.
I want to see you again.
میخوام که باز ببینم ات
.
I will never do it again.
من دیگه هیچوقت اون کار رو نمیکنم
.
It is likely to rain again.
به نظر میرسه که میخواد باز باران بباره
.
Don't let that happen again!
نگذار دوباره اتفاق بیافته
.
مثال بزنید، برای خودتون خوبه :)
امتیاز به این پست: از 1 تا 20؟ چند؟؟؟
سپاس <3
.
رفقا و عزیزان دل
تخفیف ویژه مکالمه ایی داریم، از دست ندهید
با این پیشنهاد ویزه راه میفتید!!!!
اطلاعات بیشتر و دانلود و تست نمونه های رایگان در سایت:
پیشنهاد ویژه مكالمه ایی - انگلیسی مثل آب خوردن
.
کتاب الکترونیکی504 لغت اساسی انگلیسی
مناسب براي زبان آموزان مايل به شركت در آزمونهاي
آيلتس و تافل و سطوح متوسط به بالا
توضیحات بیشتر و دانلود نمونه رايگان:
504 لغت اساسی انگلیسی - انگلیسی مثل آب خوردن
.
همچنین در سایت اتگلیسی مثل آب خوردن
Easy Peasy English - انگلیسی مثل آب خوردن
abcxyz.ir آفلاين است  
قديمي 04-19-2016   #11 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض اصطلاح ها و عبارتها و جملاتی که که با کلمه way در انگلیسی ساخته می شوند.

اصطلاح ها و عبارتها و جملاتی که که با کلمه way در انگلیسی ساخته می شوند.
.
By the way
راستی/ در ضمن
.
?By the way, have you seen Ali recently
راستی، علی را به تازگی ندیده ای؟
──
In the way
سرراه-به طریقی که .
Please move this chair. It’s in the way.
لطفا اين صندلي رو جابجا كن، سر راه است
.
Do your work in the way I have shown you.
در مسيري كه بهت گفتم كار كن/ فعاليت كن؟ / همونطوري كه بهت نشون دادم انجام بده
──
On the way
در مسيرِ به
.
On the way to the station, I bought some cigarettes.
در مسير ايستگاه چند نخ سيگار گرفتم
──
In this way
بدین ترتیب – از این راه
.
He saves old envelopes. In this way, he has collected a great many stamps.
او پاكت هاي قديمي رو نگه ميدارد، بدين ترتيب يك كلي تمبر جمع آوري كرده است
──
In a way
از اين رو– به نحوی – تا اندازه ای- از اين جهت
.
In a way, it’s an important book.
از اين رو آن كتاب مهمي است
──
I am on my way / on my way
در مسير ام / توي را ه ام/ (دارم میام)، تو راه، راه، راه :D
.
Anyway
به هرحال
.
No way
راه نداره ؛ امكان نداره ؛ عمرا"
.
Where there's a will, there is a way.
جایی که خواستنی باشد، راهی هم وجود دارد.
.
موارد بيشتر هم اگر يادتون بود داخل كامنت ذكر كنيد :)
هم مرور برای خودتونه و هم دیگران یاد میگیرند.
.
رفقا؛
در تخفیف ویژه!!!
برای اولین بار در دنیا
بيش از11000عبارت و جمله و اصطلاح
كتابي بي نظير و عالي در يادگيري شما، تقویت لغت و جمله سازی و ....
توضيحات بيشتر و دانلود نمونه رايگان:
کتاب عبارتها و جملات و اصطلاحات انگلیسی همراه با معنی فارسی - انگلیسی مثل آب خوردن
.
همچنین تخفیف های ویژه در سایت
انگلیسی مثل آب خوردن رو از دست ندهید
Easy Peasy English - انگلیسی مثل آب خوردن
abcxyz.ir آفلاين است  
قديمي 04-23-2016   #12 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض جملاتی مفید و کاربردی با Each در انگلیسی

جملاتی مفید و کاربردی با Each در انگلیسی
.
We love each other.
ما همدیگر را دوست داریم
.
They admire each other.
آنها همدیگر را تحسین میکنند
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
.
We have to help each other.
ما باید به همدیگر کمک کنیم
.
We're married to each other.
ما با هم ازدواج کردیم
.
I bought them each a present.
من برای هر کدام از آنها یک هدیه خریدم
.
Mori and Sue love each other.
موری و سو همدیگر را دوست دارند
.
They each received a present.
هر کدام از آنها یک هدیه دریافت کردند
.
Brush your teeth after each meal.
بعد از هر وعده غذایی دندانهایت را مسواک کن
.
Above all, you must help each other.
بعد از اینهمه/اینها شما باید به هم کمک کنید
.
How many cruises are there each day?
چقدر سفر دریایی در هر روز ایجا وجود دارد؟
.
They seem to be in love with each other.
به نظر میرسه که آنها عاشق همدیگر هستند
.
What is going to happen? each one asked of another.
چه اتفاقی داره میافته؟ هر فردی از دیگری پرسید.
.
Each one is different.
هر کدام متفاوت اند
.
Let's help each other.
بیاید به هم کمک کنیم
.
Do they love each other?
آیا آنها همدیگر را دوست دارند؟
.
They smiled at each other.
آنها به هم لبخند زدند
.
دوستان وهمراهان
اگر هنوز در صحبت کردن و فهمیدن انگلیسی مشکل دارید
با مجموعه های مکالمه ایی انگلیسی مثل آب خوردن شروع کنید و یا ادامه بدید، عالی بوده تا الان. شما هم فرصت رو از دست ندهید.
اطلاعات بیشتر و دانلود نمونه ها:
پیشنهاد ویژه مكالمه ایی - انگلیسی مثل آب خوردن
.
همچنین در سایت:
Easy Peasy English - انگلیسی مثل آب خوردن
.
در تلگرام هم هستیم در خدمت شما:
https://www.telegram.me/epenglish
abcxyz.ir آفلاين است  
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-04-2016   #13 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
teacherbahrami's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض صفت های انگلیسی و کاربردشان

در این پست از سایت آموزش زبان های خارجی زبانیــا ، با صفت های انگلیسی آشنا خواهیم شد. کاربرد صفت ها رو یاد خواهیم گرفت و انواع صفت های انگلیسی رو بیان می کنیم.

صفت های انگلیسی درباره ی یک اسم یا ضمیر به ما اطلاعات میدن و یا اون اسم / ضمیر رو توصیف میکنند. مثال :

The gray dog barked = سگ خاکستری پارس کرد

در جمله ی بالا کلمه ی gray صفت است که اسم ” dog ” را توصیف کرده تا ما دقیقا متوجه شویم کدام سگ پارس کرده.

یک خبر خوب !

خبر خوب اینکه بر خلاف اسم و فعل ، ساختار صفت های انگلیسی تغییر نمی کند. همانطور که می دانید اسم ها بر اساس مفرد یا جمع بودن و فعل ها بر اساس شخص ، شمار و زمان ، تغییر شکل می دهند اما صفت همواره ثابت است. چه به اسم مفرد اشاره کند چه جمع ، چه به زمان حال اشاره کند چه گذشته ، چه به فاعل جمله بر گردد چه مفعول

برخی صفت های انگلیسی اطلاعات حقیق درباره ی یک اسم به ما می دهند. مثل صفت های مربوط به سن ، اندازه ، ملیت و غیره. این تیپ صفت های انگلیسی عموماً تغییر ناپذیر و ثابت اند. یعنی هر کس بخواهد درباره اندازه قد یک انسان جمله ای بگوید ، چون قد انسان ثابت است همه از یک صفت استفاده می کنند مثل Tall یا Short

گروه دیگری از صفت های انگلیسی بیانگر ایده ها و نظرات افراد درباره ی یک اسم هستند و هر فردی با توجه به نظر خودش صفتی را برای توصیف اون اسم انتخاب می کند. به این دسته از صفت ها، صفت های بیان عقیده یا Opinion Adjective می گوییم. مثلا وقتی دو نفر همزمان یک فیلم سینمایی را تماشا می کنند ممکن است یک نفر برای توصیف این فیلم از صفت boring به معنای کسل کننده استفاده کند اما به نظر شخص دیگری اون فیلم interesting یعنی جالب باشد

در جواب به سوال هایی که با what kind , whose , which یا how many پرسیده می شوند، ما نیاز داریم که از یک یا چند صفت استفاده کنیم

انواع مختلف صفت های انگلیسی :

صفت های عددی ؛ مثل : six – one hundred and one

صفت های بیان کمیت ؛ مثل : more – all – some – half

صفت های ملکی ؛ مثل : my – his – your – their

صفت های پرسشی ؛ مثل : which – whose – what

صفت های اشاره ؛ مثل : this – that – those – these
teacherbahrami آفلاين است  
قديمي 06-05-2016   #14 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
abcxyz.ir's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض عبارتها و اصطلاحات کوتاه و پرکاربرد در انگلیسی

عبارتها و اصطلاحات کوتاه و پرکاربرد در انگلیسی
.
Thank You.
سپاسگزارم
.
I'm sorry.
متاسفم
.
It's over.
تمام شد/ تمامه
.
Shit happens.
اتفاق(بد) ره میدهد دیگر
.
Love you.
دوستت داردم
.
You win.
تو بردی
.
Believe me.
باور کن درست میگم/ باورم کن
.
Trust me.
به من اعتماد کن
.
You first.
اول شما/ اول تو
.
Dream big.
اگر قراره رویاپردازی کنی، بزرگ رویا پردازی کن
.
You're welcome.
خواهش میکنم
.
Very nice.
خیلی خوب
.
I see.
میفهمم
.
Oh wait.
اوه، صبر کن
.
Bite me.
گم شو بابا/ بزن به چاک و... بی ادبی است، مراقب باشید
.
Don't stop.
توقف نکن
.
Enjoy life.
از زندگی لذت ببر
.
I'm blessed.
من خوشبختم
.
Call me.
بهم زنگ بزن
.
That's hot.
خیلی هات است/ خیلی خووووب است البته در مورد دختر و یا خانم
.
How quaint.
چقدر عجیب و جالب و باحال
.
Bull Shit!
مزخرف/ چرت
.
Hell, no.
عمرا"/ راه نداره
.
Shut up.
خفه شو
.
Kiss me.
بوسم کن
.
Case closed.
پرونده بسته شد
.
Tune in.
اطلاعات بگیر و حواست باشه
.
Watch me.
منو ببین
.
Just drive.
فقط رانندگی کن
.
Forget this.
این رو فراموش کم
.
Come back.
برگرد
.
Respect me.
به من احترام بگذار، کار خفنی کردم
.
Save yourself.
خودت رو حفظ کن/ خودت رو نجات بده
.
Ladies, first.
اول خانمها/ تقدم با خانمهاست
.
Of course.
البته
.
Miss you.
دلم برات تنگ شده
.
Hug me.
بغلم کن
.
Follow me.
دنبالم کن/ دنبالم بیا
.
Get out.
برو بیرون
.
Not yet.
تا الان نه
.
Cancer sucks.
سرطان مزخرف است
.
That's right.
درسته
.
God damn!
لعنت خدا
.
Be nice.
مودب/ خوب/ انسان باش
.
Take me.
منو بگیر
.
That's enough.
کافی است
.
Think twice.
دوباره فکر کن
.
Why me?
چرا من؟
.
Step back.
عقب بایست
.
How sweet.
چقدر دلچسب/ چقدر بامزه
.
Watch out.
بپا/ مراقب باش
.
That hurts.
درد دارد
.
دوستان و همراهان 🗣🗣
عبارتهای بالا، برگرفته از کتاب الکترونیکی زیر اند
👇👇👇👇👇👇
كتاب عبارتها و جملات و اصطلاحات انگلیسی همراه با معنی فارسی
برای اولین بار در دنیا
بيش از11000عبارت و جمله و اصطلاح واقعي انگليسي
كتابي بي نظير و عالي در يادگيري شما
توضيحات بيشتر و دانلود نمونه رايگان:
http://goo.gl/0hjvdg
.
همچنین
تخفیف های ویژه در سایت انگليسي مثل آب خوردن
http://www.abcxyz.ir
.
کانال انگلیسی مثل آب خوردن در تلگرام
https://telegram.me/epenglish
abcxyz.ir آفلاين است  
قديمي 07-29-2016   #15 (لینک نوشته)
سرپرست تالار زبانهای خارجی
 
s666's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : 웃 نکات مهم زبان انگلیسی**

لغات مورد نیاز و نحوه نوشتن ادرس


در نوشتن آدرس باید توجه داشت، ترجمه‌ی اسامی خاص و عبارات خاص ،
به هيچ وجه درست نيست و كاملا اشتباه است!!!!
مثلا اگر اسم کوچه ای شهید تهرانی است
باید به صورت Shahid tehrani نوشته شود و کلمه شهید را نباید ترجمه کرد و به صورت Martyr نوشت.
در جاهاي ديگه در انگليسس، هم اين قانون صادق است؛ هرگز نبايد اسامي خاص رو ترجمه كرد.
.
در ادامه کلماتی که معمولا" در نوشتن آدرس کاربرد دارند بيان شده است.
.
واحد: Unit
طبقه: Floor
شماره (پلاک): No
کوچه: Alley
بلوار: Blv - مخفف Boulevard
خیابان: St - مخفف Street
میدان: Sq - مخفف Square
بزرگراه: Free Way / Highway / HWY
چهار راه: Cross
بعد از: After
قبل از: Before
جاده: Rd مخفف Road
خیابان بزرگ: Ave
روبروی: in front of
جنب(نزدیک): Near
طبقه اول: First Floor
طبقه همکف: Ground Floor
ابتدای: First of
انتهای: End of
بن بست: Dead End
ساختمان: Building
كد پستي: Postal code, post code, postcode, or ZIP code
.
البته کلماتی مثل اعداد ترتیبی و یا جهات اصلی و غیره را نیز نباید فراموش کرد. كه در پستي جداگانه در اين مورد صحبت كرده ايم و باز هم خواهيم كرد
.
نـــكــــته:
وقتی از خارج ایران بسته یا نامه ای را به ایران می فرستید ، لزومی ندارد که آدرس را کاملا انگلیسی بنویسید
همین آدرس کفایت میکند ؛
Iran . Tehran .
تهران پارس، میدان ،... کوچه ... پلاک ...
.
دلیل ؛ شما کافیست که آدرس کشور و شهر را روی پاکت به انگلیسی بنویسید ، چون اداره پست کشوری که از آن، بسته خود را پست میکنید ، نیازی به کل آدرس ندارد، تنها مسیر بسته را میخواند ، (تهران ، ایران) و به ما بقی آدرس کاری ندارد .
..
یادآوری نکته مهم:
در انگليسي اسمهاي خاص هرگز نبايد ترجمه شوند.
.
نمونه دو آدرس کامل پستی در زیر آورده شده سعی شده بیشتر لغات در این آدرس استفاده شود، تا شما عزیزان دل با رعایت قواعد نوشتن آدرس بتونید نشانی دقیق پستی خود را ياد بگيريد.
.
اگر چيزي جا مونده؛ شما اضافه كنيد و يادآور بشيد.

مثال:
ايران- تهران - تهرانپارس – خ آبان – خ 89 پ 22 طبقه 1 واحد 4

Unit 4, Floor 1, No 22, 89th St, Aban Av, Tehranpars, Tehran, Iran
s666 آفلاين است  
7 نفر نوشته را پسندیده اند
گفتگو قفل شد

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:29 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.