اشعار شهراد میدری...
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-05-2016   #1 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض اشعار شهراد میدری...

اشعار شهراد میدری...
در ذهنِ اجاق
عطرِ چایی زیباست

در جشنِ پرندگان
رهایی زیباست



در باورِ گُل
نسیم و من می گویم

هر صبح که
پلک میگشایی زیباست




شهراد_میدری
__________________

در جوامعی که آزادی وجود ندارد، اگر رای دادن چیزی را تغییر می‌داد، اجازه‌ی رای دادن نداشتید. اشعار شهراد میدری...
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-06-2016   #2 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد
از هوای ِ عشق سرشارش کنم رویم نشد

در دلم گفتم من عاشق پیشه ی ِ چشم ِ توام
خاستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد

پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم عمرش بلند
خاطرم بود " آفرین " بارش کنم رویم نشد

کاش دستی بر بلور ِ خوشتراش ِ مرمرش
ترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد

ابر زیر ِ سر، نسیم انداخته بر روی ِ خود
دست بردم خیس ِ رگبارش کنم رویم نشد

آفتاب آورده بودم پیش ِ مهتابش مگر
باخبر از صبح ِ دیدارش کنم رویم نشد

کبک ِ ناز ِ برفی اش لم داده زیر ِ برگ ِ گل
تور وا کردم گرفتارش کنم رویم نشد

گرچه میدانستم او هرگز نمیخاهد مرا
دل زدم دریا که اصرارش کنم رویم نشد

رفتم از پیشش ولی هرچه "خدا" را خاستم
لحظه ی ِ آخر "نگهدار"ش کنم رویم نشد

*شهراد میدری*


afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-06-2016   #3 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

دختر ِ سعدی! هلاک ِ بوسه ای شیرازی ام
آنقدر مســـــــتم که حتا با لبی هم رازی ام

تا که بابا "مشــرف الدین" برنگشته زود باش
کمتر از اینها بده با خنده هـــــــایت بازی ام

مادرت من را نبیند پشــــــت ِ در، بد میشود
رویگردان از "اتابــــک خان" و حکم ِ قاضی ام

خنجر ابرو! چشمهـــــایت غارت ِ قوم ِ مغول
زخمی از ناز ِ تو و مغلــــوب ِ مژگان تازی ام

خانده ام رقص ِ تو را در بوستان ِ شیخ اجل
عاشق ِ پروانگی های ِ تو و طنــــــــازی ام

نیست همرنگ ِ لبانت در گلســـــــتان ِ انار
با فقط یک باب از بوسیــدنت هم راضی ام

مثل ِ بابای ِ تو من هم کار و بارم شاعری ست
تکه نانی دارم و اهـــــــل ِ غزلپـــــردازی ام

اهل ِ این دوره که نه، از قرن ِ دوری آمـــدم
ساکن ِ آینده و برگشـــته سوی ِ ماضی ام

من همین هستم که می بینی: زلال و ساده دل
خســـته از هرچه ریا و هرچه ظاهر سازی ام

این غزل تقدیم ِ تو، با من عروسی میکنی؟
ای فدااااااای ِ "بله" ی ِ تو دلبر ِ شیرازی ام!

*شهراد میدری*
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #4 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

هياهوي دوبيتي هاي ناب است
خيابان در خيابان آفتاب است
دو چشمت پايتخت هرچه انگور
که سنگين از ترافيک شراب است
"شهراد ميدري"
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #5 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

خش و خش هاي برگش هست دنيا
شب باد و تگرگش هست دنيا
فقط مرگ و فقط مرگ و فقط مرگ
نميدانم چه مرگش هست دنيا !
"شهراد ميدري"
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #6 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...


هوا نم نم، خيال دانه دارند
نوکي از بوسه ها مستانه دارند
دوتا گنجشک زير سقف بالکن
بدون وام مسکن لانه دارند
شهراد میدری
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #7 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

خميده، خسته و بي تاب، بيرون
بدون کفش و بي جوراب، بيرون
هزاران روح، شب وقتي که خابيم*
به گريه مي زنند از قاب، بيرون
شهراد ميدري
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #8 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...


کرخت و گيج و باران خورده بودم
به خاک افتاده و پژمرده بودم
دو پلک بسته ام را باد مي برد
ببخش از اينکه بي تو مرده بودم
شهراد میدری
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #9 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...


شب بي روح و سرد و سنگي ات چيست؟
مه آلود دو چشم رنگي ات چيست؟
شده هق هق شوي اما نداني
دليل آنهمه دلتنگي ات چيست؟
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #10 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...


دل ِ دريا: به شور افتاده بودم
کسي: از خانه دور افتاده بودم
به زورق پيرمردي: حجله مي بست
پريماهي: به تور افتاده بودم
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #11 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

با تو در من یک نفر هر شب شمالی میشود
ساکن یک کلبه آن سوهای شالی میشود
جنگل و عطر نسیم و مخمل باران عشق
شیشه های پنجره نم نم، زلالی میشود
چای کتری و اجاق و عطر آویشن چه خوب
استکانی زندگی طعمش چه عالی میشود
میگذارم دست توی دستهای عاشقت
دل میان سینه ام حالی به حالی میشود
موشرابی عشوه میریزی برایم مست مست
جرعه جرعه جام شب از ماه، خالی میشود
دامن ابریشمت پروانه میرقصد به ناز
بال و پر وا کردنت شعری خیالی میشود
میگذاری بر لبم لب را گوارا و خنک
چشمه ای که سهم یک کوزه سفالی میشود
بس که امشب داغ میگیرم تو را توی بغل
مطمئن هستم که فردا خشکسالی میشود
هفت سال از بوسه ات گندم به سیلو می برم
هفت سال از این غزل، یوسف شمالی میشود
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #12 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

بيا بنويس عمري در قفس را
نشاني ِ شب و روز ِ عبث را
دبليو و دبليو و دبليو
زمانه داد کام ِ هيچ کس را
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-06-2016   #13 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

نگاه آسمان کن، وقت کوچ است
رها اين آشيان کن، وقت کوچ است
ببين آنقدر لک لک روي دريا
پرت را امتحان کن، وقت کوچ است
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #14 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...

ته جنگل قراري پشت شيشه
گل سرخ اناري پشت شيشه
دو فنجان قهوه و يک کلبه ي دنج
بزن باران! سه تاري پشت شيشه
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-06-2016   #15 (لینک نوشته)
آغازگر برتر گفتگو
 
afsaneh61's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار شهراد میدری...


رها از هرچه غم ميرقصد امشب
سراپا پيچ و خم ميرقصد امشب
به دورش حلقه ي ِ صدها فرشته
خدا بابا کرم ميرقصد امشب
afsaneh61 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:00 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.