***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-18-2016   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

بسم الله الرحمن الرحیم

آری خواستیم از مولای مظلوممان حرفی نوشته باشیم؛مولائی که در روز هیجدهم ذی الحجة عید غدیر خم ابلاغ واعلام ولایت اوشد بفرمان خداوند تبارک وتعالی توسط گُل سرسبد وجود .

جبرئیل شرفیاب محضر مبارک مخاطب خطاب لولاک لما خلقت الأفلاک شد،عرض نمود حق می فرماید :یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین.(آیه شریفه67سوره مبارکه مائده).

ای رسول ابلاغ فرما آنچه را نازل نموده شد بسوی تو از جانب پرودگارت واگر انجام ندهی ابلاغ رسالت ننموده ای، خداوند ترا از مردم حفظ می نماید، بدرستیکه خداوند تعالی گروه کافران را هدایت نمی فرماید.

قصه ابلاغ ولایت مولا علیه السلام در غدیر خم بعد از حجة الوداع روشنتر از خورشید است لذا دشمنان مولا علیه السلام چون نمی توانند منکر شوند به تحریف معنای مولا و ولی پرداختند .

مطلب از لحاظ سندی در بین شیعه وغیر شیعه آنقدرواضح است که دهها جلد کتاب در باب طروق سند حدیث غدیر نوشته شد .رجوع شود بتفاسیر شیعه وغیر شیعه ذیل آیه شریفه ؛والغدیر، عبقات ،احقاق؛ و........

قصه، قصه ابلاغ واعلان است . نه اینکه از غدیر ببعد مولا ولی شد.

علی علیه السلام ولی الله است قبل از اینکه عوالم امکانیه وجود پا به عرصه وجود بگذارند.

لذا خاتم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:لو یعلم الناس متی سمّی علي امیرالمؤمنین

ما انکروا فضله سمّی امیرالمؤمنین وآدم بین الروح والجسد.(تأویل الآیا ت ص186،احقاق الحق ج3ص307؛ینابیع المودة ص197چ بمبئی؛وذیل آیه شریقه 172سوره مبارکه اعراف تفاسیر روائی بحارج39ص290ببعدو...).

پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود :اگر مردم می دانستنداز چه زمانی علي علیه السلام امیر المؤمنین نامیده شد انکارفضل اورا نمی نمودند،نامیده شد امیر المؤمنین درحالی که آدم (علی نبینا وآله وعلیه السلام )بین روح وجسد بود .ودربعضی روایات بین آب وگل.

در روایات کثیره از شیعه وغیرشیعه نقل شده که بعث انبیاء بر ولایت امیر المؤمنین علیه

السلام بوده است (رجوع شود به ذیل آیه شریفه وسئل من ارسلنامن قبلک من رسلنا.......45سوره مبارکه زخرف به تفاسیر روائی

شیعه مثل برهان، نورالثقلین، تأویل الآیات، لوامع النورانیه؛و کافی ج1ص437بحارو... وغیرشیعه مثل شواهد التنزیل وسایر کتب مثل مناقب خوارزمی، ینابیع المودة قندوزی

ذیل الئالی سیوطی، غرائب قران یاتفسیرنظام نیشابوری، حلیةالأولیاء أبونعیم ، درالمنثور سیوطی و.........)

وبالاتر از همه اینها آیه شریفه43سوره مبارکه زخرف که خطاب فرمود به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم؛ فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم .

حبیب ما چنگ بزن بآ نچه بتو وحی شد(درموردعلي علیه السلام)بدرستکه تو (درولایت علي)بر صراط مستقیم هستی .(وعلي علیه السلام صراط مستقیم است)

با اینکه شخص خاتم صلی الله علیه وآله وسلم صاحب ولایت است به او گفته شد تمسک کن بولایت علي علیه السلام که علي راه مستقیم است .کافی ج1ص416امالی طوسی مجلس13ح11مناقب شهر آشوب، تفسیر برهان، نور الثقلین ،تأویل الآیات،لوامع ،بحار و........وازغیر شیعه شواهد التنزیل حاکم حسکانی ذیل آیه شریفه،ینابیع المودة ،مناقب ابن مغازلی و.......

لذا در روایات کثیره از شیعه وغیر شیعه امده که منکر ولایت علي علیه السلام کافر است ودرقعر جهنم جای دارد تنها بنقل راویتی از غیر شیعه اکتفاء می کنیم.

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لعلي علیه السلام :

یا علي: لو انّ عبداً عبد الله عزوجل مثل ما قام نوح فی قومه وکان له مثل احد ذهباً فأنفقه فی سبیل الله ومدّ فی عمره حتی حجّ الف عام علی قدمیه ثم قتل مظلوماً بین الصفاءوالمروه ثم لایوالک یا علي لم یشم رائحة الجنةولم یدخلها.

یای علي: اگر بنده ای باندازه عمر نوح بندگی خدا کند وباندازه کوه احد طلا از مال خودش انفاق فی سبیل الله کند وآنقدر عمرش طولانی شود که هزار حج پیاده رود وبین صفاومروه مظلومانه کشته شود ؛امّا معتقد بولایت وامامت تو نباشد بوی بهشت به مشام او نمی رسد وداخل بهشت نمی شود (در بعض روایات دیگراست که از صورت پرتاب در جهنم می شود).مناقب خوارزمی ص67،ینلبیع المودةص209و.........واز شیعه عقاب الاعمال صدوق بحار39/256و280وج27/166که71روایت نقل شده ،وسائل الشیعه ج1باب29امالی صدوق مجلس51آخرین حدیث وم73ح12،امالی مفید م1ح2،و.....
یا علی
مددی 1001اللهم العن الجبت والطا غوت وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک
غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-19-2016   #2 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

بسم الله الرحمن الرحیم

عیدالله الاکبر، عید غدیر بر همه دوستداران و شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام مبارک باد.

اعمال مستحب روز غدیر

__________________


ya-mohsen آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 07-13-2017   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

#اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

ارائهء 0⃣1⃣1⃣ از کتب اهل سنت در اثبات ولایت مولا امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره4⃣


اعتراف مهم دیگر ابن تیمیه (پایه گذار اعتقادی وهابیت) در مورد حدیث ثقلین و غدیر :

"در روايت صحيح از پيامبر صلي الله عليه وآله ثابت شده است كه آن حضرت در غدير خم (ميان مكه و مدينه) در حضور مردم خطبه خواند و فرمود: همانا من دو چيز گرانبها در ميان شما مي‌گذارم، يكي كتاب خدا است. آنگاه مردم را درباره آن سفارش كرد. سپس فرمود: وعترت من ،‌ اهل بيت من. شما را به خدا سفارش می‌کنم درمورد اهل بيتم . اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد.

و حسن و حسين از بزرگان اهل بيت رسول خدا و نزديكترين افراد به آن حضرت است؛ چنانچه در روايت صحيح ثابت شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله كسايش را بر علي، فاطمه، حسن و حسين انداخت پس از آن فرمود: خدايا اين ها اهل بيت من هستند پس رجس و پليدي را از آنها دور كن و آنها را پاك گردان."

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)،

منهاج السنة النبوية، ج4، ص561، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.



کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

@borrhan
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-14-2017   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


اهل_سنت_لطفا_تأمل_كنند

ارائهء 0⃣1⃣1⃣ سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت مولا امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره6⃣



يحيي بن جعده از زيد بن ارقم روايت كرده است :

"كه همراه رسول خدا صلّى الله عليه و آله به راه خويش ادامه ی‌داديم تا به غدير خم رسيديم . در آنجا درختى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آن درخت اشاره كرد و اصحاب زير آن درخت را تميز و مرتب ساختند و آن روز به اندازه اى هوا گرم بود كه ما روز گرم و پر حرارتى را مانند آن روز نديده بوديم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ايراد خطابه پرداخت . پس از حمد و ثناى الهى ، خطاب به مردم فرمود :
هيچ پيغمبرى مبعوث نمی‌شود مگر آنكه نيمى از مقدار زندگى پيغمبر پيشين خود را عهده دار می‌شود ؛ طولى نمی‌كشد ، دعوت الهى را اجابت می‌كنم و دو اثر گرانبار (يا گرانبها) در ميان شما به جاى می‌گذارم كه اگر از آنان پيروى نماييد، هرگز به گمراهى گرفتار نخواهيد شد: يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من است.
سپس دست على عليه السّلام را به دست گرفت و خطاب به مردم گفت : اى مردم! چه كسى از جان و مال شما از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند : خدا و رسول خدا صلّى الله عليه و آله داناتر و اولي تر به جان و مال است آنگاه فرمود:
بر هر كسی من ولايت دارم ، علی نيز مولای اوست."

مستدرک علی الصحیحین ج3 ص613

کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-14-2017   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ؛ ج‏1 ؛ ص22

ظهور التسمية لعلي ع بأنه وصي‏
15 وَ مِنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ يَرْفَعُهُ إِلَى سَلْمَانَ‏ أَنَّهُ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ وَصِيُّكَ فَقَالَ يَا سَلْمَانُ مَنْ كَانَ وَصِيَّ أَخِي مُوسَى قَالَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ قَالَ فَإِنَّ وَصِيِّي وَ وَارِثِي وَ مَنْ يَقْضِي دَيْنِي وَ يُنْجِزُ مَوْعِدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع‏
«3»
16 وَ مِنْ كِتَابِ الْمَنَاقِبِ تَأْلِيفِ الشَّافِعِيِّ ابْنِ الْمَغَازِلِيِ‏ فِي تَفْسِيرِ قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ يَرْفَعُهُ إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كُنْتُ جَالِساً مَعَ فِتْيَةٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ عِنْدَ النَّبِيِّ ص إِذَا انْقَضَّ كَوْكَبٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنِ انْقَضَّ هَذَا النَّجْمُ فِي مَنْزِلِهِ فَهُوَ الْوَصِيُّ مِنْ بَعْدِي قَالَ فَقَامَ فِتْيَةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَنَظَرُوا فَإِذَا الْكَوْكَبُ قَدْ انْقَضَّ فِي مَنْزِلِ عَلِيِّ بْنِ‏
______________________________

(3) البحار: 38/ 19، و العمدة: 37.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 23
أَبِي طَالب فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ غَوَيْتَ فِي عَلِيٍ‏ «1» فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى‏ وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏ إِلَى قَوْلِهِ‏ وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏ «2»
17 وَ يَدُلُّ عَلَى ظُهُورِ التَّسْمِيَةِ لِعَلِيٍّ ع بِأَنَّهُ وَصِيٌّ مَا ذَكَرَ الْحُمَيْدِيُّ فِي الْجَمْعِ بَيْنَ الصَّحِيحَيْنِ فِي مُسْنَدِ عَائِشَةَ عَنِ الْأَسْوَدِ بْنِ يَزِيدَ «3» قَالَ‏ ذَكَرُوا عِنْدَ عَائِشَةَ أَنَّ عَلِيّاً ع كَانَ وَصِيّاً وَ فِي رِوَايَةِ أَزْهَرَ أَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّهُ وَصِيٌّ فَلَمْ تُكَذِّبْهُمْ بَلْ ذَكَرَتْ أَنَّهَا مَا سَمِعَتْ ذَلِكَ مِنَ النَّبِيِّ ص حِينَ وَفَاتِهِ‏
18 وَ مِنْ كِتَابِ الْمَنَاقِبِ رَوَاهُ ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ عَنْ أَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ نَاصَبَ عَلِيّاً الْخِلَافَةَ بَعْدِي فَهُوَ كَافِرٌ «4» وَ قَدْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ شَكَّ فِي عَلِيٍّ فَهُوَ كَافِرٌ
19 وَ رَوَى ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُرَيْدَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيٌّ وَ وَارِثٌ وَ إِنَّ وَصِيِّي وَ وَارِثِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ‏
«5»
20 وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ أَبُو بَكْرِ بْنُ مُوسَى بْنِ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِ الْمَنَاقِبِ وَ هُوَ مِنْ مُخَالِفِي أَهْلِ الْبَيْتِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَامِتٍ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ‏ دَخَلْنَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْنَا مَنْ أَحَبُّ أَصْحَابِكَ إِلَيْكَ فَإِنْ كَانَ أَمْرٌ كُنَّا مَعَهُ وَ إِنْ كَانَتْ نَائِبَةٌ كُنَّا مِنْ دُونِهِ قَالَ هَذَا عَلِيُّ أَقْدَمُكُمْ مسلما [سِلْماً]
______________________________
(1) في المصدر «حب على»، و في البحار «حب ابن عمك».
(2) المناقب: 310، و البحار: 35/ 283، و العمدة: 38.
(3) و في (خ) الأسود بن بريد.
(4) المناقب: 46، و البحار 38/ 155.
(5) المناقب: 201. و في (ط) و (ت) من ناصبنى وصيى و وارثي إلخ.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 24
وَ إِسْلَاماً
«1»
21 وَ مِنْ ذَلِكَ مَا رَوَاهُ أَيْضاً أَبُو بَكْرِ بْنُ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِهِ الْمُشَارِ إِلَيْهِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى دَاوُدَ بْنِ أَبِي عَوْفٍ حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ ثَعْلَبَةَ اللَّيْثِيُ‏ قَالَ أَ لَا أُحَدِّثُكَ بِحَدِيثٍ لَمْ يُخْلَطْ قُلْتُ بَلَى قَالَ مَرِضَ أَبُو ذَرٍّ فَأَوْصَى إِلَى عَلِيٍّ ع فَقَالَ بَعْضُ مَنْ يَعُودُهُ لَوْ أَوْصَيْتَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عُمَرَ كَانَ أَجْمَلَ لِوَصِيَّتِكَ مِنْ عَلِيٍّ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَوْصَيْتُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ اللَّهِ إِنَّهُ الْبَدِيعُ‏ «2» الَّذِي يُسْكَنُ إِلَيْهِ وَ لَوْ قَدْ فَارَقَكُمْ لَقَدْ أَنْكَرْتُمُ النَّاسَ وَ أَنْكَرْتُمُ الْأَرْضَ قَالَ قُلْتُ يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ أَحَبَّهُمْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَحَبُّهُمْ إِلَيْكَ قَالَ أَجَلْ قُلْنَا فَأَيُّهُمْ أَحَبُّ إِلَيْكَ قَالَ هَذَا الشَّيْخُ الْمَظْلُومُ الْمُضْطَهَدُ حَقُّهُ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع‏
«3» هَذَا آخِرُ لَفْظِ الْحَدِيثِ الْمَذْكُورِ
22 وَ مِنْ رِوَايَةِ الْحَافِظِ أَبِي بَكْرِ بْنِ مُوسَى بْنِ مَرْدَوَيْهِ وَ هُوَ الْحُجَّةُ عِنْدَ الْأَرْبَعَةِ الْمَذَاهِبِ مَا رَوَاهُ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّرِيِّ بْنِ يَحْيَى التَّمِيمِيُّ حَدَّثَنَا الْمُنْذِرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْذِرِ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ عَمِّي الْحُسَيْنِ بْنِ يُوسُفَ بْنِ سَعِيدِ بْنِ أَبِي الْجَهْمِ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْكَدِرِ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ زَوْجَةِ النَّبِيِّ ص وَ كَانَتْ مِنْ أَلْطَفِ نِسَائِهِ وَ أَشَدِّهِنَّ لَهُ حُبّاً قَالَ‏ وَ كَانَ لَهَا مَوْلًى يَحْضُنُهَا وَ رَبَّاهَا وَ كَانَ لَا يُصَلِّي صَلَاةً إِلَّا سَبَّ عَلِيّاً وَ شَتَمَهُ فَقَالَتْ يَا أَبَتِ مَا حَمَلَكَ عَلَى سَبِّ عَلِيٍّ قَالَ لِأَنَّهُ قَتَلَ عُثْمَانَ وَ شَرِكَ فِي دَمِهِ قَالَتْ لَهُ لَوْ لَا أَنَّكَ مَوْلَايَ وَ رَبَّيْتَنِي وَ أَنَّكَ عِنْدِي‏
______________________________
(1) ابن مردويه في المناقب «مخطوط»، البحار: 38/ 252، و العلامة في كشف الحق 101.
(2) في (خ) الربيع.
(3) كشف اليقين: 15.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 25
بِمَنْزِلَةِ وَالِدِي مَا حَدَّثْتُكَ بِسِرِّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ لَكِنِ اجْلِسْ حَتَّى أُحَدِّثَكَ عَنْ عَلِيٍّ وَ مَا رَأَيْتُهُ فِي حَقِّهِ قَالَتْ أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ يَوْمِي وَ إِنَّمَا كَانَ يُصِيبُنِي فِي تِسْعَةِ أَيَّامٍ يَوْمٌ وَاحِدٌ فَدَخَلَ النَّبِيُّ وَ هُوَ يُخَلِّلُ أَصَابِعَهُ فِي أَصَابِعِ 1 عَلِيٍّ ع وَاضِعاً يَدَهُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ اخْرُجِي مِنَ الْبَيْتِ وَ أَخْلِيهِ لَنَا فَخَرَجْتُ وَ أَقْبَلَا يَتَنَاجَيَانِ وَ أَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ لَا أَدْرِي مَا يَقُولَانِ حَتَّى إِذَا قُلْتُ قَدْ انْتَصَفَ النَّهَارُ وَ أَقْبَلْتُ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص لَا تَلِجِي وَ ارْجِعِي مَكَانَكِ ثُمَّ تَنَاجَيَا طَوِيلًا حَتَّى قَامَ عَمُودُ الظُّهْرِ فَقُلْتُ ذَهَبَ يَوْمِي وَ شَغَلَهُ عَلِيٌّ فَأَقْبَلْتُ أَمْشِي حَتَّى وَقَفْتُ عَلَى الْبَابِ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ لَا تَلِجِي فَرَجَعْتُ فَجَلَسْتُ مَكَانِي حَتَّى إِذَا قُلْتُ قَدْ زَالَتِ الشَّمْسُ الْآنَ يَخْرُجُ إِلَى الصَّلَاةِ فَيَذْهَبُ يَوْمِي وَ لَمْ أَرَ قَطُّ يَوْماً أَطْوَلَ مِنْهُ فَأَقْبَلْتُ أَمْشِي حَتَّى وَقَفْتُ فَقُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَلِجُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص نَعَمْ تلجي [فَلِجِي‏] فَدَخَلْتُ وَ عَلِيٌّ وَاضِعٌ يَدَهُ عَلَى رُكْبَتَيْ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَدْنَى فَاهُ مِنْ أُذُنِ النَّبِيِّ وَ فَمُ النَّبِيِّ ص عَلَى أُذُنِ عَلِيٍّ يَتَسَارَّانِ وَ عَلِيٌّ يَقُولُ أَ فَأَمْضِي وَ أَفْعَلُ وَ النَّبِيُّ يَقُولُ نَعَمْ فَدَخَلْتُ وَ عَلِيٌّ مُعْرِضٌ وَجْهَهُ حَتَّى دَخَلْتُ وَ خَرَجَ فَأَخَذَنِي النَّبِيُّ ص وَ أَقْعَدَنِي فِي حَجْرِهِ فَأَصَابَ مِنِّي مَا يُصِيبُ الرَّجُلُ مِنْ أَهْلِهِ مِنَ اللُّطْفِ وَ الِاعْتِذَارِ ثُمَّ قَالَ يَا أُمَّ سَلَمَةَ لَا تَلُومِينِي فَإِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي مِنَ اللَّهِ بِمَا هُوَ كَائِنٌ بَعْدِي وَ أَمَرَنِي أَنْ أُوصِيَ بِهِ عَلِيّاً مِنْ بَعْدِي وَ كُنْتُ جَالِساً بَيْنَ جَبْرَئِيلَ وَ عَلِيٍّ وَ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِي وَ عَلِيٌّ عَنْ شِمَالِي فَأَمَرَنِيَ جَبْرَئِيلُ أَنْ آمُرَ عَلِيّاً بِمَا هُوَ كَائِنٌ بَعْدِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَأَعْذِرِينِي وَ لَا تَلُومِينِي إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اخْتَارَ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ نَبِيّاً وَ اخْتَارَ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَصِيّاً فَأَنَا نَبِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي فِي عِتْرَتِي وَ أَهْلِ بَيْتِي وَ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي‏
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 26
فَهَذَا مَا شَهِدْتُ مِنْ عَلِيٍّ الْآنَ يَا أَبَتَاهْ فَسُبَّهُ أَوْ فَدَعْهُ فَأَقْبَلَ أَبُوهَا يُنَاجِي اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ يَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا جَهِلْتُ مِنَ أَمْرِ عَلِيٍّ فَإِنَّ وَلِيِّي وَلِيُّ عَلِيٍّ وَ عَدُوِّي عَدُوُّ عَلِيٍّ وَ تَابَ الْمَوْلَى تَوْبَةً نَصُوحاً وَ أَقْبَلَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ دَهْرِهِ يَدْعُو اللَّهَ تَعَالَى أَنْ يَغْفِرَ لَه‏
ابن طاووس، على بن موسى، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، 2جلد، خيام - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1400ق.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى ؛ ؛ ص67


نصّ به وصايت على (عليه السلام)
از مسند احمد بن حنبل به سندى كه به سلمان منتهى مى‏گردد نقل مى‏شود
______________________________

(3) المسند، ج 1، ص 159.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 68
كه سليمان گفت: اى رسول خدا هر پيغمبرى براى خود وصيّى داشته است، وصىّ تو كيست؟ پيامبر فرمود: اى سلمان بگو ببينم وصى برادرم موسى كه بود؟ گفتم:
يوشع بن نون بود فرمود: چرا؟ گفتم چون يوشع عالم ترين بنى اسرائيل بود فرمود:
«فانّ وصيّى و وارثى و من يقضى دينى و ينجز موعدى علىّ بن ابى طالب»
(عليه السلام) «1».
(پس وصى و وارث من و آن كس كه قرضم را اداء كند و به وعده‏هايم وفا نمايد، على بن ابى طالب (عليه السلام) است).
و از كتاب «المناقب» تأليف شافعى ابن مغازلى در تفسير آيه:
«وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏» به سندى كه به ابن عباس مى‏رسد نقل مى‏شود كه ابن عباس گفت: با عده‏اى از جوانان بنى هاشم در كنار پيامبر نشسته بودم ناگاه ستاره‏اى از جاى خود جست و در زمين فرود آمد، پس پيامبر فرمود اين ستاره در منزل هر كس فرود آمد او بعد از من وصى من است، جوانان بنى هاشم به پا خاستند و نگاه كردند ديدند كه آن ستاره در منزل على بن ابى طالب فرمود آمده است گفتند پيامبر در على گمراه شده است، خداوند متعال آيه شريفه را نازل فرمود: وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏ تا آيه‏ وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى‏ (سوگند به ستاره هنگامى كه افول مى‏كند، كه هرگز دوست شما (محمد) منحرف نشده و مقصد گم نكرده است و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد، آنچه آورده چيزى جز وحى نيست كه به او وحى شده است آن كس كه قدرت عظيمى دارد، او را تعليم داده همان كس كه توانائى فوق العاده و سلطه بر همه چيز دارد، در حالى كه در افق اعلى قرار داشت) «2».
______________________________
(1) هيثمى، مجمع الزوائد ج 9، ص 113.
(2) المناقب، ص 310. بعضى از مفسرين گفته‏اند: منظور از «نجم» شهابهائى است كه به وسيله آن شياطين از صحنه آسمان رانده مى‏شوند و عرب اين شهابها را «نجم» مى‏نامند.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 69
و نيز دلالت مى‏كند به ظهور نام براى على به اين كه «وصى» است آنچه حميدى در كتاب «الجمع بين الصحيحين» در مسند عايشه از اسود بن يزيد (بريد) ذكر كرده كه گفت در نزد عايشه گفتند به اينكه على (عليه السلام) وصى (پيامبر) بوده است.
طبق روايت «ازهر» جمعى پيش عايشه گفتند: او (على) وصى است، عايشه آنها را تكذيب نكرد بلكه گفت من در اين باره از پيامبر به هنگام وفاتش چيزى نشنيدم.
در كتاب «المناقب» ابن مغازلى از ابو ذر غفارى روايت كرده است كه گفت:
قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم: «من ناصب عليّا الخلافة بعدى فهو كافر و قد حارب اللَّه و رسوله و من شكّ في علىّ (عليه السلام) فهو كافر»
«1».
(هر كس با على (عليه السلام) عداوت و دشمنى كند پس او كافر است او مانند كسى است كه با خدا و رسولش جنگ كرده است و هر كس در (حقّانيت) على شك كند، پس او كافر است).
ابن مغازلى از عبد اللَّه بن بريده (يزيد) روايت كرده است كه گفت: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
«لكلّ نبىّ وصيّ و وارث و انّ وصيى و وارثى علىّ بن ابى طالب»
«2».
هر پيغمبرى وصى و وارثى دارد، وصى و وارث من على بن ابى طالب».
ابو بكر بن موسى بن مردويه در كتاب «المناقب» (و او از مخالفين اهل بيت است) به إسناد خود تا عبد اللَّه بن صامت از ابو ذر روايت كرده است كه گفت:
بر حضور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم وارد شديم و گفتيم كيست دوستترين اصحاب تو، پيش تو، اگر امرى باشد ما با او باشيم و اگر بلا و مصيبتى باشد از جانب او باشيم فرمود:
«هذا علىّ اقدمكم مسلما و اسلاما»
«3»: اين على (عليه السلام) است كه از همه شما در
______________________________
(1) المناقب، ص 46.
(2) المناقب، ص 46.
(3) همان كتاب، ص 201.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 70
اسلام و مسلمانى مقدمتر است.
و همچنين از آن جمله است روايت ابو بكر بن مردويه در كتابش كه قبلا اشاره شد به سند خود از داود ابن ابى عوف، حديث كرد مرا معاويه بن ثعلبه ليثى و گفت آيا روايت نكنم شما را به روايتى كه مخلوط نشده است؟ گفتيم: چرا؟
گفت: ابو ذر مريض شد، و به على (عليه السلام) وصيت كرد (يعنى على را وصى خود معرفى نمود). بعضى از عيادت‏كنندگان به او گفتند اگر به امير المؤمنين عمر وصيت مى‏كردى بهتر از على (عليه السلام) به وصيت تو عمل مى‏كرد.
ابو ذر گفت: به خدا قسم من وصيت به امير المؤمنين كردم راستى كه امير المؤمنين. قسم به خداى پديد آورنده كه به سوى او دلها آرام مى‏شوند اگر از على (عليه السلام) جدا شويد مردم شما را زشت مى‏دارند و زمين نيز همين طور.
گفت: گفتم اى ابو ذر مى‏دانم كه محبوبترين خلق پيش پيغمبر، محبوبترين خلق پيش تو است؟
گفت: بلى، چنين است.
گفتم: پس كدام يك پيش تو محبوبترند؟
ابو ذر جواب داد: «هذا الشيخ المظلوم المضطهد حقّه» (يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام)»).
اين شيخ مظلوم كه حقش ربوده شده است، يعنى على بن ابى طالب (عليه السلام) اين آخر لفظ حديث است.
از روايت حافظ ابو بكر احمد بن موسى بن مردويه- كه سخن او نزد ائمه هر چهار مذهب حجت است- آنچه روايت كرده به اسناد خود از على بن محمد بن منكدر از ام سلمه همسر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه از لطيف‏ترين و بامحبت‏ترين زنان آن حضرت بود.
گفت: ام سلمه را غلامى بود كه او را- همچو پدر- تربيت كرده بود و به او
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 71
خدمت مى‏نمود او هيچ نمازى نمى‏خواند مگر اين كه على (عليه السلام) را سبّ مى‏كرد و به او فحش مى‏داد.
ام سلمه به او گفت: اى پدر تو را چه واداشت بر سبّ على (عليه السلام)؟! گفت: به جهت اين كه او عثمان را كشت و در ريختن خون او شريك است.
ام سلمه گفت: اگر نبود كه تو غلام من هستى و مرا تربيت كرده‏اى و واقعا به منزله پدرم مى‏باشى، من هرگز به تو از اسرار رسول خدا نمى‏گفتم و ليكن بنشين تا به تو از على (عليه السلام) سخن بگويم و آنچه خود در باره او ديده‏ام.
ام سلمه گفت: روزى پيامبر وارد حجره من گرديد و آن روز نوبت من بود- البته از نه روز يك روز نوبت من مى‏شد- در حالى كه پيامبر دست در دست على داشت وارد حجره من شد فرمود: اى ام سلمه از حجره خارج شود و آن را براى ما خلوت كن پس من خارج شدم آنان نشستند و زير گوشى با هم صحبت مى‏كردند و من صداى آنان را مى‏شنيدم ولى نمى‏دانستم آنان در چه رابطه با هم صحبت مى‏كنند تا اين كه حوصله‏ام سر رفت و گفتم روز نصف شد، رو كردم و گفتم:
«السلام عليكم ...» خواستم وارد شوم پيامبر اجازه نداد و فرمود: داخل نشو و به جاى خود برگرد باز زير گوشى به طور مفصل به صحبت خود ادامه دادند تا اين كه آفتاب بلند شد پس گفتم: روزم تمام شد و على (عليه السلام) آن را اشغال نمود باز آمدم كنار در ايستادم و گفتم: «السلام عليكم ...» اجازه ورود خواستم باز پيامبر اجازه نداد، برگشتم و نشستم و با خود گفتم الان ظهر مى‏شود كه جهت نماز بيرون مى‏آيد و روز من تمام مى‏شود من روزى طولانى‏تر از آن روز نديده بودم باز به طرف در آمدم و گفتم: «السلام عليكم ...» داخل شوم؟ اين بار پيامبر اجازه داد و فرمود: آرى داخل شو.
پس داخل شدم ديدم على (عليه السلام) دستهاى خود را روى زانوى پيامبر گذاشته بود و دهن خود را به گوش پيامبر نزديك كرده بود و دهن پيامبر نيز بر گوش‏
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 72
على بود و با هم زيرگوشى گرم مشغول صحبت بودند كه على (عليه السلام) مى‏گفت آيا بگذرم و بكنم؟! پيامبر فرمود: بلى. من داخل شدم، على روى خود را برگرداند و حجره را ترك كرد و رفت.
پيامبر مرا در كنار خود نشاند و لطف و محبت كرد و عذرخواهى نمود سپس به من فرمود: اى ام سلمه مرا ملامت مكن زيرا كه جبرئيل از طرف خداوند آمد و مرا از آنچه بعد از من اتفاق خواهد افتاد، باخبر ساخت و مرا امر كرد كه بعد از خود به على وصيت كنم و من ميان جبرئيل و على نشسته بودم جبرئيل در دست راست و على (عليه السلام) طرف چپ من بود جبرئيل به من امر كرد تا روز قيامت آنچه بناست اتفاق بيفتد، به على (عليه السلام) بگويم. پس اى ام سلمه مرا معذور دار و ملامت مكن (و بدان كه):
«إنّ اللَّه عزّ و جلّ اختار من كلّ امّة نبيّا و اختار لكلّ نبىّ وصيّا فأنا نبىّ هذه الامّة و علىّ وصىّ في عترتى و اهل بيتى من بعدى».
خداوند براى هر امتى پيامبرى برگزيده و از براى هر پيامبرى هم وصيى قرار داده است پس من پيامبر اين امت هستم و على هم وصى من در ميان عترتم و اهل بيتم و امتم مى‏باشد.
آرى اين چيزى است كه من از على (عليه السلام) ديدم، الان اى پدر، تو خود دانى خواهى به او بد و ناسزا بگو و خواهى او را ترك كن از آن پس پدر ام سلمه شب و روز مناجات مى‏كرد و از خداوند آمرزش گناهان خود را مى‏خواست و مى گفت: خدايا مرا بيامرز و به خاطر اين كه در باره على (عليه السلام) نادان بودم، از اين پس دوست من، دوست على است و دشمن من دشمن على است، بدين ترتيب غلام، توبه نصوح كرد و ما بقى عمرش از خداوند خواست او را بيامرزد «1».
مؤلف كتاب، «عبد المحمود» مى‏گويد: اين از آنان بر وصايت على (عليه السلام) شهادت روشنى است و از براى على (عليه السلام) كمالى بود كه احدى از
______________________________
(1) الخوارزمى، المناقب، ص 89.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 73
خويش و اصحاب به پايه آن نمى‏رسد و نه كسى ادعا كرده و نه براى غير او ادعا شده است.
در كتاب عجيبى كه مشتمل بر مجالس شگفت‏انگيز شيعه با علماى مذاهب چهارگانه بود، ديدم اسم آن كتاب «العيون و المحاسن» «1» بود و در آن كتاب نوشته بود كه شيخى از مذاهب چهارگانه از مؤلف كتاب پرسيد كه اگر نص روشنى در باره (وصايت) على (عليه السلام) بود سيد حميرى آن را در اشعار خود مى‏آورد و آن دانشمند شيعه به او گفت: تصادفا سيد حميرى‏ «2» اين موضوع را در قصيده رائيه ذكر كرده است آنجا كه مى‏گويد:
الحمد للَّه حمدا كثيرا ولىّ المحامد ربّا غفورا

تا اين كه به اين بيت مى‏رسد:
و فيهم علىّ وصى النبىّ‏ بمحضرهم قد دعاه اميرا
و كان الخصيص به في الحياة و صاهره و اجتباه عشيرا

______________________________
(1) اين كتاب از تأليفات فقيه متكلم ابو عبد اللَّه محمد بن محمد بن النعمان بغدادى مشهور به شيخ مفيد (413- 336) است شيخ طوسى كه خود از شاگردان مفيد است در باره او مى‏نويسد: محمد بن محمد بن نعمان مكنّى به ابو عبد اللَّه و معروف به ابن معلم از متكلمين شيعه است كه در زمان او رياست شيعه به او منتهى شد و در علم و صناعت كلام مقدم بر ديگران بود و در فقه نيز سر آمد فقهاى زمان خود بوده و مردى سريع الانتقال و بافطانت و حاضرجواب بود و او نزديك به دويست جلد كتاب تأليف كرده (فهرست شيخ ص 186 تحت شماره 710 ط نجف).
(2) سيد اسماعيل حميرى (173- 105) از شعراى به نام شيعه است كه در اشعار خود از امير مؤمنان على (عليه السلام) و خاندان رسالت شديدا دفاع كرده است و تمام فضائل مولا را به نظم كشيده تا آنجا معروف است كه گفته بود: هر كس فضيلتى از على (عليه السلام) بياورد كه من در باره آن شعرى نگفته باشم يك دينار جايزه مى‏دهم (ديوان السيد الحميرى) با مقدمه سيد محمد تقى حكيم.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 74
يعنى در ميان آنها (خاندان پيامبر) على وصى پيامبر بود و او را در حضور همه، امير المؤمنين خواند و اين اسم در زندگى به او اختصاص داشت و دخترش را به او داد و او را از ميان عشيره‏اش برگزيد.
دانشمند شيعه به آن عالم سنى گفت كه آيا نمى‏بينى سيد حميرى در اشعارش خبر داد كه پيامبر، على (عليه السلام) را در حال حيات خود، امير المؤمنين خواند و آن را دليل آورد بر آنچه كه در باره فضائل و مناقبش ذكر كرده است گفت: همين كه آن عالم سنى اين مطلب را شنيد ساكت شد و او جدا آدم با انصافى بود.
احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از «اسماء بنت عميس» روايت كرده كه گفت: شنيدم رسول خدا مى‏فرمود:
«اللّهمّ انّى اقول كما قال اخى موسى اللّهمّ اجعل لي وزيرا من اهلى عليا اخى اشدد به ازرى و اشركه في امرى كي نسبّحك كثيرا و نذكرك كثيرا انّك كنت بنا بصيرا»
«1».
(بار خدايا من مى‏گويم آنچه را كه برادرم موسى گفت: خدايا از اهل بيتم يكى را وزير و معاون من قرار ده، برادرم على (عليه السلام) را وزير من گردان و به او پشت مرا محكم كن و او را در امر رسالت با من شريك ساز).
ابن طاووس، على بن موسى - الهامى، داوود، الطرائف / ترجمه داود إلهامى، 1جلد، نويد اسلام - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1374 ش.


mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-15-2017   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

عبدالحیدر, [14.07.17 20:32]

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


نتیجه‌ی علاقه مندی به فضائل و مناقب مولایمان امیرالمومنین علیه‌السلام..

لمَّا أَظْفَرَهُ اللَّهُ بِأَصْحَابِ الْجَمَلِ، وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: *وَدِدْتُ أَنَّ أَخِي فُلَاناً کَانَ شَاهِدَنَا، لِیَرَی مَا نَصَرَکَ اللَّهُ بِهِ عَلَی أَعْدَائِکَ*. فَقَالَ (صلوات الله علیه): *أَ هَوَی أَخِیکَ مَعَنَا؟ قَالَ: نَعَمْ*! قَالَ (علیه السلام): *فَقَدْ شَهِدَنَا، وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِي عَسْکَرِنَا هَذَا، قَوْمٌ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ،* سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَی بِهِمُ الْإِیمَانُ.

پس از اینکه خداوند أمیرمؤمنان صلوات اللّٰه علیه را بر اصحاب جمل پیروز نمود، یکی از اصحاب حضرت که در جنگ شرکت داشت، گفت:
دوست داشتم برادرم در اینجا می‌بود و می‏‌دید چگونه خداوند شما را بر دشمن پیروز نمود. تا او نیز خوشحال می‏‌شد و به اجر و پاداش نایل می‏‌گشت.

امیرالمومنین علی علیه‏‌السلام فرمود :
آیا قلب و فکر برادرت با ما بود؟
گفت: آری!

امیرالمومنین علی علیه‏‌السلام فرمود: بنابراین او نیز در این جنگ همراه ما بوده است.

آنگاه افزود: در این جنگ افرادی با ما شریک بودند که در صلب پدران و در رحم مادرانشان هستند، (زیرا با ما هم فکر و هم عقیده خواهند بود)، به زودی پا به جهان گذاشته و ایمان و دین به وسیله آنان نیرو می‏‌گیرد.

بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، مجلد ۳۲، صفحه ۲۴۵، باب (۴): احتجاجه علیه السلام علی أهل البصرة و غیرهم، بعد انقضاء الحرب و خطبه علیه السلام عند ذلک، ح۱۹۳.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِب وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعصومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

نشر_دهید

یاعلی
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-15-2017   #7 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
smm.'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

سلام

بنظرم اینکه حضرت رسول کسی را بعد از خود به جانشینب معرفی کند کاملا ضروریست
اینکه در هر دوران حجتی ظاهر از طرف خدا برای خلق باشد
همچنان که شما برای تربیت فرزند یک مکتوب نمی نویسی که به او بدهی مکتوب را بگیر و تربیت شو
هیچ جای وزارت آموزش و پرورش کارش صرفا تالیف کتاب نیست در اختیار داش آموز قرار بدهد و مردم خود سواد یاد بگیرند
آموزش عالی همینطور تنها با چاپ کتاب کار تمام نمی شود
هیچ جای دنیا یک موسسه نمیاد کارهاش رو به کارمندان اعلان کنه که این وظایفتون هست و بسپره به امان خدا
چیزی که عجیب هست و عقل اون رو نمی پذیره اینه که در دنیا حجت ظاهر خداوند نباشه
به هیچ وجه نمی شه پذیرفت که حجت ظاهر خداوند در دنیا نباشه
به هیچ وجه عقلمون نمی پذیره امام و یا پیامبری و وسیله ارتباطی که مردم برای ارتباط با خدا به اون رو کنند در دنیا نباشه
با این سخن این سوال به ذهن میاد پس وسیله ارتباط مردم و خداوند و وجه خداوند الان کیست و کجاست؟
این سوالیست که جوابی بسیار بسیار تلخ داره
smm. آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-16-2017   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***



بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

کانال برهان,
اهل_سنت_لطفا_تامل_کنند

ارائهء 0⃣1⃣1⃣ سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره 10


ابو اسحاق از عمرو بن ذى مرّ ، سعيد بن وهب و زيد بن يثيع به اتفاق همگان روايت كرده اند كه از حضرت على عليه السّلام شنيديم ، سوگند میداد كه اگر كسى از شما از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم آن چه را درباره من فرموده ، شنيده است ، شهادت خود را اعلام نمايد . سيزده تن از حاضران از جاي برخواستند و شهادت دادند كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شنيديم ،
فرمود : مگر نه اين كه من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم ؟
مردم فرمودهء آن حضرت را تصديق كردند .
در اين هنگام دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله» .

البزار ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق (متوفاي292 هـ) ،

البحر الزخار (مسند البزار) ج 3 ، ص 35 ، ح786 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409هـ .

هيثمي بعد از نقل اين روايت مي‌گويد : رواه البزار و رجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة

اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن راويان صحيح بخاري هستند ، غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است.

الهيثمي ، علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 105 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407هـ .



کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

@borrhan
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-16-2017   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ؛ ج‏1 ؛ ص139

حديث الغدير
و من ذلك ما ذكره النبي ص لعلي بن أبي طالب ع بمنى و يوم غدير خم من التصريح بالنص عليه و الإرشاد إليه في مقام يشهد له بيان المقال و لسان الحال بأنه الخليفة و القائم مقامه في أمته.
و قد صنف العلماء بالأخبار كتبا كثيرة في حديث يوم الغدير و وقائعه في الحروب و ذكر فضائل اختص بها من دون غيره و تصديق ما قلناه.
و ممن صنف تفصيل ما حققناه أبو العباس أحمد بن محمد بن سعيد الهمداني‏
______________________________
(1) الخوارزمي في المناقب: 1- 2، و البحار: 40/ 73- 74- 75.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 140
الحافظ المعروف بابن عقدة و هو ثقة عند أرباب المذاهب و جعل ذلك كتابا محررا سماه حديث الولاية و ذكر الأخبار عن النبي ص بذلك و أسماء الرواة من الصحابة و الكتاب عندي و عليه خط الشيخ العالم الرباني أبي جعفر الطوسي و جماعة من شيوخ الإسلام لا يخفى صحة ما تضمنه على أهل الأفهام و قد أثنى على ابن عقدة الخطيب صاحب تاريخ بغداد و زكاه. و هذه أسماء من روي عنهم حديث يوم الغدير و نص النبي ص على علي عليهما الصلاة و السلام و التحية و الإكرام بالخلافة و إظهار ذلك عند الكافة و منهم من هنأ بذلك أبو بكر عبد الله بن عثمان عمر بن الخطاب عثمان بن عفان علي بن أبي طالب ع طلحة بن عبيد الله الزبير بن العوام عبد الرحمن بن عوف سعيد بن مالك العباس بن عبد المطلب الحسن بن علي بن أبي طالب ع الحسين بن علي بن أبي طالب ع عبد الله بن عباس عبد الله بن جعفر بن أبي طالب عبد الله بن مسعود عمار بن ياسر أبو ذر جندب بن جنادة الغفاري سلمان الفارسي أسعد بن زرارة الأنصاري خزيمة بن ثابت الأنصاري أبو أيوب خالد بن زيد الأنصاري سهل بن حنيف الأنصاري حذيفة بن اليمان عبد الله بن عمر بن الخطاب البراء بن عمر بن عازب الأنصاري رفاعة بن رافع سمرة بن جندب سلمة بن الأكوع الأسلمي زيد بن ثابت الأنصاري أبو ليلى الأنصاري أبو قدامة الأنصاري سهل بن سعد الأنصاري عدي بن حاتم الطائي ثابت بن زيد بن وديعة كعب بن عجرة الأنصاري أبو الهيثم بن التيهان الأنصاري هاشم بن عتبة بن أبي وقاص الزهري المقداد بن عمرو الكندي عمر بن أبي سلمة عبد الله بن أبي عبد الأسد المخزومي عمران بن حصين الخزاعي يزيد بن الخصيب الأسلمي جبلة
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 141
بن عمرو الأنصاري أبو هريرة الدوسي أبو برزة نضلة بن عتبة الأسلمي أبو سعيد الخدري جابر بن عبد الله الأنصاري حريز بن عبد الله زيد بن عبد الله زيد بن أرقم الأنصاري أبو رافع مولى رسول الله ص أبو عمرة بن عمرو بن محصن الأنصاري أنس بن مالك الأنصاري ناجية بن عمرو الخزاعي أبو زينب بن عوف الأنصاري يعلى بن مرة الثقفي سعيد بن سعد بن عبادة الأنصاري حذيفة بن أسيد أبو شريحة الغفاري عمرو بن الحمق الخزاعي زيد بن حارثة الأنصاري ثابت بن وديعة الأنصاري مالك بن حويرث أبو سليمان جابر بن سمرة السواني عبد الله بن ثابت الأنصاري جيش بن جنادة السلولي ضميرة الأسدي عبد الله بن عازب الأنصاري عبد الله بن أبي أوفى الأسلمي يزيد بن شراحيل الأنصاري عبد الله بن بشير المازني النعمان بن العجلان الأنصاري عبد الرحمن بن يعمر الديلمي أبو حمزة خادم رسول الله ص أبو الفضالة الأنصاري عطية بن بشير المازني عامر بن ليلى الغفاري أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني عبد الرحمن بن عبد رب الأنصاري حسان بن ثابت الأنصاري سعد بن جنادة العوفي عامر بن عمير النميري عبد الله بن ياميل حبة بن جوين العرني عقبة بن عامر الجهني أبو ذؤيب الشاعر أبو شريح الخزاعي أبو جحيفة وهب بن عبد الله النسوي أبو أمامة الصدي بن عجلان الباهلي عامر بن ليلى بن جندب بن سفيان الغفلي البجلي أسامة بن زيد بن حارثة الكلبي وحشي بن حرب قيس بن ثابت بن شماس الأنصاري عبد الرحمن بن مديح حبيب بن بديل بن ورقاء الخزاعي فاطمة بنت رسول الله ص عائشة بنت أبي بكر أم سلمة أم المؤمنين أم هاني بنت أبي طالب فاطمة بنت حمزة بن عبد المطلب أسماء بنت عميس الخثعمية.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 142
ثم ذكر ابن عقدة ثمانية و عشرين رجلا من الصحابة لم يذكرهم و لم يذكر أسماءهم أيضا قال عبد المحمود و هذا أبلغ ما انتهى إليه من الأنبياء فيما بلغني مع أمته في الكشف عن خلافته و وصيته و سيأتي طرق من أخبار يوم الغدير و كان هذا المقام من نبيهم محمد ص في حجة الوداع و هي آخر ما كان له من المواقف و الأسفار التي تضمنت الأخبار أن نبيهم ص أظهر فيه ما أمر الله تعالى بإظهاره و نعى إلى المسلمين نفسه الشريفة و عرفهم أنه قد قرب انتقاله إلى ربه فكان ذلك يوم ثامن عشر من ذي الحجة و قدم المدينة فأقام باقي ذي الحجة و المحرم و توفي في صفر و قيل في ربيع الأول.
و قد روى الحديث في ذلك محمد بن جرير الطبري صاحب التاريخ من خمس و سبعين طريقا و أفرد له كتابا سماه حديث الولاية و رواه أيضا أبو عباس أحمد بن محمد بن سعيد المعروف بابن عقدة بخبر يوم الغدير من مائة و خمس طرق و أفرد له كتابا سماه حديث الولاية و قد تقدم تسمية من روى عنهم و ذكر محمد بن الحسن الطوسي في كتاب الإقتصاد و غيره أن قد روى خبر الغدير غير المذكورين من مائة و خمس و عشرين طريقا و رواه أيضا أحمد بن حنبل في مسنده أكثر من خمسة عشر طريقا و رواه الفقيه ابن المغازلي الشافعي في كتابه أكثر من اثني عشر طريقا قال ابن المغازلي الشافعي بعد رواياته خبر يوم الغدير هذا حديث صحيح عن رسول الله ص و قد روى حديث غدير خم نحو مائة نفس منهم العشرة و هو حديث ثابت لا أعرف له علة تفرد علي ع بهذه الفضيلة لم يشركه فيها أحد «1» هذا لفظ ابن المغازلي‏
217 وَ مِنْ رِوَايَاتِ ابْنِ الْمَغَازِلِيِّ فِي كِتَابِ الْمَنَاقِبِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَابِرِ بْنِ‏
______________________________
(1) المناقب: 27.
الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ج‏1، ص: 143
عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِمِنًى وَ إِنِّي لَأَدْنَاهُمْ إِلَيْهِ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ حِينَ قَالَ لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَرْجِعُونَ بَعْدِي يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ فَعَلْتُمُوهَا لَتَعْرِفُنِّي فِي الْكَتِيبَةِ الَّتِي تُضَارِبُكُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى خَلْفِهِ فَقَالَ أَوْ عَلِيٌّ أَوْ عَلِيٌّ ثَلَاثاً فَرَأَيْنَا أَنَّ جَبْرَئِيلَ غَمَزَهُ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى أَثَرِ ذَلِكَ‏ فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ‏ «1» بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‏ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ‏ «2» ثُمَّ نَزَلَتْ‏ قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‏ «3» ثُمَّ نَزَلَتْ‏ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ‏ فِي أَمْرِ عَلِيٍ‏ إِنَّكَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏ «4» وَ إِنَّ عَلِيّاً لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ‏ «5» عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع‏ «6»
هَذَا آخِرُ الْحَدِيثِ كَانَ اللَّفْظَ الْمُنْزَلَ الْمَذْكُورَ فِي ذَلِكَ عَلَى النَّبِيِّ ص‏ «7»
وَ قَدْ رَوَى السُّدِّيُّ فِي كِتَابِ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ قَالَ‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ‏ قَالَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع‏


ابن طاووس، على بن موسى، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، 2جلد، خيام - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1401



الطرائف / ترجمه داود إلهامى ؛ ؛ ص30

واقعه غدير
واقعه «غدير خمّ» از ابتداى وقوع آن از قرنهاى نخست تا عصر حاضر پيوسته از اصول مسلم و حوادث غير قابل ترديد بوده، به طورى كه مخالف و موافق بدون اين كه ترديد يا انكارى در خود راه دهند آن را روايت نموده‏اند.
«ضياء الدين مقلبى» (متوفاى 1108 هجرى) دانشمند سنى مشهور مى‏گويد: «فان لم يكن هذا معلوما فما في الدّين معلوم» «2» اگر حديث غدير ثابت‏
______________________________
(1) ابن ابى الحديد، ج 1، ص 4.
(2) امينى، الغدير، ج 1، ص 307.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 304
و معلوم نباشد، پس ابدا در دين اسلام ثابت و معلومى وجود ندارد.
آرى مسلم بودن ماجراى غدير حقيقتى است انكارناپذير كه به جز «مقبلى» عده ديگرى نيز بدان تصريح كرده‏اند و اين حديث محكم‏ترين ادله اماميّه و روشن‏ترين آنها بر خلافت و امامت بلا فصل امير المؤمنين على (عليه السلام) است و از نظر سند اين حديث را در اعلى درجه صحت و قوت است زيرا طرق آن به قدرى زياد است كه به حد تواتر رسيده است‏ «1».
علماء و دانشمندان اسلامى در طول تاريخ كتابهاى زيادى در باره حديث غدير خمّ نوشته‏اند.
مرحوم سيد ابن طاوس مى‏گويد: طبق آنچه ما تحقيق كرديم نخستين كسى كه در اين باره كتاب مستقل نوشته، حافظ ابو العباس احمد بن محمد بن سعيد همدانى، معروف به «ابن عقده» است.
او نزد پيروان هر چهار مذهب مورد اعتماد مى‏باشد و اين كتاب را «حديث الولاية» ناميده است و در اين كتاب احاديث پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را در اين باره و راويان حديث را ذكر كرده است و اين كتاب پيش نگارنده (مؤلف) موجود است دستخط مرحوم شيخ طوسى و جمعى از علماى اسلام روى آن هست و لذا صحت محتواى آن بر اهل فهم پوشيده نيست، خطيب بغدادى در تاريخ بغداد «ابن عقدة» را مدح كرده است.
اسامى كسانى كه حديث غدير از آنها نقل شده، طبق نقل «ابن عقده» بدين قرار است:
1- ابو بكر بن ابى قحافه، 2- عبد اللَّه بن عثمان، 3- عمر بن خطاب، 4- على بن ابى طالب (عليه السلام)، 5- طلحه بن عبيد اللَّه، 6- زبير بن العوام، 7- عبد الرحمن بن عوف، 8- سعيد بن مالك، 9- عباس بن عبد المطلب،
______________________________
(1) تواتر آن است كه خبر آن قدر از اشخاص مورد اعتماد برسد كه عقل انسان احتمال اتفاق آنان را بر دروغ نپذيرد و آن را محال بداند.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 305
10- حسن بن على ، 11- حسين بن على ، 12- عبد اللَّه بن عباس، 13- عبد اللَّه بن جعفر بن ابى طالب، 14- عبد اللَّه بن مسعود، 15- عمار ياسر، 16- ابو ذر غفارى، 17- سلمان فارسى، 18- اسعد بن زراره انصارى، 19- خزيمة بن ثابت انصارى، 20- ابو ايوب انصارى، 21- سهل بن حنيف انصارى، 22- حذيفة بن يمان، 23- عبد اللَّه بن عمر بن خطاب، 24- براء بن عمر عازب انصارى، 25- رفاعة بن رافع، 26- سمرة بن جندب، 27- سلمة بن اكوع اسلمى، 28- زيد بن ثابت انصارى، 29- ابو ليلى انصارى، 30- ابو قدامه انصارى، 31- سهل بن سعد انصارى، 32- عدى بن حاتم طائى، 33- ثابت بن زيد بن وديعة، 34- كعب بن عجرة الأنصارى، 35- ابو هيثم بن تيهان انصارى، 36- هاشم بن عنبة بن ابى وقاص زهرى، 37- مقداد بن عمرو كندى، 38- عمر بن ابى سلمه، 39- عبد اللَّه بن ابى عبد الاسد مخزومى، 40- عمران بن حصين خزاعى، 41- يزيد بن خطيب اسلمى، 42- جبلة بن عمرو انصارى، 43- ابو هريره دوسى، 44- ابو برزه نضلة بن- عتبة اسلمى، 45- ابو سعيد خدرى، 46- جابر بن عبد اللَّه انصارى، 47- حريز بن عبد اللَّه، 48- زيد بن عبد اللَّه، 49- زيد بن ارقم انصارى، 50- ابو رافع مولى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم، 51- ابو عمرة بن عمر و بن محصن انصارى، 52- انس بن مالك انصارى، 53- ناجية بن عمرو خزاعى، 54- ابو زينب بن عوف انصارى، 55- يعلى بن مره ثقفى، 56- سعيد بن سعد بن عباده انصارى، 57- حذيفة بن اسيد، 58- ابو شريحه غفارى، 59- عمرو بن حمق خزاعى، 60- زيد بن حارثه انصارى، 61- ثابت بن وديعه انصارى، 62- مالك بن حويرث ابو سليمان، 63- جابر بن سمرة سودانى، 64- عبد اللَّه بن ثابت انصارى، 65- جيش بن جنادة سلولى، 66- ضميره اسدى، 67- عبد اللَّه بن عازب انصارى، 68- عبد اللَّه بن ابى اوفى الأسلمى، 69- يزيد بن شراحيل انصارى، 70- عبد اللَّه بن بشير مازنى، 71- نعمان بن عجلان انصارى، 72- عبد الرحمن بن يعمر ديلمى، 73- ابو حمزه خادم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم، 74- ابو فضاله انصارى، 75- عطية بن بشير مازنى، 76- عامر بن ليلى غفارى، 77- ابو الطفيل عامر-
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 306
بن واثله كنانى، 78- عبد الرحمن بن عبد ربه انصارى، 79- حسان بن ثابت انصارى، 80- سعد بن جنادة عوفى، 81- عامر بن عمير نميرى، 82- عبد اللَّه بن ياميل، 83- حبة بن جوين عرنى، 84- عقبة بن عامر جهنى، 85- ابو ذؤيب شاعر، 86- ابو شريح خزاعى، 87- ابو جحيفة وهب بن عبد اللَّه- النسوى، 88- ابو امامة صدى بن عجلان باهلى، 89- عامر بن ليلى بن جندب سفيان غفلى بجلى، 90- اسامة بن زيد بن حارثه، 91- وحشى بن حرب، 92- قيس بن ثابت بن شماس انصارى، 93- عبد الرحمن بن مديح، 94- حبيب- بن بديل بن ورقاء خزاعى، 95- فاطمه بنت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم، 96- عايشه دختر ابو بكر، 97- ام سلمه ام المؤمنين، 98- ام هانى بنت ابى طالب، 99- فاطمه بنت حمزة بن عبد المطلب، 100- اسماء بنت عميس‏ «1».
ابن حجر در «تهذيب التهذيب» «2». اسامى عده‏اى از صحابه را كه حديث غدير را روايت كرده‏اند، آورده و سپس گفته: ابن جرير طبرى راويان حديث موالات را در كتابى آورده و عدد آنها چندين برابر اين است كه ما نام برديم و او همه اين روايات را صحيح دانسته و سپس گفته: ابو العباس بن عقدة در مقام جمع‏آورى طرق اين حديث بر آمده و آن را از هفتاد صحابى و بيشتر روايت كرده است‏ «3».
ابن حجر عسقلانى در «فتح البارى» گفته: اما حديث (من كنت مولاه فعلى مولاه) حديثى است كه ترمذى و نسائى آن را روايت كرده‏اند و طرق آن بسيار زياد است كه ابن عقدة آنها را در كتابى جداگانه آورده و بسيارى از اسانيد آن صحيح و حسن است‏ «4».
محمد بن جرير طبرى صاحب «تاريخ الامم و الملوك» حديث غدير را از 75 طريق روايت كرده و در باره آن كتابى نوشته و آن را «حديث الولاية» ناميده است.
______________________________
(1) مرحوم علامه امينى در الغدير اسامى 110 تن از صحابه را كه حديث غدير را نقل كرده‏اند، به ترتيب حروف تهجى در جلد اول از صفحه 14 تا 61 آورده است.
(2) ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج 7، ص 337- 339.
(3) ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج 7، ص 337- 339.
(4) ابن حجر عسقلانى، فتح البارى، ج 8، ص 76.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 307
محمد بن حسن طوسى در كتاب «اقتصاد» و غير آن گفته: حديث غدير را از 125 طريق روايت كرده‏اند، احمد بن حنبل در مسند خود از 15 طريق آن را روايت كرده و فقيه شافعى ابن مغازلى در كتابش آن را از 12 طريق نقل نموده است.
ابن مغازلى بعد از نقل حديث غدير، گفته: اين حديث صحيح از رسول خدا است و آن را حدود صد نفر روايت كرده‏اند، و اين حديث ثابتى است و علت اين كه چرا اين فضيلت به على (عليه السلام) اختصاص داده شده و احدى از ديگران در آن شريك نشدند، نمى‏فهمم‏ «1».
حديث غدير به طرق گوناگون ذكر شده از جمله اين كه ابن مغازلى در كتاب «المناقب» به سند خود از «وليد بن صالح» از «ابن امرأة زيد بن ارقم» روايت كرده كه گفت: وقتى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از حجة الوداع برگشت و به غدير خم- واقع بين مكه و مدينه- رسيد، دستور داد، زير چند درخت را رفتند مؤذن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم با صداى اذان مردم را به نماز ظهر دعوت كرد، مردم به سرعت آماده نماز شدند اما هوا به قدرى گرم بود كه بعضى قسمتى از عباى خود را زير پا و طرف ديگر آن را به روى سر افكنده بودند، تا اين كه خود را به رسول خدا رسانديم پيامبر نماز ظهر را با ما خواند، سپس روى خود را به طرف ما برگرداند و حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و سپس خطاب به مردم فرمود: اى مردم! هيچ پيغمبرى نيست مگر آنكه نصف عمر پيغمبر قبل از خود عمر مى‏كند .. من به همين زودى دعوت حق را اجابت كرده از ميان شما مى‏روم و بدانيد من مسئولم و شما هم مسئوليد. شما در باره مسئوليت من چه مى‏گوئيد؟ مردم صدا بلند كردند و گفتند ما گواهى مى‏دهيم كه تو بنده خدا و رسول خدا هستى، و تو وظيفه رسالت را ابلاغ كردى، و آخرين تلاش و كوشش خود را در اين راه نمودى و امر خدا را بالا بردى و خدا را بندگى كردى تا به مرگ و نقطه پايان عمر خود رسيدى، خداوند ترا جزاى خير دهد.
سپس فرمود: «آيا شما گواهى به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز نمى‏دهيد»؟ همه گفتند چرا
______________________________
(1) ابن مغازلى، المناقب، ص 27.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 308
شهادت مى‏دهيم فرمود: «خداوندا گواه باش».
بعد فرمود: بدانيد كه من زودتر از شما به حوض مى‏روم و بعد از من شما كنار حوض بر من وارد مى‏شويد، هنگامى كه مرا ملاقات مى‏كنيد از شما مى‏پرسم بعد از من با «ثقلين» چگونه رفتار كرديد؟
مردى از مهاجرين از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد: پدر و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا مراد از «ثقلين» چيست؟
پيامبر در جواب او فرمود:
اول ثقل اكبر كتاب خدا است كه يك سوى آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شماست و به آن تمسك جوئيد تا گمراه نشويد.
دوم عترت من است و خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مى‏شويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد. و من در باره اين دو از خداوند مسألت نمودم، خداوند به من عطا نمود اين كه: ياور آن دو ياور منست و هر كس آنها را خوار شمارد مرا خوار شمرده است و هر كس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است، دشمنان آنها دشمن من است آگاه باشيد، هلاك نشدند امتى مگر اين كه از هوا و هوس خود پيروى نمودند ...
سپس دست على بن ابى طالب (عليه السلام) را گرفت و بلند كرد و گفت:
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه و من كنت وليّه فهذا وليّه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه ..»
(هر كس كه من مولاى او هستم، پس على مولاى اوست و هر كس كه من ولى امر او هستم، على ولى امر اوست. خداوندا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار) اين جمله را سه بار تكرار فرمود .. «1».
احمد بن حنبل در مسند و ابن مغازلى در «المناقب» به سند خود از
______________________________
(1) ابن مغازلى، المناقب، ص 18- 16.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 309
«عطية عوفى» روايت كرده‏اند كه گفت: به زيد بن ارقم گفتم: پدر زنى دارم از تو برايم حديثى در باره على (عليه السلام) روز غدير خم نقل كرد و من ميل دارم آن را از خودت بشنوم زيد گفت: شما اهل عراق چنين و چنانيد، گفتم: از ناحيه من هيچ خطرى براى تو نيست، (گويا زيد ترسيده كه عطيه اين جريان را به ديگران بگويد و در نتيجه باعث زحمت او شود و عطيه به او اطمينان داده كه من باعث درد سرت نمى‏شوم) زيد گفت: بله ما، در جحفه بوديم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم هنگام ظهر از خيمه‏اش بيرون آمد، در حالى كه بازوى على (عليه السلام) را گرفته بود، پس فرمود:
«ايّها النّاس ا لستم تعلمون انّي اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ قالوا: بلى يا رسول اللَّه قال: من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه»
. اى مردم! آيا نمى‏دانستيد كه من به مؤمنين اختياردارتر از خود ايشان بودم؟
گفتند: چرا، مى‏دانستيم فرمود: پس هر كه من مولاى او بودم، على مولاى اوست.
پرسيدم: آيا بعد از اين جمله فرمود: پس هر كه من مولاى او بودم، على مولاى اوست.
پرسيدم: آيا بعد از اين جمله فرمود: بار الها دوست بدار هر كس كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن بدارد؟ گفت: من آنچه خود شنيده‏ام برايت گفتم‏ «1».
حافظ- ابو بكر بن مردويه به سند خود از «ابو سعيد خدرى» روايت كرده كه گفت: پيامبر مردم را در غدير خم فرا خواند و امر كرد آنچه در زير درختان، خار بود، جارو كردند و آن روز پنجشنبه بود، مردم را به سوى على (عليه السلام) دعوت نمود و بازوى او را گرفت و بلند كرد آنچنان كه سفيدى زير بغل پيامبر نمايان شد و هنوز مردم متفرق نشده بودند كه امين وحى خدا جبرئيل نازل شد و اين آيه را بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم خواند: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي‏ ... (امروز آئين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم).
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود:
«اللَّه اكبر اللَّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضى الرّبّ برسالتى و الولاية لعلىّ من بعدى»
.______________________________
(1) احمد بن حنبل، مسند، ج 4، ص 368- ابن مغازلى، المناقب، ص 24- متقى، كنز العمال، ج 6، ص 390.
الطرائف / ترجمه داود إلهامى، ص: 310
(خداوند بزرگ است، همان خدائى كه دين خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام كرد و از نبوت و رسالت من و ولايت على (عليه السلام) پس از من، راضى و خشنود گشت).
سپس فرمود:
«اللّهمّ من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
(خدايا، هر كس من مولا و رهبر او هستم، على، مولا و رهبر اوست، خدايا دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، يارانش را يارى كن و آنها را كه ترك ياريش كنند، از يارى خويش محروم
ابن طاووس، على بن موسى - الهامى، داوود، الطرائف / ترجمه داود إلهامى، 1جلد، نويد اسلام - ايران ؛ قم، چاپ: دوم، 1374 ش.
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-17-2017   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


ارائهء0⃣1⃣1⃣ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام

سند شماره 2⃣1⃣



ابن حجر عسقلانی از امير مؤمنان عليه السلام روایت می کند :

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟
در پاسخ گفتند : آرى !
فرمود :مگر نه اين‌ است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟
گفتند : آرى !
فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست.

اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها میگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا میباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .

ابن حجر بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :
سند اين روايت صحيح است .
حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .

ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ،

المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ

کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-19-2017   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

نقل_فضایل_از_کتب_مخالفین

اعتراف یکی از بزرگان اهل تسنن به نزول آیهء تبلیغ در شان امیرالمومنین علیه السلام



إبن أبی حاتم (متوفای 327 هـ) یکی از مفسران بزرگ اهل تسنن از أبو سعید خدری چنین آورده:

حدَّثَنَا أَبِی، ثنا عُثْمَانُ بْنُ خُرَّزَادَ، ثنا إِسْمَاعِیلُ بْنُ زَکَرِیَّا، ثنا عَلِیُّ بْنُ عَابِسٍ، عَنِ الأَعْمَشِ ابنى الحجاب، عَنْ عَطِیَّةَ الْعَوْفِیِّ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ، قَالَ:"نَزَلَتْ هَذِهِ الآیَةُ " یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ " فِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ".

این آیه در شان علی بن ابی طالب نازل شده است.

تفسیر ابن أبی حاتم ، ج 1 ، ص 1172 ، ح6609 ناشر : المکتبة نزار مصطفی

http://sedigh110.persiangig.com/velayat/ALI1.gif
http://sedigh110.persiangig.com/velayat/ALI2.gif
http://sedigh110.persiangig.com/velayat/ALI.gif

کانال برهان بستر نشر حقایق مکتب تشیع از کتب مخالفین

@borrhan
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-22-2017   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم


عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار ؛ النص ؛ ص299

501 وَ بِالْإِسْنَادِ الْمُقَدَّمُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الْغُنْدُجَانِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو الْفَتْحِ هِلَالُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَفَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ رَزِينٍ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ يَزِيدَ بْنِ وَرْقَاءَ الْخُزَاعِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مُوسَى السُّدِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ فُضَيْلِ قَالَ حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ أَبِي زِيَادٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ النَّبِيُّ ص صلی الله علیه واله وسلم ‏ عَلِيٌّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الْحَوْضِ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ‏

عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، النص، ص: 300
جَاءَ بِجَوَازٍ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ‏ «1»
502 وَ بِالْإِسْنَادِ الْمُقَدَّمِ قَالَ أَخْبَرَنَا يَزِيدُ بْنُ أَبِي زِيَادٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏لی الله علیه واله وسلم عَلِيٌّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى الْحَوْضِ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ جَاءَ بِجَوَازٍ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص‏ «2»ابن بطريق، يحيى بن حسن، عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، 1جلد، جماعه المدرسين بقم، مؤسسة النشر الاسلامي - قم، چاپ: اول، 1407 ق.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم فرمود "امیرالمومنین علی بن ابی طالب فردای قیامت در کنار حوض کوثر است ؛ وکسی داخل بهشت نمی شود الا اینکه از امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام جواز عبور داشته باشد
عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار ؛ النص ؛ ص300

______________________________
(1) مناقب ابن المغازلي ص 109- 119
(2) مناقب ابن المغازلي ص 109- 119


mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-23-2017   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی(قدس سره),
هر روز یک فضیلت از امیر المومنین علیه السلام از کتب اهل عامه

شماره (۳۵۲)

برائت از مشرکين

رســول خدا صلی الله علیه وآله در جریان ابلاغ سوره توبه به مشرکین مکه بعد از آنکه آن آیات را از ابوبکر پس گرفتند و مسئله ابلاغ را به امام امیر المومنین علی علیه السلام سپردند فرمودند:

لایبلغ عنی الا انا او رجل منی؛
این پیام را جز من با مردی که از من اســت کســی دیگر ابلاغ نخواهد کرد.

سنن ترمذی، ج5 ح 2808



( اللَّهُمَ‏ عَجِّلْ‏ فَرَجَ وَلِيِّكَ وَ ابْنَ وَلِيِّكَ وَ اجْعَلْ فَرَجَنَا مَعَ فَرَجِهِمْ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ)


پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی
@allamehaminy

پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی(قدس سره),
قَالَ امیرالمومنین عليه السلام :

يَأْتِي عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَبْقَي فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاَّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الإِْسْلاَمِ إِلاَّ اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ يَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَي سُكَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الأَْرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَيْهِمْ تَأْوِي الْخَطِيئَهُ يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِيهَا وَ يَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَيْهَا يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِي حَلَفْتُ لأََبْعَثَنَّ عَلَي أُولَئِكَ فِتْنَهً تَتْرُكُ الْحَلِيمَ فِيهَا حَيْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ وَ نَحْنُ نَسْتَقِيلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

مردم را روزگاري رسد كه در آن از قرآن جز نشانش نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار بناي مسجدهاي آنان از بنيان آبادان است و از رستگاري ويران، ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترين مردم زمينند،فتنه از آنان خيزد و خطا به آنان درآويزد، آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سويش برانند.
خداي تعالي فرمايد:
به خود سوگند، بر آنان فتنه اي بگمارم كه بردبار در آن سرگردان ماند و چنين كرده است،
و ما از خدا مي خواهيم از لغزش غفلت درگذرد.

نهج البلاغه،حکمت ۳۶۹



پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی
@allamehaminy
کانال مولا امیر المومنین علیه السلام @molaAliNet


پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی(قدس سره)
قَالَ امیرالمومنین عليه السلام :

يَأْتِي عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَبْقَي فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاَّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الإِْسْلاَمِ إِلاَّ اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ يَوْمَئِذٍ عَامِرَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَي سُكَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الأَْرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَهُ وَ إِلَيْهِمْ تَأْوِي الْخَطِيئَهُ يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِيهَا وَ يَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَيْهَا يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِي حَلَفْتُ لأََبْعَثَنَّ عَلَي أُولَئِكَ فِتْنَهً تَتْرُكُ الْحَلِيمَ فِيهَا حَيْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ وَ نَحْنُ نَسْتَقِيلُ اللَّهَ عَثْرَهَ الْغَفْلَهِ.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

مردم را روزگاري رسد كه در آن از قرآن جز نشانش نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار بناي مسجدهاي آنان از بنيان آبادان است و از رستگاري ويران، ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترين مردم زمينند،فتنه از آنان خيزد و خطا به آنان درآويزد، آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سويش برانند.
خداي تعالي فرمايد:
به خود سوگند، بر آنان فتنه اي بگمارم كه بردبار در آن سرگردان ماند و چنين كرده است،
و ما از خدا مي خواهيم از لغزش غفلت درگذرد.

نهج البلاغه،حکمت ۳۶۹



پایگاه اطلاع رسانی علامه امینی
@allamehaminy
کانال مولا امیر المومنین علیه السلام @molaAliNet
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 07-24-2017   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

ارائه 0⃣1⃣1⃣ سند از کتب اهل سنت در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره 1⃣2⃣



اعتراف مهم ابو حامد غزالي (متوفاي505هـ) "

"از خطبه‌های رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است
كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند . رسول خدا فرمود : هر كس من مولا و سرپرست او هستم ، علی مولا و سرپرست او است .

عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علی (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت :

«افتخار ، افتخار اي ابوالحسن ، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولای ديگری هستی.»
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبری علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علی (عليه السلام) به رهبری امت دارد ؛

اما پس از گذشت آن روز‌ها ، عمر تحت تأثير هوای نفس و علاقه به رياست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلی تغيير داد و با لشكر كشی‌ها ، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌های ديگر ، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و [مصداق اين آيه قرآن شد :]

پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن ، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله اى كردند ."

سرالعالمین ص 24

کانال برهان و ارائه ۱۱۰ سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تا روز عید بزرگ غدیر خم

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-25-2017   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ***غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم***


بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم،
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
السلام عليك يا قسيم الجنه والنار يا اميرالمومنين
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

حضرت معصومه سلام الله علیها راوی حدیث غدیر!

مرحوم علامه امینی رحمه الله می‌نویسند:

..شمس الدین ابوالخیر دمشقی شافعی در کتاب خود به نام أنسی المطالب فی مناقب علی بن ابی طالب می گوید:
لطیف ترین و برجسته ترین طریقی که تا به حال برای حدیث غدیر دیده ام آن است که استادم به[سلسله سند خود]از بکر بن احمد قصری نقل می کند که:

فاطمه[معصومه]دختر امام کاظم علیه السلام
از فاطمه دختر امام صادق علیه السلام
از فاطمه دختر امام باقر علیه السلام
از فاطمه دختر امام زین العابدین علیه السلام
از فاطمه دختر امام حسین علیه السلام
از ام الکلثوم دختر امیرالمؤمنین علیه السلام
و او هم از
حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها

نقل می کنند که:

أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّم يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِ لَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى؟!

آیا فراموش کردید که رسول خدا در روز غدیرخم فرمودند هر کس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست؟!
و آیا فراموش کردید که رسول خدا فرمودند منزلت علی در نزد من مانند منزلت هارون نزد موسی است؟!


الغدیر،جلد١،صفحه٣٥٨

..مدینی از علمای قرن ششم اهل تسنن ، حدیثی را که به حدیث فواطم(*) مشهور است نقل می کند که در آن حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها به حدیث غدیر احتجاج فرموده اند:

مدینی از قول صدیقه شهیده سلام الله علیها چنین می نویسد که ایشان فرمودند:

آیا کلام رسول خدا در روز غدیر که فرمود:
"من كنت مولاه فعلي مولاه" را فراموش کردید؟

نزهة الحفاظ، ص 101-102

سلسله راویان این روایت ، بدین شرح اند:
فاطمه دختر علی بن موسی الرضا ، از فاطمه دختر موسی بن جعفر ، از فاطمه دختر جعفر بن محمد الصادق ، از فاطمه دختر محمد بن علی ، از فاطمه دختر علی بن الحسین ، از فاطمه دختر حسین بن علی ، از ام کلثوم دختر فاطمه بنت رسول الله ، از فاطمه زهرا سلام الله علیها ،
به همین علت به این روایت "فواطم" می گویند.



mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
معصومین, ابلاغ ولایت, غدیر

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:34 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.