چشاشو یه آن بست،پاییز شد : ) - صفحه 5
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > ادبيات و نوشته های ادبی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادبيات و نوشته های ادبی قدم بـه قدم تا آرامش؛ می نویسم پس هستــم

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-25-2016  
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

پاییز شده ... دختر بچه همسایه کلاس اول می ره. از من خواست تا کتاباشو جلد بگیرم. سراغ تو رو می گرفت. گفتم میای. زمستون حتما میای ...

زمستون شده ... برف سنگینی اومده. کل حیاط خونه سفید پوش شده. مثل لباسی که منتظرم تا بیای و برای تو بپوشم. مطمئنم بهار این اتفاق میوفته ...

بهار شده ... خودمو توی خونه زندونی کردم. روزی چند بار زنگ خونه به صدا در میاد. متنفرم از این دید و بازدید. حتما میخوان بیان که نبودن تو رو یادم بیارن. تابستون که برگشتی به همشون سر می زنیم ...

تابستون ... برق لعنتی قطع شده. پولشو ندادم. تنها سرگرمی این روزا دیدن فیلم های با هم بودنمون بود که اونم از دست دادم. وقتی برگردی دیگه نیازی به این فیلم ها نیست. یه حسی بهم میگه پاییز بر میگردی ...
پاییز شده ...

| پدرام مسافری |


__________________

‏چی از این قشنگ تر که ؛
چشماش بیشتر از لباش میخنده ...



[۴ آذر ۹۷]
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
15 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-31-2018   #61 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
narges70's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

از تمام تعلقات جهان
از عطر گل های اول "صبح"
از بوی نم باران بهاری
از آب بازی در عصرِ گرم مرداد
از ردپاهای برفی زمستان
از قهوه های تلخ پاییز
من ‌از میان اینهمه
"تو رادوست تر" دارم....!

هستی_خانی
__________________

خلوتی داریم و
حالی با خیالِ خویشتن ...
narges70 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 11-09-2018   #62 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
hanhan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )


قشنگی پاییز و هوای سرد اینه که میتونی نفس هاشو هم ببینی..:)
__________________

" تـو بیش کُنـی کـم را "
" از دل ببَـری غـم را ..."

چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )
+مـَن شیفتـه خـوشـی هـای ِسـاده ام :)
hanhan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 3 هفته پيش   #63 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )


چن وقتیه خسیس شدی
یهو شدی
رفتی دیگه سر نزدی
انگار یادت ما رو رفته باشه
ما اما هنوزم از یادت کم نکردیم
نباش خسیس
تو بیا ...!
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 3 هفته پيش   #64 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
tesa's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

آذر
دختر همه چیز تمام پاییزست ..
دوست داشتنی اما غمگین ..
یک دل نه ، صد دل عاشق ..
دلتنگ که می شود ، می زند زیر باران ..
و باران ..
باز هم باران... 

 
 

سوسن درفش 
__________________
چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )


EveryThing
iS
Under
ControL



چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )
tesa آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #65 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )


من از این پاییز چی میخوام؟
دم دمای غروب،
بخاری ماشین روشن،
بارون نم نم،
ابی یا سیاوش بخونه،
هی بری
هی بری
...

_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #66 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohammadkkk's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

نیت کرده ام
همین پاییز
توی جلد شیطان همه ی سیب های سرخ را کِش بروم
که نیوتونِ بی ایمان دست از سر چشمانت بردارد

یا نه
همین پاییز
به کوزه های سفالی دخیل میبندم
تا همین پاییز
خیام رازی شود
هم پیاله شویم
که وقت باران
زمین خیس بخورد و
و چشمهای من تا کوچه تان قد بکشد
که با چشمهای کُردت برایم بخندی
چای بریزی
انار دانه کنی
و هی بخندی
چای بریزی
انار دانه کنی
و هی بخندی
تا پاییز از سر زمین بپرد!

__________________
ترســـــم كه صرفه اي نبرد روز بازخواست

نان حلال شيخ زِ آب حـــــرام ما
mohammadkkk هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #67 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mohammadkkk's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

می‌ترسم
از اینکه مرگ
درست زمانی به سراغم بیاید
که من دارم
با صنوبری باران خورده در پاییز دیوانگی می‌کنم.
mohammadkkk هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك روز پيش   #68 (لینک نوشته)
شـــنل قرمزی
 
Lilied's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

شب از شب‌های پاییزی ست
از آن همدرد و با من مهربان شب‌های اشک آور
ملول و خسته دل گریان و طولانی
شبی که در گمانم من که آیا بر شبم گرید، چنین همدرد
و یا بر بامدادم گرید، از من نیز پنهانی
من این می‌گویم و دنباله دارد شب
خموش و مهربان با من
به کردار پرستاری سیه پوش پیشاپیش،‌ دل بر کنده از بیمار
نشسته در کنارم، اشک بارد شب
من این‌ها گویم و دنباله دارد شب...


مهدی اخوان ثالث
__________________

.
.
.

[...خوشا پر کشیدن
‏خوشا ⁧رهایی ⁩...
‏خوشا اگر نه رها زیستن،
مردن به رهایی...]
.
چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )
Lilied آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك روز پيش   #69 (لینک نوشته)
هامـــون
 
hamon's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : چشاشو یه آن بست،پاییز شد : )

خیلی روزا گذشت

ولی غم از دلِ ما نرفت

بی تو پاییز

از اینجا نرفت ...


sirvan
__________________
واژه نقطه چین و دردی ...
hamon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:09 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.