دوازده امام در منابع اهل سنّت - صفحه 25
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > گفتگوی شیعه و سنی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

گفتگوی شیعه و سنی گفتگو بين مذاهب اسلامي ، شيعيان و مذاهب وفرق اهل سنت

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-27-2016  
شهروند هم میهن
 
paarss's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض دوازده امام در منابع اهل سنّت

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا توجه شما رو به این نکته جلب میکنم که بعضی از اهل سنت بخاطر انکه دوازده خلیفه را توجیه کنند به اجبار "یزید" را هم جزو دوازده جانشین پیامبر ص میاورند !! اینجاست که مشخص میشه امام حسین ع چگونه حق و باطل را تا قیامت از هم جدا کرده......

نکته دیگر اینکه دشمنی و عداوت بعضی از اقایان را با حضرت علی ع میتوان دریافت که حاضر نشدند ایشان را جزو خلفا به حساب بیارن !!


مخالفان اهل بيت(ع) از همان روزهاى نخست برنامه هاى وسيعى سامان دادند تا بتوانند با سر پوش نهادن بر حقايق، از انتقال آثار حقانيت اهل بيت(ع) به نسلهاى بعد جلوگيرى كنند. براى نيل به اين هدف، برنامه هاى وسيعى سامان دادند كه گرفتن بيعت از همه مسلمانان و ممانعت از كتابت احاديث رسول خدا(ص)، و به دنبال آن ايجاد سپاه قهارى از جاعلان حديث، و فضيلت تراشى براى اين و آن، از آن جمله بود.
سياست جناح حاكم و طرفدارانشان در اين راستا هرگز متوقف نشد، بلكه آن مقدار از اسناد و مداركى كه مى توانست افشاكننده اقدامات نادرست آنان باشد، و از سده هاى نخستينِ اسلامى سالم مانده بود، در سده هاى بعد توسط حافظان و كاتبان حديث و... كه اكثريت آنان را پيروان سياست (ثقيفه) تشكيل مى دادند مورد تعرض و دست اندازى قرار گرفت. رسالت اينان در ادامه آن خط سير، اين بود كه كار ناتمام پيشينيان خويش را كامل كنند؛ لذا كوشيدند تا آثار اندكِ برجاى مانده از گذشته را كه مى توانست به عنوان اسنادى عليه دست اندركاران ثقيفه به كار رود، از راههاى گوناگون نابود سازند. لكن على رغم آن همه تلاش هنوز اسناد و مدارك فراوانى در گوشه وكنار كتابها و منابع تاريخ و تفسير و حديث آنان مى توان يافت كه استفاده صحيح از آن مى تواند ما را در جهت آشكار ساختن چهره حقيقت بخوبى يارى دهد.
در اين نوشته در پى آنيم، تا ببينيم درباره امامان و جانشينان دوازده گانه پيامبر(ص) در آثار و منابع اهل سنت چه شواهد و آثارى برجاى مانده و به چه كار مى آيد. در اين نوشتار محور بحث ما را آن دسته از احاديث رسول خدا(ص) تشكيل مى دهد، كه آن حضرت در آنها به عدد جانشينان خود اشاره نموده، و آنان را دوازده تن اعلام داشته اند.

احاديث مورد نظر در منابع اهل سنت


احاديثى كه درباره جانشينان پيامبر(ص) وارد شده و عدد خلفاى بعد از رسول خدا را دوازده تن معرفى مى كند، چه از نظر تعداد و چه از حيث محتوا از كثرت و تنوع فراوانى برخوردار است، به گونه اى كه بحث مبسوط درباره آنها در اين مجال نمى گنجد.
در اين فرصت تنها بحث كوتاه و فشرده اى در اين باره ارائه مى دهيم، بنابراين ناچاريم در هر بخشى از بحث به ذكر نمونه هايى اكتفا كنيم.
اكنون نظرى به منابع اهل سنت افكنده و به بررسى و نقد احاديث مورد نظر مى پردازيم:


1 ـ حافظ ابو عبدالله بخارى در كتاب صحيح خود از طريق جابر بن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه فرمود:
يكون اثنى عشر اميراً،فقال كلمة لم اسمعها فقال ابى انه قال: كلهم من قريش1؛ [پس از من] دوازده امير خواهند بود. سپس پيامبر سخنى فرمود كه آن را نشنيدم.
پدرم گفت: رسول خدا فرمود: همه آنان از قريش اند.
2 ـ مسلم نيز در صحيح خود از طريق جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال الاسلام عزيزا الى اثنى عشر خليفة، كلهم من قريش.2
3 ـ ترمذى در سنن خود از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يكون من بعدى اثنا عشر اميراً، كلهم من قريش.3
4 ـ حافظ ابى داود سجستانى در سنن خود از جابربن سمره نقل مى كند كه گفت: از رسول خدا(ص) شنيدم مى فرمود:
لايزال هذا الدين قائماً حتى يكون عليكم اثنا عشر خليفة كلهم تجتمع عليه الامة. فسمعت كلاماً من النبى(ص) لم افهمه، قلت لاَبى ما يقول؟ قال: كلهم من قريش.4
5 ـ احمد حنبل نيز در مسند از طريق جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يكون لهذه الامة اثنا عشر خليفة.5
6 ـ حاكم نيشابورى در مستدرك از عون بن ابى جحيفه از پدرش از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال امر امتى صالحاً حتى يمضى اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.6
7 ـ سيوطى از طريق جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال هذا الامر عزيزاً يُنصرون على من ناواهم عليه، اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.7
8 ـ خطيب بغدادى از طريق جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يكون بعدى اثنا عشر اميراً، كلهم من قريش.8
9 ـ طبرانى از طريق جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال هذا الدين عزيزاً منيعاً الى اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.9
10 ـ ابو نعيم از طريق جابر از رسول خدا نقل مى كند:
يكون من بعدى اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.10
11 ـ صاحب التاج از طريق جابر از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال الاسلام عزيزاً الى اثنى عشر خليفة، كلهم من قريش.11
12 ـ بيهقى از طريق جابر از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لايزال هذا الدين قائماً حتى يكون عليكم اثنا عشر خليفة كلهم تجتمع عليهم الامة، كلهم من قريش.12
13 ـ متقى هندى از طريق انس از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
لن يزال هذا الدين قائماً الى اثنى عشر من قريش، فاذا هلكوا ماجت الارض باهلها.13
14 ـ نيز در منتخب كنزل العمال از طريق ابن مسعود از رسول خدا(ص) نقل شده
يكون لهذه الامة اثنا عشر قيّماً لايفرهم من خذلهم، كلهم من قريش.14است:
15 ـ حنفى قندوزى از طريق جابربن سمره از رسول اكرم(ص) نقل مى كند:
بعدى اثنا عشر خليفة، كلهم من بنى هاشم.15
نيز از جابرنقل مى كند كه رسول خدا(ص) فرمود:
انا سيد النبيين، وعلىّ سيد الوصيين، وان اوصيائى بعدى اثنا عشر، اولهم علىّ وآخرهم القائم المهدى.16
احاديث ياد شده در منابع اهل سنت به صورت گسترده اى انعكاس يافته و مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته است.


منابع ؛

1.صحيح البخارى، كتاب الاحكام، باب؛51 البداية والنهاية، ابن كثير، مكتبة المعارف، ج1، ص؛153 مسند احمد بن حنبل، دارالفكر، ج5، ص90، 93،؛95 دلائل النبوة، بيهقى، دارالكتب العلمية، ج6، ص؛569 معجم الكبير، طبرانى،چاپ عراق،
2. صحيح مسلم، كتاب الامارة، باب 1، حديث؛7 مسند احمد بن حنبل، ج5، ص90، 100،ج2، ص277؛106 كنز العمال، متقى هندى، موسسة الرسالة، ج12، ص؛32 فتح البارى، ابن حجر عسقلانى، دارالمعرفة، ج13، ص؛211 مشكاة المصابيح، محمد عمرى تبريزى، المكتب الاسلامى، حديث 5974
3. سنن الترمذى، كتاب فتن، باب 46، حديث؛1 معجم الكبير، ج2، ص؛214 مسند احمد بن حنبل، ج5، ص؛99 كنزل العمال، ج12، ص؛24 سلسلة الاحاديث الصحيحة، محمد ناصرالدين البانى، المكتب الاسلامى، شماره 1075
4. سنن ابن داود، كتاب المهدى، حديث؛1 تاريخ الخلفاء، سيوطى، دارالقلم، ص؛18 دلائل النبوة، ج6، ص؛520 فتح البارى، ج13، ص212
5. مسند احمدبن حنبل، ج5، ص؛106 كنز العمال، ج12، ص33
6. المستدرك على الصحيحين، حاكم نيشابورى، دارالكتاب، ج3، ص618
7. تاريخ الخلفاء، سيوطى، انتشارات رضى، ص10
8. تاريخ بغداد، خطيب بغدادى، دارالكتب العلمية، ج14، ص353 و ج6، ص؛263 مسند احمد بن حنبل، ج5، ص؛92 التاريخ الكبير، محمد بخارى جعفى، دارالفكر، ج1، ص446
9. معجم الكبير، داراحياء التراث، ج2، ص؛195 مسند احمد بن حنبل، ج5، ص؛99 كنزل العمال، ج12، ص؛32 صحيح مسلم، كتاب الامارة، باب 1، حديث9
10. حلية الاولياء، ابونعيم، دارالكتب العلمية، ج4، ص؛333 معجم الكبير، چاپ عراق، ج2، ص؛216 كنزل العمال، ج12، ص33
11.التاج الجامع للاصول فى احاديث الرسول(ص)، منصور على ناصف، چاپ استانبول، ج3، ص؛39 صحيح مسلم، كتاب الامارة، باب1، حديث؛7 مسند احمد بن حنبل، ج5، ص؛90 فتح البارى، ج13، ص212
12. دلائل النبواة،ج6، ص؛520 فتح البارى، ج13، ص212
13. كنزالعمال، ج12، ص34
14. منتخب كنزالعمال در حاشيه مسند احمد بن حنبل، دارالفكر، ج5، ص312
15. ينابيع المودة، حنفى قندوزى، انتشارات رضى، ج2، ص533
16. همان، ص534



ادامه دارد .........
__________________
هنگامی که ناقوس جنگ نواخته شود مرد از نامرد شناخته میشود.

ويرايش توسط paarss : 10-27-2016 در ساعت 08:34 PM
paarss آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #361 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله paarss نمايش نوشته ها



امام با وحی و امام بدون وحی دیگه چیه ! اعطای امامت سنت الهی است با وحی و بدون وحی ندارد !

ضمن انکه بله ایه هست.


وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا ۖ وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ

و از آنان پیشوایانى قرار دادیم که به امر ما (مردم را) هدایت مى کردند. چون شکیبایى نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.
(سجدة/24)


در اینجا خداوند میگویند از میان قوم بنی اسرائیل کسانی را امام قرار داده و هیچ اشاره ای هم به وحی نشده است.



هست ولی اگر من میگم فرض کنیم نباشد این یک استدلال است که شما حتی به یکی از انها هم جواب نمیدهید ! مثل همینجا فقط میاید حرف منرا برایم مینویسید جوابی هم به ان نمیدهید! همین نشان میدهد شما پشتوانه ای برای دیدگاه خود ندارید.
برای شما استدلال کردم مگر هر چیزیکه در قران نباشد باطل است؟ ایه ای دارید که گفته باشد هرچی در قران نبود باطل است؟ چرا جواب نمیدهید؟

دوم اینکه از شما پرسیدم حالا که اینقدر نص نص میکنید ایا نصی وجود دارد که گفته باشد برید برای خودتان امام یا خلیفه انتخاب کنید؟ یکجا بیارید خداوند‌گفته باشد برید خودتان خلیفه انتخاب کنید.
امام با وحی و بدون وحی ؟ همان هست که حالا اون دوتا آیه ی دیگر را دیگر نیاوردی اصلن یک سوال چرا در مثالهایتان آیه ابلاغ را نیاوردی ؟ همانی که میگویی حتی اولی ن امام را هم مشخص کرده ؟ در حالت کلی قطعا هر رسولی امام و رهبر امت خود نیز هست در بین بنی اسرائیل هم خداوند پیامبرانی قرار داد همانگونه که در آیه میگوید:
و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند (73).<br>
آیه قبل از این از ذریه ی حضرت ابراهیم ع حرف میزند که همان دعای حضرت ابراهیم در ۱۲۴ بقره را نیز شامل میشود <br>
اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم (72). پس امامت رسولانی هست که جعل آنها با خداست و گرنه هیچ جا جعل امامت بدون نبوت وجود ندارد جالبه که این آیه هم در سوره انبیا هست <br>
به جعل باشد خدا امام کفر را هم جعل میکند <br>
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ لا یُنْصَرُونَ (قصص:۴۱) = و آنان را از آن گونه پیشوایانى ساختیم که مردم را به آتش دعوت مى‏کنند و در روز قیامت کسى یاریشان نکند.<br>
یا ما خود میتوانیم از خدا بخواهیم ما را امام قرار دهد <br>
«وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» (فرقان:۷۴) = « و (مومنین) کسانى‏اند که مى‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را امام با تقوایان بگردان»<
پس به صرف وجود کلمه امام آن امامت مد نظر شما نیست جناب پارس

ويرايش توسط mohammad159 : يك هفته پيش در ساعت 08:48 AM
mohammad159 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #362 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله paarss نمايش نوشته ها

هست ولی اگر من میگم فرض کنیم نباشد این یک استدلال است که شما حتی به یکی از انها هم جواب نمیدهید ! مثل همینجا فقط میاید حرف منرا برایم مینویسید جوابی هم به ان نمیدهید! همین نشان میدهد شما پشتوانه ای برای دیدگاه خود ندارید.
برای شما استدلال کردم مگر هر چیزیکه در قران نباشد باطل است؟ ایه ای دارید که گفته باشد هرچی در قران نبود باطل است؟ چرا جواب نمیدهید؟

دوم اینکه از شما پرسیدم حالا که اینقدر نص نص میکنید ایا نصی وجود دارد که گفته باشد برید برای خودتان امام یا خلیفه انتخاب کنید؟ یکجا بیارید خداوند‌گفته باشد برید خودتان خلیفه انتخاب کنید. اینها را جواب بدهید.




بازهم شما فقط همانرا تکرار کردید و هیچ پاسخی به سخن من ندادید!

اول اینکه مسیلمه را خود پیامبر ص کذاب نامید و شخصی را به سوی او فرستاد . یعنی پیامبر ص بود که اغازگر نفی مسیلمه بود.

دوم اینکه ابوبکر برای خطری که خلافت خودش را تهدید میکرد با مسیلمه جنگید. ربطی به نص و این حرفها ندارد ! اتحاد مسیلمه با سجاح لشکر عظیمی را برعلیه مسلمانان و طبیعتا خلافت ابوبکر درست کرد که تبدیل به خطر بزرگی شد. و ابوبکر با او جنگید. ربطی به نص ندارد ! خلفا با لشکر ایران و روم هم جنگیدند ایا برای ان نصی بود؟ :) مسیلمه لشکر عظیمی برعلیه انها درست کرده بود.

اون به ظاهر مسلمانان بعد از مرگ پیامبر ص هرکسی بدنبال منفعت خودش بود.
برخی هم اینگونه نبودند. مانند مالك ابن نويره که وقتی امد دید ابوبکر را خلیفه کرده اند اعتراض کرد و گفت کو اون وصی پیامبر ص که منرا به اطاعت از او امر کرده بود؟ چرا جایگاه او را غصب کردی؟ و او را از مسجد بیرون انداختند بعد خالد بن ولید با لشکری به سوی قوم او رفت ، در انجا چشمش همسر مالک را گرفت و قصد زنا با او کرد. مالك را کشت و همان شب با همسرش زنا کرد !
بعد از بازگشت نیز ابوبکر از جرم او چشم پوشی کرد حتی عمر اعتراض کرد که این مسلمان کشته و زنای محصنه کرده ... که حکمش سنگسار باید باشد.
اینها را که ما نگفتیم ! در تواریخ خود شما ذکر شده. در تاریخ طبری و تاريخ ابو الفداء و.... شرح ان ماجراها امده است.
این بود وضع مسلمانان بعد شما اومدید فعل اینها را برای من سند میکنید !

مطالب یک و دو را بطور دقیق پاسخ دهید. نه اینکه سوال را دوباره تکرار کنید.
خیر قرار نیست هرچیز در قرآن باشد فقط همان و یا نبودش یعنی هیچ نه اما وقتی قرآن میگوید محمد رسول الله یعنی ساده و روشن محمد فرستاده خدا هست و قبول ان یعنی ایمان و رد آن کفر اما امامت مد نظرتان :نزد آخوندهایتان یکی خودش را میکشد تا ثابت کند نام امام علی ع هست یکی دیگه خودش را میکشد تا ثابت کند اگر نیست به این دلیه یکی دیگر خودش را میکشد تا امامت حضرت ابراهیم را سنت الهی برای امامت چندین سال بعد ائمه قرار داهد .یکی با فرمولهای خاصی درصدد اثبات امامت هست خلاصه سخن من این است که به صرف; نبود چیزی در قرآن مشکلی نیست ولی اگر به آن هم چیز اعتقاد نداشته باشی و کافر بحسابت بیارن خیلی مضحک هست .<br>

مسیلمه را هم چند بار گفتم دیگر لوث شده در قرآن به وضوح آمده بود خاتم النبیین حالا هر کس ادعا میکرد نه فقط مسیلمه که من پیامبر بعد از محمد ص هستم قطعا او را ترد و با وی میجنگیدن چرا چون آیات قرآن برای بحث نبوت واضح بود و نیازی هم به گردهمایی غدیری نداشته اما امامت الهی چون جایگاهی حداقل روشن در قرآن ندارد ابوبکر رض فرضا آنرا غصب کرد خب چرا با او نجنگیدن ؟ یک بام و دو هوای آن مسلمان ها چه بود ؟ اینکه مسیلمه را پیامبر نفی کرده بود خوب علی ع را هم خود پیامبر تائید کرده بود چرا باز نشد؟بر فرض که آنچه گفتی ابوبکر رض برای حکومت خود جنگید خوب باز صورت مساله پاک کردن است میگم باز چرا بر علیه خود ابوبکر قبل از حتی شروع جنگ با مسیلمه و یا حتی پایان جنگ نجنگیدن ابوبکر که صاحب چندین بمب اتم و تحریم اقتصادی نبود در حالی که مسلیمه قدرت بزرگی هم داشت و به قول خودتان لشکر عظیمی داشت باید از او میترسیدن و پیرو او میشدن حالا چه نص نبوت را رد کنن چه نص امامت را برای آنها فرقی نداشت.<br>

ويرايش توسط mohammad159 : يك هفته پيش در ساعت 08:53 AM
mohammad159 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #363 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله paarss نمايش نوشته ها
اینکه نمیشه برادر من ! اصل موضوع همین روایت است. خب شما هر زمان اشکالی در سند روایت یافتید بیاید درباره اش بحث کنیم.

ضمن انکه شما مطلب را به حاشیه بردید و پاسخ اصل موضوع را نمیدهید. این تاپیک درباره اعتقادات شیعه نیست. از نامش هم پیداست برسی امامت در منابع اهل سنت است. برسی قرینه هایی است که در کتب اهل سنت امده و خلافت را برای حضرت علی ع میداند. شما باید کتب خودتان را توضیح دهید. باید به من بگید اینها چیه در کتابهایتان که خلافت را برای حضرت علی ع میداند؟

امامت الهی نیست؟ خب اشکال نداره ، این حدیث خلافت ابوبکر بعد از پیامبر ص را که رد میکند. نمیکند؟ احادیث میگویند تنها وارث و وصی بعد از پیامبر ص حضرت علی ع است. این احادیث کاملا خلافت ابوبکر را رد میکنند.
مطابق این احادیث پیامبر ص حضرت علی ع را بعد از خودش معرفی میکند.
چگونه بر خلاف سخن پیامبر ص ابوبکر خلیفه شد؟
چشم از کسی میپرسم و هر گاه شد و جواب روایت را یافتم میام و میگم ولی قبلش باید یک قوانینی بین بحث حدیثی ما باشد که روایت را شما میگویید فرضا به این دلایل درست هست آباید دید یا دلایل شما مورد تائید اون قوانین هست و ماجراهای شما با سجادس پیش نیاد که به قول شما هرجا به نفعش بود بگه درسته و هرجا ضرر بگه اشتباه کرده <
ضمن آنکه من هنوز این روایت را قبول نکرده ام که یک قدم به جلو برداشتید و دارید برای خود میبرید و می دوزید و بخواهی خلافت ابوبکر رض را رد کنی <br>
درثانی ما معتقدیم پیامبر برای خیلی از یاران گرامی اش فضلیت میگفت ولی صرف یک یا چند فضل کسی امام الهی نمیشه فقط نهایت امر میتوان گفت که او هم مستحق آن مقام هست همین <br>
ثالثن در یکی از روایات در این مورد آمده <br>
(و جانشین من در میان خانواده‌ام خواهد بود . حالا چرا جانشین در میان خانواده ؟ و اینکه اهل بیت پیامبر در آن زمان کیا بودن هم کاری نداریم ولی در کل یعنی همان وصایت و جانشینی حضرت علی در بنی هاشم و امور مالی پیامبر ، نه خلافت بلافصل و منصوص که مورد نظر شیعه است) <br>

ويرايش توسط mohammad159 : يك هفته پيش در ساعت 08:56 AM
mohammad159 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #364 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
بهلول's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
این سنت الهی در مورد نبوت و پیامبران است

اگر در مورد امامت بدون نبوت همچین سنتی دارید بیاورید و گویا یه بحث خصوصی هم در همین رابطه باهم داشتید که ایشان در قسمت ۱۶۲ همین بحث لینکش را گذاشته

دوست گرامی بنده آیات الهی ارائه دادم که سنت انتخاب خلیفه جزو وظایف الهی ست

و طبق آیه 2.124 امامت هم مقامی بالاتر از نبوت است و در روایات داریم که این 12 خلیفه همان 12 امام و امیر از آل اسماعیل ع هستند که در تورات کتاب پیدایش فصل 17 در آیه 20 وعده داده شده بودند که منظور همان 12 امام آل محمد ع است.


ضمنن با حدیث صحیح اثبات کردیم که مهدی خلیفه الله است و از اینرو این سنت انتخاب خلیفه هم نسخ نشده است.


از قدیم گفته اند عاقل و یک اشاره و بر حسب وظیفه اشاره کردیم و از گفتن بیشتر معذورم
از زحمات برادر بزرگوارم جناب پارس بینهایت سپاسگزارم
__________________
طبق قطعنامه 3379 مجمع عمومی سازمان ملل که در تاریخ 10 نوامبر 1975 به تصویب رسید
دو کشور افریقای جنوبی و اسراییل بعنوان سیستمهای نژاد پرست محکوم شدند
نژادپرستی تفکر کثیفی است
و صهیونیست اسراییلی قله نژاد پرستی است
و از اینرو مرگ بر اسراییل
بهلول آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #365 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله بهلول نمايش نوشته ها
دوست گرامی بنده آیات الهی ارائه دادم که سنت انتخاب خلیفه جزو وظایف الهی ست

و طبق آیه 2.124 امامت هم مقامی بالاتر از نبوت است و در روایات داریم که این 12 خلیفه همان 12 امام و امیر از آل اسماعیل ع هستند که در تورات کتاب پیدایش فصل 17 در آیه 20 وعده داده شده بودند که منظور همان 12 امام آل محمد ع است.


ضمنن با حدیث صحیح اثبات کردیم که مهدی خلیفه الله است و از اینرو این سنت انتخاب خلیفه هم نسخ نشده است.


از قدیم گفته اند عاقل و یک اشاره و بر حسب وظیفه اشاره کردیم و از گفتن بیشتر معذورم
از زحمات برادر بزرگوارم جناب پارس بینهایت سپاسگزارم
جناب آقای بهلول ، من نیز گفتم این سنت مربوط به جعل نبوت هست کما اینکه در آیه و سوره ۱۷.۷۷ که آوردی همان را نشان داد و خبری از جعل برای کسی که نبوت ندارد نبود<br>
من در سایتهای شیعه سرچ کردم و ادله بالاتر بودن امامت بر نبوت را دیدم که زیاد دلایل متقنی نبودن چون ما در هر حال امروزه هم امام داریم ولی نبی و رسولی نداریم مثلا امام شافعی و نمیشه گفت که از نبوت بالاتره و فعلن خارج از بحث هست<br>
شما میفرمایید در تورات و کتب گذشته آمده ۱۲ نفر همان آل محمد هستن خوب چرا خود حضرت ابراهیم اسماعیل یعقوب یوسف و بالاخص حضرت محمد ص را چرا جزو این ائمه قرار نداده اند؟<br>
بله از قدیم گفتند اشاره ایی کافی است اما اشاره چیست ؟ مثلا به منکر نبود نبوت محمدص در قرآن میگوییم آیه ی محمد رسول الله .خاتم النبیین .و ما ارسلناک..این ها اشارت هست. اما اشاره شما به تورات و عدد و ارقام و روایت و رسیده و حال آنکه با این وجود در خوشبینانه ترین حالت یه درصدی بتوان این ها را به نفع خود آن هم با تفسیرهای خود پیش برد و گرنه بحث امامت مبحث شما همانطور که قبلتر گفتم آخوندی با آب و تاب میگوید اسم امام علی ع در قرآن آمده (این هم از نظر او اشارتی هست )دیگری میگوید نیست و دلیل این نیست را اشارتی میداند مخلص کلام از توضیح و تفسیر و تشریح و اکتشاف هم گذشته و ابدا اشارتی نیست.

اگر نفسی و وقتی بود حتما بیشتر با هم بحث و گپو گفتی در این موضوع خواهیم کرد

ويرايش توسط mohammad159 : يك هفته پيش در ساعت 01:40 PM
mohammad159 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #366 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
paarss's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
تا آنجا من می دانم بحث امامت از اصول دین اهل سنت نیست که میگی کاربر اکانت سجادس در مسایل اصولی علما را متهم به اشتباه کرده بله من قبول دارم که در این موارد تند میرفت و علما جایگاه احترام هستن اگر میگی که هرجا به نفعش بوده قبول میکرده و هرحا ضرر میگفته نمیفهمن خوب قطعا یه همچین چیزی هم متقابلا برای شما به عنوان طرف مقابل میشه متصور بود به نظرم به قول شما باید اصول و مبانی مربوط به روایات و حدیث اهل سنت ابتدائن مشخص میشد بعد حول روایت و حدیث و حرف علما حرف زده میشد که من یکی تا اینجا ندیدم خودم هم اطلاع کافی نداشتم دوست داشتم میبود.
ای بابا ! شما مگه اصلا نمیخونید من چی مینویسم؟‌ برادر بهتون میگم من هرچی بهشون میگفتم بیا بگو چی قبول داری ، هرچی که تو گفتی قبول داری من بر مبنای همون باهات بحث میکنم. شاید ۲۰ بار اینرو ازش خواستم ولی حاضر نبود جواب بده. برای انکه میدانست اگر مشخص کرد چی رو قبول داره اونوقت نمیتونه ازش فرار کنه. ایشان حتی قاعده هایی که خودش می اورد را هم بهشون‌پایبند نبود. برید توی بحث ببینید یکجا رفت سخن ذهبی را اورد که جرح برای کسیکه امام است قبول نیست ! بهش گفتم باشه. من همین قاعده را برای راوی دیگر اوردم قبولش نمیکرد ! دیگه از این بدتر میشه؟
بهتون نمیگم برید کل بحث رو بخونید. شما فقط برید چند‌پست اخر رو بخونید ببینید چند بار بهش گفتم بگو قواعد حدیث اهل سنت را قبول داری یا نه؟ حاضر نمیشد جواب بده.
من چطوری باید مشخص میکردم؟‌ اینقدر ضعیف بود که دیگه بهش گفتم هرچی خودت قبول داری بگو، من همونطور باهات بحث میکنم ولی حاضر نبود! برید پستهای اخر رو بخونید.
تا آنجا من می دانم بحث امامت از اصول دین اهل سنت نیست که میگی کاربر اکانت سجادس در مسایل اصولی علما را متهم به اشتباه کرده
البته فقط بحث امامت نیست ولی در همین مورد امامت هم که نام‌ بردید، بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت امامت را یا از اصول دین دانسته اند یا گفته اند منکر خلافت ابوبکر و عمر کافر است ! که کافر شدن برای اصول دین صادق است.
علمایی مانند : ایجی و تفتازانی و ماوردی و ابن تیمیه و فرعانی و ابن نجیم و محی الدین نووی و ابن عابدین و تقی الدین سبکی شافعی و بیضاوی و....

امامت‌را یا اصول دین دانسته اند یا گفته اند منکرش کافر است. سخن تک تک اینها را توی بحث اورده ام میتونید رجوع کنید...
اما ایشان تنها جوابی که دادند مثل همیشه متهم‌کردن اینها به نفهمیدن بود!

بله من هم تقریبا همان برداشت شما را از روایت ثقلین دارم که قرآن و اهل بیت در کنار هم هستند تا در حوض بر پیامبر برسن و باید به آنها متمسک شد. اما یک اختلاف با شما دارم شما میگی همان طور که به قرآن متمسک به اهل بیت هم متمسک بشیم ولی تمسک به قرآن که الان هست و میشه رجوع کرد و هر سوالی پرسید اما تمسک به اهل بیت کجاست ؟ چه شباهتی با این نوع تمسک به قرآن دارد ؟ حتی به نظر من در این مورد باید تمسک به اهل بیت راحت تر می بود تا حتی خود قرآن چون اهل بیت مفسر و تبیین کننده قرآن هستن ولی عملا این امکان وجود ندارد و یا خود این لفظ اهل بیت چه کسانی هستن در اهل سنت زنان پیامبر هم جزو اهل بیت هستن که فعلن به این مورد نرسیدیم .اصلی ترین وظیفه ی امام هدایت کردن و ارشاد هست که مامومین گمراه نشن خوب وقتی عملن الان امام نیست و باعث شده شیعه اهل سنت را گمراه سنی شیعه را گمراه فرقه های هرکدام هر کدام را گمراه اختلافات شدید در بین مسلمانان هست و خبلی چیز های دیگر خوب این از وظایف امام هست که بیاید و برطرف کند در حالی که سالهای متمادی هست که امامی جهت رجوع حل و فصل مثل دوران پیامبر یا خود امام علی و دیگر ایمه برای مسلمونا نیست پس تمسک به چی ؟
مگه من توضیح ندادم از نظر شیعه توسل به اهل بیت چگونه است؟ چندین نوع توسل داریم که من دو مورد انرا ذکر کردم. میتونید دوباره مراجعه کنید.

اما درباره اینکه میفرمایید وظیفه امام هدایت است. خب بله درسته، البته چنانچه در پست قبل گفتم امام در دوران غیبت هم از طریق ولایتی که دارند هدایت باطنی و معنوی دارند. اما هدایت ظاهری که منظور شما است. باید توجه کرد که غیبت به امر خداوند است. وقتی خود خداوند اراده کرده غیبت رخ دهد دیگر تکلیف بر امام‌نیست. بر مردم هم نیست. خود خداوند حکمتش بر این بوده این دوره غیبت باشد.
اما هدایت باطنی و چندین نوع توسل در دوران غیبت هم وجود دارد...


نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
اول بگم که من چیزی به آیه اضافه نکردم خوبه که حتی خود آیه را با معنی مترجم های شیعه گذاشتم پس خواهشن سعی نکنید بحث را به بیراهه ببرین<

من میگم اعتقاد شیعه اینه که آیه ابلاغ به پیامبر گفته امامت علی را بگوکه همین هم هست <br>
بعد جالبه که در ادامه خودتان میگید جمله دقیق خدا به پیامبر را که همان ما انزل باشد را شیعه هم نمیداند ولی یک لیست از توضیح ما انزل من ربک گذاشتید که خوب قبلا به اسم نبوده ولی حالا باید به اسم باشه (این که میشه ما انزل )<br>
بعد باز در دلیل سوم میگویی که به اسم گاهن بوده ولی در اجتماع عظیم نبوده <
پس خود به خود ما انزل شما متناقض در میاد که به اسم بگو خوب قبلا بوده <br>
یک آخوندی در یک کلیپی میگفت اسم علی در قرآن هست در سوره مریم و زخرف به وضوح آمده خوب اگر آمده باشد که ما انزل شما هم که به اسم بگه بی معنی هست <br>
آیه و معنی را گذاشتم که دوباره کاری نشه ولی ده باره کاری هم میشه<br>
آیه میگه ای محمدص آنچه نازل کردم ابلاغ کن که اگر ابلاغ نکنی رسالت و نبوت را ادا نکردی <br>
در هر صورت شیعه میگه ما انزل امامت حضرت علی هست که پیامبر باید ابلاغ کنه خوب این امامت را به قول شیعه صد ها نوع بیان کرده از نوع اون آخوند که میگفت اسمش هست تا در جمع ۴۰ نفری در جمع مهاجرین و انصار پیمان اخوت در اوللامر در جانشین عملی کردن درحدیث منزلت انگشتر دادن وخلاصه هر نوعی به اعتقاد شیعه تا قبل از غدیر انجام شده یعنی دیگر چیز جدیدی برای تصور وجود نداره <br>
بنظرم شما با این حرف دارید صورت مساله را پاک میکنید چون خدا به پیامبر میگه ابلاغ کن ما انزل (در مورد امامت حضرت علی) را خوب همین ما انزل را صدها بار به شیوه های مختلف بیان کرده دیگر شیوه جدیدی نمانده اصلا وقتی خودتان از نوع بیان ما انزل هم میگید بی خبر هستین دیگر بحثی ندارد <br>
پاسخ شماره یک که میگویی پاسخ ندادم واقعن تعجب میکنم این چیزهای ساده را میخواهی تکرار کنم <br>
اولن مثل آن کلیپ و آخوند که گفتم خیلیا معتقدن نام امامعلی آمده درثانی خوب در این آیه کجا به اسم آمده ؟<br>
در جواب مورد دوم تان که تناقض مورد اول تا هم هست یک مثال میزنم مثلا در مجلس یک ماده قانونی را تصویب میکنن و یک سوم نماینده ها نبودن و این ماده قانونی ابلاغ میشه در کتاب قانون و یک ماده قانونی دیگه هم با حضور تمام نماینده ها تصویب و ابلاغ و کتاب قانون میشه آیا کسی میتونه بگه خوب فلان ماده را قبول ندارم چون یک سوم نماینده ها نبودن ؟خیر چون در کتاب قانون آمده <br>
وقتی قبل از آیه ابلاغ چندین آیه در مورد امامت امام علی در همان کتاب قانون .قرآن.ابلاغ شده و میماند دیگر چه تهدیدی هست که ابلاغ کن تازه تا آنجا اطلاع دارم طبق عقیده یکی از علمای شیعه بهترین و قوی ترین دلیل امامت امام علی آیه ۵۵ مائده هست یعنی اگر قوی ترین دلیل و بهترین آن قبل از ابلاغ آمده دیگر چه نیازی به تهدید در تفسیرش آمده که بعد از نزول آیه پیامبر فرموده من کنت مولافعلی مولا یعنی حتی همان روایت غدیر هم اینجا هم هست دیگر این چه تهدیدی هست برای چیزی که عینا بارها و بارها و انواع آن <br>
.جواب مورد سوم تان اولن اگر ملاک فهمیدن تازه مسلمان ها بود که باید طبق ایراد شما بگویم که باید پیامبر در مکه آنرا ابلاغ میکرد که هم اهل شهر مکه میبودن هم اهل یمن و بحرین که بعداز مناسک حج آنها برگشته بودن بیشترین تازه مسلمانها که اهل مکه و بحرین و غیره بودن پس این هم دلیل اصلا قانع کننده ای نیس<
گویا هیچ فایده ای نداره ! هرچی من بگم بجای تکرار مطالب قبلی جواب مطالب منرا بدهید فایده نداره و شما فقط دوباره همان مطلب قبلی را تکرار میکنید !
شماره گذاری هم میکنید ولی جواب منرا نمیدهید یک چیز دیگه برای خودتان مینویسید !
من در پست قبل به شما میگم خداوند برای حفاظت از قران در سوره مائده به پیامبر ص میگوید حضرت علی ع را به نام برای همه معرفی کن.(یعنی اگر این سوره نام نبرده در عوض به پیامبر ص دستور داده در اجتماع اکثریت مسلمین به نام معرفی کند. که برای ایات قبلی اینگونه نبوده) بعد شما میاید شماره میزنید پاسخ یک ! ولی بجای پاسخ من مینویسید مگه در این ایه اسم اورده !!! من توضیح نداده بودم فرق این ایه چیه؟

یا اینکه میاید برای مورد بعدی مثال بیربط تصویب قانون میزنید ! بله اگر فرضا قانونی برای سازمان بازرسی تصویب شود ولی در ان قانون ذکر نشود این برای سازمان بازرسی است ممکنه خیلی های دیگه انرا انکار کنند و بگویند برای جای دیگر است. دوم اینکه مگر خود شما منکر نیستید؟ شما ایه ولایت را انکار نمیکنید؟ پس چرا میگید نمیشه انکار کرد؟

یا اینکه میاید میگید چرا پیامبر ص در نامه هایش امامت ایشانرا بیان‌نکرده ! اخه اینم شد سوال ؟! انزمان که پیامبر ص نامه مینوشته هنوز از طرف خداوند دستور داده نشده که باید در جمع همه انرا اعلام کنید. این دستور مال اواخر عمر پیامبر ص است. من به شما میگم خداوند تازه در غدیر گفته باید برای همه اعلام کنی !

یا اینکه بیراهه میرید و میگید فلان اخوند گفته نام حضرت علی ع در قران هست ! مرد مومن ما داریم درباره جانشینی حضرت علی ع حرف میزنیم ! من دارم میگم جانشینی ایشان به اسم ذکر نشده ! اینکه اخوند گفته نام علی ع در قران هست چه ربطی به جانشینی دارد؟ مگه اخوند گفته جانشینی ایشان به نام ذکر شده؟ این درست نیست که فقط یچیزی مینویسید ها ....

ببینید اینطوری نمیشه. بحث داره فقط سیاه کردن و تکرار مطلب قبلی بجای جواب سوالات میشه. گفته بودم اگر پاسخ ندادید دیگر انرا تکرار نمیکنم.

من از یک روش دیگه بحث رو دنبال میکنم. این سوالات را مورد به مورد مطرح میکنم‌ و تا جواب انرا ندهید به مطلب بعد نمیرم.


به من بگید از کجا فهمیدید خداوند در این ایه با این لفظ گفته پیامبر امامت حضرت علی ع را ابلاغ کن؟
به من بگید از کجا فهمیدید که خداوند به پیامبر ص نگفته امامت حضرت علی ع را دوباره برای مردم بگو و اتمام حجت بکن؟
از کجا فهمیدید خداوند به پیامبر ص نگفته ؛ اینبار امامت حضرت علی ع را در میان همه مسلمین اعلام کن؟
paarss آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #367 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
paarss's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
منوط کردن چیزی به چیزی دیگر شاخ و دم ندارد آقای پارس که بخواهیم به نوعی توجیه کنیم فارسی ساده هست<br>
اصلا نمی توان گفت که مسئله هدایت شدن و ايمان آوردن نوعی معامله است و مثلا هركس ايمان آورد فلان قدرت و مقام و منزلت را دارد؟ آيا پيامبر هيچگاه چنين كاری مي كرده كه ای مشركين هر كس ايمان بياورد فلان مقام و منزلت را صاحب می شود؟! در قرآن نيز بيان شده كه هركس ايمان آورد به نفع خود كار كرده و هركس ايمان نياورد به خود ظلم نموده است. پس دقیقا اینجا که مشروط هست دیگر راه لاپوشونی نداره<br>
فرض کنیم بخاطر نشان دادن مقام و برتری حضرت علی باشد ؟ به کی به مشرکان ؟ این دیگر آخرش هست در بخشی از روایت آمده که پیامبر بعد فرموده:
به سخنان او گوش کنید و از او اطاعت کنید)
آیا آنها مسلمان بودند که گوش کنند و اطاعت نمایند؟! آنها سخنان پیامبرص را گوش نکردند و از او در اصل ایمان اطاعت نکردند، و نبوت و پیامبری اش را قبول نکردن پس چگونه به آنها که اصلاً مؤمن نیستند فرمان می‌دهد که از پسربچه‌ای اطاعت کنند که سن او از ده سال نگذشته است و حال آن که آنها بزرگان قریش هستند، و از اطاعت از خود محمد سرباز زده‌اند، پس چگونه در حالی که هنوز کافر هستند از پسربچه‌ای اطاعت می‌کنند؟!<

من نگفتم باید باز همینگونه باشد به سخن دیگر گفتم چرا همچین نوعی از فضل به طرق اولی تر برای خود پیامبر ص یا دیگر پیامبران نبوده ؟ پس حتی باز با دید از روزنه الهی بودن امامت هم باز مشروط قرار دادن آن هیچ توجیهی ندارد.<br>
مثالتان هم از آیه وزرات هارون ع هیچ ربطی به مشروط بودن ایمان و دادن مقامی الهی نداشت یک دعای پیامبر است از خدا همین یعنی رفتی و گشتی تا همین را بیاوری
مطالب ابتدایی که بازهم تکرار است بدون انکه بتوانید جواب سوالات را بدهید.


بنده هرچی میگم امامت مشروط نیست و خداوند به ان علم داشته و میدانسته حضرت علی ع از میان انها امام میشود. شما توانایی ندارید پاسخش را بدید و فقط دوباره تکرار میکنید چرا مشروط کرده !

کی گفته برتری همه را باید به یک شکل نشان دهد؟ برتری پیامبر ص را به طریق دیگر نشان داده. بوسیله وحی نشان داده. بوسیله قران نشان داده. بهتون میگم یک دلیل بیارید که خدا وظیفه دارد همه را مثل هم انجام دهد ! دارید برای خدا وظیفه تعیین میکنید که چون برای امام‌علی ع اینگونه بود برای پیامبر ص هم باید اینگونه باشد؟ برتری هرکدام را به نحوی نشان داده است. چرا باید همه را مثل هم انجام دهد؟ دلیل بیاورید تکرار نکنید.

مثال هارون دقیقا درست است اما شما ترجیح میدهید پاسخ ندهید. شما میگی اگر امامت برای حضرت علی ع اینگونه داده شده چرا برای بقیه نشده. یا میگید اگر برتری حضرت علی ع اینجا اینگونه نشان داده شده چرا برای پیامبر ص اینطور نشان داده نشده.
چه دلیلی دارد خداوند حکمتش و کارهایش همه به یک صورت باشد؟ چرا خداوند شما عاجز است از اینکه برتری هرکس را به گونه ای نشان دهد؟
مثال هارون دقیقا همین است. ایا شما میتونید بگید چون در یکجا خداوند به درخواست پیامبرش یک پیامبر دیگر انتخاب کرده برای باقی هم باید اینگونه باشد؟ خداوند پیامبری را به هرکسی بخواهد به یک‌شکل میدهد. همینطور هم‌ برتری داشتن ها را هرکجا بخواهد به شکلی نشان میدهد. یکی مانند حضرت علی ع یکی بوسیله وحی و قران‌ و... کی گفته باید همه مثل هم باشد؟

حالا که هرچی میگم خداوند از قبل میدانسته چه کسی امام است و شما جواب نمیدهید. اصلا فرضا خداوند اینبار حکمتش بر این بوده مقام امامت را اینگونه بدهد. شما چگونه میخواهید خدا را محدود کنید که نه نمیتوانی و باید طور دیگری باشد؟ کی گفته خداوند همه جا باید به یکصورت عمل کند؟ شما برای خدا حد و حدود میگذارید؟

حالا که جواب درستی به سوالات نمیدهید مطمئنا در پستهای بعدی غیراز این سوالاتی که مطرح میکنم جواب هیچ چیز دیگر را نخواهم داد.

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
امام با وحی و بدون وحی ؟ همان هست که حالا اون دوتا آیه ی دیگر را دیگر نیاوردی
شما نوبری بخدا !! بد نیست قبل از پست زدن یخورده هم به ان فکر کنید ! مرد حسابی شما خودت به من میگی اگر میتونی یک ایه بیار که در ان وحی نباشد بعد میگی چرا دوباره این ایات را تکرار نکردم ! درخواست خود شما بود ! از نظر من مقام امامت یک مقام جدایی است که گاهی برای پیامبر و گاهی برای غیر پیامبر است. شما میگی من قبول ندارم فقط یک مثال بیار که در ان وحی نباشد. بعد اومدی میگی چرا قبلی را دوباره تکرار نکردی ! فکر کردید من مثل شما هستم که همین الکی فقط چیزهای قبلی را تکرار میکنید و به سوال هم توجه ندارید !

اصلن یک سوال چرا در مثالهایتان آیه ابلاغ را نیاوردی ؟ همانی که میگویی حتی اولی ن امام را هم مشخص کرده ؟ در حالت کلی قطعا هر رسولی امام و رهبر امت خود نیز هست در بین بنی اسرائیل هم خداوند پیامبرانی قرار داد همانگونه که در آیه میگوید:
و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند (73).<br>
آیه قبل از این از ذریه ی حضرت ابراهیم ع حرف میزند که همان دعای حضرت ابراهیم در ۱۲۴ بقره را نیز شامل میشود <br>
اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم (72). پس امامت رسولانی هست که جعل آنها با خداست و گرنه هیچ جا جعل امامت بدون نبوت وجود ندارد جالبه که این آیه هم در سوره انبیا هست.
مرد حسابی چرا الکی داستان مینویسید ! کجای این ایات گفته امام بدون نبوت وجود ندارد؟ کو ؟‌ اینجا فقط گفته حضرت یعقوب و برخی امامان دیگر قرار دادیم که بهشون وحی میشد. ولی کجا گفته امامی که نبی نباشه وجود ندارد؟ فقط اینجا داره درباره انهایی صحبت میکنه که نبی هستند.

اینکه یکجا درباره امامت نبی ها حرف بزنه تضادی با این نداره که امام بدون پیامبری هم داشته باشه. فرضا من میگم بهروز فرزند علی است. این دلیل نمیشه علی فرزندی با نام اکبر نداشته باشه. اینکه ایه داره درباره امامت پیامبران حرف میزنه دلیلی نداره غیر پیامبران امامت نداشته باشند.‌ چنانچه دیدیم در ایه دیگر از امامت میگوید بدون اینکه حرفی از پیامبری انها بزند...

ضمن انکه وحی به اشکال مختلف است. و وحی بصورت دیدن فرشته است که دیگر وجود ندارد. و فقط برای پیامبران است. اما وحی بصورت مثلا الهام شدن. که خداوند مسیر درست یا چیز دیگر را الهام میکند.که این فقط برای پیامبران نیست. که حالا من فعلا درباره اش بحث نکردم.

کجای این ایات گفته فقط کسانیکه بهشون وحی میشه امام هستند؟

به جعل باشد خدا امام کفر را هم جعل میکند
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ لا یُنْصَرُونَ (قصص:۴۱) = و آنان را از آن گونه پیشوایانى ساختیم که مردم را به آتش دعوت مى‏کنند و در روز قیامت کسى یاریشان نکند.
اخه این ایه چه ربطی به بحث ما داره؟ چرا فقط بیخودی اینجا را شلوغ میکنید؟‌ معلومه که امام‌گمراهی هم وجود داره ! ایه ای که من اوردم گفته به امر ما مردم را هدایت میکردند بعد شما‌ رفتی ایه امامت ضلالت اوردی !

یا ما خود میتوانیم از خدا بخواهیم ما را امام قرار دهد <br>
«وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» (فرقان:۷۴) = « و (مومنین) کسانى‏اند که مى‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را امام با تقوایان بگردان»<
پس به صرف وجود کلمه امام آن امامت مد نظر شما نیست جناب پارس
خب دعا بکن. شما روزی صد بار دعا بکن. خداوند دعا کنندگان را دوست دارد.
مگه گفته هرکی دعا کرد را امام‌ میکنم !
ایه میگه برای مردم امامانی قرار دادیم که به امر ما مردم را هدایت میکردند بعد شما میخواید انرا با امام جماعت مسجد محله تان یکی کنید !

به شما گفتم یک ایه بیارید که گفته باشد مردم برید برای خودتان امام یا خلیفه انتخاب کنید. چرا جواب نمیدهید؟

و یک سوال دیگر ، اهل سنت شکی در این ندارند که خداوند در اخر زمان شخصی به نام مهدی که از طرف خداوند به امامت تعیین شده تا در میان مردم حکومت کند ظهور میکند. (حالا شما میگید به یکنفر جدید امامت میدهد ما میگیم در غیبت است ولی در اینجا فرقی نمیکند)
خب این شخص که خداوند او را در اخر زمان امام میکند ایا پیامبر است؟ که قطعا نیست. پس چگونه از طرف خداوند به امامت تعیین میشود؟



نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
خیر قرار نیست هرچیز در قرآن باشد فقط همان و یا نبودش یعنی هیچ نه اما وقتی قرآن میگوید محمد رسول الله یعنی ساده و روشن محمد فرستاده خدا هست و قبول ان یعنی ایمان و رد آن کفر اما امامت مد نظرتان :نزد آخوندهایتان یکی خودش را میکشد تا ثابت کند نام امام علی ع هست یکی دیگه خودش را میکشد تا ثابت کند اگر نیست به این دلیه یکی دیگر خودش را میکشد تا امامت حضرت ابراهیم را سنت الهی برای امامت چندین سال بعد ائمه قرار داهد .یکی با فرمولهای خاصی درصدد اثبات امامت هست خلاصه سخن من این است که به صرف; نبود چیزی در قرآن مشکلی نیست ولی اگر به آن هم چیز اعتقاد نداشته باشی و کافر بحسابت بیارن خیلی مضحک هست .<br>
حرفهای بیربط با بحث ! امامت هم پذیرشش یعنی هدایت ، انکارش یعنی گمراهی. و اینرا ثقلین و احادیث اهل بیت و پیامبر ص به من‌میگویند. مگه حتما باید در قران بیاد؟‌ شما نمیتونی جواب این سوال رو بدی بعد با یکسری مطالب نامرتبط میخواید چیزی نوشته باشید !
اثبات امامت هیچ فرمول خاصی ندارد. احادیث پیامبر ص و اهل بیت انرا به من نشان میدهد.

مسیلمه را هم چند بار گفتم دیگر لوث شده در قرآن به وضوح آمده بود خاتم النبیین حالا هر کس ادعا میکرد نه فقط مسیلمه که من پیامبر بعد از محمد ص هستم قطعا او را ترد و با وی میجنگیدن چرا چون آیات قرآن برای بحث نبوت واضح بود و نیازی هم به گردهمایی غدیری نداشته اما امامت الهی چون جایگاهی حداقل روشن در قرآن ندارد ابوبکر رض فرضا آنرا غصب کرد خب چرا با او نجنگیدن ؟ یک بام و دو هوای آن مسلمان ها چه بود ؟ اینکه مسیلمه را پیامبر نفی کرده بود خوب علی ع را هم خود پیامبر تائید کرده بود چرا باز نشد؟بر فرض که آنچه گفتی ابوبکر رض برای حکومت خود جنگید خوب باز صورت مساله پاک کردن است میگم باز چرا بر علیه خود ابوبکر قبل از حتی شروع جنگ با مسیلمه و یا حتی پایان جنگ نجنگیدن ابوبکر که صاحب چندین بمب اتم و تحریم اقتصادی نبود در حالی که مسلیمه قدرت بزرگی هم داشت و به قول خودتان لشکر عظیمی داشت باید از او میترسیدن و پیرو او میشدن حالا چه نص نبوت را رد کنن چه نص امامت را برای آنها فرقی نداشت.
بازم تکرار بجای پاسخ به سوالات !

خیلی خلاصه ؛ ابوبکر برای قدرت و حکومت خودش با او جنگید. و ربطی به نص نداشت.
مسلمانان هم بعد از پیامبر ص بجز عده معدودی یک مشت شکم پرست و دنیا طلب بودند. یک مشت انسان گمراه مگر فعلشان حجت است که برای من به ان استدلال میکنید؟
من دارم چندین بار به شما میگم مسلمانان برای رضا و بر طبق نصوص پیغمبر ص کار نمیکردند و از هدایت خارج بودند بعد شما میاید دوباره میگید چرا مسلمانان از برعلیه ابوبکر برای حق علی ع نجنگیدند ! کی میجنگید؟ وضع مسلمانان اینقدر خراب بود که همدیگر را میکشتند و به زنان هم تجاوز میکردند و صدای باقی مسلمانان هم در نمی امد! بعد شما اومدی به من میگی چرا اینها برای نص پیغمبر ص نجنگیدند ! شما اصلا میخونی من چی مینویسم یا نه؟


نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
چشم از کسی میپرسم و هر گاه شد و جواب روایت را یافتم میام و میگم ولی قبلش باید یک قوانینی بین بحث حدیثی ما باشد که روایت را شما میگویید فرضا به این دلایل درست هست آباید دید یا دلایل شما مورد تائید اون قوانین هست و ماجراهای شما با سجادس پیش نیاد که به قول شما هرجا به نفعش بود بگه درسته و هرجا ضرر بگه اشتباه کرده <
ضمن آنکه من هنوز این روایت را قبول نکرده ام که یک قدم به جلو برداشتید و دارید برای خود میبرید و می دوزید و بخواهی خلافت ابوبکر رض را رد کنی <br>
درثانی ما معتقدیم پیامبر برای خیلی از یاران گرامی اش فضلیت میگفت ولی صرف یک یا چند فضل کسی امام الهی نمیشه فقط نهایت امر میتوان گفت که او هم مستحق آن مقام هست همین <br>
ثالثن در یکی از روایات در این مورد آمده <br>
(و جانشین من در میان خانواده‌ام خواهد بود . حالا چرا جانشین در میان خانواده ؟ و اینکه اهل بیت پیامبر در آن زمان کیا بودن هم کاری نداریم ولی در کل یعنی همان وصایت و جانشینی حضرت علی در بنی هاشم و امور مالی پیامبر ، نه خلافت بلافصل و منصوص که مورد نظر شیعه است) <br>

قبول کردن یا نکردن شما اعتباری ندارد ! شما گمان کردید من منتظر هستم شما چیزی را اینجا قبول کنید ! از الان بهتون میگم شما توانایی رد این حدیث را ندارید و انرا قبول هم نمیکنید. منکه منتظر قبول کردن شما نیستم. حدیث پیامبر ص با برسی سندی ان اینجا هست. و به قوت خود باقی است تا زمانیکه شما بتوانید اثبات کنید حدیث سندش معتبر نیست.

اما درباره منصوب کردن برای اهل خود...

واقعا عجیب است این سخن ! در احادیث مختلف الفاظ خلیفه و جانشین و وارث و وصی و... امده است. از کی تا الان خلیفه به معنای حساب و کتاب دفتر دستک و گذاشتن پولها در گاوصندوق شده؟! از کی تا الان خلیفه معنایش رسیدگی به دارایی ها است؟ وارث من است یعنی چی؟ یعنی حضرت علی ع از پیامبر ص رسیدگی به اموال را ارث میبرد؟
دوم اینکه در اکثر احادیث امده "فیکم" یعنی وصی ، خلیفه و... در میان شماست.

سوم انکه در بسیاری از احادیث امده است " خلیفتی من بعدی" یعنی بعد از من خلیفه است. لازمه این سخن که جانشینی در میان نزدیکان است، این میشود که دو امام و خلیفه بصورت همزمان وجود داشته باشد. و امام نزدیکان پیامبر ص جدا از امام سایرین باشد. که چنین چیزی امکان ندارد. چنانچه عمر درباره خلافت گفت دو شمشیر در یک قلاف نمیشود.


اما درباره قواعد و قوانین ؛ شما برای برسی این حدیث قواعدت رو بگو اشکال نداره.

ويرايش توسط paarss : يك هفته پيش در ساعت 04:09 PM
paarss آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #368 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
paarss's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
..
بخاطر انکه این سوالات را جواب نمیدهید من انرا ناچارا جدا میکنم. بگذریم از اینکه ده ها مطلب حاشیه ای به بحث وارد شده که تجربه زیاد هم به من نشان داده توی این شلوغی ها هیچ نتیجه ای غیراز پاسخ نگرفتن حاصل نمیشود.

پست قبلی را هم از روی احترام پاسخ دادم برای انکه وقت گذاشته بودید و نوشته بودید. اما اکنون جلوجلو میگم غیراز این دو موضوعی که اشکال ابتدایی شما بود فعلا بحث دیگری را پاسخ نمیدهم. تا بعد از بسته شدن اینها.... حالا میل خودتان است خواستید برای باقی بنویسید خواستید ننویسید. توفیقی نمیکند.

یکی گفتید چرا خداوند امامت را در حدیث مشروط کرده .
یکی هم گفتید اگر قبلا امامت بیان شده چرا در غدیر خداوند میگوید رسالتت را انجام بده‌.

به این سوالات پاسخ دهید که هرچی من میگم انها را ندید میگیرید.

برای بحث یوم الدار :

اشکال شما به امامت از سوی خداوند است. پس فرض کنیم امام را خدا تعیین میکند . به من جواب دهید ایا خداوند از قبل اطلاع داشت چه کسی به دعوت پیامبر ص لبیک میگوید و امام میشود یا خبر نداشت و دستش را گذاشته بود زیر چانه اش و استرس بر او غلبه شده بود که در این لحظه سرنوشت ساز چه کسی امام میشود ؟! یک کلام بگویید خداوند از قبل میدانست چه کسی لبیک میگوید و امام میشود یا نمیدانست؟

دوم اینکه اصلا فرضا خداوند اینبار حکمتش بر این بوده مقام امامت را اینگونه بدهد. شما چگونه میخواهید خدا را محدود کنید که نه نمیتوانی و باید طور دیگری باشد؟ کی گفته خداوند همه جا باید به یکصورت عمل کند؟ شما برای خدا حد و حدود میگذارید؟ خداوند اراده کرده برای حضرت علی ع امامت را یکجور بیان کنید برای دیگری طور دیگر. به چه علت خداوند نمیتواند اینکار را بکند؟


اما برای مسئله غدیر :


به من بگید از کجا فهمیدید خداوند در این ایه با این لفظ گفته " ای پیامبر امامت حضرت علی ع را ابلاغ کن؟"
در ایه فقط امده است " ای پیامبر انچه به تو امر کردیم را برای مردم بیان کن که اگر نکنی رسالتت کامل نشده"

به من بگید از کجا فهمیدید که این امری که در قران امده این نیست که خداوند به پیامبر ص گفته باشد امامت حضرت علی ع را دوباره برای مردم بگو و اتمام حجت بکن؟
از کجا فهمیدید خداوند به پیامبر ص نگفته یکبار دیگر حجت را با مردم برای امامت حضرت علی ع تمام کن وگرنه رسالتت کامل نشده است؟
از کجا فهمدید ان امری که خداوند به پیامبر ص کرده و در قران امده یکی از جملات بالا نیست؟


طبیعتا اگر به این سوالات پاسخ درست ندادید در پست بعد من یکی از این سوالات را مطرح میکنم و تا زمانیکه جواب ندادید به سراغ بعدی نخواهم رفت.

ويرايش توسط paarss : يك هفته پيش در ساعت 05:22 PM
paarss آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 5 روز پيش   #369 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
mohammad159's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله paarss نمايش نوشته ها
بخاطر انکه این سوالات را جواب نمیدهید من انرا ناچارا جدا میکنم. بگذریم از اینکه ده ها مطلب حاشیه ای به بحث وارد شده که تجربه زیاد هم به من نشان داده توی این شلوغی ها هیچ نتیجه ای غیراز پاسخ نگرفتن حاصل نمیشود.

پست قبلی را هم از روی احترام پاسخ دادم برای انکه وقت گذاشته بودید و نوشته بودید. اما اکنون جلوجلو میگم غیراز این دو موضوعی که اشکال ابتدایی شما بود فعلا بحث دیگری را پاسخ نمیدهم. تا بعد از بسته شدن اینها.... حالا میل خودتان است خواستید برای باقی بنویسید خواستید ننویسید. توفیقی نمیکند.

یکی گفتید چرا خداوند امامت را در حدیث مشروط کرده .
یکی هم گفتید اگر قبلا امامت بیان شده چرا در غدیر خداوند میگوید رسالتت را انجام بده‌.

به این سوالات پاسخ دهید که هرچی من میگم انها را ندید میگیرید.

برای بحث یوم الدار :

اشکال شما به امامت از سوی خداوند است. پس فرض کنیم امام را خدا تعیین میکند . به من جواب دهید ایا خداوند از قبل اطلاع داشت چه کسی به دعوت پیامبر ص لبیک میگوید و امام میشود یا خبر نداشت و دستش را گذاشته بود زیر چانه اش و استرس بر او غلبه شده بود که در این لحظه سرنوشت ساز چه کسی امام میشود ؟! یک کلام بگویید خداوند از قبل میدانست چه کسی لبیک میگوید و امام میشود یا نمیدانست؟

دوم اینکه اصلا فرضا خداوند اینبار حکمتش بر این بوده مقام امامت را اینگونه بدهد. شما چگونه میخواهید خدا را محدود کنید که نه نمیتوانی و باید طور دیگری باشد؟ کی گفته خداوند همه جا باید به یکصورت عمل کند؟ شما برای خدا حد و حدود میگذارید؟ خداوند اراده کرده برای حضرت علی ع امامت را یکجور بیان کنید برای دیگری طور دیگر. به چه علت خداوند نمیتواند اینکار را بکند؟


اما برای مسئله غدیر :


به من بگید از کجا فهمیدید خداوند در این ایه با این لفظ گفته " ای پیامبر امامت حضرت علی ع را ابلاغ کن؟"
در ایه فقط امده است " ای پیامبر انچه به تو امر کردیم را برای مردم بیان کن که اگر نکنی رسالتت کامل نشده"

به من بگید از کجا فهمیدید که این امری که در قران امده این نیست که خداوند به پیامبر ص گفته باشد امامت حضرت علی ع را دوباره برای مردم بگو و اتمام حجت بکن؟
از کجا فهمیدید خداوند به پیامبر ص نگفته یکبار دیگر حجت را با مردم برای امامت حضرت علی ع تمام کن وگرنه رسالتت کامل نشده است؟
از کجا فهمدید ان امری که خداوند به پیامبر ص کرده و در قران امده یکی از جملات بالا نیست؟


طبیعتا اگر به این سوالات پاسخ درست ندادید در پست بعد من یکی از این سوالات را مطرح میکنم و تا زمانیکه جواب ندادید به سراغ بعدی نخواهم رفت.
جناب آقای پارس آنچه که مشخص هست جوابی به سوالات من ندادید کاش به این جواب های خود یک بار دیگر نگاه میکردید که برای به اصطلاح ماست مالی کردن تناقض شکار در این ابلاغ امامت و ابلاغ های قبل و بعدش می آیید و اینگونه جواب میدید که خب این مشروط نیست و اینجا در علم خداهست اونجا حکمت خدا هست و خلاصه همچین جواب هایی که جز برای پاک کردن صورت مساله به هیچ دردی نمیخورد و برای به قول خود شما سیاه کردن اینجا سوالاتی میپرسید که اگر معکوس آن ها را از خود بپرسید باز در تناقض و بی جوابی گیر خواهید کرد (مثلا همین یک مورد که میگویید از کجا میدانید خدا نگفته دوباره این امر امامت را ابلاغ کن خوب شما عکس آنرا جواب بده که از کجا بدست آوردید که خدا گفته دوباره تکرار کن البته به گمانم طبق عقیده شیعه ۲باره نباشه و ۱۰۰ باره باشه ) اگر عمری بود و این روزا مشکلاتم رفع شود حتما جواب کافی و کامل خواهم داد و در خدمت خواهم بود

ويرايش توسط mohammad159 : 5 روز پيش در ساعت 01:22 PM
mohammad159 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 روز پيش   #370 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
paarss's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : دوازده امام در منابع اهل سنّت

نوشته اصلي بوسيله mohammad159 نمايش نوشته ها
جناب آقای پارس آنچه که مشخص هست جوابی به سوالات من ندادید کاش به این جواب های خود یک بار دیگر نگاه میکردید که برای به اصطلاح ماست مالی کردن تناقض شکار در این ابلاغ امامت و ابلاغ های قبل و بعدش می آیید و اینگونه جواب میدید که خب این مشروط نیست و اینجا در علم خداهست اونجا حکمت خدا هست و خلاصه همچین جواب هایی که جز برای پاک کردن صورت مساله به هیچ دردی نمیخورد و برای به قول خود شما سیاه کردن اینجا سوالاتی میپرسید که اگر معکوس آن ها را از خود بپرسید باز در تناقض و بی جوابی گیر خواهید کرد (مثلا همین یک مورد که میگویید از کجا میدانید خدا نگفته دوباره این امر امامت را ابلاغ کن خوب شما عکس آنرا جواب بده که از کجا بدست آوردید که خدا گفته دوباره تکرار کن البته به گمانم طبق عقیده شیعه ۲باره نباشه و ۱۰۰ باره باشه ) اگر عمری بود و این روزا مشکلاتم رفع شود حتما جواب کافی و کامل خواهم داد و در خدمت خواهم بود
سلام.

خب من جواب این سوال شما را هم میدهم.

اول از همه اینکه من با این سوالات دارم در اینجا احتمالات را حول استدلال شما برسی میکنم و به شما نشون میدم. یعنی شما دارید استدلال میکنید که اگر امامت قبلا بیان شده چرا خداوند به پیامبر ص میگوید اعلام کن وگرنه رسالتت را انجام نداده ای.
در اینجا استدلال شما براساس این احتمال است که خداوند داره دستور یک ابلاغ جدید را میدهد. من در اینجا یک احتمال دیگر را بیان میکنم که از کجا میدانید خداوند نگفته ابلاغ را تکرار کن؟ اینم یک احتمال است دیگه درسته؟
یک قاعده ای در منطق است که میگه :

( اذا جاء احتمال بطل استدلال) زمانی که احتمال در قضیه وارد شود استدلال باطل می شود.
یعنی چیزیکه شما به ان استدلال کردید احتمال دیگری هم برای ان وجود دارد. پس استدلال به ان باطل است و نمیتوان برای اثبات ان به این استدلال استناد کرد. استدلال تنها به چیزی ممکن است که هیچ احتمال دیگری برای ان نباشد.


دوم اینکه من نشانه ها و دلایل نقلی برای ان دارم. شما فرض گرفتید که در ایات دیگر امامت ذکر شده و گفتید اگر انجا ذکر شده پس چرا در غدیر گفته فلان...
من به شما میگم اگر در ایات قبلی امامت حضرت علی ع بیان شده، و روایات هم میگویند ایه ابلاغ مربوط به امام علی ع است پس این خودش نشانه ان است که در ایه ابلاغ خداوند دستور به تکرار داده است زیرا قبلا هم بیان شده. اما شما اومدید مدعی شده اید تکرار نبوده. پس باید بفرمایید از کجا فهمیدید که خداوند نگفته تکرار کن؟

جناب آقای پارس آنچه که مشخص هست جوابی به سوالات من ندادید کاش به این جواب های خود یک بار دیگر نگاه میکردید که برای به اصطلاح ماست مالی کردن تناقض شکار در این ابلاغ امامت و ابلاغ های قبل و بعدش می آیید و اینگونه جواب میدید که خب این مشروط نیست و اینجا در علم خداهست اونجا حکمت خدا هست و خلاصه همچین جواب هایی که جز برای پاک کردن صورت مساله به هیچ دردی نمیخورد
بنده تا این لحظه تک تک سوالات شما را جواب دادم. هرکدام را جواب ندادم میتونید انرا بیارید. بهتر نیست بجای تخریب و کنایه زدن به سوالات جواب میدادید؟ اگر شما گفتید این پاسخ ها بدرد نمیخوره که واقعا اینطور نمیشه! این پاسخها زمانی بدرد نخور میشود که شما بطور دقیق پاسخ سوالات را بدهید و اثبات کنید نادرست هستند. با بد نامیدن انها که چیزی تغییر نمیکنه...

ان شاءالله مشکلتون حل بشه. خدانگهدارتون.
paarss آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:31 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.