زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-03-2017   #1 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری
در این جستار به زندگینامه و اشعار شاعر « طرزی افشاری » می پردازیم .



به کوی وصل تو شاید هدایتیده شوم

همیشه ورد من ست اهدنا الصراطیدن


...



ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-03-2017   #2 (لینک نوشته)
" هـمــــای "
 
sepantman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

اصل وى از طرزلو قریه‏اى در دو فرسخى ارومیه بود و از شاعران عهد شاه‏صفى اول و شاه عباس ثانى (1077 -1052 ق) و در دربار مقامى ارجمند داشت.طرزى در سخنورى طرز خاصى داشت، وی بدیعه‏گو و ظرافت جو بود و در اشعار خود مصادر و تركیب‏هاى جعلى به كار مى‏برد. طرزى سفرهایى به قم، اصفهان، تركستان، عراق، عربستان و مازندران داشته است. به گفته‏ى بعضى تذكره‏نویسان در 17 ربیع‏الاول 1060 ق، روز تولد رسول اكرم (ص)، در نجف بوده است. از سال و محل مرگ او اطلاعى نیست.از جمله آثارش: «دیوان» شعر
__________________


اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ

زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

sepantman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-03-2017   #3 (لینک نوشته)
" هـمــــای "
 
sepantman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

گرچه طرز نو اختراعیدم

جانب نظم را مراعیدم

.....

آب از دهان قافیه‌سنجان فرو چکد

چون بشنوند طرز نو ِ آب‌دار من

.....

تو را طرزیا صدهزار آفرین

که طرز غریبی جدیدیده‌ای

.....

طرزی! سخن‌وران جهان آرمیده‌اند

تا تیغ طرز تازه برونیدی از غلاف

.....

آنم که در مقدمه‌ی طرز و اختراع

دارم به رغم اهل حسد شهرت و شیاع

در شاعری نمانده زمینی به ملک نظم

کز تیغ طرز تازه، نفتحیدمش قلاع

بر بکر فکر من همه تعریضد از کسی

انصاف در مناظر پوشاندش قناع

این طرز دلبری‌ست که در جمله‌ی سخن

جز من نواقعیده بر او لیله الوقاع

.....

به زمان شاه شجاع اگر، غزلیده حافظ فارسی

به طراز طرزی استمعوا، به زمان شه صفی المطاع
sepantman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-05-2017   #4 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

طرزی افشار در روستای طرزلو در اطراف ارومیه متولد شد.بنا به گفتهٔ نویسندهٔ مجمع‌الفصحاء طرزی مردی ظریفِ خوش‌طبعِ عاشق‌پیشه صاف‌اندیشه بود. طرزی از شعرای اواسط سدهٔ یازدهم قمری و معاصر با شاه صفی و شاه عباس دوم بود. وی تعلیمات ابتدایی را نزد ملای همان روستای زادگاهش فراگرفت و سپس به ارومیه رفت. در جوانی به قزوین و از آن‌جا به عزم تحصیل به اصفهان رفت.خود گوید:

از بلدهٔ قزوین به صفاهان سَفَریدم
بی‌خرجی و بی‌اسب خرامان سفریدم

یاران سفریدند به جمعیّت و من هم

یک قافله با حال پریشان سفریدم



مدت‌ها در اصفهان مانده و با تنگ‌دستی روزگار گذرانده و، سرانجام به دربار شاه صفی و سپس به مجلس شاه عباس دوم راه یافت و مورد عنایت شاه عباس دوم قرار گرفت. طرزی افشار طی بحر طویلی که در دیوانش ثبت است به افشار بودن خودش اشاره می‌کند و می‌گوید از این بیم دارم که به میان افشارها و بلدهٔ ارومی برگردم و مجدداً مجبور شوم که خوانین افشار را تملق گویم.

دلم گرفت ز جاها چرا نتبریزم
گشادِ دل بُوَد آن‌جا چرا نتبریزم


علی‌الخصوص یخیدم ز اردبیلیدن
رای جَذوه موسی چرا نتبریزم


*****



در مسیر مکه بیشتر شهرهای عراق، قفقاز و ترکستان را دیده‌است.دیدن سرزمین‌های دور و نزدیک و نشست و برخاست با ترک و عرب و تاجیک سبب شد علاوه‌بر آشنایی با سرزمین‌ها، با آداب و شیوه‌های زیستی و معیشتیِ مردم و گفتار آن‌ها نیز آشنا گردد. خود گوید:


تُرکیدم و تاتیدم و آن‌گه عربیدم
در دیدهٔ کوته‌نظران بوالعجبیدم

شعبان رمضان گر بِپَلاوَم مَتَعَجُّب
بی‌آش جمادیدم و بی‌نان رجبیدم


مَنعید ز وصلیدنِ او دوش رقیبم
مُشتی گَرِهانیده به جبهه‌ش ضَرَبیدم
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-05-2017   #5 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

گفت می قتلمت به تیغ جفا
من از این مژده دست پاچیدم

...
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-05-2017   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
abdolhossein's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

خب حالا دوستان شما این طرز به کار بردن واژه و ساخت فعل رو تایید میکنید؟ معمولا از فعل "کردم" در فارسی امروز میشه.
abdolhossein آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 06-09-2017   #7 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

ای که در آتشت دل ما می سَمندرد
گر بتَوجّهی مِس قلب مراد می زَرَد

ساده رخان به ما نمی گوش کنند طرزیا
هست مَثَل که باغبان موسم میوه می کَرَد *


* کَر می گردد.
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-09-2017   #8 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

ندارم قدرِ موری گرچه در همّت سلیمانم
غلط بود آن که مور از روی همت می سلیماند


ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-09-2017   #9 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

دست بُرد از همه و در نَشَدِش پای از جای
زال این دایره دیریست که می دستاند
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-09-2017   #10 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

موسیا با سبزه ی خط خضر و الیاسیده ای
عیسیا با لعل لب بقراط و لقمانیده ای
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-09-2017   #11 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

گر نه به خویش دشمنی باش خموش با کسی
راز مگو اگر همه می پدر و برادرد *


* پدر و برادر باشد .


ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-09-2017   #12 (لینک نوشته)
گل سرخ
 
ava222's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : زندگی نامه و اشعار زیبای طرزی افشاری

ز من یوسفا تا بعیدیده ای
چو یعقوب چشمم سفیدیده ای

دریغیده ای تیر غمزه زدن
مرا از تغافل شهیدیده ای

ز نخل وصالت نمیویده ام
مرنج ای صنوبر که بیدیده ای

فغانده ام چون نهانیده ای
ز خود رفته ام جون پدیدیده ای

چو دوری ز شکّر لبان زاهدا
از آن چون مگس ها قدیدیده ای *1

به قصد قلوبِ اسیرانِ عشق
خناجیر مژگان حدیدیده ای *2

تو را طرزا صد هزار آفرین
که طرز غریبی جدیدیده ای


*1 : قدیدیده ای : قدید ( گوشت خشک شده )
*2 : حدیدیده ای : حدید = تیز
ava222 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:46 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.