"انوشیروان بزرگ" - صفحه 6
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ > تاریخ ایران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-25-2017  
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

لامپ روشن "انوشیروان بزرگ"





در میان شاهان ایران نام چند نفر درخشان تر و برحسته تر از دیگران است، کوروش که شاهی خوشنام و عادل بود و از آنجا که نخستین فاتح بزرگ پارسیان بود، تاریخ پارس از زمان او آغاز می شود. داریوش که ایجاد کنندۀ امپراطوری پارس بود و بزرگترین قلمروی پادشاهی را در تاریخ ایران داشته است، با اصلاحاتی که او انجام داد و نو آوری هایی که او داشت، داریوش در دنیا به عنوان بزرگترین شاهنشاه هخامنشی شناخته می شود.

بنا به نظر بسیاری از مورخین، اگر تنها یک نفر از شاهان ایران از جهت درایت و مدیریت و شجاعت و شکوه قابل مقایسه با داریوش بزرگ باشد، او بدون شک انوشیروان ساسانی است. واضح است که به چه علت در مورد هر سه پادشاه نامبرده در فضای مجازی سیاه نمایی می شود، دشمنان ایران با دست گذاشتن بر روی درخشان ترین شخصیت ها، سعی در تخریب کلیت تاریخ ایران دارند.

از آنجا که در گذشته به قدر کافی در این تالار به انوشه روان بزرگ پرداخته نشده است، بنده در این جستار مطالبی برای شناساندن این شخصیت برجسته و بزرگ قرار می دهم که بدانید برتری های او چیست؟ چگونه است که نام او تا کنون زنده مانده است؟ چرا تا این اندازه در ادبیات عامۀ مردم از او به نیکی یاد می شود؟ و به چه دلیل دشمنان ایران تا این حد از او نفرت دارند؟

فهرست موضوعی:
خسرو انوشیروان در ﺩﺍﺋﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ دموکراسی
مختصری در مورد چهره انوشیروان در منابع ادبی
نابود کردن سپاه حبشه و جلوگیری از تخریب خانه خدا
خلاصه ای بر دومین دوران طلایی ساسانیان
ورود فلسفۀ غربی به ایران در زمان انوشیروان
مقبره انوشیروان ساسانی در روایت های دوره اسلامی
وصیت‌نامۀ انوشیروان بزرگ
روایت هایی از بخشش و بزرگواری خسرو
نظام طبقاتی جامعه ایران (1) (2) (3)
بازنگری در آیین های کهن
انوشیروان در اشعار عربی (1) (2)
در حدیثی از پیامبر اسلام



آخرین به روز رسانی: شهریور 97

__________________
هر شخصیّت مهم، دو وجۀ تاریخی و فراتاریخی دارد. وجۀ تاریخی که معمولاً وجوه مثبت و منفی را توأمان دارد، حاصل گزاره‌ها، اسناد و مدارک تاریخی است؛ امّا وجۀ فراتاریخی به «فرامتن» تعلّق دارد و ماحصل متغیّرهایی بیرون از تاریخ، و تابع شرایط نزدیک به حال است.

_سهند ایرانمهر

ويرايش توسط Archimonde : 09-17-2018 در ساعت 02:13 AM
Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-26-2017   #76 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
واقعا جای تعجب است شما چگونه از یک سیستم مبتنی بر طبقه بندی اجتماعی دفاع می کنید و اون رو منظم و خوب ارزیابی می کنید. همان طبقات تحت ستم بعد از آزادی مملکت دیدید که چقدر نخبه و دانشمند تقدیم جهانیان کردند حال اینکه در سیستم فاسد و پوسیده طبقاتی ساسانی خصوصا در اواخر خود هیچ خبری از کارایی و کارامدی نبود در یکسال چندین پادشاه جلوس و سقوط می کردند پی در پی در جنگ ها شکست میخوردند ، آزادی های مذهبی وجود نداشت مزدکیان و مانویان قتل عام میشدند و همین جور سیاهی اعمال آن دوره در صفحات تاریخ موجود است.
درود

نخست اینکه طبقات اجتماعی تا قرن ها پس از اسلام پابرجا بود، برای مثال خاندان نوبختی و بختیشوع در دستگاه عباسیان کماکان دارای امتیازات علمی بودند، همانطور که اجدادشان در دربار ساسانی مشغول خدمت بودند.

دوم اینکه پیش از اسلام هم بسیاری نخبگان و بزرگان در ایران ظهور کردند، افرادی مانند جهان برزین، برانوش، بُرازه و دیگران. گفته می شود که بزرگمهر بختگان هم از طبقات عادی جامعه برگزیده شده بود. نظام طبقاتی ساسانیان مشکلی با علم و دانش نداشت.

سوم اینکه شکست خوردن شاهان پس از خسروپرویز، ربطی به نظام طبقاتی ندارد.

چهارم اینکه فراموش نکنید، بسیاری از دانشمندان بزرگ اروپا، افرادی مانند کلوین، نیوتن، لاوازیه و دیگران، همه شان از طبقه اشراف و وابستگان به دربار بوده اند، آن هم هزار سال پس از سقوط ساسانیان! پس چطور است که نظام طبقاتی در اروپا منافی رشد و ترقی علم نیست، ولی تا نوبت به ایران می رسد همه روشن فکر می شوند؟






Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 04-27-2017   #77 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
ایرانیت به چیست؟ یک سلسله پادشاهی و رسوم درباری و رفتار شاهان و لشکرکشی هایشان و کیش و آیین باستانی ...؟!
اگر این معنی ایرانیت است و معیار راستی آزمایی "حقایق و وقایع"، با دوست داشتن و تعصب به آنها باشد، این ایرانیت پیشکش علاقه مندانش!
خودتان بگویید ایرانیت به چیست تا ما هم یاد بگیریم.

نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
این مقاله چیزی نداشت جز گفتن چیزهایی که همه میدانند . یعنی نهضت ترجمه. که در خلال آن اکثرا کتب یونانی ترجمه شد واندکی هم کتب ایرانی. که از قضا ربط چندانی به فلسفه ندارد.
مثلا همین ابن مقفع. گفته شده ک مترجم کتب یونانی بود. البته مسلط به زبان پهلوی هم بود ک شما با زرنگی قصد دارید این پهلوی دانی اش را دلیلی برای ترجمه کتب فلسفی ایرانی(که وجود خارجی ندارند) جا بزنید!
ابن مقفع ایرانی بود و کتب موجود در کتاب خانه های ایرانی را ترجمه می کرد. دست اخر هم اعراب او را در کوره انداختند و کباب کردند.

گفته اند دوست داشتن چیزی ادم را کور و کر می کند.
انوشیروان درست است که برای رقابت با رومی ها و پاسخ دهی به مزدکیان و برخی جریانات فکری زمان اش، به فلسفه اظهار علاقه کرده. اما این مسئله فقط اظهار علاقه است و نتیجه اش خواندن سطحی این علم. هیچ کسی تا الان از محققان تاریخ فلسفه تا فلاسفه؛ از غربی و شرقی و وطنی، ادعا نکرده ک خسروشاه اگر نبود فلسفه اسلامی هم نبود. اگر ادعا کرده، این شما و این کتب تاریخ فلسفه اسلامی.اگر میتوانید ادعایسان را مستند به اینگونه کتب کنید، بسم الله.
اما گمان نکنم چنین چیزی پیدا کنید. چون اغلب اثار ترجمه شده در نهضت ترجمه، از کتب یونانی بود. ارسطو افلاطون و ... با این کتب بود که جریانات محتلف فلسفی در ایران و جهان اسلامی پدید آمد. مشایی، اشراقی،نوافلاطونی، بعدش تصوف و...
انوشیروان می توانست با مخالفین به خشونت رفتار کند، ولی راه درست و سخت را انتخاب کرد و به دنبال فراگیری فلسفه و سایر علوم رفت تا بتواند با انان منطقی بحث کند. این نتیجه ایست که بنده از سخن خودتان گرفتم، بنابرین اگر در جای دیگر گفته اید: "انوشیروان مغررو و وحشی بود" بیخود گفته اید.

در مورد خدمت انوشیروان به دانش و فلسفه و نیز کتاب های ارزشمند ایران باستان در اینجا به تفصیل پاسخ خواهید گرفت:
https://forum.hammihan.com/thread254293.html





Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-11-2017   #78 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها
آنچه در پایین می آورم بخش هایی از کارنامۀ انوشیروان بزرگ است که توسط نویسندگان صدر اسلام به عربی ترجمه شد و اکنون به نام سیرۀ انوشیروان و یا لکارنامج فی سیرة انوشیروان شناخته می شود


در بخش دوازدهم از همین متن، شاهنشاه بزرگ شرح میدهد که چگونه به بررسی سنت ها و شیوه کشورداری نیاکان خود روی اورد و هر انچه به نظر او نادرست بود در آن تجدید نظر نمود:

(...) به شیوه ها و آیین های پیشین روی بیاوردیم و بدان چه برای ما و سپاه و مردمِ ما سودمندتر بود بیاغازیدیم. در شیوه های نیاکان، از گشتاسپ تا شهریاری کوات، نزدیک ترین پدر خویش، نیک نگریستم و آن چه درست بود برگرفتیم و آن چه نادرست، از آن روی بگردانیدیم و در این کار، مهر پدران، هرگز ما را به پذیرفتن شیوه های ناسودمند برنینگیخته است که مهر یزدان و سپاس و فرمانبرداری او را برتر داشته ایم.


سپس انوشیروان به بررسی آیین هایی که در هند و روم رواج داشت پرداخت، آنچه راست و صحیح بود را به کار بست و انچه نادرست و غیر اخلاقی بود را، هر چند که امیال وی بر او حکم میکردند نادیده گرفت. سپس آنچه نادرست می دانست را به سران همان کشورها اطلاع داد؛ چرا که قصد نداشت ایین خود را به آنان تحمیل کند و آنها به چیزی جز آنچه خودشان داشتند، وادار شوند:

از آن پس، به شیوه های روم و هند پرداختیم. آیین های آنان را با سنجۀ خرد بسنجیدیم و ستوده های آن را برگزیدیم و از میان آنها بدان چه زیور شهریاری مان بود چنگ زدیم و آن را خوی و شیوۀ خویش کردیم و هرگز بدان چه خواهش های درون به سوی آن می کشید نگرویدیم و رومیان و هندیان را نیز از آن بیاگاهانیدیم و از شیوه هاشان آن چه را خوش نداشتیم به آنان نوشتیم و از آن بازشان داشتیم . جز این که ما کسی را به چیزی جز شیوه و آیین اش وادار نساخته ایم و آنچه را که خود داریم نیز از آنان دریغ نورزیده ایم. با این همه، از آموختنِ آنچه آنان داشتند نیز ننگ نداشتیم.


و در آخر سخنی پند آموز می نویسد:
سر فرود آوردن در برابرِ راستی و دانش و پیروی کردن از آن، بزرگترین زیورِ شهریاران است. چنان که ننگ داشتن از آموختن و سر باز زدن از جست و جوی دانش، بزرگترین آسیب را بر آنان زند. آن که نیاموزد دانا نشود.









Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-12-2017   #79 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

این مطلب قبل از هر چیزی خودکامگی و دیکتاتوری حاکمان رو نشان میده این پادشاه با چه مجوزی از سر خود فلان شیوه و آئین رو نیکو و پسندیده میوانه و فلان رو ناپسند. متاسفانه دیدکاتوری چند هزار ساله ذهن بعضی دوستان رو جوری مسموم کرده که هر اقدام فلان شاه باستانی رو مثبت ارزیابی می کنند. قدرت در ایران تا قبل از مشروطیت اکثرا مطلق بوده پادشاه هم اجرائیات کشور رو در دست داشته هم قانونگذاری میکرده هم ارتش و نیروی مسلح داشته و هم قضاوت هم میکرده!
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد ...
(بدرود ه.م)
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-12-2017   #80 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"








نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
این مطلب قبل از هر چیزی خودکامگی و دیکتاتوری حاکمان رو نشان میده این پادشاه با چه مجوزی از سر خود فلان شیوه و آئین رو نیکو و پسندیده میوانه و فلان رو ناپسند. متاسفانه دیدکاتوری چند هزار ساله ذهن بعضی دوستان رو جوری مسموم کرده که هر اقدام فلان شاه باستانی رو مثبت ارزیابی می کنند. قدرت در ایران تا قبل از مشروطیت اکثرا مطلق بوده پادشاه هم اجرائیات کشور رو در دست داشته هم قانونگذاری میکرده هم ارتش و نیروی مسلح داشته و هم قضاوت هم میکرده!
تجدید نظر در ایین گذشتگان، نخست از آنچه پدران انوشیروان تا زمان نزدیک ترین پدر ایشان قباد یکم انجام میدادند، آغاز شد؛ همانطور که شاهنشاه ساسانی توضیح میدهد در این راه مهر پدران و خواهش نفس مانع دیدن حقایق و پایمال کردن انصاف نشده است.

اما در مورد قانون گذاری باید عرض شود که توسط روحانیون و بر اساس دستورات دینی انجام میشده و حتی شاه ساسانی تابع قوانین بود. و نه تنها قوانین بلکه عرف و سنت در عملکرد شاه تاثیر داشتند چراکه مشروعیت شاه از همین قوانین و سنت ها می آید و نادیده گرفتن اینها یعنی بی ارزش شمردن مقام پادشاهی.

بزرگان آنچه شاه دستور میداد را بنابر همین معیار می سنجدیدند و کورکورانه اطاعت نمیکردند، برای نمونه زمانی که انوشیروان وصیت میکند فردی به غیر از پسران او جانشینش شود، بزرگان این وصیت را مغایر با سنت و قانون دیدند و به آن عمل نکردند.







Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-14-2017   #81 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها








تجدید نظر در ایین گذشتگان، نخست از آنچه پدران انوشیروان تا زمان نزدیک ترین پدر ایشان قباد یکم انجام میدادند، آغاز شد؛ همانطور که شاهنشاه ساسانی توضیح میدهد در این راه مهر پدران و خواهش نفس مانع دیدن حقایق و پایمال کردن انصاف نشده است.

اما در مورد قانون گذاری باید عرض شود که توسط روحانیون و بر اساس دستورات دینی انجام میشده و حتی شاه ساسانی تابع قوانین بود. و نه تنها قوانین بلکه عرف و سنت در عملکرد شاه تاثیر داشتند چراکه مشروعیت شاه از همین قوانین و سنت ها می آید و نادیده گرفتن اینها یعنی بی ارزش شمردن مقام پادشاهی.

بزرگان آنچه شاه دستور میداد را بنابر همین معیار می سنجدیدند و کورکورانه اطاعت نمیکردند، برای نمونه زمانی که انوشیروان وصیت میکند فردی به غیر از پسران او جانشینش شود، بزرگان این وصیت را مغایر با سنت و قانون دیدند و به آن عمل نکردند.







به چه حقی ایشون حق تجدید نظر داشتند در آیین نیاکان داشتند؟ خوب یا بد کاری ندارم چه کسی قدرت قانونگذاری به شاه یا موبدان داده؟ بعد هم که می گوییم سیستم مورد علاقه شما دیکتاتوری و خودکامگی بوده ناراحت میشوید مملکت ما تا قبل از قاجار و مشروطیت (به جز دوره اشکانیان) تماماً دیکتاتوری و خودرایی محض بوده است ما دیکتاتور خوب و بد نداریم دیکتاتور کلا بد هستش مملکت ما کلا بی قانون بوده یک سری عرف ها و دستورات دینی خشن بوده صرفاً ما سابقه قانون مداری مدرن فقط همان از زمان مشروطه داریم و بس.
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 06-14-2017   #82 (لینک نوشته)
White Tree
 
nsolhdoust's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
به چه حقی ایشون حق تجدید نظر داشتند در آیین نیاکان داشتند؟ خوب یا بد کاری ندارم چه کسی قدرت قانونگذاری به شاه یا موبدان داده؟ بعد هم که می گوییم سیستم مورد علاقه شما دیکتاتوری و خودکامگی بوده ناراحت میشوید مملکت ما تا قبل از قاجار و مشروطیت (به جز دوره اشکانیان) تماماً دیکتاتوری و خودرایی محض بوده است ما دیکتاتور خوب و بد نداریم دیکتاتور کلا بد هستش مملکت ما کلا بی قانون بوده یک سری عرف ها و دستورات دینی خشن بوده صرفاً ما سابقه قانون مداری مدرن فقط همان از زمان مشروطه داریم و بس.
عزیز جانیم! شما خودشو ناراحت نکن... کسی که به پیشوری یک لا قبا می گوید رهبر دموکراتیک و مردمی که به خودش اجازه می دهد جای میلیون ها نفر تصمیم گرفته و بخشی از خاک یک کشور را جدا کند و تقدیم به رهبران دموکراتیک تر از خودش در شوروی نماید نباید از آداب و سنن کهن اینچنین به خشم آید....
__________________
"انوشیروان بزرگ"

هر که باورش بیش power اش بیش "نوید صلح دوست"




nsolhdoust آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 06-16-2017   #83 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
به چه حقی ایشون حق تجدید نظر داشتند در آیین نیاکان داشتند؟ خوب یا بد کاری ندارم چه کسی قدرت قانونگذاری به شاه یا موبدان داده؟ بعد هم که می گوییم سیستم مورد علاقه شما دیکتاتوری و خودکامگی بوده ناراحت میشوید مملکت ما تا قبل از قاجار و مشروطیت (به جز دوره اشکانیان) تماماً دیکتاتوری و خودرایی محض بوده است ما دیکتاتور خوب و بد نداریم دیکتاتور کلا بد هستش مملکت ما کلا بی قانون بوده یک سری عرف ها و دستورات دینی خشن بوده صرفاً ما سابقه قانون مداری مدرن فقط همان از زمان مشروطه داریم و بس.
1. حق قانون گذاری را دین الهی به موبدان و مردان دین داده است. در گذشته و حتی امروز، شیوه زندگی مردم و قوانین بر اساس تعالیم آسمانی بوده است. باید افتخار کرد که ایرانیان یکی از نخستین قانون گذاران بوده اند و در دوران باستان دستگاه قضایی داشته اند.

2. انوشبروان ذکر میکند که "آنچه برای ما، سپاه، و مردم سودمند بود برگرفتیم". یعنی منافع ملی را در نظر میگرفت نه منافع شخصی را، و آنچه اخلاقی و مردمدارانه بود میپذیرفت. صد البته همه موافقتد که سنت های قدیمی و منسوخ، و آنهایی که کارامدی خود را به مرور زمان از دست داده اند، نباید کورکورانه اطاعت شوند و باید در آنها تجدید نظر شود. گاهی کسی جز مقام اول مملکت توانایی لازم برای چنین اقدام جسورانه ای را نداشت، بنابرین باید از انوشیروان تقدیر شود.







Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-17-2017   #84 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها







1. حق قانون گذاری را دین الهی به موبدان و مردان دین داده است. در گذشته و حتی امروز، شیوه زندگی مردم و قوانین بر اساس تعالیم آسمانی بوده است. باید افتخار کرد که ایرانیان یکی از نخستین قانون گذاران بوده اند و در دوران باستان دستگاه قضایی داشته اند.

2. انوشبروان ذکر میکند که "آنچه برای ما، سپاه، و مردم سودمند بود برگرفتیم". یعنی منافع ملی را در نظر میگرفت نه منافع شخصی را، و آنچه اخلاقی و مردمدارانه بود میپذیرفت. صد البته همه موافقتد که سنت های قدیمی و منسوخ، و آنهایی که کارامدی خود را به مرور زمان از دست داده اند، نباید کورکورانه اطاعت شوند و باید در آنها تجدید نظر شود. گاهی کسی جز مقام اول مملکت توانایی لازم برای چنین اقدام جسورانه ای را نداشت، بنابرین باید از انوشیروان تقدیر شود.







1. بعد که ما میگوییم دیکتاتوری مذهبی بوده میگویند خیر اینگونه نبوده!
2. آنچه که انوشیروان کرده بحث خوب و بدش نیست کلا دیکتاتوری از کجا شروع میشه؟ جایی که یک نفر فکر میکنه صلاح مملکت رو خودش از همه بهتر می فهمه.
جناب آرکیموند شما باید تعلق خاطر به گذشتگانتون رو رها کنید و بی طرفانه به بررسی بپردازید ایران ساسانی مد نظر شما چیزی به جز حکومت دیکتاتوری و توتالیته مذهبی و قوانین سفت و سخت دینی و فساد طبقاتی نبوده است.
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 06-19-2017   #85 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"








نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
1. بعد که ما میگوییم دیکتاتوری مذهبی بوده میگویند خیر اینگونه نبوده!
2. آنچه که انوشیروان کرده بحث خوب و بدش نیست کلا دیکتاتوری از کجا شروع میشه؟ جایی که یک نفر فکر میکنه صلاح مملکت رو خودش از همه بهتر می فهمه.
جناب آرکیموند شما باید تعلق خاطر به گذشتگانتون رو رها کنید و بی طرفانه به بررسی بپردازید ایران ساسانی مد نظر شما چیزی به جز حکومت دیکتاتوری و توتالیته مذهبی و قوانین سفت و سخت دینی و فساد طبقاتی نبوده است.
این حرف ها در دو هزار سال پیش مطرح نبوده است. با پیشرفت دانش و بهبود شرایط زندگی و رفاه مردم و آگاهی های عمومی و بعضا دین زدگی و دنیویت این مفاهیم بوجود آمد و مطرح شد. وگرنه اگر شما با انسان دو هزار سال پیش در مورد مشارکت در آینده سیاسی کشور و دیکتاتوری دینی! صحبت می کردید همان فرد خون تان را می ریخت.






Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 09-24-2017   #86 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





بخشی از یک مقاله:

ابوالصلت ثقفى معاصر انوشيروان بود از اوضاع سياسى يمن و رابطه سيف بن ذويزن با هرقل امپراطور روم و با كسرى انوشيروان، آگاه بود, سيف نخست از هرقل (هراکلیوس، امپراطور روم) يارى خواست تا سپاه اشغالگر حبشه را از يمن براند اما مساعدتى نديد، پس به انوشيروان روى آورد و سپاهى بيارى گرفت و حبشه را مغلوب ساخت و كشورش را نجات داد. اين شاعر توانا و مطلع به سياست زمان، قصيده ‏اى در اين باب دارد كه انوشيروان و سپاه او و تمدن ايران را ستوده است، بمراتب بيشتر از فردوسى. اين بيگانه ‏اى است كه ايران را ستوده است. من ترجمه شعر او را مى‏ آورم:


ترجمه:
« انتقام از دشمن را بايد از امثال سيف بن ذويزن آموخت.

چون در دشمن تفرقه افتاد، نزد هرقل رفت تا يارى بخواهد, هرقل وعده داد و عمل نكرد.

آنگاه سيف پس از هفت سال تأخير نزد انوشيروان رفت، خسرو انوشيروان، آزاد مردان (ابناء الاحرار) را از راه دريا بيارى او فرستاد.

چه سخت كوش بودى اى سيف!

چه كسى مى‏تواند با كسرى شاه شاهان و با سردار او« وهرز» در جنگ برابرى كند؟

پيروز باد سپاه ايران كه مانند ندارد.

آنان بزرگان شكوهمند با فروغند، مرزبانان شير صفت‏اند كه بچه‏ هاى خود را در بيشه‏ ها پرورش ميدهند,

ناوك كج كمان‏هاى ايرانيان بى‏ درنگ به هدف مى ‏خورد و دشمن را از پاى در مى ‏آورد.

خسرو، شيرانى را به سوى سگان سياه (حبشيان) فرستاد كه آنان را در پهنه بيابانها پراكندند.

حال اى سيف، دشمن تار و مار شد، خود را به مشك خوشبو كن، و دو جامه برد بپوش.

بزرگوارى اين است كه خسرو انوشيروان كرد,

نه دو كوزه شير تازيان كه آميخته به آب است، و اندكى بعد پيشاب مي شود!
».









ويرايش توسط Archimonde : 09-24-2017 در ساعت 08:25 PM
Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 09-17-2018   #87 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"







ولیدبن عُبیدالله بُحتُری، سراینده و ادیب توانا در مَنبِج، شهر حلب به سال 206 هجری زاده شد و در سال 284 به بیماری سکته درگذشت. وی قصیده‌سرایی نامدار بوده است. از سروده‌های برجسته‌ی او قصیده سینیه می‌باشد که در وصف ایوان کسری، کاخ خسروان شهر تیسفون که تازیان مداین نامیده‌اند، و پرده نقاشی آب و رنگ و پرآوازه‌ی آن، داد سخن داده است. این قصیده به زبان عربی است که در پایین می خوانید:


- لشکر غم و اندوه به جانم تاختن گرفت، پس با شتر راهوار خود روانۀ عروس شهرها یعنی ایوان مداین شدم.

- از دشواری‌ها، سختی‌ها و ویرانی‌هایی که جایگاه دودمان ساسانیان را فرا گرفته است، بس دل‌تنگم و با آن احساس همدردی می‌کنم و بر آن سرم که آرامش از دست رفتۀ خود را بازیابم.

- این دشواری‌های پیاپی و یادآوری و فراموشی آنها برایم پند و درس عبرتی است.

- آثار نابود شده و چشم‌های حسرت‌بار فراوانی در سایه‌ی این کاخ بلند و برافراشته آسوده آرمیده‌اند.

- دَرِ ایوان که از سوی کوه قبق به دو جایگاه به نام: خِلاط و مَکس می‌باشد بسته است.
- گویی زمانه عهد و پیمان خود را سخت شکسته و آن را همچون پیراهنی کهنه از تن به در آورده است.

- به انگیزۀ ناسازگاری و فراز و نشیب روزگار و زیر پا نهادن مهر و دوستی، انگار که ساختار بزرگ شهر مداین به گورستانی مبدل شده است. چون نیک بنگری پنداری، پس از جشن و شادمانی‌ها، شباهنگام در آن جایگاه، سوگ و ماتم به پا خاسته است.

- این کاخ پرشکوه از شگفتی‌های روزگار و چگونگی مردمی خبر می‌دهد که سخن دربارۀ آن هرگز به تیرگی شبهه و یاوه‌سرایی آلوده نمی‌گردد.

- در این هنگام دیدگانت به نقش و نگارهای دیوار ایوان می‌افتد که از نبرد انطاکیه، میان روم و ایران و کشتارها حکایت می‌کند.

- و انوشیروان را می‌بینی که پوششی سبزرنگ بر روی جامه‌ای که رنگ آن با گیاه «ورس» به زردی گراییده است بر تن دارد و با جلال و وقار در زیر درفش کاویانی سپاه خود را با صف‌هایی منظم و استوار سان می‌بیند.

- و نیز در برابر او، رزم‌آورانی را می‌بینی که گویی با آرامش و شکوه همراه با آوایی خفیف در حرکتند.

- و همچنین سربازان نیزه‌افکن را می‌نگری که سر نیزه‌هاشان در برابر پرتو خورشید می‌درخشد.

- پنداری که نقش و نگارها به راستی زنده هستند و جشن زادروز به پا ساخته‌اند. و این پندار همچنان افزایش می‌یابد، مگر اینکه از نزدیک آنها را با دست لمس کنی.

- خداوند از این شراب خلسه‌آور مرا سرشار کناد و از خلسه و نشئه آن برای لشگریان نکاهاد، «سرمستی قدرت و پیروزی را از آنان مگیراد.»

- بر اثر این خلسه و رویا چنان دودلی و شک تو را فرا می‌گیرد که گمان می‌کنی، آیا ستاره است که در شب نورافشانی می‌کند، یا سَیَلانِ فروغ خورشید است که چنین جشنی را نورباران کرده است؟!

- این رویا و خلسه در درون آدمی نشاط و خرسندی برمی‌انگیزاند و هر انسان دل‌آگاه آن را دوست می‌دارد و پذیرای آن است.

- آیا این رویا است که دیدگان شک‌زده‌ام را می‌نوازد؟ یا ایمنی و آرامشی است که گمان و پندارم را دگرگون ساخته است؟!

- از شاهکار هنر معماری است که این کاخ شکوهمند و بلند همچون کوهی بزرگ و سربرافراخته خودنمایی می‌کند. بیننده از دیدن آن شگفتی می‌نماید و سرگشته می‌شود که آیا دست انسان آن را برپا داشته است؟ این بنای پرشکوه به فرمان یکی از پادشاهان بس نیرومند و سربلند ایران انوشیروان ساخته و پرداخته شده است. اما افسوس که این بنای زیبا برای روزگاری پر از شادی برپا شده لیکن ستم روزگار آن را به ماتم‌کده‌ای اندوهبار درآورده است.[/b]


باز نشر از ایران بوم







Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-13-2018   #88 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






Even hundreds years after his time, " Khosrau" was the role model for Persian kings, Muslims caliphates, Ottomans and Even the monian Khans who came to Persia. They saw him as the ideal monarch. He founded the bureaucratic system that was called "Divan" which later was adopted by Muslims caliphates, Ottomans and Mughal empire in India.

سری ویدئوهای بیوگرافی انوشیروان در یوتوب به زبان انگلیسی (پنج قسمت):

https://www.youtube.com/watch?v=bJL2...EC6qWFr-cSpGIm






Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2018   #89 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






انوشیروان دادگر خسرو اول (زایش ۵۰۱ ، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم ، معروف به خسرو (کسری) انوشیروان (نوشیروان) دادگر، شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی بود.

خسرو اول ملقب به انوشیروان دادگر در سال 501 میلادی به دنیا آمد و در سال 579 میلادی هم درگذشت. او فرزند سوم قباد یکم بود. نام پهلوی او انوشگ روان است که انوشگ به پارسی کنونی انوشه است به معنای جاودان و بی مرگ و انوشگ روان یعنی روح جاودان.

البته در آن زمان ارگانی که نام ها را ثبت کند وجود نداشت و به همین دلیل نام ها پس از مدتی تغییر می یافت و نام انوشگ روان هم به نوشه روان ، انوشه روان و انوشیروان تغییر یافت.

خسرو انوشیروان پسر سوم قباد یکم شاهنشاه ساسانی بود. مادر او بنا بر گفته پروکوپیوس تاریخ نگار رومی، دختر ایران اسپهبد بویه، بوده است. به گفته کریستن سن حکایت کتاب خودای نامگ، که گوید مادر خسرو دختر دهقانی از دودمانهای قدیم بود، که قباد در ایام فرار به عقد خود درآورد، افسانه ای بیش نیست. البته این داستان یا افسانه توسط فردوسی نیز در شاهنامه نقل شده است. ریشه شناسی لقب صورت پهلوی واژه ی انوشیروان انوشگ روان است که از دو جزء انوشگ و روان تشکیل شده است. انوشگ (در فارسی کنونی انوشه) به معنی بی مرگ، باقی یا خوش و خرم است. معنی جزء دوم هم که مشخص است. پس انوشه روان را می توان تحت اللفظی روان بی مرگ یا روان خوش و خرم ترجمه کرد. لیکن مورد استعمال این ترکیب در پهلوی شبیه آنِ مرحوم در فارسی کنونی است. مثلاً در کتیبه ی پهلوی یادبودی که در کازرون پیدا شده است، در چند سطر اول چنین آمده است: « این آرامگاه [برای] انوشروان نیکزاد دخت مهرین شاد کرد (ساخته شد)...» پادشاهی و سیاست های داخلی انوشیروان او پسر قباد یکم بود.

به هر روی ، نام این شهریار سترگ و مقتدر هر چه که باشد ، به نظر من پس از کوروش بزرگ و داریوش بزرگ به عنوان سومین پادشاه بزرگ و قابل تحسین ایرانی مد نظر است. امروز درباره شاهنشاهی، می خواهم صحبت کنم که در عین اینکه یکی از سه پادشاه قدرتمند تاریخ ایران زمین بوده است ولی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. به نظر بنده این شاه پارسی علاوه بر قدرت، دارای فهم بالایی بوده است که باعث میشود بر دیگر شاهان ایران برتر باشد. بی شک اگر بخواهیم سه پادشاه نخبه در تاریخ ایران را نام ببریم، بعد از کوروش بزرگ و داریوش اول، سومین نفر کسی نیست جز شاهنشاه خسرو اول ملقب به انوشیروان دادگر، شخصی که علی رقم تمام داستانهایی که درباره اش میگویند، قطعاً شایسته لقب دادگر بوده و است و تنها چیزی که باعث میشود بعد از نامهای کوروش و داریوش اول نام او را بر زبان بیاوریم به دو دلیل است: دلیل اول آنکه او از هخامنشیان نبوده است، به علت برتری هخامنشیان نسبت به پادشاهان ساسانی از نظر شهرت در بین مردم امروز، نام انوشیروان کمرنگ تر از دو پادشاه دیگر است و دلیل دوم هم فاصله تاریخی است که به علت اینکه قدمت شاهان هخامنشی بیشتر است و اول آنها بر روی کار آمده اند نام آنها در ابتدا ذکر میشود، وگرنه اگر جنبه پیامبری کوروش را کنار بگذاریم، تقریباً هر سه پادشاه از نظر انجام کارهای بزرگ در یک سطح قرار می گیرند. در اینکه او آخرین ستاره در تاریخ ایران باستان است هیچ شکی نیست و نکته جالب درباره او این است که در زمان زمامداری وی هیچ کشوری در تجاوز به خاک ایران موفق نبود.

اما کارهایی که او برای آسایش مردم انجام داد عبارتند از:

تعدیل مالیاتها را مقدم داشت و مالیات رعایا را سبکتر کرد.

کار دوم وی این بود که قضاتی را به ولایات فرستاد تا به عرایض مردم رسیدگی و از تعدیات مامورین دولتی جلوگیری کنند.

سومین عمل شاه درباره سرعت دادن به اجرای احکام و جلوگیری از نفوذ متنفذین این بود که ایران را به چهار بخش تقسیم کرد که این قسمتها پادکس نامیده میشدند وبرای هر یک فرماندارانی با اختیارات فوق العاده برگزید.

اما چهارمین کار خسرو این بود که برای اولین بار در تاریخ ایران قشون چریکی را تبدیل به سپاهی دائمی با حقوقی معین کرد که این موضوع یکی از دلایل موفقیت انوشیروان در نبردهایش میباشد.

علاوه بر کارهای فوق، خود شاه بر احکام نظارت داشت تا به سرعت انجام شود. انوشیروان اهمیت خاصی برای زراعت، صنایع و تجارت قائل بود و به همین منظور زمین و دانه به زارع میداد، برای ازدیاد سکنه با استعانت دولت هر مردی را مجبور به ازدواج میکرد، گدا و ولگرد را مجازات می نمود و راه های بسیاری برای رونق تجارت ساخت، در زمان این پادشاه روابط فرهنگی با ملل مختلف مثل هند و روم به وجود آمد که باعث پیشرفت ایران در بعضی از موارد بود. به همین دلایل که در بالا ذکر شد مردم به وی نام شایسته و بلندمرتبه انوشیروان دادگر را دادند و به همین دلیل است که این نام تا به امروز همراه وی مانده است.

جالب است بدانید که تمام جنگهای خسرو انوشیروان نه از روی جهانگیری بلکه برای فراهم کردن آرامش مردم بوده و بس، برای مثال هیاطله ها و خزرها اقوامی بودند که به نواحی مرزی ایران حمله می بردند و مردم را مورد کشتار و غارت قرار میدادند، انوشیروان با آنها به شدت برخورد کرد و کاری کرد که دیگر آثاری از آنها در آن نواحی دیده نشد. انوشیروان مشهورترین و بزرگترین پادشاه ساسانی و یکی از تاثیر گذارترین شاهان ایران در طول تاریخ بوده است.

در زمان او قصرهای باشکوه، شهرها، راه های تجاری، پل ها و سد های بسیاری ساخته شدند که برخی از آنها تا این زمان نیز همچنان پا بر جا هستند. در زمان فرمانروایی او دانش و هنر در ایران و امپراتوری ساسانی به نهایت شکوه و عظمت خود رسیده بود. دوره شاهنشاهی او دوره طلایی امپراطوری ساسانیان شناخته میشود. در زمان پادشاهی پدرش نیز بسیار بر تصمیمات قباد تاثیر گزار بود و پدرش را در لحظات سخت، فراوان یاری نمود. بطوریکه فتنه مزدکیان در دوره پادشاهی قباد توسط کسری ناکام ماند. از آنجا که خسرو اول بسیار انسان فرهیخته و دارای منش والایی بود، بزرگان به او لقب انوشیروان یا دارنده روح جاویدان دادند. انوشیروان مظهر ستم ستیزی و عدل و داد در جهان میباشد و از اینروی به او لقب دادگر داده اند.

او فرمان داده بود که هر ایرانی که احساس مینماید حقش پایمال شده یا به او ستمی روا شده است در هر زمان از شبانه روز بدون توجه به اینکه شاه مشغول چه کاریست، میتواند به نزد شاه آمده و دادخواهی کند و تا زمانی که مشکلش حل نشده از بارگاه شاه نرود. این دستور را به تمامی حاکمان محلی نیز داده بود و آنها را مجبور کرده بود تا همانند خود شاه، چنین کنند.

انوشیروان ارتش را به شیوه ای نوین سازماندهی نمود و یک ارتش حرفه ای و بسیار با دیسیپلین که سربازان آن حقوق منظم دریافت می کردند تشکیل داد. در ابتدای فرمانرواییش صلحی ابدی با امپراتور روم جوستینیان اول منعقد نمود، اما دست اندازیهای رومیان به مناطق مرزی ایران، انوشیروان را وادار نمود تا در سال 540 میلادی با روم وارد جنگ شود. پس از پیروزیهای قاطع ایرانیان پیمان صلحی به مدت 50 سال بین ایران و روم بسته شد و رومیان متعهد شدند تا در این 50 سال همه ساله به ایران خراج بپردازند و ایران نیز در مقابل ان لازیکا را به روم بازگرداند.

در سال 570 میلادی حبشیان به یمن حمله کردند و شاه یمن از خسرو کمک خواست. انوشیروان سپاهی را به به یمن فرستاد و حبشی ها را از آنجا بیرون کرد. از آن زمان تا یورش تازیان، یمن یک استان ایران بود. انوشیروان دادگر دارای شخصیتی بسیار هنر دوست و دانش پرور بوده است و عقاید مخالفان خود را تا جایی که به امنیت کشور لطمه وارد نمی کرد، تحمل می نمود. انوشیروان سیستم مالیاتی کشور را اصلاح نمود و قانون مدونی برای اخذ مالیات بر اساس میزان داراییهای اشخاص وضع نمود تا هم درآمد پایداری برای دولت فراهم شود هم به طبقات کم درآمد فشاری وارد نیاید.

او طبقه دهقان یا همان خرده مالکان را تقویت نمود و برخی مسولیتهای لشکری را نیز به آنان سپرد تا هم پشتوانه محکمی برای ارتش پدید آید هم از قدرت گرفتن بیش از حد اشراف جلوگیری شود. کسری اموال و داراییهایی را که در دوران فتنه مزدکیان از طبقات مختلف مردم گرفته شده بود را به آنان باز گرداند و کشور را از هرج و مرج رهایی بخشید. در دوره شاهنشاهی ساسانیان و بخصوص دوره کسری انوشیروان، بازرگانی در نهایت رونق خود بود و ایران قطب اقتصادی جهان محسوب میشد.

استفاده از پول یکسان در کشور و نوعی بانکداری نیز رواج داشت، بطوریکه واژه چک از زبان فارسی به زبانهای اروپایی رفته است. انوشیروان همچنین یکی از پرکارترین شاهان ایران در زمینه عمران و آبادانی بوده و سدهای فراوانی در دوره او بخصوص روی رودخانه های دجله و فرات ساخته شدند. ساختمان باشکوه طاق کسری در تیسفون نیز در دوره او ساخته شد.

شروع شاهنشاهی خسرو اول آغاز درخشان ترین دوره ی عهد ساسانیان بود. او به مشکلاتی که مزدکیان برای کشور به وجود آورده بودند، خاتمه داد. اصلاحات اقتصادی و مالیاتی کارامدی را انجام داد که باعث پر پول شدن خزانه شاه و به طور همزمان فراهم آمدن رضایت مردم شد.

خسرو ارتش را سازمانی و قدرتی دوباره داد. او در طول دوره شاهنشاهی خود سه بار با امپراتوری بیزانس جنگ کرد، که بار اول با پیروزی های ایران که نقطه عطف آن فتح انطاکیه در سال ۵۴۰ میلادی بود، با قرارداد صلح موقت در سال ۵۴۵ میلادی پایان یافت. بزودی برای بار دوم بین دو قدرت بزرگ جهان در آن زمان جنگ درگرفت و با به نتیجه رسیدن مذاکرات صلح در سال ۵۶۱ میلادی با انعقاد قرارداد صلح پنجاه ساله و خراجگذار شدن روم به شاهنشاهی ایران، جنگ خاتمه یافت. پس از ختم جنگِ روم، کسری در سالهای ۵۶۱ تا ۵۵۸ میلادی، دولت هفتالیان را که در اثر حمله ی یک قبیله ی ترک به سرداری سینجیبو متزلزل شده بود، برانداخت. رود جیحون مرز بین ایران و سرزمین خاقان ترک شناخته شد. این خاقان به زودی برای ایران دشمنی خطرناک تر از پادشاه هفتالیان گردید. بعضی قبایل ترک حتی در قفقاز نمودار شدند و کسری برای اینکه از حملات آنان جلوگیری کند، بر استحکامات قلعه دربند افزود.در قسمت جنوب کسری قدرت خود را بر یمن بسط داد. این مملکت آن زمان در دست حبشیان بود.

وهریز، که یکی از سرداران کسری بود، با اعراب همدست شد و در سال ۵۷۰ میلادی حبشیها را شکست داد و از جانب شاهنشاه به حکومت یمن منسوب شد. در همین سالها، سینجیبو به تحریک بیزانس به ایران حمله کرد ولی استحکامات مرزی ایران جلوی پیشرفت او را گرفت. این رویداد و همچنین اغتشاشاتی که در ارمنستان به تحریک دولت روم درگرفت، باعث برافروختن آتش جنگی دوباره میان ایران و روم شد. یوستینیانوس امپراتور بیزانس که فکر می کرد خسرو دیگر پیر شده است و توانایی اداره جنگ را ندارد با پشتیبانی ارمنیان مسیحی به ایران حمله کرد و شهر نصیبین را به محاصره درآورد. ولی خسرو موفق شد او را به سختی شکست دهد و با پیشروی در خاک بیزانس قلعه دارا را نیز به اشغال خود درآورد.

در بین جنگ، تیبریوس امپراتور بیزانس شد و پس از چندی کش و قوس مذاکرات صلح بین دو قدرت آغاز شد ولی خسرو در سال ۵۷۹ میلادی درگذشت و نتیجه صلح را ندید. در روایات شرقی خسرو اول نمونه دادگستری است و مولفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف کوشش او برای حفظ عدالت نقل کرده اند.

همچنین عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با شاهنشاهی خسرو اول آغاز می شود. در زمان وی کتاب کلیله و دمنه از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ساسانی ترجمه شد، آزادی مذهبی برای ادیان غیر زرتشتی، مانند مسیحیت و یهودیت وجود داشت . هفت تن از فیلسوفان یونان در نتیجه تعطیلی مدرسه ی فلسفه آتن توسط امپراتور بیزانس و تعدیاتی که به حکما کردند به تیسفون و ربار خسرو پناه آوردند. از قیودی که برای سایر مذاهب غیر مسیحی در کشور روم قائل شده بودند، می توان قیاس کرد که دربار ایران نسبت به آزادی مذهب دارای چه عقیده و مقام عالی بوده است.

در این دوره بازی چترنگ یا شطرنج نیز از هند به ایران آورده شد. تیسفون پایتخت دولت شاهنشاهی ایران در عهد خسرو اول به منتهای وسعت خود رسید. دانشگاه پزشکی گندی شاپور در زمان خسرو از رونق خاصی برخوردار بود و مرکز علم پزشکی جهان به شمار می آمد. مسیحیان نستوری که در قرن پنجم میلادی از روم طرد شدند، به ایران پناهنده شدند و پزشکان حاذقی که در بین اینان بودند در مدارس پزشکی ایران از جمله گندی شاپور مشغول به کار شدند.

قباد پدر انوشیروان در سال ۵۳۱ میلادی درگذشت. انوشیروان پس از قباد بر سر پادشاهی با برادران خود کاوس یا کیوس معروف به پتشخوارگرشاه، و جام به ستیزه برخاست و بیاری مهبود (ماهبد) از خانواده ی بزرگ سورن، بپادشاهی رسید. کشورداری انوشیروان دوران پادشاهی خسرو انوشیروان درخشانترین دوره ی عهد ساسانی است. فرقه ی مزدکی مغلوب و سرکوب شده بود در داخله صلح و سلم حکمفرما بود. در روایات شرقی خسرو انوشیروان نمونه ی دادگستری و جوانمردی و رحمت است و مؤلفان عرب و ایرانی حکایات بسیار در وصف جد و جهد او برای حفظ عدالت نقل کرده اند. مشهورترین بنایی که پادشاهان ساسانی ساخته اند قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری می نامند و هنوز ویرانه ی آن موجب حیرت است. ساختمان این بنا را به خسرو انوشیروان نسبت داده اند. وی ترتیب خراج ملک و ضبط لشکر داد و دفتر عرض و عارض، او پیدا کرد. کتاب کلیله و دمنه در عهد او از هند به ایران آوردند. عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ایران با سلطنت خسرو انوشیروان آغاز می شود. ایران در زمان انوشیروان چنان عظمتی یافت که حتی از عهد شاهپوران بزرگ نیز درگذشت و توسعه ی ادبیات و تربیت معنوی این عهد را کیفیت مخصوص بخشید.

سرکوب مزدکیان و اعتلاء دادن به آیین زرتشت با آنکه قتل و کشتار پیروان مزدک در اواخر عهد قباد روی داد، عامل اصلی این واقعه، خسرو انوشیروان بود که پیروان مزدک ولیعهدی وی را بخطر انداخته بودند و طبیعی است که او در آغاز سلطنت خویش نیز، در قلع و قمع بقایای پیروان مزدک دست به اقدامات جدی و شدیدی زده باشد. سرکوبی مزدکیان، آیین زرتشت و طبقه ی روحانیان را اعتلاء فوق العاده داد. در این ایام برای مقابله با تحریکات مسیحی و بیزانس و برای جلوگیری از بدعتهایی که در داخل ممکن بود اساس سلطنت را متزلزل کند، وجود یک آیین ملی لازم بنظر می آمد. بطور کلی تا عهد خسرو انوشیروان تاریخ ساسانیان عبارت شد از، سعی در تقویت آیین ملی به منظور مبارزه با مذاهب تفرقه انگیز غیرملی، یا تسامح در مقابل اینگونه مذاهب به قصد مقاومت در برابر نفوذ طبقه ای که آیین ملی در دست آنها وسیله ای می شد برای کسب قدرت و اعمال نفوذ در امور حکومت.

در بین کسانی که مشرب تسامح را در مسائل دینی جهت جلوگیری از قدرت گرفتن موبدان بکار بردند می توان از یزدگرد اول و قباد نام برد. شاهپور دوم و خسرو انوشیروان کسانی بودند که در جهت تأمین وحدت کشور و به قصد مبارزه با عوامل مخالف، آیین زرتشت را با قدرت و شدت ترویج کردند. آنچه این اقدام خسرو انوشیروان را بیشتر تثبیت نمود، توفیق او در جمع آوری اوستا بود. سیاست انوشیروان نسبت به مسیحیان آنچه از وقایع بر میاید، این است که انوشیروان نسبت بمذهب مسیحی، نظر سیاسی داشته، یعنی اساساً بر ضد این مذهب نبوده، ولیکن چون عیسوی ها را آلت دست رومی ها می دانسته، نسبت به آنها ظنین و مراقب بوده است. انوشیروان نسبت به مسیحیانی که از روم رانده شده و به دربار او پناه آورده بودند، مساعدت کرده و هفت تن از فیلسوفان اسکندریه را در دربار خود پذیرفته و با آنها مهربانی کرد.

نسطوریها که از نقطه ی نظر عیسوی ها، در آن زمان فرقه ی ضاله محسوب و تعقیب می شدند و به دربار ایران پناه آورده بودند، مورد توجه انوشیروان واقع شدند، بطوریکه کلیساهای آنها در تاریخ مذهب عیسوی، کلیساهای ایرانی نامیده شدند. نسطوریها از این وضع استفاده کرده، در انتشار مذهب عیسوی جد و جدیت حیرت انگیزی بروز دادند. در زمان انوشیروان در هرات و سمرقند کلیساهای آنها دایر بود و در زمان های بعد مبلغین آنها تا چین و هند هم رفتند. در اوایل سلطنت انوشیروان پسر او انوشه زاد بر پدر یاغی شد ولی بزودی گرفتار گردید و چشمان او را در جند شاپور میل کشیدند، نوشته اند که انوشه زاد مسیحی بود و مسیحیان از او حمایت می کردند. بدین مناسبت اشخاص زیادی از مسیحیان پیرامون این واقعه گرفتار و مجازات شدند.

تشکیلات نظامی در دوران انوشیروان در دوران ساسانیان، بیشتر مقام ها، از جمله پایه ها و درجات نظامی موروثی بودند. فرمانده ی کل نیروهای مسلح ایران تا سده ی ششم میلادی ایران سپهبد (ایران سپاهبذ) بود که از سوی انوشیروان این مقام ملغی شد. انوشیروان، ایران را به چهار بخش تقسیم کرد و در رأس هر یک از این بخش ها یک اسپهبد (سپاهبذ، فرمانده ی لشکر) جداگانه ای قرار داد. زیرا تمرکز قدرت نظامی در دست یک فرمانده، ممکن بود به کسب نیروی عظیم و طمع در تاج و تخت و وارد آوردن فشار بر شاهنشاه منجر گردد. تقسیم مناطق تحت نفوذ هر اسپهبد به شرح زیر بود:

اسپهبد شرق افواج خراسان و سکستان و کرمان

اسپهبد جنوب افواج پارس و خوزستان

اسپهبد مغرب افواج عراق را تا سرحد دولت بیزانس

اسپهبد شمال افواج ممالک ماد بزرگ و آذربایجان را بفرمان خود داشت

اسپهبدان مأمورین مهم دولت بشمار می رفتند و هر کدام در قلمرو خود صاحب اختیار بودند و بر یک ربع مملکت حکومت می کردند و معاونی در اختیار داشتند، موسوم به مرزبان. مرزبانان فرمانفرمای ایالت ها بودند. همچنین یعقوبی ذکر کرده است که هر اسپهبد (فرمانده ی لشکر)، یکنفر پاذگوسپان تحت امر خود داشت.

سیاست های خارجی انوشیروان خسرو انوشیروان در برابر زیاده خواهی های رومی ها ایستاد، حبشهای ها را از یمن بیرون کرد، به یورش های هپتالیان به خاک ایران پایان داد، دانشگاه گندی شاپور را به کوشش وزیر خردمندش، بزرگمهر، رونق داد و سازمان اداری، مالی و ارتش پارس را بهبود بخشید. در نزدیک ۵۰ سال فرمانروایی انوشیروان (۵۷۹ - ۵۷۹ میلادی)، سرزمین ایران از سند تا دریای سرخ گسترش یافت. عقد و نقض قرارداد صلح بین خسرو انوشیروان و یوستی نیانوس یکم با مرگ قباد در سال ۵۳۱ خسرو انوشیروان که به موجب وصیت و در دنبال تشبث ها و توطئه های بسیار به عنوان ولیعهد جای او را گرفت، خود را چنان با مسایل داخل درگیر یافت که امکان ادامه ی جنگی که در سال های آخر سلطنت پدرش با روم در جریان بود، نیافت.

یوستی نیانوس یکم هم که خود در غرب و در آفریقا درگیری های بسیار داشت نمی توانست قسمت عمده ی سپاه خویش را در آسیا نگهدارد. ازین رو با جلوس خسرو، طرفین در سال ۵۳۲ قراری برای صلح و اتحاد نهادند. متارکه ی جنگی ای که یوستی نیانوس یکم با انوشیروان بست، هر چند موقت بود فرصتی برای هر دو طرف شد که به اصلاحات اجتماعی، وضع مقررات و قوانین جدید بپردازند. انوشیروان در این زمان توانست نظمی به آشفتگی های اجتماعی بدهد و خزانه ی حکومت را تقویت کرد. همچنان با تأمین نسبی عدالت و تقویت سپاه مرزهای خویش را در مقابل تاخت و تاز طوایف بدوی مجاور حفظ نموده، در برابر آنها استحکاماتی درست کرد. همانگونه که توسعه ی قدرت او باعث نگرانی بیزانس شد، کامیابی های یوستی نیانوس یکم در جنگ کارتاژ و آفریقا با وندال ها، و در جنگ ایتالیا با اقوام گوت شرقی، خسرو را از اینکه توسعه ی قدرت بیزانس برای ایران مایه ی زحمت و تهدید شود، نگران کرد.

خسرو از قدرت روز افزون یوستی نیانوس یکم احساس خطر کرده و در نقض صلح، پیشدستی نموده و بهانه ی اینکار را مداخله ی یوستی نیانوس یکم که بدون مشورت با وی بین حارث بن جبله ی غسانی و منذر بن نعمان لخمی حکمیت کرده بود، قرار داد.



جنگ اول با بیزانس

انوشیروان با لشکری بزرگ در سال ۵۳۹ میلادی از دجله و فرات گذشته و به سوریه وارد شد. شهرهایی که با دادن فدیه و هدایا نسبت به شاه اظهار انقیاد کردند، از غارت در امان ماندند اما شهر انطاکیه (در آن زمان این شهر معتبرترین شهر شام بود.) به سبب مقاومت سختی که نشان داد، عرضه ی قتل و غارت شد.

انوشیروان بدون اینکه دیگر در سوریه و بین النهرین با مقاومت قابل ملاحظه ای روبرو بشود، فاتحانه به تیسفون بازگشت. بعد از آن نزدیک به بیست سال این زد و خوردهای خونین بطول انجامید، که گاه پیروزی از آن ایران و گاه از آن بیزانس بود. عاقبت متارکه ای موقت و بار دیگر صلحی پنجاه ساله، در سال ۵۶۱ میلادی به این جنگ پایان داد و طرفین به اراضی سابق برگشتند. برانداختن دولت هفتالیان پس از ختم جنگ روم، انوشیروان دولت هفتالیان را که در اثر حمله ی یک قبیله ی ترک به سرداری سین جیبو یا سیلزیبول متزلزل شده بود، برانداخت. رود جیحون سرحد بین ایران و سرزمین خاقانات غربی ترک شناخته شد. این اولین باری بود که نام آنها در مآخذ غربی ذکر می شد. این خاقانات به زودی برای ایران دشمنی خطرناک تر از پادشاه هفتالیان گردید. سین جیبو سغد و بخارا و ولایات واقع در مشرق جیحون را از چنگ هفتالیان بیرون آورد و خسرو نیز که با آنان همدستی و اتحاد داشت، ولایات قسمت غربی را ضمیمه ایران کرد. ولایت باختر (بلخ) نیز به ایران الحاق یافت و گویی بدینگونه انتقام شکست و قتل پیروز یکم گرفته شد ساختن شهر رومیه برای کوچ یافتگان شهر انطاکیه خسرو پس تسخیر انطاکیه (انتاکیا در جنوب ترکیه ی امروزی) و به اسیر گرفتن مردم آن، در مجاورت تیسفون، شهری همانند انطاکیه بساخت که رومی ها آن را رومیه نامیدند و ایرانی ها آن را وه انتیو خسرو، یعنی شهر خسرو که بهتر از انطاکیه است.

خسرو مردم انطاکیه را در آنجا مقر داد و یکی از مسیحیان اهواز را که براز نام داشت، به کارشان گماشت و بر اهل حرفه ی شهر ریاست داد و این از روی رأفت با اسیران بود که به سبب همکیشی با براز انس گیرند تسخیر یمن و بسته شدن راه بازرگانی، دریایی روم در زمان انوشیروان یکی از شاهزادگان خاندان حمیر که در یمن سلطنت داشت، بدربار ایران پناهنده شد و برای استرداد تاج و تخت از دست رفته، از انوشیروان استمداد کرد.

توضیح آنکه در اوایل قرن ششم میلادی حبشه ای ها (اتیوپی ها) که مسیحی بودند، یمن را تصرف کردند و پادشاه حبشه، ابرهه، سلطه ی خود را در یمن محکم نموده و کلیساهایی در صنعا بنا کرد. امپراتور روم از این اوضاع خوشنود و انوشیروان ناراضی شد، این بود که از پناهنده شدن شاهزاده ی مزبور استفاده کرده، وهریز نامی را با قشونی برای تصرف یمن فرستاد.

این سردار در سال ۵۷۶ میلادی از راه خلیج فارس به یمن رفته و عدن را تصرف و حبشی ها را از یمن اخراج کرده و سلطنت خانواده ی حمیر را در یمن برقرار نمود. پادشاهان حمیر از این ببعد دست نشانده ی ایران گشتند، وهریز و سپاهیان ایرانی در آنجا مانده، با اهالی مخلوط شدند، چنانکه اعراب دوره ی اسلامی آنها را ابناء می گفتند. این سرزمین تا ظهور اسلام همچنان در دست ایران باقی ماند. از آنجا که در این زمان بخاطر جنگ ها و فتوحات انوشیروان، تجارت ابریشم از راه زمین، برای روم مشکل شده بود، راه دریایی ای که از طریق سیلان و دریای هند به یمن و بنادر جنوب عربستان می آمد، اهمیت یافته بود. به همین جهت بیزانس برای تسلط بر یمن اهمیت خاصی قائل بود.از این رو فتح یمن به وسیله ی ایران، در عین حال جوابی بود که خسرو به مذاکرات تحریک آمیز و ماجراجویی هایی می داد که از چندی پیش، بین بیزانس و خاقان ترک بر ضد ایران در جریان بود.

شروع جنگ مجدد با بیزانس و تسخیر قلعه ی دارا بدست انوشیروان

اقدام خسرو در راندن حبشی ها از یمن برای یوستین دوم که از سال ۵۶۵ میلادی جانشین یوستی نیانوس یکم امپراتور قبلی شده بود، همچون تجاوز به حریم نفوذ بیزانس تلقی می شد. پس از بسته شدن راه بازرگانی یمن طبیعی بود که بیزانس برای تجدید فعالیت راه زمینی به مذاکره با ترکان وادار شود، بالاخره بدنبال مذاکرات طولانی با خاقان ترک که نامش دیزابول بود، وی متعهد شد در جنگ با ایران در کنار بیزانس قرار بگیرد. یوستین دوم پادشاه بیزانس برای شروع جنگ لشکری به نصیبین فرستاد ولی خسرو که فرماندهی جنگ را برعهده داشت نصیبین را از محاصره نجات داده، انطاکیه را آتش زد و حتی قلعه ی شهر دارا را هم گرفت.

برای یوستین دوم ضربت دشمن با چنان لطمه ی روحی همراه شد که از خجالت کارش به جنون کشید و خود به ناچار، استعفا داد. تیبریوس دوم کنستانتین جانشین او نیز، چاره ای جز درخواست صلح نداشت. در پیشنهاد صلحی که داده شد قسطنطنیه آماده بود گرجستان و ارمنستان را به ایران واگذارد و بجای آنها قلعه ی شهر دارا را که فقدانش باعث استعفای یک امپراتور شده بود، بازپس ستاند. نزدیک بود درین باره توافق صورت گیرد که ناگهان خسرو در سال ۵۷۹ میلادی وفات یافت آری به راستی لقب دادگر برازنده است برای خسرو انوشیروان، البته باید در اینجا از یکی از بزرگترین وزرای ایران نام ببرم که بر کارهای انوشیروان تاثیر بسزایی داشته و او کسی نیست جز بزرگمهر یا همان بوذرجمهر که علاوه بر اینکه شخصی با خرد و دانشمند بوده مخترع بازی زیبای تخته نرد نیز می باشد (این بازی برای مقابله با شطرنج که از هند به ایران آمده بود اختراع شد. البته راجع به بازی شطرنج و تخته نرد همراه با عکس در آینده به صورت کامل صحبت خواهد شد). در پایان روی صحبتم به کسانی است که با شنیدن داستانهای خیالی مثل داستان آن شخص کفاش که دوست داشت فرزندش در کنار شاهزادگان به تحصیل بپردازد و یا جریان قاطری که ریسمان دادگری را به صدا در آورد که بیشتر شبیه به یک دروغ است، تحت تاثیر قرار میگیرند و از نام انوشیروان بزرگ به بدی یاد میکنند و تصور می کنند که این شاه یک پادشاه بیخرد بوده است، لطفاً اینگونه درباره اشخاصی که خیلی از ملل آرزوی داشتن آنها را در تاریخ خود دارند صحبت نکنید و سعی کنید که بیش از پیش به معرفی افتخارآفرینان این آب وخاک بپردازید.







Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

برچسب ها
نوشین روان خسرو قبادان, انوشیروان, انوشیروان بزرگ, انوشیروان عادل, خسرو یکم, خسرو انوشیروان, شروین

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:59 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.