"انوشیروان بزرگ"
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ > تاریخ ایران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-25-2017   #1 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

لامپ روشن "انوشیروان بزرگ"

"انوشیروان بزرگ"




در میان شاهان ایران نام چند نفر درخشان تر و برحسته تر از دیگران است، کوروش که شاهی خوشنام و عادل بود و از آنجا که نخستین فاتح بزرگ پارسیان بود، تاریخ پارس از زمان او آغاز می شود. داریوش که ایجاد کنندۀ امپراطوری پارس بود و بزرگترین قلمروی پادشاهی را در تاریخ ایران داشته است، با اصلاحاتی که او انجام داد و نو آوری هایی که او داشت، داریوش در دنیا به عنوان بزرگترین شاهنشاه هخامنشی شناخته می شود.

بنا به نظر بسیاری از مورخین، اگر تنها یک نفر از شاهان ایران از جهت درایت و مدیریت و شجاعت و شکوه قابل مقایسه با داریوش بزرگ باشد، او بدون شک انوشیروان ساسانی است. واضح است که به چه علت در مورد هر سه پادشاه نامبرده در فضای مجازی سیاه نمایی می شود، دشمنان ایران با دست گذاشتن بر روی درخشان ترین شخصیت ها، سعی در تخریب کلیت تاریخ ایران دارند.

از آنجا که در گذشته به قدر کافی در این تالار به انوشه روان بزرگ پرداخته نشده است، بنده در این جستار مطالبی برای شناساندن این شخصیت برجسته و بزرگ قرار می دهم که بدانید برتری های او چیست؟ چگونه است که نام او تا کنون زنده مانده است؟ چرا تا این اندازه در ادبیات عامۀ مردم از او به نیکی یاد می شود؟ و به چه دلیل دشمنان ایران تا این حد از او نفرت دارند؟

فهرست موضوعی:
خسرو انوشیروان در ﺩﺍﺋﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ دموکراسی
مختصری در مورد چهره انوشیروان در منابع ادبی
نابود کردن سپاه حبشه و جلوگیری از تخریب خانه خدا
خلاصه ای بر دومین دوران طلایی ساسانیان
ورود فلسفۀ غربی به ایران در زمان انوشیروان
مقبره انوشیروان ساسانی در روایت های دوره اسلامی
وصیت‌نامۀ انوشیروان بزرگ
روایت هایی از بخشش و بزرگواری خسرو
نظام طبقاتی جامعه ایران (1) (2) (3)
بازنگری در آیین های کهن
انوشیروان در اشعار عربی (1) (2)
در حدیثی از پیامبر اسلام



آخرین به روز رسانی: شهریور 97

__________________
هر شخصیّت مهم، دو وجۀ تاریخی و فراتاریخی دارد. وجۀ تاریخی که معمولاً وجوه مثبت و منفی را توأمان دارد، حاصل گزاره‌ها، اسناد و مدارک تاریخی است؛ امّا وجۀ فراتاریخی به «فرامتن» تعلّق دارد و ماحصل متغیّرهایی بیرون از تاریخ، و تابع شرایط نزدیک به حال است.

_سهند ایرانمهر

ويرايش توسط Archimonde : 4 هفته پيش در ساعت 01:13 AM
Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
10 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #2 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






خسرو انوشیروان در ﺩﺍﺋﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ دموکراسی

در ﮊﺍﻧﻮﻳﻪ ﺳﺎﻝ 560 ﻣﻴﻼﺩﻱ ‏، ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ـ ﺷﺎﻩ ﺳﺎﺳﺎنی ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺪﺍﻥ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﺎﻻﺭ ﺗﻴﺴﻔﻮﻥ برای ﺍﻃﻼﻉ ﺍﺯ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺑﺮﭘﺎیی ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺟﺸﻦ ﺳﺪﻩ ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﻛﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺭﻭﺯ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﻭﺯ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻳﻚ ‏«ﺩﻫﮕﺎﻥ ـ ﺩﻫﻘﺎﻥ‏» ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎ ، ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ، ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺿﺮﻭﺭﺕ، ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﺳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺩﺍﻭﺭی برای ﺣﻞ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑَﺮﺯﮔﺮ ﻭ ﺍَﺭﺑﺎﺏ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﺩﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻢ ﺑَﺮﺯﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺻﺎﺣﺐ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻛﺸﺖ میﻛﻨﺪ تا ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺍﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﻻﻳﻖ، ﻣُﻨﺼِﻒ، ﺍﻣﻴﻦ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻛﻮﭼﻚ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﻣﺠﺎﻭﺭ ﻫﻢ ﻳﻚ ﺩﻫﮕﺎﻥ ‏( کدخدا ) ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺍﻳﻦ ﺩﻫﮕﺎﻥ ﻳﻚ ﺗﻜﻠﻴﻒ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺭﻭﺳﺘﺎ، ﻧﺎخرسندی‌های محلی ﻭ ﺳﺘﻤﮕﺮﻱ ﻭ ﺍﺟﺤﺎﻑ ﻣﻘﺎﻣﻬﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﻭ ﺍﺭﺑﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﺷﺨﺺ ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺩﻫﮕﺎﻧﺎﻥ ﺑﺮﻛﻨﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻭ ﻛﻔﺎﻳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻣﻴﻬﻨﻲ ﺍﻳﻦ ﺩﻫﮕﺎﻧﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﭼﺸﻤﺪﺍﺷﺖ ﺑﻜﻮﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺮﻭﺯ ﺧﻄﺮ ﺑﺎ ﺑﺴﻴﺞ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ، ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻣﺪﺩﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﺸﺎﺭﮐﺖ ﻛﻨﻨﺪ. همچنین ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﺷﺨﺼﺎ ﺑﻪ ﺷﮑﺎﯾﺎﺕ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻧﯿﺰ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻋﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ.

ﺍﻳﻦ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻛﻪ ﺷﺮﺡ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﺋﺮﺓ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ دموکراسی ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﻳﺞ تحت ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏«ﮔﺮﺍﺱ ﺭﻭﺗﺲ ﺩﻣﮑﺮﺍﺳﯽ‏»* ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﺳﺮﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺍﻣﻮﺭ ﻗﻀﺎﻳﻲ ﻭ ﺍﺩﺍﺭی، ﻭﺿﻊ ﺿﻮﺍﺑﻂ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺗﻲ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺩﺍﺭﺍﻟﺘﺮﺟﻤﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﻟﺘﺤﺮﻳﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﺮ ﻛﺘﺎﺏ، ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭﺭﺯﺵ، ﻫﻨﺮ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﻫﺎی ﺳﺎﻟﻢ، ﺭﻫﺒﺮی ﻣﻤﺘﺎﺯ ﻭ ﺷﺎﺧﺺ ﺍﺳﺖ. ﻣﻮﺭّﺧﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻗﻀﺎیی ﻭ ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻖ ﻭ ﺭﺳﻴﺪﮔﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺒُﺮﺩ ﺗﻤﺪﻥ ﺑﺸﺮ ﻛﻤﻚ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻛﺮﺩ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻛﺮﺩﻩ، ‏«ﺩﺍﺩﮔﺮ‏» ﻟﻘﺐ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ‏«ﺍﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ ﺩﺍﺩﮔﺮ‏» ﺧﻄﺎﺏ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ.

ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﻫﺠﺪﻫﻢ ﻣﯿﻼﺩﯼ، ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺎﻥ ﺯﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺵ ﺧﺴﺮﻭ ﺍﻧﻮﺷﯿﺮﻭﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩ. ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺻﻔﻮﯼ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺖ، ﺷﺎﻩ ﻋﺒﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻥ ‏«ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺍﺳﻄﻪ» ﺍﺯ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ شب ها به گونه ای ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﭘﺲ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺷﻪ ﻭ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﻪ ﭘَﺮﺳﻪ ﺯﻧﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ.

پس از پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه، لنین به اقتباس از شاه ساسانی ایران [خسروانوشیروان] این ابتکار را اجباری کرد که پس از مرگ او در 21 ژانویه 1924 دیری نپایید و حذف تماس مستقیم مقامات و مردم از علل فروپاشی نظام کمونیستی روسیه بشمار آورده شده است.


* Grassroots democracy = People or society at a local level rather than at the center of major political activity

بر گرفته از وبسایت دکتر کیهانی زاده






Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
7 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

این شاه عادل همونی نیست كه به یك بچه كفاش اجازه تحصیل نداد؟ فقط به خاطر طبقه اجتماعی؟!!
قدیس ساختن از دیکتاتور های باستانی دوره اش تمام شده است.
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد ...
(بدرود ه.م)
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #4 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
این شاه عادل همونی نیست كه به یك بچه كفاش اجازه تحصیل نداد؟ فقط به خاطر طبقه اجتماعی؟!!
قدیس ساختن از دیکتاتور های باستانی دوره اش تمام شده است.
درود
در منابع ادبی در مورد انوشه روان افسانه سرایی زیاد شده است، همانطور که عرض شد از این پادشاه در ادبیات عامۀ مردم به کرات یاد شده است. ولی بیشتر این روایات فاقد سند معتبر هستند، از جمله این روایات میتوان ریسمان عدالت، ماجرای کفشگر، و حتی داستانی در نصیحه الملوک امام غزالی که بر طبق آن مامون جسد انوشیروان را پیدا کرده بود را مثال زد:

مأمون دخمه کسری نوشروان را بازجست و باز کرد و چهره او را بدید همچنان تازه و جامه بر وی تازه و انگشتریِ انگشت وی یاقوت سرخ بود که هرگز چشم مأمون چنان ندیده بود و بر نگین نبشته بود که "به مه نه مه به" مأمون بفرمود تا جامه زربفت بر وی پوشیدند و خادمی از آنِ مأمون انگشتری را از دست او بیرون کرد و پنهان کرد. پس مأمون خبر یافت.خادم را بکشت و انگشتری برده باز در انگشت وی کرد و گفت این خادم ما را رسوا کرده بود تا قیامت بگفتندی که مأمون از انوشروان انگشتری باز کرد.

تمامی این روایات از انوشیروان چهره ای مثبت به نمایش می گذارند. داستان کفشگر هم که پرسیدید همینطور است. باید بگویم که فردوسی این داستان را آورده است، بنا به نظر فردوسی و ایرانیان روزگار او، کار انوشیروان کار خوبی بوده است و فردوسی برای تمجید از تصمیم این شاه این داستان را نوشته است؛ حال آنکه در زمان ما این امری ناپسند تلقی می شود. همانطور که گفته شد، این داستان ها پشتوانۀ تاریخی و مستند ندارند و صرفا داستان هایی هستند آموزنده و دارای جنبه های اخلاقی.

پرسش اصلی این است که مردم ایران به چه پشتوانه تاریخی انوشیروان را تا این حد خوب می دانند؟ در این جستار به پاسخ این پرسش پرداخته می شود.






ويرايش توسط Archimonde : 02-25-2017 در ساعت 08:50 PM
Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

پرسش اصلی این است که مردم ایران به چه پشتوانه تاریخی انوشیروان را تا این حد خوب می دانند؟
پاسخ ساده است، به علت خو كردن به دیکتاتوری و ظلم. همچنین كه خیلی از بردگان ارباب خود را می پرستیدند و بردگی رو حق مسلم خود می دانستند و در شکنجه و قتل سایر بردگان مشارکت می كردند.
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #6 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
پاسخ ساده است، به علت خو كردن به دیکتاتوری و ظلم. همچنین كه خیلی از بردگان ارباب خود را می پرستیدند و بردگی رو حق مسلم خود می دانستند و در شکنجه و قتل سایر بردگان مشارکت می كردند.
این نظر شماست و من با این مخالفم، اگر اینطور بود از ضحاک هم باید به خوبی یاد می شد. شاهان دیگری هم هستند که اگرچه نقاط مثبتی هم دارند، اما در ادبیات ایران عمدتا" به عنوان نقش منفی از آنها یاد می شود. مانند جمشید و کیکاووس. در گذشته تصور می شد که این افراد شخصیت های واقعی هستند، مردم ایران این شخصیت ها تعارف نداشتند و نقاط منفی شان را روایت کرده اند، همانطور که جمشید به نماد غرور و عصیان و ناشکری تبدیل شد و کیکاووس به نماد زیاده خواهی و خود بزرگ بینی و کوته فکری.

از میان شاهان ساسانی هم بیش از همه از انوشیروان نام برده شده است تا جایی که حتی کسانی که از تاریخ ساسانی هیچ نمیدانند نام او را بار ها شنیده اند و اورا می شناسند. زمانی که نام انوشیروان به میان می آید همۀ مردم بی اختیار بعد از آن می گویند "عادل" آیا تصور می کنید این اتفاق تصادفی است؟ منابع تاریخی را بررسی می کنیم و خواهیم دید. مطالبی که من قرار دادم و در ادامه قرار می دهم بخوانید.





Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-25-2017   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها






این نظر شماست و من با این مخالفم، اگر اینطور بود از ضحاک هم باید به خوبی یاد می شد. شاهان دیگری هم هستند که اگرچه نقاط مثبتی هم دارند، اما در ادبیات ایران عمدتا" به عنوان نقش منفی از آنها یاد می شود. مانند جمشید و کیکاووس. در گذشته تصور می شد که این افراد شخصیت های واقعی هستند، مردم ایران این شخصیت ها تعارف نداشتند و نقاط منفی شان را روایت کرده اند، همانطور که جمشید به نماد غرور و عصیان و ناشکری تبدیل شد و کیکاووس به نماد زیاده خواهی و خود بزرگ بینی و کوته فکری.

از میان شاهان ساسانی هم بیش از همه از انوشیروان نام برده شده است تا جایی که حتی کسانی که از تاریخ ساسانی هیچ نمیدانند نام او را بار ها شنیده اند و اورا می شناسند. زمانی که نام انوشیروان به میان می آید همۀ مردم بی اختیار بعد از آن می گویند "عادل" آیا تصور می کنید این اتفاق تصادفی است؟ منابع تاریخی را بررسی می کنیم و خواهیم دید. مطالبی که من قرار دادم و در ادامه قرار می دهم بخوانید.





اولا ایران متاسفانه تا قبل مشروطه عموما نظام حقوقی به سبك رومی-ژرمنی نداشته كه بشه مفهوم عدالت رو در قالب سیستم قضایی درك كرد اگر یك ظالمی كمتر از ظالمان قبلی ظلم میكرد میشد عادل! حال اگر اون ظالم یه كار مثلا وضع اقتصادی و اجتماعی هم كمی در دوره اش رونق داشت دیگر در حد خدایی هم میرسید.
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-25-2017   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mr.cloudy's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

نوشته اصلي بوسيله captain_haddock نمايش نوشته ها
اولا ایران متاسفانه تا قبل مشروطه عموما نظام حقوقی به سبك رومی-ژرمنی نداشته كه بشه مفهوم عدالت رو در قالب سیستم قضایی درك كرد اگر یك ظالمی كمتر از ظالمان قبلی ظلم میكرد میشد عادل! حال اگر اون ظالم یه كار مثلا وضع اقتصادی و اجتماعی هم كمی در دوره اش رونق داشت دیگر در حد خدایی هم میرسید.
ما در مورد بیش از 1400 سال پیش صحبت می کنیم و مشخصا نمیشه نظام حقوقی نوین فعلی رو
ملاک خوبی برای مقایسه قرار داد . هر تمدنی نوعی دستگاه دیوانی مخصوص خود را داشت که در گذشته
تمدن هایی مانند ایران و روم و چین را میتوان جز کشورهای پیشتاز جهان ان زمان دانست .
mr.cloudy آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2017   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
moony's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

" به تفاخر یا تخرخر که رستمی یلی بود یا نبود در سیستان !! " جلال
__________________
می گویند حکومت ایران از قدرت امریکا هراس دارد؛ در پاسخ می گوییم اگر ما از شما هراس داشتیم، چگونه در دهه پنجاه شما را از ایران بیرون ریختیم و در دهه نود نیز شما را از کل منطقه بیرون راندیم.



انسانى ترىن کتاب در مورد امام حسين

"انوشیروان بزرگ"
moony آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-26-2017   #10 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"






نوشته اصلي بوسيله moony نمايش نوشته ها
" به تفاخر یا تخرخر که رستمی یلی بود یا نبود در سیستان !! " جلال
درود

مشکل ما اینست که روشنفکرانمان هم مثل خودمان هستند. ژاپنی‌ها فوکوتساوا یوکیجی داشتند، ما جلال‌آل‌احمد!





Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-26-2017   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
moony's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض

نوشته اصلي بوسيله Archimonde نمايش نوشته ها




درود

مشکل ما اینست که روشنفکرانمان هم مثل خودمان هستند. ژاپنی‌ها فوکوتساوا یوکیجی داشتند، ما جلال‌آل‌احمد!


تازه جلال خوبشونه !!
و البته باید ببینی جلال اون حرف را در چه جوی و در جه زمانی زده
اون زمان جامعه و جکومت دقیقا از اون ور بوم افتاده بودند

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها




درود

مشکل ما اینست که روشنفکرانمان هم مثل خودمان هستند. ژاپنی‌ها فوکوتساوا یوکیجی داشتند، ما جلال‌آل‌احمد!


من خودم هر وقت خودمون را از لحاط برخورد با بردگان یا نوکیشان با امپراطوری روم مقایسه می کنم به خودمون افتخار می کنم جون به وضوح مردم فرهیخته تری بودیم و یه چیز واضح تاریخی است
ولی این مدل کشمکش ها را در مورد مسائل کمتر اثبات پذیر مصداق همون حرف جلال می دونم

ويرايش توسط moony : 02-26-2017 در ساعت 06:22 PM دليل: ترکیب کردن دو پست
moony آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2017   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
captain_haddock's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها




درود

مشکل ما اینست که روشنفکرانمان هم مثل خودمان هستند. ژاپنی‌ها فوکوتساوا یوکیجی داشتند، ما جلال‌آل‌احمد!


شما نمیشناسید ما هم امثال میرزا فتحهعلی آخوند زاده ها و كرمانی ها كم نداشتیم اتفاقا، ولی ال احمد و شریعتی كه مثل شما هیجان زاده و تحت تاثیر جو بودن حالا در جهت دیكر.

نوشته اصلي بوسيله moony نمايش نوشته ها
من خودم هر وقت خودمون را از لحاط برخورد با بردگان یا نوکیشان با امپراطوری روم مقایشه می کنم به خودمون افتخار می کنم جون به وضوح مردم فرهیخته تری بودیم و یه چیز واضح تاریخی است
ولی این مدل کشمکش ها را در مورد مسائل کمتر اثبات پذیر مصداق همون حرف جلال می دونم
هخامنشیان و ساسانیان در مقابل روم و یونان بربر محسوب میشدند.

ويرايش توسط Archimonde : 02-26-2017 در ساعت 03:42 PM دليل: ترکیب کردن دو پست متوالی
captain_haddock آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2017   #13 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
sahra1928's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"

هیچ داستانی و افسانه ای بدون دلیل نیست. عدالت حکومت ایشان بدون شک باید یک پشتوانه ی تاریخی دارا بوده باشد تا مردم پس از او سالیان سال او را عادل بنامند. باید گفت که در ان زمان هنوز افرادی بودن که خودشونو صاحب جان و مال و حتی خدا می دانستند
sahra1928 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 02-26-2017   #14 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





(بازنشر یک ارسال مرتبط)

نابود کردن سپاه حبشه و جلوگیری از تخریب خانه خدا

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها
به نقل از منبع کتاب تاریخ طبری و همچنین کتاب خسرو انوشه روان دادگر:

مردی ازخاندان سلطنتی حمیر به نام سیف ذی یزن که ازبرابر حبشی ها گریخته بود در سال پانصد و هفتاد به حیره رفت و به ایران پناهنده شد و توسط امیر حیره از دربار ایران تقاضای کمک برای ازاد سازی کشورش از اشغال مسیحیان حبشه که هم پیمان رومیان بودند کرد.

خسرو انوشه روان با استفاده از این فرصت تصمیم گرفت که یمن را ازدست حبشیان بیرون بکشد و زیر اداره ایران بیاورد، به همین منظور در تیسپون جلسه مشورتی تشکیل داد بزرگان با پیشنهاد او برای گسیل نیرو به یمن موافقت کردند.

طبری نوشته است که وقتی ارتش ایران در آنسوی آب از کشتی پیاده شدند به فرمان وهرز فرمانده آرتش کشتی ها را اتش زدند و گفت ما برای پیروزی آمده ایم یا کشته می شویم یا پیروز میدان خواهیم بود. پادشاه حبشی یمن نیز سپاهش را برداشته و به مقابله شتافت انوش زاد پسر وهرز درجنگ کشته شد ولی فرجام جنگ به پیروزی ایرانیان انجامید زیرا ایرانیان آنها را با پنجگان* تیرباران کردند و یمنی ها که تا آن زمان پنجگان ندیده بودند.

سرایندگان عرب در ستایش ایرانیان اشعاری سرودند که برخی از انها وارد کتابهای تاریخ و ادبیات عرب شده و برای ما مانده است. ازجمله ابوالصلت ثقفی درستایش ایرانیان نوشته است:

خسرو شاهنشاه که بی مانند است ؛ وهرز و سپاهش که مثیل ندارد

او درآخر این کتاب نوشته است: «افتخار به این می گویند نه چند پیاله شیر شتر آمیخته به آب که همین که خورده شد تبدیل به پیشاب میشود.»

لشکرکشی ایرانیان به یمن در زمانی رخ داد که حبشیان به قصد تحمیل دین مسیح بر مردم حجاز و برچیدن خدا خانه های عرب به حجاز لشکر کشیده بودند. این رخداد در تاریخ حجاز آغازی برای سال شماری شد و به مناسبت آن که شاه حبشی سوار بر پیل بود عام الفیل نام گرفت.

در روایت های مردم مکه و طائف گفته شد که وقتی حبشیان کافر به قصد انهدام کعبه به کنار مکه رسیدند، خداوند سپاهیانی از پرنده از راه دریا برسرشان فرستاد و پرنده ها سنگ ریزه هایی را برسر حبشیان افکنده آنها را تارو مار کردند.

*پنجگان وسیله‌ای بود که توسط آن یک سرباز می‌توانست همزمان پنج تیر را با کشیدن یک زه و با دقت فراوان به سوی دشمن پرتاب کند.


این همان جنگی است که در تاریخ اسلام به نام واقعه عام الفیل از آن یاد می شود، در پایین مطلب دیگری ارسال می کنم که موید این ادعاست:







ويرايش توسط Archimonde : 4 هفته پيش در ساعت 01:38 AM
Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-26-2017   #15 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : "انوشیروان بزرگ"





دیدار عبدالمطلب پدربزرگ پیامبر، با سیف ذی یزن و تقدیر از اقدامات او


سیف ذی یزن کاردار انوشیروان بود و هر آنچه شاهنشاه ایران به او دستور داده بود، در یمن اجرا کرد. برخی افراد به اقدامات سیف ذی یزن و دستورات انوشیروان به وی انتقاد می کنند و انها را جنگ طلبانه و خشونت بار می دانند؛ ولی باید گفت که ذی یزن از چهره های آبرودار و خوش نام اسلام است. گروهی دیگر هم هستند که قبول ندارند این جنگ همان جنگ عام الفیل است. برای پاسخ به این شبهات، در کتاب کمال الدین و تمام النعمه روایتی هست که دیدار هیئتی از قریش با ذی یزن را تعریف می کند که برای عرض تبریک به دربار او رفته بودند و از او مژده رسالت پیامبر اسلام را دریافت کردند. انچه در پایین می خوانید بخش هایی از این متن است که من انتخاب کردم:


ابو صالح از ابن عباس چنین نقل می کند: چون سیف بن ذی یزن در سال دوم میلاد پیغمبر اکرم بر حبشه چیره شد، نمایندگان و اشراف و شعرای عرب برای عرض تهنیت و مبارکباد به نزد یوسف می رفتند و رنج و خونخواهی او که برای قومش متحمل شده بود یادآوری می کردند، و هیئتی از قریش آمد که در بین آنها عبدالمطلب بن هاشم و امیه بن عبد شمس و عبدالله بن جدعان واسد بن - خویلد بن عبدالعزی و وهب بن عبد مناف و بعضی دیگر از بزرگان قریش بودند و در صنعا بر وی وارد شدند و از وی که در بالای قصرش آرمیده بود اجازه خواستند و این قصر را که غمدان می گفتند همان قصری است که امیه بن أبی - صلت درباره آن گفته است:

بر تو گوارا باد! تاجی مرتفع بر سر کرده ای، و در بالای غمدان سرایی بنا کرده ای که آنجا فرودگاه توست.

حاجب به نزد سیف رفت و او را از مکانت ایشان با خبر کرد. و او اجازه داد و چون آنها وارد شدند، عبدالمطلب نزدیک رفت و اجازه سخن خواست، سیف گفت: اگر تو از کسانی هستی که در برابر پادشاهان سخن می گویند ما به تو اجازه دادیم، گوید عبدالمطلب گفت: پادشاها! خداوند تو را جایگاهی رفیع و استوار و منیع و شامخ و بزرگ ارزانی فرموده است و تو را از خاندانی قرار داده که اصلش پاک و ریشه اش شیرین و بنیانش پایدار و شاخه اش مرتفع است در گرامی ترین موطن و پاکیزه ترین موضع و نیکوترین معدن جای دارد و از نفرین برکناری، پادشاه عرب و بهار آنانی که وفور نعمتشان به اوست. پادشاها! تو سرور عربی که از تو فرمان می برند و ستون محکم آنانی که بدان تکیه زده اند و بدان پناهنده می شوند. پدرانت بهترین پدران بودند و تو نیز بهترین جانشینی، آنکه تو سلفش باشی بی نام نخواهد بود و آنکه تو خلفش باشی هلاک نخواهد شد.

(...)

يکروز بياد آنها افتاد و عبد المطلب را خواست و او را پهلوي خود نشانيد و مجلسرا خلوت کرد باو گفت اي عبد المطلب من رازي را بتو ميسپارم که اگر جز تو بود براي او روا نميدانستم ولي تو را اهل آن ديدم و از آن مطلع ميسازم بايد نزد تو سربسته بماند تا خدا اذن آنرا صادر کند خدا کار خود را انجام خواهد داد.

ما در کتاب مکنون و دانش نهفته که براي خود برگزيديم و از ديگران باز داشتيم خبري عظيم و پيشامدي بزرگ درک کرديم که در آن براي همه مردم شرافت زندگي و فضيلت مرگ است خصوص براي طائفه تو و شخص خودت عبد المطلب گفت پادشاها تو نمونه کامل خوشي و نيکي هستي همه چادرنشينان پشت در پشت قربانت شوند چيست آن خبر؟ گفت چون در تهامه فرزندي زائيده شود که ميان دو کتفش مهر نبوت باشد امامت ازان او است و پيشوائي تا روز قيامت از آن شما است، عبد المطلب گفت از نفرين بر کنار باشي، من باخبري برگردم که هيچ هيئت نماينده اي با آن برنگشته و اگر هيبت پادشاه و احترام و اعظام او نبود از اين رازگوئي وي پرسشي ميکردم که شادي وي بيفزايد پس سيف بن يزن گفت اکنون وقتي است که بدنيا بيايد يا بدنيا آمده نامش محمد است و پدر و مادرش بميرند و جد و عمش او را سرپرستي کنند، پنهاني متولد شده و خدا او را آشکارا مبعوث کند و از طائفه ما براي او ياراني آماده کند تا دوستان خود را بوسيله آنها عزيز گرداند و دشمنان خود را خوار سازد بنيروي آنان مردم را سرکوب کند و زنان و دختران روي زمين را مباح سازد بتها را بشکند و آتشکده ها را خاموش سازد خدا را بپرستد و شيطان را براند، گفتارش قاطع است و حکمش عادل بخوشرفتاري وادارد و خود بدان عمل کند و از زشتي جلو گيرد آنرا تباه سازد








ويرايش توسط Archimonde : 4 هفته پيش در ساعت 01:35 AM
Archimonde هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
نوشین روان خسرو قبادان, انوشیروان, انوشیروان بزرگ, انوشیروان عادل, خسرو یکم, خسرو انوشیروان, شروین

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:37 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.