آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ > تاریخ ایران
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 08-06-2017   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟

آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟
نوشته اصلي بوسيله c.o.c نمايش نوشته ها
اسلام شناس شهیر ایتالیایی لئون کایتانی که یکی از 3 نفر اول اسلام شناسی مدرن است ، در مبحثی درباره ی جهانی بودن یا محدود بودن دعوت پیامبری حضرت محمد ، با توجه به اینکه دعوت ایشان را تنها محدود به ام القری می دانست ، لذا نامه نویسی های ایشان برای دعوت ممالک دیگر را بی اعتبار عنوان کرد .
درود
این که دعوت حضرت محمد به ام القری(مکه. با نظریۀ جواد لاریجانی مبنی بر صدور انقلاب، ایران)
محدود بوده باشد درست است اما چون در زمان عمر به ایران حمله شد لابد باید انگیزه‌ای وجود
داشته باشد! البته در منابع دربارۀ نامه‌نگاریها حتی تا زمان خسروپرویز هم اشاره میرود اما روشن
است که خسرو پرویز یکی از بزرگترین پادشاهان ساسانی بوده است و این که نامه‌نگاری را به
زمان او میرسانند تعصبات نویسندگان را نشان میدهد مانند قصه‌هایی که نظامی گنجوی بر پایه
تخیلات خودش و شایعات میسازد(همان گونه که مخترع شخصیتی بنام نکیسا میشود! ) اما در
شاهنامه فردوسی چنین چیزی نداریم و تنها زمانی که سعد وقاص به ایران حمله میکند به رستم
فرخزاد(که در زمان یزدگرد است نه زمان خسرو پرویز) نامه میدهد که خودش و شاه اسلام بیاورند
و چنین برای رستم مینویسد که :

اگر شاه بپذیرد این دین راست // دو عالم بشاهی و شادی، وراست
شفیع از گنـــاهش محـمّد بود // تنش چــون گــلاب مصــعّد بود
تن یـــزدگرد و جــــهان فـــراخ // چنین باغ و میدان و ایوان و کاخ
همه تختگاه و همه جشن و سور // نیرزد به دیدارِ یک موی حور!
pahlavan هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 08-06-2017   #2 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
c.o.c's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
درود
این که دعوت حضرت محمد به ام القری(مکه. با نظریۀ جواد لاریجانی مبنی بر صدور انقلاب، ایران)
محدود بوده باشد درست است اما چون در زمان عمر به ایران حمله شد لابد باید انگیزه‌ای وجود
داشته باشد! البته در منابع دربارۀ نامه‌نگاریها حتی تا زمان خسروپرویز هم اشاره میرود اما روشن
است که خسرو پرویز یکی از بزرگترین پادشاهان ساسانی بوده است و این که نامه‌نگاری را به
زمان او میرسانند تعصبات نویسندگان را نشان میدهد مانند قصه‌هایی که نظامی گنجوی بر پایه
تخیلات خودش و شایعات میسازد(همان گونه که مخترع شخصیتی بنام نکیسا میشود! ) اما در
شاهنامه فردوسی چنین چیزی نداریم و تنها زمانی که سعد وقاص به ایران حمله میکند به رستم
فرخزاد(که در زمان یزدگرد است نه زمان خسرو پرویز) نامه میدهد که خودش و شاه اسلام بیاورند
و چنین برای رستم مینویسد که :

اگر شاه بپذیرد این دین راست // دو عالم بشاهی و شادی، وراست
شفیع از گنـــاهش محـمّد بود // تنش چــون گــلاب مصــعّد بود
تن یـــزدگرد و جــــهان فـــراخ // چنین باغ و میدان و ایوان و کاخ
همه تختگاه و همه جشن و سور // نیرزد به دیدارِ یک موی حور!

حقیقت ش بنده دعوت محمد را در ابتدای رسالت ش محدود می دآنم ولی پس از ورود به مدینه و کسب قدرت ، پیامبر تصمیم گرفت پیامبری خود را جهانی کند . این مقاله از یک دوست در این زمینه است :

نظر کایتانی و مناظزه وی را با نولدکه که در کتاب 1400 سال مرحوم شفا امده نیز یک نظر خواندنی است که گویایی نطر خود استاد شفا است:

در جهان خاور شناسی قرن بیستم بحث جالبی میان نولدکه و کایتانی صورت گرفت.در نقدی که نولدکه در نشریه مطالعات خاور شناسی اکادمی علوم اتریش کرد دانشمند المانی ضمن تجلیل از بسیار از ارزیابی کایتانی این نظر او را مورد تردید قرار داد و در تایید گفته های خود به ایه ای از سوره سبا(ایه 28) استناد کرد که در ان رسالت پیامبر بر ((کافه للناس)) سخن رفته است و از نظر او این حاکی از جهانی بودن و نه بر قومی بودن این رسالت است.ولی کایتانی با تذکر اینکه پیش از او همه این مطالب توسط گریمه در کتاب محمد او مورد نقد و برسصی قرار گرفته متذکر میشود که بر اساس فهرست بندی دقیق خود نولدکه(تاریخ قران نولدکه که ایات و سورها را بر اساس زمان نزول و تقدم و تاخر زمانی فهرست بندی کرده)سوره سبا که این ایه در ان امده با یک سال فاصله بعد از سوره شوری و با سه سال فاصله پیش از سوره انعام نازل شده و این هر دو سوره درست همان سوره هایی هستند که درانها صراحتا بیان شده که محمد وظیفه اش ابلاغ ایین اسلام به ام القری(مکه و اطرافش) و پیرامون ان بر اساس قران عربی است که بدو وحی شده است و پذیرفتن این نظر که در این فاصله رسالت بسیار کسترده تری به محمد محول شده باشد خواه و ناخواه این معنی را میدهد که خداوند هنگام نزول سوره شوری ماموریت خود را مردم جزیر العرب تعیین کرده سپس در مدت کوتاهی از این نظر عدول کرده و او را پیامبر 5 قاره جهان دانسته و بار دیگر در کوتاه مدت او را به همان رسالت اولیه(منظور مردم ام مکه و اطرافش هستند) باز گردانده.در حالیه به تصریح گریمه مراد از للناس در اینجا نیز مانند دیگر ایات مردم عربستانند.که پیام قران چنانکه بارها و بارها در ان تصریح گردیده منحصرا خطاب به انهاست یعنی کسانی که قران عربی برای انها نازل گشته(یوسف12 و رعد13 و طه20وزمر 39 فصلت 41 و شوری 42 زخرف 43واحقاف 46)
همین تذکر را به نوشته کایتانی میتوان در مورد ایاتی که دران اصطلاح(رحمه للعالیمن) بکار برده شده است(یوسف 104 انبیا 107 روم 21 قلم 52 و تکویر 27) زیرا در این مورد هر کدام از این سوره درست بعد یا قبل از سورهایی امده اند که در انها بر این امر خداوند برای هدایت هر قوم پیامبری از خودشان میفرستد تاکید نهاده شده در این باره همچنان به توضیح گریمه این مضمون را میباید در مجموعه مضمونهای مشابهی قرار داد که در سورهای نمل قصص وعنکبوت و فاطرو یس و زمر وص و غافر و فصلت وروم و زخرف و جاییه و لقمان و دخان و اجقاف نیز در اشاره به قبایل و اقوام مختلف خود جزیره امده اند
به تذکر گریمه دو ایه دیگر از قران که میتوانند با مفهوم جهانی بودن مورد تفسیر قرار گیرند یکی ایه 158 سوره اعراف است که ((بدانها بگو ای مردم من از جانب انکس که اسمانها و زمین در مالکیت اوست به رسالت بر همه شما برگزیده شده ام)) و دیگری ایه 28 سوره فتح است((اوست خدایی که رسول خود را به هدایت بر کیش حق فرستاده تا او را بر کیشهای دیگر برتری دهد)) در مورد ایه اول کافی است یاداوری شود که سوره اعراف مانند سوره سبا در فاصله دو سوره شوری و انعام ابلاغ شده است یعنی دو سوره ای که در ان به رسالت انحصاری محمد بر قوم عرب تصریح شده و منظور از ((ایها الناس)) یاد شده مردمی هستند که خود محمد مامور ابلاغ این ایه بدانها شده و نه همه مردم روی زمین و در مورد ایه دوم نیز لازم به تذکر است که این ایه در هنگامی ابلاغ شده که مسلمانان بعد از صلح حدیبیه بدون پیروزی بر مشرکان از مکه باز میگشتند بهمین جهت اندکی پیش از ان به مسلمانان وعده داده شده بود که((همانا خداوند وعده خویش را بر پیامبرش تحقق بخشد که شما با سرهای تراشیده و موهای کوتاه کرده بدون هیچ بیم و هراسی به مسجد الحرام درایید زیرا خدا بر هر چیزی اگاه است که شما از انها بی خبرید و خداوند پیش از این به شما وعده فتحی نزدیک داده بود)ایه 37)) محتوای این ایه نشان میدهد که صرفا در ارتباط با مشرکانی امده است که کعبه در اختیار انان بوده است و نه در ارتباط با مذاهب توحیدی دیگر مناطق(پس از 1400 سال تالیف استاد شجاع الدین شفا صفحه 227 و 228)

نقد و برسی:

استاد شفا در این قسمت به تالیف معروف گلدذیهر((درسهایی در باره اسلام)) اشاره نکرده این مناظره بین کایتانی و نولدکه در سال 1907 بوده در حالی که پرفسور گلدذیهر با دانش به این مناظره در این کتاب که در سال 1908 نگاشته شد اینگوه بیان میدارد:
من (گلدذیهر )در اینجا با نظر نولدکه درباره کتاب کایتانی موافقم هستم.نولدکه به ایه هایی که در مکه امده اند و پیغبر را فرستاده و ترساننده همه مردم میشمرند اهمیت بسزا میدهد(درسهایی در باره اسلام ص 64))

بنده(مهدی) نیز با نولدکه و گلدذیهر موافقم و اهمیتی که بارها و بارها در ایات مکی در زمانی که پیامبر پایه ریزی کارش را میکرد را بیشتر میدانم وی دانسته به این ایات اشاره میکرد که هدفش نه تنها ایلاغ رسالتش به مردم مکه بل که میتواند پیامش را جهانی کند(البته بروی این نظر که پیامبر بزرگترین هدفش متحد کردن اعراب ام القری بود شکی نیست ولی ذهن پویای او گاهی از مرزها فراتر رفته و بخصوص در مکه که ایاتش فصیح و بلیغ و زیبا بودند و افکارش هنوز درگیر ان اشراق معنوی مدینه و حوادث مادی اطراف نبود میتوانست این پر کشیدن را صورت داده و حدود رسالتش را از جزیر العرب فراتر تصور کند

از زبان خود گلدذیهر بشنویم در این مورد:

میان پژوهندگان در چگونگی تصوری که محمد از خودش در نخستین مرحله پیغبری میداشت اختلاف هست
ایا وی خیشتن را پیغمبر میهن عربی خود بر میشمرد ؟
یا انکه میدان گشاده تری را در نظر میداشت؟
...
من گمان دارم که بتوان نظر دوم را پذیرفت و نمی توان خلاف انرا باین دلیل ثابت کرد که او در اغاز کار دعوت الهی را که در ذهن خود داشته و ترس از اینده گناهکاران که او را فرا گرفته بودند تنها در محیط کوچک خود که در انجا احساس رسالت کرده بود اشکار کرده و در قران گفته((فامیل نزدیک خود را بیم ده )شعرا 214))
و ((تو پیامبری ام القری و پیرامونش را بیم دهی)انعام 92)
اری بی گمان وی در ذهن خودش از همان اغاز کار به افقهای گسترده تری نظر میداشت و اگر چه محیط تنگ جغرافیایی به ا اجازت نمیداد که نقشه یک مذهب جهانی را طرح کند اما از همان هنگام چنین می اندیشید که خدا او را ((رحمه اللعالمین)) فرستاده است(انبیا 107)
در چند جای قران تعلیمات الاهی خویش را ((ذکر للعالمین))خوانده است(یوسف 104 و قلم 52 و تکویر 27)واژه للعالمین در قران همواره مفهوم جهانی دارد خدا((رب للعالمیان)) است پس هدف جهان انسانی با گسترده ترین مفهوم انستو این به گفتار( انجیل مرقس 15:16)همانند است
بدین شکل او پیام خویش را گسترش همی داد تا شامل همه محیطی میشد که از ان اگاهی داشت.اشکار است نخستین کوششهای او به ناچار متوجه خویشان و کشور خودش بود لیکن روابطی که با دولتهای بیگانه اغاز کرد و کارهایی که سازمان میداد این و ان نمودار کوششهایی هستند که بیرون از مرزهای شبه جزیره هم میرسید(نامه های ارسالی محمد به امپراتور روم و ایران را کایتانی با 5 دلیل محکم رد میکند و اینها را جعل میداند که البته دلایلش از دید تاریخی بسیار محکم است ولی روابط را ما نمی توانیم بکل رد کنیم که شرح چگونگی روابط معقول وی مفصل است)
از چیزهایی که نظر نولدکه را جلب میکرد این است که نقشه های او به میدانی گسترده تر توجه داشته او خوب میدانست بالخره روزی با رومیان رو در رو خواهد شد اخرین وصیت او جنگ و فتح امپراتوری بیزانس است.یورشهایی بزرگ که پس از مرگش بدست اگاهترین افراد به نقشه هایش رخ داد بهترین تفسیر کننده خواسته های وی است.
روایتهای متواتر اسلامی نشان میدهد که پیغبر پیام خود را متوجه جنس بشر و همه مردم می شناختو انرا به صورت حدیث سرخ و سیاه بیان می نمود(با توجه به تفاسیر قران و البته احادیثی با این مضمون در تفسیر طبر و البته بخاری منظور از سرخ و سیاه یعنی پیامبر عرب و عجم و یا مقصود از سرخها مردمان هستند و منظور از سیاهان جنیان)
بنابر این روایتها ما میبینیم که پیغبر ارزوی خود را فتح جهان گاه به روشنی و گاه با رمز پیشگویی کرده است برخی از این روایتها مدعی است که قران نیز به فتح ایران و روم اشاره دارد(فتح 19 و 20)
(روایتهای جهانی شمول گویا میدانی گشاده تر از انسانیت در نظر اورده اند که نه تنها جن بلکه ملایکه را نیز بشکلی در بر میگیرد)
احادیث که به این مضمون اشاره میکنند که از محدثین قرن پنج به بعد ما داریم شاید حاصل غلو در شخصیت محمد ابن عبدالله بوده این احادیث حتی در نزد اهل سنت نیز ترویج داشت و معتزله نیز این احادیث را صحیح نمی شماردند و جعل میدانستند)
c.o.c آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2017   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله c.o.c نمايش نوشته ها
حقیقت ش بنده دعوت محمد را در ابتدای رسالت ش محدود می دآنم
بحث این بود که آیا نامه‌ای به خسرو پرویز فرستاده شده بود یا نه که پاسخ نه است اما بعدها در
زمان یزدگرد زمانی که سعد وقاص به ایران حمله میکند نامه‌ای به رستم فرخزاد میفرستد. احتمالا
در سده‌های پسین این نامۀ سعد را قدمت می‌بخشند و حتی تا زمان خسرو پرویز به عقب میبرند.
pahlavan هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-07-2017   #4 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان






نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
بحث این بود که آیا نامه‌ای به خسرو پرویز فرستاده شده بود یا نه که پاسخ نه است اما بعدها در
زمان یزدگرد زمانی که سعد وقاص به ایران حمله میکند نامه‌ای به رستم فرخزاد میفرستد. احتمالا
در سده‌های پسین این نامۀ سعد را قدمت می‌بخشند و حتی تا زمان خسرو پرویز به عقب میبرند.
اگر نامه ای فرستاده نشده بود، پس چظور خسروپرویز از ظهور پیامبر آپگاه می شود و به باذان فرمان میدهد که در مورد او تحقیق کند؟






__________________
As you sit in your quiet home, surrounded by peace, comfort and civilization... Do you, listener, remember those memories... Grand and tearful, which still, after hundreds of years, Remain now radiant with the brightness of sunlight, And now darkening, like indelible bloodstains... The variegated pages of history. Can your thoughts, torpid with repose, Transport themselves back to the horrors and joys of the past... Standing on the heights of history, looking far around the wild arena of human destiny, Can you transfer yourself into the well of the past? A life physically buried and decayed, but spiritually inmost, Which constitutes the essence and substance of history... i

Therefore, if you have the capacity to suffer or rejoice with the generation that had been... To hate with them... to love with them... to be transported to admire, to despise, To curse as they have done - in a word: To live among them with your whole heart and not alone with your cold, reflecting judgment...... then follow me. i

I will lead you down into the well. My hand is weak and my sketch humble, but your heart will guide you better than I. … Upon that I rely... and begin.i

DownloadMe
Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-07-2017   #5 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
istar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها







اگر نامه ای فرستاده نشده بود، پس چظور خسروپرویز از ظهور پیامبر آپگاه می شود و به باذان فرمان میدهد که در مورد او تحقیق کند؟






درود
لطفا در این خصوص توضیح دهید
چون تا آنجا که میدانم اعراب نامه ای به ایران نفرستاده اند ، شاید من اشتباه میکنم.
به مصر نامه فرستادند و مصر از ترس حمله ی اعراب برای آنها چند کنیز به عنوان کادو فرستاد تا دلشان نشکند. ماریه و...
istar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2017   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله Archimonde نمايش نوشته ها

اگر نامه ای فرستاده نشده بود، پس چظور خسروپرویز از ظهور پیامبر آپگاه می شود و به باذان فرمان میدهد که در مورد او تحقیق کند؟
ضمن سپاس از باز کردن این جستار، نظرتان دربارۀ پیام کاربر کوک مثبت بود. خواستم
بدانم چرا آنجا پذیرفتید نامه‌ای در کار نبوده اما اکنون برایتان پرسش ایجاد کرده است؟

دربارۀ ماموریت باذان از سوی خسرو پرویز مطمئن نیستم.
pahlavan هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2017   #7 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان






نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
ضمن سپاس از باز کردن این جستار، نظرتان دربارۀ پیام کاربر کوک مثبت بود. خواستم
بدانم چرا آنجا پذیرفتید نامه‌ای در کار نبوده اما اکنون برایتان پرسش ایجاد کرده است؟

دربارۀ ماموریت باذان از سوی خسرو پرویز مطمئن نیستم.
درود

بنده به اسناد معتبر و استدلال درست سپاس می زنم و اگر به ارسالی سپاس زدم به معنای پدیرش آن نیست. یک ادعای مستدل و یک سخن معتبر می تواند در مباحثه رد بشود و پذیرفتن آن یک موضوع کاملاً متفاوت است.

مروری بر آنچه از ماجرا میدانیم:
خسروپرویز بنابر همان اقـوال پیشینیان و پیـش گویی های دینی و نظر ستاره شناسان که ذکر ان در جستارهای پیشین رفت، از قبل در مورد خیزش مرد بزرگی در میان اعراب آگاه بود، حتی نوۀ خردسال خودش را هم به بهانه سقوط سلطنت ساسانی در زمان او، از دربار اخراج کرد. او حتی نعمان بن منذر را به این دلیل که بلند پایه ترین مرد عرب بود از بین برد. زمانی که نامۀ پیامبر نو ظهور به دربار او رسید، گویی از پیش منتظر چنین رویدادی باشد، بلافاصه حکمران یمن یعنی باذان را مامور می کند تا در مورد ماجرا کسب اطلاع کند، و باذان نیز دو نفر را به نزد پیامبر می فرستد و آن دو حین مصاحبت با پیامبر از او می شنوند که خسروپرویز به دست پسر خود کشته می شود (یا شده است) به این ترتیب وقتی خبر کشته شدن خسروپرویز به یمن میرسد، باذان و یارانش به سخن پیامبر ایمان می اورند و مسلمان می شوند.









ويرايش توسط Archimonde : 08-07-2017 در ساعت 05:10 AM
Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-07-2017   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
malakut's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟

خسروپرویز شخصیت خیلی خاص و محبوبی مثل کوروش برای ایرانی ها نیست که بخواهیم سعی کنیم از او رفع اتهام کنیم ولی تا جایی که مورخین گفته اند جهالت و خباثت این شخصیت در اهانت به نامه رسول اکرم _ صلی الله علیه و اله و سلم _ به ثبت رسیده است که البته دیر هم نشد که رشته حیاتش از هم پاره شد

گرچه گاها خلاف این موضوع هم شنیده میشود و نمیتوان کاملا به تاریخ طبری اعتماد کرد زیرا این تاریخ مملوی از اشتباهات و افسانه هایی است که جاعلان ان را ترسیم کرده اند به خصوص در بخش جنگ مسلمین با ایران
__________________
آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟
malakut آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2017   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
karoline's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟

گویا حتی نسخه ای نامه هم، پیدا شده و با گزارش طبری، مطابقت زیادی دارد. از این گذشته حتی اگر این نسخه اصل هم نباشد، نسخه های سایر نامه های پیامبر به پادشاهان مصر و بیزانس و غیره موجود است. عجیب است که پیامبر به همسایگان نامه بنویسند و به پادشاه همسایه شمالی نامه ای ننویسند.











تنها جایی که نقطه ابهام است، پاره شدن نامه است، زیرا اگر این نسخه اصل باشد، اثر از پارگی کامل در آن نیست و فقط حواشی آن دچار پارگی شده است.
__________________
***دانلود این کتاب رو به دوستان توصیه می کنم. حاوی مطالبی، در جهت راههای مقابله با شک در باورهای دینیه:



آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟
karoline آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 08-07-2017   #10 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
istar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها







درود

بنده به اسناد معتبر و استدلال درست سپاس می زنم و اگر به ارسالی سپاس زدم به معنای پدیرش آن نیست. یک ادعای مستدل و یک سخن معتبر می تواند در مباحثه رد بشود و پذیرفتن آن یک موضوع کاملاً متفاوت است.

مروری بر آنچه از ماجرا میدانیم:
خسروپرویز بنابر همان اقـوال پیشینیان و پیـش گویی های دینی و نظر ستاره شناسان که ذکر ان در جستارهای پیشین رفت، از قبل در مورد خیزش مرد بزرگی در میان اعراب آگاه بود، حتی نوۀ خردسال خودش را هم به بهانه سقوط سلطنت ساسانی در زمان او، از دربار اخراج کرد. او حتی نعمان بن منذر را به این دلیل که بلند پایه ترین مرد عرب بود از بین برد. زمانی که نامۀ پیامبر نو ظهور به دربار او رسید، گویی از پیش منتظر چنین رویدادی باشد، بلافاصه حکمران یمن یعنی باذان را مامور می کند تا در مورد ماجرا کسب اطلاع کند، و باذان نیز دو نفر را به نزد پیامبر می فرستد و آن دو حین مصاحبت با پیامبر از او می شنوند که خسروپرویز به دست پسر خود کشته می شود (یا شده است) به این ترتیب وقتی خبر کشته شدن خسروپرویز به یمن میرسد، باذان و یارانش به سخن پیامبر ایمان می اورند و مسلمان می شوند.









درودی مجدد
بی تردید چنین داستان ساختگی هدفداری صحت ندارد
همچنان که داستان ساختگی ازدواج حسین بن علی و شه بانو دروغ مطلق بود. بهرام نویسنده به درستی در این خصوص تحقیق کرده و اثبات دروغ این داستان را بر همگان اشکار ساخت.
هدف این بود به ایرانیان بگویند مبادا باور کنید که اعراب با شمشیرهایی که از کوره های رم باستان بیرون امده بود به ایران حمله کردند!
نه اعراب و خصوصا اهل بیت دایی شما ایرانیان اند!
istar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 08-07-2017   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
edmund's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : آیا پیامبر اسلام به خسروپرویز نامه نوشته بود؟

نامه پیامبر به پادشاه ایران را عبدالله بن خدافه سهمی قریشی به دربار ساسانی می آورد . پیامبر اسلام برای حاکمان ایران ، روم شرقی و حبشه ، بحرین و مصر نامه نوشته اند و پیکهایی از جانب ایشان این نامه ها را به سران این کشورها رساند که از بین سران این کشورها بدترین رفتار را پادشاه ایران انجام داده بود .

خسروپرویز به حاکم یمن دستور پیگیری این ماجرا را می دهد که دو پیک به جانب سرزمین های اسلامی روانه میشوند که پس از دیدار با پیامبر به اسلام مشرف می شوند . پیامبر در اخرین دیدار با پیک ها خبر کشته شدن خسرو پرویز را به ایشان می دهد و با نامه ای برا حاکم یمن انها را به سمت سرزمین یمن می فرستد که باذان حاکم یمن پس بررسی و آگاهی یافتن از قتل خسروپرویز با سران حکومتی در یمن اسلام را می پذیرد و با ارسال نامه ای بر پذیرش اسلام و دعوت پیامبر تاکید می کند که پیامبر نیز مبلغان را به سوی یمن می فرستند تا احکام اسلامی را به آنان آموزش دهد که مهمترین آنها علی بن ابی طالب بوده است .

در مورد جزئیات رفتار خسرو پرویز اختلافاتی هست ولی واضح این است که بدترین رفتار با پیک پیامبر و نامه پیامبر از جانب خسرو پرویز بوده حال پاره کردن یا مچاله کردن نامه .
__________________



edmund آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-07-2017   #12 (لینک نوشته)
مدیر تالار تاریخ
 
Archimonde's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان






نوشته اصلي بوسيله istar نمايش نوشته ها
درودی مجدد
بی تردید چنین داستان ساختگی هدفداری صحت ندارد
همچنان که داستان ساختگی ازدواج حسین بن علی و شه بانو دروغ مطلق بود. بهرام نویسنده به درستی در این خصوص تحقیق کرده و اثبات دروغ این داستان را بر همگان اشکار ساخت.
هدف این بود به ایرانیان بگویند مبادا باور کنید که اعراب با شمشیرهایی که از کوره های رم باستان بیرون امده بود به ایران حمله کردند!
نه اعراب و خصوصا اهل بیت دایی شما ایرانیان اند!
درود

خیر چنین نیست که بپندارید این روایت قابل مقایسه با داستان شهربانو است. در تواریخ امده است که باذان و پسر او "شهر" تا سال 11 هجری بر حکمومت یمن باقی بودند و اسلام را تبلیغ میکردند، پس از آنها هم ایرانی دیگری به نام "فیروز دیلمی" حتی تا زمان حکومت نژاد پرستانۀ معاویه بر تخت حکومت یمن نشسته بود. نکتۀ دیگر این است که اسلام و به ویژه اسلام علوی در یمن پایگاهی قوی یافته بود، و دلیل آن همین پیشینۀ اسلام گرایی پیش از فتوحات اعراب در یمن است.


نوشته اصلي بوسيله edmund نمايش نوشته ها
در مورد جزئیات رفتار خسرو پرویز اختلافاتی هست ولی واضح این است که بدترین رفتار با پیک پیامبر و نامه پیامبر از جانب خسرو پرویز بوده حال پاره کردن یا مچاله کردن نامه .
درود

آیا واقعا از گفتۀ خود اطمینان دارید؟


نوشته اصلي بوسيله Archimonde نمايش نوشته ها
مروری بر آنچه از ماجرا میدانیم:
خسروپرویز بنابر همان اقـوال پیشینیان و پیـش گویی های دینی و نظر ستاره شناسان که ذکر ان در جستارهای پیشین رفت، از قبل در مورد خیزش مرد بزرگی در میان اعراب آگاه بود، حتی نوۀ خردسال خودش را هم به بهانه سقوط سلطنت ساسانی در زمان او، از دربار اخراج کرد. او حتی نعمان بن منذر را به این دلیل که بلند پایه ترین مرد عرب بود از بین برد. زمانی که نامۀ پیامبر نو ظهور به دربار او رسید، گویی از پیش منتظر چنین رویدادی باشد، بلافاصه حکمران یمن یعنی باذان را مامور می کند تا در مورد ماجرا کسب اطلاع کند ....
این مطالب را بنده به ارسال قبلی خودم ضمیمه می کنم تا کاربران بتوانند به مباحث مرتبط گذشته رجوع کنند:
https://forum.hammihan.com/thread252...ml#post6270567







ويرايش توسط Archimonde : 08-07-2017 در ساعت 09:11 PM
Archimonde آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-08-2017   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها
یک ادعای مستدل و یک سخن معتبر می تواند در مباحثه رد بشود
درود
نظرتان دربارۀ استدلال کایتانی که جناب کوک آوردند چیست؟ بویژه این:

«سیستم درباری عهد ساسانی بسیار پیچیده بوده و ملاقات با پادشاه بسیار سخت بوده و کلی
تشریفات داشته است ، لذا دو فرستاده ی عرب نمی توانستند به سادگی شاه ایران را ملاقات
کنند و نامه دست او بدهند! »

مروری بر آنچه از ماجرا میدانیم:
خسروپرویز بنابر همان اقـوال پیشینیان و پیـش گویی های دینی و نظر ستاره شناسان که ذکر ان در جستارهای پیشین رفت، از قبل در مورد خیزش مرد بزرگی در میان اعراب آگاه بود، حتی نوۀ خردسال خودش را هم به بهانه سقوط سلطنت ساسانی در زمان او، از دربار اخراج کرد. او حتی نعمان بن منذر را به این دلیل که بلند پایه ترین مرد عرب بود از بین برد. زمانی که نامۀ پیامبر نو ظهور به دربار او رسید، گویی از پیش منتظر چنین رویدادی باشد، بلافاصه حکمران یمن یعنی باذان را مامور می کند تا در مورد ماجرا کسب اطلاع کند، و باذان نیز دو نفر را به نزد پیامبر می فرستد و آن دو حین مصاحبت با پیامبر از او می شنوند که خسروپرویز به دست پسر خود کشته می شود (یا شده است) به این ترتیب وقتی خبر کشته شدن خسروپرویز به یمن میرسد، باذان و یارانش به سخن پیامبر ایمان می اورند و مسلمان می شوند.
اینکه دربار ساسانی بنا به دیدگاههای خودشان منتظر پایان هزارۀ اهورایی و آغاز هزارۀ اهریمنی
بوده‌اند که در متون باستانی مشهور است و حتی گفته شده از سرزمین تازیان سپاه اهریمن وارد
ایران میشود، بله، میتوان گفت درباریان چشم‌براه چنین خیزشی بودند تا بگویند پیشگویی‌شان
درست بوده است اما دلیل نمیشود که پیامبر اسلام نامه‌ای به دربار خسرو پرویز فرستاده باشد.
کهنترین منبعی که خبر این نامه را میدهد روایت ابن هشام است که میگوید کسری به باذان نامه
داد به این مضمون: «به من خبر رسیده است که مردی از قریش در مکه پیدا شده که گمان میکند
پیامبر است. به سوی او برو و از او بخواه توبه کند. اگر از کار خویش بازآمد که چه بهتر، در غیر این
صورت سرش را برای من بیاور.»

این متن ایرادهایی دارد. نخست این که روشن نیست خسرو پرویز چگونه از وجود پیامبری در مکه
آگاه شده است. بعدها در نوشتار دیگر نویسندگان این مشکل برطرف میشود! نکتۀ دیگر این که
ایرانیان هرگز در برابر دینهای تازه سخت نمیگیرند و در درجۀ نخست مدعی را به مناظره دعوت
میکنند. حتی مزدک و مانی هم مدتها زمان داشتند که از دینشان دفاع کنند منتها اگر نتوانند
ادعایشان را ثابت کنند بنا به شرایع خودشان کشته خواهند شد. حتی اشو زرتشت هم در آغاز
کارش از سوی پادشاه ویشتاسپ به مناظره با روحانیون دعوت میگردد که بر طبق منابع بازمانده
به زبانهای باستانی اهریمن تلاش میکرد که زرتشت را در مقابل شنوندگان ناکام کند تا نتواند به
درستی از مزدیسنا دفاع کند. البته کاری با مفاهیم دینی و مذهبی نداریم بلکه داریم رخدادهای
تاریخی را با اسناد موجود و فرهنگی که آن زمانها حاکم بوده بررسی میکنیم. پس مناظره یکی
از اصول فرهنگی ایرانیان بوده است تا جایی که پس از اسلام هم کتابهایی چون دینکرت به زبان
پهلوی نوشته میشود و حتی امام رضا ع هم با روش ایرانی به مناظره میروند.

پس امکان ندارد خسرو پرویز بدون مناظره مدعی را گردن بزند یا بگوید توبه کند. بویژه توبه هم از
شریعت مزدیسنا نبود و افزوده شد و اگر پتیت‌خواهی(توبه به زبان پهلوی) را بنگریم چنین مفهومی
که در روایت ابن هشام میبینیم در آن نیست!

منبع دیگری که در دست داریم شاهنامه است. این منبع در حقیقت خدای‌نامه‌های زمان ساسانی
است. اما هیچ خبری از این نامه‌نگاری در زمان خسرو پرویز در آن نیست. بنابراین میتوان گفت
انتظار دربار از پایان هزاره باعث شد که دست نشانده شاهنشاه (باذان) به درون عربستان رود و
خبری کسب کند در این میان خسرو پرویز کشته شده است و چند سال بعد یزدگرد سوم به
پادشاهی میرسد که دیگر هزاره پایان یافته است و در همین زمان هم سعد وقاص نامه میدهد و
یزدگرد هم بدون تدارک سپاهی بزرگ در برابر تازیان، به سوی شرق ایران میرود متنها تا زمانی
که بخواهد برود به رستم فرخزاد میگوید که از تیسفون دفاع کند. باقی ایران هم خودشان دفاع
میکنند و خبری از سپاهیان قدرتمند و عظیم ساسانی نیست. مدتها بعد شایعات و تعصبات به
این رخدادها افزوده میشود.

ويرايش توسط pahlavan : 08-08-2017 در ساعت 03:36 AM
pahlavan هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 08-08-2017   #14 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
istar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
درود
نظرتان دربارۀ استدلال کایتانی که جناب کوک آوردند چیست؟ بویژه این:

«سیستم درباری عهد ساسانی بسیار پیچیده بوده و ملاقات با پادشاه بسیار سخت بوده و کلی
تشریفات داشته است ، لذا دو فرستاده ی عرب نمی توانستند به سادگی شاه ایران را ملاقات
کنند و نامه دست او بدهند! »


اینکه دربار ساسانی بنا به دیدگاههای خودشان منتظر پایان هزارۀ اهورایی و آغاز هزارۀ اهریمنی
بوده‌اند که در متون باستانی مشهور است و حتی گفته شده از سرزمین تازیان سپاه اهریمن وارد
ایران میشود، بله، میتوان گفت درباریان چشم‌براه چنین خیزشی بودند تا بگویند پیشگویی‌شان
درست بوده است اما دلیل نمیشود که پیامبر اسلام نامه‌ای به دربار خسرو پرویز فرستاده باشد.
کهنترین منبعی که خبر این نامه را میدهد روایت ابن هشام است که میگوید کسری به باذان نامه
داد به این مضمون: «به من خبر رسیده است که مردی از قریش در مکه پیدا شده که گمان میکند
پیامبر است. به سوی او برو و از او بخواه توبه کند. اگر از کار خویش بازآمد که چه بهتر، در غیر این
صورت سرش را برای من بیاور.»

این متن ایرادهایی دارد. نخست این که روشن نیست خسرو پرویز چگونه از وجود پیامبری در مکه
آگاه شده است. بعدها در نوشتار دیگر نویسندگان این مشکل برطرف میشود! نکتۀ دیگر این که
ایرانیان هرگز در برابر دینهای تازه سخت نمیگیرند و در درجۀ نخست مدعی را به مناظره دعوت
میکنند. حتی مزدک و مانی هم مدتها زمان داشتند که از دینشان دفاع کنند منتها اگر نتوانند
ادعایشان را ثابت کنند بنا به شرایع خودشان کشته خواهند شد. حتی اشو زرتشت هم در آغاز
کارش از سوی پادشاه ویشتاسپ به مناظره با روحانیون دعوت میگردد که بر طبق منابع بازمانده
به زبانهای باستانی اهریمن تلاش میکرد که زرتشت را در مقابل شنوندگان ناکام کند تا نتواند به
درستی از مزدیسنا دفاع کند. البته کاری با مفاهیم دینی و مذهبی نداریم بلکه داریم رخدادهای
تاریخی را با اسناد موجود و فرهنگی که آن زمانها حاکم بوده بررسی میکنیم. پس مناظره یکی
از اصول فرهنگی ایرانیان بوده است تا جایی که پس از اسلام هم کتابهایی چون دینکرت به زبان
پهلوی نوشته میشود و حتی امام رضا ع هم با روش ایرانی به مناظره میروند.

پس امکان ندارد خسرو پرویز بدون مناظره مدعی را گردن بزند یا بگوید توبه کند. بویژه توبه هم از
شریعت مزدیسنا نبود و افزوده شد و اگر پتیت‌خواهی(توبه به زبان پهلوی) را بنگریم چنین مفهومی
که در روایت ابن هشام میبینیم در آن نیست!

منبع دیگری که در دست داریم شاهنامه است. این منبع در حقیقت خدای‌نامه‌های زمان ساسانی
است. اما هیچ خبری از این نامه‌نگاری در زمان خسرو پرویز در آن نیست. بنابراین میتوان گفت
انتظار دربار از پایان هزاره باعث شد که دست نشانده شاهنشاه (باذان) به درون عربستان رود و
خبری کسب کند در این میان خسرو پرویز کشته شده است و چند سال بعد یزدگرد سوم به
پادشاهی میرسد که دیگر هزاره پایان یافته است و در همین زمان هم سعد وقاص نامه میدهد و
یزدگرد هم بدون تدارک سپاهی بزرگ در برابر تازیان، به سوی شرق ایران میرود متنها تا زمانی
که بخواهد برود به رستم فرخزاد میگوید که از تیسفون دفاع کند. باقی ایران هم خودشان دفاع
میکنند و خبری از سپاهیان قدرتمند و عظیم ساسانی نیست. مدتها بعد شایعات و تعصبات به
این رخدادها افزوده میشود.

سپاس از مطلب گران سنگ شما

هیچ نامه ای به درباز شاه ساسانی فرستاده نشده است.
دروغی محض است
در ضمن متن نامه ای که در اینترنت مبنی بر نامهی ارسالی اعراب نوشته شده است هزاران ایراد دارد و هزار مستند بر کذب این نامه داریم.
istar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 08-08-2017   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
edmund's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : محبوبیت ساسانیان

نوشته اصلي بوسيله archimonde نمايش نوشته ها



درود

آیا واقعا از گفتۀ خود اطمینان دارید؟




بلی . اکثر مطلق کتب تاریخی معتبر نگاشته شده بر این مسئله تاکید کرده اند که خسرو پرویز بدترین رفتار را در قبال نامه و پیک پیامبر داشته است در جزئیات اختلافاتی هست مثل توهین و تحقیر شماردن پیک و تهدید او به مرگ ، مچاله کردن نامه با خشم یا پاره کردن نامه .

سخنان پیامبر اسلام در این مورد و احادیث برجای مانده نشان میدهد که رفتار خسروپرویز ناشایست بوده و به حاکم یمن دستور بررسی و حتی قتل پیامبر را داده است .
edmund آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:16 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.