شیطان از نماد تا واقعیت - صفحه 7
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادیان و مذاهب بحث هایی در باب دین و مذهب بررسی و تبادل اطلاعات مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 2 هفته پيش  
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض شیطان از نماد تا واقعیت

به نام نامی حق

این جستار به سوالات زیر با محوریت قران و عقل خواهد پرداخت :

ایا شیطان یک موجود واقعی است یا نمادی از یک حقیقت است ؟
دیدگاه قران نیست به وجود موجودی به نام جن چیست ؟
اگرشیطان را یک موجودی واقعی بدانیم اشکالات عقلی و قرانی ان کدام است؟
فواید تمثیل دانستن شیطان کدام است و چه گرهی از ما حل خواهد کرد ؟
تفاوت ها و اشتراکات ،شیطان ،ابلیس و جن کدام است ؟
و...
__________________
خود بینی و خود پرستی بزرگترین حجاب درک حقیقت است و مبارزه با این بت بزرگ اساس کار ،ادیان ،عرفان و مکاتب حقگراست .
aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #91 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
azarakhash's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

قران در ایاتی بیان میکند که شیطان را بر انسانهای مخلص راهی نیست ولی در ایات دیگر به تاثیر شیطان و نفوذ و او بر انبیا صحه گذارده به نظر من نفوذ شیطان و یا جن بر انسان دوگونه است. نفوذ مستقیم و نفوذ غیر مستقیم. شاید فیلم جنگیر را دیده باشید. اتفاقی که در این فیلم نشان داده شد تخیلی نبود. بنده با یک مورد مشابه ولی بسیار سبکتر برخورد داشتم. مورد سنگین تر مشابه فیلم جنگیر رو هم از کسی که شاهد بوده شنیدم. البته اینها شیطان نیستند جن هایی مطیع شیطان هستند که با درجه های مختلفی در انسان ها نفوذ میکنند. موردی که من شاهد بودم لحن فرد عوض میشد و اسم خود(اسم ان جن) را میاورد. این نفوذ مستقیم است. مومنان در برابر این نوع نفوذ لایه حفاظ دارند. نفوذ شیطان در افراد مومن فقط تاثیر گذاری و شکل هایی از وسوسه است
azarakhash آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #92 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
samaritan1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

کوتاه بگویم اگه میتوانید ویروس های کامپیوتری را انکار کنید وجود شیطان را میتوانید انکار کنید هر دو بیرونی هستند همان طریق اثبات ویروس راه اثبات شیطان نیز هست چون فلسفه هوای نفس بحث جداگانه ای است که فاعل آن درونی است،اما شیطان فاعل بیرونی است که ما را به فعل در میآورد و این دومقوله را خیلی راحت میتوان با مثالهای روزمره شخصی مجزا نمود و وجود فاعل شیطان را ثابت کرد ،!؟
samaritan1 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #93 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله azarakhash نمايش نوشته ها
قران در ایاتی بیان میکند که شیطان را بر انسانهای مخلص راهی نیست ولی در ایات دیگر به تاثیر شیطان و نفوذ و او بر انبیا صحه گذارده به نظر من نفوذ شیطان و یا جن بر انسان دوگونه است. نفوذ مستقیم و نفوذ غیر مستقیم. شاید فیلم جنگیر را دیده باشید. اتفاقی که در این فیلم نشان داده شد تخیلی نبود. بنده با یک مورد مشابه ولی بسیار سبکتر برخورد داشتم. مورد سنگین تر مشابه فیلم جنگیر رو هم از کسی که شاهد بوده شنیدم. البته اینها شیطان نیستند جن هایی مطیع شیطان هستند که با درجه های مختلفی در انسان ها نفوذ میکنند. موردی که من شاهد بودم لحن فرد عوض میشد و اسم خود(اسم ان جن) را میاورد. این نفوذ مستقیم است. مومنان در برابر این نوع نفوذ لایه حفاظ دارند. نفوذ شیطان در افراد مومن فقط تاثیر گذاری و شکل هایی از وسوسه است
درود
مطالب شما به وجود اجنه و تاثیر انان بر انسان برمیگردد
ما در مرحله اول بحث بیان کردیم که از نظر قران وجود اجنه (خوب و بد یا شیطان صفت ) واقعی است و از نظر عقلی غیر ممکن نیست ولی از نظر علمی هنوز ثابت نشده
لذا با توجه به این که تجاربی ازتاثیر این موجودات بر انسان وجود دارد میتوان وجود اجنه را قبول کرد .
البته تاثیرو ازار این موجودات بر انسان بر دو نوع است :گاهی خارجی و گاهی درونی است
در تاثیر خارجی انان زتدگی فرد را مختل میکنند و از بیرون اختلالاتی در زندگی شخص به وجود میاورند
ولی در ازار درونی انان به وجود شخص نفوذ کرده و مثائل روحی و روانی شخص را متاثر میکنند و به عبارتی شخص را جن زده میگویند .
فعلا بحث ما روی این موارد نیست و چنان که از خود موارد ان مشخص است ورود این موجودات در زندگی فرد کاملا محسوس و قابل رویت است و چنان نیست که اجنه شیطان صفت به وجود شخص رخنه کنند و اثار ان پنهان باشد .
یعنی انان به وجود ما بیایند و نیات ما را تحت تاثیر قرار دهند و ما از وجود این موجودات خبر نداشته باشیم و زندگی معمولی خود را انجام دهیم
ما در ادامه به ایاتی که دلالت بر شیاصین جن و انس دارد خواهیم پرداخت فعلا بحث بر سر خود ابلیس است که قبول وجود واقعی او در مفاهیم ایات تفابل ایجاد میکند و سوال ما از دوستان این بود که ما این تقابل را چگونه حل کنیم
به عبارت روشن قران ادعا میکند که از طرف خداست و اگر از طرف بشر باشد در ان اختلاف فراوان وجود خواهد داشت و چون به خود مطمئن بوده به تحدی دست زده و همه عقلا را در همه زمانها به تدبر در خود فرا خوانده
حال بیان ما این بود که ما اگر قران را محدود به ظاهر ایات کنیم و همه ایات را واقعی بدانیم در اینجا به تقابل مفهومی می رسیم و بنا براین شد که دوستانی که معتقد به واقعی بودن ابلیس دارند این تقابل را حل کنند
اگر این تقابل حل نشود ما دو حالت خواهیم داشت
یا قران بشری است و یا اینکه ایلیس تمثیل و نماد است

سپاس
aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #94 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
در ایات دیگر به تاثیر شیطان و نفوذ و او بر انبیا صحه گذارده و به صراحت بیان میکند که مثلا او توانست یاد خدا را از حضرت یوسف ببرید
اگر این معنا را از آیه قرآن برداشت کرده اید، این آیه قرآن:

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
﴿یوسف -٤٢﴾

و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.
( ترجمه انصاریان )
.....................
آن گاه از رفیقی که اهل نجاتش یافت درخواست کرد که مرا نزد خواجه خود یاد کن (باشد که چون بی‌تقصیرم بیند از زندانم برهاند) اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد خواجه‌اش یاد کند، بدین سبب در زندان چندین سال محبوس بماند.
( ترجمه الهی قمشه ای )
...................
و به يكى از آن دو كه مى‌دانست آزاد شدنى است گفت: مرا نزد صاحب خود ياد كن، ولى شيطان يادآورى او را در نزد صاحبش از خاطر وى برد، در نتيجه [يوسف‌] چند سالى در زندان ماند.
( ترجمه بهرام پور )
..................
(یوسف خطاب) به یکی از آن دو که می‌دانست آزاد می‌گردد گفت: مرا در پیش سرور خود (یعنی شاه مصر) یادآور شو (و شرح حال مرا بدو بگو. باشد که از زندان رهایم کند). امّا اهریمن آن را از یادش ببرد که در پیش سرورش بازگو کند. لذا یوسف چند سالی در زندان بماند.
( ترجمه خرمدل )
..................
و (یوسف) به آن کس از آن دو که گمان می‌کرد نجات‌یافتنی است، گفت: «مرا نزد آقای خود به یاد آور.» و (اما) شیطان، یادآوری به آقایش را از یادش برد (و) در نتیجه (یوسف) چند سالی در زندان بماند.
( ترجمه صادقی تهرانی )
.................
به يكى از آن دو كه مى‌دانست رها مى‌شود، گفت: مرا نزد مولاى خود ياد كن. اما شيطان از خاطرش زدود كه پيش مولايش از او ياد كند، و چند سال در زندان بماند.
( ترجمه آیتی )
................
و [يوسف‌] به آن كس از آن دو كه گمان مى‌كرد خلاص مى‌شود، گفت: «مرا نزد آقاى خود به ياد آور.» و[لى‌] شيطان، يادآورى به آقايش را از ياد او برد؛ در نتيجه، چند سالى در زندان ماند.
( ترجمه فولادوند )
.................
و به يكى از آن دو، كه دانست رها مى‌شود، گفت: مرا نزد خواجه خويش ياد كن ولى شيطان يادآورى خواجه‌اش را فراموشش ساخت پس [يوسف‌] سالى چند در زندان بماند.
( ترجمه مجتبوی)
................
و به یکی از آن دو که گمان می‌کرد رهایی یافتنی است، گفت مرا نزد سرورت یاد کن، آنگاه شیطان یاد سرورش را از خاطر او برد، لذا [یوسف‌] چند سال در زندان ماند.
( ترجمه خرمشاهی )
...............
و گفت بدان که می‌پنداشتش نجات یابنده از آن دو یاد کن مرا نزد خداوند خویش پس فراموشش ساخت شیطان یادآوری خداوندش را پس ماند در زندان چند سال‌.
( ترجمه معزی )
.................................
اما اگر این قضیه را از احادیث برداشت کرده اید اطلاع بدهید تا بحث حدیثی با شما داشته باشم.
__________________


ya-mohsen هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #95 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله samaritan1 نمايش نوشته ها
کوتاه بگویم اگه میتوانید ویروس های کامپیوتری را انکار کنید وجود شیطان را میتوانید انکار کنید هر دو بیرونی هستند همان طریق اثبات ویروس راه اثبات شیطان نیز هست چون فلسفه هوای نفس بحث جداگانه ای است که فاعل آن درونی است،اما شیطان فاعل بیرونی است که ما را به فعل در میآورد و این دومقوله را خیلی راحت میتوان با مثالهای روزمره شخصی مجزا نمود و وجود فاعل شیطان را ثابت کرد ،!؟
درود
نکته اول
وجود ویروس از طریق تاثیر ان بر رایانه قابل تشخیص است و راه مقابل و نابودی ان هم مشخص است لذا به راحتی تشخیص و نابود میشود چرا ؟
برای اینکه وجودی مادی است و نمی تواند وارد سیستم مادی شود و هیچ علامتی نداشته باشد
نکته دوم
سوال ما فعلا چیز دیگری است
سوال این بود که اگر ابلیس واقعی باشد در مفهوم ایات تقابل ایجاد میگردد و شما یا باید ان تقابل را رفع کنید و یا اینکه به بشری بودن قران اذعان کنید و یا به تمثیل بودن ابلیس معتقد باشید
نکته سوم
ما منکر وجود شیاطین جن و انس خارجی و بیرونی نیستیم و تاثیر انان بر انسان را منکر نیستیم و این امر بعدا در تطبیق این گونه ایات با نماد بوده اصل حقیقت شیطان بیان خواهد شد و اینکه یک انسان شیطان صفت چگونه میتواند از بیرون نفس شیطانی ما را متاثر و دنباله رو خود گرداند بدون اینکه نیاز باشد شیطان به دورن ما نفوذ کند .
aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #96 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر این معنا را از آیه قرآن برداشت کرده اید، این آیه قرآن:

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
﴿یوسف -٤٢﴾

و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردنِ از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.
( ترجمه انصاریان )
.....................
آن گاه از رفیقی که اهل نجاتش یافت درخواست کرد که مرا نزد خواجه خود یاد کن (باشد که چون بی‌تقصیرم بیند از زندانم برهاند) اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد خواجه‌اش یاد کند، بدین سبب در زندان چندین سال محبوس بماند.
( ترجمه الهی قمشه ای )
...................
و به يكى از آن دو كه مى‌دانست آزاد شدنى است گفت: مرا نزد صاحب خود ياد كن، ولى شيطان يادآورى او را در نزد صاحبش از خاطر وى برد، در نتيجه [يوسف‌] چند سالى در زندان ماند.
( ترجمه بهرام پور )
..................
(یوسف خطاب) به یکی از آن دو که می‌دانست آزاد می‌گردد گفت: مرا در پیش سرور خود (یعنی شاه مصر) یادآور شو (و شرح حال مرا بدو بگو. باشد که از زندان رهایم کند). امّا اهریمن آن را از یادش ببرد که در پیش سرورش بازگو کند. لذا یوسف چند سالی در زندان بماند.
( ترجمه خرمدل )
..................
و (یوسف) به آن کس از آن دو که گمان می‌کرد نجات‌یافتنی است، گفت: «مرا نزد آقای خود به یاد آور.» و (اما) شیطان، یادآوری به آقایش را از یادش برد (و) در نتیجه (یوسف) چند سالی در زندان بماند.
( ترجمه صادقی تهرانی )
.................
به يكى از آن دو كه مى‌دانست رها مى‌شود، گفت: مرا نزد مولاى خود ياد كن. اما شيطان از خاطرش زدود كه پيش مولايش از او ياد كند، و چند سال در زندان بماند.
( ترجمه آیتی )
................
و [يوسف‌] به آن كس از آن دو كه گمان مى‌كرد خلاص مى‌شود، گفت: «مرا نزد آقاى خود به ياد آور.» و[لى‌] شيطان، يادآورى به آقايش را از ياد او برد؛ در نتيجه، چند سالى در زندان ماند.
( ترجمه فولادوند )
.................
و به يكى از آن دو، كه دانست رها مى‌شود، گفت: مرا نزد خواجه خويش ياد كن ولى شيطان يادآورى خواجه‌اش را فراموشش ساخت پس [يوسف‌] سالى چند در زندان بماند.
( ترجمه مجتبوی)
................
و به یکی از آن دو که گمان می‌کرد رهایی یافتنی است، گفت مرا نزد سرورت یاد کن، آنگاه شیطان یاد سرورش را از خاطر او برد، لذا [یوسف‌] چند سال در زندان ماند.
( ترجمه خرمشاهی )
...............
و گفت بدان که می‌پنداشتش نجات یابنده از آن دو یاد کن مرا نزد خداوند خویش پس فراموشش ساخت شیطان یادآوری خداوندش را پس ماند در زندان چند سال‌.
( ترجمه معزی )
.................................
اما اگر این قضیه را از احادیث برداشت کرده اید اطلاع بدهید تا بحث حدیثی با شما داشته باشم.
درود
نکته اول
قرانی که بنده در اختیار دارم ترجمه الهی قمشه ای است و ایشان ان چنان که شما بیان کردی ترجمه نکرده اند : (رعایت نکردن امانت داری در نقل قول )
ترجه ایشان چنین است :
«انگاه یوسف از رفیقی که اهل نجاتش یافت در خواست کرد که مرا نزد پادشاه یاد کن (باشد که چون بی تقصیرم بیند از زندانم برهاند ) در انحال شیطان یاد خدا را از نظرش ببرد بدین سبب در زندان چند سال محبوس بماند » (یوسف /۴۲ )

این ترجمه نسبت به ترجمه های دیگر معقول تر است زیرا بیان میکند که شیطان یاد خدایش را از یادش ببرد در صورتی که اگر منظور این بود که او یاد اوری را فراموش کرده نباید میگفت یاد خدایش را از یادش ببرد بلکه باید بیان میشد که یاد اوری داستان یوسف را از یادش ببرد مضاف براینکه در ادامه بیان میکند چون یاد خدا را فراموش کرد چند سالی اضافه بر انچه مقدر بود در زندان بماند
در روایات هم زیاد هست که این مطالب را تایید کرده و خود شما بهتر از من میدانید
نکته دوم
چنان که بیان شد ما در هر مسئله باید کل ایات را در نظر بگیریم نه تنها یک ایه را ما در پست گذشته چند ایه را که این مطالب را تایید میکرد اوریدم و این مطلب به این ایه ختم نمی شود که شما(البته بقیه مترجمین و مفسرین ) با دستکاری ضمایر ایات معنی قران را عوض کنید

«چنانچه خواهد از طرف شیطان در تو وسوسه پدید اید به خدا پناه بر ...(برای اینکه نگویی مقصود پیامبر نبود خوشبختانه در ادامه مطلب را روشن میکند )چون اهل تقوی را از شیطان ....» (اعراف/۲۰۰و۲۰۱ )

«یاد کن از ایوب زمانی که به درگاه خدا عرض کرد پروردگارا شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانیده ..»(ص/۴۱)

aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #97 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
درود
نکته اول
قرانی که بنده در اختیار دارم ترجمه الهی قمشه ای است و ایشان ان چنان که شما بیان کردی ترجمه نکرده اند : (رعایت نکردن امانت داری در نقل قول )
ترجه ایشان چنین است :
«انگاه یوسف از رفیقی که اهل نجاتش یافت در خواست کرد که مرا نزد پادشاه یاد کن (باشد که چون بی تقصیرم بیند از زندانم برهاند ) در انحال شیطان یاد خدا را از نظرش ببرد بدین سبب در زندان چند سال محبوس بماند » (یوسف /۴۲ )

این ترجمه نسبت به ترجمه های دیگر معقول تر است زیرا بیان میکند که شیطان یاد خدایش را از یادش ببرد در صورتی که اگر منظور این بود که او یاد اوری را فراموش کرده نباید میگفت یاد خدایش را از یادش ببرد بلکه باید بیان میشد که یاد اوری داستان یوسف را از یادش ببرد مضاف براینکه در ادامه بیان میکند چون یاد خدا را فراموش کرد چند سالی اضافه بر انچه مقدر بود در زندان بماند
در روایات هم زیاد هست که این مطالب را تایید کرده و خود شما بهتر از من میدانید
نکته دوم
چنان که بیان شد ما در هر مسئله باید کل ایات را در نظر بگیریم نه تنها یک ایه را ما در پست گذشته چند ایه را که این مطالب را تایید میکرد اوریدم و این مطلب به این ایه ختم نمی شود که شما(البته بقیه مترجمین و مفسرین ) با دستکاری ضمایر ایات معنی قران را عوض کنید

«چنانچه خواهد از طرف شیطان در تو وسوسه پدید اید به خدا پناه بر ...(برای اینکه نگویی مقصود پیامبر نبود خوشبختانه در ادامه مطلب را روشن میکند )چون اهل تقوی را از شیطان ....» (اعراف/۲۰۰و۲۰۱ )

«یاد کن از ایوب زمانی که به درگاه خدا عرض کرد پروردگارا شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانیده ..»(ص/۴۱)

نرم افزار قرآنی تنزیل
همه ترجمه ها را می توانید در آنجا بخوانید.
این هم متن قرآن کریم با ترجمه آقای الهی قمشه ای:

شیطان از نماد تا واقعیت

شیطان از نماد تا واقعیت

اما اگر معتقدید تحریفی از سوی ناشر یا ناشرین صورت گرفته ادعا را باید ثابت کنید.
.........................................
البته اصلا مهم هم نیست که آقای الهی قمشه ای چه ترجمه کرده و بحث بر سر این نیست. شما ادعایی دارید که نمی توانید با این آیه آن را ثابت کنید ( که شیطان، یوسف علیه السلام را فراموشی انداخته است).
................
در احادیث هم ذکر نشده که شیطان یاد خدا را از یوسف علیه السلام برده باشد. در بعضی احادیث ذکر شده که یوسف علیه السلام نباید از آن فرد زندانی می خواست تا نزد سرورش از او یاد کند. یوسف علیه السلام هم به درگاه خدا زاری می کند و ... هیچ جا در احادیث ذکر نشده که شیطان بر یوسف علیه السلام نفوذی داشته باشد یا او را به فراموشی انداخته باشد اما در مورد فرد زندانی آزاد شده، قرآن بیان کرده که آن فرد ساقی شراب ( عزیز مصر ) خواهد شد ( یوسف-41) و قطعا این فرد درستکار نبوده و شیطان هم در چنین فردی نفوذ دارد که او را به فراموشی بیندازد.
اینکه یوسف علیه السلام چند سال در زندان ماند بله شیطان دشمن مخلصین و پاکان است و از راهی سعی می کند در آن ها نفوذ کند اما چون نمی تواند، به آزار و اذیت آنان می پردازد همانطور که نتوانست یوسف علیه السلام را به گناه بیندازد و در نتیجه یوسف علیه السلام به زندان افتاد. خدا هم به ابلیس و شیاطین مهلت داده چون عادل است و مزد دشمنانش را هم می دهد و وقتی ابلیس از خدا خواست به او مهلت بدهد خدا به او مهلت داد و او مزد دشمنانش را در همین دنیا قرار داده اما وقتی حسابشان تصفیه شد آنان را به جهنم ابدی خواهد فرستاد ...
نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
«یاد کن از ایوب زمانی که به درگاه خدا عرض کرد پروردگارا شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانیده ..»(ص/۴۱)
آزار و اذیت کردن برای همه پیامبران و مومنان بوده و آزار دادن و سختی کشیدن به معنای دسترسی و نفوذ شیطان به قلوب و ضمائر انبیاء و اوصیاء یا عدم عصمت آنان نیست. شیطان بر ایوب علیه السلام هم نفوذ و تسلطی نداشت و فرضا اگر جایی گفته شود که ابلیس زن و فرزند و ثروت ایوب علیه السلام را گرفت و جسم او را بیمار کرد این دلیل بر نفوذ شیطان در ضمیر او نیست. ( البته مشکل ایوب علیه السلام در اصل چیز دیگری بود و مشکل او همچون یونس علیه السلام و دیگران برمی گردد به عالم میثاق و پیمان گرفتن برای ولایت معصومین علیهم السلام ... که در احادیث بیان شده و قضیه اش مربوط به این تاپیک نیست ).
نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
«چنانچه خواهد از طرف شیطان در تو وسوسه پدید اید به خدا پناه بر ...(برای اینکه نگویی مقصود پیامبر نبود خوشبختانه در ادامه مطلب را روشن میکند )چون اهل تقوی را از شیطان ....» (اعراف/۲۰۰و۲۰۱ )

این آیات هم دلیل بر عدم عصمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست و هیچ نفوذی را برای شیطان در مورد او مطرح نکرده است.

ويرايش توسط ya-mohsen : يك هفته پيش در ساعت 01:19 PM
ya-mohsen هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #98 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
marde_barani's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

شیطان ؟! یک موجود تخیلی و غیر واقعی که برای توجیه اشتباهات و خطاها ساخته شده .

انسانها بالاخره باید برای توجیه خطاها و گناههای خود باید توجیهی داشته باشند و چی بهتر از شیطان !

اگر کار خوب و صحیح انجام بدند خود انجام داده اند و به آن فخر و مباهات می کنند و اگر خلاف و خطا کنند مقصر شیطان است و لعنت بر شیطان رجیم !

پس وجود شیطان برای گروهی بسیار مثمر ثمر است و مفید !

اگر شیطان نبود پس مقصر اینهمه گناهان و خطاها چه بود و گردن که می انداختند ؟!
marde_barani آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #99 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
اگر کار خوب و صحیح انجام بدند خود انجام داده اند و به آن فخر و مباهات می کنند و اگر خلاف و خطا کنند مقصر شیطان است و لعنت بر شیطان رجیم !
پس وجود شیطان برای گروهی بسیار مثمر ثمر است و مفید !
خیر اگر کسی کار خوبی انجام بدهد فخر و مباهات ندارد بلکه باید شکرگزار باشد که خدا به او توفیق داده تا او بتواند ( البته با اختیارش ) راه نیک را انتخاب کند و آن را به انجام برساند و اگر کسی کار بدی انجام بدهد خودش مقصر و مسئول است و هر کس دیگر هم با او در این کار بد شریک باشد او هم شریک جرم است نه اینکه مقصر فقط شیطان باشد یا مقصر فقط شخص گناهکار باشد. با هم شریک هستند...
ya-mohsen هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #100 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kharak-e-sabz's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
شیطان ؟! یک موجود تخیلی و غیر واقعی که برای توجیه اشتباهات و خطاها ساخته شده .

انسانها بالاخره باید برای توجیه خطاها و گناههای خود باید توجیهی داشته باشند و چی بهتر از شیطان !

اگر کار خوب و صحیح انجام بدند خود انجام داده اند و به آن فخر و مباهات می کنند و اگر خلاف و خطا کنند مقصر شیطان است و لعنت بر شیطان رجیم !

پس وجود شیطان برای گروهی بسیار مثمر ثمر است و مفید !

اگر شیطان نبود پس مقصر اینهمه گناهان و خطاها چه بود و گردن که می انداختند ؟!
جایی گفته نشده شیطان مقصر جرائم بشریست ،
لااقل من ندیدم ،
بلکه گفته شده محرک و دعوت کننده به جرم هست ، که اینها اختلاف زیادی با هم دارند.
بی تردید ما خود مقصر اصلی اشتباهات جرائم خود هستیم ،
،
ظاهرا در اصل بحث هم چنین خلط مبحثی وجود داره ،
فعلا دنبال میکنیم تا ببینیم به کجا می رسه ،
kharak-e-sabz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #101 (لینک نوشته)
مدیریت مجموعه تالارهای موضوعی
 
ya-mohsen's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
دوست عزیز این که میگویی شیاطین چنین و چنان هستند تنها زمانی برای دیگران قابل قبول است که بتوانی ان را با عقل یا قران ثابت کنی درغیر این صورت هر کسی میتواند ادعا کند شیطان فلان خصوصیاتی دارد مثلا من میگویم شیطان شش پا و ده دست و دو کله دارد ایا شما میتوانی حرف مرا نقض کنی ؟
در خصوص ایه نیز چنین نیست که شما یک ایه را بدون در نظر گرفتن سایر ایات بتوانی به ان استناد کنی بلکه باید تمام ایات را در نظر بگیری .
مثلا قران راجع به خدا میگوید خدا دست دارد ،سخن میگوید .چشم و صورت دارد و.. دلی در جای دیگر تمام این بیانات را نفی میکند .لذا قران معمولا دو پهلو و از دو زاویه حرف زده که بعدی از ان برای عامه و ملموس سازی است و بعد دیگر برای خردمندان و اهل علم است لذا در خصوص سخن گفتن یا شنیدن شیاطین و فرشتگان هم میتواند به همین منوال باشد
لذا وقتی بیان میکند که شیطان در نیات ما دخل و تصرف میکند با مادی بودن شیطان جور در نمی اید یعنی وقتی شیطان را جسم بدانیم ولو جسم رقیق و سیال باز هم ماده است و یک موجود مادی نمی تواند در وجود ما نفوذو ما متوجه نشویم و بر فرض امکان نفوذ هم او قادر نیست نیت ما را بخواند و این کار تنها در ید قدرت الاهی است و حتی انبیا هم طبق قران نمی دانسته اند در نیت ما چه میگذرد .
لذا از انجا که قران برای شیطان هم توصیف ماد ی بیان کرده و هم غیر مادی اگر ما ظاهر ایات را قبول کنیم به تناقض میرسیم
یعنی اخر حرف شما به نفی قران خواهد انجامید
اینکه در قرآن گفته شده که مثلا ید الله فوق ایدیهم یا وجه الله و ... در احادیث توضیح داده شده که مثلا منظور از دست، قدرت است و ... این درست، اما ما نمی توانیم بر اساس پندارهای خودمان بیاییم و هر چیزی را به رای و نظر خودمان تفسیر کنیم و نماد و تمثیل بدانیم. باید دلیل داشته باشیم. دلیل قرآنی، دلیل روایی، دلیل عقلی.
در احادیث که اصلا چیزی در مورد نماد یا تمثیلی بودن ابلیس و ... نیامده ( چه شیعه و چه غیر شیعه و چه روایات اندک و ضعیف باشد یا چه متواتر و صحیح ) پس قید آن ها را زده اید. می رسیم به دلائل قرآنی اما من هر چه بررسی می کنم چیزی که تناقض باشد نمی بینم بلکه شما یا اصل مطلب را اشتباه فهمیده اید یا مطلب را طوری مطرح می کنید که تناقض به نظر برسد ...
مثلا نوشته اید :
((وقتی بیان میکند که شیطان در نیات ما دخل و تصرف میکند با مادی بودن شیطان جور در نمی اید))
قرار نیست برای تاثیر گذاشتن روی یک فرد یا شناخت تقریبی نیت یک فرد حتما توی آن فرد برویم.
مثال بزنم:
من از طریق نوشته های شما تا حدودی می فهمم که اعتقادات شما چه هستند، به طور نسبی و ( البته احتمالات زیادی را باید در نظر گرفت ) حال اگر من یک دوربین مخفی در اتاقتان کار گذاشته باشم و نوشته هایی را هم ببینم که شما در حالت عادی در فضای عمومی منتشر نمی کنید آن وقتی چیزهای بیشتری در مورد شما خواهم دانست. مسئله به همین سادگی است و نیاز نیست برای کشف عقاید شما به داخل بدن شما بروم و مثلا مغزتان را اسکن کنم. اگر موضوع سر این بود که نهانی ترین بخش وجودی شما را بشناسم بله ما قادر به این کار نیستیم و نه شیاطین. فرشتگان هم نمی توانند. من هم مدعی نشده ام که ابلیس و یا شیاطین علم غیب دارند یا به نهانی ترین بخش وجودی آدمیان می توانند نفوذ کنند. خیر ... هر کسی محدودیت های خاص خودش را دارد.( آن شیاطینی هم که در جسم فرد حضور دارند یا نفوذ می کنند مثالش مثل ویروس هایی است که درون مویرگ ها حرکت می کنند در بدن لطیف.
اما نه اینکه شبیه ویروس باشند. مثال برای تقریب به ذهن می زنم. وقتی بدن لطیف را نشناسیم دیگر سخن گفتن از بقیه موارد فایده ای ندارد و وارد بحثش هم نمی شوم).
.............
دلیل عقلی را هم بعدا می توان بررسی کرد ...

ya-mohsen هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #102 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
بسم الله الرحمن الرحیم

نرم افزار قرآنی تنزیل
همه ترجمه ها را می توانید در آنجا بخوانید.
این هم متن قرآن کریم با ترجمه آقای الهی قمشه ای:

شیطان از نماد تا واقعیت

شیطان از نماد تا واقعیت

اما اگر معتقدید تحریفی از سوی ناشر یا ناشرین صورت گرفته ادعا را باید ثابت کنید.
.........................................
البته اصلا مهم هم نیست که آقای الهی قمشه ای چه ترجمه کرده و بحث بر سر این نیست. شما ادعایی دارید که نمی توانید با این آیه آن را ثابت کنید ( که شیطان، یوسف علیه السلام را فراموشی انداخته است).
................
در احادیث هم ذکر نشده که شیطان یاد خدا را از یوسف علیه السلام برده باشد. در بعضی احادیث ذکر شده که یوسف علیه السلام نباید از آن فرد زندانی می خواست تا نزد سرورش از او یاد کند. یوسف علیه السلام هم به درگاه خدا زاری می کند و ... هیچ جا در احادیث ذکر نشده که شیطان بر یوسف علیه السلام نفوذی داشته باشد یا او را به فراموشی انداخته باشد اما در مورد فرد زندانی آزاد شده، قرآن بیان کرده که آن فرد ساقی شراب ( عزیز مصر ) خواهد شد ( یوسف-41) و قطعا این فرد درستکار نبوده و شیطان هم در چنین فردی نفوذ دارد که او را به فراموشی بیندازد.
اینکه یوسف علیه السلام چند سال در زندان ماند بله شیطان دشمن مخلصین و پاکان است و از راهی سعی می کند در آن ها نفوذ کند اما چون نمی تواند، به آزار و اذیت آنان می پردازد همانطور که نتوانست یوسف علیه السلام را به گناه بیندازد و در نتیجه یوسف علیه السلام به زندان افتاد. خدا هم به ابلیس و شیاطین مهلت داده چون عادل است و مزد دشمنانش را هم می دهد و وقتی ابلیس از خدا خواست به او مهلت بدهد خدا به او مهلت داد و او مزد دشمنانش را در همین دنیا قرار داده اما وقتی حسابشان تصفیه شد آنان را به جهنم ابدی خواهد فرستاد ...
آزار و اذیت کردن برای همه پیامبران و مومنان بوده و آزار دادن و سختی کشیدن به معنای دسترسی و نفوذ شیطان به قلوب و ضمائر انبیاء و اوصیاء یا عدم عصمت آنان نیست. شیطان بر ایوب علیه السلام هم نفوذ و تسلطی نداشت و فرضا اگر جایی گفته شود که ابلیس زن و فرزند و ثروت ایوب علیه السلام را گرفت و جسم او را بیمار کرد این دلیل بر نفوذ شیطان در ضمیر او نیست. ( البته مشکل ایوب علیه السلام در اصل چیز دیگری بود و مشکل او همچون یونس علیه السلام و دیگران برمی گردد به عالم میثاق و پیمان گرفتن برای ولایت معصومین علیهم السلام ... که در احادیث بیان شده و قضیه اش مربوط به این تاپیک نیست ).

این آیات هم دلیل بر عدم عصمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست و هیچ نفوذی را برای شیطان در مورد او مطرح نکرده است.

در خصوص ترجمه ها ظاهرا اشتباه از شما نیست بلکه از اختلاف ترجمه نسخه هاست متاسفانه بنده وسایل ارسال تصویر متن قران خود را ندارم ولی مشخصات قران مربوط به چاپ ۱۳۷۶ شماره ۱۴۱۸ چاپ وصحافی اسماعیلیان میباشد.که ترجه ان همان است که ارسال شد .
در هر صورت انچه مهم است اصل عربی ان است که چنان که بیان شد معنی ضمیر به کاررفته چنان معنی که مترجمین بیان کرده اند را نمی رساند و علت اینکه ایشان چنان ترجمه کرده اند به خاطر این بوده که نخواسته اند معنی ایات با هم در تضاد باشد و الا معنی ایه مشخص است

اما در خصوص انکه فرمودید انچه دراحادیث بیان شده که منظور این بوده که حضرت نباید به دوستش سفارش میکرد .اتفاقا معنی ایه هم همین را میرساند و به همین خاطر بیان میکند او چند سال بیشتر در زندان ماند و الا اگر مشیت خدا براین بود که او مدت خاصی در زندان بماند این معقول نیست که فراموشی ان زندانی بر مدت زندانی حضرت بیفزاید (یعنی این معقول نیست که غفلت یک شخص باعث سالها رنج یک نبی بشود ) لذا از نظر قران این که بیان میکند شیطان فراموشش کرد یعنی او به جای اینکه منتظر باشد خدا خود در زمان مشخص او را برهاند او خود اقدام کرد و خواست با اختیار خود وسیله ازادی خود را فراهم کند و این شاید برای یک فرد معمولی اشتباه نباشد ولی برای یک نبی خطا محسوب میشود و او نباید به بنده خدا متوسل میشد بنابراین منظور خدا از اینکه شیطان فراموشش کرد همین نکته است نه اینکه شیطانی باشد و او در وجود او رخنه کرده باشد بلکه از نظر قران برای انبیا همان غفلت اندک عملی غیر الاهی محسوب میشود که دران نوعی خود خواهی نهفته است .این ایه به راحتی از دیدگاه ما قابل توجیه است ولی با دیدگاه شما که شیطان را امری مادی و محسوس میدانید قابل جمع نیست لذابرای رفع این گونه شبهات دست به تغیر معنی ایه میزنید (البته منظور از شما همه مفسران است که چنین معنی از ایه عرضه کرده اند )
در حقیقت این دست و پای الکی زدن مفسران همگی به این برمیگردد که در ظاهر قران توقف کرده و تنوانسته اند به باطن ان نفوذ کنند یا دانسته ولی جرئت بیان ان را نداشته اند

در خصوص حضرت ایوب هم ایه به صراحت میگوید که شیطان او را رنج و ازار رساند واگر طبق دیدگاه شما شیطان را امری واقعی بدانیم یعنی شخص ابلیس او را اذیت کرده و از انجا که منطق قران در خصوص رابطه شیطان و انسان تنها منحصر به وسوسه است لذا در اینجا منظور این است که او از طریق وسوسه درونی یا بیرونی حضرت را ازار میداده و طبق ایات قبل او توان این کار را ندارد(تورا بر بندگان خاص من راهی نیست ) و این یعنی تقابل

در ایه منتسب به رسول اکرم ایه به صراحت از امر ممکنی سخن میگوید نه غیر ممکن زیرا اگر کلا منتفی بود که هشدار نیازی نبود و اگر بگویی که منظور خود رسول نبوده که خود ایه جواب شما را داده یعنی اول خود رسول را مخاطب قرار میدهد و سپس مومنان را
همچنین مطلب به این ایه ختم نمیشود و به مراحل بعد از وسوسه هم اشاره دارد

«چون گروهی را دیدی که برای خرده گیری و طعن زدن در ایات ما گفتگو میکنند از انان دوری گزین تا در سخنی دیگر وارد شوند و چنان که شیطان البته فراموشت ساخت بعد از انکه متذکر شدی دیگر با گروه ستمگران مجالست نکن » (انعام/۶۸)

aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #103 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تا واقعیت

نوشته اصلي بوسيله marde_barani نمايش نوشته ها
شیطان ؟! یک موجود تخیلی و غیر واقعی که برای توجیه اشتباهات و خطاها ساخته شده .

انسانها بالاخره باید برای توجیه خطاها و گناههای خود باید توجیهی داشته باشند و چی بهتر از شیطان !

اگر کار خوب و صحیح انجام بدند خود انجام داده اند و به آن فخر و مباهات می کنند و اگر خلاف و خطا کنند مقصر شیطان است و لعنت بر شیطان رجیم !

پس وجود شیطان برای گروهی بسیار مثمر ثمر است و مفید !

اگر شیطان نبود پس مقصر اینهمه گناهان و خطاها چه بود و گردن که می انداختند ؟!
درود
منطق قران چنین نیست که اگر شیطان ما را وسوسه و منحرف کند مقصر شیطان باشد بلکه قران مقصر اصلی را هم شیطان میداند و هم خود شخص

اما اگر ما ظاهر قران را قبول کنیم به این معنی است که خدا ازطرفی زمینه انحراف داخلی را برای ما فراهم کرده و از طرف دیگر عاملی به اسم شیطان جن و انس هم برای تحریک عوامل داخلی مهیا ساخته و از طرف دیگر افراد هم به یک نوع خلق نکرده و از طرف دیگر بشر خود هیچ نقشی در خلقتش ندارد و از همه مهمتر با وجود همه این موانع اگر او نتواند ازاین مسیر سخت، سالم و بی خطا عبور کند عذابی وحشتناک و همیشگی در انتضار اوست و....
حال اگر ما باشیم و عقل و انصاف نمی توانیم چنین حقیقتی را از طرف یک خدای عادل و عالم و حکیم قبول کنیم
تلاش این حقیر در جهت باز تعریف زیر بنای معرفتی قران است که عقل سلیم و فطرت پاک بتواند ان را قبول کند نه اینکه به جبر و یا از روی جهل ان را قبول نماید .
یکی از مهمترین زیر بناهای معرفتی قران حقیقت شیطان است که باید درست درک شود و تنها راه این امر، شکافتن ظاهر قران و رسیدن به بطن و یاطن این امر است . امید که با یاری حضرت حق قادر به این مهم باشیم

سپاس
aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي يك هفته پيش   #104 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
aletaha's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تاواقعیت

نوشته اصلي بوسيله ya-mohsen نمايش نوشته ها
بسم الله الرحمن الرحیم

اینکه در قرآن گفته شده که مثلا ید الله فوق ایدیهم یا وجه الله و ... در احادیث توضیح داده شده که مثلا منظور از دست، قدرت است و ... این درست، اما ما نمی توانیم بر اساس پندارهای خودمان بیاییم و هر چیزی را به رای و نظر خودمان تفسیر کنیم و نماد و تمثیل بدانیم. باید دلیل داشته باشیم. دلیل قرآنی، دلیل روایی، دلیل عقلی.
در احادیث که اصلا چیزی در مورد نماد یا تمثیلی بودن ابلیس و ... نیامده ( چه شیعه و چه غیر شیعه و چه روایات اندک و ضعیف باشد یا چه متواتر و صحیح ) پس قید آن ها را زده اید. می رسیم به دلائل قرآنی اما من هر چه بررسی می کنم چیزی که تناقض باشد نمی بینم بلکه شما یا اصل مطلب را اشتباه فهمیده اید یا مطلب را طوری مطرح می کنید که تناقض به نظر برسد ...
مثلا نوشته اید :
((وقتی بیان میکند که شیطان در نیات ما دخل و تصرف میکند با مادی بودن شیطان جور در نمی اید))
قرار نیست برای تاثیر گذاشتن روی یک فرد یا شناخت تقریبی نیت یک فرد حتما توی آن فرد برویم.
مثال بزنم:
من از طریق نوشته های شما تا حدودی می فهمم که اعتقادات شما چه هستند، به طور نسبی و ( البته احتمالات زیادی را باید در نظر گرفت ) حال اگر من یک دوربین مخفی در اتاقتان کار گذاشته باشم و نوشته هایی را هم ببینم که شما در حالت عادی در فضای عمومی منتشر نمی کنید آن وقتی چیزهای بیشتری در مورد شما خواهم دانست. مسئله به همین سادگی است و نیاز نیست برای کشف عقاید شما به داخل بدن شما بروم و مثلا مغزتان را اسکن کنم. اگر موضوع سر این بود که نهانی ترین بخش وجودی شما را بشناسم بله ما قادر به این کار نیستیم و نه شیاطین. فرشتگان هم نمی توانند. من هم مدعی نشده ام که ابلیس و یا شیاطین علم غیب دارند یا به نهانی ترین بخش وجودی آدمیان می توانند نفوذ کنند. خیر ... هر کسی محدودیت های خاص خودش را دارد.( آن شیاطینی هم که در جسم فرد حضور دارند یا نفوذ می کنند مثالش مثل ویروس هایی است که درون مویرگ ها حرکت می کنند در بدن لطیف.
اما نه اینکه شبیه ویروس باشند. مثال برای تقریب به ذهن می زنم. وقتی بدن لطیف را نشناسیم دیگر سخن گفتن از بقیه موارد فایده ای ندارد و وارد بحثش هم نمی شوم).
.............
دلیل عقلی را هم بعدا می توان بررسی کرد ...

ببینید قران هر جا سخن از شیاطین است میتوان تاثیر این شیاطین را از نوع تحریکات و وسوسه های بیرونی دانست ولی وقتی صحبت از شیطان مشخص است معمولا منظور همان ابلیس است که وسوسه او از نوع درونی است نه بیرونی و لازمه این وسوسه این است که او در درون وجود ما باشد و تمام نیات ما را بداند و قادر به انحراف ان افکار باشد به عبارتی شیطان ما را از درون و از طریق نیاتمان وسوسه میکند به ایات زیر دقت کنید

«چنان که بخواهد از طرف شیطان در تو وسوسه و جنبشی پدید اید ...چون اهل تقوی را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد ...» (اعراف/۲۰۰و۲۰۱ )

«و از انچه روزی شما کردیم بخورید و از پی اغوای شیطان نروید ..»
( انعام /۱۴۲)

«به یاد ارید ...و از اسمان ابی فرستاد که شما را به ان اب پاک گرداند ووسوسه وکید شیطان را از شما دور ساخت ...»(انفال/۶۱)

«یعقوب گفت ای فرزندان عزیز زنهار خواب خود را بر برادران حکایت مکن که بر تو مکر و حسد خواهند برد زیرا دشمنی شیطان بر ادمیان اشکار است »
(یوسف/۵)

«..تنها تسلط شیطان بر ان نفوس است که او را دوست گرفته و به اغوای او به خدا شرک اورده اند »(نحل/۱۰۸تا۲۰۰)

اگر در ایات دقت کنید متوجه خواهید شد فعالیت شیطان از درون است و این ممکن نیست مگر از طریق نیات و خواهشهای درونی ما و برای این کار او باید همواره در درون ما باشد

ويرايش توسط aletaha : يك هفته پيش در ساعت 03:35 PM
aletaha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #105 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
kharak-e-sabz's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : شیطان از نماد تاواقعیت

نوشته اصلي بوسيله aletaha نمايش نوشته ها
ببینید قران هر جا سخن از شیاطین است میتوان تاثیر این شیاطین را از نوع تحریکات و وسوسه های بیرونی دانست ولی وقتی صحبت از شیطان مشخص است معمولا منظور همان ابلیس است که وسوسه او از نوع درونی است نه بیرونی و لازمه این وسوسه این است که او در درون وجود ما باشد
[/color][/color][/color][/color][/color][/color][/color][/color][/color][/color][/color]
سلام ،
من بحث شما رو دنبال میکنم ، ولی یه سوال از روز اول ذهنم رو درگیر کرده ،
وقتی انسان گاها توان نفوذ به افکار انسان دیگر دارد ، مثل هیپنوتیزم ،
چرا ابلیس که در قرآن هم گفته شده ابعاد وجودی و ماهیتش
متفاوت با ماست ،
برای نفوذ در افکار انسان ، باید حضور فیزیکی در بدن فرد پیدا کند ؟
مثل نفوذ میکروارگانیسم یا دارو در بدن ،
اصلا مگر افکار ما درون کالبد فیزیکی ماست ؟
kharak-e-sabz آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:51 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.