صفحه ی رسمی من...
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > ادبيات و نوشته های ادبی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادبيات و نوشته های ادبی قدم بـه قدم تا آرامش؛ می نویسم پس هستــم

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-18-2017   #1 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض صفحه ی رسمی من...

صفحه ی رسمی من...
بسم الانسان....

در این پیج گاه مینویسم و گاه نقل میکنم آنچه را دوس دارم....
دلیل اصلی که این صفحه را زدم این است که سیر تفکر و زندگی خود را ببینم...و اینکه انسان موجودی دم بریده نیست!!یعنی انسان شامل تاریخ زندگیش است نه هر روز از خواب به زندگیش هبوط کند!هویت ما،تاریخ ما،سرنوشت ما،و خاطرات ما پیوسته هستند..و این پیوستگی به ما معنا میبخشد و میفهمیم ما موجودی دم بریده و منقطع نیستیم...

و خارج از این مفاهیم قلمبه سلمبه...بنده به نوشتن و داشتن صفحه علاقه مند شدم....



پ.ن
شاید بعدها کانال تلگرامی هم زدم...ولی قول نمیدم

ويرايش توسط ramin23 : 10-18-2017 در ساعت 06:38 PM
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
9 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-18-2017   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
setare72's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

اینهمه تاپیک با موضوعات مختلف
صفحه اختصاصی چ صیغه ای
+
پست گذاشتن سایرین رو منع نکردی
منم صفحه اتُ افتتاح کردم
__________________
صفحه ی رسمی من...
setare72 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-18-2017   #3 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

چون به زندگی و خوشبختی دیگران مینگری..سست میشوی...سست تر از همیشه....وقتی جوانی همسن که خوشتیپ و پولدار و پر از دآف است را در صندلی جفتیت میبینی،دیگر نمیتوانی با آرامش به دلت حواله ی هف سال دیگر بدهی...نمیتوانی نشسته بر قله ای را ببینی که همسن توست و نمیدانی چگونه بدآنجا رسیده،حتی اگر بدانی،باز هم نمیتوانی قبول کنی که تو باید خون و جوانی بدهی تا بدآن قله برسی..و اینکه شاید هرگز نرسی...اینگونه میشود که تو پوچ و سست میشوی...و پر از نفرت و غم....بنظر میرسد باید چشم ها را بست و بر هیچکس نگاه نکرد،که نه تنها نگاه بر داف گناه است که نگاه بر صاحب دآف نیز گناه است..و شاید نگاه دوومی پرضررتر و گناه تر...
تنها باید بر لیوان کم آب خود نگریست..ورنه لیوان پر از شراب دیگران،این آب ته مانده را نیز برایت خون میکند....
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-18-2017   #4 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

نوشته اصلي بوسيله setare72 نمايش نوشته ها
اینهمه تاپیک با موضوعات مختلف
صفحه اختصاصی چ صیغه ای
+
پست گذاشتن سایرین رو منع نکردی
منم صفحه اتُ افتتاح کردم
رسمی نه اختصاصی


اشکال نداره....امیدوارم خوش قدم باشی


پ.ن
زودی پستت و پاک کن
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-18-2017   #5 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

فضای مجازی!
مخصوصا اینستا...وقتی اینستا رو میبینم پوچی مزمن،ناتوانی و چندشم عود میکنه...
تاکید افراطی بر زیبایی..جوانان بی نمک کلیپ ساز...پر از فحش..و پر از حسرت!!!
یادم نیس دو روز پس از نصب اینستا حذفش نکرده باشم...هر چن ماه یبار فیلم یاده هندستون میکنه و به دنیای پر از شهوت و مسخره ی اینستا سر میزنم...دخترکانی که زیر هیجده هستن و دویس هزار فالور دارن...چیزشعرهایی که با عکسایی سکسی تزئین شده است...و کامنتایی بیشرمانه و تکراری....

احساس تنهایی میکنم...وقتی اینستا را میبینم نسبت به این حرکات تکراری و بچگانه احساس بیگانگی میکنم...
نمیدانم شاید روزگاری به جمعشان بپیوندم..و شایدم هرگز این اتفاق نیفتد...و شاید دوومی قویتر است...


فک میکنم باید خودم معنایی برای زندگیم بیابم..و روشی و حالتی که دوست دارم...اما همچنان مقدار زیادی پیشرفت نداشته ام...اما نسبت به گذشته ام و دو سال پیش قابل توجه بوده....فقط دست تنهام....تنهایی چیز کمی نیست...مطمئنم تنهایی چیز کمی نیست...میدانم میتوانم ادامه بدم و احتمالا کم هم نمیارم ولی تنهایی چیز کمی نیست!!امیدوارم این فقدان عظیم منو از پا در نیاره...
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-18-2017   #6 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
aryaindoiran's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

چقدر عالی خیلی خوشم اومد از همین چند خطی که نوشتی
یک جورهایی بخش هایش رو میشه به خیلی از ما جوانان امروزه ایران فلک زده هم ربط داد

تنهایی
تنهایی حتی با وجود پر بودن ادمها در اطرافت
تنهایی همه تنهان حتی متاهل ها با چند فرزند
همه تنهان
بی عدالتی همه غمگین

این وسط چندتا شاد و شنگول جزغله هم هستن

اینستا نفرت انگیزترین شبکه اجتماعی پر از حالت تهوع و مزخرف

نوشته های زیبا از زبان ادمهای حیوان صفت زشت سیرت که با فتوشاپ و بزک باز باید برای دیدنش کفاره بدی

همه شاخ و پلنگن
یارو ارشد ازاد داره نوشته فوق دکترای گوزشناسی و موسس مجله علمی بریتیش ساینس فارست گامپ

به تهوع اورترین شکل با زندگی چهار جوان بازی کرده سر اخر با یک خری ازدواج کرده بعد نوشته کسی میتونه خبر از عشق بده؟
پاییز فصل عاشقانه


چقدر دنیا نفرت انگیزه
aryaindoiran آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-18-2017   #7 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ronas.ara's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

سلام دوست گرامی
صفحه نو مبارک

شما انسان اندیشمند و با دانشی هستی
و اهل فکر و اندیشه .

+
خیلی وقت بود که منتظر صفحه رسمی و اختصاصی شما بودم
به امید افتتاح صفحات بعدی در اینستاگرام ، فیسبوک و تلگرام .

موفق و موید باشید .

__________________
آوای عدالت - صدای یک ایرانی

زمانی که به این نتیجه می رسم ، همه چیز به خودم بستگی دارد ، آرامش عجیبی سراسر وجودم را فرا می گیرد....روناس آرا

صفحه ی رسمی من...
ronas.ara آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 10-19-2017   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
setare72's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

نوشته اصلي بوسيله ramin23 نمايش نوشته ها
رسمی نه اختصاصی


اشکال نداره....امیدوارم خوش قدم باشی


پ.ن
زودی پستت و پاک کن
میدونم اشکال نداره
+
ببین چقدر خوش قدم بودم کلی ازت تعریف کردن

اندیشمند!!اهل تفکر!!منتظر سایر صفحاتت هم هستن
+
"پ ن"ات روهم پس بگیر
بااون شکلک قبیح
setare72 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #9 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

نوشته اصلي بوسيله setare72 نمايش نوشته ها
میدونم اشکال نداره
+
ببین چقدر خوش قدم بودم کلی ازت تعریف کردن

اندیشمند!!اهل تفکر!!منتظر سایر صفحاتت هم هستن
+
"پ ن"ات روهم پس بگیر
بااون شکلک قبیح
خخخخ

ینی شما غیر این فکر میکنین..واقعا براتون متاسفم
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
setare72's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

نوشته اصلي بوسيله ramin23 نمايش نوشته ها
ینی شما غیر این فکر میکنین..واقعا براتون متاسفم
متاسف باش اونم مشدد
setare72 هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #11 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

نوشته اصلي بوسيله setare72 نمايش نوشته ها
متاسف باش اونم مشدد
انگار تو ه.م نمیشه جدی بود...من اسمشم *رسمی*گذاشتم که یه کمی قداست و ارج و قربی پیدا کنه...ولی انگار نمیشه..این مثلا دفترچه یادداشت منه


پ.ن
پخ رو بستین...خواستم بگم پیاماتون و پاک کنی
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #12 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

جهت دهی و قدرت فلسفیم یکم قویه...ولی جهت دهی و قدرت احساسیم ضعیفه....اینجوری فک نکنم هیچی تو زندگیم تغییر کنه


چن سال هر روز برنامه ریزی فکری و روانشناسی داشتن خیلی کمتر از عادت دهی عملی کاربرد داره...نباید فراموش کنم که انسان هم یه حیوانه...شرطی و دستاموز کردنش خیلی تو زندگیش تاثیر داره تا منبرهای منطقی و ذهنی...و این یعنی همان فرهنگ سازی و عادت دادن....مشکل اینه که من در مقابل این حالت احساس خوبی ندارم...ولی چه میشه کرد این یه حقیقته و نباید از اینور بوم بیفتم....
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #13 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
liveral's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

من هم به رسم ادب دستنوشته ای در این ویرانکده مینویسم
تا بماند یـــــــادگاری یــا بماند روزگــــاری


افـــــــتادگـــــی آمـــــــــــــــــــوز اگــــــــــــر طالــــــــــــب فیضی
هرگــــــــــــز نــــــــــــخورد آبــــــــــــ زمینی که بلنــــــــــــد استــــــــــــ
liveral آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 10-19-2017   #14 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

به چه افتخار میکنید؟؟
سوالی که امروز در تاپیک یکی از دوستان دیدم...

افتخار اگه بمعنی بالیدن به موفقیت باشد،
افتخار خاصی ندارم،فقط یکم متفاوت و منفرد فک کردم و عمل کردم...نمیدونم این استقلال فکری و عملی(که کم اشتباه هم نبوده)باعث افتخاره یا باعث شرمندگیه...چون بجای فک کردن میتونستم هزار کتاب بخونم و مطمئنا الان بار علمیم ملموستر و قویتر بود...و از طرفی الان بجایی رسیده بودم...


بعضی از مردم و میبینم که به همه چیزشان افتخار میکنند..حتی به رنگ پوستشون...کارشان بی معنی و سطحیه..لکن خوشبحال روحیه ی احمقانه اشان...هیچ چیز مانند دوس داشتن خویش آدم و سرخوش نمیکنه...اما این افراد پا را از دوس داشتن هم فراتر گذاشتن و انگار افتخار میکنند...فرد زیبا واقعا دلنشین و دوس داشتنیه،و جبرا این فرد به احتمال زیاد احساس خوبی نسبت به خودش داره،ولی افتخار و غرور آزاردهنده بی معنیه...
نمیدونم شایدم همین غرور فرد و جذاب میکنه،اما برا من که جذاب نیستن اینجور افراد
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-19-2017   #15 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
ramin23's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : صفحه ی رسمی من...

هر چی بیشتر حرف میزنم،بیشتر احساس دروغگویی میکنم!!
هر چی بیشتر توضیح میدم و توصیف میکنم،بیشتر احساس گیجی میکنم!!
و هر چی بیشتر تصمیم میگیرم،کمتر عمل میکنم!!
ramin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:07 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.