از کودتای سقیفه تا کربلا
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > قرآن و عترت
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض از کودتای سقیفه تا کربلا

از کودتای سقیفه تا کربلا
بسم الله الرحمن الرحیم
در این نوشتار نگاهی اجمالی داریم به پیدایش سقیفه و توابع آن تا کربلا و....
اختلافات بعد از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
قال الله تبارک وتعالی ولوشاء ربک لجعل الناس امه واحده و لایزالون مختلفین 118 الا من رحم ربک و لذلک خلقهم و تمت کلمه ربک لأملان جهنم من الجنه والناس اجمعین سوره مبارکه هود آیه 119
فصل 1
بدان بدرستی که سبب اختلاف در مذاهب و ادیان فقط حسدی است که افراد بشر برای صاحبان فضایل و نعمت دارند در حالی که مطابعت می کنند ابلیس ملعون را هنگامی که حسد برد بر ادم علیه السلام و تبعیت می کنند قابیل ملعون را در هنگامی که حسادت ورزید به هابیل علیه السلام
پس هیچ نبی ای و هیچ ولی ای نبود الا اینکه در زمان خودش جماعتی از مردم حسادت می ورزیدند به او و اذیت می کردند اورا و مانع تراشی می کردند برای او و آنچه که اراده داشت از هدایت و ارشاد و همینطور جاری شد سنت الهی:
أم یحسدون الناس علی ما اتئهم الله من فضله فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب والحکمه و الملک عظیما فمنهم من آمن به و منهم عن سد عنه و کفا بجهنم سعیرا سوره مبارکه نساء آیات شریفه 54 و55
وقال الله تبارک و تعالی
فان کذبوک فقد کذب رسل من قبلک سوره مبارکه آل عمران آیه شریفه 184
ثم أرسلنا رسلنا تتری کل ما جاء هم رسول کذبوا
و آیاتی دیگری که به همین معناست
و به تحقیق بودند اطراف پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم جماعتی از منافقین که مردوا علی النفاق واین که اظهار اسلام می کردند برای پیامبر گروهی از انها بخاطر ترس از شمشیر و گروهی بخاطر طمع در ریاست و سلطنت بعد از او
و هرانچه نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم زیاد می کرد در تشریف امیرالمومنین علیه السلام و اکرام او و اظهار فضیلت او و استحقاق او برای منصب خلافت و امامت بعد از خود ( بواسطه وحی الهی و امر الهی ) زیاد می کردند برای پیامبر و امیرالمومنین بغضشان را و برای خدای تعالی عداوتشان را و زیاد میشد در قلوبشان مرض ونفاق سپس انکار کردند آنچه را می دانستند و تبدیل کردند آنچه شنیده بودند و انکار کردند آنچه ثابت شده بود بر گردنشان از حق امیرالمومنین علیه السلام و ادعا کردند به ناحق ریاست بر مردم را بدون هدایت و آگاهی و بدون علم وفضلی بلکه به واسطه حیله ها و خدعه ها و ...........قالوا آمنا بافواههم و لم تومن قلو بهم .
دلیل این مطلب برپا کردن بیعت در سقیفه و ماادرئک ماالسقیفه
اعراض کردند از غسل دادن رسول الله و تکفین و دفن آن حضرت ومشغول شدن به مقدمات ریاست و تهییج کسانی که حقد و کینه داشتند با امیرالمومنین علیه السلام و علت اسلام آوردنشان ترس از شمشیر آن حضرت بود بعد از آنکه کشته بود امیرالمومنین ابناء و.آباء ایشان را در جنگ های مختلف و امور منکره شنیعه فاضحه ای که ذکر ان می آید .
و در مورد اینها خداوند تبارک وتعالی فرمود و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الاخر و ماهم بمومنین 8 یخادعون الله والذین آمنوا و مایخدعون الا أنفسهم و مایشعرون9 فی قلوبهم مرضا ً ولهم عذاب بما کانوا یکذبون ..... و ادامه آیات
سوره مبارکه بقره
در تفسیر امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند این آیات در مورد اولی و دومی و اتباعشان هست هنگامی که سلام کردند به علی علیه السلام به امیرالمومنینی در غدیر خم
التفسیر صفحه 55 ذیل آیه شریفه
و قال الله عزوجل أم حسب الذین فی قلوبهم مرض أن لن یخرج الله أضغانهم و لو شاء لارینا کم فلعرفتهم بسیماهم ولتعرفنهم فی لحن القول والله یعلم أعمالکم
سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم آیات شریفه 29 و30
وقال الله عزوجل و جعلنا أئمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون آیه 41 سوره مبارکه قصص
وأتبعناهم فی هذه الدنیا لعنة و یوم القیامة هم من المقبوحین سوره مبارکه قصص آیه شریفه 42
ومن أظلم ممن افتری علی الله کذبا اولئک یعرضون علی ربهم و یقول الأشهاد هولاء الذین کذبوا علی ربهم الا لعنه الله علی الظالمین 18 الذین یصدون عن سبیل الله و یبفونه عوجا وهم بالاخرة هم کافرون 19 سوره مبارکه هود
ابن عباس گفت سبیل الله در این موضع علی ابن ابیطالب علیه السلام است و هنگامی که نازل شد آیه شریفه واتقوفتنة لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصة وعلم إن الله شدید العقاب آیه شریفه 25 سوره مبارکه انفال
نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم من ظلم علی مقعدی هذه بعد وفاتی و فکانما جهد نبوتی و نبوت انبیاء قبلی مجمع البیان جلد 4 صفحه 534
و در کتاب احتجاج طبرسی از اصبغ بن نباته گوید ایستاده بودم خدمت امیرالمومنین علیه السلام در روز جنگ جمل پس شخصی آمد خدمت امیرالمومنین علیه السلام و گفت یا امیرالمومنین قوم مقابل تکبیر می گویند و ما هم تکبیر و تهلیل و لااله الا الله و ما هم می گوییم و نماز می خوانیم و ما هم نماز می خوانیم پس برای چه با آنها جنگ می کنیم .
امیرالمومنین علیه السلام فرمود بر آنچه که لازم کرده از خداوند عز ذکره در کتابش عرض کرده یا امیرالمومنین تمام آنچه در قران نازل شده من نمی دانم به من یاد بدهید مولا علیه السلام خدا در سوره بقره عرض کرد یا امیرالمومنین تمام آنچه در سوره بقره نازل شده است نمی دانم پس حضرت فرمود این آیه
تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتینهم عیسی بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس و لو شاء الله ما اقتتل الذین من بعدهم من بعد ما جاء تهم البینات و لکن اختلفوا فمنهم من آمنه و منهم من کفر و لو شاء الله ما اقتتلوا و لکن الله یفعل مایرید سوره مبارکه بقره آیه شریفه 253
فرمود فنحن الذین امنا و هم الذین کفروا
پس آن مرد گفت کفرالقوم و رب الکعبه ثم حمل فقاتل حتی قتل
پس حمله نمود تا شهید شد
احتجاج جلد یک 249
و روایت کرد حمیدی از اهل تسنن در کتاب الجمع بین صحیحین در حدیث اول از افراد مسلم از مسند حذیفه یمانی تا اینکه گفت
و لکن خذیفه خبر داد مرا از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که حضرت فرمود در اصحاب من دوازده منافق هستند هشت نفر از آنها داخل نمی شوند تا اینکه داخل بشود شتر در سوراخ سوزن خیاطی و أربعه لا احفظ ما قال شعبه فیهم
مسلم کتاب صفة المنافقین جلد 17 صفحه 124
باز حمیدی نقل کرد به سندش که پیامبر فرمود وارد می شوند بر من در کنار حوض کسانی از امتم پس مانع می شوند انها را از من پس می گویند:
یا رب اصحابی انک لا علم لک بما احدثوا بعدک انهم ارتدوا علی ادبارهم قهقرا
بخاری کتاب الرقاق جلد 8 صفحه 150 و روایت در این باب درکتب عامه بسیار است و به تحقیق خبر داد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به وقوع فته و اختلاف آراء بعد از او و وصیت کرد عمار وابن عباس و غیر اینها را به سلوک وادی علی و اگر چه انفرد به و سلک الناس جمیعا غیره به تحقیق روایت شده که در این روایت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که متفرق شد امت موسی بر هفتاد یک فرقه همه آنها در جهنمند الا یک گروه و آنکه تبعیت کرد وصی موسی یوشع را و گروه گروه شد امت عیسی بر هفتا دو دو فرقه تمامی در جهنمند الا گروه واحدی که تبیعت کردند وصیش شمعون را و به تحقیق گروه گروه می شوند امت من بر هفتاد سه فرقه الا یک گروه که تبعیت کند وصیم علی علیه السلام را بحار جلد بیست وهشت صفحه بیست چهار و در صحیح ترمزی هم شبیه آن امده این روایت از تسنن هم امده ترمزی کتاب ایمان باب 18 جلد 5 صفحه 26 و آنچه به ذهن میرسد مراد از سبعین کثرت است یعنی امت های افترقوا فرقا کثیره هالک فواحده الناجیه و ....

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=4543
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلمان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی المی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله
قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم اضمروا لرسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضروبا من الشر والغدر فاعجزوا عنها فحلت بینهم و بینها فکانت الوجبت بی والدائرة علی اللهم احفظ حسنا و حسینا و لا تمکن فجره قریش منهما مادمت حیا فاذا توفیتنی فانت الرقیب علیهم و انت علی کل شی شهید .
شرح ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 413
امیرالمومنین علیه السلام فرمود خدایا طلب می کنم از تو بر علیه قریش بدرستی که اینها پنهان کردند برای رسولت انواع شر و غدر پس عاجز شدند از انها وتو فاصله شدی بین آنها و حضرتش بعد تمامی آن مطالب بر من وارد شد و .........
یا امیرالمومنین ارایت لو کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ترک ولدا ذکرا قد بلغ الحلم وانس منه الرشد کانت العرب تسلم الیه امرها؟
قال : لا بل کانت تقتله ان لم یفعل ما فعلته ان العرب کرهت امر محمد صلی الله علیه وآله وسلمو حسد ته علی ما اتاه الله من فضله واستطالت ایامه حتی قذفت زوجته و نفرت ناقته . مع عظیم احسانه کان الیها و جسیم منه عندها و اجتمعت مذکان حیا علی صرف الامر عنافل بیته بعد موته .
ولولا ان قریشا جعلت اسمه ذریعه الی الریاسه و سلما الی العز والثره لما عبدت الله تعلی بعد موته یوما واحدا و لارتدت فی حافرتها و عاد قارحها جذعا و بازلها بکرا .
ثم فتح الله علیها الفتوح فاثرت بعد الفاقه و تمولت بعد الجحد و مالمخمصه و حسن فی عیونها من الاسلام ما کان سمحا و ثبت فی قلوب کثیر منها من الدین ما کان مضطربا و قات : لولا انه حق لما کان کذا
ثم نسب تلک الفتوح الی آراء وللاتها و حسن تدبیر الامراء القائمین بها فتاکدعند الناس نبا هه قوم و خمول آخرین , فکنا نحن ممن خمل ذکرا و خبت نارا و انقطع صوته وصیته حتی اکل الدهر علینا و شرب و مصضت السنون و الاحقاب بما فیها و مات کثیر ممن یعرف و نشا کثیر ممن لایعرف .
وما عسی ان یکون ولد لو لا کان ان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لم یقربتی ما یعلمونه من القرب للنسب و اللحمة بل للجهاد والنصیحة افتراه لو کان له ولد هل کان یفعل ما فعلت و کذاک یقرب ما قربت ثم لم یکن ذک عند قریش والعرب سببا للخطوه و المنزله بل للحرمان والجفوه.
اللهم انک تعلم انی لم ارد المره و لا علو الملک و الریاسة وانما اردت القیام بحدودک والداء بشرعک و وضع الامور فی موضعها و توفیر الحقوق علی اهلها والمضی علی منهاج نبیک و ارشاد اضال الی انوار هدایتک .
جلد 20 صفحه 298و299 کلمه 414
شخصی به امیرالمومنین عرض کرد یا علی ایا نمی بینی که اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرزند پسری داشت و به رشد می رسید آیا عرب تسلیم امر او می شد ؟
حضرت فرمود نه بلکه می کشتند او را اگر نمی کرد آنچه را من انجام دادم بدرستی که عر ب کراهت داشت نبوت حضرتش را و حساد ت می ورزید بر او و قذف کرد به زوجه او (ماریه قبطیه ) و ناقه او را رم دادند و در زمان حیاتش جمع شدند بر اینکه خلافت را از اهل بیت او بعد از موت او برگردانند و اگر نبود این که اسم او را نردبان و وسیله قرار دادند برای ریاست و حکومت یک روز هم بعد از او اظهار توحید نمی کردند .....
قال لی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ان اجتمعوا علیک فاصنع ما امرتک , و الا فالصق کلکلک بالارض فلما تفرقوا جررت علی المکروه ذیلی و اغضیت علی القذی جنبی و الصقت بالارض کلکلی
ابن ابی الحدید جلد 20 صفجه 326 کلمه 736
اگر جمع شدند بر تو قیام کن و حق خود را بگیر و الا صبر کن
اما ولذی فلق الحبة و برا النسمه انه لعهد النبی الامی و الی : ان الامة ستغدربک من بعدی
ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 734
امام قسم به ان کسی که فلق الحبه شکافت دانه را و براالنسمه . بدرستی که عهد پیامبر با من این است که امت بعد از من امت با تو غدر میکنند و پیمان شکنی میکنند .
قیل لا مته فاطمه علیهاالسلام علی قعوده واطالت تعنیفه وهو ساکتن حتی اذن الوذن فلما بلغ الی قوله اشهد ان محمدا رسول الله


قال اتحبین ان تزول هذه الدعوه من الدنیا
قالت :لا قال فهو ما أقول ص628علم الیقین
ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 298 کلمه 735 و جلد 11 صفحه 113
هنگامی که موذن اذان می گفت و شهادت به رسالت خاتم داد حضرت فرمود به فاطمه سلام الله علیها آیا دوست داری که این ندا از بین برود فاطمه سلام الله علیها فرمود ند نه
علت صبرمان و خانه نشینی من همین است

ابن ابی الحدید جلد 20 صفحه 326 کلمه 733
کنت فی ایام رسول الله صلی الله علیه واله وسلم کجزء رسول الله صلی الله علیه واله وسلم ینظر الی الناس کما ینظر الی الکواکب فی افق السماء ثم غصی الدهر منی فقرن بی فلان و فلان
ثم قرنت بخمسة امثلهم عثمان فقلت و اذفراه
ثم لم یرض الدهر لی بذلک حتی ارذلنی فجعلنی نظیرا لابن هند و ابن النابغه لقد استنت الخصال حتی القری

در ایام پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم مثل جزئی از رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بودم ومردم به من نگاه می کردنند مثل اینکه کوکبی را در اسمان نگاه می کردنند سپس روزگار ............تا با مثل عثمان .......
تا اینکه با ابن هند ونابغه ............. جلد 20 ص 326
امیر المومنین علیه السلام فرمودند
حتی اذا قبض الله رسوله رجع قوم علی اعقاب
هنگامی که پیامبر به شهاد ت رسید رجوع کردند قومی بر همان جاهلیت
قسمتی از خطبه 150 نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 132 الی 137 توجیهات نامناسبی دارد

اللهم انی استعدیک علی قریش فانهم قطع رحمی و صغر عظیم منزلتی
نهج البلاغه خطبه 179 و 217
و قد قال قائل انک علی هذا الامر یابن ابی طالب بحریص فقلت له بل انتم والله لاحرص و أبعد و أنا أخص بأقرب
خطبه 173
ابن ابی الحدید گوید :
وأعلم أنه قد تواترت الخبار عنه علیه السلام بنحو من هذا القول نحو قوله (مازلت مظلوما منذ قبض اله رسوله حتی یوم الناس هذا )
اللهم أخز قریشا بانها منعتنی حقی و غصبتنی امری
وقوله : فجزی قریشا عنی الحوازی فانهم ظلمونی حقی , واغتصبونی سلطان ابن امی

وقوله: وقد سمع صارخا یانادی : قلم فلنصرخ معا فانی مزلت مظلوما

وقوله : و انه لیعلم أن محلی منها محل القطب من الرحی

وقوله :أری تراثی نهبا

وقوله :أصغیا بانائنا و حملا الناس علی رقابنا

وقوله: إن لنا حقاإن نعطه ناأ0ذه , و إن نمنعه نرکب أعجاز البل ؛ و إن طال السری

وقوله :مازلت مستاثرا علی مدفوع عما استحقه و استوجیه
ابن ابی الحدید جلد 9 صفحه 306 و307 ذیل خطبه 173
ابن ابی الحدید در جلد 4 صفحه 106 گوید هنگامی که وجود مقدس علی علیه السلام خطبه می خواند عربی فریاد زد وا مظلمتا و دادخواهی کرد امیرالمومنین علیه السلام او را پیش خود خواند و فرمود به تو ظلم واحدی شده اما به من به عدد ریگ های بیابان و کرکها و موهای بدن حیوانات به من ظلم شده است . درجلد 10 صفحه 288 کلماتی نقل می کند از شکوه های امیرالمومنین علیه السلام
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

نگامی که خداوند اختیار کرد امیرالمومنین علیه السلام را برای خلافت و امامت و بیعت گرفت برای او در روز غدیر همانطور که متواتر است در اخبار اهل قبله اما غلبه کرد بر اراذل عرب حب ریاست و هوا و مشتعل شد در قلوبشان مائره حسد و بغض پس برگشتند به جاهلیت اولی و مردم چند صنف گردیدند .
صنفی اهل تبلیس و تلبیس و اینها کسانی هستند که محکم کردند ارکان این گمراهی را و صنفی جاهل و مقلد که مشتبه شد برای آنها پس داخل شدند در کاری که اطلاع نداشتند و صنفی طبعیت کردند خوفا و تقیتا پس مرتد شدند اکثر مردم به سبب ارتداد مدلسین و خارج شدند از زمره مسلمین مثل سنت خدا بر امم سایر انبیاء گذشته که امت یهود و نصاری مرتد شدند بعد از پیامبرشان .
و هنگامی که تمام شد امر برای ابی بکر به منبر رفت و خطبه خواند پس جماعتی از مهاجرین و انصار انکار کردند بر او با شدت بسیار و تذکر دادند به او حدیث روز غدیر را پس ابوبکر گفت عقیلونی فلست بخیلکم و علی فیکم پس عمر ایستاد و گفت والله ما اقلناک ولایلی هذا الامر غیرک و از جمله کسانی که انکار کردند دراو مالک بن نویره هنگامی که داخل مدینه شد و دید ابوبکر را روی منبر تعجب کرده از اینکه اینها حدیث غدیر را زیر پا گذاشته و منکر شدند پس ابی بکر و اطرافیان او با شدت با او برخورد نموده و چون صاحب قبیله و از شجاعان عرب بود ابی بکر خالد بن ولید را همراه لشکری به بهانه اخذ زکا ت به نزد او فرستاد و به او گفت که به هرقیمتی هست باید مالک کشته شود پس هنگامی که لشکر خالد رسید با آنها غدر نموده که ما با شما جنگی نداریم و بعد از خلع سلاح انها شبانه مالک و اصحابش را خالد و لشگریانش به نامردی کشتند و همان شب خالد با همسر مالک بن نویره همبستر شده و ..................
تفسیر کلام از کتب عامه در کتاب شریف الغدیر جلد 7 صفحه 158 به بعد
علم الیقین صفحه 629

روایت کردند عامه در صحاحشان اینکه رسول الله فرمود اعتونی بدوات و بیاض اکتب لکم متابا لن تظلوا بعدی عمر گفت رها کنید اورا فانه لیهجر و حسبنا کتاب الله پس حضرت از ایشان اعراض فرموده قوموا أنی لاینبقی ان نبی تنازع
رجوع بفرمایید به اسناد این حدیث و کلامی در اطرافش به کتاب شریف المراجعات مراجعه 86 و ما بعد آن
سئوالی که مطرح است این است که چرا بعد از این مخالفت حضرت امر به نوشتن نفرمود جواب واضح است اگر چیزی هم نوشته می شد با نوشته آن حضرت می شد انچه که با کلام قول اوشد.
بخاری روایت را درکتاب علم باب (کتابة العلم )و در کتاب مرض باب (قول المریض قوموا عنّي) ومسلم در کتاب وصیة باب (ترک الوصیة) اورده واحمد حنبل در مسندج1ص324و336 وابن سعد در طبقات2/37وباز بخاری در جهاد وسیر باب (هل یستشفع الی اهل الذمة)وباز ابن سعد در طبقات 2/36ومسند احمد 3/346وهیثمی در مجمع 9/33مطلب را آورده با ضافه (فکرهنا ذلک اشد الکراهة)ما از نوشتن حضرت ناراحت شدیم آن هم نهایت ناراحتی وکراهت وابن ابی الحدید در ج12ص21آورده از ابن عباس که عمر گفت ...ولقد اراد أن یصرح باسمه فمنعت من ذ لک
اشفاقاً وحیطة علی الاسلام........وأبی الله الا امضاء ما حتم .
خواست در مرض موتش تصریح به اسم علي علیه السلام بکند ومن بخاطر حفظ اسلام نگذاشتم و.....واین روایت را طبرانی در کتاب اوسط ومتقی هندی در کنز العمال 3/138
اورده و دهها سند دیگر. از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا __________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا قتیل العبراتاز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

و این مطالب بعد از این بود که قصد کردند جماعتی و اینها بود بعد از اینکه جماعتی قصد کردند حضرت را بکشند اماموفق نشدند کما اینکه شاهد این قصه عقبه هرشی و پرتاب کردن دواب از بلندی کما اینکه مشهور است و در کتب عامه مسطور که اشاره خواهد شد پس جمع شدند و نوشتند کتابی که خلافت را از اهل بیت او دور کنند که باز اشاره به آن خواهد آمد . کما اینکه اشاره شذه به او در آیات تبلیغ وصایت و ولایت به قوله والله یعصمک من الناس سوره مبارکه مائده آیه 67
فصل پنجم :
قال الغزالی الملقب به حجة الاسلام فی کتابی المسمی بالسر العالمین درمقاله چهارمی که نوشته است برای تحقیق اهل خلافت بعد از ابحاث و ذکر اختلافات عبارتی دارد این عین عبارت اوست لکن اسفرت الحجه وجهها واجمع الجماهیر علی متن الحدیث من خطبته یوم غدیر خم و هو یقول
من کنت مولاه فعلی مولاه
فقال عمر: بخ بخ لک یا ابالحسن لقد اصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنة
فهذا تسلیم و رضاء و تحکیم ثم بعد هذا غلب الهوی و حب الریاسه و حمل عمود الخلافه و عقود النبوذ فی خفقان الهواء فی قعقعه الرایات و اشتباک ازدحام الخیول و فتح الامصار و الامر والنهی .
فعادوا الی الخلاف الاول فنبذوه وراء ظهورهم و اشتروا به ثمنا قلیلا فبئس مایشترون .
می گوید : حجت برای قوم در روز غدیر تمام شد که فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه و غاصبین خلافت تبریک به حضرت گفتند و تسلیم شدند اما بعد غلبه کرد هوا و حب ریاست و کردند انچه کردند و برگشتند به جاهلیت اولی فبئس مایشترون .

و در هنگام شهادت حضرت ایشان فرمودند بیاورید برای من دوات و کاغذی تا گمراه نشوید عمر گفت فانه لیهجر.....................
سپس گوید غزالی اجتهاد در مقابل نص کردید و مخالفت با نص کردید و ادعای اجماع کردید در حالی که کثیری از اصحاب مخالفت کردند مثل عباس و اولادش و امیرالمومنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها ...........
محمد بن ابی بکر داخل شد بر پدرش برمرض موتش و گفت ای پسر به عمت عمر بگو بیاید تا وصیت کنم محمد گفت یا ابت کنت علی حق او باطل ؟ فقال علی حق فقال وص بها لاولادک ان کان حقا
یعنی اگر راست می گویی برای اولادت وصیت کن و ابی بکر ساکت شد ..........و برمنبر گفت اقیلونی اقیلونی فلست بخیرکم و علی فیکم
سرالعالمین صفحه 20 الی 22
البته در جای خود خواهیم گفت که قاتل ابی بکر عمر است و او این کار را کرد تا زودتر به خلافت برسد چون قرارشان بر این بود که دوسال ابی بکر خلیفه بوده و بعد عمر خلیفه گردد . بعد از اینکه دو سال گذشت رابطه تیره شد و بالاخره عمر ابوبکر را به قتل رساند و در همان روز طبیب مخصوص ابی بکر هم کشته شد و در همان روز فرماندار مکه هم کشته شد و جنازه ابی بکر شبانه دفن شد تا اثرات سم در بدن او را کسی نبیند و هنگامی که دخترش خواست در مراسم عزای او گریه کند عمر او را تازیانه زد و .............
انشاء الله باذکر اسناد آن در جای خود می اید
فصل ششم
هنگامی که خداوند تبارک وتعالی اراده کرد تا کامل کند دینش را نازل شد روح الامین (جبرائیل ) بر رسول خدا در سال 10 هجری فقال السلام علیک یارسول الله العلی الاعلی یقرئک اسلام و یا مرک ان تحج و تحج بالناس و تلاعلیه هذه الایه : و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا وعلی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق
سوره مبارکه حج آیه شریفه 27
وخداوند می فرماید : تو ابلاغ کردی جمیع شرایع و فرائض را و من نمی گیرم هرگز نبی ای را از انبیا را مگر بعد از اکمال دینم و تاکید حجتم و به تحقیق باقیمانده است بر تو فریضه ابلاغ ولایت و اینکه تبلیغ کنی قومت را بدرستی که من خالی نمی گذارم زمینم را از حجت تا اینکه دینم را به پا کند و تبلیغ کند بندگانم را بعد از ارتحال رسولم .
پس امر کرد رسول الله موذنین را پس آنها اعلام کردند در تمام بلاد تا به حج بیایند لذا مسلمین از بلاد مختلف در حجه الوداع با رسول الله حج کردند بعد از ایام حج حضرت اماده خروج از مدینه شد برای انجام حج در 5 ذی القعده و از مدینه و شهرهای اطراف هفتاد هزار نفر و بیشتر با حضرت بودند تا اینکه حضرت بیعت گرفت به خلافت امیر المومنین علیه السلام بر آنها .

و در آن حج بود که مخالفت کردند با عمره با حضرتش در حالی که آیه شریفه
فمن تمتع بالعمره الی الحج فما استیسرمن الهدی
سوره بقره آیه مبارکه 196
حضرت فرمود داخل شد عمره در حج این چنین و انگشتان دستش را در هم انداخت پس بعض از مردم همانجا گوش دادند و عده ای مخالفت کردند و از جمله مخالفت کنندگان عمر بود لذا حضرت فرمود انک لن تومن حتی تموت
پس بخاطر همین در موقع غصب خلافت گفت ایها الناس متعتان کانت علی عهد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم حلالا و انا محرمها و معاقب علیهما متعه الحج و متعه النساء .

عین الیقین صفحه 336 جلد دوم
گفت :متعتان کانتا علی عهد رسول اللهاز  کودتای سقیفه تا کربلا و أنا أنهی عنهما
دو متعه در زمان رسول الله بود که حلال بود من حرام می کنم ؛متعه حج و متعه نساء. (المغنی ابن قدامة ج 7 ص 527. و المحلی ابنحزم ج7 ص 107 تفسیر قرطبی ج2 ص 167 و تفسیر رازی ج 3 ص 201 وکنزالعمال ج 8 ص 293 و البیان و التبیین جاحظ ج 2 ص 223و...).
دومتعه در زمان پيامبر بود ومن از ان نهي مي كنم .متعه حج ومتعه نساء .
وعلتش واضح است حرام كرد ايندو را تا حاجي زنش بهش حرام شود و متعه نساء تا زنا زياد شود ودشمن امير المومنين عليه السلام زياد بشود .لذا فخر رازي نقل كرد از مولا عليه السلام لولا نهي عمر عن المتعه ما زني الا شقي .اگر عمر متعه را حرام نكرده بود زنا نمي كرد مگر شقي .
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا قتیل العبراتاز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

پس هنگامی که کامل کرد پیامبر حجش را و مناسکش تمام شد و انچه که از حج لازم بود به مردم اموخت و مقام ابراهیم را به حالت اولیه برگرداند و داخل مکه شده که در این هنگام جبرائیل خدمت حضرتش رسید و آیات اولیه سوره عنکبوت فقال یا محمد اقرا الم 1 احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لا یفتنون 2 ولقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین3
سوره مبارکه عنکبوت از آیه 1 الی 3
فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم
یا اخی جبرئیل ما هذه الفتنه ؟
فقال یا محمد العلی الاعلی یقرئک السلام و یقول لک : ما بعثت نبیا قبلک الا امرته عند انقضا ء اجله ان یستخلف علی امته من یقوم فیهم مقامه فالمطیعون لما امرهم به هم الصادقون والمخالفون عما امرهم به هم الکافرون.
و قد آن لک یا محمد ان تصیر الی ربک , و هو یقول لک انصب لا متک من بعدک علی بن ابیطالب علیه السلام اماما فهو الوصی الموتمن علی امتک القائم فیهم بامرک و ان اطاعو و الا فهی الفتنه التی ذکرت لک وان الله تعالی یامرک ان تعلمه جمیع ما علمک من العلوم و تستودعه جمیع ما استودعک من اسرار النبوه و شرایسع الدین و ان تسلم الیه جمیع ما معک من آثار الانبیاء و السلاح و الالویه والرایات فانه الامین علی ذلک .
و یقول لک انی نظرت الی عبادی فاخترتک رسولا و حبیبا و اخترت لک علی بن ابیطالب اخا و وصیا و خلیفه من بعدک . فقال یا جبرئیل ان قومی حدیث عهد بالجاهلیه و اخاف ان تتهمونی فی استخلافی لابن عمی و تتفرقوا عنی لما اعلم من بغضهم له فاذا قدمت المدینه اقمته اماما .
خلاصه ترجمه این است که جبرائیل عرض نمود خداوند می فرماید علی را به عنوان وصی خود نصب کن
پس رسول الله علی را خواست پس در ان روز وشب با علی خلوت کرد و تمامی علم و حکمت و شرایع انبیا گذشته و .... را به علی اموخت پس هنگامی که حضرت علی علیه السلام از پیش رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم رفت عایشه داخل شده و عرض نمود امروز طولانی شد برمن خلوت تو و علی پس حضرت از او اعراض نمود پس عایشه گفت ای رسول خدا چرا از من اعراض می کنی امید است امری باشد که برای من در او صلاح وخیری حضرت فرمود برای تو در این امر صلاح وخیری نیست
پس عایشه گفت خبر بده به من یا رسول الله پس حضرت فرمود هنگامی که خبر دادند به تو پس به احدی این خبر را نده و لئن اخبرت احدا لتکفرن
عایشه گفت خبر نمی دهم و سر را فاش نمی نمایم
پس حضرت فرمود جبرائیل امر کرد من را از جانب پروردگارم اینکه نصب کنم علی را امام برای خلقش و خلیفه من بر امت من است بعد از من و همه چیز را به او یاد دادم پس بپرهیز از این که خبر کنی احدی را فتحبط عملک فتکون من الخاسرین
پس هنگامی که خارج شد از پیش حضرت نتوانست خبر را نگه دارد تا اینکه خبرداد به حفصه و او به پدرش خبر داد پس عمر به پیش ابی بکر آمد و ابی بکر را خبر کرد .
پس عمر و ابی بکر جماعتی از قریش را خبر دادند پس به آنها گفتند ببینید چه کار باید کرد اگر خلافت و وراثت لوای بنی هاشم باشد تا آخرین دهر این چنین خواهد شد و اگر امر به سوی علی بن ابی طالب علیه السلام برود خیری برای زندگانی نیست و بدان که محمد صلی الله علیه وآله وسلم برخورد می کرد باشما طبق ظاهر اما علی بن ابی طالب علیه السلام برخورد خواهد کرد باشما بر انچه می بیند درشما پس فکر کنید نشست آنها طول کشید و هرکس کلامی گفت تا اینکه تصمیم گرفته شد بر اینکه رم دهند شتر پیامبر را در عقبه هرشی و تصمیم گرفتند به قتل پیامبر و ترور و سم دادن ان حضرت پس کسانی که موافقت کردند با این کار 14 نفر بودند
9نفر از قریش که عبارتند از
ابوبکر, عمر, عثمان, طلحه, ابوعبیده جراح, عبدالرحمن بن عوف ,سعد بن وقاص, معاویه, عمروعاص و پنچ نفر از بقیه مردم که عبارت بودند از ابوموسی اشعری ,مغیره بن شعبه , اوس بن حدثان بصری ,ابوحریره ,ابوطلحه انصاری پس قسم خوردند بر این کار .
جبرائیل خدمت حضرت رسید فقال یا محمد صلی الله علیه وآله وسلم
و اذاسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه عرف بعضه و ارض عن بعض فلما نباها به قالت من انبأک هذا قال نبإنی العلیم الخبیر 3 ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما و ان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه و جبریل وصالح المومنین والملائکه بعد ذالک ظهیر 4
سوره مبارکه تحریم آیه 3 و4
پس رسول الله عایشه را خواست فرمود ایا افشا کردی سر مرا پس خداوند جزای عملت را به تو بدهد عایشه گفت انجام ندادم پس رسول الله آیات شریفه ذکر شده را تلاوت فرمودند و عایشه ساکت شد .
وحضرت تصمیم گرفت هنگامی که وارد مدینه شد نصب کند علی را سپس از مکه حرکت کردند تا رسید به کراع الغمیم جبرائیل خدمت حضرت رسید و این آیات را تلاوت کرد
فلعلک تارک بعض ما یوحی الیک وضائق به صدرک
سوره مبارکه هود آیه 12
و بعد عرض کرد یا ایها الرسول بلغ انزل ما قبلک
سوره مبارکه مائده ابتدای آیه 67
از نصب علی علیه السلام اماما للناس
حضرت فرمودند ای جبرئیل بدرستی که قوم من جدید الاسلام هستند و حدیث الاحد به جاهلیتند و من می ترسم که مرا تکذیب کرده در ابن عمم کنند .
پس حضرت حرکت نمود در مسیر در حالی که تصمیم شد داخل مدینه شده و اعلام امامت کند پس هنگامی که رسید به غدیر خم جبرائیل خدمت حضرت رسید و این چنین عرض کرد یا محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)ان ربک یقراک السلام و یقول لک اقرا یا ایها الرسول بلغ انزل ما قبلک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین حضرت بعد از این تصمیم گرفت تا اعلام کند ولایت را پس حضرت امر فرمود تا ندا داده شود در مردم به صلوة جامعه و امر فرمود کسانی که رفتند از حجاج برگردانده شوند و دیگران معطل ایستادند تاآنها بیایند تا اینکه اعلام کنند ولایت امیرالمومنین را و تاکید کند حجت را بر اینها .
لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حیا عن بینه
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

قال : فاجتمع الناس من رحالهم الیه وان اکثرهم لیلف رداوه علی قدمیه من شده الرمضاء و کان فی ذلک المنزل سلمات فامر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ان تقم ما تحتهن , و أن ینصب له الذحال والأقتاب کهیئت المنبر لیشرف علی الناس .
ثم ارتقی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ودعا علیا علیه السلام فارتقی معه ثم خطب خطبه بلیغة لم یسمع الناس بمثلها وقال فی آخرها :
اقر له علی نفسی بالعبودیه واشهد له بالربوبیة و اودی ما اوحی الی خذوا ان لاافعل فتحل بی منه قارعة لا ید فعها عنی احد و ان عظمت حیلته ,لا اله الا هو لانه اعلمنی : ان لم ابلغ ما انزل علی فی علی ما بلغت رسالته و قد ضمن لی تبار وتعالی العصمه من الناس و هوالله الکافی الکریم
اوحی الی یا ایها الرسول بلغ ما انزلف الیک من ربک فی علی و ان لم تفعل فما فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس
معاشر الناس ما قصرت فی تبلیغ ما انزل الله وانا مبین لکم سبب هذه الایه ان جبرئیل علیه السلام هبط علی مرارا ثلاثا یامرنی عن ربی جل جلاله ان اقوم فی هذا المشهد فاعلم کل ابیض و اسود ان علی بن ابیطالب علیه السلام اخی و وصیی و خلیفتی علی امتی و الامام من بعدی الذی محله منی محل هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی و هو ولیکم بعد الله ورسوله و قد انزل الله تبارک وتعالی علی آیه من کتابه الزیز انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون اصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون و علی بن ابیطالب اقام الصلوة و اتی الزکوة و هم راکعون 55.
و علی بن ابیطالب اقام الصلوة و آتی الزکوة وهو راکع یرید وجه الله عزوجل فی کل حال .
و سالت جبرئیل علیه السلام ان یستعفی لی عن تبلیغ ذلک الیکم ایها الناس لعلمی بقله المتقین و کثرة المنافقین و ختل المستهزئین .
بالاسلام الذین و صفهم الله فی کتابه العزیز انهم یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم
و یحسبونه هینا و هو عند الله عظیم و کثره اذاهم لی فی غیر مره سمونی : اذنا و زعموا انی کذلک لکثره ملازمته ایای و اقبالی علیه حتی انزل الله فی ذلک القرآن فقال عز من قائل
و منهم الذین یوذون النبی و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم
ولو شئت ان اسمی باسمهم لسمیت و ان اومی الیهم باعیانهم لا ومات و الکنی و الله فی امورهم قد تکرمت وکل ذلک لا یرضی الله عنی الا ان ابلغ ما انزل الله علی فی علی فقال جل اسمه
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک( فی علی ) و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس .

فاعلموا معاشر الناس ان الله قد نصبه لکم ولیا و اماما مفترضا طاعته علی جمیع المهاجرین والانصار والتابعین باحسان و علی البادی و الحاضر و علی الاعجمی و العربی و علی الحر و العبد و اصغیر و الکبیر والابیض والاسود و علی کل موحد ماض حکمه نافذ امره ملعون من خالفه مرحوم من تبعه و من صدقه و من اطاعه فقد غفر الله له
معاشر الناس انه آخر مقام اقومه فی هذا المشهد فاسمعوا واطیعوا و انقادوا لامر ربکم فان الله هو مولیکم و الهکم ثم من بعده رسوله محمد ولیکم القائم المخاطب لکم ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامر من ربکم ثم الامامه فی ذریته من بعده الی یوم القیمه لا حلال الا ما حلله الله و لا حرام الا ما حرمه الله عرفنی الحلال و الحرام وانا اقضیت بما علمنی ربی فی کتابه حلاله و حرامه الیه.
معاشر الناس ما من علم الا وقد احصاه الله فی و کل علم علمته علیا و المتقین من ولده و هو الامام المبین الذی ذکره الله فی سوره یس
معاشر الناس لا تضلوا عنه و لاتضلوا عنه ولاتنفروا منه و لا تستنکفوا عن ولایته فهو الذی یهدی الی الحق ویعمل به و بزهق الباطل وینهی عنه لا تاخذه فی الله لومه لائم , ثم انه اول من آمن بالله و برسوله و الذی فدی رسول الله بنفسه والذی کان مع رسول الله و لا احد یعبد الله مع رسول الله من الرجال غیره .
معاشر الناس فضلوه وقد فضله الله و اقبلوه فقد نصبه الله و انه امام من الله و لن یتقرب الله علی احدانکر ولایته و لن یغفر الله له حتما علی الله ان یفعله بمن خالف امره فیه و یعذبه عذابا نکرا ابدالابد و دهر الدهور
فاحذروا ان تخالفوه فتضلوا فتصلوا نار جهنم التی وقودها الناس والحجارة .
معاشر الناس بی والله بشر الاولون من النبیین و المرسلین , و انا خاتم الانبیاء و المرسلین و الحجة علی جمیع المخلقوقین من اهل السموات و اهل الرضین فمن شک فی ذلک فهو کافر کفر الجاهلیة الاولی , ومن شک فی قولی هذا فقد شک فی الکل منه فی ذلک , وله النار .
الی ان قال :
معاشر الناس ان علیا و الطیبین من ولده هم اثقل الاصغر و القرآن هو الثقل الاکبر , وکل واحد مبنی علی صاحبه , لم یفترقا حتی یردا علی الحوض امناء الله علی خلقه و حکامه فی أرضه
ألا و قد أیت ألا وقد بلغت ,ألا وقد أسمعت , ألا وقد اوضحت
ألا و إن الله تعالی ال و أنا قلت عن الله عزوجل
ألا إنه لیس أمیرالمومنین غیر إخی هذا ,و لا تحل إمره المومنین بعدی لأحد غیره .

فقال : ثم ضرب بیده علی عضد علی فرفعه , و کان أول ما صعد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم رفع علیا و عضده حتی صارت رجلیه مع رکبتی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلمو هو قائم ثم قال :
أیها الناس هذا علی أخی و وسیی و واعی علمی وخلیفتی علی امتی و علی تفسی تاب الله بعدی وااداعی الیه و المحارب لاعدائه و الموالیث لاولیائه , والمواظب علی طاعته والناهی عن معصیة خلیفة رسول الله وامیرالمومنین , الامام و الهادی وقاتل الناکثین والقاسطین و المارقین بامرالله أقول : ما یبدل القول لدی بأمر ربی أقول : اللهم وال من والاه , و عاد من عاداه والعن من أنکره و جحد حقه .
اللهم إنک أنزلت الأمامة لعلی ولیک ببیانی هذا و نصبی إیاه و بما أکملت لعبادک من دینهم و أتممت علیهم نعمتک ورضیت لهم الأسلام دینا , وقلت : إن الدین عندالله الاسلام
وقلت : و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الخرة من الخاسرین .
معاشر الناس انه ما اکمل الله دینکم الا بامامته , فمن لم یاتم به یومن بمن یقوم مقامه من صلبه الی یوم القیمة فاولئک الذین حبطت اعمالهم و فی النار هم خالدون فلا یخفف عنهم العذاب و لاهم ینصرون .

ولم یزل کان صلی الله علیه و آله وسلم یقول : معاشر الناس و یبین فضائل امیر المومنین علیه السلام و یعد اولیائه و متابعیه بالخیرات , و یوعد أعدائه و مخالفیه بالعذاب و یوول آیات الرجفة و العذاب علیهما و یبشر بالقائم المهدی صلوات الله علیه و انه ینتقم من الظالمین و یوکد الحجة و یوصی بتبلیغ الحاضر الغایب و الوالد الولد الی یوم القیمة , و یخبر بانهم یجعلونها ملکا و اغتصابا ویلعن الظالمین و کان فی کلامه :
معاشر الناس سیکون بعدی ائمه یدعون الی النار ویوم القیمه لاینصرون ان الله وانا منهم بریئان وانهم و انصارهم واتباعهم لفی الدرک الاسفل من النار .
الی ان قال :
معاشر الناس اقیمواالصلوه و اتوالزکوة کما امرکم الله عزوجل فان طال علیکم الامد فقصرتم او نسیتم فعلی ولیکم الذی نصبه الله عزوجل بعدی امین خلقه انه منی و انا منه یخبرکم بما تسئلون عنه و یبین لکم مالا تعلمون .
ان الحلال و الحرام اکثر من ان اخسیها فامر بالحلال و انهی عن الحرام فی مقام واحد . فامرت ان آخذ علیکم البیعة بقبول ما جئت به عن الله عزوجل فی علی امیرالمومنین و الائمه من بعده الذین هم منی , و منه أئمة قائمة منهم المهدی الی یوم القیمة یقضی الحق .
معاشر الناس کل حلال دللتکم علیه و کل حرام نهیتکم عنه , الا فاذکروا ذلک واحفظوه , وتواصوا به ولا تبدلوه ولا تغیروه .
الا وانی اجدد القول , الا فاقیموا الصلوة و آتوالزکوة و أمروا بالمعروف و انهوا عن المنکر .
الا فابلغوا قولی هذا من لم یحضره بقبول و انهوه عن مخالفته فانه امر من الله عزوجل و لا امر بالمعروف و لا نهی عن منکر الا مع امام معصوم

معاشر الناس القرآن یفرعکم ان الأئمة من ولد علی و ولدی و عرفتکم انهم منی و منه , لانه منی و انا منه , حیث یقول الله عزوجل و جعلها کلمة باقیة فی عقبه وقلت : و لن تضلوا ما ان تمسکتم بهم .
معاشر الناس الزموا التقوی احذروا الساعة , کما قال الله عزوجل ان زلزلة الساعة شیء عظیم
اذکروا الممات و الحساب بین یدی الله عزوجل واثواب و العقاب فمن اصیب فله فی الجنان نصیب و من جاء بالسیئة فلیس له فی الجنان نصیب .
معاشر الناس أکثروا من ان تصافقونی بکف واحد فامرنی الله ان اخذ من السنتکم القرار بالعلی من امرة المومنین , و لمن بعده من الائمة الذین منه لان ذریته من صلبه فقولوا بأجمعکم انا سامعون مطیعون راضون بما بلغت عن ربنا و عن ربک فی امر علی و امر ولده من الائمة ع نبایعک علی ذلک بقلوبنا و السنتنا و ایدینا حتی نحیی و نموت و نبعث ولا نتغیر ولا نتبدل و لانشک و لا ننقص العهد و المیثاق , ونطیع الله ونطیعک و نطیع امیرالمومنین علی بن الی طالب و ولده الذین ذکرتهم من ذریتک من صلبه من بعد الحسن و الحسین الذی عرفتکم مکانهما منی و منزلتهما من ربی جل جلاله و انهما سیدی شباب اهل الجنة و انهما الامامان من بعد ابیهما .
فقولوا اطعنا الله بذلک و ایاک و امیرالمومنین و الحسن و الحسین و الائمه الذین ذکرت عهدا و میثاقا ماخوذ لامیرالمومنین من قلوبنا والسنتنا و مصافقه ایدینا من ادرکهما بیده و اقربهما بلسانه لا نبغی بذلک بدلا ولا عنه حولا ابدا اشهد نا الله بذلک و کفی به شهیدا .
معاشر الناس
__________________
وهوالعلی العظیم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله یا اهل التقوی والمغفرة
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی1001اللهم عجل لولیک الفرج
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا


***خطبه نبی الله صلی الله علیه وآله وسلم در غدیر خم ***
بخش اول: حمد و ثنای الهی

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ کُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائکَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.
ستایش خدای را سزاست که در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش اش بزرگ است. بی آنکه مکان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حکمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست. به یک نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.
کَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَکْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی کُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی کُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی کُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَکیمُ.
جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.
کریم و بردبار و شکیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در کیفر سزاواران عذاب، صبور و شکیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشکار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حکیم.
دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر کارها داناست. کسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشکار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریکٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَکَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَکانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.
فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَکْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.
وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ کُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ کُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِکُ الْاَمْلاکِ وَ مُفَلِّکُ الْأَفْلاکِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، کُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُکَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُکَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِکُ کُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.
و گواهی می دهم که او «الله» است. همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریک تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.
پس اوست «الله» که معبودی به جز او نیست. همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است که ستم روا نمی دارد و کریمی که کارهابه او بازمی گردد.
و گواهی می دهم که او «الله» است که آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پردی شب را به روز و پردی روز را - که شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شکنندی هر ستمگر سرکش و نابودکنندی هر شیطان رانده شده.
لَمْ یَکُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِکُ وَیُبْکی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.
یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْکِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.
اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ کُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْکُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی کُلِّ حالٍ)
نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یکتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیکی. و هموست بر هر چیز توانا.
شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت کنندی دعا و افزایندی عطا، بر شمارندی نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشکل ننماید، فریاد فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.
نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.
أَحْمَدُهُ کَثیراً وَأَشْکُرُهُ دائماً عَلَی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائکَتِهِ وکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطیعُ وَأُبادِرُ إِلی کُلِّ مایَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فی طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذی لایُؤْمَنُ مَکْرُهُ وَلایُخافُ جَورُهُ.
او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبری او شائق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است که کسی از مکرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).


بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم
یا علی یا الیا یا حیدر


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
https://forum.hammihan.com/thread235750.html
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام


بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ
- لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْکافِی الْکَریمُ.
و اکنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد که از سوی او عذابی فرود آید که کسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد.
- معبودی جز او نیست - چرا که اعلام فرموده که اگر آن چه (درباره ی علی) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارک و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.
فَأَوْحی إِلَی: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ - فی عَلِی یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).
مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ.
وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَی بِذالِکَ آیَةً مِنْ کِتابِهِ (هِی): (إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ)، وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَهُوَ راکِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی کُلِّ حالٍ.
پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادی ما! آن چه از سوی پروردگارت درباری علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - که تنها او سلام است - فرمانی آورد که در این مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛
و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده که: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند که نماز به پا می دارند و در حال رکوع زکات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

یا علی یا الیا یا حیدر
https://forum.hammihan.com/thread235750.html

ويرايش توسط mahdi128 : يك هفته پيش در ساعت 08:28 PM
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام

وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِی لِی (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِکَ إِلیْکُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَکَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی کِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ.
وَکَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی کَذالِکَ لِکَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّی وَ إِقْبالی عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِکَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیْرٍ لَکُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ.
و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسی ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست و آن را اندک و آسان می شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»
و نیز از آن روی که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: « و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان که گمان می کنند او تنها سخن می شنود - لیکن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و راستگو می انگارد.»
وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّی الْقائلینَ بِذالِکَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلکِنِّی وَالله فی أُمورِهمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ. وَکُلُّ ذالِکَ لایَرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَی (فی حَقِّ عَلِی)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ - فی حَقِّ عَلِی - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ).
و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایی کنند] می توانستم. لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این که آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ کن؛ وگرنه کار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»

یا علی یا الیا یا حیدر
***خطبه نبی الله صلی الله علیه وآله وسلم در غدیر خم *** - صفحه 3 - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

یا علی یا الیا یا حیدر

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا قتیل العبراتاز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلامبخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِکَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوکِ وَالصَّغیرِ وَالْکَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی کُلِّ مُوَحِّدٍ.
ماضٍ حُکْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّکُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلاهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.
هان مردمان! بدانید این آیه درباری اوست. ژرفی آن را فهم کنید و بدانید که خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می کنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست لازم شمرده است.
[هشدار که] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باورکننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.
هان مردمان! آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا که خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست که اکنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز که خدا و رسول او را دیدار کنید دوام دارد.

یا علی یا الیا یا حیدر


از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا قتیل العبراتاز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا



از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا علی ای یگانه مظلو ماسوی از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا حسین از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص279

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ ع لَمْ يَفْعَلُوا شَيْئاً وَ لَا يَفْعَلُونَ إِلَّا بِعَهْدٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمْرٍ مِنْهُ لَا يَتَجَاوَزُونَه‏

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص281
حدیث4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ عِيسَى بْنِ الْمُسْتَفَادِ أَبِي مُوسَى الضَّرِيرِ قَالَ حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَ لَيْسَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَاتِبَ الْوَصِيَّةِ وَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُمْلِي عَلَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ ع شُهُودٌ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلًا «2» ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ‏ «3» وَ لَكِنْ حِينَ نَزَلَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص الْأَمْرُ نَزَلَتِ الْوَصِيَّةُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ كِتَاباً مُسَجَّلًا نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ مَعَ أُمَنَاءِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَكَ إِلَّا وَصِيَّكَ لِيَقْبِضَهَا مِنَّا وَ تُشْهِدَنَا بِدَفْعِكَ إِيَّاهَا إِلَيْهِ ضَامِناً لَهَا يَعْنِي عَلِيّاً ع فَأَمَرَ النَّبِيُّ ص بِإِخْرَاجِ مَنْ كَانَ فِي الْبَيْتِ مَا خَلَا عَلِيّاً ع-
______________________________
(1) اشر نفسك أي بعها، من الشراء بمعنى البيع. (فى)
(2) في بعض النسخ (مليا).
(3) يعني بعد ما نزل برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الامر (فى)
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 282
وَ فَاطِمَةُ فِيمَا بَيْنَ السِّتْرِ وَ الْبَابِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ هَذَا كِتَابُ مَا كُنْتُ عَهِدْتُ إِلَيْكَ وَ شَرَطْتُ عَلَيْكَ وَ شَهِدْتُ بِهِ عَلَيْكَ وَ أَشْهَدْتُ بِهِ عَلَيْكَ مَلَائِكَتِي وَ كَفَى بِي يَا مُحَمَّدُ شَهِيداً قَالَ فَارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُ النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ رَبِّي هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَيْهِ يَعُودُ السَّلَامُ صَدَقَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَرَّ هَاتِ الْكِتَابَ فَدَفَعَهُ إِلَيْهِ وَ أَمَرَهُ بِدَفْعِهِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ اقْرَأْهُ فَقَرَأَهُ حَرْفاً حَرْفاً فَقَالَ يَا عَلِيُّ هَذَا عَهْدُ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَيَّ وَ شَرْطُهُ عَلَيَّ وَ أَمَانَتُهُ وَ قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ وَ أَدَّيْتُ فَقَالَ عَلِيٌّ ع وَ أَنَا أَشْهَدُ لَكَ بِأَبِي وَ أُمِّي أَنْتَ بِالْبَلَاغِ وَ النَّصِيحَةِ وَ التَّصْدِيقِ عَلَى مَا قُلْتَ- وَ يَشْهَدُ لَكَ بِهِ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع وَ أَنَا لَكُمَا عَلَى ذَلِكَ مِنَ الشَّاهِدِينَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ أَخَذْتَ وَصِيَّتِي وَ عَرَفْتَهَا وَ ضَمِنْتَ لِلَّهِ وَ لِيَ الْوَفَاءَ بِمَا فِيهَا فَقَالَ عَلِيٌّ ع نَعَمْ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي عَلَيَّ ضَمَانُهَا وَ عَلَى اللَّهِ عَوْنِي وَ تَوْفِيقِي عَلَى أَدَائِهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَلِيُّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُشْهِدَ عَلَيْكَ بِمُوَافَاتِي بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع نَعَمْ أَشْهِدْ فَقَالَ النَّبِيُّ ص إِنَّ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَكَ الْآنَ وَ هُمَا حَاضِرَانِ مَعَهُمَا الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ لِأُشْهِدَهُمْ عَلَيْكَ فَقَالَ نَعَمْ لِيَشْهَدُوا وَ أَنَا بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أُشْهِدُهُمْ فَأَشْهَدَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ فِيمَا اشْتَرَطَ عَلَيْهِ النَّبِيُّ بِأَمْرِ جَبْرَئِيلَ ع فِيمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ قَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ تَفِي بِمَا فِيهَا مِنْ مُوَالاةِ مَنْ وَالَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْبَرَاءَةِ وَ الْعَدَاوَةِ لِمَنْ عَادَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ عَلَى الصَّبْرِ مِنْكَ وَ عَلَى كَظْمِ الْغَيْظِ وَ عَلَى ذَهَابِ حَقِّي وَ غَصْبِ خُمُسِكَ‏ «1» وَ انْتِهَاكِ حُرْمَتِكَ فَقَالَ نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَبْرَئِيلَ ع يَقُولُ لِلنَّبِيِّ يَا مُحَمَّدُ عَرِّفْهُ أَنَّهُ يُنْتَهَكُ الْحُرْمَةُ وَ هِيَ حُرْمَةُ اللَّهِ وَ حُرْمَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى أَنْ تُخْضَبَ لِحْيَتُهُ مِنْ رَأْسِهِ بِدَمٍ عَبِيطٍ «2» قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَصَعِقْتُ حِينَ فَهِمْتُ الْكَلِمَةَ مِنَ الْأَمِينِ جَبْرَئِيلَ حَتَّى سَقَطْتُ عَلَى وَجْهِي وَ قُلْتُ نَعَمْ قَبِلْتُ وَ رَضِيتُ وَ إِنِ انْتَهَكَتِ الْحُرْمَةُ وَ عُطِّلَتِ السُّنَنُ وَ مُزِّقَ الْكِتَابُ وَ هُدِّمَتِ الْكَعْبَةُ وَ خُضِبَتْ لِحْيَتِي مِنْ رَأْسِي بِدَمٍ عَبِيطٍ صَابِراً مُحْتَسِباً أَبَداً حَتَّى أَقْدَمَ عَلَيْكَ ثُمَ‏
______________________________
(1) في بعض النسخ «و غصبك».
(2) العبيط: الطرى. (فى)
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 283
دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ص- فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ أَعْلَمَهُمْ مِثْلَ مَا أَعْلَمَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالُوا مِثْلَ قَوْلِهِ فَخُتِمَتِ الْوَصِيَّةُ بِخَوَاتِيمَ مِنْ ذَهَبٍ لَمْ تَمَسَّهُ النَّارُ «1» وَ دُفِعَتْ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَ لَا تَذْكُرُ مَا كَانَ فِي الْوَصِيَّةِ فَقَالَ سُنَنُ اللَّهِ وَ سُنَنُ رَسُولِهِ- فَقُلْتُ أَ كَانَ فِي الْوَصِيَّةِ تَوَثُّبُهُمْ‏ «2» وَ خِلَافُهُمْ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ نَعَمْ وَ اللَّهِ شَيْئاً شَيْئاً وَ حَرْفاً حَرْفاً أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ‏ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ‏ «3» وَ اللَّهِ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ ع أَ لَيْسَ قَدْ فَهِمْتُمَا مَا تَقَدَّمْتُ بِهِ إِلَيْكُمَا وَ قَبِلْتُمَاهُ فَقَالا بَلَى وَ صَبَرْنَا عَلَى مَا سَاءَنَا وَ غَاظَنَا.
- وَ فِي نُسْخَةِ الصَّفْوَانِيِّ زِيَادَةٌ «4» عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَزَّازِ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ بَقَاءَكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ أَقْرَبَ آجَالَكُمْ بَعْضَهَا مِنْ بَعْضٍ مَعَ حَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنَّا صَحِيفَةً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ فِي مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَى مَا فِيهَا مِمَّا أُمِرَ بِهِ عَرَفَ أَنَّ أَجَلَهُ قَدْ حَضَرَ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ ص يَنْعَى إِلَيْهِ نَفْسَهُ‏ «5» وَ أَخْبَرَهُ بِمَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَنَّ الْحُسَيْنَ ع قَرَأَ صَحِيفَتَهُ الَّتِي أُعْطِيَهَا وَ فُسِّرَ لَهُ مَا يَأْتِي بِنَعْيٍ وَ بَقِيَ فِيهَا أَشْيَاءُ لَمْ تُقْضَ فَخَرَجَ لِلْقِتَالِ وَ كَانَتْ تِلْكَ الْأُمُورُ الَّتِي بَقِيَتْ أَنَّ الْمَلَائِكَةَ سَأَلَتِ اللَّهَ فِي نُصْرَتِهِ فَأَذِنَ لَهَا وَ مَكَثَتْ تَسْتَعِدُّ لِلْقِتَالِ وَ تَتَأَهَّبُ لِذَلِكَ حَتَّى قُتِلَ فَنَزَلَتْ وَ قَدِ انْقَطَعَتْ مُدَّتُهُ وَ قُتِلَ ع فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا رَبِّ أَذِنْتَ لَنَا فِي الِانْحِدَارِ وَ أَذِنْتَ لَنَا فِي نُصْرَتِهِ فَانْحَدَرْنَا وَ
______________________________
(1) ذلك لانه كان من عالم الامر و الملكوت، منزها عن مواد العناصر و تراكيبها (فى)
(2) التوثّب: الاستيلاء على الشي‏ء ظلما (فى)
(3) يس: 12
(4) هذا كلام بعض رواة الكليني فان نسخ الكافي كانت بروايات مختلفة كالصفوانى هذا و هو محمّد بن أحمد بن عبد اللّه بن قضاعة بن صفوان الجمال و كان ثقة فقيها فاضلا، و محمّد بن إبراهيم النعمانيّ، و هارون بن موسى التلعكبرى و كان بين تلك النسخ اختلاف، فتصدى بعض من تأخر عنهم كالصدوق محمّد بن بابويه و الشيخ المفيد و أضرابهما رحمة اللّه عليهم فجمعوا بين النسخ و أشاروا إلى الاختلاف الواقع بينهما و لما كان في نسخة الصفوانى هذا الخبر الآتي و لم يكن في سائر الروايات أشاروا الى ذلك بهذا الكلام و سيأتي مثله في مواضع (آت)
(5) أي يخبره بموته.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 284
قَدْ قَبَضْتَهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ الْزَمُوا قَبْرَهُ حَتَّى تَرَوْهُ وَ قَدْ خَرَجَ‏ «1» فَانْصُرُوهُ وَ ابْكُوا عَلَيْهِ وَ عَلَى مَا فَاتَكُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِنَّكُمْ قَدْ خُصِّصْتُمْ بِنُصْرَتِهِ وَ بِالْبُكَاءِ عَلَيْهِ فَبَكَتِ الْمَلَائِكَةُ تَعَزِّياً وَ حُزْناً عَلَى مَا فَاتَهُمْ مِنْ نُصْرَتِهِ فَإِذَا خَرَجَ يَكُونُونَ أَنْصَارَه‏
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏2 ؛ ص31

61. باب در بيان اين‏كه ائمّه عليهم السلام چيزى را به جا نياورده و نمى‏آورند، مگر به عهد و وصيّتى از جانب خداى عزّوجلّ و امرى از جانب آن جناب كه از آن تجاوز نمى‏كردند
حدیث
4-
ابو موسى ضرير (نابينا) گويد: موسى بن جعفر عليهما السلام بمن فرمود كه: من بامام صادق عليه السلام گفتم: مگر امير المؤمنين عليه السلام كاتب وصيت و پيغمبر ديكته گو و جبرئيل و ملائكه مقربون شهود آن نبودند؟! حضرت مدتى سر بزير انداخت و سپس فرمود:
چنان بود كه گفتى، اى ابو الحسن؛ ولى زمانى كه وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در رسيد، امر وصيت از جانب خدا در مكتوبى سر بمهر فرود آمد، آن مكتوب را جبرئيل همراه ملائكه امين خداى تبارك و تعالى فرود آورد. جبرئيل گفت: اى محمد! دستور ده هر كه نزدت هست، جز وصيت يعنى على بيرون روند، تا او مكتوب وصيت را از ما بگيرد و ما را گواه گيرد كه تو آن را باو دادى و خودش ضامن و متعهد آن شود، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باخراج هر كه در خانه بود، جز على عليه السلام دستور داد، و فاطمه در ميان در و پرده بود.
آنگاه جبرئيل گفت: اى محمد! پروردگارت سلام ميرساند و ميفرمايد: اين همان مكتوبست كه (در شب معراج) با تو پيمان كردم و بر تو شرط نمودم و خودم نسبت بآن بر تو شاهد بودم و فرشتگان خود را هم گواه گرفتم، در صورتى كه شهادت خودم تنها كافى است اى محمد؛ بندهاى استخوان پيغمبر بلرزه در آمد و گفت: اى جبرئيل! پروردگار من خودش سلام است (يعنى سلامتى از هر عيب) و سلام از جانب‏
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 32
اوست و سلام بسوى او باز ميگردد. خداى عز و جل راست فرموده و احسان كرده است، مكتوبرا بده، جبرئيل آن را باو داد و دستور داد كه بامير المؤمنين تسليم كند و باو گفت: آن را بخوان، حضرت آن را كلمه بكلمه قرائت كرد.
سپس پيغمبر فرمود:(1) اى على! اين پيمانى است كه پروردگارم- تبارك و تعالى- با من كرده و امانت او و شرط او بر من است، من رسانيدم و خير خواهى كردم و ادا نمودم. على عليه السلام گفت [پدر و مادرم بفدايت‏] من در اين رسانيدن و خير خواهى و تصديق آنچه گفتى گواه توأم و گوش و چشم و گوشت و خونم براى تو گواهى ميدهد، جبرئيل عليه السلام گفت: من هم در اين موضوع گواه شما هستم، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود،(2) اى على! وصيت مرا گرفتى و آن را فهميدى و وفاء بمضامينش را براى خدا و من ضمانت كردى؟ على عليه السلام گفت: آرى پدر و مادرم بقربانت، ضمانت آن بر من، و يارى من و توفيق دادن مرا بر انجام آن بر خداست. رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود(3) اى على؛ من ميخواهم بر تو گواه گيرم كه عمل كردن باين وصيت را روز قيامت بمن خبر دهى، على عليه السلام گفت: آرى، گواه بگير، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود:(4) الان جبرئيل و ميكائيل ميان من و تو حاضرند و ملائكه مقربين همراه ايشانند، آنها را بر تو گواه ميگيرم، على عليه السلام گفت: آرى گواه باشند، من هم پدر و مادرم بقربانت ايشان را گواه مى‏گيرم.
پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ايشان را گواه گرفت. و از جمله آنچه پيغمبر بر على بدستور جبرئيل و فرمان خداى عز و جل شرط كرد، اين بود كه باو گفت(5) اى على! وفا ميكنى بآنچه در اين وصيت است،
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 33
از دوست داشتن كسانى كه خدا و رسولش را دوست دارند و، بيزارى و دشمنى نسبت بكسانى كه با خدا و رسولش دشمنى كنند، با شكيبائى و فرو خوردن خشمت، در صورت از ميان رفتن حقت و غصب كردن خمست و دريدن پرده احترامت؟ گفت: آرى حاضرم، اى رسول خدا! سپس امير المؤمنين عليه السلام فرمود: (6)سوگند بآن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد كه من از جبرئيل عليه السلام شنيدم كه بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مى‏گفت اى محمد! بعلى بفهمان كه پرده احترام او كه همان احترام خدا و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است دريده مى‏شود، و اين وصيت با اين شرط است كه ريشش از خون تازه سرش رنگين شود، امير المؤمنين عليه السلام گويد: چون اين جمله را از جبرئيل امين فهميدم، فريادى زدم و برو بر زمين افتادم و گفتم: آرى قبول دارم و راضى هستم، اگر چه پرده احترام دريده شود! و سنتها تعطيل شود و قرآن پاره شود و خانه كعبه خراب گردد و ريشم از خون تازه سرم رنگين شود: همواره شكيبائى كنم و بحساب خدا گذارم تا بر تو وارد شوم.
سپس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فاطمه و حسن و حسين را بخواند و چنانچه بامير المؤمنين اعلام فرمود، بآنها نيز اعلام كرد، ايشان هم مانند او جوابدادند، سپس آن وصيت با چند مهر از طلا كه آتش بآن نرسيده بود [ساخته دست بشر نبود] مهر شد و بامير المؤمنين عليه السلام تحويل داده شد.
ابو موسى گويد: من بموسى بن جعفر عرضكردم: پدر و مادرم بقربانت، نمى‏فرمائى در آن وصيت نامه چه نوشته بود؟ فرمود: سنت‏هاى خدا و سنتهاى رسولش بود، عرضكردم: طغيان جستن و مخالفت آنها (كه بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله طغيان كردند) بر امير المؤمنين عليه السلام در آن وصيتنامه نوشته بود؟ فرمود: آرى، بخدا، يك بيك و حرف بحرف، مگر نشنيده‏ئى قول خداى عز و جل را «ما خود
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 34

هستيم كه مردگان را زنده كنيم و اعمالى را كه از پيش انجام داده‏اند با آثار ايشان بنويسيم و همه چيز را در كتابى روشن آمارگيرى كرده‏ايم- 12- يس-» (پس نوشته شدن همه چيز در وصيتنامه استبعادى ندارد) بخدا كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بامير المؤمنين و فاطمه عليهما السلام فرمود: مگر چنين نيست كه آنچه را بشما وصيت كردم و دستور دادم فهميديد و پذيرفتيد؟ گفتند: چرا، و بر آنچه ما را ناراحت كند و بخشم آورد صبر كنيم و در نسخه صفوانى زياده بر اين است:

توضيح‏
- اين جمله سخن يكى از روات مرحوم كلينى است، زيرا كتاب كافى چند نسخه داشته و رواتش مختلفند، يكى همين صفوانى است كه نامش محمد بن احمد بن عبد اللَّه بن قضاعة بن صفوانست كه مردى مورد اعتماد و فقيه و فاضل بوده است. و ديگر از روات كافى محمد بن ابراهيم نعمانى و هارون بن موسى تلعكبرى است.
و ميان نسخه‏هاى كافى اختلافى بوده و شيخ صدوق و شيخ مفيد و أمثال اينها رحمة اللَّه عليهم نسخه‏هاى كافى را جمع كرده و مورد اختلاف را در كتابهاى خود ذكر نموده‏اند و چون اين خبر شريف در نسخه صفوانى اضافه‏اى را كه اكنون ذكر مى‏شود داشته و در نسخ ديگر نبوده، با اين جمله به آن اشاره شد. و آن اضافه اينست:
حريز گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: قربانت گردم، با وجود احتياجى كه مردم بشما دارند چقدر عمر شما اهل بيت كوتاه و اجل شما خانواده بيكديگر نزديكست؟!! فرمود: براى هر يك از ما صحيفه و مكتوبى است كه آنچه در مدت عمرش راجع ببرنامه كارش احتياج دارد در آن نوشته است، چون او امر و دستوراتى كه در آنست پايان يابد، امام ميفهمد كه اجل او رسيده است. سپس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نزد او آيد و خبر مرگش را باو گويد، و آنچه نزد خدا دارد، باو گزارش دهد، و امام حسين عليه السلام مكتوبى را كه باو دادند، قرائت كرد، و خبر مرگى كه در پيش داشت برايش تفسير شد، ولى چيزهائى در آن مكتوب باقى بود كه هنوز انجام نشده بود، او براى جنگ بيرون رفت، و چيزهائى كه باقى بود، اين بود كه ملائكه يارى كردن او را از خدا خواسته‏اند و خدا اجازه فرموده است ملائكه مهيا و آماده جنگ گشته و در انتظار
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 35
بودند تا آن حضرت شهيد شد، ملائكه فرود آمدند، در زمانى كه عمر آن حضرت تمام شده و شهيد گشته بود.
ملائكه گفتند: پروردگارا! تو بما اجازه فرود آمدن و اجازه ياريش را دادى، ولى ما فرود آمديم و تو قبض روحش نمودى!! خدا بايشان وحى كرد: شما بر سر قبر او باشيد تا او را ببينيد كه بيرون آمده است آنگاه ياريش كنيد، اكنون گريه كنيد بر او و بر از دست رفتن يارى او از شما، زيرا شما براى يارى او و گريه بر او اختصاص يافته‏ايد، پس آن ملائكه براى عزا دارى امام حسين و براى افسوس از دست رفتن ياريش گريستند و چون بيرون آيد ياور او باشند.
شرح‏
- جمله اخير اشاره بموضوع رجعت دارد و آن يكى از مسائل مذهبى است كه در كتب اعتقاديه ذكر مى‏شود و مقصود از رجعت بازگشت بعضى از ائمه و جمعى از مؤمنين و كافران است بدنيا پيش از قيامت، تا مؤمنين از آنها انتقام گيرند و بدولت حقه شادمان باشند.
موضوع رجعت از عقايد مخصوص باماميه است كه بر آن اتفاق دارند، اخبار در اين باره متواتر است و برخى از آيات قرآن هم بر آن دلالت دارد، علامه مجلسى از  کودتای سقیفه تا کربلا در جلد 13 بحار الانوار بيش از دويست حديث از چهل و چند اصل معتبر در اثبات رجعت ذكر ميكند، مجلسى از  کودتای سقیفه تا کربلا ميگويد: اصل موضوع رجعت مورد اتفاق علماء شيعه است، ولى در باره خصوصيات آن، اخبارش اختلاف دارد، مثل اينكه: آيا رجعت همزمان با ظهور امام قائم عليه السلام است يا جلوتر و يا عقب‏تر است و نيز در مدت رجعت هر يك اختلافست ولى تحقيق اين خصوصيات لزومى ندارد و ايمان اجمالى بآن كافى است- انتهى-.
روايتى كه در موضوع رجعت ما را با استدلالى متين و دندان شكن مواجه ميكند اينست: ابو بصير (الصباح) گويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمود: «در باره بازگشتنها از من سؤال ميكنى؟ گفتم آرى، فرمود: آن از قدرتست و جز قدريه منكر آن نباشند، چنين قدرتى را انكار مكن» چنانچه در موضوع معاد و زنده شدن روز قيامت آيات شريفه آخر سوره يس قدرت خدا را دليل آن مى‏داند، در اين روايت هم دليل رجعت را همان قدرت خدا ذكر ميكند، يعنى خداوندى كه آن قدرت و توانائى داشت كه انسان را در ابتدا بدون هيچ سابقه و نمونه‏اى خلق كند، مى‏تواند او را رجعت دهد و يا در قيامت دوباره زنده كند.
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص: 36
كلينى، محمد بن يعقوب - مصطفوى، سيد جواد، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علميه اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش
از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا قتیل العبراتاز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

شهادت یا رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله!؟

شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند؟؟؟


زمان شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله

ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول از  کودتای سقیفه تا کربلابیان شده است دو هفته است. (المغازی واقدی ج۱ص۱۲۶) به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه بنده به بیان مصادر کفایت میکنيم: الطبقات الکبری ابن سعد جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم.

در تمامی این مصادر فاصله ۱۲ الی ۱۴ روز فاصله بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال ۱۱ هجری و در سن شصت و سه سالگی بوده است.


اولا:از آنجایی که حضرت رسول از  کودتای سقیفه تا کربلا از شهادت قریب الوقوع خودشان در غدیر خبر داده بودند.

ثانیا:فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است.

ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت.

رابعا: در غدیر علی علیه السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود.


عده‌اي از اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه ای که رسوا نشوند از دست پیامبر از  کودتای سقیفه تا کربلا خلاص شوند و نقشه های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.


اطرافيان:

روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود. (الطبقات الکبری ج۲ص۲۳۵)

در دو روایت بخاری و مسلم از قول يكي از زنان پيامبراز  کودتای سقیفه تا کربلا آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید.
گفتیم: (مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست!
اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت. (۱۱)


اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است ؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید ؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند آن زن اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد ؟ انگار او نیز مانند فلاني خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند ؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند ؟


ثانیا: جمله آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.


در الطب النبوی ابن جوزی ج۱ص۶۶ میگوید: به او دوا خوراندند در حالیکه بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد. این کار زنهائی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد. و در روایات صحیح آمده که دو تن از زنان پيامبراز  کودتای سقیفه تا کربلا حبشی بودند.

این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشیها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.


عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آنحضرت فرمود: میدانید پیامبر از  کودتای سقیفه تا کربلا درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا میفرماید: (اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.) او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن به او سم نوشاندند. (۱۲)

________________________________________
اسناد:
۱۱-صحیح البخاری ج۷ص۱۷ و ج۸ص۴۰ و صحیح مسلم ج۷ ص ۲۴و۱۹۴- تاریخ طبری ج۲ص۴۳۸
۱۲-تفسیرالعیاشی ج۱ص۲۰۰ و بحارالانوار ج۲۲ص۵۱۶وج۲۸ص۲۱



از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

__________________
از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 3 روز پيش   #14 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام

لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَیْکُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ کِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ.
مَعاشِرَالنّاسِ، علی (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِی، وَ کُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَکَرَهُ الله فی سُورَةِ یس: (وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ).
مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْکِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ)، وَالَّذی فَدی رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذی کانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ.
(أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی، فَفَعَلَ فادِیاً لی بِنَفْسِهِ).

روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از کتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.
هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران، علی، ضبط کرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»
هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود کند و از آن بازدارد. در راه خدا نکوهش نکوهش گران او را از کار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست که همراه رسول خدا عبادت خداوند می کرد و جز او کسی چنین نبود.
اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت که جان خود را فدای من کند.

از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا علی از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا الیا از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا حیدر از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا


__________________
از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا

mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 3 روز پيش   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mahdi128's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : از کودتای سقیفه تا کربلا

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام

مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذالِکَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُکْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ.
هان مردمان! او رابرتر دانید، که خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، که خداوند او را برپا کرده است.
هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منکر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار کیفر کند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد که آتش گیری آن مردمانند؛ و سنگ، که برای حق ستیزان آماده شده است.
مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَکَّ فی ذالِکَ فَقَدْ کَفَرَ کُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَکَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَکَّ فی کُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَکَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَکَّ فِی الْکُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاکُّ فینا فِی النّارِ.
مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَی وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَی وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی کُلِّ حالٍ.
هان مردمان! به خدا سوگند که پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اکنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن کس که راستی و درستی مرا باور نکند به کفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شک و ناباوری در امامت یکی از امامان، به سان شک و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.
هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشکش کرد و البته که خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژی اوست.
مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ.
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ.
أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذالِکَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَکَرَ فی کِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله).
هان مردمان! عل را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.
دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!
هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن که با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست که هر کس بنگرد که برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه کنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد که گام هایتان پس از استواری درلغزد. که خداوند بر کردارتان آگاه است.
هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است که در نبشته ی عزیز خود او را یاد کرده و درباری ستیزندگان با او فرموده: «تا آنکه مبادا کسی در روز رستخیز بگوید: افسوس که درباری همجوار و همسایه ی خدا کوتاهی کردم...»
مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْکَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُکُمْ: أَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.
هان مردمان! در قرآن اندیشه کنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محکماتش نظر کنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند که باطن ها و تفسیر آن را آشکار نمی کند مگر همین که دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم که: هر آن که من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من که سرپرستی و ولایت او حکمی است از سوی خدا که بر من فرستاده شده است.
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَکْبَرُ، فَکُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ.
أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُکّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ.
أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.
هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.
هان! بدانید که آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاکمان او در زمین اویند.
هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هشدار که من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ کردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید که این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار که هرگز به جز این برادرم کسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار که پس از من امارت مؤمنان بری کسی جز او روا نباشد.
ثم قال: «ایهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا من کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.
سپس فرمود: مردمان! کیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن که من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را که سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن که او را دشمن دارد و یاری کن یار او را؛ و تنها گذار آن را که او را تنها بگذارد.


بخش چهارم: بلند کردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله


از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا علی از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا الیا از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلایا حیدر از  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلااز  کودتای سقیفه تا کربلا
متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
***خطبه نبی الله صلی الله علیه وآله وسلم در غدیر خم *** - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

__________________
از  کودتای سقیفه تا کربلا
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا از  کودتای سقیفه تا کربلا
mahdi128 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:54 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.