[ حالِ تو .. به نثر ! ] - صفحه 2
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > ادبيات و نوشته های ادبی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

ادبيات و نوشته های ادبی قدم بـه قدم تا آرامش؛ می نویسم پس هستــم

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 4 هفته پيش  
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض [ حالِ تو .. به نثر ! ]


.
.

وصف احوالاتمون به نثر



۲۴ دیماه ۹۶





__________________

وسطِ قصه تردید
کسی از در برسد
 نور تعارف بکند

...



ويرايش توسط _nazli_ : 4 روز پيش در ساعت 07:38 PM
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 4 هفته پيش   #16 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

تو بگو
فحش بگو
طعنه بزن
مشت بزن
ترك نكن
پشت نكن
حرف بزن
دلبر من
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #17 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]


گاهی فقط خودت میتونی بفهمی چقدر اون آدم سابق نیستی !
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 3 هفته پيش   #18 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
1begharar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

اهل شرم و خجالت نبود
اما
اگر میدانست چقدر منتظرش ماندم شاید کمی شرمنده میشد
__________________
کوره مر من شترم هف دف سرم بوری ...
1begharar هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #19 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

برق رفته بود ...
از تاریکی استفاده کردم تا جای خودم را با تو عوض کنم ...
صبح ، نان تازه خواهی خرید و مرا دوست خواهی داشت ...!
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 2 هفته پيش   #20 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
1begharar's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

خیلی وقته شعر و نثر نگفتم
این تایپیک منو یاد خودم انداخت
فی البداهه یه چیزی مینویسم مهم نیست خوب و بدش
......
جوان تر که بودم از تنهایی به آدم ها پناه میبردم
اما چند سالیست
این قضیه برعکس شده برایم
انقدر از آدم ها یکه خوردم
که قدر تنهایی را خوب میدانم
جز همین تنهایی چیز دیگری نیست در هوایم
1begharar هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 2 هفته پيش   #21 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
masuod70's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

وقتی همه چیز را میدانم
وفکر میکنم که نمی دانم
غصه میخورم که میدانم
و میخندم که نمیدانم .....
__________________
[ حالِ تو .. به نثر ! ]
masuod70 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك هفته پيش   #22 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

وقتی یه نابینا ازت بخواد آسمون رو براش توصیف کنی
تازه میفهمی که هیچوقت بلد نبودی حرف بزنی
...
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 روز پيش   #23 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]


دیوانگی که خجالت ندارد . . .
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 2 روز پيش   #24 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
masuod70's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

هر روز صبح
زنده میشوم و زندگی میکنم
برای رویاهایی که منتظرم به دست خودم واقعی شوند ....
masuod70 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي يك روز پيش   #25 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
_nazli_'s Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : [ حالِ تو .. به نثر ! ]

واقعن خیلی حیفه آدم نمیتونه روح‌ و روانش رو در بیاره
نشون بده بگه نگاه چیکارش کردی.
_nazli_ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:29 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.