عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان عربیسم
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

تاریخ و فرهنگ گفتمان پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-14-2018   #1 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
katelimi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان عربیسم

عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان عربیسم
آقای ناصر بناکننده «پورپیرار» یا عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز (1319) کارگرحروفچین چاپخانه که شریک بنگاه انتشاراتی نیل بود. او درمقطع انقلاب یکی ازموسسین انتشارات آلفا، سپس موسس ومدیرنشر کارنگ شد. پورپیرار مجموعه تضادها وکمپلس های آشکاروپنهانی است که در زندگی، کار ونوشته هایش به چشم میخورد. کاش با تجربه، توان ومهارت های فنی که داشت یک ناشر حرفه ای باقی میماند و درگیر مسائل پراکنده بسیار متفاوت و متناقض مانند نوشتن کتاب های تاریخی غیر مستند ومستدل بدون داشتن توان وصلاحیت های علمی لازم -با گردآوری اخبار، اسناد و نظریات واحد، بی اعتبار، غیر قابل استناد و مشکوک در مقابل آن همه اسناد معتبر، نظریه، کتاب و پژوهش های علمی تاریخی- نمیشد. ارائه طرح ترور شاه به حزب توده ایران، آنهم از سوی یک ناشر حرفه ای، نشان میدهد که او وارد بازی های مشکوکی شده بود. مانند ورود ماموریتی یا خودسرانه به عرصه متناقض با کار وحرفه اش یعنی ارتباط با ماموران سیاسی بلغارستان که بعد از انقلاب موجب دستگیری، محاکمه واحتمالا تغییر جهت عمده وخطاهای دیگر او شد.
ناصر پورپیرار یک سال قبل از پیروزی انقلاب به آلمان رفته، تقاضای ملاقات با رهبری حزب توده ایران میکند. او درآلمان ادعا میکند وسایل چاپ نشریه «به سوی حزب» را در اختیارهوشنگ تیزابی گذاشته است. گروه تیزابی دستگیر و هوشنگ تیزابی در زندان کشته میشود. اما این کار- بافرض صحت این ادعا- آثار وتبعاتی برای ناصر پورپیرار درپی ندارد. دردیدار با نورالدین کیانوری در آلمان، پورپیرار برنامه مشکوک ترورشاه راطرح میکند. این طرح ترورمانند ترور روز 15 بهمن 1327 شاه وانتساب آن به حزب توده ایران وکودتای متعاقب آن بود که غیر قانونی کردن وسرکوب حزب، تغییر قانون مطبوعات، تصویب لایحه نفتی «گس-گلشائیان» به نفع انگلیس، تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی با تحکیم پایه های سلطنت را درپی داشت، میتوانست بهانه بسیار خوبی به دست امپریالیسم ومیلیتاریسم ارتش شاهنشاهی برای سرکوب وسیع جنبش مردمی و انقلاب در شرف وقوع بدهد. این پشنهاد ترورشاه مورد تایید کیانوری قرار نمیگیرد. ارزیابی درست کیانوری اینست که او دیوانه یا «پرووکاتور» است. کیانوری غیرمنطقی وغیرعملی بودن این طرح را توضیح میدهد و میگوید به جای این نقشه‏ های غیر منطقی و غیرعملی بهتر است که با امکاناتش به تکثیر نشریات حزب در ایران بپردازد.
در فرهنگ سیاسی «پرووکاتور» به کسی گفته می شود که بر پایه ماموریتی که از سوی پلیس یا حکومت به او داده شده است، با نفوذ به اخلال و تندروی در مبارزات مردم با سیستم حاکم می‌پردازد تا بهانه برای سرکوب جنبش فراهم شود.
katelimi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
3 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-14-2018   #2 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
katelimi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

آقای ناصر پورپیرار در کار چاپ وانتشارکتاب، قبل وبعد انقلاب، ثروت قابل ملاحظه‏ ای می اندوزد که -ازنگاه بعضی صاحب نظران این کار- بدون سوءاستفاده وکلاهبرداری از شرکا،مولفین ومترجمین میسر نبوده ونیست. وی در سال 58 به عنوان طرف قرارداد دارای امکانات به چاپ کتابها ونشریات حزب در مقابل دریافت هزینه ودستمزد ونه وظیفه وکارتشکیلاتی وحزبی میپردازد،، در جریان کار، سوءاستفاده مالی وحساب سازی هزینه ها برای شعبه انتشارات حزب روشن میشود. محمد پورهرمزان مسول انتشارات حزب درخواست میکند، کار چاپ نشریات حزبی به او داده نشود که تصویب واجرا میشود. پورپیرار به دفترحزب مراجعه میکند، با محمد پورهرمزان مسول انتشارات حزب توده ایران ومترجم منحصر به فرد مجموعه آثار لنین برخوردی توهین آمیز واوباشانه میکند. که به دستورکیانوری ازدفتر حزب بیرون رانده واز حزب اخراج میشود. لازم به ذکر است عضویت او در سال 58 شروع وختم میشود بیش از چند ماه نیست پس از آن ناصر پور پیرار چهره یک «مارکسیست» منتقد حزبی به خود می گیرد وجزوات متعدد «ناریا» را علیه حزب توده ایران منتشر میکند.
همزمان با انتشار این جزوه ها ناصر پورپیرار نامه ای با شماره های اولیه برای طبر ی میفرستد که طبری در پاسخ با مدارای بسیار وتلاش برای اقناع -بی خبر ازعمق فساد همه جانبه- وی مینویسد: "به نظر من این جزوه [ناریا] متضمن قضاوت هایی است که ناشی از عدم اطلاع وسیع نگارنده ان از سیر امور است ولذا قضاوت های نادرستی است. نظر آقای پورپیراردایر بر ضرورت توضیح رهبری در مورد تاریخ حزب در سی وپنج سال اخیر بطور اجمالی ومجرد درست است ولی حزب عجالتا بالاتر از این مطالبی که گفته ونوشته وخواهد نوشت کار دیگری به علت پیچیدگی وضع نمی تواند انجام دهد نظر پور پیرار در باره ضرورت تشکیل کنگره ودادن تحلیل تاریخ حزب درست است. ولی باید شرایط این کار فراهم باشد. من مصلحت نمی شمرم که این نوشته از طرف رفیق پور پیرار نشر یابد یا حتی به حزب یا کس دیگرداده شود واین را به مصلحت حزب بلکه به عنوان دوست ورفیق در مصلحت شخص رفیق ناصرنمی بینم .آرزومندم که این دوستی ورفاقت آینده طولانی داشته باشد." )با احترام احسان طبری("
ولی ناصرپورپیرار فرصت طلبانه بدون اعتنا به محتوی نامه طبری با چاپ آن در شماره چهارم ناریا، پاسخی در خور فرهنگ وعمق فساد خود میدهد.
katelimi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-14-2018   #3 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
katelimi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

استاد «لطف الله آجدانی» درباره «ناصر پورپیرار»





در فایلی ویدیویی به طور کامل درباره کلاهبرداری و دزدی های مالی این فرد و گرایش او به پان عربیسم و ضدترک و ضدایرانی بودن او اشاره می کند.



همچنین خود عبدالناصر بنی کنعان بارها اذعان و اعتراف می کند که هیچ مدرک اکادمیک و غیراکادمیک حتی در سطح فوق دیپلم و لیسانس هم ندارد.
katelimi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-14-2018   #4 (لینک نوشته)
شمع جمع
 
katelimi's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

ناصر بناکننده (متولد ۱۳۲۰ در تهران[۲]؛ درگذشت ۶ شهریور ۱۳۹۴، تهران[۱]) معروف به ناصر پورپیرار با نام مستعار ناریا ناشر، نویسنده و ویراستار ایرانی بود. او از شرکای محمد زهرایی و احمد عظیمی در نشر نیل[۳] و مؤسس نشر کارنگ بود که کتاب‌های خود را ازطریق این موسسات نشر منتشر کرد. نظریات او در باب تاریخ ایران، پیش و پس از حمله اعراب به ایران، شاهنامه و فردوسی، سعدی و یهودیان بر خلاف پژوهشهای دانشورانه و علمی تاریخی است.
ناصر پورپیرار تاریخ ایران را «ساخته دست یهودیان» معرفی می‌کند. او باور داشت که هخامنشیان قومی خونریز و وحشی بودند که «به دستور و مزدوری یهودیان» بر ایران چیره شده و آنچنان نسل‌کشی کرده‌اند که تا ۱۲ سده پیش از ظهور اسلام، جنبنده‌ای در جغرافیای فرضی ایران نمی‌زیسته‌است. او بخش اعظم امپراتوری هخامنشی و تمام امپراتوری اشکانی و ساسانی را انکار نموده و مدعی بود که آئین زرتشتی وجود نداشته، ایرانیان تا پیش از اسلام به هیچ دینی معتقد نبوده و کتاب اوستا در همین اواخر در هند نوشته شده‌است. او حمله اعراب به ایران را سرآغاز تاریخ ایران دانسته و میراث فرهنگ ایران را مرهون اعراب جاهلی می‌دانست. متخصصان زیادی ردیه‌هایی بر نظریات یگانه پورپیرار نوشته‌اند و بسیاری نیز نظرات او را بی‌ارزش‌تر از آن دانسته‌اند که نقد شود.
katelimi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-14-2018   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ss8248's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

با بسیاری از نظرات مرحوم پورپیرار مخالفم اما همین که راه شک و انتقاد-تند و خشن- را باز کرد؛ نسبت به تاریخی که برای خیلیها هاله ای از تقدس دورش را گرفته، کارش قابل تحسین است.


مطلبی درهمین باره از این وبگاه:
چندی پیش ناصر پورپیرار درگذشت. متفکر و نویسنده ای که در نوع خودش خاص بود. شاید ناجور با زمانه، بی رحم با خویش. تعبیری که پیشتر درباره نیچه بکار رفت: پیشرس بدنیا آمدگان! ... عده ای پس از مرگ متولد می‌شوند.
شاید فردا برای امروز ناصر پورپیرار قضاوتی درست و منطقی ارائه خواهد کرد، اما برخی از جنس امروزیان براستی درباره او قضاوتی ناشی از سوء هاضمه از عدم ناشخوار گزاره ها و گزارش هایش داشتند.
با بیوگرافی سیاه و سرگذشت او به سیاه نمایی اندیشه های او، از عقده ها به عقیده های او، از انگیزه ها به انگیخته ها و نوشته های او تاختند.
عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان عربیسم



نگه کن که گفتار گوینده چیست چه حاجت بدانی که گوینده کیست!
نقد منصفانه، نفی علمی و ابطال گزاره های نادرست او درست و جوانمردانه است. اما فیلتر سایت و وبلاگ، عدم صدور مجوز چاپ و دشنام و هرزه نگاری راه راست، گفتار و پندار نیک نیست!
او در انزوا، و درفقر و تنهایی درگذشت و بدون یاد بود و در سکوت خبری رفت! با این حال سفله های بزدلی بودند که همچنان از فحاشی برای کسی که درگذشته است فروگذار نکردند.

به قول جناب مرادی غیاث آبادی: هر کس که در فضای اجتماعی تنگ‌نظر و نابُردبار ایرانی بخواهد آزاد و مستقل بیندیشد و بخواهد اندیشه خود را بدون چاپلوسی و باج دادن به کسی و بدون واهمه از کس دیگری بیان کند، باید خود را برای انواعی از تهمت‌ها و تهدیدها و بی‌حرمتی‌ها آماده کند.
پورپیرار و حضور چنین تفکری را برای شکستن بت تاریخ 2500 ساله برخی از اصحاب و رجال امری مبارک می شمارم. چون براستی گله محمد علی فروغی و نوچه های شوونیسم او نه تنها قومیت ها و زبان های دیگر را به دیده تحقیر می نگرند بلکه در ستایش تا حد پرستش ایران باستان نیاکان و خان و مان 1400 ساله خود را پس از انقراظ ساسانیان لگد کوب می کنند. خوب لابد پورپیرار و منطق بیان او مشت محکم و چماق درخوری است برای چماق بدستانی که سال هاست به دست این رجاله ها بر گرده اسلام و تشیع بلند شده است.
آقای رضا مرادی غیاث آبادی نویسنده و پژوهشگر واقعگرای ایرانی در مطلبی تحت عنوان "چرا کورش‌ پرستان بی‌تربیتند؟" می نویسند:
وقتی به منازعات طولانی ایرانیان و تورانیان در شاهنامه فردوسی می‌نگریم، در می‌یابیم که هیچیک از آنان به‌رغم همه جنگ‌ها و عداوت‌ها، سخن زشتی بر زبان نمی‌آورند. در بخش‌های کهن اوستا نیز اینچنین است. در تاریخ‌نامه‌هایی که شرح حملات و سرکوبگری‌های مقدونیان و ایرانیان و مغولان و اعراب و دیگران آمده است، نشانه‌ای از بدزبانی وجود ندارد. در روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای ملل دیگر- همچون مردمان هند و ژاپن و کره و آمریکای لاتین- نیز همینگونه است و به‌رغم همه اختلاف‌ها و نزاع‌ها، کار به سخن زشت و شنیع نمی‌کشد. حتی در زشتکاری‌هایی که به ابن‌ملجم و شمر و یزید منسوب شده است، اثری از فحاشی به چشم نمی‌خورد.

اکنون این پرسش پیش می‌آید که چرا کورش‌پرستان و بعضاً گونه‌های دیگری از گرایش‌های ناسیونالیستی، باستان‌گرایی، آریاسرایی، پان‌ایرانیستی و دیگر انواع مشابه آنها، با اینکه بیش از همه مردم جهان شعار پاکی و راستی و حقوق بشر سر می‌دهند، اما این اندازه بدزبان، هتاک و بی‌تربیتند؟ خاستگاه این اخلاق و رفتار (که تاحدودی گریبان کسانی را هم گرفته است که به نوعی با علوم و فرهنگ‌های باستانی سروکار دارند) در کجاست و از کجا ریشه می‌گیرد؟ آیا از فرهنگ ایران است؟ بی‌گمان که چنین نیست. فرهنگ مردم ایران حتی در قبال ضحاک و شمر و یزید نیز چنین نکرده است. آیا از تربیت خانوادگی است؟ البته که چنین نیست و پیشینیان ما حتی در یک نسل قبل هم تا این اندازه بی‌آزرم نبوده‌اند. آیا الگو گرفته از رفتار و گفتار کورش است؟ باز هم می‌توان گفت که چنین نیست و در هیچ منبع و مأخذی از بدزبانی کورش یاد نشده است. آیا برگرفته از آموزه‌های دین زرتشتی است؟ این نیز بعید است. با اینکه در متون پهلوی زرتشتی انبوهی از سخنان زشت به مخالفان و منتقدان نثار شده (برای مثال در دینکرد و ماتیکان گجستک ابالیش) و در نتیجه مجموعه‌ای غنی از واژگان مناسب برای فحاشی را در زبان پهلوی به یادگار نهاده است، اما شدت و حدت آنها هرگز به پای هرزه‌زبانی کورش‌پرستان نمی‌رسد.

به نظر می‌رسد که سرمنشاء این اخلاق و رفتار نکوهیده و زبان زشت کورش‌پرستان که به هیچ اصلی از حداقل اصول انسانیت پایبند نیستند، در احساس حقارت توأم با ناتوانی آنان نهفته باشد. اگر یکی از این دو وجود نداشت، آنان ناچار نمی‌شدند تا به بدزبانی روی آورند. کورش‌پرست در یک دست دروغ و در دست دیگر چماق دارد. هر کسی یا باید دروغ را بردارد و یا چماق را به جان بخرد. احساس حقارت عمیق او موجب شده تا بدون پذیرفتن مسئولیت، خود را پشت نام مخفی پنهان سازد، و ناتوانی از هرگونه عکس‌العمل دیگر (و از جمله ناتوانی از پاسخ منطقی و مستدل به منتقدان) موجب شده تا به چماقداری لسانی و زبان وقیحانه پناه ببرد.

از آنجا که انبوه دروغ‌های تاریخی کورش‌پرستان برملا شده و دُم خروسشان بیرون افتاده است، بجز اشخاص معدودی که قوه تمییز و ادراک کافی ندارند، کس دیگری ادعاها و تاریخ‌سازی‌های کورش‌پرستانه را به جد نمی‌گیرد و آنان ناچارند تا همچون «صفرسیاه» کاری کنند تا دیگران از ترس اعتبار و آبروی خود جرأت اعتراض و انتقاد و طرح سؤال نداشته باشند. با اینکه آنان احتمالاً می‌دانند که همین خوی زشت موجب آشکار شدن ماهیت واقعی‌اشان خواهد شد و به سرنوشت صفرسیاه دچارشان خواهد کرد، اما درمانده‌اند و چاره‌ای جز ادامه همین روش غیرانسانی ندارند؛ چرا که هویت کورش‌پرست در دروغگویی و بی‌تربیتی نهفته است و اگر این دو را از او بگیری، چیز دیگری در کیسه‌اش باقی نخواهد ماند.

رضا مرادی غیاث آبادی
ss8248 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
4 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-17-2018   #6 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله katelimi نمايش نوشته ها
آقای ناصر بناکننده «پورپیرار» یا عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز (1319) کارگرحروفچین چاپخانه که شریک بنگاه انتشاراتی نیل بود. او درمقطع انقلاب یکی ازموسسین انتشارات آلفا، سپس موسس ومدیرنشر کارنگ شد. پورپیرار مجموعه تضادها وکمپلس های آشکاروپنهانی است که در زندگی، کار ونوشته هایش به چشم میخورد. کاش با تجربه، توان ومهارت های فنی که داشت یک ناشر حرفه ای باقی میماند و درگیر مسائل پراکنده بسیار متفاوت و متناقض مانند نوشتن کتاب های تاریخی غیر مستند ومستدل بدون داشتن توان وصلاحیت های علمی لازم -با گردآوری اخبار، اسناد و نظریات واحد، بی اعتبار، غیر قابل استناد و مشکوک در مقابل آن همه اسناد معتبر، نظریه، کتاب و پژوهش های علمی تاریخی- نمیشد. ارائه طرح ترور شاه به حزب توده ایران، آنهم از سوی یک ناشر حرفه ای، نشان میدهد که او وارد بازی های مشکوکی شده بود. مانند ورود ماموریتی یا خودسرانه به عرصه متناقض با کار وحرفه اش یعنی ارتباط با ماموران سیاسی بلغارستان که بعد از انقلاب موجب دستگیری، محاکمه واحتمالا تغییر جهت عمده وخطاهای دیگر او شد.
ناصر پورپیرار یک سال قبل از پیروزی انقلاب به آلمان رفته، تقاضای ملاقات با رهبری حزب توده ایران میکند. او درآلمان ادعا میکند وسایل چاپ نشریه «به سوی حزب» را در اختیارهوشنگ تیزابی گذاشته است. گروه تیزابی دستگیر و هوشنگ تیزابی در زندان کشته میشود. اما این کار- بافرض صحت این ادعا- آثار وتبعاتی برای ناصر پورپیرار درپی ندارد. دردیدار با نورالدین کیانوری در آلمان، پورپیرار برنامه مشکوک ترورشاه راطرح میکند. این طرح ترورمانند ترور روز 15 بهمن 1327 شاه وانتساب آن به حزب توده ایران وکودتای متعاقب آن بود که غیر قانونی کردن وسرکوب حزب، تغییر قانون مطبوعات، تصویب لایحه نفتی «گس-گلشائیان» به نفع انگلیس، تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی با تحکیم پایه های سلطنت را درپی داشت، میتوانست بهانه بسیار خوبی به دست امپریالیسم ومیلیتاریسم ارتش شاهنشاهی برای سرکوب وسیع جنبش مردمی و انقلاب در شرف وقوع بدهد. این پشنهاد ترورشاه مورد تایید کیانوری قرار نمیگیرد. ارزیابی درست کیانوری اینست که او دیوانه یا «پرووکاتور» است. کیانوری غیرمنطقی وغیرعملی بودن این طرح را توضیح میدهد و میگوید به جای این نقشه‏ های غیر منطقی و غیرعملی بهتر است که با امکاناتش به تکثیر نشریات حزب در ایران بپردازد.
در فرهنگ سیاسی «پرووکاتور» به کسی گفته می شود که بر پایه ماموریتی که از سوی پلیس یا حکومت به او داده شده است، با نفوذ به اخلال و تندروی در مبارزات مردم با سیستم حاکم می‌پردازد تا بهانه برای سرکوب جنبش فراهم شود.
هر روز برای این فرد نام جدیدی می‌سازید که بر ادله‌ی جعلی بودن تاریخ هخامنشیان خدشه وارد کنید؟ قبل از اینکه این تاریخ‌پژوه وارد عمل شود، دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی با مقاله کوروش در روایات ایرانی مارا آگاه کرده بود. کور خواندید دروغگویان یاوه سرا. با ایجاد نام جعلی برای یک فرد و تخریب یک فرد نمیتوانید حقیقت را انکار کنید. ننگ بر شما و تاریخ‌تان، ننگ به این تفکرتان.
افتخار میکنم قبل از اینکه پورپیرار رو بشناسم و اسمش رو در این تالارها شنیده باشم به این تاریخ جعلی هخامنشیان شک کردم و ادله‌‌ام رو نوشتم و مردم رو توجه دادم به زمان وارد شدن این تاریخ و فرد وارد کننده آن یعنی حسن پیرنیا و پهلوی‌چی‌های بی عرضه. برای اثبات این موضوع میتونید تحقیق کنید که آیا ادله من شبیه ناصر پورپیرار هست؟ از ناصر پورپیرار هم با آن همه اشکالاتی که داشت تشکر میکنم که مردم رو با منابعی مانند اشمیت و علی سامی و هرتسفلد و آستروناخ آشنا نمود.
می‌تونید برید از تاریخ های انتشار ببیند اول من مطالب جعلی بودن تاریخ هخامنشیان رو مطرح کردم یا هر فرد دیگه‌ای.


ويرايش توسط milatave : 02-17-2018 در ساعت 05:43 PM
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-17-2018   #7 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله katelimi نمايش نوشته ها
استاد «لطف الله آجدانی» درباره «ناصر پورپیرار»





در فایلی ویدیویی به طور کامل درباره کلاهبرداری و دزدی های مالی این فرد و گرایش او به پان عربیسم و ضدترک و ضدایرانی بودن او اشاره می کند.



همچنین خود عبدالناصر بنی کنعان بارها اذعان و اعتراف می کند که هیچ مدرک اکادمیک و غیراکادمیک حتی در سطح فوق دیپلم و لیسانس هم ندارد.

آجودانی در مناظره با سلیمی نمین بی‌سوادی خود را در باب تاریخ هخامنشیان ثابت نمود.
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-17-2018   #8 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
robinhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله milatave نمايش نوشته ها
آجودانی در مناظره با سلیمی نمین بی‌سوادی خود را در باب تاریخ هخامنشیان ثابت نمود.
سلیمی نمین همان بود که حتی فرق بین اسطوره ها و تاریخ سیاسی ملل را نمی دانست واقعا بی سواد و عصبی بود و هرچه مجری و مهمان دیگر خواستند جلوی سوتی دادنش را بگیرند نشد اخرش هم کم مانده بود بگویید اگر هخامنشیان جزو اسطوره ها هستند چرا حتی یکبار هم برای جایه جایی از سیمرغ استفاده نمیکرند

+بهترین تاریخدانان ان کسانی هستند که تاریخ را بارها و بارها بررسی کرده و ان را در وجودشان نهادینهه نموده اند نه انان که حتی اسم کتابی را که به عنوان منبع ذکر میکنند را نمی توانند درست نام ببرند
__________________
عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان عربیسم
:::::::::::::::::::::::::. M a d e .... in .... I r a n .::::::::::::::::::::::::

ويرايش توسط robinhood : 02-17-2018 در ساعت 07:58 PM
robinhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
3 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-17-2018   #9 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله robinhood نمايش نوشته ها
سلیمی نمین همان بود که حتی فرق بین اسطوره ها و تاریخ سیاسی ملل را نمی دانست واقعا بی سواد و عصبی بود و هرچه مجری و مهمان دیگر خواستند جلوی سوتی دادنش را بگیرند نشد اخرش هم کم مانده بود بگویید اگر هخامنشیان جزو اسطوره ها هستند چرا حتی یکبار هم برای جایه جایی از سیمرغ استفاده نمیکرند

+بهترین تاریخدانان ان کسانی هستند که تاریخ را بارها و بارها بررسی کرده و ان را در وجودشان نهادینهه کرده اند نه انان که حتی اسم کتابی را که از بخشی از متونش کپی کرده اند را نه میدانند و نه میتوانند درست نام ببرند

نخیر. اگر به تاریخ باستان مسلط بودید میفهمیدید آجودانی بر منابع مسلط نبود. چون:
  • قسم خوردم کوروش به مردوک را نشانه‌ی رعایت حقوق بشر اوسط کوروش دانست اما اولا کوروش قسم نخورده بلکه یاد کرده است. ثانیا بخاطر مردم بابل این کار را نکرده بلکه با بررسی تواریخ دیگر مشخص است که خود کوروش به مردوک و خدایان دیگر بابل معتقد بوده.
  • آجودانی از تاریخچه نام‌گذاری مقبره مادرسلیمان اطلاعی نداشت و نمی‌دانست چه کسی اول بار آنجا را به نام کوروش زده است و سلیمی نمین که از منابع سند میداد و تاریخچه این اقدام را روشن میکزد آجودانی جوابی نداشت.
  • وقتی سلیمی نمین پرسید چرا درشاهنامه نام هخامنشیان نیست؟ آجودانی گفت چرا اتفاقا شاهنامه سراسر نام شاهان در آن آمده. این یعنی جوابی برای این سوال ندارد و خود را مضحکه میکند و با فرافکنی از زیر پاسخ درمی‌رود.
  • جوابی برای عدم وجود هخامنشیان در تاریخ ایران نداشت فقط میگفت آنها اساطیری هستند
  • اساطیری خواندن تاریخ ایران فقط از یک بی‌بته‌ چون آجودانی و مزدوری چون حسن پیرنیا بر ‌می‌آید. آجودانی ذره‌ی ناچیز هم نیست که بتواند به این سوالات، با شرف نداشته‌اش پاسخ دهد.
  • از او بزرگتر اساتیدی هستند که شرف خود را به آرامش و آسایش و درگیر نکردن خود با حقیقت می‌فروشند، مانند دکتر نادان ارفعی که بنده اطلاع دارم می‌داند منشور کوروش جعلی‌ست ولی چیزی نمیگوید. آجودانی مگس کیست که با سیمرغ حقیقت درافتند. از او بزرگتر‌ها هستند که شرفشان را فروخته اند.
  • این خجسته‌سان آجودانی تاریخ اصیل ایران را اساطیر و افسانه می‌داند و به تخم و نسل و نژاد خود تف انداخته است او برای من ثابت شده است سواد باستان ندارد اگر برای شما ثابت نشده است شما هم سواد باستان ندارید.
  • مگر شوخی‌ست هر بی‌رگ و ریشه‌ای بیاید به قبر پدر نداشته‌اش بخندد و تاریخ اصیل ایران را افسانه بخواند؟ جز خروسی کردن بهر این مرغکان کاری بلد نیستم. ارفعی دانا باشد یا آجودانی بی‌سواد

ويرايش توسط milatave : 02-17-2018 در ساعت 08:20 PM
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-17-2018   #10 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
robinhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله milatave نمايش نوشته ها

نخیر. اگر به تاریخ باستان مسلط بودید میفهمیدید آجودانی بر منابع مسلط نبود. چون:
  • قسم خوردم کوروش به مردوک را نشانه‌ی رعایت حقوق بشر اوسط کوروش دانست اما اولا کوروش قسم نخورده بلکه یاد کرده است. ثانیا بخاطر مردم بابل این کار را نکرده بلکه با بررسی تواریخ دیگر مشخص است که خود کوروش به مردوک و خدایان دیگر بابل معتقد بوده.
  • آجودانی از تاریخچه نام‌گذاری مقبره مادرسلیمان اطلاعی نداشت و نمی‌دانست چه کسی اول بار آنجا را به نام کوروش زده است و سلیمی نمین که از منابع سند میداد و تاریخچه این اقدام را روشن میکزد آجودانی جوابی نداشت.
  • وقتی سلیمی نمین پرسید چرا درشاهنامه نام هخامنشیان نیست؟ آجودانی گفت چرا اتفاقا شاهنامه سراسر نام شاهان در آن آمده. این یعنی جوابی برای این سوال ندارد و خود را مضحکه میکند و با فرافکنی از زیر پاسخ درمی‌رود.
  • جوابی برای عدم وجود هخامنشیان در تاریخ ایران نداشت فقط میگفت آنها اساطیری هستند
  • اساطیری خواندن تاریخ ایران فقط از یک بی‌بته‌ چون آجودانی و مزدوری چون حسن پیرنیا بر ‌می‌آید. آجودانی ذره‌ی ناچیز هم نیست که بتواند به این سوالات، با شرف نداشته‌اش پاسخ دهد.
  • از او بزرگتر اساتیدی هستند که شرف خود را به آرامش و آسایش و درگیر نکردن خود با حقیقت می‌فروشند، مانند دکتر نادان ارفعی که بنده اطلاع دارم می‌داند منشور کوروش جعلی‌ست ولی چیزی نمیگوید. آجودانی مگس کیست که با سیمرغ حقیقت درافتند. از او بزرگتر‌ها هستند که شرفشان را فروخته اند.
  • این خجسته‌سان آجودانی تاریخ اصیل ایران را اساطیر و افسانه می‌داند و به تخم و نسل و نژاد خود تف انداخته است او برای من ثابت شده است سواد باستان ندارد اگر برای شما ثابت نشده است شما هم سواد باستان ندارید.
  • مگر شوخی‌ست هر بی‌رگ و ریشه‌ای بیاید به قبر پدر نداشته‌اش بخندد و تاریخ اصیل ایران را افسانه بخواند؟ جز خروسی کردن بهر این مرغکان کاری بلد نیستم. ارفعی دانا باشد یا آجودانی بی‌سواد
1>رعایت حقوق بشر را که همان میهمان دیگر برنامه جناب اجودانی توضیح دادند و اگر با اشور بنی پال همان روزگار بسنجیم هخامنشیان و کوروش در این باره بی نظیر بودند و همین موضوع باعث شده برخی عصبی شوند
2>این مقبره مادرسلیمان را توضیح دهید و بگویید یعنی چه و سلیمان کیست ؟
3>روایت مادها و به ویژه ماجرای به پادشاهی رسیدن دیاکو ، هوخشتره و نیز شهر هگمتانه را از شاهنامه برای ما منتشر کنید

4>ماجرای ساخت ابر بنای مشهور دنیای باستان زیگورات و داستان اونتاش گال را هم از شاهنامه برای ما بگویید به ویژه ان بخشش که به چه دلیل زیگورات را ساختند ؟

ويرايش توسط robinhood : 02-17-2018 در ساعت 08:59 PM
robinhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 02-18-2018   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله ss8248 نمايش نوشته ها
با بسیاری از نظرات مرحوم پورپیرار مخالفم اما همین که راه شک و انتقاد-تند و خشن- را باز کرد؛ نسبت به تاریخی که برای خیلیها هاله ای از تقدس دورش را گرفته، کارش قابل تحسین است.
من این گفتار شما را به شکل زیر بازنویسی میکنم. ایرادش را بگویید:

«با بسیاری از نظرات سلمان رشدی مخالفم اما همین که راه شک و انتقاد-تند و خشن- را باز کرد؛
نسبت به دینی که برای خیلیها هاله ای از تقدس دورش را گرفته، کارش قابل تحسین است.»

همچنین، برخورد با سلمان رشدی از دیدگاه جمهوری اسلامی و برخورد با کلاهبردار جاعل ناصر
پورپیرار از دیدگاه فرهنگ ایرانی را هم دیدیم که تا پایان عمرش کتابهایش در خود ایران به آسانی
فروش میرفت و میرود و خودش هم با آسایش در خیابانهای تهران گذر میکرد و هرگز هیچ ایرانی
به مغازه‌اش حمله نکرد!
pahlavan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-18-2018   #12 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
من این گفتار شما را به شکل زیر بازنویسی میکنم. ایرادش را بگویید:

«با بسیاری از نظرات سلمان رشدی مخالفم اما همین که راه شک و انتقاد-تند و خشن- را باز کرد؛
نسبت به دینی که برای خیلیها هاله ای از تقدس دورش را گرفته، کارش قابل تحسین است.»

همچنین، برخورد با سلمان رشدی از دیدگاه جمهوری اسلامی و برخورد با کلاهبردار جاعل ناصر
پورپیرار از دیدگاه فرهنگ ایرانی را هم دیدیم که تا پایان عمرش کتابهایش در خود ایران به آسانی
فروش میرفت و میرود و خودش هم با آسایش در خیابانهای تهران گذر میکرد و هرگز هیچ ایرانی
به مغازه‌اش حمله نکرد!
مقایسه شما دو اشکال دارد
  1. سلمان رشدی به بررسی تاریخ نپرداخته و رمان نوشته است.
  2. مقایسه دین که ذات آن بر تقدس استوار است با تاریخ، کار درستی نیست.
  • ناصر پورپیرار جاعل و دروغگو نیست بلکه تحقیق خود را گفته و بعید نیست تحقیقش دارای روش درستی نباشد و درست و غلط با هم آمیخته باشد.
  • دروغگو کسی است که ادعاهایی می‌کند که خلاف واقع است و هرچقدر سند آورده می‌شود نادیده می‌گیرد.
  • مانند آن فردی که به دروغ، چیزی را به دانشجویان زبان باستان نسبت می‌دهد،
  • یا مطلب کذبی را درباره‌ی یک مترجم زبان باستان می‌گوید که او مترجم زبان باستان نیست بلکه مترجم انگلیسی است،
  • یا مطلب کذبی می‌گوید که رشته ادبیات دروس زبان‌های باستانی ندارد اما وقتی سند می‌دهی که اینها مقطع دکتری دو درس با عنوان زبان و ادبیات باستان دارد باز کفر می‌ورزد و بر ادعای خود پا می‌فشارد.
چه خوب هست همه یاد بگیریم چیزی بگوییم که ژرف اندیشانه و دارای سند و منبع معتبر باشد نه از روی تعصب و نادانشی. و یقین بدانید اگر پای حقیقت در میان باشد تاریخ که سهل است تمام ایران با فرم و محتوایش فدای حقیقت باد، تاریخ را مقایسه با دین کردید، بدانید که در مسیر حقیقت یابی، اشخاص تاریخی و خاندان‌های پادشاهی، اندازه سگ اصحاب کهف و توله‌سگش هم ارزش نخواهند داشت. چه کسانی چون کوروش و داریوش که شاه ایران نبودند و در تاریخ نوین وارداتی شاه ایران شدند. چه کسانی که جز خیر و نیکی برای ایران نبودند مانند شاهان کیانی اما در تاریخ نوین وارداتی دروغ‌های فراوان از جمله افسانه ای بودن علیه‌شان نوشتند.

ويرايش توسط milatave : 02-18-2018 در ساعت 02:52 AM
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-18-2018   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
pahlavan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله milatave نمايش نوشته ها
سلمان رشدی به بررسی تاریخ نپرداخته و رمان نوشته است.
مقایسه دین که ذات آن بر تقدس استوار است با تاریخ، کار درستی نیست.
چگونه فهمیدید سلمان رشدی رمان نوشته است؟
داعش هم تفکر خودش را مقدس میدانست.

باقی گفتارتان به این جستار ارتباطی ندارد و مانند همیشه فرافکنی و اوهام است.
pahlavan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
2 نفر نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-18-2018   #14 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله robinhood نمايش نوشته ها
1>رعایت حقوق بشر را که همان میهمان دیگر برنامه جناب اجودانی توضیح دادند و اگر با اشور بنی پال همان روزگار بسنجیم هخامنشیان و کوروش در این باره بی نظیر بودند و همین موضوع باعث شده برخی عصبی شوند
2>این مقبره مادرسلیمان را توضیح دهید و بگویید یعنی چه و سلیمان کیست ؟
3>روایت مادها و به ویژه ماجرای به پادشاهی رسیدن دیاکو ، هوخشتره و نیز شهر هگمتانه را از شاهنامه برای ما منتشر کنید

4>ماجرای ساخت ابر بنای مشهور دنیای باستان زیگورات و داستان اونتاش گال را هم از شاهنامه برای ما بگویید به ویژه ان بخشش که به چه دلیل زیگورات را ساختند ؟


  1. قسم خوردن کوروش را چونان یک نادان که منشور و تاریخ باستان را کامل نخوانده جزو یک کار حقوق بشری و احترام به حقوق شهروندان خطاب کرد که این‌گونه نیست. هخامنشیان و کوروش؟ طبق کدام نقل، گلچین شده از عهد عتیق و هرودوت و گزنفون و کتزیانس؟
  2. بروید جست و جو کنید، همه را که من نباید روشنگری کنم. بروید در پست‌های گذشته بخوانید. تنها تبیین، درباره یک پدیده، الزاما درست ترین تبیین نیست. ضمن اینکه دلایل مستشرقین برای قبر کورو‌ش بودن آن مقبره، موجه نیست.
  3. روایت ماد در شاهنامه به چه کارم میاد. مورد مطالعاتی بنده شناخت و نقد منابع‌ست. مگر تاریخ اصیل، منظورمان شاهنامه است؟
  4. دلتان خوشه ها.








ويرايش توسط milatave : 02-18-2018 در ساعت 03:11 AM
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 02-18-2018   #15 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
milatave's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Post پاسخ : عبدالناصر بنی کنعان، متولد اهواز یا همان ناصر پورپیرار که بود؟ حامی ایده پان ع

نوشته اصلي بوسيله pahlavan نمايش نوشته ها
چگونه فهمیدید سلمان رشدی رمان نوشته است؟
داعش هم تفکر خودش را مقدس میدانست.

باقی گفتارتان به این جستار ارتباطی ندارد و مانند همیشه فرافکنی و اوهام است.
  1. از آنجا که سن شما را نمی‌دانم.
  2. تفکر افراد از یک پدیده با ذات یک پدیده متفاوت است. تفکر افراد از دین با ذات یک دین که قداست ایت متفاوت است. حال از کجا می‌فهمیم یک تفکر خطاست؟ از آنجا که عقل داریم. داعش خطاکار است و هرکس خلاف این بگوید عقل ندارد.
  3. بگذار فرافکنی و اوهام جای دروغ را بگیرد.
milatave آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
3 نفر نوشته را نپسندیده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:13 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.