رسم های مغانه!
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > تاریخ و فرهنگ
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

تاریخ و فرهنگ گفتمان پیرامون تاریخ و فرهنگ ایران و جهان

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-19-2018   #1 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض رسم های مغانه!

رسم های مغانه!
در این بخش آیین های همپیوند با دین زرتشتی و مهر پرستی را که لابلای نوشته ها و سروده های ایرانی باز مانده است فرا می کشیم! و فهرستی از آنرا در اینجا می آوریم.
نوشته های این بخش از کتاب "پیامبر آریایی" و زیر بخش "رسم های مغانه" نوشته اميد عطايي فرد آورده شده است.
به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان گوید
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
حافظ
شاد باشید

ويرايش توسط rostam_farokhzad : 03-19-2018 در ساعت 10:30 PM
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
6 نفر نوشته را پسندیده اند
نوشته را نپسندیده اند :
قديمي 03-20-2018   #2 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

1- هنگام رسیدن به آستان آتشکده از اسب فرود می آمدند و پیاده به نیایشگاه می رفتند.
2- تاق آتشکده به گونه گنبد و سراسر بنا آکنده از سیم و زر و گوهر و سنگ های گرانبها بود.
3- پیش از اندر شدن به خورآباد ( خرابات) یا دیر مغان شستشو می کردند:
شستشویی کن و آنگه به خُرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب، آلوده
حافظ
4- هیزم آتش از چوبهای خوشبوی مانند عود بود وبر آتش مشک و عنبر و زعفران می افشاندند. گاهی نیز بر آتش يا پیرامون آتشدان، سیم و زر و گوهر می ریختند.
5- هنگام نماز پیشانی بر خاک می نهادند و نیایش خود را به آهستگی، با زمزمه می خواندند. باژ (واژ) را همریشه با واک و واژه و به معنی دعا خواندن گرفته اند. چنانکه در شاهنامه آمده است:
پرستنده آذر زردهشت
همی رفت با باژ و برسم به مشت
بَرسَم ( اوستایی: بَرَسمن): شاخه ای تازه و پاکیزه از گیاهان یا درختان که به نشانه شکرگزاری به دست می گرفتند و نیایش می کردند.
6- از برای نذر و نیاز دینار و گهر و ارمغانهای دیگر به آتشکده ارمغان می کردند.
جستار دنباله دارد!
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-20-2018   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

البته با توجه به وجود اصطلاحاتی مانند "پیر" و "شراب" و همچنین ابیاتی مانند نمونه های زیر می شود گفت که حافظ بیشتر بر کیش مهرپرستی بوده تا زرتشتی:

بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآینم

ارزش هایی هم که حافظ در شعر خود به آن می پردازد همه مهرپرستانه است تا زرتشتی. مانند نقش بلا و مصیبت در رقّت قلب، تاثیر مستی و بی خودی بر آگاهی درونی، نقش فروتنی و پیروی از پیر در نیل به مقامات انسانی، تقابل نور و تاریکی و شادی و غم، فراسوی نیک و بد اندیشیدن و عدم مطلق نگری، عدم تفکر ایده آلیستی و قبول دنیا با تمام شرها و خیرهای آن و ...که همه از ایده آلیسم و مطلق نگری زرتشتی که بعدا به ادیان ابراهیمی نیز انتقال پیدا کرد فاصله دارد و بیشتر به آیین هایی که پیش از ظهور زرتشت در ایران زمین رواج داشته اشاره می کند.
__________________


زن کامل نوع انسانی والاتری از مرد کامل است، هر چند بسیار کمیاب تر از مرد است.

نیچه، انسانی بسیار انسانی، پاره 377



deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-21-2018   #4 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

7- جامه ای ویژه به نام سدره می پوشیدند و روی آن کُشتی (کمربند ویژه) می بستند. در جامه پوشی یک ناهمسانی به چشم می خورد و آن گلیم پوشی خسروپرویز در برابر جامه سپید و نو و نابسود ( ناپوسیده) کیخسرو می باشد.
در اینجا کردار کیخسرو هماهنگ تر با نگرش زرتشتی است و شیوه خسروپرویز ریشه در گرایش های درویشانه و صوفیانه دارد.
در آثار الباقیه بیرونی می خوانیم:
فریدون مردم را امر کرد که کُشتی به کمر ببندند و زمزمه کنند و هنگام خوراک سخن نگویند....پادشاهان در این روزها ( فروردگان) تاج خویش را از سر می گرفتند و از تخت به زیر آمده و درصف مردم می نشستند و جامه سپید بر تن کرده و کشتی بر کمر می بستند و به دادخواهی مردم می رسیدند و به مصالح کشور می پرداختند.
8- هنگام سوگند خوردن از ایزد و زند و آتش ورجاوند یاد می کردند:
سوگند خوردن بهمن اردشیر:
هم اندر زمان شاه سوگند خورد به دارنده گنبد لاجورد
به یزدان که او چرخ دارد به پای به زرتشت، کو هستمان رهنمای
(ایرانشاه-بهمن نامه)
سوگند خوردن دارا:
به رخشنده آذر، به اُستا و زند. به خورشید روشن، به چرخ بلند
به یزدان که اهریمنش دشمن است. به زرتشت کو خصم اهریمن است
( اسکندر نامه- نظامی)
سوگند خوردن یزگرد یکم:
چو بشنید ازو شاه سوگند خورد. به خرداد بُرزین و خورشید زرد
(شاهنامه)
9- مرید مغان ( حافظ) سروده های رمز آمیزی دارد که یکایک را گزارش می کنیم:
کیمیایست عجب بندگی پیر مغان خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند
1-9- رهروان آیین مهر می بایست هفت درجه را می گذراندند تا به پایه پیر برسند.
حلقه پیر مغانم ز ازل در گوش است. ما همانیم که بودیم و همان خواهد بود
2-9- همانگونه که در کنده کاری های تخت جمشيد نیز می بینیم به نشانه وفاداری و پیمان حلقه ای به یک گوش می کردند.
منم که گوشه میخانه خانقاه منست دعای پیر مغان ورد صبحگاه منست
3-9- اشاره به نیایش های بامدادی است که نیاز به هور و مهر می کردند.
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهبست گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند
4-9- هوم ( باده بهشتي) همواره یکی از مهمانان خوان مهرپرستان بوده و در عرفان پارسی، می و باده نقش نمادین و راستین خود را نگاه داشته است.
یاد باد آنکه نهایت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
5-9- "رقم مهر" همان داغیست که مهرپرستان به نشانه بندگی ایزد مهر میترا بر پیشانی و یا رخسار خود می نهادند.
یاد باد آنکه مَه من چو کله بشکستی در رکابش مه نو، پیک جهان پیما بود
6-9- "کلاه شکسته" سرپوشی مخروطی بود که مهرپرستان بر سر می نهادند. بخش بالایی کلاه به سویی برگشته و به اصطلاح شکسته بود. شهر زوری درباره "سهروردی" آورده است که او مرقع می پوشید و کلاه سرخ درازی بر سر می نهاد و سماع و نغمات موسیقی را به غایت دوست داشت. عطار نیز در "منطق الطیر" از کلاه شکسته به نام " کلاه گبرکی" یاد می کند.
بیفشان جرعه ای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
7-9- شراب افشانی و زوهر افشانی بر روی آتش و خاک از رسم های کهن مغانه در ایران بوده است.
گزنفون در کتاب "سیرت كوروش بزرگ" برگه 125 نوشته است:
" به رسم ستایش ساغرها بر خاک ریخت و در ره ایزدان قربانی ها کرد"
گیسوی چنگ ببُرید به مرگ می ناب
تا همه مغ بچگان زلف دوتا بگشایند
8-9- گیسو آرایی مغانه بدین گونه بود که از میانه سر موها را به دو سر شانه می کردند. امشاسپند بهمن با موی گزیمه ( فرق دار، دوتا) که نشانه دوگانگی گیتیست به زرتشت نمایان شد ( زادسپرم،32)
همچنین از زنانی یاد شده که هنگام رفتن به آتشکده موی خود را دوتا می کردند ( روایت پهلوی، 27)
پیروز باشید
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-25-2018   #5 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
rostam_farokhzad's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

هاتف اصفهانی درباره خلوت آتش پرستان و مغان می سراید:
دوش از سوز عشق و جذبهٔ شوق
هر طرف می‌شتافتم حیران

آخر کار، شوق دیدارم
سوی دیر مغان کشید عنان

چشم بد دور، خلوتی دیدم
روشن از نور حق، نه از نیران

هر طرف دیدم آتشی کان شب
دید در طور موسی عمران

پیری آنجا به آتش افروزی
به ادب گرد پیر، مغبچگان

همه سیمین عذار و گل رخسار
همه شیرین زبان و تنگ دهان

عود و چنگ و نی و دف و بربط
شمع و نقل و گل و مل و ریحان

ساقی ماه‌روی مشکین‌موی
مطرب بذله گوی و خوش‌الحان

مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور
خدمتش را تمام بسته میان

من شرمنده از مسلمانی
شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان

پیر پرسید کیست این؟ گفتند:
عاشقی بی‌قرار و سرگردان

گفت: جامی دهیدش از می ناب
گرچه ناخوانده باشد این مهمان

ساقی آتش‌پرست آتش دست
ریخت در ساغر آتش سوزان

چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش
سوخت هم کفر ازان و هم ایمان
rostam_farokhzad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-09-2018   #6 (لینک نوشته)
هم میهن دوست
 
robinhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

نوشته اصلي بوسيله deepnorth نمايش نوشته ها
البته با توجه به وجود اصطلاحاتی مانند "پیر" و "شراب" و همچنین ابیاتی مانند نمونه های زیر می شود گفت که حافظ بیشتر بر کیش مهرپرستی بوده تا زرتشتی:

بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآینم

ارزش هایی هم که حافظ در شعر خود به آن می پردازد همه مهرپرستانه است تا زرتشتی. مانند نقش بلا و مصیبت در رقّت قلب، تاثیر مستی و بی خودی بر آگاهی درونی، نقش فروتنی و پیروی از پیر در نیل به مقامات انسانی، تقابل نور و تاریکی و شادی و غم، فراسوی نیک و بد اندیشیدن و عدم مطلق نگری، عدم تفکر ایده آلیستی و قبول دنیا با تمام شرها و خیرهای آن و ...که همه از ایده آلیسم و مطلق نگری زرتشتی که بعدا به ادیان ابراهیمی نیز انتقال پیدا کرد فاصله دارد و بیشتر به آیین هایی که پیش از ظهور زرتشت در ایران زمین رواج داشته اشاره می کند.
با توجه به زمان و زمانه زندگی حافظ باید در ابتدا دید منابع وی جهت شناخت آیین هایی پیش از ظهور زرتشت چه بوده است و میزان شناخت وی از مهر به چه میزان بوده چرا که سهروردی هم چنین شناختی را داشته است ولی به نظرم رفرنسهای که در اختیار انان بوده باز هم حول محور زرتشت بوده چرا که انان در زمانه خود امکان دریافت اطلاعات شفاهی بسیار بیشتری را داشته اند
__________________
رسم های مغانه!
:::::::::::::::::::::::::. M a d e .... in .... I r a n .::::::::::::::::::::::::
robinhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 04-09-2018   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
deepnorth's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : رسم های مغانه!

نوشته اصلي بوسيله robinhood نمايش نوشته ها
با توجه به زمان و زمانه زندگی حافظ باید در ابتدا دید منابع وی جهت شناخت آیین هایی پیش از ظهور زرتشت چه بوده است و میزان شناخت وی از مهر به چه میزان بوده چرا که سهروردی هم چنین شناختی را داشته است ولی به نظرم رفرنسهای که در اختیار انان بوده باز هم حول محور زرتشت بوده چرا که انان در زمانه خود امکان دریافت اطلاعات شفاهی بسیار بیشتری را داشته اند
بی شک درک آنها مکتبی به قول اهل فلسفی "مدرسی" نبوده. یعنی صرفا نظری نگاه نمی کردند و مانند آنچه در تصوف بیان می شود «سلوک» داشته اند. یعنی به طور عملی خود کشف هایی هم داشته اند. اینکه نمادپردازی شراب و مستی و ساقی و شاهد و معشوق و کلا عشق های زمینی با مفاهیمی عرفانی و آسمانی در اشعار گروهی خاص از اهل تصوف در قرون اولیه اسلام رایج شد هم ناشی از مطالعه منابع عرفانی شرق بوده هم تجربه های شخصی. اگر دقت کنیم آدم معروفی مانند ناصر خسرو هم دقیفا به باده گساری خود در دوران پیش از تحولش اشاره کرده. پس عجیب نیست اگر افرادی زیادی مثل او به طور عملی به این استعارات جدای از متون مذهبی مشرق زمین رسیده باشند. ولی خب آیین زرتشت هم چندان نمی تواند جدا از آیین های پیش از خود مورد بررسی قرار بگیرد چون دقیقا در متون زرتشتی از مهر هم حرف زده شده؛ دقیقا مانند اسلام که هر چه خواست مردم ایران را از تفکرات پدری خودشان دور بکند در نهایت ذات زندگی آنها را باز به فرقه هایی مانند تشیع و اسماعیلیه که با اسلام اصلی خیلی فرق دارد رهنمون کرد.

بی شک در قدیم منابع زیادی از علوم ادیان وجود داشته که از دوران ترجمه های قرون اولیه باقی مانده بوده اند اما بعدا مفقود شده. ابن ندیم در الفهرست خود از کتاب هایی نام می برد که بسیاری از آنها (تقریبا بیش از نود درصدشان) مفقود شده اند امروز. پس بی شک دانش در باب ادیان باستانی در گذشته کم نبوده.

اما چیزی که هست جهان بینی امثال حافظ تفاوت روشنی با یگانه پرستی ادیان زرتشتی-مانند دارد. شاید چون به ما تلقین شده کمتر به آن توجه کرده ایم اما واقعا حافظ در تمام اشعار خود دارد یگانه پرستی و ادیان توحیدی را ریشخند میکند و اگر گاهی تمثیل دینی هم دارد صرفا حکم نوعی کابرد مصلح عامیانه را دارد. مثل اینکه الان اکثرا می گویند "خدا را شکر" یا "ان سا الله". وگرنه فلسفه او که دارد مدام معشوق های زمینی را با هیبت خاکی تمجید می کند اوج دهن کجی او به هر چه الهیات ابراهیمی است. و البته از بیم جان هر سخن و نکته هم برای او مکانی داشته!
deepnorth آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 05:52 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.