نمایشنامه خوانی
تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > دهکده جهانی هم‌میهن > عشق و دوستی > باشگاه هم‌میهن > رادیو هم میهن
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

رادیو هم میهن Radio HamMihan

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي يك هفته پيش   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض نمایشنامه خوانی

نمایشنامه خوانی
تو این فکر بودم که در قسمت رادیو هم‌میهن ،تاپیکی رو درست کنیم که
نمایشنامه های کوتاه تک نفره و دونفره رو با صدای خودمون بخونیم
و آپلود کنیم.
حتی نمایشنامه های سه پرسوناژه رو هم میشه تک نفره اجرا کرد.
هر ساله جشنوارهای نمایشنامه خوانی در سراسر کشور برگذار میشه
و لذت خودشه داره.
__________________
تـو...
فـراموش شـده ترین
اتـفـاقـی هســتی...
کـه به یـاد مـی آورم...
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #2 (لینک نوشته)
مَردی بَرایِ تَمامِ فُصول
 
Soltan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله patriotman نمايش نوشته ها
تو این فکر بودم که در قسمت رادیو هم‌میهن ،تاپیکی رو درست کنیم که
نمایشنامه های کوتاه تک نفره و دونفره رو با صدای خودمون بخونیم
و آپلود کنیم.
حتی نمایشنامه های سه پرسوناژه رو هم میشه تک نفره اجرا کرد.
هر ساله جشنوارهای نمایشنامه خوانی در سراسر کشور برگذار میشه
و لذت خودشه داره.
سلام دوست گرامی
فکر و ایده بسیار خوبیست
با رایزنیِ دوستان هم میهنی و استفاده از علاقمندان این رشته
میتونید حرکت جدیدی رو در رادیو هم میهن انجام بدید.
این کار البته نیاز به سماجت و پشتکار بسیار قوی دارد.
بعنوان مدیریت این تالار همراه شما خواهم بود

ويرايش توسط Soltan : يك هفته پيش در ساعت 01:24 PM
Soltan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
5 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله soltan نمايش نوشته ها
سلام دوست گرامی
فکر و ایده بسیار خوبیست
با رایزنی با دوستان هم میهنی و استفاده از علاقمندان این رشته
میتونید حرکت جدیدی رو در رادیو هم میهن انجام بدید.
این کار البته نیاز به سماجت و پشتکار بسیار قوی میباشد.
بعنوان مدیریت این تالار همراه شما خواهم بود
جناب سلطان از اونجا که من کارم تاتر و بازیگری هست خیلی علاقه داشتم این کار انجام بشه.
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

این یه نمایشنامه دو پرسوناژه آسان هست با چهار اپیزود که می‌تونه شروع خوبی باشه، اگر کسی اجراشده نکرد خودم چراغ اول رو روشن میکنم:

صحنه به دو قسمت تقسیم شده که نور این دو قسمت را از هم مجزا ساخته . در گوشه ای یک اتاق نشیمن ساده و در گوشه دیگر میز منشی و چند صندلی. قسمت دوم با توجه به متن متغیر است )
اپیزود 1
پسر :سلام خانوم
دختر:سلام.بفرمائید
پسر :واسه استخدام اومدم
دختر:استخدام چی؟
پسر :خودتون آگهی داده بودید.اینها اطلاعیه اش
دختر:آها اونو می گید وقتش تموم شد یه نفر استخدام شد
پسر :یعنی هیچ راهی نداره .بخدا من مجبورم
دختر:آخه از من کمکی بر نمیاد من اینجا فقط یه منشی هستم
پسر :درسته منشی هستید ولی اگه بخواید میتونید سفارشم رو کنید
دختر:شما هر کاری باشه حاضرید انجام بدید؟
پسر :آره هر کاری که دستور بدید. از آبدارچی وسرایدار گرفته تا توالت شستن
دختر :آخه اینجا واسه این جور کارا چیزی نمیدن فوقش ماهی 5 یا6 تومن بده که نمی دن
پسر :آخه....... آخه......
دختر:آخه چی ؟ها؟
پسر :آخه من با این حقوق چطوری می تونم خرج یه خانواده 4 نفری رو بدم ؟!
دختر:چرا تو باید خرج خونه رو بدی پس بابات چکارس ؟
پسر :بابام......بابام ......
دختر:بابات چی؟معتاده ؟زن گرفته و فرآموشتون کرده یا.....
پسر :نه ......نه......بابام عمرشو داده به شما
دختر:/سکوت/ببخشید.متاسفم من منظوری نداشتم
پسر :خواهش می کنم
دختر:حالا چرا تو کار کنی ؟مگه داداش بزرگتر نداری ؟
پسر :نه بابا منم و سه تا خواهر قدو نیم قد با یه ننه پیر که اونم الان چند وقته افتاده توی خونه . از بس توی خونه های مردم رخت چرکهاشونو شست و کارکرد دیگه کمر درد گرفته افتاده توی خونه .
دختر:با این اوصاف که خیلی داغونی .نمی دونم حالا اگه واست می صرفه و میدونی که زندگیت می چرخه باشه من یه رویی میزنم

اپیزود 2
مرد :چطور بود ؟
زن :بد نبود فقط یکم اگزجره بود.
مرد :یعنی کسی باهاش ارتباط برقرار نمی کنه؟
زن :چرا.ولی باید بیشتر بهش پرداخت بشه .اصلا همین دختر و پسر رو ببر توی یک موقعیت دیگه .
مرد :یعنی اینم نشد .آخه من توی این زمان کم چطوری می تونم ؟
زن :تو باید بنویسی.بنویس.بنویس.اونقدر بنویس تا اون چیزی رو که می خوای رو بدست بیاری .
مرد :فقط این بار می نویسم اگه نشد دیگه نیستم.
زن :من میرم چای بیارم (خارج میشود)
مرد :پس تو که زحمت می کشی واسه من نسکافه بیار
زن :چشم
اپیزود 3
نسرین:تو یه دفعه چت شده؟
پسر :من باید برم
نسرین :کجا ؟واسه کی؟که چی بشه ؟که فردا بگن .........
پسر :من کاری ندارم که چی بگن و نمیدونم که چه اتفاقی می افته ولی میرم که نذارم اون چیزی رو که داریم ازمون بگیرن
نسرین :به خونه چی بگم ؟بگم کجا رفتی
پسر :فعلا نمی خواد چیزی بگی
نسرین :پس قول و قرارمون چی میشه .همشو یادت رفت
پسر :اینها رو ول کن تو فکر می کنی اگه این مملکت بیافته دست اونا منو تو می تونیم زندگی کنیم
نسرین :به یه گل بهار نمیشه آقا مسعود
پسر :من میرم جنگ .تانکهاشونو میترکونم .سربازاشونو دسته کلید میکنم .سوار هلی کوپتر میشم بعد بر میگردم.......ااااااایه موشک یه موشک ...
نسرین :کی این مزخرفاتو کرده تو کله تو نکنه فکر کردی می تونی بری اونجا و همشون رو بکشی .ها.نه جونم اونا رحم ومروت ندارن گیریم که شهید نشی .مجروهم نشی اگه اسیر شدی چی .اصلا اگه گذاشتنت جلو دیوارو ته تق تق تق چی ؟به من فکر کردی بعد چکار کنم
پسر :خانم معلم حرفاتون تموم شد تمام حرفایی که گفتی آرزو های منن تو چه افتخاری از این بزرگتر می شناسی که آدم واسه خاک وطن و ناموسش شهید .جانباز .شایدم اسیر بشه
نسرین : تو رو خدا از خر شیطون بیا پائین این قدرم شعار نده . من میرم هر وقت تصمیم به موندن گرفتی ......باهاتم (دختر میرود . پسر به دنبالش می رود)
پسر :نسرین .........نسرین ببین گوش بده . من .........من.........اه

اپیزود 4
مرد :می ترکونه .
نسرین :شاید ولی فکر نمی کنی یکم کلیشه ای باشه
مرد : نه
نسرین :پس پاک نویسش کن . راستی آخرش چی شد به هم رسیدن اصلا پسره رفت جنگ
مرد :خودت چی فکر می کنی
نسرین : من که نفهمیدم .میرم یه زنک بزنم به زهرا
مرد :سلام برسون خواستی بیای باهات یه لیوان آب بیار
(زن خارج می شود .نوری جلو سن روشن میشود دختری با عروسکش بازی می کند و برایش شعر می خواند .هواس مرد به او می رود .)
مرد :/چند سرفه پیاپی/نسرین ........نسرین....../گوئی نفسش بند آمده به زمین می افتد/
/صدای شکستن لیوانی زن با عجله وارد میشود/
نسرین :مسعود ..........مسعود ............
/مرد اشاره به اسپره آسم می کند / /بعد از چند لحظه /
مرد :تو هم دیدیش ؟
نسرین :چی رو ؟ چی رو دیدم ؟ها
مرد : چقدر خوشکل بود . چه لباس نازی تنش بود .واسم شعر می خوند
نسرین : تو باز اون بحث همیشگی رو شروع کردی
مرد :گوش کن .عروسک من چشماتو باز کن /ادامه میدهد/
نسرین:مسعود تو رو خدا یکم به خودت بیا .چرا این قدر خودتو زجر میدی. مسعود
مرد :/بر می گردد/بخداغ خودم دیدمش همینجا بود ولی تا تو اومدی نا پدید شد .اون از تو ترسید
نسرین:آخه اون کیه که از من میترسه .من چه بدی به تو و اون کردم
مرد : میگفت منتظرمه
نسرین:کی؟ولش کن متنت به کجا رسید
نسرین:با تو بودما .تمومش کن
مرد :تمومش کردم یه دلیل خوبم واسش گذاشتم پسره که میره جنگ شهید میشه
نسرین: شهید میشه
مرد : آره بهتر از اینه که ناقص بشه و برگرده بهم برسن و بچه دار نشن و دختره بهش سر کوفت بزنه و بگه تقصیر توئه
نسرین : چیه داری طئنه میزنی ؟
مرد :تو این جور فکر کن ولی اگه شهید نشه و مجروح برگرده این طئنه رو نمی شنوه
نسرین : اصلا تو هدفت از نوشتن این متن چیه
مرد : می خوام به همه بگم که دویدن سهم کسانیه که نمی رسند و رسیدن حق کسانی که نمی دوند.
/تلفن زنگ می خورد زن برای جواب دادن از صحنه خارج می شود ./
(نور دوباره می آید اینبار دختر نیست )
/مرد به سرفه می افتد/
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

اپیزود یعنی چی؟

اپیزود چیست ؟

- مکان و زمان و کاراکتر ها عوض میشوند ، ولی بازیگران و موضوع اصلی عوض نمیشود . اپیزود موضوعات فرعی زیادی دارد .
یا

هرقسمت ازیک فیلم کوتاه چندقسمتی کامل که بادرونمایه یا مضمونی به دیگر قسمتها متصل می شود، هرچند هرقسمت داستان متفاوتی داشته باشد. مثل فیلم

«یازده سپتامبر» که توسط یازده فیلمساز ازجمله سمیرا مخملباف ساخته شد ویا فیلم اپیزودیک « کابوس » ساخته ی برادران « تاویانی» . تازه ترین نمونه آن ، فیلم « بلیت » است که کیارستمی به همراه دوکارگردان دیگر سازنده ی یک قسمت آن هستند.
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

اگر حالم بهتر شد چند تا نمایشنامه کوتاه که خیلی حوصله دوستان سر نره رو انجام میدم.
فعلا که حالت نیمه بستری دارم خخخخ
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #7 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

برای دست گرمی یه نمایشنامه مونولوگ یک نفره آسان:

تراژیک آدمکهای یک نفره:

بازو به بازو
شهر صحنه تئاتر شده است
ما در اين نمايشنامه تكرار مي شويم
صحنه اول
كلاهش را جابجا مي كند
زيبا مي گريد
تلخ مي خندم
چارلي در انتهاي سالن نگه مي كند
صحنه بعد
با كاپشني كرم
حرف مي زني
تماشاچيان مي خندند
چارلي در انتهاي سالن گريه مي كند
من به اين فكر ميكنم
اين نمايشنامه مي تواند واقعي باشد
صحنه بعد
قرار است شاعري باشم با موهاي پريشان
و احتمالا سيگاري
حرف مي زني
با كاپشن كرم رنگ
بلند مي شوم
اسلحه ات را سمت من مي گيري
اينبار قرار ست بميرم
چارلي در انتهاي سالن گريه مي كند
.......
صحنه بعد
كلاهش را در مي اورد
زيبا گريه مي كنم
تلخ مي خندد
چارلي در انتهاي سالن نگاه مي كند
صحنه بعد
ايستاده اي با كاپشني كرم
نشسته ام
حرف مي زني
حرف نميزنم
چارلي در انتهاي سالن گريه مي كند
و من ميدانم
يا بدست تو كشته خواهم شد
يا روز بعد
به طرز مشكوكي خواهم مرد
صحنه بعد
مرا نگاه مي كني با كاپشني قهوه اي
ترسناك تر
ديلالوكم را فراموش كرده ام
بلند مي شوي
چارلي در انتهاي سالن
با يك دستش گريه مي كند
با دست ديگر لبخند مي زند
من مي دانم يا بدست تو كشته خواهم شد
يا روز بعد به طرز مشكوكي خواهم مرد

نمایشنامه خوانی
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي يك هفته پيش   #8 (لینک نوشته)
مَردی بَرایِ تَمامِ فُصول
 
Soltan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله patriotman نمايش نوشته ها
جناب سلطان از اونجا که من کارم تاتر و بازیگری هست خیلی علاقه داشتم این کار انجام بشه.
بله دورادور از فعالیت های هنری شما دوست هم میهنی با خبر هستم...
برای اینجور فعالیت ها باید علاوه بر علاقه یک روحیه ی قوی میطلبه که کمتر کسی داره
تجربه ی چندین ساله ما نشان میده حرکت های این چنین نو خیلی کمتر استقبال میشن... اگر هم بشن پیر مکنن آدم رو
Soltan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله Soltan نمايش نوشته ها
بله دورادور از فعالیت های هنری شما دوست هم میهنی با خبر هستم...
برای اینجور فعالیت ها باید علاوه بر علاقه یک روحیه ی قوی میطلبه که کمتر کسی داره
تجربه ی چندین ساله ما نشان میده حرکت های این چنین نو خیلی کمتر استقبال میشن... اگر هم بشن پیر مکنن آدم رو
سلطان جان خودم کنترات تاپیک رو بر میدارم غصشو نخور
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #10 (لینک نوشته)
مَردی بَرایِ تَمامِ فُصول
 
Soltan's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله patriotman نمايش نوشته ها
سلطان جان خودم کنترات تاپیک رو بر میدارم غصشو نخور
حله داداش
با همین فرمون برو جلو... نترس
مام باهاتیم
Soltan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
patriotman's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نمایشنامه خوانی:
این همون نمایشنامه ای هست که در ارسال چهارمم بود.
دوستان اگر علاقه دارید از تپق زدن نترسید خود من هم الان دوسه جا تپق زدم ،بزرگترین بازیگران تاتر هم خودم در جشنواره دیدم تپق زدن اونم بعد از دهها بار تمرین و خواندن متن نمایشنامه:
نمایشنامه خوانی
patriotman آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي يك هفته پيش   #12 (لینک نوشته)
سرپرست تالار ادبيات
 
hese_mobham's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : نمایشنامه خوانی

نوشته اصلي بوسيله patriotman نمايش نوشته ها
نمایشنامه خوانی:
این همون نمایشنامه ای هست که در ارسال چهارمم بود.
دوستان اگر علاقه دارید از تپق زدن نترسید خود من هم الان دوسه جا تپق زدم ،بزرگترین بازیگران تاتر هم خودم در جشنواره دیدم تپق زدن اونم بعد از دهها بار تمرین و خواندن متن نمایشنامه:
نمایشنامه خوانی

بسیار عالی
کار جالبی انجام میدید
تو این نمایشنامه که نقش زن رو هم که اجرا کردید بنده رو یاد تئاتر سنگ ها در جیب هایش انداختید
__________________
همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام،
هیچ گاه نمی فهمی در حال رقصیدن در رویای خویش اند
و یا سنگینی بار هستی را به دوش می کشند.
"جان گرین"
hese_mobham آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 07:08 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.